مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 33 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمیرا ذوالقدری گفته:
    مدت عضویت: 2566 روز

    با عرض سلام خدمت استاد عزیز واقعا لذت بردم از فایل شما از صحبتها ودیدگاهتون نسبت به زندگی و ازدواج واقعا ما باید برای خودمان زندگی کنیم همون جور که دوست داریم یک رابطه خوب به شناسنامه احتیاج نداره وجود آدمها باید درست وباخدا باشه مرسی از شما ????????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    اکرم زمانی گفته:
    مدت عضویت: 2206 روز

    سلام خدای مهربان و دستان خدا در زندگیم

    یه بار نشد تو این ۶۰روز آشناییم با شما به صحبت های شما گوش بدم و گریه و اشک شوق نریزم،،،وای خدای من یعنی همچین چیزی میشه یکی اینقد شبیه من تو این دنیا زندگی کرده باشه،،،خدا رو شکر که شما تو این شرایط کنار می و با حرفاتون اروم میشم،،گفتید سیلی من خیلی سیلی از روزگار و اطرافیانم و جامعه خوردم ولی همون که گفتید همیشه از بچگی در وجودم یه حامی یه هدایتگر و یه منجی داشتم و دارم خدا می دونه چقد سختی کشیدم اما یه بار از خدا ناامید نشدم هر وقت حرفایی می شنیدم که جوابی براشون نداشتم فقط به خدا متوسل می شدم و همیشه و همیشه و همیشه با خدا بودم خدا بهم عزت داد در قومی که اصلا پذیرای من نبودند و تازه فهمیدم اصلا هم فرکانس من نبودند و الان یه ماه هست که از همسرم و خانواده همسرم جدا شده ام و قرار هم هست علی رقم میل همسرم فرزندانم را به او بسپارم چون الان فقط و فقط و فقط میخوام با خدا باشم ،،،باورتون میشه اشک می ریزم برای اینکه من فقط خدا را دارم در حال حاضر هیچ کس و فقط خدا همه کس کنه و اینقد آرامش دارم اینقد از تنهاییم لذت می برم که حاضر نیستم یه لحظه اش را بیهوده از دست بدم….خدا حافظ وابستگی و سلام زندگی توحیدی من ،،،همه ی وجودم را به خدا سپرده ام و با او هدایت میشم هر روزه از او هدایت می خوام همون جوری که قبلا در اوج مشکلات هدایتم می کرد الانم خیلی زیبا هدایتم می کنه و خدا رو شکر که وقتی حرفای شما را می شنوم سپاسگزارم که در مدار و فرکانس شما هستم و کاملا صحبت های شما را درک می کنم بیشتر جاها به خاطر رو راستی و صداقتم ترد شدم ولی هیچ وقت به خودم اجازه ندادم از مسیر خارج بشم به خاطر دل بعضیا ،،،و همین طور تو مسایل مختلف فقط رضایت خدا را در نظر گرفتم تا الان که مزد صبر م را گرفتم و خدا گونه با شما آشنا شدم و می مانم و تا اخرین نفس به قوانین پایبندم و اجرا می کنم و عمل می کنم و باور دارم که روزی در همسایگی شما از دست پخت عزیز دلتون می خورم و شما هم از دست پخت خوشمزه ی من می خورید و لذت می برید به امید اون روز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1874 روز

    سلام به استادعزیزم به مریم بانوی مهربانم وهمه ی دوستان عزیزم در این سایت..

    یکی دو روز بود به تضادی برخورده بودم، دوتا راه داشتم یا مثل گذشته باهاش برخورد کنم،( بجنگم بترسم حرص بخورم تلافی کنم ساعت ها در موردش حرف بزنم باخشم گله کنم کم بیارم و……خیلی رفتارهای وافکارها وگفتارهای ناآگاهانه داشته باشم نسبت بهش)

    امااااا….گفتم من شاگرد چه کسی هستم؟ نزدیک دوساله دارم با زندگی نامه راستین و درست چه کسی زندگی میکنم؟! اینموقعه ها استادم گفته چیکار کنید؟!

    (تفکر کردن درست، دیدن واقعییت، تعصب نداشتن بیخود به بعضی اعتقادات،عمل نکردن مثل گذشته، توجه تمرکز بر روی نکات مثبت قضیه ، دیدن سهم ونقش خودم توماجرا، سکوت به جا داشتن، سریع واکنش نشون ندادن، خلوت کردن باخود وباچشم بصیرت وروشن بینی به موضوع نگاه کردن، نامه نوشتن برای خدا وطلب هدایت کردن، به جا ودرست وبدون قرض حرف زدن ویاعمل کردن و……)

    و راه دوم رو انتخاب کردم باید می دیدم چرا این تضاد به وجود اومده قراره چه درسی ازش بگیرم…

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هر روز درس تازه وموقعییتی وجود داره یعنی به وجود میاد که منه مینا محک زده بشم، فقط حرف زدن که نیست، من تصمیم گرفتم ۲ سال پیش همراه استاد عزیزم ودوستانم باشم اینجا تواین مسیر الهی ودرست(الهی ودرست چون ارامش و شادی وسلامتی و برکت و هرچی که خوبه تواین مسیر یکجا هست) باشم ..

    باشم که تمام شخصیتم وزندگیم تغییر کنه، چون اینجا کسایی هستند که قبل من وبا من تواین مسیر قرار گرفتن ونتیجه های عالی گرفتن…

    خدارو هزاران مرتبه شکر، من خودم رو با دیروزم با گذشتم مقایسه میکنم نه باکسی دیگه، اتفاقی که برای من افتاد این چند روز مختص به من بود، وقرار بود من عکس العملی متفاوت داشته باشم این موضوع واین شخص آموزگار من بود و آموزشی که باید می آموختم، حس خوبی دارم مثل گذشته رفتار نکردم وبهترین رفتار و گفتار وعملکرد رو داشتم…

    همین تضادهای به ظاهر کوچیک، معمولی، پیش پاافتاده یکی یکی جمع میشه وشخصیت وزندگیمو میسازه، همینهایی که تا قبل آشنایی با شما استاد عزیزم برام حل کردنش درد داشت ترس داشت همش گند میزدم بلد نبودم چطور از پسش بربیام…

    اما خدارو هزاران بارشکر به خاطر درسهایی که ازشما گرفتم…

    مرا به سوی نشانه ام هدایت کن امروز اوردمنو اینجا وچقد قشنگ تو حرفهای شما که در مورد تسلیم بودن زدید،در مورد اون شاگردتون که آموزشش دادید وبرعلیه شما وبه ضد شما عملکرد و….

    اما هیچکدوم از اون شرایط واون تضادها نه تنها باعث عدم پیشرفت شما نشد بلکه باعث ترقی شماشد وکلی درس وتجربه خوب گرفتید وکلی اتفاقات خوب بعدش برای شماافتاد…

    چون نترسیدید، باج ندادید، حرف زور رو قبول نکردید، تضادها باعث نشد کم بیارید وا بدید وادامه ندید، بلکه صبورانه مسیر رو طی کردید ومشتاقانه هدایت خواستید و محکمتر از قبل قدم برداشتید وموانع رو یکی پس از دیگری کنار زدید….

    خدارو هزاران بارشکر، وقتی آدم یادمیگیره روزانه مسایلش رو حل وفصل کنه به کمک خداوند بعد یه مدت می بینه هر روز بهتر از دیروزش شده تو آرامش داشتن تو صبور شدن تو توکل کردن، تو رسیدن به مادیات ، سلامتی داشتن روابط خوب و….

    استاد عزیزم فرستاده خدا، انتخاب شده ی خدا ، راهنما وهدایتگر من روی زمین، خدارو هزاران بارشاکرم که منو سر راه مسیر الهی شما قرار داد، تا خودم رو بشناسم خدارو بشناسم جهان رو بشناسم، وهر روز سعی کنم دنیای خودم رو طوری بسازم که هم خودم لذت ببرم وراضی باشم وهم خداوند از من راضی باشه انشالله…

    هنوز اول راهم امیدوار، پرقدرت، باتوکل، انشالله که تا وقتی زنده هستم مورد رحمت خداوند باشم…

    برای شما استادعزیزم برای مریم بانو برای همه ی دوستانم دراین سایت وبرای خودم آرزوی تجربه کردن لحظه به لحظه در عشق وآرامش وشادی وسلامتی وثروت روز افزون رو دارم😍😍😍

    دوستتون دارم😘😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    مهشید گفته:
    مدت عضویت: 1530 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عشق و مریم بانوی عزیزم

    و سلام به همه همسفران عزیز

    استاد این دیدگاهتون در مورد رابطه برای من تعجب اور نبود و خیلی هم موافقش هستم

    استاد اول بگم ک به وجود شما افتخار میکنم ک هم استانیم هستی و از اینکه یه هم استانیم تونسته به این جایگاه برسه و اینقد محبوب خدا باشه و اینقد توحیدی باشه به وجد میام و باعث انگیزه بیشتر درونم میشه خدا رو هزاران بار شکر میکنم ک همیشه لرها افتخار افرینن هر چند ک تو اموزه هاتون شنیدم ک براتون فرقی نداره از چه سرزمین و قومی باشین و اینها عوامل بیرونی هستن برای اینکه مردم یکدیگر را بشناسن در دنیا و اخرت سعادتمند باشی برادرم افتخارم

    استاد توی استان خودمون من خیلی از زوجها رو دیدم ک سالها کنار هم زندگی کردن و اسمی توی شناسنامه هاشون نیست

    پدر مادر خودم حتی خواهرم ک ۳۰ سال زندگی مشترک داشت و هیچ اسمی از همسرش توی شناسنامش نبود قبلا عقد محضری نمیکردن و دیگه بیخیال بودن و کنار هم زندگی عاشقانه داشتن حتی عموهام برادر بزرگم این اواخر گاهآ برای سفر به کربلا یا به خاطر وام یا یه همچون مسائلی بعضیاشون رفتن محضر و دوباره عقد کردن بعد از ۳۰ یا ۴۰ سال زندگی مشترک و پدر خودم ک به رحمت خدا رفت و این همه سال با مادرم بدون اسمی توی شناسنامه زندگی کردن و همونطور ک شما استاد عزیزم میفرمایید جدایی ممکنه هر زمانی پیش بیاد بدیهی ترینش مرگ هست

    من خودم همیشه با این تشریفات موافق نبودم هر وقت میگفتم بقیه مخالفت میکردن ک نه این روزا باید عقد محضری کرد ک طرف از مهریه بترسه و زندگیشو ادامه بده اما من بارها مثال زندگیاای همین ادمای اطرافم رو زدم ک چطور فلانی و فلانی سالهاس دارن زندگی میکنن بدون هیچ عقد محضری میگفتن اون مال قدیم بود الان زمانه فرق کرده الان به راحتی زندگیا از هم میپاشه

    اما الان میفهمم ک زندگیا فرق نکرده چیزی ک فرق کرده اینه ک مردم مشرک شدن اون موقع توحیدی تر بودن هر چقد فک میکنم قدیما خیلی توحیدی تر بودن

    ایمان و اعتمادی ک داشتن حتی در مورد بیماریها اون زمان جاهایی بود ک هیچ دکتری نبود و پدر و مادرم برام تعریف کردن ک کسی مریض نمیشد اگر میشد چقد با یه دارویه ساده درمان میشد

    زایمانها توی خونه بود و اون موقع چقد هم تعداد زیادی بچه داشتن به راحتی ولی الان به زور یک بچه میارن اونم توی بیمارستانهای خصوصی و چقد دردسر

    قبلا اگر یه اتفاق بدی میفتاد یه ضربالمثل بود ک قدیمیا میگفتن گوشتو کر کن نشنوی حالا میفهمم منظورشون همون اعراض از ناخواسته بود

    اگر بخوام مثال بزنم خیلی زیاد هست ک بگم

    پس چیزی ک باعث شده الان بعضیا در مورد این رابطه مقاومت نشون بدن تنها شرک هست

    همون ترس از دست دادن ترس از تنهایی ،ترس از آینده ، ترس از اینکه بعد بچه هامون چی میشه و….

    خوشحالم ک مثال عینی رابطه شما رو اطرافم زیاد دیدم هر چند کیفیت این روابط در سطح رابطه شما نیست اما حداقلش میتونم باور کنم ک بدون هیچ عقد محضری میشه زندگی کرد ازادانه

    من هر وقت سریال زندگی در بهشت رو میبینم لذت میبرم از رابطه رویایی شما دو نفر و مدام توی دلم تحسینتون میکنم

    عاشقتونم ❤️❤️❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    محمود امیری گفته:
    مدت عضویت: 2443 روز

    سلام خداقوت استادعزیز ودوست داشتنی من از افشا کردن خودم هیچ ابای ندارم ومیدانم که این زات اصیل من نیست که این اتفاقات برای من رقم خورده است وبیماری من از هر لحاظ در جمبهای زندگیم باعث نا ارامی من ومشکلات من شده است

    زمانی در مصرف مواد مخدر هیچ چیزی و هیچ کس برای من مهم نبود ونمیتوانست در مقابل من حتی به اندازه 1درصد شاید هم کمتر بتواند مانع مصرف من در مورد مواد مخدر شود به هیچ قدرتی وهیچ کسی اجازه نمیدادم که بتواند مانعی شود که من به مواد مخدر فک نکنم چه برسد بتواند مسیر مرا عوض کند

    یاد دارم روزی در بیمارستان به خاطر تسادفی که پدرم با موتور داشت پایش شکست ودرد شدید داشت وبه خاطر تعطیلات ماه رمضان دکتر برای جراهی نداشتند تا بعد از تعطیلات فقط باید پانسبان میشد در مدت ان سه روز وپدرم درد شدید داشت ومن همراه ان بودم یادمه که روز دوم پرستار خیلی با من تند برخورد کرد وگفت شما چرا کنار بیمارتون نیستید انقدر درد میکشه ومن به خاطر مصرف مواد اصلا خیلی برایم مهم نبود چه اتفاقی می افتد وفقط مصرف وتهیه مصرف برایم مهم بود

    ابرو اصلا برایم تعریف نداشت ومهم نبود نظر اون پرستار وتمام مردم دنیا برایم مهم نبود

    اما امروز در مسیر بهبودی برای امور روز مرگی حرف اطرافیان برایم مهمست

    هر کاری که انجام میدهم حتی درست نظر دیگران احمیت پیدا کرده است

    واگر فقط بیاد بسپارم که چگونه عمل میکردم در ان مسیر که فقط خودم را نابود تر ورنجور تر میکردم

    از ان فرمول استفاده کنم برای تمام خاصته هایم واهدافم وفقط بر روی خداوند که قادر مطلق است حساب کنم چه کارهای که برایم انجام نمیدهد

    هیچ کس در ان مسیر سخت ودشوار به جز الله نتوانست به من کمک کند

    چه راهای که امتحان نکردم اما یک بار روی خدا حساب کردم وشد وهمان حساب کردن درهای از نعمت وثروت را از هر لحاظ بر روی من باز کرد

    اما چه کنم که فراموش کارم بعضی وقتها فکر میکنم در بعضی مسائل نباید روی خدا حساب کرد وباید خودت انجامش بدی

    اما با دیدن این کلیپ فهمیدم وبه این درک رسیدم که تو به خدا اعتماد کن خدا برات همه چیز میشه

    تو فقط توکل کن

    بابا خدا سخت ترین کار رو برات به راحتی انجام داد

    ترک مواد مخدر که تمام پزشکان جهان وروانپزشکان درگیر این مسائله بودن و هستن اما نتونستن کاری برا اهیچ انسان معتادی انجام بدن

    باقی مسائل که تیله بازیست بزار وبسپار به الله

    روی هدایتش وخودش حساب کن

    امیدوارم زنده وپایدار باشد تا ابد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    فرزانه در مسیر آگاهی گفته:
    مدت عضویت: 1524 روز

    رد پای من در روز پنجاه و پنجم از سفرنامه

    سلام به استاد سراسر عشق و مریم خانوم عزیز و خانواده دومم

    بهترین باور توحیدی که می‌تونه توی زندگی چراغ راه باشه این جمله ارزنده استاد عزیزم بود که:

    هرگز روی هیچ قدرتی حساب باز نکن و تنها روی خدا حساب باز کن

    همین یه باورو محکم و عالی بسازی زندگیت بهشت میشه و به زیباترین شکل به مسیرهای الهی هدایت میشی

    اینارو بخودم میگم که یادم بمونه وقتی با ایمان حرکت می‌کنی وقتی فقط روی خدای خودت حساب می‌کنی هدایت میشوی به مسیرهای درست

    استاد واقعا من از سبک زندگیتون که اینقدر توحید رو به شکل عملی و زیبا توی هر جنبه از زندگیتون اجرا میکنید لذت میبرم و مدام توی ذهنم میگم الگوی من برای توحید عملی استاد جانم هستش پس به اندازه یه قدم شده ازشون یاد بگیر و اجرا کن

    و در مورد در صلح بودن با خودم هم مریم عزیزم الگوی بی نظیر من هستش و همیشه دوست داشتم بتونم درک کنم که نگاه ایشون به خودشون و خدای خودش چطوریه که تونسته اینهمه با خودش توی صلح باشه؟!!!

    و امیدوارم که منم بتونم هرروز کمی بهتر از روز قبلم باشم

    هر لحظه سپاسگزار خدایی هستم که منو به سمت مسیر توحید عملی و الگوی معنوی عزیزم هدایت کرد

    در پناه الله یکتا شاد و تندرست باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1324 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    اجرای توحید در عمل

    چقدر متن این فایل زیبا و الهام بخش بود ،چقدر خوبه تسلیم در برابر رب

    اینکه من به اندازه ی ایمانم به هدایت و حمایت این نیرو در هر لحظه لاخوف علیهم و لایحزنون میشوم ، اینکه خداوند تعهد کرده که مراقب من باشه و کار منو راه بندازه به شرطی که توحیدی عمل کنم ، به شرطی تسلیم او باشم تا تسلیم سختی ها نشوم ،

    و چقدر عالی نوشتید که تسلیم در برابر رب با تسلیم در برابر مشکلات ،تفاوت بین ایمان و بی ایمانیه ،تفاوت بین امید و نامیدیه

    و به اندازه ای که ما قدرت این نیرو رو باورمیکنیم ،به اندازه ای که ما حساب میکنیم روی این نیرو فارغ از هرچیزی به اندازه ای که سرسپرده تر و تسلیم تر میشویم ،به همان اندازه داریم راه ورود خواسته ها به زندگیمونو بازتر میکنیم ، به اندازه ای که تسلیمیم داریم در رو به روی نعمت ها و خواسته هایی که داشتیم باز میکنیم و باز نگه میداریم ، و ساختن این باورهای توحیدی نیاز داره به باور به اینکه تنها راه خوشبختی همینه و خداوند همینو برا ما میخواد و قوانینش همینه ، ساختن این باورها نیاز داره به تکرار ، نیاز داره به تمرین ،نیاز داره به استقامت ، خداوندی که در قرآن می‌فرماید ، اگه ایمان آوردی و گفتی خدا ،دستتو بزار تو دستم و استقامت کن ، تموم چیزی نیست که تو بخوای و نرسی ، آره ساختن این باورها نیاز داره به تکامل رضا جان ، یه شبه نیست و تو هرروزی که میگذره و به جا نمی‌زنی داری یه قدم نزدیک میشی به اون ایده عالت ،با هرروز استقامت و تکرار و تمرین داره این باورهای قدرتمند کننده عالی تو وجودت شکل میگیره و به همون اندازه تو داری به خودت اجازه ی دریافت میدی ،به اندازه ای که تسلیم ربی نه مشکلات به همون اندازه آرامش و یقین قلبی داری و در مواجهه با مسأله ای به موهبت های اون و فرصت هایی که برات داره تمرکز می‌کنی ،به اینکه حل اون مسأله چقدر تواناتر می‌کنه تورو ، بعد حلش چقدر اعتماد بنفس میسازی ، چقدر ایمانت و باورت به خودت و توانایی هات و خداوند و هدایتش بیشتر میشه ؟؟ و مگه باور ساختن چیزی جزو اینه ؟؟؟ چیزی جز حرکت و رفتن تو دل چالش های مسیر و استاد خیلی زیبا تو کتاب رویاها میگن که فرصت ها زمانی به ما داده میشن که با ترسی مواجه شویم ، خب خدا چطور میخواد منو برسونه ؟؟؟با هدایت من به سمت حل مسأله و حمایت ازمن ، خدا چطور منو می‌رسونه ؟؟؟ با ساختن اعتماد به نفسم ، ظرف منو بزرگتر می‌کنه تا نعمت های که می‌خوام توش جا بشه ، منو آماده ی اون جایگاهی که می‌خوام می‌کنه ،من شجاعت می‌خوام و اون شجاعت نامیده به من ،بلکه فرصت هایی میده که انتخاب کنم شجاع باشم یا بترسم؟ من قدرت می‌خوام و اون به من قدرت نمیده ،بلکه مسأله هایی در مسیرم به من میده که با حل اونها من انتخاب کنم که قدرتمند باشم ،اره اون فرصت میده تا انتخاب کنم ،

    تسلیم دربرابر رب=احساس خوب و آرامش

    احساس خوب و آرامش= تسلیم در برابر رب

    و من انتخاب میکنم که در مسیر توحید حرکت کنم ،به کسی وابسته نباشم ، به کسی باج ندم تحت هر شرایطی

    من انتخاب میکنم دستمو بزارم تو دستش و در اوج قدرت باشم در دنیای خودم

    من انتخاب میکنم که تسلیمش باشم و مسأله هارو حل کنم و بهشون به شکل موهبت و فرصت های عالی نگاه کنم ، بهشون به این شکل نگاه کنم که دارن منو آماده میکنن برا اون جایگاهی که می‌خوام

    من انتخاب میکنم که دستمو بزارم تو دستش و با احساس خوب و آرامش درس های فراوان کسب و کارمو یاد بگیرم

    من انتخاب میکنم که در کمال قدرت و در اوج عزت و احترام زندگی کنم

    من انتخاب میکنم که ثروت رو معنوی بدونم

    من انتخاب میکنم که غرق روابط زیبا و صمیمی و با عشق باشم

    من انتخاب میکنم که در اوج سلامتی زندگی کنم

    من انتخاب میکنم که با خودم و تمام جهان در صلح باشم

    من انتخاب میکنم که با تمام وجودم همه ی کسانی که با ضربه زدن به من درس های فوق العاده ای بهم آموختن و با قلبی پاک و صاف ببخشم و از صمیم قلبم برای تک تک آنها از خداوند مهربانم سعادت و ثروت و خوشبختی بخوام

    من انتخاب میکنم که در وفور نعمت و فراوانی در تمام ابعاد زندگی کنم

    من انتخاب میکنم که در همواره فردی قابل اعتماد و قابل احترام و توحیدی باشم

    من انتخاب میکنم که همواره شاد و پرانرژی باشم

    من انتخاب میکنم که همواره آرام باشم و به ندای قلبم گوش فرا دهم

    من انتخاب میکنم که رستگار باشم

    و اینها همه و همه مراحل شفای روح منه

    و من انتخاب میکنم تا در هر لحظه روحمو (خداوند) راضی و خشنود کنم ولاغیررررررر

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت استاد عزیزی که دارم تا همواره توحید رو به من یادآوری کنه

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت که من در این مسیر قدم برمیدارم ، سپاس گزارم بابت این مدار و فرکانس

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت هدایتت به اصل

    خدایا من تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم ،

    قطره ای دانش که بخشیدی زپیش

    متصل گردان به دریاهای خویش

    من انتخاب میکنم که تسلیم باشم ،تسلیم تو

    در پناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1625 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام

    تفاوت انسان موفق با یک شخص معمولی ، در زاویه دید آنها به مشکلات و مسائل هست ، انسان موفق چون داری ذهن ثروتمند هست هر مشکل و تضادی که براش پیش بیاد، به آن یک پله ترقی و پیشرفت نگاه می کنه و حتی خوشحال هم میشه چون می دونه که قراره پیشرفت کنه ( مثل ایلان ماسک )و با توکل به الله و رب العالمین تمام انرژی خودش را می گذاره برای راه حل و نکته مهم اینکه انسان موفق در برخورد به مشکلات همچنان در احساس خوب هست چون نگاه او مثبت و زیبا بین هست و با اعتمادی که به نیروی برتر یا خداوند مهربان وهدایتگر داره می دونه که راه‌حل بهش الهام میشه ، در نهایت این مساله را حل می کنه ، در اولین لحظه برخورد با مشکل ، انسان موفق ته دلش می دونه که بالاخره این مساله حل خواهد شد و به همین خاطر قلبش آرام هست و این بخاطر ایمان و اعتماد او به الله است.

    اما کسی که ایمان او ضعیف هست در اولین لحظه برخورد با مشکل روحیه خودش را می بازه و شروع می کنه به فحش دادن و دنبال مقصر بودن ، خیال می کنه خدا اورا دوست نداره که مشکل براش پیش آورده.

    اگه خواسته باشیم به ذهن خودمان منطق بدیم که خداوند کسی راکه دوست داره براش مشکلات و مسائل می آرد تا با حلش پیشرفت کنه ، بهترین مثال حضرت محمد هست که بی نهایت مسائل براش پیش آمد و با آرامش حل می کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    احمد رضا عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 2263 روز

    سلام بر استاد عزیز

    این فایل خوب چه درس هایی داره

    درس اول وقتی به چالشی بر میخوری باید حلش کنی که بزرگ بشی و بتوانی از مشگلات بر بیای و رشد کنی و وقتی رشد کنی هم تجربت بیشتر میشه و هم ظرفت بزرگتر میشه که نعمت های بیشتری دریافت کنی.

    درس دوم اگر زندگی خلاق نداشته باشی و فقط روتین باشی عملا رشد و تجربه ای در کار نیست چون خلاقیت خودتو کشتی و بنده روزمرگی شدی و نکته جالب تر اینکه اگر از پس چالش ها بر بیای و ترسو نباشی میتونی خلاق باشی و هر روز لذت ببری.

    درس سوم

    احساست رو باید همیشه خوب نگه داری تا قانون رو در عمل استفاده کنی و نتیجه عملی بگیری و وقتی شرایط به ظاهر خوب نیست این احساس خوبه که فرکانس هات رو ارسال میکنه تا نتایج و اتفاقات خوب از راه برسند و جوابتو بدهند پس احساس خوب از هر چیزی مهم‌ تره.

    سپاس بابت این سایت و این فایل زیبا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    مهدی رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 2229 روز

    سلام به استاد عزیزم استادی که با قلبش با ما سخن میگوید نه با ذهنش…

    دقیقا منم به مشکلی در کارم بر خوردم که این روزها نیاز دارم به این مشکل تسلیم نشم ولی در برابر خداوند تسلیم باشم که منو هدایتم کنه تا به راحتی و با عزت و به شادی از پس این مشکل بر بیام .

    با دیدن این فایل و توکل و ایمان شما استاد عزیزم در اون کلاس که اصلا نمیشده اون کلاس برگزار بشه ولی شما روبرو شدید با این مشکل ، با قدرت کنترل ذهن کردین و نذاشتین نجواهای شیطان بر شما غالب بشه و شما هم بزنید زیر میز و کلاس رو تموم کنید .

    با قدرت و جسارت و شجاعت و با ایمان و با کنترل ذهن ادامه دادید و موفق شدید اون کلاس ها با موفقیت برگزار بشه. درود خداوند بر شما….

    من هم چنین ایمانی میخواهم چنین جسارت و توکل و ایمانی میخوام چون دقیقا در کار منم به ظاهر همچیز خراب شده ولی من دارم ایمانم رو نشون میدم و تسلیمم و در حرکتم تا از پس این مسئله بر بیام چون میدونم با حل این مسئله من خیلی رشد میکنم هم در حل مسئله رشد میکنم و هم در ساخت ثروت رشد میکنم و باعث میشه اگر دوباره هم به مشکلی برخوردم جا نزنم و با قدرت ادامه بدم و حتما حلش کنم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: