ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1 - صفحه 122 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1175MB25 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 124MB25 دقیقه














با سلام و خسته نباشید خدمت استاد و راهنمای عزیزم :
بعد از این این فایل و صحبت های ارزنده تون من هم به یاد آوردم که گاها از موفقیت های انسان هایی خوشحال شدم و گاهی حس ناکافی بودن بهم دست داده یا حس کردم موفقیت های خودم در مقابل این موفقیت ها ناچیز هست .احساس می کنم زمانی که موفقیت کسی رو می شنوم گاها فراموش می کنم که شرایط و فرصت هایی که سر راه هر کدوم از ما قرار گرفته متفاوت هست و گاها خیلی تک بعدی به اون قضیه نگاه می کنیم و فاکتور های دیگه رو در نظر نمی گیریم . اینکه تعریف موفقیت چیست برای من یا هر کس دیگه و آیا من خودم آماده ام هزینه های پنهان اون موفقیت رو بدم یا نه و یا آیا رسیدن به اون موفقیت واقعا من رو خوشحال می کنه و یا بعدش قراره به حس پوچی برسم .به خاطر همین من سعی می کنم به خودشناسی بیشتری برسم به اینکه واقعا چی می خوام و واقعا تو مسیری که هستم رسیدن به چه چیزهایی و یا چه مقامی منو خوشحال می کنه و بسته به خواسته های قلبی خودم و مسیرم روی باور هام و احساساتم کار کنم و با دیدن موفقیت انسان ها به جای مقایسه ناآگاهانه و حسادت ،شکر کنم که انسان ها با کار کردن روی خودشون می تونن به خواسته های قلبیشون برسن و این انسان ها ،شخصیتشون و موفقیتشون الهام بخش و انگیزه ایی باشن برای ایمان داشتن و ماندن در مسیر درست خودم و کار کردن روی شخصیت و باورهایم و … برای ساختن اهدافم و حس رضایتم از خود و زندگی ام .
داداشم تکنسین اتاق عمل شد و تونست به موفقیت مالی برسه خونه و ماشین بخره
من وقتی که خبر موفقیتش رو شنیدم و شنیدم خونه و ماشین خریده از ته قلبم براش خوشحال شدم و براش دعا کردم که باز بهتر و بهتر بشه.
داییم به موفقیت مالی تحصیلی و شغلی رسید
تونست خونه و ماشین و دهیار بشه
من وقتی موفقیتشو شنیدم دلم خواست که مامان بابای خودم هم اینجوری ثروتمند بشن و از زندگی لذت ببرن و همچنین خیل خوشحال شدم براش
هم برای خودش هم بچه هاش.
زنداییم که تونست به موفقیت شغلی مالی و تحصیلی برسه
من وقتی موفقیتشو شنیدم خیلی خوشحال شدم و به خودم باریدم که زن هستم
و به این نتیجه رسیدم که منم میتونم
و دلم خواست که من هم همینقدر قوی با شم.
عموم که تونست به موفقیت مالی برسه
از ته قلبم خوشحال شدم و گفتم خوش خیال بچه هاش و از ته قلبم غبطه خوردم.
چهار تا شو نم پشتکار خیلی زیادی داشتند و هنوز هم دارن.
سه تا شون از راه درس خواندن به اینجا رسیدن خوب درس خواندن
همه توکل کردن به خدا داشتن.
همه مشورت گرفتن کمک ذهنی گرفتن
همه ایمان داشتن
همه قلب صافی داشتن
قلب خیلی بزرگی داشتن
دست و دلباز بودن
مهربان بودن
بخشنده بودن
دست بقیه رو گرفتن
امید داشتن
انگیزه داشتن
هر سه تا شو ن همیشه شاد بودن .
خوشحال بودن
شوخ طبع بودن.
سلام من تازه عضو سایت اقای عباسمنش شدم اما قبلنا ک نمیدونستم قانون جهان هستی چیه بادورشون اشنا شدم وباعث شد زندگیم رو تغیر بدم اما الان افتادم تو دور الگوی تکرارشونده از زندگیم ک بارها برام اتفاق میفته ونمیدونم باید چیکارکنم بااینکه دوره الگوی تکرارشونده رو دیدم ولی هنوز متوجه نشدم بابد چیکارکنم! اینکه تو شغلم زحمت میکشم وبه پول میرسم تا به یه نقطه امن میرسم تو سه سوت کل دارایمو ازدست میدم دوران خوشیم شده کمتراز یک ماه،اما دوران بدبختیم سالها طول میکشه این رویه چهار بار تو شش سال اخیر برام اتفاق افتاده ،تااینکه هدایت شدم سمت شما میدونم ک راه حلی داره اما مثل ورزشکارایکه ک میخوان وزن کم کنن واستپ وزنی میکنن من هم استپ ذهنی کردم ودرمانده چطور باورای غلطمو پیدا کنم چطور رفعش کنم لطفا جواب پیاممو بدید
سلام مونا عزیز
وارد قسمت آزمون ها شو و گزینه آزمون شناسایی ترمزهای مخفی ذهن رو انتخاب کن و آزمون را در کمال آرامش انجام بده تا شما رو به دوره مناسب هدایت کنه.در دوره ها تمریناتی برای پیدا کردن ترمزهای ذهنی و ایجاد باور های قدرتمند کننده وجود دارد و میتوانید از نشانه امروز من هم استفاده کنی
سلام استاد عزیزومریم جون از اموزشای قشنگ وایدهاتون ممنونم
فاطمه عروسم وقتی وارد خونه ما شد باهم خیلی مشکل داشتیم وطرز فکرامون فرق میکرد وهمیشه باهم درگیر بودیم اما الان نزدیک سه سال که خدارا شکر هم من روخودم کارکردم وهم اون وباهم آنقدر خوب وصمیمی شدیم که هیچ کس باورش نمیشه ما عروس ومادرشوهر هستیم ومن فهمیدم که این افکار و ذهنیتی بود که از گذشته تو ذهن ما گداشته بودن که عروسی ومادرشوهر باهم کنار نمیان
برادرم مجتبی تو کسبو کارش خیلی از من جلوتر بود در سورتی که من خیلی ازاون بزرگترم همیشه ازش بدم میآمد که چرا اون پیشرفت کردی چون با پدرم کار میکر همیشه کنار پدرم بود فکر میکردم بابام به اون کمک میکنه ووقتی چیزی میخرید ناراحت میشدم ومیگفتم اون نمیزاره من پیشرفت کنم آن نزاشت من خونه بخرم اما خدارا شکرمیکنم الان دیگه این فکرارو نمیکنم وتوجه شدم اون طرز فکرای من بوده که به اینجا رسیدم واین جایگاه من فرکانسی که خودم ایجاد کردم والان هر موفقیتی که اون وهرکس دیگه بدست مبارک واقعا خوشحال میشم وتحسین میکنم وتلاش میکنم تا بتونم من هم به موفقیتهای بیشتر برسم
پسرم زود ازدواج کرد دراول ازدواجش تونست بدون حمایت من ویا هر کس دیگه ماشین دیوستو7بخره خیلی خوشحال شدم وتحسین کردمش والان با کمک خدا وپسرم بااستاد آشنا شدم وخداراشاکرم که تا حدودی تونستم درمدار درست قراربگیرم وآشنا استاد عزیزومریم جون سپاسگذارم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
-تمام اتفاقات زندگی ما توسط افکار و باورهایمان ایجاد و خلق می شوند
-ما توانایی تغییر باورها و افکار خود را داریم
-به اندازه ای که بتوانیم باورهای خود را از محدود کننده به قدرتمند کننده تغییر دهیم به همان اندازه نتیجه می گیریم
-جهان تنها افکار و باورهای ما را به ما باز می گرداند
-مهم نیست اکنون در چه شرایط و موقعیتی قرار داریم با تغییر افکار و باورهایمان نتایج و شرایط زندگی ما تغییر می کند
-با تغییر باورها و افکارمان نتایج و شرایط زندگی ما به کلی متحول و دگرگون می شود
-به اندازه ای که باورها و افکار درونی ما تغییر کند نتایج بیرونی ما تغییر می کند
اگر فردی در اطراف ما به موفقیت دست یابد چه احساسی داریم؟ او را تحسین کرده یا به او حسادت می ورزیم؟
-اگر با شنیدن موفقیت افراد احساس بدی داریم به معنای داشتن باورهای محدود کننده در ذهن ماست
دلایل داشتن احساس بد از موفقیت افراد می تواند متفاوت باشد:
-با داشتن باور کمبود فکر می کنیم با موفقیت افراد از سهم موفقیت ما کم می شود
-موفقیت محدود است با موفقیت افراد دیگر شانس موفقیت من کاهش میابد
-ممکن است با داشتن احساس عدم ارزشمندی فکر کنیم موفقیت افراد باعث ضعیف تر دیده شدن من می شود
-با باور به شانس و تصادف موفقیت افراد را به شانس نسبت دهیم
-ممکن است عدم موفقیت خود را به تقدیر سرنوشت خواست خداوند نسبت دهیم
بنابراین:
+با داشتن باورهای نادرست خود را از موفقیت دور می کنیم
+با حسادت به موفقیت افراد خود را از موفقیت دور می کنیم
+باورهای خود را تغییر داده و از زاویه ای متفاوت به موفقیت افراد نگاه کنیم
+موفقیت افراد به ما ثابت می کند دستیابی به موفقیت امکان پذیر است
+از موفقیت افراد الهام بگیریم و باور پذیری و امکان پذیری تحقق خواسته ها را در ذهن خود ایجاد کنیم
+با داشتن ذهنیت قدرتمند کننده، در مورد موفقیت افراد کنجکاو هستیم از آنها ایده و الهام می گیریم درس و تجربه کسب می کنیم و الگو برای موفقیت بیشتر می گیریم
+با داشتن باورهای محدود کننده شروع به تحقیر سرزنش برچسب زدن به افراد کرده یا احساس ناتوانی و بی عرضگی داریم
+برخی افراد با مقایسه و حسادت به طرف مقابل مسیر علایق خود را رها می کنند
+داشتن ذهنیت قدرتمند کننده در مقابل محدود کننده می تواند نتایج عالی و بسیار بزرگی برای ما ایجاد کند
+مهم است باورهای محدود کننده خود را شناسایی کرده و آنها را تغییر دهیم
+اغلب به دلیل عدم خودشناسی احساسات خود را نمی شناسیم
+به اندازه ای که باورها و افکار ما تغییر کند نتایج زندگی ما تغییر می کند
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد
اگر یکی از افراد نزدیک شما به یک موفقیت بزرگی برسه شما چه حسی دارید: حس حسادت دارم می گم چه شانسی داشته چقدر خوش شانسه احساس غم بهم دست میده که چرا من اون موفقیت ندارم الان حس می کنم که موفقیت تعداد محدودی هست اگر افرادی زیاد موفق بشن جایی برای من نیست دیگه که بتونم به رویاهام دست پیدا کنم این جزو باور های محدود کننده من هست
قدم اول موفقیت افراد نزدیک به خودمون :
خواهرم : طلایی استانی و کشوری و سوم آسیا در کارته. : کمی احساس حسادت می کنم به خاطر اینکه سنش از من پایین تره و به چنین موفقیت های رسیده
پدرم : موفقیت در بیزینس دوتا شعبه کافه : حس خوبی دارم خوشحالم که توی این بازه به این موفقیت رسیده
بهترین دوستم مهدی : قبولی در مدرسه نمونه (دومین مدرسه خوب شهر ) : احساس ناراحتی غم که نتونستم من هم توی مدرسه قبول شم و احساس کم ارزشی
دوسته برادرم : موفقیت در بیزینس : احساس حسادت می کنم که درامد بالایی داره
از چه زاویه مثبتی می تونم موفقیت نزدیکانم را ببینم که بتونه بهم کمک کنه
از موفقیت خواهرم می تونم این درس و نتیجه بگیرم که موفقیت و رسید به خواسته هات سن و سال نداره و می تونیم هر موقع که بخواهیم به موفقیت برسیم
از موفقیت پدرم این درس می گیرم که با تلاش و صبر می تونم به نتایج خوبی دست پیدا کنم
از موفقیت بهترین دوستم مهدی این نتیجه رو می تونم بگیرم که اون نتیجه تلاش و زحمات خودش رو گرفته و هر کاری رو می تونیم با تمرین و تلاش بهش برسیم این می تونه توی کنکور آینده برای من الگوی باشه که اگر بقیه با تلاش. بهش رسیدن من هم می تونم بهش برسم
دوسته برادرم از موفقیت اون این نتیجه رو می گیرم که تو حرفه ای که علاقه داری. اگر پا بزاری و استمرار داشته باشی می تونی به موفقیت ها ی مالی باور نکردنی هم برسی
در مسیر موفقیت این نزدیکانم چه درسی می تونم بگیرم
از خواهرم می آموزم که تلاش و تمرین کلید پیروزی است
از پدرم می آموزم که صبر و استمرار اصل موفقیت است
از دوستم می آموزم که تلاش و تمرین هر موفقیت امکان دارد
از دوسته برادرم می آموزم که توکل و رفتن به سمت علاقه موفقیت با خود به همراه می آورد
اولین کامنت بود که گذاشتم ترس داشتم ولی مقابله کردم کامنت گذاشتم
از خداوند ممنونم که تونستم آگاهی ام را افزایش بدم و با ترسم مقابله کنم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
استاد از شما هم ممنونم بابت زحماتتون
سلام به استاددوست داشتنی ام و دوستان عزیزم
وقتی که داشتم این فایل رو گوش میدادم متوجه این شدم که وقتی که ما موفقیت افراد رو میبینیم و برای اونها خوشحال میشیم و تحسینشون میکنیم این باعث میشه که یک ایده به ذهن ما بیاد و ما به اون ایده عمل کنیم یا از اون شخصی که موفق شده یه سوال بپرسیم و ازش راهکار چاره رو ببینیم و بپرسیم ازش که چه جوری به اون موفقیت رسیده و ما هم از اون راهکار یا فرمول استفاده بکنیم برای موفقیت اما ذهنیت محدود باعث میشه که ما نه تنها ایده نمی گیریم بلکه هیچ وقت دست به عمل نزنیم و نتیجه نگیریم این باعث ناتوانی و احساس ضعف میشه در واقع میشه گفت باعث احساس عدم لیاقت و اعتماد به نفسم میشه
و این فرق بزرگ بین دید مثبت و دید منفی به یک موفقیت یا چیزهای دیگه است
این میخواد این مفهومو به ما برسونه که شما با تشویق موفقیت دیگران خودتون هم میتونید موفق بشین و از اون شخصی که موفق شده الگو بگیرید برای موفق شدن
پاسخ س 1. ممکنه بستگی به اون شخص داشته باشه اما واقعاً از صمیم قلب براش خوشحال میشم و براش آرزوی موفقیتهای بیشتری میکنم.
پاسخ س 2. مثلاً یه شخصی بود از اقوام و خویشاوندان من که نمیخواست ادامه تحصیل بده من براش ناراحت بودم حتی چند باری به شوخی بهش گفتم که تو نباید این کارو کنی و یا حتی جدی هم در رابطه با این مسئله باهاش حرف زدیم اون شخص خودش به این فکر کرد و گفت من میخوام ادامه تحصیل بدم انتخاب رشتهاشو انجام داد و الان داره تحصیل میکنه و موقعی که این تصمیم گرفت احساس من اینجوری بود ک احساس خوشحالی داشتم براش واحساس کردم که این تصمیم خودش بود انگار یه چیزی تو ذهنش جرقه خورد که آره من باید این راهو ادامه بدم
درسی که من از این موضوع گرفتم این بود که هیچ وقت برای شروع دیر نیست و اینکه ما میتونیم با ایمان و آروم بودن و توکل کردن به خدا هدایت بشیم.
و…. مثال های دیکر ک می توان گفت از بقیه دوستان و همراهانم.
هر کسی به اندازه تلاشهای خودش نتیجه میگیره توکل کردن به خدا و ایمان داشتن به اون یتونه آرامش قلبی به ما بده چون خداوند منشأ آرامش توی قلب ما و در تمام وجود ماست کردن به خدا من کمک خواستن از اون میتونیم به راههای درست هدایت بشیم و فقط ما باید ایمان داشته باشیم.
اگه میدونی که باید یه کاری رو انجام بدی حتی به اشتباه اون کارو انجام بده و براش قدم بردار که اگه به گذشته نگاه کردی پشیمون نشی که تلاشتو نکردی حداقل میدونی که تمام اون کارایی که باید میکردی رو کردی.
دوست دار شما ستایش️️🫀
به نام خدایی که هر چه دارم از اوست
اصلا نمیدونم چطور به این فایل هدایت شدم. با اینکه قبلا گوش دادم ولی انگار الان یه ادم دیگه داره گوش میده.
برای هر شخص متفاوته. مثلا خواهرم و مادرم و برادرهام هرکاری کنن فوق العاده بهم میچسبه. البته جدیدا فهمیدم این احساسم برای یکی از بردارهام تغییر کرده.
اما درباره یکی از دوستام واقعا تناقض دارم . هم خوشحال میشم هم احساس حسادت غم حسرت رو تجربه میکنم
اونا همه چیز رو با تکامل بدست اوردن. آروم آروم. اما با برنامه. هدف میذاشتن و تیک میزدن. و من واقعا توی سینم احساس گره میکنم. برای این حد از احساس بد متاسفم ولی الان فهمیدم که فقط به خاطر طرز فکرمه. دوستم به تازگی ماشین خارجی خرید با اینکه هیچ پولی نداشتن. حسادت من برای ایمان دوستمه. طوری به خدا ایمان داره و مطمئنه که از هیچ همه چیز رو بدست میاره. همش میگم چرا منم نمیتونم اینطوری خدا رو ببینم. ولی الان دارم میفهمم فک کردن به همین چراها باعث بدتر شدن احساسم میشه. توی این خرید ماشین من یکسری نگاه هام تغییر کرد. اینو بگم که من از ته دلم خوشحال میشم. یه خوشحالی واقعی. تحسینش میکنم اینکه لایقه اون چیزیه که بدست آورده چون واقعا هم تلاش میکنه هم ایمان داره هم رها میکنه. منم دوست دارم این خصوصیات رو توی خودم بوجود بیارم. برای همین خیلی درباره طرز فکری ازش سوال میکنم اونم کامل برام میگه.
چیزی که فهمیدم و یادگرفتم ازش اینه حتی اگه نداری اون خواسته رو فقط باور کن خدا بهت میده. دیگه رهاش کن. به کارهات برس. زندگیتو بکن. لذتتو ببر و درباره چگونگی اصلا فکرنکن
این سری درباره خرید ماشین اینطوری شدم پس برای توام میشه. وقتی از هیچ تونستن صاحب ماشین بشن توام میتونی. ایمانت رو حفظ کن. به خدا باور داشته باش. کمنخواه. به چگونگی کار نداشته باش و فقط بخواه و رها کن. و زندگیتو بکن
این دوست من باور داره هیچوقت هیچ اتفاق بدی براش نمیافته چون خدا مراقبشه
باور داره خدا همیشه روزیشو میده و به راحتی هرچی میخواد رو میخره
باور داره خواسته هاش برای خدا کاری نداره و کوچیکه
باور داره لیاقت چیزهای بزرگ و بهترین رو داره و همیشه به من میگه به کم راضی نباش. اون بهترینو بخواه
باور داره خدا کارهاش رو براش انجام میده و هیچوقت نگران مسائل مالی نیست
سلام من جواب سوالات را نوشتم ولی چون خصوصی بود اینجا درج نکردم اما در اکثر مواقع نسبت به موفقیت نزدیکانم احساس خشم و حسادت کردم مخصوصا کسانیکه توی زندگیم یجورایی بدی ازشون دیدم.
هر چقدر این افراد در حق من بدی کرده اند حس خشم وحسادت من نسبت به
آنها بیشتر بود.
اما چون مدت کوتاهی هست روی خودم کار میکنم و وارد سایت شدم یک احساسم رو نسبت موفقیت یکی از دوستان تونستم تغییر بدم.
ابتدا حس خشم و حسادت داشتم ولی بعد بخودم گفتم ببین وقتی اونا خریدن پس منم میتونم بخرم و در دلم بهشون تبریک گفتم تحسین کردم.
سلام دوباره به استاد عزیزم
دومین کامنتیه که امروز مینویسم و خوشحالم که به تعهدم دارم عمل میکنم و هرروز تقریبا دارم کامنت مبنویسم:)
از خدا نشونه خواستم و اینم فایل نشونه م بود و دلیل حال بد چند روز پیشم رو قشنگ فهمیدم
همونطور ک توی یکی از کامنت های چند روز پیشم نوشته بودم، توی کلاس موسیقی مون سه تا گروه شدیم و هرگروه یک آهنگ رو تمرین میکنه و من حس میکردم خیلی توی خوندن و ایستادن جلوی صحنه خیلی بدم و دو تا گروه دیگه خیلی عالی زدن و بعد اجرام گریه م گرفت از بس بنظر خودم بد بودم..بعدشم افسردگی گرفتم.که خب خودم ام میدونستم چرا:)
بخاطر مقایسه و این قضایا
خلاصه
امروز هم از همون میخوام استفاده کنم به عنوان مثال. و درباره ش بنویسم.
سوال قسمت اول:
اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما به موفقیت قابل توجهی برسد، شما چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟
بستگی داره
مثلا توی مورد بالا که همکلاسی هام بهتر از من میخوندن خب توی اجرا موفق بودن دیگه. من خیلی خیلی ناراحت شدم و حس میکردم خیلی بی استعداد م:)ولی با این وجود ادامه دادم چون عاشق موسیقی م. ولی بازم اگه این حسادت شدت پیدا کنه…جلوی کارمو میگیره، نباید شدت بگیره:)
آیا خوشحال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری؟!
خب توی مواردی مثل موسیقی، اصلااااااا
چون توی این موضوع خیلی ادعا دارم و میخوام همیشه عالی باشم و اگه نباشم خیلی خیلی ناراحت میشم و افسردگی میگیرم کلا
آیا موفقیت او الهام بخش شما می شود؟!
خیر!!!!توی موسیقی(که علاقه اصلی منه)خیر!
یا شما را به احساس حسادت، ناتوانی می رساند؟!
متاسفانه بله احساس ناتوانی میکنم بشدت و احساس بدرد نخور بودن و افسردگی و احتیاج دارم همش یک نفر بهم بگه کارم خوبه یا اونقدر تمرین کنم که توی ذهن خودم بهتر بشم ازونا و گرنه حسم خیلییییی بد میشه
تمرین این قسمت:
نکته مهم: قبل از انجام تمرین، لازم است ابتدا سوال این قسمت را جواب داده باشی.
سپس با دقت توضیحات فایل را گوش دهی و نکته برداری کنی و در پایان، به عنوان تمرین در بخش نظرات این قسمت، مراحل زیر را انجام بده:
مرحله اول: موفقیت های کسب شده توسط نزدیکان و دوستان خود را به یاد بیاور و لیستی از آنها تهیه کن.
خب اول
یکی از افرادی که یک مدت باهاش دوست بودم(و هم فرکانسی نبودیم)
خیلی خیلی ثروتمنده(یعنی خانواده شون کلا ثروتمندن)و من خیلی حسودی م میشد بهش چون شرایط ش تقریبا عین منه ولی مامان باباش خیلی پولدارن و من همش حس میکردم ازش عقبم
یا توی کلاس موسیقی مون دوتا گروه دیگه خیلی خوب اجرا میکردن و من بازم حسودی م میشد بهشون و احساس میکردم خیلی بدرد نخورم
مرحله دوم: در مقابل موفقیت هر فردی که لیست کرده ای، بنویس: چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟
خب اینو که نوشتم:) حسودی و احساس بدبختی و اینکه همش میخوام به اون فرد برسم وگرنه احساس بدبختی شدید میکنم و افسردگی میگیرم
و اینکه
بشدت حس میکنم به قانون به اندازه کافی عمل نکردم و ذهن م بشدت میزنه توی سرم و خودسرزنشی و احساس بد هم میگیرم
مرحله سوم: این سوالات را از خود بپرس و به آن جواب بده.
سوال اول: از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود:
به خودباوری برسم
الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم؛
راستش واقعا نمیدونم ولی فکر کنم میتونم ازین زاویه نگاه کنم که…
خب بالاخره موفقیت اون ها منجر به موفقیت من میشه چون من با اون ها در ارتباطم و وقتی اطرافیانم موفق میشن نشونه اینه که منم در یک مدارم و من هم یکم برم جلو تر به موفقیت میرسم و موفقیت بقیه نشونه موفقیت منه، فقط باید ادامه بدم و تحسین شون کنم و تلاش کنم و دیدن موفقیت اون ها باعث میشه من انگیزه بگیرم و بیشتر تلاش کنم و در نهایت بهش برسم..
درواقع دیدن موفقیت اون ها نشون میده منم میتونم بهش برسم و چقدر موفقیت در دسترسه و برای ذهنم اینو ممکن میکنه!
سوال دوم: چه درس هایی می توانم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این افراد شده است؟
راستش این یکی رو واقعا نمیدونم…متاسفانه هیچوقت نمیرم ازشون بپرسم بخاطر همون دلایلی که استاد گفتن. با خودم فکر میکنم اگه ازشون بپرسم شاید فلان فکرو بکنن و…
ولی با صحبت کردن باهاشون هم میتونم به خیلی چیزا پی ببرم مثلا اینکه چقدر وقت گذاشتن و چقدر تلاش کردن و چه باور هایی داشتن که به این موفقیت رسیدن…
همین دیگه:) مرسی استاد بابت فایل های هدیه:)