مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مژگان زارع گفته:
    مدت عضویت: 3128 روز

    سلام وااااای استااااااد خیلی خوشحالم خیلی تحسینتون میکنم خیلی فایلهاتون بهم انگیزه میده خداروشکررررر که در مسیر درستم و درست در زمانی که نیاز داشتم این حرفارو بشنوم این فایلو دیدم استاد امشب یه مراسم خواستگاریو پشت سر گذاشتم که خیلی روش حساب باز کرده بودم از زمانی که بهم گفته شده بود یه همچین کسی با چنین مشخصاتی میخواد بیاد خواستگاریم از خوشحالی داشتم بال درمیاوردم اولین خواستگار پزشک من بودن منی که تا الان تمام خواستگارام دیپلمه بودن ایشون اولین خواستگار پزشک بودن با شرایط مالی ایده آل که هر دختری آرزوشه منم که به خاطر باورهای نادرستی که داشتم و یکی از ملاک های ازدواجم تحصیلات عالیه داشتن بود تا حالا تمام خواستگارای دیپلمه رو رد کرده بودم و امشب قبل از خواستگاری به خودم گفتم مژگان این آقا پزشکه یعنی کسی که سالها منتظرش بودی فکر کرده بودم دیگه همسر ایده آلمو پیدا کردم ولی ورق برگشت زمانی که نشستیم صحبت کردیم از نوع طرز فکر و خصوصیات اخلاقیشون متوجه شدم خیلی با من متفاوت هستن و یه حس بد به سراغم اومد که دوست داشتم هر چه سریعتر این جلسه تموم بشه جالب اینجاست که ایشون برخلاف تحصیلات بالایی که داشتن نوع تفکرشون به ازدواج سنتی بود و تنها ملاک و معیار ازدواج رو شاغل نبودن زن و خانه دار بودن و دستپخت خوب داشتن میدونستن و گفتن انقدر این موضوع براشون مهمه که جلسه اول مطرح کردن خب یجورایی تو ذوقم خورد من شاغلم و از شغلم لذت میبرم کارم بهم احساس خوبی میده در محیط کارم و با همکارام بهم خوش میگذره از درآمدم راضیم و دارم تلاش میکنم با حس خوبم افزایشش بدم کلی برنامه و هدف دارم برای پیشرفت بیشترم اون وقت ایشون بیاد با زبون بی زبونی بگه من زنی میخوام که کار نکنه و خانه دار باشه راستش اولش اومدم از اهدافم براش گفتم و توضیح دادم که شاغل بودن من لطمه ای به مسئولیت های خانه داریم نمیزنه و توضیح دادم که خودمم مایلم ساعات کاریمو بعد از ازدواج کم کنم تا بتونم به خوبی نقش یه زن متاهل رو اجرا کنم ولی یهو به خودم اومدم گفتم داری چی میگی مژگان این کارت شرکه داری تقلا میکنی طوری خودتو نشون بدی که ایشون خوشش بیاد هر چند که جزء برنامه های آیندم واقعا همینه که بعد از ازدواج ساعات کاریمو کمتر کنم و خودم اینو دوست دارم ولی نباید چون ایشون رو این موضوع داره حساسیت نشون میده منم خودمو طوری نشون بدم که مطابق میل ایشون باشه به همین خاطر خیلی راحت دلمو سپردم به خدا و حرفمو زدم گفتم من شاغلم و شغلمو خیلی دوست دارم دختری نیستم که خونه بشینم و سنتی زندگی کنم ولی خودمم علاقمند به آشپزی و انجام امور خانه داری هستم و به همین خاطر تصمیم گرفتم بعد از ازدواج ساعات کمتری بیرون از خونه باشم و تاکید کردم که من اگه قراره آشپزی کنم قطعا با عشق اینکارو انجام میدم نه به اجبار یا حس بد و اینطور که از قیافشون پیدا بود ایشون نپسندیدن این طرز فکرمو و رفتن بعدش دوباره نجواهای شیطانی اومد تو ذهنم و حسم بد شد که مژگان اشتباه کردی جلسه اول نباید انقدر رک حرف میزدی و …از طرفی سرزنش های خانواده هم که سی سالت شده دیگه از این بهتر برات نمیاد ایرادات بنی اسرایلی میگیری لیاقت شوهر دکتر نداری و…که حسمو هر لحظه بدتر کرد تو این فاصله فایل توضیحات قسمت پنجم استاد رو دانلود کردم ولی به خاطر حس بدی که داشتم ننمیتونستم بازش کنم انگار نا امید بودم که اینهمه آدم رو خودش کار کنه آخرش اینطوری بشه ولی یه حسی از درون بهم فشار میاورد که این فایلو ببینم بلاخره دیدم و طبق معمول استاد عزیزم با صدای آرامشبخشش و دیدگاه توحیدیش در عرض چند ثانیه تمام اون احساسات منفی رو ازم دور کرد و جالبترش اونجایی بود که استاد داشت در مورد طرز فکر سنتی در رابطه صحبت میکرد و میگفت اگه همسرم غذا میپزه چون خودش دوست داره اینکارو میکنه و با وجود اینکه دستپختش از هر رستوران و هر کسی خوشمزه تره استاد هیچ وقت بهشون اجبار نکرده که تو زنی و وظیفت آشپزیه اینجا خیللللی بهم چسبید و خداروشکر کردم که عهههه چیزی که امشب برام پیش اومده و حسمو بد کرده استاد داره همینو میگه استاد عزیزم الان که دارم اینارو مینویسم یه حسی بهم گفت مژگان برو تجربتو بنویس من الان خیلی حالم خوبه این آقا با ورودش چندین و چند درس داشت برام اول اینکه تو تمام مدتی که منتظر ورود ایشون بودم از ایشون یه بت ساخته بودم که همونیه که من میخوام و در واقع داشتم شرک میورزیدم دوم اینکه فهمیدم تو تمام این سالها به قول استاد واسه خودم یه کویر ساخته بودم به نام تحصیلات عالیه و اون موقعیت های ایده الو فقط به خاطر دیپلمه بودن از دست داده بودم و فقط فکر میکردم اگر قراره من با کسی خوشبخت بشم اون نفر باید تحصیلاتش بالا باشه سوم اینکه تونستم حسمو خوب کنم و به خودم گفتم این آقا دستی بود از دستان خدا تا به من این تلنگرو بزنه و منو به مسیر درست برگردونه و خدایی که این شرایط رو برام فرستاد قطعا بعد از این شرایط ایده التری رو میفرسته چیزی از زندگی من کم نشده خدا همون خداست مخصوصا الان که بیشتر در مسیر قرار گرفتم و امشب نشونه ای بود که بهم ثابت کنه تا رسیدن به همسر ایده الم فاصله کمی دارم استاد تو این فایل گفتین خیلیا به شما گفتن مثل پیامبر زمانشونید اتفاقا منم از وقتی با شما آشنا شدم همین حسو داشتم به جرات میتونم بگم بهترین الگوی من در زندگیم شمایید خب بارها شده بود خیلیا بهم انتقاد میکردن که مژگان تو نماز میخونی روزه میگیری به خدا اعتقاد داری پس چرا برای خودت مرجع تقلید انتخاب نمیکنی ولی من هیچ وقت نتونستم اینکارو بکنم و از کسی تقلید کنم اما الان واقعا از شما دارم درس یاد میگیرم و شمارو الگوی خودم قرار دادم از اون الگوهایی که فقط الگو باشید نه بت . و واقعا تحسینتون میکنم از خدا میخوام باورهای توحیدی شما رو بیشتر پرورش بده تا دستی از دستانش باشید برای پرورش باورهای توحیدی من و همه دوستانی که میخوان در این مسیر باشن.پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    کلثوم حسین پور گفته:
    مدت عضویت: 2867 روز

    به نام خالق زیبایی ها🥰

    درود به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان

    درود به همه دوستان گرامی😊

    راستش بنده به ندرت بخش ( نشانه امروزم) را نگاه می کنم🙃

    وقتی نشانه امروزم را باز کردم ، فقط شگفت بودم از هدایت خدای بزرگوارم🤩

    چون از خدای خودم دیروز خواسته بودم ، در مورد رابطه هدایتم کنه…

    و از دیروز تمام حواسم به نشانه ها ، صحبت ها، مطالب ها و حتی کتابی که می خوندم ، بود…

    اما وقتی امروز در سایت بخش (زندگی در بهشت) را می دیدم…

    یهو یه چیزی بهم گفت ، نشانه امروزتو هم چک کن تا ذهنت شاید آروم تر بشه😉

    و نشانه امروزم بی نهایت نکته برام داشت

    بی نهایت ارزشمند بود…

    بی نهایت ذهنمو آروم کرد و به یکباره انرژی زیبایی وجودم رو گرفت که خنده روی لبانم جاری کرد🤩💞😊

    راستش رابطه ای زیبا دارم ، رابطه ای که تمام سعی امو کردم با توجه به درکم از آموزه های استاد عزیز وابستگی را به حداقل برسونم

    و همچنان در تلاشم😊

    رابطه ای که حتی مسیر موفقیت ام را بیش از بیش کرده ☺️

    به جرأت میگم یکساله رابطه ای را دارم تجربه می کنم که ویژگی هایی را در رابطه ام تجربه می کنم که به قلم کشیده ام و مکتوب کردم…

    حتی چیزهای جذاب و خوشایندی اتفاق

    میفته که برای خودم هیجان انگیز هستن و دقیقا مواردی بود که ته ذهنم بوده و اصلا به یادش هم نبودم و در طی رابطه به بهترین شکل و زیبا رقم خورده 😍

    اما ذهنم درگیر نجواهای شیطانی بود ، که همه اشون از عجول بودنم نشأت میگیره و گاهی از توقعات(🤦‍♀️🙃) اما ذهن ناآرامم

    نمی خواست قبول کنه که مسیرم را درست نمیرم ، بازهم عجولانه فکر می کنم ، حرف میزنم و عمل می کنم…

    کلافگی پشت کلافگی از رفتارهای خودم…

    تا اینکه از خداوند هدایت خواستم 🤩

    و خدای مهربان یک هدیه زیبا جلوی راهم قرار داد….

    این فایل ارزشمند هدیه ای زیبا بود با کلی نکات مثبت برای بنده😍

    فایلی که بارها گوش دادنش برام هزاران نکته داره و درک بهتر از رابطه ، درک بهتر از باور و در صلح بودن…

    ( هر چند این فایل را قبل وارد رابطه شدن حدود دو سال پیش هم چندین بار گوش داده بودم اما واقعا درک الانم را نداشتم)

    استاد عزیز ممنونم از این فایل های ارزشمند😊

    و شکرگزار خدای نازنینم هستم که دستهای مهربان خودش رو بهم هدیه داده🤩😍🙏🏻

    استاد عزیز و خانم شایسته مهربان ، رابطه زیبا، جذاب ، هماهنگ و در صلح بودنتان بی نظیره و قابل تحسین🥰

    امیدوارم لحظات زیبا، خدایی و پر از آرامش را در کنار هم سپری کنید 💞👩‍❤️‍👨

    ❣️ در پناه حق

    ( آرامش سهم قلبیست که همواره به یاد خداست💗)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    بهار بختیاری گفته:
    مدت عضویت: 1958 روز

    استاد شیرینم

    چقدر آخه عسلی شما

    و مریم نفس ترینم

    سلاااااام

    استاد اشک تو چشمام جمع شد.

    تحسینت میکنم استاد

    برای

    شجاعتت

    توحیدت

    خودشناسی ات

    ثروتت

    داشتن مریم

    رابطه ی عالی ات

    استانداردهای زندگی

    حرف زدنت

    خنده هات

    لباس پوشیدنت

    پشت صحنه انتخاب کردنت

    ووووووو

    استاد از خودم بگم

    من هم ازدواج کردم برای تا آخر عمرم

    یعنی با لباس سفید برم و با کفن دفن بشم

    رابطه ی عاشقانه

    اینقدر عاشقانه که دیگه به کمتر از اون عشق قانع نیستم.

    ولی نشد

    بعد از نه سال

    فرکانسمون عوض شد

    اینو الان که از شما یاد گرفتم و ادبیاتم عوض شده دارم میگم به شما

    بعد از جدایی به همه میگفتم: ما یه مسئله ای داشتیم که با هم نتونستیم حلش کنیم و صورت مسئله رو پاک کردم.

    ولی درستش اینه، فرکانسمون عوضشد. ما که نفسمون بهم بند بود، همه تصمیم و کارها رو با مشورت هم انجام میدادیم دیگه متفاوت شده بودم، مدارهامون متفاوت شد و

    جدا شدیم.

    این جدایی منو به خودم آورد

    میدونی استاد برای حرف مردم ازدواج کردم

    بهم میگفتن اصلا تو رو کی میگیره

    تو خیلی هیکلی هستی

    خیلی ظریف و زنونه نیستی نه طاهرت نه حرف زدنت

    تو خیلیزیبا نیستی

    و…

    منم ازدواج کردم با اینکه میدونستم تفاوتهایی داریم با هم ولی خب ازم خواستگاری کرد، و واقعا با هم خوش میگذروندبم و خب دیگه تموم میشد، به همه ثابت میکردم که ببین، با تمام زمختیهام، یه مرد عاشقم شده حتی با هم ازدواج هم میگنیم…

    به هر حال همه چی. خوب بود و به قول شما با گذاشتن آشغال ها زیر فرش، داشتیم میگذرونیم، ولی خب کاش حلش میکردم، به هر حال…

    بعد که جدا شدم به خودم اومدم، تمام حرف های این فایل، تمام زمزمه هایاین سالهام بود.

    وقتی یه حسی میگفت واااای تنهایی،

    بهش میگفتم خب بالاخره یهروز، یکی مون می مرد دیگه…

    وقتی بهم میگفت:زن مطلقه اونم با بچه،

    بهش میگفتم تو جهنم باشم و متاهل بهتره یا الان که تکلیفم با خودم مشخصه و اینکه بچه ام هدیه ی خداس و اونم خدایی داره

    و هزاران نجوای دیگه

    جلوی همش ایستادم

    الان دارم تو استانبول زندگی میکنم با استانداردهای خوبی که میدونم به زودی میشه بالاترین استانداردها

    ولی استاد همیشه اینو میگم، من ازدواج نکردم که جدا بشم ولی مهر اون سند ازدواج منو نجات نداد

    پس یه جا دیگه یه مهر دیگه لازمه تا آرامش چند برابر بشه

    استاد شیرینم

    مریم قشنگم

    دوستتون دارم

    بزودی

    بزودی

    بزودی

    در آغوش میگیرمتون

    ❤️❤️❤️❤️❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  4. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1940 روز

    سلام به استاد عزیز وخانم شایسته عزیز🎀🎀

    مصاحبه با استاد قسمت ۶⚘⚘

    از هیچکس توی زندگیتون بت نسازید که اگه یه وقتی رفتاری ازش دیدی، یا یه چیزی ازش دیدی، بخوای کل اون چیزهایی که ازش یاد گرفتی هم فراموش کنی

    اگر از چیزی شاکی هستی چرا در موردش صحبت می‌کنی، چرا ادامه اش میدی،

    اگر دوستش نداری اصلاً بهش فکر نکن، در موردش هم صحبت نکن🎊

    من در کل، اون جوری که زندگی می کنم، اون جوری که پشت دوربین هستم، جلوی دوربین هم هستم و هیچ ابایی ندارم از اینکه به نقاط ضعفم اعتراف کنم

    و ابایی ندارم اونجوری که هستم خودم رو نشون بدم🥰

    یکسری از افراد، یکسری چیزها رو نمیتونن درک کنن به این دلیل که توی اون مدار نیستن، به این دلیل که فاصله فرکانسی زیادی داره بین حرفی که این فرد استاد میزنه با جایی که خودشون هستن، برای همین یک سری چیزها براشون ثقیل و سنگینه🤔

    من اگر یکی یک صحبتی بکنه خوشم نیاد، سعی نمی کنم اون رو قانع کنم یا بگم کارت اشتباهه، سعی می‌کنم روی نکات مثبتش تمرکز کنم و اگه نکته مثبتی هم نداشته باشه اصلاً ادامه نمیدم و یا بقیه فایل هاش رو نمیبینم که توی اون حوزه هستش🎉🎉

    من سعی نکردم کسی رو اونقدر بد کنم توی ذهن خودم، که حالا یک آدم خاص ازش بسازم توی ذهنم که اگه یک ذره متضاد بود با اون تصویری که من از اون آدم توی ذهن خودم ایجاد کردم، بخوام اینجوری بهم بریزم و قاطی کنم👌👌

    حرف من در مورد رابطه نه،

    در مورد همه چیز اینه که، روی هیچکس و روی هیچ چیز غیر از خداوند حساب نکنید🤗🤗

    من روی هیچ چیز حساب نمیکنم. خیلی از افراد روی رابطه خیلی حساب می‌کنن و اصلاً نمیتونن بپذیرنن مگه میشه وارد رابطه ای بشم فرداش طرف بگه من نمیخوام باشم🏅

    مگه داریم و کل زندگیشون داره روی چیزی ساخته میشه به نام اون رابطه

    و اغلب آدمهای بی تجربه ای هستن، بعداً می‌فهمن وقتی که شما روی یه چیزی اینقدر حساب می کنی خیلی محکم ازش میخوری 😯

    خیلی موقع ها ضربه هایی که ما توی زندگیمون میخوریم اولش خیلی درد داره خیلی ناراحت میشیم اما باعث میشه خیلی فکر کنیم به مسائل، خیلی اصلاح کنیم خودمون رو، خیلی باورهامون رو درست کنیم و عملکرد مون رو درست کنیم 🥳

    در تهران هم دوست عزیزی خالصانه به من کمک کرد و کارهای خوب زیادی انجام دادیم و به خاطر باورهای ایراد داری که داشتیم از لحاظ مالی بدهکار می شدیم🤨

    یک روزی اوضاع سخت شده بود و من تصمیمی در مورد کار گرفته بودم که ظاهرش این بود که از لحاظ مالی اوضاعمون بدتر هم می شد

    ظاهرش این بود، ولی قلب من گفته بود این کار رو بکنم.

    وقتی به دوستم گفتم، ناراحت شد و گفت من دیگه اصلا نیستم، من هم گفتم باشه

    و حتی یک ثانیه من فکر نکردم به این قضیه که اگه این بره چه اتفاقی میفته و گفتم برو

    حتی فرداش هم نظرش عوض شد گفتم من دیگه نمیخوام و پیش خودم گفتم کسی که یه ذره اوضاع سخت میشه میشکنه، نمیتونیم باهم ادامه بدیم و کسی که ایمان نداره به اون چیزی که به من گفته میشه، نمی تونیم با هم ادامه بدیم👌

    چون من باید به حرف قلبم گوش می کردم نه به حرف هیچ‌کس دیگه ای و فشارها رو باید تحمل کنم باید ایرادها مو پیدا کنم، باورهامو درست کنم

    نه اینکه بگم من نیستم⚘

    هر کسی به هر نحوی میخواد طرفدار جمع کنه به هر شکلی، با هر داستانی، با گفتن ما به خاطر مردُم جنگیدیم، مردمِ ما اینو گفتن،

    هر کسی با این دیدگاه که تهش اینه که طرفدار جمع کنه این باورها شرک آلوده👌

    دلیل پیشرفت‌ها و موفقیت‌ها مو این میدونم که روی هیچ کسی حساب نکردم. توی زندگیم، توی کارم بودن و نبودن کسی منو از بین نمیبره و سعی کردم به این شیوه زندگی کنم 🤗🤗

    اگر مسئله‌ای در زندگی برامون پیش بیاد به جای اینکه بگیم تو چرا این کارو کردی بگیم من چه فرکانسی رو فرستادم که این قسمت از وجود دیگری رو برانگیخته کردم🥳🥳

    وقتی که شما اشتباه می کنید نتیجه اشتباه در میاد نمیشه که شما اشتباه داشته باشی و نتیجه درست باشه

    اگه نتیجه درسته پس یعنی داری درست عمل می کنی👌🌺

    وقتی چیزی رو دوست نداری اصلا بهش فکر نکن راجبشم صحبت نکن🎀

    وقتی چیزی رو دوست نداریم بهش توجه نکنیم چون هر نوع توجهی یعنی اینکه ما بیشتر از اون جنس اتفاق رو می‌خواهیم وارد زندگیمون بشه⚘

    همه جا سعی کن همون جوری باشی که هستی چون نظر دیگران اصلاً مهم نیست و این خودت هستی که مهمی👌

    وقتی یه نفر حرفی رو میزنه که برات خوشایند نیست ازش اعراض کن همه چیز فرکانسه و این نتیجه است که نشون میده باورهای درستی داشتی یا باورهای محدود کننده🎀

    رهایی در رابطه یعنی پذیرفتن طرف مقابل اونجور که هست، بدون قضاوت و بدون تلاش برای تغییر، بدون تمام معضلات و مشکلات ریز و درشت رایج بین طرفین در رابطه🌺

    اهمیت ندادن به معنای بی ارزش دونستن رابطه نیست، اگر درک کنی که رابطه عاطفی ناپایداره بیشتر قدرش رو میدونی 🎊

    مشکل اساسی در رابطه اینه که ما خودمون رو بر حق می‌دونیم و هر آنکس و هر آنچه که با ما هماهنگ نیست رو ناحق میدونیم،⚘

    بهتره که برای دیدگاه و سبک شخصی خودمون ارزش قائل باشیم و دیدگاه‌ها و سبک شخصی دیگران رو هم محترم بدونیم🎊

    به خاطر مردم کاری رو کردن یا نکردن شرک به خداونده👌

    اگه کسی قانون رو بدونه و فقط روی خداوند حساب باز کنه و نگاه توحیدی داشته باشه، دیگه نمیخواد کسی رو توی زندگیش با غل و زنجیر نگه داره و دیگه به خاطر حرف مردم کاری رو انجام نمیده، بلکه به سبک شخصی خودش زندگی میکنه 🎀

    دیگه نگران از دست دادن کسی نیست چون میدونه طبق قانون اگه کسی باهاش هم فرکانس باشه توی زندگیش می مونه و کسی هم که هم فرکانس نباشه میره ⚘

    کسی که قانون رو بلد باشه اگه کاری برای همسرش انجام میده به خاطر عشقی که به این کار داره به خاطر اینکه از خوشحال بودن همسرش خوشحال میشه و احساسش خوب میشه، نه اینکه از ترس اینکه اونو از دست بده کاری براش انجام بده🌺

    توحید یعنی روی هر عاملی غیر از خدا حساب باز نکنیم👌

    توحید یعنی دل کندن از هر عاملی جز خدا 🎀

    وقتی که ما به یک رابطه و یا شخص خاصی وابسته میشیم شرک داریم 🎀

    وقتی حساب می‌کنیم که این رابطه باید ابدی باشه و عهد می‌بندیم که تا ابد کنار هم بمونیم داریم وابسته می کنیم خودمون رو به عواملی غیر از خدا،🎀

    وقتی که وجود خودت رو فراموش می کنی و شادیت

    رو گره میزنی به حضور آدم‌هایی که بهشون وابسته ای، و تنهایی نمی تونی خوش بگذرونی و نبودن اونها برات کابوسه، داری شرک می ورزی🎀

    وقتی روی عاملی غیر از خدا حساب باز می کنی تا کارت رو پیش ببره و باعث پیشرفت کارت میدونی داری شرک میورزی🌺

    پس وابسته نباشیم به آدم‌ها، به شرایط و به وعده و وعیدها⚘

    نباید فکر کنیم که شادی من، زندگی من، احساس خوب من، به احساس و بودن و شادی کس دیگه ای وابسته است🌺🙏

    سپاسگزارم از شما استاد عزیز وخانم شایسته جان🎀🎀🎀⚘🌺🙏🌺⚘🎀

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1457 روز

    سلام بر استاد عزیز

    امروز فایلی که برای من آمد از مرا بسوی نشانه ام هدایت کن

    مصاحبه با استاد آمد

    خیلی کمک خوبی برای من بود

    صبح که از خواب بیدار شدم و داشتم برای خودم می نوشتم این بود که از خداوند خواستم که من را هدایت کند

    و چه قدر خوب جواب هدایت خودم را گرفتم

    تسلیم بودن در برابر خداوند

    ایمان با خدای مهربان و عزیز و دوست داشتنی خودم که اجازه بدهم به خدای خودم تا تو من را هدایت کند و خود او من را ببرد

    به هر کجا برد بدانم که ساحل همان جا است

    مثل کودکی که خودش را در آغوش پدرش رها می کند

    می فهمم وقتی تسلیم هستم آرامش دارم

    در برابر خداوند خیالم راحت است و خودم را به او می سپارم

    استقامت کردن در این مسیر و تلاش کردن تا همه کارهای خودم را با دست خداوند بسپارم

    وقتی تسلیم خداوند هستم احساسم خوب است

    حالم عالی است

    در دل آرامش دارم

    این برای من بزرگترین درس امروز از مرا بسوی نشانه ام هدایت کن

    واقعا دستان خداوند همیشه و همه جا با انسان است

    چنانچه خودم بخواهم و دل به او بسپارم و سکان کشتی خودم را به دست او بسپارم

    ممنون از استاد عزیز بخاطر این فایل ارزشمند

    سپاس از خدای خوب خودم که امروز هم من را با دستان خودش هدایت کرد

    دوستت دارم خدای من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    زینب ندرلو گفته:
    مدت عضویت: 1286 روز

    به نام خداوند یکتا

    سلام بر استاد عزیزم و مریم جان

    روز 55 سفرنامه ظظ

    امروز فقط تونستم یک بار این فایل رو گوش کنم درکی که بار اول این فایل رو گوش فقط این بود که استاد وابسته نیست به کسی و چقدر برام این موضوع درکش سخت بود

    میگفتم مگه میشه آدمی به این مرحله برسه که به کسی هیچ وابستگی نداشته باشه اصلا نمیتونستم حتی به این موضوع فکر کنم

    ولی وقتی تکاملم رو تو سفرنامه طی کردم و فایل توحید عملی 6رو گوش کردم تازه فهمیدم اونم یه کوچولو که داستان چیه

    همه چی توحید توحید توحید

    خدایا این توحید چیه که اگر درست بشه همه چی درست میشه

    حالا بهتر میتونم درک کنم وقتی استاد میگن نظر دیگران برام مهم نییست کاریکه می‌دونم درسته انجام میدم

    قبلاً میگفتم همون مردم اگر حمایت نکنن و دوره استاد رو نخرن درآمد از کجا میاد باشه قبول باور رو درست کنی ایده میاد ولی اگر آنقدر نسبت به مردم بی تفاوت باشی و برات اهمیت نداشته باشند به چه کسی باید فروخت اون ایده هارو ولی حالااا همه چی برام فرق داره

    اره وقتی باورهای توحیدی رودرست می‌کنی خدا همه چیو برات انجام میده ،یعنی اگر خودم تجربه نکرده بودم هزار نفرم می‌اومدن میگفتن یکی با صحبت هاش می‌تونه راه رو بهت نشون بده باور نمی‌کردم استاد شما وقتی کار رو سپردی به خدا چنان مهر شما رو به دل آدما میندازه که بدون اینکه حرفی بزنید یکی از خواسته هاشون میشه خرید دوره شما

    وقتی دیدم کل دنیا جمع شن و بگن این حرفا مزخرفه گوش نکن من خرفشون رو باور نمیکنم چون جنس این حرفا فرق می‌کنه من تصمیم رو گرفتم و‌میخام این دوره ها رو بخرم

    حالا بیشتر میفهمم که وقتی خدا کاراتو انجام میده نیاز نیس توکاری کنی

    از آدما بت نسازیم

    یه بار که دسترسیم به نت قطع شد و سایت برام بالا نمیاومد و دوروز این مشکل بود خیلی استرس گرفته بودم میگفتم وای من حالا چطور رو ذهنم کارکنم به جای خوب پیدا کرده بودم که بهم آرامش میداد و شروع کردم به گلایه از دولت و کسایی که نت رو ضعیف میکنن و..‌‌

    بعد گفتم نه این راهش نیست من باید بتونم الان به همون چیزایی که استاد گفته عمل کنم اونموقع به این خوبی توحید رو درک نکرده بودم فقط میدونستم نباید حالمو بد کنم و این باورم ساخته بودم که همه اتفاقات خیر برای من و من باید به چیزایی که می‌دونم عمل کنم

    دفترمو برداشتم و با تمرکز بهتر شروع کردم به مرور چیزایی که نوشته بودم از اول چون ویس ها رو هم دانلود کرده بودم با دقت بیشتری گوش کردم تا بعد از ظهر نت ام درست شد و هزار بار خدا رو شکر کردم

    ولی با درک الآنم میفهمم این رفتار من شرک آلود بود من فقط هدایت خداوند رو محدود کرده بودم به این سایت در صورتی که خدا هزاران دست داره و از هزاران طریق می‌تونه منو کمک کنه من باید یاد بگیریم از انسان هایی مثل استاد نکات مثبت و باور های خوب رو یاد بگیرم

    خدا رو هزار مرتبه شکر میکنم که از هزاران طریق انسان هایی رو که میخان تغییر کنن هدایت می‌کنه و هزاران بار شکر میکنم که منو هدایت کرد به این مسیر زیبا

    نتیجه ی این فایل برای من

    از آدم ها بت نسازیم که با یه حرفی که مخالف با باور هامونه کل حرفاشو فراموش کنیم نکته های مثبتش رو ببینیم و درسشو برداریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    هاجر دانش گفته:
    مدت عضویت: 1651 روز

    به نام خدای مهربان

    اگاهی های من از این فایل زیبا

    در مقابل چالش ها باید سعی کنیم توکل کنیم تا به نتایج سازنده برسیم

    نتیجه که از حل یک چالش به دست می اوریم فقط اون لحظه نیست بلکه یک عمر این نتیجه همراه ما هست و کلی برکت دیگه به همراه داره

    با انسان ها اگر با باورهای صحیح تعامل داشته باشیم هر چقدر هم که مقاومت داشته باشند بازم میتونم تاثیر درست بذاریم

    به چالش ها به چشم یک بازی نگاه کنیم و خودمونو محک بزنی

    من دقیقا یکو نیم سال پیش که به طور یک دفعه ایی از بخش بایگانی به سند نویسی منتقل شدم و همکارم که دوستمم بود از دفترخانه رفت همین اتفاق برام افتاد دوستم خیلی هواموداشت اصلا بقیه فکر میکردن اگر اون نباشه من نمیتونم تو دفترخانه و تو بخش بایگانی بمونم چه برسه به سند نویسی ولی به خودم گفتم هاجر تو باید اینو انجام بدی یادمه به احدی از خانواده ام نگفتم که دوستم رفته و تنهام و باید سندنویسی هم انجام بدم و کل تمرکزم گذاشتم رو خودم رشد کردم 1.5سال هم سندنویسی کردم و در نتیجه اون عمل کلی در به روم باز شد و الان دارم ارشد میخونم و محیط دفترخانه دیگه برام کوچیک بود و حس کردم بازم باید رشد کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    رها گفته:
    مدت عضویت: 1210 روز

    بنام خدای محقق کننده خواسته هایم بزیبایی و آسانی و عزت

    خدایا شکرت و قدردانم برای قوانین ثابت و جادویی ات

    ــــــــ

    من دقیقا دارم این اگاهیها رو تجربه میکنم

    به اندازه ظرفم

    و ایمان دارم میتواند بهتراز این هم شود

    دوست دارن از تجربه سفرکوتاهم بگم

    انقدر تمرکز بر زیبایی ها

    بر صلح درون

    بر ارامش

    برپاکی و تمییزی

    بر ثروت و نعمت

    داشتم و دارم که خداوند من رو هدایت کرد به جایی که سراسرش زیبایی و پاکی ارامش بود

    حایی که مردمانش چنان در صلح بودن که میشد ارتعاش اونها رو احساس کرد و جالب اینجاست که برای من همه چیز متفاوت بود ازتجربه دیگران

    بهترین راننده های تاکسی

    بهترین انسانها

    بهترین منظره هتل

    بهترین روز برای سفر

    اصلا هربار میگم برای من ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکار هستن تا همه چیز عالی باشه

    ومن لحضه به لحظه شامر

    حتی ادمهای غریبه ارامش من رو بزبون میاوردن و. میگفتن

    شما چقدر خونسرد و پراز ارامشی

    ومن در درونم فقط شکر بود

    و بشون میگفتم اینها همه از سپردنه

    سپردن به خدای مهربونم

    ــــــــــ

    حالا مورد ریزی هم بود که خلاف میلم بود البته نه در امورات اصلیم بلکه در حواشی که سعی کردم کنترل ذهن داشته باشم و وقتی بش دقت کردم یادم اومد در اون خصوص الهامی که به من شده بود رو نادیده گرفته بودم و نتیحه هم دلخواه نبود

    ـــــــــ

    نتیجتا اینکه دل سپردن به قوانین الهی و تسلیم قوانینش یودن به جای تسلیم مشکلات و ماندن در احساس خوب کیفبتی اززندگی رو محقق میکنه که دیگه حاضر نیستی مثل قبل بشی

    سپاسگزار هستم که من را در این دنیای قوانین الهی هرروز اگاهی میبخشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    محمد دِرخشان گفته:
    مدت عضویت: 2206 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام و درود خدمت استاد عباسمنش،خانم شایسته و دوستانم

    تسلیم شدن در برابر خدا یعنی ایمان داشتن به نیرویی که جهان را خلق کرده و من را هدایت میکنه

    وقتی انسان فکر کنه به این نکته که ما به عدد سال‌های عمرمون بنده خدا هستیم و داریم بندگی میکنیم ولی خدا میلیاردها سال است که خداست و داره خدایی میکنه

    پس اون چیزهایی را دیده که ما ندیدم،چیزهایی را میبینه که ما نمی‌بینیم

    انسان واقعا چه قدرتی داره در مقابل قدرت خدا

    انسانی که از هیج به وجود اومده

    تا زمانی که انسان کبر و غرور داره و همش منم منم میکنه هیچ نیم من هم نیست،ولی وقتی روی خدا حساب میکنه و تمام قدرت را میده به خدا،اونموقع چنان آرامشی احاطه اش میکنه که لذت میبره

    تمام اتفاقات خوب زمانی رخ میده که ما تسلیم خداوند هستیم

    تسلیم شدن در مقابل خداوند یعنی اجازه دادن به خداوند که پاسخ دهد به درخواست های ما

    اصلا پیشرفت انسان درست از زمانی شروع میشه که همه چیز را میسپاره به دست خدا

    تسلیم نشدن در برابر مشکلات

    انسان تا زمانی که زنده است با ناخواسته ها برخورد خواهد کرد و این ناخواسته ها موجب و اسباب پیشرفت ماست نه پسرفت

    ما با برخورد با ناخواسته ها ،خواسته های جدیدی درونمون شکل میگیره و با حل اون رشد میکنیم

    مشکلات و ناخواسته ها جزئی از زندگی مادی است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    fatemeh saeeidi گفته:
    مدت عضویت: 2041 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت استاد عباس منش سلام به دوستانم در سایت عباس منش

    مدت‌های زیادی است که با الهامات خداوند آشنا شدم و خودم را تسلیم پروردگارم کرده ام

    بعصی اوقات که نا خواسته های زندگی به من فشار می آورد دوباره بیشتر با پروردگارم سخن می‌گم و بیشتر خودم را تسلیم خداوند میکنم

    خدایا من هر آنچه که دارم از آن توست

    درست دیشب بود که با خواهرم رفته بودیم بیرون و در مورد همین مباحث صحبت میکردیم

    چون من و خواهرم هر دو در سایت عباس منش هستیم و هر دو داریم روی خودمون کار می‌کنیم

    خواهرم گفت فرزانه ما فقط باید تسلیم پروردگارمان باشیم و از او هدایت بخواهیم

    من هم قبول دارم من شبانه روز با پروردگارم صحبت میکنم و از او هدایت می‌خواهم واقعا جاهایی خداوند نظر لطف به من داشته و من را هدایتم کرده که فقط تونستم اشک ذوق بریزم و به پروردگارم گفتم

    خدایا من چگونه شکر نعمتهایت را به جا آورم

    خدایا من ناتوانم از شکر گذاری در مقابل تو

    خدایا من دوست دارم رسالت را در این دنیا انجام دهم و بنده خوب تو باشم

    پروردگارا من به شما ایمان دارم

    پروردگارا من تسلیم خود خودت هستم و فقط از خودت هدایت می‌خواهم خدایا هدایتم کن.

    خدایا تو به من گفتی تمام ناخواسته هایی که در زندگی ات داری به خاطر عدم احساس لیاقتت هست

    خدایا من هم گفتم چشم

    خدایا تو خودت میدانی که دوره دوم هست که دارم لیزری روی خودم و احساس لیاقت کار میکنم. واقعا دارم شگفت زده میشم

    خدایا واقعا داره ذره ذره درها باز میشه و من بیشتر و بیشتر خودم را می‌شناسم و بیشتر خدای خودم را می‌شناسم

    خدایا من از شما متشکرم

    خدایا من نمی‌دانم چگونه باید شکر گذارت باشم

    خدایا بینهایت شکر

    خدایا تنهام نگذار خدایا من فقط به خودت اعتماد دارم و فقط از خودت هدایت می‌خواهم

    خدایا هدایتم کن

    خدایا ما را به راه راست و راه درست هدایتمان کن خدایا ما را به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایتمان کن نه راه کسانی که به آنها غضب کرده ای و نه راه گمراهان

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از خودت یاری میطلبم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: