درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۵


موضوع این برنامه: خروج از مدار ناخواسته


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “ایمان تزلزل ناپذیر”، حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحید است؛
  • “ایمان تزلزل ناپذیر” نتیجه، بارها جدی گرفتن الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست؛
  • راهکارهایی برای کنترل ذهن، در شرایطی که کنترل ذهن غیرممکن شده است؛
  • اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری، لاجرم شرایط تغییر می‌کند و اتفاقات خوب را تجربه می‌کنی؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

494 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «صفاگنجی» در این صفحه: 1
  1. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 2020 روز

    به‌نام خدایی که در دلِ آشوب‌ها، آرامش می‌کارد؛

    خدایی که وقتی جهان شلوغ می‌شود، صدایش را در سکوتِ دلِ ما واضح‌تر می‌شنویم؛

    خدایی که هر امتحان را پلی برای عمیق‌تر شدن ایمان قرار می‌دهد، نه مانعی برای زندگی…

    استاد عزیز و دوستان هم مسیرم سلام 🌸

    خیلی دلتنگتون بودم…

    دلتنگِ کامنت هاتون، دلتنگِ فضای آگاهانه و پرنورتون،

    دلتنگِ اون لحظه‌هایی که کنار هم، نه از ترس و هیجان،

    بلکه از فهم، آرامش و رشد حرف می‌زدیم.

    این مدت که ارتباط‌ها کم‌رنگ شد، بیشتر از همیشه قدر این جمع، این مسیر و این آگاهی رو فهمیدم.

    دلتنگتون شدم چون اینجا جاییه که دل آروم می‌گیره،

    جاییه که آدم یادش میاد می‌شه وسط شلوغ‌ترین شرایط هم،

    آگاهانه، آرام و باایمان زندگی کرد… 🤍

    این مدت که اینترنت در ایران قطع بود، حس کردم خدا به نوعی بهم فرصت داد تا ذهنم رو از شلوغی‌ها و اخبار منفی پاک کنم و واقعا تجربه‌ای متفاوت از آرامش، تمرکز و حضور در زندگی پیدا کردم. تا همسرم اخبارو روشن می‌کرد، من ایردپادم رو می‌ذاشتم و مشغول کارای خونه می‌شدم. انگار ذهنم دیگه جای نگرانی و اضطراب نداشت و تمام انرژی‌م صرف خودم و مسیر رشد و تکاملم شد.

    این مدت خونه تکونی کردم، هر گوشه‌ای رو مرتب کردم و از انرژی‌م برای بهتر کردن فضا استفاده کردم. قانون سلامتی رو با جدیت پیش بردم و دیدم بدنم چقدر قوی‌تر و پرانرژی‌تر شده. هر روز که تمریناتم رو انجام می‌دادم، حس می‌کردم که هم جسمم و هم ذهنم داره قدرتمندتر می‌شه. آرامشم روز به روز بیشتر شد و دیگه اجازه ندادم هیچ خبر منفی یا صدای خارجی انرژی‌م رو کم کنه.

    حتی وقتی اطرافمون پر از اعتراض و ناله بود، من حس کردم که خدا ما رو از صداها و تنش‌ها دور نگه داشته. هر شب که قرار بود خیابون پر از شلوغی باشه، اتفاقاً دعوت می‌شدم خونه یکی از اقوام و انگار خدا می‌خواست ذهنم و آرامشم محفوظ بمونه. تو این مدت، در حد چند ثانیه شاید هم کمتر، صدای توپ و تنش به گوشم خورد، ولی این محدودیت هم نتونست حسی که داشتم رو بهم بزنه.

    این مدت شاهد نعمت و فراوانی بیشتری در زندگی‌م بودم. خونه ما هر روز پر از میهمان بود و هر کسی که میومد، با وجود نگرانی‌های خودش، از فضایی که تو خونه ما برقرار بود، لذت می‌برد و حتی یاد می‌گرفت که آرامش و شادی در همین لحظات ساده زندگی جاریه. جالبه که دیدم خیلی از افراد فامیل، از بیخیالی و آرامش من درس گرفتن و این باعث شد اون‌ها هم کمی از استرس و نگرانی‌هاشون فاصله بگیرن.

    حس کردم چقدر انرژی می‌دادم به فضای خونمون، طوری که انگار هر روز عید بود و من تمام توانم رو صرف می‌کردم که محیطی شاد و پر از انگیزه داشته باشیم. با شنیدن فایل‌ها و تمرکز روی رشد و تکامل، ذهنم پر از فکرهای منفی و اعتراض نشد و همین باعث شد اتفاقات ریز و درشت روزمره به شکل متفاوت و شیرین برام ظاهر بشه.

    این مدت فهمیدم جنگ و دعوا و درگیری هیچ چیزی رو درست نمی‌کنه، بلکه بدترش می‌کنه. قدم پنجم بهم کمک کرد که دل به دل مردم ندم، اعتراض نکنم و خودم رو مسئول مشکلات و ناعدالتی‌ها ندونم. وقتی مسئولیت زندگی خودم رو صد درصد قبول کردم، آرامش و ایمانم روز به روز بیشتر شد.

    خداوند در قرآن می‌فرماید:

    “وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ” (الشعراء: 80)

    و همچنین:

    “وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ” (البقره: 155)

    که بهم یادآوری کرد صبر، ایمان واقعی و سپاسگزاری حتی در شرایط سخت، دروازه نعمت‌ها و معجزه‌های خداست.

    استاد عزیزم، وقتی این تجربه رو مرور می‌کنم، یاد حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) می‌افتم که با ایمان تزلزل ناپذیرش، حتی در آزمون سخت فدا کردن فرزند، دست خدا رو دید و معجزات براتش اتفاق افتاد. ایمان واقعی، یعنی هر بار الهامات و نعمت‌ها رو جدی گرفتن، عمل کردن و دیدن نتیجه‌ش. من هم همین مسیر رو در این مدت طی کردم و خدا با آرامش، نعمت و فراوانی بی‌شمار، منو شگفت‌زده کرد.

    همسرم هم در این مدت با جدیت به فکر پیشرفت خودش افتاد و این باعث شد ما با تغییر خودمون، هماهنگ با جهان و فرصت‌ها حرکت کنیم، پیش از اینکه جهان بخواد با فشار یا سختی ما رو مجبور کنه. این حس قدرت و مسئولیت پذیری واقعا عجیب بود و فهمیدم که وقتی خودم رو مسئول صد درصد زندگی‌م بدونم، دیگه هیچ حرفی، هیچ تهدیدی و هیچ اعتراض و فشار خارجی نمی‌تونه منو از پا دربیاره.

    خدایا شکر که این فرصت و آرامش رو بهم دادی، و از تو می‌خوام که ایمانم رو هر روز محکم‌تر کنی، قلبم رو پر از صبر و قدردانی نگه داری و نعمت‌های بی‌پایانت رو روز به روز در زندگی ما جاری کنی. خدایا کمکم کن که هر روز با دید مثبت و شکرگزاری، دریچه‌های فراوانی، عشق و برکت رو در زندگیم باز کنم و مسیر رشد و تکاملم هموار بمونه.

    اللهم اجعلنا من الشاکرین، الصابرین، و المحسنین، و ارزقنا قلباً مطمئناً و ایماناً لا یزول و روحاً یحلق فی فضاء الطمأنینه و رضاک الدائم. 🙏💖

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: