مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 126


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عرفان خزائی گفته:
    مدت عضویت: 1703 روز

    به نام هو خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه

    « پروژه مهاجرت به مدار بالاتر _ گام دوازده 12 »

    سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکامل‌م رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .

    با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .

    در این گام دوازدهم، که در رابطه با موضوع : ” تفاوت « تسلیم بودن دربرابر خداوند » با « تسلیم شدن دربرابر مسائل » ” هست، چندین بار این فایل رو گوش کردم، و نکات و آگاهی‌های جدیدی رو ازش دریافت کردم، اما این بار میخوام با گوش کردن مجدد این فایل، هم آگاهی‌های جدید و متفاوتی ازش دریافت کنم، و هم اینکه این بار از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که بتونم به بهترین شکل ممکن ردپام رو به ثبت برسونم.

    همون اول فایل متوجه شدم، که تفاوت ” تسلیم ” بین این دو تا جمله، از زمین تا آسمون هست، داخل سایت اینها نوشته بود، اما میخوام بازم برای خودم بنویسم که به درک بالاتری از این موضوع برسم : تفاوت میان این دو جمله تفاوت میان « امید با ناامیدی »، تفاوت میان « آرامش با نگرانی »، تفاوت میان « توحید با شرک » و تفاوت میان « آسان شدن برای آسانی ها » با « آسان شدن برای سختی ها » است، و این جملات هر چند که کوتاه بودن، اما چقدر مفهوم عمیق و عظیمی درونش وجود داره، و مورد بعدی اینکه، این پشتوانه که برای تسلیم بودن در برابر خداوند لازم هست رو هم بیشتر و بیشتر درک کردم، با اینکه چندین بار این متن رو مطالعه کردم و فایل رو هم گوش کردم، اما الآن که برای چندمین بار هم هست ازش دارم آگاهی‌های بیشتری استخراج می‌کنم، و به درک‌های بالاتری میرسیم. این پشتوانه که لازم هست برای تسلیم بودن ما در برابر خداوند، فقط با شناخت واقعی خداوند و از طریق رابطه دائمی که هر کدوم از ما با این نیرو داریم ساخته میشه.

    خداوند مهربونی که صاحب و مالک همه چیزه و از همه چیز قدرتمندتر هست در کل کائنات و جهان هستی، و هیچ نیرویی بالاتر از اون هو نیست، که هم صاحب قدرت بینهایت هست، و هم بخشندگی بی حساب هم داره، به قول استاد فقط و تنها فقط با درک این ترکیب و این نوع درک از خداوند، باعث میشه که به معنای واقعی کلمه خداوند رو کافی بدونیم، و به اون توکل کنیم، و به معنای واقعی کلمه تسلیم هدایت‌های این نیرو بشیم.

    تسلیم بودن در مقابل خداوند به این معنی هست که ما ایمان داریم یک نیرویی برتر از کل نیروهای جهان، که در واقع جهان رو هم خلق کرده و به قول خود خداوند داره هدایت‌ش هم میکنه، اون نیرو من رو هم هدایت میکنه، همون نیرویی که من رو خلق کرده اگر که توکل کنم بهش، و اگر خودم رو بسپارم بهش، اگر ازش درخواست کمک کنم، اگر باورش داشته باشم، اگر ایمان بهش داشته باشم، همین نیرو من رو به مسیرهای درست هدایت میکنه، این نیرو آدمهای درست، شرایط درست، موقعیت‌های درست رو وارد زندگی من میکنه، و در مسیر زندگی من قرار میده.

    تسلیم بودن یعنی اجازه دادن به خداوند که پاسخ دهد به درخواست‌های ما، چون خیلی از موقع ما یه سری چیزهایی رو از خداوند میخوایم اما تسلیم نیستیم و در واقع شرک می‌ورزیم، که شرک هم میشه: همون نگران بودن، ناراحت بودن، ترسیدن، غصه خوردن، هر کدوم از این احساس‌های شرک ورزیدن، غصه خوردن، نگران بودن، ترسیدن، در واقع همه اینها به این معنی هست که ما تسلیم نیستیم !.

    تسلیم کسیِ که خودش رو می‌سپاره به خداوند، مثل بچه‌ای که خودش رو میسپره به پدر یا مادرش و خیالش هم راحته، تسلیم کسیِ که حالش خوبه، _ چرا حالش خوبه ؟! + چون اعتماد داره به خداوند، چون میدونه وقتی خودش رو رها میکنه و میپره بغل خداوند، تسلیم کسیِ که می‌تونه اینجوری فکر کنه، ما اگر سعی کنیم به این نقطه نزدیک بشیم کار بزرگی رو داریم انجام می‌دیم، و هر چقدر که این کار رو بیشتر انجام بدیم، عادی‌تر میشه برامون، راحت‌تر میشه برامون تسلیم خداوند بودن، و اینها زمان می‌بره، این‌ها یه مسیر تکاملی می‌خواد، این‌ها استقامت می‌خواد، باور می‌خواد، تکرار می‌خواد، تمرین می‌خواد، ولی هر چقدر که بیشتر سعی کنیم، طبیعتاً بیشتر از زندگیمون هم لذت می‌بریم، اما نکته‌ای هم که باید بهش توجه داشته باشیم اینه که تسلیم بودن بدون شک احساس خوب و احساس آرامش رو در وجود ما به وجود میاره‌.

    به قول قرآن کریم که می‌فرماید : الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ « سوره رعد _ آیه 28 » : « آنها کسانى هستند که ایمان آورده‏‌اند، و دل‌هایشان به یاد خدا مطمئن ( و آرام ) است؛ آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد ».

    این اطمینان به معناى سکون و آرامش است، و اطمینان داشتن به چیزى عبارت‌ست از اینکه ، انسان با آن، دلگرم و خاطر جمع شود.

    و اینکه احساس آرامش قلبی میاورد، این نشونه تسلیم بودن در برابر خداوند هست، نشونه‌ش همون آرامشِ هست، احساس خوب، احساس شادی، احساس لذت، احساس امید، احساس توکل، و در واقع ما هر چی احساس خوب می‌شناسیم زمانی اتفاق میفته که ما تسلیم خداوند هستیم، نشونه‌ش اینه، که این کار تمرین می‌خواد، شنیدن یه سری داستان‌ها رو می‌خواد، و داستان‌های قرآنی هم که خیلی به ما کمک میکنن برای اینکه بهتر بتونیم تسلیم بشیم.

    توکل اونجایی خودش رو نشون میده، در شرایطی که ما می‌پذیریم که به کسی وابسته نیستیم، ما به خدا وابسته‌ایم، اگر که هر اتفاقی هم بیفته، خدای ما که جایی نرفته، خدا هستش و کارها رو برامون انجام میده، و وقتی هم که ما ادامه میدیم در مسیر درست درها برامون باز میشن.

    اگر ما به مسائل و یا حتی تضادهایی برخورد می‌کنیم، باید به دید مثبت بهشون نگاه کنیم، و این مسائل رو به عنوان یک بازی بهشون نگاه کنیم، و حلشون کنیم، و بعدش می‌بینیم که چقدر ساده‌تر این مسائل حل میشن، و این چرخ زندگی روان‌تر میچرخه، در تمام زندگی‌مون ما باید توکل داشته باشیم به خداوند و توحید، و اینکه هیچوقت به کسی باج ندیم، خدا منبع رزق و روزی ماست، هر کسی اومد توی زندگی ما در واقع دستی از دستان خداوند هست، حتی اگر رفت هم یه دست دیگه‌ای هست که بیاد، در واقع خداوند بینهایت دست داره.

    مورد بعدی هم اینکه، باید به مسائل طوری نگاه کنیم که، این مسائل دارن ما رو به چالش میکشن برای اینکه ما بزرگ بشیم، برای اینکه ما پیشرفت کنیم. اینها چیزهای بدی نیست، اینها مسائلی هست که اگر حلشون کنیم بزرگ میشیم، ثروتمند میشیم، رشد می‌کنیم، اما اگر حلشون نکنیم کوچولو می‌مونیم، و حتی زمانی هم که ما این مسائل رو حل می‌کنیم بعدش خیلی موفقیت ایجاد میکنه برای ما، و خیلی هم اعتماد به نفسمون بالاتر میره، و این اعتماد به نفسی که ما در خودمون ایجاد کردیم ادامه دار هست خب، و این مسائلی که حل می‌کنیم و راه حلش رو پیدا می‌کنیم تا ابد می‌تونیم ازش استفاده کنیم برای مسائل بعدی خب، بخاطر همین هست که باید مسائل زندگی رو به عنوان بازی نگاه کنیم، به عنوان یه معما، یه پازل، نگاه کنیم بهش، و اینجوریه که میتونیم از این مسیر به سلامت عبور کنیم.

    تمرین :

    در رابطه با تمرین این گام و این فایل، همون‌طور که من داخل پروفایل و داستان هدایتم هم حتی نوشتم این موضوع رو و بهش پرداختم، من یه زمانی خیلی به اصطلاح تلاش اشتباه می‌کردم، یعنی فکر میکردم همش باید با بدو بدو و با عجله رسیدن و با اقساط و چکی خریدن و قرض کردن و … کار کنم درسته و این یعنی تلاش، اما بعد از مدتی که تضادها نمایان شدن دیدم که اینقدر این مسیر اینقدر اشتباهه که هر چقدر توش دست و پا بزنی بیشتر میشه، و بعد از شروع کردن به دریافت آگاهی‌ها و فایل‌های شما، از یه جایی به بعد دیگه تصمیم گرفتم طبق قانون عمل کنم، و دیگه عجله نکنم، و در واقع تسلیم و هم جهت با جریان خداوند باشم، قصه‌ش خیلی طولانیه اما همین رو کوتاه گفتم، که از اون زمان به بعد تازه من فهمیدم چی به چیه، و حتی اینکه قانون تکامل چقدر مهمه و …، و اینکه باید من تسلیم باشم و هم جهت باشم با جریان خداوند، چقدر تاثیر داره در دست شدن خود به خودی اتفاقات و کارها و شرایط توسط خود خداوند، و من هم چقدر آروم‌تر هستم از اون زمان که توکل کردم و این آگاهی‌های توحیدی رو در زندگیم اجرا کردم و هر لحظه هم تمام سعی و تلاشم بر این هست که این قوانین الهی رو در زندگیم بیشتر به اجرا بزارم ، دیگه از اون زمان به بعد هم روی هدایت‌ها و زمان بندی خدا خیلی بیشتر حساب میکنم، حتی زمان‌هایی هم که ایده‌ای برای درست کردن مسائل ندارم با توکل به خدام حرکت میکنم، و می‌بینیم که درها باز میشن، ایده‌ها، و افراد، موقعیت‌ها، شرایط، توسط دستان بینهایت خدام در مسیرم قرار میگیره. و در هر گام و گام بعدی انگار هدایت‌ها و ایده‌ها و مسیرها بهم الهام میشه، حتی یه سری اتفاقات و مسائلی هم که به هیچ وجه و به هیچ عنوان اصلا هیچ ایده و راهکاری برای درست کردنشون نداشتم، بعدش با توکل کردن به خدام و با داشتن ایمانم دیدم که از جایی که حتی فکرش رو هم نمی‌کردم توسط دستان بینهایت خدا و حتی بدون دخالت من و خود به خود اون موضوع حل شد خداروشکر، و بعد از اینکه اینها درست شدن، حتی برای مسائل بعدی هم با ایمانی که درونم ساختم، بلکه حتی برای رو به رو شدن با موارد بعدی هم شجاعت و ایمان بیشتری دارم، به قول استاد این ایمان ایمانی هست که هر بار به ما این اطمینان رو میده که اگر روی خداوند حساب کنم، قطعا خداوند برایم کافی است، و واقعا هم همینطوره، اینقدر که من با خدام روز به روز دارم بیشتر رفیق میشم و این ارتباطمون هم روز به روز داره بیشتر میشه خداروشکر، طوری که همیشه در همه موارد از خودش هدایت میخوام، و هو هم به بهترین شکل ممکن من رو هدایت میکنه، و خیلی اتفاقات دیگه هم خداوند برام درست کرد که اینجا دیگه طولانی میشه و ننوشتمشون، میتونم هزاران مورد که در زندگیم در همین چند وقت اتفاق افتاده و درست شده توسط خداوند رو بنویسم، اما نمونه‌ای که گفتم یه موردی بود که اصل کلام رو رسوند.

    من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسی‌م به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیت‌تر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .

    همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد ، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من ، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار ، سپاسگزارم ازتون ، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .

    با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 06 دی 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 132 روز

    به نام خدا

    گام 12 پروژه مهاجرت از مدار فعلی

    سلام استاد جان

    یکی از وظایف بندگان، حسن ارتباط با خداوند است. تسلیم ، توکل ، دعا و نیایش از موارد حسن ارتباط با خداوند می‌باشد.

    وقتی تسلیم خداوند میشی یعنی به خداوند توکل میکنی و خودت رو به خدا میسپری و در واقع تکیه میکنی به خداوند و صبر میکنی…

    شرک نورز، صبور باش و راضی باش که به خداوند اعتماد کردی، دعا کن برای گشایش کار و در نهایت منتظر فرج خداوند و اجابت خواسته باش..

    وقتی تسلیم خداوند میشی، یعنی قبول میکنی نیرویی که جهان هستی را خلق کرده و برترین است، من را هدایت میکند،، اگر خودت رو بهش بسپری و ایمان داشته باشی و بهش اعتماد کنی یعنی به خداوند اجازه میدهی که به خواسته هات پاسخ دهد.

    خدایا هزاران بار شکرت برای اینهمه بزرگی و قدرت… خدایا تو اینقدر قدرتمندی بودی و من چشمم به آدمهایی بود که تو آفریدی!!!! خدایا هر لحظه هدایتم کن تا هر روز بهتر تو را بشناسم و بیشتر بهت توکل کنم،، خدایا کمکم کن فقط و فقط تسلیم تو باشم و خودم رو به تو بسپرم و از آنچه برایم میفرستی لذت ببرم و شکرگزار باشم…..

    من میخواهم در پناه تو از زندگی لذت ببرم و احساس آرامش و شادی داشته باشم، من با اطمینان قلبی تسلیم بی چون و چرای توام و این اعتماد بهترین احساس را در من بوجود می آورد و آن احساس شادی، احساس امید، احساس لذت است…

    خدایا تو منبع رزق و روزی من هستی، فقط تو را میپرستم و فقط از تو یاری میجویم..

    خدایا هرگز من را به حال خودم وامگذار، دستانم را محکم در دستت بگیر و پناهم باش!!!!!

    از نشانه های تسلیم بودن در برابر خداوند، آرامش داشتن است بدور از هر گونه تشویش و نگرانی و استرس است،، وقتی خودت را تسلیم خداوند میکنی و رها میشی از هر آنچه بر تو وارد شده، قلبت آروم میشه و احساست خوب، نگران هیچ چیزی نیستی، چون خداوند همه ی کارها را انجام می‌دهد و این لذت بخش ترین احساسی هست که می‌شود تجربه کرد.

    خدایا بابت این آگاهی ازت سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    farnam گفته:
    مدت عضویت: 656 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام استاد گرامی و همه ی دوستان عزیز

    امروز شانزدهمین روز از چالش 90 روز دیسیپلین منه که یکی از کارهایی که قرار گذاشتم در این 90 روز انجام بدم گذاشتن کامنت هر روز در سایته و من به لطف الله مهربان تونستم تا الان که 16 امین روزه هر روز وظیفه ام رو انجام بدم و برکاتش رو وارد زندگیم بکنم

    روز اول که شروع کردم در مورد تسلیم نوشتم و الان باز واژه ی تسلیم اومده سر راهم قرار گرفته که این برام نشانه اس

    نشانه اس که دوباره با خداوند مهربانم بیعت کنم ،،،

    خدای زیبای من ای رب العالمین ای منبع نور و سرور عاشقانه میپرستمت و فقط ازت تو مدد میخوام تا مثل هر روز و هر لحظه ی زندگیم هوامو داشته باشی و منو به حال خودم رها نکنی

    خدای عزوجل هر انچه دارم از ان توست ، هر انچه هستم مال توست ، من به هر خیری که از تو بهم برسه فقیرم منو در آغوش خودت بگیر تا به آرامش برسم

    خدای رحمان من ، کمکم کن خاشع باشم در برابرت تا بتونم همیشه از نعمت ها و فراوانی هایی که در اختیارم گذاشتی بهره ببرم

    خدای هدایت گر من ، اهدنا الصراط المستقیم ، صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لضالین

    خدای وهاب من ، منو در مسیر نعمت هات قرار بده و بی حساب بهم ببخش اینقدر که به شمارش نیاد

    خداوند عالمیان، قدرت مطلق جهان، فرمانروای کل کائنات ، من تکه ای از توام کمکم کن میزان قدرتم رو درک کنم و اونو به کار ببندم تا بیشتر و بیشتر رشد کنم ، تا بیشتر به خودم و توانایی هام ایمان بیارم ، تا بیشتر بتونم سپاسگذارت باشم

    خدا جانم کمکم کن نسبت به تو آگاهی کسب کنم ، بتونم بشناسمت و بتونم بهت ایمان بیارم چون سعادت دنیا و اخرتم بسته به میزان ایمانم به توه ، کمکم کن به قدرتت به ربوبیتت ، به رحمانیتت ، به بخشندگیت ، به رئوف بودنت ، به عظیم بودنت ، به وهاب بودنت ، به رحیم بودنت ، به همه چیز بودنت ایمان بیارم

    خدا جانم نشانه های حضورت رو هر روز و هر لحظه بفرست تا جون تازه ای بگیرم ، تا بتونم پاشم رو پاهام وایسام و ادامه بدم میدونی که بدون تو هیچ ام ، کمکم کن آنی همچین حسی رو تجربه نکنم

    خدا جانم عاشقتم و میدونم تو از من عاشق تری و میبالم به این عشق کمکم کن بیشتر درکش کنم و دریافتش کنم.

    تسلیم بودن در برابر خداوند به این معناس که من باور دارم یک نیرویی برتر از کل نیروهای جهان که این جهان رو خلق کرده و داره هدایتش میکنه منو خلق کرده و داره منو هدایت میکنه و اگه بهش توکل کنم و ازش بخوام و بهش امید داشته باشم و باورش کنم و بهش ایمان داشته باشم منو به مسیرهای درست هدایت میکنه، ادم های درست و موقعیت های درست رو در مسیر زندگی من قرار میده

    تسلیم بودن یعنی اجازه دادن به خداوند که به درخواست های ما پاسخ دهد، خیلی وقتا ما از خدا چیزهایی رو میخواهیم اما تسلیم نیستیم ، شرک میورزیم ، نگران میشیم، ناراحتیم، غصه میخوریم ، این احساس های شرک به معنی اینه که ما تسلیم نیستیم

    تسلیم یعنی یه نفس راحت کشیدن و بگم خدایا راحت شدم خودمو سپردم به تو

    تسلیم بچه ایه که وقتی خودشو میندازه اغوش پدر مادرش خیالش راحته که اونا میگیرنش و از محافظت میکنن

    تسلیم حال خوب میاره ، چون میدونه خدا هواشو داره

    اگر سعی کنیم به این نقطه نزدیک شیم کار بزرگی انجام دادیم

    این حس و حال استمرار میخواد و هر چه بیشتر یاد میگیریم که تسلیم شیم این کار برامون عادت میشه و احساس های خوب در ما مداوم و مداوم تر میشن.

    مشکلات زندگی رو به چشم بازی ببینیم ، خدا منبع خیر و برکت ماست اگه مشکلی هم میاد تو زندگیمون چالشی است برای پیشرفت و بزرگ شدن ما و از خودش بخواهیم که کمکمون کنه تا حلش کنیم چون با حل کردنش قدرتمند تر میشیم و ثروتمند تر میشیم ، این دیدگاه نگاه کردن به تضادها باعث میشه تمام تضادها به نفع ما تموم شه ، اگه از زاویه دید ناجالبی نگاش کنیم برامون تبدیل میشه به غم و غصه و نا امیدی و نتیجه غصه هم میشه غصه بیشتر ولی نتیجه امید و توکل به الله مهربان میشه خیر و برکت و امید بیشتر و هدایت شدن به مسیرهای درست و رشد و پیشرفت انشالله.

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      خدیجه غلام زاده گفته:
      مدت عضویت: 2183 روز

      سلام به فرنام عزیزم

      دیروز یعنی 16بهمن باهات آشنا شدم و داستان هدایتت رو خوندم و خیلی جنس کامنت هات و صداقتی که در اون هست رو دوست داشتم .

      الآنم دوباره هدایت شدم به این کامنتت و این دو عبارتی که نوشتی برای خداوند خیلی خیلی زیبا بود و به دلم نشست.

      ‍‌««««خدا جانم کمکم کن نسبت به تو آگاهی کسب کنم ، بتونم بشناسمت و بتونم بهت ایمان بیارم چون سعادت دنیا و اخرتم بسته به میزان ایمانم به توه ، کمکم کن به قدرتت به ربوبیتت ، به رحمانیتت ، به بخشندگیت ، به رئوف بودنت ، به عظیم بودنت ، به وهاب بودنت ، به رحیم بودنت ، به همه چیز بودنت ایمان بیارم

      و

      خدا جانم نشانه های حضورت رو هر روز و هر لحظه بفرست تا جون تازه ای بگیرم ، تا بتونم پاشم رو پاهام وایسام و ادامه بدم میدونی که بدون تو هیچ ام ، کمکم کن آنی همچین حسی رو تجربه نکنم»»»

      واقعا مناجات قشنگی با خداوند داری و تحسینت میکنم و بهت آفرین میگم به تعهد و استمرارت و درک قشنگت از قانون.

      دوست خوبم این مسیر خیلی زیباست و به ما همه چیز میده به شرط ادامه دادن و درست فهمیدم آموزش ها.

      ممنونم ازت از کامنتت و موفقیت هات پیروز و سعادتمند باشی .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        farnam گفته:
        مدت عضویت: 656 روز

        سلام خدیجه جانِ نازنین

        بسیار خوشحالم و سپاسگذار خدای عزیز هستم که با شما آشنا شدم و در مسیر آگاهی با کسانی مثل شما هم مسیرم

        ممنونم عزیزم که کامنت من رو خوندین و وقت پرارزشتون رو گذاشتین و نوشته هایی از من رو مطالعه کردین

        سپاسگذارتون هستم که منو تحسین میکنین و این تحسین رو به زبون میارین و دلگرمی زیادی رو برای ادامه ی مسیر در من ایجاد میکنین

        خدا به وجودتون سلامتی بده و برکته داشتن این قلب بزرگ رو براتون بیشتر و بیشتر بکنه عزیزم

        امیدوارم همیشه تنتون سلامت و دلتون شاد و لحظه هاتون پر از ارامش باشه ان شاء الله

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    مهدی قربانی گفته:
    مدت عضویت: 537 روز

    بنام تنها فرمانراوی جهان هستی خدایا شکرت که مرا لایق این مسیر توحیدی قرار داد وهر دفعه زره ای اگاهم میکنه وبابت این یک زره اگاهی از خداوند سپاسگزارم که صبر کنم وتنها باوری که خیلی می تونه در روند تکاملی تسلیم هست که باید بپذیرم همه چیز تکامل می خواد

    من هم باید بپذیرم این روندتکاملی را درست ذهنم در حال نجوا کردن ولی خدایا که مرا هدایت کرده مرا تنها نمی زاره مشگل من جا بوده که همش از وضعیت به وجود امده گلایه وشکایت می کردم به خاطر اینکه ارزش تضاد ها را نمی دونستم که این ها هستن که دارن مرا به خواسته می رسنن

    در زندگی گذشته خوشبختی خودم را فقط در عوامل بیرون از خودم می دیدم مثل ثروت معروفیت ویا داشته حساب بانکی ویا یک موفقیت می دیدم ولی جدا از اینکه اینه ها همش از پیش برای من معین شدن ولی هیچ کدوم از اونا جدا از خداوند نمی تونن مرا ارام کنن هیچ همسری هیچ ثروتی نمی تواند مرا خوشخبت کنن اونا می تونن به خوشبختی من کمک کنن واین تضاد ارزش در این بودم که به حقیقت بزرگی در درون من نهفته هست واون هم این هست این خواسته در سال ها که در دلم مانده ولی نمی دونستم به چه شکل باید برآروده شود وبه شکل که همیشه از خداوند خواهش تمنا می کردم نیست خدایا من تعهد میدم اینکار نک

    میکنم ایندورغ نمیگم در واقع داشتم این طور زمینه را تنگ می کردم برای خودم ولی دلیل بر این همه نمیشه به شکلی شروع کنیم به این چیزا ولی به لطف خوده خدا این خواسته در درون بلند شده خداوند من فقط با تو خوشبختم میشه یعنی خوشبختی خدا را در درون خودم مبینم ولطف پروردگار هست ومن صورت طبیعی لایق تمام نمعت های خداوند وهستم الان فقط در خواستم از خداونداین خدایا از هرراهی خودت می دانی اگاه کن که اگاهی تو باعث خوشبختی من هستم تصورم از خداوند خوشبختی هست وخداوندرا شکل میکنم ووظیفه خداوند می دونم که فقط خودش برای خوشبختی بنده اش قدم برار چون وظیفه من فقط بندگی کردن خداوند هست بندگی رب هست فرمانراوی خوشبختی من چیزی هیچ که توان قدرت گرفتن اورا از من ندارد نوری که پیش از تصور انچنان نورانی شده که تنها دلیل خوشبختی را فقط در نور خداوند مبینم وخداوند تونای این میده بیشتر تسلیم خودش باشم خدایا هر چقدر که قدرت داری در اختیار من بزار برای تسلیم شدنم تا خوشبختی را دوباره درتصورم ببینم وجهانت را پر خیر برکت وفراوانی زیبای وفقط توجه ام توکلم به باشه چون فقط در زیبای هی زمین اسمانی در ددرون طعبیت جهانی پس خدایا با تمام وجودم اماده پردیدن در اغوش هستم اون روزی خوب وپر انرژی که می تونم دنیا را زیبا ببینم می تونم هر چیزی در هر شراطی زیبا بینم فقط با توهست تحسین میکنم خودم را که خوشبختی خودم را فقط در تصورم در با خداوند بودن می دانم بقیقه مسائل خدا حل میکنه حل کردن مسائل من با خدا هست که من باورش کردم نمی بینمش ولی تصورش کردم که عشق به ادم میده که ادم حاضره از هرچیزی که داره از این دنیا بده فقط با او بمونه با اون همه چیز تجربه کنه ثروت را رابطت را شوخی را خنده خشم را مهربانی را بخشش را دنیا ی من فقط با او انرژی می گیره ثروت را دوست داشتن خودت را گذشتن از افرادی که از تو جدا من میش ولی تو از نیکی از او یاد میکنی اصل نیک بینی من با خداوند هست با تمام وجودم ایمان دارم به نیک بینی خداوند ومن با تمام وجودم خداوند من فقط تنها با تو موانم جهان راه به نیکی بینم این شرایط را زمینه برای رشد خودم می بینم تا این نیکی در تصور من انچنان بزرگ بشه که دنیا را پر لز نیکی ببینم با تمام وجودم می نویستم خدایا عاشقتم بنده ای که از اعماق وجودش عشقش به تو نشون داده وتنها امیدش به تو هست تو عاشق کاملت را به نوش بده بدون زره ای کمی چون سیر نمی خورم از اون همه نور از خیر از اون زیبای که که تو وجودم گذاشتی چون خیر تو هست که از هر جهت مرا هدایت میکند ومن الان متوجه هدایت شدم که اون چیزی که من در گذشته فکر می کردم نیست هدایت اون انرژی قلی من هست که از خداوند هست که در غیب الهام میگره باور دارم تنها یک نیروی فرمانراوی جهان هست اون هم رب هست منع خیر وروشنایی منبع توحید ویکتا پرستی من با تمام وجوم تایید میکنم این خیر مطلق را

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام فرمانروای جهانیان خدای رب العالمینم خدایی که هر چه دارم همه از آن اوست خدایا من در برابر قدرت و عظمتت تسلیمم

    سلام به استاد عزیزم و مریم مهربانم

    تسلیم بودن در برابر خداوند یعنی اینکه بهش اجازه بدیم بیاد به زندگی و مسائلمون

    این تسلیم بودن تنها به زبان آوردن نباشد بلکه باید در عمل باشد که جواب دهد

    وقتی میگیم من تسلیمم

    اگر ته دلمون یه ذره نگرانی و استرس و اگه و نگرانی باشه بی معناست

    وقتی باورش داری قدرت بی نهایتشو بدون چون و چرا میسپاری به خودش و رها میکنی و با امید و صبر و ایمان بهش از زندگی لذت میبری با احساسه خوب

    خودش از بی نهایت و در زمان مناسب بهت می‌دهد

    پس باید در این مسیر با قانون جلو بریم و بذاریم تکامل طی بشود

    من از زمانی که معنی و فرق تسلیم بودن در برابر خداوند و تسلیم بودن در برابر مسائل رو فهمیدم

    راحت تر شدم اما باز هم بعضی جاها این ذهن نجواهاش اذیتم میکنه تا میخواد ترس و نگرانی رو زیاد کنه سریع شکرگزاری میکنم و آرام میشم

    ترس و دودلی و نگرانی و استرس از بی ایمانی به خداوند ست که ناسپاسی به همراه داره و از مسیر اصلی که وصل شدن به منبع ست جدا میشی

    دوره هم جهت با جریان خداوند چه مسله ای را حل میکند؟

    باعث می‌شود که مدام در حال کنترل کردن ذهن باشیم و با جریان خداوند جلو بریم

    خدایا کمکم کن که هر لحظه تسلیم تو باشم در عمل و آرامش رو در قلبم بیار تا هدایتهاتو متوجه‌ بشم و رشد کنم

    خدایا کمکم کن تا هر روز بهتر از دیروزم بشم

    شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم

    در پناه خداوند مهربان باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    محسن و مه سا گفته:
    مدت عضویت: 1051 روز

    یک روزی فهمیدم بزرگ‌ترین مانعم برای تجربه‌کردن معجزه‌های خدا این بود که همیشه می‌خواستم خودم همه چیز را کنترل کنم، حتی وقتی از خدا کمک می‌خواستم باز ته دلم سناریو می‌چیدم و نگران بودم که «اگر نشد چه؟». از وقتی یاد گرفتم بین «تسلیم بودن در برابر خداوند» و «تسلیم شدن در برابر مسائل» فرق بگذارم، انگار وزن بزرگی از روی شانه‌هایم برداشته شد. شروع کردم در هر موقعیتی فقط نیت و خواسته‌ام را با دل آرام به خدا بگویم و بگویم: «خدایا، من قدمم را برمی‌دارم، هدایت و نتیجه با تو.» همین تغییر نگاه باعث شد در موضوعی که مدت‌ها درگیرش بودم، راه‌حل‌هایی ببینم که قبلاً اصلاً به ذهنم نمی‌رسید، چون ذهنم درگیر ترس و مقاومت بود.​

    الان برای من تسلیم بودن یعنی در سخت‌ترین شرایط هم یادم بماند که قدرت اصلی دست خداست، نه مشکل و نه آدم‌ها، و وظیفه‌ام فقط این است که الهام‌ها را بگیرم و عمل کنم. هر بار که می‌خواهم در برابر مسئله‌ای تسلیم شوم، عمداً نگاهم را از خودِ مسئله برمی‌دارم و روی حضور خدا و خیر پنهان آن موقعیت می‌گذارم. نتیجه‌اش این شده که حتی در چالش‌ها احساس تنهایی و بی‌پناهی نمی‌کنم و باور دارم اگر من تسلیم خدا بمانم، خودِ مسائل کم‌کم تسلیم من و ایمانم می‌شوند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 170 روز

    بنام خدایی مهربان

    سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامی

    من یه ماه قبل که برنامه 12قدم را قدم اولش را خریداری کردم به خودم گفتم من دفعه بعد باید چهار برابر پول به حسابم واریز کنم بعد پولی هم نداشتم و ذهنم همش مقاومت میکرد بابا توکه هیچ پولی نداری چطوری گفتم میسپارمش بخدایی خودم وخیلی راحت بودم اصلا دیگه نگرانی هم درباره اش نداشتم بعد هر هفته یادم میومد که ماه داره نزدیک میشه ومن هنوز پولی درست نکردم وترس ها میومد ولی میگفتم ببین خدا هست اینا نجواهای شیطانی هستند توجه نکن منم حواسمو پرت میکردم و آهسته که حسی خوبم را ادامه میدادم یعنی چی بگم بخدا در آخر ماه رفتم 5برابر پول به حسابم واریز کردم که 5قدم اش را خریداری کنم ورفتم برایی خودم کلی لباس خریدم و هرچیزی خوراکی گرفتم وخیلی خوش گذشت بعد به خودم گفتم ببین این ذهن من داشت منو می‌ترسوند وچقد مقاومت میکرد ولی الان میگه خب چیزی نیست که ومن به خدا باورداشتم خدایا ازت سپاس گذارم که کنارم هستی سپاس از استاد عزیزم در پناه خدا باشید به امید موفقیت همه ای عزیزان

    خدایا شکرت که تورا دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    مرضیه جعفری گفته:
    مدت عضویت: 3231 روز

    سلام و هزاران سلام به همه دوستان

    تجربیاتی را به یاد بیاورید و در بخش نظرات این قسمت بنویسید که:

    به جای تسلیم شدن در برابر هر شکلی از مسائل و مشکلات، تصمیم گرفتید روی هدایت های خداوند حساب کنید و با اینکه ایده ی کاملی از حل آن مسئله نداشتید، اولین قدم را با این جنس از توکل بر داشتید که: “خدایم با من است و قطعا من را هدایت خواهد کرد”. سپس هدایت ها یکی پس از دیگری آمد. حتی از جاهایی که هرگز فکرش را نمی کردید. در نهایت نه تنها آن مسئله حل شد بلکه ایمانی در شخصیت شما ساخته شده که: توانایی روبرو شدن با مسائل، جسارت برای حل آنها و رشد دادن ظرف وجودتان از این طریق را به شما می آموزد. ایمانی که هر بار به شما این اطمینان را می دهد: اگر روی خداوند حساب کنم، قطعا خداوند برایم کافی است.

    یادمه روزهای اولی که اومده بودیم مغازه جدید شهر جدید و همه چیز کاملا ناشناخته و متفاوت بود و ما می‌دیدیم که چقدر همکاران فروش عالی دارند چقدر مغازه هاشون پر هست و ما در برابر اونها چقدر کوچک هستیم هنوز چقدر روی اعتماد به نفس ما تاثیر گذاشته بود تا جایی که تا یک هفته شد که ما دشت نمی‌گرفتیم.و عشقم بشدت حالش خراب بود و تصمیم گرفته بود که برگردیم به جای قبلی اما من بواسطه کار کردن روی دوره های استاد یکم قویتر بودم و یادمه بهشون گفتم شما فردا نمی‌خواد بری من میرم شما بشین یکم استراحت کن یه فضایی به خودت بده با این نگاه که من باید این مسأله رو حل کنم.

    فردای اون روز رفتم غوغا نکردم ولی فروختم و شب اومدم خونه قشنگ بهشون یادمه که گفتم محمد جان این مغازه و این لوکیشنی که ما هستیم راحت میتونیم روزی 20 میلیون تومان دخل بزنیم چرا؟ چون اون روز خوب نگاه میکردم به همکارا و با خودم میگفتم اگر برای اونا میشه چرا برای ما نمیشه جا و مکان که یکیه تفاوت فقط در خود کم بینی ماست این باید حل بشه درست بشه و همیشه ایشون می‌گند اون شب وقتی اون حرف رو زدی من یادم اومد اصلا برای چی اومدم اینجا دنبال چه هدفی بودم و غول فروشنده درونش بیدار شد و خدا رو شکر از اون روز به بعد روند خیلی عالی شد.

    یا زمانی که ایشون رفته بودند سفر 22 روزه به چین و من تو این بیست و دو روز تنهای تنها بودم مغازه بود خونه بود تایم زیادی مغازه از من می‌گرفت خستم میکرد و یه جورایی باید خوب پول می‌ساختم حواله میزدم براشون از طرفی مغازه خیلی پر نبود من دست تنهام بودم تله مقایسه با همکاران هم بود به چند روزی اوضاع خراب شد و یک شب حسابی فریاد زدم تا تخلیه بشم و بخودم گفتم این یه چالشه یه فرصته خودت و توانایی‌هات رو بخودت ثابت کنی نشون بدی کی هستی و چقدر توانایی داری کم نیار به خدا توکل کن کاری به بقیه نداشته باش سرت تو کار خودت باشه حال خودت رو خوب نگه دار کنترل کن ذهنت رو و با حال خوب ادامه بده و زمانی که ایشون برگشتند چقدر تحسینم کردند و گفت باورم نمیشه تو این22 روز 190 میلیون فروختی با قیمتهای خوب و اونو من بعنوان یک چالشی که اومده رشدم بده نگاهش کردم و سربلندم بیرون اومدم.

    و خیلی چیزهای دیگه که خدا رو شکر بخاطر همین روحیه عاشق حل مسأله بودن و استقبال از چالش‌ها فقط به این خاطر که دوست دارم ازشون آجری برای بالا رفتن و رشد خودم بسازم تا حالا خوب عمل کردم و میتونم نمره قابل قبولی بخودم تو این زمینه بدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2102 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم.

    به نام رب العالمین هدایتگرم سلام.

    قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّـهُ یُنْشِئُ النَّشْأَهَ الْآخِرَهَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

    بگو «بگردید در زمین، پس بنگرید چگونه آغاز کرد آفرینش را، آنگاه خدا پدید می‌آورد آفرینش واپسین را، همانا خدا بر هر چیزی تواناست عنکبوت – 20

    ===========================================

    خداجونم متشکرم، متشکرم برای این که به هر چیز و هر کاری توانا هستی. خوش حالم و سپاس گزارم از این که انقدر دقیق جهان را آفریدی و مسخر ما کردی تا به راحتی در آن زندگی کنیم یارب هدایتمان کن بیش‌از اکنون تسلیم تو باشیم و عمل کنیم به آنچه که می‌گویی چرا که تو خیر مطلقی و هر خطا و اشتباهی هست از جانب ماست. از ماست که بر ماست.

    الحمدالله رب العالمین.

    الرحمان الرحیم. مالک یوم الدین. ایاک نعبد و ایاک نستعین. اهدنا الصراط المستقیم. الصراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لاالظالین

    ============================================

    کجا‌ها به جای تسلیم شدن در برابر مشکلات تسلیم رب شدی؟

    همین چند وقت پیش بود صبح بلند شدم دیدم گلو درد دارم با هدایت رب از خودش خواستم حالم رو خوب کند قدم به قدم گفت چی بخورم چی نخورم گلو دردم بهتر و بهتر شد حتی صدام هم خروسی بود شب رفتم مهمونی اصلا خبری از آن صدا خروسی نبود یک گرفتگی ریز بود.

    دیگه هیچ علامتی از سرماخوردگی نداشتم بدون دکتر رفتن خوب شدم.

    هم زمانی زیبایی که اتفاق افتاد با مطالعه قرآن آرامش عجیبی گرفتم و گلوم رو سپردمش به خودش، چون خودش چیره هست به همه نتیجه هم واضحه، بعد از 5 روز کامل خوب خوب بودم. خداجونم دمت گرم.

    یکی دیگه برای دومین بار می‌خواستم حلوا درست کنم مقدار شکر و روغن و آردش از سری قبل تجربه شد یادگرفتم اما آب رو کم ریخته بودم برای همین شیرَه‌اش آن طور که باید نبود به لطف هدایتش آب جوش ریختم مقداری داخل آردی که سرخ شده بود نتیجه حلوام برای اولین بار خیلی خوب شد. این سری هم مقدار آبی که برای شیره باید ریخته بشه دستم آمد.

    تو همین هفته می‌خواستم غذا درست کنم هم برای مامان مجزا هم برای خودمان زمان هم در ظاهر کافی نبود از طرفی شعله گاز‌ها بگیر نگیر داره به جز دوتاش مانده بودم چی کار کنم یه حسی گفت آن یکی شعله رو روشن کن شعله‌ای که هیچ جوره نه روشن میشه اگرم بشه روشن نمی‌ماند کار خدا گفتم باشه خیلی راحت روشن شد و سرتایمم که غذا پخته بود و داشت آبش تمام می‌شد خاموش شد. چقدرم آن روز غذا‌هام عالی شد بود خدایا شکرت.

    مریم یادت باشه تو کارهای این چنینی هم ربی هست که هدایتت می‌کند قدم به قدم پس به جای تسلیم بودن در برابر مشکلات درربرابر رب تسلیم باش، باهوش آن که بگه خدایا من هیچی نمی‌دانم ریش و قیچی دست خودت بعد آن وقت می‌بینی به چه راه حل‌ها و ایده‌هایی هدایت می‌شی که ظرف وجودت را بزرگ‌تر می‌کند تو را متوکل‌تر می‌کند. همین توکل‌های کوچولو کوچولو در کارها به رب باعث میشه وقتی به مسائل بزرگ‌تر برخوردی با ایمان به دلش بری و بگی طوری نیست؛ خودش حلش می‌کند. خودش این بازی رو بلده و قواعد بازی رو یهتر از من می‌داند خودش راهنماییم می‌کند.

    مثل بازی آنلاین منچ که همه می‌گند شانسی اما شانسی نیست همه چی به این که چقدر آرامی و متوکلی بستگی دارد. بوده زمان‌هایی که چند دفعه مهرم رفت بیرون با خودم گفتم خدا خودش درست می‌کند. خیر هست و آخر هم برنده اول من بودم پشت سر هم چهار تا شیش می‌آوردم یا همان اول بازی شیش می‌آوردم و شروع می‌کردم اما بقیه در حال تاس انداختن برای شیش اوردن بودن یا فردی که همه رو میزد مهره من نزد یا جوری مهره‌هام جلو می‌رفت که هیچ کس نمی‌رسید بهش که بخواهد بزنتش. برعکس زمان‌هایی که ترسیدم و نگران شدم با این که در حال برد بودم به راحتی باختم.

    منچ بازی برام حکم تمرین اعتماد به رب و دیدن نتیجه را پیدا کرد. خداجونم متشکرم از چه چیزها که قوانین جهان را بهم یاد می‌دهی به حقیقت روزی دهنده به غیر الحساب هستی. ما به خدا اعتماد داریم . عاشق این باور هستم.

    الحمدالله کما هو اَهلَهو.

    یارب سعادت و ثروت و آرامش و سلامتی دنیا و آخرت نسیبمان کن. آسانمان کن برای آسانی‌ها.

    یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      فاطمه گفته:
      مدت عضویت: 844 روز

      سلام مریم عزیزم

      چقدر دیدگاهت زیبا بود و من بسیار نیاز دارم ایمانم رو با خوندن نظراتی مثل نظرات شما تقویت کنم .

      خیلی دوست دارم در برابر تسلیم شدن به مشکلات پیش آمده، تسلیم هدایت های خداوند بشم و نزارم ذهنم به خاطر شرایط پیش اومده برام تصمیم بگیره و افسارش از دستم در بره! کامنت شما خیلی منو تشویق به خوندن کامنت های بیشتر میکنه و یک امیدی رو در دلم زنده میکنه.

      دلم میخواد هدایت های خداوند رو ببینم و هیچ نگرانی و استرسی جلوی چشمام ظاهر نشه… چون احساسم بد میشه و ذهنم وادارم میکنه در برابر مسائلم تسلیم بشم…براتون دعا میکنم خداوند رو در هر لحظه‌ ی زندگی کنارتون حس کنین و از هیچ چیزی ترسی نداشته باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    زینب امین فرد گفته:
    مدت عضویت: 1059 روز

    به نام خدای زمین و آسمان‌ها

    سلام استاد عزیزم و مریم قشنگم خیلی خوشحالم که یه گام دیگه هم کنارتون بودم و چه چیزایی یاد گرفتم از این گام طلایی .

    تسلیم بودن دربرابر خداوند موضوع مورد علاقه منه چون خیلییییی به من کمک میکنه اروم باشم و به خودم یادآوری کنم که من نمیتونم به تنهایی تمام کارام و پیش بینی و مدیریت کنم و باید واگذار کنم به خدا و در حد توانم تلاش کنم خدا هم من و هدایت میکنه .

    اگه بخوام یه مثال بزنم ،زمانی رو میگم که آخرین سال تحصیلیم بود و خب همه دغدغه‌ی کنکور و درس و فلان داشتن و خیلی باید سعی میکردی که تو اون جو «که همه همه چیز و تو زندگیشون تاثیر گذار میبینن و عامل بدبختی‌شون همه کس هست غیر خودشون » خودتو کنترل کنی و هم جهت نشی باهاشون و خب منم یه استرس ها و نگرانی هایی داشتم ….

    ولی هر وقت میدیدم که دارم زیادی غرقش میشم سریع به خودم میگفتم ببین زینب از خودت بپرس آیا تا الان که درس خوندی و درس خوندن و دوست داشتی به اندازه توانت تلاش کردی ؟ از خودت راضی بودی ؟ و اگه اره پس همه چیز و از ذهنت بیرون کن چون دیگه نتیجه و اینکه چی میشه و اینا کار خدای خوبته ، همونکه میخواد تو بهترین حال و داشته باشی ،همونکه بی صبرانه موفقیت تو رو میخواد پس تسلیم باش و توکل کن و به هیچی فکر نکن و مسیر خودت و برو .

    و نتیجه اون کارا این بود که علاوه بر اینکه تو مسیر لذت بردم و دربه‌دری و غوغا ها و گلایه و شکایت اطرافیانم رو نداشتم بلکه نتیجه ام هم نسبت به زمان کمی که داشتم فوق العاده بود و مهم ترین چیز حالم خوب بود چون به قول استاد شما حتی اگه خودت و بکشی و به یه جایی برسی با خودت میگی همش همین ؟؟ و من خیلی خوشحالم که به این مرحله نرسیدم و هم از مسیر لذت بردم هم از نتیجه و این کامنت یادآور این شد برام که بدونم اگه جایی لذت رو تجربه کردم به خاطر اعمالی بود که پشتش انجام دادم پس سعی کنم که این یادآوری رو تو ذهنم داشته باشم که تو همه شرایط تسلیم خدای قشنگم باشم که انقدرررررر تو تک تک لحظات زندگیم احساسش میکنم که بعضی اوقات انگار قلبم میخواد منفجر بشه از عشقش .

    خیلی ممنونم و سپاسگزارم بابت این فایل و دوره ارزشمند .از خدا میخوام تو هیچ حالی من و تنها نزاره و خودش بهم بگه چی کار کنم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      فاطمه گفته:
      مدت عضویت: 844 روز

      زینب عزیزم سلام

      چقدر این جمله ای که آخر کامنتتون نوشتین زیبا و تاثیر گذاره!

      از خدا میخوام تو هیچ حالی منو تنها نزاره و خودش بهم بگه چی کار کنم…

      من همیشه سعی میکنم خودم همه ی کارها رو پبش ببرم و اگه اتفاقی پیش می اومد همیشه خودم رو مقصر میدونستم و خیلی از این بابت احساس گناه و عذاب وجدان بهم دست می‌داد چون خودم رو مسئول همه ی اتفاقا میدونم…الان که جمله ی آخر شما رو خوندم یادم اومد من باید صبور باشم و تسلیم کنم خودم رو در برابر اراده ی خداوند و ایمان داشته باشم خداوند تو هیچ حالی من و تنها نمیزاره و خودش بهم میگه چیکار باید بکنم…این یعنی ایمان واقعی به خداوند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: