مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 26 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محسن روزبه گفته:
    مدت عضویت: 3114 روز

    بنام خدا

    سلام

    تسلیم بودن یعنی ایمان به خداوند ایمان به رب

    یعنی ایمان داشتن به نیرو و قدرتی که میدونم همواره باهامه نزدیکمه همواره هدایتم میکنه و او خیر مطلقه و او هیچ وقت منو فراموش نمیکنه او نمیخوابه و او همیشه بهترینها رو برام میخواد پس آرامش دارم و نگران نیستم و از لحظه لحظه زندگیم لذت میبرم و هر ایده ای یا کاری که به ذهنم میرسه با ایمان اقدام میکنم و حرکت میکنم و باور دارم که در مسیر انجام کار همه چیز به من گفته میشه و همون موقع حل میشه

    خداوند همراه منه ،خداوند به من نزدیکه و اون با ما سخن میگه

    منتظر معجزات الهی باشید که خداوند بهترینها رو برای ما میخواد و او سریع الجوابه

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    آزاده گفته:
    مدت عضویت: 2560 روز

    سلام استاد جانم

    پارسال بود ک من تصمیم گرفتم نگاهم به رابطه اینطور باشه رو خودم کار کردم کار کردم وابستگیمو رها کردم کم و کمتر شد تا الان که رسیدم به این نقطه ک هر چی از رابطم بگم کم گفتم. خدا شاهده یک صدم درصد تلاشی ک قبلا برای راضی نگه داشتن فردی ک باهاش در رابطه هستم رو انجام نمیدم.

    دوتامون آزاد و رها و بدون هیچ شرطی هیچ باید و نبایدی عاشقانه در کنار همیم و بهشتی برامون بوجود اومده ک حتی فکرشم نمیکردم اینقدر عالی باشه.

    قبلا اگر گاهی تو خودش بود بهم میریختم میگفتم دوسم نداره و کلی استرس میگرفتم. کلی فکر بد میکردم.

    اما الان مواقعی ک حال روحیش خوب نیست من هیچ کدوم از این فکرا رو ندارم

    جالب اینجاس که خودش بعد چند ساعت میاد پیشم و دلیلشو میگه ک چه اتفاقی براش افتاده و دوباره همون رابطه عاشقانه قبل رو داریم.

    من و عشقم تصمیم گرفتیم هیج وظیفه ای نداشته باشیم. اگر کاری برای هم میکنیم بخاطر اینه ک از همه مهمتر اول خودمون لذت میبریم بعد اون کار از روی عشقه.

    هیچ اجباری به موندن در رابطه نداریم

    اگر متعهدیم از روی عشقه

    هییییییییییچ گونه اجباری در هیچ جنبه ای در رابطمون نیست.

    و کلییییی با این نگاه حال دلمون در کنار هم خوبه

    پیشرفت کردیم

    بهم نزدیکتر شدیم

    خدا رو بیشتر و بهتر از قبل حس میکنیم.

    استاد ازت ممنونم ک فرصت کسب تجربه رو از من گرفتی و نتیجه رو در اختیارم گذاشتی تا استفاده کنم و میخوام ادامه بدم این راه زیبا رو

    این مسیر بهشت رو

    بی نهایت سپاسگزارم

    بی نهایت عاشقتم

    خدا سلامتی بده به شما و پسر عزیزتان و عزیزدلتان ک عزیزدل منم هست❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    نجمه جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1735 روز

    وای وای وای آقای عباس منش،خداخیرتون بده من هر کدوم از فایلهای شمارو نگاه میکنم احساس میکنم فقط این فایل رو مخصوص به خود من گفتید🤗خدایا شکرت،خیلی خوشحالم،نشده من یکی از فایل ها رو ببینم ونگم این دقیقا همون ی هست که من میخوام خوششبحالم،واقعا،ینی عالی بود ممنون 🙏 خدا برامون نگهتون داره،یعنی هر چیزی که از شما می‌شنوم قبلاً به صورت ناقص خودمم داشتمشون والان دارم به صورت کامل وعمیق درکشون میکنم،و مطمئنم خدا منو هدایت می‌کنه و کرده به سمت شما،و همین که خدارو نزدیک خودم میبینم ینی داخل وجودم همین برام کافیه وحال دلم عاللی خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3260 روز

    بنام یگانه هستی

    روزشمار تحول زندگی من قسمت 55

    مصاحبه با استاد قسمت 6

    استاد جان چقدر این تیکه اول فایل رو خوب درک میکنم که به‌علت فاصله فرکانسی خیلی از مطالب را درک نمی‌کنیم چون بار اول که تقریبا 6 سال پیش من آن فایل قسمت 5 رو دیدم خندیدم وگذشتم وبه قول معروف دیگه دنبالش نگرفتم گفتم مگه میشه والان بعد از شش سال که در مداری متفاوت از آن روز قرار گرفتم میگم آره میشه

    هرگز روی هیچ قدرتی حساب باز نکنم و تنها روی خدا حساب باز کنم”

    مهم ترین تلاش من در همه این سالها، ایجاد این نگاه توحیدی در اعماق وجودم بوده و آنقدر در وجودم ریشه دوانیده که، اولویت همه چیز در زندگی ام، پس از این نگاه قرار می گیرد.

    نه فقط درباره روابط بین فردی، بلکه در هر جنبه ای، خواه عشق به فرزند باشد یا ثروت و دارایی و هر آنچه که می تواند اولویت مهم زندگی یک فرد باشد.

    در هر جنبه ای، نگاه من این است که هرگز روی آن حساب باز نکنم و هرگز به آن وابسته نباشم. تنها دلیل هدایتم به تجربه این همه عشق، نعمت، سلامتی و خوشبختی، وجود این نگاه توحیدی است

    استاد جان من به عینه خودم تجربه داشتم یکسال قبل که بشدت از لحاظ جسمانی مریض بودم بشدت به همسرم وابسته شده بود وهمین وابستگی باعث شده بود برا رفع مشکلم تلاشی نکنم فقط از دیگران توقع داشتم برا من کاری بکنند یک روز همسرم بهم گفت فرض کن من الان که بیرون رفتم دیگه برنگشتم خبر مرگم رو آوردند آن لحظه خیلی بهم ریختم وگریه کردم گفت این یه واقعیته تو که نمیتونی جلو مرگم رو بگیری پس قوی باش روی پای خودت بایست وبخدا توکل کن خداشاهده همون شب توبه کردم گفتم خدایا من اشتباه کردم به جای رو تو حساب کنم روبنده تو که حتی نمیدونم یه دقیقه دیگه هست یانه حساب کردم از فردای آن روز ورق برگشت کم کم تلاش کردم با توکل بخداوند بر ترسام غلبه کنم ووقتی همسرم تلاشم رو دید بیشتر تشویقم کرد

    الان هم می بینم آشنایان ودوستانم وروابطشون که اصلا قابل قیاس نیست با اینکه من برای بار دوم ازدواج کردم وایشون یه مرد مجرد طبق خصوصیات وویژه گیهای اخلاقی که دوست داشتم هستند( چون خودم خلقش کردم)

    ودقیقا استاد جان بعضی اتفاقات شاید در نظر بقیه بد باشه ولی آن موقعیت وشرایط باعث میشه تو به طناب محکمی چنگ بزنی کسی رو باور کنی که اصلا دیگه بقیه برات مهم نیستنداصلا الان برام مهم نیست بقیه چی میگن

    جایی حس خوبی نداشته باشم نمیرم

    بعد از 15 سال از شرکتی که کار میکردم تصمیم گرفتم بیام بیرون

    وخداروشکر میکنم که خودش رزاق ووهاب

    بقول ملاصدرا چی میخوای که در خداوندی خدا یافت نشه واین باور کردم

    استاد جان از شما سپاسگزارم

    در پناه حق شاد وسلامت وثروتمند وسعادتمند باشید در دنیا وآخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    فاطمه گندمکار گفته:
    مدت عضویت: 2153 روز

    بنام رب العالمین.

    خدایا شروع میکنم به نوشتن با هدف فهم بیشتر آگاهی ها و تاثیر بیشتر روی خودم و در نهایت نتایج آن در اینده… تو کمکم کن.

    اول قصد داشتم به نوشته هام نگاه کنم و به ترتیب بنویسم اما الان میخوام از دلم بنویسم.

    استاد جانم خیییییلی هنره که به رابطه بطور موقتی نگاه کنی و از هر لحظه رابطتت لذت ببری، خییییلی هنره که وقتی نکته ای در شخصیت پارتنرت میبینی که دلخواه تو نیست نخوای تغییرش بدی و به جاش تمرکزت و بذاری روی نکات مثبتش..

    دقیقا چندروزه که تو رابطه عاطفیم این اتفاق افتاده. ینی در ظاهر همه چی خوبه ولی من میفهمم که یه سری نجواها داره میاد و اگر مچش و نگیرم رابطه میپوکه. نجواها چی بودن؟ تمرکز من و دقیقا میبرد میذاشت رو نکاتی که من دوست نداشتم و آخرشم میگفت. نچ نچ نچ به زودی رابطتتون تموم میشه.

    ناخوداگاه دوست داشتم ایشون و سرزنش کنم یا غر بزنم بخاطر رفتاراش ( که کاملا عادی بودن البته) یا اصلاحش کنم.. توقع داشتم سریع جواب پیاممو بده و مدام بهم زنگ بزنه. ـــــــــــــــــــ

    به لطف خدای مهربان سریع مچ حسمو گرفتم و فهمیدم که من روش حساب کردم. هنوز ازدواج نکردیم و یجورایی رابطمون مثل استاد و عزیزدلشه ولی یه مدت رو خودم کار نکرده بودم و کم کم داشت نجوا ها میومد.

    دوستان میخوام از نشونه های وابستگی در روابط بگم براتون که به عینه تجربش کردم (اما سریعا اصلاحش کردم) :

    یه میل زیادی برای دیدنش داری

    یه حس نیاز به وجودش کنارت داری

    دوست داری بیشتر از قبل بهت توجه کنه

    و نشونه جالبش اینه که وقتی که توی رابطه عزت نفست میاد پایین یجورایی انگار میخوای همه چیو تو رابطه به عهده بگیری. مثلا پارتنرت حالش خوب نیست. این و به عهده خودت میگیری و میخوای تمام تلاشت و بکنی که حال اون و خوب کنی.( دقیقا از نشانه های احساس عدم لیاقت که استاد گفتن) وقتی استاد اینو میگفت نمیتونستم درکش کنم اما در حال حاضر دارم به وضوح و در عمل درکش میکنم. چند شب پیش عزیزدلم حالش خوب نبود و این موضوع و با من درمیون گذاشت و من خییلی دیگه رفتم تو فکر و اصلا انگار معذب بودم و باید حتما یه کاری میکردم حالش خوب بشه و شروع کردم به یه سری صحبتا و بعد از تموم شدن حرفام احساسم خوب نبود.

    حالا امروز هم ایشون تو محل کارش به مسئله ای برخورده و الان چندساعتی از اون موضوع گذشته و من نه زنگی زدم و نه پیامی و وااقعا احساس خوبی دارم. میفهمم این مسیر درسته..من بهش زمان میدم و خودش مایل بود باهام تماس میگیره.

    میدونی میخوام چی بگم؟ همیشه قرار نیست وقتی عزیزدلمون مسئله رو باهامون به اشتراک میذاره ما اظهار نظر کنیم. اینکه کنارش باشی در همه لحظات به این معنی نیست که صرفا همه چیزشو بدونی و متقابلا همه چیزتو بدونه و لازم نیست که برای هر مسئله ای که برخورده اظهار نظر کنی. مگررررر اینکه ازت کمک بخواد.. این یکی از مخرب ترین باورهای من هست که باید مدام تکرارش کنم تا فراموش نکنم.

    باور غلطی که من داشتم: مسئله اون مسئله منم هستـ…

    موضوع بعدی:

    استاد درود به قدرت ذهن شما برای عدم اهمیت حرف مردم براتون… نمیدونید چقدر کیف کردم وقتی با قدرت گفتید اصلا نظرتون و انتقادتون برام مهم نیست.

    زیبا گفتید: اگر به هر دلیل دیگه ای این رابطه از نظر شما با ازدواج متفاوته یعنی نظر مزدم برات مهمه… استاد من عاشق روابط شما هستم و واقعا دوست دارم خودمم اینجوری تجربه کنم ولی قفلش هنوز تو ذهنم بستس و باورای محدود کننده زیادی براش دارم.

    وااقعا احمقانس که اینقدر حرف مردم برام مهمه. احمقانس که اینقدر دام میخواد محبوب باشم و همه دوسم داشته باشن.(مخصوصا تو دانشگاه) اصلا من میرم تو دانشگاه انگار کمبود محبت میگیرتم. عزت نفسم میریزه… بین خانواده و اقوام دنبال رضایت افراد نیستما ولی دانشگاه خیلی برام مهم شده که اینم از باورای بچگیم هست که خیلی کمبود محبت داشتم و بی عزت نفس بودم و این مورد هنوز تو ناخوداگاهم مونده و باید وقت بذارم حسابی تمیز کنم ذهنمو.

    شما راجب روابط عاطفی میگید من راجب رابطه دوستانه میگم… یه مدته که با دوستای صمیمیم قطع ارتباط کردم (اونا قطع کردن رابطه رو) و من یکی از مسائل مهم تو ذهنم نظر افراده… با خودم میگم الان بچه ها میگن عه نگاه ولش کردن / معلوم نیست بینشون چی شده که گندمکار تنها شده و…

    واقعا چرا اینقدر برام مهمه؟ من میخوام از زندگیم لذت ببرم بذار مردم هر چی میخوان بگن. در دهن مردم همیشه بازه.

    اونجوری که فکر میکنی درسته رفتار کن. مهم نیست بچه ها چی میگن. مهم نیست از نظر بقیه کار تو درسته یا غلط….

    و در آخر هم میخوام قانون و مرور کنم برا خودم.

    اکر از چیزی شاکی هست یا چیزی رو دوست نداری راجبش فکر نکن و راجبش صحبت نکن.

    مثلا یکی از استادامون تدریسش زیاد جالب نیست. اینقدر من اینو تکرار کررردم که امروز هییچ از حرفاش نفهمیدم. باید اینو کنترل کنم و سکوت کنم

    یکی از پسرای مذهبی دانشگاه که عضو گروهمون هست اصلا به دخترا نگاه نمیکنه و یجورایی بی احترامی میشه که رو مخمه ( امروز این اتفاق افتاده و تا حالا چندین بار راجبش حرف زدم و بهش فکر کردم)

    به نکات منفی پارتنرم فکر میکردم باید کلا از فکرش دربیام و یه کلمه به خودم بگم.«به من چه»

    سپاسگزارم استاد عزیزم. سپاسگزارم. سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1530 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    تفاوت بین تسلیم شدن در برابر خداوند و تسلیم شدن در برابر مشکلات را بیشتر توضیح دهید؟

    تسلیم بودن نسبت به خداوند به این معنا است که نیرویی برتر از کل نیروهای جهان که جهان را خلق و آن را هدایت می کند من را خلق و هدایت کرده و اگر به او توکل و خودم را به او بسپارم و از او درخواست کنم اگر باورش داشته و به او ایمان داشته باشم او مرا به شرایط افراد ایده ها و مو قعیت درست هدایت کرده و افراد مناسب را در مسیر ما قرار می دهد

    تسلیم بودن یعنی اجازه دادن به خداوند که به درخواست های ما پاسخ دهد اگر چیزی از خداوند می خواهیم نباید شرک ورزیده نگران باشیم بترسیم و… همه ی این احساسات به این معنا است که ما تسلیم نیستیم. تسلیم یعنی سپردن خودمان به خداوند مانند کودکی که خود را به آغوش والدین خود بسپارد بچه ای که بالای درخت رفته و نمی تواند خودش پایین بیاید و پدر او به او کمک می کند و کودک کمک او را می پذیرد کسی تسلیم است که احساس خوبی دارد چون به خداوند اعتماد داشته و می داند زمانی که خود را رها کند به آغوش خداوند می رود ما هیچ کدام صفر و یک نمی توانیم به این مسئله نگاه کنیم.نمی توانیم ادعا کنیم که تسلیم محض باشیم تنها باید سعی کنیم به این نقطه نزدیک شویم. هر چقدر این کار را انجام دهیم برایمان راحت تر خواهد شد از خود انتظار نداشته باشیم که فضای شرک آلود ذهن ما یک دفعه تغییر کند نیاز به سعی و تلاش دارد هر چقدر تسلیم باشیم احساس بهتر و آرامش بیشتری خواهیم داشت الا بذکر الله تطمیین القلوب نشانه ی تسلیم بودن احساس خوب امید ایمان شادی توکل و هر احساس خوب است شنیدن داستان های قرآنی و اتفاقاتی که برای پیامبران رخ داد نیز می تواند باعث اگاهی از تسلیم انان در مقابل خداوند باشد.

    اما تسلیم مشکلات نشدن به این معنا است که به هیچ کسی باج ندهیم تنها خداوند منبع و روزی رسان است و هر کسی از زندگی ما رفت بی نهایت افراد جایگزین آن خواهند شد مسائل باعث بزرگ شدن و رشد ما خواهد شد اگر بتوانیم چالش ها را حل کنیم اعتماد به نفس ما بیشتر و باعث می شود ایده های خلاقانه ی بهتری به ذهن ما برسد تمام اتفاقات و تضادهایی که به آن ها برخورد می کنیم باعث می شود رشد و پیشرفت داشته باشیم اگر مسئله ای به وجود می آید فکر کنیم و ببینیم چگونه آن را حل کنیم و چه موهبتی پشت آن وجود دارد و به چالش ها به چشم بازی و پازل نگاه کنیم و آن را حل کنیم. تا از این مسیر به سلامت عبور کنیم.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    فاطمه ش گفته:
    مدت عضویت: 1962 روز

    به نام یگانه پروردگار جهان هستی

    روز 55 ام از روز شمار تحول زندگی من

    اینقدر این فایل زیبا و پر از نکات ارزنده بود که دلم میخواد روز ها و روز ها تمام انرژیم رو فقط روی همین فایل بزارم.

    استاد جنس ایمانی که به خداوند دارید رو با تک تک سلول هام تحسین میکنم

    جنس توحیدی بودنتون رو با تمام وجودم تحسین میکنم

    نگرشتون به خداوند، به عوامل خارجی و به تک تک آدمای اطرافتون رو تحسین میکنم

    وقتی صحبت میکردید راجع به نگرشی که به خداوند دارید، یعنی جوری لذت میبردم از این ایمان قوی که تنها چیزی که اون لحظه از خدا خواستم این بود که خدایا من رو هم هدایت کن تا همچین ایمانی بسازم، هپونطور که تا اینجا هدایتم کردی.

    “روی هیچ کس و هیچ چیز به جز خداوند حساب باز نکنید. وگرنه از همون چیز خیلی بد ضربه میخورید. حتی روی خودتون هم حساب نکنید. فقط روی خداوند حساب باز کنید.”

    خدایا، منو ببخش بخاطر روز هایی که ظلم کردم به خودم؛ حساب کردم روی دوست هام و اونا پشتمو خالی کردن

    حساب کردم روی فلان استاد، فلان آشنا، فلان سازمان و با صورت خوردم زمین

    حتی روی اعضای خانوادم حساب کردم و شرک ورزیدم و به بدترین شکل ممکن ضربه خوردم. الان میفهمم این وسط هیچکدوم از این موارد ایراد نداشتن، ایراد از من بوده که مشرک شدم. مشکل از من بوده که روی آدم ها حساب کردم. خدایا من اشتباه کردم و میپذیرم این اشتباه رو. خدایا ممنونم که حقیقت رو برای من اشکار کردی.

    حتی روز هایی که روی خودم و تلاش خودم حساب کردم و نتیجه که نگرفتم هیچ بدتر پسرفت هم کردم.

    خدایا من دیگه فقط روی خودت حساب میکنم. همه چیزم رو میسپرم به خودت. خودت منو به خواسته هام برسون. مگه من میتونستم تا همینجا که هستم برسم؟ خدا شاهده من اگر زمین و زمان رو به هم میدوختم حتی یکی از چیزایی که تا الان بهشون رسیدم هم نمیتونستم رقم بزنم.

    حتی هدایت شدن به این آگاهی ها، مگه من کاری کردم بابا؟

    نه…نه؛ خدایا هر چی که دارم از خودت دارم.

    راجع به روابط، چقدر لذت بردم از جنس رابطه بین استاد و مریم جانم. استاد هر جمله ای که راجع به رابطتون میگفتید با خودم تکرار میکردم: پس می شود!

    پس می شود سالها با کسی رابطه عاشقانه داشت و حتی یکبار هم به مشکل خاصی برنخورد

    میشه کسی وارد زندگیت بشه که اینقدر با خودش در صلح باشه که حتی یکبار هم تندی نکنه و ناراحت نشه

    میشه زندگی مشترکی داشت که هر کس هر کاری که انجام میده فقط از روی عشق باشه و تمام. وظیفه معنایی نداره

    استاد متوجه میشم که بعضی از نکاتی که راجع به توحید گفتید برای درک من سنگین بود. بعضی از موارد رو اونجور که باید نفهمیدم. ولی با تمام وجودم تعهد میدم به خودم و خدای خودم که از این به بعد، خیلی جدی تر روی توحید کار کنم و بیشتر بهش بپردازم.

    چرا که توحید اصله، توحید همه چیزه…

    خدایا شکرت بخاطر این هدایت

    بخاطر این آگاهی ها

    بخاطر این خانواده صمیمی

    بخاطر همه چیز!

    برای همگی آرزوی خوشبختی و سعادت رو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    نیلوفر مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1159 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    روز 55 سفرنامه

    درود خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیز

    درود به همه دوستان

    واقعاً فایل بی نظیری بود استاد پر از آگاهی که باید کلی گوش بدیم و صبر کنیم تا خوب در مدار آگاهی‌اش قرار بگیریم

    فقط روی خدا حساب باز کنیم و فقط به او وابسته باشیم . حتماً همه ی ما وقتی روی کسی حساب باز کردیم ، از اون شخص ضربه خوردیم به طرق مختلف.

    منم در گذشته خیلی وابسته بودم به همسرم. حال خوبم و خوشحالیم بستگی به رابطمون داشت، اگه با هم خوب بودیم و همه چی گل و بلبل بود من شاد و خوشحال بودم اگه به هر دلیلی با هم جر و بحث داشتیم حالم داغون بود و غصه می خوردم

    ولی الان اصلا اجازه نمیدم هیچ چیزی منو ناراحت کنه

    واسه شاد بودن به کسی وابسته نیستم

    رابطه من و همسرم روز به روز بهتر و عاشقانه تر شده

    یاد گرفتم روی کسی حساب نکنم

    ولی خیلی مونده تا به اون چیزی که استاد آموزش داده برسم

    باید در همه چیز باور به فراوانی داشته باشیم

    باور داشته باشیم که هر اتفاقی میفته به نفع ماست. اگه رابطه ای تموم میشه باید ایمان داشته باشیم که خداوند فرد بهتری رو واسه ما در نظر داره و قراره رابطه ای صد برابر بهتر از قبل داشته باشیم. دست خدا رو باز بزاریم به چیزی نچسبیم تا بهترین رو واسه ما رقم بزنه.

    وقتی در عمل نشون بدیم که وابسته به کسی یا چیزی نیستیم، به راحتی به عشق و ثروت و سلامتی و بهترین رابطه هدایت می‌شیم

    در پناه الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1530 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    تفاوت بین تسلیم شدن در مقابل خداوند و تسلیم شدن در برابر مشکلات را بیشتر توضیح دهید؟

    تسلیم بودن در برابر خداوند به این معناست که:

    -ایمان دارم نیرویی برتر که جهان را خلق و آن را هدایت و مدیریت می کند در صورت سپردن خود و تمام امور به او باور ایمان و درخواست کمک و توکل مرا به مسیر شرایط موقعیت و افرادی درست هدایت خواهد کرد

    -به خداوند اجازه دهیم درخواست های ما را اجابت کند

    بسیاری از ما علی رغم درخواست از خداوند:

    -تسلیم او نیستیم

    -به او شرک می ورزیم

    -نگرانیم

    -ناراحتیم

    -می ترسیم

    -غصه می خوریم

    داشتن هر یک از این احساسات:

    به این معناست که در مقابل خداوند تسلیم نیستیم

    -خود را به خداوند سپردن مانند:

    -کودکی است که خود را در آغوش پدر و مادر خود با خیال راحت رها می کند

    -کودکی است که از بالای درخت خود را در آغوش پدر و مادر خود رها می کند

    -فردی است که احساس خوب دارد

    چرا؟

    *چون به خداوند اعتماد دارد

    *می داند زمانی که خود را رها می کند به آغوش خداوند بازمی گردد

    -می تواند به این شیوه فکر و عمل کند

    هیچ گاه نمی توانیم:

    *به صورت مطلق تسلیم خداوند باشیم

    تنها می توانیم:

    *هر بار خود را به داشتن این ویژگی نزدیک کنیم

    به میزانی که داشتن این مهارت را تمرین کنیم:

    -تسلیم بودن در مقابل خداوند برای ما راحت تر و عادی تر خواهد شد

    بنابراین:

    -از خود انتظار نداشته باشیم یک شبه و یک دفعه از شرک به توحید دست یابیم

    -باید در مسیر توحید استقامت ورزیده تمرین و تکرار کنیم

    به میزانی که سعی کنیم تسلیم خداوند باشیم:

    *از زندگی لذت بیشتری می بریم

    تسلیم بودن:

    بدون شک:

    -با احساس خوب و آرامش همراه است*

    -با اطمینان قلبی همراه است*

    -الا بالذکر الله تطمئن القلوب*

    تسلیم بودن در برابر مشکلات به این معناست که:

    -هرگز در مقابل مشکلات مسائل و اتفاقات ناخوشایند تسلیم نشویم

    هنگام مواجه شدن با مشکلات:

    -آن را به چشم معمایی ببینیم که توانایی حل آن را داریم

    -آن را به چشم بازی شطرنج در نظر بگیریم

    -نسبت به حل مسائل خود کنجکاو باشیم

    -با دید مثبت به مسائل خود نگاه کنیم

    -به خداوند توکل و ایمان داشته باشیم و بدانیم او ما را به سمت راه حل مسائل هدایت می کند

    بنابراین هنگام حل هر مسئله توجه به دو موضوع بسیار اساسی است:

    *توکل به خداوند و داشتن نگاه توحیدی

    *به مسائل به چشم چالشی برای بزرگ شدن ظرف وجودیمان نگاه کردن

    با در نظر داشتن این دو نکته:

    -چالش ها به رشد و پیشرفت بیشتر ما کمک می کنند

    -حل هر مسئله اعتماد به نفس ما را برای حل سایر مسائل بالا می برد

    -به ما کمک می کند با حل هر مسئله سایر مسائل را راحت تر و بهتر حل کنیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    Smaeil rostami گفته:
    مدت عضویت: 845 روز

    سلامی که از جنس نام زیبای خداست ، خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و همکلاسی های گلم ،

    تکیه تنها بر خدایت کن / کفایت میکند حتما .

    من یه نظر شخصی دارم و اون این هستش که خداوند مهربان ، همه ما مردمان رو فارغ از هر دین و مذهبی که داشته باشیم همیشه و هر روشی به سمت رسیدن و رسوندن به این باور سوق میده که بفهمیم تنها خدا کافیه و ضمن اینکه توصیه مون کرده به حسن رفتار و تعامل و تعاون و همکاری با همدیگه اما میخواد تربیتمون کنه برای فهم توحید و رسیدن به خود شناسی و خدا شناسی تا رشد پیدا کنیم و

    اگر به توانایی های ذاتی که الله در ذات ما گذاشته ایمان بیاریم و اون قسمت از مسیر رو که در کنترل ما نیست به نیروی الهی خدا بسپاریم حتما حتما خدا اسباب و وسیله رسیدن به اهدافمدن رو در مسیرمون برامون میزاره حالا چه در قالب افراد یا شرایط .

    خداوند همه ما رو هدایت کنه الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: