مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2134 روز

    به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی‌های توحیدی

    سپاسگزارم ازمریم جون عزیز که به کمک جهان ،به خواست قلبی من پاسخ دادند و سلسله فایل های مهاجرت به مدار بالاتر رو برامون گرد آوری کردن تا همواره در مسیر بهبود دائم باشم .

    و سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین عاشقتونم.

    وسپاسگزارتونم که اصل رو دراختیارمون قرارمیدین ، تا قوانین رو درک و مسائلمون رو حل کنیم

    سپاسگزارم که از طریق این آگاهی ها بهم یاد دادید که توحیدی باشم روی کسی حساب نکنم و تنها رب قدرتمند رو بپرستم و تنها از او یاری بجویم ، من درمسیر این آگاهی ها هستم و هزاران سپاس که فایل های آگاهی دهنده بسیاری دراین راستا (توحید)دراین سایت هست تا بتونم هرروز بهتر و بیشتر درکش کنم که مهمترین اصل برای آسان شدن برای آسانی ها و رسیدن به سعادت دنیا و آخرت هست .

    حس میکنم موحد بودن انقدر وسیع ،انقدر عمیق و انقدر دلنشین هست که من تاابد باید در مسیر درک این اصل باشم

    دلم میخواد سالها درمورد این موضوع بنویسم و سالهابه صورت مداوم و بی وقفه فایل های مربوط به توحید رو گوش کنم تا رب رو درک کنم تا عظمتشو باور کنم تا همه چیز رو با فیلتر توحید ببینم .

    مهربان پروردگارِ سخاوتمندم کمکم کن تا دراین مسیر ثابت قدم باشم

    تاالانم هرچی دارم از فضل و کرم توإ ، بخاطر درک تو و قوانین مربوط به شناخت عظمت تو بوده

    عاشقانه عااااشقتم معبودم ، من به هرخیری از جانب تو فقیرم منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  2. -
    محمد ثروتمند گفته:
    مدت عضویت: 4015 روز

    سلام و عرض ادب خدمت بهترین و دوست داشتنی ترین استاد دنیا

    استاد جدیدا من هروقت تو عقل کل میخوام یه سوالی رو مطرح کنم به محض اینکه چند کلمه اول رو تایپ میکنم ;از لطف اموزه های شما جواب سوالم همون موقه بهم گفته میشه و اگه نتیجه اش را دیر یا زود دریافت میکنم به خاطر خودم هست.استاد بزرگوار فقط یه خواهشی ازتون دارم لطفا پاسخ به سوالات رو قدم به قدم توضیح بدین.خیلی ازتون ممنونم.چقدر دلم میخوات شما رو از نزدیک ببینم .به امید اون روز.موفق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  3. -
    علی حیدری گفته:
    مدت عضویت: 3439 روز

    سلام به همگی، فکر میکنم سایت دچار مشکل شده، کلی سوال تایپ کرده بودم که الان نگاه کردم میبینم نیست!

    سوالات:

    ? باور کلی شما به فراوانی چیه؟ به اینکه پول بینهایته، فرصت بینهایته، ثروت بینهایته، چطور این موضوعات رو در ذهنتون تثبیت کردید؟

    ? باور شما به خدا چیه؟ خدا رو چطور میبینید؟ در چند جمله بصورت کلی برامون بیان بفرمایید؟ هرکسی خدا رو به یه شکلی تو ذهنش تصور میکنه، یکی مثل یه کوه بزرگ، یکی به شکل یک پیره مرد و…، دوست دارم نگاه شما رو بدونم

    ? بیزینس هایی که همیشه ازشون یاد میکنید رو برامون شرح بدید، برای مثال یکیش سرمایه گذاری در ملک هست، بقیش چیه؟ شرکت خاصی دارید؟ خرید و فروشی انجام میدید؟

    ? بیزینس ها و املاک و.. رو کی مدیریت میکنه؟ از اونجایی که وقت آزاد شما خیلی زیاده و محدودیت زمان و مکان ندارید. خب این بیزینس ها و حتی املاک باید مدیریت بشن، اجاره داده بشن و… آیا وکیل یا دوستانی دارید که اداره اموالتون رو بر عهده دارن؟

    ? روابط عالی که همیشه در دوره ها و جلسات ازش صحبت میکنید به چه صورت هست؟ منظورم رابطه با دوستان، مردم، همسایه، فرزند و… هست. چه باورهایی ساختید که اینقدر موفق بودید؟ اتفاقات بد در زندگی شما هم میوفته اما خب شما خوب مدیریتش میکنید، در روابط چطور این اتفاقات رو مدیریت میکنید؟

    ? روند تکامل عزت نفستون به چه صورت بوده؟ این که در دوره عزت نفس گفتید اوایل حتی باید چند نفر یک لباس رو تایید میکردن تا خرید میکردید اما الان فقط سلیقه خودتون مهم هست. دوست دارم این روند تکامل رو بدونم که چطور روز به روز بهتر شد تا به وضعیت فعلی شما رسید؟

    ? قبلا گفتید که در یک سال یا نهایتا 2 سال درآمد شما حدود 150 برابر شد. همون اوایل که باورهای ثروت رو در خودتون درست کردید. این روند تکاملی چطور طی شد؟ یهو 150 برابر در مثلا یکی دو سال؟ و این که به قول معروف چطور با این سرعت حجم سطلتون رو برای دریافت نعمت ها تا این حد بزرگ کردید؟

    ? سوالی که خودتون از آقای فتاحی پرسیدید: اگر الان اتفاقی بیوفته که کل دارایی و شهرت شما گرفته بشه چقدر زمان میبره تا دوباره به این میزان موفقیت و ثروت برسید. البته در دوره جهانبینی توحیدی پاسخ دادید اما همه دوستان این دوره رو تهیه نکردن و دوست دارم یکمی توضیح اجمالی تری بدید

    ? اگر وارد این عرصه و شغل نمیشدید انتخاب بعدیتون چی بود؟ و اینکه آیا به نظرتون با استفاده از قوانین در اون شغل هم به این میزان موفقیت و ثروت میرسیدید؟

    ? در مواجهه با تضادهای خیلی بزرگ مثلا مرگ فرزندتون چطور بازتاب خوبی نشون دادید؟ منظورم اینه کدوم باورها باعث شد در اون لحظه به احساساتتون تسلط داشته باشید؟ باور توحید؟ این رو شرح بدید چون به نظرم یکی از تضادهای بزرگ شما بوده

    ? وقتی درآمدتون یهو زیاد شد چطور تونستین با اون مبالغ راحت باشید؟ با چه باورهایی؟ مثلا یهو از ماهی 1 میلیون به ماهی 150 میلیون رسیدید(اعداد مثاله) ، چون این صعود درآمد خیلی زیاده، چطور خودتون رو باهاش اوکی کردید و براتون عادی شد؟

    ? چرا هدف اصلی زندگیتون رو گسترش توحید و یکتاپرستی قرار دادید؟ شاید خیلی از افراد که فرمول موفقیت رو پیدا کنن دیگه برن برای خودشون زندگی کنن. دلیل اینکه اینقدر دوست دارید توحید رو گسترش بدید، راه رو رسم خوب زندگی کردن رو به همه بیاموزید چیه؟دلیل اینکه اینقدر انرژی صرف میکنید برای اینکار، جدای از بحث درآمد ؟

    ? حدودا و سرانگشتی چقدر دارایی دارید؟ فکر میکنم سوال خیلی از کاربرا باشه. خوده من کنجکاوم، نه بخاطر فوضولی، بخاطر اینکه ببینم یک فرد از کجا به کجا رسیده اونم در چند سال!!! و باورهام بهتر میشه

    ? نظر شما راجع به دلتنگی چیه؟ یعنی الان که آمریکا هستید آیا دلتون برای خانواده تون که ایران هستن تنگ نمیشه؟ خوده من آدم خیلی خونسردی هستم و به ندرت دلتنگ میشم، دوست دارم بدونم شما چطور هستید؟

    ? آیا رابطه با آشنایان اهمیت زیادی براتون داره؟ اینکه دوست دارید تنها باشید رو میدونم، منظورم فامیل و… هست. چون اکثر ایرانی ها اعتقاد دارن که باید روابط رو کامل کات نکرد و نگه داشت. از جمله خانواده خودم که این طرز فکر رو دارن

    ? بهترین شاگرداتون چه نتایجی گرفتن؟ میشه اونها رو معرفی کنید، افرادی که نتایج خیلی بزرگی گرفتن ، نتایجی مثل نتایج خودتون، حالا ما ثروت رو مثال میزنیم، مثلا از هیچ به خیلی چیزها رسیده باشن، وگرنه در مباحث غیر از ثروت به نظر خوده من یکی از شاگردای خوبتون هستم که نتایجم فوق العاده بوده

    ? آیا باز هم سمینار و دوره حضوری برگزار میکنید؟ چه در آمریکا چه در ایران؟

    ? کل قوانین و موضوعاتی که آموزش میدید رو اگر بخواید در یک جمله بیان کنید اون جمله چی خواهد بود؟

    ? دیدگاهتون به جهان آخرت چی هست؟ و این دیدگاه چقدر در روند رشدتون کمکتون کرده؟ منظورم بهشت و جهنم هست

    ? هنوز هم قرآن میخونید و تحقیقاتتون روی قرآن ادامه داره؟ آیا برنامه ای برای ارائه کلی برداشت هاتون از قرآن ندارید، یک چیزی تو مایه های تفسیر و با زبان ساده بیان کردنش

    استاد شما خیلی برای ما عزیز هستید

    امیدوارم همیشه تنتون سالم و لباتون خندون باشه

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    سلمان احدی گفته:
    مدت عضویت: 1204 روز

    دوستان و استاد گرامی و خانم شایسته عزیز سلام

    من سلمان احدی هستم وخواستم اولین کامنت خودم رو بنویسم امیدوارم که بتونم از نتایجی که در زندگی از استاد یاد گرفتم و به اونا عمل کردم براتون بنویسم.

    من بزرگ شده یکی از‌ روستاهای شهرستان شازند در استان مرکزی هستم در ابتدای زندگیم خیلی با افراد ضعیف رفاقت می کردم و حتی در بازی فوتبال اکثر یارای من ضعیف بودن و به خیال اینکه با اینها من برنده میشم بازی رو شروع میکردم ولی اکثرا بازنده بودم ، در دعواهایی که در مدرسه میکردم همیشه به فکر کمک بقیه بودم ودر بیشتر موارد تنها بودم و اینکه به صدای بوق ماشین خیلی حساس بودم تا مرز اینکه به یک نفر که صدای بوق ماشینش زیاد بود اعتراض کردم و اون با چاقو به من حمله کرد و من دفاع کردم و نزدیک بود من اونو بکشم و اینکه با برادر و خواهر هام هم زیاد قهر بودم مثلاً با برادر بزرگم نزدیک هشت سال بود حرف نمی‌زدم ، امتحان وکالت که پنج سال مدام براش تلاش می‌کردم قبول نمی‌شدم و اینکه آخرش هم به خاطر حرف مردم و اطرافیان قصد خودکشی به سرم زده بود تا اینکه پسر خواهرم به من کتاب اثر مرکب از دارن هاردی رو معرفی کرد و من با خوندن اون کتاب انگار جون تازه گرفتم بعداً پسر خواهرم استاد عباس منش رو معرفی کرد و گفت از فایلاش استفاده کن باید بگم تحول زندگی من از اینجا شروع شد اول با گوش دادن و عمل کردن در سال اول در شهر تهران وکالت قبول شدم دوم بهترین وکیل سرپرست گیرم اومد که الان هم بعد پایه یکی هنوز هم باهم کار میکنیم و سوم به راحت ترین شکل ممکن با همسر خودم آشنا شدم و بعد چند وقت بهترین جشن رو گرفتیم و بعد همین طور اتفاقات خوب مثلاً با برادر بزرگم شروع به صحبت کرم و روابطمون بهتر شد ،درآمدم بهتر شد و همین جوری اتفاق خوب پشت سر هم توی زندگیم به وجود اومد.در واقع با دنبال کردن استاد آروم آروم دارم بهتر میشم و می‌دونم که هرچی تمرین کنم زندگی بهتری دارم .

    استاد جان من الان از شهر خودم اراک اومدم تهران دارم با همه مسائلی که هست روبه رو شدم و به جنگ با ترسام میرم وآرزوم هست که یک روز هم به آمریکا بیام و اونجا زندگی کنم در همون بهشتی که شما هستید و از شما یاد گرفتم که ما لایق بهترین چیزا هستیم پس باید براشون حرکت کنیم و از خدا برکت بخوایم .من روزی دو یه ساعت فایل ها ی شما رو گوش میکنم و از خدا ممنونم به خاطر وجود شما و خانم شایسته و دوستان هم فرکانسی عزیزم داخل سایت و واقعا خیلی چیزهایی دیگه هست که اتفاق افتاده و دائم دارم کار میکنم بعضی وقتا هم درجا میزنم و باز یه فایل دیگه گوش میدم و خطاهام رو میگیرم خیلی الان از زندگیم راضیم و دارم برای بهتر شدنش تلاش میکنم.

    براتون از خاطر بهترینها رو می‌خوام .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      حاج عباس گفته:
      مدت عضویت: 1584 روز

      سلام بر سلمان

      سلام بر سلمان فارسی یار پیغمبر

      سلمان جان حالت چطوره همشهری گلم

      منم بچه روستاهای شازند بخش سربند هستم

      اگه پیست اسکی رفته باشی اولین روستا بعد از پیست اسکی روستای ماست

      من برات آرزوی موفقیت میکنم خوشحالم که در این جمع هستیم

      امیدوارم یه روز همدیگر رو از نزدیک ملاقات کنیم

      اگه دوست داشتی یه عکس از خودت بذار پروفایلت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سلمان احدی گفته:
        مدت عضویت: 1204 روز

        سلام .عباس جان حالت خوبه ممنون بله دقیقا پیست اسکی هندودر رو میشناسم و خیلی خوشحالم از اینکه از همه جا مخصوصا شازند هم در گروه استاد هستند .

        عینکتم زیباست .حتما عکس میزاریم ولی بلد نیستم چه جور عکس میزارن پروفایل و باز هم از استاد عزیز تشکر میکنم به خاطر این سایت خوب و دوستان هم فرکانسی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    علی جوانمرد گفته:
    مدت عضویت: 3341 روز

    سلام استاد

    این سوالو خیلی دوست دارم و سوالیه که خودتان شبیهش را از الگوهایتان پرسیده بودید ولی من سختترش کردم:

    اگر از سید حسین عباسمنش هرچه دارایی مالی دارد را بگیرند، اعتبارش را هم بگیرند (مثلا اتهام بزنند)، اجازه فعالیت در زمینه هایی که تاکنون فعال بوده را هم از او سلب کنند (مثل تدریس موفقیت و تندخوانی و خرید و فروش ملک و …) و او را از آمریکا اخراج کنند؛ ولی او همچنان مهارتهای حس خوب، باورسازی قوی را دارا باشد به نظر شما چه قدر زمان طول میکشد تا دوباره به همین سطح از توانایی مالیش برسد؟ میخواهم قدرت باور را برای کسی که تکاملش را طی کرده ولی به صورت ظاهری (از لحاظ مهارت حرفه ای و علمی و اعتبار و دارایی نقدی) به صفر رسیده را خوب درک کنم در حالیکه باورهای تنومندش هنوز سالمند.

    ——————————–

    امیدوارم همیشه معلم عزیزمون رو به پیشرفت باشه و ثروتش رو ثروتش، و آرامش رو آرامشش افزوده بشه

    =======================

    امیدوارم سوالش امتیاز بیاره و انتخاب بشه. دونستنش برای خودم و همه مفیده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  6. -
    Morteza گفته:
    مدت عضویت: 3050 روز

    سلام…

    چه بگویم.از کجا بگویم؟؟

    مرا دیوانه عاشق کرده ای،مرا عاشقِ عشقِ ابدی کرده ای،ای بزرگمرد.چه بنویسم که احساسم را وصف کند؟؟؟ چه گویم که تواند قدرشناسِ شما باشد ای مردِ یکتاپرستِ هستی.دیوانه کردی مرا.دیوانه عشق کردی مرا.منتظر چنین روزی بودم که وقت نوشتنم اشک شوق و یکی شدن با خدا را برایت بنویسم.ای بزرگمرد سپاسگذارم که مرا با قادر مطلقِ هستی آشنا کردی.تو دوره قانون آفرینش گفتی تجسم کنید که به 107 آرزو رسیدید و علامت و نشانه اش اینه که اشک شوق میریزی،استاد همه شون رو حس میکنم دارم.تو با من چه کرده ای، ای راهنمایِ مهربانم،که همه را عاشقانه دوست دارم،عاشق خودمم،تو رسالتم را به من یادآوری کردی،امروز من هم مثلِ شما،رسالتم را اشاعه توحید و یکتاپرستی میدانم و خودش بهم میگه وظیفه سنگینی است که چون توانایی اش را داری بر عهده تو گذاشته ام و من با کمال میل و عاشقانه میپذیرم تا همانند راهنمایِ عزیزم مسیر را برای کسانیکه بدنبال حقیقت هستند نشان دهم.استاد تو همین چندماهه رسمِ زندگی کردن و انسانیت را به من آموختی و من که از این مسیر بی انتها آگاهی پیدا کرده ام دیگر هیچوقت خودم را محدود نخواهم کرد به همین اندازه آگاهی و از قادر مطلق آگاهی بیشتر،درک بیشتر خواستارم.از شما یاد گرفتم که باید از کسی که بی نیاز است و بی نهایت است،بی نهایت بخواهم.

    براستی کدامین کلمات قادرند این احساساتم را بازگو کنند؟؟

    وقتی که دیشب بهم گفت فرزندم،ای بنده خوبم امشب باهم بریم شام بخوریم حااااااااال اومدم.گفتم بزن بریم.قبل از اینکه برسیم گفت دعوت من هستیا.نگران نباشیا.منو باز هم شرمنده کرد.جاتون خالی دوستان یکتاپرستم.وقتی بهم گفت مرتضی حالا وقتشه یه بار دیگه تمرینای استادت رو عملی کنی نجواها شروع شد.گفت باید درخواست کمی سیب زمینی کنی. و درخواست کنی بدون اینکه هزینه ای بپردازم میشه سیب زمینی بهم بدید.نجواها آمدند و گفتم تا تو هستی کنارم هیچ ترسی ندارم.جاتون خالی پیتزای عالی ای خوردم و دیگه داشتم از سیری میترکیدم.وقتی با تجسم و ایمان به قادر مطلقی که همراهمه درخواست کردم چه عزت و احترامی بهم گذاشته شد.استاااااد،دقیقا بعد از اینکه خدایم را شکر و سپاس گفتم یاد شما بودم و از فرسخ ها و کیلومترها فاصله حسم رو براتون فرستادم که یقین دارم بهتون رسیده.آخه این همه نوشتم و فقط چنددقیقه از یک روزم رو تونستم به تصویر بکشم.چگونه میتوانم بگویم که هرچه رها تر میشم احساس میکنم خداوند همه هستی اش را بنامم میزند و هرلحظه و هرساعت حس میکنم ثروت و نعمتش را بر رویم سرازیر میکند.وجودش در وجودم خواب را ازم گرفته و شب و روز به مانندِ خود بمب انرژی دارم.

    همین الان و تو همین لحظه با قارقار کلاغی که پشت پنجره اتاقم هست داره صدام میزنه و عااااااااااااااااشقشمممم.استاد هرچه بیشتر مینویسم این کلاغ هم بیشتر و زیبا تر آواز میخواند.دوستت دارم ای خالق هستی.دوستت دارم ای فرمانروای مطلق.تنها تو بودی که نوشتی و من فقط فکر میکردم که من مینویسم.پس خواهشمندم این احساسم را به استاد عزیزم برسان تا بار دیگر به خود گوید سیدحسین دست مریضاد که راهت همان راهیست که باید رفت تا انتها.

    استاد خدا خودش بهم میگه از داشتن تو و من و دوستان این سایت خرسند و مفتخره.

    خداهمینجاست،بین من و تو،سادهِ ساده،مثلِ من و تو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  7. -
    الف ب پ ت گفته:
    مدت عضویت: 2965 روز

    فرزاد:

    سلام استاد عزیزم. خدا رو شاکرم که شما اینقدر به فکر ما هستین و این اجازه رو به من دادین تا با شما مصاحبه کنم .شما خیلی از قوانین رو قبلا برای ما توضیح دادین ولی من میخوام راجع به احساستون بدونم که چطور باهاش کنار اومدین. مشخصا شما به خانوادتون خیلی علاقه دارین. ولی خب میخوام بدونم در طی مسیری که طی کردین از یه جایی به بعد اگر متوجه می شدین خانوادتون در بعضی موارد ،باورهاشون ایراداتی داشته چه طور باهاش کنار می اومدین و اگر حرف های شما رو قبول نمیکردن چه طور با توجه به علاقه ی زیادی که بهشون داشتین دیگه رهاش میکردین چون به یاد دارم گفته بودین که کسی که نخواد تغییر کنه هر کسی هم هر کاری بکنه نمیتونه عوضش کنه. خب مثلا پدر و مادر یا خاله و یا مادربزرگ آدم. من شخصا وابستگی عاطفی زیادی بهشون دارم و میخوام بدونم شما هم این طور بودین؟اگه بودین چه طور باهاش کنار اومدین .البته همه اینا فرض هستن من با توجه به شرایط خودم پرسیدم. بعدش راجع به کمک به دیگران و اصراف. توی باورهای ما که بخشیش از فرهنگ و بخشیش که از آموزه های دینی که از اول ابتدایی به ما گفته شده،میگن که اصراف نکنید .من در رابطه با این که میگن اگر چند تا لباس نو داشته باشی و از هر کدوم خیلی استفاده نکنی اصرافه یا مثلا اگر چند تا ماشین داشته باشی میگن که این اصرافه و این طور به نظر میاد که این موضوع در تضاد با باور فراوانی قرار میگیره. میخواستم ببینم که شما به عنوان یک الگوی موفق چه طوری این اصراف و باور فراوانی رو از هم تشخیص میدین و کلا نظرتون راجع بهش چیه!؟

    سوال بعدیم راجع به کمک به دیگرانه. به یاد دارم همیشه گفتین که ما نمیتونیم به دیگران کمک کنیم و هیچ فایده ای برای اون ها نداره. اما مثلا در کار هایی مثل آزادکردن زندانی هایی که به خاطر پول توی زندان ها هستن یا ساختن مدرسه و مسجد و… کمک ما به دیگران واقعا کمک‌ میکنه؟شما در این طور پروژه هایی شرکت میکنین؟

    نمیدونم پرسیدن این سوال جایزه یا نه ولی شما گفتین هرچیزی که دل تنگتون میخواد بپرسین و من واقعا دوست دارم نظر شما رو به عنوان الگوی خودم بدونم. از اون جایی که شما قرآن رو بارها بیشتر از من مطالعه کردین میخوام نظرتون رو راجع به حجاب بدونم. واقعا برای من سواله که در قرآن نحوه ی پوشش چطوره چون من هر جایی که مطالعه کردم فقط تفاسیر از قرآن بوده. در خود قرآن گفته شده که قسمت جنابین(گردن و پایین تر از آن) و لباسی بلند. ممنون میشم به این مورد پاسخ بدین.

    سوال بعدیم اینه که شما در طی مسیر از مشاورهایی که وجود داره کمک گرفتین یا خودتون مشاور خودتون بودین و کار ها رو با روش خودتون انجام دادین چه در ابتدای مسیرتون و چه حالا؟

    و در آخر مصاحبه میخواستم بدونم اگر یک روز فرصت پیش اومد که من به جایی که شما بودین سفر کنم نمیدونم مهاجرت یا هر چیز دیگه آیا شما قبول میکنین من بیام ببینمتون ؟اجازه ی ملاقات رو به من میدین؟

    شاکرم که خدا من رو به این مسیر راهنمای کرد وسپاس از صبر و حوصله ی شما .شما و خانوادتون رو به خدا میسپارم.?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      سلما مصدق گفته:
      مدت عضویت: 3059 روز

      سلام دوست عزیزم بهنیا مهدیان. وای خدا خیرت بده مرسی که این سوالا رو پرسیدی. اینا دقیفا سوالات منم هست گرچه فکر میکنم سوالات اصلی و اساسی نیست و فرعیاته اما خیلی فکرمو درگیر کرده . من بخش عقل کل رو هم مطالعه کردم اما دوست دارم دقیقا نظر شخصی استاد رو بدونم

      استادجون لطفا درمورد تضاد بین اصراف و باور فراوانی توضیح بدین.

      همچنین درمورد حجاب، نماز، روزه.

      بینهاین سپاس

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مجید لطف آبادی گفته:
    مدت عضویت: 3102 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی

    استاد سوال در مورد نماز و روزه و شب قدر داشتم؟

    زکات و خمس…

    آیا شما روزه میگیرید و شما که تو همه ی فایل هاتون میگید یکتا پرستید چجوری نماز میخونید یعنی نماز خودنتون با مسلمانان فرق میکنه؟تو همین فایلتون که دارید گوسفند رو برای کباب آماده میکنید دارید موز میخورید آیا شما روزه نمیگیرید یا اذان گفتن و شما روزتونو باز کردید؟

    استاد عزیزم چجوری حس تنبلی و بی حوصلگی رو از بین ببریم و باورشو بسازیم؟

    استاد دیریم بورد چی هست یکم بیشتر توضیح بدین؟مرسی

    استاد چرا دوره ی تند خوانی رو برداشتید مگر این دور بدرد کتب درسی و آموزشی رشته های مختلف نمی خورد و مگه این دوره فقط مربوط به کتاب های عمومی بود که حذفش کردین؟

    تشکر از شما استاد عزیزم که این فرصت رو به ما دادید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      فاطمه گفته:
      مدت عضویت: 4201 روز

      سلام ب شما دوست عزیز

      خیلی از دوستان دیگه و خود من هم خیللی دوست دارم بدونم باور استاد در مورد احکام شرعی و نماز و روزه چی هست و چگونه عمل میکنند

      من قبلا در قسمت عقل کل سوال شرعی پرسیدم اما ظاهرا استاد به این سوالات پاسخ نمیدن

      امیدوارم که این بار پاسخ بدن

      ولی با توجه ب اینکه جواب همه اینها در قرآن هست

      امیدوارتر هستم ک استاد بهمون یاد بدن چطور قرآن رو مطالعه کنیم ک به درک درست برسیم تا موجب هدایتمون بشه و جواب درست دریافت کنیم

      پایدار باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      طاهره طاهری گفته:
      مدت عضویت: 3069 روز

      سلام دوست عزیز برای رفع تنبلی باید از قانون اثر مرکب استفاده کنی مثلا اگه حوصله ندارید اطاق تمیزکنی هر وقت تصمیم گرفتی ازجات بلند شی مثلا بری دستشویی یک اشغال یا لباسی که افتاده رو بر میداریم به مرور زمان اطاق مرتب میشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2295 روز

    به نام خدا

    سلام

    خداوند عزیز رو سپاسگزارم که منو هدایت کرد به بهترین مسیری که میشد واردش شد و ازش درسهای زندگی آموخت.

    سعی دارم از فرصت های کم و و منقطعم استفاده بهتر کنم و بدون هیچ حاشیه ای فقط اصل تمرین رو انجام بدم.

    پس:

    برای خودم اصل رو تکرار می کنم.

    1- هیچ راه میانبر و تکنیک خاصی برای تثبیت باورهای قدرتمند کننده وجود نداره. و فقط کنترل ورودیها و مهار ذهن هست که میتونه ترسهای بی مورد و نگرانیهای مخرب رو از جلوی راه دریافت هدایت های الهی برداره.

    2- ایجاد احساس لیاقت یکی از کلیدهای اساسی دریافت نعمت هاست. همونطوری که استاد گفتن من در خودم لیاقت زندگی در جای بهتر رو ایجاد کردم.

    3-تغییر دیدگاه محدودکننده درباره نعمت و خواسته ای که می خواهیم در زندگیمون وارد بشه. مثلا با الگو پیدا کردن در مسأله ای که انجامش در این شرایط برای من مشکل یا غیرممکن به نظر میرسه ولی بعضیها انجامش دادن و ازش نتایج فوق العاده گرفتند.

    4-رعایت قانون تکامل در هر کاری. هیچکس از خط پایان شروع نکرده و هر مسأله ای نیاز به یک سری مقدمات و آمادگیها داره. پس من می پذیرم که خودم رو با هیچکس مقایسه نکنم و فقط به بهبود شخصیتم ادامه بدم و از زمان حالم لذت ببرم تا تکامل کار خودش رو در زمان درستش انجام بده.

    5-هیچوقت قدرت الهامات خداوند رو دست کم نگیرم و همیشه سعی کنم نگاهم به دستان خداوند باشه و لاغیر. همونطوری که در تمام زندگیم بارها و بارها خودش کارهام رو ردیف کرده و به قلبم قوت داده. همون خدایی که منو از هیچ آفریده، و قادر بر هر کاری است.

    خدایا سینه ام رو فراخ بگردان و به من کمک کن از دیدگاه بالاتری به مسائل نگاه کنم تا بتونم در هر اتفاقی رد تو رو ببینم، و بیشتر درک کنم که من خالق تمام ارکان زندگی خودم و تک تک تجربیات زندگیم هستم. بنابراین منم که مسئولم و منم که باید تعیین کنم از زندگیم چی می خوام و بر طبق خواسته هام باید چه کاری انجام بدم، چه افکاری رو در ذهنم بیشتر بپرورونم و از چه باورهای مخربی باید پرهیز کنم.

    خدایا من نیاز دارم باور کنم که ساده و راحت میشه از علایقم درآمد کسب کنم.

    من نیاز دارم باور کنم میشه با ساده ترین امکانات و کمترین هزینه ها و فقط با ایده های ساده و خلاقانه میشه صاحب یک کسب و کار پولساز شد.

    من نیاز دارم به الگوهایی که این باورها رو در من تقویت می کنند.

    خدایا من نیاز دارم که توانمندی هام رو بهتر بشناسم و به یاد بیارم در چه زمینه هایی استعداد دارم و چه مهرتهایی رو بالقوه دارم که منو از سایرین متمایز میکنه.

    خدایا به افکارم نور ببار و روزمره های زندگیم رو به راهی برای لذت بردن، خلاقیت به خرج دادن و کسب درآمد تبدیل کنم.

    خدایا کمکم کن ویژگی خلاقیت رو در خودم تقویت کنم و عزت نفس و اعتماد بنفس بالاتری رو تجربه کنم.

    خدایا به یادم بیار در گذشته چه توانمندیهایی داشتم و چه کارهایی انجام دادم که خودم و دیگران فکرش رو نمی کردیم که من از پسش بربیام.

    خدایا به یادم بیار که در گذشته چطور شرایط به ظاهر غیرقابل تغییر و سخت رو تغییر دادم و از دلش نعمتها نصیبم شده.

    خدایا تمام اعضا و جوارحم رو در خدمتگذاری به خودت قوی کن و وقت و انرژیم برکت بده.

    الهی آمین.

    ارادت و عشق و احترام نثار قلب نازنین دو استاد عزیزم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  10. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2095 روز

    وَاللَّیْلِ وَمَا وَسَقَ

    و سوگند به شب و آنچه را [از موجودات پراکنده شده در روز، در خانه ها و لانه ها] جمع می کند

    وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ

    و سوگند به ماه هنگامی که بَدْر کامل می شود (اشاره به روند تکامل)

    لَتَرْکَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ

    که شما سوار بر طبقی (مداری) پس از طبق دیگر (مدار دیگر) میشوید

    سلام بر بندگان موحد خدا

    سلام بر استاد عزیزم

    آقا به نظرم این کامنت متناسب ترین کامنت برای این فایل ارزشمنده!!

    و آیه مدار که بالا گذاشتم هم هدیه میکنم به بچه های توحیدی که بدونید در باره مدارات هم آیه داریم!

    و اما خواب عجیب و داستان هدایتم به این دوره فوق العاده

    قبلش بگم که بعد از چهل سال تازه فهمیدم علاقه مندیم چیه و قبلا در موردش گفتم که توسط یکی از اقوام با طراحی صنعتی آشنا شدم و یه اشتیاقی در وجودم شکل گرفت که باعث شد دامن از کف بدم و مدتها دیگه کامنت خاصی نمیذاشتم و درگیر این مباحث شده بودم..

    این اواخر رسیدم به نرم افزار سالید ورک و تصمیم گرفتم نصبش کنم و کار باهاش رو یاد بگیرم و بعدا که شرایط محیا شد در رشته طراحی صنعتی مشغول به تحصیل بشم.

    اینم بگم که کارمند رسمی هستم و دنبال اینم که توانایی هام به جایی برسه که بتونم استعفا بدم و کسب و کار خودم رو داشته باشم.

    ماجرا از اونجایی شروع شد که من سه هفته درگیر ابتدایی ترین مرحله کار شدم، یعنی نصب نرم افزار سالید ورک!!

    یه سیستم 150 میلیونی خفن دارم که تمام این سه هفته درگیر نصب نرم افزار سالید ورک بودم و خطاهایی حین نصب اتفاق می افتاد که برام قابل درک نبود.. حتی از کارشناس شبکه کمک گرفتم، تو سایتهای داخلی وخارجی تحقیق کردم، ویندوز عوض کردم، حتی بارها پول پرداخت کردم و از جاهای معتبر محصول رو دریافت کردم اما نشد که نشد..

    تااااا دیشب و خواب عجیبی که دیدم!

    خواب دیدم یه دانشجو ام که تمام تمرکزمو گذاشتم روی مهاجرت و با یه نفر که لنج داره هماهنگ کردم برای سفر و بصورت غیر قانونی میخوام مهاجرت کنم!! و خانومم بهم گفت که موعد امتحانات پایان ترمه.. اگه امتحان ندی و بری اگه کارت درست نشه برگردی این مدرک هم از دستت رفته.. و من فکر کردم دیدم احساسم خیلی بده و با این شرایط ریسک خیلی بالاست. تصمیم گرفتم واس امتحانا بخونم و داستان مهاجرت رو بی خیال بشم!!

    وقتی از خواب بیدار شدم عجیب این خواب به یادم مونده بود و انگار خدا همون لحظه که بیدار شدم بهم گفت این هم پاسخ درخواستت!! آخه مدتها بود از خدا کمک میخواستم که هدایتم کنه که چرا این همه گیر عجیب و غریب تو کارم اتفاق میفته..

    و دیدم مدتهاست از سایت دور شدم و از مباحث استاد غافل شدم.

    تا اینکه صبح اومدم و هدایت شدم به کامنت حمید امیری عزیز که در باره سوره کهف و این آیه نازنین گفته بود:

    وَاصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاهِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ ۖ وَلَا تَعْدُ عَیْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَهَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ۖ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا

    و اینکه دوره مهاجرت از مدار فعلی رو شروع کرده بود!! و کاری رو که دنبالش بود رها کرده بود!!

    میبینید پازل های هدایت رو؟

    و خداوند خیلی واضح با یه خواب هم بهم گفت که فعلا تکاملمو طی نکردم و نمیتونم بحث طراحی صنعتی رو شروع کنم و باید آگاهی های این دوره ارزشمند رو که کدش رو تو خواب بهم داد شروع کنم.

    و ان شاالله متعهدانه سعی میکنم آگاهی های این دوره رو به کار ببندم.

    رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلْإِیمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا ۚ رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای: