مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 44 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟609MB42 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟40MB42 دقیقه












به نام خدای مهربان
درود بر استاد عزیز,بانو شایسته ی گرامی و دوستان هم فرکانسم
نکات بینظیر این فایل که برای من آموزنده بود:
*برچسب زدن به اتفاقات بر اساس ظاهرشان:اتفاقی به ظاهر بد میتواند نتیجه ای عالی داشته باشد و بالعکس ,رویدادی با ظاهری تلخ,نتیجه ای شیرین به همراه داشته باشد.اما موضوع مهم در این مورد ,فرکانسی است که ما در آن قرار داریم. اگر همواره در حال ارسال فرکانس مناسب به جهان هستی باشیم نگاه ما به این اتفاق,مثبت خواهد بود و به قول قرآن,در این زمینه باید اعراض کردو آن اتفاق ناخوشایند را به شکلی دید که احساس بهتری برای ما به همراه داشته باشد.ولی اگر همواره در معرض اتفاقات نادلخواه هستیم نتیجه ی ارسال فرکانس های نامناسب ماست.
که باید به طور کلی روی کانون توجه و باورسازی خود کار کنیم.
*نگاه سیستمی به خداوند:خداوند به عنوان یک سیستم هوشمند و فارغ از ویژگی های انسانی,براساس ورودی هایی که از سمت ما ارسال میشه خروجی مطابق با آن را به ما اعطا میکنه.
اگرناراحتی و غم و افسردگی و خشم و افکار منفی به عنوان داده وارد کنیم,قطعا اتفاقاتی رو با همین احساسات به عنوان خروجی یا ستاده,دریافت خواهیم کرد.این به شدت ,عدالت الهی رو به من یادآوری میکنه و حس امیدواری و انگیزه بواسطه درک این سیستم سراپای وجودم رو فرا میگیره ازین جهت که هر لحظه این ورودی رو تغییر بدیم خروجی مناسب و دلخواه رو دریافت میکنیم.
*در مورد توحید و بندگی کردن خداوند,بسیار زیبا استاد عزیز موضوع را مطرح فرمودند:باید فقط روی خدا حساب باز کرد.نه روی یک فرد خاص .چون خداوند از بینهایت دستانش به ما کمک میکنه.شرک یعنی قدرت رو به غیر خدا دادن و به میزان وجود شرک در وجودمان از مسیر خوشبختی دور میشیم.
*ما درخواست میکنیم و خداوند اجابت میکنه اما ما هم باید اجابت کنیم:
اجابت ما ایمان آوردن به خداوند است وتغییر باورها و فرکانس. به این دلیل که ما با تغییر فرکانس,درخواست را اعلام میکنیم چون زبان جهان و کائنات ,فرکانس و احساس ماست. و در صورت تغییر باورها و فرکانس ما,جهان رفتارش با ما تغییر خواهد کرد.رابطه ی ما با خداوند رابطه ای دو طرفه است.
*آیه ی زیبای اذا سالک عبادی ….:نزدیک بودن خداوند.در صعود و سقوط های زیستن,یادآوری نزدیک بودن خداوند, ما را از غرور و ناامیدی نجات میدهد. در واقع:
زندگی دو روز است .روزی با تو و روزی بر تو/روزی که با توست مغرور نشو و روزی که بر توست مایوس نشو.
تنها یادآوری نزدیکی خداوند به ماست که ما را ازین احوالات شدید انسانی دور کرده و به تعادل بر میگرداند.
خداوند همواره در حال اجابت کردن درخواست های ماست به این شرط که ما هم در مدار خداوند باشیم. دریافت من این است که چون ما در هر لحظه در حال ارسال فرکانس به جهان هستی میباشیم خداوند هم همواره در حال دریافت این فرکانس و پاسخ به آن میباشد و این موضوع شگفت انگیز است ازین رو که هر لحظه میتوانیم,شکل زندگی خود را تغییر دهیم و این قدرت اختیاری است که خداوند به ما عطا کرده.
سپاسگزارم از خدای مهربان. استادان عزیزو دوستان بینظیرم.
زنده باد آگاهی
به نام الله که بخشاینده و با رحمت و بی نهایت وهاب است
ظهرشما استاد عزیز وخانم شایسته مهربان بخیر وشادی
وهمچنین همه شما عزیزان در این مسیر زیبا و توحیدی امیدوارم حال دلتون کوک کوک باشه انشالله مثل خود من
استاد عزیز دیروز برای اینکه تمرین عزت نفسم رو انجام بدم رفتم پیش مدیر شرکتم که هم مدیر شرکت هست وهم شریک کاری من
وبا قاطعیت بهش گفتم چرا پول منو واریز نمیکنید من چنددتا کار نصب کردم (نصب آسانسور) واینکه چندتا قرار داد بستم چرا پس پورسانت منو واریز نکردید البته یه چک به مبلغ100میلیون به من دادن ولی خوب خیلی کمتر از طلبم میشه که من استاد از اینکه رفتم وحرفمو زدم وگفتم دیگه قرار دادهای که من میبندم باید پول بیاد اول به حساب خودم و خودم خرید قطعات آسانسور رو انجام بدم حالا دودلیل داشت این صحبت من یک اینکه میخواستم تمرین عزت نفس انجام بدم ودوم میخواستم خودم خرید بزنم ببینم چطوری انجام میشه طریقه خرید طریقه برخورد با فروشنده چقدر نقد میگیرن چقدر چک میگرن که ته توی قضیه رو بفهمم واینکه خودن بتونم برای کارای بعد طریقه صحبت کردن با مشتری طریقه قرار داد بستن را یادش بگیرم خیلی خوشحال شدم بعد از اینکه از شرکت امدم بیرون چون تمام حرفهامو زدم و مدیر منم قبول کرد خدارو بی نهایت سپاسگزارم از این عزت نفسی که یه من داد وامروز هم 50میلیون طلبم رو واریز کردن که خدارو بی نهایت سپاسگزارم بابت این واریزی وتتمه حسابم انشالله تو یکی دوروز آینده واریز میشه
خدایا شکرت چقدر سبک شدن از اینکه حرف دلمو زدم وبا کمال میل مدیر عامل قبول کرد خدایا سپاسگزارم
ومن همزمان هم دوره راهنمای عملی وهم روانشناسی وهم عزت نفس رو دارم کار میکنم وخدارو شکر کلی نتیجه گرفتم علل خصوص در بحث سلامتی وشادی وبخورد با انسانهای مهربان ونازنین خدایا سپاسگزارم
ببخشید که در بخش نظرات محصولات کم کامنت میزارم ولی شاید هزاران بار گوششون دادم ودارم کم کم کامنت میزارم به امی الله مهربان شاد باشید
به نام خداوند آسمان ها و زمین
سلام به استاد عزیزم و مریم قشنگم
خیلی خوشحالم و خداروشکر میکنم که گام 20 رو هم پشت سر گذاشتم و بیست روز دارم روی خودم جدی کار میکنم تا مدارم بره بالاتر و ذهنم و تغییر بدم و خیلی ممنون از شما بابت این فایل فوق العاده .
استاد عزیزم تجربه ی من از صحبتای شما دقیقا به دیشب برمیگرده ..
من نتایج کنکورم اومد و در کمال ناباوری که اصلااااا باورم نمیشد قبول نشدم (من تعداد کمی انتخاب رشته کردم چون نمیخواستم هر شهری برم واسه همین کلا چهار شهر انتخاب کرده بودم )و خب این در صورتی بود که رشته ای که میخواستم برم هم خیلی شاخ نبود و فکر میکردم که قبول شم ..
خلاصه من چون بیست روزه دارم روی خودم کار میکنم سریع مغزم شرایط و گرفت و سعی کردم همه ی آموزه هارو یادآوری کنم و واقعا یه قطره اشک نریختم با اینکه قبل اون من سر امتحانا سر رتبه همه و همه شون یه عالمه گریه میکردم و ناراحت و قصه (من آدم سخت گیری نیستم و این گریه هام همون لحظه بود ولی دیگه دیشب همون لحظه ای رو هم گریه نکردم ).
من ایمان اوردم که اگه بخوام ناراحت باشم اگه بخوام بگم چرا این اتفاق افتاد و یا هر چی فارغ از اینکه چقدر ناراحتی من مهمه جهان و خداوند اتفاقاتی باتوجه به افکار من برام رقم میزنه و من این و عملی کردم و حالم و در لحظه خوب نگه داشتم در صورتی که به راحتی اشکام پشت چشام منتظر یه تلنگر بود …
هر لحظه به خودم گفتم زینب حواست باشه احساس بد مثل آتیش میمونه مهم نیست چه چیز با ارزشی انداختی تو آتیش و میخوای برش داری در هر صورت دستت میسوزه پس مطمئن باش که شرایط با ناراحتی تو اصلا درست نمیشه بلکه میتونه بد تر هم باشه …
و بعد به خودم گفتم چه جوری میتونم به این قضیه جوری نگاه کنم که حالم بهتر بشه… به خودم گفتم خیلی قشنگ و ریلکس یه سال پشت کنکور میمونی و با وقت آزادی که داری (مدرسه نمیری)بدون هیچ فشار و عجله ای گام به گام روی درست کار میکنی و خودت و پیشرفت میدی تو که امتحانات نهاییتو با نمره عالی نوزده و خورده ای گرفتی فقط کافیه روی تست زدنت کار کنی و کنکور و خوب بدی پس از مسیره لذت ببر و جای خوبی هم قبول شو .
هر چیزی که تو مسیرت قرار میگیره برات خیره و شاید الان نفهمی ولی اینو باور کن که شرایط به نفعت رقم میخوره ،اصلا شاید نیازه که بیشتر رشد کنی شاید برای این رشته آماده نبودی شاید قراره تو این یه سال آینده خیلی چیزا عوض بشه پس توکل کن و مسیر و برو …
به این فکر کن ده سال دیگه میای تو سایت این کامنت و میخونی و خندت میگیره از دغدغه ای که اون موقع داشتی چون الان شرایط کلا یه چیز دیگه شده …
و من با همه ی این تمرینا که از شما یاد گرفتم ذهنمو خیلیییی خوب کنترل کردم و کم ترین نتیجه که بزرگترین نتیجه ام بود این بود که حالم و احساسم خیلی خوب بود و نگاه کردم به نعمتای زندگیم به همسری که همه جوره حمایتم میکنه به خانواده ای که اصلا قضاوتم نمیکنن به سلامتی جسمانیم و ذهن خوبم که میتونم دوباره روی درسم کار کنم به وجود شما و سایت بینظیر به قوانین ثابت خداوند که عدل الهی رو میرسونه به امکاناتی که برای تحصیلم دارم به دوستای خوبی که دارم و خیلی چیزای دیگه که شمارش از دستم در رفته …
و انقدر حال من خوب شد که باورم نمیشد شبی رو که میتونستم به حال بد و نگرانی از قضاوت مردم بگذرونم خدا رو انقدر به خودم نزدیک احساس کردم و با شوق دارم این کامنت و برای آینده خودم مینویسم …
استاد عزیزم شما بچه ی عزیزت و از دست دادی و انقدر خوب ذهنت و کنترل کردی ،و این مشکل من در برابر اون هیچ به حساب میاد و من از شما الگو گرفتم که در هر شرایطی تو حال بد نمونم و از خدا میخوام بتونم تکاملم و طی کنم و هر لحظه ظرف وجودم برای کنترل شرایط بزرگ تر بشه و همیشه یار و یاورم باشه و هدایتم کنم ..
خدایا شکرت برای همه چیز و ممنونم برای بودنت تو زندگیم که انقدر زندگیم و قشنگ کردی (:
سلام دختر قشنگ
یه چیزیم بهت بگم ، گاهی استاد میگه بعضی از بچه ها مطالب منو گاهی خوب درک نمیکنند
اینکه شما ناراحت شدی و نمیخوای اجازه بدی ناراحتی افسار زندگیتو بدست بگیره عالیه اما اینو بد متوجه نشو که بخودت حق ناراحت شدن ندی ،
واقعا اشکالی نداره ، غم یه حسیه که خدا بهمون داده ، اگه زیاد توش بمونی بده ، ما اومدیم تو این دنیا همه احساسات تجربه کنیم
اینو خواهرانه بهت میگم ، اگه اون غم تو حس نکنی و چندساعت براش گریه نکنی ، یه جایی خودشو بیشتر نشون میده
اصلا اشکال نداره چندساعت گریه کنی سبک بشی و بعد عزمتو جزم کنی حرکت کنی
اما اینکه بخوای تمام احساسات منفی تو سرکوب کنی بهت قول میدم یه جایی با شدت بیشتر خودشو نشون بده
مهم اینه شما تو حس بد نمونی ، و مثلا بخاطر قبول نشدنت شروع نکنی به خودتخریبی یا حس گناه
بگی فدای سرت تجربه بود ، درساشو میگیریم و دوباره استارت میزنم .
ولی هروقت غم تو دلت اومد اون غمو بپذیر و باهاش تو جنگ نرو تا بتونه عبور کنه و بره . ما ربات نیستیم و تمام حسارو قرار هروز تجربه کنیم
فقط مدیریت درستش مهمه
با ارزوی موفقیت برای دوست خوبم
بنام خداوند بخشنده ی مهربان
درود
روز دویست و دوازدهم از تحول روز شمار زندگی من
سپاسگزارم از استاد و خانم شایسته عزیز
این فایل مثل دسته فایل های توحید عملی بود اما کلی به نظرم حرف جدید داشت واسم .
اینکه بالاخره فهمیدم سیستمی بودن خداوند یعنی چی
و اینکه ما چطور باید به خداوند ایمان بیاوریم و اجابتش کنیم .
استاد چقدر این سیستمی بودن خداوند منطقی هست .
چقدر سالها ما فکر کردیم که خدا برای ما خواسته و نخواسته
هنوز هم همه همین فکر رو دارند
حالا تو بحث ثروت و فقر و روابط عاطفی و شغل و… اینا درسته همه همین فکر رو دارند
اما تو مبحث بیماری خیلی این قضیه پر رنگ تر هست که خدا داره با بیماری امتحانت میکنه یا اینکه همه به فرد بیمار یک دلسوزی عجیبی دارند در صورتیکه باتوجه به مبحث سیستمی بودن خداوند و اینکه در این سیستم دلسوزی تعریف نشده ست، این دلسوزی های زمینی خیلی بی فایده و بیخود هست .
خیلی خوشحالم که الان در مسیر این آگاهی ها هستم . اینکه خداوند هدایتم کرد برای شناخت بیشتر خودش از طریق این سایت
و من بدونم که خداوند یک انسان نیست که بخواد به من خشم کنه یا دلسوزی کنه
بخواد مجازاتم کنه یا بهم پاداش بده
اون میگه در مدار من باش من همه چی بهت میدم
چطور میتونم در مدار خداوند باشم ؟
با تغییر باورهام با تغییر فرکانسم با شکرگزاری با حس خوب با خداگونه بودن . خیر باشم در همهی جنبه ها . مگر نه اینکه من از خدام، و خداوند نیروی خیر هست در کل هستی
چقدر خوب که اینها رو فهمیدم چقدر خوب که دارم ذره ذره این دانسته ها رو حتی اندازه ی سر سوزن عملی میکنم
چقدر خوبه که قراره تکاملی رشد کنم ذره ذره ها جمع بشه، فقط نباید فراموشکار باشم نباید..
چون ذهن همیشه هست که من رو فریب بده
همیشه میخواد من رو به انحراف بکشونه
یک باوری بود در عقل کل از دوستان ، که خیلی عالی بود : من خدایی دارم به بزرگی خدای محمد که از رگ گردن به من نزدیکتره
خودش گفته من نزدیکم که این اولین باوری هست که خدا به ما میخواد خودش رو توضیح بده :که من نزدیکم
وای استاد چقدر خوب گفتید که چرا گفته نزدیکم؟ چون ما فکر میکنیم از ما دوره
واقعا این باور غلطی بوده از بچگی که اگر این کاربکنی خدا ازت دور میشه ، خدا بهت پشت میکنه ، خدا دیگه تورو میخواد
هزاران بار این رو شنیدیم و شد یک باور که ما از خدا دوریم
چرا ؟ چون خطاکاریم چون گناه کردیم و خدا دیگه ما رو نمیخواد
میخوام شکرگزار باشم ، میخوام ایمان داشته باشم میخوام هر اتفاق بدی که بیافته بگم الخیر و فی ما وقع
میخوام حسمو خوب نگه دارم .میخوام عشق بدم .میخوام شاد باشم. میخوام جستجو گر زیبایی ها باشم …..چون در این صورته که در مدار خداوند قرار میگیرم چون در این صورته اجابتش میکنم
و اون هم خواسته ی من رو اجابت میکنه
یادمه توی فایلهای تحول روز شمار دقیقا یادم نیست کدوم بود اما اونجا فهمیدم که خداوند با کلام من رو دریافت نمیکنه بلکه با فرکانسم من رو دریافت میکنه
بعد پرسیدم پس چرا هر روز با کلام بهش میگم که تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میخوام
و حالا احساس میکنم که جواب سوالم رو گرفتم ،
درسته که من با کلام با خداوند صحبت میکنم اما کلام من احساس و فرکانسی رو مطابق با درخواست من برای خداوند ارسال میکنه .
خدایا یاریم کن
جز تو یاری کننده ای نیست
توانم گاهی از بین میره نجواها میاد ، اما باز امیدم به بازگشت به سمت توئه
و فکر تو یاد تو دوباره بهم امید میده توان میده
خدایا شکرت این فایل بی نظیر بود . چقدر آگاهی داشت که توی هیچ کتاب و مکتبی این آگاهی ها نیست. میگن خدا اما یکسری باور غلط هم کنارش دارند که با مدار خداوند یکی نیست
خدایا کمکم کن فراموشت نکنم در هر لحظه کاری کن یادت در یادم باشه .
سپاسگزارم دوستت دارم
به نام هو اول و آخر یار ، خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه مهاجرت به مدار بالاتر _ گام بیست 20 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این گام بیستم، که در رابطه با موضوع : ” منظور از سیستمی بودن رفتار خداوند چیست؟ ” ، هست، بیصبرانه منتظرن شنیدن این فایل هستم، چندین بار این فایل رو گوش کردم، اما این بار از خدام خواستم تا که هدایتم کنه تا ردپام رو هم به ثبت برسونم.
ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که اولا خوب و بد اتفاقات رو ما برچسب میزنیم بهش، ممکنه یه اتفاق به ظاهر خوب برای یه کسی بیفته و نتیجهش اصلا براش خوب نباشه، و برعکسش هم هست، پس در واقع اتفاقات رو ما خودمون برچسب میزنیم بهشون.
خداوند عملکردش سیستمی هست، و این نیست که مثلا بگیم که خداوند میاد دخالت میکنه توی زندگی ما و فارغ از اینکه ما چه افکار و چه فرکانسهایی و چه باورهایی رو داشته باشیم میاد یا کمک میکنه بهمون یا کمک نمیکنه بهمون، و در واقع اصلا اینطوری نیست، همونطور که بارها و بارها توی قرآن هم اومده که آنچه که براتون اتفاق میفته بما کانو یعملون هست، بما کسبت ایدیهم هست، بما قدمت ایدیهم هست، بخاطر آنچه که فرستادید، بخاطر آنچه که انجام دادهاید، هر اتفاقی که براتون میفته به خاطر اینهاست، و بارها و بارها خداوند میفرماید که الله به کسی ظلم نمیکند، و در واقع این یعنی اگر که از تصویر بزرگتر بخوایم استفاده کنیم آنچه که روند زندگی ما برامون اتفاق میفته اون چیزی هستش که خودمون داریم خلقش میکنیم با افکارمون و با باورهامون، و حتی ممکنه که ناآگاهانه ما چیز نامناسب خلق کنیم، کسی که بخاطر باورهای نادرستش همیشه افکار نگران داره، همیشه نگرانه، همیشه عصبیه، همیشه ناراحته، همیشه غمگینِ، همیشه اتفاقاتی رو جذب میکنه که ناراحتی و غمگینی و عصبانیت بیشتری رو توی زندگیش به وجود میاره، و اینها کار خدا نیست، و کسی هم که همیشه اتفاقات خوب براش میفته، همیشه شاده، همیشه حالش خوبه، همیشه امیدواره، همیشه متوکلِ، همیشه سعی میکنه که توی احساس خوب میمونه و سعی میکنه هر جوری که دنیا میگرده احساسش رو خوب نگه داره، جهان و خداوند هم به شکل اتفاقی رخ میده که این احساس رو ( احساس خوب رو ) بیشتر و بیشتر تجربه کنه، پس در واقع در یک جمع بندی کلی خداوند هیچ کاری در زندگی ما انجام نمیده مگر اینکه خودمون فرکانسش رو بفرستیم، و + با چی این کار رو انجام میدیم ؟! _ با باورهامون، با کانون توجهمون.
و یکی از نکات مهمی هم که در قرآن بهش اشاره شده، موضوع اعراض هست، که خداوند به شکلهای مختلف به پیامبران میفرماید که چیزهایی که نازیبا هست توجه نکنید، و از اونها اعراض کنید، بی توجه باشید بهشون.
و باید این نکته رو هم همیشه به خودمون یادآوری کنیم که هر چیزی که داره اتفاق میفته رو خودمون داریم رقم میزنیم، و البته ممکنه وقتی هم که ما در این مسیر داریم گام برمیداریم و حرکت میکنیم، و سعی میکنیم که به نکات مثبت توجه کنیم و حالمون خوب باشه، ولی یه اتفاق به ظاهر بد میفته، باید بتونیم سعی کنیم که همون اتفاق به ظاهر بد رو یه خیریتی ببینیم که یه سری درسها رو بهمون بده و باعث پیشرفتمون بشه، و باعث رسیدن ما به اهدافمون بشه، و اگر هم که این کار رو بکنیم دقیقا هم همین اتفاق میفته برامون، و اون اتفاق به ظاهر بد نتیجهش مثبت میشه برامون.
در رابطه با باورهای توحیدی، به قول استاد همه ما توی قلبمون به خداوند ایمان داریم و خداوند رو باور داریم، و توی قلبمون یه نیرویی رو احساس میکنیم که یه نیرویی بالاتر از من هست که میتونه به من کمک کنه.
و اولین قدم هم برای ما که بخوایم در مسیر توحید حرکت کنیم، حساب نکردن روی آدمها هست، و بعدش هم دیگه آروم آروم یاد میگیریم که چطور روی خداوند حساب کنیم، باید فقط روی خداوند حساب کنیم، باید توکلمون رو بزاریم رو خدا، و به قول قرآن که میفرماید : إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ : [ پروردگارا! ] تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم. اگر که ما فقط نگاهمون به خداوند باشه، و با این دید نگاه کنیم که انسانها هم دستان خداوند هستن و کمکمون میکنن در واقع دست خدا هستن که دارن کمکمون میکنن، و این دست خدا به شکلهای مختلفی میتونه بیاد، به شکل ایده میتونه بیاد، به شکل آدمها میتونه بیاد، ولی باید توکلمون روی خداوند باشه، هر چند که از انسانها تشکر میکنیم و سپاسگزاری میکنیم و تحسینشون میکنیم، ولی باید این نکته رو بدونیم که خداوند هست که داره همه کارها رو برامون انجام میده، و وقتی هم که ما توکلمون به خداوند باشه، و یه سری اتفاقات برامون میفته، دستها میان و کمکمون میکنن، و اصل قضیه اینه که اون زمان دیگه روی یه آدم خاص که ممکنه هر کسی باشه حساب باز نمیکنیم، و در واقع وقتی که اگر کسی روی یه فردی حساب باز کنه حتما زمین میخوره، و این قانون خداونده، و حالا هر چی زودتر این درسها رو یاد بگیریم و بر خدا توکل کنیم و امیدمون به خداوند باشه و اجازه بدیم که خداوند از دستان بینهایتش ( نه یه نفر خاص ) استفاده کنه برای اینکه به ما کمک کنه خیلی زندگی بهتری رو خواهیم داشت.
و بحث ” توحید ” در واقع یک موضوع حیاتی هست، و افرادی هم که شرک رو توی وجودشون دارن به همون نسبت هم از خداوند دور میشن، و هیچ واسطهای هم بین ما و خداوند وجود نداره، و شرک قدرت رو به غیر از خدا دادن هست.
رابطه ما با خداوند یک رابطه دو طرفهست، و خداوند مثل یک انسان نیست که فکر کنیم که احساساتی میشه و دلش میسوزه برای افراد و …، و فکر میکنن که نشسته اون بالا و تصمیم گیرندهست که بگه به فلان آدم فلان چیزها رو میدم و به بقیه نمیدم و …، و خب در واقع این نگاه اشتباه وجود داره توی جامعه، اما در رابطه با سیستمی بودن رفتار خداوند به این شکل هست که ما در واقع با توجه به افکارمون و باورهامون و رفتارمون داریم از خداوند نتیجه میگیریم، و در واقع ما درخواست میکنیم و خداوند هم اجابت میکنه و این رابطه دو طرفه هستش، و در واقع ما یه فرکانسی میفرستیم و یه سری باورها رو داریم و خداوند هم پاسخ میده به باورهای ما، و همیشه آینه ماست، و اگر خدا رو به عنوان جهان در نظر بگیریم، و اگر نگاهمون به خداوند یک انرژی باشه، و نگاهمون همونی باشه که قرآن به خداوند داره و میگه که به هر کجا که نگاه کنی خدا رو میبینی، به مشرق و مغرب نگاه کنی خدا رو میبینی، و به قول قرآن : هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ : اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به همه چیز داناست. و اون همه چیزه در بعد زمان، اون همه چیزه در بعد مکان، و اون همه چیزه در بعد اشیا، و نگاهمون باید این باشه، یه نگاه خیلی کاملی باید باشه در مورد خداوند، و این خدا به صورت سیستماتیک عمل میکنه، و به صورت یه رفتار سیستماتیکی هست که اگه قانونش رو درک کنیم مثل هر سیستم دیگهای میمونه که ما یه ورودی بهش میدیم و یه خروجی ازش دریافت میکنیم، و این یک سیستمه، و ما با یه همچین سیستمی طرف هستیم، خداوند هم اینطوریه که ما درخواست میکنیم و خداوند هم اجابت میکنه، اما به شرطی که ما هم اجابت کنیم، ما هم ایمان داشته باشیم بهش، و این درخواست ما درخواست کلامی نیست که، در واقع یک درخواست فرکانسی هست، و باورهامون باید در مورد اون موضوع درخواست ما عوض بشه تا جهان هم به عنوان سیستم با تغییر ما رفتارش رو در مورد ما تغییر بده، و این یعنی وقتی که ما تغییر کردیم، و افکار و باورهامون تغییر کردن، رفتار خداوند هم در مورد من تغییر میکنه نه در مورد دیگران، به همین دلیل خوبی این جهان و این سیستم اینه که فارغ از اینکه ما چه گذشتهای داشته باشیم، فارغ از اینکه چندین هزار بار ارتعاش منفی دادیم، اگر از همین لحظه ارتعاش مثبت بدیم بهش به ما هم اتفاقاتی از جنس همون ارتعاشات ما رو به خودمون برمیگردونه، و در واقع فارغ از این داستانها و ارتعاش منفی که در گذشته بهش دادیم، اگر این بار بهش ارتعاش مثبت بدیم اون کاری به گذشته نداره و این بار بهمون ارتعاش مثبت برمیگردونه، و در واقع نگاه سیستمی اینطوریه که وقتی ما بدونیم که سیستمِ داره عمل میکنه فارغ از اینکه این سیستم قبلا چه پاسخی داده نسبت به یه سری باورها و رفتارهای گذشته ما، اگر که ما تغییر بدیم خودمون رو سریع پاسخهاش هم تغییر میکنه، و سیستم اینطوریه، به محض اینکه ما ارتعاش مثبت رو بفرستیم سیستم هم همون چیز رو بهمون نشون میده، و در واقع ما یک رابطه دو طرفه داریم، و اینطوریه که ما تغییر میدیم خودمون رو، باورهامون رو، افکارمون رو، رفتارمون رو، فرکانسمون رو، شخصیتمون رو، عادتهامون، و … رو تغییر میدیم، جهان هم به تغییرات ما پاسخ میده.
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ « سوره بقره، آیه 186 » : هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [ بگو: ] یقیناً من نزدیکم، دعای دعا کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت می کنم؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا [ به حقّ و حقیقت ] راه یابند [ و به مقصد اعلی برسند ].
طبق فرمایشات استاد : این آیه آیهٔ بینظیری هست، این آیه یه آیهای هست که خیلی خاصِ، به این دلیل که :
1 : اولا که توی این آیه 7 بار خداوند از ضمیر « من » استفاده کرده، و در واقع به صورت کلی در قرآن خداوند از ضمیر ما استفاده میکنه، در واقع همون « انا » ، و خداوند از ضمیر جمع استفاده میکنه راجب خودش، و کم پیش میاد که از ضمیر فرع و مفرد استفاده کنه، اما توی این آیه استثناً 7 بار از ضمیر « من » استفاده کرده، و میفرماید: وقتی که بندگان من درباره من سوال کردن ( حتی سَأَلَکَ هم یه بار توی قرآن اومده)، در واقع میفرماید که اگر پرسیدن درباره من، و البته این نکته رو هم باید در نظر داشته باشیم که قرآن در آیههای مختلف از یَسْأَلُونَکَ استفاده میکنه، و در تمامی مواردی که از ریشه سَئَلَ استفاده کرده یه بار از کلمه سَأَلَکَ استفاده کرده، و یعنی اگر از تو پرسیدند، و در واقع داره یه جوابی رو میده در حالیکه سوالش پرسیده نشده، و این تنها آیهای هست که خداوند داره به چیزی جواب میده که سوالش پرسیده نشده، و در بقیه موارد که از ریشه سَئَلَ استفاده شده خداوند داره به چیزی پاسخ میده که سوالش در زمان مردم پیامبر یا خود پیامبر پرسیده شده، و نکته مهمش اینه که این آیه از این جهت هم استثنا هست.
و نکته جالب و مهمی که استاد بهش اشاره کردن این بود که همه در فرع هستن و سوالاتی از جنس همین فرعیات میپرسن، و افراد کمی هستن که سراغ اصل میرن در صورتی که اصل مهمه و به نوعی همه چیز همین اصل و اصول هستش، و نکته خیلی خیلی مهم اینه که خداوند در قرآن اولین باوری که میخواد در مورد خداوند و در واقع همون سیستم میخواد خودش رو توضیح بده، اولین چیزی که گفته این هست که گفته من قریب هستم ( یعنی اینکه من نزدیکم )، و وقتی که ما بیشتر به این موضوع فکر میکنیم که چرا اولین موردی که بهش اشاره کرده اینه که میگه من نزدیکم اینه که ما همهمون فکر میکنیم که اون هو از ما دوره، همون خدایی که 7 بار به زمین و آسمان و خورشید و ماه و … قسم میخوره که بگه که من به شماها الهام میکنم، به همه ما، اگر که ما وصل باشیم بهش میتونیم این صدای درون و شهود و الهامی که از طرف خداوند هست رو بشنویم، و توی این آیه خدا این نزدیک بودن رو از این جهت میگه که برای اینکه به ما بفهمونه من نزدیکم به شما، و فکر نکنید که من دورم ، فکر نکنید که یه فاصلهای بین ما هست، و به قول خودش میگه که من از رگ گردن به شما نزدیکترم، چون خیلی راحت ما فراموش میکنیم که خودش دو حالت داره : چه توی دوره بدبختی خدا رو فراموش میکنیم و میریم سراغ غیر خدا، چه تو دوره غرور خدا رو فراموش میکنیم که فکر میکنیم خیلی دوره و عصیان میکنیم، ولی وقتی که بدونیم نزدیکه، نه خیلی عصیانگر میشی چون میدونیم که سیستم گوش ما رو میپیچونه اگر که از مسیر خارج بشیم، و سیستم اینجوریه که ورودی بد بدی خروجی بد هم میده بهت، بدون تعارف، هیچ رحم و مروتی هم در کار نیست، و اگر هم که کسی از مسیر خارج بشه حتما نتیجه ناجالبی خواهد گرفت، و زمانی هم که وارد مسیر میشیم حتما نتیجه نتیجهی جالبی خواهد بود، و خلاصه این نزدیک بودن این پیام رو داره که اینقدر مهم در واقع خداوند در قرآن راجبش صحیت میکنه.
و در ادامه هم میفرماید أُجِیبُ : که در واقع من اجابت میکنم، و به معنی اینه که « همواره » این کار رو انجام میدم نه در کذشته و آینده، چون فعل از نوع مضارع هستش، و به معنای من همواره در حال اجابت کردن درخواستهای شما هستم، و من درخواست میکنم درخواست دعا کننده رو، درخواست کسی رو که درخواست میکنه، و میفرماید که من اجابت میکنم اما به شرطی که اونم اجابت کنه من رو و اونم به من ایمان بیاره، و اونم توی مسیر من باشه، و کسی که بندگی خدا رو بکنه به هر چیزی که بخواد خدا هدایتش میکنه و اون رو بهش میده، و این در رابطه با همه آدمها نیست، درباره بندگان هست، بندگانی که به خداوند ایمان داشته باشن، خداوند هم اجابت میکنه درخواست کسی رو که بندگی خداوند رو میکنه، و ما میتونیم که هر روز روی خودمون کار کنیم که هی نزدیکتر بشیم بهش.
خداوند به سیستمی هست که با توجه به شرایط ما و فرکانس و ارتعاش ما از همون دسته اتفاقات رو بهمون برمیگردونه، و این ما هستیم که در مدار دریافت نعمتها و ثروتها قرار میگیریم، این ما هستیم که اجابت میکنیم، این ما هستیم که توی مدار خداوند قرار میگیریم و خداوند هم پاسخ میده به افکار ما، باورهای ما، به رفتار ما، به ایمان ما، وگرنه این نیست که خدا برای بعضیها بخواد و برای بعضیها نخواد.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 11 بهمن 1404
فتبارک الله احسن الخالقین
روز شمار تعهد 127
سلام به استادعزیزم و مریم عزیز با طرح سوالات الهی
خدایا شکرت جالبه این چند روز درگیر این بودم که برای غسل و وضو چی درسته و خلاصه دنبال جواب معقول جدا از گذشته بودم که شکر خدا از طریق عقل کل ب نتایج اولیه رسیدم اینکه غسل رووضو درسته اصل نیستن ولی بهر حال خداوند برامون راه کار دادن والبته حاشیه مهم نیست وهدف اینه ما به پاکیزگی و دریافت نعمت های بیشتر منتهی بشیم حالا چرا نعمت بیشتر؟بنظر من وقتی حموم میکنیم یعنی همون غسل یا شستشو در واقع انرژی های منفی وجودمان از بین میره تا هر حدی که خودمون باورمون باشه ولی یه سبکی خاصی داره حموم کردن واین حداقل سبکی وارامش موجب حال خوب ما و در نتیجه دریافت نعمت های بیشتر میشه
جالبه امروز ک خواستم غسل کنم دیگه درگیر حاشیه زیاد نشدم و راحت تر برخورد کردم اینجوری حس و حالم خیلی بهتره والبته بگم که نیازی نیست از روش شیوه خودمون برای بقیه صحبت کنیم چون در نهایت با برخوردشون موجب خرابی حالمون میشه ن
و وقت استاد از سالک عبادی صحبت کرد برام بازم مهر تاییدی شد که اصل چیز دیگه س و هرجور که در نهایت قوانین خداوند رو زیر پا ندارم و البته حالم با خدای خودم خوب باشه یعنی در مسیر هستم
اینکه ابمیوه گیر رو اگر هویج بدی هیچ وقت هیچ وقت آب سیب یا هر چیز غیر آب هویج تحویل نمیده خیلی برای ذهنم ومنطقم قانع کننده هست اینکه هر جور باشی همون رو تحویل میگیری البته برای من هر چند زیاد خوب نیستم ولی خدا خیلی بیشتر برام مایه ونعمت میاره ازین بابت خیلی خوشحالم
ولی نگرانی ک میاداینه من چجور خیلی خوب باشم تا خیلی خوب تصمیم بشه ؟بنظرم بخوام به این چالش بپردازم بیشتر وارد حاشیه میشم و از طرفی من از حساب و کتاب خدا اطلاع ندارم فقط همین رو باید بدونم که سعی کنم هر جور شده از ناخواسته ها دور بشم و با خنثی بمونم و با بهتر از خنثی بودن به خواسته ها و خوبی ها دقت کنم دیگه بقیه ش وظیفه خدا و سیستم ش هست که حساب کتاب منو خواسته هام واجابتشون رو انجام بده
اینجوری بار مسعولییت و مهمتر چگونگی رسیدن به خواستههام خیلی کمتر میشه شکر خدا
اینکه خدا تو آسمون ها نیست همیشه نزدیکه یعنی همیشه تو هر شرایطی دمدست من هست اصلا خودمم
این فوق العاده منوقوی میکنه خدایا چقدر خوبی
خدایا شکرت وازت سپاسگزارم از من بنده ت در مقابل شیطان محافظت میکنی
اینکه وسوسه های شیطان ذهنم رواینقد ر کم صدا میکنی و در عوض صدای آگاهی ها و هدایت ها به قلبم اینقدر بلند هست که که به راحتی شیطان کنار میره و راه نفوذش رو جدا از راه خودت گذاشتی شکرت خدای عشق
خدایا میدونم فراموش میکنم و این جزو خصلت های انسان هست و مهمترین موضوع اینه بازم کنارم هستی فقط من باید درکتون کنم هیچ وقت هیچوقت تنهامنمیذاری بلکه من این احساس رو دارم
شکرت خدای خوبم شکرت
سخن رو کوتاه میکنم چون به همین آگاهی ها. ایمان داشته باشم هیچی برام آرزو نیست
خدایا شکر و سپاسگزارم برای وجود همسر عزیزم
خدایا شکر و سپاسگزارمبرای وجود فرزند عزیزم
خدایا شکرت وکیل من هستی و همواره برای من خیر رحمت میاری
خدایا شکرت در بهترین شرایط بهترین زمان مکان به ایده های اتفاقات و افرادی هدایت میشم که موجب روان چرخیدن چرخ زندگیم وراحتی م میشه
خدایا شکرت نگهدار و مراقب عزیزانم هستی وکافی هستی
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
بنام خداوند بخشنده مهربان وبنام خداوندی که بی نهایت مرا دوست داره چون از درون من اگاه واز این بابت از خداوند خودم سپاسگزارم که همچان مرا در مسیر درست هدایت کرده واگاهی خودت رو به من میرساند از خداوند سپاسگزاری میکنم تا راه یکتا پرستی رو برایم اسان تر روان تر کنه وچرخ زندگیم روان کنه واز خداوند می خواهم کمک کنه کنه با مرا هم مدار شنیدن این اگاهی ها عمل کردن به انها کنه خدایا شکرت چقدر استاد با صداقتی خداوند گذاشته سر راه من واز بابت از خداوند سپاسگزارم بااینکه مدت سه سال هست در این سایت هستم با هدایت خداوند وبدون واسطه هیچ دستی این می شود هدایت خود خداوند باشد که هیچ دستی برای من نبود مرا هدابت کنه به استاد واین اگاهی ها واز خداوند خودش می خواهم مرا مدار شنیدن این اگاهی،کته چون از ذهن خودم اگاهم وقتی یک اگاهی به ذهنم انرژی،مثبتودرست بده دیگه ول کن اون مسیر نمی شوم وبی نهایت خوشحال میشم از اینکه این اگاهی ها داره به رشد من کمک میکنه وجدا از اون نا اگاهی های داشتم دارم واز خداوند قدرت تعغیر کردنشونه بهم بده خدایا شکرت از خداوند سپاس گزارم هدایت شدم به فایل زیبا این نعمت وبرکعتی خداوند از زبان شما در اختیار من گذاشته ومن همچون بی خیال وراحت وبدون توجه به همه نعمت وبرکعت از همه فایل تاثیر گزار که من از اینها گذشتم وهمه دنبال این بودم که عجله تقلا زور زدن دوره خریدن بخوام تعغیر کنم واین همه هدیه خداوند رو نبینم واز همین از خداوند سپاسگزارم از اعماق وجودم چشمانم رو باز کرد تا نعمت های خداوند رو ببینم ومن تا الان عین یک کور بینا بودم بینای داشتم وهیچ گونه از نعمت های خداوند رو نمی دیدم وخاطر اینکه اصلن درک درستی از خداوند نداشتم وحتی نعمت بزرگی مثل شما واین اگاهی ها که قول خودت دستی از دستان خداوند هستی تو زندگی من تو معجزه ای از خداوند هستی در زندگی من باید قدر تو بدونم با این اگاهی های مرا به خداوند متصل میکنه از خداوند سپاسگزارم شاید کامنتم خیلی طول کشید ولی دوست دارم احساساتی که این مدت مرا متوقف کرده بود درک ناصیح بود که از خداوند داشتم که تبدیل به مقاومت های ذهنی شده بود حتی بعضعی وقتا ذهنم بهم میگفت استاد دروغ میگه ودر واقع با اینگه می دونستم این مقاومت ذهنی خودم هست برای درک این اگاهی ها چون کانون توجه به سمتی رفته بود دقیقا برعکس این اگاهی ها ولی باز خداوند شکر میکنم وتنها احساحسی خیلی به من کمک میکنه اون اینه خداوند بی نهایت مرا دوست داره که تا الان ابنجا هستم وخیلی دوست دارم این باور رو تو ذهنم بسازم که خداوند به قید شرط مرا دوست داره وهیچ گونه قید شرطی برای من دوست داستن من نداره این احساحس خیلی مرا راحت تر میکنه که به سمت خداوند حرکت کنم راحت ببخشم راحت توجه کنم وراحت سپاسگزار خداوند باشم خدایا شکرت از بابت الازم درکی گه من از خداوند داشتم با توجه گذشته ای که داشتم خداوند موجودی می دیدم که یک گوشه ای نشسته ومدام داره مرا قضاوت میکنه ببینه چکار میکنم که مرا به جهنم ببره ودراقع وهمین باور باعث شده بود جهنمی رو ذهن خودم بسازم که عمری هست که دارم اون می سوزم وهر بار با همان شکل اتفاقاتی که دیگه دوست نداشتم در زندگیم بیوفتن دقیقیا همون اتفاقات با همان شرایط برام به وجود می اومد وهیج وج نیومدم به فکر این باشم که ایراد کار پیدا کنم واز خداوند بخوام توان حل کردنشو بهم بده تا اینکه با این فایل زبیا برخوردم که به امید خداوند با گوش دادن به فایل ها به درک درستی از خداوند برسم بخشندگی مهربانی خداوند در تصورم خودم به صورت خیر برکعت تصورکنم تنها چیزی که فکر رسید وتنها خداوند ی خیلی واضع می تونه به من کمک کنه من فقط روی اون حساب کنم فقط خداوندی هست که جهان رو خلق کرده بخشنده مهربان هست اون در قران هست واین خداوند کی سال ذهنم مرا به جهنمی تبدل کرده بود فقط با توجه از گذشته گانم اون پذیروفته بودم باعث شده بود همه توجه ام سمت اشتباهات خودم ودیگران باشه خودم رو به خاطر اشتباهات گذشته ام یک موجود بی لیاقت گناه کار بدونم واز طرف تمام تلاشم میکردم که دل خداوند رو به دست بیاورم وبسیاری از موارد از خواسته های خودم می گذشتم به خاطر اینکه دل خداوند به دست بیاورم که مرا جهنم نبره وهیج گونه عشقی رو تجربه نمی کردم والان به لطف خداوند ودرک این اگاهی ها امید دارم که از روی عشقم خداوند رو به پرستم و اون رو نیروی خیر خودم بدونم در زندگی خودم نه دیگران حالا که فهمیده ام قانون توجه چطور خداوند رو شکل میده در ذهن ما تصمیم گرفتم خداوندی بخشنده مهربانی رو در ذهنم بسازم که شکل انرژی هست که مرا هدایت کرده وهماهنگ میکنه با اگاهی خودش از هدایت می خوام هیچ کسی رو مهم تر وبهتر از خودم نمی دونم وزندگی خودم رو باارزش تر وخدای خودم رو باارزش تر اون می دونم که بخواهم درون خودم رو فراموش کنم وخدای برا اساس دیدهای بیرونی در ذهنم بسازم که مرا وجود خودم درو میکنه من وجود خودم رو افرینده مهربانی می دانم که تنها کتاب مقدسی در اختیار من گذاشته که بخشندگی ومهربانی او تععیرات تاثیرات مثبت رو ذهنم ایجاد میکنه وخودش،می خوام که من لیاقت شنیدن وصدای او انرژی او دارم با انرژی،خودش هدایتم کنه به سمت خودش،خدایا شکرت خدایا شکرت به جای تقلید گذشتگان که سال هیچ گونه تعغیری در نوع باورهای من ایجاد نکرد خدای رو ذهنم بسازم به شکل ارامش،که باهاش به این دنیا اومدم خدایا شکرت بابت تمام ارتعاشات مثبتی که به جهان هستی می فرستم واینها همش چراغ هدایت من می شون تا اون خدای قضاوت گر رو ذهنم خارج کنم وانرژی بسار زیبا رو جای گزینش،کنم که مرا اسان میکند بر اسانی ها وراه درستی وراستی وپاکی رو برایم فراهم وزمینه رشد رو برایم اسان وروان میکند خدایا شکرت شهامت وشجاعت این کامنت نوشتن روبهم دادی تا توجه ام رو برگردونم به سمت یکی،یکتای خودم با تو واین همه اطلات بی خودی که به ذهنم داده ام رو از ذهنم پاک کنم
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟
-این دیدگاه که خداوند به شکل اتفاقات مناسب یا نامناسب وارد زندگی ما می شود کاملا نادرست است
-اتفاق خوب و بد مفهومی ندارد
-ما به اتفاقات برچسب مثبت یا منفی می زنیم
-اتفاقات به ظاهر نامناسب برای فردی با باورهای مناسب خیر و برای فردی با باورهای نامناسب شر می شود
-خداوند به فرکانس های لحظه ای ما پاسخ میدهد
-عملکرد خداوند سیستمی است
-هر آن چیزی را که به جهان ارسال کنیم از جنس همان را دریافت می کنیم
-برای ایجاد باورهای توحیدی در ذهنمان تجارب گذشته ی خود را بررسی کنیم
-با باج دادن به افراد بارها و بارها پشت ما را خالی کرده اند
-با حساب کردن بر روی افراد بارها و بارها از آنها ضربه خورده ایم
-تنها قدرت را در دستان خداوند بدانیم
-خداوند با داشتن باورهای درست افراد مناسب را به سمت ما هدایت می کند
-اعتبار تمام کارها تنها در دستان خداوند است
-منظور از اجابت کردن خداوند در آیه ی اذا سالک عبادی این است که خداوند عملکرد سیستمی دارد
-رابطه ی ما با خداوند دو طرفه است
-ما با باورها و افکار خود اتفاقات زندگی مان را رقم می زنیم
-نمی توانیم با ارسال فرکانس های نادرست نتایج مناسب کسب کنیم
-نمی توانیم با ارسال فرکانس های درست نتایج نامناسب کسب کنیم
-خداوند فرکانس های ما را دریافت کرده و نتایج و اتفاقات را وارد زندگی ما می کند
-اگر تنها بنده ی خداوند نه اشخاص و عوامل بیرونی باشیم خداوند را اجابت کرده خواسته های ما براورده می شود
-آیه اذا سالک عبادی آیه ای خاص است از این جهت که:
هفت مرتبه ضمیر من در آن بیان شده است
بدون سوال پرسیدن خداوند پاسخ گفته است
اجیب فعل مضارع و به معنای همواره اجابت شدن درخواست ها توسط خداوند است
اولین ویژگی خداوند نزدیک بودن او از رگ گردن به ما بیان شده که باعث می شود دچار غرور و ناامیدی نشویم
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-پیش از این تصور می کردیم اتفاقات توسط خداوند از روی تقدیر و شانس برای ما خلق و ایجاد می شود و نمی دانستیم ما خالق اتفاقات و شرایط کنونی خود آگاهانه یا ناآگاهانه هستیم هر چند اکنون هم هنگام مواجه شدن با تضادها و چالش ها خداوند یا سایر عوامل بیرونی را موثر دانسته و آنها را مقصر می دانیم
با درک درست عملکرد سیستم خداوند اینکه خداوند عادلانه افراد را متناسب با باورها و افکارشان در جایگاه مناسبی قرار داده و به کسی ظلم و ستم نمی کند به ما کمک کرد که بیشتر از گذشته در مقابل اتفاقات نامناسب خود نه دیگران را مقصر دانسته و سعی کنیم با تغییر باورها و افکارمان نتایج زندگی مان را تغییر دهیم
از زمانی که بر روی باورهایمان کار می کنیم اتفاقات نتایج و شرایط زندگی ما به کلی تغییر کرده و بیشتر به این قانون پی برده ایم که ما خالق 100 درصد اتفاقات و نتایج زندگی خود هستیم طبق نظام عادلانه ی خداوند و اینکه جهان او رو به خیر است و هرگز به کسی ستم نمی کند خداوند بیشتر از ما دوست دارد ما به موفقیت و ثروت دست یافته اما ما با باورها و افکار نامناسب جلوی هدایت های خداوند را می گیریم
اگر بتوانیم عملکرد سیستمی خداوند را به درستی درک کنیم تمرکز خود را بر تغییر باورها و افکارمان قرار داده و اجازه می دهیم توسط خداوند به افراد شرایط موقعیت ها و ایده های مناسب هدایت شویم
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-از زمانی که با عملکرد سیستمی خداوند توسط فایل های استاد آشنا شده ایم متوجه شدیم که تحقق تمام اهداف امکان پذیر و دست یافتنی است تنها کافی است قوانین خداوند را به درستی با تکرار و تمرین فراوان درک کرده و برای تمام مسائل خود از آنها استفاده کنیم
در مورد بسیاری از مسائل که پاشنه های آشیل ماست به دلیل داشتن ترمز ها و مقاومت های ذهنی نتوانستیم قوانین خداوند را به درستی درک و از آنها استفاده کنیم
اما در مورد مسائلی که مقاومت ذهنی کمتری در مورد ان داشتیم درک و عمل کردن به قوانین خداوند نتایج عالی برای ما به همراه داشته است
این که خود را خالق نتایج و اتفاقات زندگی خود بدانیم مهم ترین باوری است که به ما کمک می کند باورها و افکار خود را تغییر دهیم
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-برنامه ی شخصی ما این است که عملکرد سیستمی خداوند را بهتر درک کرده تا بر مبنای آن بتوانیم به جای واکنش نشان دادن به تضادها و اتفاقات نامناسب اتفاقات دلخواه خود را خلق کنیم
خداوند این فرصت را در اختیار ما قرار داده تا با درک و عمل کردن به قوانینش به تمام خواسته های مان برسیم باید از این فرصت به نحو احسنت استفاده کرده و به بالاترین درجه ای که می توانیم دست یابیم
چون خداوند بیشتر از ما دوست دارد به موفقیت دست یافته از زندگی لذت ببریم شاد و خوشحال باشیم و تمام مقدمات لازم را برای ما فراهم کرده است بنابراین باید با تعهد بیشتر بر روی درک قوانین و به کار بستن آنها تمرکز کرده بیشتر تسلیم خداوند باشیم و اجازه دهیم توسط او به مسیر بهتر هدایت شویم
هدایت خداوند مبتنی بر مدار ماست و باید قانون تکامل را در این مسئله رعایت کرده از خداوند و خودمان انتظارات بیجا و نامناسب نداشته باشیم
خدایا شکرت
به نام خدا
سلام خدمت همه دوستان عزیز
مدتیه دور شدم از سایت و دوره ها و تمام مطالب
ولی عجیب دلم میخواست دوباره برگردم
دیشب رفتم دکتر و بهم گفت باید دخترتو دنیا بیاری یه چیزی حدود یکی دو هفته زودتر از تاریخی که باید و منتظرش بودم یه جورایی ولی خب بازم میدونم هنوز برای همون تاریخ هم اماده نیستم
و همش میگفتم خدایا در زمان مناسب خودت هدایتم کن که سلامتی خودم و فرزندم تامین بشه و تکاملمون رو طی کرده باشیم.
دیشب موقع خواب عجیب ذلم گرفته بود ازینکه چطور دل بکنم ازش و اینکه چقدر دلم براش تنگ میشه که تو دلم نباشه و همش ندایی ته قلبم میگفت لذتشو ببر و وابسته نشو الان اونجا خونه موقتشه و اومده که کنار تو لذت ببره پس لذتشو ببر
خیلی تو کشمکش بودم با حس وابستگی و حس اینکه بتونم توحیدی نگاه کنم هر مرحله زندگیمو. و از خدا خواستم کمکم کنه که من وابسته فرزندم نشم و فقط بخوام که نهایت لذت رو کنارش ببرم تو هر مرحله زندگی. و امروز که هدایت شدم به این فایل توحیدی و نوشته خیلی زیبای شیرین خانم ب عنوان متن انتخابی دیدم که چقد سیستم درست عمل می کنه و به خواسته من پاسخ داد و حالا این منم که باید تو عمل اجراش کنم
وقتی استاد عزیزم اینقدر راحت و رها دارند زندگی میکنند و حساب کردند فقط و فقط روی یک نیرو و قطعا اون نیرو عجیب هدایت میکنه
این روزا برای همه چی ازش هدایت میخوام من اصن نمیدونم چی خوبه برام چه زمانی چه مکانی در کنار چ ادمایی و….
چند روز پیش برای انتخاب بیمارستان هم گفتم برم ب قول روزمره ما پارتی پیدا کنم ک کجا برم و چطور باشه؟! بعد ب خودم اومدم و گفتم پارتی بالاتر از خدا هم مگه داریم و فرداش نتیجه ایمانم رو بهش دیدم دقیقا
خدایا شکرت کمکم کن تو این مسیر ثابت قدم تر باشم و تنها تورو بپرستم و تنها از تو یاری بخوام.
شکرت
ممنون از همه
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته مهربان
سلام خدمت دوستان عزیزم در این مسیر زیبا
این فایل ها چقدر خوب آگاهی دهنده و آموزنده است
من قبلاً روی آدمها خلی زیاد حساب می کردم
و همیشه نگاهم این بود که این آدمها اگر کاری توانستند برای من حتما من به جای می رسم و اگر کاری نکردند و یا نخواستند انجام دهد پس من هم به جای رسیده نمی توانم
و این را قشنگ باور کرده بودم
و تلاش می کردم که این آدمهای که مهم بودند را همیشه از خودم راضی نگهدارم و کاری می کردم که اینها از من ناراحت نشود تا کار های من را انجام دهد
و تمام تلاش و تمرکز من این بود که با این افرادی در ارتباط باشم که اینها مرا در کدام اداره یا جای استخدام کند یا مستقیم معرفی کند و من مشغول کار شوم
وقتی این چنین حرکات و رفتار های که در گذشته داشتم را به یادم می اورم از خودم خجالت می کشم که اینقدر شرک می ورزیدم
همه را قدرتمند و همه کاره حساب می کردیم
اما خود خداوند را فراموش کرده بودیم
در ایام های متعدد مذهبی چقدر گریه و ناله داشتیم که امامان کاری برای من انجام دهد
به سر و صورت مان می زدیم و گربه می کردیم که اینها دلش به حال مان بی سوزد و شفاعت مان را کند
چقدر کار های ناجالبی را انجام دادیم
برای اینکه تحولاتی را در زندگی مان بوجود آوریم
و هیچ وقت تاثیر خوبی در زندگی مان نگذاشت این گونه رفتار های شرک آلود
حالا تازه با آموزه های استاد عزیزم متوجه می شوم که ما چقدر مسیر را داشتیم اشتباه می رفتیم
در حالیکه باید همیشه به خداوند توکل کرد و از او در خواست کنیم
من قبلاً از هر کسی در خواست داشتم الی جز خداوند
قبلاً از هر کسی توقع داشتم که اینها کدام گرهی از زندگی من باز کند که هیچ وقت این چنین نمی شد
حالا که تازه این آگاهی ها را درک می کنم و تلاش دارم که باور کنم که خداوند است که توانای دادن همه چیز را در زندگی مان دارد و می تواند بدهد اگر ما خودمان را در مسیر درست قرار دهیم و باورش کنیم
قبلاً که استاد مورد سیستمی بودن خداوند صحبت می کرد درک نمی توانستم
اما در این فایل وقتی در مورد سیستمی بودن خداوند صحبت کرد خلی درک اش برایم واضح تر و بهتر بود
بیشتر حال کردم و لذت بردم و احساسم بهتر شد
و خلی احساسم نسبت به در ک این موضع جذاب تر و قشنگ تر شد و شاکر خداوند متعال بودم
استاد عزیزم از شما و این آموزش که در اختیار ما قرار می دهید بسیار بسیار ممنون و سپاسگزارم
این آموزش ها خلی تاثیر گذاری خوبی را در زندگی من گذاشته است
از خانم شایسته عزیز ممنونم بابت این پروژه مهاجرت به مدار بالاتر که اینقدر مرا سر ذوق می آورد که فایل هر روز را گوش دهم و درک ام را نسبت به این فایل یاد داشت کرده و کامنت بگذارم
بعنوان یک وظیفه مهم برایم محسوب می شود که باید غیر حاظری نداشته باشم و با لذت مسیر را دنبال کنم
خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جویم
خدایا صد هزار بار شکرت