درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۵
موضوع این برنامه: خروج از مدار ناخواسته
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “ایمان تزلزل ناپذیر”، حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحید است؛
- “ایمان تزلزل ناپذیر” نتیجه، بارها جدی گرفتن الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست؛
- راهکارهایی برای کنترل ذهن، در شرایطی که کنترل ذهن غیرممکن شده است؛
- اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری، لاجرم شرایط تغییر میکند و اتفاقات خوب را تجربه میکنی؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۵14MB15 دقیقه














به نام هو اول و آخر یار ، خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه درک عمیقتر قوانین خداوند _ قسمت پنج 5 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
سپاسگزار خداوندم که بعد از چند هفته بالاخره تونستم به سایت وصل بشم، و توی این مدت خیلی تلاش کردم که وصل بشم اما قطع و وصلی زیادی داشت، بالاخره دیروز یه ایده از طرف خدام به ذهنم رسید و خداروشکر تونستم وصل بشم، و البته توی این مدت هر کاری میکردم انگار یه چیزی کم بود اونم سایت بود که واقعا دلم براش تنگ شده بود، و خداروشکر که فایلهای ذخیره شده داشتم برای این مدت، و البته من از این فرصت استفاده کردم، و شروع کردم به مرور کردن دفترها و کتابها و فایلهای دانلودی و … و از آگاهیهای اونها مجددا استفاده کردم، باز هم خداروشکر که تونستم وصل بشم، و میخوام که با هدایت پروردگارم خیلی فعالیتم رو از این به بعد حتی بیشتر از قبل کنم.
در این قسمت پنجم، که در رابطه با موضوع : ” خروج از مدار ناخواسته ” هست، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
ما نباید به سادگی از کنار شخصیتهای قرآنی و کسانی که به نوعی در واقع خداوند اونها رو تحسین کرده نباید به سادگی گذر کنیم، و اینها زندگی هر کدومشون حاصل صدها پیام زندگی ساز برای همین الآن ماست.
نکتهای هم که راجب حس خوب هست، و انبیا و پیامبران بخاطر اون شهودی که داشتن و با قلبشون و ارتباط با مرکز کائنات داشتن به این راز پی برده بودن، و اون این هست که ما اجازه انتقاد، گِلِه، و قضاوت رو از خودمون بگیریم.
و ما باید با ایمانی که از خودمون نشون میدیم از آزمایشهای الهی سربلند بیرون بیایم، و برای رسیدن به اون درجه از ایمان و … باید یه تکاملی رو طی کنیم و یه مسیر تکاملی رو بگذرونیم، و البته برای تمام زمانی که ما قدم بر میداریم و در این مسیر زیبا حرکت میکنیم همه اینها توسط خود خداوند به ما گفته میشه و خودش هدایتمون میکنه، حتی ممکنه از طریق قلبمون و شهودمون و الهاماتی که دریافت میکنیم یه سری چیزها بهمون گفته بشه و خیلی منطقی نباشه، ولی بعد از اینکه ما به اون صدای درونمون گوش میکنیم و انجامش میدیم، و بعدش هم به این نتیجه میرسیم که انجام دادن اون کار چقدر به نفعمون بوده، و بارها و بارها همین موضوع برای خودم پیش اومده، حتی خیلی از اطرافیان و دوستان هم گفتن که انجام دادن این کار منطقی و عقلانی نیست، اما من به صدای درونم و خدام ایمان داشتم و انجامش دادم، و زمانی هم که من انجامش دادم به این نتیجه رسیدم که چقدر درست بوده، و حتی خود همین موضوع باعث میشه که برای دفعه بعدی من خیلی راحتتر این موضوع رو باور کنم و بپذیرمش و حتی خیلی بهتر بتونم این صدا رو پیدا کنم و بهش به نوعی در واقع اعتماد کنم.
و زمانی هم که هی چندین و چند بار اتقاقات مثبتی میفته برامون که نتیجهش هم همون عمل کردن به الهامات و صدای درون و ندای قلبیمون بوده، و خداوند پاسخ میده به اون وعدهای که داده، خیلی مشخصه که برای دفعههای بعدی هم و در آینده هم هی ایمان ما بیشتر و بیشتر میشه. و اگر که ما از جای کوچیکتر شروع کنیم، و برای هر اتفاقی حسمون رو بهتر و بهتر کنیم، بعدش میبینیم که همون اتفاق به ظاهر بد و تضادها باعث میشه که ما چقدر موفق و موفقتر از قبل بشیم، و داخل فایل هم شنیدیم که استادجانم چه مثالهای زیبا و درست و منطقی رو بیان کردن، و خیلی از اتفاقات به ظاهر بد رو اگر ما بتونیم درست بفهمیم و به خدا توکل کنیم و به راههایی که بهمون الهام میشه عمل کنیم، بعدش میفهمیم که چقدر همون اتفاق باعث رشد و پیشرفت ما میشه.
و اگر که ما این رابطه رو برای خودمون ایجاد کنیم و با خودمون بگیم که ما در هر حالتی که شده باید احساس خودمون رو خوب نگه داریم، و اگر که ما نگاه کنیم به زندگیمون اونوقت میبینیم که اتفاق برمیگرده، و اتفاقاتی که قراره بد بشه خوب میشه، البته که این نکته رو هم باید در نظر داشته باشیم که ابن موضوع یه بازه زمانی میخواد اما در نهایت خوب میشه، فقط مشکل اینجاست که ما یادمون میره که این اتفاقه قرار بود بد بشه اما خوب شده، و اما اگه که ما بتونیم که فراموش نکنیم و مکتوب کنیم و به خودمون یادآوری کنیم که در مواجهه با این مشکل تونستم حسم رو خوب و مثبت نگه دارم و مطمئنم خداوند پاسخ میده به من و من سعی میکنم توی روزهایی که الآن به ظاهر سخته حال خودم رو خوب نگه دارم، با تمرکز به زیباییها، با به خودم گفتن که از این اتفاق بد چه درسی میتونم یاد بگیرم، و اون زمانی که مینویسیم این موضوع رو، و بعدش بعد از چند ماه که دفتر رو نگاه میکنیم متوجه میشیم همون اتفاق به ظاهر بد چطوری برامون به طرز مثبت و اتفاق خوب رقم خورد و حتی ممکنه یکی از بهترین اتفاقهای زندگیمون هم باشه، و بعد از این قضیه هم ایمانمون قوی و قویتر میشه، و دفعه بعدی هم توی شرایط به ظاهر نامناسب خیلی بهتر میتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم و … و میتونیم ادامه بدیم، و کل ماجرا و کل بازی هم همینه.
کل بازی اینه که اولا ما بدونیم انسانیم، و این موضوعات ممکنه اتفاق بیفته، و ما باید بدونیم که قانون خداوند اینه که اگر که احساسمون بد باشه اتفاقات بد هم برامون رقم میخوره، و اصلا هم مهم نیست که چه کسی باشه، چه یه فرد معمولی باشه و چه پیامبر خدا باشه قوانین خدا برای همه یکسان هست، و اگر که ما متوجه این قانون باشیم، و بدونیم که این قانون اینه، و اگر که بتونیم تا این حد بهش عمل کنیم، زندگیمون اینقدر زیبا میشه که هیچ ربطی به گذشتهمون نداره.
و استادجان چقدر قشنگ این مثال رو زدن، که اگر ما مثلا سی سالمونه حاصل سی سال یه نوع تفکر خاص هستیم، و اینجوری نیست که مثلا یه دکمه رو بزنیم و بتونیم حالمون رو خوب نگه داریم، و ما حاصل یه عالمه افکار و باورهای نامناسب هستیم که باعث شده مثلا ما همیشه حالمون بد باشه، ولی اگر که ما قانون رو جدی بگیریم و آروم آروم و گام به گام ادامه بدیم و حرکت کنیم در این مسیر، و بعدش اولا کنترل احساس کار راحت تری میشه برامون ( مثل هر کار دیگهای، هرکاری که ما تمرین کنیم بعدش راحتتر میشیم )، و بعدش هم نتایج بزرگ هی بیشتر و بیشتر میشه، و آدم هی ایمانش قویتر و قویتر میشه، و بعدش خیلی کار راحت میشه، و بعدش میریم توی تصاعد، میریم توی اتفاقاتی که پشت سر هم خوب میشه.
و ما باید یه جوری دیگهای به قضیه نگاه کنیم، و بتونیم که ذهنمون رو هم کنترل کنیم، و یه راهی رو پیدا کنیم که احساسمون رو بهتر کنه، و یه جوری حالمون رو بهتر کنه، و باید تمرکزمون رو از روی نکات منفی برداریم و بزاریم روی چیزهای دیگه، و حتی یه مواقعی هم هست که ممکنه پیش بیاد که حتی راه حلی برای یه مسئله نداشته باشیم، و هیچ جوره نمیدونیم که اون مسئله رو حل کنیم، پس چون راه حلی نداریم فعلا باید ولش کنیم، و بریم سراغ چیزهایی که میتونیم الآن ازش لذت ببریم، مثلا بریم یه دوش بگیریم، بریم یه پیاده روری کنیم، بریم یه کتابی بخونیم، بریم یه چیزی بنویسیم، بریم نعمتهامون رو بشماریم، و … و بینهایت کارهایی که هر کسی میتونه انجام بده تا حسش بهتر و بهتر بشه، حالا هر کسی ممکنه یه چیزی حالش رو بهتر کنه و هر کسی با دیگری متفاوته، و هر کسی یه چیزی حالش رو خوب میکنه و باید بریم که اون کار رو انجام بدیم تا در مدار دریافت اتفاقات و حسهای مثبت قرار بگیریم.
یه نکتهای که قبلا میدونستم اما نمیدونستم که آیا تا چه حدی درسته رو از همین فایل خدا هدایتم کرد و به جوابش رسیدم، و البته میخواستم بازم مجددا باشگاه رفتن رو شروع کنم برم بازم و این یه جورایی یه نشونه شد برای من که به شروع کردن این کار اقدام کنم، این نکته برام خیلی مهم بود که استادجانم فرمودن : وقتی که ما یه فعالیت و حرکت خیلی خیلی شدید انجام میدیم نمیتونیم به چیزهای منفی فکر کنیم، و یکی از قوانین مهم اینه که وقتی فکرمون وحشتناک درگیر یه چیز منفی میشه یکی از راه های فیزیکی که میشه این رو کندتر کرد اینه که بریم خودمون رو توی یه فضایی قرار بدیم مثل یه ورزشی و یا یه تحرک جسمی چیزی که بالاترین ضربان قلب رو ایجاد کنه، و نکتهش اینجاست که وقتی ما توی این حد از فشار جسمانی قرار میگیریم مغز دیگه اون نجواهای منفیش دیگه کار نمیکنه، و به هیچی فکر نمیکنه، و در واقع مغز تمام تمرکزش رو میزاره روی این کارِ تا که بتونه این کار رو انجام بده، و بتونه این فیزیکی که ما ازش میخوایم رو انجام بدیم، و این کمک میکنه که ما یه توقفی کنیم از اون احساس خیلی خیلی بد به احساس آرامش، و بعدش دیگه آروم آروم میتونیم خودمون رو پیدا کنیم و احساسمون رو خوب کنیم.
و اگر ما آدمها فکر کنیم به این موضوع که بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم خیلی مهمه یه راهی براش پیدا میکنیم، و حالا هر کسی از یه طریق و شیوهای، و بعدش خواهیم دید که اگر بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم، اتفاقات خوب هم برامون رخ میده، به همین سادگی، قانون جهان اینه، البته این نکته هم هست که اگه ما بتونیم با تفکر متفاوت هم احساسمون رو بهتر کنیم که چه بهتر، ولی خیلی وقتها نمیشه این کار رو کرد و میتونیم مثلا از همون روش جایگزین مثل ورزش کردن و پیاده روی و … استفاده کنیم.
ما باید همیشه در این مسیر گام برداریم و هر لحظه بتونیم ایمانمون و افکار مثبتمون رو افزایش بدیم و اونها رو تقویت کنیم، و به ایمانی برسیم که هیچ وقت ضعیف نمیشه، و این نتیجه طی کردن یک مسیر تکاملی در درک توحید هستش، و این از جدی گرفتن بارها و بارها الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست، و اگر که بتونیم احساسمون رو همیشه در همه موارد خوب نگه داریم لاجرم شرایط تغییر میکنه و اتفاقات خوب رو تجربه میکنیم و در مدار دریافت آگاهیها و الهامات و تجربهها و اتفاقات مثبت قرار میگیریم.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 11 بهمن 1404