اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام ب استاد عزیزم مریم جانم و دوستان صمیمی عزیز غبا منش
استاد من این فایل دیروز گوش دادم و بعدش مثل یه ادمی شدم و بودم ک تشنه ی تجربه کار جدید بودم و به قول شما سعی کردمم تکاملی پیش برم قرار بود منم مامانم بریم باقلوا فروشی و من این برنامه از چند روز قبل داشتم و بعد دیدن این فایل گفتم خدا هدایتم کن و رفتم سرچ کردم ک جای جدیدی بریم پیدا نکردم ک یهویی خدا گفت برو دونات بخور فلان جا و گفتم مامان بریم گفت بریم و رفتم یک جای جدیدو بعدش استاد رفتم یک پاساژ جدید و من اصلا قصد خرید نداشتم ولی به شدت از یک لباس خوشم امده بود گفتم وای ن من ک قرار نبود بیام لبای بخرم بعد دیدم خیلیم دوسش دارم دیدم مامانم گفت خوب بخرش و دم سیم اخر خریدم امروز ک امدم این فایل دوباره دیدم متوجه شدم من خیلی راه دارم من مخصوصا سر سفر کارهای مثل برنامه میچینم چی ببرم چی بخورم و کجا بریم جای دیدنی یا مثل دیشبم ن من میرم بازار باید فلان چیز بخرم چون به نیتش امدم و دیدم اوف بسی کار دارم برای انجام البته استاد من از وقتی باشما هستم خیلی عوض شدم من قبلا استاد نمیتونستم تنها تا سرکوچه برم بعد من تنها سینما کافه رستوران پارک رفتم و کلیم خوش گذشت
ولی من سر سفر به شدت جای کار دارم ک باید انجام بدم و باید این برنامه چیدن کمش کنم تو زندگیم
من فهمیدم باید اول از یادگیری نرم افزار شروع کنم چون هم میترسم هم یک تجربه کار جدیده و دوم من خیلی مشکل دارم از صحبت کردن با پسر یا شوخی خنده کلا کسی بهم لبخند میزنه گارد میگیرم و باید برم و صحبت کنم و نترسم
و سوم من باید خودم بدون اینکه منتظر یا وابسته استاد یا معلمی باشم کارام شروع کنم و چیز یاد بگیرم
من یک باور دارم و حس میکنمم خیلی درسته من میگم اقا وقت مرگت باشه هرکجا تو هر شرایط باشی میمیری مثلا یکی از فامیلهای ما غذا پرید تو گلوش مرد سر سفره غذا و وقتی یادش میوفتم میگم اقا من ماجراجویی نکنم ممکنه اصلا دارم راه میرم بیوفتم بمیرم پس بهتره برم کارایی ک دوست دارم تجربه های جدید امتحان کنم و استاد من یکی هستم به شدت عشق هیجانم ولی بخاطر باورهام نتونستم این چند ساله تجربه کنم ولی با دیدن فایل شما واقعا دوست دارم کار های هیجانی و یهویی کنم چون عاشق این کار ها هستم و نباید از مرگ ترسید مرگ این طور خیلی با شکوه تره تا مرگ تو مردابی ک درست کردی و بنظرم شما وقتی بمیری جلوی خدا هم سر بلندی چون میگی خدایا خودت گفتی تجربه کن و پیش برو منم این کار کردم مرسی استاد ذهنم باز شد
درود به همه ی عزیزانی که تو این جمع هستن, این فایل نشانه ی امروز من بود من دو روزه تصمیم گرفتم که شغل فعلیمو رها کنم و یه مدت به ذهنم استراحت بدم چون خیلی تو کارم استرس دارم الان از خدا خواستم یه نشونه بهم بده چیکار کنم که به این فایل و کامنت فوق العاده فاطمه ی عزیز هدایت شدم و مصمم تر شدم واسه بیرون اومدن از منطقه ی امنم و ترک شغلم و شروع حرفه دیگه ای که وقت زیادی واسه انجام دادنش نداشتم چقد جدا شده بودم از علایقم و به قول استاد فارغ از هر نتیجه ای ارزش داره که هیجان و تجربه جدیدی را داشته باشم هیجانی که تا چندسال پیش به هر طریقی دنبالش بودم و انرژی میگرفتم از داشتنش ولی الان دچار رکود شدم خدایا شکرت که اینقدر قشنگ پلن میچینی واسمون و اتفاقات و خواسته هامونا بدیهی جور میکنی که اصلا متوجه نمیشیم چقدر راحت بهشون رسیدیم سپاسگزارم ازت
به به عجب حرکت زیبایی که هرروز یک فایل روزشمار داریم
خیلی سپاسگزارم از این حرکت زیبا
خب اول رفتم توی نت گوشی بنویسم درباره این آگاهی ناب بعد یهو قلبم گفت برو تو سایت بنویس شاید کامنتت به یه نفر حس خوب و انگیزه بده
یاد حرفی افتادم که به دخترم زدم
هر وقت میگفت مامان خوش بحال همکلاسی هام که اینجا کشور خودشونه ، خونه های خیلی بزرگ دارن فامیلی شون کنارشونه آخر هفته میرن خونه فامیلی شون ،
من با افتخار بهش میگفتم عزیزم بجاش تو زندگی در کشورهای مختلف و تجربه کردی ، جاهایی که همکلاسی هات ندیدن ، تو چند تا زبون میتونی حرف بزنی و بفهمی اما اونا نمیتونن ، تو شرایط مختلف تجربه کردی اما اونا همیشه تو اتاق خواب شون بودن
و از اینکه اینقدر خوب زندگی و زندگی کردم با تمام لحظه هاش ،خندیدم ،گریه کردم به خودم افتخار میکنم
الانم که باز بوی رفتن میاد و من مثل پروانه میخوام پرواز کنم نمیخوام مثل یک کرم روی زمین بخزم و با حسرت به پروانه ها نگاه کنم منم هم میتونم پروانه باشم و در اوج لذت ببرم
تمام لحظه هایی و که حرکت کردم و ی کاری انجام دادم تو ذهنم ثبت شده اما روزهایی که ابوموسی بودم بدون هیچ رد پایی تموم شده
خدایا میخوام دوباره بزنم به دل جاده ها و ببینم این جهان زیبا رو
خدایا با تو من توان و قدرت مضاعف میگیرم تا خودم باور کنم و به یاد بیارم شجاعتی که من و به این نقطه رسوند خدا جونم من میخوام بازم با ی شجاعت از جنس خودت حرکت جدید و شروع کنم و برای این شروع فقط حمایت خودت و میخوام و بس
تو باشی من فاتح و مالک جهانم
خدا جونم خودت گفتی از من بخواه تا بهت بدم ،
منم فقط فقط فقط روی خودت حساب کردم میدونم که دریا رو برام باز میکنی باور دارم که آتیش و برام گلستان میکنی خدایا هزاران بار برام معجزه کردی اینبار هم من قدم اول برداشتم میدونم راه و برام آسون میکنی تا لذت ببرم و تجربه کنم خدایا عجب قدرت و نیرویی بهم میده یاد تو ، خدایا تنها با خواستن از تو نیرو میگیرم برای گسترش خودم خدا جونم عاشقتم
خداوندا تسلیمم به خواست و اراده تو و که خواست و اراده تو چیزی جز خواست و اراده من نیست
این فایل از اون جنس فایل هاست که هربار آدم گوش میده حس خوبی بهش دست میده اینکه چقدر وقتی از دایره امنت بیای بیرون کلی تجربه کسب میکنی
وقتی استاد داشتند صحبت میکردند و از لابه لای درختان زیبا می دیدم ماشین ها دارند رد میشند و از جاده پیداست گفتم چرا راه دور بریم مریم خانم شایسته عزیزم چقدر با ایمان پا رو ترس هاش می زاره و جای به ابن بزرگی شب های زیادی بدون استاد زندگی میکنه در صورتی که خانمی هایی هستند با اینکه تو آپارتمان زندگی میکنند اگه همسرسون نباشه میرند خونه مامانشون که تنها نخواند یا در خونه 3 قفله میکنند تا یه وقت اتفاقی نیفته و از هر صدایی کلی ترس از خودشون میسازند
واقعا قابل تحسین هستی مریم جان
.اینکه دقیقا تو ابن فایل حرف از مهاجرت شد و ما برای بعد از عید برنامه داریم برای مهاجرت به تهران و برای منی که از تهران بدم میومد دقیقا هم نمبدونم برای چی
شاید ماجرای گربه دستش به گوش نمیرسید بود…. یا شاید ابنکه همش شلوغی از تهران دیده بودم ویا…. هزارتا باور محدود کننده ولی میخوام پا بزارم رو ترس هام و برای خودم بهترین هارا رقم بزنم
با هدف اینکه
بیرون برم از نقطه امنم
فاصله بگیرم با فامیل
دنیای جدید با فرهنگ جدید را تجربه کنم
حرف مردم برام مهم نباشه
ذهنم باز بشه و فراوانی های بیشتری را ببینم (مرکزهای تفریحی بیشتر آپارتمان های بلند تر مراکز خرید لوکس تر ماشین های خفن تر تکنولوژی پیشرفته تر افراد از شهر مختلف بیشتر و….)
انشالله تجربه خانه از خود داشتن
سبک زندگی جدید خود را ساختن
و
و
و
خدا ثانیه به ثانیه همراه منه و چون من لایق بهترین ها هستم قراره کلی منو سوپرایز کنه
خدا را شکر که در حال شنیدن این فایل عالی هستم و بر آگاهی من افزوده می شود
چقدر عالی که این صحبت های استاد را در حال شنیدن آن هستم
صحبت های استاد برای من این حکم را داشت که در زندگی خودم از محدوده امن ذهن خودم خارج بشوم
حرکت کنم
برای خودم چالش درست کنم
اینها برای بزرگ تر شدن من بسیار عالی است
از موقعیت های جدید نترسم
از اتفاقات زندگی خودم فرار نکنم
همیشه دنبال بهتر شدن خودم باشم
از همه مهمتر این که برای خودم بتوانم یک زندگی عالی بسازم که هر روز آن لذت بخش تر از روز قبل باشد
هر روز آن برای من شور انگیز تر از روز قبل باشد
تجربه کردن زندگی واقعا لذت بخش است و از صحبت های استاد برای من این بود که باید از دایره امن ذهن خودم خارج بشوم و باید به گونه ای زندگی کنم که هرگز حسرت و افسوس زندگی دیگران را نخورم که در پایان به خودم بگویم ای کاش آن کار را انجام داده بودم
و باید بدانم که هیچ چیز غیر ممکن نیست و هر چیزی را که بخواهم می توانم به دست بیاورم
هر چیزی را که در ذهن خودم داشته باشم می توانم به راحتی برای خودم بسازم
جهان ما جهانی است که بر پایه افکار و باورهای من برای من شکل می گیرد
همه اینها چیزی نیست جز حرکت کردن و قدم برداشتن و به جلو حرکت کردن
پس حالا که من در این دنیا قرار به این زندگی گذرا و کوتاه هستم جوری زندگی کنم که از آن لذت ببرم و حال خودم را خوب نگه دارم
از امروز متعهد می شوم که زندگی خودم را روزی یک قدم متحول تر کنم
سلام به استاد عزیز دلم، مریم جون و دوستان همفرکانسی عزیزم.
این فایل بینظیر نشونه امروز من بود.
و رویارویی باهاش برام یکی از معجزات روزم بود.
من امروز درمورد موضوعی تو دل طبیعت، با خدای خودم حرف زدم و ازش هدایت خواستم.
میدونستم در مورد اون موضوع باورای غلطی دارم.
بهش گفتم خدایا من اون باورارو میریزم دور ولی ازت میخوام باورای درست رو در اینباره برام بیاری و بکاری تو ذهنم. گوش به زنگ جوابتم و مطمئن بودم از چند ساعت بعد شروع میشه و کدای خوبی برام میاد. منتها نمیدونستم از چه طریقی و از کجا.
تا اینکه چند ساعت بعدش وارد سایت شدم و این نشونه برام اومد.
وقتی کامنت برگزیده فایل رو خوندم،گفتم خدا جوابمو داد. من بخش بزرگی از پاسخمو از همین فایل میگیرم.
فایلو گوش دادم و منو بدجور به فکر فرو برد.
فهمیدم من هنوزم تو اعماق ترسهام گیر کردم!
هنوز کلییی تجربه و موقعیت هست که باید برم سمتشون.
چه خواستههای قشنگی که سالها بخاطر ترسهام سمتشون نرفتم…
در مورد اون موضوع هم، ترسهای بیخودیم مانعم بودن و باعث بوجود اومدن اون باورای غلط بودن. همینکه اون ترسارو حذف کردم، باورای درست اومدن جاش. منتها در این زمینه باز هم نیاز به باورای درست بیشتر دارم که مطمئنم تو همین چند روز برام میان و باز هم هدایت میشم..
اما
بعد به امسالم فکر کردم. به همین دو ماه و اندی. اینجا خودمو تحسین و تشویق کردم. چون تو این مدت من کلی تغییر کردم. به خودم جسارت دادم و تو دل یسری از ترسهام رفتم. و همین باعث شد با آدمای جدید آشنا بشم، برخوردای جدید، رفتارای جدید..
یسری ناشناختههارو کشف کردم و همینا باعث شد اعتماد به نفسم که زیر صفر بود، خیلی بهتر بشه.
باعث شد از درون رشد کنم و دوباره جوونه بزنم. تو همین مدت خیلی تجربهها داشتم که قبلا اصلا این شرایط برام پیش نمیومد، چون من اون زمان کاملا در حالت سکون بودم.
تو همین مدت اتفاقات نادلخواه هم تجربه کردم، اما همونا باعث بزرگتر شدنم شدن. جوری که من تو اون شرایط اتفاقا ورژن قویتر و محکمتری از خودم دیدم و به خودم بابت این قدرتم افتخار کردم.
من دیدگاهام تغییر کرد، رفتارام تغییر کرد، و الان بهترین زمانشه که برم تو دل ناشناختههای جدید. تو دل ترسهایی که الان باید برم سمتشون.
یه معجزه دیگه امشبم این بود که بعد دیدن این کلیپ، با دوستم درمورد ارتقا و راهاندازی بهتر شغلم صحبت کردم. بهم پیشنهاد داد که سایت بزنم. اولش کلییی ترمز اومد برام که به این دلایل الان نمیشه و نمیتونی. بعد دست این حرفارو خوندم. فهمیدم اینا ترمزامه. گفتم اوکی باشه، کمکم انجامش میدم. تا یکی دو ماه آینده سایتمو میزنم. نیازی به عجله نیست و تازه تو اینکار از دوستم خیلی راحت راهنمایی میگیرم چون خودش تازه سایتشو تاسیس کرده.
اینجوری ذهن منطقیمو شکوندم و رامش کردم. سایت زدن اولش برام غول بود که به هزاران دلیل میخواستم ازش دوری کنم و بیخیالش شم.
همزمان به اینم فکر کردم که استاد هم فعالیت اصلیش تو سایته. پس منم صددرصد از سایت نتیجه خیلی بهتری میگیرم به نسبت کانال تلگرام و اینا.
به اینا که فکر کردم، بعد یاد این کلیپ افتادم. گفتم خدایاااا از همه جهت داری هدایتم میکنی. داری درمورد کارمم میگی برو سایت بزن. تو دل این ترستم برو.
خدا جانم اخه تو چجوری هدایت میکنی
هر روزمو با کلی معجزه رقم میزنی. میخوام هر لحظمو از تو هدایت بگیرم. مطمئنم با تو پیروز خواهم شد. میخوام با تو برم تو دل ترسهام و بزرگ بشم. هر روز یه پله جلوتر و بهتر و بزرگتر. و هر روز شکرگزارتر به درگاه تو
در من نیرویی هست که مرا به سمت ناشناختهها فرا میخواند. آن صدا، آن نیرو تویی، خود تویی ای ربّ من. تویی که در دل آن ناشناخته منتظر من ایستادهای و همواره محافظم هستی. تویی که مرا صدا میزنی و رهنمون میسازی. تو را سپاسها گویم ای رب من.
گوشهامو شنوا و چشمهامو بینا و قلبمو باز کن برای دریافت و عمل به هدایتهای بینظیرت ای ربّ من.
سلام دوست عزیز، با این حرفاتون دل منو بردین منم قبلا زندگی و سفر طولانی تو طبیعتو دوست نداشتم ولی از وقتی به کوه رفتم خدارو اونجا دیدم و چه حس نابی و تجربه کردم،امسال کل حقوقمو دادم و وسایل کوه خریدم…
هرچی ادم میره تو طبیعت بیشتر به خودش و خدا نزدیک میشه. اگر تهران هستید به کوه بریم
مثل ابوموسی نباشیم واز منطقه امن خودمون بیرون بیام و ناشناخته ها را تجربه کنیم و در کارهایی که دوست داریم مهارت کسب کنیم واز این فرصت کوتاه زندگی استفاده کنیم وشروع کنیم به تغییر کردن یک درجه از منطقه امنمون ،ومی بینیم که چقدر زندگیمون با کیفیت تر میشه که موقع مرگ حسرت چیزی را نداشته باشیم که چرا خیلی از کارها و چیزها را تجربه نکردیم وبه دنبال فرصت برای تجربه کارها باشیم
زندگی که در ان دست به تجربیات مختلف می زنیم خیلی ارزشمند تر از زندگی هست که بخاطر ترس یا کمبود عزت نفس وهزاران دلیل دیگه انجام نمی دهیم
خیلی این فایل برام متفاوت بود نسبت به دفعه قبلی که گوش داده بودم وخدارا شکر که هدایت شدم به این آگاهیهای ناب واز خداوند می خواهم که کمکم کنه تادر عمل به اونها هم محکم واستوار قدم بردارم.
سپاسگزارم استادبا توضیحی که درمورد خروستون ابو موسی دادین،چقدر قشنگ مسائل واسم روشن شد ودرک کردم.
به این نتیجه رسیدم بیشتر به خودم اهمیت بدم وکارهای که قبلا دلشو نداشتم رو با باورهای درست انجام بدم کلا به خودم فرصت بدم تا خودم تجربه کنم فارغ از اینکه بخام از دیگران تقلید کنم یا منتظر تایید اطرافیان باشم.یا اینکه از ترس اطرافیان کارهایی که اصلا احساسمو خوب نمیکنه انجام بدم به حرف دلم گوش بدم وقدم بردارم حالا نتیجه هرچی میخاد باشه هرچند که به این باور رسیدم اگه نتیجه ای به ظاهر بد هم گرفتم به نفع من تموم میشه.
انشاالله که باتوکل به الله از فرصتی که دراین دنیا دارم رو به بهترین شکل ممکن استفاده میکنم.سپاس
گفته های استاد عالیه .سکون و زندگی تکراری خسته کنندست و بقول ما آدم کلافه میشه و مثل بی هدفی زندگی خسته کنندست . من امروز پی بردم که باید حرکتی حتی کوچک انحام داد فقط جدید باشه فرق داشته باشه با روزهای دیگه کارهایی که تا الان انجام ندادم هرچند کوچک یا جاهایی که تا حالا نرفتم . هدف هر چند کوچک هم عالیه باعث میشه مشغول بشم و چیزهایی جدید یاد بگیرم . کارهای معوقه هم میتونه عالی باشه که هم انجامشان میدم و هم فایده دارن .تجربه کارهای جدید عالیه اصلا خود تغییر کردن بوسیله سایت عباسمنش بهترین کار دنیاست.
سلام ب استاد عزیزم مریم جانم و دوستان صمیمی عزیز غبا منش
استاد من این فایل دیروز گوش دادم و بعدش مثل یه ادمی شدم و بودم ک تشنه ی تجربه کار جدید بودم و به قول شما سعی کردمم تکاملی پیش برم قرار بود منم مامانم بریم باقلوا فروشی و من این برنامه از چند روز قبل داشتم و بعد دیدن این فایل گفتم خدا هدایتم کن و رفتم سرچ کردم ک جای جدیدی بریم پیدا نکردم ک یهویی خدا گفت برو دونات بخور فلان جا و گفتم مامان بریم گفت بریم و رفتم یک جای جدیدو بعدش استاد رفتم یک پاساژ جدید و من اصلا قصد خرید نداشتم ولی به شدت از یک لباس خوشم امده بود گفتم وای ن من ک قرار نبود بیام لبای بخرم بعد دیدم خیلیم دوسش دارم دیدم مامانم گفت خوب بخرش و دم سیم اخر خریدم امروز ک امدم این فایل دوباره دیدم متوجه شدم من خیلی راه دارم من مخصوصا سر سفر کارهای مثل برنامه میچینم چی ببرم چی بخورم و کجا بریم جای دیدنی یا مثل دیشبم ن من میرم بازار باید فلان چیز بخرم چون به نیتش امدم و دیدم اوف بسی کار دارم برای انجام البته استاد من از وقتی باشما هستم خیلی عوض شدم من قبلا استاد نمیتونستم تنها تا سرکوچه برم بعد من تنها سینما کافه رستوران پارک رفتم و کلیم خوش گذشت
ولی من سر سفر به شدت جای کار دارم ک باید انجام بدم و باید این برنامه چیدن کمش کنم تو زندگیم
من فهمیدم باید اول از یادگیری نرم افزار شروع کنم چون هم میترسم هم یک تجربه کار جدیده و دوم من خیلی مشکل دارم از صحبت کردن با پسر یا شوخی خنده کلا کسی بهم لبخند میزنه گارد میگیرم و باید برم و صحبت کنم و نترسم
و سوم من باید خودم بدون اینکه منتظر یا وابسته استاد یا معلمی باشم کارام شروع کنم و چیز یاد بگیرم
من یک باور دارم و حس میکنمم خیلی درسته من میگم اقا وقت مرگت باشه هرکجا تو هر شرایط باشی میمیری مثلا یکی از فامیلهای ما غذا پرید تو گلوش مرد سر سفره غذا و وقتی یادش میوفتم میگم اقا من ماجراجویی نکنم ممکنه اصلا دارم راه میرم بیوفتم بمیرم پس بهتره برم کارایی ک دوست دارم تجربه های جدید امتحان کنم و استاد من یکی هستم به شدت عشق هیجانم ولی بخاطر باورهام نتونستم این چند ساله تجربه کنم ولی با دیدن فایل شما واقعا دوست دارم کار های هیجانی و یهویی کنم چون عاشق این کار ها هستم و نباید از مرگ ترسید مرگ این طور خیلی با شکوه تره تا مرگ تو مردابی ک درست کردی و بنظرم شما وقتی بمیری جلوی خدا هم سر بلندی چون میگی خدایا خودت گفتی تجربه کن و پیش برو منم این کار کردم مرسی استاد ذهنم باز شد
درود به همه ی عزیزانی که تو این جمع هستن, این فایل نشانه ی امروز من بود من دو روزه تصمیم گرفتم که شغل فعلیمو رها کنم و یه مدت به ذهنم استراحت بدم چون خیلی تو کارم استرس دارم الان از خدا خواستم یه نشونه بهم بده چیکار کنم که به این فایل و کامنت فوق العاده فاطمه ی عزیز هدایت شدم و مصمم تر شدم واسه بیرون اومدن از منطقه ی امنم و ترک شغلم و شروع حرفه دیگه ای که وقت زیادی واسه انجام دادنش نداشتم چقد جدا شده بودم از علایقم و به قول استاد فارغ از هر نتیجه ای ارزش داره که هیجان و تجربه جدیدی را داشته باشم هیجانی که تا چندسال پیش به هر طریقی دنبالش بودم و انرژی میگرفتم از داشتنش ولی الان دچار رکود شدم خدایا شکرت که اینقدر قشنگ پلن میچینی واسمون و اتفاقات و خواسته هامونا بدیهی جور میکنی که اصلا متوجه نمیشیم چقدر راحت بهشون رسیدیم سپاسگزارم ازت
بنام رب العالمین
به به عجب حرکت زیبایی که هرروز یک فایل روزشمار داریم
خیلی سپاسگزارم از این حرکت زیبا
خب اول رفتم توی نت گوشی بنویسم درباره این آگاهی ناب بعد یهو قلبم گفت برو تو سایت بنویس شاید کامنتت به یه نفر حس خوب و انگیزه بده
یاد حرفی افتادم که به دخترم زدم
هر وقت میگفت مامان خوش بحال همکلاسی هام که اینجا کشور خودشونه ، خونه های خیلی بزرگ دارن فامیلی شون کنارشونه آخر هفته میرن خونه فامیلی شون ،
من با افتخار بهش میگفتم عزیزم بجاش تو زندگی در کشورهای مختلف و تجربه کردی ، جاهایی که همکلاسی هات ندیدن ، تو چند تا زبون میتونی حرف بزنی و بفهمی اما اونا نمیتونن ، تو شرایط مختلف تجربه کردی اما اونا همیشه تو اتاق خواب شون بودن
و از اینکه اینقدر خوب زندگی و زندگی کردم با تمام لحظه هاش ،خندیدم ،گریه کردم به خودم افتخار میکنم
الانم که باز بوی رفتن میاد و من مثل پروانه میخوام پرواز کنم نمیخوام مثل یک کرم روی زمین بخزم و با حسرت به پروانه ها نگاه کنم منم هم میتونم پروانه باشم و در اوج لذت ببرم
تمام لحظه هایی و که حرکت کردم و ی کاری انجام دادم تو ذهنم ثبت شده اما روزهایی که ابوموسی بودم بدون هیچ رد پایی تموم شده
خدایا میخوام دوباره بزنم به دل جاده ها و ببینم این جهان زیبا رو
خدایا با تو من توان و قدرت مضاعف میگیرم تا خودم باور کنم و به یاد بیارم شجاعتی که من و به این نقطه رسوند خدا جونم من میخوام بازم با ی شجاعت از جنس خودت حرکت جدید و شروع کنم و برای این شروع فقط حمایت خودت و میخوام و بس
تو باشی من فاتح و مالک جهانم
خدا جونم خودت گفتی از من بخواه تا بهت بدم ،
منم فقط فقط فقط روی خودت حساب کردم میدونم که دریا رو برام باز میکنی باور دارم که آتیش و برام گلستان میکنی خدایا هزاران بار برام معجزه کردی اینبار هم من قدم اول برداشتم میدونم راه و برام آسون میکنی تا لذت ببرم و تجربه کنم خدایا عجب قدرت و نیرویی بهم میده یاد تو ، خدایا تنها با خواستن از تو نیرو میگیرم برای گسترش خودم خدا جونم عاشقتم
خداوندا تسلیمم به خواست و اراده تو و که خواست و اراده تو چیزی جز خواست و اراده من نیست
خدایا سپاسگزارتم
به نام خالقی که مرا خالق زندگی خود آفرید
این فایل از اون جنس فایل هاست که هربار آدم گوش میده حس خوبی بهش دست میده اینکه چقدر وقتی از دایره امنت بیای بیرون کلی تجربه کسب میکنی
وقتی استاد داشتند صحبت میکردند و از لابه لای درختان زیبا می دیدم ماشین ها دارند رد میشند و از جاده پیداست گفتم چرا راه دور بریم مریم خانم شایسته عزیزم چقدر با ایمان پا رو ترس هاش می زاره و جای به ابن بزرگی شب های زیادی بدون استاد زندگی میکنه در صورتی که خانمی هایی هستند با اینکه تو آپارتمان زندگی میکنند اگه همسرسون نباشه میرند خونه مامانشون که تنها نخواند یا در خونه 3 قفله میکنند تا یه وقت اتفاقی نیفته و از هر صدایی کلی ترس از خودشون میسازند
واقعا قابل تحسین هستی مریم جان
.اینکه دقیقا تو ابن فایل حرف از مهاجرت شد و ما برای بعد از عید برنامه داریم برای مهاجرت به تهران و برای منی که از تهران بدم میومد دقیقا هم نمبدونم برای چی
شاید ماجرای گربه دستش به گوش نمیرسید بود…. یا شاید ابنکه همش شلوغی از تهران دیده بودم ویا…. هزارتا باور محدود کننده ولی میخوام پا بزارم رو ترس هام و برای خودم بهترین هارا رقم بزنم
با هدف اینکه
بیرون برم از نقطه امنم
فاصله بگیرم با فامیل
دنیای جدید با فرهنگ جدید را تجربه کنم
حرف مردم برام مهم نباشه
ذهنم باز بشه و فراوانی های بیشتری را ببینم (مرکزهای تفریحی بیشتر آپارتمان های بلند تر مراکز خرید لوکس تر ماشین های خفن تر تکنولوژی پیشرفته تر افراد از شهر مختلف بیشتر و….)
انشالله تجربه خانه از خود داشتن
سبک زندگی جدید خود را ساختن
و
و
و
خدا ثانیه به ثانیه همراه منه و چون من لایق بهترین ها هستم قراره کلی منو سوپرایز کنه
وای چه جقدر من عاشقتم آرام جانم(خدا)
سلام بر استاد عزیز
سلام بر دوستان خوبم
خدا را شکر که در حال شنیدن این فایل عالی هستم و بر آگاهی من افزوده می شود
چقدر عالی که این صحبت های استاد را در حال شنیدن آن هستم
صحبت های استاد برای من این حکم را داشت که در زندگی خودم از محدوده امن ذهن خودم خارج بشوم
حرکت کنم
برای خودم چالش درست کنم
اینها برای بزرگ تر شدن من بسیار عالی است
از موقعیت های جدید نترسم
از اتفاقات زندگی خودم فرار نکنم
همیشه دنبال بهتر شدن خودم باشم
از همه مهمتر این که برای خودم بتوانم یک زندگی عالی بسازم که هر روز آن لذت بخش تر از روز قبل باشد
هر روز آن برای من شور انگیز تر از روز قبل باشد
تجربه کردن زندگی واقعا لذت بخش است و از صحبت های استاد برای من این بود که باید از دایره امن ذهن خودم خارج بشوم و باید به گونه ای زندگی کنم که هرگز حسرت و افسوس زندگی دیگران را نخورم که در پایان به خودم بگویم ای کاش آن کار را انجام داده بودم
و باید بدانم که هیچ چیز غیر ممکن نیست و هر چیزی را که بخواهم می توانم به دست بیاورم
هر چیزی را که در ذهن خودم داشته باشم می توانم به راحتی برای خودم بسازم
جهان ما جهانی است که بر پایه افکار و باورهای من برای من شکل می گیرد
همه اینها چیزی نیست جز حرکت کردن و قدم برداشتن و به جلو حرکت کردن
پس حالا که من در این دنیا قرار به این زندگی گذرا و کوتاه هستم جوری زندگی کنم که از آن لذت ببرم و حال خودم را خوب نگه دارم
از امروز متعهد می شوم که زندگی خودم را روزی یک قدم متحول تر کنم
روزی یک قدم یک برای لذت بردن بیشتر زندگی کنم
ممنونم استاد مهربان بخاطر این فایل پر از نکته
سپاس از خدای مهربان خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام به استاد عزیز دلم، مریم جون و دوستان همفرکانسی عزیزم.
این فایل بینظیر نشونه امروز من بود.
و رویارویی باهاش برام یکی از معجزات روزم بود.
من امروز درمورد موضوعی تو دل طبیعت، با خدای خودم حرف زدم و ازش هدایت خواستم.
میدونستم در مورد اون موضوع باورای غلطی دارم.
بهش گفتم خدایا من اون باورارو میریزم دور ولی ازت میخوام باورای درست رو در اینباره برام بیاری و بکاری تو ذهنم. گوش به زنگ جوابتم و مطمئن بودم از چند ساعت بعد شروع میشه و کدای خوبی برام میاد. منتها نمیدونستم از چه طریقی و از کجا.
تا اینکه چند ساعت بعدش وارد سایت شدم و این نشونه برام اومد.
وقتی کامنت برگزیده فایل رو خوندم،گفتم خدا جوابمو داد. من بخش بزرگی از پاسخمو از همین فایل میگیرم.
فایلو گوش دادم و منو بدجور به فکر فرو برد.
فهمیدم من هنوزم تو اعماق ترسهام گیر کردم!
هنوز کلییی تجربه و موقعیت هست که باید برم سمتشون.
چه خواستههای قشنگی که سالها بخاطر ترسهام سمتشون نرفتم…
در مورد اون موضوع هم، ترسهای بیخودیم مانعم بودن و باعث بوجود اومدن اون باورای غلط بودن. همینکه اون ترسارو حذف کردم، باورای درست اومدن جاش. منتها در این زمینه باز هم نیاز به باورای درست بیشتر دارم که مطمئنم تو همین چند روز برام میان و باز هم هدایت میشم..
اما
بعد به امسالم فکر کردم. به همین دو ماه و اندی. اینجا خودمو تحسین و تشویق کردم. چون تو این مدت من کلی تغییر کردم. به خودم جسارت دادم و تو دل یسری از ترسهام رفتم. و همین باعث شد با آدمای جدید آشنا بشم، برخوردای جدید، رفتارای جدید..
یسری ناشناختههارو کشف کردم و همینا باعث شد اعتماد به نفسم که زیر صفر بود، خیلی بهتر بشه.
باعث شد از درون رشد کنم و دوباره جوونه بزنم. تو همین مدت خیلی تجربهها داشتم که قبلا اصلا این شرایط برام پیش نمیومد، چون من اون زمان کاملا در حالت سکون بودم.
تو همین مدت اتفاقات نادلخواه هم تجربه کردم، اما همونا باعث بزرگتر شدنم شدن. جوری که من تو اون شرایط اتفاقا ورژن قویتر و محکمتری از خودم دیدم و به خودم بابت این قدرتم افتخار کردم.
من دیدگاهام تغییر کرد، رفتارام تغییر کرد، و الان بهترین زمانشه که برم تو دل ناشناختههای جدید. تو دل ترسهایی که الان باید برم سمتشون.
یه معجزه دیگه امشبم این بود که بعد دیدن این کلیپ، با دوستم درمورد ارتقا و راهاندازی بهتر شغلم صحبت کردم. بهم پیشنهاد داد که سایت بزنم. اولش کلییی ترمز اومد برام که به این دلایل الان نمیشه و نمیتونی. بعد دست این حرفارو خوندم. فهمیدم اینا ترمزامه. گفتم اوکی باشه، کمکم انجامش میدم. تا یکی دو ماه آینده سایتمو میزنم. نیازی به عجله نیست و تازه تو اینکار از دوستم خیلی راحت راهنمایی میگیرم چون خودش تازه سایتشو تاسیس کرده.
اینجوری ذهن منطقیمو شکوندم و رامش کردم. سایت زدن اولش برام غول بود که به هزاران دلیل میخواستم ازش دوری کنم و بیخیالش شم.
همزمان به اینم فکر کردم که استاد هم فعالیت اصلیش تو سایته. پس منم صددرصد از سایت نتیجه خیلی بهتری میگیرم به نسبت کانال تلگرام و اینا.
به اینا که فکر کردم، بعد یاد این کلیپ افتادم. گفتم خدایاااا از همه جهت داری هدایتم میکنی. داری درمورد کارمم میگی برو سایت بزن. تو دل این ترستم برو.
خدا جانم اخه تو چجوری هدایت میکنی
هر روزمو با کلی معجزه رقم میزنی. میخوام هر لحظمو از تو هدایت بگیرم. مطمئنم با تو پیروز خواهم شد. میخوام با تو برم تو دل ترسهام و بزرگ بشم. هر روز یه پله جلوتر و بهتر و بزرگتر. و هر روز شکرگزارتر به درگاه تو
در من نیرویی هست که مرا به سمت ناشناختهها فرا میخواند. آن صدا، آن نیرو تویی، خود تویی ای ربّ من. تویی که در دل آن ناشناخته منتظر من ایستادهای و همواره محافظم هستی. تویی که مرا صدا میزنی و رهنمون میسازی. تو را سپاسها گویم ای رب من.
گوشهامو شنوا و چشمهامو بینا و قلبمو باز کن برای دریافت و عمل به هدایتهای بینظیرت ای ربّ من.
خدا جانم شکرت
به نام فرمانروای جهان هستی
استاد بزرگ و عزیز سلام
سلام به همه عزیزان
مثل ابوموسی نباشیم
تو دایره ی امن مون نمونیم،استاد سالهاست مشغول طبیعت گردی هستم،مدلم هم مثل شماست
نمیشینم پلن بچینم معمولا
یه عده دوستانی هستیم که تو این سالها بور خوردیم با هم
یه عده اهل پلن هستن ولی من نه
خدا رو شاکرم بدلیل همه تجربه های زیبای زندگیم
وقتی یه برنامه پاییزی رفتیم و تا زانو تو برف بودیم،وقتی 20 توی یه خونه محلی کنار یه علادین نفتی سعی میکردیم گرم بشیم یه مقدار
وقتی شبها تو چادر تو دل کویر مرنجاب و مصر و شهداد خوابیدیم و اسمون پر ستاره کویر و نگاه میکردیم ،خسته بودیم ولی اینقدر ذوق داشتیم که خوابمون نمیبرد
وقتی قله های 3000و 4000 هزار رو صعود کردیم و بالای قله اشک شوق ریختم
وقتی دونه دونه استان های ایران رو سفر کردیم و ابشارها ،دره ها،ابگیرها،قله ها غارها و کویرها جنگل ها و دشت ها رو دیدیم
وقتی فرهنگ اقوام مختلف ایران رو دیدیم و معرفت ها ازشون تو خاطره هامون موند
وقتی با همسفرها تو گرما و سرما سفر کردیم و دوستی هایی پایدار و ناب شکل گرفت
وای استاد اگه این ها رو تجربه نکرده بودم،چی از این زندگی فهمیده بودم
استاد همیشه همیشه شما و مریم جان و مایک عزیز رو تحسین میکنم
دلم پر میزنه برای جاهایی که میبینم کنارتون
و انگار یه حسی میگه میرم و میبینم
خوشحالم
خوشحالم که ابوموسی نیستم
خوشخالم که مثل مرداب نیستم مثل رود جاری ام
خوشحالم روحیه ام روحیه تلاش و تکاپو و شناخته
لذت میبرم
سلام دوست عزیز، با این حرفاتون دل منو بردین منم قبلا زندگی و سفر طولانی تو طبیعتو دوست نداشتم ولی از وقتی به کوه رفتم خدارو اونجا دیدم و چه حس نابی و تجربه کردم،امسال کل حقوقمو دادم و وسایل کوه خریدم…
هرچی ادم میره تو طبیعت بیشتر به خودش و خدا نزدیک میشه. اگر تهران هستید به کوه بریم
به نام خدای قادر وتوانا
سلام بر استاد عزیزم وخانم شایسته مهربان
مثل ابوموسی نباشیم واز منطقه امن خودمون بیرون بیام و ناشناخته ها را تجربه کنیم و در کارهایی که دوست داریم مهارت کسب کنیم واز این فرصت کوتاه زندگی استفاده کنیم وشروع کنیم به تغییر کردن یک درجه از منطقه امنمون ،ومی بینیم که چقدر زندگیمون با کیفیت تر میشه که موقع مرگ حسرت چیزی را نداشته باشیم که چرا خیلی از کارها و چیزها را تجربه نکردیم وبه دنبال فرصت برای تجربه کارها باشیم
زندگی که در ان دست به تجربیات مختلف می زنیم خیلی ارزشمند تر از زندگی هست که بخاطر ترس یا کمبود عزت نفس وهزاران دلیل دیگه انجام نمی دهیم
خیلی این فایل برام متفاوت بود نسبت به دفعه قبلی که گوش داده بودم وخدارا شکر که هدایت شدم به این آگاهیهای ناب واز خداوند می خواهم که کمکم کنه تادر عمل به اونها هم محکم واستوار قدم بردارم.
سپاسگزار از استاد عباسمنش عزیزم
به نام خداوندم
سلام به استادعزیزومریم جان
سلام به همگی
سپاسگزارم استادبا توضیحی که درمورد خروستون ابو موسی دادین،چقدر قشنگ مسائل واسم روشن شد ودرک کردم.
به این نتیجه رسیدم بیشتر به خودم اهمیت بدم وکارهای که قبلا دلشو نداشتم رو با باورهای درست انجام بدم کلا به خودم فرصت بدم تا خودم تجربه کنم فارغ از اینکه بخام از دیگران تقلید کنم یا منتظر تایید اطرافیان باشم.یا اینکه از ترس اطرافیان کارهایی که اصلا احساسمو خوب نمیکنه انجام بدم به حرف دلم گوش بدم وقدم بردارم حالا نتیجه هرچی میخاد باشه هرچند که به این باور رسیدم اگه نتیجه ای به ظاهر بد هم گرفتم به نفع من تموم میشه.
انشاالله که باتوکل به الله از فرصتی که دراین دنیا دارم رو به بهترین شکل ممکن استفاده میکنم.سپاس
درپناه حق
به نام خدا
سلام به استادعزیزم
روزشمار تحول زندگی من روز 118
گفته های استاد عالیه .سکون و زندگی تکراری خسته کنندست و بقول ما آدم کلافه میشه و مثل بی هدفی زندگی خسته کنندست . من امروز پی بردم که باید حرکتی حتی کوچک انحام داد فقط جدید باشه فرق داشته باشه با روزهای دیگه کارهایی که تا الان انجام ندادم هرچند کوچک یا جاهایی که تا حالا نرفتم . هدف هر چند کوچک هم عالیه باعث میشه مشغول بشم و چیزهایی جدید یاد بگیرم . کارهای معوقه هم میتونه عالی باشه که هم انجامشان میدم و هم فایده دارن .تجربه کارهای جدید عالیه اصلا خود تغییر کردن بوسیله سایت عباسمنش بهترین کار دنیاست.
خداروشکر میکنم که در این مسیر هستم.
درپناه الله یکتا باشید