درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۵ - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

494 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمدرضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1767 روز

    بنام خدا

    سلام

    روز 150 سفر

    خداروشکر میکنم برای این روز عالی پیاده روی که انجام دادم و این فایل عالی رو که گوش دادم و لذت بردم ، خدایا ازت متشکرم که هدایتم میکنی .

    این فایل عالی رو با دقت گوش دادم واستاد خیلی خوب در مورد تکامل ابراهیم گفتند و نگاه من رو تغییر داد در این فایل ،

    در مورد کنترل ذهن هم یک یاد آوری خیلی خوب و تاکید داشت بر مسیری که این روزها دارم با تمام وجود سعی میکنم انجام بدهم و این صحبتها خیلی بهم قدرت داد .

    اگر ما بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم بعدها از همون وقایعی ک در ان بودیم و سخت بود به نیکی یاد خواهیم کرد اگر که مثبت نگر باشیم و درس بگیریم ازشون .

    کنترل ذهن خیلی همه ، همه چیز کنترل ذهنه همه چیز ، اگر ما بتونیم این اسب چموش رو رام کنیم سواری خوبی به ما میده .

    یکی از بهترین کارهایی که من برای کنترل ذهنم انجام میدم اینه ک تو گوشیم تو ایتا یه کانال تک نفره زدم و توش با خودم چت میکنم ،

    زمانهایی ک کنترل ذهن سختم میشه میام با خودم چت میکنم و به خودم راهکار میدم انگار دارم به یه دوستم که داریم باهم چت میکنیم راهکار میدم .

    از این شیوه بارها جواب گرفتم .

    ممنونم از استاد عزیزم

    ممنونم از مریم جان برای این سفر عالی ک تدارک دیدن ،

    به پایان فصل 5 رسیدیم ،

    خدایا شکرت که فصل 5 رو به خوبی تموم کردم و 5 فصل رو گوش دادم و سعی کردم که عمل کنم خدایا شکرت برای این سایت این فایلها این قوانین جهان این استاد این دوستانی که کامنت میگذارند این دوره های عالی ، خدایا برای تمام نعمتهایت شکر …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2520 روز

    رد پای روز 150

    روز شمار تحول زندگی من

    گفتگو با دوستان 50 | خروج از مدار ناخواسته

    ای که با نامت جهان آغاز شد

    دفتر ما هم بنامت باز شد

    دفتری که از نام تو زیور گرفت

    کار آن از چرخ هم بالاتر گرفت

    سلام به روی ماه استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنینم

    سلام به تمام فرشتگانی که در این سایت بینظیر الهی ساکن هستند

    خروج از مدار ناخواسته ها

    استاد عزیزمون بطور مفصل بارها و بارها راجب شخصیت اول قرآن و همچنین مبحث تکامل  صحبت کرده بودند ..

    اینکه حضرت ابراهیم بعد از صد سال صاحب فرزندی شدند نشان از توکل و ایمان قوی و توحیدی ابراهیم بود و تمام این دستاوردها بخاطر مراحل تکاملی ایشون بود که در این مسیر توحیدی بدست آوردند..

    استاد عزیز ممنون و سپاسگذارم که این موضوع رو از دیدگاه وبعد مذهبی نگاه نکرددید بلکه از بُعد قوانین بدون تغییر قوانین جهان هستی بررسی کردید

    خدایا شکرت که با کار کردن روی خودم هر روز بخودم افتخار میکنم که دارم یاد میگیرم

    اینکه متعهدانه هر روز در این قسمت از روز شمار توانستم شاگرد خوبی باشم و متعهدانه بر این باورم که هر یک از این فایل های آموزنده ی استاد رو بشکل پله ای ببینم که دارم آگاهتر میشم داره درکم بیشتر میشه وسعی کنم بطور مداوم تکرار تکرار و تمرین کنم تا بتوانم روند رشد و پیشرفت شخصیتم رو بهبود ببخشم .. این بهبودی یعنی موفقیت .. پس هر فایل برای من یعنی پله ی موفقیت و خدا رو شکر امروز روز 150 یکصد و پنجاهمین پله ی موفقیت من در این فایل های دانلودی بوده است پس باید بخودم افتخار کنم و از زیبایی های این جهان لذت ببرم و ورودی های ذهنم را کنترل کنم تا احساس خوب پایداری رو داشته باشم چون می‌دونم احساس خوب و عالی پایدار = اتفاقات و نتایج خوب و پایدار

    و جهان داره پاداش هاشو بهم میدهد

    وقتی تکاملمو بعد از آشنایی ام با استاد عباسمنش با الانم مقایسه میکنم میبینم که هر روزم با روز های قبلم خیلی خیلی متفاوته و خیلی تغییر کردم از نظر سلامتی ام و یا در مسایل عزت نفسم و یا در روابطم و یا در مسیر روند رشد و پیشرفت های مالی ام و یا اینکه معنا و مفهوم شکر گذار بودن رو از استادم یاد گرفتم و بیشتر از همیشه از داشته هایم شکرگزار شدم و قدر دان موهبت های الهی ام هستم .. یا اینکه خیلی بیشتر به زیبای ها و نکات مثبت توجه کردم کلی تغییرات در روند رشد شخصیتم با شناخت قوانین و آموزه های استادم بوجود آمد اینکه یاد گرفتم تمام نکات مثبت و شکرگذاری هامو مکتوب کنم و بنویسم و دست بقلم بشم تا تمرکز بیشتری روی ذهنم داشته باشم تا باورهای درست و مناسب و قوی تری را بسازم و قدرت خلق کنندگی داشته باشم و اینکه می‌دونم این باورهای کنه که زندگی مو میسازه ..

    بخصوص اینکه تمام موارد رو می نویسم و مکتوب می کنم بیشتر متوجه ی این روند تغییر و تحوالاتم میشم و اینها خودش مسیر تکامل منو بسمت بالاتری هدایت کرده . منم وقتی به تضادهای قبلانام رجوع میکنم میبینم که از این تضادها بهترین درس ها رو گرفتم و مهمتر از همه اینکه سبب خیر شد تا با استاد عباسمنش خردمند توحیدی نازنینم آشنا بشم که راه و رسم زندگی کردن رو بیاموزم و از جهل و نادانی های بیشماری فارق بشم بخصوص باورهای اشتباه مذهبی و یا باورهای نادرستی که در خیلی خیلی موارد دیگری داشتم و باید اعتراف کنم که با ارزش ترین آموزهای های زندگیمو بدست آوردم خدایااااااا شکرت خدایا صد هزارمرتبه شکرت

    نکته ی مهم دیگری که استاد اشاره کردند اینه که نباید از الطاف خداوند نامید و مایوس بشیم

    این درگه ما،درگه نومیدی نیست

    صدبار اگر،توبه شکستی،بازآ….

    و اینو بخودم بازم یادآوری میکنم که باید با کنترل ذهن و احساس خوب و تمرکز به نکات مثبت زندگی و توجه به داشته ها و خواسته ها و با توجه به قوانین بدون تغییر خداوند این احساس نامیدی و یاس رو از خودمون دور کنیم و پاسخ خداوند هم از راه خواهد رسید چون خداوند هیچ وقت به وعده هاش خلف وعده نمی کند و همیشه با صابرین هستش..الهی آمین

    یکی از روش های کنترل ذهن که استاد تاکید داشتند اینکه برای کنترل ذهن مون بهترین کار اینه که بتونیم از قوانین رهایی پیروی کنیم و اگر بخواهیم از اون موضوع و یا اون تضاد فاصله بگیریم بهترین کار اینه که حداقل سعی کنیم بخوابیم و رهایش کنیم ولی در بعضی مواقع حتی نمی تونیم به خواب بریم پس بهترین کار اینه که با یک ورزش چالشی مثل شنا کردن و یا دویدن و یا یک حرکت فیزیکی تحرکی که ضربان قلب رو بالا ببره انجام بدیم تا ذهن نتونه به موضوع قبلی توجه کنه و این باعث میشه که به همون لحظه توجه کنیم و افکارمونو از پریشانی و نگرانی خارج کنیم…

    خدایا کمکم کن که تسلیم اراده ی تو باشم .. واقعا باید رها و آزاد باشم باید خودم پارو نزنم و خودمو رو به جریان الهی بسپرم

    باید پارو نزد و وا داد

    باید دل رو به دریا داد

    خودش میبرتت هر جا دلش خواست

    به هر جا رسیدی ساحل همانجاست

    خدایااا خودت هدایتم کن و با من حرف بزن

    با بهترینع بهترین هدایت هایت و صدای بلند الهام و شهود و خواب و رویا .. چشم و دل من رو روشن کن تا بتوانم نشانه های واضح و آشکار پر رنگ ترا ببینم و بشنوم و بفهمم و درک کنم و آگاه شوم و بی درنگ اطاعت کنم

    خدایااآاا شکرت که ما همگی از هدایت شدگانیم و از اینکه در این سایت الهی و در چنین فضای الهی حضور داریم یعنی خیلی خوش‌شانس هستیم ..این که در مسیر خودشناسی و خودسازی و خداشناسی و توحیدی هستیم و خداوند نعمت شکرگذار بودن رو به ما عطا کرده یعنی خیلی خیلی خوش شانس هستیم اینکه نور الهی به مسیرمون تابیده و به مسیرهای هموار و صاف و لذت بخش وارد شدیم یعنی خیلی خیلی خوش شانسیمخدایاااا شکرت

    خدایاااا شکرت که در این مسیر نورانی و الهی قدم گذاشتیم و هر روز بیشتر و بیشتر ما رو هدایت می کنی تا با نتایجمون زندگی مون رو تجربه کنیم ممنون و سپاسگذارم خدایااا شکرت

    _

    خدایا شکرت که هدایت ما رو بعهده گرفتی و ای خدایی که به تنهایی برایمان کافی هستی ممنون و سپاسگذارم

    خدایا تنها فقط و فقط تو را می پرستم و تنها فقط و فقط از تو یاری می جوییم

    IN GOD WE TRUST

    _

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    عاطفه معین گفته:
    مدت عضویت: 1123 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ: “بنام خداوند بخشنده مهربان”.

    الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ: “ستایش، مخصوص پرودگار جهانیان است”.

    الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ: “خدای بخشنده و مهربان”.

    مَـالِکِ یَوْمِ الدِّینِ: “صاحب روز پاداش (قیامت)”.

    إیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ: “خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو کمک می خواهیم”.

    اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ: “ما را به راه راست هدایت فرما”.

    صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ : “راه آنان که به آنها نعمت دادی”.

    غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ: “نه راه کسانی که بر آنها خشم شده است”.

    وَلاَ الضَّالِّینَ: “و نه راه گمراهان”.

    قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ : “بگو اوست خدای یکتا”.

    اللَّهُ الصَّمَدُ : “خدای بی نیاز”.

    لمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ: “خدایی که نه فرزند کسی است و نه فرزندی دارد”.

    وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ: “وهیچ کسی، همتای او نیست”.

    سلامی بلند گرم و صمیمی از روشنی قلبم به استاد دلها استاد عباس منش توحیدی و عزیزم

    سلام به استاد شایسته جانم و

    سلام به دوستان قشنگ و خوبم

    خدا رو صد هزارمرتبه شکر که دوباره تونستم در این سایت توحیدی حضور پیدا کنم و کامنت بنویسم .

    احساس کسی رو دارم که سال ها از خانوادش دور بوده و حالا تک به تک شون رو به آغوش میکشه.

    استاد جان خبر دارید که دانشجوهاتون این مدت حسابی متوجه تغییرات شون شدند ؟

    خبر دارید که برای منه عاطفه جز خیر وخوشی جز آرامش و برکت در این روزهای به ظاهر ناجالب رخ نداده ؟

    این مدت مثل همیشه تمرکز روی نکات مثبت و زیبایی های زندگی بود ، روی دوره ها روی مکتوب کردن ها و پر کردن دفترها با عشق با حال عالی .

    دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا هایی که تو گوشی داشتم

    گوش دادن به فایل های نشانه روزم که در گوشیم سیو کرده بودم

    این اتفاقات به ظاهر ناجالب باعث شد همسرم عصرها بیاد خونه و با هم فایل گوش بدیم باهم سپاسگزاری کنیم باهم زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا ببینیم و کلی اتفاقات عالیه درونیه بیشتر در ما شکل بگیره یعنی همش سود و سود همش خیر و خیر

    چرا ؟ چون من یاد گرفتم که عوامل بیرونی تو زندگیم تاثیری ندارند یاد گرفتم که این منم که با کانون توجهم زندگیم خلق میکنم این منم که زندگیم می سازم پس آگاهانه خلق میکنم هر چیزی که میخوام رو ، و اینا برای من مثل یک گنج با ارزش هستند.

    متوجه شدم که من فقط و فقط به این سایت تعلق دارم به این غار حرا نیاز دارم و بس ، چند نفر از اطرافیانم داشتن از نبود اینترنت و دنبال نکردن اخبار دیوانه می شدند در صورتی که تو خونه نقلی و گرمِ منو مرتضی جانم به لطف الله و آموزه های شما آرامش عشق و شادی برقرار بود سپاسگزاری و نکات مثبت برقرار بود. هر صبحم با سپاسگزاری و ستاره قطبی دیدن زیبایی ها و احساس عالی شروع و هر شب کنار مرتضی جانم با شنیدین صدا و دیدن تصویر شما سپری می شد و کلی خیر برکت وارد زندگیمون شده مثل همیشه :)

    استاد این روزها منو متوجه تغییرات مثبتم کرد و باعث شد خیلی خیلی محکم تر و جدی تر روی خودم کار کنم ..

    وای از دوره هم جهت نگم که تکرار و تمرین این دوره منو به وجد آورده و الان برای بار سوم داره دوره میشه و جلسه 20 هستم .

    همین دیشب بود که روی فایل استپ کردم و شروع کردم با چهره ماهتون صحبت کردن استاد جانم ، بهتون گفتم ممنون که هستید گفتم استاد مرسی که مسیر سبز زندگی رو بهم نشون دادید مرسی که انقدر خوبید .

    من به داشتن شما به بودن در این سایت الهی افتخار میکنم و دوستون دارم :)

    خدایا صدهزارمرتبه شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 2072 روز

    به‌نام خدایی که در دلِ آشوب‌ها، آرامش می‌کارد؛

    خدایی که وقتی جهان شلوغ می‌شود، صدایش را در سکوتِ دلِ ما واضح‌تر می‌شنویم؛

    خدایی که هر امتحان را پلی برای عمیق‌تر شدن ایمان قرار می‌دهد، نه مانعی برای زندگی…

    استاد عزیز و دوستان هم مسیرم سلام 🌸

    خیلی دلتنگتون بودم…

    دلتنگِ کامنت هاتون، دلتنگِ فضای آگاهانه و پرنورتون،

    دلتنگِ اون لحظه‌هایی که کنار هم، نه از ترس و هیجان،

    بلکه از فهم، آرامش و رشد حرف می‌زدیم.

    این مدت که ارتباط‌ها کم‌رنگ شد، بیشتر از همیشه قدر این جمع، این مسیر و این آگاهی رو فهمیدم.

    دلتنگتون شدم چون اینجا جاییه که دل آروم می‌گیره،

    جاییه که آدم یادش میاد می‌شه وسط شلوغ‌ترین شرایط هم،

    آگاهانه، آرام و باایمان زندگی کرد… 🤍

    این مدت که اینترنت در ایران قطع بود، حس کردم خدا به نوعی بهم فرصت داد تا ذهنم رو از شلوغی‌ها و اخبار منفی پاک کنم و واقعا تجربه‌ای متفاوت از آرامش، تمرکز و حضور در زندگی پیدا کردم. تا همسرم اخبارو روشن می‌کرد، من ایردپادم رو می‌ذاشتم و مشغول کارای خونه می‌شدم. انگار ذهنم دیگه جای نگرانی و اضطراب نداشت و تمام انرژی‌م صرف خودم و مسیر رشد و تکاملم شد.

    این مدت خونه تکونی کردم، هر گوشه‌ای رو مرتب کردم و از انرژی‌م برای بهتر کردن فضا استفاده کردم. قانون سلامتی رو با جدیت پیش بردم و دیدم بدنم چقدر قوی‌تر و پرانرژی‌تر شده. هر روز که تمریناتم رو انجام می‌دادم، حس می‌کردم که هم جسمم و هم ذهنم داره قدرتمندتر می‌شه. آرامشم روز به روز بیشتر شد و دیگه اجازه ندادم هیچ خبر منفی یا صدای خارجی انرژی‌م رو کم کنه.

    حتی وقتی اطرافمون پر از اعتراض و ناله بود، من حس کردم که خدا ما رو از صداها و تنش‌ها دور نگه داشته. هر شب که قرار بود خیابون پر از شلوغی باشه، اتفاقاً دعوت می‌شدم خونه یکی از اقوام و انگار خدا می‌خواست ذهنم و آرامشم محفوظ بمونه. تو این مدت، در حد چند ثانیه شاید هم کمتر، صدای توپ و تنش به گوشم خورد، ولی این محدودیت هم نتونست حسی که داشتم رو بهم بزنه.

    این مدت شاهد نعمت و فراوانی بیشتری در زندگی‌م بودم. خونه ما هر روز پر از میهمان بود و هر کسی که میومد، با وجود نگرانی‌های خودش، از فضایی که تو خونه ما برقرار بود، لذت می‌برد و حتی یاد می‌گرفت که آرامش و شادی در همین لحظات ساده زندگی جاریه. جالبه که دیدم خیلی از افراد فامیل، از بیخیالی و آرامش من درس گرفتن و این باعث شد اون‌ها هم کمی از استرس و نگرانی‌هاشون فاصله بگیرن.

    حس کردم چقدر انرژی می‌دادم به فضای خونمون، طوری که انگار هر روز عید بود و من تمام توانم رو صرف می‌کردم که محیطی شاد و پر از انگیزه داشته باشیم. با شنیدن فایل‌ها و تمرکز روی رشد و تکامل، ذهنم پر از فکرهای منفی و اعتراض نشد و همین باعث شد اتفاقات ریز و درشت روزمره به شکل متفاوت و شیرین برام ظاهر بشه.

    این مدت فهمیدم جنگ و دعوا و درگیری هیچ چیزی رو درست نمی‌کنه، بلکه بدترش می‌کنه. قدم پنجم بهم کمک کرد که دل به دل مردم ندم، اعتراض نکنم و خودم رو مسئول مشکلات و ناعدالتی‌ها ندونم. وقتی مسئولیت زندگی خودم رو صد درصد قبول کردم، آرامش و ایمانم روز به روز بیشتر شد.

    خداوند در قرآن می‌فرماید:

    “وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ” (الشعراء: 80)

    و همچنین:

    “وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ” (البقره: 155)

    که بهم یادآوری کرد صبر، ایمان واقعی و سپاسگزاری حتی در شرایط سخت، دروازه نعمت‌ها و معجزه‌های خداست.

    استاد عزیزم، وقتی این تجربه رو مرور می‌کنم، یاد حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) می‌افتم که با ایمان تزلزل ناپذیرش، حتی در آزمون سخت فدا کردن فرزند، دست خدا رو دید و معجزات براتش اتفاق افتاد. ایمان واقعی، یعنی هر بار الهامات و نعمت‌ها رو جدی گرفتن، عمل کردن و دیدن نتیجه‌ش. من هم همین مسیر رو در این مدت طی کردم و خدا با آرامش، نعمت و فراوانی بی‌شمار، منو شگفت‌زده کرد.

    همسرم هم در این مدت با جدیت به فکر پیشرفت خودش افتاد و این باعث شد ما با تغییر خودمون، هماهنگ با جهان و فرصت‌ها حرکت کنیم، پیش از اینکه جهان بخواد با فشار یا سختی ما رو مجبور کنه. این حس قدرت و مسئولیت پذیری واقعا عجیب بود و فهمیدم که وقتی خودم رو مسئول صد درصد زندگی‌م بدونم، دیگه هیچ حرفی، هیچ تهدیدی و هیچ اعتراض و فشار خارجی نمی‌تونه منو از پا دربیاره.

    خدایا شکر که این فرصت و آرامش رو بهم دادی، و از تو می‌خوام که ایمانم رو هر روز محکم‌تر کنی، قلبم رو پر از صبر و قدردانی نگه داری و نعمت‌های بی‌پایانت رو روز به روز در زندگی ما جاری کنی. خدایا کمکم کن که هر روز با دید مثبت و شکرگزاری، دریچه‌های فراوانی، عشق و برکت رو در زندگیم باز کنم و مسیر رشد و تکاملم هموار بمونه.

    اللهم اجعلنا من الشاکرین، الصابرین، و المحسنین، و ارزقنا قلباً مطمئناً و ایماناً لا یزول و روحاً یحلق فی فضاء الطمأنینه و رضاک الدائم. 🙏💖

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    حسن موسوی گفته:
    مدت عضویت: 3286 روز

    سلام به استاد جان‌ها و بانو شایسته عزیز

    سلام به یاران دل

    موضوع صحبت های این فایل دقیقاً حال‌وهوای همین روزهای من است: «امتحان الهی از طریق ترسِ از دست دادن فرزند.»

    حدود دو هفته، ذهنم به‌شدت درگیر پسرم بود. حتی حدود نیم ساعت بی‌وقفه گریه کردم. اما یادم آمد اگر طبق قانون مشیت الهی عمل کنم، هر اتفاقی بیفتد در نهایت به نفع من خواهد بود.

    ماجرا این بود که دو تا از دندان‌های پسر هفت‌ساله‌ام خراب شده بود. متأسفانه دندان‌پزشک در ویزیت اول بی‌دقتی کرد و گفت مشکلی نیست، چون دندان شیری است و فقط مسواک کافی است.

    چند روز بعد درد شدیدتر شد. این بار گفت چون بچه همکاری نمی‌کنه، کاری از دستش برنمی‌آید و برای دو هفته بعد وقت داد. راستش بدترین تجربه دندان‌پزشکی عمرم بود. شک کردم که پزشک خوبی باشد، چون هر دو بار مطبش خلوت بود؛ درحالی‌که در آلمان معمولاً برای دندان‌پزشک باید ماه‌ها قبل وقت گرفت.

    منتظر نماندم. یک دندان‌پزشک تخصصی کودکان در پایتخت ایالت پیدا کردم و وقت گرفتم. کاملاً برعکس قبلی: بسیار حرفه‌ای، دقیق و مهربان. بعد از معاینه، با توضیح کامل گفت درمان باید تحت بیهوشی عمومی انجام شود تا هم دندان‌های خراب درمان شود و هم از پوسیدگی بقیه جلوگیری گردد.

    فوق‌تخصص بیهوشی فقط چهارشنبه‌ها می‌آمد. کلی فرم و برگه اطلاعاتی دادند که باید می‌خواندم، پر می‌کردم و امضا می‌زدم. همچنین باید از دندان‌پزشک قبلی برگه انتقال می‌گرفتم.

    فردا به مطب دکتر قبلی رفتم. خیلی ناراحت شد که چرا پسرم را جای دیگری برده‌ام — انگار بیشتر نگران درآمدش بود تا سلامت کودک. در حالی که طبق قانون باید برگه انتقال را می‌داد، گفت نمی‌دهم چون بیهوشی عمومی «خطر مرگ» دارد و او مسئولیت نمی‌گیرد.

    با وجود ترسی که در دلم افتاد، فرم‌ها را نشانش دادم و گفتم:

    «اینجا خودم به‌عنوان پدر امضا می‌کنم و مسئولیت را می‌پذیرم. شما فقط بنویسید که نتوانستید درمان کنید، همین.»

    جواب مسخره‌ای داد و گفت: «اگر پسرت 20 دقیقه بی‌حرکت بنشیند و دهانش را باز نگه دارد، درمان را انجام می‌دهم.»

    (که عملاً یعنی هیچ کودکی این کارو نمیکنه.)

    بعد از بحث زیاد گفتم: «پس وقت بعدی را کنسل کنید، من دیگه اینجا نمیآم.»

    گفت: «کودک‌های زیادی تحت بیهوشی عمومی مرده‌اند.»

    آن لحظه حس کردم دقیقاً صدای خود شیطان بود، نه صدای خیرخواهی. (إِنَّمَا ٱلنَّجْوَىٰ مِنَ ٱلشَّیْطَـٰنِ)

    اما به لطف آموزش‌های استاد، در این چند روز تا زمان درمان توانستم ذهنم را مدیریت کنم. هر وقت وسوسه می‌آمد که «پسرت را از دست می‌دهی»، شروع می‌کردم به شکرگزاری برای همه لحظات زیبایی که با پسرم و خانواده ام داشته‌ام. همین کار دوباره مرا به آرامش برمی‌گرداند.

    یک روز قبل از درمان باید با فوق‌تخصص بیهوشی تماس می‌گرفتم و به سؤالاتش جواب می‌دادم. خدا را شکر می‌کنم که کمکم کرد آلمانی را یاد بگیرم، چون تونستم خوب توضیح بدم و بفهمم.

    بعد از صحبت طولانی، پرسیدم: «آیا خطر مرگ دارد؟»

    گفت: «بله، اما کمتر از خطر مرگ در سفر هوایی است و من شخصاً هرگز با چنین موردی روبه‌رو نشده‌ام.»

    حدود پنج دقیقه گریه کردم و از خدا خواستم به دلم آرامش بدهد. اما افکار منفی دست برنمی‌داشت. رفتم سراغ قرآن و گفتم: «خدایا، جوابم را بده.»

    این آیه از سوره طه آمد:

    “فَٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ ٱلشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا ۖ وَمِنْ ءَانَآئِ ٱلَّیْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ ٱلنَّهَارِ لَعَلَّکَ تَرْضَىٰ 130

    بر حرف‌هایی که می‌زنند صبر داشته باش! و پروردگارت را قبل از طلوع خورشید و قبل از غروبش به پاکی ستایش کن. و نیز در ساعاتی از شب و ساعاتی از روز، تسبیح خداوند را به جای آور تا خشنود ‌شوی و آرامش یابی”

    با دیدن این آیه، موج عظیمی از آرامش الهی وارد قلبم شد؛ آرامشی از جنس خود خدا.

    درمان پسرم در بهترین شکل ممکن انجام شد. دو ساعت بعد از رسیدن به خانه بیدار شد و چهار ساعت بعد کاملاً سرحال بود؛ طوری که دوباره شروع کرد به بازی و شیطنت و خانه را روی سرش گذاشت! ههههه

    سپاسگزار خدای مهربانم هستم که قوانینش پایدار است و پیروی از آن‌ها آرامش و خوشبختی دنیا و آخرت را به همراه دارد.

    در پناه حق همیشه خوشبخت، سالم، شاد و ثروتمند باشیم — در دنیا و آخرت.

    الهی آمین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1230 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که قدرتش را میپرستم خدایا صد هزاران هزار مرتبه شکرت می‌گویم سپاسگزارتم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان و دوستان خوب و مهربانم که دلم براتون یه ذره شده بود

    الان یهویی اومدم گفتم شاید نت وصل شده باشه و سایت بهشتی باز بشه و خداوند صدامو شنید و الان پر از ذوق و شوق الهی هستم که دارم کلمنت میذارم بعد از 20 روز

    وای خدایا صد هزاران هزار مرتبه شکرت می‌گویم سپاسگزارتم

    خدایا شکرت که این روزها که نت قطع بود میتونستم کنترل ذهن داشته باشم و احساسمو در اون شرایط خوب نگه دارم

    خدایا شکرت که در مسیر درست بودم و هستم

    خدابا شکرت که هدایتم کردی و دستمو گرفتی

    خدایا شکرت که الان نوشته های دوستانم رو میتونم بخونم و ببینم

    خدایا شکرت که زنده هستم و نفس میکشم

    خدایا شکرت که

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    شهین شجاعی گفته:
    مدت عضویت: 1743 روز

    سلام استاد عزیز ومریم بانوی شایسته که واقعا شایستگی برازندتون هست

    من واقعا لذت بردم از این فایل بسیار عالی وباارزش وخیلی خیلی خوشحال وسپاسگزار خدا هستم که منو با استاد آشنا کرد

    اولین چیزی که تو فایل نظرمو به خودش جلب کرد این بود که استاد ما استاداستادانه واون ارامش وآگاهی که داره وبهترین پاسخهارو میتونه بده واقعا نشان از طی تکامل ورسیدن به اون آگاهیهای نابه که میتونه درک کنه تکامل ابراهیمو وکاریو که استاد عرشیانفر اونقدر دور از ذهن میدونستن استاد خیلی راحت قابل فهم کردن برامون .خداروشکر برای داشتن یه همچین استادی

    مورد بعدی که من درک کردم اینه که با داشتن احساس خوب وبالا نگهداشتن فرکانسمون در برابر تضادها وبا طی کردن تکاملمون ماهم میتونیم به مدارهای بالاتر بریم فقط شرطش همینه که حالمونو خوب نگهداریم که صدالبته گفتنش راحته وواقعا روی خودمون کار کردم میخواد .استاد من سالها توی این مسیر بودم وکلی کتاب خوندم ومقاله وفایلای همین استاد عرشیانفرو… ولی هیچ وقت عمل نمیکردم یا شاید خیلی کم ودرک نمیکردم عمل به قوانینو

    از وقتی با شماآشنا شدم واوندم توسایت تازه عمل به قوانینو درک کردم ودارم روی خودم کار میکنم وخدارو شکر خیلی بهتر شدم.منی که تا چندوقت پیش سر هرموضوع ناراحت کننده ای روزها حرص میخوردم وخودخوری میکردم الان خیلی راحت ازشون میگذرم وبهشوت توجه نمیکنم وقضاوت کردنام خیلی کم شده وکلا خودم متوجه میشم که تو مداربالاتری قرار گرفتم وبه امیدخدا همینطور تکاملمو طی میکنم تا بتونم یه روزی بیام واز نتایج عالی که گرفتم براتون بگم.

    استاد صمیمانه ازتون سپاسگزارم که به این شکل وباتمام وجودتون دارین سعی میکنین به ماها بفهمونین مطالبو وهرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند

    همینکه که باتمام استادای دیگه فرق دارین وبه دل میشینین

    شماومریم عزیمو باعشق به خدای رحمان میسپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    علی حسین حاجیوند گفته:
    مدت عضویت: 2342 روز

    سلام به استادهایی پیام راستین،

    خداوند سپاسگزارم که دارم صدای اساتیدی که از امید به خدا وایمان به غیب وراستی ودرستی را می شنوم.

    من با اینکه تا قدم 7 ،از دوره 12قدم را خریدم وکار کردم و خیلی هم نتیجه گرفتم اما یه جاهایی

    تکامل را راعایت نکردم ومقداری بدهکار شدم

    واز هر طرف دارن بهم فشار می آورند.

    ولی من اگر اولم بود می خواستم از راهی که درست نبود مقداری پول جور کنم که دوبرابر باید ضرر می کردم. اما مدتی است که نور خداوند در دلم روشن شده!! ودارم از او کمک می خواهم وخیلی جاها داره بهم کمک میکنه.

    و میخواهم دیگه به خودش توکل کنم اگز من بنده اونم؟ واو صاحب اصلی منه و منو از نیستی به هستی بوجود آورده؟!

    پس او می تواند منو هدایت کنه ومسائل را برام حل کنه.

    واقعا می خواهم با تمام وجودم به او توکل کنم.

    یارب دل پاک وجان آگاهم ده

    آه شب وگریه سحرگاهم ده

    در راه خود اول زخود بیخودم کن

    بیخود که شدم زخود به خود، راهم ده

    بگشای دری که در گشاینده تویی

    بنمای رهی که ره نماینده تویی

    من دست به هیچ دستگیری ننهم

    که ایشان همه فانی اند وپاینده تویی

    سپاسگزارشم که منو هدایت کرده به این مسیر قشنگ وزیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    محمد خلیلی زاده ماهانی گفته:
    مدت عضویت: 2722 روز

    سلام و درود بر استاد محترم و خانم شایسته محترمه

    امیدوارم که همیشه و هر کجا که هستید در پناه خداوند سالم و تندرست و شاد باشید

    میخواستم تشکر جانانه ای داشته باشم بابت این تلاش نامحدود شما برای کیفیت و تعالی این سایت

    یک روز استاد تو یک فایلی گفت این سایت بهترین سایت در کیهان است راستش تو ذهنم ی کوچولو مقاوت جرقه زد و رد شد رفت

    امروز آمدم خودم اعتراف کنم که واقعا مطابقش در کیهان وجود ندارد و تشکر مخصوص بابت این میانبر به سایت که به صفحه اصلی گوشی اضافه می‌شود

    واقعا موزه ای که بینهایت در گرانبها در آن نگهداری می‌شود باید ساختمان و شاکله آن موزه هم با ارزش و منحصر به فرد باشه واقعا اینقدری که ما تو این سایت راحت مانوور میدیم و اینقدر منظم هست که براحتی هر فایلی رو بخواهیم پیدا می‌کنیم واقعا سپاسگزارم

    میخواستم یک مثال بزنم برای این نظم و ترتیب و خیلی فکر کردم فقط من رو به یاد ست جراحی اتاق عمل انداخت و همین جا مغزم یک چیزی گفت

    گفت هواست باشه این سایت ست جراحی هستش و فایلهای آن نیز ابزار جراحی ذهن و افکارت هستند دست به کار شو و استفاده کن و افکارت رو جراحی کن هر کجا هم گیری داشتی دوتا پروفسور خبره در کنارت هستند

    بچه های نازنین این خانواده یادمون باشه

    پروفسور سمیعی ها میتونند مغز ما رو جراحی کنند

    اما افکار ما را فقط خودمون میتونیم جراحی کنیم

    باز هم از استاد و خانم شایسته تشکر میکنم و بینهایت عشق بینهایت سپاس نثارتان باد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1387 روز

    بسم الله الرحمان الرحیم

    عجب گفتگوهای متفاوت و عمیقی است صحبت های شما و استاد عرشیانفر

    هر کدوم از لایو ها دریایی از آگاهی به همراه دارد

    هر بار صحبت های شما و استاد عرشیانفر می‌شنوم یادم می آید اون نکته ای که تو لایو قبلی گفتین که فرقی نمیکنه چقدر دلیل داری برای حال بد ، باهر دلیلی دستت رو بزاری رو آتیش میسوزونه

    حال بد =اتفاقات بد

    الان این سوال استاد عرشیانفر برام جالب شد ! اگر ابراهیم با تکامل به این درجه رسیده بود؛ اسماعیل کی و چطور تکاملش را طی کرده بود؟

    این جواب به ذهنم رسید

    با دیدن الگویی مثل پدرش

    با به یاد آوردن هر روزه معجزه آب زمزم برای خودش که قبیله ها را دورشون جمع کرده.

    وقتی الگو داری و میبینی برای او شده ، خدا درها را براش باز کرده ،؛ ذهنت باور میکنه برای منم میشه .

    اگر اون براش این اتفاق بد افتاد ولی به نفعش تموم شد، برای منم میشه و یادت می‌آید برای تو هم شده !

    و

    اهمیت خروج از احساس منفی

    رسیدن به احساس خوب

    با هر روشی

    استفاده از ورزش سنگین و کاردیو

    خواب

    گیم

    تماشای فیلم

    هر کاری که از مومنتوم منفی جلوگیری کنه

    هر ابزاری که تو را از حال بد خارج کند

    به نقطه صفر برسونه جایی که حالت بد نیست ، خوشحالم نیستی! اما حس بد نداری .

    که اینم خودش تکامل می خواهد

    امروز ی نکته خوب هم از دوستم سمانه جان صوفی یاد گرفتم که غر نزنم

    غر نزدن خودش یک بهبوده

    خشم و تعصب نداشتن عالیه اما غر غر و گله نکردن مرحله پیشرفته ترش هست

    و اینجا استاد عرشیانفر گفتن ابراهیم حتی حق اعتراض

    کردن به خودش نمی‌داد

    شاید چون ایمان داشت به الخیر فی ماوقع

    به اینکه خدا در هر حالی حامی و هادی منه

    هر اتفاقی بیفته به نفع منه

    و ی درس دیگه پر از باور فراوانی

    پر از ثروت

    اینکه نگاهم را به رزق تغییر بدهم

    میشه اینجوری ببینم

    وزیدن یک نسیم خنک به صورتم، رزق منه

    بوسیدن بچه ام ،رزق منه

    یک صدای خوش، رزق منه

    دیدن آسمان‌ صاف با ابر های زیبا ،رزق منه

    شنیدن یک جمله زیبا، رزق منه

    دیدن یک تصویر قشنگ،رزق منه

    آگاه شدن به احساسم ،رزق منه

    اینجوری من پر از رزقم

    پر از روزی های پر برکت که برام خوشبختی میاره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: