اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من چند روز پیش مجدد برگشتم به سایت با تضادهایی که بهشون برخوردم و واقعا شرایط بدی داشتم و تعهد دادم به خودم که تا 6 ماه درگیر آموزش ها باشم، خداروشکر نتایج اولیه ش هم به شکل ثروت و آرامش و احساس خوب بهم برگشته.
فکر میکنم که بهترین حال دنیا رو دارم و حس شوق وصف ناپذیری رو تجربه میکنم حتی مزه غذاهام بهتر شده برام خدایا شکرت
امروز به این نتیجه رسیدم که خداوند تمام نیازهامو برآورده میکنه و بیش از نیازم رو هم در اختیارم میذاره.
خداروشکر که ماشین دارم به سقف بالاسر دارم و یه تخت خواب و یه جای گرم و نرم که میتونم دراز بکشم و استراحت کنم خدایاااااا شکرت برای این همه نعمت
ایمان دارم که زندگی دوباره روی خوشش رو بهم نشون داده و دلیلشم تغییر باورهام و تغییر درونم هست آروم آروم دارم تغییر میکنم و احساس خوبی دارم از این اتفاق هیچ عجله ای هم ندارم این مسیر برای من ساخته شده خدایا شکرت
قانون تکامل جزو قوانین کیهانی هست و هیچ کس نمیتواند دورش بزند حتی پیامبران به قول استاد حضرت ابراهیم از شکم مامانش که توحیدی به دنیا نیومد ولی با تکامل و عمل به الهامات به اون مقام توحیدی رسید پس من نباید فکر کنم اگه الان مثل ابراهیم نیستم پس خیلی بده نه منم باید با عمل به الهاماتم و تجربه قدم به قدم بهتر بشم و رشد کنم
در مورد استاد هم هم این بوده استاد بارها گفتن من قبلا فکر میکردم زیاد میدونم بعد چند سال متوجه شدم اون موقع هیچی نمیدونستم و این روند تا اخر ادامه دارد
کلید دوم : ما فراموش کاریم باید بنویسیم
چون ایمان ساختنی هست ما باید از چیزهای کوچیک شروع کنیم و به الهامات خدا عمل کنیم تا ایمانمون بیشتر بشه حالا تو این فرایند چون فراموش میکنیم باید این جور جاها بنویسیم تا یادمون نره و بتونیم ایمانمون را رشد بدیم
و قسمت اخر فایل : اگه به این یقین برسیم که مهمه احساسمون خوب باشه و اگه نباشه طبق قانون اتفاقات ناخاسته میفته بالاخره یه راهی پیدا میکنیم تا جلو حس منفی رو بگیریم که تو دوره هم جهت استاد به این کار میگن تکنیک تایم اوت
یکی از تکنیک های تایم اوت هنگام حس منفی و شکل گیری مومنتوم منفی اگه با عوض کردن دید و ذهنی نشه کارهای فیزیکی سخت و یا خوابیدن و موارد دیگه هست که تو جعبه ابزار شخصیمون داریم
برای من نوشتن کامنت و خوندن کامنت یکی از تایم اوتهای خوبه که جواب میده
خدایا شکرت که دوباره تونستم وارد سایت بشم و حسابی بهره ببرم از این همه آگاهی
از صبح زود با چه لذتی دارم کامنت دوستان رو میخونم
خدایا شکرت برای داشتن این همه حس و حال خوب
شکرت برای داشتن دوستانی که هم فرکانس هستند و همگی توی این ایام و نبود اینترنت حسابی کنترل ذهن کردند و قطعاً نتایج و پاداش خوبی دریافت کردند.
استاد از خودم بگم توی این ایام شروع کردم به دیدن سفرنامه
اون قسمت هایی که زیبا بود و خیلی دوستش داشتم، توی گوشیم ذخیره کرده بودم
هر شب قبل از خواب با حال خوب، یک قسمت رو میدیدم
توی دفتر شکر گذاریم، اتفاقات خوب روزم رو مینوشتم
با دخترم در مورد خواسته هامون صحبت میکردیم.
البته بعضی اوقات هم دخترم پیگیر خبرها بود.
میخوام بگم به میزانی که احساسمون خوب بود و توجهی به دیگران و نارضایتی اونها نداشتیم، واقعاً زندگیمون گل و بلبل بود
ولی بعضی وقتها اطرافیانم از اوضاع و گرونی میگفتن و توجه من روی ناخواسته میرفت، پسرم مریض شد، البته به لطف خدا سه روزه خوب شد. و بعد دیدم ای بابا، ما توی خونه سر موضوع های مسخره و خندهدار داریم با هم بحث میکنیم و الکی الکی حالمون رو بد میکنیم
دوباره شروع کردم روی خودم کار کردن
وقتی همسرم خبر گوش میداد و صحنه های دلخراشی رو نشون میداد من سریع با هدفون با صدای بلند فایل گوش میدادم، تا چیزی از ناخواسته ها رو نشنوم
همسرم موقع تلویزیون نگاه کردن بهم میگفت خانم برو تو اتاق تا نبینی وحالت بد نشه.
به خدا قسم همه چی احساس خوبه
اگه روی خودمون کار کنیم و حالمون خوب باشه و به خداوند ایمان داشته باشیم و اعتماد کنیم
با سلام و درود به استاد و خانم شایسته و همه اعضا سایت
وقتی بهگذشته فکز میکنم بار هاو بار ها ردپای خداوند رو می بینم و خواسته هامو احابت کرد و حضور خدا رو بیش تر دیدم و لمس کردم و ایمانم بیش تر شد اما تو این مسیر خواسته هایی هم بودن که نمی دونم چرا محقق نشدن، و پاسخی دریافت نمی کنم امید دارم این هم اجابت بشه بعضی ها وقت ها میگم بیخیال این خواسته بشم ولی نمیشه
خدایی که وقتی جهان شلوغ میشود، صدایش را در سکوتِ دلِ ما واضحتر میشنویم؛
خدایی که هر امتحان را پلی برای عمیقتر شدن ایمان قرار میدهد، نه مانعی برای زندگی…
استاد عزیز و دوستان هم مسیرم سلام 🌸
خیلی دلتنگتون بودم…
دلتنگِ کامنت هاتون، دلتنگِ فضای آگاهانه و پرنورتون،
دلتنگِ اون لحظههایی که کنار هم، نه از ترس و هیجان،
بلکه از فهم، آرامش و رشد حرف میزدیم.
این مدت که ارتباطها کمرنگ شد، بیشتر از همیشه قدر این جمع، این مسیر و این آگاهی رو فهمیدم.
دلتنگتون شدم چون اینجا جاییه که دل آروم میگیره،
جاییه که آدم یادش میاد میشه وسط شلوغترین شرایط هم،
آگاهانه، آرام و باایمان زندگی کرد… 🤍
این مدت که اینترنت در ایران قطع بود، حس کردم خدا به نوعی بهم فرصت داد تا ذهنم رو از شلوغیها و اخبار منفی پاک کنم و واقعا تجربهای متفاوت از آرامش، تمرکز و حضور در زندگی پیدا کردم. تا همسرم اخبارو روشن میکرد، من ایردپادم رو میذاشتم و مشغول کارای خونه میشدم. انگار ذهنم دیگه جای نگرانی و اضطراب نداشت و تمام انرژیم صرف خودم و مسیر رشد و تکاملم شد.
این مدت خونه تکونی کردم، هر گوشهای رو مرتب کردم و از انرژیم برای بهتر کردن فضا استفاده کردم. قانون سلامتی رو با جدیت پیش بردم و دیدم بدنم چقدر قویتر و پرانرژیتر شده. هر روز که تمریناتم رو انجام میدادم، حس میکردم که هم جسمم و هم ذهنم داره قدرتمندتر میشه. آرامشم روز به روز بیشتر شد و دیگه اجازه ندادم هیچ خبر منفی یا صدای خارجی انرژیم رو کم کنه.
حتی وقتی اطرافمون پر از اعتراض و ناله بود، من حس کردم که خدا ما رو از صداها و تنشها دور نگه داشته. هر شب که قرار بود خیابون پر از شلوغی باشه، اتفاقاً دعوت میشدم خونه یکی از اقوام و انگار خدا میخواست ذهنم و آرامشم محفوظ بمونه. تو این مدت، در حد چند ثانیه شاید هم کمتر، صدای توپ و تنش به گوشم خورد، ولی این محدودیت هم نتونست حسی که داشتم رو بهم بزنه.
این مدت شاهد نعمت و فراوانی بیشتری در زندگیم بودم. خونه ما هر روز پر از میهمان بود و هر کسی که میومد، با وجود نگرانیهای خودش، از فضایی که تو خونه ما برقرار بود، لذت میبرد و حتی یاد میگرفت که آرامش و شادی در همین لحظات ساده زندگی جاریه. جالبه که دیدم خیلی از افراد فامیل، از بیخیالی و آرامش من درس گرفتن و این باعث شد اونها هم کمی از استرس و نگرانیهاشون فاصله بگیرن.
حس کردم چقدر انرژی میدادم به فضای خونمون، طوری که انگار هر روز عید بود و من تمام توانم رو صرف میکردم که محیطی شاد و پر از انگیزه داشته باشیم. با شنیدن فایلها و تمرکز روی رشد و تکامل، ذهنم پر از فکرهای منفی و اعتراض نشد و همین باعث شد اتفاقات ریز و درشت روزمره به شکل متفاوت و شیرین برام ظاهر بشه.
این مدت فهمیدم جنگ و دعوا و درگیری هیچ چیزی رو درست نمیکنه، بلکه بدترش میکنه. قدم پنجم بهم کمک کرد که دل به دل مردم ندم، اعتراض نکنم و خودم رو مسئول مشکلات و ناعدالتیها ندونم. وقتی مسئولیت زندگی خودم رو صد درصد قبول کردم، آرامش و ایمانم روز به روز بیشتر شد.
که بهم یادآوری کرد صبر، ایمان واقعی و سپاسگزاری حتی در شرایط سخت، دروازه نعمتها و معجزههای خداست.
استاد عزیزم، وقتی این تجربه رو مرور میکنم، یاد حضرت ابراهیم (علیهالسلام) میافتم که با ایمان تزلزل ناپذیرش، حتی در آزمون سخت فدا کردن فرزند، دست خدا رو دید و معجزات براتش اتفاق افتاد. ایمان واقعی، یعنی هر بار الهامات و نعمتها رو جدی گرفتن، عمل کردن و دیدن نتیجهش. من هم همین مسیر رو در این مدت طی کردم و خدا با آرامش، نعمت و فراوانی بیشمار، منو شگفتزده کرد.
همسرم هم در این مدت با جدیت به فکر پیشرفت خودش افتاد و این باعث شد ما با تغییر خودمون، هماهنگ با جهان و فرصتها حرکت کنیم، پیش از اینکه جهان بخواد با فشار یا سختی ما رو مجبور کنه. این حس قدرت و مسئولیت پذیری واقعا عجیب بود و فهمیدم که وقتی خودم رو مسئول صد درصد زندگیم بدونم، دیگه هیچ حرفی، هیچ تهدیدی و هیچ اعتراض و فشار خارجی نمیتونه منو از پا دربیاره.
خدایا شکر که این فرصت و آرامش رو بهم دادی، و از تو میخوام که ایمانم رو هر روز محکمتر کنی، قلبم رو پر از صبر و قدردانی نگه داری و نعمتهای بیپایانت رو روز به روز در زندگی ما جاری کنی. خدایا کمکم کن که هر روز با دید مثبت و شکرگزاری، دریچههای فراوانی، عشق و برکت رو در زندگیم باز کنم و مسیر رشد و تکاملم هموار بمونه.
اللهم اجعلنا من الشاکرین، الصابرین، و المحسنین، و ارزقنا قلباً مطمئناً و ایماناً لا یزول و روحاً یحلق فی فضاء الطمأنینه و رضاک الدائم. 🙏💖
خیلی خوبه عزیزم که قانون تکامل رو درک کردی ولی نکته ای رو میخاستم به عرضت برسونم و اون اینه سعی کن خودتو در هیچ شرایطی با کسی مقایسه نکنی نه با موفق تر از خودت چون ممکنه تو رو به فرکانس منفی و در آخر افسردگی ببره و نه افرادی که پایین تر از شرایط تو رو دارن چون ممکنه باعث بشه دست از تلاش برداری .
مقایسه در هر حالتی درست نیست و فرکانس منفی خودشو داره .همیشه سعی کن خودتو ، تو همه ی زمینه ها با چند ماه پیش یا سال گذشته ی خودت قیاس کنی تا متوجه ی رشد و پیشرفت یا نقطه ضعفهات بشی .
این کارو با دقت و تمرکز انجام بده ینی ریز بین باش .
جاهایی که دیدی رشد کردی خودتو تحسین کن و سپاسگزاری رو فراموش نکن و جاهایی که هنوز نیاز به تغییر داشتی سعی کن تلاشت رو بیشتر کنی البته نه ب منظور تقلا ، فقط اینکه دونستنش تو رو به حرکت و تلاش وا داره ، همین کافیه !
اجازه نده نقص عجله ، اذیتت کنه ما نیاز به آرام و پیوسته قدم برداشتن داریم تا به اهداف و خواسته هامون برسیم .
دیدن موفقیتهای بقیه فقط باید انگیزه و اراده ی منو بالا ببره و منو متوجه ی این بکنه که اگه منم باورامو تقویت کنم ، میتونم به خواسته هام برسم
هر فردی به میزان ایمان و باورهای مثبتی ک داره زودتر به نتایج میرسه .
این افراد باید الگوهای مناسب زندگیمون باشه .
دیدن این افراد امید و ایمان ما رو بالا میبره که بدونیم همه چیز ممکن میشود اگه ما هم در فرکانس مثبت باشیم حتمن میتونیم به شرایط و جایگاههای بهتری برسیم .
به نام هو اول و آخر یار ، خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه درک عمیقتر قوانین خداوند _ قسمت پنج 5 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
سپاسگزار خداوندم که بعد از چند هفته بالاخره تونستم به سایت وصل بشم، و توی این مدت خیلی تلاش کردم که وصل بشم اما قطع و وصلی زیادی داشت، بالاخره دیروز یه ایده از طرف خدام به ذهنم رسید و خداروشکر تونستم وصل بشم، و البته توی این مدت هر کاری میکردم انگار یه چیزی کم بود اونم سایت بود که واقعا دلم براش تنگ شده بود، و خداروشکر که فایلهای ذخیره شده داشتم برای این مدت، و البته من از این فرصت استفاده کردم، و شروع کردم به مرور کردن دفترها و کتابها و فایلهای دانلودی و … و از آگاهیهای اونها مجددا استفاده کردم، باز هم خداروشکر که تونستم وصل بشم، و میخوام که با هدایت پروردگارم خیلی فعالیتم رو از این به بعد حتی بیشتر از قبل کنم.
در این قسمت پنجم، که در رابطه با موضوع : ” خروج از مدار ناخواسته ” هست، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
ما نباید به سادگی از کنار شخصیتهای قرآنی و کسانی که به نوعی در واقع خداوند اونها رو تحسین کرده نباید به سادگی گذر کنیم، و اینها زندگی هر کدومشون حاصل صدها پیام زندگی ساز برای همین الآن ماست.
نکتهای هم که راجب حس خوب هست، و انبیا و پیامبران بخاطر اون شهودی که داشتن و با قلبشون و ارتباط با مرکز کائنات داشتن به این راز پی برده بودن، و اون این هست که ما اجازه انتقاد، گِلِه، و قضاوت رو از خودمون بگیریم.
و ما باید با ایمانی که از خودمون نشون میدیم از آزمایشهای الهی سربلند بیرون بیایم، و برای رسیدن به اون درجه از ایمان و … باید یه تکاملی رو طی کنیم و یه مسیر تکاملی رو بگذرونیم، و البته برای تمام زمانی که ما قدم بر میداریم و در این مسیر زیبا حرکت میکنیم همه اینها توسط خود خداوند به ما گفته میشه و خودش هدایتمون میکنه، حتی ممکنه از طریق قلبمون و شهودمون و الهاماتی که دریافت میکنیم یه سری چیزها بهمون گفته بشه و خیلی منطقی نباشه، ولی بعد از اینکه ما به اون صدای درونمون گوش میکنیم و انجامش میدیم، و بعدش هم به این نتیجه میرسیم که انجام دادن اون کار چقدر به نفعمون بوده، و بارها و بارها همین موضوع برای خودم پیش اومده، حتی خیلی از اطرافیان و دوستان هم گفتن که انجام دادن این کار منطقی و عقلانی نیست، اما من به صدای درونم و خدام ایمان داشتم و انجامش دادم، و زمانی هم که من انجامش دادم به این نتیجه رسیدم که چقدر درست بوده، و حتی خود همین موضوع باعث میشه که برای دفعه بعدی من خیلی راحتتر این موضوع رو باور کنم و بپذیرمش و حتی خیلی بهتر بتونم این صدا رو پیدا کنم و بهش به نوعی در واقع اعتماد کنم.
و زمانی هم که هی چندین و چند بار اتقاقات مثبتی میفته برامون که نتیجهش هم همون عمل کردن به الهامات و صدای درون و ندای قلبیمون بوده، و خداوند پاسخ میده به اون وعدهای که داده، خیلی مشخصه که برای دفعههای بعدی هم و در آینده هم هی ایمان ما بیشتر و بیشتر میشه. و اگر که ما از جای کوچیکتر شروع کنیم، و برای هر اتفاقی حسمون رو بهتر و بهتر کنیم، بعدش میبینیم که همون اتفاق به ظاهر بد و تضادها باعث میشه که ما چقدر موفق و موفقتر از قبل بشیم، و داخل فایل هم شنیدیم که استادجانم چه مثالهای زیبا و درست و منطقی رو بیان کردن، و خیلی از اتفاقات به ظاهر بد رو اگر ما بتونیم درست بفهمیم و به خدا توکل کنیم و به راههایی که بهمون الهام میشه عمل کنیم، بعدش میفهمیم که چقدر همون اتفاق باعث رشد و پیشرفت ما میشه.
و اگر که ما این رابطه رو برای خودمون ایجاد کنیم و با خودمون بگیم که ما در هر حالتی که شده باید احساس خودمون رو خوب نگه داریم، و اگر که ما نگاه کنیم به زندگیمون اونوقت میبینیم که اتفاق برمیگرده، و اتفاقاتی که قراره بد بشه خوب میشه، البته که این نکته رو هم باید در نظر داشته باشیم که ابن موضوع یه بازه زمانی میخواد اما در نهایت خوب میشه، فقط مشکل اینجاست که ما یادمون میره که این اتفاقه قرار بود بد بشه اما خوب شده، و اما اگه که ما بتونیم که فراموش نکنیم و مکتوب کنیم و به خودمون یادآوری کنیم که در مواجهه با این مشکل تونستم حسم رو خوب و مثبت نگه دارم و مطمئنم خداوند پاسخ میده به من و من سعی میکنم توی روزهایی که الآن به ظاهر سخته حال خودم رو خوب نگه دارم، با تمرکز به زیباییها، با به خودم گفتن که از این اتفاق بد چه درسی میتونم یاد بگیرم، و اون زمانی که مینویسیم این موضوع رو، و بعدش بعد از چند ماه که دفتر رو نگاه میکنیم متوجه میشیم همون اتفاق به ظاهر بد چطوری برامون به طرز مثبت و اتفاق خوب رقم خورد و حتی ممکنه یکی از بهترین اتفاقهای زندگیمون هم باشه، و بعد از این قضیه هم ایمانمون قوی و قویتر میشه، و دفعه بعدی هم توی شرایط به ظاهر نامناسب خیلی بهتر میتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم و … و میتونیم ادامه بدیم، و کل ماجرا و کل بازی هم همینه.
کل بازی اینه که اولا ما بدونیم انسانیم، و این موضوعات ممکنه اتفاق بیفته، و ما باید بدونیم که قانون خداوند اینه که اگر که احساسمون بد باشه اتفاقات بد هم برامون رقم میخوره، و اصلا هم مهم نیست که چه کسی باشه، چه یه فرد معمولی باشه و چه پیامبر خدا باشه قوانین خدا برای همه یکسان هست، و اگر که ما متوجه این قانون باشیم، و بدونیم که این قانون اینه، و اگر که بتونیم تا این حد بهش عمل کنیم، زندگیمون اینقدر زیبا میشه که هیچ ربطی به گذشتهمون نداره.
و استادجان چقدر قشنگ این مثال رو زدن، که اگر ما مثلا سی سالمونه حاصل سی سال یه نوع تفکر خاص هستیم، و اینجوری نیست که مثلا یه دکمه رو بزنیم و بتونیم حالمون رو خوب نگه داریم، و ما حاصل یه عالمه افکار و باورهای نامناسب هستیم که باعث شده مثلا ما همیشه حالمون بد باشه، ولی اگر که ما قانون رو جدی بگیریم و آروم آروم و گام به گام ادامه بدیم و حرکت کنیم در این مسیر، و بعدش اولا کنترل احساس کار راحت تری میشه برامون ( مثل هر کار دیگهای، هرکاری که ما تمرین کنیم بعدش راحتتر میشیم )، و بعدش هم نتایج بزرگ هی بیشتر و بیشتر میشه، و آدم هی ایمانش قویتر و قویتر میشه، و بعدش خیلی کار راحت میشه، و بعدش میریم توی تصاعد، میریم توی اتفاقاتی که پشت سر هم خوب میشه.
و ما باید یه جوری دیگهای به قضیه نگاه کنیم، و بتونیم که ذهنمون رو هم کنترل کنیم، و یه راهی رو پیدا کنیم که احساسمون رو بهتر کنه، و یه جوری حالمون رو بهتر کنه، و باید تمرکزمون رو از روی نکات منفی برداریم و بزاریم روی چیزهای دیگه، و حتی یه مواقعی هم هست که ممکنه پیش بیاد که حتی راه حلی برای یه مسئله نداشته باشیم، و هیچ جوره نمیدونیم که اون مسئله رو حل کنیم، پس چون راه حلی نداریم فعلا باید ولش کنیم، و بریم سراغ چیزهایی که میتونیم الآن ازش لذت ببریم، مثلا بریم یه دوش بگیریم، بریم یه پیاده روری کنیم، بریم یه کتابی بخونیم، بریم یه چیزی بنویسیم، بریم نعمتهامون رو بشماریم، و … و بینهایت کارهایی که هر کسی میتونه انجام بده تا حسش بهتر و بهتر بشه، حالا هر کسی ممکنه یه چیزی حالش رو بهتر کنه و هر کسی با دیگری متفاوته، و هر کسی یه چیزی حالش رو خوب میکنه و باید بریم که اون کار رو انجام بدیم تا در مدار دریافت اتفاقات و حسهای مثبت قرار بگیریم.
یه نکتهای که قبلا میدونستم اما نمیدونستم که آیا تا چه حدی درسته رو از همین فایل خدا هدایتم کرد و به جوابش رسیدم، و البته میخواستم بازم مجددا باشگاه رفتن رو شروع کنم برم بازم و این یه جورایی یه نشونه شد برای من که به شروع کردن این کار اقدام کنم، این نکته برام خیلی مهم بود که استادجانم فرمودن : وقتی که ما یه فعالیت و حرکت خیلی خیلی شدید انجام میدیم نمیتونیم به چیزهای منفی فکر کنیم، و یکی از قوانین مهم اینه که وقتی فکرمون وحشتناک درگیر یه چیز منفی میشه یکی از راه های فیزیکی که میشه این رو کندتر کرد اینه که بریم خودمون رو توی یه فضایی قرار بدیم مثل یه ورزشی و یا یه تحرک جسمی چیزی که بالاترین ضربان قلب رو ایجاد کنه، و نکتهش اینجاست که وقتی ما توی این حد از فشار جسمانی قرار میگیریم مغز دیگه اون نجواهای منفیش دیگه کار نمیکنه، و به هیچی فکر نمیکنه، و در واقع مغز تمام تمرکزش رو میزاره روی این کارِ تا که بتونه این کار رو انجام بده، و بتونه این فیزیکی که ما ازش میخوایم رو انجام بدیم، و این کمک میکنه که ما یه توقفی کنیم از اون احساس خیلی خیلی بد به احساس آرامش، و بعدش دیگه آروم آروم میتونیم خودمون رو پیدا کنیم و احساسمون رو خوب کنیم.
و اگر ما آدمها فکر کنیم به این موضوع که بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم خیلی مهمه یه راهی براش پیدا میکنیم، و حالا هر کسی از یه طریق و شیوهای، و بعدش خواهیم دید که اگر بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم، اتفاقات خوب هم برامون رخ میده، به همین سادگی، قانون جهان اینه، البته این نکته هم هست که اگه ما بتونیم با تفکر متفاوت هم احساسمون رو بهتر کنیم که چه بهتر، ولی خیلی وقتها نمیشه این کار رو کرد و میتونیم مثلا از همون روش جایگزین مثل ورزش کردن و پیاده روی و … استفاده کنیم.
ما باید همیشه در این مسیر گام برداریم و هر لحظه بتونیم ایمانمون و افکار مثبتمون رو افزایش بدیم و اونها رو تقویت کنیم، و به ایمانی برسیم که هیچ وقت ضعیف نمیشه، و این نتیجه طی کردن یک مسیر تکاملی در درک توحید هستش، و این از جدی گرفتن بارها و بارها الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست، و اگر که بتونیم احساسمون رو همیشه در همه موارد خوب نگه داریم لاجرم شرایط تغییر میکنه و اتفاقات خوب رو تجربه میکنیم و در مدار دریافت آگاهیها و الهامات و تجربهها و اتفاقات مثبت قرار میگیریم.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
الاهی شکر ات بخاطر همه چیز بخاطر فرصت و توانای که دوباره به من دادی تا بنویسم الاهی شکر ات
خدایا شکر ات که این روزها زندگی ام از فضل و هدایت پروردگار رنگ و بوی متفاوتی گرفته خیلی زیباتر شده روانتر شده کارها راحت تر و بهتر انجام میشه الاهی شکرت باورم نمیشه این همه سال چگونه روی خودم و دیگران حساب کردم که کارها را انجام بدم نتیجه اش چه شد فقد زجر کشیدن تقلا کردن بدبختی گره پشت گره ولی حالا خدا ره شکر سعی میکنم روی عقل و منطق خودم یا دیگران حساب نکنم سعی میکنم تسلیم باشم در برابر رب خودم که عالم مطلق است قادر مطلق است خدای که هدایت بنده گان اش را بر خود واجب کرده سعی میکنم همواره به خودم یادآوری کنم جایگاه خودم را جایگاه خداوند را بدون شک زندگی با وجود هدایت پروردگار خیلی روان و آسان پیش میره این روزها به خوبی لذت اش را حس میکنم مثلا در مسیر راه برای پیاده روی از خدا هدایت می طلبم در مورد چه صحبت کنم خداوند هدایت میکند در مورد بهترین موضوع که بهش نیاز دارم با خودم صحبت میکنم و چقدر درکم بهتر میشه یا خواب باکیفیت از خداوند می خواهم و یک خواب آرام و باکیفیت را تجربه میکنم که هرگز قبلا تجربه اش نکرده بودم واقعا در همه موارد صدها مثال میتوانم بزنم از هدایت پروردگار وقتی که می سپاری انجام میشه یا مواقع نماز از خدا هدایت که باتمرکز نماز چقدر نماز را کیفیت می خوانم خدا ره شکر میکنم فقد باید فراموش نکنم هر روز و هر لحظه برای هر کار از خداوند هدایت بخواهم و خود را محتاج نیازمند خدایم بدانم تا هدایت ها همیشه جاری باشد در زندگی ام الاهی شکرت پروردگارم که هستی و همواره در حال هدایت ما هستی
خدای بزرگم کمک کن همیشه تسلیم محض تو باشم روی عقل و هوش خودم و دیگران حساب نکنم فقد و فقد به تو تکیه کنم
خدایا کمک کن هیچ وقت مغرور نشم جایگاه خودم را بدانم به عنوان بنده ی که هر انچه در زندگی اش دارد از فضل و بخشش پروردگارش هست نه عقل و هوش خودش یا کمکدیگران
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
خدایا بدون هدایت تو من هیچ چه نیستم هیچ قدرتی ندارم هر آنچه دارم از آن توست و من همیشه محتاج تو هستم پروردگار هدایتگرم مرا یاری کن که یاری کننده و هدایتگری جر تو نمی شناسم
سلام استاد عزیزم
و دوستای دوس داشتنیم
من چند روز پیش مجدد برگشتم به سایت با تضادهایی که بهشون برخوردم و واقعا شرایط بدی داشتم و تعهد دادم به خودم که تا 6 ماه درگیر آموزش ها باشم، خداروشکر نتایج اولیه ش هم به شکل ثروت و آرامش و احساس خوب بهم برگشته.
فکر میکنم که بهترین حال دنیا رو دارم و حس شوق وصف ناپذیری رو تجربه میکنم حتی مزه غذاهام بهتر شده برام خدایا شکرت
امروز به این نتیجه رسیدم که خداوند تمام نیازهامو برآورده میکنه و بیش از نیازم رو هم در اختیارم میذاره.
خداروشکر که ماشین دارم به سقف بالاسر دارم و یه تخت خواب و یه جای گرم و نرم که میتونم دراز بکشم و استراحت کنم خدایاااااا شکرت برای این همه نعمت
ایمان دارم که زندگی دوباره روی خوشش رو بهم نشون داده و دلیلشم تغییر باورهام و تغییر درونم هست آروم آروم دارم تغییر میکنم و احساس خوبی دارم از این اتفاق هیچ عجله ای هم ندارم این مسیر برای من ساخته شده خدایا شکرت
بنام خدا
کلید: طی کردن تکامل
قانون تکامل جزو قوانین کیهانی هست و هیچ کس نمیتواند دورش بزند حتی پیامبران به قول استاد حضرت ابراهیم از شکم مامانش که توحیدی به دنیا نیومد ولی با تکامل و عمل به الهامات به اون مقام توحیدی رسید پس من نباید فکر کنم اگه الان مثل ابراهیم نیستم پس خیلی بده نه منم باید با عمل به الهاماتم و تجربه قدم به قدم بهتر بشم و رشد کنم
در مورد استاد هم هم این بوده استاد بارها گفتن من قبلا فکر میکردم زیاد میدونم بعد چند سال متوجه شدم اون موقع هیچی نمیدونستم و این روند تا اخر ادامه دارد
کلید دوم : ما فراموش کاریم باید بنویسیم
چون ایمان ساختنی هست ما باید از چیزهای کوچیک شروع کنیم و به الهامات خدا عمل کنیم تا ایمانمون بیشتر بشه حالا تو این فرایند چون فراموش میکنیم باید این جور جاها بنویسیم تا یادمون نره و بتونیم ایمانمون را رشد بدیم
و قسمت اخر فایل : اگه به این یقین برسیم که مهمه احساسمون خوب باشه و اگه نباشه طبق قانون اتفاقات ناخاسته میفته بالاخره یه راهی پیدا میکنیم تا جلو حس منفی رو بگیریم که تو دوره هم جهت استاد به این کار میگن تکنیک تایم اوت
یکی از تکنیک های تایم اوت هنگام حس منفی و شکل گیری مومنتوم منفی اگه با عوض کردن دید و ذهنی نشه کارهای فیزیکی سخت و یا خوابیدن و موارد دیگه هست که تو جعبه ابزار شخصیمون داریم
برای من نوشتن کامنت و خوندن کامنت یکی از تایم اوتهای خوبه که جواب میده
به نام خداوند مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایستهی مهربون
سلام به دوستان گرامی
خدایا شکرت که دوباره تونستم وارد سایت بشم و حسابی بهره ببرم از این همه آگاهی
از صبح زود با چه لذتی دارم کامنت دوستان رو میخونم
خدایا شکرت برای داشتن این همه حس و حال خوب
شکرت برای داشتن دوستانی که هم فرکانس هستند و همگی توی این ایام و نبود اینترنت حسابی کنترل ذهن کردند و قطعاً نتایج و پاداش خوبی دریافت کردند.
استاد از خودم بگم توی این ایام شروع کردم به دیدن سفرنامه
اون قسمت هایی که زیبا بود و خیلی دوستش داشتم، توی گوشیم ذخیره کرده بودم
هر شب قبل از خواب با حال خوب، یک قسمت رو میدیدم
توی دفتر شکر گذاریم، اتفاقات خوب روزم رو مینوشتم
با دخترم در مورد خواسته هامون صحبت میکردیم.
البته بعضی اوقات هم دخترم پیگیر خبرها بود.
میخوام بگم به میزانی که احساسمون خوب بود و توجهی به دیگران و نارضایتی اونها نداشتیم، واقعاً زندگیمون گل و بلبل بود
ولی بعضی وقتها اطرافیانم از اوضاع و گرونی میگفتن و توجه من روی ناخواسته میرفت، پسرم مریض شد، البته به لطف خدا سه روزه خوب شد. و بعد دیدم ای بابا، ما توی خونه سر موضوع های مسخره و خندهدار داریم با هم بحث میکنیم و الکی الکی حالمون رو بد میکنیم
دوباره شروع کردم روی خودم کار کردن
وقتی همسرم خبر گوش میداد و صحنه های دلخراشی رو نشون میداد من سریع با هدفون با صدای بلند فایل گوش میدادم، تا چیزی از ناخواسته ها رو نشنوم
همسرم موقع تلویزیون نگاه کردن بهم میگفت خانم برو تو اتاق تا نبینی وحالت بد نشه.
به خدا قسم همه چی احساس خوبه
اگه روی خودمون کار کنیم و حالمون خوب باشه و به خداوند ایمان داشته باشیم و اعتماد کنیم
هر اتفاقی که بیفته به نفع ماست
نه از گرونی ترسی داریم
نه از جنگ
فقط باید توجهمون روی خواسته ها و زیبایی ها باشه.
در پناه الله
با سلام و درود به استاد و خانم شایسته و همه اعضا سایت
وقتی بهگذشته فکز میکنم بار هاو بار ها ردپای خداوند رو می بینم و خواسته هامو احابت کرد و حضور خدا رو بیش تر دیدم و لمس کردم و ایمانم بیش تر شد اما تو این مسیر خواسته هایی هم بودن که نمی دونم چرا محقق نشدن، و پاسخی دریافت نمی کنم امید دارم این هم اجابت بشه بعضی ها وقت ها میگم بیخیال این خواسته بشم ولی نمیشه
بهنام خدایی که در دلِ آشوبها، آرامش میکارد؛
خدایی که وقتی جهان شلوغ میشود، صدایش را در سکوتِ دلِ ما واضحتر میشنویم؛
خدایی که هر امتحان را پلی برای عمیقتر شدن ایمان قرار میدهد، نه مانعی برای زندگی…
استاد عزیز و دوستان هم مسیرم سلام 🌸
خیلی دلتنگتون بودم…
دلتنگِ کامنت هاتون، دلتنگِ فضای آگاهانه و پرنورتون،
دلتنگِ اون لحظههایی که کنار هم، نه از ترس و هیجان،
بلکه از فهم، آرامش و رشد حرف میزدیم.
این مدت که ارتباطها کمرنگ شد، بیشتر از همیشه قدر این جمع، این مسیر و این آگاهی رو فهمیدم.
دلتنگتون شدم چون اینجا جاییه که دل آروم میگیره،
جاییه که آدم یادش میاد میشه وسط شلوغترین شرایط هم،
آگاهانه، آرام و باایمان زندگی کرد… 🤍
این مدت که اینترنت در ایران قطع بود، حس کردم خدا به نوعی بهم فرصت داد تا ذهنم رو از شلوغیها و اخبار منفی پاک کنم و واقعا تجربهای متفاوت از آرامش، تمرکز و حضور در زندگی پیدا کردم. تا همسرم اخبارو روشن میکرد، من ایردپادم رو میذاشتم و مشغول کارای خونه میشدم. انگار ذهنم دیگه جای نگرانی و اضطراب نداشت و تمام انرژیم صرف خودم و مسیر رشد و تکاملم شد.
این مدت خونه تکونی کردم، هر گوشهای رو مرتب کردم و از انرژیم برای بهتر کردن فضا استفاده کردم. قانون سلامتی رو با جدیت پیش بردم و دیدم بدنم چقدر قویتر و پرانرژیتر شده. هر روز که تمریناتم رو انجام میدادم، حس میکردم که هم جسمم و هم ذهنم داره قدرتمندتر میشه. آرامشم روز به روز بیشتر شد و دیگه اجازه ندادم هیچ خبر منفی یا صدای خارجی انرژیم رو کم کنه.
حتی وقتی اطرافمون پر از اعتراض و ناله بود، من حس کردم که خدا ما رو از صداها و تنشها دور نگه داشته. هر شب که قرار بود خیابون پر از شلوغی باشه، اتفاقاً دعوت میشدم خونه یکی از اقوام و انگار خدا میخواست ذهنم و آرامشم محفوظ بمونه. تو این مدت، در حد چند ثانیه شاید هم کمتر، صدای توپ و تنش به گوشم خورد، ولی این محدودیت هم نتونست حسی که داشتم رو بهم بزنه.
این مدت شاهد نعمت و فراوانی بیشتری در زندگیم بودم. خونه ما هر روز پر از میهمان بود و هر کسی که میومد، با وجود نگرانیهای خودش، از فضایی که تو خونه ما برقرار بود، لذت میبرد و حتی یاد میگرفت که آرامش و شادی در همین لحظات ساده زندگی جاریه. جالبه که دیدم خیلی از افراد فامیل، از بیخیالی و آرامش من درس گرفتن و این باعث شد اونها هم کمی از استرس و نگرانیهاشون فاصله بگیرن.
حس کردم چقدر انرژی میدادم به فضای خونمون، طوری که انگار هر روز عید بود و من تمام توانم رو صرف میکردم که محیطی شاد و پر از انگیزه داشته باشیم. با شنیدن فایلها و تمرکز روی رشد و تکامل، ذهنم پر از فکرهای منفی و اعتراض نشد و همین باعث شد اتفاقات ریز و درشت روزمره به شکل متفاوت و شیرین برام ظاهر بشه.
این مدت فهمیدم جنگ و دعوا و درگیری هیچ چیزی رو درست نمیکنه، بلکه بدترش میکنه. قدم پنجم بهم کمک کرد که دل به دل مردم ندم، اعتراض نکنم و خودم رو مسئول مشکلات و ناعدالتیها ندونم. وقتی مسئولیت زندگی خودم رو صد درصد قبول کردم، آرامش و ایمانم روز به روز بیشتر شد.
خداوند در قرآن میفرماید:
“وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ” (الشعراء: 80)
و همچنین:
“وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ” (البقره: 155)
که بهم یادآوری کرد صبر، ایمان واقعی و سپاسگزاری حتی در شرایط سخت، دروازه نعمتها و معجزههای خداست.
استاد عزیزم، وقتی این تجربه رو مرور میکنم، یاد حضرت ابراهیم (علیهالسلام) میافتم که با ایمان تزلزل ناپذیرش، حتی در آزمون سخت فدا کردن فرزند، دست خدا رو دید و معجزات براتش اتفاق افتاد. ایمان واقعی، یعنی هر بار الهامات و نعمتها رو جدی گرفتن، عمل کردن و دیدن نتیجهش. من هم همین مسیر رو در این مدت طی کردم و خدا با آرامش، نعمت و فراوانی بیشمار، منو شگفتزده کرد.
همسرم هم در این مدت با جدیت به فکر پیشرفت خودش افتاد و این باعث شد ما با تغییر خودمون، هماهنگ با جهان و فرصتها حرکت کنیم، پیش از اینکه جهان بخواد با فشار یا سختی ما رو مجبور کنه. این حس قدرت و مسئولیت پذیری واقعا عجیب بود و فهمیدم که وقتی خودم رو مسئول صد درصد زندگیم بدونم، دیگه هیچ حرفی، هیچ تهدیدی و هیچ اعتراض و فشار خارجی نمیتونه منو از پا دربیاره.
خدایا شکر که این فرصت و آرامش رو بهم دادی، و از تو میخوام که ایمانم رو هر روز محکمتر کنی، قلبم رو پر از صبر و قدردانی نگه داری و نعمتهای بیپایانت رو روز به روز در زندگی ما جاری کنی. خدایا کمکم کن که هر روز با دید مثبت و شکرگزاری، دریچههای فراوانی، عشق و برکت رو در زندگیم باز کنم و مسیر رشد و تکاملم هموار بمونه.
اللهم اجعلنا من الشاکرین، الصابرین، و المحسنین، و ارزقنا قلباً مطمئناً و ایماناً لا یزول و روحاً یحلق فی فضاء الطمأنینه و رضاک الدائم. 🙏💖
استاد الان بیشتر از همیشه به صحبتهای با ارزشتون نیازمندم
صحبت های شما باعث میشه حالم خوب بشه و باور کنم که خودم خالق زندگیم هستم ،نه چیز های دیگه
و اینکه اعتماد کنم به تنها فرمانروایی جهان، که همه چیز رو داره مدیریت میکنه و همه چیز درست سر جای خودشون هستند
و با اطمینان به خدا به مسیرم ادامه بدم و مطمعن باشم در نهایت همه چیز به نفع من خواهد بود
خیلی دوستون دارم .
به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت برای دونه دونه درس های شیرینتر از عسلت
قانون تکامل
گاهی استاد میبینیم زندگی شاهکار یا دوستانی که نتایج هیولایی دارن وبا مقایسه با اونها کم میاریم
خودمون در مقایس با اونها خیلی زندگی درب داغون مدل ماشینمون نسبت به هم اخلاق کیفیت زندگیمون خواسته داشته هامون با اینکه همه اینا تکامل لازممه
زندگیمون گاهی نقاط خیلی مثبت خوبی داره
ولی با مقایسه با بقیه میتونیم بگیم خوبیم یا بد
ینی میگم خودمون با یکی که سطح تکاملش پایینتر باشه مقایسه کنیم خب ما زندگیمون بهتره احساسمون خوب میشه
ولی اگه با یکی که موفقتر مقایسه کنیم احساسمون بد میشه چون از اون کیفیت زندگیمون پایینتره
با اینکه هر کدوم ما تکامل خودشو داره وبه جای مقایسه با بقیه باید رشد خودشو ببینه
ببین قبلا چه قدر محدودیت داش
وچه محدودیت های زمانی
سلامتی داره که قبلا اصلا نداشته
چقد روابطش بهتر شده با اینکه برای اون موقعه محال بوده
پس دختر عجله نکن تکامل خودت ببین که اروم اروم چرخ زندگیتد داره خداجونی برات روان تر میکنه
راستش همین صب حرف بچه دارشدن بود
وچقد خوبه کنترل زهن داشته باشیم من سعیمو میکنم با اومدن توسایت
با انجام کار خونه
با گفتن اینکه کار من احساس خوبه دیدن زیبایی های لحظه ایه
احساسم خوب کنم توکل بر خودت
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم زهرا جان
بااینکه ابن روزها خیلی کم میتونم بیام تو سایت اما هم به محضی که نت وصل میشه بدو بدو میام و تشنه خوندن و نوشتن کامنت هستم
مثل الان که کامننته شما رو با وله خوندم و لذت بردم
احسنت به شما ما باید خودمون رو با قبل خودمون مقایسه کنیم
تا رشدمون بهتر بشه نه با دیگران که احساسه بد پیدا کنیم
دوستت دارم زهرا جانم
انشالله خداوند یه نی نی خوشگل هم بهت بده
در پناه خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین
سلام زهرا جان عزیز
خیلی خوبه عزیزم که قانون تکامل رو درک کردی ولی نکته ای رو میخاستم به عرضت برسونم و اون اینه سعی کن خودتو در هیچ شرایطی با کسی مقایسه نکنی نه با موفق تر از خودت چون ممکنه تو رو به فرکانس منفی و در آخر افسردگی ببره و نه افرادی که پایین تر از شرایط تو رو دارن چون ممکنه باعث بشه دست از تلاش برداری .
مقایسه در هر حالتی درست نیست و فرکانس منفی خودشو داره .همیشه سعی کن خودتو ، تو همه ی زمینه ها با چند ماه پیش یا سال گذشته ی خودت قیاس کنی تا متوجه ی رشد و پیشرفت یا نقطه ضعفهات بشی .
این کارو با دقت و تمرکز انجام بده ینی ریز بین باش .
جاهایی که دیدی رشد کردی خودتو تحسین کن و سپاسگزاری رو فراموش نکن و جاهایی که هنوز نیاز به تغییر داشتی سعی کن تلاشت رو بیشتر کنی البته نه ب منظور تقلا ، فقط اینکه دونستنش تو رو به حرکت و تلاش وا داره ، همین کافیه !
اجازه نده نقص عجله ، اذیتت کنه ما نیاز به آرام و پیوسته قدم برداشتن داریم تا به اهداف و خواسته هامون برسیم .
دیدن موفقیتهای بقیه فقط باید انگیزه و اراده ی منو بالا ببره و منو متوجه ی این بکنه که اگه منم باورامو تقویت کنم ، میتونم به خواسته هام برسم
هر فردی به میزان ایمان و باورهای مثبتی ک داره زودتر به نتایج میرسه .
این افراد باید الگوهای مناسب زندگیمون باشه .
دیدن این افراد امید و ایمان ما رو بالا میبره که بدونیم همه چیز ممکن میشود اگه ما هم در فرکانس مثبت باشیم حتمن میتونیم به شرایط و جایگاههای بهتری برسیم .
امیدوارم به هر آنچه میخای برسی ، عزیزم
به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت برای اینکه منو از قانونت اگاه کردی
منی که ظرفم از هر چیزی پر میشد ومطیع بودم
یاد گرفتم سعی کنم به جای مطیع بقیه سعی کنم راه درستمو برم
سعی کنم به جای غصه خوردن توی هر اتفاق بگم شکوت برای این نور کوچیکی که هس
شکرت برای این ارامش کوچیکی که هس
شکرت برای این هدایت وهمراه شدن باهاش های کوچولو
مدتی بود از سایتم دور بودم دلم براش تنگ ولی سعی کردم نم نم رامش کنم وقتی که از کنترلم خارج میشه سعی کنم با سرشوگرم کردن های کوچولو راهمو پیدا کنم
نمیدونی دیوانه شدن وقتی نقط ابی پر برکته شما رو دیدم
وقتی نقط حمایت ربمو دیدم واین نتی که بارها اومده بودم توش کار نکرده بود الان کار کرد
با یه اتفاقی عجیب تضاد گونه بود ومن همش میگفتم هدایته
وبعد برام هدایتی بودنشو فهمیدم
ینی جایی چیزی نمیازره فلان کارتو که دوسش داشتی بکنی مطمن باش چیزه دیگه ای کاره
ینی قدمی هس باید برداری
ینی چجور بگم شکرت برای اینکه توتستم این اتفاق قورت بدم به شیرینی
مدتها دنبال این فرصته برخاسته از دل تضاد بودم
دوس دارم قلبم زلال باشه
بعضی هارو میبینم چنان قلب زلال دارن
وبعضیا زندگی هاشون سطح پایینه
و من باید درس پیدا کردن راه خودمو برم
ینی درسته بدبختهایی هستن ولی اونهام داره راه تکامل خودشونو میرن ینی بهبود های کوچولو کوچولو
یه ادمه خوشبختم در حال مسیر تکامل خودشو بهبود های کوچیک کوچیک
به جایی اینکه
به اونا نگاه کنی راه خودتو پیدا کن وراهتو برو
راه تکامل راه رشد دادن جونه های جدیدت
راه رشد دادن تکاملت
به جای اینکه قاتی ادما میشی ازشون قدرتشونو بگیری یا قصه شونو بخوری بگو من راه ویژه خودمو دارم
وعاشق راه تکاملیه خودت باش
خداجونی من بدون هدایت اگاهی عشقت ته جهنمو تنهایی وزندگیم متووقفه
من سپاسگزار دونه دونه نعمتهات هستم که باعث شدن زندگیم جاری باشه
ممنون نشونه واضح رب
درسیو بهم دادی به جای اینکه وقتی پیشه ادمای مختلفی وتورو سردو گرم کنن قدرتو خودت رنگ خودتو داشته باش وبا خودت وبقیه در صلح باش
عزیزم زندگیت سرشار از نور الهی
ممنون از عشق هدایتی که باعث شدبیای منو ارامتر کنی بووووسس قلبه الهیت
به نام هو اول و آخر یار ، خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه درک عمیقتر قوانین خداوند _ قسمت پنج 5 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
سپاسگزار خداوندم که بعد از چند هفته بالاخره تونستم به سایت وصل بشم، و توی این مدت خیلی تلاش کردم که وصل بشم اما قطع و وصلی زیادی داشت، بالاخره دیروز یه ایده از طرف خدام به ذهنم رسید و خداروشکر تونستم وصل بشم، و البته توی این مدت هر کاری میکردم انگار یه چیزی کم بود اونم سایت بود که واقعا دلم براش تنگ شده بود، و خداروشکر که فایلهای ذخیره شده داشتم برای این مدت، و البته من از این فرصت استفاده کردم، و شروع کردم به مرور کردن دفترها و کتابها و فایلهای دانلودی و … و از آگاهیهای اونها مجددا استفاده کردم، باز هم خداروشکر که تونستم وصل بشم، و میخوام که با هدایت پروردگارم خیلی فعالیتم رو از این به بعد حتی بیشتر از قبل کنم.
در این قسمت پنجم، که در رابطه با موضوع : ” خروج از مدار ناخواسته ” هست، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
ما نباید به سادگی از کنار شخصیتهای قرآنی و کسانی که به نوعی در واقع خداوند اونها رو تحسین کرده نباید به سادگی گذر کنیم، و اینها زندگی هر کدومشون حاصل صدها پیام زندگی ساز برای همین الآن ماست.
نکتهای هم که راجب حس خوب هست، و انبیا و پیامبران بخاطر اون شهودی که داشتن و با قلبشون و ارتباط با مرکز کائنات داشتن به این راز پی برده بودن، و اون این هست که ما اجازه انتقاد، گِلِه، و قضاوت رو از خودمون بگیریم.
و ما باید با ایمانی که از خودمون نشون میدیم از آزمایشهای الهی سربلند بیرون بیایم، و برای رسیدن به اون درجه از ایمان و … باید یه تکاملی رو طی کنیم و یه مسیر تکاملی رو بگذرونیم، و البته برای تمام زمانی که ما قدم بر میداریم و در این مسیر زیبا حرکت میکنیم همه اینها توسط خود خداوند به ما گفته میشه و خودش هدایتمون میکنه، حتی ممکنه از طریق قلبمون و شهودمون و الهاماتی که دریافت میکنیم یه سری چیزها بهمون گفته بشه و خیلی منطقی نباشه، ولی بعد از اینکه ما به اون صدای درونمون گوش میکنیم و انجامش میدیم، و بعدش هم به این نتیجه میرسیم که انجام دادن اون کار چقدر به نفعمون بوده، و بارها و بارها همین موضوع برای خودم پیش اومده، حتی خیلی از اطرافیان و دوستان هم گفتن که انجام دادن این کار منطقی و عقلانی نیست، اما من به صدای درونم و خدام ایمان داشتم و انجامش دادم، و زمانی هم که من انجامش دادم به این نتیجه رسیدم که چقدر درست بوده، و حتی خود همین موضوع باعث میشه که برای دفعه بعدی من خیلی راحتتر این موضوع رو باور کنم و بپذیرمش و حتی خیلی بهتر بتونم این صدا رو پیدا کنم و بهش به نوعی در واقع اعتماد کنم.
و زمانی هم که هی چندین و چند بار اتقاقات مثبتی میفته برامون که نتیجهش هم همون عمل کردن به الهامات و صدای درون و ندای قلبیمون بوده، و خداوند پاسخ میده به اون وعدهای که داده، خیلی مشخصه که برای دفعههای بعدی هم و در آینده هم هی ایمان ما بیشتر و بیشتر میشه. و اگر که ما از جای کوچیکتر شروع کنیم، و برای هر اتفاقی حسمون رو بهتر و بهتر کنیم، بعدش میبینیم که همون اتفاق به ظاهر بد و تضادها باعث میشه که ما چقدر موفق و موفقتر از قبل بشیم، و داخل فایل هم شنیدیم که استادجانم چه مثالهای زیبا و درست و منطقی رو بیان کردن، و خیلی از اتفاقات به ظاهر بد رو اگر ما بتونیم درست بفهمیم و به خدا توکل کنیم و به راههایی که بهمون الهام میشه عمل کنیم، بعدش میفهمیم که چقدر همون اتفاق باعث رشد و پیشرفت ما میشه.
و اگر که ما این رابطه رو برای خودمون ایجاد کنیم و با خودمون بگیم که ما در هر حالتی که شده باید احساس خودمون رو خوب نگه داریم، و اگر که ما نگاه کنیم به زندگیمون اونوقت میبینیم که اتفاق برمیگرده، و اتفاقاتی که قراره بد بشه خوب میشه، البته که این نکته رو هم باید در نظر داشته باشیم که ابن موضوع یه بازه زمانی میخواد اما در نهایت خوب میشه، فقط مشکل اینجاست که ما یادمون میره که این اتفاقه قرار بود بد بشه اما خوب شده، و اما اگه که ما بتونیم که فراموش نکنیم و مکتوب کنیم و به خودمون یادآوری کنیم که در مواجهه با این مشکل تونستم حسم رو خوب و مثبت نگه دارم و مطمئنم خداوند پاسخ میده به من و من سعی میکنم توی روزهایی که الآن به ظاهر سخته حال خودم رو خوب نگه دارم، با تمرکز به زیباییها، با به خودم گفتن که از این اتفاق بد چه درسی میتونم یاد بگیرم، و اون زمانی که مینویسیم این موضوع رو، و بعدش بعد از چند ماه که دفتر رو نگاه میکنیم متوجه میشیم همون اتفاق به ظاهر بد چطوری برامون به طرز مثبت و اتفاق خوب رقم خورد و حتی ممکنه یکی از بهترین اتفاقهای زندگیمون هم باشه، و بعد از این قضیه هم ایمانمون قوی و قویتر میشه، و دفعه بعدی هم توی شرایط به ظاهر نامناسب خیلی بهتر میتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم و … و میتونیم ادامه بدیم، و کل ماجرا و کل بازی هم همینه.
کل بازی اینه که اولا ما بدونیم انسانیم، و این موضوعات ممکنه اتفاق بیفته، و ما باید بدونیم که قانون خداوند اینه که اگر که احساسمون بد باشه اتفاقات بد هم برامون رقم میخوره، و اصلا هم مهم نیست که چه کسی باشه، چه یه فرد معمولی باشه و چه پیامبر خدا باشه قوانین خدا برای همه یکسان هست، و اگر که ما متوجه این قانون باشیم، و بدونیم که این قانون اینه، و اگر که بتونیم تا این حد بهش عمل کنیم، زندگیمون اینقدر زیبا میشه که هیچ ربطی به گذشتهمون نداره.
و استادجان چقدر قشنگ این مثال رو زدن، که اگر ما مثلا سی سالمونه حاصل سی سال یه نوع تفکر خاص هستیم، و اینجوری نیست که مثلا یه دکمه رو بزنیم و بتونیم حالمون رو خوب نگه داریم، و ما حاصل یه عالمه افکار و باورهای نامناسب هستیم که باعث شده مثلا ما همیشه حالمون بد باشه، ولی اگر که ما قانون رو جدی بگیریم و آروم آروم و گام به گام ادامه بدیم و حرکت کنیم در این مسیر، و بعدش اولا کنترل احساس کار راحت تری میشه برامون ( مثل هر کار دیگهای، هرکاری که ما تمرین کنیم بعدش راحتتر میشیم )، و بعدش هم نتایج بزرگ هی بیشتر و بیشتر میشه، و آدم هی ایمانش قویتر و قویتر میشه، و بعدش خیلی کار راحت میشه، و بعدش میریم توی تصاعد، میریم توی اتفاقاتی که پشت سر هم خوب میشه.
و ما باید یه جوری دیگهای به قضیه نگاه کنیم، و بتونیم که ذهنمون رو هم کنترل کنیم، و یه راهی رو پیدا کنیم که احساسمون رو بهتر کنه، و یه جوری حالمون رو بهتر کنه، و باید تمرکزمون رو از روی نکات منفی برداریم و بزاریم روی چیزهای دیگه، و حتی یه مواقعی هم هست که ممکنه پیش بیاد که حتی راه حلی برای یه مسئله نداشته باشیم، و هیچ جوره نمیدونیم که اون مسئله رو حل کنیم، پس چون راه حلی نداریم فعلا باید ولش کنیم، و بریم سراغ چیزهایی که میتونیم الآن ازش لذت ببریم، مثلا بریم یه دوش بگیریم، بریم یه پیاده روری کنیم، بریم یه کتابی بخونیم، بریم یه چیزی بنویسیم، بریم نعمتهامون رو بشماریم، و … و بینهایت کارهایی که هر کسی میتونه انجام بده تا حسش بهتر و بهتر بشه، حالا هر کسی ممکنه یه چیزی حالش رو بهتر کنه و هر کسی با دیگری متفاوته، و هر کسی یه چیزی حالش رو خوب میکنه و باید بریم که اون کار رو انجام بدیم تا در مدار دریافت اتفاقات و حسهای مثبت قرار بگیریم.
یه نکتهای که قبلا میدونستم اما نمیدونستم که آیا تا چه حدی درسته رو از همین فایل خدا هدایتم کرد و به جوابش رسیدم، و البته میخواستم بازم مجددا باشگاه رفتن رو شروع کنم برم بازم و این یه جورایی یه نشونه شد برای من که به شروع کردن این کار اقدام کنم، این نکته برام خیلی مهم بود که استادجانم فرمودن : وقتی که ما یه فعالیت و حرکت خیلی خیلی شدید انجام میدیم نمیتونیم به چیزهای منفی فکر کنیم، و یکی از قوانین مهم اینه که وقتی فکرمون وحشتناک درگیر یه چیز منفی میشه یکی از راه های فیزیکی که میشه این رو کندتر کرد اینه که بریم خودمون رو توی یه فضایی قرار بدیم مثل یه ورزشی و یا یه تحرک جسمی چیزی که بالاترین ضربان قلب رو ایجاد کنه، و نکتهش اینجاست که وقتی ما توی این حد از فشار جسمانی قرار میگیریم مغز دیگه اون نجواهای منفیش دیگه کار نمیکنه، و به هیچی فکر نمیکنه، و در واقع مغز تمام تمرکزش رو میزاره روی این کارِ تا که بتونه این کار رو انجام بده، و بتونه این فیزیکی که ما ازش میخوایم رو انجام بدیم، و این کمک میکنه که ما یه توقفی کنیم از اون احساس خیلی خیلی بد به احساس آرامش، و بعدش دیگه آروم آروم میتونیم خودمون رو پیدا کنیم و احساسمون رو خوب کنیم.
و اگر ما آدمها فکر کنیم به این موضوع که بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم خیلی مهمه یه راهی براش پیدا میکنیم، و حالا هر کسی از یه طریق و شیوهای، و بعدش خواهیم دید که اگر بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم، اتفاقات خوب هم برامون رخ میده، به همین سادگی، قانون جهان اینه، البته این نکته هم هست که اگه ما بتونیم با تفکر متفاوت هم احساسمون رو بهتر کنیم که چه بهتر، ولی خیلی وقتها نمیشه این کار رو کرد و میتونیم مثلا از همون روش جایگزین مثل ورزش کردن و پیاده روی و … استفاده کنیم.
ما باید همیشه در این مسیر گام برداریم و هر لحظه بتونیم ایمانمون و افکار مثبتمون رو افزایش بدیم و اونها رو تقویت کنیم، و به ایمانی برسیم که هیچ وقت ضعیف نمیشه، و این نتیجه طی کردن یک مسیر تکاملی در درک توحید هستش، و این از جدی گرفتن بارها و بارها الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست، و اگر که بتونیم احساسمون رو همیشه در همه موارد خوب نگه داریم لاجرم شرایط تغییر میکنه و اتفاقات خوب رو تجربه میکنیم و در مدار دریافت آگاهیها و الهامات و تجربهها و اتفاقات مثبت قرار میگیریم.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 11 بهمن 1404
خدایا شکرت که دوباره تونستم وارد سایت بشم و کلی فایل صوتی دانلود کنم .
خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم که منو در مسیر رشد و هدایت و پیشرفت قرار دادی.
خدایا شکرت که هر لحظه تحت هدایت، حمایت و حفاظت تو هستم.
خدایا شکرت که هر لحظه نعمت های رنگارنگ وارد زندگیم می کنی.
استاد عباسمنش بوس به روی ماهتون
استاد عزیز بی نهایت از شما سپاسگزارم که این دریافت ها و آگاهی های الهی در اختیار م گذاشتین و اجازه میدین من هم در این مسیر فوقالعاده زیبا زندگی کنم.
فقط دوست داشتم شکر گزاری و سپاسگزاری کنم از خدایا مهربونم و شما استاد عزیزم.
آرزو میکنم بهترین ها نصیب و روزتون باشه.
بنام رب و صاحب اختیار قدرتمندم
الاهی شکر ات بخاطر همه چیز بخاطر فرصت و توانای که دوباره به من دادی تا بنویسم الاهی شکر ات
خدایا شکر ات که این روزها زندگی ام از فضل و هدایت پروردگار رنگ و بوی متفاوتی گرفته خیلی زیباتر شده روانتر شده کارها راحت تر و بهتر انجام میشه الاهی شکرت باورم نمیشه این همه سال چگونه روی خودم و دیگران حساب کردم که کارها را انجام بدم نتیجه اش چه شد فقد زجر کشیدن تقلا کردن بدبختی گره پشت گره ولی حالا خدا ره شکر سعی میکنم روی عقل و منطق خودم یا دیگران حساب نکنم سعی میکنم تسلیم باشم در برابر رب خودم که عالم مطلق است قادر مطلق است خدای که هدایت بنده گان اش را بر خود واجب کرده سعی میکنم همواره به خودم یادآوری کنم جایگاه خودم را جایگاه خداوند را بدون شک زندگی با وجود هدایت پروردگار خیلی روان و آسان پیش میره این روزها به خوبی لذت اش را حس میکنم مثلا در مسیر راه برای پیاده روی از خدا هدایت می طلبم در مورد چه صحبت کنم خداوند هدایت میکند در مورد بهترین موضوع که بهش نیاز دارم با خودم صحبت میکنم و چقدر درکم بهتر میشه یا خواب باکیفیت از خداوند می خواهم و یک خواب آرام و باکیفیت را تجربه میکنم که هرگز قبلا تجربه اش نکرده بودم واقعا در همه موارد صدها مثال میتوانم بزنم از هدایت پروردگار وقتی که می سپاری انجام میشه یا مواقع نماز از خدا هدایت که باتمرکز نماز چقدر نماز را کیفیت می خوانم خدا ره شکر میکنم فقد باید فراموش نکنم هر روز و هر لحظه برای هر کار از خداوند هدایت بخواهم و خود را محتاج نیازمند خدایم بدانم تا هدایت ها همیشه جاری باشد در زندگی ام الاهی شکرت پروردگارم که هستی و همواره در حال هدایت ما هستی
خدای بزرگم کمک کن همیشه تسلیم محض تو باشم روی عقل و هوش خودم و دیگران حساب نکنم فقد و فقد به تو تکیه کنم
خدایا کمک کن هیچ وقت مغرور نشم جایگاه خودم را بدانم به عنوان بنده ی که هر انچه در زندگی اش دارد از فضل و بخشش پروردگارش هست نه عقل و هوش خودش یا کمکدیگران
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
خدایا بدون هدایت تو من هیچ چه نیستم هیچ قدرتی ندارم هر آنچه دارم از آن توست و من همیشه محتاج تو هستم پروردگار هدایتگرم مرا یاری کن که یاری کننده و هدایتگری جر تو نمی شناسم
هر لحظه که آرام ام در کارگه تقدیر
آرام تر از آهو بی باکتر از شیرم
هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
الاهی به امید تو