ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1 - صفحه 133 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1175MB25 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 124MB25 دقیقه














سلام دوستان (◍•ᴗ•◍)️
دوست داشتم این جا تجربه ای رو با شما در میون بزارم . تجربه ای مربوط به تحسین دیگران . جایی استاد میگه خیلی وقت ها افراد ، موفق که میشن ما حتی نمیریم باهاشون صحبت کنیم . احساس میکنیم به ما از بالا به پایین نگاه میکنن . فقط تو ذهنمونه .
چیزی که در حقیقت کاملا برعکسه .
من خودم سال اول کنکور قبول نشدم . ولی خیلی از دوستام قبول شدن . من تو یه موسسه های اموزشی بودم . ازمون میدادم . یک روز یکی از دوستام که قبول شده بود بهم زنگ زد . حالشو پرسیدم گفتم چطوری و اینا . احوال پرسی کرد و گفت تو این مجموعه اموزشی شروع به کار کردم و از الان پشتیبان تحصیلی تو برای امسال از سمت مجموعه هستم .
و اتفاقا رفتارش با من کاملا برعکس چیزی بود که تو ذهنم بود . خیلی خیلی مشتاق بود که من هم امسال قبول بشم . و حتی خیلی پیگیر که اگه چیزی خواستم کمکم کنه . و من ، خوب چون چند بار کنکور داده بودم و یه طورایی سنم از بقیه دانش اموزاش بیشتر بود . با من کاملا متفاوت رفتار میکرد . نه مثل یه معلم و مسئول از بالا . کاملا مثل یک دوست که مشتاق هست بدونه حالم چطوره . ما قبلا هم کلاسی بودیم . حتی بهم میگفت تو ، جلسه نمیخواد بیای . وقتتو میگیره فقط . زیادم بهم زنگ نمی زد که احساس کنم داره کنترلم میکنه . جلوی من خیلی مراقب رفتارش بود . کاملا اگاهانه . حتی یک بار با هم صحبت کردیم اخرش با یکم حال گرفته گفت ( حتما امسال قبول میشی . تو حقته تلاش کردی ) واقعا پسر فوق العاده ای بود .
موقعی هم که قبول شدم کلی خوشحال شد . برای کار های دانشگاه کلی کمکم کرد .
دیروز هم دانشگاه اولین کلاسم بود . تو دانشگاه دور میزدم دنبال کلاسم بودم . همین طوری داشتم میرفتم . یه نفر رو از جلو دیدم پشتش به من بود . قدش نسبتا کوتاه بود . با خودم گفتم عجب موهایی داره . موهاش بلند و لخت بود .
بعد یهو برگشت سمتم دیدم که عه دوست خودمه . بهش گفتم کی موهاتو بلند کردی . باهم صحبت کردیم . منو بغل کرد بهم خوش امد گفت . کلاسمو بهم نشون داد . شماره یکی از دوستامون رو داد تا اگه خواستم دانشگاه باهم برگردیم .
این داستان رو گفتم که به خودمون یاد اوری کنیم افراد مارو از بالا به پایین نگاه نمیکنن .
خیلی از افراد موفق دیدم . مثلا یه اهنگساز بزرگ ، زمان تحصیلش امکانات موسیقی مناسب در دست نداشته . بعد که موفق میشه میره مدارس موسیقی مختلف رو تجهیز میکنه .
یا یه فوتبالیست که میاد یه جلسه میزاره تا با تعدادی از بازیکنای جوان و با استعداد حرف بزنه و براشون الهام بخش باشه و کمکشون کنه تا اشتباهات خودش رو تکرار نکنن . یا استاد خودمون که وقتی با تغییر دیدگاهش حال دلش خوب شد تصمیم گرفت تا به بقیه هم کمک کنه تا همچین زندگی رو تجربه کنن .
خدا و دنیا بیشتر از خود ما می خواد ما موفق بشیم . موفقیت افراد باید بیشتر از هر چیزی اول از همه برامون الهام بخش باشه . و امیدوارم تونسته باشم کمکتون تا دید مثبتی نسبت به افراد موفق داشته باشید . اونا عاشق دیدن اینن که بقیه هم موفق بشن . حتی من وقتی خودم تو کنکور موفق شدم ، تحسین موفقیت دیگران برام راحت تر از قبل شد . حتی الان براحتی دلم می خواد همه ، هر کی که برای خواستش قدم بر میداره قبول شه . به همین راحتی . خودم بعد قبولیم خیلی ها اومدن و درباره قبولیم باهام صحبت کردن . و من سعی کردم تماما براشون الهام بخش باشن . مثلا بهم میگفتن خیلی سختی کشیدی نه ؟
من در جواب میومدم از زیبایی های مسیر میگفتم . که چقدر سال اخری که برای کنکور خوندم برام لذت بخش بود . دوستایی که روز قبل کنکور از هم خداحافظی میکردیم بغض کرده بودیم . کلی خاطره خوب .
سعی میکردیم از تجربیات ، روش ها و نگرش ها و تفکری که برام نتیجه بخش بود بگم . خودم میخواستم کمک کنم . خودم اصلا بلد نبودم از بالا نگاه کنم .
به همین راحتی . اصلا ادم ها که پر میشن نیازی ندارن به بقیه از بالا نگاه کنن . مشتاقن تا بقیه هم بکشن بالا .
امیدوارم موفق باشید و از موفقیت دیگران لذت ببرید تا اونا هم شمارو تحسین کنن .
در پناه صاحب تمام موفقیت ها
فعلا (◕ᴗ◕)
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم
سلام خدا جونم
سلام استاد عزیزم ومریم نازنینم
سلام دوستان هم فرکانسی و ارزشمندم
تمام اتفاقات زندگی ام را خودم دارم خلق میکنم
من پذیرفته ام که خودم با بازتاب افکارم و باورهایم
تمام اتفاقات را خلق کرده ام
ومن آگاهانه یاد گرفته ام که شرایط زندگی ام را از سختی به آسانی تغییر دهم
آسان شوم در آسانی ها
با ایمان داشتن و باور داشتن به خودم و خدای درونم
خدایا شکرت که از درونم غوغاست
به هماهنگی با تورسیدم این بزرگترین خواسته من هست
در این قوانین بدون تغییر ت
سوال
اگر کسی از اطرافیان به موفقیتی رسیده من چه احساسی دارم؟
خدایا شکرت که من ارزشمندم و تمام انسانها ارزشمند هستند
همه ما پاره ای از خداوند هستیم
ما هر کدام بهر کاری آمده ایم
پس بر من بهتر است تا تحسین کننده باشم تا محدود کننده
با دیدن هر موفقیتی من خوشحال باشم چون اون فرد تونسته من هم میتوانم
حالا هر کسی میتونه باشه چه افراد نزدیک چه افرا. غریبه
ماهم متفاوت هستیم
به غول معروف هر سری یه عقلی داره
دیدگاهها براساس خواسته های افراد متفاوته
دقیقا مثله تک به تک کامنتها که استاد بارها میگه که کامنت بزارین بچه ها ممکنه دیدگاهی که دیگران دارند ممکنه ماهم همون دیدگاه روداشته باشیم و فراموش کرده باشیم
پس همانطور که جهان خداوند بر پایه خیر و نیکی خلق شده و تکاملی ساخته شده و هر موجودی در این جهان خلق شده برای رشد و گسترش جهان آمده است
به این فکر کنم که من چند ماه پیش حتی یکسال پیش کجا بودم و الان کجا هستم
چقدر از لحاظ شخصیتی بهتر شده ام
خودم را با قبل خودم مقایسه میکنم
استاد عزیزم اگر بخوام طی همین چند هفته گذشتم بگم و موفقیت افراد را در حوزه های مختلف دیدم و تحسین کردم از صمیم قلب خوشحال شده ام
من خودم الان در یک باشگاه ژیمناستیک با بچه های کوچک و دخترم ورزش میکنم
و چقدر این بچه ها عالی عمل میکنند
ومن با تمام وجودم تحسینشون میکنم با هر پیشرفتی تحسین میکنم و میگم این بچه ها خیلی خالص ترن و شجاعت دارن پس منم ازشون یاد بگیرم
خودمو با اونا مقایسه نمیکنم خودمو با روز اولی که رفتم و هیچی بلد نبودم و دخترم یا بعضی از بچهها میگفتن خاله مثلا حرکت چرخ و فلک رو چطور بزن تا بهتر بشه و خیلی پیشرفتهای دیگه نسبت به قبل که وارد این رشته شده ام
و یکی اینکه مدتی هست که میر پینگپنگ رو از پارکینگ آوردم تو خونه و با همسر و بچه ها بازی میکنم و پسرم در این مدت بسیار پیشرفت عالی داشته خیلی خوب تحسینش میکنم و میره ویدئو میبینن و میاد به منم حرکات رو توضیح میده
ومنم خودم بچرا با قبلم که بقول استاد مثله والیبال میفرستادیم خیلی بهتر داریم پیشرفت میکنیم
و وقتی همسرم و پسرم با هم بازی میکنند من کلی ذوق میکنم و تشویقشون میکنم
میگم خدایا شکرت که اینا تونستن خوب بازی کنند منم میتونم
یکی دیگه اینکه یکی از بچهها ی باشگاه خیلی عالی پیشرفت کرده با همون امکانات بسیار کم من از ته قلبم تحسینش کردم و گفتم الینا خیلی تلاش کرده و وقت میزارن و دوسه سالی هست که داره با عشق ادامه میده و الان به مرحله رسیده و برای آرزوی موفقیت های بیشتر دارم
و یکی دیگه همسرم از وقتی داره روی خودش کارمیکنه و چقدر تحسینش کردم واقعا آرامش را در چهره اش میبینم و لذت میبرم
چون من فقط دارم روی خودم کار میکنم و لازم نیست کسی را تغییر دهم و جهان داره شرایط را برای من تغییر میدهد به نفع من همه چی عالی شده
الخیر و فی ما وقع شده برای من همه اتفاقات
خدایا شکرت
چندتا از افراد فامیل که یاد آوری کردم و بسیار تحسینشون کردم
هر کدام را با خصوصیاتی که فقط ظاهرم دیدم تحسین کردم
بخاطر باور خوبشون در پول ساختن بسیار تحسین کردم و یکیشون بخاطر آرام بودنش و سکوت در اکثر مواقع و یکی بخاطر شوخ طبع بودنش و پول ساختن و اخلاق خوب با مشتری و ارباب رجوع
بسیار تحسین برانگیز هستند
استاد من از وقتی در مسیر درست قرار گرفته ام با هر نشانه و ایده ای میگم خدایا شکرت که من در مسیر درست و رسیدن به خواسته هام هستم
اگه ببینم کسی مسافرت میره میگم این یه نشونست برای من منم بزودی در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین موقعیت مسافرت میرم
اگه بشنوم کسی به ثروت و کسب و کار عالی رسیده
میگم این یه نشونه فراوانی شغل برای من است منم میتونم
و با هر نشونه ای که ببینم
خدارو شکر میکنم و میگم برای اونا شده قطعا برای من هم میشود
همیشه میگم هیچ اتفاقی اتفاقی اتفاق نمیافتد
هر کسی و هر چیزی برای من درسی داره
من باید آگاهانه توجه و تمرکزم را روی خودم و خواسته هام بگذارم و با هر نشانه از طرف خدا شکر گذاری کنم
بقول قرآن که به پیامبر گفت :چشم ننداز به نعمتهای دیگران
الله و اکبرررر
چقدر این آیات کارگشا هستند
بخاطر داشته هایم شکر گذاری کنم هر آنچه که الان هست
من دوتا از خواهرام تو این ماه ماشین خریدن
با تمام وجودم خوشحال شدم و آرزوی بهترینها رو براشون کردم
هر کسی که به نعمتی میرسه میگم ماشاالله خدا بیشتر بهش بده
منم میتونم هر چی رو که دوست دارم داشته باشم
خدایا در این مسیر زیبا و الهی ثابت قدم ومتعهد تر م کن
وشکر گذار تر باشم بر داشته هایم
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
سلام
درود به استاد عزیزوخانم شایسته
وتمام دوستان عزیز این سایت
من از بچه گی خیلی حسادت های خیلی بی جای
توی ذهن من بود و خیلی حسادت به تمام کسانی
که پیشرفت مالی یا پیشرفت کاری من خیلی ناراحت میشدم و خیلی خودم را سرزنش می کردم
که ببین فلانی خیلی چقدر پیشرفت کرده ولی من
چقدر بدبختم هنوز ته چاهم اون خیلی با عرضه
من خیلی ساده لوحم همه کلا سرم میزارن و خیلی
وقتا داداشام منا تحقیرمی کردند و خیلی واقعا از خدا میخواستم که منا از این وضعیت نجات بده و
تا این که با فایل های انگیزشی آشنا شدم اول مال
یک نفر دیگه ای بود بعد با فایل های استاد آشنا شدم بعد فایل های استاد رو من هر روز هرروز گوش میکردم ذهن من مثل یک آب کثیفی بود که
من حتی یک مریضی بدی گرفتم و آنقدر اذیت شدم که حد نداشت ولی من که با گوش کردن فایلها حالم خوب میشد وهر روز بهتر بهتر میشدم
وآنقدر فایلها رو گوش کردم که کلا دیگه باورام عوض شد که هیچ قرصی استفاده نکردم وخدارا شکر اون مریضی کلا از بدن من پاک شد و اون حسادتا خیلی کم رنگ شد و خیلی افراد ثروت مند رودوست داشتم و خیلی دوست داشتم با اونا ارتباط برقرار کنم و خیلی لذت میبردم که اونا پول دارن انگار که واقعا من به اون درجه از ثروت مند شدن رسیدم که پسر خاله من خدارو شکر نمیدونم چطوری به یک ثروت خیلی زیادی رسید وده تا تریلی هیجده چرخ خرید وناشد نداشت که من یک
تریلی رو نبینم خوشحال نشم ویاد پسر خاله خودم
نیفتم یعنی حس پرواز به من دست میداد و خیلی
خوشحال میشوم که اون آنقدر پیشرفت کرده و ثروت مند شده وهر روز به خودم میگم که ببین اون
به این درجه از ثروت رسیده منم حتما توی کار خودم موفق میشم چیه اون درجه از پول ثروتی که میخوام میرسم حتی آنقدر من به پسر خاله خودم فکر می کردم یک شب توی خواب با اون توی یک
کاری شریک شدیم و حتی اون گفت که من پول
تورا هم حساب میکنم ومن حتی الآنم که اون جای
که مشغول کار هستم بیشتر به اون کسایی که از من بیشتر فروش میکنن توجه می کنم واونا رو تحسین میکنم حتما روز بعد نا خودآگاه فروش من
خیلی زیاد میشه وخدارو شکر که این قانون یاد
گرفتم که به افراد ثروت مند توجه کنم و مثل. اونا
من هم پیشرفت های خیلی خوبی داشته وخدارو
شکر ایمان دارم که من به تمام خواسته های خودم
میرسم به لطف خدای زیبا ومهربان وخیلی ممنونم
از استاد عزیزم عباس منش عزیز وتمام کسانی که
برای این سایت زیبا زحمت میکشند وخیلی ممنونم
از تمام دوستان این گروه
تمام شما عزیزان را به خدای مهربان می سپارم و
انشاالله که همه ما به تمام خواسته های خودمون
برسیم و بیشتر به خدای مهربان ایمان بیاریم که
قشنگ ترین کار دنیا و معنوی ترین کار دنیا ثروت مند شدنه
در پناه حق
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان عزیزم
در پاسخ به سوال اول باید بگم احساس حسادت دارم البته از زمانی که با شما استاد عزیز آشنا شدم مقدار حسادتم کم شده ولی هست
و اگر آن شخص هم سن و سال من باشه علاوه بر حس حسادت ، احساس بی عرضه بودن و مقایسه شدن من و آن شخص توسط فامیل بهم دست میده
و همیشه موفقیت آن شخص را به عوامل بیرونی ربط میدم مثلا میگم چون فلانی پارتیش بود موفق شد . یا چون پاچه خواری میکرد به این درجه و مقام رسید و …
البته وقتی با انصاف نگاه کنی میبینی که آنها خودشون خاستند، و دنیا آن پارتی یا عامل را سر راهشان قرار داده
به نام الله یکتا
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی و دوستان خوبم
استاد ازتون بسیار تشکر میکنم بابت این سلسله فایل هایی که قراره برامون بزارین و من میخوام مثل یک دوره اموزشی از این فال ها استفاده کنم و همون جوری برا این اموزش ها تمرکز بزارم که برا دوره ها و محصولات شما تمرکز میزارم
تمرین سوال اول رو اگه بخوام صادقانه جواب بدم،
اگه موفقیت رو بخواهم دستاورد های دنیای بیرون تعریف کنم و در نظر بگیرم مثلا موفقیت های مالی و یا شغلی و یا دستاوردهایی از این قبیل
نسبت به دیگران و داشته هاشون حس حسادت پیدا نمیکنم.
ولی خوشحال هم نمیشم و یه جورایی بی تفاوت هستم. حتی اگر دستاوردهای بزرگی باشه
وقتی به این سوال شما فکر میکردم خود به خود چند تا باور محدود کننده ذهنم رو شناسایی کردم
مثلا این که هنوز این باور مهم نرسیدم
که این خود من هستم، دارم شرایط دنیای بیرونم و دستاوردهام و کلا زندگیم رو میسازم
و هنوز فکر میکنم افراد دیگر و خانواده ام، در زندگی من تاثیر دارند
و یا محیطی که توش هستم و شرایطی که دارم، بر زندگی ام و دستاوردهایم اثر دارد
کلا این باور که خودم دارم زندگیم و شرایطم رو شکل میدم رو قوی نمیبینم
و نقش خودم رو در خلق زندگی خودم کمرنگ میبینم
یا یک باور محدود کننده که اگر من پیشرفت کنم و زندگی خوبی داشته باشم، دیگران ناراحت میشن و من احساس بدی پیدا میکنم
مثلا اینکه چون بقیه نمیتونند خوب زندگی کنند، چرا میخواهی به موفقیت مالی برسی
و این باور غلط خیلی جا ها جلوی من رو گرفته و نمیزاره من در دنیای بیرون پیشرفت داشته باشم
و الان دستاوردهای دنیای بیرونم رو قابل قبول نمیدونم و برام راضی کننده نیستن
استاد، ولی برام جالبه اگه موفقیت و پیشرفت رو دنیای درون تعریف کنم
مثلا ارتباطات و یا عزت نفس و اعتماد به نفس و اراده و کلا داشتن یک شخصیت قوی، برای خودم تعریف کنم،
در این زمینه پیشرفت خودم رو نسبت به قبلم، هم قابل قبول میدونم و هم از این پیشرفت راضیم
و هر بار خودم رو نسبت به یکی دو ماه قبلم مقایسه کنم از پیشرفتم کاملا خوشحالم
علتش هم این میتونه باشه که تا قبل از اشنایی با شما و استفاده از اموزش ها، از نظر شخصیتی سطح بسیار پایینی داشتم
ولی تونستم هم به جایگاه مناسبی برسم و هم باز هم دارم بالاتر میروم
من توی این زمینه از افرادی که شخصیت قوی دارن، با دیدنشون و طرز رفتار و عملکردشون، هم خوشحالم و هم یه جورایی دارم ازشون الگو برداری میکنم.
و با این کارم دارم تحسینشون میکنم
به خاطر همین رشد خودم رو هم توی این زمینه ها نسبت به قبلم میبینم و خودم رو هم تحسین میکنم
که یه جورایی هم دارم سپاسگزاری می کنم و هم دارم از قانون توجه و تمرکز استفاده می کنم
و هم خودم رو تحسین میکنم
ولی دستاوردهای دنیای بیرونم خودم رو، با اینکه به لطف خدا کم هم نیستن، تحسین نمیکنم
و نسبت به داشته های خودم بی تفاوت هستم.
و تمرکزی روشون ندارم
به همین نسبت دستاورد های دیگران رو هم نمیتونم خیلی تحسین کنم، و معمولا نسبت به موفقیت دیگران بی تفاوت هستم
برای تغییر باورهای غلط و محدود کننده ذهنم که موفقیت من باعث ناراحتی بقیه میشه،
هم باید توانا باشم که موفقیت دیگران رو ببینم و براشون از ته دل خوشحال باشم و اونا رو تحسین کنم
چرا که بقیه با پشرفت و موفقیت هاشون یه جورایی دارن درون ذهن من باور میسازن که میشود
و هم باید اگاهانه، بتوانم دستاورد های خودم، هر چند کوچک باشد رو ببینم، خودم رو تحسین کنم، و بابت اونا هم خوشحال باشم و هم سپاسگزار
و برای تعییر باور غلطی که دیگران در زندگی من نقش دارند هم باید، این رو دائما با خودم تکرار کنم، که این من هستم که زندگی خودم رو خلق میکنم.
و هیچ کس دیگری هیچگونه قدرتی در زندگی من ندارد
این رو خود خدا هم گفته که هر کسی در گرو اعمال خویش است
و عملکرد من و تصمیمات من فقط در زندگی من تاثیر داره. و بقیه هم با اعمال خودشون زندگیشون رو خلق میکنن
و اینکه خداوند به همه ما از رگ گردن نزدیک تر است
پس من با پیشرفتم نباید احساس بد و یا احساس گناه داشته باشم،.
و اگر به دستاوردی برسم، باید به این فکر کنم که برای بقیه باور سازی میکنم که امکان پذیر است
زمانی که من به موفقیت برسم، پیشرفت کنم، زندگی خوبی داشته باشم، میتوانم به جهان اطرافم کمک کنم
خداوند سریع الپاسخ هست و سریع به در خواست ها پاسخ میده. یعنی قانون تکامل به معنای زمان بیشتر نیست، به معنای تجربه های سریع تر هست
پس خداوند دوست داره که من سریع به خواسته هام برسم و
من اینجا نباید برای خداوند ترمز باشم و خودم با دست خودم جلوی نعمت های خدا رو بگیرم
چرا که خداوند همیشه بخشنده است و به راحتی به بندگان خودش میبخشد
و کلا مسیر خداوند همیشه به سمت ثروت و نعمت و فراوانی هست
هدایت خدا همیشه به سمت زیبایی ها و شادی ها و پیشرفتها هست و دریافت راحت نعمت ها است
اینجا من هستم که باید دریافت کننده باشم. من باید سمت خودم رو انجام بدم
من باید یک دریافت کننده خوشحال و سپاسگزار و شکر گزار نعمت های خداوند باشم
من باید بتوانم نعمت خوب زندگی کردن خداوند رو به راحتی دریافت کنم
هر چه بیشتر بتونم نعمت های خداوند رو دریافت کنم، خداوند هم خوشحال تره و نعمت های بیشتری رو وارد زندگی ام میکنه
پس به همین نسبت هم، اگر کسی موفق هست و پیشرفت بزرگی کرده و از خداوند نعمت فراوانی رو دریافت کرده، باید هم برای او خوشحال و سپاسگزار باشم و هم بتوانم از ته قلبم تحسینش کنم
خداوند با پیشرفت کردن بقیه داره به من الهام میکنه که میشود، میشود خوبتر زندگی کنی، میشود در رفاه بیشتری زندگی کنی، میشود شاد تر و ازادانه تر زندگی کنی
وظیفه من کم کردن ترمز هایم هست
و عمل کردن به هدایت های او
تا به راحتی نعمت های زیبای خداوند وارد زندگیم شود
و هم به راحتی به اهداف و خواسته هایم برسم
استاد عزیزم مطالب بیشتری رو توی دفترم نوشتم ولی برا رد پا گذاشتن از خودم، این ها رو کامنت کردم
استادجان میخوام با جدیت تموم از این سلسله فایل های شما نهایت استفاده رو بکنم
در پناه الله یکتا موفق و سربلند باشید
با عرض سلام خدمت استادی که زندگی منو متحول کرده و منو به یه آدم دیگه تبدیل کرده خیلی خوشحالم از اینکه تو سایت شما اومدم و با شما و این دوستان عزیز آشنا شدم در مورد سوال اولی که پرسیدید ویدیو رو استپ کردم و اومدم که پاسخ بدم . حقیقتش رو بخواید من هم مثل خیلی از آدمهای دیگه حسادت توی وجودم بوده در مورد بعضیها خوشحال شدم از پیشرفتشون واقعاً خوشحال شدم ولی در مورد بعضیها هم بوده که حسادت کردم. ولی بیشتر اوقات از زندگی خودم راضی بودم از چیزی که داشتم و کارایی که میکردم. یعنی میخوام بگم که کلاً خیلی آدم حسودی نبودم در حد نرمال یه مقداری که بالاخره انسان در وجودش داره حسادت رو که الان شکر خدا از روزی که با سایت شما آشنا شدم سعی کردم که به جای حسادت دیگران رو تحسین کنم و واقعاً در روحیم تاثیر به سزایی داشته .
سلام استاد عزیز
اول بگم که من حدودا یک هفتس که دارم سریال زندگی در بهشت و از اول میبینم و تقریبا تمام وقتم رو تو سایت و قسمتهای سریال میگذرونم و جالبه که امشب بعد از دیدن تقریبا هفت قسمت خداوند بهم گفت که برگرد صفحه اول سایت ببین چه خبره و دیدم جلسه دوم این دوره جذاب و روی سایت گذاشتین خیلی سریع برگشتم گفتم وقتی استاد یه مطلبی رو قسمت بندی کردن باید از اول ببینمش یه کمی هم ناراحت شدم که چرا دیر دارم میبینمش به هر حال با تعهد و شوق خیلی زیاد دیدم و خیلی ذوق داشتم که بیام کامنت بزارم
در جواب سوال استاد
تقریبا در تمام موارد از موفقیت اطرافیانم خوشحال میشم و اتفاقا یکی از مواردی که همیشه بهش افتخار میکنم اینه که به لطف خداوند از بچگی احساس حسادت خیلی در من وجود نداره و البته که بابتش از خداوند سپاسگذارم و اینکه از موفقیت یه سری از دوستان و اطرافیانم انگیزه میگیرم و جالبه که وقتی فکر کردم دیدم چقدر باعث افتخارم بوده و همیشه موفقیت اطرافیانم و تحسین کردم و برای دیگران تعریف میکنم
البته وقتی بیشتر فکر کردم یادم اومد که سالها پیش برای موفق شدن یک نفر خاص کمی حسادت کردم
خیلی برام جالبه که حتی وقتی دارم در مورد موفقیت اطرافیانم برای دیگران تعریف میکنم هم ذوق دارم هم کمی بزرگنمایی هم میکنم البته نمیدونم این خوبه یا بد
در مورد تمرین استاد
اولین شخص رامین پسر عمومه که به نظر من در مدت زمان خیلی کم به موفقت مالی قابل توجهی رسید که تقریبا تمام مسیر موفقیتش و میدونم
من وقتی با قانون و استاد آشنا شدم سعی کردم تمام اتفاقات خوب و بد زندگی خودم و اطرافیانمو با قانون تطبیق بدم و جالبه که وقتی چک میکنی میبینی که قانون چقدر دقیق و بدون خطاست مثلا همین رامین انسانی فوقالعاده مثبت نگر ، فعال، شاد، و بعد از صحبت کردن باهاش متوجه شدم که خیلی به الهاماتش اعتماد میکنه
نفر بعدی رضا پسرداییم
ایشون البته الگوی من در موضوع مهاجرت بود من وقتی دیدم که از شهرمون مهاجرت کرد و البته خیلی هم نسبت به من ترس بیشتری داشت منم انگیزه گرفتم و تقریبا یک سال بعد از ایشون از شهرمون مهاجرت کردم و به نظرم دلیل موفقیتش پشتکار زیاد و استمرار بوده البته که همه انسانها باورهای بدی هم دارند ولی من سعی میکنم آگاهانه خوباشو جدا کنم
البته موفقیت در دوستان و اطرافیان من زیاد بوده ولی من همین دو مورد و براتون گفتم
من تو محیطی که کار و زندگی میکنم ادمهای متمول و ثروتمند زیادند و من از وقتی که با قانون و استاد عباسمنش آشنا شدم هر وقت با هرکدومشون هم کلام میشم فقط سعی میکنم آگاهانه سوالاتی بپرسم که باورهاشون و نسبت به مسایلی که من دوست دارم درش رشد کنم بیان کنن اتفاقا امروز سعی داشتم با یکی از همین اشخاص صحبت کنم و ازش خیلی رک و مستقیم دلیل موفقیتش و بپرسم ولی متاسفانه اعتماد به نفسشو نداشتم و البته تصمیم دارم دفعه بعدی حتما روی ترسم پا بزارم و این کار رو انجام بدم
استاد عزیز تقریبا دو ماهه که خیلی متعهدانه تر و با جدیت بیشتر دارم روی خودم به وسیله سایت و آموزه های شما کار میکنم دو ماهه اینستاگرام و پاک کردم و البته چند ساله که تلویزیون و ماهواره ندارم و به قول شما شب و روزمو دوختم به هم و شبانه روز دارم فایل گوش میدم و مینویسم و فکر میکنم چون دلم میخواد تقییر اساسی داشته باشم
و در آخر هم از پروردگارم و شما سپاسگذارم برای این همه آگاهی
برم جلسه دوم و ببینم و به امید خدا اونجا هم کامنت بزارم
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان …
سال 99 من برای سومین بار کنکور دادم و دردانشگاه آزاد شهرخودمون پزشکی قبول شدم …خب خیلی حس فوق العاده ای داشت و تا مدت ها این باور تو ذهن من بود که یه کار مهم رو تو زندگیم انجام دادم و کلی بابت ادامه دادن و تسلیم نشدن و وفاداری به هدفم به خودم حس خوب داشتم …تا اینکه سال پیش یکی از کسایی که صرفا میشناختمش و ارتباط خاصی هم باهم نداشتیم برای بار اول کنکور داد و پزشکی دانشگاه دولتی شهرمون قبول شد و خب این یعنی رتبش تقریبا 1000 تا از من بهتر شده بود … روزی که شنیدم خبر قبولیشو به طرز معجزه آسایی حالم بد شد چون من تو زندگیم همیشه با این نگاه اومده بودم جلو که چیزی رو که برای خودت میپسندی برای بقیه هم بپسند و خب به این نتیجه رسیده بودم اگه از موفقیت کسی خوشحال نشی خودتم موفقیتی بدست نمیاری چون تو داری موفقیتو از خودت دور میکنی …دیشب بعد این فایل خیلی به این موضوع فکر کردم که چرا حالم اون موقع بد شد و گشتم و گشتم و دیدم تو موارد مشابه چیزی که باعث میشه حال من بد بشه اینه که دیگری رو باخودم مقایسه کنم …در واقع مقایسه کردن دیگران با خودم باعث میشد من تمام دستاوردها و اون احساسای مثبت و خوبی که به خودم به کاری که انجام داده بودم رو فراموش کنم و برام بی ارزش بشه همون دستاوردی که سه سال تمااام شب و روز خواهان بدست آوردنش بودم در واقع مثل این میمونه که یه نفر تلاش کنه آقای گل یه لیگ بشه یا آقای گل تیم ملی بشه بعد چند سال بعد یه نفر بیاد و رکوردشو بشکونه …و بعد فهمیدم که اصن مقایسه کردن پایه اشتباه زندگی کردنه چون نفس هی میخواد از ارزش های تو کم کنه و بهت بگه تو بی لیاقتی تو کار مهمی نکردی تو کار خاصی نکردی بیا ببین بقیه هم میتونن … چیزی که بهش فکرکردم این بود که شیطان اصلا برای چی از درگاه خدا رانده شد ؟ گفت من از انسان برترم …یعنی سرآغازگمراهی با مقایسه کردن شروع میشه … و هرچی گشتم تو زندگی دیدم تنها جایی که حسم نسبت به موفقیت دیگران بده اینه که اونو با خودم مقایسه کردم و دستاوردهای خودمو شایستگی خودمو توانایی های خودمو تو ذهن خودم زیر سوال بردم …چون نگران بودم که حالا تو چشم بقیه فلانی از من بالاتر دیده میشه که فهمیدم این از کمبود عزت نفسمه و به لطف خدا الان دارم هر موفقیتی که دوستای خودم تو دانشگاه بدست میارن رو تحسین میکنم و حتی اگه تو درسی نمره ای بهتر از من بگیرن خیلی راحت و فروتنانه اما با عزت و قدرت میرم وازشون راهنمایی میگیرم بی اینکه فکر کنم الان اون دوستم ممکنه منو کوچیک ببینه یا هرچیز بیهوده دیگه ای چون فهمید اصن نظر اون مهم نیس مهم اینه که من یه راه راحت تر و ساده تر که دم دستمم عست رو ببینم و ازش استفاده کنم و خودم رو به موفقت برسونم …..باعشق خدمت همه ی دوستان عزیز جان
بنام رب العالمین
پروردگارا سپاسگزارم که بعد از این همه مدت دوباره دارم کامنت می نویسم، الهی شکرت
سلام و احترام خدمت شما استاد عزیزم و همه همراهان دوست داشتنی
خدا رو سپاسگزارم بابت بودن در کنار شما ها، الهی شکرت.
من هنوزم حسودی دارم، با اینکه تلاش میکنم حسودی نکنم اما میکنم فکر میکنم چند وقتیه که فعالیتم در سایت کم رنگ شده، به همون اندازه هم نجواهای ذهنم بیشتر شده.
اما یادم هست ی سال پیش داشتم از جلوی باغ ویلاییه دوستم رعد میشدم خیلی ناراحت شدم که ببین مرتضی این ویلا مال دوست نزدیک الانت و همکلاسی دوران کودکیت هست اما اون کجا وتو کجا خیلی باهم فاصله دارید هم از نظر مالی ،اعتباری وتحصیلات.
یادم هست داشتم پیاده روی میکردم وفایل عزت نفس استاد گوش میکردم
دقیقا بیست متری از انجا دور نشده بودم که ندایی بهم گفت مرتضی خدا داره اینو بهت نشون میده که اگه تو هم بخوای بهت میدم ،مرتضی خدا داره بهت اینو نشون میده که از من بخاه تا ب تو هم بدهم
بعد از این ندایه درونی چه قدر حالم خوب شد واینو سعی میکنم تو همع ی مسائل زندگیم مد نظر قرار دهم، اما چ کنم که انسان فراموش کاره.
اما در مورد نزدیکان درجه یکم حالم بد میشه ونمتونم حالمو خوب نگه دارم احساس نا توانی وبی عرضه گی میکنم و از این بابت از خودمو افکارم بشدت بدم میاد وهر تلاشیم میکنم تا نگاه مثبت داشته باشم نمی شود
===================================
در مورد موفقیت نزدیکان خودم و ونایی که ازشون خوشمم نمیاد حتی ظاهرم هم نشون میده چه قدر ناراحت و حسودم یعنی نمی توانم کنترلی بر ظارم داشته باشم چ برسد به ذهنم و اگه تو یه جمعی باشیم همه متوجه این موضوع میشوند.
اما در مورد بعضی از دوستان و خانواده اصلا وکلا بی تفاوت هستم هم در مورد موفقیت و شادی شون و هم برعکسش
تا حالا به این فکر نکرده بودم ک اینا به عنوان خط شکن یا نیرو محرکه میتونن برام باشن که البته ایده خیلی خوبی هست ومیتونه ایده و الهام بخش باشه، تا حالا از این منظر نگاه نکرده بودم
هیچ وقت نتونستم بهشون نزدیک بشم که تبریک بگم و یا ازشون در مورد موفقیت شون سوال ویا نظری بخواهم بعد از این این کارو خاهم کرد فارغ از این که چ جوابی وچه برداشتی بکنه .
خدارو بابت این فایل ها و این مباحث سپاسگزارم
استاد عزیزم ازتون متشکرم
در پناه الله یکتا شادی و پیروز باشید.
دوستان هم فرکانس ام ازتون ممنونم الهامبخش هستین.
به نام خداوند بخشنده مهربان.
مهری
سلام و هزارن درود به استاد سخاوتمندم و همه دوستان ارزشمندم.
فایل رو همین جا پوز کردم و طبق فرمایش شما اول جواب سوال رو دادم. اگه به دنبال اون احساس درونی واقعی خودم باشم، قبل از اشنایی باشما وقتی با یک انسان موفق مواجه میشدم، ناخودآگاه یک احساَس پوچی و بی ارزشی بهم دست میداد. یک ندایی که بهم میگفت ببین تو عرضه نداری هیچ کاری بکنی. ببین هم سن تو هست ببین سنش از تو کمتره. وای وای. دیر شد. بعد یک احساَس بدی نسبت به اون شخص بهم دست میداد. ناخودآگاه متوقع میشدم که خوب تو که الان موفق شدی راهش رو به من هم بگو و خوب همچین اتفاقی هرگز نمیافتاد. چون اگه اون بنده خدا بر فرض مثال راه حل و مسیر رو بهم میگفت من در اون مدار نبودم و نمیفهمیدم. شاید اون مسیر رو هم میرفتم ولی موفق نمیشدم و باز همین طور این سیکل معیوب احساس بد ادامه داشت. شاید الان هم بعضی مواقع همچین احساسی با دیدن موفقیت دیگران بهم دست بده ولی الان دیگه نسبت به قبل اگاه تر هستم. دارم تمرین میکنم تحسین کردن و داشتن احساس خوب داشتن رو. دارم تمرین میکنم توحیدی بودن رو. چون بهم ثابت شده داشتن حس خوب و تحسین چه معجزاتی رو میکنه. سعی میکنم به یاد بیارم اون قدرت قدرتمند درونی ام رو. به جای سرزنش و کم ارزش دونستن خودم و کارم بهش عشق و امید بدم. به یاد بیارم هر کسی با یک رسالتی پا به این دنیا میذاره. مسیر هر کسی یونیک و منحصر به فرده. پس با امید و حس بهتری از زندگیم لذت ببرم و همواره خدا رو در تمام لحظات زندگیم به یاد بیارم. وهابیتش بخشندگیش و مهربانیش.
الهی بینهایت سپاس که منو به این مسیر بینهایت زیبا هدایت کردی. استاد سخاوتمندم ثروتمندم و در یک کلام توحیدیم سپاس.
حالا که ادامه رو گوش دادم به یه نتیجه درونی از خودم رسیدم. من وقتی موفقیت افراد رو میبینم حس بد نرسیدن به خواسته ام که همانا موفقیت بیشتر از همه هست بهم دست میده. فکر کنم حس کمالگرایی …. حسی که میخام بگم اره منم هستم و من از شما برترم. اره مقایسه کردن و عدم موفقیت و کمالگرایی باعث میشه من دست به اقدام نزنم. باعث میشه من حس خوبی نداشته باشم.
و اما اولین شخص فامیل که موفق عمل کرده.
شوهر خواهرم. انسان بااعتماد به نفس و موفقی هست در زمینه مالی و ورزشی که دوست داره.
کسی که بدون هیچ پشتوانه مالی از زیر صفر شروع کرده. تحصیلات دانشگاهی موفقی رو داشته و در بهترین موقعیت شغلی هست درامد بالایی رو داره. مسافرت و تجربه کاری به خارج از کشور رو داشته. با این که کارمند دولت هست ولی در حرفه خودش حرف اول رو میزنه. به طوری که خیلی از شرکت های خصوصی برای دانش او بهای بالایی رو پرداخت میکنن و او از این طریق هم ثروت زیادی رو ساخته.
چه احساسی نسبت به موفقیت این فرد دارم؟
ایشون هم سن من هستن و من نسبت به ایشون خیلی موفقیت چشمگیری نداشتم. احساس بی ارزشی و بی عرضگی بهم دست میده. احساس این که دیگه دیر شد. دیگه گذشت و من دیگه نمیتونم هیچ موفقیتی داشته باشم. خوب منم برای موفقیت تلاش زیادی کردم ولی او چرا موفقتر عمل کرده ازارم میده. بسیار ادم با پشتکاری هست. سرش به کار خودش هست. همیشه خودش و خواسته هاش در اولویت هستن حتی نسبت به همسر و فرزندانش. همیشه در هر موقعیتی که براش پیش میاد اطلاعات زیادی رو از هر نفر و هر جایی میگیره و بهترین تصمیم رو با در نظر گرفتن مصلحت خودش انجام میده.
با توجه به این توضیحات من خیلی توی این زمینه ها ضعیف عمل کردم. و طبق باوری که در من وجود داره همیشه دیگران و خانواده بر من ارجحیت داشتن. به خودم احترام نذاشتم و خواسته هام رو نادیده گرفتم. چون این خصلت احترام به خود گذاشتن در این فرد فوقالعاده بالاست و من هر موقع این فرد رو میبینم ناخودآگاه نارحت میشم چون باور اشتباه راضی نگه داشتن دیگران هست که در من وجود داره و خدا رو شکر شناختمش و از وقتی دوره عزت نفس رو کار کردم خیلی بهتر عمل میکنم. پشتکار و عملگرا بودن این شخص باعث شده که خیلی موفق عمل کنه.
2. دوست هم کلاسی من که الان معلم موفقی هست.
ایشون از همون اول راه هدفش مشخص بود و برای رسیدن بهش تمام تلاش خودش رو کرد و جهان هم با دیدن پشتکارش مسیر رو براش هموار کرد.
حقیقتش وقتی میبینم موفق عمل کرده خوشحال میشم براش و ارزوی موفقیت بیشتر رو براش دارم ولی درونی به خودم میگم ببین تو عرضه نداشتی حتی هدفت رو مشخص کنی. حتی نمیدونی چه کارمیخای بکنی. دیگه وقتی نداری. دیگه از سنت گذشته.
خدا رو شکر افراد موفق اطرافم زیاد هستند و من تحسین میکنم این اشخاص رو، چون هر کسی با توجه به باوراش و تلاشش نتیجه ای رو گرفته.
خود من هم در خیلی زمینه ها موفق عمل کردم ولی این که نتونستم علاقه واقعیم رو پیدا کنم و مثل استاد و تمام ادمهای موفق اطرافم تمام تلاشم رو فقط روی این زمینه بذارم احساس خوبی ندارم.
همین الان مشغول خوندن کامنت دوست قدرتمندم هستم. سعیده شهریاری. ایشون با متال زدن ایه های قرانی حال ادمو خوب میکنه. جقدر مسلط و عالی عمل میکنن. خوب معلوم و پر واضحه از تلاش و پشتکار. ازمون ثروت رو چقدر با دقت داره میزنه و چقدر خوب نتیجه میگیره. ایشون یعنی لیزری روی باورهاشون کار میکنند.
پس یعنی من تمرکز و تلاشم رو بذارم روی خودشناسی و تغییر باور و شخصیت خودم.
استاد عزیزم زبان قاصره از تشکر و سپاسگزاری. بهترین راه برای تشکر از شما موفقیت من میتونه باشه. استاد تلاش میکنم توی این کلاس سنگ تموم بذارم و بهترین خودم باشم.
براتون ارزوی سلامتی و طول عمر و دلی شاد دارم.
الحمد الله رب العالمین