مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟


سوالات:

  1. آیا خداوند فقط برای ما خیر می خواهد و فقط خوبی ها را وارد زندگی ما می کند؟
  2. شما باورهای توحیدی را چطور ساختید؟
  3. در آیه اذا سآلک عبادی انی شرط خداوند این است که به شرط اینکه شما هم من را اجابت کنید. ما چطور می توانیم خداوند را اجابت کنیم؟

مفاهمیمی که استاد عباس منش در این قسمت توضیح داده اند شامل:

  • چگونه در مدار خداوند قرار بگیریم؛
  • مفهوم «رابطه دوطرفه میان ما و خداوند» از طریق توضیح “سیستمی بودن رفتار خداوند”؛
  • تجربیاتی که “توحید را به عنوان تنها اصل”، به من شناساند؛
  • نحوه ساختن باورهای توحیدی؛
  • اولین قدم در مسیر توحید برای من، حساب نکردن روی آدمها بود و آرام آرام یاد گرفتم که چطور روی خداوند حساب کنم؛
  • مفهوم ایاک نعبد و ایاک نستعین؛
  • از آدمها تشکر کن اما روی یک فرد خاص حساب نکن؛
  • از آدمها تشکر کن اما اعتبار حضور آن فرد را به خداوند بده؛
  • ارتباط مستقیم بین شرک ورزیدن و دور شدن از نعمت ها؛
  • “درخواست های ما از خداوند”، از دیدگاه قانون فرکانس؛
  • نگاه سیستمی درباره «تغییر»؛
  • فارغ از اینکه چقدر تا کنون مسیر اشتباه را رفته ای، سیستم به محض تغییر مسیر، رفتار خود با تو را تغییر می دهد؛
  • توضیح سیستمی بودن رفتار خداوند از طریق توضیح آیه اذا سألک عبادی انی…؛
  • بارزترین ویژگی خداوند از نگاه آیه و اذا سآلک عبادی انی…؛

منابع کامل برای درک و اجرای بهتر آگاهی های این قسمت:

کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم

جلسات 9 و 10 دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها

بخش چگونه فکر خدا را بخوانیم | دوره 12 قدم

“تفاوت یشا و یرید” در دوره قانون آفرینش | بخس دهم، کلید درک مفهوم سیستمی بودن رفتار خداوند است؛


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    609MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    40MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

627 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فهیمه پژوهنده» در این صفحه: 4
  1. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2432 روز

    به نام فرمانروای آسمان ها و زمین

    سلام به استاد عزیزم ومریم شایسته عزیزم

    سلام به دوستانی که کامنت منومیخونند و در مسیر یادگرفت های بیشتر ودرک حقیقت هستند مثل من

    چقدر جالب بود این قسمت. اصلا انگار برای حال و هوای این روزهایمنفایل ها داره میاد روی سایت.ممنون از دوستانی که سوالات خوب پرسیدند که باعث این همه گسترش و مرور آگاهی ها بشه تا به یاد بیاوریم حقیقت رو…

    سوالی که پرسیده شده بود درمورد یک آیه بینظیر در قرآن

    «وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أجیب دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبوا لی وَ لْیؤْمِنوا بی لَعَلَّهمْ یَرْشدون»

    این بود که:در مورد آیه بالا خداوند میگه به شرطی که شما هم منو اجابت کنید من شما رواجابت میکنم.

    چطور میتونیم خداوند را اجابت کنیم؟ منطور این آیه ازاجابت کردن چیه؟

    پاسخ سیدحسین عباسمنش:

    رابطه ما با خداوند یک رابطه دوطـرفــه است.

    استاد در ادامه گفتند که من یکسری مباحث رو در ایران شروع کردم که قبل از من کسی صحبت نکرده بودیا لااقل من نشنیده بودم.من اومدم درباره سیستمی بودن رفتار خداوند صحبت کردم. اینکه خداوند یــک انسـان نیست که بگیم یک آدمی هست که احساساتی میشه و دلش می سوزه برات. اغلب اینطور فکر می کنند که خدا یکنفری هست که اون بالا نشسته که هر وقت حال کنه به این میده و هر وقت حال نکنه نمیده. و این نگاه از نگاه انسانی ما میاد و کاملا اشتباه است.

    ———————————

    این خطای شناختی رو همه ی ما بارها و بارها مرتکب میشیم چون ذهن مادی ما دوست داره برای درک کردن همه چیز رو در قالب و چهارچوب خودش بیاره تا براش قابل فهم بشه و واقعا نمیشه یک چیز غیر مادی رو در مادی به درستی درک وتوصیف کرد. پس ما همیشه باید حواس مون باشه و یادمون نره خدا مــادی نیست.خدا فراتر از مــاده و جــسـم هست. خدا چیزی فراتر از ذهن و عقل ماست و شاید فقط قلب و روح ما اونو میتونه تا حدی درک کنه.

    در ادامه نگاه سیستمی داشتن بخدا و بررسی کلمات کلیدی قرآن استاد به یشا و یرید اشاره میکنند که میگن اینا از موضوع های مهمی در قرآن هستند. شئ: مشیـت خداوند هست ارادَ:خواسـت خداوند هست

    استاد یک اشاره به اون زمانی که این ایده رو در سمینارهاشون مطرح میکردند.و بهش توهین میشده و یا برچسب وهابی بودن و …میشده رو گفتند. درس و نکته این داستان و حرف استاد بنظر من این بود: طبق قانون عمل و عس العمل، طبق قوانین ثابت الهی و سیستمی عمل کردن خدا، طبق قانون ارتعاش و فرکانس و جذب. هــر کسی بخواهد به کسی توهین کنه یا برچسب بزنه، در حقیقت داره به خودش ضــربه میزنه نه به اون شخص. ما تاثیری روی زندگی بقیه نداریم مگر اون شخص اجازه بده تا این صحبت ها روش تاثیر بذاره و وارد اون فرکانس بشه

    —سیستمی بودن رفتار خداوند به این شکـله که: شما با توجه به افکارت، با توجه به باورهات، با توجه به رفتارت داری از خداوند نتیــجه میگیری. استاد مثال دوقلوهای یکسانی رو زدند با وجود در همه چیزی کسان بودن شون، خانواده و شرایط زندگی وحتی جسم شون امــا دونفر با این حد شباهت بــا نگاه و دیدگاه ونگرش متفاوت میتونند هرکدوم نتیجه های متفاوت بگیرند.

    —-استاد برای باز شدن سیستمی عمل کردن جهان مثال آبمیوه گیری رو میزنند. آبمیوه گیری هم یک سیستم هست که بهش هر ورودی بدی همون خروجی رو بهت تحویل میده مثلا بهش سیب بدی بهت آب سیب تحویل میده. سیب بدیم آب هویج تحویل نمیگیریم چون سیستم بر اساس دریافت ورودی و طبق مکانیزمو قوانینی که داره فقط عمل میکنه نه اینمه دلش بسوزه بگه خب طفلی خیلی آب سیب خورد حالا یک لیوان آب هویج بهش تحویل بدم تا خوشحال بشه.

    —-درخواســت ما به جهان درخواست کلامی نیست، درخواست فرکانسی هست. مثلا به خدا بگــیم خدا به ما پول بده بعد خدا هم بگــه چـشم. مــا باید باورهامون درباره پول عوض بشه تا رفتار جهان نسبت به ما عوض بشه و نتیجه تغییر کنه

    تو آیـه بالا اولین باوری که خدا درباره خودش به ما یاد میده ایــنه من نزدیــکمچون هممــون فکر میکنیم خدا خیــلی دوره؛ اون بالا بلاهاست، ما کجا وخدا کجا….

    استا در ادامه یاد یک خاطره ایی افتادند و وقتی تو حرف هاشون میگفتن خدا اینو به من گفت نسبت به این کلمه خیلی گارد بود و میگفتن مگر تو پیامبری،مگر تو از ائمه هستی، مگر خدا با تو حرف میزنه. و جواب بسیار منطقیو قابل تامل استاد این بوده که حدا به زنبـور ومادر موسی وحــی کرد مگر اونا پیامبر بودند.

    خدا برای اینکه این آیه

    فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا

    سپس پلیدکارى و پرهیزگارى‏ اش را به آن الهام کرد (۸) سوره شمس

    کلی قسم میخوره به خورشید به ماه به آسمان به زمین به روز به شب به نفس قسم میخوره و بعد میگه به اونا الهام کرد پرهیزکاری و پلیدی شون رو…(البته باید بیشتر درمورد واژه الهام در قران باید تحقیق کنم)

    استاد در ادامه گفتن خدا رو فراموش میکنیم که دو حالت داره:

    چه در دوره بدبختی که خدا رو فراموش میکنیم ومی رویم سراغ غیرخدا

    چه دردوره غرور خدا رو فراموش میکنیم و فکرمیکنیم که خیلی دوره و عصــیان میکنیم ولی فقط بدونی خــیلی نـزدیـــکه نه عصیان گر میشی و حس گردن کلفتی میکنیم نه اینقدر بدبخت میشیم که بریم سراغ غیر خداچــون خدا خیلی نزدیکه به همه ی مــا. میدونیم که اگر از مسیر خارج بشیم با کسی تعارف نداره و هیچ رحم ومروتی درکار نیست. این نزدیک بودن این پیام رو از نطر استاد داره.

    منم با این دیدگاه استاد موافقم و دلیل دیگه ایی که به ذهنم خودم برای نزدیک بودن خدا تو ذهنم دارم اینه که ما خودشیم، ما جزئی از خدا هستیم پس چون اینقدر خودش هستیم خطا بریم یا درست بریم. در جهت خدا باشیم یا خلاف جهت سریع جهان بازتابش رونشون میده که یکی از اون حسگرها همون قلب ماست و احساس ماست که نشون میده مادر جهت خداوند و اصل وجودی خودمون در حرکتیم یا در خلاف جهت اون….خیلی باید قلب مون رو پاک و زلال کنیم تا بشنویم تا ببینیم تا درک کنیم درمسیر خالق بی انتها بودن چه حسی داره.واقعا حس خوبیه. واقعا اون حس لذت بخش و فرح بخش و عمیقی در وجود همه ی ماست که باید سعی کنیم به اون حس برسیم بیشتر و بیشتر و اونوقت هست که میفهمیم خدا چقدر به ما نزدیکه و فکر نمیکنی بقیه هم از تو جدا هستند و حس یکی بودن خاصی بهت دست میده.خدایا ممنونم که مینویسم.این نزدیک بودن خیلی پیام داره خیلی…

    خداوند میگه اُجیبُ مــن همواره در حـال اجابت کردن درخواست های شما هستم. خدایا ممنون. خدایا ازت با تمام قلبم سپاس گزارم که همواره در حال اجابت کردن هستی پس به من یاد بده که منم تو رو همواره اجابت کنم. منم درخواست کنم،دعاکننده باشم. همواره تو مسیر تو باشم و همواره بتو ایمان بیاورم همواره تو مدار تو باشم.

    بله خدا جون به شیطان اجازه دادی تا بیاد آدم ها رو گمراه کنه امــابهش گفتی هـرگـز تسلطی بر بنـــدگان من نخواهی داشت

    خدایا من به معنای واقعی کلمه بنده میخوام بنده تو باشم.عبد تو باشم. کسی باشم که داره بنــدگی اربابش رومیکنه.

    خدایا کمکم کن تا در عمق جانم بنده بودن را یادبگیرم و همواره بنده تو باشم و تو و تنها تو ارباب تمام من باشی.خدایا تنها از تو یاری میجویم و تو را میپرستم پس منو جز بندگان مقرب خودت وبندگان صالحو شایسته خودت قرار بده چون من میخوام نه فقط زبونی که میخوام بارفتار و باورهام.

    دوست نزدیکتر از من به من است وین عجب‌تر که من از وى دورم

    خدایا منو به خودت نزدیک کن همواره و همیشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 109 رای:
  2. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2432 روز

    به نام فرمانروای آسمان ها و زمین، او که تمام قدرت کل گیتی در سیطره اوست

    سلام به استاد عزیز ومریم دوست داشتنی ام

    سلام به دوستان مسیر توحید و درک بهتر خود و جهان و خدای خود

    در ادامه سوال هایی که دوستان در فایل کوتاهی که استاد در اینستاگرام گفتن اگر سوالی دارید اونم سوالات خوب بپرسید تا در مسیر راه پاسخ بدهند پــس میریم سراغ سوال دوست عزیز بعدی…

    سوال پرسیده شده:

    شما باورهای توحیدی رو چطور ساختید؟

    پاسخ استاد:

    دوباره برای درک بهتر سوال استاد اول تکرار میکنند اینکه باورهای توحیدی رو چطور ساختید…بنظر من همه ی ما در قلب مون به خداوند ایمان دارم و خدا رو باور داریم، فارغ از هر دن و مذهب یا حتی شخصی که میگه خدا رو قبول ندارم

    برمیگردم به دوران نوجوانی ام کـه از اونجا شروع شدالبته شاید هم از قبل ترش،اما من اونجا رو لااقل یادم هست.

    استاد از دوران نوجوانی و اینکه خیلی بچه دعوایی و شری بودند میگفتند و اینکه در چه خانه و شرایطی زندگی میکردند و تربیت شدند. و اون ناراحتی های درونی رو با دعوا و ناراحتی میرختند بیرون چون ایشون یک آدم برون گرایی بودند.

    داستان اینکه هر وقت میخواست دعوا کنند با بچه محل هاشون یا دوستان اون زمان همیشه میگفتن بــرو جــلــو ما هـستـیم. بعد وقتی دعوا میشد غیب شون میزد.

    این الگو به شکل های مختلف تکرار شد و نتیجه ایی که استاد گرفتند این بود کــه: اگرمن روی آدم ها حساب کنم، حتما یک بلایی سرم میاد و حتما یک نتیجه معکوسی خواهم داشت

    اون موقع بحث روی خدا حساب کن نبود، بحث این بود که روی آدم ها حساب کـن یا روی آدم ها حساب نــکن.بعد اومدم توی اون دوره به نتیجه رسیدم که نباید روی آدم ها حساب باز کنم اگر حساب باز کنم پشتــم رو خالی میکنن.این فکرها مال دوره بچگی و نوجوانی 15 سالگی بود. ولــی همون به من یک کمکی کرد که یک سری درس ها بره تو وجودم و درس ها رو محکـم تر بگیرم.

    استاد مثال زدند که الان این ترکیب که وقتی میخوای یک کاری بکنی آدم ها میگن برو برو شروع کن رو من حساب کن بعد همون آدمی که گفته زودتر پشتت رو خالی میکنه بعد میگه اگر دو روز زودترمیگفتی پول داشتم کمک کنم الان ندارم.این اتفاق برای همه آشناست. یــواش یــواش من به این نتیجه رسیدم که باید روی خدا حساب کنم باید توکلم رو بذارم روی خدا. اونوقت یواش یواش با قران آشنا شدم بحث توحید و بحث اینکهخداوند چطور میتونه کمک کنه. اینکه تکیه ات فقط روی خدا باشه. ایــاک الـنعبد و ایــاک النستعیـن تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میــجوییـم انسان ها کمکت میکنند، انسانها دستان خداوند هستند.

    یک چیز جالب و شاید حق و انصاف این باشه که بدونیم شروع این تفکر و این اصطلاح با عنوان اینکه انسان ها دستان خدا هستند رو فردی به نام سید حسین عباسمنش توی ایران اولین بار بکار برد و جا انداخت. منم همینجا این واژه رو به شما نسبت میدم استاد شما پدر ایدئولوژی ناب ابراهیمی و ترکیب اون با قانون جذب ومسائل موفقیتی هستید و در یک کلام پــدر توحید عملی و نگرش توحیدی هستید. شما بهتر از هرکسی در ایران اصطلاح دستان خداوند رو در ادبیات و سخنرانی هاتون باب کردید و به این درک رو دادید که خدا روی زمین هزاران هزار دست داره یعنی چی…نگرشی که خدا رو اصلا شبیه یک انسان نبینیم اما با این اصطلاح عامیانه که خداوند هزاران دست داره برای کمک کردن به ما ولی اصلا انسان نیست و صفات انسانی و مادی نداره. اما اون روی زمین هزاران دست داره که به ما خدمت میکنند کمک میکنند اما نکته اینجاست که در اصل همه ی این ها نمایندگان خدا هستند و اونــو که داره همـه ی کارها رو داره انجام میده.

    استاد درسته جدیدا خیلی از این اصطلاح استفاده میکنند و منم شخصا جدیدا فکر میکنم همه یکجورایی شاگرد شما هستند.با بعضی ها که حرف رو به سمت سایت و شما کشوندم میدیدم که نه اصلا اسم شما رو نمیشناسند اما حرف ها و نگرش اون ها بوی نگرش و نظام فکری شما رو میده. بعد اد گرفتم اصلا توجه نکنم به اینکه طرف استادش کیه یا از کجا این حرف ها یا اصطلاحات رو میدونه. من باید به حدی برسم که نتایجم نشون بده و با افتخار بگم من شاگرد خـلف استاد سیدحسین عباسمنش هستم.بنظرم هم خوبه هم بده. چون بدون اینکه اسم شما رو بدونن تفکر داره جاری میشه بده چون یکسری سودجــو فقط با تبلغات و شعــاف تو بوق کرنا کردند و اسم اونا دیده میشه نه تلاش ها و تفکر شما. اما میخوام اینو بگم شما که قطعا براتون همیشه اصل مهم بوده پس اصل صداقت و پاکی و مسیر درسته این جنگولک بازی ها و شعاف ها ودیده شدن ها فرعیات دنیای مادی هستند پس منم به عنوان شاگرد شما جایی که بشه میگم جایی که جاش نیست اصلا حرفی نمیزنم بذار ملت تو گمراهی حرف های قشنگ شنیدن صرف بمونند و فکر کنند فلانی ها مبدع بودند یا …

    بریم سراغ اصل و یادگرفتن ومرور آگاهی ها و درک اونا و عمل به اونها

    این دست خدا به شکل های مختلف میتونه بیاد.به شکل یک ایده، به شکل یک دوست یا آشنا یا به شکل یک آدم غریبه تر یا آشناتر امــا باید توکـل مون روی خداوند باشه. هـــرچند که از انسان ها تشکرمیکنیم. حتی اگر انسان ها یک قدم کوچیک برام بردارند ازشون تشکر میکنم تحسین شون میکنم. امــا اینو میدونم که خداوند هست که داره کارها رو انجام میده. وقتی ادم توکلش به خداوند باشه میدونه از یکجایی یکجوریی یکسری اتفاقات براش می افته.یکسری دست ها میاد کمکش میکنه بعــد فقط روی یک آدم خاص حساب نمیکنه میدونه که خداوند هست که این کارها رو میکنه.

    وقتی روی کسی غیر خدا حساب کنیم حتما زمین میخوریم حتما. این قانون خداونده.

    درباره توحید در فایل های مختلف زیادی صحبت کردم.

    نگاه مردم ایران بیشتر روی بحث شفاعت و واسطه داشتن هست. این باور خیلی شرک آلود بود.

    همه خدا بودند امامه خدا بود رییس خدا بود، وزیر خدا بود فقط خــدا خدا نبود.منم نمیدونم الان تو ایران دقیقا چطوری هستند اما بنظرم هنوز این دیدگاه هست. خوشبختانه تلویزیون نداریمو با یکسری دوستان و ادم ها یا ارتباط نداریم یا ارتباطمون خیلی کم شده و یادمه اونا مسر بودن به بحث شفاعت که منم یادمه فقط سکوت کردم.

    ممنون مریم جان برای معرفی هات و تسلط عالیت روی سایت.

    ممنون برای این دسته بندی ها و کلیدهایی که ایجاد کردی.

    ممنون که هربار به کلیدها اضافه میشه ومن لذت میبرم.

    ممنون از استاد عزیز که اینقدر عالی پیش رفتید که الان من میتونم بگم پدر تفکر توحید عملی و نگرش توحیدی هستید واقعا سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  3. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2432 روز

    سلام به شما دوست عباسمنشی ام

    سلام به شما در مسیر توحید عزیز

    واقعا زیبا نوشتی اونجایی که گفتی:

    بنده بودن بخدا مثل بند بودن جنین به مادره

    واقعا تحسین ات کردم.واقعا خیلی این جمله به دلم نشست

    یا اونجایی که گفتی:

    بنده بودن ما به خدا مثل درختیه که برای زندگی به ریشه اش نیاز داره

    واقعا کامنت قابل تاملی رونوشته بودی. واقعا تحسین ات میکنم برای این همه تلاش هایی که در ذهن و درون خودت داری انجام میدی.واقعا ممنون از درک ها و حس های عالی ات و اینکه ازخودت اینطور ردپا میذاری ودر مسیر توحید هستی.واقعا چقدر حس کامنتت رو دوست داشتم واینکه برام جالبه امسال ماه رمضون من بجای دور کردن قران.البته سال ها پیش چندباری با معنی فارسی قران رو دور میکردم ماه رمضون ها و یکجورایی دیدگاه همه رو قبول نداشتم. اصلا دوست نداشتم تو جمع نماز بخونم در اتاقم رو میبستم موقع نماز خوندن(منظورم همون نمازی هست که برای مسلمان ها ایجاد کردند) جالبه امروز من همش رفتم تو کار آیه های صلاه و دلم میخواد خودم با قلبم درک کنم آیا چطوربخوانم وچه وقت. یا اینکه اصلا شاید نباید بخوان باید برپادارم صلاه رو به معنی واقعی کلمه به زبان قرآن و زبان خداوند.نه ترجمه ومعنی معادل عربی به فارسی. من ارادت خاصی در درونم به اقامه نماز برام ایجاد شد بعد یک اتفاق خاصی که در دبیرستان برام افتاد. اما الان چند وقتی هست برای اینکه حس گناه رو از خودم دور کنم و صرفا تقلید کننده نباشم خودم رو اجبار به بجا آوردن نماز نمیکنم اما راستش هنوز شکل بهتری جز این حالتی که یادگرفتم پیدا نکردم. مگر با توجه و شکرگزاری هام و همین که هرچی رو میبینم یاد خدا بیفتم و ناخودآگاه بغض شیرینی در گلوم جمع بشه و بگم خدایا شکرت که با منی و دروجود منی.

    برام جالب بود که از نماز تو کامنتت گفته بودی با همزمانی امروزم بیشتر مصمم شدم تا تحقیقاتم رو کامل تر کنم.

    برات از خداوند یکتا بهترین پیشرفت های درونی و بیرونی رو خواهانم

    ارادتمندت فهیمه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  4. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2432 روز

    سلام به شما دوست عباسمنشی ام

    سلام به شما آسیه رمضانی عزیز

    واقعا ممنونم از اینکه هستی، ممنونم از اینکه اینقدر زیبا نوشتی و چقدر به نکته های خوبی اشاره کردی واقعا تحسین ات میکنم برای این همه ایی که هستی.واقعا لذت بردم.

    چقدر جالب بود که انتهای کامنتت متنی از دکتر شریعتی آوردی وانگار تلنگر و نشانه ایی برای من بود تا به خوندن قرآن بیشتر اهمیت بدم و تحقیق های قرانی ام را جدی تر انجام بدم تا شرمنده خودمو قرآن نباشم.

    چقدر عالی بود این متن بخشی اش رواینجا مرور میکنم:

    خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو

    آنان که وقتی تورا می خوانند چنان حظ می کنند،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است، که به صلیب جهالت کشیدیم

    باشد ما هم جوری این کتاب مکتوب شده رو قرائت کنیم که فقط حظ ببریم از این همه صراحت و آگاهی.

    برات از خداوند یکتا بهترین پیشرفت های درونی وبیرونی رو خواهانم.

    ارادتمند شما فهیمه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: