مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 124
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»246MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»22MB24 دقیقه














به نام خدا
آنچه من از این گام میفهمم این است که تسلیم بودن در برابر خداوند، یک «حالت» و یک «رویکرد» است؛ در حالی که تسلیم شدن در برابر مشکلات و مسائل، یک «فعل» و یک «عمل» است. اولی جنبه غیرمشهود، ذهنی و باورمندانه دارد و دومی، جنبه مشهود و فیزیکی و عملی دارد.
تسلیم بودن در برابر خداوند، یعنی باور به این که خداوند به عنوان تنها قدرت این جهان، من را هدایت میکند و اگر من آماده باشم و از او بخواهم، من را هدایت خواهد کرد. پس این من هستم که با رسیدن به باورهای عمیقی که من را به حالت تسلیم در برابر خداوند میرساند، قابلیت هدایت شدن توسط خداوند و دریافت هدایتهای خداوند را در خودم ایجاد میکنم. نشانه حالت تسلیم بودن در برابر خداوند، شرک نورزیدن نظری و عملی به خداوند، توکل کردن به خدا، به کسی یا چیزی یا موقعیتی وابسته نبودن، تنها به خدا اعتماد کردن و اعتماد داشتن، احساس آرامش درونی، احساس خوب و اطمینان قلبی در همه حال است که در نهایت، به اطاعت بی چون و چرا از خداوند میانجامد.
تسلیم شدن در برابر مسائل و مشکلات، یعنی دست کشیدن از هدف و زانو زدن در برابر مانع و رها کردن خواسته. روشن است که تسلیم شدن در برابر مسائل و موانع و مشکلات، ناشی از تسلیم نبودن در برابر خداوند است و به عکس، اگر من در برابر خداوند تسلیم باشم، در برابر مسائل و مشکلات و موانع تسلیم نخواهم شد. یعنی، نحوه برخورد با مسائل و مشکلات و موانعی که در طول زندگی و در مسیر رسیدن به خواسته وجود دارد و یا بوجود میآید، بهترین معیار و محک برای معلوم شدن درجه ایمان من در برابر خداوند است. «لاخوف علیهم و لایحزنون» در همین جا کاربرد دارد. در موقعیتی که من در برابر مشکلات و موانع قرار میگیرم، این میزان توکل من به خدا و درجه ایمان من به باورهایم است که اجازه نمیدهد به کسی یا چیزی وابسته باشم یا از موانع بترسم یا مشکلات را بزرگتر از تواناییها و الهامات قلبیام ببینم و به من اطمینان میدهد که میتوانم از این مانع عبور و این مشکل را حل کنم. نتیجه کنترل ذهن در همین مواقع خود را نشان میدهد. فاصله ایمان ظاهری تا ایمان واقعی، فاصله آنچه بر لب و زبانم دارم تا آنچه در قلبم و ذهنم عمیقاً باور دارم، در همین مواقع خود را نشان میدهد. حتی اگر من موفق به حل مشکل نشوم، راهی باز خواهد شد که بتوانم مشکل را دور بزنم یا مسیر دیگری را طی کنم و در هر حال، به سمت خواستهام حرکت کنم.
نتیجه ایمان، حل کردن مشکل نیست؛ بلکه اتخاذ رویکرد مقابله با مشکل و بکارگیری تمام توان و تمامی ابتکار عمل و الهامات قلبی برای حل مشکل و عبور از مانع است. نتیجه ایمان واقعی، تسلیم نشدن و زانو نزدن در برابر مشکل است. فقط ایمان واقعی به یکتایی خداوند و توکل به اوست که به من توانایی ایستادگی در برای مشکلات و گذر از موانع را میدهد. پس ای خداوند مهربان، من به تو توکل میکنم و در همه حال، قلبم با یاد تو آرام میگیرد و در همه حال از تو یاری میجویم تا شایسته دریافت هدایت تو باشم. الهی آمین
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم
سلام عزیزان جان
گام 12
تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
سوره انعام
مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلَا یُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ ﴿160﴾
هر کس کار نیکى بیاورد ده برابر آن [پاداش] خواهد داشت و هر کس کار بدى بیاورد جز مانند آن جزا نیابد و بر آنان ستم نرود (160)
قُلْ إِنَّنِی هَدَانِی رَبِّی إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ دِینًا قِیَمًا مِلَّهَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿161﴾
بگو آرى پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده است دینى پایدار آیین ابراهیم حقگراى و او از مشرکان نبود (161)
قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿162﴾
بگو در حقیقت نماز من و [سایر] عبادات من و زندگى و مرگ من براى خدا پروردگار جهانیان است (162)
لَا شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ ﴿163﴾
[که] او را شریکى نیست و بر این [کار] دستور یافته ام و من نخستین مسلمانم (163)
به شناخت حقیقتی رسیدن درباره تنها نیرویی که من را خلق کرده و هدایت مرا نیز به عهده گرفته است؛
تسلیم بودن یعنی اجازه دادن به خداوند که مرا هدایت کند؛
واضح ترین نشانه تسلیم بودن در برابر هدایت های خداوند؛
به جای نگرانی درباره مسائل پیش رو، کنجکاو باش درباره اینکه: چه راهکاری می توانم برای حل این مسئله پیدا کنم و از این “بازی کنجکاوانه”، لذت ببر؛
به جای تسلیم شدن در برابر مسائل، با توکل بر خداوند، آنها را چالشی ببین برای بروز توانایی های درونی ات؛
خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم
خدایا شکرت برای امروزم که همواره در حال هدایت هستم
خدایا شکرت که تسلیمم و بدون تو هیچی نیستم
خدا یا شکرررررررررت که که هر چقدر بیشتر تسلیم تو میشوم و هدایتهای تو را دنبال میکنم بیشتر پاداش الهی دریافت میکنم و اعتماد و ایمانم قوی تر و بیشتر میشود
خدایا شکرت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم
خدایا شکرت که امروز هم تسلیم تو بودم و حرکت کردم و کلی حال خوب و هدایت و حمایت و برکت و فراوانی و رحمت و نعمت و ثروت بهم دادی
خدا یا شکرررررررررت که بهم یاد دادی منتظر هیچ کسی نمونم
هر ایده ای اومد اقدام کنم و قدم بردارم تا ایمانم قوی تر شود
خدایا شکرت که هر چقدر بیشتر به هدایت ها گوش جان میدهم و اعتماد میکنم و آرامش دارم میبینم از طرف توست برای رشد و پیشرفت بیشتر من و اعتماد به نفسم را خودت هر روز بهتر و بیشتر میکنی
خدایا شکرت که امروز هم هر آنچه در تمرین ستاره قطبی ام ازت خواسته بودم و دوست داشتم تجربه کنم تا همین لحظه حتی بیشتر از اونا هم بهم دادی
خدایا شکرت من تسلیمم بدون تو هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن هر لحظه بندگی کنم تو را و تو خدایی میکنی برایم
حتی اگر بندگی نکنم بازم تو اینقدر بخشنده و مهربان هستی که بینهایت نعمت و ثروت و فراوانی هدیه در اختیارم قرار داده ای
خدایا شکرت که مرا خالق زندگی خودم کردی
خدایا شکرت که دارم یاد میگیرم که من با افکار و فرکانس ها و باورهای خودم اتفاقات را خلق میکنم
هیچ عامل بیرونی قدرتی در زندگی ام ندارد
مگر من مشرک باشم و قدرت را به غیر تو بدهم
خدایا شکرت برای کنترل ذهنم برای آرامش وجودم
خدا یا شکرررررررررت برای تمام نعمتها و داشته ها و ثروت های زندگی ام همه از آن توست
خدایا شکرت که نزدیک ترین فرکانس به خداوند فرکانس سپاسگزاری است
خدایا شکرت برای بهبود باورهای توحیدی قدرتمند در وجودم
خدایا شکرت که وقتی افراد درست شرایط درست اتفاقات خوب موقعیت های عالی در زندگی ام ایجاد میشود یعنی فرکانس های من بهتر و زیباتر و توحید ی تر شده است .
خدایا شکرت فقط و فقط ازان توست این نعمتها و برکات و لطف و محبت های الهی در زندگی ام این روزها من تسلیمم هیچی نیستم
خدایا شکرت که هر روز خودمو با تمام اموراتم به دستان قدرتمند تو میسپارم و روحم جون میگیره
پای حرکت و قدرتم میشوی
هدایت های آسان و راحت و زیبا برایم میشوی
آرامش وجودم میشوی
راحتی خیالم میشوی
خدایا شکرت برای اعتمادم بهت بعد از تسلیم شدن
اخییییش
اللهم اخییییش خودمو سپردم به تو و آرام شدم
روح الهی در وجودم نورانی شده
الهی صد هزار مرتبه شکرررررررررت
خدایا شکرت برای هدایت ها و قدمهای که بهم گفته میشود و ایمان و باور دارم که فقط یک نیروی خیر حاکم بر جهان وجود دارد که این الهام و ایده را در وجودم روشن کرده
پس من گام اول را برمیدارم و توکل میکنم و ایمان دارم که گامهای بعدی بعد از قدم اول بهم گفته میشود و راهها هموارتر و زیبایی های مسیرم بیشتر میشود
خدایا شکرت که همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم
خدایا شکرت که خواسته های گذشته ام را همین الان دارم زندگی میکنم
و امروزم که بیشتر لذت میبرم و شاد و خوشحال هستم گذشته به فردای من است . پس امروز را جوری زندگی کنم که فردا برای امروزم حسرت نخورم که چرا به ایده ای که خداوند بهم گفت و من گوش ندادم عمل نکردم
جامه عمل بپوشانم به هدایتهای هر لحظه که خداوند بر خودش واجب کرده
امروز ظهر بهم گفت حرکت کن
قراربود برای دوتا از مشتری ها محصول بفرستم مغازه هاشون
دیدم سر ظهره
و به پسرم گفتم میای این محصولات رو ببری تا سر کوچه تحویل بدی
پسرم از باشگاه اومده بود و خسته بود گفت نه
و منم میخواستم تنبلی کنم و بهانه بیاورم
از یه طرف هم دیدم دارم اجبار میکنم به پسرم ولی خودم دوست دارم محصولات رو تحویل بدم
یه لحظه گفتم صبر کن ببین ایراد کار کجاست
دیدم میخوام تنبلی کنم و بهانه بیارم که الان ظهره و میخوام ناهار آماده کنم
جسم گفت خودت حرکت کن منتظر هیچ کس نمون
خودم آماده شدم و وسایل برداشتم و رفتم سر راهم یک پر بود همیشه پر که میبینم نشانه ای از طرف خدا ست که مسیرم درسته
ذهن میگفت الان نونوایی که میخوا بهش محصول بفروشید بسته
وقتی نشانه ها رو دنبال کردم و توکل کردم و تسلیم خدا شدم و حرکت کردم
دقیقا در دوتا مغازه در بهترین زمان و بهترین شرایط قرار گرفتم
همون لحظه فقط خدا را شکر میکردم که در مسیر درست الهی ثابت قدم هستم
بر ذهنم پیروز شده بودم و حرکت کرده بودم و پاداش الهی دریافت کرده بودم
خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست
چقدر مغازه دارها برام احترام قائل شدن و برام آرزوهای خوب کردن و چقدر احساسم خوب شده بود و احساس مفید بودن داشتم از اینکه میتوانم مسئله ای از جهان را حل کنم و با حل مسئله ثروت خلق کنم .
خدایا شکرت همه چیز میشوی همه کس را
به شرط ایمان
به شرط پاکی روح و طهارت
به شرط شریک نشدن با ابلیس
خدایا شکرت من به هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم
خدایا شکرت که خودت را بهم بخشیدی
من باید استمرارم را در این مسیر زیبای الهی پایدارتر کنم .متعهد و ثابت قدم تر باشم
بیشتر توکل کنم و تسلیم باشم و اعتماد کنم به جریان هدایت الهی
خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم.
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم.
سلام وعرض ادب خدمت استاد عزیز وخانم شایسته مهربان ودوستان گرامی
استاد من تجربه شخصی خودمو میخوام براتون بگم
من 3سال پیش مهاجرت کردم تهران اونم توی گرونترین لوکیشن اونجا منطقه یک ودرکار ملک مشغول به کار شدم.برای من که ازشهرستان اومده بودم کنار آدمهایی که گرونترین خونها وماشینها روداشتند تاچندماه اول سخت بود حتی ارتباط گرفتن ولی بعدازچندماه که خودمو پیدا کردم وگفتم تومیتونی مثل همیشه عالی باشی.بازار فروش ملک تمام سال خوبه ولی 6ماه دوم سال بهتره ومن 6ماه اول سال اجاره کارکردم.
ولی من عاشق فروش بودم ،یادم میاد سال اول مدیر شعبه ما که مدیر قرادادهای منم بود گفت توتوی اجاره موفقی همون اجاره کار کن ولی من میدونستم نیمه دوم سال فروش آپارتمان بهتره دوست داشتم فروش کارکنم چون حسم روش خوب بود وایشون به من گفتند تونمیتونی فروش داشته باشی ولی یه حس توی قلبم میگفت گوش نده فروش کار کن ومنم ازاونجایی که بهم برخورده بود بابت حرف مدیرم که تونمیتونی قراداد بنویسی به حرفشون گوش ندادم وبه حرف قلبم گوش دادم.
من پیش خودم گفتم بیس کار یکی وبایه آموزش کوتاه ازیکی ازمدیران فروش درمورد انواع سندها و….توی یک هفته راه افتادم وشروع کردم.البته اینم بگم من عاشق ملک بودم وتوی شهر خودمون چندین وچند خونه باوجود سن وسال کمم سالهای قبل تر خرید وفروش برای خودمون انجام داده بودم ولی خوب اونجا قیمتها 10میلیارد به بالا بود
بماند که مدیرم به خاطر این که به حرفشون گوش ندادم تامدتها بامن صحبت نکردند وبابی میلی توی جلسات من حضور داشتند.ولی من به خودم گفتم مهم نیست جلسه ایی روزی من باشه خدابخواد درست بشه خدا درست میکنه نخواد درست بشه مدیر قرادادم که هیچ تمام مدیران اونجا جمع بشن نمیشه.
من توی اون 6ماه بیشترین آمارجلسات روداشتم خیلی ازجلسات نشد ولی تعدادی هم شد طوری که من ازهمکارهایی که کل سال فروش کارکرده بودند بیشتر قراداد فروش نوشتم وشب عید بایه حس عالی وجیب پرازپول برگشتم کنار خانوادم.
درست میگین استاد وقتی تسلیم خدا باشی وبه حس درونت گوش بدی بدونه ترس ازآدمها تورو میبره بالا.
من همیشه توی هرکاری رفتم به طرز معجزه آسایی بهترین بودم بین تمام همکارهام و به خودم می گفتم تودختر جسور وجدی هستی توی کار بدونه هیچ حاشیه تمام تمرکزت روی کارت هستش وهمین باعث موفقیت توهستش وبخاطر نتایج عالیم خیلی ازمدیرانم هم بامن که خیلی جاها بی پروا وبدونه ترس ازآدمها درکمال ادب واحترام حرفم رومیزدم کنار اومدن.
خواستم بگم آدم وقتی ترسشو ازآدمها کم کنه وخداروتوی وجودش تقویت کنه به هرچی غیر ممکن ازدید دیگران وممکن ازدید خودت وخدا میرسی.
ویه موضوع دیگه من 3ساله توی ثروتمند ترین لوکیشن ایران یعنی شمرون کار کردم استاد به طرز عجیبی آدمهاش صادق وراستگو هستند،بسیار ساده زندگی میکنن،بسیار منظم،همشون صاحب کسب وکارهای موفق وآدم تنبل اونجا نمیبینی. من اوایل به خاطر باورهای منفیم نسبت به ثروتمندها مقاومت داشت مغزم ولی به مرور که باهاشون نشست وبرخاست داشتم وتوی جلسات بعضا 6تا7ساعت باهاشون هم کلام بودم پی به شخصیتهای عالیشون بردم.
من عاشق شمرون شدم نه به خاطر گرون بودن خونهاش وماشینهای گرون قیمتی که اونجا میبینی که من باهربار دیدنشون خداروشکر میکردم وصاحبهاشو تحسین.ولی بیشتر ازهمه شخصیت آدمهای ثروتمند روتحسین کردم،ادب،شخصیت،فرهنگ….اینا روگفتم که کمکی به باورسازی مثبت دوستان کرده باشم
ممنون ازشما
بنام خداوند بخشنده مهربان بنام خداوند پاک منزه ونور دیدگانم بنام خداوند که اون را عین نوری پاک ومنزه وزیبا وپر انرژی در زندگی خودم در تصور خودم دیدم خدایا شکرت به خاطر امیدی مه در درونم نسبت به تو دارم اول از خداوند سپاسگزارم با دیدن این فایل و وخوندن این متن نمی دانستم که خداوند خداوند که مرا خلق کرده وعده هدایت رو هم به ما داده. در برابر خداوند در گذشته یاد ندارم که تسلیم خداوند بودم همیشه تو شرایط بد صدای خداوند را زدم شرایطی گیرم اوفتادم و فقط یک صدا میگفتم خدایا کمکم کن واون کار درست شده ولی هیچ وقت فکر نمی کردم اون خداوند همان خداوند هست که از رگ گردن به من نزذیک بوده وصدای مرا از ته درونم شنیده وکارم راه انداخته ولی خلیی زود فراموش می کردم ودوباره بر میگشتم به حال قبل چون نمی دانستم تضاد یعنی چه چون نمی دانستم جهان مادی یعنی چه چون نمی دانستم قوانین خداوند یعنی چه ونمی دانستم خداوند هرکس که ازش بخواهد هدایتش میکند وخیلی خوب خبر از درون بندگانش دارد وهدایت میکند مرا تا وارد این مسیر شدم واز خداوند درخواست تعغیر کردن کردم وخداوند یکتا خودش را بهم نشون داد در دیدگانم و خیر خوش خوشبختی وثروت وفراوانی وسلامتی وخودارزشمندی تمام تصورم در بر گرفته ولی باید تضاد بر خورد وهمان تصاد باعث تعغیر باورهایم شد وهمان تضاد باعث وجود بودن ترس ها تریدها شک ها وکمبود ها وحشت در من شد چرا این تضاد پیش اومد نمی دانم ولی تسلیم مسائل و مشگلات نشدم وبا همان زره تسلیم وروزنه امید تسلیم همان خداوند که مرا هدایت کرد به این مسیر یکتاپرستی کرد بعد یک مقطه فهمیدم با زور فیزکی نمی توانم چیزی رو تعغیر دهم ونیاز به یک نیرو از بیرون خودم میکنم که ارتباط با درونم داشته باشم ویه وقت های اشتباهن دوچار شرک در مورد هدایت شده تو تصورم به ادم بود ادم ها کاری بکنن برای من والان فهمیدن حتی ادم ها نمی توان کاری برای من بکنن وتنها خداوندی که در غیب هست می تواند برای من کند بهدجای توجه کردن به ادم تسلیم همان خداوند بشوم ونگاهم نورانی کرده باین وعده خودش والان با وعده خدایا حق هست با حق خودت مرا هدایت کن نه حقی که در گذشته به من یاد دادن حق تو ان نور پر خیر وبرکتی هست که در وجودم هست والان دارم سعی میکنم تسلیم ان نور شوم اسان شوم بر اسانی
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
.
آرزوهایی که داریم الان برامون بدیهی می شوند
آرزو و خواسته ها وقتی بدیهی شدند از موفقیت خبری نیست
چون یادمون می رود کجا بودیم و الان کجا هستیم
برای اینکه بدیهی نشوند باید تکرار کرد دائم و
پیوسته.
زمانی که برای این کار می گذارم از هر کاری واجب تر است چون من با این کارم خودمو دارم رشد می دهم و موفقیت ها را به خودم دعوت می کنم .
خدایا شکرت
یه کم حالم بد بود ….. به خودم گفتم اگر این حال بد را ادامه بدهم چی میشه ؟؟؟
خودم را تسلیم کردم و رها کردم در آغوش همیشه باز خداوند
تواناییهای خودم را پشت سر هم گفتم و گفتم و گفتم بصورت رگباری با کلام در سینه در قلبم خدایا شکرت تا خودمو به حال خوب رسوندم
باید این کار را مثل دوران تحصیل که باید حتماً درس و مشق ها را انجام می دادم و اگر انجام نمی دادم فردا باید به معلم و دبیر سوال و جواب پس
می دادم ادامه بدهم برای خودم برای در مدار بالاتر رفتن خودم برای رشد بیشترم برای بدست آوردن
موفقیت ها برای حال خوب در زمان های بیشتری
برای خود شناسی بیشتر خدایا شکرت
.
وقتی ترس را ترک کردم و شجاعت را جایگزین ترس کردم خداوند بهم رو آورد چون خداوند از آدم و بنده ی بزدل و ترسو خوشش نمیاد
به جاهایی واقعاً دیدم برای وجود ترس از خودم
هم دارم می ترسم
این بود که گفتم خدایا ترس را از وجودم دور کن و شجاعت را بر وجودم لبریز
از ترسهای کوچیکی شروع کردم و الآن خدا را صد هزار مرتبه شکر خیلی بهتر از قبل شده ام
در یکی از فایل های زندگی در سایت یکی از پرنده ها از پرنده ی دیگه ای می ترسید و همیشه اون یکی قایم میشد
من این را کردم برای خودم درس که تا وقتی از آدمها از حیوانات حتی از خداوند چون خداوند هم
یک روزی برامون ترس در دلمون بود
تا وقتی می ترسی اون ترس بیشتر میشود
ترس در زندگی معنایی ندارد
تر. س برادر مرگ است
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
من تسلیمم من تسلیمم من تسلیمم
به نام خداوند بخشنده مهربان
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
.
یه روزی تمام هم و غم من این بود که بتونم هر روز خودمو کشف کنم
الان استاد دارند می گویند همه چیز باور است و چیزی بغیر از این وجود ندارد
الان می گویند من صد در صد خالق اتفاقات و شرایط زندگی خودم هستم خدایا شکرت
اما با این همه باز هم ذهنم بر می گردد و اینجاست که ایمان باید داشته باشم .
وقتی سطل خودمو را به این طرف و آن طرف می برم معلومه که ذهنم هم همیشه منو به این طرف و آن طرف می برد ولی اگر بگم نه همینه و غیر از این هم دیگه هیچی نیست و رها کنم و سر حرفم بمونم و ایمانم را هر لحظه قویتر از قبل کنم و توکل داشته باشم نه تنها طرفم حا به جا نمیشود بلکه وجودم لبریز می شود.
همیشه در طول زندگانی ام همیشه به فکر این بودم که ببینم کجا پول بیشتری می دهند ؟؟؟!!!!!!
کجاست و چه کاسبی هست که من بتونم از اپن پول و ثروت بیشتری بدست بیاورم ؟؟؟!!!!
ولی اینها همه برای ذهن فقیر و فقیرانه است
وقتی راه هموار شده باید اگر تضادی هم بوجود اومد تضاد را حلش کنم به کمک خداوند با توکل با ایمان با امید نه اینکه از این شغل به اون شغل از این آدم به اون آدم و همین طور ادامه ووووو
وقتی خودمو تسلیم کنم راه ها باز می شوند
وقتی کاری که دوستش دارم عاشقش هستم دریغ از
اینکه پولی هم باشد اون موقع است که ذهنیت خودمو ساخته ام اون موقع است که خودمو آماده ی دریافت کرده ام
تا اوضاع یه کم سخت می شود که صد البته باید
از قبل با اینکه در موفقیت و پول سازی هستم باز هم بتونم ثروت بسازم ولی تا یه کم اوضاع سخت میشود کار را رها می کنم و میگم فایده ای ندارد!!
دیگه نمی شود !!!؟؟؟ برای من که نمی شود حالا برای این همه آدم شده و دارند ولی برای من که
نیست و نمیشود
ولی به لطف خدای مهربان با شکرکزاری مداوم و پیوسته و دائمی و همیشگی خدا را بی نهایت سپاسگزارم که در راه اصلی هستم
به لطف خدای مهربان در راهی هستم که موفقیت های بزرگ تر از قبل وجود دارند
من قانون تکامل را باید حتماً هر روز به خودم
یادآوری کنم که یک شبه راه میلیارد ساله را من نمی تونم بروم اگر فکر مردم که میشود کور خوندم و محال و غیر ممکن است .
من مدتی بود تمرین مقدس و رویایی ستاره قطبی را کم و بیش انجام می دادم و گاهی اوقات هم انجام نمی دادم
یعنی این تمرین خیلی تمرین عالی است
ولی من نمی نوشتم همین طوری ذهنی می گفتم
و بیشتر روی باورسازی کار می کردم و
کلا نوشتن و روی هر خواسته تمرکز کردن و به حال خوب رسیدن را رها کرده بودم
تا یه مدتی است باز هم نوشتن را شروع کردم خدا را بی نهایت سپاسگزارم
و اینکه هر کدوم از خواسته هام هم که برآورده می شوند را جلوشون تیک می زنم و سپاسگزاری می کنم
اما امروز چند تا خواسته بزرگ نوشتم البته تند تند
نوشتم و گفتم همین امروز هم بهم داده شود و رهایش کردم
و بعد از چندین ساعت چون قانون جهان است که
خواسته ها را برآورده می کند به شرط اینکه من هم آماده ی دریافت باشم اونقدر کارهای ناچیز به سرم زد تا پولدار شوم تا درآمد داشته باشم……
حالا اینکه درآمد داشته باشم عالیه ولی کار احمقانه و با عجله که جواب نمی دهد ……
و خدا را صد هزار مرتبه شکر باز هم خداوند و توکل و ایمان و امید و انگیزه و صد البته قانون بدون تغییر خداوند دستم را گرفت آرومم کرد و گفت :
صبر کن ……
به کجا چنین شتابان ……
و آروم شدم و دوباره خودمو به حال خوب رسوندنم
…..
خدایا شکرت
من قانون کمالگرایی را هر روز باید به خودم بگم و
یادآوری کنم که عجله را بزارم کنار . کم کم آهسته
و پیوسته .
خدایا خداوندا من متعهد میشوم با ایمان قوی و با توکل بر تو قادر متعالم همیشه و در هر لحظه در این فضا بمونم و روی خودم کار کنم .
خدایا خداوندا من متعهد میشوم سطلم را این طرف و آن طرف نبرم و بمونم و کار کنم .
خدایا شکرت برای موندن در جایی که متعلق به خودم است
خدایا شکرت که هستم
خدایا شکرت برای وجودم
خودم باید چند بار کامنت خودمو بخونم
وقتی آدمهای موفقی را دیدم که سالهاست در یک حوزه هستند و همون کار را ادامه دادند برای خودم الگو قرار دادم و دیدم چقدر هم عشق دارند به کاری که می کنند و چقدر هم توانستند خدا را صد هزار مرتبه شکر درآمد های بالا کسب کنند .
حالا هستند افرادی هم مثل آقای علی دایی که در چند حوزه فعالیت دارند و درآمد های بالای هم دارند
و وقتی از ایشون مصاحبه می کردند می گفتند من عاشق فوتبال هستم و اگر بتونم باز هم بر می گردم و بازی می کنم
یعنی ایشون از عشق خودشون در حوزه ی مورد علاقه
توانستند به این درآمدها برسند
خدایا شکرت
به نام الله سلام استادجان حدود نیم ساعت پیش قران رو باز کردم ایه ای از قران اومد
که خداوند میفرماید بگو من اییین ابراهیم حنیف رو پیروی میکنم که او ازمشرکان نبود.
وکلمه تسلیم رو دیدم
با خودم گفتم. برم توی سایت فایلای توحیدی رو گوش بدم
و این فایل با موضوع تسلیم رو دیدم
دقیقا سوال من بود ک چطور تسلیمش باشم.
جواب اومد ک دیگ غصه نخورم و بسپرم به دست فرمانروای کل جهان
بگم اخیششششش خودمو سپردم ب تو خودت حلش میکنی دیگ نگران نیستم
یادم میاد صبح زود کنکور داشتم ی ماه پیش
.
قرار بود خواهرم بیاد منو ببره. که گفت نمیتونم بیام.
من اول یخورده حالم گرفته شد بعد گفتم خدایا من خوابم میاد الان نمیخوام ب این فکنم.
این کاره توعه خودت درستش کن. من میخوام بخوابم.
و نکته ش اینه دیگ بهش فک نکردم گفتم خودش انجام میده.
و وقتی بیدارشدم به طرز عجیبی اوکی شد و خواهرم خودش زنگ زد و گفت اصن سفرم کنسل شده میام دنبالت. نکته ش این بود ک من سپردم به اون
اما توی ناخواسته های بزرگترم چرا نمیتونم همینطوری بگیرم بخوابم بگم خودت درستش کن.؟
چون خدارو به اون اندازه باور ندارم
باورندارم ک اون بزرگتر از مسائل منه. اون لحظه خدارو اجابت نمیکنم
برای همینم اون منو اجابت نمیکنه وگرن اونک هست.
مشکل منم
مشکل اینه ک نمیتونم بسپرم ب خودش بگم اخیشششش خودمو سپردم بهت الله خودت اوکیش کن من حوصله ندارم برااین چیزا غصه بخورم
و بیخیال باشم واقعاااا ن اینک ب زبان بگم
دراحساس و عملم نشون بدم ک واقعا بهش سپردم
اگ میگی ایمان داری و حالت بده
اگ میگی ایمان داری و حسودی
اگ میگی ایمان داری و خسیسسی
اگ میگی ایمان داری و غر میزنی.
اگ میگی ایمان داری و مقایسه میکنی.
توایمان نداری. وفقط به زبان یسری حرفارو میزنی
هروقت تونستی اینطورییی اعتماد کنی ک خیالت راحت باشه اونوقت اونم میرسونه به موقع کمکارو
الله دیر نمیکنه
لاتاخذه و سنه ولانوم
الله خوابش نمیبره.
راحت باش
شاد باش بگذر غصه نخور
اون هست.
توکل کن بهش باورش کن
اروم باش کمکت میکنه بهتر از هررررکسی کمکت میکنه.
مرسی استاد جان مرسی
دوستون دارم
به نام خدای روزی رسان
درود و احترام
من خیلی از توکل بر خداوند در مواقع رانندگی استفاده میکنم .. یعنی به جای اینکه هزار تا نذر و نیاز و صدقه و این داستانا بدم .. فقط قبل از رانندگی میگم خدایا توکل بر تو ،، باور نکردنیه ،، اصن انگار این جمله معجزه میکنه ،، اصن انگار وقتی این جمله رو میگی خدا تمام فرشته هاش رو میفرسته ازت حمایت کنن .
داشتیم بازی وسط وسط میکردیم و همه اون هایی که وسط بودن توپ بهشون برخورد کرد و من موندم نفر اخر و هشت نفر دیگه که چهار نفر یه سمت و چهار نفر دیگه یه سمت بودن.. من گفتم یا بسمم الله حالا چه کنم وسط اینا .. قلبم به گفت فقط بگو خدایا توکل برتو و من گفتم خدایا توکل بر تو.. اصن باور نکردنی بود .. اینا هر چی توپ برای پرتاب کردند ،، من به طرز عحیبی اصن انگار شده بودم تارزان و از روی توپ ها خودم رو پرتا ب میکزدم این ور و اون ور ،، بعد خودم همون لحظه تعجب میکردم که چطوری این بدن من در لحظه داره اینقدر سریع واکنش میده !!! اصن همه متعجب شده بودن !!! یکیشون برگشت به من گفت مثل غزال تیز پا میمونی !!!
اصن یه نیروی عجیبی توی این جمله خدایا توکل بر تو وجود داره !!! انگار مثلا چه میدونم خدا سوگند خورده باشه هر کس این جمله رو بگه و بر خدا متوکل شه ،، تمام زمین و اسمان رو میفرسته که هوای اون ادم رو داشته باشن …
چه خوب میشه اگر من فقط بتونم همین یه جمله رو باور کنم و برای تمام کارهام و برای تمام ترس ها و نگرانی ها و شک و تردید هام ،، همین یه جمله رو بگم خدایا توکل بر تو ،، رفتم توی دلش که انجامش بدم ، هوام رو داشته باش !!
چه خوب میشه و من چقدررررر جسور میشم اگر فقط بتونم باور کنم که نیزویی که تمام کیهان رو داره رهبزی میکنه دستش توی دست منه و با من و در وحود من دازه حرکت میکنه !!!
ولی میگم ذهنم خیلی مقاومت داره با این موضوع !!
تازه مقاومت ذهنم خیلی بیشتره اگر بتونم باور کنم که وقتی میگم خدایا توکل بر تو ،، این توکل کردنه پول و ثروت هم توش باشه خخخخ!!!!
خب اینم از رد پای بعدی من ،، یادم باشه تعهد دادم
خدایا شکرت
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.
(خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته).
(خداوندی که) مالک روز جزاست.
(پروردگارا!) تنها تو را میپرستیم؛ و تنها از تو یاری میجوییم.
ما را به راه راست هدایت کن…
راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کردهای؛ و نه گمراهان.
خانم شایسته عزیز ممنون بابت این پروژه زیبا
استادددد گرامی مچکرممممم
شکر خدا که امروز هم تونستم گام دوازده پروژه رو پیش ببرم.خدایا شکرت بابت آگاهی هایی که امروز دریافت کردم.قبلا هم من از تجربه بیماریم گفته بودم سال 94 من متوجه شدم که بیماری آندومتریوز دارم و دکترم خیلی منو ترسوند و گفت که احتمال بارداری طبیعی خیلی پایینه و من باید از طریق آی وی اف باردار بشم و تا آخر عمر هم باید دارو مصرف کنم ولی من این مساله رو نپذیرفتم و گفتم حتما با کمک خدا این مساله رو می تونم حل کنم و گام به گام خداوند منو هدایت کرد و الان نه قرص می خورم و نه برا بارداری مشکل داشتم و خدا دو تا دختر ناز به من داده هروقت نگاهشون می کنم می گم خدایا چقدر تو بزرگی دکترا می گفتن نمیشه ولی تو بهترینشو به من دادی از همه نظر عالی، خدایا شکرت. برای انتخاب رشته دبیرستان، انتخاب رشته دانشگاه، فروش خونه، خرید خونه و خیلی از موضوعات دیگه زندگی هروقت سردوراهی قرار گرفتم که با اطلاعاتی که داشتم نمی تونستم تصمیم قطعی بگیرم خودمو رها کردم و خدا خودش مسیر رو بهم نشون داده.وقتی برای اولین بار آزمون استخدامی شرکت کردم و مرحله اول قبول شدم همه جوره از نفر بعدیم امتیازم بالاتر بود ولی سر موضوع ادامه تحصیل کارمندای قدیم اون سازمان به من میگفتن دروغ بگو سر مصاحبه و نگو که داری ادامه تحصیل میدی و من گفتم نه من دروغ نمی گم خدا خودش مساله رو حل خواهد کرد و دقیقا به خاطر همین موضوع من تو اون مصاحبه رد شدم و بعدها فهمیدم چقدر خیر داشت برام که اونجا نرفتم سرکار و حدود یه سال بعد جایی قبول شدم که یه صفحه هم آزمونش رو نخونده بودم و حتی ماجرای آزمون دادنم هم شبیه داستانا بود و یه جورایی من مجبور شدم به خاطر دوستم برم آزمون بدم و آخرش همونجا قبول شدم که خیلی از جای قبلی بهتر بود.
سلام به دوستانم
امیدوارم در احساس عالی باشید
ممنونم از تمام کسانی که در تهیه این فایل زحمت کشیدن.
من قبل از ورود به این مسیر اگاهی بخش، هر بار تو هر حوزه ای، مسئله ای واسم پیش میامد
خیلی راجب اون مسئله زاری گلایه نمیکردم
سریعا ذهنم، تمام وجودم در پی این بود راه حلی واسش پیدا کنم.
میگم اینطورم نبودم بعد هر مشکلی پخش زمین شم
و نتونم بلند شم حرکت کنم اصلا!
سریعا خودمو جمع جور میکردم پی راه حل بودم
اما اون احساس زیبای اسودگی و حمایت خداوند رو آنچنان حس نمیکردم.
قطعا خداوند یاری گر من بود اما من درک نمیکردم.
اما با شنیدن چندین باره این فایل متوجه شدم
با اون احساس آرامش و توکل محکم، میشه راه حل های سریع تر و با کیفیت تر پیدا کرد حتما….
بنظرم بیس و پایه کار رو من داشتم خداروشکر….
تو محل کارمم یه وقت هایی برق میره و زمانی که برق وصل میشه حجم مشتریا و کار خیلی زیاد میشه
و من میگم خدایا انجام کارها رو برایم اسان روان و سریع کن
قبل اتمام وقت اداری به کار همه ی مشتریا برسم.
و هر بار و هر روز همه کارا انجام میشه
بدون هیچ بدخلقی از ارباب رجوع
بدون هیچ خطا و اشتباهی از سمت من
خدایا شـــکــــــــــــرت….
برای تمام خانواده عباس منش، آرزوی شهود قوی و ایمان محکم و رفتار توحیدی رو دارم.
«دستانم در دستان محکم و قدرتمند خداست…»