مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عباسعلی ملک گفته:
    مدت عضویت: 4206 روز

    به نام خداوند رحمان

    سلام استاد عباس منش عزیز

    استاد بی‌نهایت سپاسگزارم که این فرصت رو در اختیار ما قراردادید.

    اما سؤالات من (نکته: ):

    1- اینکه ما قوانین رو به‌صورت آگاهانه بدونیم آیا خود این دانستن آگاهانه یه سد برای موفقیت نمیشه نسبت به زمانی که ناآگاهانه قوانین رو می‌دانستیم و به اون عمل می‌کردیم؟

    منظورم این هست که من قبل از اینکه با فیلم راز و با قوانین موفقیت آشنا بشم آدم خیلی موفقی بودم یعنی هر کاری رو اراده می‌کردم انجامش می‌دادم، هر هدفی رو می‌گذاشتم بی‌بروبرگرد بهش می‌رسیدم ولی از وقتی‌که با قوانین موفقیت آشنا شدم حتی روندم کندتر شده چون فکر می‌کنم باید تمام قوانین رو موبه‌مو اجرا کنم که به موفقیت برسم؛ یعنی یه بخش عظیمی از تمرکز من به اینکه راه رو باید چطور رفت اختصاص پیدا کرده درصورتی‌که قبلاً 100 درصد تمرکزم روی هدف بوده و به خودم مطمئن‌تر بودم که 100 درصد به هدفم می‌رسم؛ یعنی به‌صورت ناآگاهانه از قوانین استفاده می‌کردم.

    توضیح واضح منظورم هم در اشعار عطار دیده میشه:

    بی ره رفتن، رموز می اندیشی/ برفی ست که در تموز می اندیشی

    مردان جهان هزار عالم رفتند / تو بر دو قدم، هنوز می‌اندیشی

    یا

    گر مرد رهی میان خون باید رفت / وز پای فتاده سرنگون باید رفت

    تو پای به راه در نه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت

    یه مثال هم از خودتون بزنم: استاد شما اون زمانی که شغل کلوپ بازی‌های کامپیوتری رو رها کردید اگه همه قوانین رو میدونستید و باورهاتون درست بود شاید اصلاً تغییر نمی‌کردید و با یک دیدگاه دیگه بهش نگاه می‌کردید. مثلاً وقتی می‌دیدید تعداد دست در شغلتون زیاد شده (تعداد افراد زیادی کلوپ بازی‌های کامپیوتری دارند) به خودتون می‌گفتید من به فراوانی اعتقاد دارم و شاید استراتژی اقیانوس آبی (یعنی خلق بازار جدید) رو در پیش می‌گرفتید. یا وقتی‌که روند 10 سال بعد شغل کلوپ بازی‌های کامپیوتری را دیدید و به خودتون گفتید وقتی در آینده از فرزند من پرسیدند پدرت چیکاره هست پسرم ممکنه از شغل من خجالت بکشه که اگه دیدگاه توحیدی که الان دارید رو اون موقع داشتید احتمالا هیچ وقت این فکر از ذهنتون نمیگذشت. بنابراین شاید تغییری هم در کارنبود.

    استاد حتی گاهی اوقات فکر می‌کنم یه دست پشت پرده‌ای این کتاب‌های موفقیت رو نوشتن تا ما رو در یک حالت خلسه و رکود و توهم و اعتیاد به این قوانین نگه‌دارند تا دوپامین علکی از اینکه راه موفقیت رو بلدیم از مغزمون ترشح بشه و به‌قول‌معروف علکی خوش باشیم و دست از حرکت و تلاش بکشیم تا بیشتر برای اونها کارکنیم ولی وقتی می‌بینم بعضی از این مسائل تو قرآن هم وجود داره و شما هم خیلی زیاد بهش اشاره می‌کنید و خود هم خیلی دارم بهش مسلط میشم، باز به خودم میگم نه اشتباه می‌کنم … استاد من الان حدود 5 سال هست با شما آشنا شدم و ممکنه به خاطر چیزی که الآن گفتم از دستم دلخور بشید ولی به این دلیل گفتم که جواب سؤالم رو بگیرم و از طرفی به دوستانی که اول راه هستند نشون بدم که با یکی دو روز کار کردن روی ذهن نمیشه افسارش رو به دست گرفت و منی که حدود 4 سال با شما هستم هنوز مواقعی هست که به همه‌چیز شک می‌کنم. هرچند به قول خودتون این شک کردن خوبه و از طریق شک هست که میشه به یقین رسید.

    2- سؤال بعدی که در پایه و اساس با سؤال قبلی مرتبط هست این هست که: اینکه ما از قانون سپاسگزاری به این نیت استفاده کنیم که در تمام جنبه‌های زندگی (مالی، روابط و ….) اوضامون بهتر بشه به نظرتون ریاکاری و دورویی نیست؟ سپاسگزاری خالصانه چگونه است؟

    اینکه کتاب راندا برن رو بخونیم و 28 روز سپاسگزاری کنیم که نعمت بیشتری وارد زندگیمون بشه به نظرم اصلاً جالب نیست. اگه باخودمون خلوت کنیم می‌بینیم که داریم سر خدا رو نعوذبالله کلاه میذاریم که به خواسته هامون برسیم درحالی‌که در اصل سر خودمون رو کلاه میذاریم و نتیجه‌اش این هست که داریم می‌بینم افراد زیادی دائم شکایت دارند که باوجود سپاسگزاری روزانه چیز زیادی وارد زندگیشون نمیشه.

    استاد منظورم این هست که اگه به این نیت بریم شکر گذاری کنیم که نعمت بیشتری به دست بیاریم این کار ریا و دورویی نیست؟ دریکی از فایل‌های قدیمی تون گفتید که داشتید در یه سمیناری در مورد قانون سپاسگزاری سخنرانی می‌کردید و گفتید بعد از جلسه خانم مسنی (که همسرش یکی از سرمایه‌دارترین آدم‌های تهران بوده و تو کار بازار آهن بوده و گویا به‌صورت مهمان و اتفاقی در اون جلسه حضور پیدا کرده بودند و حرف‌های شما رو شنیده بودند) به شما مراجعه می‌کند و به شما میگه که ” من تازه فهمیدم که چرا همسرم این‌قدر ثروتمنده چون یکی از ویژگی‌های شخصیتی‌اش این هست که دائماً در حال سپاسگزاری هست”. استاد هدفم از گفتن این داستان واقعی این بود که بگم آیا ما قوانین رو به‌صورت ناخودآگاه به کار ببریم بهتر از زمانی که آگاهانه به کار می‌بریم نیست؟

    از بین تمام جواب‌های احتمالی که ممکنه شما به این سؤال بدید من 2 جواب احتمالی رو در نظرم گرفتم که باز از دل همین جواب‌ها هم میشه سؤال مطرح کرد.

    حالت اول: شما پاسخ بدید همه‌ی افراد از قانون سپاسگزاری (یا سایر قوانین) مطلع نیستند و باید آن‌ها را مطلع کنیم. من این پاسخ شما رو قبول می‌کنم و در ادامه از شما سؤال می‌پرسم که: خب حالا چیکار کنیم که تو این قانون گیر نکنند و دچار اون نیت به دست آوردن بیشتر نشوند و نیتشان اصل سپاسگزاری برای نعمت باشد نه به دست آوردن نعمت بیشتر با استفاده از قانونی که تازه یاد گرفته‌اند.

    حالت دوم این هست ممکن است شما در پاسخ به سؤال من بگویید که “من هم با نظر شما موافقم که سپاسگزاری باید خالصانه باشد”؛ اما سؤالی که من دوباره از دل این جواب مطرح می‌کنم این هست که: “سپاس گذرای خالصانه تعریفش چیه و چطور سپاسگزاری کنیم که خالصانه باشد؟”

    3- سؤال سوم در مورد قانون تکامل هست: مگه داخل فایل “بهترین باور در مورد خداوند” نگفتید که خدا همه‌چیز است، خدا من، خدا تو، خدا او، خدا آب، خدا باد و …

    خب پس ما هم میتونیم مثل خدا باشیم و صفات خدا رو داشته باشیم و یکی از صفات خدا این هست که وقتی به یک‌چیز می‌گوید موجود باش موجود می‌شود؛ بنابراین ماهم میتونیم این صفت خدا رو داشته باشیم چون از روح خودش در ما دمیده و ما خلیفه و وارث اون هستیم و بی‌درنگ به یک خواسته‌ای بگوییم موجود باش و موجود شود.

    خب حالا با این توصیفات چیزی به نام قانون تکامل این وسط یه خورده مسخره جلوه نمی‌کند؟ حرف من این هست وقتی کسی به قوانین مسلط بشه دیگه تکامل مفهومی پیدا نمی‌کند، کسی که با خدا هماهنگ باشه دیگه تکامل معنایی ندارد، درسته؟

    استاد من با چیزی به نام قانون تکامل به این مفهوم که باید یکسری مراحل فیزیکی حتماً صورت بگیره اصلاً موافق نیستم بلکه در عوض با تکامل ازنظر ذهنی موافقم؛ و تکامل ازنظر ذهنی خیلی زودتر ماها رو به خواسته هامون میرسونه.

    بهتره به قول قرآن دلیل هم بیارم که ادعای خودم رو ثابت کنم “قل هاتو برهانکم ان کنتم صادقین”. استاد خیلی از دوستان فکر می‌کنند مهاجرت شما از قم به بندرعباس- تهران – اروپا – آمریکا تکامل شما بوده درصورتی‌که خود شما هم موافق هستید که وقتی شما ازنظر ذهنی تکامل پیدا کردید و باورهاتون تکامل پیدا کرد به بهترین مکان‌ها رفتید؛ یعنی اگر ذهن و باورهای شما در همون قم تکامل پیدا می‌کرد مستقیم از قم به آمریکا می‌رفتید.

    من در اطرافم افراد بسیار زیادی رو سراغ دارم که لیسانس و فوق‌لیسانس شون رو در دانشگاه‌های شهرستان (که رتبه جهانی بالای 5 هزار داشته) گذراندند ولی دوره دکتری رو در بهترین دانشگاه‌های جهان (که رتبه زیر 100 داشته) پذیرش گرفتند و حتی در آن دانشگاه استخدام‌شده‌اند بدون اینکه حتی یک روز در تهران زندگی کرده باشند و شاید حتی رنگ تهران رو تا آخر عمرشان نبینند درحالی‌که طبق چیزی که دوستان از قانون تکامل سراغ دارند انتظار داریم این افراد باید ابتدا در روستا، بعد شهرستان، بعد مرکز استان، بعد شهرهای بزرگ ایران، بعد تهران و بعد باید مهاجرت می‌کردند درصورتی‌که می‌بینیم اصلاً چنین چیزی نیست.

    نمونه دیگه افرادی که هرساله از دورافتاده‌ترین روستاهای ایران رتبه 1 تا 10 کنکور را کسب می‌کنند و به بهترین دانشگاه تهران راه پیدا می‌کنند و جالب اینجاست که در دانشگاه هم رتبه اول هستند. یا دانش‌آموزانی که جهشی مراحل تحصیل را طی کرده‌اند. ازنظر من این‌ها کسانی داشتند که آن‌ها را ازنظر ذهنی به تکامل رسانده‌اند و اعتمادبه‌نفس را در آن‌ها تقویت کرده‌اند؛ یعنی از قوانینی که خودشان مطلع بودن یا از تجربه‌هایشان در اختیار آن‌ها قراردادند.

    یک مثال هم از خودم بزنم. من چند سال قبل درسی را برای کنکور کارشناسی ارشد در 15 روز خواندم و چون تجربه پیداکرده بودم می‌دانستم که فقط باید سؤال‌های کنکور قبل رو مرور کنم و طی 15 روز توانستم سؤالات 30 سال قبل رو مرور کنم و اون درس رو 84 درصد بزنم و این در حالی است که اگه قرار بود تکامل خودم رو طی کنم باید 3 تا کتاب 400 صفحه‌ای رو در اون زمینه مطالعه کنم که حداقل 4 ماه زمان نیاز داشت. این استفاده از تجربه خودم بود که باعث شد من سریع‌تر روند رشد را طی کنم. شاید بگید همین‌که از تجربه خودتون استفاده کردید یعنی قبلش یک سری آزمون‌وخطا کردید و تکامل خودتون رو کامل کردید؛ و جواب من این هست که اگه من این تجربه رو از یه نفر کسب دیگه کرده باشم اون وقت چطور؟ اگه این ایده به من الهام شده باشه چی؟

    به نظر من بهتره به‌جای طی کردن کامل مراحل تکامل از عبارت سرعت بخشیدن به تکامل استفاده کنیم. سرعت بخشیدن به تکامل با استفاده از تجربه‌ی کسانی که به قوانین مسلط هستند و فهمیده‌اند جزئی از خدا هستند و خداوند هم از اول کامل بوده است.

    4- استاد شما بارها تو صحبت‌ها تون اعتراف کرده‌اید که از سرما بدتون میاد. آیا تابه‌حال به این موضوع فکر کردید که چه باوری در شما وجود داره یا چه خاطره‌ای از دوران کودکی در ذهن شما وجود داره که این‌قدر از سرما متنفرید؟ آیا سرمایی یا گرمایی بودن انسان میتونه نشون دهنده‌ی این باشه که چقدر ثروتمند بشه یا چقدر فقیر بشه؟ یعنی میخوام بگم سرما مصادف با مصرف و صرفه‌جویی میتونه باشه درحالی‌که گرما مصادف با تولید و ساختن و آزادی است. استاد آیا اینکه شما این‌قدر گرما رو دوست دارید ارتباطی بااینکه شما این‌قدر آزادی رو هم دوست دارید میتونه باشه؟

    5- وقتی‌که می‌خواهیم به هدفی برسیم یکی از اساسی‌ترین سؤالات ذهن منطقی این هست که “با شرایط لحظه‌ی کنونی چطور می‌خواهی به اون هدف برسی؟” حالا سؤالم این هست که بهترین پاسخ یا پاسخ‌هایی که شما به ذهن منطقی می‌دهید که قانعش کنید و آن را خردکنید چیست؟ اگه ممکنه پاسخ‌هایی که به ذهن منطقی می‌دهید را به ترتیب تأثیر پاسخ‌هایتان بر ذهن منطقی بیان کنید.

    6- شما بارها گفتید که وقتی کتابی رو میخونید به خودتان میگویید که این کتاب وحی منزل است و با ایمان کامل به اون کتاب عمل میکنید و نتیجه میگرید. استاد شما به چه دیدگاهی به این موضع نگاه کردید و چه باورهایی رو در خودتون ایجاد کردید که این‌قدر سریع قبول می‌کنید. اصل سؤالم این هست چرا برخی از افراد این‌قدر به سرعت این قوانین رو باور می‌کنند و چرا برخی از افراد خیر؟ راهکار چیست؟

    7- شما در برخی از فایل‌هایتان گفتید که برخی از کتاب‌هایی که خواندید خوب نبوده است و شمارا از مسیر درست دور کرده است و صرفاً توهمات نویسنده بوده که حتی توسط خودش به بوته‌ی آزمایش گذاشته نشده است. با این توضیحات میخوام از شما درخواست کنم که فهرستی از تمام کتاب‌های خوبی که خوانده‌اید و همچنین کتاب‌هایی که شمارا از مسیر درست منحرف کرد را منتشر کنید. استاد میدونم که شما در برخی از محصولات گفتید که دوستانی که با شما هستند کلاً خواندن تمام کتاب‌ها را رها کنند و فقط با شما باشند ولی دوستان زیادی هم هستند که یا محصولات را تهیه نکرده‌اند یا اینکه عاشق مطالعه کتاب هستند.

    8- از کجا تشخیص بدهیم که الهامی که به ما می‌شود از سوی خداوند بوده یا نجوای شیطان بوده یا اینکه شیطان نجواهاشو مخلوط الهامی که از طرف خدا شده نکرده؟ استاد میدونم باید به احساسمان توجه کنیم. ولی اصل سؤالم این هست چرا باوجوداینکه گاهی اوقات احساس خوبی از برخی الهامات و ایده‌ها بهمون دست میده ولی در اکثر موارد منجر به عمل نمیشه؟ یا وقتی‌که منجر به عمل میشه ولی منجر به نتیجه نمیشه؟

    9- چطور رسالت مون رو پیدا کنیم (به یاد بیاوریم)؟ استاد در برخی موارد سرعت رسیدن به برخی از خواسته‌ها خیلی زیاد هست. مثلاً کمتر از 24 یا 48 ساعت. حالا سؤالی که تو ذهنم ایجادشده این هست که آیا میتونیم بگیم وقتی ما به خواسته‌ای سریع می‌رسیم نشون دهنده این هست که اون خواسته در جهت رسالت مون یا پیش‌نیازهای سریع رسیدن به رسالتمون هست؟ آیا این مورد میتونه یکی از راه‌های پیدا کردن رسالتمون باشه؟

    10- استاد گاهی اوقات از بین چند موضوع که احساس می‌کنیم (یا پی می‌بریم) رسالتمون هست چطور باید تشخیص بدیم که کدام‌یک موضوع اصلی هست؟ (با این فرض که در تمام اون موضوعات هم استعداد و هم علاقه و … رو داریم).

    ممنونم که وقت گذاشتید و مطاله کردید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      جعفر عرب گفته:
      مدت عضویت: 3046 روز

      سلام جناب ملک تشکر میکنم بابت سوال بسیار خوبی که از استادداشتید در واقع بخشی از سوال شما سوال من هم بود یعنی وقتی دفتر شکر گذاری مینوشتم با خودم فکر میکردم آیا این ریا نیست ویا نکنه فریب کاری باشه وهمون صحبتهای که شما نوشتید ، بازم ممنون امیداورم که سوال شما از اون دسته از سوالاتی باشه که استاد بهش پاسخ میده .موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      آرام (*) گفته:
      مدت عضویت: 2992 روز

      سلام خدمت شما دوست عزیز

      وقتی شما که 5 سال هست با این قوانین آشنایی دارید چنین سوالاتی به ذهنتون رسیده که بعضی از اون ها مربوط به ریشه این قوانین هست ، من که 5 ماهه با قوانین آشنا هستم بیشتر دچار وسواس میشم ، فکر میکنم خیلی نباید نگاه با وسواس به قوانین داشته باشیم .

      الان من خودم در مورد باورسازی دچار وسواس شدم که چه باوری ساخته بشه درسته و چه باوری ساختیم، اشتباهه که سوالم رو هم جلوتر کامل پرسیدم .

      در مورد زمانی که استاد قم بودن نوشتین “زمانی که شغل کلوپ بازی‌های کامپیوتری رو رها کردید اگه همه قوانین رو میدونستید و باورهاتون درست بود شاید اصلاً تغییر نمی‌کردید و با یک دیدگاه دیگه بهش نگاه می‌کردید.” اینجا هم برای بحث باورسازی که ذهن من درگیرش هست، این سوال برای من پیش میاد که استاد میتونستن اون موقع باور کنین که با همین کار میتونم به موفقیت برسم ؟یا ایده های جدیدی پیدا میکنم و باور دارم با ایده های جدید جریان ثروت وارد همین کسب و کارم میشه ؟

      آیا ساختن باور زمانی درسته که مجموعه ای از عوامل و شرایط درست باشه ؟

      آیا هر باوری رو نباید باور کرد ؟

      ساخت باور اصول و پیش نیازهایی داره که باید رعایت کرد ؟

      اون پیش نیاز ها و اصول قائده ها چیه ؟

      من اینطور متوجه شده بودم هر آنچه رو ذهن انسان بتونه باور کنه ، میتونه به دستش بیاره، اینجا در مورد خود اصل باور دچار اشکال شدم شاید این درست نیست ، هر آنچه ذهن انسان بتونه باور کنه ولی با توجه به یکسری پیش نیاز و اصول و قاعده خاص خودش ، اون پیش نیاز ها و اصول قائده ها چیه ؟

      اگر اون زمان استاد در قم باوری قدرتمند می ساختن که من میتونم توی همین شغل و در همین شهر ثروتمند بشم ، این باور اشتباه بود ؟

      اگر اشتباه بود چرا اشتباه بود ؟

      اگر اشتباه بود ، پس هر باوری رو نمیشه در ذهن پروش داد ، پس سوال اساسی اینه که چه پیش نیاز ها و اصولی رو باید قبل از ساخت باور باید رعایت کرد ؟

      شاید باید اول عوامل بیرونی رو برسی کرد ، سایر قوانین رو برسی کرد و بعد براساس یکسری مجموعه عوامل باور ساخت نه که از ابتدای کار سراغ ساخت باور بیایم، این مجموعه عوامل پیش نیاز ساخت باور رو خوشحال میشم استاد توضیح بدین .

      من الان به نقطه ای رسیدم که بین هر دو راهی باور سازی هم خودش رو میزاره و نمیدونم باور بسازم یا عوامل بیرونی رو در نظر بگیریم

      از هر یک از دوستان عزیز هم که بتونن کمک کنن این نمونه از وسواس ها که ذهن ماها در مورد قوانین درگیرش میشه رو بتونن شفاف کنن.چون این درگیری ها شاید راه رسیدن به هدف رو برای ما طولانی تر کنه

      به قول این دوست عزیز، وقتی آگاهی داریم از قوانین “بخش عظیمی از تمرکز من به اینکه راه رو باید چطور رفت اختصاص پیدا کرده درصورتی‌که قبلاً 100 درصد تمرکزم روی هدف بوده ” ، الان من که توی مسیر رسیدن به هدف نیاز به این دارم که کلی تخصص های خودم رو ارتقا بدم و خیلی کم فرصت میشه بیام به قوانین بپردازم (البته هر روز تا اون جایی که بشه بهش می پردازم ولی برای تسلط کامل نیاز به این دارم که چند ماه درگیر هیچ کار دیگه ای نباشم ) آیا الان در مسیر هدف تمرکزم باید روی اون n تا تخصص باشه که باید کسب کنم یا روی قوانین ؟ یا ترکیبی از همه ؟

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        عباسعلی ملک گفته:
        مدت عضویت: 4206 روز

        سلام دوست عزیز

        کیف کردم وقتی دیدیم که متنی که نوشتم رو اینقدر خوب خوندی و سوال اولم رو کاملترش کردی، آفرین

        برخلاف دوست قبلی که سوالاتم رو سطحی خونده بود و قصد داشت اطلاعاتش رو به نمایش بذاره، اما شما خیلی خوب سوال رو خوندی و درک کردی که حرفم چیه.

        میدونستی که ما چقدر خوشبختیم که با استاد آشنا شدیم! چون اگه قرار بود این همه راهی که این عزیز رفته رو بریم دیرتر به رسالتمون پی میبریدم و دیرتر از نظر ذهنی تکامل پیدا میکردیم.

        موفق باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      حمیده مقدم گفته:
      مدت عضویت: 4184 روز

      سلام دوست گرامی حتما دوره جهان بینی توحیدی یک رو تهیه نموده و جلسه پنجم آن رو گوش بدین در ضمن استاد بارها گفته به چگونگی و چطوری رسیدن به خواسته هاتون فکر نکنید و اینکه در مورد قانون تکامل ، خدا میگه موجود باش باید بگم خدا در قران گفته همه چیز رو از اب خلق کرده همین انسان سالها طول کشیده تا به این شکل رسیده و انسان نه ماه در شکم مادر میمونه تا تمام اعضای بدنش تکمیل میشه و باید بگویم سپاسگزاری نزدیکترین فرکانس به خداست و سپاسگزاری درست سپاسگزاری است که به تو احساس خوب همراه با ارامش میده نه احساس بد همراه با ریا ، در مورد اینکه استاد از سرما خوششون نمیاد ربطی به باور نداره هر انسانی با انسان دیگر متفاوت است و هر انسانی چیزی را می پسندد و در مورد اینکه کتاب رو وحی منزل میدونسته باید بگم چون تشنه موفقیت بوده مثل اینکه ادم تشنه ای در بیابان باشی و بدانی در فلان جا اب هست با وجود خستگی خودت رو به اون اب میرسونی و در مورد سوال هشت استاد گفته من به این نتیجه رسیدم که تمام کتابهای صوتی و پی دی اف رو که روی سایت هست رو بردارم حتی دوره تندخوانی رو برداشته و استاد توی این راه خودش هم به تکامل رسیده و همچنان در حال تکامل خودشه پس شما فقط روی محصولات و فایلهای رایگانی که الان روی سایته تمرکز کنید و بفکر کتابهای خوب دیگه نباشید و کاری که من میکنم اینکه تمام اساتید موفقیت بجز استاد عباس منش رو کنار گذاشتم چون فقط میخوام روی ایشون متمرکز باشم و به شما هم توصیه میکنم همین کارو هم بکنید و در مورد سوال 9 اگه اشتباه نکنم توی محصول راهنمای عملی دستیابی به رویاها استاد گفته یک چادر و کمی اب و غذا بردارین و به دل طبیعت برین و جایی باشه که از سرما تلف نشین و برین و از خدا بخواین که رسالتتونو بهتون بگه و تا نگفته برنگردین و وقتیکه که گفت و برگشتین حتما انجام بدین چون در خلوت خدا بهتون گفته ، مسلما هر خواسته ای تا به اجابت رسیدنش زمان میبره و طبق گفته استاد در جلسه اول دوره راهنمای عملی دستیابی به رویا ها بعد تعیین خواسته ات خواستتو رها کن و از زندگی لذت ببر با لذت بردن از زندگی و داشتن احساس خوب به خواسته هات میرسی و باید قبل رسیدن به خواسته هات حس لذت و خوبی داشته باشی و گرنه به خواست هات نمیرسی و در مورد جواب سوال ده باید بگم استاد توی محصول راهنمای عملی دستیابی به رویاها گفته اگر بین چندتا خواسته نمیدونی کدوم رسالت توست و به همشون هم علاقه داشتی ببین علاقه و کشش تو به کدوم خواسته بیشتره یعنی کدوم خواسته باعث میشه شب نخوابی یا دیرتر بخوابی و اون خواسته رو توی ذره ذره وجودت احساس میکنی.امیدوارم تونسته باشم جواب شما دوست گرامی رو داده باشم . با امید موفقیت روز افزون برای شما دوست گرامی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        عباسعلی ملک گفته:
        مدت عضویت: 4206 روز

        سلام دوست عزیز

        ممنونم که وقت گداشتید و پاسخ دادید

        دوست گرامی من در ابتدای متنی که نوشتم، نوشتم” اما سؤالات من (نکته: )” و اون نکته ای که داخل پرانتز میخواستم بنویسم رو چون شوق زیادی داشتم که نظرم رو هرچه سریعتر رو سایت بذارم یادم رفت که بنویسم و اون نکته این بود: نکته: جواب تمام این سوالات رو میدونم و هدف از طرح این سوالات این است که استاد موارد مهمی که در محصولات اشاره کردند مجددا برای کسانی که محصولات رو تهیه نکردند درموردشان صحبت کنند و بحت رو بیشتر باز کنند.

        دوست عزیز من به ترتیب مواردی که درموردش به من پاسخ دادید رو بررسی کردم و به شما پاسخ میدم.

        من تمام دوره ها رو تهیه کردم و دارم و دروه جهان بینی توحیدی 1 رو هم تهیه کردم اما به خودم قول دادم که به این دوره عمل کنم و کمتر حرف برنم. هرچند در آخر دوره قصد دارم انشاا… تمام برداشت های خودم رو در صفحه ی محصول قرار بدم. بنابراین طرح سوال به مفهموم این نیست که من جواب رو نمیدونم یا به قوانین مسلط نیستم (حتی میتونم ادعا کنم هیچ کس تو این سایت به اندازه ی من به قوانین مسلط نیست و رو محصولات وقت نمیذاره، کسی که 4بار تو مسابقات استاد عباس منش برنده شده حتما میتونه به خودش اجازه بده که چنین ادعایی رو بکنه).

        چیزی که درمورد تکامل و شکرگزاری گفتید احساس کردم متن من رو خوب نخوندید و باز هم همون چیزی که من گفتم “دوستان اشتباه برداشت میکنند” رو گفتید. در مورد تکامل من گفتم که از نظرذهنی تکامل رو قبول دارم مثلا در جلسه 6 جهان بینی توحیدی ببینید مکائیل چقدر از نظر ذهنی تکامل یافته بود، خب این انسان که در کنار کسی بوده که بسیار به قوانین مسلط بوده و به هرچیزی که بگویید موجود باش موجود میشود و لازم نیست از قم به بندرعباس –تهران- اروپا و امریکا سفر کنه. میکائیل الان سرعت رسیدن به خواسته هاش خیلی بیشتر از زمانی هست که استاد همسن ایشون بوده هست. اصلا یه لحظه میکائیل رو با همسن و سالهای خودش که از قوانین مطلع نیستند مقایسه کن بعد متوجه منطورم میشی.

        درمود شکرگزاری هم باز متن من رو خوب نخوندید و منظور من رو درست متوجه نشدید.

        درمورد سرمایی و گرمایی بودن استاد هم باید اشاره کنم که اگه استاد از سرما بدشون نمی اومد شاید در دوره ی جهان بینی توحیدی به واشنگتن دی سی یا نیویورک سفر میکرد و تجربه های جدید ی رو کشف میکرد و چیزهای زیادتری بهشون گفته میشد. منظورم این بود که این تنفر از سرما شاید باعث بشه چیزهای که باید بهشون گفته بشه که تکاملشون سریعتر بشه دیرتر اتفاق بیفته. یه کم به عمق سوالات توجه کنید دوست عزیز.

        در مورد پاسخ به سوال هشت که خب اینایی که گفتید رو خودم هم درصورت سوال گفتم ولی بازهم ادامه سوال رو خوب نخونید و به عمق سوال دقت نکردید!!!

        درمورد جوابی که به سوال 9 و 10 داید هم مشخصه مثل بقیه سوالات اون رو خوب نخوندی. دوست عزیز خواسته خیلی با رسالت فرق داره و اگه خوب سوال رو میخوندی میدیدید که داخل پرانتز گفتم “با این فرض که در تمام اون موضوعات هم استعداد و هم علاقه و … رو داریم”

        موفق باشید.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مریم بهاری گفته:
    مدت عضویت: 3350 روز

    سلام استاد عزیزم

    من حدود یک سال و نیم هست که شاگرد شما هستم و از مطالب و دیدگاهتون بهره بردم و انصافا نتیجه های خوبی گرفتم. اما در طی این مسیر سوال هایی برام پیش آمده و اگر بدانم و برام رفع ابهام بشه مسلما پذیرش مطالب برای ذهنم خیلی راحت تره و طی این مسیر برایم سریع تر می شه. خیلی خوشحالم که این فرصت رو در اختیارمون قرار دادید که سوال هامون رو بپرسیم.

    من علاوه بر مشاهده فایل های رایگان و یکی از دوره ها، کتاب “چگونه فکر خدا رو بخونیم” رو مطالعه کردم و با دیدگاه سیستمی به خداوند رو متوجه شدم و سعی کردم به کار بگیرم. در این دیدگاه می گوید خداوند یک انرژی منبع هست و مانند آینه ای عمل می کنند که فرکانس های خودمان را به خودمان بر می گردانند و ما باید تمام تلاشمان را بکنیم که شاد باشیم و فرکانس های مثبت ارسال کنیم و …. حالا دو سوال اساسی در مورد این دیدگاه برایم پیش می آید:

    – شرعیات و احکامی که در قرآن وجود دارند مثل نماز و روزه واجب، حرام و حلال خوراک ها، محرم و نامحرم، پوشش و … در این دیدگاه چگونه توجیه می شوند؟ آیا واقعا احکام خداوند هستند؟ آیا واقعا لازمه سعادت در آخرت؟ آیا خداوند متعال تعهد و وظیفه ای برای انسان ها در قبال خودش و انسان های دیگر قرار داده است؟ با دید سیستمی به خداوند این احکام (و کلا دادن احکام شرعی جزئی از طرف خداوند) چگونه توجیه می شوند؟

    – در دیدگاه سیستمی ظاهرا احساس خوب و فرکانس های مثبت برای هر فرد نشانه نزدیکی به خدا و … بوده، حالا اگه افرادی با آزار دیگران یا خوردن حق دیگران هم احساس خوبی داشته باشند و کوچکترین احساس منفی و گناهی درشان شکل نگیرد و یا حتی با کارهایی مثل کشتن گروه هایی از مردم، احساس شادی و آرامش بکنند(که نمونه هاشان را همه دیدم). تکلیف این ها چیست؟ آیا صرف داشتن احساس خوب و آرامش نشانه نزدیکی به خدا و سعادت در آخرت هست؟ آیا در کنار احساس خوب هیچ خط قرمزی برای اعمال ما انسان ها وجود ندارد؟

    – سوال بعدی من در مورد معاده. استاد عزیز می خواهم نظر شما رو بصورت کلی در این موارد بدونم: در مورد روح خدایی که در وجودمان هست و اینکه بعد مرگ چه می شود؟ اینکه آیا واقعا جهنم و عذابی در کار هست؟ ملاک پاداش و عذاب آخرت چیه؟ شرط سعادت در آخرت چیه؟

    – استاد عزیز در برخی از آیات قرآن به امتحان های الهی اشاره شده به این صورت که ممکن است برای یک فرد بسیار با ایمان اتفاقات و رویداد هایی بد رخ دهد. با توجه به قانون جذب، یک فرد با ایمان (و مسلما با فرکانس های ارسالی مثبت) چگونه چنین رویدادهایی را جذب کرده است؟

    – استاد عزیز من و مسلما خیلی از دوستان در این سایت حسابی با دقت ویدئو های شما را می بینیم و حتی به کوچکترین نکات رفتاری شما در آن ها دقت می کنیم چون که همه اون ها می تونند مصداق های همون آموزش نحوه فکر کردن و عمل کردن در مورد مسائل زندگی باشه. یه چیزی که برای من ابهام داره و اگه روشن بشه خیلی بهتر می تونم آموزش و حرف های شما را پیگیری کنم مسأله همسر شماست. من هنوز متوجه نشدم که شما در حال حاضر متاهل هستید یا خیر و اگر همسری دارید خیلی دوست دارم ایشان را هم ببینم و همانطور که همه مان از رابطه عالی بین شما و پسرتان الگو گرفته و لذت می بریم مسلما از دیدن همسر شما و رابطه خوبتان هم کلی نکات مهم می تونیم یاد بگیریم.

    – استاد عزیز ازتون خواهش می کنم که اگه پیشنهادی برای نماز و یا کلا عبادت های روزانه دارید برامون شرح بدید. چکار کنیم که با تمرکز و با کیفیت باشه و کلا به چه صورت باشه؟ خودتان در این مورد چه کار می کنید؟

    با توجه به اینکه در قرآن از شیطان به عنوان یک موجود واقعی خارجی یاد می شود، از نظر شما این موجود کجاست و به چه صورت عمل میکند؟

    در این دیدگاه سیستمی هدف خداوند از خلقت انسان ها چه بوده؟ در آیه ای قرآن داریم که “و ما خلقت الانسان الا لیعبدون “. جایی می خواندم که منظور از عبادت، تمایل به

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  3. -
    سیما حسینی گفته:
    مدت عضویت: 3222 روز

    سلام اقای عباسمنش محترم من بازم چن تا سوال دیگه دارم.

    1. یادمه زمانی که من دانشجو بودم توی یکی از کلاسای عمومی شاید اسمش اندیشه اسلامی بود استاد مربوطه داشت این آیه رو بررسی میکرد که وقتی خداوند انسان را افرید فرشته ها معترض شدند که انسان خونریز و ظالم است و تفسیر این استاد از این ایه این بود که چون کره خاکی زمین برای انسان محدود و کم است و طبع سیری ناپذیر او را ارضا نمیکند مدام در جنگ و نزاع با یکدیگرند ولی شما دقیقا عکس این موضوع رو میگین که همه چیز نامحدود هست در این کره ی خاکی اگر میشود توضیح دهید.

    2. سوال بعدی من باز مربوط میشه به موضوع فراوانی ما الان توی ایران با بحران کم ابی به سر میبریم آیا این هم یک باور است و یا نه؟ اگر میشود توضیح بدین دقیقا باید چه کار کرد که باور فراوانی برای ما درونی و نهادینه شود؟

    3. سوال بعدی من مربوط میشه به یک چالش چند ساله ی من یعنی از وقتی که با قدرت جذب اشنا شدم شما توی کلیپ قدرت جذب چیست گفتین که انسان توی زندگی خود به هرچیز که توجه کند همان چیز را جذب میکند ولی من اکثر مواقع عکس این موضوع برام اتفاق می افته یه مثال کوچیک میزنم مثلا یادمه توی دوران دانشگاهم وقتی امتحان میدادم بعد از امتحان به شدت خوشحال بودم که امتحانم رو عالی دادم و فقط به لحظه ای که نمره ی خوبم رو میبینم فکر و توجه میکردم و دقیقا همون امتحان من بدترین نمره اون ترم من مبشد و یا عکس اون که انتظار داشتم بد بشه نمره ام ولی خوب شده و این توی موضوعات دیگه زندگی منم باز دیده شده که توی ذهنت یه چیزی اماده کردم بعد از مدتها ولی دقیقا عکس اون اتفاق می افته. اگه میشه لطفااا این موضوع رو توصیح بدین چون چندین ساله که این سوال و ابهام برای من وجود داره خیلی ممنونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      Aida گفته:
      مدت عضویت: 3511 روز

      دوست عزیز سلام

      1٫بله استاد زا باور فراوانی صحبت میکنن. براوانی تو همه چی.ثروت عشق زیبایی سلامتی و…

      این به معنای این نیست که تو دنیا فقط چیزای خوب وجود داره. دنیا دنیای 2قطبیه و همه چیز توش هست. اگر خوبی هست بدی هم هست. اگر ثروت هست فقر هم هست. اگر سلامتی هست بیماری هم هست و…

      ما اینجا نیستیم که بگیم چیزای بد تو دنیا وجود نداره. ما اینجائیم چون میخواهیم تو مدارو فرکانسی قرار بگیریم که فقط چیزای خوب رو تو دنیای ببینیم و تجربه کنیم.

      اون چیزای دیگه هم تو دنیا هست و باید باشه. چون هرچیزی در کنار متضادش معنی پیدا میکنه. علاوه بر این تمام اینها در کنار هم باعث گسترش و پیشرفت جهان میشن. یعنی هم فردی ک کار خوبی میکنه به گسترش جهان کمک میکنه هم فردی که کار بدی میکنه. در هر دوحالت جهان داره بسط پیدا میکنه. هم در قران ه این موضوع اشاره شده . هم توی فیزیک و نجوم اگر مطالعه داشته باشید دانشکندان میگن جهان و کهکشهانها در حال گسترش پیدا کردنن و جهان هیچ مرز و حدوخصری نداره. روزبروز داره بزرگتر میشه.

      برای سوالات این چنینی میتونید کتاب گفتگو با خدا از خانم نیل دونالد والش رو بخونید.

      2٫اور کم ابی یک باور محدود کنندست. 20ساله داره میگن اب کمه داره تموم میشه. اما هیچ وقت تموم نشده. 70درصد کره زمین رو اب تشکیل میده. این ابها وقتی بخار میشن میره تو جو چاره ای ندارن جز اینکه دوباره ب زمین برگردن .یعنی ابرو بارون میشن. از نظر علمی چیزی میتونه بخار شه و از سیاره زمین و جوز مین خارج شه؟؟؟؟ ایا اب میتونه ب چیز دیگه ای نبدیل شه تو زمین؟

      پس این ی باور هست.

      استاد تو روان شناسی ثروت 1 توضیح دادن که نانوتکنولوژی الان داره به سمتی پیش میره که بتونه تمام اب دریاها و اقیانوسهارو شیرین کنه.کدوم کم ابی؟ دنیا همیشه در حال پیشرفته

      وقتیم بچه بویدم میگفتن نفت وسوختای فسیلی دارن تموم میشن و چنگ جهای بعدی سر نفته. نفت تموم شده ایا؟؟؟ اصلا قبل از تموم شدن نفت تونستن به انرژی خورشدی و انرژی هسته ای برسن که جفتشون منابع محدودن

      اینو ساسیمتدارا ساختن واس اینکه تنبلی کنن و ب خودشون زحمت ندن اب تسویه کنن و هزینه کنن ))))))

      3٫ دوست عزیز اول اینکه اتفاقی که بارها میفته به باورهای ما مربوط میشه. همین که میگین ب هرچی فکر کنم عکسش میشه ی باور تو ذهن شماست. ازین گذشته مطمئنا باورهای دیگه ای داشتین که باعث شده نمره خوب نگیرین. داستان این نیست که شما فکر کنی نمرت خوب میشهف بعد نمرت خوب بشه. داستان اینه ک شما چه باورهایی داشتی . در مورد خودت. در مورد اون درسه. در مورد استادت و.. پس لطفا به باورهات مراجعه کن

      اما در مورد تمرکز و توجه. درسته تمرکز و توجه به هرچیزی باعث گسترش هم جنس اون در زندگیمون میشه. ممکنه بخاطر باورهای اشتباهتون نمره خوب نمیگرفتین. اما مطمئن باشید که اون فرکانس مثبتی ک از روی توجه و تمرکز خوب شما ناشی شده ب شکل دیگه ای و توی اتفاق خوب دیگه وارد زندگیتون شده.

      ضمنااا این تمرکز و توجه لحظه ای نیس. تو ی بازه کوتاه نیس. باید ی چیز مستمر باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    علیرضا گفته:
    مدت عضویت: 2920 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خدایا هر آنچه ک دارم همه از آن توست

    درود بر استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز و دوستان گل

    إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ‌

    همانا کسانى که ایمان آورده‌اند و کسانى که مهاجرت نموده و در راه خدا جهاد کرده‌اند، آنها به رحمت پروردگار امیداوار هستند و خدا آمرزنده و مهربان است.

    توحید همه چی هست وقتی باورهای توحیدیت درست بشه و به اون خدای وجودت وصل بشی بهت میگه چیکار کنی از خودش میپرسی بهت جواب میده

    تجربه امروز خودم رو تعریف کنم هر روز صبح که شکرگزاری میکنم و شروع میکنم با خودش صحبت کردن بهم گفت هر اتفاق کوچک بظاهر و چ بزرگ افتاد رو داخل کانال یادداشت کن و سپاسگزاری کن و بلافاصله اتفاق افتاد یادداشتش کن منم گفتم چشم امروز صبح برای بازدید با مشتری رفته بودم واحد ببینم دیدم فروشنده ملک ی شکلات به من و خریدار تعارف کرد و من برداشتم و نوشتم خدایا شکرت بخاطر این شکلات ک بهم دادی بعد اتفاقاتی خوبی ک پشت سر هم میفتاد یکیش این بود ک من داشتم کامنت دوستان رو میخوندم بعد که نگاه کردم دیدم شارژ کیف پول برای خرید جدید 25درصد تخفیف پیامش اومد از سایت رو صفحه و چقدر خوشحال شدم و ذوق کردم که مسیرم درسته و بلافاصله یکی از دستان ثروتمند خدا تماس گرفت گفتش من برای خودم هرسال برنج سفارش میدم و 20کیلو هم میخوام بیارم در منزل شما و خودش اومد و میخواستم واسش واریز کنم گفت نمیخواد همینطوری دلی آورد و چقدر خدا رو شکر کردم که از ی شکلات امروز صبح سپاسگزاری کردم و نوشتم دیدم چقدر زیبا همه چی عالی داره رقم میخوره و از جایی که فکرش نمیکنی خداوند از بی نهایت طریق روزی رو میرسونه پس همش توحید هست فقط به خودش وصل بشیم همه چی میشه برامون فقط اگه جلوی سر راهش کنار بریم و روی خودش حساب کنیم بخودش قسم کاری میکنه آدم مات و مبهوت میمونه

    در مورد مهاجرت پرسیدن دوست عزیزمون

    اینکه اول بپرسیم برای چی میخوایم مهاجرت کنیم

    آیا مهاجرت بکنیم بخاطر رشد و پشرفت خودمون هست یا میخوایم به دیگران نشون بدیم

    آیا میخوام مهاجرت کنم برای فرار ی سری مسائل هست یا میخوام برم واسه ی هدفی ک از قبل نوشتم

    اول باید تعریف کنم واسه خودمون چرا میخوام مهاجرت کنم بعد ببینم چ باورهای میریزه بیرون بعد بیام درستشون کنم در مورد مهاجرت منطقی کنم به ذهنم که امکان پذیر بشه و تکرار کنم باورهای درست رو اون موقع از خدا هدایت بخوام با ویژگی‌های که میخوام اون کشور داشته باشه چ آب وهوای میخوام داشته باشه ،دوست دارم به چ زبونی صحبت کنن انگلیسی یا فرانسوی بیام با جزئیات بنویسم و کاری نداشته باشم کدوم کشور اون کشور رو خدا میبردت و هدایتت میکنه چون از قبل کدش نوشتی

    بعضی ها هم دوست دارن زود برسن به ی خواسته دنبال این استاد و اون استاد هستن بعد ی مدت میبینن گمراه شدن بجای اینکه در مسیر خداوند باشن چون دنبال ی تکنیک هستن ک سریع برسن به ی خواسته اوایل هم خودم چنین فکرهایی میکردم اما بجایی نرسیدم و دیدم اگه میخوام رشد کنم فقط وقتم در این سایت بزارم چون قانون رو به درستی آموزش داده میشه و مهمتر از آن نتیجه تو دست استاده توی همه زمینها و کسانی که نتیجه گرفتن به خاطر اینه که عمل کردن و خدایا سپاسگزارم ازت هدایتم کردی که در این سایت مقدس باشم که چقدر با دیدن فایل ها و کامنت خوندن چ کدهایی برام باز میشه که راحت تر مسیر رو ادامه بدم

    عاشق همتونم که این قدر خوبین در پناه خداوند یکتا باشین ️️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      عاطفه معین گفته:
      مدت عضویت: 1091 روز

      سلام علیرضای عزیز، چقدر از کامنتت حس خوبی گرفتم و چه جالب بود برام این هم فرکانسی، من هرشب قبل از خواب نکات مثبت روزم رو یادداشت میکنم و دیروز که داشتم جلسه دوم قدم 5 رو گوش میدادم با چند جمله از استاد یه حسی بهم گفت پاشو نعمت هایی که تو حالا خدا بهت داده رو بنویس ، فایل رو نگه داشتم و شروع کردم به نوشتن و تازه یادم اومد چه خواسته هایی داشتم و خدا بهم داده، بهش گفتم ای روزی دهنده من ازت میخوام از جایی که فکرش رو نمیکنم بهم امروز روزی بدی ،کمتر از ده دقیقه گذشته بود که همسایه واحد رو به رویی بهم پیام داد برای چند تا از دوستام سمبوسه میخوام برام ده تا بذار کنار( آخه من کسب و کار خونگی دارم ، برای مغازه همسرم سمبوسه درست میکنم و حقوق میگیرم ازش با لطف الله)

      تا پیام همسایه رو دیدم بازم بابت همین سفارش سپاسگزاری کردم و دوباره پیام اومد 10 تا رو بکن 12 تا بازم سپاسگزاری کردم ، وقتی ظهر اومد سمبوسه ها رو تحویل گرفت برام یه بطری آب انار آورده بود ، باز هم سپاسگزاری و یادداشت و تا شب مدام اتفاقات خوب پشت سر هم بیشتر شد که اگه بخوام بنویسم طولانی میشه .

      تسلیم بودن و به خودش سپردن و سپاسگزاری اصل همه چیز.

      من از دیروز تصمیم گرفتم جدایی از نکات مثبت شب روزها هم هر اتفاق خوبی که رخ داد بنویسم و همون لحظه سپاسگزاری کنم .

      ممنون بابت کامنت خوبت .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        علیرضا گفته:
        مدت عضویت: 2920 روز

        سلام خانم عاطفه عزیز

        خدایا شکرت من خیلی خوشحال میشم وقتی اون نقطه آبی جلوی اسمم میبینم و میگم برم ببینم خدا چ عزیزی رو هدایت کرده بسمت کامنت من تا ازش درس بگیرم و منم حسم اول صبح با خوندن کامنتت خوب شد سپاسگزارم ازت

        ای روزی دهنده من از جایی که فکرش رو نمیکنم بهم روزی بدی

        انشاالله هر روز با قدم برداشتن مهاجرت کنی به مدار بالا و بالاتر

        شاد باشی و پر از اتفاقات خوب در زندگیت بیفته

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مهسااااااااا گفته:
    مدت عضویت: 4211 روز

    سلام استاد خوب ما.

    سوال من این هستش که شما در دوره های جدید خصوصا در دوره جهان بینی توحیدی گفتید که می خواهید نشون بدید که از صبح تا شب چجوری روی باورهاتون کار می کنید و چجوری تفریح می کنید و چه طور با تضادها روبرو می شید یا به کارهاتون می رسیدو در کل چجوری زندگی می کنید… یعنی شما درباره زندگی و شرایط الانتون بیشتر صحبت می کنید، توضیح بدید که اون موقع که شرایط مالی خوبی نداشتید و یا در اول راه بودید ، به چه شکلی هم روی باورهاتون کار می کردید ؟ هم به کارهاتون می رسیدید و هم چطور تفریح می کردید؟

    سوال بعدی اینکه در یک جا توضیح دادید که باید تمام تمرکزمون رو از صبح تا شب بزاریم روی یک موضوع و پروندش و ببندیم و بزاریم کنار … خود شما چجوری به کارهاتون میرسید یعنی چطور هم با تمرکز بالا روی کارهایی که باید انجام می دادید متمرکز می شدید و هم چطور روی باورهاتون تمرکز می کردید؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    محمد خودسیانی گفته:
    مدت عضویت: 3761 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم وهمچنین دوستان پر انرژی خودم

    استاد یه سوالی که ازتون داشتم اینکه برای کسی که شغلی نداره اگه از دوره های روانشناسی ثروت استفاده بکنه تاثیر داره یا خیر؟

    اگر راجب این مسئله توضیح بدید خیلی لطف میکنید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      سمانه ام گفته:
      مدت عضویت: 4290 روز

      سلام … خود استاد تو دوره میگن ثروتمند شدن شما ربطی به داشتن یا نداشتن شغل نداره ….. ربطی به مامان و بابا تون …. ارث ومیراث….. تحصیلات …… خانواده ….. شهر و کشور خاصی ….. به هیچی به هیچی ربطی نداره …..

      بله میشه استفاده کرد … دوره ی روانشناسی باورهای شما رو به طور ریشه ای و بنیادین تغییر میده ….. یه آدم دیگه میشید …….

      من خودم بعد از اینکه اون دوره رو دیدم یکی از شکرگزاریهام این بود که خدایا خوب شد من این مفاهیم رو فهمیدم قبل از مرگم …..

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    محمد صادق معاونی گفته:
    مدت عضویت: 3512 روز

    سلام خدمت دوستان گرامی و استاد عباسمنش عزیز

    خیلی خوشحال شدم که همچین فایلی رو قرار دادید. سوال هایی که خدمتتون دارم اینه که:

    1- نحوه باورسازی شما چگونه است و چقدر زمان برای آن میگذارید؟

    2- در مواقعی که از لحاظ مالی مشکل داشتید چطور روحیه خود را با باور فراوانی یا باورهای دیگر حفظ میکردید؟

    3- توضیح کاملی در رابطه با عبارات تاکیدی و روش خودتان؟

    4- چطور و چگونه با وجود زمزه های ذهنی و با وجود مسائل راه خود را ادامه دادید؟

    5- توصیه شما به ما چی هست ؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  8. -
    نگین کریمی گفته:
    مدت عضویت: 3800 روز

    سلام استاد عزیزم و دوستان گلم امیدوارم حالتون عااااالی باشه…

    راستش اخیرا برای من یه سوال یا بهتره بگم تناقض ایجاد شده که به باورم نسبت به خدا مربوط میشه. استاد ازتون میخوام که جواب سوالم رو بدید و کمکم کنید که این ابهام برطرف بشه… آقای عباس منش عزیز و دوست داشتنی من با شما خدا رو پیدا کردم و مسیر زندگیم تغییر کرد واقعا ازتون ممنونم که کمک میکنید درک درستی از خدا و قوانینش داشته باشیم. داشتن باورهای درست نسبت به خدا شرط لازم موفقیت و رسیدن به هر خواسته ایه و بر عکس وقتی باور ما نسبت به خدا ایراد داشته باشه، در همه جنبه ها از مسایل مالی و کاری گرفته تا ازدواج و در کل همه اهدافمون … دچار مشکل میشیم.

    من اخیرا توی آزمون استخدامی شرکت کردم و با تمام وجود میخوام که توش موفق بشم. به خودم تعهد دادم اول باید باورهامو درست کنم بعد مطالعه و تلاش فیزیکی و … شروع کردم به شناسایی باورهای نادرست و تونستم با تغییر باورها و تقویت خودباوریم انگیزه و انرژی پیدا کنم و با توکل بر خدا شروع کردم به برنامه ریزی و مطالعه. اما بعد از مدتی متوجه شدم یه باوری در مورد خدا توی ذهنم دارم که مثل ترمز جلوی حرکت منو میگیره و باعث میشه اونجور که باید خوب عمل نکنم و اون فکر اینه که اگه بخوام دقیقا به این هدف (شغل خاص) برسم دارم دستای خدا رو میبندم. شاید خدا برنامه بهتری برای من داشته باشه. شاید واقعا عاشق این کار نباشم و توی کارهای دیگه موفق تر بشم. چون قبلا توی صحبتهای شما شنیده بودم که مثلا در مورد ازدواج گفتید که نباید رسیدن به یه فرد خاص رو از خدا بخواهیم یا گفتید نباید رسیدن به یه شغل خاص یا قبولی تو کنکور رو هدف قرار داد یعنی ممکنه مسیر موفقیت ما از راه دیگه ای باشه و باید دستان خدا رو باز بذاریم. سوال من اینه منظورتون از اینکه دستان خدا رو باز بذارید دقیقا چیه؟؟؟

    توی صحبتهای آقای جول اوستین این جمله رو زیاد شنیدم: ممکنه کارها اونطور که شما میخواید پیش نره اما نگران نباشید حتما خدا برنامه بهتری برای شما داره… به نظر شما این حرف درسته؟ یعنی ممکنه برنامه خدا از مسیری باشه که ما دوست نداشته باشیم؟؟؟

    در مورد ازدواج هم این باور خیلی متداوله که هر چی قسمت باشه و خدا بخواد همون میشه! آیا اگه ما باورها و فرکانس مناسبی در مورد ازدواج داشته باشیم ممکنه خواست خدا با ایده آل ما فرق داشته باشه؟

    آیا ممکنه من بخواهم در این آزمون موفق بشم و به این شغل برسم، باورهای درستی داشته باشم، همه تلاشم رو بکنم، احساس خوبی هم درباره اش داشته باشم اما به هدفم نرسم چون خدا میخواد منو از راههای دیگه ای به ثروت برسونه؟

    آیا در چنین مواقعی باید تسلیم خواست خدا بود؟ (چون خدا از همه چیز آگاهه ازپیش رو و پشت سر…) یا روی خواسته خودمون متمرکز و مصر بمونیم تا محقق شدنش و به کمتر از خواسته مون قانع نباشیم؟

    میشه خواهش کنم درباره مفهوم توکل و تسلیم بودن در برابر خدا بیشتر بگید. کجاها باید تسلیم خدا باشیم و به خدا توکل کنیم؟

    ممنونم ازتون استاد دوست داشتنی…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      سعید کمره ای گفته:
      مدت عضویت: 4145 روز

      سلام دوست عزیز.

      این موضوع نجوایی است که شما رو در ادامه مسیر بی انگیزه میکنه. استاد تو یکی از فایل در اینکه به صلاحم هست یا نه صحبت کردند. گفتند شما برای هدفتون تلاش کنید و به هدفتون برسید بعد اگه دیدید که براتون خوب نیست رهاش کنید. شما یاد بگیرید که به هدفتون برسید.

      اینکه دستان خدا رو باز بگذارید یعنی تجسم کنید که به هدفتون رسیدید و نه اینکه بگید من میرم فلان جا و فلان کار و فلان کار رو انجام میدم و به خواسته ام میرسم .تجسم کنید که به خواسته تون رسیدید و منتظر باشید تا نشانه ها و فرصت ها بهتون برسه.

      موفق باشی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سعید کمره ای گفته:
        مدت عضویت: 4145 روز

        یه نکته اضافه کنم.

        اینکه استاد گفتند که به هدفتون برسید بعد اگه دیدید که براتون خوب نیست رهاش کنید. در مورد ازدواج این کار رو نکنید. ازدواج کلا بحث ش چیز دیگه ای هست. گفتم اینو بگم یه موقعه اشتباه متوجه نشید.

        موفق باشید.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      خدیجه مجاور گفته:
      مدت عضویت: 2921 روز

      سلام استاد،سوال اول این دوست عزیز،سوال من هم هست،ولی من این مشکلو بیشتر در مورد ازدواج دارم،واسه همین من اصلا نمیتونم ب ازدواج فکر کنم،خیلی سردر گم شدم،لطفاراهنمایی بفرمایید،،،سپاس،..

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    عاطفه معین گفته:
    مدت عضویت: 1091 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به همگی ، من امروز صبح ساعت پنج و نیم از خواب بیدار شدم و تصمیم گرفتم از سکوت و آرامش خونه استفاده کنم طبق معمول اولین کاری که کردم وارد سایت شدم و تصمیم داشتم یه قسمت دیگه از زندگی در بهشت رو ببینم اینم بگم از شب قبل با خدا صحبت کرده بودم و ازش هدایت خواسته بودم و خدا هدایتم کرد به سمت فایل های مصاحبه با استاد و دقیقا بهم گفت بشین از قسمت اول نگاه کن منم گفتم چشم و تصمیم گرفتم از این قسمت شروع کنم کامنت بذارم و مطمئنم این خیلی بهم کمک می‌کنه .

    من خودم نوشتن رو خیلی دوست دارم و هر روز شکرگزاری ها ،سناریو ،ستاره قطبی و هر چیزی رو می نویسم و با نوشتن خیلی راحت تر میتونم ارتباط برقرار کنم، قبلا که قانون رو نمی دونستم و با سایت هم آشنا نبودم باز می نوشتم و با خدا حرف میزدم و هر بار مشکلی برام پیش می اومد باهاش درمیون میذاشتم ولی خیلی باورهای شرک آلود هم داشتم که خداروشکر 75 درصدشون دیگه وجود ندارند و آگاه شدم از خیلی چیزها … هر بار به تضادی بر می خورم هر بار مشکلی چه عمیق و چه سطحی برام پیش میاد که به ظاهر سخته به این فکر میکنم که خدا هست و برام حلش می‌کنه ، و این باور به خداوند این ایمان و توکل خیلی جاها به من کمک کرده و قوی تر شدم. اینم بگم هر چقدر روی خودت و باورهات کار می‌کنی مشکلات کمتر میشه و چرخ زندگی روان تر می چرخه

    هر چیزی باید تکاملش رو طی کنه و ما نمی‌تونیم بدون گذروندن تکامل به هدفمون برسیم ،وقتی تازه با استاد و سایت آشنا شدم فکر میکردم چون دو هفته رو خودم کار کردم باید قطعا به فلان هدفم برسم ، مثال : من دلم میخواستم بیرون بر خونگی داشته باشم و اومدم انجامش دادم ولی مشتری نداشتم ،اون زمان می گفتم من که به خدا توکل کردم دارم روی خودم کار میکنم دارم جملات تاکیدی میگم پس چرا نتیجه دلخواه رو نمی‌گیرم ، و بعد به این نتیجه رسیدم که به ظاهر ایمان دارم به خدا …

    حالا چطور ؟!

    من کارو انجام میدادم غذا رو می پختم ولی تو ذهنم این بود اگه مشتری نیومد چی !اگه غذا بمونه رو دستم چی !

    و همین طور گذشت و گذشت و من هی بیشتر یاد گرفتم بیشتر روی باورهای کار کردم و باورهای شرک آلود رو کنار گذاشتم و تکاملم طی شد تا به جایی رسیدم که مشتری داشتم از جاهایی که فکرش رو نمی‌کردم می اومدن و بهم سفارش می دادند ولی این فروش و مشتری اومدن همیشگی نبود …این تکامل طی شد تا اینکه خواسته ام تغییر کرد و دلم میخواست کار راحت تر بشه و چون ظرفم بزرگتر شده بود ایمان و توکل قوی تر شده بود هدایت شدم به همکاری با همسرم ، اولش ترس بود ولی باهاش همراه شدم و برای مغازش سمبوسه درست کردم (تکامل باز هم طی شد) و الان خیلی راحت هفته ای چند بار سمبوسه با تعداد بالا درست میکنم و خیلی راحت و عالی بفروش میرسند و درآمدی رو به رشد دارم و پولشون رو دریافت میکنم .

    چرا راحت به فروش می رسند ؟چون ایمان من قوی تر شده و الان بازم می‌خوام درآمدم بیشتر باشه و می دونم که نباید عجله کنم ،من روی خودم کار میکنم و قدم ها یکی یکی بهم گفته میشه ..نجواهای ذهن هست ولی من بهشون غلبه میکنم چون ایمان و توکل خیلی جایگاهش در ذهنم بالاتر رفته .

    بقول استاد هیچ وردی هیچ جمله خاصی نیست که بخواد ره صد ساله رو یک شب طی کنیم ، اما اما اما

    وقتی شروع میکنیم روی خودمون کار کردن از همون روز اول نشانه ها میاد و هی همه چیز روز به روز بهتر میشه ،چرا بهتر میشه ؟ چون ما داریم روی خودمون باورهامون کار میکنیم

    کنترل ذهن انجام میدیم .

    ممنون از استاد عزیزم برای همه چیز و سپاسگزار خداوندم که منو هدایت کرد که این فایل های عالی .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  10. -
    فرید ارشاد گفته:
    مدت عضویت: 3557 روز

    سلام استاد جان

    سلام دوستان عزیزم

    استاد وقتی به صحبت هایت در فایلهای مختلف گوش میدهیم و بارها و بارها گوش میدهیم و مدت ها از این گوش دادن ها و تفکر کردن ها میگذرد یک چیزی که به آن میرسیم و خوب درکش میکنیم خوب حسش میکنیم ثابت بودن قوانین الاهیست شاگردانت دیگر میداند قوانین یک اصل دارد و آن هم احساس خوب داشتن و لذت بردن از تک تک لحظه های زندگیست. در ابتدای آشنایی با شما هیجان رسیدن به آرزوهای مان را داشتیم هر تمرینی از شما می آموختیم فقط هدف آن بخاطر رسیدن به فلان خواسته بود هر تجسمی که میکردیم هر عبارت که استفاده میکردیم هر توجهی که میکردیم فقط میخواستیم به خواسته های مان برسیم و وقتی آرام آرام به خواسته های مان میرسیدیم شاد و خوشحال میشدیم و اینبار با جدیت دوباره میخواستیم قوانین رو مرور کنیم و به بقیه خواسته های مان برسیم حتی اغلب با یادگیری قوانین در ابتدا عجله هم میکردیم که حالا که موضوع باور رو فهمیدیم سریع تر باور بسازیم و سریع تر به خواسته های مان برسیم و این کار را هم کردیم ولی هرچه به فایلهایت به گفته هایت گوش دادیم و بارها و بارها شب و روز قوانین رو مرور کردیم به نتیجه رسیدیم که اصل زندگی همان لذت بردن و تمرکز بر نکات مثبت و تغییر نوع نگاه مان است همان لذت بردن و داشتن احساس آرامش است در این صورت ما همیشه به خواسته های مان رسیده ایم. استاد جان چی بگم حس فوق العاده ی که با آموزش قوانین کیهانی به ما دادی رو اغلب نمیشه بیان کرد فقط میشه حسش کرد خودمان را شناختیم دنیا را شناختیم خداوند را درک کردیم و قدرت حاکم بودن به سرنوشت مان را احساس کردیم. حالا که قصد داری درخواسته مصاحبه ی ما را بپذیری ازت میخوایم مثل همیشه مثل یک دوست احساس کنی که همه ی ماها در کنارت اومدیم و تو مثل یک رفیق بازهم در رابطه با احساس خوب داشتن صحبت کنی زیرا ما دیگر میدانیم که اصل قانون احساس خوب داشتن است و میدانیم که برای احساس خوب داشتن باید رو باورهای مان کار کنیم. استاد ما میخوایم بیشتر لذت ببریم میخوایم در این مصاحبه طوری تشویق مان کنی که اونایی که تازه با شما آشنا شده اند لذت بردن از زندگی رو با تغییر نگاه شان شروع کنند و ماهایی که یکم مسیر رو با شما طی کردیم بر لذت بردن مان بیفزاییم میخوایم از تغییر نگاهت صحبت کنی خودمان به تجربه رسیدیم که وقتی یه مدت طولانی با صحبت هایت زندگی میکنیم و احساس مان را خوب نگهمیداریم به خواسته های مان میرسیم میخوایم بازهم در رابطه با احساس خوب داشتن در رابطه با عجله نکردن در رابطه با اینکه از همین لحظه احساس کنیم به خواسته های مان رسیدیم صحبت کنی استاد برای مان از آرامش بگو.

    ممنونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: