ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1 - صفحه 119 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    175MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    24MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1524 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مجید شرافت گفته:
    مدت عضویت: 1999 روز

    باسلام

    نشانه بسیار خوبی بود

    من مقداری روی روش موفقیت دیگران حساس بودم مقداری هم روی شخصیتشون مثلا اگر موفق بشن و بخوان به دیگران از موضع بالا نگاه کنن خوشم نمیومد از آدمهایی که بر اساس خلاقیت و شایستگی رشد می کردند خوشم میومد و میادگرچه ذهن چموش بازیشو داره اما بودن افرادی که با دلالی و وام واین روش‌ها وضعشون خوب میشد حال نمی کردم

    البته ذهن جوریه که دوست داره خودشو با دیگران مقایسه کنه از این هم باید بهره برد

    دوستم قاسم استاد دانشگاه شد دکترا گرفت و جذب یک دانشگاه خوب شد هم رشته بودیم اول یکم ذهنم چموش بازی در آورد وقتی با منطق مجابش کردم لذت بردم از رشدش الان اولویت من ادامه تحصیل نیست اما علاقمند بودن قاسم به راهش ایده خوبی بمن می ده که راهم را با علاقه طی کنم درسها یی که می تونم بگیرم پشتکار و همت است در راه خواسته

    کاظم دوستم یک پروژه موفق سودآور اجرا کرد که ذهنم دوباره بازی در می آورد که مهارش کردم اونهم به این کار علاقه داشت و سمج وپیگیر بود که بمن یاد می داد صبور باشم و پیگیر و با علاقه دنبال کنم و..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    همتا نوری گفته:
    مدت عضویت: 583 روز

    بنام خداوند مهربان و نهایت بخشاینده !

    درود خدمت شما استاد عزیز و خااانم شایسته عزیز حالتان خوب باشد آن شالله

    خدارا سپاسگذار هستم که این آگاهی را برایم اعطا کرد

    استاددد شما می‌دانید نسبتأ همه اگاهی ها و دریافت همه این آگاهی ها خود به خودی صورت گرفته و یکبارگی ایجاد شده

    چون که من خودم را به دست خداوند تسلیم کردمممم که همه چی واگذار تو !!!

    آگاهی این فایل به شدت موثر بود

    برای اینکه بیبینم چگونه ذهن و روح ما کار می‌کند

    بخصوص نگاه ما به دیگران !

    من بیشتر درمن فکر حسادت و کینه دل بودن نیست اما اصلاع بی احترامی را قبول ندارم .

    در پناه حق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 835 روز

    به نام الله

    سلام به دوستان و استاد عزیزم

    ذهنیت من راجب موفقیت افراد نزدیک به خودم من به این باور رسیدم که خدا برای اونها خواسته و برای من نمیخواد چرا نمیخواد نمیدونم شاید سرنوشتم باشه حالا چطور به این باور رسیدم ی خواسته ای داشتم که خیلی برام مهم بود هرکاری از دستم بر اومد و هرکاری که به ذهنم رسید براش انجام دادم و حتی از بقیه هم به صورتهای مختلف راهنمایی خواستم و کارهایی که گفتن انجام دادم و در نهایت گفتم خدایا من هر کاری تونستم کردم دیگه واقعا نمیدونم چیکار کنم و کاملا نا امید شدم و پذیرفتم که خدا نمیخواد که بشه و در نهایت به خدا سپردم و گفتم دیگه خودت میدونی منکه عقلم به جایی قطع نمیده و صبرم تموم شده حالا خودت میدونی منکه دیگه کاری از دستم برنمیاد و خسته شدم و رهاش کردم

    به امید هدایت و باز شدن درهای رحمتت خدای مهربونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    ملیحه محمدزاده گفته:
    مدت عضویت: 2502 روز

    باسلام خدمت استاد پر قدرتم من عاشق قدرتمند صحبت کردن شما وقدرتمند عمل کردنتون هستم

    خیلی خوشحالم که دوباره برگشتم به سایت وقطعا اینم جزء مسیر تکاملی من هست

    در مورد حسم نسبت به موفقیت افراد هم به فرد ربط داره وهم به نوع موفقیت طرف

    در مورد هر موفقیتی که در مورد دوستم الهه هست حسهای بدی میاد سراغم.حس خسادت.حرص خوردن،مقایسه کردن.تنفر یه زمانی باهاش صمیمی بودم واون موقع از پیشرفتش خوشخال میشدم حتی با این دوره ها اشناش کردم اما بعدها که متوجه شدم با من مثل رقیب رفتار میکنه ازش فاصله گرفتم والان از هر پیشرفتش بدم میاد دلم میخواد از اون بهتر باشم

    اما با این فایل استاد تو موفقیتاش دقیق شدم وفهمیدم اگه بچه هاش بیشتر پیشرفت کردن دلیلش توجه بیشتر اون نسبت بت بچه هاش بوده،فراهم کردم ارامش بیشتر براشون رابطه صمیمیتر.دنبال کار بچه هاشو گرفتن ونزدن خودش به بیخیالی ومسولیت پذیزی بیشتر بوده

    در مورد حسهای دیگه ای که در من شکل گرفته فهمیدم من باید راه خودنو برم و فقط تمرکزم روی خودم باشه ود مورد هر پیشرفتی که میکنه قطعا باور بهتری تونسته در خودش بسازه که نتیجش شده پیشرفت بیشتر ومن فقط باید روی خودم تمرکز کنم

    در مورد بقیه اگه پیشرفتی ببینم خوشخال میشم ومیگم منم میتونم البته گاهی دیر رسیدن میاد تو ذهنم واین یه باور محدود کنندست.میرسم اما دیر اما باید قانون تکاملو در نظر بگیرم هر چیزی برای من به وقتش وبعد از طی قانون تکامل پس باید به خودم یاد اوری کنم به جای مقایسه کردن وعجله داشتن صبور باشم مقایسه نکنم نا امید نشم تو کارام استمرار داشته باشم.وقتی تو یکسال تونستم به این جایی که هستم برسم پس بهترشم میتونم

    عاشقتم استاد پر قدرتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    شيدا سادات گفته:
    مدت عضویت: 2207 روز

    به نام پروردگار یگانه

    سلام به استاد جانم و مریم بانوی عشق

    اول بگم واقعا متاسفم که نمیتونم توصیف کنم احساسمو نسبت به شما، صدای پرانرژیتون و تاثیرش در اعماق وحودم ولی خیلی ممنونم که هستید که من هرچند دیر ب دیر! میتونم بیام و شما رو ببینم و بشنوم

    براتون هرلحظه تا ابد عشق آگاهی وصل رو از خدای یگانه میخوام

    و اما بعد….

    تا قبل از این یعنی زمانی که فکر میکردم «همه چیز تقدیر، خواست خدا و از پیش تعیین شده اس» که اصلا به کسی توجه نمیکردم و اگه پیش میومد که میشنیدم کسی به چیزی رسیده و یا در موضوعی موفق شده که دور از سطح خودم و خانواده ام و توانایی ام بود خب میگفتم خدا براش خواسته به تو چه!!!

    یا اگر در توانم میدیدم یا فکر میکردم چیزی نیست که خدا نخواد برام تلاش میکردم بهش برسم.

    مثلا یادمه یکی از اقوام برای دخترش ک کنکور قبول شده بود جشن گرفت منم با مامانم دعوت شدم خب اونموقع کنکور خیلی سخت بود و رفتن به دانشگاه فقط از اون طریق و به سختی امکان داشت، ولی من چون دانش آموز خوبی بودم میدیدم در خودم که منم بتونم.

    بخاطر همین تمام لحظات داشتم خودمو توی جشنی که مامانم قرار بود برام بگیره تصور میکردم و شاد بودم.

    تقریبا هر موضوعی اگر بود یا خبری اگر میشنیدم فقط میذاشتم به حساب خواست خدا و میگفتم خدا براش خواسته پس بهتره سرم به کار خودم باشه چون حسادت گناه بزرگیه، ولی مطمئنم خوشحال میشدم براش.

    ازدواج کردم، بچه دار شدم، به درسم ادامه دادم، دانشگاه رشته حقوق قبول شدم، جداشدم، پسرمو بررگ کردم، کارکردم، کانون وکلا قبول شدم ولی زندگیم در سطح متوسط بدون آگاهی! آهسته و پیوسته با احتیاط پیش میرفت.

    الان که به بخشی از قوانین به لطف استاد جانم آگاهی دارم !

    هنوز به کسی توجه نکردم «شاید موقعیتش نشده» چون سرم همیشه طبق عادت توی لاک خودم و مشغول خودمه.

    دستاوردهای کوچیک زیادی داشتم ولی هنوز بخاطر باور تقدیر نتونستم خواسته هامو بزرگ کنم.

    عاشقتونم‌ در پناه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1540 روز

    در مورد سوال اول باید بگم که من بیشتر اوقات این حس حسادت و حسرت نسبت به هرکسی که میدیدم از من موفق تره داشتم و الان با کار کردن رو خودم این مسئله کمتر شده اما هنوز احساس میکنم که باید خیلی بیشتر رو این مسئله کار کنم و با اینکه وقتی موفقیت های خانواده و اطرافیانم میبینم خیلی سعی میکنم که ذهنمو در این مورد کنترل کنم تا بتونم با احساس تحسین و شوق بهشون نگاه کنم، اما برام هنوزم کمی مشکله

    مثلا من وقتی موفقیت هارو میبینم، اولش این حس خودتخریبی میاد بالا و تا زمانی که نشینم با خودم تو خلوتم صحبت نکنم همش یا خودخوری دارم یا خشم و عصبانیت از خودم بروز میدم، اما خب الان خیلی میتونم کنترلش کنم

    اما واقعا میخوام که این نگاه و این حس انقدر کمرنگ بشه که نذارم بیاد بالا و حسمو خراب کنه، میخوام که نگاهم، نگاه تحسین باشه و باورمو تقویت کنه که منم میتونم حتی بهتر از هرکسی باشم و به چشم یه الگو به افراد موفق نگاه کنم و ازشون کمک بگیرم برای پیشرفت خودم

    سوال دوم:

    لیست موفقیت های نزدیکانم:

    زهرا خواهرم که سال پیش یه خونه خرید و تونست همه کاراشو خودش بکنه و الان داره تنها زندگی میکنه، اوایل همش میگفتم که کاش منم مثل زهرا الان یه خونه خوب داشتم برای خودم ( حس حسرت و حسادت ) و تو این مدت، هرچقدر بیشتر که رو باورهام کار کردم متوجه شدم که زهرا بخاطر احساس ارزشمندی درونیش و باورهای مناسبش به اون خواسته رسیده پس منم باید حس لیاقتمو بالا ببرم و با احساس خوب به خواستم برسم و الانم واقعا تحسینش میکنم که داره رو خودش کار میکنه تا تو شغلی که براش کاملا آزادی زمانی اورده موفق بشه و پیشرفت کنه

    حمید شوهر خواهرم که تو همین یکی دوسال تونسته بیزینسشو گسترش بده، ماشین بهتری بخره و از لحاظ مالی کلی پیشرفت کنه و همیشه با همه رفتار خوب و محترمی داره همه هم دوسش دارن بهش احترام میذارن و من وقتی میبینمش واقعا از اینکه انقدر رو خودش و کارش مسلطه تحسینش میکنم و میگم این آدمیه که تونسته تو هر شرایطی موفق بشه و ذهنشو کنترل کنه پس منم میتونم و اتفاقا همیشه ام آخر هفته ها میره طبیعت گردی و جاهایی رو پیدا میکنه که شاید ما اصلا بهش فکرم نکرده بودیم و من واقعااین ورژنشو دوستدارم چون خودمم طرفدار طبیعت هستم و دارم جزو برنامه هام قرارش میدم.

    رها خواهرم که که کار آواز و خوانندگی انجام میده واقعا پیشرفتشو تحسین میکنم که انقدر با حس خوب کارشو انجام میده و تو هر شرایطی و هرجایی که باشه تمریناشو انجام میده این واقعا برای من یه الگو بود که هیچوقت بخاطر شرایط خودمو توجیه نکنم و طبق برنامه و بخاطر تعهد و خواسته ام تمرینمو انجام بدم و همینطور بخاطر اون احساس ارزشمندی و لیاقت درونیش ثروتی داره که تونسته برای خودش همه چی بخره و منم وقتی شرایطشو دیدم فهمیدم که میتونم با بیشتر کار کردن رو باورهام و لیاقتم هر چیزی که بخوام رو بخرم برای خودم و هیچوقت از کسی نخوام یا منتظر هدیه نباشم چون با ساخت باورهای درست خدا خودش بهم میده.

    محمدرضا برادرم، که کارش همش کامپیوتر و اینچیزاس خیلی تو کارش حرفه ای شده و چون اون اوایل رنج با کامپیوتر کار کردن و نرم افزارها تو ذهنم زیاد بود با حسرت بهش نگاه میکردم ولی الان که خودم سیستم دارم و دارم یاد میگیرم میبینم که واقعا لذت بخشه در واقع یه اهرم شد برای من که با حس بهتر برم سراغش و وقتی ام دیدم که کارایی که داره از رو علاقه انجام میده و منتشر میکنه چقدر داره ویو میخوره و بهش آزادی زمانی و مکانی داده واقعا این درخواست تو درونم قوی تر کرد که منم میخوام تو کارم آزادی زمانی و مکانی داشته باشم و بتونم از طریق اینترنت پول و ثروت بسازم.

    مرتضی همسر خواهرم، وقتی میبینم از شغل مورد علاقش بدون خستگی و زجر داره کلی ثروت میسازه به عنوان یه الگو برای خودم در نظر میگیرم که اگه ایشون میتونه پس منم میتونم از کاری که دوستدارم میلیاردها پول بسازم، هر موقع هم که باهاش صحبت میکنم سعی میکنم که از باورهای مثبتش استفاده کنم چون کسیه که مثل من از قانون خبر نداره ولی یسری باورهای خوب داره و خیلی ام آدم منعطفیه، و خیلی تحسینش کردم که تو کارش کاملا چک گرفتن و وام و… حذف کرد و داره کاراشو نقدی انجام میده که اینم به من ثابت کرد طبق قانون نمیشه با وام و چک آرامش داشته باشی و به خواسته هات برسی.

    گارنی مربی تنیسم، که چون خودمم دارم تو این زمینه کار میکنم،یه الگو برای من شده، وقتی میبینم که ایشون با اینکه سه تا باشگاه میره اما همیشه آزادی زمانیشو داره و هزینشو کامل میگیره و خیلی ام خوش برخورده و خوب تدریس میکنه کلی ام شاگرداش دوستش دارن،

    دلم میخواد من حتی بهتر از ایشون باشم ولی در این مورد یسری باورهای محدود کننده میاد سراغم که همش حس ناراحتی و حسرت بهم میده و میدونم که این باورها بخاطر عدم رعایت تکامل و عجله هست و هنوزم درک این موضوع برام جا نیفتاده که وقتی تکامل رو رعایت کنم تصاعد هم هست و همین باور محدود کننده باعث میشه که بخوام خیلی زود برم از جاهای بزرگ شروع کنم که از همون اول درآمدم بالا باشه و کلی شاگردو… و از طرفی بخشیش بخاطر اون نداشتن احساس لیاقت کافیه که من نمیتونم به طور واضح خودمو تو جایگاهی که دوستدارم ببینم و همین شده برای من ترمز که حسمو خراب میکنه و مانع از حرکت من میشه، اما حالا که همه این موضوع هارو متوجه شدم خیلی قوی تر رو همه این مسائل کار میکنم.

    خواهر دیگمم با وجود دو تا بچه کوچیک داره کار خیاطیشو انجام میده و واقعا فوق‌العاده عالی کار میکنه و از طرفی هم که شاگرد استاد هست رو دوره ها کار میکنه و کارهای خونه و زندگی…، من وقتی بهش نگاه میکنم فکر میکنم که چقدر تواناییش بالاس که همه چیو انقدر خوب مدیریت میکنه و داره به سمت پیشرفت و بیزنس خودشم پیش میره

    ( میخوام یچیزی رو در کل بگم، اینکه با اینکه من همیشه از پیشرفت خانواده و اطرافیانم خوشحال میشم و همه اینارم با حس خوبی نوشتم ولی نجوایی که میاد تو ذهنم میگه اونا تونستن ولی تو هنوز نتونستی!یعنی همش میخواد منو تخریب کنه با اینکه من خودمم کلی توانایی دارم و هر روز دارم رو مهارتم کار میکنم و میخوام که شرایطم بهتر بشه اما باز میخواد این حس حسرت به من بده و حتی نگاهمو نسبت به همه چی و باورها و قانون خراب کنه،

    اما دارم تمام تلاشمو میکنم که کنترلش کنم و بیشتر مواقع حسمو خوب نگهدارم و این فایل و تمرینی که استاد گذاشتن مطمئنم که داره باورهامو بهتر میکنه و الان که دارم مینویسم خیلی ذهنم آرومترِ، خیلی حسم بهتره و میدونم که این تمرین باید بارها انجام بدم تا بتونم همیشه ذهنمو کنترل کنم و از نجواها دوری کنم و کلام خداوند رو بشنوم )

    چه درس هایی میتونم از مسیر این افراد بگیرم؟

    1- باید این باور در خودم رشد بدم که من صد در صد خالق زندگیم هستم.

    2- باید ایمانمو قوی کنم که بیشتر کارهارو خدا برام انجام میده و هدایتم میکنه و من باید حسمو افکارمو خوب نگهدارم و توجهم رو نکات مثبت باشه تا هدایت هارو دریافت کنم و نشانه هارو ببینم.

    3- من هم لایق تمام نعمت های جهان هستم.

    4- اگه این افراد تونستن تو زمینه علاقشون به موفقیت مالی و آرامش و راحتی برسن منم میتونم، چون ما باهم از لحاظ ذهنی و توانایی فرقی نداریم، مهم استمرار و ادامه دادنه.

    5- اینکه همه ما از یه خانواده هستیم با باورهای متفاوت، پس منم که از همین خانواده ام هیچ فرق خاصی باهم نداریم، پس اگه مشخصا رو باورهای لیاقتم، ثروتم و توحیدیم و توانایی هام کار کنم قطعا به بهتر از این ها میرسم.

    6- هرکسی هر جایی که هست هرچیزی که الان داره قطعا با باورهای درستش رشد کرده و تکاملش طی کرده، پس منم باید با درک رعایت تکامل و تصاعد مسیرمو برم و ایمان داشته باشم که میرسم.

    7- همه این افراد تو ایران، تو تهران هستند و دارند کارشون میکنن منم تو همین شهر هستم پس هر چقدر که برای اون ها موقعیت هست برای من هم هست، پس منم میتونم به خواسته ام برسم.

    7- تمام این افراد همیشه با حس خوب با رفتار خوب و محترمانه با همه برخورد میکنن و با خودشون در صلح و آرامش هستند که اتفاق های خوب براشون میفته، پس منم اگه از درون آرامش داشته باشم با خودم خوب صحبت کنم و به خودم اهمیت بدم بقیه ام بخاطر فرکانس مثبت من لاجرم با من خوب برخورد میکنند و تو هر شرایط و هرجایی که باشم این من هستم که با فرکانسم تعیین میکنم که طرز برخورد دیگران با من چیجوری باشه و روی خوششون رو به من نشون بدن.

    8- این افراد به من نشون دادند که منم میتونم کارهامو با ذهنم با نگاهم، برای خودم راحت و لذت بخش بکنم و میتونم به راحتی به ثروت برسم.

    9- متوجه شدم که هیچوقت عجله پاسخگوی خواسته های من نیست و همیشه میبینم که صبور بودن جزو خصوصیات این افراد بوده و چون میدونستن با صبر لذت بخش نه با نگرانی و ترس به مقصد میرسن پس همیشه خوشحال و راحتن، پس منم باید تمرین صبر کنم، صبر بدون نگرانی بدون فکرای پریشون، با حس خوب و ایمان خدایی

    10- و اینکه سن و سال برای موفق شدن، ثروتمند شدن، به سمت علاقه پیش رفتن، هیچ اهمیتی نداره؛ تمام این افراد از من بزرگترند و بیشترشون فقط چند ساله که تو زمینه علاقشون کارشون شروع کردند اما سرعت پیش رفتشون بالاست که باز هم همون عامل باور، تکامل و تصاعد هست،

    پس منم با اینکه سنم از سی رد شده اما میشه هر کاری کرد و حتی توانایی هامم بیشتر شده و هنوز کلی کار هست که میخوام تجربشون کنم و تو زمینه کاریمم کلی پیشرفت کنم.

    پس در نتیجه

    من وقتی با باورهای مناسب و حس خوب به افراد موفق نگاه کنم میتونم اون درسی که به پیشرفت و حس بهتر من کمک میکنه بگیرم و دیگه حس حسرت و حسادت ندارم،

    وقتی همیشه بیاد خودم بیارم که منم مثل این آدم ها تو همین دنیا زندگی میکنم با همین ذهن با همین سیستم عصبی، پس منم میتونم حتی به بهتر از این ها برسم،

    خودباوری، تغییر و خودسازی هیچوقت انتهایی نداره،

    با بیاد آوردن اینکه همه چی تکاملی پیش میره دیگه نه عجله ای هست نه استرس اینکه دیر شد و نه هیچ نگرانیی، فقط کافیه با صبر و تکامل پیش برم تا از مسیرم لذت ببرم، اون مقصد همیشه هست.

    این تمرین خیلی به من کمک کرد که حس بهتری نسبت به خودم و اطرافیانم داشته باشم و الان میدونم که از درون آروم ترم

    سپاس استاد عزیز

    امیدوارم باز هم با تمرینات و آگاهی بیشتر تو این مسیر بهمون کمک کنید که راهمون رو پیدا کنیم و خودمون بهتر بشناسیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    سمیرا ملکی فلاح گفته:
    مدت عضویت: 1290 روز

    سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد گرانقدرم و مریم عزیزم و تمام خانواده دوست داشتنی عباس منش.در ابتدا خدا روشکر میکنم برای این امکان که در اختیار ما قرار گرفته تا از تجربیات و درسهای شما بهره ببریم و به لطف خدا با عمل کردن به اونها بتونیم تغییرات مثبتی تو زندگیمون به وجود بیاریم.

    استاد چه موضوع مهم و کاربردی و مطرح کردید.من خودم تمرینی که گفتید و نوشتم و انجامش دادم و متوجه شدم که از دیدن موفقیت بقیه خوشحال شدم و فقط غبطه خوردم که ببین اگه تو هم تلاش کرده بودی،اگر تو هم تمرکزت و میذاشتی روی خودت و پشتکار میداشتی تو هم الان میتونستی مثل اونها موفق باشی و لذتش و ببری.

    و دیدم اونها تونستن در من اون انگیزه رو برای تغییر و رشد بیشتر کنن و عمیقأ باور کنم که اگر اون آدم تونست و به موفقیت رسید پس من هم میتونم.

    ازتون خیلی سپاسگزارم که من و به تفکر واداشتید تا بیندیشم و بنویسم و دقایقی متمرکز بشم و متوجه بشم اون آدم‌های موفق چه فاکتورهایی داشتن و از چه قوانینی پیروی کردن و چه مسیری و پیمودن،تا من هم با الهام گرفتن از اونها در مسیر رشد و تعالی قرار بگیرم.

    برای استاد عزیزم و تمام دوستانم در این سایت عشق و آرامش و برکت می طلبم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2474 روز

    به نام تنها نامی دوست

    که هر چه داریم از اوست

    ….

    چقدر این فایل عالی بود خدا را شکر

    چقدر عالی که استاد به ندای دلشون گوش می دهند و این صحبت های ارزشمند و رویایی و واقعیت زندگی را به ما می رسانند

    الهی که باشید

    الهی که زنده باشید

    الهی که این برنامه ها ادامه دار باشه

    الهی که این برنامه ها تا ابد باشه برای رشد همه ی ما

    خدایا شکر برای وجودتون

    چقدر مدارم عوض شد

    چقدر حالم خوب شد

    چقدر به خودم ایمان بیشتری پیدا کردم و به خودم گفتم بابا راه درسته حرکت را متوقف نکن نایست و نگاه کن

    تو می تونی

    تو می تونی

    تو می تونی

    من با ادامه دار مسیر الهی و صدای ندای درونم فهمیدم

    راه استاد عزیزم سید حسین عباس منش عزیزم درسته و من از هر کسی بپرسم به خاطر خودم راه کج را در پیش گرفته ام

    باور به بخشیدن که می دونم چند برابر اون چیزی را که بخشیده ام بهتر و بیشتر به خودم بر می گردد

    باور به الله مهربانم که اوست که مرا یاری کند و چه کسی بهتر از خودش

    باور به قانون

    باور به صحبت های استاد عزیزم

    باور به شکرگزاری مداوم و پیوسته

    خدایا شکرت برای دانلود این فایل رویایی

    خدایا شکرت برای این همه پیشرفت تکنولوژی

    خدایا شکرت برای وجود این همه دوست و رفیق یار و همراه در این سایت الهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    علی کاظمی فرد گفته:
    مدت عضویت: 1204 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    درود بر استاد عزیزم وهمه همراهان عزیزم

    استاد عزیز وقتی این ویدئو رو دیدم واین سوال رو از خودم پرسیدم ؟؟

    که اگر یک نفر از نزدیکانتان ویا دوستانتون به موفقیت برسه آیا حسودی می کنی ویا نه؟؟

    باخودم که فکر کردم و نوشتم اسامی این عزیزان رو دیدم همیشه من تحسینشونم کردم و خوشحال شدم وبارها ازشون سوال کردم؟

    که مثلا شما چطور تو کارت و مدیریتت آنقدر قوی و توانمدیهای شدی به این درآمد وثروت وجایگاه رسیدی و….

    ولی وقتی عمیق میشم میبینم کسانی که من وقتی به موفقیتی رسیدم چطور حسادت کردند و با رفتارشون و کلامشون این رو نشون دادند به فکر فرو میرم که اگر روزی آنها هم به جایی برسند آیا من حسادت می کنم بهشون؟؟؟؟؟

    و یک گوشه قلبم میگه بله تو هم می کنی

    ولی گوشه دیگه میگه مگه این اتفاق نیافتاده قبلا تو که کلی خوشحال شدی وتحسینشون کردی

    به نظر من کسی که حس حسادت رو داره واقعا اول خودش عذاب میکشه وبعد اطرافیانشون عذاب میده

    به نظر من یکی از راه هاش اینه که آنقدر سرت رو گرم کنی وبرنامه داشتی باشی برای بهتر شدن خودت ورسیدن به موفقیت که دیگر نیازی در تو نباشه که حسادت بیاره برات

    استاد توانمندم وعزیزم خیلی ممنونم که زحمت میکشی وچنین فایل هایی رو ضبط می کنید بابتش هزینه میدید وقت می زارید و….. تا مابتوانیم در جهت رشد وتعالی فردی خودمان قدمی برادیم

    انشالله همیشه در پناه الله یکتاه شاد وسلامت وسعادتمند دنیا وآخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    Amir omidi گفته:
    مدت عضویت: 2624 روز

    ای خالق . . . شکر

    بعد از انجام تمرین فوق العاده .متوجه افکارم شدم . توی موقعیت هایی که احساسی مشابه با عدم توانایی در من شکل میگیره فورا به درون خودم نگاه میکنم و دلیلش رو از خودم میپرسم؟؟

    اولش سعی میکنم رفتارم کاملا کنترل شده باشه …

    بعد روی افکارم تمرکز میکنم و دنبال راه حل میگردم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: