درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۱ - صفحه 25


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

561 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 2040 روز

    به نام خداوندِ قانون، حکمت و مشیت

    سلام و درود و سپاس عمیق خدمت استاد گرانقدرم

    این جلسه برای من یک (تذکر توحیدیِ بیدارکننده)بود.

    به‌خصوص آن‌جا که گفت‌وگوی شما با استاد فرشید پاکذات را دیدم، کاملاً برایم روشن شد که تمرکز شما چقدر روی اصل است، نه حاشیه؛

    و چقدر سال‌هاست که بدون انحراف، روی یک ریشه ایستاده‌اید.

    بی‌تردید استاد پاکذات از اساتید موفق ایران هستند؛

    اما تأثیر کلام شما در آن لحظه، جنس دیگری داشت.

    تأثیری که نه از تکنیک می‌آمد،

    نه از واژه‌آرایی،

    بلکه از ایمان، انس و عمل می‌آمد.

    این تفاوت کاملاً محسوس بود؛

    چون مشخص است که شما به آنچه می‌گویید ایمان دارید

    و مهم‌تر از آن،

    به آنچه می‌گویید زندگی کرده‌اید.

    من از شما یاد گرفتم که:

    هیچ‌وقت حرفی را که به آن ایمان ندارم

    و به آن عمل نکرده‌ام،

    در قالب نصیحت، آموزش یا حتی «حرف قشنگ» به کسی نزنم.

    این جلسه برای من پرده‌ی خطرناک دیگری را هم کنار زد:

    دامِ فقط حرف‌های قشنگ زدن.

    حرف‌هایی که اگر به مشیت الهی و عمل وصل نباشند،

    نه هدایت می‌آورند

    و نه برکت.

    برداشت من از {مشیت}در این جلسه عمیق‌تر شد:

    مشیت، تصمیم لحظه‌ای خداوند برای افراد نیست؛

    مشیت، قانون کلی، ثابت و حکیمانه‌ی جهان است.

    قانونی که خداوند با آن جهان را اداره می‌کند

    و نتیجه‌ی زندگی هر انسان،

    میزان هماهنگی او با همین قانون است.

    اینجا بود که معنای {ان‌شاءالله}برایم زنده‌تر شد.

    دیگر فقط یک کلمه‌ی عادت‌گونه نیست.

    وقتی حتی برای فردایم برنامه‌ریزی می‌کنم و ناخودآگاه می‌گویم {ان‌شاءالله}

    سعی می‌کنم ذهن و روحم را هماهنگ کنم

    تا واقعاً در مسیر مشیت الهی حرکت کنم؛

    حتی برای یک دقیقه بعد از زندگی‌ام.

    از این جلسه یاد گرفتم که:

    در سلامتی، با قوانین الهیِ بدن، نظم، آرامش و پرهیز هماهنگ شوم؛

    در ثروت، به جای انتظار معجزه، در مسیر قانون، مسئولیت، شفافیت و اقدام بایستم؛

    و در آرامش، عجز خودم را بپذیرم و نیاز حقیقی‌ام به هدایت خداوند را انکار نکنم.

    فهمیدم که: اولین قدم هدایت،

    پذیرفتن ناتوانی در برابر خدا

    و دست برداشتن از توهم دانستن است.

    و مهم‌ترین اصل آموزش این است: اول خودت زندگی کن،

    بعد اگر لازم بود، بگو.

    چون پیام، از[ بودن] منتقل می‌شود نه از [توضیح دادن].

    سپاسگزارم از شما استاد عزیز

    که بی‌هیاهو، بی‌حاشیه

    و با تکیه بر توحید عملی

    ما را به اصل برمی‌گردانید.

    خدایا،

    ما را در هماهنگی با مشیتت ثابت‌قدم بدار،

    در گفتار صادق،

    در عمل راسخ،

    و در نیت خالص.

    الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1286 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خدایی که رحمتش بی اندازه ومهربانیش همیشگیست

    سلام عزیزانم

    استاد عزیزم واستاد شایسته جانم ممنونم به خاطر همه ی زحماتتون

    خوشحالم که میتونم بنویسم

    خدایا کمکم کن من بلد نیستم توبگو توهدایت کن من جز تو کسی ندارم

    استاد چه حکمتیه که انقد حرفاتون به دل میشینه و زیباست

    نمیتونم اون لذت رو بگم خداروشکر میکنم که من روهدایت کرده به سمت شما

    استاد امروز حالم خوبه باحال خوب دارم براتون مینویسم واین حال خوش رواز خدای خودم دارم

    استاد دارم معنی حرفاتون ودرک میکنم

    میفهممشون و دارم سعی میکنم فقط روی حال خوب تمرکز کنم

    چون مهم همینه انگارهمه چی همینه حال خوب احساس خوب

    خدایا شکرت به خاطر سلامتیم

    به خاطر خونمون

    به خاطر قدرت دستانم

    به خاطر لبخندم

    به خاطر حال خوب خونواده مون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    مهدی قربانی گفته:
    مدت عضویت: 557 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان چند وقتیه که در این سایت حرف های قشنگ میزنم وخیلی خوشگل وزیبا ولی هیچ تعغیر در نگاهم ایجاد نشده درون پر از اغدهای هست که می خواهم با بدست اوردن عوامل بیرونی پرشون کنم

    ولی واقعا عاجزم از اینکه چرا اینجام نمی دونم از اینکه چرا تعغیر در نگاهم ایجاد نمیشه باز هم نمی دونم چرااینقدر در سکوت خودم موندم کدوم خدا وبه چه شکل وچه جوری می خواهد مرا هدایت کند نمی دونم سردر گم هستم نیاز به یک نیروی هدایت گر دارم از کجا واز چه جا باید شروع کنم نمی دونم واقعا از همان خدای که مرا خلق کرده می خواهم هدایت کنه بهم به این مسیر درست چه تعغیر باید ایجاد کنم شرایط اون اون را فراهم کنه واقعا از اینکه فقط یک جسم هستم واز این همه زیبای که در این جهان هستم من دارم با حسرت ار کنارشون رد میشم خسته ام بدون اینکه انرژی اونا دریافت کنم خداوند چطور می خوام جواب خودم بدم نه تو را خدایا چی باعث شده من اینقدر مغرور بشم به درگاه تو خدایا من اگر انیجام هنوز از نظر تو تایید شدم که اینجام اکر نبودم خیلی زود از مسیر خارج می شدم خدایا واقعا می خواهم زندگیم را تعغیر دهم اراده درونی برای این تعغیر دارم اگاهی وهدایت تو را می خواهم خدایا خودت به درون نگاهی کن این غرور مرا بگیر ومرا تسیلم خودت کن وراه هدایت بهم نشان بده از چه راهی من نمی دانم از چه مسیری من نمی دانم ولی می دانم می تونم زندگی را بسازم خودت درون مرا پاک کن تا در شرایط خوب بهترین زمان حرکت کنم برای تعغیر کردن خدایا من نمی دانم ولی به قدرت ایمان دارم وبه نیروهایت ایمان دارم کمک کن خدایا نیروی های حقیقت دارن ولی ترس تنها چیزی هستن که واقعیت ندارن پس هدایت کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      مینو گفته:
      مدت عضویت: 1795 روز

      سلام آقا مهدی

      امیدوارم حال دلت عالی باشه

      یه حسی بهم گفت برات بنویسم

      چون سوال تو توی این کامنت رو قبلا یکی از من پرسیده بود

      که چکار کنم نوع نگاهم تغییر بکنه و هدایت بشم به سمت خوبیها و نعمتها و ثروتها

      و من قانون آفرینش رو بهش پیشنهاد دادم و حدود یک هفته است داره استفاده میکنه و عمل میکنه و واقعا داره نتیجه میگیره و شور و شوق داره برای عمل کردن بهتر و نتایج بیشتر

      به شما هم پیشنهاد این دوره رو دارم به پروفایلت نگاه کردم فقط یک بخش رو خریدی بقیه شون رو هم به خودت هدیه بده و از تغییر نگاهت و آرامشی که به دنبال داره برات و نتایجی که بدست میاری لذت ببر

      در پناه امن خداوند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    سید محمد بنی سعید لنگرودی گفته:
    مدت عضویت: 1153 روز

    بنام خدا

    سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیز و مریم بانوی گرامی و همه دوستان نازنینم

    بعد از گام 19 پروژه تغییر را در آغوش بگیر با خودم میگفتم چه خوب میشه استاد یه پروژه دیگه رو پشت بند این پروژه استارت بزنه، یهویی توی تلگرام پیام استاد رو دیدم که یه پروژه جدید شروع شده و الآن اولین قسمتشو گوش دادم.

    چندتا پیام خوب برام داشت: اولیش این بود که به همین راحتی میشه خواسته هامون اتفاق بیوفته، خیلی از دوستان عزیز هم قطعا خواسته مشابه من برای شروع پروژه جدید رو داشتن و هممون به خواستمون رسیدیم.

    دومین پیام این بود که بجای حرف قشنگ زدن عمل کنم، یا بهتره بگم بیشتر عمل کنم.

    سومین پیام این بود که طرف من برای رسیدن به خواسته هام هماهنگ‌ شدنم با مشیت الهیه.

    چهارمین پیام این بود که قبول کنم در برابر خداوند عاجزم و نیازمند هدایت الهی هستم.

    استاد ممنونم که حواستون به شاگرداتون هست، شما بی نظیرید.دوستتون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    حامد اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2147 روز

    به نام خدا من برای اینکه ذهن خودم بتونه بهتر الگو بگیره از مشیت و خواست خداوند

    در کار خودم مثالی رو پیدا کردم که اینجا میزارم انشالله که مفید باشه

    خوب برای مثال در کسب وکار م

    مشیت خداوند

    تجارت وکسب وکار

    داشتن مغازه

    تولید اجناس مرغوب و با کیفیت

    رعایت انصاف

    برخورد مناسب با مشتری

    سود مناسب

    مهارت در کسبو کارم

    استفاده از یه سیستم کاری حرفه

    این موارد بالا ️ مشیت خداوند قرار دارد

    وخداوند هرکسی راکه این قوانین رو در کسب و کارش رعایت کن همایت می‌کند

    ودر مورد خواست خداوند

    حالا خواست خداوند چیست

    صداقت در معامله

    فروش جنس باکیفیت

    برخورد مناسب با مشتری

    عشق در انجام کار

    لذت بردن از کارت

    کم فروشی نکردن

    واینها خوهست خداوند است که اجباری در انجامش نیست

    اما اگر انجام بهی پاداش‌های بزرگی میگیری

    و اگر انجامش ندهی اواقب خوبی برایت نخواهد داشت وتابان باید بدهی

    مثال

    خوب توجنستو میفروشی با سود غیر متعارف وزیاد

    جنس نامرغوب و بی کیفیت میفروشی

    کم فروشی میکنی

    خوب این کار در مشیت خداوند است

    اما خواست خداوند نیست

    وباز پیشرفتی در کسب وکار به وجود نمی‌آید

    مثال بعدی

    خوب جنس خوب میفروشی با کیفیت

    قیمت مناسب سود کم ومتاسفانه

    برخورد مناسب

    اینجا هم خواست خداوند اتفاق می‌افتد اما باز هم رشتی در کسب و کارت ایجاد نمی‌شود چون قانون که همان مشیت خداوند هستو رعایت نکردی

    مشیئت

    بازاریابی سیستم سازی یادگیری هرروزه در کسبو کارت ایده پردازی توسعه مهارت در کسب وکار

    ولی در کل

    وقتی ومن هم مشیئت خداوند رو رعایت کنم و هم خواست خداوند رو میتوانم در زندگیم موفق شوم

    و خواست خداوند در کسب و کارم

    فروش جنس مناسب وبا کیفیت

    قیمت مناسب و با سود مناسب

    و مشئیت خدا یعنی مهارت در کسب وکار

    ایجاد باورهای مناسب راجب کار و..

    سیستم سازی در کسب وکار

    و حرفه ای شدن در کسب و کار

    امید وارم این مقاله مفید باشه این مثال برای خودم بود در کسب کار که با کمک گرفتن از این فایل زیبای استاد و اینترنت تونستم بنویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    مجتبی نوا گفته:
    مدت عضویت: 3308 روز

    سلام به استاد عزیزم،

    چقدر لذت میبرم از این آگاهی ها.

    الانی که دارم این کامنت روی سایت میزارم ، توی مهمونی شب یلدا هستم و میبینیم همه ی اطرافیانم درباره مسائل چرتو پرت صحبت میکنن. اما خوشبحال خودم که به این آگاهی ها رسیدم.

    احساس قدرت میکنم وقتی میبینم توی یه جمع پانزده بیست نفره تنها من و همسرم که روی دوره ها کار می کنیم میتونیم افکارمون رو کنترل کنیم.

    خدارو شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    هانیه شهیدیان گفته:
    مدت عضویت: 983 روز

    بدون تردید ابراهیم یک امت بود، برای خدا از روی فروتنی فرمانبردار و حق گرا بود و از مشرکان نبود

    (نحل 120)

    سپاسگزار نعمت های او بود، خدا او را برگزید و به راهی مستقیم راهنماییش کرد ( نحل 121)

    و به او در دنیا دادیم و بی تردید در آخرت از شایستگان است (نحل 122)

    آنگاه به تو وحی کردیم که از آیین ابراهیم حق گرا پیروی کن که از مشرکان نبود (نحل 123)

    به نام خالقِ دست های قشنگم

    خدایی که این دست ها رو بهم بخشیده و همواره داره انرژیش رو در درون این دست ها جاری می‌کنه که بتونم بنویسم، بسازم، لمس کنم و بهشتی که بهم وعده داده رو تجربه کنم

    پروژه درک عمیق تر قوانین خداوند

    گام اول : مفهوم مشیت و خداست خداوند

    سلام به استادان عزیزم و دوست های هم مسیرم

    استاد جان بوی دیدارتون رو احساس میکنم، نه فقط الان، نه فقط بعد از خوندن کامنت لیلا جان بشارتی عزیزم در آخرین گام های پروژه ی تغییر، بلکه از قبل تر و من می‌دونم که اگر در مدار دیدنتون باشم قطعا این اتفاق میوفته، استاد جان دیدار با شما باشه افتخار منه و من پیشاپیش از پروردگار قدرتمندم سپاسگزارم که در زمان مناسب و در مکان مناسب با شما دیدار میکنم ولی چیزی که بیشتر از این موضوع اهمیت داره اینه که من در مسیر درست، در مسیر صحبت های پروردگارم که بر قلب شما نازل کرده ثابت قدم باشم، که هر وقت زمان دیدنتون رسید حرف های بیشتری از نتایجم برای شما داشته باشم

    راستی شروع زمستونتون مبارک، الهی که امسال بهترین زمستون زندگیتون رو تجربه کنید

    امروز اولین روز زمستون مصادف شد با شروع پروژه ی جدید، پروژه ی توحیدی درک عمیق‌تر قوانین خداوند

    استاد جان جاتون خالی دیشب به مناسبت شب یلدا، من و همسرم تصمیم گرفتیم دوتا از عزیزانمون رو که تهران زندگی میکنن دعوت کنیم به خونه ی گرم و امنی که خدا جون وهابمون بهمون بخشیده و جشن شب یلدا رو با عزیزانمون شریک بشیم و دوتا مهمون عزیز دیگه هم بهمون ملحق شدن و قبل از اینکه مهمون ها بیان من و همسرم جشن هر شب خودمون رو که خوندن قرآن و دیدن سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت هست رو انجام دادیم و در زمان مناسب مهمون های عزیزمون از راه رسیدن و کلی بهمون خوش گذشت

    استاد جان من دیشب قبل از اینکه مهمون ها بیان رو به سجده از خداوند درخواست کردم بهم کمک کنه که کلام درست بر زبانم بیارم و قدرت سکوت و اعراضم رو بیشتر کنه و ازش خواستم چیزهایی که نباید رو نشنوم و نبینم و ازش سپاسگزاری کردم که رزق مهمونی گرفتن رو بهمون عطا کرده و من دیشب بعد از اینکه مهمون ها رفتن متوجه شدم که چند تا کنترل ذهن خیلی خوب انجام دادم و متوجه شدم که کنترل ذهن برام راحتتر از قبل شده و قبلاً چقدر برام سخت تر بود، نه اینکه الان مثل آب خوردن باشه ها، نه اصلا، ولی خب خیلی راحت تر از قبل هست، دلیلشم اینه که هر روز دارم فایل های شما رو گوش میکنم، مراقبه های قدرتمند شما رو در دوره ی هم جهت با جریان خداوند گوش میکنم، چون دائم دارم از خدا درخواست میکنم که هدایتم کنه، که قلبمو باز تر کنه، دلیل راحتتر شدن کنترل ذهن برام این ها هستن، دلیلش ورودی های مناسب هست

    خب حالا نتیجه ی این کنترل ذهن های دیشبم چی شد؟ نتیجش این شد که امروز از صبح سه مرتبه واریزی های غیر منتظره و خیلی خوب داشتم و به راحتی تونستم برای بیزینسِ قشنگم متریال با کیفیت سفارش بدم و من می‌دونم که همه ی اینا به هم مربوطه، من می‌دونم که قوانینی هست در این جهان و من خیالم راحته که این قوانین هرگز تغییر نمیکنن، و من خیالم راحته که وقتی به سمت رَبَم مهاجرت میکنم اون با آغوشی باز و نوری روشن تر از همیشه به استقبالم میاد و بیشتر از هر کسی منو دوست داره و بیشتر از هر کسی عاشقمهههه

    خدا جونم ازت ممنونم که مدت هاست چرخ زندگیمون رو روون تر کردی و هر لحظه داری ما رو به راه راست، به راه کسانی که بهشون نعمت فراوون بخشیدی هدایت میکنی

    استاد جانم ازتون سپاسگزارم بخاطر همه ی سخاوتمندیتون در انتقالِ آگاهی هایی که بر قلبتون نازل میشه

    عاشقتونم و به خدای آسمون ها و زمین و هر آنچه که بین این دو هست میسپارمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    سعیده آقایاری شیخ نشین گفته:
    مدت عضویت: 2258 روز

    بنام خداوند یگانه هستی بخش

    سپاس از استاد بی نظیر برای درک مهمترین اصول کیهان….برای درک قرآن و شناسایی چنین مفاهیم کلیدی از لابلای آیات کتاب نور…هرگز قبل از شما تفاوت بین مفهوم یشا و یرید رو درک نکرده بودم….

    خاطرم هست وقتی با اینکه منطق قرآن برام بسیار قوی بود و هوشمندی عجیبی در این کتاب حتی از سن کم درک میکردم که برام جذاب بود اما وقتی با آیاتی مواجه شدم که مفهوم یشا رو بیان میکردند، ذهنم نمیتونست بپذیره و خدایی رو بپرسته و باور کنه که انقدر زورگو باشه…که در قلب من رویاهای بزرگ بکاره ولی بعد بگه به هر کس هرچی بخوام میدم و هر قدر بخوام میدم…حتی فکر کردم شاید این کتاب دستکاری شده…نمیتونستم بپذیرم همون ذهنیتی که پشت آیاتی مثل إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ هست پشت آیات با مفهوم یشا باشه….پس به نوعی این خدا رو ترک کردم….چه خیال خامی…گفتم من خدای زورگو نمیخوام‌…مسیر خودم رو رفتم اما همیشه ته دلم میدونستم بدون حمایت او هیچی نیستم….

    سالها گذشت در تنهایی وقتی نزدیک مرز کشور در حال سپری کردن طرح اجباری بودم…تنها شده بودم…دسترسی به اینترنت و تلویزیون نبود…خیلی جای دورافتاده ای بودم…اما حالا که فکر میکنم میبینم وقتی از خدا دور شدم دورافتادم…دورافتاده کسی نیست که از امکانات بشری دوره…کسی که از شنیدن الهامات الهی محرومه و گوشش محرم شنیدن اسرار نیست دورافتاده….

    لطف خدا شامل حالم شد و بازم با دیدن خوابهایی به مسیر مطالعه دوباره این کتاب هدایت شدم…بازم رویاهام به یادم آورده شدند….معجزات شروع شدند….و در مسیر رسیدن به رویاهام بازم با خدای مهربانم آشتی کردم و بهش قول دادم در مسیر بندگی اش باقی بمونم

    تعهد من باعث شد خدا بهترین استاد رو سر راه من قرار بده که در تاریکی تضادهای شیرین اون زمان نور توحید از استاد گرامی و سایت عباسمنش بهم تابید و من به عضویت خانواده صمیمی عباسمنش دراومدم….

    خاطرم هست که قبل از استاد با استادعرشیانفر آشنا شدم….چند وویس ازشون شنیدم و خواستم عضو سایتشون بشم….به طرز عجیبی نمیتونستم حساب کاربری بسازم…منی که پژوهشگر و پزشک بودم و هزاران حساب کاربری در مجلات و نشریات و وبسایت های آموزشی خارجی داشتم…نمیتونستم یه حساب کاربری ساده در یک سایت ایرانی بسازم که به سادگی آب خوردن بود…کلافه شدم و سعی کردم رها کنم

    مدتی بعد با استاد آشنا شدم…چند ریمیکس از فایلهای توحیدی استاد در کانالی تلگرامی به دستم رسید و انگار نور خدا بهم تابید…هیچ وقت یادم نمیره…استاد انگار از یه جهان دیگه صداتون میرسید….حتی جرات نداشتم صدای شما رو کسی بشنوه

    حس ابوذر و سلمان رو داشتم وقتی کلام خدا رو از گلوی رسول الله شنیده بودند…چقدر شیرین بود…چقدر حس خوبی بهم میداد

    استاد من الان درک میکنم که کسی در مدار باشه یعنی چی…برای چی شما هیچ تلاشی نمیکنید تا مخاطب رو التماس کنید…میفهمم چرا همیشه تاکید میکنید کسی که تشنه شنیدنه جوابش بهش داده میشه…چرا قرآن به پیامبر فرموده که وقتی تو با کافران حرف میزنی گویی حصاری اونها رو از جلو و پشت و چپ و راست فرا میگیره و اونها فقط صدای تو رو میشنون اما کلام تو رو درک نمیکنن….

    من خدا رو شکر میکنم که پرسش سوالات خوب منو هدایت کرد به سمت شما و افتخار داشتم که با اولین استادی که کار میکنم شما باشید…یک تصادف نبود که من چندین تلاش ناموفق داشتم برای عضویت در سایت استاد عرشیانفر…چون من در مدار شنیدن آگاهی های شما بودم…

    این اصلا به معنای بدی یا خوبی نیست

    به معنای هم فرکانسی هست…به معنای هم مداری هست

    چند وقت قبل از روزی که شروع کردم به شکرگزاری کردن عمیق تر و جدی تر از قبل و با کتاب شکرگزاری خانم راندا برن…هر بار دید من به داشته هام وسیع تر شد…هر بار بیناتر شدم…و هر بار پرده ها از جلوی چشمانم کنار رفت تا داشته هام رو ببینم….تا رسیدم به احساس خود ارزشمندی درونی و شکرگزاری برای روح الهی ام

    بعد هدایت شدم به مفهوم توحید

    تازه فهمیدم ای دل غافل

    بزرگترین ناسپاسی من برای هدایت آسان و لذت بخشم به مفهوم توحید و به این سایت و این آموزشهاست

    دیدم هنوزم داشته های بیرونی رو ارزشمندتر میدونم

    دیدم هنوزم نفهمیدم که این چه عظمتی هست

    آخه چطور دانشجویی در محضر پرودگار در این سایت توحیدی از زبان استاد توحیدی رو میشه شکر گفت؟؟؟

    گفتم سعیده اگه تو الان خداوند بهت بگه مقام استادی دانشگاه هاروارد رو بهت میده یا بگه تا آخر عمرت اینجا دانشجویی کن…انصافا کدومش لذت بخش تره؟؟؟ ولی تو کدوم رو انتخاب میکنی؟؟؟ برای چی؟؟؟ دیدم هنوز خیلی کار دارم…هنوز خیلی باید اهمیت نگاه مردم یا برچسب های بیرونی برام کمرنگ بشه و عظمت روح الهی ام و عظمت ارتباطم با خداوند رو کمی درک کنم…به قول خداوند در قرآن ارزش و جایگاه او رو به اون اندازه که باید هرگز نمیتونیم درک کنیم

    اینا حرفهای قشنگ‌نیست استاد…آموزشهای توحیدی شما در تمام جنبه ها زندگی ما رو از اکثریت جامعه متفاوت کرده…آموزشهای توحیدی شما از ما شخصیتهای رو به رشدی ساخته که ربطی به گذشته مون نداریم…ما داریم شب و روز برای تمام تصمیمات زندگی مون به اساس آموزشهای شما فکر میکنیم و برپایه اونها تصمیم میگیرم و این داره زندگی مون رو میسازه…من خیلی عادت به حرف قشنگ زدن داشتم اما با شما بیشتر از قبل عملگرا شدیم تا این اصول رو در عمل استفاده کنیم ولی فکر کنم تا ابد همیشه جای بهبود داریم

    خانم شایسته بی نظیر و ستودنی همه ما داریم در این سایت ازتون یاد میگیریم…از رفتار شما از شیوه اجرای قانون در عمل شما از در صلح بودن شما از زندگی به سبک شخصی تون از عزت نفس شما از توی دل ترس رفتن شما از همراهی دلپذیرتون با استاد از نظم ذهنی بی نظیر شما که با اشتیاق شما برای درک قوانین همراه شده و داره سایت رو هر روز شکوفاتر میکنه شما هم مقام استادی به گردن همه ما بچه های سایت دارید و به وجود شما افتخار میکنم

    اصلا استاد گرامی اینکه شما مفهوم هم مداری رو انقدر عالی برای ما جا انداختید، شده برای من اهرم رنج…که میگم اگه روی خودت کار نکنی همون خدایی که اجازه ورودت به این فضا رو داده برگه اخراجت رو تایید میکنه و به راحتی بیرونت میکنه…پس روی خودت کار کن…پس اقدام کن…پس برای خودت و رشد شخصی ات کار کن…تمرینات رو جدی بگیر…فقط وقتی توی این مدار باقی میمونی که واقعا با شیفتگی روی بهبود خودت کار کنی و الهامات رو جدی بگیری

    سپاس از تمامی اعضای سایت که با نوشته هاشون بارها نجواهام ساکت شدند و بارها ترمز های ذهنی ام رو درک کردم و کمرنگ ترشون کردم

    سپاس بالاتر از پرودگارم برای گسترش این جهان توحیدی برای هدایت ما

    خدایا شکرت که نوشتن برای این فایل توحیدی رو روزی امروزم کردی…و چه روزی بالاتر از این…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    فهيمه گفته:
    مدت عضویت: 2244 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلامی گرم خدمت استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته بی نهایت مهربانم و بقیه اعضا عزیز

    .

    یه برنامه هفتگی برای خودم نوشتم و هر روز رو اختصاص دادم به یکی از دوره ها.

    در حال حاضر دارم روی دوره دوازده قدم، احساس لیاقت، ثروت 1، و قانون آفرینش کار می کنم.

    هر روز یه فایلی از یکی از این دوره ها…

    .

    هدایت ها رو خیلی واضح دارم دریافت می کنم …قلبم آروم تر شده…صدای هدایت طوریه که قلبم میپذیردش…میفهمم فرکانسم بالاتر رفته ، چون قبلا هم هدایت ها رو میشنیدم اما نجواها خیلی صداشون بلند تر بود و نمیزاشت شیرینی هدایت به جانم بشینه.

    ترس هام دارن کمتر میشن.

    یکی از بزرگترین ترس ها به خاطر مادرم و خانواده ام بود…دوری من از اونا مزید بر علت بود ولی به لطف الله دارم به آرامش میرسم…

    .

    هر روز به خدا میگم امروز چطور میتونم آروم باشم…چطور میتونم بیشتر درکت کنم…چه تغییری بکنم که در مدار ثروت و پیشرفت قرار بگیرم…

    و جواب این سوالات یه چیزه…آرامش….ایمان به خدا….یادآوری روزهایی که هدایت شدی…

    .

    این جواب ها ترس هام رو داره کم میکنه…

    قبلا که همه اش فکر میکردم میتونم با نصیحت هام مادرم و خانواده ام رو تغییر بدم ، ترس هام هر روز بزرگتر میشدن…چون هم میدیدم اونا از نصیحت های من خیلی فاصله دارن هم اینکه تلاش خودم رو ناچیز میدیم و نهایتا به خودم میگفتم تو اثر گذار نیستی ببین حرفهاتو نمی پذیرن…و این نجوای شیطان بود که توی دوره احساس لیاقت خیلی خوب دارم میفهممش.

    .

    کم کم دارم مشیت رو درک می کنم.

    اینکه قوانین خداوند خیلی آسون هستن و از شدت آسونی نمیتونستم باورشون کنم رو دارم درک میکنم با قانون آفرینش.

    فهمیدم که خدای من انقدر مهربونه که قوانینش رو با توجه به عشقی که به من داشته نوشته.

    همونقدر که عاشق من بوده ، همونقدرم آسون گرفته برام.

    یکی از آسون ترین قانون هاش اینه که بنده من بدون من هستم و نزدیکم …همین …

    دیگه آسون تر از اینم مگه داریم …

    من اینطوری تعبیرش کردم که یه نفر عاشق میشه و صب تا شب ، شب تا صب دم در خونه معشوقه اش وایمیسته توی سرما توی گرما توی برف توی بارون…و به معشوقش میگه همین که تو فقط بدونی من هستم و هر وقت به مشکلی برخوردی فقط پنجره باز کن و منو ببین و بقیه اش رو بسپار به من…اصلا لازم نیس کل مشکل رو برام بازگو کنی اصلا مهم نیست که بهم بگی از چه راهی مشکلت رو حل کنم…اصلا لازم نیست حرفی بزنی …همین که در رو باز کنی و منو ببینی من میفهمم که اگر هر چند نفر هم توی خونه بودن تو اونها رو نادیده گرفتی و اومدی در رو باز کردی و خواستی من مشکلت رو حل کنم ….همین برای من کافیه که تو رو آسون کنم برای آسونی ها…

    این ساده سازی ،همین قدر ساده مهربونی خداوند رو برام باور پذیر کرد چرا که بارها و بارها با همین فرمت رفتم در خونه اش و بدون اینکه حرفی بزنم مشکلم رو حل کرده…فقط اظهار کردم: خدایا میدونی که من فقط تو رو دارم و تنها از تو یاری میخوام…

    این اصلا معنیش این نیس که بشینم بگم خدا هست و مشکلم رو حل میکنه

    این معنیش اینه که من قبلش یه عالمه روی خودم و ذهنم کار کردم تا به خودم بفهمونم تنها قدرت این جهان خداست …

    نه کسی توانایی داره برای من قدمی برداره نه من توانایی دارم برای کسی قدمی بردارم…

    .

    حالا من روی خودم دارم مورچه ای کار می کنم که این قدرت رو درک کنم ، هر کسی هم که بخواد این قدرت رو درک کنه شروع میکنه روی خودش کار میکنه و اونوقت دیگه لازم نیست من و امثال من بخوان نصیحتشون کنه و بگه راه چیه چاه چیه …اصلا اون موقع من کی ام اصلا!!!!!!!!…اون شخص خودش به سرچمه وصل میشه …

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    بهاره زندی گفته:
    مدت عضویت: 690 روز

    با سلام خدمت استاد گرانقدر و همراهان عزیز

    زمانی که اصلا با قوانین آشنایی نداشتم و وارد سایت هم نشده بودم همه جوره زندگی برام سخت پیش می‌رفت حتی خدا رو هم انکار میکردم و اعتقاد داشتم اگر خدایی بود عدالتی بود این همه به من سخت نمی‌گذشت اما بازم اعماق وجودم با خدا بود و من داشتم با خودم لج میکردم . یکشب در بالکن خونه زیر نور مهتاب اشک ریختم به طرف آسمان نگاه کردم و ازش کمک خواستم دقیقا یادم هست گفتم خدایا خسته شدم بریدم من نمیدونم خودت نجاتم بده .

    همین من نمیدونمی که رو که درک کردم طناب نجاتم شد . چند ماه بعد عزیزی سایت استاد رو به من معرفی کرد برام توضیح می‌داد و به هر طریقی بود میخواست منم شروع کنم به گوش کردن فایلها

    و چون خداوند پلن رو چیده بود مصادف بود با ایام نوروز و من اون عزیز رو هر دو سه روز در میان میدیدم و برام فایل می‌گذاشت و صحبت می‌کرد

    من هدایت شده بودم وارد سایت شدم ابتدا با فایلهای رایگان …

    صحبت‌ها خیلی برام جالب و به دل می‌نشست عضو سایت شدم و رفته رفته درها برام باز شد

    در ابتدا توجه ام بر روی مسائل عاطفی ومالی بود

    اما هر بار که فایلهای قرآنی رو گوش میکردم زیر و رو میشدم شاید یک فایل 10 بار بیشتر گوش میدادم از شنیدن قوانین خدا سیر نمیشدم کم کم نه تنها وجود خداوند رو درک کردم بسیار مشتاق فایلهای توحیدی در سایت هستم و کنکاش در آیه های قرآن البته با زبان شیرین استاد

    و الان بعد از گذشت تقریبا 3 سال واقعا خداوند رو شاکرم برای این هدایت زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: