مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 125
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»246MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»22MB24 دقیقه














به نام خداوند بخشنده و مهربانم به نام خداوند روزی رسانم خدایا من حل تمام مسائلم را به تو میسپارم
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم
تفاوت بین تسلیم بودن در برابر خداوند و
تسلیم بودن در برابر مسائل به نظر من در اینکه
وقتی تسلیم خداوند میشی از قدرت خداوند قدرت میگیری و به راحتی و با ایمان مسائل را بهش میسپاری و نتیجه مثبت میبینی
اما وقتی تسلیم مسائل میشی ذهن نجواهاش بلند میشود و تو را ضعیف و دلسرد و ناامید میکند و مسائل ات حل نمیشود که هیچ گره هم میخورد
پس بهتر ست که در براب قدرت و عظمت خداوند تسلیم بودنمون رو اعلام کنیم و بگیم خدایا من ناتوانم تو قدرته مطلقی پس با قدرتت بیا به زندگی و کسب و کارم
و چقدر شیرین میشود نتیجه این تسلیم بودن و ایمان و اعتماد داشتن به خدای مهربان
استاد ممنونتم سپاسگزارتم برای تمام روشناییها در زندگیم
در پناه خداوند مهربان باشین
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم.
استاد قشنگم، سیدحسین جانم، برادر عزیزم، 4 ساله هر روز از خدا میخوام ایمانی از جنس ایمان شما بهم عطاء کنه، ولی خب ایمانی که عمل نیاره حرف مفته….
هربار که نمی تونم توی مسئله ای تسلیم محض باشم، می بینم که ایمانم در حد حرف مونده…
وگرنه نباید که بترسم، نباید که استرس بگیرم، نباید که فکر وخیال بیاد سراغم!!!
به قول پیامبر، شرک در دل مومن، مثل راه رفتن مورچه بر روی سنگ سیاه توی دل تاریکی شب، پنهانه….
انقدر پنهان که اصلا فکرشم نمی کنی،که توقع داشتن وچشم امید داشتن از پدر ومادر ، از همسر وپارتنر، ویا حتی از بچت وهرکس دیگه ی، شرک به حساب میاد….
انقدر این شرک پنهان هست که حتی متوجه نیستی وقتی روی عقل وتوانایی وهوش واستعداد خودتم حساب کنی، شرک به حساب میاد….
انوقتی متوجه شرک در افکار وگفتار واعمال وامیالت میشی که می بینی روی هرکسی وهرچیزی حساب کرده بودی، بر باد فنا بوده ، انوقتی که هیچی اونجوری که میخوای پیش نمیره، هیچکس اونجوری که دلت میخواد رفتار نمی کنه وانگار هیچی سر جاش نیست…
ولی وقتی عاجز وناتوان میشی، وقتی همه دوراتو زدی و هرکاری از دستت براومده کردیو، تمام راههای رفته ونرفته رو طی کردیو، ولی نتیجه دلخواهت نشده که حتی همه چیزم ریخته بهم.
انوقت یادت میفته که تو بدون خالقت هیچی..
خدارو صدهزار مرتبه شکر که اون ایام گذشت وحالا منه مینا حداقل سرسوزن ایمان وتوکل و اعتقاد واعتمادی به ربم دارم.
حالا به لطف خودش وبه لطف آموزه های ناب شما استادقشنگم، اینو حداقل میدونم وفهمیدم وباور دارم که من حتی بدون اذن واراده اش پلک هم نمی تونم بزنم وهر چی دارم از روی لطف وکرم خودشه ،قربونش برم.
ولی هربار یه چیزی، یه کسی، یه موضوعی، یه شرایطی هست، که باعث بشه من بین شرک وایمان گیح وگنگ بشم.
نه اینکه دانسته وآگاهانه قدرت رو بدم به غیر خدا، نه، ولی انقدر نامحسوس وانقدر مخفیانه وپنهان، این شرک در من حضور داره، که گاهی اونو با ایمان اشتباه می گیرم.
پیش خودم فکر می کنم که دارم از روی ایمان واعتماد به خداوند پیش میرم، اما به محض اینکه ترس و نگرانی میاد سراغم واحساس ناامیدی وشکست می کنم، سریع متوجه شرک درونم میشم.
چون به قول شما ایمان وتوکل باخودش آرامش وشادی وامید وانگیزه میاره…
گاهی کنترل ذهن خیلی سخت میشه، یه سری اتفاقات وشرایط پیش میاد که به وضوح میخواد به آدم ثابت کنه، اینجوری ام نیست که هرچی دلت بخواد پیش بیاد اینجوریام نیست که همیشه اوضاع بروفق مرادت باشه….
ببین اوضاع اقتصاد رو…
ببین وضعییت مملکت رو…
یا مثلا ببین دو رویی اطرافیانت رو…
ببین چطور هرکسی میخواد همه چیز به نفع خودش بشه…
آره گاهی شواهد ومدارک انقدر زیاده برای اینکه آدم بخواد بترسه و نگران وناامید بشه، ولی فقط بودن توی همین سایت، مدام قرآن خوندن و عبادت و گوش دادن فایلها و کامنت خوندن و کامنت گذاشتن، می تونه کمک کننده باشه برای کنترل ذهن، برای نجات دادن خودمون از افتادن توی دام شرک…
.و اومدن توی مومنتوم مثبت…
بهترین وموثرارین راهکار برای من ،وقتی حس میکنم دارم تواضع وفروتنیم رو از دست میدم، وقتی حس میکنم دارم مشرک میشم، اینه که برگردم به اون اتفاقاتی توی زندگیم نگاه کنم، که روی خودم به تنهایی حساب نکردم و توکل وتوسل جستم به خالقم، ویا دوتایی درستش کردیم ویا خودش به تنهایی همه چیز رو درست کرد.
الانم مدتهاست با دوره هم جهت با جریان خداوند دارم، تواضع و فروتنی وتسلیم بودن واقعی رو تمرین می کنم.
تا ان شالله بتونم توی تایم بیشتری، متوکل باشم.
و بیشتر عمل کننده باشم تا فقط حرف قشنگ بزنم،.
درسته خدا قربونش برم برای همون سرسوزن ایمان وتوکل غوغا میکنه و مرام ومعرفت نشون میده و همیشه همه چیز رو اوکی میکنه..
ولی من دلم میخواد انقدر متوکل وبا ایمان باشم که حتی کوچیکترین ترس واسترسی رو تجربه نکنم.ان شالله و تمام وجودم سراسر آرامش وامنیت باشه.
استادجانم ذکات علم وداتش و آگاهیتون انقدر زیاده، به لطف الله انقدر سخاوتمندانه وباعشق آگاهیهاتون همه ی این سالها به صورت هدیه در اختیار ما قرار دارید که اگه منه مینا نتونم بهشون عمل کنم بدون شک ظلم بزرگی به خودم کردم.
چون شما همیشه سر راسترین راه رو برای رسیدن به زندگی وبندگی درست رو به ما نشون دادید.
خیر دوعالم نثارتون باشه که همین یه فایل کل امروز منو، در مدار شادی وآرامش وایمان نگه داشته.
بنام خداوند رحمان.
خداوند را سپاسگزارم بابت .هر روز صبح که بیدار میشوم .میبینم دوباره لطف او شامل حالم شده است .من زنده هستم و میتوانم زندگی ام را خلق کنم .
در مورد آگاهی این فایل .تضادی که استاد عباس منش با آن روبرو شدند . قطعا همه ما در طول زندگی به این چنین تضادهایی. برخورده ایم .
ولی از آنجا که آشنا نبودیم به این حد از اگاهیهایی که اکنون داریم به لطف حضور در سایت عباس منش . شاید برای ما ملموس و قابل تامل نبوده است … …..وفکر میکردیم که اصلا نباید چنین اتفاقاتی رخ دهد ……….. در صورتیکه به قول استاد عباس منش.تضادها هستند تا ما رشد کنیم .تکامل پیدا کنیم .قویتر شویم .و همزمان با حل شدن و پیدا کردن راه حلها . اعتماد به نفس مان بالاتر رود .
ومن معتقد هستم که در چنین شرایطی .فقط انسانهای خود ساخته .که به تواناییهای خود .و خدای خود ایمان دارند .میتوانند سربلند و پیروز بیرون بیایند .
انسانهای ضعیفی که همیشه در دایره امن خود باقی میمانند .نمیتوانند به راه حل در برابر چنین تضادی دست پیدا کنند .چرا که اصلا توانایی ندارند .که بخواهند .از آن استفاده کنند …و همیشه روی انسانهای بالاتر از خود حساب میکنند .تا روی قدرت الهی ….چرا که این حساب کردن روی دیگران جزو باورهای آنها هست ……..والبته ایمان نداشتن به خداوند به عنوان قادر مطلق …
آنجا که استاد به توانایی خود. در زمینه تند خوانی اطمینان .و ایمان داشتند……باج به آن شخص که در مجموعه استاد. تربیت شده بودند ندادند .چرا که استاد به مراتب در سطح بالاتری از آن شخص قرار داشتند .
مابقی کار را به خداوند سپردند . و نتیجه این میشود که ایده ها از راه می رسند .تولید محصول به صورت .دی وی دی .
نتیجه گیری که میشود کرد ..این هست که وقتی ما در حرفه خود توانا باشیم .به هیچ کس متوسل نمی شویم ….زمانیکه به خدای خود ایمان صد در صد .داشته باشیم …نگران نمی شویم .نمی ترسیم . یک ضربالمثل هست که میگوید ………. با خدا باش پادشاهی کن. واقعا وقتی ما ایمان داشته باشیم به قدرت خداوند .و قوانین بدون تغییر خدای متعال .جایی برای ترس …نگرانی. ….کمبود ..نمی ماند . راهها. باز میشود ..ایده ها .ازراه می رسند …ودر این لحظه هست که ما باید اقدام کنیم در مسیر الهی که ناشی از ایمان هست .
در پناه خدای یکتا .شاد باشید و سلامت و ثروتمند
سلام
گام 12 پروژه مهاجرت به مدار بالاتر:
برداشت من از این فایل این بود که ما همه به خداوند نیاز داریم و قدرت مطلق جهان هستی در دستان خداونده ، خداست که سرپرست ماست ، خداست که ما رو هدایت میکنه و تمام امور رو در دست داره و تنها وقتی که من صد در صد زندگیم رو بسپرم بهش میتونم با خیال راحت زندگی کنم البته شاید هیچ وقت نشه که ما تمام و کمال تسلیم خداوند باشیم اما همین که در مسیر باشیم و هر بار سعی کنیم بهتر عمل کنیم و قدم برداریم خدا هزاران برابر ما قدم بر میداره و راه رو هموار میکنه. یه نکته دیگه این بود که کسی که شرک داره؛ میترسه ، عجله داره ، فکر میکنه دیگه فرصت نیست و به کمبود ها فکر میکنه، ناراحت و غمیگنه و… نمیشه گفت که اون آدم تسلیم خداست. چون وقتی این باورهای محدود کننده هست یعنی باور به خدا توی وجود ما کمتره که داریم به این مسائل فکر میکنیم و بهشون اهمیت میدیم.
من یک سال و خورده ای هست که دوره قانون سلامتی رو تهیه کردم و سعی میکنم بهش عمل کنم ولی همیشه سختم بود که روزه های زمان دار 3-4 روزه بگیرم اما این دفعه به خدا گفتم من نمیتونم، من واقعا تسلیمم، من عاجزم، تو میتونی. و خیلی راحت شدم از وقتی این هارو توی ذهنم مرور کردم و الان روز دوم روزه هستم و هیچی به جز آب نخوردم توی این دو روز ، قبلا امکان نداشت که من به این راحتی برسم به روز دوم و خیالم راحت باشه، همیشه تو سرم پر از فکر غذا و پرخوری و وعده ی بعدیم بود اما فهمیدم اینم یه نوع شرکه که من قدرت رو بدم به غذا و اشتهام! چون تو ذهن من این بود که من وقتی فکر لعزش و خوردن و تقلب بیاد سراغم دیگه هیچ اراده ای از خودم ندارم چون غذا و فکرش از قدرت من خیلی خیلی بیشتره و عین یه هیولا میاد و کل ذهنمو پر میکنه از طعم و مزه و لذت خوردن و اون لحظه من هیچ تصمیمی نمیتونم بگیرم و این غذاست که برای من تصمیم میگیره. خب اینم شرک به خداست وقتی من به غذا قدرت میدم معلومه که هر بار تو ذهنم بزرگ تر میشه و مقابله باهاش دشوار تر، پس من اومدم این شرک رو در وجودم شناسایی کردم و دارم هر بار که با غذا مواجه شدم بهتر عمل میکنم که این نشونه های باور های توحیدی منه و از خدا میخوام هدایتم کنه به راه آسون. من باید آسون به هدفام برسم، وظیفه ام رو هم دارم به خوبی انجام میدم که حال خوب داشتنه و بقیه اش سهم خداست. خودت باید انقدر به من از نعمت هات بدی که بی نیاز بشم باید بهم ثروت و سلامتی و روابط عالی و موقعیت ها و فرصت های عالی بدی چون تو بخشنده ترینی، تو وهابی، تو رزاقی. خدا تو باید منو آسون کنی برای آسونی ها.
…..
بخش بعدی هم که درباره ی تجربه استاد با چالش دوره های تندخوانیشون بود خیلی به من کمک کرد چون یه چالشی هم برای من پیش اومده این چند وقته و با این تجربه استاد تونستم جزء به جزء چالش خودم رو با باور “الخیر فی ما وقع” تو ذهنم مرور کنم و آروم شم و بگم من قراره با حل کردن این مسئله بزرگ تر شم ، اگه ازش فرار کنم همینطور کوچولو می مونم ولی من به دنبال نعمت های بیشترم پس توکل میکنم و قدم برمیدارم ، مثل یه بازی بهش نگاه میکنم که از مسیرش قراره کلی درس بگیرم. همین
خدایا شکرت
ممنونم استاد و تیم عزیز سایت
به نام خدای عشق وزیباییها
سلام استاد عزیزم ودوستان عزیزم
ومریم جاانم
خدایا شکرت که میتونم بنویسم براتون
خدایا سپاسگذارم برای این شب زیبا
سپاسگذارم برای حال خوبم
سپاسگذارم برای نفسی که میکشم
سپاسگذارم برای مبلی که روش نشستم
خدایا هرچه دارم ازتوست
تویی که به بینهایت طریق داری کمکم کن
آدمهایی که میان توذندگیم وهمه جوره عشقشون رونثار من میکنن
عاشقانه منو دوسدارن
کسایی که قبلا نبودن
ازوقتی یکم توروشناختم همه چی برام عالی پیش میره
همه چی خودش انجام میشه ومن موندم مبهوت
خدای من کمکم کن بتونم سپاسگذارتوباشم
اگر توروداشته باشم توزندگیم همه چی دارم کمبودی ندارم
خدایی که هرلحظه بامنه خدایی که مریصی مریضی هارو اززندگی من برد وسلامتی اورد خدایی که حال منو خوب کرده خدایی که با یادش سرشار ازآرامش وحال خوبم خدایی که بهترین رفیقمه خدایی که همه ی کارهارو به راحتی برام انجام میده
باوردارم قدرت فقط خداست
سلامتی بینهااایت هست
آدمهای خوب هرروز بیشتر میشن
من لایق بهترینهااااااااااااااا هستم
من ارزشمندم
خدایا همه چی باتو دوست دارم
زندگی واقعا زیباست وآرامش من هرلحظه بیشتر میشود وایمانم بیشتر
ووابستگیهام کمتر
الهیییی شکرت
به نام خدای زیبا ونزدیکم
سلام وادب خدمت استادانم که عاشقانه دوستون دارم
خداروشکر بازهم برای فرصت نوشتن ازپروردگارم
استاد شما چقد قشنگ از خداوند میگین واقعا حسش میکنم چقد حس باخدا بودن شیرینه چقد حالم باهاش خوبه
اینکه هراتفاق خوب یاآدم خوب سرراهت قرارمیگیره واحساست خوب میشه اونو از طرف خدا میدونی
بعضی وقتا حس میکنم خدا عین یه آدم داره بیخ گوشم دلداریم میده نازم میکنه نوازشم میکنه با وجود اون هیچ کمبودی ندارم
زندگی زیباست خدای من باوجود تو
قلبم برای تو میزنه
خوشحالم که دارم بهت نزدیک میشم
دورم کن ازبقیه ونزدیکم کن به خودت
باوردارم قدرت فقط خداست
سلامتی بی انتهاااااااست
من لااااااااااایق بهترینهااااااااااااااااااا هستم
من ارزشمندم
من دوسداشتنی هستم
زندگی هرروز راحتتر میشه شیرینتر میشه
خدایا شکرت
به خاطر خوشبختیم به خاطر عشقم به تو به خاطر خونمون وخونواده م وسلامتیشون
سلام و وقتبخیر و تشکر از استاد عزیز و همسر محترم ایشون
این جلسه برام بسیار دلنشین بود؛ بسیار زیاد به شنیدنش احتیاج داشتم.
اینکه به کسی باج ندیم، اینکه ما به هیچکس وابسته نیستیم، اینکه در شرایط سخت زندگی رو مثل یه بازی و چالش ببینیم و ببینیم چه چیزهایی میتونیم یاد بگیریم از این فرصتی که در اختیارمون قرار داده شده.
یه نکتهی دیگه که توجهمو جلب کرد این بود که وقتی داشتید درمورد سخت بودن شرایط اونموقع صحبت میکردید یه آرامش خاصی داشتید و گفتید اینم یه موقعیت بوده که باید پشت سر میگذاشتید و این آرامشتون به من هم منتقل شد و فقط خدا میدونه که چقدر به این بینش احتیاج داشتم.
به نام خداوند بخشنده ومهربان
خداوندا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجوییم
ما را به راه راست هدایت کن
به راه انانی که بر ایشان نعمت داده ای
نه انانی که غضب کرده ای ونه گمراهان
امروز تسلیم بودن ویاد کرفتم
یاد گزفتم جطورباید در مقابل خداوند تسلیم باشم
واما چطور میتونمدز مقابل مسائل ایستادگیکنم و تسلیم نشم
تسلیم بودن خیلی کار سختیه خیلی خیلی خیلی سخت
امروز از خدا میخوام که نشانه بهم بده که چیکار کنم و روی چه موضوعی کار کنم
از زبان های مختلف به من گفت
حتی چشمم به کتابی خورد کهدقیقا داشت همونموضوع وتکرارمیکزد
اما من منه مائده اینقد ایمانم ضعیفه
اینقد ترس دارم
اینقد اجازه دادم نجواها پورم کنند که نمیتونم این نشانه هاروببینم
و دوباره به خدا میگم یه نشونه دیگه واضح تر
اخه بنده مومن نشانه ها از درودیوارمیاد
ایمانی که عمل نیاورحرف مفت است
کوایمانت تسلیم بودنت کجارفته
انجامش بده!!!!
چقدر اینحرفا باید تکراربشه
چقدردوسدارمهرروزبتونمیه بار از اول تا اخر اینفایلهارو گوشبدم همشونو
همینالانشم وقتی هر جایی هستم یه سره دارمبا کلامم ذهنموجهتمیدم
و هیلی لذت بخشع
اصلا کار کردن رویحودم لذتلخش ترین قسمت دنیاس
استاد با جونودل از خداوند میخوام کمکم کنه
محکمهمنیجوری اینمسیرواذامه بدم
منم مثل شما وقتی اژ جهان خواستم تایم داشته باشم تا روی خودمکار کنم به طرز عحیبی الانشبانع روز تایمدازم که بتونمروی خودم کار کنم
میرم قران میخونم
میکردم کهپیدا کنم یه سری نتایج تا قوانینبیشتر برامباز بشه ودرک بشع
و دقیقا جهانهمداره کمکممیکنه تا بتونمبهتزدرککنم
خدایا شکرت خدایا شکرت
استاد جان منی عاشقانه شکرگزار وجودت هستم
عاشقانه تحشینت میکنم که ایمانتوحفط کردی وروشکاز کردی
تحسینت میکنم استاد من
عاشقتونم
به نام خدای روزی رسان
درود و احترام
انجام تمرین پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
من توی شهر خودمون در یک جای کوچک فعالیت دارم ،، شاگردانم زیاد نمیشن و این موضوع آزارم میده ،،به جای اینکه تا امید بشم هر بار که میرم یوگا آموزش بدم سعی میکنم از خدا هدایت بگیرم و روش های جدید رو در کارم امتحان کنم و طراحی تمرین های جدید داشته باشم. از تمرین تکراری اصلا خوشم نمیاد و دوست دارم کلاسم خلاقانه باشه و هر بار که دارم ادامه میدم هی تبحرم و مهارتم در آموزش داره بالاتر میره .
یا مثلاً بعضی وقت ها از یوتیوب کمک میگیرم برای حل یه سری مسائلم .
جدیدا به یک تضادی برخورد کردم که تقریبا شوکه شدم،، مدتی بود داشتم برای یک مسابقه تمرین میکردم و کلی زمان و انرژی و تمرکز و اشتیاق گذاشته بودم و بعد یهو به من گفتن مسابقات کمپلت تغییر کرده و این خیلی من رو شوکه کرد و بدجوری ضد حال خوردم و عملا طوری شده که نمیتونم شرکت کنم. تنها کاری که فعلا دارم میکنم اینه که آرام باشم و به دنبال خیریت توی این داستان باشم . البته که چیزای زیادی در این روند یاد گرفتم .
خب اینم از رد پای بعدی من ،، یادم باشه تعهد دادم
خدایا شکرت
بنام خداوند روزی ده رهنمای
گام دوازدهم
ـ تسلیم بودن در برابر خدا یعنی من ایمان دارم ک اون نیروی برتر از کیهانه ک جهان رو خلق کرده و هدایت میکنه. و منو هم هدایت میکنه ب ادم ها شرایط مناسب.
ـ تسلیم بودن در برابر خدا یعنی اجازه دادن ب خدا ک هدایت کند یعنی ایمان ب اینک خداوند پاسخ میدهد.
ـ تسلیم بودن بدون شک بااطمینان قلبی ارامش توکل امید احساس خوب همراهه. هرنوع احساس بد یعنی تسلیم نیستیم.
ـ تسلیم بودن صفرو یک نیست تسلیم محض نداریم ما باید ب این نقطه نزدیک بشیم هر چه بیشتر کار کنیم عادی تر راحتر میشه. یه روزه فضای شرک الود ذهن به توحیدی تبدیل نمیشه.
ـ تسلیم بودن در برابر مشکلات یعنی اینک گیو اپ کنی فرار کنی از مسئله. باید مسائل رو بعنوان بازی یه بازی شطرنج یه پازل ببینیم ک در ما کنجکاوی ایجاد شه ک ببینم میتونم این مسئله رو حل کنم. توکل کنیم بخدا و ب کسی باج ندیم بدونیم راه حل در دست خداست و فقط ازخودش کمک بخایم خداوند بی نهایت دست و بینهایت راه داره برا کمک بما.بدونیم ک خداوند داره کارها رو انجام میده.
ـ اگ مسائل رو حل کنیم ما قوی تر میشیم اعتماد بنفسمون بیشتر میشه .تضاد ها و مسائل، پیشرفت و اتفاقای خوب میاره. اگ اون مسئله رو حل کنیم پیشرفت میکنیم ظرفمون بزرگتر میشه.
خدای من شکرت برا همه چیز
هرچه دارم از آن توست