ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1 - صفحه 39 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    175MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    24MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1524 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سجاد غلامی گفته:
    مدت عضویت: 2395 روز

    سلام استاد عزیز

    من یه دوستی داشتم که خیلی با هم دوست بودیم یعنی در اصل خیلی خیلی به هم نزدیک بودیم و من توی مغازه اون کار میکردم انقدر دوستش داشتم که ماه ها بدون حقوق براش کار میکردم اون زمان سنم پایین بود و نیاز مالی نداشتم و دنبال وقت گذرونی بودم که وقتم رو توی مغازه اون میگذروندم و هیلی اوقات من خودم رو حتی قربانی میکردم تا اون حالش خوب باشه یا بیشتر پول دربیاره چون این باور در من بود که باید برای رفیقت از دل و جون مایه بزاری

    خلاصه دوست من زندگی مالی خانوادگی خوبی نداشت و سواد هم نداشت یعنی یه بچه شر و شور بود که سیکل داشت و بیشتر ادامه نداده بود یه لات بود که محله ازش میترسیدن و یکی از دلایلی که من انقدر براش مایه میزاشتم این بود که اگر یه جا دعوام شد اون پشتم باشه

    از لحاظ سطح فرهنگ در یک شهر کوچیک بودیم که از لحاظ طرز تفکر و سطح فرهنگ و سواد اجتماعی در سطح پایینی بود و خلاصه من هیچ وقت به ذهنم هم خطور نمیکرد که وضع کالی این دوست من عالی بشه

    خلاصه من دانشجوی شهر دیگه ای شدم و چند سال ازش خبری نداشتم تا یه روز بهش زنگ زدم تا ببینمش

    برگشتم همون شهر و گفت بیا دفترم!

    منم گفتم حتما یه مغازه زده و میگه یهش دفتر!

    رفتم دیدم نه واااقعا دفتر داره یه شرکت بازرگانی کاشی و سرامیک که چندین نیرو داره خودش چک های میلیاردی میکشه و خونه ساخته ازدواج کرده و کلی اعتبار داره و من چند هفته قبل از این ملاقاتمون تماس گرفته بودم باهاش پول قرضی میخواستم و اون گفته بود ندارم در حالی که پول ناچیزی بود

    قشنگ یادمه که وقتی از دفترش اومدم بیرون میخواستم گریه کنم

    روکردم سمت آسمون و گفتم خداااایا اگه به این لات بی سواد که حتی بلد نبود ریال رو به تومن تبدیل کنه دادی باااید به منم بدی وگرنه اصلا وجود نداری و تا حالا گول خوردم که تو هستی!

    هر چی با خودم اوضاع رو زیرو رو میکردم متوجه نمیشدم که آخه خدایی که همه ی اون کارایی رو که به من گفته بودن بده و خدا مجازات میکنه و من دیده بودم که این بشر چقدررر به بقیه ظلم کرده بود و حالا خدا بهش جواب داده و همه آرزوهاشو بهش داده!

    اون اتفاق واااقعا سرمنشا تمرکز من روی سایت شما بود که آقا هر چی تا الان به من گفتن دروغ بوده چون دوستم همشونو نقض کرده یود اما استاد یه حرفای دیگه میزنه و یه دلایل دیگه ای رو میگه و من باید ببینم دلایل اصلی چیه!

    الان چندین سال از اون ماجرا میگذره و من بعد از اون چندین بار سعی کردم از شغلی که اون استفاده کرده بوپ برای پولدار شدن استفاده کنم و نمیشد چون فکر میکردم نوع شغل مهمه و وقتی نمیشد میرسیدم به این که شانسی شده یا پدرزنش بهش سرمایه داده و …

    استاد هنوزم این افکار گهگداری اذیتم میکنه چون اون باور ها پاشنه آشیلمه

    1-باور اینکه شانسی میشه پولدار شد و وقتی اعصابم خرده موفقیت دوستم رو به شانس ربط بدم نه به اعتماد به نفس و باورهایی که قدرتمند طبق اونا حرکت‌کرده

    2-هنوزم من رو بسیار غمگین میکنه چون خیلی توقع داشتم که اون دستم رو بگیره و وقتی این کار رو نکرد من بسیار خشمگین شدم و این موضوع به من ثابت میکنه که چقدر باید روی توحید تا آخر عمرم کارکنم

    3-حس قربانی شدن داشتم و دارم چون فکر میکنم اونا و همه ی اونایی که به من دلایل ظاهری موفقیت رو گفتن که همشون در این مثال نقض شده،میخواستن من رو گول بزنن

    4_حس ترحم نسبت به خودم دارم که عمرم رو گذاشتم پای دوستی که قدرم رو ندونست و این فکر از باور کمبود میاد که سن که میره بالا دیگه نمیشه و توی همه کاری نمیشه موفق شد و…

    5-حس نفرت دارم چون فکر میکنم حق منو خورده و انگار من رو نردبون کرده و پا گذاشته روم تا موفق بشه

    6-حس حسادت دارم چون خودم رو در خیلی از ابهاد برتر از اون میدونستم و حالا خودم رو کمتر از اون میدونم و احساس بی ارزشی میکنم

    و هزاران افکار دیگه

    صادقانه اگر بخوام از زاویه دید متفاوت به این موضوع نگاه کنم میبینم که واااقعا نمیتونم

    یعنی میتونم الان کلی بنویسم براتون که اون باید به من ثابت کنه که سن،تحصیلات،گذشته بد،کارهای بد،طرز قیافه،راه رفتن،لحن صحبت و… دلیل اصلی نیست که این کار رو کرد اما واااقعا سخته که حتی بخوام این ها رو‌ برای خودم تکرار کنم چون به شدت حس کینه و نفرت و حسادت از موفقیت دوستم سراغم میاد

    اما

    میدونم که تا آخر عمر باید تکرار کنم تا باورهام کم کم تغییر کنه

    استاد شاید اون آدم به من پول قرضی نداد اما بعد ها که فهمیدم قرض گرفتن عدم رعایت قانون تکامله حس رنجش کمتری نسبت به رفتار اون فرد داشتم چون گفتم منم بودم همین کارو میکردم نمیدونم به چه دلیلی بهم پول نداد اما کار درست رو کرد شاید حتی ناآگاهانه

    اون به من ثابت کرد که سطح تحصیلات اصلا در موفقیت و پولدار شدن یک فرد مهم نیست و خیلی تاثیر عمیقی روی تغییر باور تحصیلات بالا یعنی پرستیژ و پول زیاد برای من داشت

    اون اصلا آدم خیلی جذاب و خیلی خوش هیکل و اسنا نبود و اصلا همه ی این کلاس های فن بیان و طرز کلام بدن زو اصلااا نمیدونست و اون به من فهموند که آقا اینا همش ظاهرسازیه که از فرعیاته و من رو چقدر در پذیرفتن بیشتر جملات دزوس شما کمک کرد

    اون سنش بیشتر از من بود که موفقیتش هم از لحاظ زمانی چند سال بیشتر طول نکشیده بود و به عدد های بالایی رسیده بود که همین عامل به من ثابت کرد تکامل بستگی به زجر کشیدن در سال های طولانی نداره و عامل دیگه ای تاثیرگزاره

    این که با اعتماد به نفس چند نفر رو مدیریت میکرد به من ثابت میکنه که میشه گذشته خیلی افتضاحی از لحاظ اعتماد به نفس داشت و به این حد از اعتماد به نفس رسید

    این که اون به من میگه نه سر پول دادن و پا میزاره روی این باور ریشه دار که لازم نیست اگر پولدار بشی به کسی مدیون باشی و مجبور بشی حتما کمک کنی به من توی برطرف کردن این ترس کمک میکنه

    این که فرصت ها توی شهر کوچیکی مثل اون شهر هم زیاده و میشه از همون جایی که هستی شروع کنی برای من میتونه مصداق فراوانی باشه

    استاد خیلیی باید این ها رو با خودم تکرار کنم الان که دارم مینویسمشون هم مدام احساسات متناقضی رو تجربه میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1495 روز

    سلام به استاد عزیز و مهربان

    سلام به دوستان خوب خودم

    برای بار دوم است که در حال شنیدن این فایل هستم

    چقدر این صحبت ها در من انگیزه بخش هستند

    چقد راین صحبت های استاد برای من راهگشا بود

    چقدر این فایل ها و صحبت های استاد در این موضوع برای من تکان دهنده است

    واقعا حال که با خودم صادقاه فکر می کنم می بینم که من هم دچار یکنوع حسرت و دنبال موفقیت دیگران بودن بودم

    دقیقا من هم خیلی موارد از دیدن موفقیت های دیگران

    از شنیدن خوشی های دیگران

    حسادت کرده ام

    آن وقت ها فکر می کردم که از روی کنجکاوی است

    خیلی اوقات خشم در وجود من رخنه کرده است

    آه کشیده ام

    افسوس خورده ام

    همه اینها بخاطر این ذهن من بوده است که زمام من را در برگرفته بوده است

    به این خاطر بوده است که از توانایی ها و استعداد های خودم غافل شده بودم

    خیلی اوقات حالم بد می شد و به خودم می گفتم ای احمق چرا تو نمی توانی

    تو مگر چی کمتر داری

    آخه چرا ؟

    این آخه ها

    این سرزنش ها

    خیلی اوقات من را نه تنها جلو نمی برد بلکه من را عقب و عقب تر می انداخت

    خداوند را سپاس گذار هستم که اکنون با این موفقیت آشنا شدم

    وقتی دوستم موفق شده است اکنون به خودم می گویم ببین سعید توهم می توانی

    ببین سعید تو هم تلاش کنی موفق خواهی شد

    ببین سعید این الگو می تواند برای تو هم رخ بدهد پس تلاش کن

    بدو بدو فقط باید روی باورهای خودت کار کنی

    فقط باید خودت را بیشتر دوست داشته باشی

    فقط باید به خودت این حق را بدهی که که می توانی موفق بشوی

    اکنون به این درس و منطق رسیده ام که اگر کسی در یک موضوع موفق شده است پس من هم می توانم موفق بشوم

    من هم می توانم به نتایج عالی برسم

    من هم می توانم به آن چیزی که می خواهم دست پیدا کنم

    خداوند را سپاسگذارم که من را در مسیری قرار داده است که هر چه بیشتر روی باورهای خودم کار کنم بی شک من موفق تر خواهم بود

    می دانم که وقتی بخواهم جا پای موفقیت های دیگران بگذارم بی شک من راحت تر می توانم موفق بشوم

    من به آسانی و بدون تلاش زیادی می توانم به جایگاه عالی برسم چرا که جاپای دیگری می گذارم که آن شخص آن راه را رفته است و با الگو برداری از او می توانم به نتایج دلخواه خودم برسم

    خوشحالم که امروز با این فایل عالی روبرو شدم و به این نکته پی بردم که واقعا خوشحالی و حال خوب من را چند برابر بیشتر کرده است

    سپاس از استاد عزیز

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    محمدرضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1595 روز

    بنام خداوند هدایتگرم به سمت آنچه من میخواهم

    سلام به استاد و مریم عزیزو همه دوستان

    جواب سوال قسمت اول

    وقتی یکی از دوستان به موفقیت مالی برسه، اگر جز افراد خیلی نزدیکم باشه در ابتدا ناخوداگاه حسرت میخورم و خودم سرزنش میکنم، اما اگر اون فرد جز نزدیکانم نباشه، در همون ابتدا تحسین کردنش و تبریک گفتنم به او خیلی راحت تره و قانون الگو برداری خیلی راحت و سریع در خودم اجراش میکنم

    اما در مورد دوستای نزدیکم و اقوام اولش حسادته ،ناتوانی خودم و سرزنش کردنه اما بعد سعی میکنم تحسینش کنم

    جواب سوال اول مرحله سوم

    #همه ما ادم ها ویژگی ها و استعدادهای یکسانی داریم

    #اگر فقط یک نفر تونسته به اون موفقیت برسه منم میتونم

    #اگر یک نفر تو این شرایط و امکانات نتیجه گرفته پس منم میتونم

    #اگر ادامه بدی و استپ نکنی قطعا نتیجه خوب میاد

    #هر اتفاقی که بیفته جزئی از مسیر تکامل و پیشرفته و خیرتی داره

    #مسائل اومدن تا ما رو بزرگتر کنند

    #اگر دنبال حل مسئله باشیم جوابش پیدا خواهیم کرد

    #مسائل اومدن تا ما خواسته هامون بهتر بشناسیم

    #اتفاقات زندگی برای این هست که ما هر روز پیشرفت کنیم

    #هر میزان نعمت و دارایی که الان دارم باید بخاطرش از صمیم قلبم سپاسگزارش باشم

    #باید برم تو دل ترس هام تا موفق بشم

    #این اتفاق افتاده تا منو حرکت بده

    #اگر اون شخص با اون شرایط و عملکرد داغون تونسته پس من که حتما میتونم

    #نگران حرف مردم نباشم و درست ترین کار انجام بدم

    جواب سوال دوم مرحله سوم

    *قدم ها یکی یکی بردارم

    *تکامل طی کنم تو هر کار و فعالیتی

    *نقد کار کنم

    *بهترین خودم ارائه بدم

    * تو یک زمینه متخصص باشم و مهارت ثروت ساز بلد باشم

    *باید تلاش کرد هم ذهنی هم فیزیکی

    *به همه خواسته هام میرسم اگر ادامه بدم

    *با تکامل و مهارجت ایمانم نشان بدم

    *به صدای قلبم گوش کنم

    *انضباط در انجام امور اداری و کارهام داشته باشم

    *باید تلاش کرد و ادامه داد و خسته نشد

    *به حرف یک متخصص گوش بدم که نتایجش تو دستش باشه

    *تمام کارها و قراردادهام مکتوب انجام بدم و شفاف

    *تا حرکت نکنی قدم بعدی بهت گفته نمیشه

    در پناه الله یکتا شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    اسحاق شفایی گفته:
    مدت عضویت: 2594 روز

    سلام استاد عزیزم

    سپاسگذارم بابت شروع این دوره بی نظیر که البته به دوره عزت نفس که به تازگی هم تهیش کردم بی ربط نیست همونطور که گفتید در این کامنت تمرین این جلسه رو انجام میدم

    بعد از دیدن این جلسه متوجه شدم هنوز اگر موفقیت افراد دور و اطراف چه آشنایان چه غیرآشنایان رو می بینم یه حس حسادت خیلی بد بهم میده مخصوصاً اگر اون افراد از نزدیکان من باشه

    چون احساس میکنم چقدر اونا شانس داشتن و من چقدر بدشانس و بی عرضه و عقب هستم از اونا در ادامه لیستی از این افراد آماده کردم

    *علی: رابطه عاطفی که در دانشگاه داره

    -هر موقع می بینمش حس بدی میکنم چون فکر میکنم چقدر من بی عرضه و بدبخت و زشت هستم که هیچ وقت نمی تونم مثل اون یک رابطه فوق العاده رو تجربه کنم

    #از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود: به خودباوری برسم،

    الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم؟

    -اگر از این زوایه نگاه کنم که اگر علی تونسته که قیافه چنان جذابی شاید نداشته باشه من هم می تونم رابطه عاطفی عالی مثل اون بسازم و همچنین باید اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی خودم رو روش کار کنم تا همه چیز در شرایط مناسب خودش رخ بده

    -چه درس هایی می توانم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این افراد شده است؟

    اینکه احساس ارزشمندی چقدر می تونه مهم باشه و من باید خیلی روش کار کنم

    *موفقیت فاطمه : توی کمتر از 5 سال تونسته درآمد بالای 90 میلیون دربیاره اونم از راه علاقش

    -وقتی فهمیدم احساسم سریع بد شد چون گفتم من توی 5 سال گذشته چیکارکردم و اون چیکار کرده در حالی که منم کسب وکار اینترنتی خودم رو هم در همون سال شروع کرده بودم.

    #از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود: به خودباوری برسم،

    الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم؟

    -از این زاویه که اولا تلاشی که اون کرده قطعاً در طول مسیر من نکردم و به جای مقایسه کردن می تونم ازش الگو بگیرم و به این باور برسم که اگر اون تونسته قطعاً منم می تونم و چقدر خوب که اتفاقاً در این حوزه موفق شده این نشون میده که اگر مسیر علاقت رو در راه درست با باورهای درست دنبال کنی چقدر می تونی نتیجه بگیری

    -چه درس هایی می توانم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این فرد شده؟

    اینکه اگر مسیر علاقت رو با تعهد و باورهای درست دنبال کنید که البته تمرکز هم خیلی مهمه می تونی زندگی مالیتو در عرض چندسال دگرگون کنی

    چون فصل امتحاناتم هست زیاد نتونستم بنویسم اما سعی میکنم بازهم بنویسم چون وقتی می نویسم اول از همه به خودم کمک میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1639 روز

    بنام خداوند بخشنده بخشایشگر…

    سوره زمر…آیه 1

    کتابی است که از سوی خداوند توانای شکست ناپذیر و حکیم نازل شده است

    بی تردید ما این کتاب را به حق نازل کردیم ،خدا را در حالی بپرست که اعتقاد و عبادت را برای او خالص کنی.

    آگاه باشید!که عبادت خالص فقط برای خداست و کسانی که به جای خداوند معبودانی انتخاب کرده اند ما آن ها را نمی پرستیم جز برای اینکه ما را آن گونه که شایسته است به خدا نزدیک کنند.

    مسلما خداوند بین بت پرستان و خداپرستان در روشی که در آن اختلاف داوری خواهد کرد،بی تردید کسی را که دروغ گو و بسیار ناسپاس است هدایت نمی کند.

    سلام و درود به سایت بزرگ بهشتیم…

    قبل از اینکه باورهای محدود کننده مو بگم..چیزیه که من دارم به واضح برام روشن میشه….

    اینه که ما هر کدوممون برای رشد و پیشرفتمون در تمامی جنبه های زندگیمون به این سایت هدایت شدیم..پس همه ما..تو یه مسیر با همدیگه داریم قدم برمیدارییم..

    حالا هر کدوممون باورامون بستگی به محیط و جامعه ایی که توش زندگیمون آغاز شده!..متفاوته!

    همین فرد شخص من…باید بیام اون آشغالهایی که سالیان سال زیر گره های ذهنیم چرک بسته رو شناسایی کنم…

    چرا!؟چون باورهای محدود کننده من با فرد a یا اقا و فلانی دوست هم فرکانسیم…متفاوته.

    حالا من با توجه به شناختی که طی تکاملم پیش میرم..بقول استاد هر چی خودتو جستجو میکنی بیشتر حالیته!از کجا منشع میگیره!

    و هی بشینی !خودتو بشناسی….که من با حرف زدن با خودم تو محیط آروم خیلی میتونم خودمو بیشتر بشناسم.

    و بشینم با خودم تحلیل کنم.که چرا ما اینقدر نسبت به موفقعیت دیگران اینقدر دچار حسادت میشوم غیره و…….مخصوصا جامعه ما مخصوصا ما خانم ها خیلی زیاده!.

    الله اکبر امروز طبق پلن خدا هدایت شدم به گفتگو دو تا شخص نزدیکم و راجع به حسادت کردن و همون حرفهای زنانه ولی من خودمو مشغول کردم و کاملا خودمو دور کردم..

    چقدر صحبت استاد با صحبت اونا برام هماهنگ شد..دقیقا پاشنه هایی که استاد نام میبرد.با گذشته خودم.و شخصیت این دو فرد بیشتر خودمو شناسایی کردم..

    حدودا هفته گذشته..داشتم کار تمییز کاری محیط زندگیمونو انجام میدادم…

    دوستم.(زینب)

    دیدم مشتری وارد محیط کارش شد…ایشون کارش بسیار عالی.و طی چند ساله که کار میکنه و شناخته شده هست…و تو تمام موارد کارهای زیادی رو قبول میکنه..و مشتریای خاص خودشو داره .و بسیار زبل و سریع کارشو پیش میبره..

    فورا گفتم!خدایا شکرت میکنم داری بهم میگی تو هم شروع کنی منم مشتریهای خوب رو برات میفرستما!

    ذهنم چی گفت..بهم گفت نگاه کن تو بیا ساعت هاتو با کارای تکراری بگذرون..نگاه این شخص کن چقدر کار میکنه.چقدر پول میسازه..و شروع کرد خرد کردن من.

    من صدای وز وزشو میفهم زود تونستم کنترل ذهن. کن تشویق کردم…گفتم خدا بهش برکت بده..خدایا ازت ممنونم که داری با نشانهاش بهم میگی منو به روند عالی میرسونی…

    استاد دقیقا نقطعه کنار هدایت خداوند…نجوای شیطان پشت سرش میاد.دقیقا نفس گرمی و صداش مثل ته چاهه و باور کنید هم بوشو استشمام میکنم هم حسشو…

    زود احساسمو غلبه میکنه…

    من فقط میگم خدایا شکرت و همون لحظه جهادم شروع میشه..

    نمیگم خیلی خوبم ولی به لطف خدا خیلی خوب شدم..

    ما هیچ وقت کامل نمیشیم.ولی هر روز هر ثانیه، قوطی رنگ سفید بدستمونه.و کارش کشیدنه..روی زنگ زده های گذشتگانمونه

    موفقعیت فرد2..

    فردی k….

    سن چند سال پایین تر از من!شروع کارش در بهترین نقطعه شهر…ابزار زیبا..و کارشو با دکوراسیون زیبایی شروع کرده…و فردی بسیار با خلاق..و بسیار شیک و تمیزز…

    و اینجا بازم ولوله شیطان اومد…گفتم شروع!کنترل ذهن…

    گفتم خدا رو شکر میکنم امروز یکی یکی خداوند نشانه هاشو با تصویر داره بهم نشون میده…

    (میخام بگم فقط حسادت) پاشنه من بوده که خیلی روش کار کردم..

    همون لحظه بخودم یاداوری کردم.که من اصلا هیچ شناختی به ایشون نداشتم خداوند هدایتم کرد تا برم از نزدیک ببینمش و بیشتر باهاش هم کلام بشم..

    موفقیت فرد دیگر…و بازم

    مقاومتی راجع به یه فردی که با شکست دو تا رابطه نامناسب..ایشون با تلاش فراوان و استعداد زیادش..بنظم همون تضاد زندگیش باعث شد که ادامه بده..الان در تمامی جنبه ها.هم روابط خوب و عالی.هم از نظر کیفیت شغلی.و کاری به مرحله خوبی رسیده.و با همسرش دارن وارد خاک امریکا میشن…

    ایشون بسیار مستعد و آزاد..تجربهای بسیار خوبی رو در تمامی جنبه ها داره..بسیار موفق هستن …

    و من نسبت به ایشون اوایل خیلی حسادت میکردم..حسادتی که نه نسبت به ایشون باشه..حسادت از جنبه ایی که باعث شده بود خودمو کوچک کنم.بگم نگاه کن نگاه شرایطش کن..تو الان این مدت چه نتیجه ایی گرفتی…

    تا اینکه تونستم بهش غلبه کنم.

    استاد مدام برام این نوع طرز فکر همین حسادت به موفقعیت دوستان و اشنایان..باعث خودتخریبیم میشد..

    تا تونستم کمترش کنم.الان خیلی بهتر شدم.

    و من باور قرآنی رو خیلی دوستدارم.مدام برام تکرار کرد.و من بخودم گفتم من که تو وجود این افراد و موفقعیتهاشون نیستم..تحسینشون میکردم..و میگفتم…

    گوش کن….اولا بیا خودتو با خودت مقایسه کن..به ظواهر افراد نرو..تو که نمیدونی باور درونی این افراد چیه…

    اون فرد موفقه تحسینش کن..بیا تمام تمرکزتو بزار رو خودت..

    استاد من طی عضویتم تا الان بخدای احد و واحد..اینقدر باور محدود کننده داشتم.اگه دفترها پر کنم کمه…

    بخودم افتخار میکنم جاییم که میتونم خود افشایی کنم.من نجات پیدا کردم از آشغالهای درونیم.

    پس من فاطمه علی پور…امروز کلا روی این موضوع کار کردم…پس اگه شخص من.بیام بجایی اینکه بیام خیره بشم روی موفقعیتهای دیگران. و تحقیر خودم…

    بیام آشغال خودمو پیدا کنم..و بیام اون نقاط قوت دیگران ببینم و بخودم بگم نگاه کن.این افراد چه آگاهانه چه ناآگاهانه موفق شدن..و مسیرشون اون باورهای درونیشونه..و بسیار راضین از شرایشون..

    و نقطعه الهامی این موفقعیتها.اینه خداوند داره بهم میگه تو هم میتونی.پس ادامه بده..

    و میخام بگم!

    استاد نمونه بارز من بخدای واحد تو دنیا شما!و این سایت الهی هستین…

    دوستان عزیز…

    استادم.انشالله که پیاممو ببنید…

    تمام این حسادتهای من راجع به موفقعیتهای دیگران..و احساس بد و ناامیدی .و تحقیر خودم و نادیده گرفت خودم….باعث شد تا تلنگر بخورم…که من اینجا باشم و از خودم بگم..مخصوصا خوشبختی دیگران بیشتر خودخوریمو بیشتر میکرد…

    و برام شده بود؟علامت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    و همین نقطعه عطف من شد برای پیوستن به حقیقت خودم و خداوندم..

    و نکته بعد!(مهم)راجع به روابط و ثروت و دیگر جنبه ها.راجع به این افراد شدم..

    خداوند از طریق خواب بهم الهام کرد…

    به واقعیت بهم گفت..فکر نکن اون شخص موفقه…نگاه کن..شرایط کاریش به چه صورته..

    چون دوستمه باهاش در ارتباط بودم.همیشه ناله میزنه..

    دقیقا بحرف استاد رسیدم..گفت باران رحمت میاد ولی ظرفتون سوراخه…

    و راجع به روابط…بازم بهم الهام کرد…

    بهم گفت نگاه کن حسرت کسی نخور که اون به این موفقعیت روابط رسیده…دیدم طرف فرار کرده…و دیدم دقیقا نشانه واضح بهم میگه…

    ظواهر رو نببین..

    اون درونشونو باید ببینی..

    من پروردگار تو دارم بهت نشون میدم…

    که گوش بفرمای من باش..من همه چیزو بهت میدم..افتخار به ریشه هات کن..ریشه های تو درونته..درسته ظاهرت یکم از دید افراد چیزی نیست..ولی من میدونم تو رشد کردی..

    خداوند بهم گفت.اگه باز گردی ما نیز باز میگردیم

    استاد میخام بگم ..درسته من دوستانی دارم اطرافم تو یسری از جنبه ها من از نظر ظاهری خیلی موفق هستن…

    ولی برای من نشانه اییه که منم توانایی شو داشته باشم!

    ..

    پس بیایم درونی فکر کنیم!

    تحسین کن برو بخودت برس.

    بیا عمیق بشو تو درون خودت

    و در نهایت…

    من یاد گرفتم.که سعی کنم اگه شرایط یفردی عالیه و موفق شده تحسینش کنم..و واقعا سعی کردم باهاش رو در رو بشم. و بهش تبریک بگم.واقعا خوشحال میشم.من در کل آدم خوش بینی هستم..و به لطف رب.خیلی بهتر شدم.

    میخام بگم دیگران رو تشویق کنیم..

    ولی بخودمون یاداوری کنیم..ما باورهای درونی اطرافیان موفقمونو که نمیبینیم و درک ندارییم.و هر چقدر قدرت تحسین رو بیشتر کنیم.ذهن گمراهمون بیشتر خودشو میشناسه!

    و…

    الان برای این افراد موفق که شخص نزدیکم هست..ایشون بسیار مستعدن تو کارش..و همسرشونم بسیار تیزبیین و پیگیر بهترینها هستن…و من تحسینشون میکنم..

    میخام بگم این خوابهای الهام بخش باعث شد…تا بجای تمرکز روی دیگران و حس حسادت…بیشتر روی خودم کار کنم.و گذر کنم…با احساس خوب..

    و در نهایت بگم!استاد این عمر 30خورده ایی سالم..هیچ جای جهان به زیبایی سایت شما ندیدم..

    موفقعیت اطراف نزدیکم رو تحسین میکنم.ولی میبینم ظرفشون خیلی سورخداره..خداوند دقیق بهم الهام کرد….به روایت تصویر دارم میبینم.

    نمیخام بگم من بیشتر از اونا هستم این روحیه غرور رو دوستندارم…

    میخام بگم!موفقعیت فقط رسیدن به فلان خاسته و بولد شدن در چشم اطرافیانمون نیست..

    موفقعیت درونیه..موفقعیت افرادی که تو سایت شما استادم هست..من هیچ جا نه دیدهام و نه شنیده ام…

    اینجا همه یکصدا دارن بسمت مسیر خودشناسی و خداشناسی میرن…بدون عجله و بدون دهن پر کردن از نظر جامعه..

    مسیریه که داخلش درونی اش…آرامشه!

    آرامش …یعنی هر روز به عشق روی خودت کار کنی…

    همون تصویر نقشه اون فردی که درختش بلند شده بود و بدون ریشه..و خوشحال بود..

    از نظر من با دقیق شدن به زندگی اطرافم این نوع تفکر خیلی به واضح میبینم..

    ولی اون فرد که ماها هستیم.تو سایت استادم داریم کار میکنیم.حقیقتا من خیلی بهتر شدم ریشه هام قوی شده..ولی جونه رویه زمینم کوچولو هست…ولی من تو خواب دیدمش.بسیار سرسبز ولی یه نهال کوچولو هست…

    که نیاز به مراقبت داره.

    .فقط کاری که میکنم..بشینم تحسین کنم افراد موفق رو..و تبریک بهشون بگم و خدا رو شکر کنم که منم میتونم منم تواناایی دارم خداوند داره با نشانهاش باهام صحبت میکنه..

    بهم میگه …گوش کن ..کار نیکو کردن ،بهتر از پر کردنه..ظاهر گولت نزنه نشانه من برای توئه که مسیرت درسته پس ادامه بده!

    و من زمان و مکان مناسب تو رو قرار میدم که ادامه بدی..

    و منم میام اگاهانه تمرکزمو میزارم روی خوبیهای شخص موفق اطرافم.و…

    تمرکز روی خودم و بهتر شدنم در روند شخصیتم….برای سعادتمندی دنیا و اخرت.

    فقط میخام بگم…من خوشحالم که دوستانم در این سایت هر روز موفق میشن..منم این موفقعیت ها رو که میبینم اوایل برام سخت بود.ولی الان فقط تحسین و پیشبردم در نحوه اجرایی شدن کارم شده..

    اگه این افراد نتیجه گرفتن پس منم میتونم .

    چرا؟چون عضو خانه بهشتی پروردگارم زیر نظر استاد عباسمنش عزیزم سید بزرگوار شدم..

    تشکر از استاد عزیزم بخاطر این تمرینات.که باعث شد بیشتر درونمونو کند کاو کنیم.میتونم این انتها نداره پاشنه ها هستن مخصوصا حسادت که میتونه خیلی بهمون ضربه بزنه!

    و بیاییم زندگی اگاهانه رو هر روز بیشتر بهش برسیم..

    و نتایج دوستان بهشتیم نقطعه عطفیه برای بهتر بودنم در قوانین بدون تغییر الهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    مسلم گفته:
    مدت عضویت: 2501 روز

    سلام و عرض ادب و احترام

    خداروشکر بابت وجود نازنینتون

    محدودیت در رسیدن به اهداف همونقدری ست که ما در ذهنمون باور کردیم(آلبرت انیشتین)

    استاد عزیزم درخصوص این ویدئو میتونم بگم که احساس من نسبت به موفقیت افراد نزدیکم همیشه خوب بوده و حتی در بعضی موارد خوشحالی بنده بمراتب بیشتر از خود فردی که اون موفقیت رو کسب کرده میبوده و تونستم از درون نسبت به نزدیکانم حس خوب و شوق وافری داشته باشم. در بعضی مواقع هم ازشون الگو گرفتم و تونستم در زندگیم اجرا کنم. جدیدترین حسی که داشتم هم مربوط به کسب و کار فعلیم هست که در حوزه مالی الگوی موفقی رو پیگیرم که ایشون در یک روز توانست به 1 میلیون دلار تارگت مالی برسه. که بسیار موجب شگفتی و انگیزه بنده و اشتیاقم و همچنین باور پذیری بیشترم در این مارکت شود. و مورد دیگه ای هم مربوط به دوست عزیز دیگه ای هست که ایشونم تو کسب و کار خودش توانست ماه پیش 1 میلیون یورو رو تاچ کنه.

    با توجه به ویژگیهای شخصیتی افراد موفق میتوان گفت که این افراد به ذهنشون باورهای قوی و افکار مثبت و قدرتمند تزریق می‌کنند و نه تنها از موفقیتهای افراد دیگه خرسند میشن حتی الگو میگیرند. افراد با ذهنیت قوی تمرکزشون روی کار خودشون هست و 100 خودشون رو میزارن تا به هدفاشون برسند و خودشون رو مقایسه نمیکنند چراکه مقایسه و قیاس از المانهای یک ذهن محدود کننده هست که حس ناخوب و کمبود رو به خود فرد منتقل میکنه. حتی این افراد زاویه نگرششون نسبت به مسائل بد و رفتارهای ناپسند هم جوری هست که حس خوبی داشته باشند.

    تمرین:

    موفقیت های کسب شده توسط نزدیکان و دوستان خود را به یاد بیاور و لیستی از آنها تهیه کن

    مهدی / شجاع و متعهد / همیشه در خصوص روابطش و موفقیتهایی که کسب کرده حس خوبی بهم دست داده و بهش تبریک و آفرین گفتم/ اینکه منم میتونم همچین روابط خوبی بین خودم و نزدیکانم داشته باشم / محدود کردن روابطم با انسانهای سمی و نه گفتن

    دکتر امیر/ انرژی بخش و فعال/ اخیرا که به موفقیت مالی در کسب و کارش دست یافت خیلی منو خوشحال کرد و صمیمانه بهش تبریک گفتم و حتی موجب اشتیاق و انگیزه بیشتر من شدن/ خداوند حامی انسانهای صادق و متوکل هست/ هر روز اهدافم رو ببینم و قدمهای درستی در جهت تحقق اونها هر چند اندک برداردم

    اندری/ با برنامه و هدفمند / شکستن سد ذهنی 1 میلیون دلار در روز در مارکت و ذهن محدود من / باور پذیر بودن این خواسته که میش تو هر مارکتی ثروت ساز بود و محدودیت مالی رو شکست / فرآیند ثروتمند شدن روزبروز راحتر و سریعتر میشود.

    دکتر مهرزاد/ خلاق و قوی و مثبت اندیش / موفقیت در تمام ابعاد زندگی / میتوان در یک زمینه یا زمینه های مختلفی موفق بود و به درجات عالی رسید / احساس ذوق و شوق برای دیدنش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    سارا گفته:
    مدت عضویت: 2311 روز

    سلام بر استاد عزیزم و مریم جان

    اول از همه خیلی قشنگ این فایل زمانی اپلود شده اونم ب صورت رایگان که من دقیقا دارم در همین زمینه روی خودم کار میکنم و اول از همه خدا رو سپاس میگم بخاطر این فایل و شما ک دستی از دستای خدا هستی برای من ، دوم برای پاسخ ب سوال اول، اگ این سوال دو روز پیش از من پرسیده میشد در پاسخ میگفتم احساس حسادت میکنم کمی و یا نهایت حس اینک من چرا نمیتونم و …. ولی من نگرش م در این مورد تغیییر کرده و واقعاا تغییر دیدگاه من از یدفعه اتفاق افتاد مثل یک الهام قلبی مثل ی معجزه درونی و اینقدر احساس خوبی بود ک نمیتونم توصیفش کنم ، من تصمیم گرفتم ذهنم رو کنترل کنم اساسی و تمرکز م رو افزایش بدم و بعد مینوشتم و مینوشتم و بعد از دو هفته تقریبا این اتفاق برام افتاد و الان از دیدن موفقیت و ثروتمند بودن افراد و داشتن نعمتاشون واقعا خوشحال میشمممم وازته قلبم وبا تمام وجودم حس خوبی دارم و اولین چیزی ک میاد ب ذهنم اینه ک میگ اوکی من هم دوست دارم تجربه ش کنم اوکی من هم میخام این رو پس من هم میتونم ، و بهم بینهایت انگیزه میده و بهم حس خوبی میده و یه چیزی میخاستم بگم درباره این حس چون من کلمات رو تغییردادم ، کلمات انرژی دارند من از کلمه میخام بدستش بیارم استفاده نمیکنم دیگ چون بدست اوردن تو ناخوداگاه و باور من کلمه ای ک سختی داره و سختی پشتش هست من دیگ اینرو بکار نمیبرم ، و یا بخرم، خریدن هم کمی سخته تو باور من ، من کلمه ای بنام تجربه ش کنم گذاشتم و چقدر دیدگاه من تغییر کرد دیگ احساس کمبود فرواونی نمیکنم ، دیگ احساس رهاییییی مطلق دارم چون میدانم هیچ چیز متعلق ب من نیست و من رها کردم خودم رو ورها هستم و وجود من تو این دنیا یعنی تجربه کردن خواسته هام

    و میخام تجربه کنم ، دیگ عجله ای هم نیست ، دیگ ارامش محض

    نمیدونم متوجه حرفام میشید یا ن ولی من از درون به احساسی رسیدم ک واقعا رها هستم از همه چی و همه چی

    و چقدر حس خوبیه و چقدر عالیه

    الان میفهمم قانون رهایی یعنی چی

    الان میفهممم و خداروشکر ک هر روز من رو اگاهترمیکنه نسبت ب انسان بودنم و قوانین

    و اون لحظه ک رهایی اومد لیاقت هم همراهش اومد برام ، اینک من همینکه ب این دنیا اومدم یعنی لایق هستم لایق تجربه کردن تمام نعمتهای ک برای من خدا گذاشته و من مسخر کردم برای شما زمین و اسمان و انچه در ان است را ، اره من لیاقت رو و خاص بودنم رو احساس میکنم ، ارزشمند بودنم رو هم احساس میکنم و اینک من رها هستم و ازاد ک تجربه کنم انچه میخاهم ،

    اونوقت دیگ مقایسه هم نمیکنی ، و فقط تحسین میکنی و تحسین میکنی وای خدای من کاش میشد ویس میذاشتم و این هیجان و صدام رو میشنیدید ک چ ذوقی دارم از این اگاهی زیبا

    من اینجام تو این دنیا که تجربه کنم و لذت ببرم از تمام نعمتهای خدا و هیچ چیز متعلق ب من نیس ، ن ماشینم ن شغلم ن جسمم حتی ، من فرای اینا هستم و زمانش هم ک برسه میرم

    من فقط با تمرکز روی زیبایی ها و تمرکز روی خودم تونستم ب این اگاهی برسم ، با دیدن زندگی در بهشت، با قدم اول از دوازده قدم ، و با توجه ب زیبایی ها و شکر گذاری واقعی درمورد انچه ک دارم ، و تمرین زیبای ستاره قطبی ، این تمرین باور و ایمان ب خدا رو تغییر میده و زیاد میکنه باور ب خودمون و توانااییامون ، خدایاااا شکرت شکرتتتتتتت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    سپیده منصوری گفته:
    مدت عضویت: 1309 روز

    به نام یگانه قدرت جهان هستی

    سلام خدمت استاد عزیزم ،مریم جانم و دوستان گرامی

    خدارا هزارررررران بار برای حضور استاد عزیزم ،دست قدرتمند خداوند شکرگذارم

    استاد چقدر این فایل بی نظیره

    دوستانی که هنوز این تمرینات رو انجام ندادن،لطفا انجام بدهید و صادقانه با خودتون رو به رو بشید

    استاد جان نمیدونید که در پایان انجام این تمرین چقدر احساسم به موفقیت آدمهایی که ازشون لجم میگرفت یا بهشون حسادت میکردم و موفقیتهاشون رو در نظر خودم و اطرافیانم تحقیر میکردم و اینطوری می خواستم خودم رو بزرگ جلوه بدم، تبدیل شد به احساس تحسین آنها و اینکه نکات مثبتشون رو ببینم که خیلی میتونه در مسیر موفقیتم به من کمک کنه..

    استاد عزیزم،عااااااااشقتونم

    من این تمرین رو مفصل انجام دادم اما اینجا فقط چند مورد رو به اشتراک میگذارم.

    موفقیت کسب شده توسط نزدیکان و دوستان خود را به یاد بیاور و لیستی از آنها تهیه کن!

    علی؛ استخدام در یک شرکت خوب با سمت بالا و مهاجرت به تهران ( از اینکه به ما چیزی نگفته بود و یکدفعه رفت لجم گرفت و دایما موفقیتش رو تحقیر میکردم)

    فرزانه؛ دریافت مدرک دو زبان فرانسه و انگلیسی، یک دختر مجرد مهاجرت کرد به کانادا،در یک شرکت ساختمانی شریک شد و درآمد خوبی داشت« شهروند کانادا شد»،لاتاری برنده شد و به آمریکا رفت تنهایی و اونجا مشغول به کار هست و میخواد شرکت خودش رو تاسیس کنه..خیلی عالی انگلیسی صحبت میکنه« امسال گرین کارت امریکا را دریافت میکنه»

    ( واسش خیلی خوشحال شدم و تحسینش کردم)

    محمد امین؛ قبولی در دانشگاه دولتی در رشته مهندسی با رتبه خوب( خیلی واسش خوشحال شدم و تحسینش کردم)

    این سوالات رو بپرس و به خودت جواب بده

    1- از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود به خود باوری برسم و الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم؟

    علی؛ کلا اعتماد به نفس بالایی داره،خیلی خوب رابطه برقرار میکنه با افراد،برای خودش احترام قائل هست،بسیار مهربان و دست و دلبازه،شجاعت داره و با اینکه مجرد بود و در رفاه از خانواده جدا شد به تهران مهاجرت کرد و سمتی رو گرفت که هیچ ربطی به رشته تحصیلی اش نداشت،بدون ترس اداره یک زندگی رو با تمام مخارجش به عهده گرفت،،محدودیت رو نپذیرفت

    فرزانه:بسیار دختر زرنگ و با پشتکاری است،اعتماد به نفس بالایی داره،خودش رو در مهارتش خیلی قبول داره،بدون هیچ ترسی یک دختر تنها به کشوری دیگه مهاجرت کرد بدون وابستگی به خانواده و پشتوانه خاصی..خیلی دختر قدرتمندی است.

    محمد امین: با اینکه از بچگی شرایط عاطفی و مالی نه چندان خوبی داشت اما یک پسر بسیار سالم و هدفمند هست،با خیلی از هم سن و سالهاش فرق میکنه،خیلی متعهد هست،بسیار قدردان زحمات مادرش هست،بسیار پشتکار داره و باهوش هست و خیلی اعتماد به نفس داره و خودش رو محدود به شرایط الانش نکرد و با رتبه خوب قبول شد و در دانشگاه هم نمرات بالا دریافت میکنه و اهداف مشخصی داره..رابطه خیلی خوبی با خداوند داره..به شدت دوستداشتنی و انرژی مثبت بالایی داره.

    چه درسهایی می تونم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این افراد شده؟

    من وقتی در مسیر موفقیت این دوستان و دیگر عزیزانی که در تمرینم نوشتم دقت کردم جهت دریافت درس برای استفاده در مسیر موفقیتم، دیدم خصوصیت مشترکی که اکثرشون با هم داشتند این بود که برای رسیدن به هدفشون بها پرداخت کرده بودن..( زمانی،مالی،عاطفی،روابطی،کسب آموزش و مهارت و.دوری از خانواده و..)

    درس گرفتم که برای رسیدن به موفقیت باید شجاعت داشته باشم.و نترسم و برم تو دل مسیر برای رسیدن به خواسته هام برنامه داشته باشم،استمرار داشته باشم،خودم را باور کنم و اعتماد به نفس داشته باشم،نظر دیگران اصلا واسم مهم نباشه،باور کنیم که هر مهارتی که نیاز باشه میتونیم کسب کنیم،ایده هایی که به ذهنمون می رسه رو پاش بایستیم و عملی کنیم و اصلا نگران نتیجه نباشیم،بنده شرایط و محدودیتهامون نباشیم،بدون تکیه به کسی خودمون وارد عمل بشیم،باور کنیم که می تونیم زندگیمون رو تغییر بدیم و پای خواسته ها و آرزوهامون بایستیم،با خودمون در صلح باشیم و خودمون رو هر طور که هستیم بپذیریم و دوستداشته باشیم..به توانا ییهامون باور داشته باشیم،خوش بین باشیم و با توکل به خدا اقدام کنیم.باور کنیم اگر یک نفر توانسته حتما من هم می توانم..

    استاد عزیزم سپاسگزارم که این دوره ارزشمند رو به صورت هدیه روی سایت گذاشتید..این نشان از باور شما به فراوانی دارد و عشق شما به کارتون..

    خدارا برای وجود پر از عشق و برکتتون سپاسگزارم

    از همه دوستان عزیزم هم ممنونم که تجربیات ارزشمندشون رو به اشتراک میگذارند..

    دوستتون دارم

    در پناه الله یکتا روز و روزگارتان عاااااالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    بانو اکبری گفته:
    مدت عضویت: 1732 روز

    سلام بر ابراهیم زمان ، استاد عزیزم

    رحمت خداوند به شما و خانواده ی گرامیتان

    استاد جان و دوستان عزیز میخوام در مورد سوالی که استاد پرسیدن یه جواب کوتاه بدم

    استاد جان من تک تک نزدیکانم رو در دفترم نوشتم و تجسم کردم موفقیتشون رو و حسی که نسبت بهشون داشتم رو نوشتم ، متاسفانه یا خوشبختانه نتیجه ی خوبی نداشت ! چرا خوشبختانه چون به یک ضعف خودم پی بردم ! استاد به اکثر همجنسان خودم حسادت کردم .خیلی احساس بدیه حسادت . مولایم علی (ع) میفرمایند : حسادت عجب عدالت پیشه است که اول صاحب خود را مجازات می‌کند!!!! عجیب سخن به حقیه. من حتی با تجسم حالم عوض شد در صورتی که از دید دیگران خانم باشخصیت و اصیلی هستم .واقعا خودم از خودم خجالت کشیدم

    استاد چرا تا به حال از خودم این سوال و نپرسیده بودم؟

    دوستان،فکر میکنم حسادت ریشه در عدم اعتماد به نفس داشته باشه

    فقط یک جمله به ذهنم اومد( هوالرافع)از خصوصیات الله عزیزم ، اوست بالابرنده

    وقتی فقط و فقط رفاقت با خدا کنم ، رّبی که مالک کل هستی ، هست ، بهترین ماشین چیه ، بهترین خونه چیه ، دنیا دنیا ثروت و سعادت بهم میبخشه

    استاد عزیزم قشنگترین مطلبی که از شما آموختم و به این دلیل ابراهیم زمانه صداتون میکنم اصل توحیدی و یکتا پرستی ست

    چقدر قشنگه فقط از خودش بخوایم و ایمان داشته باشیم بهمون میده

    پس با این زاویه ی دید و تغییر نگاه قطعا میتونم دل بزرگ‌تری داشته باشم و بفهمم ثروت خداوندی بینهایت و به همه میرسه . برای تمام عزیزانم و بچه های سایت و عزیزانشون بهترین ها رو میخوام و میخوام که خداوند نور هدایت و در دلم بتابونه تا کمی بزرگ تر باشم !

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    azadnia گفته:
    مدت عضویت: 1284 روز

    بنام خدای مهربان

    چند وقت پیش داداشم ماشینش رو (ال نود)فروخت و یه

    ماشین یه میلیاردی خرید من اونموقع هنوز رو دوره ها به

    صورت تمرکزی کار نمیکردم

    احساس من :راستش اون موقع که شنیدم یکم

    حسادت کردم و یکم از خودم ناامید شدم گفتم اخه

    چجوری با اون درامدش تونسته ماشینش و ارتقا

    بده؟پس چرا من نمیتونم ماشینم و ارتقا بدم

    ولی الان که حدودا دو ماه هست که تمرکزی دارم

    رو دوره ها کار میکنم وقتی بهش فک میکنم علاوه

    براینکه اون احساس حسادته رو دیگه ندارم بلکه

    خیلی هم خوشحال هستم براش و تحسینش میکنم

    ایده ی الهام بخش : اینکه داداشم تونسته

    ماشینش و ارتقا بده و یه ماشین خوب بگیره پس

    حتما منم میتونم اگه قانون واسه اون کار کرده پس

    حتما واسه منم کار میکنه،اگه خداروشکر کنم که

    وضعیت مالی اطرافیانم بهترشده ‌پس حتما وضعیت

    مالی منم تغییر میکنه احساس خوب=اتفاقات خوب

    چه درسی میتونم بگیرم : داداشم همیشه خودش

    رو لایق بهترینها میدونه و داشتن یه ماشین خوب

    هیچ وقت چیز دور از ذهنی براش نبوده بخاطر

    همینم خیلی زود به خواستش رسید منم اگه از ته

    قلبم خودم رو لایق بهترینها بدونم و خونه و ماشین

    خوب رو دور از ذهن و یه چیز ناممکن ندونم حتما

    به خواستم میرسم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      سروش خان گفته:
      مدت عضویت: 2242 روز

      عاقا سلام،

      سلام اول به استادعباسمنش ومریم جان،

      بعدسلام به بچه های پیج،

      عاقا ازنظره من ایول داشت این کامنت،

      دست مریزاد داشت،

      از چندجهت که حال داشته باشید براتون میگم،

      این کامنت تو ذهنه ایشون عین داستان شده بود برای بتول خانوم،

      که اومده خیلی ساده نوشته،

      ومنم میخام داستانیو بگم که چطور وصل شدم به این کامنت،ومن ازش چطور نشونه گرفتم،

      منو داداشم داشتیم میرفتیم خونه،

      باتاکسی،

      نشستیم توتاکسی یهو دلم گفت برو توسایت تابرسی خونه بیکار نباشی،

      گوش کردم(برای کمترین بارگوش کردم)

      سایتوبازکردم همینطوردلی زدم رو نشونه،(نشونه هارو بیشتر دوسدارم)

      عاقا وصلم نکرد به اینجا،وااااااای

      بعد من همیشه نمیرم کامنت بخونم یا بنویسم،

      دلی،برای اولین بار،

      یهو اول اومدم قبل اینکه فایل رو ببینم کامنتو خوندم،

      این کامنت اولیش بود،

      (منو داداشم توی این برهه از زمان هستیم که میخاییم ماشین بخریم،

      بعد اول این کامنت نوشته بود داداشم ماشینشو فروختو………

      یه ماشین یه میلیاردی خرید!!!

      عججججججب

      یهو یه زنگی تو سرم زد که عه،

      ماشین!

      میلیاردی!

      چی چی داره میگه،بعد منو داداشم باهمیم باهم کارمیکنیم،

      ودنبال ماشین خریدنیم،…..عه عه،

      گفتم این نشونس،

      این همون بوی شمالیه که داره از اول کرج میاد،پس مسیر درسته،

      پس دارم درست میرم،

      دیگه کلی حال کردم بااین هدایت و این نشونه،

      گفتم حله پس درسته،

      بعد این کامنتو نشونِ داداشم دادم،

      گفتم ببین چی میگه،بخونش….

      واینم بگم نمیخاستم بهش نشون بدم که ببینه داره میگه قبلا به داداشش حسودی میکرده و این حرفا،

      وتوام اگه الان داری حسودی میکنی؛

      نکن و این چیزا،نه بخدا.

      فقط میخاستم بهش بگم ببین ماهم میتونیم مثل این2تا باشیم،خلاصه…

      این هدایت که بهش گوش کردم یه سوخته جتی به من داد که نگو،

      خوب یعنی دارم راهو درست میرم.

      خلاصه کامنت ک تموم شدوقشنگ نشست به جونم بعدبرگشتم به توضیحاته اول فایلو خوندم،

      که خداییش خیلی هم انجام نمیدم،

      عاقا خوندم تارسیدم به اونجاکه گفت استاد ازسمته خودش کارشو انجام میده،

      و ما،ما هم باید ازسمت خودمون کارو انجام بدیم،(کامنت بزاریم)

      گفتم عه بیا اینم یه نشونه دیگه،

      که اونم باعث شد منم بیام زیره این فایل و این کامنت که گیرم انداخت کامنتی بزارم،

      و بگم نشونه ها،هدایت شدنا خیلی واضحه،

      خیلی روشنه،

      خودمونو اذیت نکنیم،

      هرچی میگه(صدای خودمون تو دل خودمون نه چیزه فضایی وسختی،همون صدایی که با لحن و صدای خودمون تو دلمون همش داره زمزمه میکنه)

      بگیم چشم،انجامش بدیم،

      حتی کوچکترین کارهایی که میگه بکن،

      خلاصه این بود هدایته من به این فایل ومتن ودلیل نوشتنمو وکلی داستانی که برام جلو برد،

      عاقا بیایید کامنت بزارید،

      حستونو بگید،

      2نفر دیگه هم از حرفای دلی شما هدایت میشن،

      این میشه همون پیشرفت جهان به دسته ما،

      حتمن که نباید هواپیما بسازی تا کاره دنیا راه بیوفته،

      همینکه1نفر وصل بشه تمام،

      کارو انجام دادی،

      صفا باشه ️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: