اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد جان دلم برای شما در کنار مریم جان توی پرادایس تنگ شده واقعا دلتنگ دیدنِ زیبایی های پرادایس، مرغو خروس و برونی و دریاچه و نم نم بارون ریزش و فواره و ماشین قرمز و زیباو…آرزوی دیدن این صحنه ها از نزدیک ،رو از خدا دارم در کنار شما عزیزانِ دوست داشتنیِ زندگیم
واقعا به شنیدنِ این آگاهی خیلی خیلی نیازمند بودم
اصل و قانونی که همیشه بهش تاکید داشتید و دارید به دنبال تغییر دیگران نباشیم و وقت و انرژی مون رو صرفِ تغییر خودمون کنیم که قبول دارم من علیرغم دونستن این قانون خودم رعایت نمیکنم و الان تو ذهنم اومد ک ملیحه چطور وکیلی هستی توئی ک قوانین نوشته شده ی بشری رو رعایت میکنی اما در مورد قوانین الهی قانون شکنی^^
چیزی که همیشه و همیشه شما رو تحسین میکنم رعایت این قانون حتی در مورد فرزندتونِ
شما تنها کسی هستید ک تو زندگیم دیدم حرف و عملش یکی بوده ، از خدا میخوام کمک کنه که کنترل ذهن داشته باشم و تو مسیری ک هدایتم کرده ثابت قدم باشم
درست میگیداستادجان، حرفهای قشنگ زدن مهم نیست مهم عمل کردن به آموزه هاییه ک دیدیدم
پاشنه ی آشیلم رو میدونم اما تو پیاده سازی کردن و عمل کردنِِ ک ضعف دارم و در نوسانم مخصوصا نسبت به فرزند و یا خونواده
استاد جان خودمو اگ مقایسه کنم با چندسالِ پیش شخصیتی بسیار متفاوت رو ساختم اما خیلی کار دارم انگار هنوز کلاسِ اولم و تکالیفم تلبار شده روی هم
بابت این فایل زیبا و این قدم ک برای ما اینطور حرفه ای دسته بندی شده ارائه میدید سپاسگزار شما و مریم جانم هستم
پس اگر با تو جدال و گفتگوی خصومت آمیز کردند، [فقط در پاسخشان] بگو: من و همه پیروانمْ وجود خود را تسلیم خدا کرده ایم. و به اهل کتاب و به بی سوادانِ [مشرک] بگو: آیا شما هم تسلیم شده اید؟ پس اگر تسلیم شوند، قطعاً هدایت یافته اند، و اگر روی گرداندند [برتو دشوار و سخت نیاید] که آنچه بر عهده توست فقط ابلاغ [پیام خدا] ست؛ و خدا به بندگان بیناست.
=====================================
سلام به استاد عباس منش عزیزم،استاد الهی ونورانی من
سلامبه استاد شایسته ی قشنگم که بی نهایت دلم براش تنگ شده…
سلام به دوستان عزیز و توحیدی من،یاوران همیشه مومن…
در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستادهاند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند ، و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.
الهی صدهزار مرتبه شکر،برای فرصت یک روز زندگی دوباره،بیدار شدن و نفس کشیدن و شروع یک خلق جدید…
و خداست که روح [مردم] را هنگام مرگشان به طور کامل می گیرد، و روحی را که [صاحبش] نمرده است نیز به هنگام خوابش [می گیرد]، پس روح کسی که مرگ را بر او حکم کرده نگه می دارد، [و به بدن باز نمی گرداند] و دیگر روح را تا سرآمدی معین باز می فرستد؛ مسلماً در این [واقعیت] برای مردمی که می اندیشند، نشانه هایی [بر قدرت خدا] ست.
همین که الان قبل از خورشید خانوم بیدار شدم و در این تاریکی در حالیکه ستاره ها هنوز چشمک میزنن خودمو مشغول صلات در سایت کردم تا روزم رو با نور الله شروع کنم این خودش چندتا هدیه ست!
اولا یعنی خدا روحم رو بهم برگردونده تا دوباره زنده بشم و فرصت زندگی داشته باشم،دوما بهم اجازه ی تسبیح داده،اجازه ی وصل شدن،اجازه ی هم آهنگ شدن با جریان جاری هدایت…
آسمان های هفتگانه و زمین و هر کس که در آنهاست، او را تسبیح می گویند، و هیچ چیزی نیست مگر اینکه همراه با ستایش، تسبیح او می گوید، ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید، یقیناً او بردبار و بسیار آمرزنده است.
همینو اگر خود من درست بفهمم بازی رو بردم،اینکه هر صبح که بیدار شدم بگم خدایا شکرررررت،باورم نمیشه:)من هنوز زنده م و نفس میکشم و میتونم زندگی کنممممم!
من میتونم زندگی کنم!میتونم امید داشته باشم،میتونم با خدا حرف بزنم،میتونم برای رسیدن به خواسته های بزرگترم پلن بچینم،میتونم به بقیه عشق بدم،میتونم از بقیه عشق رو دریافت کنم،خدایا شکرت من زنده م!
این یعنی هنوز فرصت هست…
زندگی در لحظه ی حال،حلقه ی گمشده ی احساس خوشبختی ماست،حلقه ی گمشده ی رسیدن به خواسته های بزرگتر …
به قول استاد جان تو مراقبه ی فراوانی:تو انقدر عزیز هستی که خورشید هر روز برایت طلوع میکند…
من چقدر ازین عظمتی که خداوند برای من خلق کرده استفاده ی مفید میکنم؟!به همون اندازه احساس خوشبختی میکنم…
آیا ندانسته اید که خدا آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمین است، مسخّر و رام شما کرده، و نعمت های آشکار و نهانش را بر شما فراوان و کامل ارزانی داشته، و برخی از مردم اند که همواره بدون هیچ دانشی [بلکه از روی جهل و نادانی] و بدون هیچ هدایتی و هیچ کتاب روشنی درباره خدا مجادله و ستیز می کنند.
با اختلاف یکیاز لذت بخش ترین کارهای زندگیم اینکه بشینم در مورد خدا وقوانینش بنویسم وبعد با هر جمله ای که مینویسم یک آیه ای میاد توی سرم وچراغ سبز نشون میده که،من،من،من منوهم بنویس…
اما به قول استاد جان امیدوارم هیچوقت توی این تله یحرف های قشنگ زدن نیفتم و خود من اولین کسی باشم که به چیز هایی که میگم عمل میکنم.
حرف که مهم نیست!حرف باد هواست!در عمل باید نشون بدی چند مرده حلاجی…
بازم به قول استاد جان در جلسه ٣ قدم ٧،در توضیح آیه 2،3 عنکبوت:اینکه نوشته تا خدا بداند درسته!نه اینکه مفسیرن نوشتن خدا که میداند تا شما بدانید!خب اگر میخواست که همینجوری مینوشت!بچه ها اگر زمان رو درک کنید،میفهمید چرا گفته تا خدا بداند!
و به یقین، کسانى را که پیش از اینان بودند آزمودیم، تا خدا آنان را که راست گفتهاند معلوم دارد و دروغگویان را [نیز] معلوم دارد.
امیررادان یک جایی تو آهنگ هاش میگه:خدا رو دوست دارم،حتی امتحاناش رو دوست دارم…
خداوکیلی من هروقت احساس کردم در حالت آزمایشم که ایمانم کوآلیفای بشه برای رفتن به مدارهای بالاتر،از چپ و راست و بالا وپایین از طرف خدا تقلب دریافت کردم،مبنی بر اینکه:
🟣یادت نره تو خالق زندگی خودت هستی.
🟣یادت نره مسئولیت تمام اتفاقات زندگی با توعه.
🟣یادت نره این اتفاق هرچی که هست از فرکاس های قبلی توعه و خدا هیچ وقت به بندگانش ظلم نمیکنه.
🟣یادت نره اگر بتونی احساست رو خوب نگه داری این اتفاق به نحو احسنت پیش میره و همه چیز به نفعت تموم میشه!
🟣یادت نره که اگر ذهنت رو کنترل کنی،نتنها کلی خیر و برکت گیرت میادکه مدرک معتبر دریافت میکنی برای رفتن به مدار های بالاتر…
ساعت 6:47 دقیقه هم اکنون روشن شدن هوا و طلوع خورشید خانوم برای شروع یکروز دیگه…
شکافنده صبح [از پرده تاریک شب است] و شب را برای آرامش قرار داد، و خورشید و ماه را وسیله ای برای محاسبه و اندازه گیری زمان مقرّر فرمود؛ این است اندازه گیری آن توانای شکست ناپذیر و دانا.
استاد عزیز و گرانقدر و مهربانم،ازتون بی نهایت سپاسگزارم که در ابلاغ پیام خداوند استوارید و با این پروژه های بی نهایت ارزشمند که به صورت رایگان در اختیار ما میزارید،کمکمون میکنید که مسیر رو با عشق ادامه بدیم.
ادامه دادناون نعمتی که دلم میخواد هیچ وقت سعادتش رو از دست ندم…
چون کاملا میفهمم چه زمانی من احساس خوشبختی و آرامش قلبی دارم و چه زمانی افکار بیهوده و ناامیدی به سراغم میاد ومن رو از خداوند دور نگه میداره…
اتفاقا همین هفته شروع کردم که دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو از اول استارت بزنم و وقتی داشتم به جلسه 1 گوش میدادم،واقعا پر از علامت سوال بودم که خدایا من که از روز اول دوره با استاد بودم،من که خط به خط صحبت های استاد رو نوشتم،من که از دستم در رفته تعداد دفعاتی که به این جلسه گوش دادم،چرا دارم چیزهایی میشنوم که انگار استاد داره برای بار اول توضیح میده؟!چرا همه چیز برام جدیده؟!چرا یادم رفته بود مفهوم خالق بودن رو؟!مفهوم پذیرش و مسئولیت پذیری رو؟!اهمیت توجه نکردن به شرایط کنونی رو؟!مفهوم مونتوم و اجرای اون در عمل رو؟!
یعنی همین هفته من چند بار به جلسه 1 گوش دادم وسعی کردم درک بهتری از صحبت های استاد داشته باشم و خب پاداش جهان هم از راه رسید…
«پروژه ی جدید: درک عمیقتر قوانین خداوند»
خدایا شکرت،خدایا همینجوری شکرت ،خدایا شکرت که شکرت،خدایا شکرت که عاشقتم،خدایا شکرت که عاشقمی،خدایا شکرت که به هر گام من برکت ده برابری میدی،خدایا ازت سپاسگزارم برای این همه همزمانی که به قول استاد جان: فقط دست تورا میتوان پشت آن ها دید…
و آنان که هدایت یافته اند، خدا بر هدایتشان می افزاید، و اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ بازدهی نیکوتر است.
چقدر مثال آقای امیری از دریافت هدایت قشنگ بود،چقدر توش درس داشت وچقدر برای من قابل لمس بود که چطور تا آدم خودش نخواد،نور هدایت رو دریافت نمیکنه:
========
خداوند به پیامبری که ماموریتش ابلاغ آشکار پیام توحیدیه، داره میگه تو نمیتونی هر کسی رو دلت خواست هدایت کنی. بعضیا اصلا توی مدار هدایت نیستن. طبق قانون خارج از محدوده فرکانس هدایت هستن.
و خداوند میدونه چه کسانی در مدار هدایت قرار گرفتن.
تصویری که توی ذهنم اومد، چیزی شبیه یه پروژکتور بسیار قوی بود که روی یه پایه بلند نصب شده و یه فضایی رو دل تاریکی شب روشن میکنه. زیر پروژکتور به راحتی میتونیم روزنامه بخونیم. ولی هرچقدر از محدوده کانون روشنایی فاصله بگیریم نه تنها دیگه نمیتونیم روزنامه بخونیم بلکه میرسیم به ماجرای آیه 40 سوره نور، «إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَرَاهَا» حتی اگه دستمون رو روبروی صورتمون بگیریم دست خودمون رو هم نمیتونیم ببینیم.
کسی که توی تاریکی فرو رفته و خدا براش نوری قرار نداده قابل هدایت نیست. تنها گزینه موجود اینه که خودش تصمیم بگیره به سمت نور حرکت کنه.
=======
هماکنون آسمون روشن شده،ابرهای طلایی وسط آبی بیکران دارند مثل عروس میدرخشند،صدای رفت و آمد ماشین ها نشون میده که آدم ها روزشون رو با عشق شروع کردن و دنبال کسب روزی حلال به راه افتادن…
منم برم دخترارو بیدار کنم و آماده شون کنم برای رفتن به مدرسه و به امید خدا برمیگردم برای ادامه ی صلات…
و چون صلات پایان گیرد، در زمین پراکنده شوید و از فضل و رزق خدا جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید.
نکته ی مهم برای خودم:همیشه این موقع باید آماده میشدم برم شیفتicu…سر تحویل بیماران از شیفت شب به شیفت صبح…
شاید باور کردنی نباشه اگر عکس و فیلم های زمان کارم تو بیمارستان نبود،احتمالا ذهنم حتی میتونست در این حد فراموشی بگیره که بابا تو اصلا قبلا پرستار نبودی،توهم زدی!
کی منو ازون مدار بیرون کشید و بهم آزادی زمانی و آرامش مالی و جسارت حرکت در مسیر عشق و علاقه داد…؟!کی میتونست این کارو بکنه؟!
ای در این حادثه ها نام تو آرامش من
ای حواست به منو حال دل سرکش من
ای خیال خوش لبخند تو امنیت من
ای تو همسایه و هم گریه و هم صحبت من
من گمشده ام تو مرا به خودم برسان
تا با نفست بتپد دل تنگ جهان
ای نبض زمان ای قلب جهان …
قامت عشق در آیینه ماه افتاده
بر دلم شوری از این عشق به راه افتاده
میشود دور تر از چشم جهان دور تو گشت
ای که تنهایی وتنها…به تو باید برگشت…
ازین مهم تر | ٧:١١ ،نشانه ی امروز من: چه کسی مالک تووووست؟!
میوه اش را به اجازه پروردگارش در هر زمانی می دهد. و خدا مَثَلها را برای مردم می زند تا متذکّر حقایق شوند.
برای همین بعد ازین آیه نوشتم:
عبارت تاکییدی من:«من آماده ی دریافت میوه ها هستم!»
چقدر من این کلمه ی لاجرم استاد رو دوست دارم.
🟣اصلا این اطمینان قلبی باعث میشه که آدم بچسبه به مسیر درست،اطمینان به اینکه اگر من در مسیر درست قرار بگیرم،لاجرم نعمت ها به من داده میشود!
این مفهوم رو استاد جان تو جلسه ١ قدم 6 هم خیلی خوووب توضیح دادن اونجا که میگن:اصلا چی میشه که آدم حرکت میکنه؟!غیر از اینکه ایمان داشته حتما خدا هدایتش میکنه؟!
کجا تو قرآن نوشته پیامبرها شاخ غول شکوندن؟!گفته باید ایمان داشته باشید و در ایمانتون استقامت کنید !
واقعا چی شد که حضرت علی حاضر شد تو رخت خواب پیامبر بخوابه ؟!درحالیکه همه ی شواهد بر این بود که ممکنه جای پیامبر کشته بشه؟!
چی میشه که پیامبر میره توی غار قایم میشه و به رفیقش میگه: تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا؟!
چی میشه که نوح پیامبر میگه هرکاری از دستتون برمیاد بر علیه من انجام بدید؟!
چی میشه که موسی اصحابش رو میبره لب دریا که هیچ راه فراری نیست و میگه : إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ؟!
چی میشه که ابراهیم خودشو میندازه تو آتیش؟!یعنی اون لحظه چی توی سر و قلبش میگذشته؟!
چی میشه که مریم پاکدامن بچه بغل میره توی شهر و به الهامش عمل میکنه و فقط سکوت میکنه ؟!مگه میدونسته که خدا قراره چه جوری کمکش کنه؟!غیر ازینکه خدا به ایمانش پاسخ داده؟!
چقدر من عاشق این آیه م و هرچقدر بنویسمش ازش سیر نمیشم:
بی تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند [و می گویند:] مترسید و اندوهگین نباشید و شما را به بهشتی که وعده می دادند، بشارت باد.
ایمان +استقامت در عمل…=دریافت خیر و برکت دنیا و آخرت.
یک موضوع دیگه ای که کلی برام درس داشت،توضیحات استاد جان در عقل کل درمورد محصولات و دلیل حذف برخی از آموزش های قبلیه،این باعث شد که خیلی کار برای شخص من راحت بشه،وقتی استاد میگه این دوره ها کامل و کافیه باعث میشه من تو دوره های استاد،هی ازین شاخه به اون شاخه نپرم،بلکه بیام روی همون دوره ها به صورت تمرکزی کار کنم.
«دانشگاه دروازده قدم»
«احساس لیاقت»
«هم جهت با جریان خداوند»
«قانون سلامتی»
«روانشناسی ثروت»
ایزی ایزی تامام تامام!
اتفاقا چند روز پیش میخواستم برم خودکار بخرم،یک احساسی بهم گفت برو همون لوازم التحریری که رفتی برای سوره ی نور دفتر خریدی،تا پامو گذاشتم اونجا دیدم روی یک دفتر بچه گونه،کاملا بی ربط به عکس دفتر به انگلیسی همچین مفهومی نوشته بود :همیشه یادت باشه که برای چی شروع کرده بودی!
این منو یاد مفهوم ساده سازی مسائل انداخت.
که سعیده تو اصلا برای چی این مسیر رو شروع کردی؟!غیر ازین اینکه دنبال آرامش و احساس خوشبختی بودی؟!مگه نه اینکه استاد گفته بود که ما همه ی خواسته هامون رو میخوایم برای اینکه به احساس خوب برسیم و با رسیدن به احساس خوب ،ما به اصل خواسته هامون رسیدیم و مابقی پاداش اکستراست و به ما داده میشه ؟!
مگه استاد نگفته بود اتفاقات خوب زندگی من که خیلی براشون سپاسگزارم خود به خود رخ داده؟!یعنی من فقط روی خودم و احساس خوبم کار کردم و بعد اونا وارد زندگی من شدن؟!
اوووکی،پس در هر شرایطی ،به «اصل قانون» درست عمل کن،مابقی رو بسپار به خدا…اون کارش رو عالی بلده …
الهی صدهزار مرتبه شکر برای دونه به دونه معجزه هایی زندگیم توی این 4 سال که هرکدومش میتونه ذهنم رو قانع و آروم کنه و برای خواسته های بزرگترت نیاز نیست زجر بکشی،تو فقط کافیه هماهنگ بشی…هماهنگ با جریان خداوند…
مابقی کارها با مدیر کاروانه!
اگر اون ساربونه،میدونه شتر و کِی و کجا بخوابونه…
نکته ی مهم تری که باید همیشه حواسم باشه و به خودم بگم چون خیلی راحت یادم میره اینکه:خودت رو فقط با قبل خودت مقایسه کن،اوضاع از قبل بهتره؟!خداروشکر،پس توی مسیر درستی هستی.
الهی صدهزار مرتبه شکر برای دومین روز زمستانی که با برکت و نور و عشق و رحمت خدا شروع شد…و خدا میداند تا شب چه معجزه هایی در راهه…
خداییکه از زبان استاد هر روز داره این بهبود گرایی رو توی فایلهاش برای ماها که در مسیر حقیقت و درستی هستیم…آسانتر میکند…
سلام سعیده عزیزم…دختر زیبا روی،” توحیدی قرآن با حکمت..
چقدر داری روی خودت کار میکنی که تمام حرفهات از دوره هات میشه احساس خوب داشتن !!!
عزیز دل!!!!
دیشب به یه مهمانی خانه خدا دعوت شدیم..
یه هدیه گرانقدر بهم داده شد.شکل خانه خدا بصورت جعبه روشم نوشته الله….
داخلشم یه تسبیح زیبای آبی بود با یه عدد شیرینی که اینو تقدیم مادرم کردم..
ولی الان روی هدیه تخت.الهامیم گذاشته.
.
سعیده جان…دیشب تو این مهمونی،”یه پاشنه توی وجودم با برخوردم با یه شخص “قابل روئت شد…
و اونم…دقیقا همیشه ریشه ایی بوده تا دیشب به لطف خدا”””روئتش مانند ماه شب چهارده پدیدار گشت…
احساس خودارزشمندیم به یسری کتگوریها پوچ..
…….
ناگفته نمونه!!! یه سری برخوردهام بازم دیدم چقدر ترمیم شده..که بدون قضاوت از گفته ها و باورای دیگران..را دوست داشته باشم..
و چند تا مورد دیگه…
امروز عصر که دقیقا نقطعه صلات من در نزدیکی کوه بزرگ شهرم هست…روی تخته سنگی میشینم و خودمو کندو کاو میکنم..
که دلیل این برخورد از چه باوری نشات گرفته..
چون میدونم….
و درس خودمو خوب یاد گرفتم..
سعیده جان قبلنا وقتی از خودم ایرادی میگرفتم…
خیلی نسبت بخودم و رفتار خجالت میکشیدم.و دوستنداشتم اون پاشنهامو درک کنم و حلشون کنم..
یه حس دور میدمش…
ولی از زمانی به خودشناسی رسیدم ریشه های باورامو بیشتر درک میکنم بدون خجالت با خودم در میون میزارم و سعی میکنم خیلی خوب با خودم،” رفتار کنم..
که بعد از اینکه روی خودم کار کردم هدایت شدم به یه قسمتی.به لطف خدا از این ازمایش سربلند بیرون اومدم.
و سعی کردم دیگه رفتارمو خیلی بهتر “عمل کنم..
سعیده جان…همینه استاد میگه…باید ریشه ها رو بیارییم بیرون دقیقا همینه.و این خودشناسی و در صلح بودن با خودم و این پیاده روی..چقدر باعث شد..تا من خودمو با همین نرگس الانم دوستداشته باشم..
قبلنا خیلی خودمو سرزنش؟میکردم.ولی امروز چقدر خودمو دوستداشتم و تونستم با تعمق و در اون منطقه پاشنمو بیارم بیرون و حلشون کنم تا دفعه بعد انشالله تکرار نشه..
چون پشتش خودارزشمندیمو به یسری کتگوریها چسبونده بودم..
که من دلیل این رفتارم بخاطر اینکه از طرف اون شخص ارزشمندتر بشم..
و امروز گفتم نرگس گول خودت نزن..بدون دلیل رفتارت.بخاطر چی بود!
اون لطف خداوند بود….
.سعیده عزیز بعد اون کنترل ذهن و پیاده روی و حل کردن این چالش و مسئله،”
هدایت شدم به فایل نشانه ام..
که استاد گفتند فاصله خاستهات فقط با احساس خوب پر میشه..
پس از همونجا که هستی از زندگیت لذت ببر..
استاد میگفت اون اوایل اینقدر عجله داشتم که از گرجستان یه وصل رانندگی کردم تا قم…
اینقدر عجله برای رسیدن به خاستهام داشتم..
و گفت بچها …الان نزدیک چند سال که گذشته…فهمیدم به این اصل “که بچها!!!
..درسته اون موقع منم بازم از زندگیم لذت میبردم..ولی یجاهایی برای رسیدن به خاسته هام عجله میکردم..
ولی قانون اینه…
از همونجایی که هستین با پدر با مادرتون یا مثل دیدن یه پروانه.یا هر چیز دیگه!” لذت ببریید و احساس خوب داشته باشین…
و باز هدایت شدم به کامنت شما تو این پروژه جدید دیدم آره شما هم داریید از توحید میگید..
سعیده جان بخودم تحسین میکنم..و اینقدر طبق تکاملم..خیلی نسبت به خودم مخصوصا تو بحث پیدا کردن پاشنه بدون اینکه خودمو سرزنش کنم..میگم این فرصته برای من..
همین باعث شده..سخت نگیرم و هر چی هست رو حل کنم..
دقیقا نقطعه احساس خوب داشتن خیلی روی زندگیم تاثیر گذاشته….
و من دقیقا اینو توی برخوردام میبینم..
سعیده عزیز…..بیادآوری گذشته…خیلی بهم کمک کرده و واقعا منو سپاسگزارتر کرده..
که چقدر من مورد حمله قربانیها قرار میگرفتم…
ولی الان دیگه خبری از اون نرگس قربانی دست اون افرادا نیست..
راسی بازم امروز یه هدایت دیگه برای؟شخص دیگه بازم در حیطه طراحی و دوخت در ایران و خارج از کشور فرستادم..
ولی اینبار روانتر و ساده تر و کلی تر از نمونه کارام فرستادم..
و باز نمیدونم این قدم میخاد به کجای کار منو بکشونهولی میدونم دستکشام انشالله در مسیر جهانی میخاد قرار بگیره…
چون همجوره بازم چند روز پیش؟یه ورژن از کار دوختیم مزونی تر و زیباتر شد…
و میدونم این حرکت و بهبود مثل سایت این بهشت و حتی شما،” سعیده عزیزم….هر روز به این سمت هدایت میشوید .
سلام سعیده جان واقعا لذت بردم از کامنت فوق العاده و توحیدیت ،حدود یک سال هست که شما رو دنبال می کنم و همیشه لذت میبرم از خوندن نوشته هات از عشق بازیت با خدا
و همیشه تحسینت کردم
در واقع فایلهای استاد برام مثل غذای روحه و کامنتهای شما برام مثل قرص مکمل
وخیلی خیلی تا بحال ازت چیز یاد گرفتم
ازشما ممنونم که می نویسی و قلب ما رو روشن می کنه به نور خدا ،همیشه بنویس چون ما به این صلاه هات نیاز داریم وعزیزم بهت تبریک میگم بابت قلب پاکی که داری بابت قلم زیبا و قوی که داری که آدم رو مسخ میکنه از عطر خدا از عشق خدا وبارها و بارها با خوندن کامنت هات اشک ریختم از عشق خدا و قلبم باز شده ازت بی نهایت سپاسگزارم بابت صلاههات
مرسی که هستی دوست خوبم
سعیده جان راجع به جواب کامنتی که به یکی از دوستان داده بودی بابت مثال پروژکتور ،که برام خیلی جالب بود،مخصوصا تیکه آخرش که میگفت آنها در تاریکی حتی دستهای خود را هم نمی بینند
حالا من این نور رو برای خودم اینطوری تجسم می کنم که ی ریسمان الهی از آسمان به سمت زمین هست که نورانیه واین ریسمان رو برای خودم به پیامبران ، قرآن و استاد که پیامبر زمانم هست و سایت تشبیح می کنم که هر چی به این ریسمان الهی نزدیکتر باشیم و طبق گفته قرآن به این ریسمان الهی بیشتر چنگ بزنیم ،آرامش ، نعمت ،ثروت ،سلامتی و عشق ،شادی وخوشبختی بیشتری دریافت می کنیم و هر چی از این ریسمان الهی دورتر بشیم نور کمتری دریافت می کنیم تا جایی که دیگه نوری نیست و هر چی هست تاریکی و ظلمت ،نگرانی،استرس ،فقر وبیماریه،احساسهای بده بدبختیه مشکلاته
ی تعبیر دیگه هم دارم ،راجع به ورود نعمت و ثروت به زندگیم
و یکی از پاشنه های آشیل من برای ورود نعمتها این باور و این شعر بوده که هر که بامش بیش برفش بیشتر و باور داشتم که هر کسی که پول و ثروت بیشتری داره مشکلات وبیماری و دردسرهای بیشتری داره و حدود یکسالی هست که این شعر رو برای خودم اینطوری تعبیر کردم که بابا شاید اصلا این شاعر بیچاره قانون جذبی بوده و ما برای چی برفو به بدبختی و مشکلات تعبیر می کنیم ،شاید واقعا منظورش همون مثال استاد باشه که هر چی سطلمون بزرگتر باشه نعمتهای بیشتری دریافت می کنیم و برای خودم اینطوری جا انداختم که هر که بامش بیش برفش بیشتر در واقع یعنی سطل بزرگتر ، پشت بوم بزرگتر یعنی نعمتهای بیشتر ،برف یعنی نعمت بیشتر یعنی ثروت بیشتر یعنی سلامتی بیشتر یعنی آرامش و خوشبختی بیشتر،آخه چرا برف باید بدبختی و مشکلات تعبیر بشه ،حالا شایدم واقعا منظوره شاعر این بوده باشه که حتی اگر منظورش واقعا مشکلات بوده خب اونم ی انسان بوده مثل همه و مثل اکثریت انسانها و قانون رو نمیدونسته و وحی نبوده که از طرف خدا اومده باشه که برای ذهن من و خیلیای دیگه شده حجت و آثار ابن نگاه مخرب رو توی بیشتر فیلم وسریال ها هم دیدیم و تبدیل شده به واقعیت زندگی اکثریت مردم و من برای خودم اینجوری تفسیرش کردم و از موقعی که این نگاه رو دارم خیلی خیلی راحت تر نعمتها وارد زندگیم شدن
و ی تصور دیگه برای خودم ساختم که شاید بدرد کسی بخوره اینه که من، ذهنم و باورهای محدود کننده ذهنم رو مثل ی سد تجسم می کنم که پشت این سد پر از آبه در واقع پر از نعمت و ثروته و خوشبختیه و می بینم که من هر چی بیشتر روی ذهنم کار می کنم ،دریچه این سد روز به روز باز و بازتر میشه و دریاچه ام از ی آب باریکه ،الان خداروشکر انقدر پر آب وخروشان شده و نعمتها بصورت کاملا بدیهی وارد زندگیم میشن و با تمام وجودم درک کردم که این ذهن من بوده که مثل ی سد جلو نعمتهارو گرفته بوده نمیزاشته نعمتها واردبشن وگرنه پشت این سد نامحدود آب وجود داشته و داره
و من این رو مدیون استاد عباس منش عزیزم و استاد شایسته نازنینم و این سایت توحیدی هستم که بی شک یکی از بزرگترین نعمتهای زندگیم هست و همیشه سپاسگزار وجود نازنین استاد و استاد شایسته و سایت و شما دوستان عزیزم هستم
امیدوارم ی روزی برسه که استاد بیان ایران و استاد و اعضای این سایت بزرگ بهشتی همه دور هم جمع بشیم و همدیگرو از نزدیک ببینیم
سعیده عزیزم به امید دیدار روی ماه شما و در آغوش گرفتن دختر توحیدی خدا
استاد وهمه دوستان عزیزم رو به خدا میسپارم به امید دیدارتون در بهترین زمان و مکان
بی نهایت ازت سپاسگزارم برای این لطف و محبتی که بهم داشتی و برای این کامنت پر برکت و پر از درس که برام نوشتی،ممنونم که لطف کردی و وقت گذاشتی برام،خیلی مثال هایی که زدی عالی بودن و میتونه خیلی از نجواهای ذهن رو کم کنه و به جاش نور خداوند وارد باشه…
سلام سعیده جان واقعا لذت بردم از کامنت فوق العاده و توحیدیت ،حدود یک سال هست که شما رو دنبال می کنم و همیشه لذت میبرم از خوندن نوشته هات از عشق بازیت با خدا
و همیشه تحسینت کردم
در واقع فایلهای استاد برام مثل غذای روحه و کامنتهای شما برام مثل قرص مکمل
وخیلی خیلی تا بحال ازت چیز یاد گرفتم
ازشما ممنونم که می نویسی و قلب ما رو روشن می کنه به نور خدا ،همیشه بنویس چون ما به این صلاه هات نیاز داریم وعزیزم بهت تبریک میگم بابت قلب پاکی که داری بابت قلم زیبا و قوی که داری که آدم رو مسخ میکنه از عطر خدا از عشق خدا وبارها و بارها با خوندن کامنت هات اشک ریختم از عشق خدا و قلبم باز شده ازت بی نهایت سپاسگزارم بابت صلاههات
مرسی که هستی دوست خوبم
سعیده جان راجع به جواب کامنتی که به یکی از دوستان داده بودی بابت پرژکتور ،
حالا من این نور رو برای خودم اینطوری تجسم می کنم که ی ریسمان الهی از آسمان به سمت زمین هست که نورانیه واین ریسمان رو برای خودم به پیامبران ، قرآن و استاد که پیامبر زمانم هست و سایت تشبیح می کنم که هر چی به این ریسمان الهی نزدیکتر باشیم و طبق گفته قرآن به این ریسمان الهی بیشتر چنگ بزنیم ،آرامش ، نعمت ،ثروت ،سلامتی و عشق ،شادی وخوشبختی بیشتری دریافت می کنیم و هر چی از این ریسمان الهی دورتر بشیم نور کمتری دریافت می کنیم تا جایی که دیگه نوری نیست و هر چی هست تاریکی و ظلمت ،نگرانی،استرس ،فقر وبیماریه،احساسهای بده بدبختیه مشکلاته
ی تعبیر دیگه هم دارم ،راجع به ورود نعمت و ثروت به زندگیم
و یکی از پاشنه های آشیل من برای ورود نعمتها این باور و این شعر بوده که هر که بامش بیش برفش بیشتر و باور داشتم که هر کسی که پول و ثروت بیشتری داره مشکلات وبیماری و دردسرهای بیشتری داره و حدود یکسالی هست که این شعر رو برای خودم اینطوری تعبیر کردم که بابا شاید اصلا این شاعر بیچاره قانون جذبی بوده و ما برای چی برفو به بدبختی و مشکلات تعبیر می کنیم ،شاید واقعا منظورش همون مثال استاد باشه که هر چی سطلمون بزرگتر باشه نعمتهای بیشتری دریافت می کنیم و برای خودم اینطوری جا انداختم که هر که بامش بیش برفش بیشتر در واقع یعنی سطل بزرگتر ، پشت بوم بزرگتر یعنی نعمتهای بیشتر ،برف یعنی نعمت بیشتر یعنی ثروت بیشتر یعنی سلامتی بیشتر یعنی آرامش و خوشبختی بیشتر،آخه چرا برف باید بدبختی و مشکلات تعبیر بشه ،حالا شایدم واقعا منظوره شاعر این بوده باشه که حتی اگر منظورش واقعا مشکلات بوده خب اونم ی انسان بوده مثل همه و مثل اکثریت انسانها و قانون رو نمیدونسته و وحی نبوده که از طرف خدا اومده باشه که برای ذهن من و خیلیای دیگه شده حجت و آثار ابن نگاه مخرب رو توی بیشتر فیلم وسریال ها هم دیدیم و تبدیل شده به واقعیت زندگی اکثریت مردم و من برای خودم اینجوری تفسیرش کردم و از موقعی که این نگاه رو دارم خیلی خیلی راحت تر نعمتها وارد زندگیم شدن
و ی تصور دیگه برای خودم ساختم که شاید بدرد کسی بخوره اینه که من، ذهنم و باورهای محدود کننده ذهنم رو مثل ی سد تجسم می کنم که پشت این سد پر از آبه در واقع پر از نعمت و ثروته و خوشبختیه و می بینم که من هر چی بیشتر روی ذهنم کار می کنم ،دریچه این سد روز به روز باز و بازتر میشه و دریاچه ام از ی آب باریکه ،الان خداروشکر انقدر پر آب وخروشان شده و نعمتها بصورت کاملا بدیهی وارد زندگیم میشن و با تمام وجودم درک کردم که این ذهن من بوده که مثل ی سد جلو نعمتهارو گرفته بوده نمیزاشته نعمتها واردبشن وگرنه پشت این سد نامحدود آب وجود داشته و داره
و من این رو مدیون استاد عباس منش عزیزم و استاد شایسته نازنینم و این سایت توحیدی هستم که بی شک یکی از بزرگترین نعمتهای زندگیم هست و همیشه سپاسگزار وجود نازنین استاد و استاد شایسته و سایت و شما دوستان عزیزم هستم
امیدوارم ی روزی برسه که استاد بیان ایران و استاد و اعضای این سایت بزرگ بهشتی همه دور هم جمع بشیم و همدیگرو از نزدیک ببینیم
سعیده عزیزم به امید دیدار روی ماه شما و در آغوش گرفتن دختر توحیدی خدا
استاد وهمه دوستان عزیزم رو به خدا میسپارم به امید دیدارتون در بهترین زمان و مکان
سلام و درود سعیده جان امیدوارم که در پناه رب العالمین همواره شاد و سلامت باشی و بر مدار نور و فضل بینهایت.
هیچ ایده ای ندارم که قراره چی بنویسم ولی با توکل بر خداوند شروع میکنم و از خداوند هدایت میخوام که خودش بر قلبم جاری باشه و دستانم رو به حرکت بندازه تا چیزی رو بنویسم که خیر دنیا و آخرت در اون باشه.
به دو دلیل میخواستم برای کامنتت پاسخ بنویسم. یکی اینکه مجدداً تاکید کنم که فوق العاده ای و کامنتی که نوشتی هم فوقالعاده ست. به ازای هر جمله ای که نوشتی یه آیه قرآن آوردی. یعنی برای هر جملهات یه سند قرآنی ارائه دادی که از خودت چیزی نمیگی و هر چی داری از قرآنه. و این فوق العاده تحسین برانگیزه.
و دلیل دوم اینکه تبریک بگم چهار ساله شدن فعالیتت توی سایت. به قول خودت دست و جیغ و هورا ، تولدت مبارک ، تولد توحیدیت مبارک. خدا رو صد هزار مرتبه شکر بخاطر نعمت توحید، خدا رو صد هزار مرتبه شکر بخاطر نعمت این سایت و قوانین الهی. خدا رو شکر بخاطر قانون اجابت درخواست که اگر بنده ای تسلیم بشه و درخواست کنه خداوند همواره و همواره اجابتش میکنه…
سعیده جان تبریک میگم بهت بخاطر این ایمان و توحید عملی، تحسینت میکنم بخاطر این تعهد و استمرار چهار ساله توی مسیر و اینکه دلسرد نشدی، ناامید نشدی با اینکه بارها سرزنش شنیدی و زخم زبون تحمل کردی و مقایسه و قضاوت شدی ، اما دست از توحید و ایمان به قوانین الهی برنداشتی. ازت متشکرم که هر بار نجواهای شیطان اومد به خودت و به بچه های سایت یادآوری کردی «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» ، ازت متشکرم که خدا رو انتخاب کردی. بخاطر حضورت ازت متشکرم. یادت باشه قرار نیست زمین رو بشکافی و به اعماق اون برسی یا نردبون بذاری به لایههای بالایی اتمسفر دست پیدا کنی تا ارزشمند باشی؛ قرار نیست یه بیزینس میلیارد دلاری راه بندازی یا هزاران نفر رو متنعم و ثروتمند کنی تا مفید باشی ؛ قرار نیست مدارج سطح بالای بهترین دانشگاههای جهان رو تصاحب کنی تا موفق محسوب بشی؛ قرار نیست فقط مدل خونه و ماشین عوض کنی تا ثروتمند باشی.
شما مفید و ارزشمند، تحسین برانگیزی چون نور خداوند رو در این سایت داری گسترش میدی. شما مفید و ارزشمند و فوق العادهای چون خداوند رو انتخاب کردی و با ایمان عملی در مدار توحید در حال حرکتی. شما بینهایت ثروتمند هستی چون روی دوش خداوند نشستی و هر آنچه درخواست کنی خداوند برات انجامش میده.
این من رو یاد توصیف اهل ایمان در آیه 54 سوره مائده میندازه : «یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَهَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ» (همواره در راه خدا جهاد میکنند، و از سرزنش هیچ سرزنش کنندهای نمیترسند. این فضل خداست که به هر کس بخواهد میدهد؛ و خدا بسیار عطاکننده و داناست.)
الهی که همواره بر مدار فضل بینهایت الهی باشی.
————————————————————————————
این کامنت رو دیروز میخواستم برات بنویسم هر بار یه کاری پیش میومد و من هدایت قرآنی و بخش ابتدایی که نوشته بودم رو توی یادداشت گوشی نگه داشتم و امروز دوباره دست به نگارش شدم.
وقتی به نیت پاسخ به کامنت شمت اپلیکیشن قرآن رو باز کردم ، هدایت شدم به سوره واقعه و آیه شگفت انگیز«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ» و خودم به شخصه بسیار لذت بردم. و رفتم از چندتا آیه قبل رو برات کپی کردم.
یه نکته به ذهنم رسید که بگم در مورد آیه «فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ» که در واقع ترجمهش میشه (پس سوگند یاد نمیکنم به جایگاه ستارگان) ولی دوستان مترجم اصرار دارند که توی ترجمه بگن (سوگند یاد میکنم…)
با این استدلال که قسم نمیخورم یعنی قسم میخورم … (دیدم که میگم) حدوداً 12 -13 سال پیش از یکی از عزیزان پرسیدم این «مواقع النجوم» چیه که خدا در موردش میگه «وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ» اگر درکش کنید قسم بسیار بزرگیه. اون عزیز بزرگوار چون درس سفسطه کردن رو پاس کرده بود شروع کرد به سفسطه و بحث رو برد سمت اینکه سوگند نمیخورم یعنی در واقع سوگند میخورم …
درکی که الان از این آیه دارم اینه که خدا انگار داره میگه بذارید قسم نخورم چون قسم خیلی بزرگیه و هنوز شما نمیتونید درکش کنید، هنوز براش آماده نیستین، هنوز براش تکامل طی نکردین.
از طرفی از کلمه عظیم استفاده کرده.
اگه بریم به 1400 سال پیش و زمان نزول قرآن کریم ، اون موقع مردم درکی از عظمت ستارگان نداشتن. ستاره رو یه نقطه بسیار کوچیک توی شب میدیدن. حتی فکر میکردن که زمین صافه و خورشید دور زمین میچرخه. حتی ماه رو مفیدتر از خورشید میدونستن. زمین رو مرکز جهان تصور میکردن و چیزای دیگه…
امروز و بعد از سالها و سالها تکامل، و مخصوصاً تکامل بشر در علوم فیزیک و فضایی تازه دارن میفهمن که ستارگان واقعاً عظیم و غیر قابل تصور هستن و خورشید ما یه ستاره بسیار کوچیک در برابر اونهاست. و کهکشان ها میلیارد ها برابر بزرگتر از ستارگان هستن و سحابیها بزرگتر از کهکشان. امروزه که ما میفهمیم یه سیاهچاله به اندازه زمین میتونه به مرور زمان و طی هزاران سال تمام کهکشان راه شیری رو عین جاروبرقی توی خودش ببلعه و جمع کنه…
حتی امروز و بعد از دست پیدا کردن به چند هزار اگزابایت اطلاعات در مورد فضا بازم ما هیچی در مورد فضا نمیدونیم.
پس بازم همون آیه «وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ» سوگند به جایگاه و نقش و شرایط ستارگان بسیار بسیار عظیمه که انسان نمیتونه درکش کنه.
(هر اگزابایت حدود 1000 پتابایته ؛ و هر پتابایت حدود 1000 ترابایت ؛ و هر ترابایت حدود 1000 گیگابایت)
خداییش نمیدونستم اصلا قراره اینا رو بنویسم و بپردازم به قسم خوردن یا قسم نخوردن خداوند.
حالا این همه حرف زدم، قسم اصل نیست ، دلیل این قسم چیه … اصل اونه
خداوند قسم میخوره به جایگاه ستارگان که بگه این قرآنی که بر شما خوانده میشه بسیار کلام ارزشمند و مهم و نورانی هست که از سوی خداوند داره نازل میشه و فقط مخصوص کسانیکه که دارای قلبی پاک و مطهر باشند.
امروز چند درصد افراد جامعه وقتی به بن بست و نجوای شیطان میخورن، برای آرامش گرفتن میرن سراغ قرآن ؟؟
الهی که شما و همه بچه های نورانی این سایت همیشه و همواره با قرآن مأنوس باشید و همیشه با قرآن هدایت و حمایت بشید.
————————————————————————————
منو ببخش بازم خیلی طولانی نوشتم، همون شوخی همیشگی ، حالا که رسیدی آخر کامنت، اگه دیدی کامنت طولانی بود بذار سر فرصت بخونش.
مجدداً پیشاپیش چهار ساله شدن پروفایلت مبارک (2 روز دیگه …)
———————————————————————————
همواره در پناه رب العالمین باشی، نورانی به نور قرآن.
(ای اهل ایمان! هر کس از شما از دینش برگردد [زیانی به خدا نمی رساند] خدا به زودی گروهی را می آورد که آنان را دوست دارد، و آنان هم خدا را دوست دارند؛ در برابر مؤمنانْ فروتن اند، و در برابر کافرانْ سرسخت و قدرتمندند، همواره در راه خدا جهاد می کنند، و از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای نمی ترسند. این فضل خداست که به هر کس بخواهد می دهد؛ و خدا بسیار عطاکننده و داناست.)
و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده و گروه گروه نشوید؛ و نعمت خدا را بر خود یاد کنید آن گاه که با یکدیگر دشمن بودید، پس میان دل های شما پیوند و الفت برقرار کرد، در نتیجه به رحمت و لطف او با هم برادر شدید، و بر لب گودالی از آتش بودید، پس شما را از آن نجات داد؛ خدا این گونه، نشانه های [قدرت، لطف و رحمت] خود را برای شما روشن می سازد تا هدایت شوید.
=====================================
سلام حمید جان ،امیدوارم حال دلت خوب باشه،در آرامش باشی و اون قسمت قلبت که جایگاه نور خداونده،به خدا وصل باشه…
هیچ ایده ای ندارم جز قلبی که من رو دعوت به نوشتن کرده،این یک تلاش آگاهانه برای دسترسی به مدارهای بالاتره و بعد از چند بار گوش کردن به سوره ی سجده،قلبم گفت الان خودت رو مشغول نوشتن کن.
استاد تو جلسه ٢ هم جهت با جریان خداوند میگن:ایده های بهتر زمانی میان که یکم از شدت افکار منفی کم شده باشند،یعنی یکم که ذهنت آروم تر میشه ،شما هدایت های با کیفیت تری رو دریافت میکنی.
این شد که من الان میتونم بنویسم،این خودش یک مدار بالاتره،چون در گذشته،داشتم روزهایی رو توی زندگیم که انقدر تحت فشار نجواهای ذهن و همزات شیطان بودم که حتی نمیتونستم وارد سایت بشم و چیزی ببینم،چه برسه بخوام بنویسم.
حکایت من و نجواهای شیطانی میدونی چه جوریه؟!
تاحالا تو زندگیت بچه پرو دیدی؟!بچه ی سرتق و پرو!
که از دست یکی چک میخوره،حتی دردش هم میاد،یک چند لحظه از درد صداش درنمیاد،شاید حتی گریه هم بکنه….
اما سریع پا میشه و میره اونطرف تر،دستاشو میزاره کنار گوشش،زبونشو میاره بیرون و با یک حالت حرص درآری میگه :همین؟!اصلنم درد نداشت!!!
بعدش میره ادامه بازی و کارهای خودش …
این داستان و من و نجواهای شیطان در کل این 4 سال طی کردن مسیر توحیدیه.
چک و لگدشو خوردم،دردمم اومده،گاهی هم انقدر گریه کردم که دیگه نفسم در نمیومد…ولی خیلی زود دوباره پا میشدم و براش ادا درمیاوردم و میگفتم همین ؟!اصلنم درد نداشت!!!!
و دوباره خودمو پرت میکردم تو آغوش خدا….
ازین روز ها زیاد داشتم توی زندگیم…هربار هم خدا به طرز معجزه آسایی کمک هاشو برام رسونده،اما باز تو موقعیت جدید ذهن کار خودش میکنه و میگه بدبخت شدی،دیگه تموم شد …
به قول استاد تو جلسه 4 قدم 5:ذهن اینجور موقع ها تموم فشارش رو میاره…آدم وقتی خوب روی خودش کار میکنه میتونه سالم دربره،وگرنه که زیر فشار ذهن آدم خورد میشه…
دیروز منم ازون روزا بود،حسابی دردم اومده بود ولی بالاخره تا شب تونستم خودمو جمع و جور کنم و با شکرگزاری قلبی بخوابم و صدای صوت دعای نماز عید فطر….
همون دعایی که دریایی طوفانی کیش رو پر از نور کرد…
الله اکبر
الله اکبر،
لا اله الا الله و الله اکبر،
و لله الحمد،
الحمد لله على ما هدانا،
و له الشکر على ما اولانا
برای همین امروز با یک احساس بهتری بیدار شدم،یک جنس از نور تسلیم و تو تاریکی هوا شروع کردم به نوشتن و درخواست هدایت و کمک کردن …
یک نیم ساعتی پشت سرهم سوره ی سجده رو گوش دادم تا قلبم گفت بیام خودمو مشغول کامنت نوشتن کنم،اون با هدایت سوره ی آل عمران،اونم دوبار پشت سر هم!
راستی دیشب تو همون حال و هوای سنگین چندبار از ته قلبم صداش زدم و چند دقیقه نشد که یک نقطه ی آبی منو هدایت کرد به این کامنتم،اسفند ماه ١4٠٢،زمانی که تازه یک هفته بود از کارم انصراف داده بودم …
هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو:] یقیناً من نزدیکم، دعای دعا کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت می کنم؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا [به حقّ و حقیقت] راه یابند [و به مقصد اعلی برسند].
چونک در عهد خدا کردی وفا
از کرم عهدت نگه دارد خدا
راستی بابت این کامنت پربرکتت ازت سپاسگزارم،ممنونم که حواست بود من دارم 4 ساله میشم،ممنونم برای تبریکت،بدون شک تحسین شما،تجلی روشن قلب خودته و من صمیمانه ازت سپاسگزارم.
و اما هدایت و درس های قرآنیت برام بی نظیر بود،من زیاد به سوره ی واقعه گوش دادم،زیاد مطالعه ش کردم ولی هیچ وقت ازین زاویه بررسیش نکرده بودم،ممنونم که همیشه کمکم میکنی عظمت خداوند رو بیشتر درک کنم.
امیدوارم باز هم برام از درس های قرآنی بنویسی،چون هیچ وقت ازش سیر نمیشم.
راستی به نظرم این متوقف شدن ارسال ایمیل یک خوبی برای من داره،اینکه میتونم راحت کامنت بنویسم بدون اینکه ذهنم نجوا کنه،الان دیگه منم و خدا…
باز هم ازت ممنونم و خداروشکر که به مدار نوشتن پاسخ برای شما دسترسی داشتم.
سلام به سعیده جاااانم صاحب صلاه های نورانی و روح نواز (‿)
الهی شکر برای وجوووود پربرکتت برای این پیامهای پراز نورت برای کلام خدا که به این زیبایی و کاملا هماهنگ با موضوع پشت سرهم تو قلب گشاده ی پر رزقت قطار میشن که با قلم جادوییت بررررره تو تک تک سلول های قلبمون و پراز نورشون کنه (。◕‿◕。)
مرسی که هستی مرسی که کامنتت همیشه و اکثر اوقات کامنت اوله تا ماهم از این صلاه عاشقانه و خالصانه مستفیض بشیم خوش بحااااالمون خوش بحالمون (. ᴗ .)
عاشقتم رفیق ندیده که انقدرررر وصلی و انقدر قشنگ داری تو این مسیر حرکت میکنی و انقدر عاشقانه و روحنواز رازو نیاز میکنی و مطمنم اونقدررررر این صلاه برات برکت داره که از قشنگترین راهها هزاران بار به زندگیت برمیگرده (๑• . •๑)
خیلی کیف کردم خیلییییی زیاد روحم فول شد تو صبح صلاه کردی و نورش شب منو روشن کرد (◠‿◕)
امیدوارم تو این مسیر قشنگ همیشه همینقدررر عالی پیش بری و برامون بنویسی و کیف کنیم (‿)
برات بهترینهارو آرزو میکنم صاحب صلاه های روح نواز و دلنواز (◔‿◔)
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
درک عمیق قوانین خداوند قسمت اول
یه سلسله لایوها داشتیم محوریتمون خدا و ویژگیهای خدا بود راجع به اینکه انسان بدون خدا چقدر قدرتمنده صحبت کردیم انسان خیلی قدرتمنده ولی با خدا چقدر قدرتمندتره صحبت کردیم
راجع به اینکه خدا چیه صحبت کردیم خدا کیه صحبت کردیم خدا کجاست صحبت کردیم راجع به باور خدا صحبت کردیم راجع به خدا چی از ما میخواد اینکه هدف آفرینش انسان چیه هدف آفرینش جهان چیه قوانین خدا رو صحبت کردیم راجع به سپاسگزاری صحبت کردیم
و امشب یه سوالی که خیلی از بچهها دارن اینه که ما میگیم ما قدرتمندیم و میتونیم زندگی خودمون رو بسازیم با توکل به خدای بزرگ و مهربون با قدرت اون با قدرت خودمون
اول اینکه خب پس اینکه میگن خدا به هرکی بخواد هرچی بخواد میده آیه قرآنه و حالا سوالی که دوستان معمولاً براشون به وجود اومده امروز من سوال پرسیدم تو استوریم که چقدر اعتقاد دارید که رزق و روزی ما از قبل تعیین شده و سوال دوم اینکه به نظر شما آیا خدا به هرکی که بخواد و هر چقدر بخواد میده و به هر کی بخواد و هر چقدر که بخواد میگیره
تقریباً جواب 50 ،50 بود
ما وقتی سوالی میپرسیم راجع به مباحث موفقیت چون اکثر بچههایی که توی پیج ما هستن بچههایی هستن که آگاهی دارن یه مقدار سطحشون از لحاظ دانش و آگاهی نسبت به موفقیت فردی یه ذره بالاتره جوابهایی که میگیریم جوابهایی که خودمون میدونیم درسته بهش نزدیکه مثلاً 80 درصد 90 درصد اون جوابی که ما میدونیم درسته رو میگن
ولی توی این مورد امروز 50 ،50 بوده
به نظر یه تناقضی داره با اینکه ما این همه تلاش کنیم که چی اگه خدا به هر کی بخواد میده به هر کی که بخواد نمیده
فقط میدونم تو این زمینه تو استادی و قرآن رو قشنگ درآوردی همه چیزش رو،
هم از دیدگاه قرآنی و هم از دیدگاه خود آقای عباس منش میخوام تفکرش و دیدگاهش نسبت به اینکه خداوند به هر کسی بخواد میده و هر کسی بخواد میگیره چیه،
اینکه حرفهای قشنگ بزنیم خیلی مهم نیست
اینکه عمل کنیم به اون چیزی که میدونیم و درسته خیلی مهمه
بعضی موقعها میبینم که افراد میفتن توی این دام حرفهای قشنگ زدن و مثلاً خیلی خوشگل گفتن یا سخنران خیلی خوبی بودن یا نصیحت کننده خیلی خوبی بودن برای بقیه هیچ فایدهای نداره
هر چقدر ما حرف قشنگ بزنیم خودمون عمل نکنیم هیچ فایدهای نداره و بهتره اون چیزی که میدونیم رو بهش عمل کنیم و ازش استفاده کنیم و نتیجه بگیریم و نتیجهاش هم اینه که زندگیمون از هر لحاظ باید بهتر بشه وقتی عمل کنیم به چیز درست
در مورد این داستان بحث اینکه خدا بخواد اون اولی هم که من دورههام رو برگزار کردم این سوال رو از من میپرسیدن که آیههایی رو میآوردن این حرفا چیه همش خدا گفته ما به هرکی بخواهیم میدیم ما رزق بی حساب میدیم از هرکی بخواهیم میگیریم پس این چیه
بعد ما اومدیم تحقیق کردیم توی قرآن دیدیم تمام مواردی که این چنین اومده که ما به هر کسی بخواهیم میدیم از هر کسی بخواهیم میگیریم از ریشه شیء استفاده کرده
ان شاالله، ان تشاءالله، ان یشاءالله
اگر خدا بخواهد تو ترجمهها اشتباهاً ترجمه کردن اگر خدا بخواهد،
یا ان شاالله رو میگن اگر خدا بخواهد که خواستن خدا کلمهای که توی قرآن ما داریم ریشه رَودَ است
منظور اینکه خدا اراده کنه
یعنی خدا بخواد از ارادالله ان اراد الله
یا ان یرید الله استفاده میکنه
بعد ما اومدیم تمام آیههایی که از ریشه رَودَ استفاده شده توی قرآن تمام آیههایی که از ریشه شیء استفاده شده توی قرآن همه را گذاشتیم بغل همدیگه
فکر کنم توی دوره قانون آفرینش هم جلسات آخرش من این کارو کردم توی دورههای حضوریمون هم این کارو انجام دادیم و اومدیم بررسی کردیم کجاها از یشاءالله استفاده میکنه
کجاها از ارادالله استفاده میکنه قرآن
و دیدیم که منظور از ان شاءالله منظور خواست خداوند نیست
منظور مشیت خداونده
جایی که خدا میخواد بگه خواست من از اراده استفاده میکنه
یعنی اراده من هست که این اتفاق بیفته و در تمام مواردی که از ریشه رودَ استفاده کرده از ارادالله یا از یریدالله استفاده کرده
گفته که در مورد چه کسانی دارم صحبت میکنم
مثلاً گفته که من اراده کردم که کافرین این اتفاق براشون بیفته
یا مشرکین این اتفاق براشون بیفته
ولی در جاهایی که از ریشه شیء استفاده کرده تقریباً هیچ جا از گروه خاصی نام نبرده یعنی داستان اینجاست که اگر در مشیت و در قوانین الهی باشه به شما داده میشود
اگر نباشه به شما داده نمیشود
نه اینکه اگر خدا بخواهد به شما داده میشود
گفتم برای اونایی که میخوان یه ذره حرفهایتر قرآن رو مطالعه کنن یه تفاوت عظیمی هست بین ریشه شیء یا انشاالله و ان تشاءالله در قرآن و ریشه رَودَ یعنی ان اراد الله ان یرید الله در قرآن
اینو اگر دقت کنین به این نتیجه خواهند رسید که بحث بحث این نیست که خدا به ما بدهد
بحث بحث اینه که آیا ما در مدارش در قوانین دریافت قرار میگیریم یا نه
اگر ما در قوانین دریافت قرار بگیریم به ما داده میشود طبق قانون
مثلاً ما میایم میگیم طبق قانون اگر شما فلان ماده شیمیایی رو با فلان ماده مخلوط کنید نتیجهاش این میشه
ما میگیم طبق قانون اگر شما مثلاً سنگی رو از بالای کوه پرت کنید طبق قانون میفته پایین طبق قانون جاذبه
یا طبق قانون چسبندگی مولکولی ما میایم میگیم اگر مثلاً شما یه گلولهای با تفنگ شما به سمت آب شلیک کنی به اندازهای که سرعت گلوله بیشتر بشه طبق قانون چسبندگی مولکولی به همان اندازه مقاومت آب بیشتر میشه به همین دلیل هر چقدر گلوله سریعتر وارد آب بشه به همون نسبت با فشار محکمتری از آب مواجه میشه و نمیتونه بره جلو
همون لحظه مثلاً پخ میشه یا مسیرش رو از دست میده
اینا همش قوانینه دیگه
یعنی این نیست که یه کسی یه آدم خوبی باشه این کارو انجام بده نتیجه متفاوتی میگیره با کسی که آدم بدی باشه
به خاطر همین در تمام مواردی که از ریشه شیء توی قرآن استفاده شده ما متوجه میشیم که هیچ گروه خاصی نام برده نمیشود
در تمام مواردی که از رَودَ استفاده میشه گروه خاص نام برده میشود
و شیء به معنای خواست خداوند نیست انشاالله به معنای این نیست که اگه خدا بخواهد
انشاالله به معنای اینه که اگر در مشیت الهی باشد
نه اینکه اگر خدا بخواهد
اینو اگر درک کنیم دیگه ما میریم سراغ اینکه چطور ما خودمون رو توی مدار دریافت نعمتهای الهی قرار بدیم و اگر این کارو انجام بدیم طبق قانون بدون تغییر خداوند اون نعمتها وارد زندگی ما میشه
این کل کاریه که ما باید انجام بدیم و من سعی کردم که این کار رو تو زندگیم انجام بدم
سعی کردم که باورهایی رو در ذهنم ایجاد کنم
با خود قرآن هم اینو بررسی کنیم خب خیلی جاها به ما قدمت ایدیهم بما کانو یعملون یعنی میگه هر اتفاقی براتون میفته به خاطر اون چیزیه که خودتون میفرستید
به خاطر اون کارهاییه که خودتون میکنید بارها و بارها میگه خداوند به شما ظلم نکرد خودتون بر خودتون ظلم کردید
تمام موارد توی قرآن وقتی آدم میاد در واقع کلیت قرآن رو مطالعه میکنه متوجه میشه تمام اقوامی که توی قرآن نابود شدن هلاک شدن به خاطر اعمال خودشون بوده و اونایی که نجات پیدا کردن بازم به خاطر اعمال خودشون بوده
وقتی که ما توی مسیر درست قرار بگیریم لاجرم طبق قانون خداوند
حالا بحث ثروت یه بحثه
بحث سلامتی یه بحثه
بحث روابط یه بحثه
ما نیاز داریم که باورهامون رو در مورد روابط درست کنیم تا روابطمون خوب بشه رفتار مناسب فکر مناسب باورهای مناسب تو زمینه روابط روابط رو خوب میکنه طبق قانون
باورهای مناسب تو بحث ثروت، ثروت و نعمت بیشتری وارد زندگیمون میکنه
طبق قانون
بحث سلامتی همینجور
وقتی آدم اینا رو درک کنه دیگه اینجوری نیست که مثلاً
یعنی این نگاهه نگاه اشتباهیه که نکنه من درست عمل کنم ولی خدا نخواد به من بده اصلاً اینجوری نیست که خداوند تصمیم بگیره به چه کسی بده به چه کسی نده
اون کسی که در مدار دریافت باشه دریافت میکنه
اون کسی که در مدار دریافت نباشه
حالا دریافت نعمت دریافت سلامتی دریافت ثروت هرچی که هست دریافت نمیکنه
یعنی این قانون خداونده
ما توی قرآن بارها و بارها داستان اقوامی رو میشنویم مثلاً قوم نوح
این قوم پیامبر رو مسخره میکنن ایمان نمیارن هر چقدر میگه نوح 900 سال دعوی مینمود دم به دم انکار قومش میفزود
هیچ از دعوت عنان واپس کشید هیچ در غار خاموشی خزید
نوح همینجوری هی دعوت میکرد و هی میگفت به سمت خدا بیاید
راه درست اینه کار درست اینه قبول نکردن 900 سال این کارو کرد بیشتر هی مسخرهاش کردن
وقتی که عذاب الهی اومد این نبود که برای همه بیاد نوح و اون افراد مناسب نجات پیدا کردند بقیه که نامناسب بودن حتی فرزندش هم در طوفان نوح از بین رفتند
یا مثلاً قوم لوط همینجور
یعنی وقتی یکی در مدار درست باشه این نیست که بگیم یه زلزلهای میاد یه عذابی میاد یه تورمی میاد یه رکود بزرگ
مثلاً توی آمریکا مثلاً فلان سال رکود بزرگ بود اقتصاد کلپس کرد
این شد اون شد
سر همین ویروس یه سری شرکتها از بین رفتند ولی یه سری شرکتها خیلی خیلی رشد کردن
این نیست که بگیم هر اتفاقی بیفته برای همه است
یا خدا خواسته برای همه این اتفاق بیفته
نه هر کسی تو مسیر درست باشه هر اتفاقی بیفته به نفعشه
هر کسی تو مسیر غلط باشه هر اتفاقی بیفته به ضررشه
و اگه اینو درک کنیم سعی میکنیم مسیر درست رو بریم حالا این مسیر درست هم بالاخره باید صحبت بشه در موردش
مسیر درست رو بریم و مطمئن باشیم اصلاً این اطمینان قلبی که اگه من مسیر درست رو برم نعمت به من داده میشه باعث میشه که آدم خیلی استیک بشه به همون مسیر درست وگرنه اگه نگاهش این باشه که نه آقا اصلاً فرض کن من مسیر درست رو برم از کجا معلوم خدا دلش بسوزه به حال من
یا بخواد به من کمک کنه
اصلاً اونجوری نمیتونه درست با اون اطمینان با اون قدرت قلبی بالا مسیر درست رو بره،
دقیقاً دقیقاً مرسی عالی
میدونی مسئله چیه
مسئله اینه که خیلی آدمها دنبال بهونه ان که مسئولیت زندگیشون رو به عهده نگیرن
یه بهونهای بیارن برای اینکه تلاش نکنن وگرنه همین نکته
نکتهای که گفتی کلی آیه دیگه تو قرآن هست که میگه تو تلاش کن تو باید عمل کنی تو باید ایمان داشته باشی تو باید قدم برداری هیچ قومی تغییر نمیکنه مگر اینکه خودشون بخوان و خیلی چیزای دیگه
ولی بعضی آدمها هستن حتی این حرفها رو هم وقتی میشنون باز دوباره حرف خودشون رو میزنن و اینا همونایین که به نظر من چشمهاشون کوره و گوشهاشون کره و قلبشون بسته است نمیخوان بشنون همین چیزی که میگید کاملاً درسته و کاش آدمها بفهمن و درک کنند و انجام بدن بعد نتیجهاش رو ببینن
چند شب پیش توی یکی از لایوهامون راجع به ناظر بودن خدا صحبت کردیم گفتیم خدا اصلاً اینجوری نیست که ببینه کی چیکار میکنه حتی کارماش رو بده
یه سری قانون وضع کرده یه بازیه،
تمام قواعدش مشخصه توسط رسلش و پیامبراش و آدمهای بعد از رسلش کسایی که میان با کلام و با نشانه و با تجربه با قلبمون همه جور قوانین را به ما میگه که چیکار کن ولی بعضیها هستن که متاسفانه نمیخوان بشنون،
اینکه بچهها بشنوندچ و عمل کنن این به ما ربطی نداره
یعنی به پیامبرش هم ربطی نداشت
خدا خودش به پیامبر میگه به یونس میگه به پیامبر اسلام میگه تو خودت رو داری میکشی از بس که برات مهمه که بقیه ایمان بیارن
ولی همه ایمان نمیارن
ما اصلاً نباید تمرکزمون رو بذاریم روی اینکه بقیه میفهمن یا نمیفهمن
به خاطر همینم میگم ما باید بریم روی خودمون کار کنیم
اینکه بقیه میفهمن یا بقیه نمیفهمن اصلاً مهم نیست
خیلیها نمیفهمن بحث میخوان بکنن پس اون چیه این چیه من وقتی خودم توی این مسیر قرار گرفتم اولش خیلی دلم میسوخت که کاشکی بقیه هم بفهمن چقدر این مسیر مسیر جذابی هست چقدر زندگی خوبه چقدر سلامتی میاد تو زندگی آدم چقدر دوستای خوب میاد چقدر نعمت میاد
خب من واقعاً یه تغییر خیلی بزرگی تو زندگیم اتفاق افتاد خیلی ذوق داشتم بقیه بفهمن خیلی هم اولش تلاش میکردم ولی خیلی زود به این نتیجه رسیدم که آقا اصلاً مهم نیست که بقیه قبول میکنن یا قبول نمیکنن من میام به اون مسیر درست حرکت میکنم اون نگاه درست هم میگم
حالا بقیه میخوان قبول کنن میخوان قبول نکنن
میخوان مسخره کنن میخوان مسخره نکنن اونا نتیجه زندگی خودشون رو میگیرن
در نهایت من نتیجه زندگی خودم رو میگیرم
من به جای اینکه تمرکز کنم که اونا قبول کنند یا قبول نکنن من بیام رو خودم کار کنم زندگی خودم عوض بشه
من تصمیم گرفتم دیگه کاری به بقیه نداشته باشم
بالاخره ما هم برخورد داشتیم با بچهها خب همون موقع صدها هزار نفر تو برنامه من به صورت حضوری میومدن بعضیها از این بحثها میکردن
یا مثلاً تو کامنتهای سایت بعضیها از این بحثها میکنن که نه اینجوری نیست اونجوری نیست بعد من جوابم اینه که قربونت برم تو هرچی که فکر میکنی درسته همونو انجام بده
چرا میخوای منو قانع کنی
منم نمیخوام تو رو قانع کنم
اصلاً بحث بحث این نیست که ما بخواهیم به بقیه بگیم تو رو خدا مثلاً این حرف رو قبول کن
نه اصلاً قبول نکنید
خودتون مسیر رو برید تست کنید من همیشه تو دورههام میگم بیایید یه 6 ماه فقط به این آگاهیها توجه کنید عمل کنید بعد نتیجه زندگیتون رو ببینید
مثلاً اون موقعها که من تو دورههام تو ایران برگزار میکردم یا الان که دورههام رو اینترنتی برگزار میکنم همیشه از قبل از دوره مثلاً میگم بنویسید وضعیت زندگیت چیه
ما توی دوره 12 قدم نوشتیم که مثلاً وضعیت زندگیت رو از لحاظ مالی بنویس چقدر بدهی داری چقدر درآمد داری چقدر طلا و سکه داری چقدر وام و قرض داری همه رو بنویس بعد تو بحث سلامتی بنویس که هر چند وقت یک بار مریض میشی چه بیماریهایی داری چقدر قرص میخوری همه رو بنویس تو بحث روابط هر چند وقت یه بار با همسرت دعوات میشه
چند تا دوست خیلی مطمئن و خوب داری همه رو بنویس
تو تمام حوزهها میگم بنویسید بعد بیایید توی دوره فقط به این مسائلی که میگیم عمل کنید ولی با دل باز با قلب باز
بعد 6 ماه بعد یک سال بعد که دوره تموم شد خودتون ما که نیستیم پیش شما اون دفتر قبلی رو باز کن به همون سوالهایی که قبلاً نوشتی که چقدر بدهی داری چقدر درآمد داری چقدر سکه داری چقدر دوست داری چقدر سلامتی داری هر چند وقت یکبار مریض میشی به همون سوالات هم دوباره جواب بده یه سال بعد از اینکه این دوره رو بهش عمل کردی نه اینکه فقط واردش بشی بیا بنویس
بعد خودت بخون نتایج رو خودت تصمیم بگیر که کدوم مسیر رو میخوای بری و بعد اگه دیدی تغییرات بسیار متفاوت بود توی یک سال شما به اندازه 10 سال زندگی رشد کردی آقا دیگه بچسب به مسیر درست دیگه خودت دیگه تصمیم بگیر که انتخاب کنی
هر چقدر آدم بیشتر از اینکه بخواد به بقیه بقبولونه یه موضوعی رو بیاد تمرکز کنه خودش مسیر درست رو بره به نظر من زندگی خیلی پربارتر میشه
در نهایت اونی که باید بفهمه میفهمه اونی هم که نباید بفهمه نمیفهمه
مهم نیست که من و شما چقدر تلاش میکنیم
تو بحث آموزش اون اوایل فکر میکردم که اگه من خیلی معلم خوبی باشم استاد خوبی باشم سخنران تاثیرگذاری باشم میتونم زندگی همه را تغییر بدم 100 درصد غلط است صد در صد غلط است
فارغ از اینکه من و شما چقدر کارمون عالی باشه اونی که هدایت نمیشه هدایت نمیشه تموم شد و رفت
حالا که داستان اینه خداوند مثال جالبی به محمد میزنه میگه اگر فکر میکنی میتونی کاری کنی که اینا ایمان بیارن برو نردبون بذار برو بالای آسمونا یا زمین رو بکن برو قعر زمین و خواهی دید که اینا ایمان نمیارن، یعنی مهم نیست که تو چه معجزهای بیاری براشون اصلاً مهم نیست
ما مسیح رو داریم ما موسی رو داریم موسی باید چیکار میکرد دیگه
هر معجزهای تو فکر کنی دریا رو بشکافه اژدها درست کنه ید بیضا مرده زنده کنه فلان کنه بهمان کنه
مسیح این کارو بکنه
گفت من 30 روز میرم کوه طور با خدا مناجات میکنم این 30 روز شد 40 روز
یعنی 10 روز اضافه شد بر اون عهد و پیمانی که با ملت گذاشته بود بیشتر طول کشید
10 روز بعد اومد دید ملت گوساله پرست شدن یعنی موسی ما داریم در مورد موسی صحبت میکنیم که آنچه که معجزه میتونست وجود داشته باشه این همه رو با هم داد ولی بازم فرقی نمیکنه هر چقدر آدم به این آگاهی برسه که ما عاجز هستیم از تغییر دیگران و ما توانا هستیم در تغییر خودمون تو هر اسکیلی
حالا این تو بحث زن و شوهر هم هست
زنه میخواد شوهرش رو عوض کنه
شوهره میخواد زنش رو عوض کنه دورههای ان ای قدم اول از دورههای ان ای دوره 12 قدم، قدم اولش اینه که من عاجزم من عاجزم و باید خداوند منو هدایت کنه تا به مسیر درست برم وگرنه من خودم فکر میکردم که میتونم مواد رو ترک کنم
من منم منمها داشتم
دیدی که با معتادها صحبت میکنی نه من هر وقت بخوام مواد رو ترک میکنم من هر وقت بخوام من فلان
اولین قدم اینه که بفهم که عاجزی بفهم که هیچی نیستی بفهم که خداوند باید هدایتت کنه اون وقت هدایت میشی
در مورد اینم همینه ما هر چقدر تمرکز بزاریم روی دیگران برای اینکه بقیه رو تغییر بدیم به همون نسبت دور میشیم از مسیر الهی
هر چقدر تمرکز بذاریم روی خودمون برای اینکه خودمون تغییر کنیم به همون نسبت تو مسیر الهی قرار میگیریم و آدمهای مناسب تو زندگی ما میان
الطیبات لطیبین
آدمهای مناسب به آدمهای مناسب میخورند زنان پاک برای مردان پاک هستند و بعد به همین شکل اگر ما به عنوان آموزش دهنده اگر که بتونیم اینو بفهمیم خودمون، بعد اون وقت میتونیم اینو انتقال بدیم که من سعی میکنم مسیر درست رو برم فارغ از اینکه بقیه مسیر درست رو میرن یا نمیرن
منم کاری به بقیه ندارم
من سعی میکنم کار درست رو انجام بدم و بعد اون وقت میبینی که آدمهای مناسب بدون اینکه ما هیچ تلاشی بکنیم آدمهای مناسب وارد زندگی ما میشن
وارد برنامههای ما میشن و این بهترین حالته برای لذت بردن از بحث آموزش
چون ما دوست داریم وقتی آموزش میدیم با آدمهایی باشیم که به قول خودمون حرف ما رو درک میکنن
وقتی خودمون تو مسیر درستیم اون آدمها هم میان و واقعاً لذت میبره آدم همونجوری که وقتی من ایران بودم اومدی پیش من من لذت میبردم
من کاری نکردم که تو با من آشنا بشی
یه سری آدمهای خاصی بودن
اون موقع که تو برنامههای من تو ایران برگزار میکردم یه سری آدمهای خاصی بودن مثل خودت
که اینا اصلاً خود خدا هماهنگ کرد اینا اومدن تو برنامههای من و اینا اومدن ارتباط برقرار کردیم چقدر دوستای خوبی ما داریم توی ایران بدون اینکه کار خاصی براش بکنیم بدون اینکه اصلاً من مثلاً بیام بگم جان مادرتون تغییر کن یا تغییر نکن
خودش آماده بود خودش تغییر کرد بعد یه همچین روابط قشنگی شکل گرفت
این اصلی هست که به نظرم تو بحث تغییر تو بحث آموزش تو هر بحثی که ما میخواهیم باید اول به خودمون بگیم کاری به بقیه نداشته باشیم
البته میگم که خیلی فراره آدم خیلی زود حواسش میره نه من رسالت دارم
بعضیها میگن نه من رسالت دارم زندگی مردم رو تغییر بدم من رسالت دارم
از این چرت و پرتهایی که میگن
هیچ پیامبری رسالت نداشت زندگی بقیه رو تغییر بده
هیچ پیامبری
بارها و بارها تو قرآن خداوند میفرماید که رسالت تو ابلاغ پیام است تموم شد و رفت تو هیچ رسالتی نداری که بقیه رو تغییر بدی تو تنها رسالتی که داری ما به همه کمک میکنیم
کُلࣰّا نُّمِدُّ هَـٰٓؤُلَآءِ وَهَـٰٓؤُلَآءِ
هر کسی بخواد بره جهنم میفرستیمش بره جهنم راه رو براش صاف میکنیم که بره جهنم
هر کسی هم که بخواد بره بهشت راه رو براش صاف میکنیم که بره بهشت،
خیلی خوشحالم که دوباره دارم توی سایت مینویسم و باهاتون حرف میزنم .
هر روز میومدم سایت سرمیزدم تا ببینم کی پروژه جدید شروع میشه ، راستش استاد جان من غافل بودم از پروژه هایی که توی سایت میذاشتین ، با شروع پروژه تغییر را در آغوش بگیر من بسیار منقلب شدم و باعث شد شروعی دوباره در زندگیم داشته باشم ، اتفاقات عالی تری برام افتاد ، قلبم بازتر شد ، احساسم بهتر شد و قدم های محکم تری برداشتم. استاد من در حین پروژه تغییر را در آغوش بگیر متوجه شدم من رویاهامو فراموش کرده بودم و حتی ترس داشتم بهشون فکر کنم . چون بارها قدم برداشته بودم ولی در نطفه خفه شده بود . با شروع دوره من جان تازه ای گرفتم . من سعی کردم به یاد بیارم ، سعی کردم دوباره بخوام و نترسم . قدم هایی برداشتم که حتی تصورش هم نمیکردم ،پیشنهاد هایی شد و در مسیرش در حال حرکتم ، خواستم تشکر کنم بابت تلاش ها و استمراری که دارید و بهبود هایی که میدین و سپاسگذار خداوندم که خواسته های ما رو از طریق زبان شما و عمل شما برآورده میکنه .
همین تغییر باعث شد پروژه های دیگه رو هم شروع کنم ، الان مشغول کار کردن روی پروژه خانه تکانی ذهن هستم و چقدر با فایل هاش حالم بهتر میشه . اگر یک روز فایل گوش ندم کاملا از مسیر خارج میشم ،با گوش دادن ایمان در دلم زنده میشه و قدم های محکم تری برمیدارم .
پروژه جدید از اسمش معلومه قراره عاشقی کنیم با خداوندی که مشیتش یعنی عدالتش
مشیتی که باعث شده جمع عباس منش خودشو ملزم در بودن اینجا بکنه .
مشیتی که اگر درک بشه کسی دیگه حتی به اندازه دانه خردلی شک به دلش راه نمیاد و دنبال اصل میره و به خداوند وصل میشه .
استاد مشیت برای من اینجوریه که بهانه ها رو خاموش میکنه
تردید ها رو بی صدا میکنه
چگونگی رو به رها بودن میسپره
استاد عزیزم اینجا و این جمع و این سایت اینقدر فرکانسش بالاس که دوست دارم تمام روز رو بشینم و همینجا بنویسمو بگم ، تایید کنم فایل ببینم ، و…. و کلی حال خوب اما خوب باید عمل کرد ، باید تجربه کرد ، باید زندگی رو با این سایت تلفیق کرد ، هر کسی از ما یه زندگی با یه سری تصاد ، با یه سری خواسته داریم ، وقتی میریم بیرون سایت و زندگی مون رو ادامه میدیم ، وقت درس پس دادنه ، انگار خدا توی این سایت آموزش میده ولی خارج از اینجا موقع امتحانات هست ، موقع فرمول گذاشتن ،موقع حل کردن مسئله ها با قوانین و فرمول هایی که یاد گرفتیم . اصل ماجرا همینجاست . ولی یه قشنگی داره این امتحانات که هیچ امتحانی در هیچ کجای دنیا این قشنگی رو نداره . این امتحان اینجوری هست که اگر اشتباه کردی و نمره منفی گرفتی اینجوری نیست که مردود بشی یا حذف بشی یا از اول شروع کنی ، از همون جایی که اشتباه کردی میتونی بیای توی سایت فرمول ها رو نگاه کنی و دوباره ادامه بدی ،اینجوری نیست که منبع رو ازت بگیرن ، وسط امتحان دسترسی به منبع داری تا یادآوری کنی به خودت و مسیرت رو درست تر ادامه بدی .
خدایا شکرت بابت این آزمون زیبای دنیا که تو هدایت کردی تا بتونیم به این منبع همیشه وصل باشیم و رهنمای ما باشه .
یکی از موهبت هایی که این درک معنی مشیت برای من داشته از بین رفتن احساس دلسوزی من بوده و من حتی در مقابل دخترم که بسیار درگیر مسائل مختلف و به ظاهر غیر عادلانه هست احساس دلسوزی ندارم .شکر خدا که تونستم این قانون رو درک کنم و عمل کنم .
استاد جانم ممنونم از شما و عوامل سایت که بدون توقف دارید پیش میرید و ما از این همه بهبود دادن ها استفاده میکنیم و تغییرات در زندگی مون ایجاد میشه .
بخدا باید روزی هزار بار آرزوی موفقیت و خوشبختی کنیم که خداوند ما هدایت کرده و مسیر درست را داریم میریم حالا اینکه ما چقدر این قوانین حاکم بر جهان را درک کردیم به خودمون ربط داره چون فقط با تمرین کردن میتونیم به این
قوانین مسلط باشیم.
من وقتی برای اولین بار میخواستم بدونم که این
جهان چه شکلی داره کار میکنه به مدت 5 سال به صورت شبانه روزی قرآن را آیه به آیه مطالعه میکردم و الان خیلی به این قوانین آگاهی پیدا کردم و دارم باورهای توحیدی ام روز به روز اونا رو
تقویت میکنم و طرز تفکر و نگاهم به جهان اطرافم
180 درجه تغییر کرده منی باورم این بود که من هم
یه سهمی برای هدایت آدما دارم و این هم بیشتر به این برمیگرده که من بیشتر یه آدم نیمه مذهبی
بودم و به لطف خداوند تونستم 80 درصد باورهای نادرست را با منطق درست تخریبشون بکنم و اون
مقدار کم هم تو عمق ذهنم، تو لایه های زیرین باورهام دارم پیداشون میکنم و باورهای توحیدی
رو جایگزین میکنم.
وقتی که قانون این هست که ما برای تغییر دیگران عاجز هستیم دیگه نمیتونیم با احساساتی
شدن اونا رو تغییر بدیم یعنی من خودم به مدت دوسال میخواستم یکی از نزدیک ترین افراد به خودم را تغییر بدم که اون موفق بشه و اون همچنان به روش خودش عمل میکرد و هیچ گونه
تغییر جدیدی درش به وجود نیومد به غیر این که من فقط به خودم ستم کردم البته اینم به خاطر این هست که خیلی دوستش دارم شاید همین حالا هم یه ذره به این باور شرک آلود نزدیک باشم اما
دارم سعی میکنم از باورهای توحیدی کمک بگیرم.
هر چی بیشتر میگذره بیشتر میفهمم یعنی درکم نسبت به این مباحث بیشتر میشه و بیشتر قرآن و
این فایل ها را درک میکنم که من فقط مسولیت خودم را باید بپذیریم و هیچ گونه مسولیت در قبال دیگران ندارم البته همه ما انسان هستیم به
ویژگی انسانی و نمیتونیم این احساسات را جدا از خودمون بدونیم هر کدوم از ماها بین شرک و توحید هستیم همونطور که هر کدوم از پیامبران هم یه شخصیتی داشتند حضرت ابراهیم یه شخصیت بسیار موحدی داشت حضرت محمد(ص) شخصیت بسیار مهربانی داشت و دوست داشت که همه زندگی خوبی داشته باشند و بسیار هم تلاش کرد و به خاطر همین خداوند بهش تذکرات زیادی تو قرآن داده، که نزدیک بود
جان عزیزت را از شدت اندوه از دست بدهی ،به پیامبر میگفتند که اون ساده لوح است خداوند در جواب اونا گفته بهشون بگو که ساده لوحی من که به نفع شماست یعنی به طرق های مختلف به همچنین تفکر پیامبر اشاره شده که تو نمیتونی سنت الهی را تغییر بدی اینم بگم همه این محبتهای پیامبر لطف بزرگی در در حق مردم عربستان بوده که مردم مکه درک نمیکردند چون
در یک مدار دیگه ای سیر میکردند و پیامبر هم همچنان داشت اذیت میشد.
مشیت الهی خیلی ساده و قابل فهم است و هر کسی که بخواهد این خواست و اراده خداوند است که اون فرد را به همون در خواستش هدایت بکنه و هیچ کسی قادر نیست اون را از حرکت باز
دارد و همه مون هر لحظه در حال هدایت شدن هستیم و این یکی از مهمترین و اصلی ترین قانون
من فکر میکنم اگر نگاهمون رو به خداوند درست کنیم، خیلی چیزا تغییر میکنه،، من خودم همیشه فکر میکردم اون چیزایی رو که ندارم، خدا نخواسته بهم بده… این تفکر غلط خیلی مواقع منو از خدا دور میکرد، چون فکر میکردم بین بنده هاش فرق میزاره،، و بهش گله میکردم..
الان که کم کم دارم با قانون آشنا میشم، میفهمم که من خودم بودم که خلق کردم زندگیم رو و زمانیکه در مسیر درست بودم اتفاقات به نفعم بوده و برعکسش، به همین دلیل تازه الان میفهمم که وقتی خواسته ای دارم و توی مسیرم، اگر در مشیت الهی باشه به من داده میشه وگرنه به من داده نمیشود، نه اینکه خدا نخواهد بلکه اینطور برای من بهتر است.
تنها کاری که باید بکنم اینه که مسیر درست رو برم و توی مدار باشم و مطمئن باشم و ایمان داشته باشم که اتفاقات خوب میفته.
من هر آنچه را که خواسته ام بدست آورده ام، چون باور دارم خداوند فقط خوبی ها را برایم میخواد.
به نام خداوندی که خالق است و من رو هم خالق آفرید تا با افکارم و باورهام دینامو خودم خلق کنم
باز این پروژه ی جدید و مبحث راجب هدایت طلبیدن و تغییرات خودمون هست
این لایو استاد عزیزم مربوط میشه با استاد آقا فرشید پاکزاد. مدرس آن ال پی
من این لایوو چند سال پیش بطور کامل دیده بودم .. و همچنین در قسمت گفتگو با دوستان و همچنین در سری فایل های روز شمار تحول زندگی من مرور کرده بودم .
و این بهترین سوالی بود که در آن زمان پاسخ خیلی ها در اینستا گرام بود .. البته برو بچه های سایت خودمون با افتخار پاسخ این سوال رو میدونستن و چقدر مرورش باعث شده که به یاد بیاورم استاد 60 بار قرآن رو از مسیرهای مختلف مورد بررسی قرار دادن و مسیر فهمیدن و مفهوم و درک هزاران هزار بلکه میلیونها انسان و افراد رو آسانتر کردند… واقعا استاد جان شما تاثیر گذارترین استاد جهان هستید که با این آگاهی ها شک و تردید هر انسانی را به یقین تبدیل می کنید خدایاااا شکرت
استاد جان چقدر حضور شما و بودنتون در زندگی ما برو بچه های سایت تاثیر گذاره
بقول کامنت یکی از دوستان فعال سایت آقای اصغر و پرسیلا عزیز
شما خداوند را از یک مفهوم انتزاعی ذهنی به یک حقیقت قابل درک و تجربهپذیر تبدیل کردهایدانشاءالله» نه یک آرزو، بلکه یک قانون
در فرهنگ عمومی «انشاءالله» یعنی:
«اگر خدا بخواهد»
اما این ترجمه ناقص و حتی گمراهکننده است.
معنای دقیقتر و عمیقتران این است:
یعنی:
اگر رفتار، فکر،باور،فرکانس و انتخاب در مسیر قانون باشد. آصغر آقای عزیز ممنون و سپاسگذارم برای این کامنت زیباتون باور کنید چند بار خواندمش!!!
بقول استاد عزیزمون با خواندن کامنت های دوستان به درک و آگاهی بیشتری هدایت میشویم
واقعا وقتی به این فکر میکنم که بواسطه ی افکارم و با قانون تکامل بسمت استاد بینظیری هدایت شدم که واقعا برای من خیلی خاص و بویژه به شخصه برای من نور امید و موفقیت شد از خداوند ممنون و سپاسگذارم برای اینکه انسان بهتری بشم برای اینکه مسیر درست زندگی کردن رو بهمون یاد دادید .. اینکه چطوری به منبع اصلی وصل بشیم اینکه چطوری خودمونو از یک سری مسایل رهایی بدیم .. اینکه چه طوری با خدای درونمون ارتباط بر قرار کنیم .. اینکه چطوری ایمان مون رو قویتر کنیم ..خدا شما رو توی مسیر زندگی مون قرار داد تا از هدایت شدگان باشیم
براستی ما برو بچه های سایت عباسمنش دات کام از هدایت شدگان هستیم
یعنی این همه ملا و آخوند و حوزه های علمیه و ببر و بیار تفسیر کننده قرآن هنوز هم خودشون معانی قرآن رو بلد نیستند و یا معنایی قرآن رو آنقدر پیچیده تحویل مردم دادند که اگر صد سال دیگه هم میگذشت هیچوقت نمی فهمیدیم که معنی اصلی این جملات یعنی چه؟؟؟
واللهُ یَرزَقَ من یشاء به غیر الحساب
(و خدا هر که را خواهد روزی بیحد و حساب بخشد). در واقع جوری به ذهن ما تلقین کرده بودند که خداوند فقط به یک عده ی خاص توجه میکنه .. خداوند فقط به افرادی نعمت و رزق و ثروت میدهد که فرق میکنند .. یعنی از ما بهترون هستند و به اصطلاح خداوند به هرکسی که دلش بخواد پول و ثروت میدهد و به هر کسی نخواهد نمیدهد و انگار خداوند تاس می انداخته و همه ی کاسه کوزه ها رو سر خداوند میشکستند.. و بدین گونه بین انسان و خداوند تفرقه انداختند !!!
بین ثروتمندان و فقرا تفرقه انداختند
بین دوست و فامیل و آشنا تفرقه انداختند
و سوال اینجاست پس کو آن خدای بخشنده و مهربان؟؟!
وقتی در آن زمان این مباحث رو درک کرده بودم تازه همون موقع بود که فهمیدم چقدر راحت ذهن ما رو گول زده بودند .. چقدر قشنگ سوءاستفاده کرده بودند ..
چقدر خوب فهمیده بودند که از طریق ذهن و باورها میشه هر کاری رو انجام داد چقدر خوب میدونستند که کارکرد ذهن چه شکلیه در واقع افسار ذهن بشر رو اینطوری در دست گرفته بودند..
ولش کن ..که هر چقدر به حقه و کلک آن مفاسر به اصطلاح تفسیر کنند گانه قرآنی فکر میکنم خشمگین تر میشم پس باید ذهنمو کنترل کنم و روزی هزاران هزار بار شکر گذار
خداوند باشم که خداوند منو بسمت چنین سایت و استاد بزرگواری هدایت کرد
بقول انیشتن خداوند تاس نمیاندازد
در صورتی که قرآن پاسخ این سوال رو داده بود ولی آنقدر ما رو از ترجمه های قرآن ترسانده بودند که هیچوقت جرآت نگاه کردن به قرآن رو نداشتم آنقدر میترسیدم که حد نداشت انگار یک کتاب جادویی بود که اگر کوچکترین کلمه شو اشتباهی میخوندی و یا خدای نکرده یک کلمه رو اشتباهی ترجمه میکردی و یا یک کلمه رو اشتباهی تلفظ میکردی به تیر غیب دچار میشدی !!! تا این حد این کتاب جادویی رو ترسناک و وحشتناک معرفی کرده بودند و مثل کلید اسرار فقط بدست یک عده قابل درک و فهم بود که هفت لایه کلید و قفل داره !!!
خلاصه خیلی قشنگ جرات و جسارت رو از ما گرفته بودند
یاد فیلم حلقه ی گمشده افتادم !!!
فکر کنم افکار ما همون حلقه ی گمشده بود!!
إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»
یعنی: «خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد، مگر آنکه آنها خودشان را تغییر دهند.»0
(سوره رعد، آیه 11)
وضعیت هیچ قوم و جامعه ای تغییر نمی کنه مگر به تغییر وضعیت تک تک افراد اون جامعه. و خودشون.
این یعنی ما ناتوانیم از تغییر دادن دیگران، اما توانمندیم در تغییر دادن خودمون.
بقول قرآن هر کاری میکنید بخاطر اعمال و رفتار خودتون بوده و یا کارهایی هست که خود تون میفرستید ..
بِما قَدَمَ اَیدیِهم
بِما کانوا یعملون
خداوند بشما ظلمی نکرده بلکه خودتون به خودتون ظلم کردید
یعنی هر کسی در مسیر درست باشه هر اتفاقی براش بیوفته به نفع اش هست و هر کسی در مسیر درست نباشع هر اتفاقی بیوفته به ضررش هشتش
تمام قوم ها وکسانی که در قرآن نابود و هلاک شدند و بخاطر اعمال خودشون بوده و تمام کسانی که نجات پیدا کردند بازم بخاطر اعمال خودشون بوده
مثل قوم لوط و یا قوم نوح..یعنی کسانی که ایمان نیاوردند از بین رفتند و یا اینکه حتی پسر نوح هم ایمان نیاورد و از بین رفت
هر کس نتیجه ی اعمال زندگی خودشو دریافت میکنه
پس معنا و مفهوم این آیه چیز دیگری است واللهُ یَرزَقَ من یشاء به غیر الحساب
(و خدا هر که را خواهد روزی بیحد و حساب بخشد) یعنی اگر در معشیت و قوانین الهی باشد به شما داده میشود و اگر نباشد به شما داده نمی باشد
هر کجا خداوند از کلمه ی ما استفاده کرده نگاه، نگاهی سیستمی بوده. تمام طبیعت و آسمان و زمین و باد و باران و ابرها و طوفان و آتش و غیره یک مجموعه اتفاق باید می افتاده تا اون شرایط به وجود میومده. اگه وحی بوده اگه بارون بوده اگه عذاب بوده یا…
خداوند در آیه هایی گفته که خداوند هر که را بخواهد هدایت میکند و هر که رو نخواهد هدایت نمی کند. (یشاء به معنی خواستن نیست) یعنی هر کس در این قوانین باشه هدایت میشه و هر کس نباشه هدایت نمیشه. این که خدا برا یکی بخواد و برای یکی نخواد نیست.
واقعا هزاران بار به استاد عزیزمون تبریک و تحسین میگم که جرآت و جسارت گفتن معنی درست این آیه ها رو داشتند یعنی ببینید با دینو مذهب دروغین چه بلایی سر بشر آوردند که هیچکس تا حالا جسارت گفتن حقایق درست و واقعی رو در بخودش نداده
و حق هیچ اظهار نظری رو در مورد ترجمه ی درست و واقعی قرآن رو نداشته !!!
بازم بخودم نهیب میزنم و سعی میکنم آرامش خودمو حفظ کنم ولی بیشتر برای استادمون دلم کبابه که وقتی در مدار تحقیق معنای واقعی قرآن بودند چه احساسی داشتند !!!!؟؟؟؟؟
در واقع وقتی فهمیدن و یا بعبارتی هدایت شدن که یک عمر به اشتباه به ما گفته شده چه احساسی داشتند ؟؟؟. و چطوری خودشونو آماده کردن که این معانی واقعی رو انتشار بدن ؟؟؟. بخدا داشتم خودمو جای استاد میذاشتم !!!
البته که با قانون تکامل به مسیر درست و درک مفاهیم هدایت شدند
البته که استاد ما با ریشه یابی دقیق همین کلمات به حقیقت و اصل و اساس این مفاهیم هدایت شدن
در ادامه استاد گفتند..
تمام آیه هایی که ریشه رَوَدَه و از ریشه شَیَاء استفاده شده رو بررسی کردند
اینکه.. منظور از اِنشَاالله یا اِنیَشاالله
.. منظور معشیت. و. قوانین خداوند است. در جاهایی که از ریشه یَشَاَء استفاده کرده.. از گروه خاصی نام نبرده
آنجایی که بگوید خداوند اراده کند از ریشه ی رَوَدَه. یعنی اراده خداوند استفاده شده است
خدا بخواهد و یا اراده کند از اِن اَرادَه الله و یا اِن یوریدَ الله استفاده میکند که از اراده و خواستن خداوند صحبت شده .. و گفته شده که در مورد چه کسانی صحبت میکنه .. مثلا خداوند گفته من اراده کردم که کافرین این اتفاق براش بیفته .. یا مشرکین این اتفاق براشون بیوفته .. یعنی از گروه خاصی صحبت کرده مثلا مثل قوم لوط و یا قوم نوح..یعنی کسانی که ایمان نیاوردند از بین رفتند و حتی پسر نوح هم ایمان نیاورد و از بین رفت
یعنی اراده خداوند برای اشخاص مشخصی است که آن اتفاق بیفته.
خدایاااا مرا در جایگاهی پر خیر و برکت فرود آور که تو بهترین فرود آورندگانی
درود وسلام خدما استاد عزیز ومریم بانو که حیلی دلمون تنگ شده براتون کاش یه قسمت جدید از سفر نامه یا زندگی در پارادایس بزارید که رفع دلتنگی شود
خب امشب فایل زیبایی از اینکه توی یه دنیای شبیه سازی شده داریم باری میکنیم وکا یادمون رفته اینا کارکتر های بازی هست و خود اصلی نیست واینکه دنیای هولوگرافیک هستیم وانچه که تشنه داشتنش هستیم وتمام دنیا وهر چه هست ونیست همش درون خودمون هست درون که روی ثروت سعادت وعشق و… کوک بشه لاجرم بیرون همون رو میبینیم این تنها راه تغیرر ایبازی به سوی بازی دلخواه هست وکلید دسترسی بهش هم چشم وگوش وقلبمون هست
این فایل هر جمله از باورها گفته میشد برام تداعی میشد که منطور تغییر باید از درون باشه تا جهان اطرافت عوض شه کلید تغیبر از قبول عظمت وخدای درون هست
اینجا یه نکته ی خوب بهم گفته شد که (اولیم قدم اعتراف به اینکه خدای من عاجزم تو هدایتم کن )
خدایااا من میدونم تغیر از درون هست نه بیرون ومن میخام این تغییر به سمت نعمتها وسعادت دنیا وآخرت رو از درون شروع کنم وبازی رو کاملا عوض کنم و ثروتمند وسعادتمند در دنیا واخرت باشم وهمین جا خدایااا اعتراف میکنم که من عاجزم واین تویی که همواره لطفت شامل حال من شده پس تنها از خودت کمک ویاری میخواهم وتو تنها مالک ومعبود من هستی ازت میخواهم همواره مرا به نعمت ها وسعادت هدایت کنی ومرا به حال خودم وانگذاری که به بیهودگی وظلالت بازگردم
خدایاا میدانم که تو مشتاقتر به سعادت منی نسبت به خودم تو مشتاق هدایت به نعمت و سعادت من هستی پس چه جای شک و نا امیدی است یا رب توی این مسیرامشب برایم یه دل اگاه ومتصل بنویس یه تغییری درونی وعمیق وپیوسته وتوحیدی وبیداری و اتصال به خودت را بنویس
خدایی که هر لحظه زا زندگیم داره من رو هدایت میکنه و من رو از طرقی به خواسته هام میرسونه که بعضا حتی در فکر آدم هم نمیگنجه.
یادم میاد وقتی کوچیک تر بودم، همیشه بدلیل کارتونایی که میدیدم و علایقی که به ابرقهرمانا و داستان هایی داشتم که در اون یک شخصیت قوی میاد و کل دنیا و همه آدم ها رو نجات میده، همواره میخواستم توی زندگیم کاری مشابه این شخصیت های داستانی انجام بدم. همیشه میخواستم به حدی از قدرت و ثروت برسم که خوبی رو در کل جهان پراکنده کنم و بدی رو از جهان ریشه کن کنم.
اما از وقتی متوجه شدم که واقعا جهان هستی به چه شکلی کار میکنه، از وقتی متوجه شدم که خداوند جهان رو با چه قوانینی بوجود آورده و جایگاه هر انسان در زندگی خودش چیه، فهمیدم که این هدف چیزی جز یک خیال در این جهان منطثی نیست. قوانین این جهان به شکل کاملا منطقی و درست چیده شدن، قدرت زندگی هر فرد دست همان فرد است و آن فرد با فرکانس ها و مدارهای ذهنی خودش زندگیش را خلق میکند. حالا بعضی از افراد هستن که این قدرت رو از خودشون میگیرن، دچار شرک میشن و این قدرت رو دو دستی تقدیم افرادی مثل پدر و مادر، رئیس شرکت، دوست ثروتمند، آدم های دولدار جامعه، قشر مرفه، دولت، کشورهای دیگه و … میکنن. و متوجه نمیشن که قدرتی که انقدر عاجزانه دارن در برابرش زانو میزنن، توسط خودشون به اون افراد یا ارگان ها داده شده و اگر میخوان جایگاه والای زندگیشون رو پیدا کنن، اگر میخوان به درجات بالایی در زندگیشون برسن، باید این باور شرک آلود رو بذارن کنار که کس دیگه ای غیر از اونها میتونه برای زندگی اونها کاری بکنه یا تغییری ایجاد بکنه.
سلاااام استاد جان صبحتون بخیر از صدای ایران
استاد جان دلم برای شما در کنار مریم جان توی پرادایس تنگ شده واقعا دلتنگ دیدنِ زیبایی های پرادایس، مرغو خروس و برونی و دریاچه و نم نم بارون ریزش و فواره و ماشین قرمز و زیباو…آرزوی دیدن این صحنه ها از نزدیک ،رو از خدا دارم در کنار شما عزیزانِ دوست داشتنیِ زندگیم
واقعا به شنیدنِ این آگاهی خیلی خیلی نیازمند بودم
اصل و قانونی که همیشه بهش تاکید داشتید و دارید به دنبال تغییر دیگران نباشیم و وقت و انرژی مون رو صرفِ تغییر خودمون کنیم که قبول دارم من علیرغم دونستن این قانون خودم رعایت نمیکنم و الان تو ذهنم اومد ک ملیحه چطور وکیلی هستی توئی ک قوانین نوشته شده ی بشری رو رعایت میکنی اما در مورد قوانین الهی قانون شکنی^^
چیزی که همیشه و همیشه شما رو تحسین میکنم رعایت این قانون حتی در مورد فرزندتونِ
شما تنها کسی هستید ک تو زندگیم دیدم حرف و عملش یکی بوده ، از خدا میخوام کمک کنه که کنترل ذهن داشته باشم و تو مسیری ک هدایتم کرده ثابت قدم باشم
درست میگیداستادجان، حرفهای قشنگ زدن مهم نیست مهم عمل کردن به آموزه هاییه ک دیدیدم
پاشنه ی آشیلم رو میدونم اما تو پیاده سازی کردن و عمل کردنِِ ک ضعف دارم و در نوسانم مخصوصا نسبت به فرزند و یا خونواده
استاد جان خودمو اگ مقایسه کنم با چندسالِ پیش شخصیتی بسیار متفاوت رو ساختم اما خیلی کار دارم انگار هنوز کلاسِ اولم و تکالیفم تلبار شده روی هم
بابت این فایل زیبا و این قدم ک برای ما اینطور حرفه ای دسته بندی شده ارائه میدید سپاسگزار شما و مریم جانم هستم
ب امید دیدار
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
فَإِنْ حَاجُّوکَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ ۗ وَقُلْ لِلَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَالْأُمِّیِّینَ أَأَسْلَمْتُمْ ۚ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا ۖ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَیْکَ الْبَلَاغُ ۗ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ(20 آل عمران)
پس اگر با تو جدال و گفتگوی خصومت آمیز کردند، [فقط در پاسخشان] بگو: من و همه پیروانمْ وجود خود را تسلیم خدا کرده ایم. و به اهل کتاب و به بی سوادانِ [مشرک] بگو: آیا شما هم تسلیم شده اید؟ پس اگر تسلیم شوند، قطعاً هدایت یافته اند، و اگر روی گرداندند [برتو دشوار و سخت نیاید] که آنچه بر عهده توست فقط ابلاغ [پیام خدا] ست؛ و خدا به بندگان بیناست.
=====================================
سلام به استاد عباس منش عزیزم،استاد الهی ونورانی من
سلامبه استاد شایسته ی قشنگم که بی نهایت دلم براش تنگ شده…
سلام به دوستان عزیز و توحیدی من،یاوران همیشه مومن…
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا(23 احزاب
در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستادهاند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند ، و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.
الهی صدهزار مرتبه شکر،برای فرصت یک روز زندگی دوباره،بیدار شدن و نفس کشیدن و شروع یک خلق جدید…
اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا ۖ فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَىٰ عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَىٰ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ﴿4٢الزمر﴾
و خداست که روح [مردم] را هنگام مرگشان به طور کامل می گیرد، و روحی را که [صاحبش] نمرده است نیز به هنگام خوابش [می گیرد]، پس روح کسی که مرگ را بر او حکم کرده نگه می دارد، [و به بدن باز نمی گرداند] و دیگر روح را تا سرآمدی معین باز می فرستد؛ مسلماً در این [واقعیت] برای مردمی که می اندیشند، نشانه هایی [بر قدرت خدا] ست.
همین که الان قبل از خورشید خانوم بیدار شدم و در این تاریکی در حالیکه ستاره ها هنوز چشمک میزنن خودمو مشغول صلات در سایت کردم تا روزم رو با نور الله شروع کنم این خودش چندتا هدیه ست!
اولا یعنی خدا روحم رو بهم برگردونده تا دوباره زنده بشم و فرصت زندگی داشته باشم،دوما بهم اجازه ی تسبیح داده،اجازه ی وصل شدن،اجازه ی هم آهنگ شدن با جریان جاری هدایت…
تُسَبِّـحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِیهِنَّ ۚ وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّـحُ بِحَمْدِهِ وَلَٰکِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ ۗ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا﴿44اسرا﴾
آسمان های هفتگانه و زمین و هر کس که در آنهاست، او را تسبیح می گویند، و هیچ چیزی نیست مگر اینکه همراه با ستایش، تسبیح او می گوید، ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید، یقیناً او بردبار و بسیار آمرزنده است.
همینو اگر خود من درست بفهمم بازی رو بردم،اینکه هر صبح که بیدار شدم بگم خدایا شکرررررت،باورم نمیشه:)من هنوز زنده م و نفس میکشم و میتونم زندگی کنممممم!
من میتونم زندگی کنم!میتونم امید داشته باشم،میتونم با خدا حرف بزنم،میتونم برای رسیدن به خواسته های بزرگترم پلن بچینم،میتونم به بقیه عشق بدم،میتونم از بقیه عشق رو دریافت کنم،خدایا شکرت من زنده م!
این یعنی هنوز فرصت هست…
زندگی در لحظه ی حال،حلقه ی گمشده ی احساس خوشبختی ماست،حلقه ی گمشده ی رسیدن به خواسته های بزرگتر …
به قول استاد جان تو مراقبه ی فراوانی:تو انقدر عزیز هستی که خورشید هر روز برایت طلوع میکند…
من چقدر ازین عظمتی که خداوند برای من خلق کرده استفاده ی مفید میکنم؟!به همون اندازه احساس خوشبختی میکنم…
أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَهً وَبَاطِنَهً ۗ وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یُجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا کِتَابٍ مُنِیرٍ ﴿٢٠ لقمان﴾
آیا ندانسته اید که خدا آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمین است، مسخّر و رام شما کرده، و نعمت های آشکار و نهانش را بر شما فراوان و کامل ارزانی داشته، و برخی از مردم اند که همواره بدون هیچ دانشی [بلکه از روی جهل و نادانی] و بدون هیچ هدایتی و هیچ کتاب روشنی درباره خدا مجادله و ستیز می کنند.
با اختلاف یکیاز لذت بخش ترین کارهای زندگیم اینکه بشینم در مورد خدا وقوانینش بنویسم وبعد با هر جمله ای که مینویسم یک آیه ای میاد توی سرم وچراغ سبز نشون میده که،من،من،من منوهم بنویس…
اما به قول استاد جان امیدوارم هیچوقت توی این تله یحرف های قشنگ زدن نیفتم و خود من اولین کسی باشم که به چیز هایی که میگم عمل میکنم.
حرف که مهم نیست!حرف باد هواست!در عمل باید نشون بدی چند مرده حلاجی…
رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا یَفْقَهُونَ ﴿٨٧توبه﴾
آنان راضی شده اند که با خانه نشینان باشند!! بر دل هایشان مهر تیره بختی زده شده پس [به همین سبب] آنان نمی فهمند.
لَٰکِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ ۚ وَأُولَٰئِکَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿٨٨توبه﴾
ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند با اموال و جان هایشان جهاد کردند، اینانند که همه خیرات [دنیا و آخرت] برای آنان است و اینانند که رستگارند.
أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ۚ ذَٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ﴿٨٩توبه﴾
خدا برای آنان بهشت هایی را آماده کرده است که از زیر [درختانِ] آن نهرها جاری است، در آنجا جاودانه اند، این است کامیابی بزرگ.
به قول استاد جان:تغییر شخصیت جسارت میخواهد!تغییر شخصیت جهاد اکبر میخواهد…
بازم به قول استاد جان در جلسه ٣ قدم ٧،در توضیح آیه 2،3 عنکبوت:اینکه نوشته تا خدا بداند درسته!نه اینکه مفسیرن نوشتن خدا که میداند تا شما بدانید!خب اگر میخواست که همینجوری مینوشت!بچه ها اگر زمان رو درک کنید،میفهمید چرا گفته تا خدا بداند!
أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ ﴿٢﴾
آیا مردم گمان کرده اند، همین که بگویند: ایمان آوردیم، رها می شوند و آنان مورد آزمایش قرار نمی گیرند؟
وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ ۖ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ ﴿٣﴾
و به یقین، کسانى را که پیش از اینان بودند آزمودیم، تا خدا آنان را که راست گفتهاند معلوم دارد و دروغگویان را [نیز] معلوم دارد.
امیررادان یک جایی تو آهنگ هاش میگه:خدا رو دوست دارم،حتی امتحاناش رو دوست دارم…
خداوکیلی من هروقت احساس کردم در حالت آزمایشم که ایمانم کوآلیفای بشه برای رفتن به مدارهای بالاتر،از چپ و راست و بالا وپایین از طرف خدا تقلب دریافت کردم،مبنی بر اینکه:
🟣یادت نره تو خالق زندگی خودت هستی.
🟣یادت نره مسئولیت تمام اتفاقات زندگی با توعه.
🟣یادت نره این اتفاق هرچی که هست از فرکاس های قبلی توعه و خدا هیچ وقت به بندگانش ظلم نمیکنه.
🟣یادت نره اگر بتونی احساست رو خوب نگه داری این اتفاق به نحو احسنت پیش میره و همه چیز به نفعت تموم میشه!
🟣یادت نره که اگر ذهنت رو کنترل کنی،نتنها کلی خیر و برکت گیرت میادکه مدرک معتبر دریافت میکنی برای رفتن به مدار های بالاتر…
ساعت 6:47 دقیقه هم اکنون روشن شدن هوا و طلوع خورشید خانوم برای شروع یکروز دیگه…
الهی صدهزار مرتبه شکرت.
فَالِقُ الْإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّیْلَ سَکَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ۚ ذَٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ ﴿٩6انعام﴾
شکافنده صبح [از پرده تاریک شب است] و شب را برای آرامش قرار داد، و خورشید و ماه را وسیله ای برای محاسبه و اندازه گیری زمان مقرّر فرمود؛ این است اندازه گیری آن توانای شکست ناپذیر و دانا.
استاد عزیز و گرانقدر و مهربانم،ازتون بی نهایت سپاسگزارم که در ابلاغ پیام خداوند استوارید و با این پروژه های بی نهایت ارزشمند که به صورت رایگان در اختیار ما میزارید،کمکمون میکنید که مسیر رو با عشق ادامه بدیم.
ادامه دادناون نعمتی که دلم میخواد هیچ وقت سعادتش رو از دست ندم…
«رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ»
چون کاملا میفهمم چه زمانی من احساس خوشبختی و آرامش قلبی دارم و چه زمانی افکار بیهوده و ناامیدی به سراغم میاد ومن رو از خداوند دور نگه میداره…
اتفاقا همین هفته شروع کردم که دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو از اول استارت بزنم و وقتی داشتم به جلسه 1 گوش میدادم،واقعا پر از علامت سوال بودم که خدایا من که از روز اول دوره با استاد بودم،من که خط به خط صحبت های استاد رو نوشتم،من که از دستم در رفته تعداد دفعاتی که به این جلسه گوش دادم،چرا دارم چیزهایی میشنوم که انگار استاد داره برای بار اول توضیح میده؟!چرا همه چیز برام جدیده؟!چرا یادم رفته بود مفهوم خالق بودن رو؟!مفهوم پذیرش و مسئولیت پذیری رو؟!اهمیت توجه نکردن به شرایط کنونی رو؟!مفهوم مونتوم و اجرای اون در عمل رو؟!
یعنی همین هفته من چند بار به جلسه 1 گوش دادم وسعی کردم درک بهتری از صحبت های استاد داشته باشم و خب پاداش جهان هم از راه رسید…
«پروژه ی جدید: درک عمیقتر قوانین خداوند»
خدایا شکرت،خدایا همینجوری شکرت ،خدایا شکرت که شکرت،خدایا شکرت که عاشقتم،خدایا شکرت که عاشقمی،خدایا شکرت که به هر گام من برکت ده برابری میدی،خدایا ازت سپاسگزارم برای این همه همزمانی که به قول استاد جان: فقط دست تورا میتوان پشت آن ها دید…
وَیَزِیدُ اللَّهُ الَّذِینَ اهْتَدَوْا هُدًى ۗ وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ مَرَدًّا(٧6 مریم)
و آنان که هدایت یافته اند، خدا بر هدایتشان می افزاید، و اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ بازدهی نیکوتر است.
چقدر مثال آقای امیری از دریافت هدایت قشنگ بود،چقدر توش درس داشت وچقدر برای من قابل لمس بود که چطور تا آدم خودش نخواد،نور هدایت رو دریافت نمیکنه:
========
خداوند به پیامبری که ماموریتش ابلاغ آشکار پیام توحیدیه، داره میگه تو نمیتونی هر کسی رو دلت خواست هدایت کنی. بعضیا اصلا توی مدار هدایت نیستن. طبق قانون خارج از محدوده فرکانس هدایت هستن.
و خداوند میدونه چه کسانی در مدار هدایت قرار گرفتن.
تصویری که توی ذهنم اومد، چیزی شبیه یه پروژکتور بسیار قوی بود که روی یه پایه بلند نصب شده و یه فضایی رو دل تاریکی شب روشن میکنه. زیر پروژکتور به راحتی میتونیم روزنامه بخونیم. ولی هرچقدر از محدوده کانون روشنایی فاصله بگیریم نه تنها دیگه نمیتونیم روزنامه بخونیم بلکه میرسیم به ماجرای آیه 40 سوره نور، «إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَرَاهَا» حتی اگه دستمون رو روبروی صورتمون بگیریم دست خودمون رو هم نمیتونیم ببینیم.
کسی که توی تاریکی فرو رفته و خدا براش نوری قرار نداده قابل هدایت نیست. تنها گزینه موجود اینه که خودش تصمیم بگیره به سمت نور حرکت کنه.
=======
هماکنون آسمون روشن شده،ابرهای طلایی وسط آبی بیکران دارند مثل عروس میدرخشند،صدای رفت و آمد ماشین ها نشون میده که آدم ها روزشون رو با عشق شروع کردن و دنبال کسب روزی حلال به راه افتادن…
منم برم دخترارو بیدار کنم و آماده شون کنم برای رفتن به مدرسه و به امید خدا برمیگردم برای ادامه ی صلات…
فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿١٠جمعه﴾
و چون صلات پایان گیرد، در زمین پراکنده شوید و از فضل و رزق خدا جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید.
نکته ی مهم برای خودم:همیشه این موقع باید آماده میشدم برم شیفتicu…سر تحویل بیماران از شیفت شب به شیفت صبح…
شاید باور کردنی نباشه اگر عکس و فیلم های زمان کارم تو بیمارستان نبود،احتمالا ذهنم حتی میتونست در این حد فراموشی بگیره که بابا تو اصلا قبلا پرستار نبودی،توهم زدی!
کی منو ازون مدار بیرون کشید و بهم آزادی زمانی و آرامش مالی و جسارت حرکت در مسیر عشق و علاقه داد…؟!کی میتونست این کارو بکنه؟!
ای در این حادثه ها نام تو آرامش من
ای حواست به منو حال دل سرکش من
ای خیال خوش لبخند تو امنیت من
ای تو همسایه و هم گریه و هم صحبت من
من گمشده ام تو مرا به خودم برسان
تا با نفست بتپد دل تنگ جهان
ای نبض زمان ای قلب جهان …
قامت عشق در آیینه ماه افتاده
بر دلم شوری از این عشق به راه افتاده
میشود دور تر از چشم جهان دور تو گشت
ای که تنهایی وتنها…به تو باید برگشت…
ازین مهم تر | ٧:١١ ،نشانه ی امروز من: چه کسی مالک تووووست؟!
https://www.abasmanesh.com/fa/who-is-your-lord/
آخ خداااااا چقدر من عاااااشششششششقتم!
٨:٢١| قد قامت ادامه ی صلات:
این فایل برای من خیلی پربرکت بود،اصلا صحبت های استاد درمورد قوانین،انقدر برای من منطقیه که درجا نجواهای ذهنم رو باهم خاموش میکنه…
وقتی دفترم رو باز کردم تا برای پروژه ی جدید آماده ش کنم،طبق عادت همیشگی از قرآن هدایت خواستم و از سوره ی ابراهیم پاسخ گرفتم:
أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَهً طَیِّبَهً کَشَجَرَهٍ طَیِّبَهٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ ﴿٢4﴾
آیا ندانستی که خدا چگونه مثلی زده است؟ کلمه پاک [که اعتقاد واقعی به توحید است] مانند درخت پاک است، ریشه اش استوار و پابرجا و شاخه اش در آسمان است.
تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا ۗ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ ﴿٢5﴾
میوه اش را به اجازه پروردگارش در هر زمانی می دهد. و خدا مَثَلها را برای مردم می زند تا متذکّر حقایق شوند.
برای همین بعد ازین آیه نوشتم:
عبارت تاکییدی من:«من آماده ی دریافت میوه ها هستم!»
چقدر من این کلمه ی لاجرم استاد رو دوست دارم.
🟣اصلا این اطمینان قلبی باعث میشه که آدم بچسبه به مسیر درست،اطمینان به اینکه اگر من در مسیر درست قرار بگیرم،لاجرم نعمت ها به من داده میشود!
این مفهوم رو استاد جان تو جلسه ١ قدم 6 هم خیلی خوووب توضیح دادن اونجا که میگن:اصلا چی میشه که آدم حرکت میکنه؟!غیر از اینکه ایمان داشته حتما خدا هدایتش میکنه؟!
کجا تو قرآن نوشته پیامبرها شاخ غول شکوندن؟!گفته باید ایمان داشته باشید و در ایمانتون استقامت کنید !
واقعا چی شد که حضرت علی حاضر شد تو رخت خواب پیامبر بخوابه ؟!درحالیکه همه ی شواهد بر این بود که ممکنه جای پیامبر کشته بشه؟!
چی میشه که پیامبر میره توی غار قایم میشه و به رفیقش میگه: تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا؟!
چی میشه که نوح پیامبر میگه هرکاری از دستتون برمیاد بر علیه من انجام بدید؟!
چی میشه که موسی اصحابش رو میبره لب دریا که هیچ راه فراری نیست و میگه : إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ؟!
چی میشه که ابراهیم خودشو میندازه تو آتیش؟!یعنی اون لحظه چی توی سر و قلبش میگذشته؟!
چی میشه که مریم پاکدامن بچه بغل میره توی شهر و به الهامش عمل میکنه و فقط سکوت میکنه ؟!مگه میدونسته که خدا قراره چه جوری کمکش کنه؟!غیر ازینکه خدا به ایمانش پاسخ داده؟!
چقدر من عاشق این آیه م و هرچقدر بنویسمش ازش سیر نمیشم:
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ(٣٠ فصلت)
بی تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند [و می گویند:] مترسید و اندوهگین نباشید و شما را به بهشتی که وعده می دادند، بشارت باد.
ایمان +استقامت در عمل…=دریافت خیر و برکت دنیا و آخرت.
یک موضوع دیگه ای که کلی برام درس داشت،توضیحات استاد جان در عقل کل درمورد محصولات و دلیل حذف برخی از آموزش های قبلیه،این باعث شد که خیلی کار برای شخص من راحت بشه،وقتی استاد میگه این دوره ها کامل و کافیه باعث میشه من تو دوره های استاد،هی ازین شاخه به اون شاخه نپرم،بلکه بیام روی همون دوره ها به صورت تمرکزی کار کنم.
«دانشگاه دروازده قدم»
«احساس لیاقت»
«هم جهت با جریان خداوند»
«قانون سلامتی»
«روانشناسی ثروت»
ایزی ایزی تامام تامام!
اتفاقا چند روز پیش میخواستم برم خودکار بخرم،یک احساسی بهم گفت برو همون لوازم التحریری که رفتی برای سوره ی نور دفتر خریدی،تا پامو گذاشتم اونجا دیدم روی یک دفتر بچه گونه،کاملا بی ربط به عکس دفتر به انگلیسی همچین مفهومی نوشته بود :همیشه یادت باشه که برای چی شروع کرده بودی!
این منو یاد مفهوم ساده سازی مسائل انداخت.
که سعیده تو اصلا برای چی این مسیر رو شروع کردی؟!غیر ازین اینکه دنبال آرامش و احساس خوشبختی بودی؟!مگه نه اینکه استاد گفته بود که ما همه ی خواسته هامون رو میخوایم برای اینکه به احساس خوب برسیم و با رسیدن به احساس خوب ،ما به اصل خواسته هامون رسیدیم و مابقی پاداش اکستراست و به ما داده میشه ؟!
مگه استاد نگفته بود اتفاقات خوب زندگی من که خیلی براشون سپاسگزارم خود به خود رخ داده؟!یعنی من فقط روی خودم و احساس خوبم کار کردم و بعد اونا وارد زندگی من شدن؟!
اوووکی،پس در هر شرایطی ،به «اصل قانون» درست عمل کن،مابقی رو بسپار به خدا…اون کارش رو عالی بلده …
الهی صدهزار مرتبه شکر برای دونه به دونه معجزه هایی زندگیم توی این 4 سال که هرکدومش میتونه ذهنم رو قانع و آروم کنه و برای خواسته های بزرگترت نیاز نیست زجر بکشی،تو فقط کافیه هماهنگ بشی…هماهنگ با جریان خداوند…
مابقی کارها با مدیر کاروانه!
اگر اون ساربونه،میدونه شتر و کِی و کجا بخوابونه…
نکته ی مهم تری که باید همیشه حواسم باشه و به خودم بگم چون خیلی راحت یادم میره اینکه:خودت رو فقط با قبل خودت مقایسه کن،اوضاع از قبل بهتره؟!خداروشکر،پس توی مسیر درستی هستی.
الهی صدهزار مرتبه شکر برای دومین روز زمستانی که با برکت و نور و عشق و رحمت خدا شروع شد…و خدا میداند تا شب چه معجزه هایی در راهه…
فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ(١٧ سجده)
پس هیچ کس نمی داند چه چیزهایی که مایه شادمانی و خوشحالی آنان است به پاداش اعمالی که همواره انجام می داده اند، برای آنان پنهان داشته اند.
دوستون دارم استادجان از روشنی قلبم
به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان ومکان
قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان
بنام تنها خالق هستی…
خداییکه از زبان استاد هر روز داره این بهبود گرایی رو توی فایلهاش برای ماها که در مسیر حقیقت و درستی هستیم…آسانتر میکند…
سلام سعیده عزیزم…دختر زیبا روی،” توحیدی قرآن با حکمت..
چقدر داری روی خودت کار میکنی که تمام حرفهات از دوره هات میشه احساس خوب داشتن !!!
عزیز دل!!!!
دیشب به یه مهمانی خانه خدا دعوت شدیم..
یه هدیه گرانقدر بهم داده شد.شکل خانه خدا بصورت جعبه روشم نوشته الله….
داخلشم یه تسبیح زیبای آبی بود با یه عدد شیرینی که اینو تقدیم مادرم کردم..
ولی الان روی هدیه تخت.الهامیم گذاشته.
.
سعیده جان…دیشب تو این مهمونی،”یه پاشنه توی وجودم با برخوردم با یه شخص “قابل روئت شد…
و اونم…دقیقا همیشه ریشه ایی بوده تا دیشب به لطف خدا”””روئتش مانند ماه شب چهارده پدیدار گشت…
احساس خودارزشمندیم به یسری کتگوریها پوچ..
…….
ناگفته نمونه!!! یه سری برخوردهام بازم دیدم چقدر ترمیم شده..که بدون قضاوت از گفته ها و باورای دیگران..را دوست داشته باشم..
و چند تا مورد دیگه…
امروز عصر که دقیقا نقطعه صلات من در نزدیکی کوه بزرگ شهرم هست…روی تخته سنگی میشینم و خودمو کندو کاو میکنم..
که دلیل این برخورد از چه باوری نشات گرفته..
چون میدونم….
و درس خودمو خوب یاد گرفتم..
سعیده جان قبلنا وقتی از خودم ایرادی میگرفتم…
خیلی نسبت بخودم و رفتار خجالت میکشیدم.و دوستنداشتم اون پاشنهامو درک کنم و حلشون کنم..
یه حس دور میدمش…
ولی از زمانی به خودشناسی رسیدم ریشه های باورامو بیشتر درک میکنم بدون خجالت با خودم در میون میزارم و سعی میکنم خیلی خوب با خودم،” رفتار کنم..
که بعد از اینکه روی خودم کار کردم هدایت شدم به یه قسمتی.به لطف خدا از این ازمایش سربلند بیرون اومدم.
و سعی کردم دیگه رفتارمو خیلی بهتر “عمل کنم..
سعیده جان…همینه استاد میگه…باید ریشه ها رو بیارییم بیرون دقیقا همینه.و این خودشناسی و در صلح بودن با خودم و این پیاده روی..چقدر باعث شد..تا من خودمو با همین نرگس الانم دوستداشته باشم..
قبلنا خیلی خودمو سرزنش؟میکردم.ولی امروز چقدر خودمو دوستداشتم و تونستم با تعمق و در اون منطقه پاشنمو بیارم بیرون و حلشون کنم تا دفعه بعد انشالله تکرار نشه..
چون پشتش خودارزشمندیمو به یسری کتگوریها چسبونده بودم..
که من دلیل این رفتارم بخاطر اینکه از طرف اون شخص ارزشمندتر بشم..
و امروز گفتم نرگس گول خودت نزن..بدون دلیل رفتارت.بخاطر چی بود!
اون لطف خداوند بود….
.سعیده عزیز بعد اون کنترل ذهن و پیاده روی و حل کردن این چالش و مسئله،”
هدایت شدم به فایل نشانه ام..
که استاد گفتند فاصله خاستهات فقط با احساس خوب پر میشه..
پس از همونجا که هستی از زندگیت لذت ببر..
استاد میگفت اون اوایل اینقدر عجله داشتم که از گرجستان یه وصل رانندگی کردم تا قم…
اینقدر عجله برای رسیدن به خاستهام داشتم..
و گفت بچها …الان نزدیک چند سال که گذشته…فهمیدم به این اصل “که بچها!!!
..درسته اون موقع منم بازم از زندگیم لذت میبردم..ولی یجاهایی برای رسیدن به خاسته هام عجله میکردم..
ولی قانون اینه…
از همونجایی که هستین با پدر با مادرتون یا مثل دیدن یه پروانه.یا هر چیز دیگه!” لذت ببریید و احساس خوب داشته باشین…
و باز هدایت شدم به کامنت شما تو این پروژه جدید دیدم آره شما هم داریید از توحید میگید..
سعیده جان بخودم تحسین میکنم..و اینقدر طبق تکاملم..خیلی نسبت به خودم مخصوصا تو بحث پیدا کردن پاشنه بدون اینکه خودمو سرزنش کنم..میگم این فرصته برای من..
همین باعث شده..سخت نگیرم و هر چی هست رو حل کنم..
دقیقا نقطعه احساس خوب داشتن خیلی روی زندگیم تاثیر گذاشته….
و من دقیقا اینو توی برخوردام میبینم..
سعیده عزیز…..بیادآوری گذشته…خیلی بهم کمک کرده و واقعا منو سپاسگزارتر کرده..
که چقدر من مورد حمله قربانیها قرار میگرفتم…
ولی الان دیگه خبری از اون نرگس قربانی دست اون افرادا نیست..
راسی بازم امروز یه هدایت دیگه برای؟شخص دیگه بازم در حیطه طراحی و دوخت در ایران و خارج از کشور فرستادم..
ولی اینبار روانتر و ساده تر و کلی تر از نمونه کارام فرستادم..
و باز نمیدونم این قدم میخاد به کجای کار منو بکشونهولی میدونم دستکشام انشالله در مسیر جهانی میخاد قرار بگیره…
چون همجوره بازم چند روز پیش؟یه ورژن از کار دوختیم مزونی تر و زیباتر شد…
و میدونم این حرکت و بهبود مثل سایت این بهشت و حتی شما،” سعیده عزیزم….هر روز به این سمت هدایت میشوید .
سعیده قشنگم.نور امید این سایت !….خیلی ازت ممنونم بابت دل نوشتهای توحیدیت…
تشکر از خداوند بابت همه نعمتهاش…
چه مسیر پر چالش و حل مسئلمون
چه حال خوب و ارامش داشتن..
هر دو برکت خدا برای ماست..
در پناه خدای بزرگ میسپارمت….
ممنونم مدام از یاد خداوند داشتن مینویسید تمام داستان زندگی ما ایمان و توحید و یکتاپرستی هست…
خوشحالم تو این مسیر زیبا دارم قدم برمیدارم.و دوستان زیبایی مثل شماها دارم…دوستتتدارم.
خدایا هزاران میلیاردهااااااا شکرت بابت وجودم توی بهشتتت که جز آموختن خودشناسی و خداشناسی نیست….
سلام به نرگس بهشتی،چطوری رفیق؟! رو به راهی؟! رو به رشدی؟! الهی صد هزار مرتبه شکر.
ازت بی نهایت سپاسگزارم برای این تلگراف پربرکتی که برام نوشتی،نورش قلب من رو روشن کرد.
برای همه ی قشنگی هات،هنرمندی هات،توحید های عملیت،بهبود های مستمرت،دلبری هات،مهربونی هات و قلب روشنت ازت ممنونم رفیق خونگرم جنوبی من.
وعده ی دیدار ما،روی اون کوه های بهشتی با پذیرایی چایی آتیشی:)
به امید دیدارت در بهترین زمان ومکان
قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان
به نام خدایی که هر چه دارم از اوست
سلام سعیده جان واقعا لذت بردم از کامنت فوق العاده و توحیدیت ،حدود یک سال هست که شما رو دنبال می کنم و همیشه لذت میبرم از خوندن نوشته هات از عشق بازیت با خدا
و همیشه تحسینت کردم
در واقع فایلهای استاد برام مثل غذای روحه و کامنتهای شما برام مثل قرص مکمل
وخیلی خیلی تا بحال ازت چیز یاد گرفتم
ازشما ممنونم که می نویسی و قلب ما رو روشن می کنه به نور خدا ،همیشه بنویس چون ما به این صلاه هات نیاز داریم وعزیزم بهت تبریک میگم بابت قلب پاکی که داری بابت قلم زیبا و قوی که داری که آدم رو مسخ میکنه از عطر خدا از عشق خدا وبارها و بارها با خوندن کامنت هات اشک ریختم از عشق خدا و قلبم باز شده ازت بی نهایت سپاسگزارم بابت صلاههات
مرسی که هستی دوست خوبم
سعیده جان راجع به جواب کامنتی که به یکی از دوستان داده بودی بابت مثال پروژکتور ،که برام خیلی جالب بود،مخصوصا تیکه آخرش که میگفت آنها در تاریکی حتی دستهای خود را هم نمی بینند
حالا من این نور رو برای خودم اینطوری تجسم می کنم که ی ریسمان الهی از آسمان به سمت زمین هست که نورانیه واین ریسمان رو برای خودم به پیامبران ، قرآن و استاد که پیامبر زمانم هست و سایت تشبیح می کنم که هر چی به این ریسمان الهی نزدیکتر باشیم و طبق گفته قرآن به این ریسمان الهی بیشتر چنگ بزنیم ،آرامش ، نعمت ،ثروت ،سلامتی و عشق ،شادی وخوشبختی بیشتری دریافت می کنیم و هر چی از این ریسمان الهی دورتر بشیم نور کمتری دریافت می کنیم تا جایی که دیگه نوری نیست و هر چی هست تاریکی و ظلمت ،نگرانی،استرس ،فقر وبیماریه،احساسهای بده بدبختیه مشکلاته
ی تعبیر دیگه هم دارم ،راجع به ورود نعمت و ثروت به زندگیم
و یکی از پاشنه های آشیل من برای ورود نعمتها این باور و این شعر بوده که هر که بامش بیش برفش بیشتر و باور داشتم که هر کسی که پول و ثروت بیشتری داره مشکلات وبیماری و دردسرهای بیشتری داره و حدود یکسالی هست که این شعر رو برای خودم اینطوری تعبیر کردم که بابا شاید اصلا این شاعر بیچاره قانون جذبی بوده و ما برای چی برفو به بدبختی و مشکلات تعبیر می کنیم ،شاید واقعا منظورش همون مثال استاد باشه که هر چی سطلمون بزرگتر باشه نعمتهای بیشتری دریافت می کنیم و برای خودم اینطوری جا انداختم که هر که بامش بیش برفش بیشتر در واقع یعنی سطل بزرگتر ، پشت بوم بزرگتر یعنی نعمتهای بیشتر ،برف یعنی نعمت بیشتر یعنی ثروت بیشتر یعنی سلامتی بیشتر یعنی آرامش و خوشبختی بیشتر،آخه چرا برف باید بدبختی و مشکلات تعبیر بشه ،حالا شایدم واقعا منظوره شاعر این بوده باشه که حتی اگر منظورش واقعا مشکلات بوده خب اونم ی انسان بوده مثل همه و مثل اکثریت انسانها و قانون رو نمیدونسته و وحی نبوده که از طرف خدا اومده باشه که برای ذهن من و خیلیای دیگه شده حجت و آثار ابن نگاه مخرب رو توی بیشتر فیلم وسریال ها هم دیدیم و تبدیل شده به واقعیت زندگی اکثریت مردم و من برای خودم اینجوری تفسیرش کردم و از موقعی که این نگاه رو دارم خیلی خیلی راحت تر نعمتها وارد زندگیم شدن
و ی تصور دیگه برای خودم ساختم که شاید بدرد کسی بخوره اینه که من، ذهنم و باورهای محدود کننده ذهنم رو مثل ی سد تجسم می کنم که پشت این سد پر از آبه در واقع پر از نعمت و ثروته و خوشبختیه و می بینم که من هر چی بیشتر روی ذهنم کار می کنم ،دریچه این سد روز به روز باز و بازتر میشه و دریاچه ام از ی آب باریکه ،الان خداروشکر انقدر پر آب وخروشان شده و نعمتها بصورت کاملا بدیهی وارد زندگیم میشن و با تمام وجودم درک کردم که این ذهن من بوده که مثل ی سد جلو نعمتهارو گرفته بوده نمیزاشته نعمتها واردبشن وگرنه پشت این سد نامحدود آب وجود داشته و داره
و من این رو مدیون استاد عباس منش عزیزم و استاد شایسته نازنینم و این سایت توحیدی هستم که بی شک یکی از بزرگترین نعمتهای زندگیم هست و همیشه سپاسگزار وجود نازنین استاد و استاد شایسته و سایت و شما دوستان عزیزم هستم
امیدوارم ی روزی برسه که استاد بیان ایران و استاد و اعضای این سایت بزرگ بهشتی همه دور هم جمع بشیم و همدیگرو از نزدیک ببینیم
سعیده عزیزم به امید دیدار روی ماه شما و در آغوش گرفتن دختر توحیدی خدا
استاد وهمه دوستان عزیزم رو به خدا میسپارم به امید دیدارتون در بهترین زمان و مکان
سلام به مهشید عزیزم
بی نهایت ازت سپاسگزارم برای این لطف و محبتی که بهم داشتی و برای این کامنت پر برکت و پر از درس که برام نوشتی،ممنونم که لطف کردی و وقت گذاشتی برام،خیلی مثال هایی که زدی عالی بودن و میتونه خیلی از نجواهای ذهن رو کم کنه و به جاش نور خداوند وارد باشه…
ازت ممنونم.
دوستت دارم.
در پناه نور میسپارمت.
الله یارت باشه همیشه.
به نام خدایی که هر چه دارم از اوست
سلام سعیده جان واقعا لذت بردم از کامنت فوق العاده و توحیدیت ،حدود یک سال هست که شما رو دنبال می کنم و همیشه لذت میبرم از خوندن نوشته هات از عشق بازیت با خدا
و همیشه تحسینت کردم
در واقع فایلهای استاد برام مثل غذای روحه و کامنتهای شما برام مثل قرص مکمل
وخیلی خیلی تا بحال ازت چیز یاد گرفتم
ازشما ممنونم که می نویسی و قلب ما رو روشن می کنه به نور خدا ،همیشه بنویس چون ما به این صلاه هات نیاز داریم وعزیزم بهت تبریک میگم بابت قلب پاکی که داری بابت قلم زیبا و قوی که داری که آدم رو مسخ میکنه از عطر خدا از عشق خدا وبارها و بارها با خوندن کامنت هات اشک ریختم از عشق خدا و قلبم باز شده ازت بی نهایت سپاسگزارم بابت صلاههات
مرسی که هستی دوست خوبم
سعیده جان راجع به جواب کامنتی که به یکی از دوستان داده بودی بابت پرژکتور ،
حالا من این نور رو برای خودم اینطوری تجسم می کنم که ی ریسمان الهی از آسمان به سمت زمین هست که نورانیه واین ریسمان رو برای خودم به پیامبران ، قرآن و استاد که پیامبر زمانم هست و سایت تشبیح می کنم که هر چی به این ریسمان الهی نزدیکتر باشیم و طبق گفته قرآن به این ریسمان الهی بیشتر چنگ بزنیم ،آرامش ، نعمت ،ثروت ،سلامتی و عشق ،شادی وخوشبختی بیشتری دریافت می کنیم و هر چی از این ریسمان الهی دورتر بشیم نور کمتری دریافت می کنیم تا جایی که دیگه نوری نیست و هر چی هست تاریکی و ظلمت ،نگرانی،استرس ،فقر وبیماریه،احساسهای بده بدبختیه مشکلاته
ی تعبیر دیگه هم دارم ،راجع به ورود نعمت و ثروت به زندگیم
و یکی از پاشنه های آشیل من برای ورود نعمتها این باور و این شعر بوده که هر که بامش بیش برفش بیشتر و باور داشتم که هر کسی که پول و ثروت بیشتری داره مشکلات وبیماری و دردسرهای بیشتری داره و حدود یکسالی هست که این شعر رو برای خودم اینطوری تعبیر کردم که بابا شاید اصلا این شاعر بیچاره قانون جذبی بوده و ما برای چی برفو به بدبختی و مشکلات تعبیر می کنیم ،شاید واقعا منظورش همون مثال استاد باشه که هر چی سطلمون بزرگتر باشه نعمتهای بیشتری دریافت می کنیم و برای خودم اینطوری جا انداختم که هر که بامش بیش برفش بیشتر در واقع یعنی سطل بزرگتر ، پشت بوم بزرگتر یعنی نعمتهای بیشتر ،برف یعنی نعمت بیشتر یعنی ثروت بیشتر یعنی سلامتی بیشتر یعنی آرامش و خوشبختی بیشتر،آخه چرا برف باید بدبختی و مشکلات تعبیر بشه ،حالا شایدم واقعا منظوره شاعر این بوده باشه که حتی اگر منظورش واقعا مشکلات بوده خب اونم ی انسان بوده مثل همه و مثل اکثریت انسانها و قانون رو نمیدونسته و وحی نبوده که از طرف خدا اومده باشه که برای ذهن من و خیلیای دیگه شده حجت و آثار ابن نگاه مخرب رو توی بیشتر فیلم وسریال ها هم دیدیم و تبدیل شده به واقعیت زندگی اکثریت مردم و من برای خودم اینجوری تفسیرش کردم و از موقعی که این نگاه رو دارم خیلی خیلی راحت تر نعمتها وارد زندگیم شدن
و ی تصور دیگه برای خودم ساختم که شاید بدرد کسی بخوره اینه که من، ذهنم و باورهای محدود کننده ذهنم رو مثل ی سد تجسم می کنم که پشت این سد پر از آبه در واقع پر از نعمت و ثروته و خوشبختیه و می بینم که من هر چی بیشتر روی ذهنم کار می کنم ،دریچه این سد روز به روز باز و بازتر میشه و دریاچه ام از ی آب باریکه ،الان خداروشکر انقدر پر آب وخروشان شده و نعمتها بصورت کاملا بدیهی وارد زندگیم میشن و با تمام وجودم درک کردم که این ذهن من بوده که مثل ی سد جلو نعمتهارو گرفته بوده نمیزاشته نعمتها واردبشن وگرنه پشت این سد نامحدود آب وجود داشته و داره
و من این رو مدیون استاد عباس منش عزیزم و استاد شایسته نازنینم و این سایت توحیدی هستم که بی شک یکی از بزرگترین نعمتهای زندگیم هست و همیشه سپاسگزار وجود نازنین استاد و استاد شایسته و سایت و شما دوستان عزیزم هستم
امیدوارم ی روزی برسه که استاد بیان ایران و استاد و اعضای این سایت بزرگ بهشتی همه دور هم جمع بشیم و همدیگرو از نزدیک ببینیم
سعیده عزیزم به امید دیدار روی ماه شما و در آغوش گرفتن دختر توحیدی خدا
استاد وهمه دوستان عزیزم رو به خدا میسپارم به امید دیدارتون در بهترین زمان و مکان
سلام ودرود به خانم شهریاری عزیز……
امروز ن مثل همیشه به کامنت زیبای
شما هدابت شدم و صلاه عصر خود را
به پابان رساندم صلاتی از جنس
خداوند وربختن اشک شوق از این
هم دل دادگی به قوانینن الهیییی
وحرکت کردن ددر صلات مستقیم
که ارامش به همرا ه خود دارد
چقدر زیبا ایات قرانی را با درک
قوانین نوشتی تا هدایتی برا ما
وروشنی مسیر باشد ود ر عمل به
قوانین الهی مهر تایید به توحید
خودمان بزنیم و جز افرادی باشیم
به قول قران(،لا خوف علیهم ولا هم یحزنون باشیم
برا ت بهترینها رو از خدواند میخوام
ومنتطر کامنت های زیبببببببببایت
هستیم،،،،،
در پناه الله مهربان
سلام به زهراجان نازنینم
ازت ممنونم عزیزم برای تموم مهربونی هات،مرسی که با قلب روشنت این کامنت رو برام نوشتی،فرکانسش رو با تموم قلبم دریافت کردم.
صلاتتون مقبول حق🩵
قلب روشنت رو میبوسم ومنم برات بهترین هارو آرزومیکنم عزیزم، در پناه نور میسپارمت،الله یارت باشه همیشه.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
«فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ»
(پس به جایگاه ستارگان سوگند می خورم)
«وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ»
(و اگر بدانید بی تردید این سوگندی بس بزرگ است.)
«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ»
(که یقیناً این قرآن، قرآنی است ارجمند و باارزش)
«فِی کِتَابٍ مَکْنُونٍ»
(در کتابی مصون از هر گونه تحریف و دگرگونی)
«لَا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»
(جز پاک شدگان به آن دسترسی ندارند.)
«تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ»
(نازل شده از سوی پروردگار جهانیان است.)
(سوره واقعه آیات 75-80)
——————————————————————————
سلام و درود سعیده جان امیدوارم که در پناه رب العالمین همواره شاد و سلامت باشی و بر مدار نور و فضل بینهایت.
هیچ ایده ای ندارم که قراره چی بنویسم ولی با توکل بر خداوند شروع میکنم و از خداوند هدایت میخوام که خودش بر قلبم جاری باشه و دستانم رو به حرکت بندازه تا چیزی رو بنویسم که خیر دنیا و آخرت در اون باشه.
به دو دلیل میخواستم برای کامنتت پاسخ بنویسم. یکی اینکه مجدداً تاکید کنم که فوق العاده ای و کامنتی که نوشتی هم فوقالعاده ست. به ازای هر جمله ای که نوشتی یه آیه قرآن آوردی. یعنی برای هر جملهات یه سند قرآنی ارائه دادی که از خودت چیزی نمیگی و هر چی داری از قرآنه. و این فوق العاده تحسین برانگیزه.
و دلیل دوم اینکه تبریک بگم چهار ساله شدن فعالیتت توی سایت. به قول خودت دست و جیغ و هورا ، تولدت مبارک ، تولد توحیدیت مبارک. خدا رو صد هزار مرتبه شکر بخاطر نعمت توحید، خدا رو صد هزار مرتبه شکر بخاطر نعمت این سایت و قوانین الهی. خدا رو شکر بخاطر قانون اجابت درخواست که اگر بنده ای تسلیم بشه و درخواست کنه خداوند همواره و همواره اجابتش میکنه…
سعیده جان تبریک میگم بهت بخاطر این ایمان و توحید عملی، تحسینت میکنم بخاطر این تعهد و استمرار چهار ساله توی مسیر و اینکه دلسرد نشدی، ناامید نشدی با اینکه بارها سرزنش شنیدی و زخم زبون تحمل کردی و مقایسه و قضاوت شدی ، اما دست از توحید و ایمان به قوانین الهی برنداشتی. ازت متشکرم که هر بار نجواهای شیطان اومد به خودت و به بچه های سایت یادآوری کردی «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» ، ازت متشکرم که خدا رو انتخاب کردی. بخاطر حضورت ازت متشکرم. یادت باشه قرار نیست زمین رو بشکافی و به اعماق اون برسی یا نردبون بذاری به لایههای بالایی اتمسفر دست پیدا کنی تا ارزشمند باشی؛ قرار نیست یه بیزینس میلیارد دلاری راه بندازی یا هزاران نفر رو متنعم و ثروتمند کنی تا مفید باشی ؛ قرار نیست مدارج سطح بالای بهترین دانشگاههای جهان رو تصاحب کنی تا موفق محسوب بشی؛ قرار نیست فقط مدل خونه و ماشین عوض کنی تا ثروتمند باشی.
شما مفید و ارزشمند، تحسین برانگیزی چون نور خداوند رو در این سایت داری گسترش میدی. شما مفید و ارزشمند و فوق العادهای چون خداوند رو انتخاب کردی و با ایمان عملی در مدار توحید در حال حرکتی. شما بینهایت ثروتمند هستی چون روی دوش خداوند نشستی و هر آنچه درخواست کنی خداوند برات انجامش میده.
این من رو یاد توصیف اهل ایمان در آیه 54 سوره مائده میندازه : «یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَهَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ» (همواره در راه خدا جهاد میکنند، و از سرزنش هیچ سرزنش کنندهای نمیترسند. این فضل خداست که به هر کس بخواهد میدهد؛ و خدا بسیار عطاکننده و داناست.)
الهی که همواره بر مدار فضل بینهایت الهی باشی.
————————————————————————————
این کامنت رو دیروز میخواستم برات بنویسم هر بار یه کاری پیش میومد و من هدایت قرآنی و بخش ابتدایی که نوشته بودم رو توی یادداشت گوشی نگه داشتم و امروز دوباره دست به نگارش شدم.
وقتی به نیت پاسخ به کامنت شمت اپلیکیشن قرآن رو باز کردم ، هدایت شدم به سوره واقعه و آیه شگفت انگیز«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ» و خودم به شخصه بسیار لذت بردم. و رفتم از چندتا آیه قبل رو برات کپی کردم.
یه نکته به ذهنم رسید که بگم در مورد آیه «فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ» که در واقع ترجمهش میشه (پس سوگند یاد نمیکنم به جایگاه ستارگان) ولی دوستان مترجم اصرار دارند که توی ترجمه بگن (سوگند یاد میکنم…)
با این استدلال که قسم نمیخورم یعنی قسم میخورم … (دیدم که میگم) حدوداً 12 -13 سال پیش از یکی از عزیزان پرسیدم این «مواقع النجوم» چیه که خدا در موردش میگه «وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ» اگر درکش کنید قسم بسیار بزرگیه. اون عزیز بزرگوار چون درس سفسطه کردن رو پاس کرده بود شروع کرد به سفسطه و بحث رو برد سمت اینکه سوگند نمیخورم یعنی در واقع سوگند میخورم …
درکی که الان از این آیه دارم اینه که خدا انگار داره میگه بذارید قسم نخورم چون قسم خیلی بزرگیه و هنوز شما نمیتونید درکش کنید، هنوز براش آماده نیستین، هنوز براش تکامل طی نکردین.
از طرفی از کلمه عظیم استفاده کرده.
اگه بریم به 1400 سال پیش و زمان نزول قرآن کریم ، اون موقع مردم درکی از عظمت ستارگان نداشتن. ستاره رو یه نقطه بسیار کوچیک توی شب میدیدن. حتی فکر میکردن که زمین صافه و خورشید دور زمین میچرخه. حتی ماه رو مفیدتر از خورشید میدونستن. زمین رو مرکز جهان تصور میکردن و چیزای دیگه…
امروز و بعد از سالها و سالها تکامل، و مخصوصاً تکامل بشر در علوم فیزیک و فضایی تازه دارن میفهمن که ستارگان واقعاً عظیم و غیر قابل تصور هستن و خورشید ما یه ستاره بسیار کوچیک در برابر اونهاست. و کهکشان ها میلیارد ها برابر بزرگتر از ستارگان هستن و سحابیها بزرگتر از کهکشان. امروزه که ما میفهمیم یه سیاهچاله به اندازه زمین میتونه به مرور زمان و طی هزاران سال تمام کهکشان راه شیری رو عین جاروبرقی توی خودش ببلعه و جمع کنه…
حتی امروز و بعد از دست پیدا کردن به چند هزار اگزابایت اطلاعات در مورد فضا بازم ما هیچی در مورد فضا نمیدونیم.
پس بازم همون آیه «وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ» سوگند به جایگاه و نقش و شرایط ستارگان بسیار بسیار عظیمه که انسان نمیتونه درکش کنه.
(هر اگزابایت حدود 1000 پتابایته ؛ و هر پتابایت حدود 1000 ترابایت ؛ و هر ترابایت حدود 1000 گیگابایت)
خداییش نمیدونستم اصلا قراره اینا رو بنویسم و بپردازم به قسم خوردن یا قسم نخوردن خداوند.
حالا این همه حرف زدم، قسم اصل نیست ، دلیل این قسم چیه … اصل اونه
«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ» ؛ «فِی کِتَابٍ مَکْنُونٍ» ؛ «لَا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» ؛ «تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ»
خداوند قسم میخوره به جایگاه ستارگان که بگه این قرآنی که بر شما خوانده میشه بسیار کلام ارزشمند و مهم و نورانی هست که از سوی خداوند داره نازل میشه و فقط مخصوص کسانیکه که دارای قلبی پاک و مطهر باشند.
امروز چند درصد افراد جامعه وقتی به بن بست و نجوای شیطان میخورن، برای آرامش گرفتن میرن سراغ قرآن ؟؟
الهی که شما و همه بچه های نورانی این سایت همیشه و همواره با قرآن مأنوس باشید و همیشه با قرآن هدایت و حمایت بشید.
————————————————————————————
منو ببخش بازم خیلی طولانی نوشتم، همون شوخی همیشگی ، حالا که رسیدی آخر کامنت، اگه دیدی کامنت طولانی بود بذار سر فرصت بخونش.
مجدداً پیشاپیش چهار ساله شدن پروفایلت مبارک (2 روز دیگه …)
———————————————————————————
همواره در پناه رب العالمین باشی، نورانی به نور قرآن.
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَهَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ»
(ای اهل ایمان! هر کس از شما از دینش برگردد [زیانی به خدا نمی رساند] خدا به زودی گروهی را می آورد که آنان را دوست دارد، و آنان هم خدا را دوست دارند؛ در برابر مؤمنانْ فروتن اند، و در برابر کافرانْ سرسخت و قدرتمندند، همواره در راه خدا جهاد می کنند، و از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای نمی ترسند. این فضل خداست که به هر کس بخواهد می دهد؛ و خدا بسیار عطاکننده و داناست.)
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
وَکَیْفَ تَکْفُرُونَ وَأَنْتُمْ تُتْلَىٰ عَلَیْکُمْ آیَاتُ اللَّهِ وَفِیکُمْ رَسُولُهُ ۗ وَمَنْ یَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ ﴿١٠١﴾
و چگونه کفر می ورزید در حالی که آیات خدا بر شما خوانده میشود، و پیامبر او در میان شماست؟! و هر کس به خدا تمسّک جوید، قطعاً به راه راست هدایت شده است.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ﴿١٠٢﴾
ای اهل ایمان! از خدا آن گونه که شایسته پروای از اوست، پروا کنید، و نمیرید مگر در حالی که [در برابر او و فرمان ها و احکامش] تسلیم باشید.
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا ۗ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ ﴿١٠٣﴾
و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده و گروه گروه نشوید؛ و نعمت خدا را بر خود یاد کنید آن گاه که با یکدیگر دشمن بودید، پس میان دل های شما پیوند و الفت برقرار کرد، در نتیجه به رحمت و لطف او با هم برادر شدید، و بر لب گودالی از آتش بودید، پس شما را از آن نجات داد؛ خدا این گونه، نشانه های [قدرت، لطف و رحمت] خود را برای شما روشن می سازد تا هدایت شوید.
=====================================
سلام حمید جان ،امیدوارم حال دلت خوب باشه،در آرامش باشی و اون قسمت قلبت که جایگاه نور خداونده،به خدا وصل باشه…
هیچ ایده ای ندارم جز قلبی که من رو دعوت به نوشتن کرده،این یک تلاش آگاهانه برای دسترسی به مدارهای بالاتره و بعد از چند بار گوش کردن به سوره ی سجده،قلبم گفت الان خودت رو مشغول نوشتن کن.
استاد تو جلسه ٢ هم جهت با جریان خداوند میگن:ایده های بهتر زمانی میان که یکم از شدت افکار منفی کم شده باشند،یعنی یکم که ذهنت آروم تر میشه ،شما هدایت های با کیفیت تری رو دریافت میکنی.
این شد که من الان میتونم بنویسم،این خودش یک مدار بالاتره،چون در گذشته،داشتم روزهایی رو توی زندگیم که انقدر تحت فشار نجواهای ذهن و همزات شیطان بودم که حتی نمیتونستم وارد سایت بشم و چیزی ببینم،چه برسه بخوام بنویسم.
حکایت من و نجواهای شیطانی میدونی چه جوریه؟!
تاحالا تو زندگیت بچه پرو دیدی؟!بچه ی سرتق و پرو!
که از دست یکی چک میخوره،حتی دردش هم میاد،یک چند لحظه از درد صداش درنمیاد،شاید حتی گریه هم بکنه….
اما سریع پا میشه و میره اونطرف تر،دستاشو میزاره کنار گوشش،زبونشو میاره بیرون و با یک حالت حرص درآری میگه :همین؟!اصلنم درد نداشت!!!
بعدش میره ادامه بازی و کارهای خودش …
این داستان و من و نجواهای شیطان در کل این 4 سال طی کردن مسیر توحیدیه.
چک و لگدشو خوردم،دردمم اومده،گاهی هم انقدر گریه کردم که دیگه نفسم در نمیومد…ولی خیلی زود دوباره پا میشدم و براش ادا درمیاوردم و میگفتم همین ؟!اصلنم درد نداشت!!!!
و دوباره خودمو پرت میکردم تو آغوش خدا….
ازین روز ها زیاد داشتم توی زندگیم…هربار هم خدا به طرز معجزه آسایی کمک هاشو برام رسونده،اما باز تو موقعیت جدید ذهن کار خودش میکنه و میگه بدبخت شدی،دیگه تموم شد …
به قول استاد تو جلسه 4 قدم 5:ذهن اینجور موقع ها تموم فشارش رو میاره…آدم وقتی خوب روی خودش کار میکنه میتونه سالم دربره،وگرنه که زیر فشار ذهن آدم خورد میشه…
دیروز منم ازون روزا بود،حسابی دردم اومده بود ولی بالاخره تا شب تونستم خودمو جمع و جور کنم و با شکرگزاری قلبی بخوابم و صدای صوت دعای نماز عید فطر….
همون دعایی که دریایی طوفانی کیش رو پر از نور کرد…
الله اکبر
الله اکبر،
لا اله الا الله و الله اکبر،
و لله الحمد،
الحمد لله على ما هدانا،
و له الشکر على ما اولانا
برای همین امروز با یک احساس بهتری بیدار شدم،یک جنس از نور تسلیم و تو تاریکی هوا شروع کردم به نوشتن و درخواست هدایت و کمک کردن …
یک نیم ساعتی پشت سرهم سوره ی سجده رو گوش دادم تا قلبم گفت بیام خودمو مشغول کامنت نوشتن کنم،اون با هدایت سوره ی آل عمران،اونم دوبار پشت سر هم!
راستی دیشب تو همون حال و هوای سنگین چندبار از ته قلبم صداش زدم و چند دقیقه نشد که یک نقطه ی آبی منو هدایت کرد به این کامنتم،اسفند ماه ١4٠٢،زمانی که تازه یک هفته بود از کارم انصراف داده بودم …
https://www.abasmanesh.com/fa/introducing-the-ghanone-afarinesh-07/comment-page-9/#comment-1335655
اینکه چه جوری اینقدر دقیق هدایت میکنه رو نمیفهمم،اما به تجربه دیگه بهم ثابت شده امکان نداره صداش بزنی و جواب نگیری،امکان نداره…
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ
هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو:] یقیناً من نزدیکم، دعای دعا کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت می کنم؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا [به حقّ و حقیقت] راه یابند [و به مقصد اعلی برسند].
چونک در عهد خدا کردی وفا
از کرم عهدت نگه دارد خدا
راستی بابت این کامنت پربرکتت ازت سپاسگزارم،ممنونم که حواست بود من دارم 4 ساله میشم،ممنونم برای تبریکت،بدون شک تحسین شما،تجلی روشن قلب خودته و من صمیمانه ازت سپاسگزارم.
و اما هدایت و درس های قرآنیت برام بی نظیر بود،من زیاد به سوره ی واقعه گوش دادم،زیاد مطالعه ش کردم ولی هیچ وقت ازین زاویه بررسیش نکرده بودم،ممنونم که همیشه کمکم میکنی عظمت خداوند رو بیشتر درک کنم.
امیدوارم باز هم برام از درس های قرآنی بنویسی،چون هیچ وقت ازش سیر نمیشم.
راستی به نظرم این متوقف شدن ارسال ایمیل یک خوبی برای من داره،اینکه میتونم راحت کامنت بنویسم بدون اینکه ذهنم نجوا کنه،الان دیگه منم و خدا…
باز هم ازت ممنونم و خداروشکر که به مدار نوشتن پاسخ برای شما دسترسی داشتم.
در پناه نور میسپارمت و الله یارت باشه همیشه.
به نام الله رب العالمین
تنها فرمانروای کائنات
سلام به سعیده جاااانم صاحب صلاه های نورانی و روح نواز (‿)
الهی شکر برای وجوووود پربرکتت برای این پیامهای پراز نورت برای کلام خدا که به این زیبایی و کاملا هماهنگ با موضوع پشت سرهم تو قلب گشاده ی پر رزقت قطار میشن که با قلم جادوییت بررررره تو تک تک سلول های قلبمون و پراز نورشون کنه (。◕‿◕。)
مرسی که هستی مرسی که کامنتت همیشه و اکثر اوقات کامنت اوله تا ماهم از این صلاه عاشقانه و خالصانه مستفیض بشیم خوش بحااااالمون خوش بحالمون (. ᴗ .)
عاشقتم رفیق ندیده که انقدرررر وصلی و انقدر قشنگ داری تو این مسیر حرکت میکنی و انقدر عاشقانه و روحنواز رازو نیاز میکنی و مطمنم اونقدررررر این صلاه برات برکت داره که از قشنگترین راهها هزاران بار به زندگیت برمیگرده (๑• . •๑)
خیلی کیف کردم خیلییییی زیاد روحم فول شد تو صبح صلاه کردی و نورش شب منو روشن کرد (◠‿◕)
امیدوارم تو این مسیر قشنگ همیشه همینقدررر عالی پیش بری و برامون بنویسی و کیف کنیم (‿)
برات بهترینهارو آرزو میکنم صاحب صلاه های روح نواز و دلنواز (◔‿◔)
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
درک عمیق قوانین خداوند قسمت اول
یه سلسله لایوها داشتیم محوریتمون خدا و ویژگیهای خدا بود راجع به اینکه انسان بدون خدا چقدر قدرتمنده صحبت کردیم انسان خیلی قدرتمنده ولی با خدا چقدر قدرتمندتره صحبت کردیم
راجع به اینکه خدا چیه صحبت کردیم خدا کیه صحبت کردیم خدا کجاست صحبت کردیم راجع به باور خدا صحبت کردیم راجع به خدا چی از ما میخواد اینکه هدف آفرینش انسان چیه هدف آفرینش جهان چیه قوانین خدا رو صحبت کردیم راجع به سپاسگزاری صحبت کردیم
و امشب یه سوالی که خیلی از بچهها دارن اینه که ما میگیم ما قدرتمندیم و میتونیم زندگی خودمون رو بسازیم با توکل به خدای بزرگ و مهربون با قدرت اون با قدرت خودمون
اول اینکه خب پس اینکه میگن خدا به هرکی بخواد هرچی بخواد میده آیه قرآنه و حالا سوالی که دوستان معمولاً براشون به وجود اومده امروز من سوال پرسیدم تو استوریم که چقدر اعتقاد دارید که رزق و روزی ما از قبل تعیین شده و سوال دوم اینکه به نظر شما آیا خدا به هرکی که بخواد و هر چقدر بخواد میده و به هر کی بخواد و هر چقدر که بخواد میگیره
تقریباً جواب 50 ،50 بود
ما وقتی سوالی میپرسیم راجع به مباحث موفقیت چون اکثر بچههایی که توی پیج ما هستن بچههایی هستن که آگاهی دارن یه مقدار سطحشون از لحاظ دانش و آگاهی نسبت به موفقیت فردی یه ذره بالاتره جوابهایی که میگیریم جوابهایی که خودمون میدونیم درسته بهش نزدیکه مثلاً 80 درصد 90 درصد اون جوابی که ما میدونیم درسته رو میگن
ولی توی این مورد امروز 50 ،50 بوده
به نظر یه تناقضی داره با اینکه ما این همه تلاش کنیم که چی اگه خدا به هر کی بخواد میده به هر کی که بخواد نمیده
فقط میدونم تو این زمینه تو استادی و قرآن رو قشنگ درآوردی همه چیزش رو،
هم از دیدگاه قرآنی و هم از دیدگاه خود آقای عباس منش میخوام تفکرش و دیدگاهش نسبت به اینکه خداوند به هر کسی بخواد میده و هر کسی بخواد میگیره چیه،
اینکه حرفهای قشنگ بزنیم خیلی مهم نیست
اینکه عمل کنیم به اون چیزی که میدونیم و درسته خیلی مهمه
بعضی موقعها میبینم که افراد میفتن توی این دام حرفهای قشنگ زدن و مثلاً خیلی خوشگل گفتن یا سخنران خیلی خوبی بودن یا نصیحت کننده خیلی خوبی بودن برای بقیه هیچ فایدهای نداره
هر چقدر ما حرف قشنگ بزنیم خودمون عمل نکنیم هیچ فایدهای نداره و بهتره اون چیزی که میدونیم رو بهش عمل کنیم و ازش استفاده کنیم و نتیجه بگیریم و نتیجهاش هم اینه که زندگیمون از هر لحاظ باید بهتر بشه وقتی عمل کنیم به چیز درست
در مورد این داستان بحث اینکه خدا بخواد اون اولی هم که من دورههام رو برگزار کردم این سوال رو از من میپرسیدن که آیههایی رو میآوردن این حرفا چیه همش خدا گفته ما به هرکی بخواهیم میدیم ما رزق بی حساب میدیم از هرکی بخواهیم میگیریم پس این چیه
بعد ما اومدیم تحقیق کردیم توی قرآن دیدیم تمام مواردی که این چنین اومده که ما به هر کسی بخواهیم میدیم از هر کسی بخواهیم میگیریم از ریشه شیء استفاده کرده
ان شاالله، ان تشاءالله، ان یشاءالله
اگر خدا بخواهد تو ترجمهها اشتباهاً ترجمه کردن اگر خدا بخواهد،
یا ان شاالله رو میگن اگر خدا بخواهد که خواستن خدا کلمهای که توی قرآن ما داریم ریشه رَودَ است
منظور اینکه خدا اراده کنه
یعنی خدا بخواد از ارادالله ان اراد الله
یا ان یرید الله استفاده میکنه
بعد ما اومدیم تمام آیههایی که از ریشه رَودَ استفاده شده توی قرآن تمام آیههایی که از ریشه شیء استفاده شده توی قرآن همه را گذاشتیم بغل همدیگه
فکر کنم توی دوره قانون آفرینش هم جلسات آخرش من این کارو کردم توی دورههای حضوریمون هم این کارو انجام دادیم و اومدیم بررسی کردیم کجاها از یشاءالله استفاده میکنه
کجاها از ارادالله استفاده میکنه قرآن
و دیدیم که منظور از ان شاءالله منظور خواست خداوند نیست
منظور مشیت خداونده
جایی که خدا میخواد بگه خواست من از اراده استفاده میکنه
یعنی اراده من هست که این اتفاق بیفته و در تمام مواردی که از ریشه رودَ استفاده کرده از ارادالله یا از یریدالله استفاده کرده
گفته که در مورد چه کسانی دارم صحبت میکنم
مثلاً گفته که من اراده کردم که کافرین این اتفاق براشون بیفته
یا مشرکین این اتفاق براشون بیفته
ولی در جاهایی که از ریشه شیء استفاده کرده تقریباً هیچ جا از گروه خاصی نام نبرده یعنی داستان اینجاست که اگر در مشیت و در قوانین الهی باشه به شما داده میشود
اگر نباشه به شما داده نمیشود
نه اینکه اگر خدا بخواهد به شما داده میشود
گفتم برای اونایی که میخوان یه ذره حرفهایتر قرآن رو مطالعه کنن یه تفاوت عظیمی هست بین ریشه شیء یا انشاالله و ان تشاءالله در قرآن و ریشه رَودَ یعنی ان اراد الله ان یرید الله در قرآن
اینو اگر دقت کنین به این نتیجه خواهند رسید که بحث بحث این نیست که خدا به ما بدهد
بحث بحث اینه که آیا ما در مدارش در قوانین دریافت قرار میگیریم یا نه
اگر ما در قوانین دریافت قرار بگیریم به ما داده میشود طبق قانون
مثلاً ما میایم میگیم طبق قانون اگر شما فلان ماده شیمیایی رو با فلان ماده مخلوط کنید نتیجهاش این میشه
ما میگیم طبق قانون اگر شما مثلاً سنگی رو از بالای کوه پرت کنید طبق قانون میفته پایین طبق قانون جاذبه
یا طبق قانون چسبندگی مولکولی ما میایم میگیم اگر مثلاً شما یه گلولهای با تفنگ شما به سمت آب شلیک کنی به اندازهای که سرعت گلوله بیشتر بشه طبق قانون چسبندگی مولکولی به همان اندازه مقاومت آب بیشتر میشه به همین دلیل هر چقدر گلوله سریعتر وارد آب بشه به همون نسبت با فشار محکمتری از آب مواجه میشه و نمیتونه بره جلو
همون لحظه مثلاً پخ میشه یا مسیرش رو از دست میده
اینا همش قوانینه دیگه
یعنی این نیست که یه کسی یه آدم خوبی باشه این کارو انجام بده نتیجه متفاوتی میگیره با کسی که آدم بدی باشه
به خاطر همین در تمام مواردی که از ریشه شیء توی قرآن استفاده شده ما متوجه میشیم که هیچ گروه خاصی نام برده نمیشود
در تمام مواردی که از رَودَ استفاده میشه گروه خاص نام برده میشود
و شیء به معنای خواست خداوند نیست انشاالله به معنای این نیست که اگه خدا بخواهد
انشاالله به معنای اینه که اگر در مشیت الهی باشد
نه اینکه اگر خدا بخواهد
اینو اگر درک کنیم دیگه ما میریم سراغ اینکه چطور ما خودمون رو توی مدار دریافت نعمتهای الهی قرار بدیم و اگر این کارو انجام بدیم طبق قانون بدون تغییر خداوند اون نعمتها وارد زندگی ما میشه
این کل کاریه که ما باید انجام بدیم و من سعی کردم که این کار رو تو زندگیم انجام بدم
سعی کردم که باورهایی رو در ذهنم ایجاد کنم
با خود قرآن هم اینو بررسی کنیم خب خیلی جاها به ما قدمت ایدیهم بما کانو یعملون یعنی میگه هر اتفاقی براتون میفته به خاطر اون چیزیه که خودتون میفرستید
به خاطر اون کارهاییه که خودتون میکنید بارها و بارها میگه خداوند به شما ظلم نکرد خودتون بر خودتون ظلم کردید
تمام موارد توی قرآن وقتی آدم میاد در واقع کلیت قرآن رو مطالعه میکنه متوجه میشه تمام اقوامی که توی قرآن نابود شدن هلاک شدن به خاطر اعمال خودشون بوده و اونایی که نجات پیدا کردن بازم به خاطر اعمال خودشون بوده
وقتی که ما توی مسیر درست قرار بگیریم لاجرم طبق قانون خداوند
حالا بحث ثروت یه بحثه
بحث سلامتی یه بحثه
بحث روابط یه بحثه
ما نیاز داریم که باورهامون رو در مورد روابط درست کنیم تا روابطمون خوب بشه رفتار مناسب فکر مناسب باورهای مناسب تو زمینه روابط روابط رو خوب میکنه طبق قانون
باورهای مناسب تو بحث ثروت، ثروت و نعمت بیشتری وارد زندگیمون میکنه
طبق قانون
بحث سلامتی همینجور
وقتی آدم اینا رو درک کنه دیگه اینجوری نیست که مثلاً
یعنی این نگاهه نگاه اشتباهیه که نکنه من درست عمل کنم ولی خدا نخواد به من بده اصلاً اینجوری نیست که خداوند تصمیم بگیره به چه کسی بده به چه کسی نده
اون کسی که در مدار دریافت باشه دریافت میکنه
اون کسی که در مدار دریافت نباشه
حالا دریافت نعمت دریافت سلامتی دریافت ثروت هرچی که هست دریافت نمیکنه
یعنی این قانون خداونده
ما توی قرآن بارها و بارها داستان اقوامی رو میشنویم مثلاً قوم نوح
این قوم پیامبر رو مسخره میکنن ایمان نمیارن هر چقدر میگه نوح 900 سال دعوی مینمود دم به دم انکار قومش میفزود
هیچ از دعوت عنان واپس کشید هیچ در غار خاموشی خزید
نوح همینجوری هی دعوت میکرد و هی میگفت به سمت خدا بیاید
راه درست اینه کار درست اینه قبول نکردن 900 سال این کارو کرد بیشتر هی مسخرهاش کردن
وقتی که عذاب الهی اومد این نبود که برای همه بیاد نوح و اون افراد مناسب نجات پیدا کردند بقیه که نامناسب بودن حتی فرزندش هم در طوفان نوح از بین رفتند
یا مثلاً قوم لوط همینجور
یعنی وقتی یکی در مدار درست باشه این نیست که بگیم یه زلزلهای میاد یه عذابی میاد یه تورمی میاد یه رکود بزرگ
مثلاً توی آمریکا مثلاً فلان سال رکود بزرگ بود اقتصاد کلپس کرد
این شد اون شد
سر همین ویروس یه سری شرکتها از بین رفتند ولی یه سری شرکتها خیلی خیلی رشد کردن
این نیست که بگیم هر اتفاقی بیفته برای همه است
یا خدا خواسته برای همه این اتفاق بیفته
نه هر کسی تو مسیر درست باشه هر اتفاقی بیفته به نفعشه
هر کسی تو مسیر غلط باشه هر اتفاقی بیفته به ضررشه
و اگه اینو درک کنیم سعی میکنیم مسیر درست رو بریم حالا این مسیر درست هم بالاخره باید صحبت بشه در موردش
مسیر درست رو بریم و مطمئن باشیم اصلاً این اطمینان قلبی که اگه من مسیر درست رو برم نعمت به من داده میشه باعث میشه که آدم خیلی استیک بشه به همون مسیر درست وگرنه اگه نگاهش این باشه که نه آقا اصلاً فرض کن من مسیر درست رو برم از کجا معلوم خدا دلش بسوزه به حال من
یا بخواد به من کمک کنه
اصلاً اونجوری نمیتونه درست با اون اطمینان با اون قدرت قلبی بالا مسیر درست رو بره،
دقیقاً دقیقاً مرسی عالی
میدونی مسئله چیه
مسئله اینه که خیلی آدمها دنبال بهونه ان که مسئولیت زندگیشون رو به عهده نگیرن
یه بهونهای بیارن برای اینکه تلاش نکنن وگرنه همین نکته
نکتهای که گفتی کلی آیه دیگه تو قرآن هست که میگه تو تلاش کن تو باید عمل کنی تو باید ایمان داشته باشی تو باید قدم برداری هیچ قومی تغییر نمیکنه مگر اینکه خودشون بخوان و خیلی چیزای دیگه
ولی بعضی آدمها هستن حتی این حرفها رو هم وقتی میشنون باز دوباره حرف خودشون رو میزنن و اینا همونایین که به نظر من چشمهاشون کوره و گوشهاشون کره و قلبشون بسته است نمیخوان بشنون همین چیزی که میگید کاملاً درسته و کاش آدمها بفهمن و درک کنند و انجام بدن بعد نتیجهاش رو ببینن
چند شب پیش توی یکی از لایوهامون راجع به ناظر بودن خدا صحبت کردیم گفتیم خدا اصلاً اینجوری نیست که ببینه کی چیکار میکنه حتی کارماش رو بده
یه سری قانون وضع کرده یه بازیه،
تمام قواعدش مشخصه توسط رسلش و پیامبراش و آدمهای بعد از رسلش کسایی که میان با کلام و با نشانه و با تجربه با قلبمون همه جور قوانین را به ما میگه که چیکار کن ولی بعضیها هستن که متاسفانه نمیخوان بشنون،
اینکه بچهها بشنوندچ و عمل کنن این به ما ربطی نداره
یعنی به پیامبرش هم ربطی نداشت
خدا خودش به پیامبر میگه به یونس میگه به پیامبر اسلام میگه تو خودت رو داری میکشی از بس که برات مهمه که بقیه ایمان بیارن
ولی همه ایمان نمیارن
ما اصلاً نباید تمرکزمون رو بذاریم روی اینکه بقیه میفهمن یا نمیفهمن
به خاطر همینم میگم ما باید بریم روی خودمون کار کنیم
اینکه بقیه میفهمن یا بقیه نمیفهمن اصلاً مهم نیست
خیلیها نمیفهمن بحث میخوان بکنن پس اون چیه این چیه من وقتی خودم توی این مسیر قرار گرفتم اولش خیلی دلم میسوخت که کاشکی بقیه هم بفهمن چقدر این مسیر مسیر جذابی هست چقدر زندگی خوبه چقدر سلامتی میاد تو زندگی آدم چقدر دوستای خوب میاد چقدر نعمت میاد
خب من واقعاً یه تغییر خیلی بزرگی تو زندگیم اتفاق افتاد خیلی ذوق داشتم بقیه بفهمن خیلی هم اولش تلاش میکردم ولی خیلی زود به این نتیجه رسیدم که آقا اصلاً مهم نیست که بقیه قبول میکنن یا قبول نمیکنن من میام به اون مسیر درست حرکت میکنم اون نگاه درست هم میگم
حالا بقیه میخوان قبول کنن میخوان قبول نکنن
میخوان مسخره کنن میخوان مسخره نکنن اونا نتیجه زندگی خودشون رو میگیرن
در نهایت من نتیجه زندگی خودم رو میگیرم
من به جای اینکه تمرکز کنم که اونا قبول کنند یا قبول نکنن من بیام رو خودم کار کنم زندگی خودم عوض بشه
من تصمیم گرفتم دیگه کاری به بقیه نداشته باشم
بالاخره ما هم برخورد داشتیم با بچهها خب همون موقع صدها هزار نفر تو برنامه من به صورت حضوری میومدن بعضیها از این بحثها میکردن
یا مثلاً تو کامنتهای سایت بعضیها از این بحثها میکنن که نه اینجوری نیست اونجوری نیست بعد من جوابم اینه که قربونت برم تو هرچی که فکر میکنی درسته همونو انجام بده
چرا میخوای منو قانع کنی
منم نمیخوام تو رو قانع کنم
اصلاً بحث بحث این نیست که ما بخواهیم به بقیه بگیم تو رو خدا مثلاً این حرف رو قبول کن
نه اصلاً قبول نکنید
خودتون مسیر رو برید تست کنید من همیشه تو دورههام میگم بیایید یه 6 ماه فقط به این آگاهیها توجه کنید عمل کنید بعد نتیجه زندگیتون رو ببینید
مثلاً اون موقعها که من تو دورههام تو ایران برگزار میکردم یا الان که دورههام رو اینترنتی برگزار میکنم همیشه از قبل از دوره مثلاً میگم بنویسید وضعیت زندگیت چیه
ما توی دوره 12 قدم نوشتیم که مثلاً وضعیت زندگیت رو از لحاظ مالی بنویس چقدر بدهی داری چقدر درآمد داری چقدر طلا و سکه داری چقدر وام و قرض داری همه رو بنویس بعد تو بحث سلامتی بنویس که هر چند وقت یک بار مریض میشی چه بیماریهایی داری چقدر قرص میخوری همه رو بنویس تو بحث روابط هر چند وقت یه بار با همسرت دعوات میشه
چند تا دوست خیلی مطمئن و خوب داری همه رو بنویس
تو تمام حوزهها میگم بنویسید بعد بیایید توی دوره فقط به این مسائلی که میگیم عمل کنید ولی با دل باز با قلب باز
بعد 6 ماه بعد یک سال بعد که دوره تموم شد خودتون ما که نیستیم پیش شما اون دفتر قبلی رو باز کن به همون سوالهایی که قبلاً نوشتی که چقدر بدهی داری چقدر درآمد داری چقدر سکه داری چقدر دوست داری چقدر سلامتی داری هر چند وقت یکبار مریض میشی به همون سوالات هم دوباره جواب بده یه سال بعد از اینکه این دوره رو بهش عمل کردی نه اینکه فقط واردش بشی بیا بنویس
بعد خودت بخون نتایج رو خودت تصمیم بگیر که کدوم مسیر رو میخوای بری و بعد اگه دیدی تغییرات بسیار متفاوت بود توی یک سال شما به اندازه 10 سال زندگی رشد کردی آقا دیگه بچسب به مسیر درست دیگه خودت دیگه تصمیم بگیر که انتخاب کنی
هر چقدر آدم بیشتر از اینکه بخواد به بقیه بقبولونه یه موضوعی رو بیاد تمرکز کنه خودش مسیر درست رو بره به نظر من زندگی خیلی پربارتر میشه
در نهایت اونی که باید بفهمه میفهمه اونی هم که نباید بفهمه نمیفهمه
مهم نیست که من و شما چقدر تلاش میکنیم
تو بحث آموزش اون اوایل فکر میکردم که اگه من خیلی معلم خوبی باشم استاد خوبی باشم سخنران تاثیرگذاری باشم میتونم زندگی همه را تغییر بدم 100 درصد غلط است صد در صد غلط است
فارغ از اینکه من و شما چقدر کارمون عالی باشه اونی که هدایت نمیشه هدایت نمیشه تموم شد و رفت
حالا که داستان اینه خداوند مثال جالبی به محمد میزنه میگه اگر فکر میکنی میتونی کاری کنی که اینا ایمان بیارن برو نردبون بذار برو بالای آسمونا یا زمین رو بکن برو قعر زمین و خواهی دید که اینا ایمان نمیارن، یعنی مهم نیست که تو چه معجزهای بیاری براشون اصلاً مهم نیست
ما مسیح رو داریم ما موسی رو داریم موسی باید چیکار میکرد دیگه
هر معجزهای تو فکر کنی دریا رو بشکافه اژدها درست کنه ید بیضا مرده زنده کنه فلان کنه بهمان کنه
مسیح این کارو بکنه
گفت من 30 روز میرم کوه طور با خدا مناجات میکنم این 30 روز شد 40 روز
یعنی 10 روز اضافه شد بر اون عهد و پیمانی که با ملت گذاشته بود بیشتر طول کشید
10 روز بعد اومد دید ملت گوساله پرست شدن یعنی موسی ما داریم در مورد موسی صحبت میکنیم که آنچه که معجزه میتونست وجود داشته باشه این همه رو با هم داد ولی بازم فرقی نمیکنه هر چقدر آدم به این آگاهی برسه که ما عاجز هستیم از تغییر دیگران و ما توانا هستیم در تغییر خودمون تو هر اسکیلی
حالا این تو بحث زن و شوهر هم هست
زنه میخواد شوهرش رو عوض کنه
شوهره میخواد زنش رو عوض کنه دورههای ان ای قدم اول از دورههای ان ای دوره 12 قدم، قدم اولش اینه که من عاجزم من عاجزم و باید خداوند منو هدایت کنه تا به مسیر درست برم وگرنه من خودم فکر میکردم که میتونم مواد رو ترک کنم
من منم منمها داشتم
دیدی که با معتادها صحبت میکنی نه من هر وقت بخوام مواد رو ترک میکنم من هر وقت بخوام من فلان
اولین قدم اینه که بفهم که عاجزی بفهم که هیچی نیستی بفهم که خداوند باید هدایتت کنه اون وقت هدایت میشی
در مورد اینم همینه ما هر چقدر تمرکز بزاریم روی دیگران برای اینکه بقیه رو تغییر بدیم به همون نسبت دور میشیم از مسیر الهی
هر چقدر تمرکز بذاریم روی خودمون برای اینکه خودمون تغییر کنیم به همون نسبت تو مسیر الهی قرار میگیریم و آدمهای مناسب تو زندگی ما میان
الطیبات لطیبین
آدمهای مناسب به آدمهای مناسب میخورند زنان پاک برای مردان پاک هستند و بعد به همین شکل اگر ما به عنوان آموزش دهنده اگر که بتونیم اینو بفهمیم خودمون، بعد اون وقت میتونیم اینو انتقال بدیم که من سعی میکنم مسیر درست رو برم فارغ از اینکه بقیه مسیر درست رو میرن یا نمیرن
منم کاری به بقیه ندارم
من سعی میکنم کار درست رو انجام بدم و بعد اون وقت میبینی که آدمهای مناسب بدون اینکه ما هیچ تلاشی بکنیم آدمهای مناسب وارد زندگی ما میشن
وارد برنامههای ما میشن و این بهترین حالته برای لذت بردن از بحث آموزش
چون ما دوست داریم وقتی آموزش میدیم با آدمهایی باشیم که به قول خودمون حرف ما رو درک میکنن
وقتی خودمون تو مسیر درستیم اون آدمها هم میان و واقعاً لذت میبره آدم همونجوری که وقتی من ایران بودم اومدی پیش من من لذت میبردم
من کاری نکردم که تو با من آشنا بشی
یه سری آدمهای خاصی بودن
اون موقع که تو برنامههای من تو ایران برگزار میکردم یه سری آدمهای خاصی بودن مثل خودت
که اینا اصلاً خود خدا هماهنگ کرد اینا اومدن تو برنامههای من و اینا اومدن ارتباط برقرار کردیم چقدر دوستای خوبی ما داریم توی ایران بدون اینکه کار خاصی براش بکنیم بدون اینکه اصلاً من مثلاً بیام بگم جان مادرتون تغییر کن یا تغییر نکن
خودش آماده بود خودش تغییر کرد بعد یه همچین روابط قشنگی شکل گرفت
این اصلی هست که به نظرم تو بحث تغییر تو بحث آموزش تو هر بحثی که ما میخواهیم باید اول به خودمون بگیم کاری به بقیه نداشته باشیم
البته میگم که خیلی فراره آدم خیلی زود حواسش میره نه من رسالت دارم
بعضیها میگن نه من رسالت دارم زندگی مردم رو تغییر بدم من رسالت دارم
از این چرت و پرتهایی که میگن
هیچ پیامبری رسالت نداشت زندگی بقیه رو تغییر بده
هیچ پیامبری
بارها و بارها تو قرآن خداوند میفرماید که رسالت تو ابلاغ پیام است تموم شد و رفت تو هیچ رسالتی نداری که بقیه رو تغییر بدی تو تنها رسالتی که داری ما به همه کمک میکنیم
کُلࣰّا نُّمِدُّ هَـٰٓؤُلَآءِ وَهَـٰٓؤُلَآءِ
هر کسی بخواد بره جهنم میفرستیمش بره جهنم راه رو براش صاف میکنیم که بره جهنم
هر کسی هم که بخواد بره بهشت راه رو براش صاف میکنیم که بره بهشت،
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام و عرض ادب به استاد عزیزم آقای عباس منش
خیلی خوشحالم که دوباره دارم توی سایت مینویسم و باهاتون حرف میزنم .
هر روز میومدم سایت سرمیزدم تا ببینم کی پروژه جدید شروع میشه ، راستش استاد جان من غافل بودم از پروژه هایی که توی سایت میذاشتین ، با شروع پروژه تغییر را در آغوش بگیر من بسیار منقلب شدم و باعث شد شروعی دوباره در زندگیم داشته باشم ، اتفاقات عالی تری برام افتاد ، قلبم بازتر شد ، احساسم بهتر شد و قدم های محکم تری برداشتم. استاد من در حین پروژه تغییر را در آغوش بگیر متوجه شدم من رویاهامو فراموش کرده بودم و حتی ترس داشتم بهشون فکر کنم . چون بارها قدم برداشته بودم ولی در نطفه خفه شده بود . با شروع دوره من جان تازه ای گرفتم . من سعی کردم به یاد بیارم ، سعی کردم دوباره بخوام و نترسم . قدم هایی برداشتم که حتی تصورش هم نمیکردم ،پیشنهاد هایی شد و در مسیرش در حال حرکتم ، خواستم تشکر کنم بابت تلاش ها و استمراری که دارید و بهبود هایی که میدین و سپاسگذار خداوندم که خواسته های ما رو از طریق زبان شما و عمل شما برآورده میکنه .
همین تغییر باعث شد پروژه های دیگه رو هم شروع کنم ، الان مشغول کار کردن روی پروژه خانه تکانی ذهن هستم و چقدر با فایل هاش حالم بهتر میشه . اگر یک روز فایل گوش ندم کاملا از مسیر خارج میشم ،با گوش دادن ایمان در دلم زنده میشه و قدم های محکم تری برمیدارم .
پروژه جدید از اسمش معلومه قراره عاشقی کنیم با خداوندی که مشیتش یعنی عدالتش
مشیتی که باعث شده جمع عباس منش خودشو ملزم در بودن اینجا بکنه .
مشیتی که اگر درک بشه کسی دیگه حتی به اندازه دانه خردلی شک به دلش راه نمیاد و دنبال اصل میره و به خداوند وصل میشه .
استاد مشیت برای من اینجوریه که بهانه ها رو خاموش میکنه
تردید ها رو بی صدا میکنه
چگونگی رو به رها بودن میسپره
استاد عزیزم اینجا و این جمع و این سایت اینقدر فرکانسش بالاس که دوست دارم تمام روز رو بشینم و همینجا بنویسمو بگم ، تایید کنم فایل ببینم ، و…. و کلی حال خوب اما خوب باید عمل کرد ، باید تجربه کرد ، باید زندگی رو با این سایت تلفیق کرد ، هر کسی از ما یه زندگی با یه سری تصاد ، با یه سری خواسته داریم ، وقتی میریم بیرون سایت و زندگی مون رو ادامه میدیم ، وقت درس پس دادنه ، انگار خدا توی این سایت آموزش میده ولی خارج از اینجا موقع امتحانات هست ، موقع فرمول گذاشتن ،موقع حل کردن مسئله ها با قوانین و فرمول هایی که یاد گرفتیم . اصل ماجرا همینجاست . ولی یه قشنگی داره این امتحانات که هیچ امتحانی در هیچ کجای دنیا این قشنگی رو نداره . این امتحان اینجوری هست که اگر اشتباه کردی و نمره منفی گرفتی اینجوری نیست که مردود بشی یا حذف بشی یا از اول شروع کنی ، از همون جایی که اشتباه کردی میتونی بیای توی سایت فرمول ها رو نگاه کنی و دوباره ادامه بدی ،اینجوری نیست که منبع رو ازت بگیرن ، وسط امتحان دسترسی به منبع داری تا یادآوری کنی به خودت و مسیرت رو درست تر ادامه بدی .
خدایا شکرت بابت این آزمون زیبای دنیا که تو هدایت کردی تا بتونیم به این منبع همیشه وصل باشیم و رهنمای ما باشه .
یکی از موهبت هایی که این درک معنی مشیت برای من داشته از بین رفتن احساس دلسوزی من بوده و من حتی در مقابل دخترم که بسیار درگیر مسائل مختلف و به ظاهر غیر عادلانه هست احساس دلسوزی ندارم .شکر خدا که تونستم این قانون رو درک کنم و عمل کنم .
استاد جانم ممنونم از شما و عوامل سایت که بدون توقف دارید پیش میرید و ما از این همه بهبود دادن ها استفاده میکنیم و تغییرات در زندگی مون ایجاد میشه .
در پناه حق سربلند و پیروز باشین
به نام خداوند بخشنده و مهربان.
سلام به استاد بزرگوار.
بخدا باید روزی هزار بار آرزوی موفقیت و خوشبختی کنیم که خداوند ما هدایت کرده و مسیر درست را داریم میریم حالا اینکه ما چقدر این قوانین حاکم بر جهان را درک کردیم به خودمون ربط داره چون فقط با تمرین کردن میتونیم به این
قوانین مسلط باشیم.
من وقتی برای اولین بار میخواستم بدونم که این
جهان چه شکلی داره کار میکنه به مدت 5 سال به صورت شبانه روزی قرآن را آیه به آیه مطالعه میکردم و الان خیلی به این قوانین آگاهی پیدا کردم و دارم باورهای توحیدی ام روز به روز اونا رو
تقویت میکنم و طرز تفکر و نگاهم به جهان اطرافم
180 درجه تغییر کرده منی باورم این بود که من هم
یه سهمی برای هدایت آدما دارم و این هم بیشتر به این برمیگرده که من بیشتر یه آدم نیمه مذهبی
بودم و به لطف خداوند تونستم 80 درصد باورهای نادرست را با منطق درست تخریبشون بکنم و اون
مقدار کم هم تو عمق ذهنم، تو لایه های زیرین باورهام دارم پیداشون میکنم و باورهای توحیدی
رو جایگزین میکنم.
وقتی که قانون این هست که ما برای تغییر دیگران عاجز هستیم دیگه نمیتونیم با احساساتی
شدن اونا رو تغییر بدیم یعنی من خودم به مدت دوسال میخواستم یکی از نزدیک ترین افراد به خودم را تغییر بدم که اون موفق بشه و اون همچنان به روش خودش عمل میکرد و هیچ گونه
تغییر جدیدی درش به وجود نیومد به غیر این که من فقط به خودم ستم کردم البته اینم به خاطر این هست که خیلی دوستش دارم شاید همین حالا هم یه ذره به این باور شرک آلود نزدیک باشم اما
دارم سعی میکنم از باورهای توحیدی کمک بگیرم.
هر چی بیشتر میگذره بیشتر میفهمم یعنی درکم نسبت به این مباحث بیشتر میشه و بیشتر قرآن و
این فایل ها را درک میکنم که من فقط مسولیت خودم را باید بپذیریم و هیچ گونه مسولیت در قبال دیگران ندارم البته همه ما انسان هستیم به
ویژگی انسانی و نمیتونیم این احساسات را جدا از خودمون بدونیم هر کدوم از ماها بین شرک و توحید هستیم همونطور که هر کدوم از پیامبران هم یه شخصیتی داشتند حضرت ابراهیم یه شخصیت بسیار موحدی داشت حضرت محمد(ص) شخصیت بسیار مهربانی داشت و دوست داشت که همه زندگی خوبی داشته باشند و بسیار هم تلاش کرد و به خاطر همین خداوند بهش تذکرات زیادی تو قرآن داده، که نزدیک بود
جان عزیزت را از شدت اندوه از دست بدهی ،به پیامبر میگفتند که اون ساده لوح است خداوند در جواب اونا گفته بهشون بگو که ساده لوحی من که به نفع شماست یعنی به طرق های مختلف به همچنین تفکر پیامبر اشاره شده که تو نمیتونی سنت الهی را تغییر بدی اینم بگم همه این محبتهای پیامبر لطف بزرگی در در حق مردم عربستان بوده که مردم مکه درک نمیکردند چون
در یک مدار دیگه ای سیر میکردند و پیامبر هم همچنان داشت اذیت میشد.
مشیت الهی خیلی ساده و قابل فهم است و هر کسی که بخواهد این خواست و اراده خداوند است که اون فرد را به همون در خواستش هدایت بکنه و هیچ کسی قادر نیست اون را از حرکت باز
دارد و همه مون هر لحظه در حال هدایت شدن هستیم و این یکی از مهمترین و اصلی ترین قانون
خداوند ،حاکم بر این جهان است.
سربلند باشید.
سلام استاد جان
من فکر میکنم اگر نگاهمون رو به خداوند درست کنیم، خیلی چیزا تغییر میکنه،، من خودم همیشه فکر میکردم اون چیزایی رو که ندارم، خدا نخواسته بهم بده… این تفکر غلط خیلی مواقع منو از خدا دور میکرد، چون فکر میکردم بین بنده هاش فرق میزاره،، و بهش گله میکردم..
الان که کم کم دارم با قانون آشنا میشم، میفهمم که من خودم بودم که خلق کردم زندگیم رو و زمانیکه در مسیر درست بودم اتفاقات به نفعم بوده و برعکسش، به همین دلیل تازه الان میفهمم که وقتی خواسته ای دارم و توی مسیرم، اگر در مشیت الهی باشه به من داده میشه وگرنه به من داده نمیشود، نه اینکه خدا نخواهد بلکه اینطور برای من بهتر است.
تنها کاری که باید بکنم اینه که مسیر درست رو برم و توی مدار باشم و مطمئن باشم و ایمان داشته باشم که اتفاقات خوب میفته.
من هر آنچه را که خواسته ام بدست آورده ام، چون باور دارم خداوند فقط خوبی ها را برایم میخواد.
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.
درود . وقت به صفا و به حال خوب
ان شاالله که حالتون بهترین باشه.
جناب عباسمنش شما واقعا” مظهری از خودسازی و درک بهتر تکامل انسانی هستید . من به شدت دوستتان دارم.
استاد سوالی داشتم که چگونه و با چه زاویه دید درخواست ، میتوان چنگ زد و ریسمان اتصال به خدا را بصورت دائم به دست گرفتم؟
درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت 1
به نام خداوندی که خالق است و من رو هم خالق آفرید تا با افکارم و باورهام دینامو خودم خلق کنم
باز این پروژه ی جدید و مبحث راجب هدایت طلبیدن و تغییرات خودمون هست
این لایو استاد عزیزم مربوط میشه با استاد آقا فرشید پاکزاد. مدرس آن ال پی
من این لایوو چند سال پیش بطور کامل دیده بودم .. و همچنین در قسمت گفتگو با دوستان و همچنین در سری فایل های روز شمار تحول زندگی من مرور کرده بودم .
و این بهترین سوالی بود که در آن زمان پاسخ خیلی ها در اینستا گرام بود .. البته برو بچه های سایت خودمون با افتخار پاسخ این سوال رو میدونستن و چقدر مرورش باعث شده که به یاد بیاورم استاد 60 بار قرآن رو از مسیرهای مختلف مورد بررسی قرار دادن و مسیر فهمیدن و مفهوم و درک هزاران هزار بلکه میلیونها انسان و افراد رو آسانتر کردند… واقعا استاد جان شما تاثیر گذارترین استاد جهان هستید که با این آگاهی ها شک و تردید هر انسانی را به یقین تبدیل می کنید خدایاااا شکرت
استاد جان چقدر حضور شما و بودنتون در زندگی ما برو بچه های سایت تاثیر گذاره
بقول کامنت یکی از دوستان فعال سایت آقای اصغر و پرسیلا عزیز
شما خداوند را از یک مفهوم انتزاعی ذهنی به یک حقیقت قابل درک و تجربهپذیر تبدیل کردهایدانشاءالله» نه یک آرزو، بلکه یک قانون
در فرهنگ عمومی «انشاءالله» یعنی:
«اگر خدا بخواهد»
اما این ترجمه ناقص و حتی گمراهکننده است.
معنای دقیقتر و عمیقتران این است:
یعنی:
اگر رفتار، فکر،باور،فرکانس و انتخاب در مسیر قانون باشد. آصغر آقای عزیز ممنون و سپاسگذارم برای این کامنت زیباتون باور کنید چند بار خواندمش!!!
بقول استاد عزیزمون با خواندن کامنت های دوستان به درک و آگاهی بیشتری هدایت میشویم
واقعا وقتی به این فکر میکنم که بواسطه ی افکارم و با قانون تکامل بسمت استاد بینظیری هدایت شدم که واقعا برای من خیلی خاص و بویژه به شخصه برای من نور امید و موفقیت شد از خداوند ممنون و سپاسگذارم برای اینکه انسان بهتری بشم برای اینکه مسیر درست زندگی کردن رو بهمون یاد دادید .. اینکه چطوری به منبع اصلی وصل بشیم اینکه چطوری خودمونو از یک سری مسایل رهایی بدیم .. اینکه چه طوری با خدای درونمون ارتباط بر قرار کنیم .. اینکه چطوری ایمان مون رو قویتر کنیم ..خدا شما رو توی مسیر زندگی مون قرار داد تا از هدایت شدگان باشیم
براستی ما برو بچه های سایت عباسمنش دات کام از هدایت شدگان هستیم
یعنی این همه ملا و آخوند و حوزه های علمیه و ببر و بیار تفسیر کننده قرآن هنوز هم خودشون معانی قرآن رو بلد نیستند و یا معنایی قرآن رو آنقدر پیچیده تحویل مردم دادند که اگر صد سال دیگه هم میگذشت هیچوقت نمی فهمیدیم که معنی اصلی این جملات یعنی چه؟؟؟
واللهُ یَرزَقَ من یشاء به غیر الحساب
(و خدا هر که را خواهد روزی بیحد و حساب بخشد). در واقع جوری به ذهن ما تلقین کرده بودند که خداوند فقط به یک عده ی خاص توجه میکنه .. خداوند فقط به افرادی نعمت و رزق و ثروت میدهد که فرق میکنند .. یعنی از ما بهترون هستند و به اصطلاح خداوند به هرکسی که دلش بخواد پول و ثروت میدهد و به هر کسی نخواهد نمیدهد و انگار خداوند تاس می انداخته و همه ی کاسه کوزه ها رو سر خداوند میشکستند.. و بدین گونه بین انسان و خداوند تفرقه انداختند !!!
بین ثروتمندان و فقرا تفرقه انداختند
بین دوست و فامیل و آشنا تفرقه انداختند
و سوال اینجاست پس کو آن خدای بخشنده و مهربان؟؟!
وقتی در آن زمان این مباحث رو درک کرده بودم تازه همون موقع بود که فهمیدم چقدر راحت ذهن ما رو گول زده بودند .. چقدر قشنگ سوءاستفاده کرده بودند ..
چقدر خوب فهمیده بودند که از طریق ذهن و باورها میشه هر کاری رو انجام داد چقدر خوب میدونستند که کارکرد ذهن چه شکلیه در واقع افسار ذهن بشر رو اینطوری در دست گرفته بودند..
ولش کن ..که هر چقدر به حقه و کلک آن مفاسر به اصطلاح تفسیر کنند گانه قرآنی فکر میکنم خشمگین تر میشم پس باید ذهنمو کنترل کنم و روزی هزاران هزار بار شکر گذار
خداوند باشم که خداوند منو بسمت چنین سایت و استاد بزرگواری هدایت کرد
بقول انیشتن خداوند تاس نمیاندازد
در صورتی که قرآن پاسخ این سوال رو داده بود ولی آنقدر ما رو از ترجمه های قرآن ترسانده بودند که هیچوقت جرآت نگاه کردن به قرآن رو نداشتم آنقدر میترسیدم که حد نداشت انگار یک کتاب جادویی بود که اگر کوچکترین کلمه شو اشتباهی میخوندی و یا خدای نکرده یک کلمه رو اشتباهی ترجمه میکردی و یا یک کلمه رو اشتباهی تلفظ میکردی به تیر غیب دچار میشدی !!! تا این حد این کتاب جادویی رو ترسناک و وحشتناک معرفی کرده بودند و مثل کلید اسرار فقط بدست یک عده قابل درک و فهم بود که هفت لایه کلید و قفل داره !!!
خلاصه خیلی قشنگ جرات و جسارت رو از ما گرفته بودند
یاد فیلم حلقه ی گمشده افتادم !!!
فکر کنم افکار ما همون حلقه ی گمشده بود!!
إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»
یعنی: «خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد، مگر آنکه آنها خودشان را تغییر دهند.»0
(سوره رعد، آیه 11)
وضعیت هیچ قوم و جامعه ای تغییر نمی کنه مگر به تغییر وضعیت تک تک افراد اون جامعه. و خودشون.
این یعنی ما ناتوانیم از تغییر دادن دیگران، اما توانمندیم در تغییر دادن خودمون.
بقول قرآن هر کاری میکنید بخاطر اعمال و رفتار خودتون بوده و یا کارهایی هست که خود تون میفرستید ..
بِما قَدَمَ اَیدیِهم
بِما کانوا یعملون
خداوند بشما ظلمی نکرده بلکه خودتون به خودتون ظلم کردید
یعنی هر کسی در مسیر درست باشه هر اتفاقی براش بیوفته به نفع اش هست و هر کسی در مسیر درست نباشع هر اتفاقی بیوفته به ضررش هشتش
تمام قوم ها وکسانی که در قرآن نابود و هلاک شدند و بخاطر اعمال خودشون بوده و تمام کسانی که نجات پیدا کردند بازم بخاطر اعمال خودشون بوده
مثل قوم لوط و یا قوم نوح..یعنی کسانی که ایمان نیاوردند از بین رفتند و یا اینکه حتی پسر نوح هم ایمان نیاورد و از بین رفت
هر کس نتیجه ی اعمال زندگی خودشو دریافت میکنه
پس معنا و مفهوم این آیه چیز دیگری است واللهُ یَرزَقَ من یشاء به غیر الحساب
(و خدا هر که را خواهد روزی بیحد و حساب بخشد) یعنی اگر در معشیت و قوانین الهی باشد به شما داده میشود و اگر نباشد به شما داده نمی باشد
هر کجا خداوند از کلمه ی ما استفاده کرده نگاه، نگاهی سیستمی بوده. تمام طبیعت و آسمان و زمین و باد و باران و ابرها و طوفان و آتش و غیره یک مجموعه اتفاق باید می افتاده تا اون شرایط به وجود میومده. اگه وحی بوده اگه بارون بوده اگه عذاب بوده یا…
خداوند در آیه هایی گفته که خداوند هر که را بخواهد هدایت میکند و هر که رو نخواهد هدایت نمی کند. (یشاء به معنی خواستن نیست) یعنی هر کس در این قوانین باشه هدایت میشه و هر کس نباشه هدایت نمیشه. این که خدا برا یکی بخواد و برای یکی نخواد نیست.
واقعا هزاران بار به استاد عزیزمون تبریک و تحسین میگم که جرآت و جسارت گفتن معنی درست این آیه ها رو داشتند یعنی ببینید با دینو مذهب دروغین چه بلایی سر بشر آوردند که هیچکس تا حالا جسارت گفتن حقایق درست و واقعی رو در بخودش نداده
و حق هیچ اظهار نظری رو در مورد ترجمه ی درست و واقعی قرآن رو نداشته !!!
بازم بخودم نهیب میزنم و سعی میکنم آرامش خودمو حفظ کنم ولی بیشتر برای استادمون دلم کبابه که وقتی در مدار تحقیق معنای واقعی قرآن بودند چه احساسی داشتند !!!!؟؟؟؟؟
در واقع وقتی فهمیدن و یا بعبارتی هدایت شدن که یک عمر به اشتباه به ما گفته شده چه احساسی داشتند ؟؟؟. و چطوری خودشونو آماده کردن که این معانی واقعی رو انتشار بدن ؟؟؟. بخدا داشتم خودمو جای استاد میذاشتم !!!
البته که با قانون تکامل به مسیر درست و درک مفاهیم هدایت شدند
البته که استاد ما با ریشه یابی دقیق همین کلمات به حقیقت و اصل و اساس این مفاهیم هدایت شدن
در ادامه استاد گفتند..
تمام آیه هایی که ریشه رَوَدَه و از ریشه شَیَاء استفاده شده رو بررسی کردند
اینکه.. منظور از اِنشَاالله یا اِنیَشاالله
.. منظور معشیت. و. قوانین خداوند است. در جاهایی که از ریشه یَشَاَء استفاده کرده.. از گروه خاصی نام نبرده
آنجایی که بگوید خداوند اراده کند از ریشه ی رَوَدَه. یعنی اراده خداوند استفاده شده است
خدا بخواهد و یا اراده کند از اِن اَرادَه الله و یا اِن یوریدَ الله استفاده میکند که از اراده و خواستن خداوند صحبت شده .. و گفته شده که در مورد چه کسانی صحبت میکنه .. مثلا خداوند گفته من اراده کردم که کافرین این اتفاق براش بیفته .. یا مشرکین این اتفاق براشون بیوفته .. یعنی از گروه خاصی صحبت کرده مثلا مثل قوم لوط و یا قوم نوح..یعنی کسانی که ایمان نیاوردند از بین رفتند و حتی پسر نوح هم ایمان نیاورد و از بین رفت
یعنی اراده خداوند برای اشخاص مشخصی است که آن اتفاق بیفته.
خدایاااا مرا در جایگاهی پر خیر و برکت فرود آور که تو بهترین فرود آورندگانی
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داری
درود وسلام خدما استاد عزیز ومریم بانو که حیلی دلمون تنگ شده براتون کاش یه قسمت جدید از سفر نامه یا زندگی در پارادایس بزارید که رفع دلتنگی شود
خب امشب فایل زیبایی از اینکه توی یه دنیای شبیه سازی شده داریم باری میکنیم وکا یادمون رفته اینا کارکتر های بازی هست و خود اصلی نیست واینکه دنیای هولوگرافیک هستیم وانچه که تشنه داشتنش هستیم وتمام دنیا وهر چه هست ونیست همش درون خودمون هست درون که روی ثروت سعادت وعشق و… کوک بشه لاجرم بیرون همون رو میبینیم این تنها راه تغیرر ایبازی به سوی بازی دلخواه هست وکلید دسترسی بهش هم چشم وگوش وقلبمون هست
این فایل هر جمله از باورها گفته میشد برام تداعی میشد که منطور تغییر باید از درون باشه تا جهان اطرافت عوض شه کلید تغیبر از قبول عظمت وخدای درون هست
اینجا یه نکته ی خوب بهم گفته شد که (اولیم قدم اعتراف به اینکه خدای من عاجزم تو هدایتم کن )
خدایااا من میدونم تغیر از درون هست نه بیرون ومن میخام این تغییر به سمت نعمتها وسعادت دنیا وآخرت رو از درون شروع کنم وبازی رو کاملا عوض کنم و ثروتمند وسعادتمند در دنیا واخرت باشم وهمین جا خدایااا اعتراف میکنم که من عاجزم واین تویی که همواره لطفت شامل حال من شده پس تنها از خودت کمک ویاری میخواهم وتو تنها مالک ومعبود من هستی ازت میخواهم همواره مرا به نعمت ها وسعادت هدایت کنی ومرا به حال خودم وانگذاری که به بیهودگی وظلالت بازگردم
خدایاا میدانم که تو مشتاقتر به سعادت منی نسبت به خودم تو مشتاق هدایت به نعمت و سعادت من هستی پس چه جای شک و نا امیدی است یا رب توی این مسیرامشب برایم یه دل اگاه ومتصل بنویس یه تغییری درونی وعمیق وپیوسته وتوحیدی وبیداری و اتصال به خودت را بنویس
یه عزم راسخ وجدیت ویاد آوری و استمرار الهی بنویس
آمین آمین آمین آمین آمین آمین آمین آمین
به نام خدای مهربان
خدایی که هر لحظه زا زندگیم داره من رو هدایت میکنه و من رو از طرقی به خواسته هام میرسونه که بعضا حتی در فکر آدم هم نمیگنجه.
یادم میاد وقتی کوچیک تر بودم، همیشه بدلیل کارتونایی که میدیدم و علایقی که به ابرقهرمانا و داستان هایی داشتم که در اون یک شخصیت قوی میاد و کل دنیا و همه آدم ها رو نجات میده، همواره میخواستم توی زندگیم کاری مشابه این شخصیت های داستانی انجام بدم. همیشه میخواستم به حدی از قدرت و ثروت برسم که خوبی رو در کل جهان پراکنده کنم و بدی رو از جهان ریشه کن کنم.
اما از وقتی متوجه شدم که واقعا جهان هستی به چه شکلی کار میکنه، از وقتی متوجه شدم که خداوند جهان رو با چه قوانینی بوجود آورده و جایگاه هر انسان در زندگی خودش چیه، فهمیدم که این هدف چیزی جز یک خیال در این جهان منطثی نیست. قوانین این جهان به شکل کاملا منطقی و درست چیده شدن، قدرت زندگی هر فرد دست همان فرد است و آن فرد با فرکانس ها و مدارهای ذهنی خودش زندگیش را خلق میکند. حالا بعضی از افراد هستن که این قدرت رو از خودشون میگیرن، دچار شرک میشن و این قدرت رو دو دستی تقدیم افرادی مثل پدر و مادر، رئیس شرکت، دوست ثروتمند، آدم های دولدار جامعه، قشر مرفه، دولت، کشورهای دیگه و … میکنن. و متوجه نمیشن که قدرتی که انقدر عاجزانه دارن در برابرش زانو میزنن، توسط خودشون به اون افراد یا ارگان ها داده شده و اگر میخوان جایگاه والای زندگیشون رو پیدا کنن، اگر میخوان به درجات بالایی در زندگیشون برسن، باید این باور شرک آلود رو بذارن کنار که کس دیگه ای غیر از اونها میتونه برای زندگی اونها کاری بکنه یا تغییری ایجاد بکنه.