ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1 - صفحه 121 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    175MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    24MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1524 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عماد گفته:
    مدت عضویت: 172 روز

    بسم الله ربّ العالمین

    سلام بر دوستان عزیز

    سپاس فراوان از استاد عباس‌منش عزیز که با انتشار آگاهی‌های طلایی، موجب ارتقای ما در تمامی زمینه‌ها می‌شوند.

    سوال:

    اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما به موفقیت قابل توجهی برسد، شما چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟

    آیا خوشحال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری؟!

    آیا موفقیت او الهام بخش شما می شود؟!

    یا شما را به احساس حسادت، ناتوانی می رساند؟!

    پاسخ:

    تا پیش از آشنا شدن با قوانین خداوند و جهانی که آفریده، به‌طور معمول چنین عکس‌العلمی داشتم:

    از شنیدن موفقیت دیگران خوشحال می‌شدم؛ اما نه خیلی عمیق. تا حدی احساس حسادت می‌کردم، احتمالا به خاطر اینکه من تا آن زمان آن موفقیت را کسب نکرده‌ بودم. اما حس ناتوانی نسبت به کسب موفقیت سایرین نداشتم، شاید به‌‌ این دلیل که موفقیت‌های زیادی در زندگی‌ام کسب کرده بودم و فکر میکردم اگر من هم بخواهم، می‌توانم به چنین موفقیتی برسم.

    اخیرا با کسب آگاهی‌های فوق‌العاده از مطالب استاد‌ عباس‌منش عزیز، واقعا نگاهم در این زمینه تغییر کرده است. اصلا خودم را با سایرین مقایسه نمیکنم. هرکسی در هر جایگاه بالا و یا پایینی است، طبق قانون و عملکردی که داشته، در جایگاه شایسته خود قرار دارد. تمرکز من بر بهبود خودم نسبت به قدم‌های قبلی و گذشته‌ام است. این نگاه باعث شده که ذهنم درگیر افراد، موفقیت‌ها و شکست‌هایشان و نهایتا مسیرشان نشود، صرفا تمرکزم بر اهداف و مسیر خودم باشد.

    با این حال، ما انسانیم و سرشار از احساس، تلاش می‌کنم هر خبری از جمله موفقیت یا شکست دیگران را که می‌شنوم، با تمرکز بر نکات مثبت آن تجربه، خود را در فرکانس “حس و حال خوب” نگه دارم.

    امیدوارم هر لحظه نور هدایت الهی در قلبمان روشن‌تر شود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا یکتاپرست گفته:
    مدت عضویت: 261 روز

    بنام نیرویی که در درونم حضور دارد

    خدایا شکرت برای حضورت برای هر لحظه ای که از قلبم احساست میکنم

    خدایا شکرت که اکنون فقط با عشق برای آرامش خودم مینویسم،چرا که همیشه ذهنم میگفت یه جوری بنویس که دیگران خوششون بیاد یعنی یه پاشنه آشیله برام توجه و تایید دیگران،اما من هر لحظه با یادآوری به خودم میگم که من تغییر میکنم و تلاش میکنم تنها برای لذت لردن و آرامش خودم،

    خدایا شکرت که در مسیرم پایدار هستم و دوره خانه تکانی رو تمام کردم

    و اکنون به قدو دوم صفحه خوش آمدی رسیدم قدم خودشناسی

    استادان عزیزم از صمیم قلبم برایتان عشق و آرامش را از خدا میطلبم

    چقدر عالی صحبت کردین استاد و چه تمرین هایی

    خدای من این یعنی روب رو شدن با خودم اینکه ببینم با خودم چند چندم،

    من کاملأ صادقانه به سوالات پاسخ دادم و اینجاهم ثبت میکنم تا بعد ها ببینم چقده تغییر میکنم

    و یه رد پا بمونه برای هم فرکانسی های عزیزم

    سوال اول: من از موفقیت بعضی از افراد خیلی خوشحال میشم و کلی احساس خوب میگیرم

    مانند چند روز پیش که برادرم ماشین خریده بود واقعا از ته قلبم تبریک گفتم و براش بهترین ها رو از خدا خواستم،

    من ذهنم روی موفقیت یه نفر حساسه اونم شریک کاری همسرم هست چرا که وقتی یه موفقیتی داشته باشن ذهنم میگه از حق ما خوردن چون همسرم تو کار با شریکش حتی حساب و کتاب نداره و اونا تو ظاهر از ما بیشتر خرج میکنن و من شدید به اونا حسادت داشتم وتازه الان یه کم بهتر شدم و ایمانم رو دارم قوی میکنم که من تنها مسول زندگی خودم هستم و هیچ نیازی ندارم به همسرم مدام بگم جدا بشه تو کار،

    الان به این باور بیشتر کار میکنم که خدا روزی منو میده و این باورهای خودمه که من کمتر دریافت میکنم حتی اگه اون شریک هم نبود من بیشتر ازین پریافت نمیکردم چون من به ادازه ایمان خودم دریافت میکنم هر چند واقعا هنوز یه ذره هم تغییر نکردم تو این یه مورد ولی خدارو شکر میکنم که حداقل فهمیدم مشکل از ذهن و باوره منه نه اون طرف یا همسرم ،حتما همسرم هم مسول زندگی و روابط کاری خودش هست،

    یا در مورد یکی از آشنایان که آنلاین فروش داره وقتی میبینم که اون بیشتر از من کار و در أمد داره احساسم بهش بد میشه اینم بر میگرده به باور کمبود ،اینکه مشتری کمه باوری که میگه پول دست مردم کمه گرونی هست

    خدارو شاکرم که اینم شناسایی شد امروز

    من از زندگی و موفقیت خانوادگی جاریم خیلی احساس عالی دارم واقعا هیچ حس حسادتی ندارم ماشین عالی هریدن خیلی تحسین کردم و خیلی بیخیالو علی بی غمه همیشه هم همه چی براش خوب پیش میره خیلی راحت و خوب حرفش رو میزنه اعتماد ب نفسش بالاست همیشه تحسینش میکنم

    یه اشنا دارم که خانومه یه کار رو از تو خونه شروع کرد و الان بعد وند سال مغازه زده خیلی عالیه کارش من همیشه تحسینش میکنم خدارو شکر میکنم که تونسته موفق بشه و من هوشحالم که یه خانوم اینطوری تکاملی داره از موفقیت و کارش لذت میبره

    درس هایی که گرفتم اینه که باید روی باور فراوانی کار کنم،

    حسادت رو آفت بدونم برای مسیرم

    من گاهی در برابر افراد موفق اخساس خود کوچک بینی دارم که امروز از صحبت های استاد این بهم ثابت شد پس باید روی احساس لیاقت خودم بیشتر کار کنم و باورم بشه منم فارغ از خانواده و سطح پایین مالی به اندازه دیگران ارزشمندم چون منم از خدام و به اندازه اونا به خدا و منبع وصلم،

    درس میگیرم که باید باخودم و خدام ب صلح برسم و این یعنی یه روزمرغفلت نکنم هر روز باید رو خودم کار کنم تمرین و تمرین،

    من باید روی هیچ کس و هیچ مشتری حساب نکنم فقط رو روی خدا حساب کنم و تسلیم او باشم و با توکل و ایمانم خدا همه چی میشه برام

    پس باید شکر گذار خدا باشم و موفقیت دیگران رو تحسین کنم و منم مسیر درست رو ادامه بدم،

    خدارو شکر که کانل این تمرین رو تو دفترم یادداشت کردم و تونستم یه فایل عالی رو کامل گوش بدم و عمل کنم

    سپاس از استاد خوب و مهربونم بابت این فایل های هدیه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 969 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم

    سلام به دوستان عزیزم

    خداروشکر میکنم برای هدایت به این فایل و این خودشناسی

    چون خودم از خیلی قبل تر متوجه حسادتم شده بودم ولی نمیدونستم چطور اون رو اصلاح کنم و میدونستم و اگاه بودم که این قضیه بده و به ضرر من هست و فقط داره من رو اذیت میکنه و احساس منو بد میکنه

    من ترکیبی از دو حس هستم

    هم تحسین میکنم

    هم حسادت میکنم

    ولی بخش اغلبش حسادت هست و من شدیدا احساس ناتوانی میکنم‌. از اون فرد ناخوداگاه بدم میاد و دقیقا طبق گفته استاد فکر میکنم من دیگه به چشم نمیام و مییرم تو مسیر جا زدن

    بعد که اگاه شدم سعی کردم جلوش رو بگیرم و خودم رو به ویژگی های مثبت افراد سوق بدم

    و ون رو اهرم موفقیت خودم کنم

    ولی ضعیف بودم نسبتا

    مرحله اول: موفقیت های کسب شده توسط نزدیکان و دوستان خود را به یاد بیاور و لیستی از آنها تهیه کن.

    موفقیت دو تا از همکارانم که یکی تو روابط با چند نفر اوکیه و من به شدت حسودیم میشه

    و تو یک رابطه خوبه که دوطرفست و کلی چیزای عاشقانه و جذاب داره

    موفقیت اون یکی همکارم که ساعت کاریش کم و کارش سبک تر شده

    موفقیت همکلاسیم که تحسین استاد ها رو میگیره

    مرحله دوم: در مقابل موفقیت هر فردی که لیست کرده ای، بنویس: چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟

    در همه این موقعیت ها من به شدت حسادت میکنم و میخوام خودم رو نشون بدم

    مرکز توجه باشم

    توانایی هام رو نشون بدم

    از اون افراد بدم میاد و بعد حسم رو کنترل میکنم و باهاشون خوب میشم

    و حسادت میکنم و این حسادت من رو ضعیف میکنه و توان رو ازم میگیره و حس میکنم دیگه دیده نمیشم

    و چند بار خواستتم درستش کنم و میدونم رویه اشتباهیه

    مرحله سوم: این سوالات را از خود بپرس و به آن جواب بده.

    سوال اول: از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود:

    به خودباوری برسم

    الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم؛

    برای رابطه خوب از زاویه ای که لذت ببرم و تحسین کنم ذوق کنم و بگم من هم لیاقت اینو دارم که با فرد مورد علاقم رابطه عاشقانه دلخواهمک داشتته باشم

    در مورد همکارم اینن که امکان پذیره که توانایی ها و استعداد های من دیده بشه و کارم راحت تر بشه و ازادی زمانیم هم بیشتر شه

    به خصوص این که قبلا هم تجربشو داشتتم

    و متوجه این شدم من واقعا باید دستاورد هامو به یاد بیارم و یادم بمونه و این که یکی از پیشرفت های جدید من کامنت گذاشتن بیشتر تو سایته

    الان دارم خودم رو مجبور میکنم بعد هر فایل کامنت بزارم و تا کامنت نزاشتم نرم فایل بعدی

    سوال دوم: چه درس هایی می توانم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این افراد شده است؟

    که می شود

    که نیازی نیست تلاش اضافی کنی‌

    تایم کاری ببری بالاتر یا فشار وارد کنی

    با اعتماد به نفس

    با تمرکز به خودت

    با الویت قرار دادن خودت

    با توجه به خودت

    با توجه به کارت و توجه نکردن و انرژی هدر ندادن برای چیزای بیهوده

    میشه که همه چی بهتر بشه

    و مسیر چیده میشه

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت برای این هدایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    مهدی قربانی گفته:
    مدت عضویت: 582 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان بنام خداوندی که همیشه دنبالم بوده تا مرا هدایت کنه به مسیر درستی ومرا خواسته هایم برسونه چون که از درون ادم درستی هستم خدایا شکرت تنها چیزی که همیشه لطف خداوند شامل حالم شده هروقت باورهایم ضعیف شده خداوند بایک انرژی بی نظیر مرا هدایت کرده تا تعغیر کنم رشد کنم

    وقتی تمرین جلسه را انجام دادم یک دوره ای از زندگی وضع مالی خوبی داشتم وخیلی اوضاع خوب پیش می رفت خیلی از ادم های اطرافم جلوتر بودم وانگار تو اون زمان توی فصای بودم که خودم را مقایسه نمیکنم یا اصلن خیلی برام مهم نبود انگار همان زمان تو درون همیشه دنبال تغغیر در زندگیم بودم با همان موفقعت مالی زندگی نسبتن خوبی که داشتم انگار انرژی درونی من یک انرژی دیکه هست وباید یک طوری وشکل دیگه زندگی کنه اون واضاع اون شرایط بود

    ولی باریک تضاد وقتی تمام اوضاع وشرایط مالی بهم خورد واحساس کردم همه چیز را از دست دادم دیگه نمی توانم زندگیم را بسازم

    وقتی از خداوند خواستم کمک کنه خداوند دست هدایت گذاشت روی شونم یک انرژی بسیار زیادی در من ایجاد شده بود برای دوباره زندگی کردن با درک این قانون فکر کردم دیکه تموم من دیگه شکست ناپذیرم ودیگه به هرچی که فکر کنم می تونم خلقش کنم دنبال این بودم که دوباره با نتایج خودم را به دیگران نشون بدم موفقیعت های را ببین چون خلیی عجله داشتم برای نتیج گرفتن داشتم چون نتاجی خلق نشد شروع کردن به مقایسه کردن خودم با دیگران ووقتی نتایج دیگران را می دیدم از رابط تا موفعیت مالی وحال خوب ودرامدم شون در من یک احساس حسادت شدید به اندازه اینکه چشم دیدن نشون نداشتم همون ادم با اون موفعیت قبلی که خیلی کم خودشو مقایسه می کرد تبدیل شده بودم به یک انسانی که چشمایم از حسادت نابینا وکور شده چشم دیدن یک نفر نداشتم از برچسب بد بهشون از نفرین کردنشو از آرزوی بدبختی براشون این پدرشون داده این شانسی بوده این دوزی میکنن حتما خداوندبرای ما نخواسته ما از همان اول خانواده بدبختی بودیم یعنی به شکل های مختلف برچسب میزدم انگار تبدیل شده بودم به یک انسان بدزات که چشم دیدن جهان را نداره دوست داشتم جهان نابود بشه خوش حالم که اینکه این احساسات درونم را ابراز میکنم چون دوست دارم تعغیر بدهم شخصیتم را چون من این ادم کنونی نیستم من یک ادم دیگه هستم عدم شناخت از خودم مرا در این دام انداخته این حس نفرت به جهان باعث شده حس نفرتی در من ایجاد بشه نسبت به خودم در ذهنم شکل بگیره که بدترین حرف ها را به بدترین شکل تحقیر امیز به خودم بزنم تحقیر های که هیچ‌وقت احساس نمکینم در ذهن هیچ‌انسانی همچون بی احترامی ها وبرچسب های بد را به خودش زده باشه این حس بدببنی باعث شخصیت منفی ببین در من شکل بگیره که زره ای جا برای مثبت اندیشی نداشته باشم

    وقتی اومدم تمیزن را انجام دادم گفتم بینم چه الهاماتی از اون دریافت کنم برای حرکت کردن

    اول تلاش استمرار درکار منظم بودن کار وادامه دادن نترسیدن توکل کردن به خداوند و ارزش قائل شدن برای کارشون به جای رازی نگه داشتن افراد وشور شوق انگیزه وحسادت نورزیدن را ونموندن برای اینکه شرایطی مناسبی پیش بیاد برای حرکت کردن را به من الهام شده که مهم ترین الهامی که خیلی به من الهام میشه اعتماد به خدا وتوکل کردن وبه مسیری های جدید با باورهای جدید وقدرتمندی کننده توحیدی وعجله نکردن برای نتایج وعشق ورزیدن هست نتایج در عین اینکه باورهای قدرتمند کننده درونی بسیار بالای دارم وبسیار امیدوار کننده وخلاق دارم

    اون باورهای نادرست وذهنیت محدود کنند حاصل ناتوانی که از حسادت در من به وجود وجود داره ولی در کل نتایج میگیرم تمام اینا حاصل احساس بی لیاقتی هست که می خواستم با مسائل بیرونی پرش کنم چون احساس بی لیاقتی وفقط با به دست اون یک نیروی درونی خلاق در وجوه من باید خلق بشود از نوع تا باورهای درست من از درون شکل بگیرین وتمام اشغال های را در درون من خودم عین یک سنگ گذاشتم را از درونم بیرون دهم پاک کنم درونم را چون فهمیدم هیچ چیز در این دنیا به اندازه درونم برام ارزش نداره کل جهان مال منه باشه حال درون خوب نباشه یعنی هیچ نیاز به مسیری دارم که همیشه این حال درونیم باهاش در ارتباط باشه اون شناخت این اگاهی ها واین قواین وعمل کردن به. اونا والگوی زیبا تر استاد که بیام باورهای قدرتمند کننده توحیدم را اونطور که ساخته قدم بردارم خیلی دوست دارم با اینکه هیچ گونه مهارتی در زبان عربی ندارم با اینکه در حال حاضر هیچ گونه قدرت درک وفهم مسائل را ندارم هیچ مهارتی در از مسیر نمی دونم به همچون موقفعتی برسم که استاد رسیده برسم شاید هم با شرایطی که من ندارم که هیچی نمی دونم ولی با توکل بر خداوند حرکت کنم و از درکی که خودم دارم شناختی که استاد دارم از استاد بهتر بشوم امید چون این توامندی را درون خودم مبینم چون تنها چیزی که حال درونی مرا خوب یک انرژی همیشگی هست انرژی که مدادم در حال کعنکاش خودش باشه درحال به چالش کشیدن خودش باشه امیداورام خداوند توانایی عمل گرایی را در من جرقه بزنه هر چند الان نارضی نیستم از خودم ولی راضی نیستم خودم چون دیگه کلایه شکایت نمکینم من ادمی بودم شب روز از خداوند کلایه می کردم چه بسا همون گذشته من باعث بشه تاثیر مثبتی رادر جهان به جا بزاره خدایا خودت هدایت درونی را به عهده بگیر ومرا در مسیر خیر خودت هدایت کن وبه من بگو خیرتو چی ومرا در مسیرش قرار بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    Fakhri گفته:
    مدت عضویت: 1527 روز

    با سلام

    اگر یکی از افراد نزدیکم ب موفقیت برسه

    اگر از خانواده خودم باشه عین موشک پرواز میکنم تا آسمونها میپرم رو کولش سجده شکر میکنم از ته قلبم

    پس بستگی داره ک اون شخص کی باشه من دوستش داشته باشم خیلی خیلی خیلی سبیار بسیار بسیار خوشحال میشم

    ولی بعضیا رو نه مثلا تو فامیلمون چون از فامیل پدریم خوشم نمیاد اصلا موفق نمیدونمشون

    ولی فامیل مادریم بشدت دویتش دارم و جزو افتخارات منه وجودش عمو خیرالله که الان پسر امریکاست به به و سالهاست تو بازار یکی از برندهاست خیلی زیاد خوشحالم ا زوجودشون

    ولی پسرعموهای خودمو نه خوشم نمیاد ازشون اخه ب زور خونه باباشونو فروختن باباشون رفتن بساز بفروشی راه انداختن اونم تو متاطق پایین شهر ذهنم اصلا این ادمهارو موفق نمیدونه و اینکه شاید بخاطر اینه که کلا اونهارو ی جورایی بخاطر رفتارهای پدرم ادمهای بدی میدونم

    کاملا بستگی داره استاد اون ادم موفق کی باشه ولی از همسایه ها نه کسی خونشو میسازه واقعا شاد میشم از ته قلبم خداروشکر می کنم و میگم کاش واسه من بود البته بگم ک من اصلا فامیلی که وضع مالی واقعا خوب وتوپی داشته باشه ندارم

    بیشتر موفق ب کسی میگم که خیلی زیاد درامدش بالاست مثلا ایسنتا نگا میکنم بعصی وقتها ادمهای موفقی که خیابون فرشته پنت دارن اینا بنظرم موفقن

    البته از وقتی تو سایت اون فایلهای رابطه ثروت و خدا در ذهن رو گوش میدم فهمیدم که علت اون رفتارهای پدرم و کلا اون اتفاقات ک باعث شد عقب موندگی ایجاد بشه مربوط ب ذهن خودم بوده و اگر من ذهنم درباره ثروت درست بود حتما خداوند جلو اون اتفاق شکست مالی رو می گرفت و هر گز اون ادمهایی که الان موفق هستن اون سال نمیومدن سمت ما که باعق این ب اصطلاح عقب افتادگی بشن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    مهدی وجدی گفته:
    مدت عضویت: 820 روز

    به نام خدای مهربان.

    خداوندا هرآنچه که دارم از آن توست.

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.

    من را به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن.

    سوال:

    اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما به موفقیت قابل توجهی برسد، شما چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟

    آیا خوشحال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری؟!

    آیا موفقیت او الهام بخش شما می شود؟!

    یا شما را به احساس حسادت، ناتوانی می رساند؟!

    از وقتی که فهمیدم که یکی از کارهایی واجب برای باور فراوانی و اینکه فراوانی رو وارد زندگی خودمون بکنیم تحسین کردن و تایید کردن موفقیت و داشته های افراد هست همیشه وقتی کسی رو میبینم چه آشنا چه غریبه و موفقیتی رو کسب کرده اون فرد رو تحسین میکنم و تاییدش میکنم و به خودم میگم از اون شخص تونسته منم میتونم و یه جورایی حسادت خیلی خیلی و به سختی به سراغم میاد.

    مرحله اول: موفقیت های کسب شده توسط نزدیکان و دوستان خود را به یاد بیاور و لیستی از آنها تهیه کن.

    1)حمید رضا پسر داییم:خرید ماشین

    من دو روز پیش رفتم شهر خودمون برای یک عروسی که دعوت شدم و اونجا متوجه شدم که پسر داییم یک ماشین سمند خریده و همون اول که دیدم این احساس اومد که خداروشکر که تونسته ماشین بخره و وقتی تونسته منم میتونم و اتفاقا با همون ماشین رفتیم بیرون از شهر و کلی لذت بردیم و درکل احساس فراوانی بهم دست داد و خوشحال شدم از اینکه یکی از اعضای فامیلمون تونسته این موفقیت رو کسب کنه و چه کسی بهتر از فردی که از کودکی باهاش بزرگ شدم.

    2)داییم:خرید ماشین سوم

    وقتی متوجه شدم که داییم ماشین سومشم خریده واقعا از صمیم قلب خوشحال شدم چون به وضوح روند تکاملی این فرد رو از وقتی که هیچی نداشت و با خانوادش توی خونه بابابزرگم زندگی میکردن رو یادمه و الان که هر روز داره موفق تر میشه باعث میشه خیلی خیلی خوشحال بشم و باز احساس فراوانی و باور فراوانی درون من تقویت میشه.

    3)امیرمهدی پسر داییم:مسلط بودن به زبان انگلیسی و آلمانی.

    وقتی متوجه شدم که پسر داییم زبان انگلیسی رو به خوبی بلده و اینکه خودش خود آموز یادگرفته و وقتی برای تایین سطح رفته گفتن شما اصلا نیازی به آموزش نداری و باید بری مدرک بگیری خیلی خوشحال شدم و ازش پرسیدم که منم اگه بخوام یادبگیرم ساده ترین روش چیه و اون کلی بهم آموزش داد و گفت که خیلی خیلی راحت میتونم یادبگیرم و وقتی دیدم که یک مهارت عالی کسب کرده و توی این زمینه موفقه خیلی خیلی خوشحال شدم و باز گفتم اگر این تونسته منم میتونم.

    4)امیرمحمد پسر داییم:ازدواج کردن.

    در رابطه با این موضوع درحالی که پسر داییم ازم کوچیکتره چندسال اما وقتی فهمیدم تصمیم به ازدواج گرفته و همین 2 روز پیش عروسی گرفت اول از همه پیش خودم کلییی تحسینش کردم و گفتم با این کارش سد های ذهنی من رو شکست و منم باور کردم که میتونم ازدواج کنم و وقتی دیدم که خداوند همه چیز رو براشون کرد از تالار و خونه و وسایل خونه و همه چی این باور:از تو حرکت از خدا برکت توی وجودم بیشتر شد و بیشتر باور کردم که اول ازدواج ربطی به سن نداره و ددم اینکه تو حرکت کن خدا برات میچینه به بهترین شکل و کلی خوشحال شدم و برام باورپذیرتر شد که منم میتونم.

    سوال اول: از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود:

    به خودباوری برسم

    الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم:

    من سعی میکنم از این زاویه به این موفقیت ها نگاه کنم که اگر این افراد تونستن به این موفقیت ها برسن اگر موفقیت موردنظر من هم باشه و منم بخوام توی اون زمینه موفقیت کسب کنم منم میتونم و این به من نشون میده که میشود وقتی یکی تونسته منم میتونم وقتی مثل اون فرد باور کنم و عمل کنم درواقع وقتی قانون میگه اگر به هرچیزی توجه کنی از جنس همون اتفاق وارد زندگیت میکنی من به جای حسادت به موفقیت اون فرد با تایید و تحسین اون فرد باورپذیر بودن رسیدن به خواسته ها و موفقیت هارو در ذهنم بیشتر میکنم.

    سوال دوم: چه درس هایی می توانم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این افراد شده است؟

    اگر بخوام به صورت کلی بگم درس هایی که میشه گرفت از تمامی این موفقیت ها این هاست:

    تعهد

    تلاش

    ایمان و توکل به خداوند

    عشق و علاقه داشتن

    اشتیاق داشتن

    در مسیر بودن

    باور به امکان پذیر بودن

    توی دل ترس ها رفتن

    ادامه دادن

    حسادت ورزیدن به موفقیت افراد هیچوقت باعث نمیشه که اونها اون موفقیت رو اون نعمت رو از دست بدن بلکه باعث میشه ما از اون موفقیت و اون نعمت دور بشیم و با دست خودمون جلوی ورود اون نعمت رو به زندگیمون بگیریم و وقتی جهان اینطور عمل میکنه ما باید تحسین کنیم باید تایید کنیم موفقیت افراد رو هرچقدر کوچیک.

    برای مثال من وقتی میبینم افرادی رابطه عاشقانه خوبی دارن از اونجایی که خودم علاقه دارم یک رابطه عاشقانه داشته باشم میام با دیدنشون به خودم میگم ببین ببین چقدررر آدم هست که رابطه عاشقانه دارن ببین چقدررر رابطه عاشقانه خوب فراوانه و خداروشکر میکنم از این بابت و میگم منم میتونم و وقتی میام اینطور تایید و تسحین میکنم اول از همه احساس خودم خوب میشه و باعث میشه فرکانس خوب به جهان ارسال کنم و در نهایت اون نعمت وارد زندگی منم بشه.

    عاشقتونم

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    عاطفه معین گفته:
    مدت عضویت: 1115 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    سلام به استاد عباس منش عزیزم و همه دوستان.

    نشانه روز در 27 بهمن ماه 1404

    استاد جانم ازتون سپاسگزارم برای این سایت الهی و این فایل های هدیه ارزشمند ، یکی از سپاسگزاری های هر روز صبحم برای این سایت بی نظیر و حضور شماست ، برای تک تک فایل های هدیه و دوره هاست .. سپاسگزارم ازتون.

    سوال این جلسه ارزشمند _

    اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما به موفقیت قابل توجهی برسد، شما چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟

    آیا خوشحال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری؟!

    آیا موفقیت او الهام بخش شما می شود؟!

    یا شما را به احساس حسادت، ناتوانی می رساند؟!

    صادقانه میگم بله من تا سال پیش وقتی موفقیت افراد نزدیک مثل حتی خواهرم می دیدم حسادت می کردم و گاهی روزها درگیر می شدم اما در این یک سال اخیر با درک آگاهی های سایت و دوره ها خیلی بهتر شدم .

    صادقانه میگم الان وقتی از موفقیت افراد نزدیکم خبر دار میشم چند دقیقه اون حسادت درونم دوباره نمایان میشه و مقایسه کردن شروع میشه که اون تونست اما تو چی ؟ اما خیلی زود به خودم قانون و آموزه ها رو یادآوری و ذهنمو خاموش میکنم که دست از حسادت مقایسه و سرزنشم برداره و هر بار بهتر از قبل عمل می کنم و از این بابت خیلی خوشحالم.

    اما برای افراد غریبه اصلا حسادت نمی کنم و اتفاقا ازشون الگو برداری هم میکنم انگیزه هم می گیرم که اگه اون تونسته منم می تونم اگه دوستم همسایه ام همشهریم یا فلان فرد ایرانی تونسته دمش گرم چه خوب منم می تونم .

    و الان متوجه شدم که این حسادت برای نزدیکان از مقایسه هایی هست که در بچگی شدم اونم بارها و بارها…

    مرحله اول: موفقیت های کسب شده توسط نزدیکان و دوستان خود را به یاد بیاور و لیستی از آنها تهیه کن.

    این تمرین رو دیروز عصر در دفترم انجام دادم و یه نمونه اش اینجا می نویسم :

    دوستم با اینکه درسش خیلی معمولی بود و هیچوقت نمره های بالایی نمی گرفت اما همیشه خودش رو یک فرد باهوش می دونست و با اینکه در دانشگاه بار اول قبول نشد به هیچ کس نگفت قبول نشده و خودش هم باور کرده بود که من خودم نخواستم برم ، بعد از ازدواجش تو یه دانشگاه معمولی قبول شد و الان داره دکترای حقوق می گیره با اینکه هنوزم درسش خوب نیست اما خودش رو باور داره که من می تونم و داره ادامه میده همین طور برای یاد گرفتن زبان و چند مدرک دیگه و این یعنی ایشون عزت نفس بالایی داره احساس لیاقت می کنه خودش رو باور داره و پیش میره ..

    مرحله دوم: در مقابل موفقیت هر فردی که لیست کرده ای، بنویس: چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟

    همون طور که گفتم اولش حس حسادت اما به خودم یادآوری می کنم که اون خودش باور داشته و قدم برداشته و قانون رو بیاد میارم و این باعث میشه حس حسادت تو همون دقایق اول خاموش بشه .

    مرحله سوم: این سوالات را از خود بپرس و به آن جواب بده.

    سوال اول: از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود:

    به خودباوری برسم

    الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم؛

    اینکه همه چیز به من و درون من ربط داره به خود باوری به عزت نفس ، که اگه اون تونسته منم می تونم کافیه بجای حسادت روی خودم کار کنم و عملگرا باشم

    خودم توانایی هام باور کنم .

    سوال دوم: چه درس هایی می توانم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این افراد شده است؟

    اینکه خدا به یک اندازه در دسترس همه ماست

    ثروت و نعمت فراوانه و فرصت ها همیشه هستند

    کافیه منم تلاش کنم خودم باور کنم کافیه متعهدانه پیش برم و ناامید نشم و خودم لایق اون موفقیت بدونم. اینکه آرام باشم حرص نزنم غصه کسی رو نخورم و همه حواسم تمرکزم به خودم و هدف هام باشه .

    ازتون ممنونم استاد دوستون دارم و به امید

    دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و مکان :)

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    سید مهدی جزایری گفته:
    مدت عضویت: 2401 روز

    به نام خدای نزدیک مهربان بخشنده

    با سلام به استاد عزیزم و همه اعضای این سایت بهشتی

    من صحبت‌های ارزشمند استاد رو تایپ کردم و در اینجا منتشر می کنم

    چون این احتمال هست که بعضی قسمت هایی رو که شاید هم مهم باشه، فراموش کنیم یا موقع انجام تمرینات این فایل، دقیق آن قسمت ها رو متوجه نشده باشیم، ولی اگر متن مکتوب پیش روی ما باشد، بهتر می‌توانیم کار کنیم

    به همین دلیل من سخنان استاد رو اینجا می گذارم، هم برای استفاده خودم و هم برای استفاده تمام عزیزانی که بعدها می‌خواهند از این آگاهی های ارزشمند بهره ببرند

    تقدیم به شما با عشق:

    یک سلسله برنامه رو آماده کردم در مورد تفاوت بین ذهنیت قدرتمندکننده و ذهنیت محدودکننده

    من سال‌ها پیش فهمیمدم که تمام اتفاقات زندگی ما به خاطر باورهای ما و ذهنیت و نگرش ما اتفاق می افتد و آنجا شروع کردم به تغییر باورهایم و تغییر نگرشم …

    در این برنامه‌هایی که دارم آماده می‌کنم، موضوعات مختلفی انتخاب شده که در مورد هر موضوع، ذهنیت قدرتمندکننده و ذهنیت محدودکننده رو توضیح می دهیم.

    یک سوالی می پرسم از شما برای این که ببینیم در آن موضوع کجای کار هستیم و بعدش توضیحات و مثال ها و تمرین‌ها و ادامه برنامه.

    مطمئنم که اگر این جلسات رو خیلی خیلی با دقت گوش کنید و همکاری کنید توی پاسخ دادن به سوالات و انجام تمرین‌ها، و باور کنید که چقدر مهمه، باور کنید که چقدر مهمه، شرایط زندگی تون تغییر می‌کند، به شکلی که اصلاً اینقدر رشد می‌کند اینقدر اوضاع بهتر میشه که اصلاً باورتان نمیشه که شما یک چنین گذشته ای داشته اید

    بریم سراغ سوال این برنامه:

    اگر یکی از افراد نزدیک به شما به موفقیت بزرگی برسد (موفقیت کاری، مالی، هر موفقیتی که به نظر شما موفقیت بزرگی است) شما چه احساسی دارید؟

    آیا احساس خوشحالی می‌کنید و می گویید این الهام بخش من است برای پیشرفت بیشتر؛ و کنجکاوی که ایده بگیری و باور می‌کنی که اگر او توانسته پس برای من هم امکان‌پذیر است

    یا نه، اگر موفقیت بزرگ یکی از نزدیکان خود را ببینی، احساس حسادت و بی عرضگی می کنی که گویی من بی عرضه نشان داده می‌شوم و بی عرضه دیده می‌شوم.

    به این سوال فکر کن و همین جا ویدئو را نگه دار و جوابش را بنویس

    می‌توانید مثال بزنید در مورد افراد

    ممکن است احساسات متناقض باشد. مثلاً برای یک سری از افراد خیلی خوشحال شده باشیم و برای یک سری افراد، خیلی احساس حسادت و بی عرضگی و ناتوانی کرده ای و ناراحت شدی.

    شرح و توضیح:

    اگر کسی از نزدیکان ما به موفقیت بزرگی می‌رسد و ما احساس بدی پیدا می‌کنیم، این نشان‌دهنده باورهای محدودکننده در ذهن ماست.

    مثل این باورها:

    1. اگر افراد زیادی موفق شوند، شانس من برای موفقیت کمتر می‌شود.

    2. موفقیت آنها باعث می‌شود من بد و ضعیف دیده شوم.

    3. من هیچ وقت نمی توانم به موفقیت آنها برسم چون من قابلیتش و استعدادش و تحصیلات و قیافه زیبا و ………… را ندارم که به موفقیتی شبیه موفقیت آنها برسم.

    4. یا شاید این نگاه را داریم که آنها شانسی موفق شده‌اند ولی من بدشانس هستم.

    5. تقدیر و سرنوشت من نیست. خدا اینجوری برای من خواسته! بخت و اقبال من رو گره بسته اند.

    در مورد این باورهای محدودکننده میشه ساعت ها و ساعت ها صحبت کرد و این افکار و باورهای محدودکننده است که باعث احساس بد ما می‌شود

    ولی اگر بتوانیم ذهن و باورهای مان را تغییر دهیم و از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کنیم که به ما احساس بهتری بدهد، آن وقت هم ما در همان مسیر قدم بر می داریم و به خودمان می گوییم که این ثابت می‌کند، شدنی و امکان‌پذیر است و اگر برای او شده برای من هم می‌شود.

    این دو نوع ذهنیت می‌تواند دو نوع نتایج کاملاً متفاوت در زندگی ما به وجود بیاورد.

    تمرین این برنامه:

    یک دفتر آماده کنید، یا در سایت عباس منش دات کام کامنت بنویسید

    در قدم اول موفقیت افراد نزدیک به خود را بنویسید، مثلاً زهرا به این موفقیت رسیده

    و بعدش یک سری سوال رو با هم جواب بدهیم

    جلوی هر فردی که موفقیتش را نوشتید، بنویسید که من چه احساسی دارم درباره موفقیت این فرد نزدیک به خودم.

    احساس خود را واضح توضیح بدهید

    خیلی از ماها خودمان را نمی شناسیم و حتی نمی توانیم احساسات مان را بیان کنیم و حتی نمی دانیم چه احساسی داریم

    خیلی مهمه که بنویسید که در مورد این شخص نزدیک به خودم (اسم) من چه احساسی داشتم، وقتی خبر موفقیت او را شنیدم

    برای هر کدام شان جداگانه احساسات تان را بنویسید

    در ادامه برای هر کدامشان جداگانه بنویسید:

    چه ایده های الهام بخش و یا خودباوری می‌تواند موفقیت این فرد، در من ایجاد کند

    از چه زاویه مثبتی می‌توانم موفقیت این فرد را ببینم که برای من الهام بخش باشد برای حرکت کردن برای پیشرفت کردن برای موفق شدن

    در نهایت برای هر کدام از این اسم ها بنویس:

    چه درس هایی می‌توانم بگیرم از مسیری که آنها برای رسیدن به موفقیت طی کردند.

    مثل کم کردن حواشی، پشتکار خیلی بالا، توکل به خدا، ایجاد کردن یک سری ویژگی ها در خودش که باعث شده به آن موفقیت برسد، جسارت به خرج دادن، رفتن به دل ترس ها ….

    اگر آنها از افراد نزدیک به شما باشند، احتمالاً قسمتی از مسیر رسیدن به موفقیت آنها را می دانید.

    تفاوت تعهد افراد در دوره‌های پولی و رایگان

    بچه ها! وقتی افراد پول یک دوره را پرداخت می‌کنند، خیلی متعهدتر هستند مثل دوره احساس لیاقت که تازه تمام شده و آنقدر بچه ها خوب کار کردند و تمرینات رو خوب انجام دادند که من برای خیلی از جلسات، جلسات تکمیلی آماده کردم.

    در فایل‌های دانلودی، به این دلیل که آن فایل هدیه است و افراد پولی پرداخت نمی کنند برایش، انگار افراد خیلی کمتر متعهد می دانند خودشان را برای حرکت کردن

    به همین دلیل من وقتی می‌خواهم یک کار جدی انجام بدهم که نتایج فوق‌العاده ای در زندگی افراد داشته باشد، ترجیحم یک دوره آموزشی است که هم جزئیات بیشتری در آن بگویم و هم افراد بهایش را بپردازند تا متعهد باشند که نتیجه بگیرند.

    این مطالبی که برای این موضوعات (ذهنیت قدرتمندکننده در برابر محدودکننده) آماده کردم، مطالب زیادی است ولی من منتظر می مانم ببینم شما چقدر اکتیو هستید در قسمت کامنت‌ها، چقدر خوب تمرینات رو انجام می دهید، چقدر از نتایج تان می گویید، چقدر از تصمیمات جدیدتان می گویید، و چقدر فعالانه دارید مشارکت می‌کنید در سایت عباس منش دات کام (منظورم فقط کامنت های این سایت است، نه اینستاگرام یا یوتیوب یا جاهای دیگر).

    اگر بچه ها دارند خوب و متعهدانه تمرینات رو انجام می‌دهند، من سعی می‌کنم جلسات بیشتر و بیشتر در مورد این موضوع براتون روی سایت بگذارم

    ولی اگر ببینم نه، فعال نیستند چون پولی برایش پرداخت نکرده اند و ارزشی برایش قائل نیستند، مطمئناً من هم انگیزه ای ندارم برای این که بخواهم ادامه بدهم

    قسمت پایانی

    من دوست دارم این زحمتی که کشیده می‌شود، یک نتیجه خوبی در زندگی افراد ایجاد کند

    به همین دلیل هم خیلی برایم مهمه که با تعهد، با انگزه فراوان این برنامه رو ادامه بدیم، در قسمت کامنت‌ها مشارکت داشته باشیم، در مورد تجربیات در مورد سوال و تمرین، جواب هامون رو بنویسیم و به هم دیگه کمک کنیم برای این که این مسیر رو بهتر و بهتر پیش بریم و کمک کنیم که باورهای محدودکننده رو تغییر بدهیم به باورهای قدرتمندکننده، و بعد ببینید که زندگی شما در تمام ابعاد چقدر تغییر می‌کند.

    واقعاً خدا شاهده چیزی غیر از این نیست که جهان بازتابی از افکار و باورهای ماست.

    اگر باورهامون رو عوض کنیم، به همان اندازه که باورهامون تغییر می‌کند، نتایج هم توی زندگی مون تغییر می‌کند.

    عاشقتوونم

    هر کجا هستید در پناه الله یکتا، شاد سالم خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    خدا نگهدارتون باشد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    هانا گفته:
    مدت عضویت: 823 روز

    با سلام و خداقوت و سپاس از استاد عباس منش بابت اشتراک گذاری این آموزش ارزشمند

    منم تمرین رو توی دفترم انجام دادم

    نکاتی که توی خودم پیدا کردم:

    احساس ناتوانی و حال ندارم

    حس خودکم بینی و بی عرضه دیده شدن

    مقایسه کردن خودم با دیگران

    حس حسادت وتنفر

    ایده های الهام بخش افراد:

    پشتکار و استمرار در مسیر

    ایمان به مسیر و راه

    داشتن حس لیاقت و اعتماد به نفس

    داشتن شجاعت و رفتن توی دل مشکلات

    طی شدن زمان لازم تا رسیدن به موفقیت

    خوش بین بودن و مثبت اندیش بودن فرد

    انجام تمرینات و ادامه مسیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    مسعود دژند گفته:
    مدت عضویت: 1673 روز

    درود بر شما استاد عزیزم

    پاسخ سوال قسمت اول :من از موفقیت اطرافیانم و نزدیکانم خیلی خوشحال میشم و همیشه اگه چیزی رو چ از لحاظ مالی یا کاری به موفقیتی رسیدند همیشه میرم بهشون تبریک من میگم و ماشالله بهشون میگم و میگم ان شاء الله موفقیت بیشتری رو بدست بیارن

    ولی شاید یه سری افراد باشن اگه به موفقیتی برسن شاید یکم تأکید میکنم خیلی کم یکم حسادت کنم ولی باز ب خودم میگم نه نباید حسادت کنم

    حالا از چ زاویه ای نگاه کنم ک باعث خودباوری و الهام بخش برام بشه؟

    من همیشه یاد گرفتم که اگه واسه یکی از خدا چیزهای خوب مثل موفق بودن تو کار و زندگی بخوای باعث میشه خدا بیشتر خیر و برکت بیاره تو زندگیت

    حالا چ درسهایی میتونم بگیرم؟

    اول اینکه اگه اون مثلا تونسته یه خونه ای یا ماشینی یا هرچیز خوبی بدست بیاره پس منم میتونم یعنی همه میتونن و امکان پذیره به قول خودتون باران نعمت ها زیاده فقط ما باید ظرفمون رو بزرگ کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: