درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۱


موضوع این برنامه: مفهوم مشیت و “خواست خداوند” از دیدگاه خداوند در قرآن


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “مشیت”، قانون کلی و بدون تغییر جهان است؛
  • دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛
  • “انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشد؛
  • خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمی‌گیرد؛
  • ” ابلاغ پیام” مهم است نه فهماندن آن به دیگران. افرادی که آماده شنیدن باشند، پیام را می شنوند و جدّی می‌گیرند؛
  • قدم اول برای هدایت این است که: عجز خود را در برابر خداوند و نیاز به هدایت او، بپذیری؛
  • اصل اساسی آموزش: اول از همه خودت به آنچه آموزش می‌دهی عمل کن؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

561 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «اصغر و پرسیلا» در این صفحه: 7
  1. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1782 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    درود و مهر خداوند بر دل بیدار شمااستادعزیزم خانم شایسته نازنین وهمه دوستان بهشتی ام

    کامنت دوم گام 1

    ●بازخوانی واژه «اِن‌شاءَالله» در فرهنگ عمومی و آموزه‌های قرآنی

    مقدمه:

    در فرهنگ عمومی ما ایرانیان واژه‌ی «اِن‌شاءَالله» یکی از پرکاربردترین و در عین حال کم‌تأمل‌ترین واژگان است. واژه‌ای که روزانه شاید میلیون‌ها بار بر زبان‌ها جاری می‌شوداما معنای حقیقی و عمیق ان اغلب در لایه‌ای از عادت و تلقی‌های سطحی پنهان مانده است.

    در برداشت رایج«اِن‌شاءَالله» به معنای «اگر خدا بخواهد» فهم ودرک می‌شود برداشتی که ناخواسته ذهن انسان را به سمت نوعی تعلیق، انتظار منفعلانه و واگذاری کامل مسئولیت سوق می‌دهد. گویی انسان نقشی در تحقق امور ندارد و همه‌چیز وابسته به خواست بیرونی و غیرقابل فهمی است.

    امابرای من که افتخار6سال همنشینی وهمزیستی بااستادعباسمنش وسایت بهشتی ایشان رادارم وبااموزههای ایشان همراه هستم همه چیزمتفاوت است من دراین دوران 6سال “طلایی” زندگی با تلاش مستمرووقت گذاشتن وسرمایه گذاری وکارکردن روی باورهای خود بااموزههای استاد عباسمنش وبا رجوع به آیات نورانی قرآن کریم به جرات می‌توان گفت به فهمی عمیق‌تر، زنده‌تر و مسئولانه‌تر از این واژه رسیدم فهمی که انسان را از قربانی تقدیر، به خالق آگاه زندگی خویش در چارچوب قوانین الهی تبدیل می‌کند.

    ●ریشه‌شناسی واژه «اِن‌شاءَالله»

    واژه «اِن‌شاءَ» از ریشه «شَیْء» و «اِنشاء» به معنای پدید آوردن، ایجاد کردن و به وجود آوردن است.

    در قرآن، فعل «اَنشَأَ» بارها برای خلقت، رشد و آفرینش تدریجی به کار رفته است:

    «وَهُوَ الَّذِی أَنشَأَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَهٍ»

    (انعام، 98)

    او کسی است که شما را از یک نفس پدید آورد.

    پس «اِن‌شاءَالله» در معنای دقیق قرآنی، صرفاً به معنای «اگر خدا بخواهد» نیست، بلکه اشاره به فرآیند آفرینش در چارچوب اراده و قوانین الهی دارد.

    ●مشیت الهی؛ قانون، نه سلیقه

    در نگاه قرآنی، مشیت خداوند هرگز سلیقه‌ای، لحظه‌ای یا تبعیض‌آمیز نیست. خداوند خود را صاحب سنت‌ها و قوانین تغییرناپذیر معرفی می‌کند:

    «فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا»

    (احزاب، 62)

    هرگز برای سنت خدا دگرگونی نخواهی یافت.

    این آیه به‌روشنی بیان می‌کند که مشیت الهی همان قوانین ثابت حاکم بر هستی است؛ قوانینی که بر اساس آن‌ها، نتیجه‌ها شکل می‌گیرند.

    ●انسان؛ موجودی مختار در میدان قانون

    برخلاف برداشت‌های جبرگرایانه، قرآن انسان را موجودی مختار، مسئول و اثرگذار معرفی می‌کند:

    «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ»

    (رعد، 11)

    خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در درون خودشان است تغییر دهند.

    این آیه، یکی از بنیادی‌ترین آیات همسو با آموزه‌های استادعزیزمون استادعباس‌منش است؛ جایی که تأکید می‌شود

    خلق واقعیت از درون آغاز می‌شود:

    از فکر، باور، احساس و فرکانسی که انسان به هستی ارسال می‌کند.

    ●«اِن‌شاءَالله»؛ هماهنگی با قانون، نه تعلیق خواسته

    در این نگاه گفتن «اِن‌شاءَالله» یعنی:

    اگر خواسته‌ی من با قوانین الهی هم‌راستا باشداگر از مسیر درست فکر، باور و عمل حرکت کنم، تحقق آن قطعی است.

    قرآن می‌فرماید:

    «وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ»

    (نجم، 39)

    برای انسان بهره‌ای جز حاصل تلاش او نیست.

    پس «اِن‌شاءَالله» نه توجیه عمل‌نکردن است و نه سپردن زندگی به شانس و اتفاق بلکه اعلام آگاهی است.

    ●نقش فکر و باور در خلقت واقعیت

    در آموزه‌های استاد عباس‌منش فکر، باور،فرکانس وارتعاش به‌عنوان بذرهای آفرینش معرفی می شوند مفهومی که قرآن نیز به آن اشاره دارد:

    «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِهِ»

    (اسراء، 84)

    بگو هرکس بر اساس ساختار درونی خود عمل می‌کند.

    «شاکله» همان مجموعه باورها، نگرش‌ها و فرکانس‌های درونی انسان است.

    زندگی بیرونی، بازتاب مستقیم این شاکله است.

    ●خداوند خیر مطلق است

    یکی از باورهای کلیدی در آموزه‌های آگاهی‌محورعرفا،اساتیدواستادعباسمنش این است که خداوند هرگز برای انسان بد نمی‌خواهدواین عیناً با قرآن هماهنگ است:

    «وَاللَّهُ یُرِیدُ أَن یَتُوبَ عَلَیْکُمْ»

    (نساء، 27)

    و خداوند خیر و بازگشت و رشد شما را می‌خواهد.

    پس اگر نتیجه‌ای ناهمسو با خواسته‌ی ما رخ می‌دهد، نه از خواست خدا، بلکه از ناهماهنگی ما با قوانین اوست.

    ●دعا؛ تنظیم فرکانس، نه درخواست منفعلانه

    در این چارچوب، دعا به معنای التماس نیست، بلکه تنظیم درون است:

    «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»

    (غافر، 60)

    استجابت، زمانی رخ می‌دهد که دعا با ایمان، باور و اقدام هماهنگ باشد. همان چیزی که استاد عباس‌منش از آن به «هم‌فرکانسی» یاد می‌کند.

    ●بازتعریف مسئولانه‌ی «اِن‌شاءَالله»

    پس وقتی می‌گوییم «اِن‌شاءَالله»در حقیقت اعلام می‌کنیم:

    • من مسئول افکارم هستم

    • من مسئول باورهایم هستم

    • من در چارچوب قوانین الهی حرکت می‌کنم

    • و “نتیجه” قطعاً ظهور خواهد کرد

    جمع‌بندی:

    «اِن‌شاءَالله» در فهم قرآنی و آگاهی‌محور، واژه‌ای برای قدرت‌بخشی به انسان است نه سلب اختیار از او.

    این واژه ما را از انتظار منفعلانه به آفرینش آگاهانه دعوت می‌کند

    •از”ترس” به “مسئولیت”

    • و از”جبر” به “رشد”

    «وَمَا تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ»

    (هود، 88)

    و توفیق من جز به هماهنگی با خداوند نیست.

    با احترام وارزوی هم‌مسیر بودن

    اصغرابراهیمی رفیق جانِ جانانِ

    دوم دیماه 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 107 رای:
  2. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1782 روز

    به نام خداوند:

    آگاهی، جریان وحضور

    بخش اول:

    استاد گرانقدر؛

    جناب آقای سیدحسین عباسمنش

    با سلام و احترام

    نوشتن این سطور برای من صرفاً یک تشکر ساده نیست بلکه تلاشی است از عمق جان برای قدردانی از مسیری که شش سال است با راهبری شما دران قدم گذاشته‌ام.

    مسیری که نه‌تنها نگاه مرا به زندگی تغییر داد بلکه «بودن» مرا در این جهان دگرگون کرد.

    شش سال همراهی با آموزه‌های شما برای من به معنای عبور تدریجی از زندگی ناآگاهانه به زیستن در آگاهی بوده است. در این سال‌هاتأثیر تعالیم شما را به‌روشنی در تمام لایه‌های زندگی‌ام لمس کرده‌ام از سلامت جسمانی گرفته تا آرامش ذهنی، از تعادل روحی و روانی تاخواب راحت از بهبود روابط عاطفی تا گشایش‌های مالی و رهایی درونی.

    آنچه برای من ارزشمندتر از همه بوده

    رسیدن به حالتی که پیش از آشنایی باشمانازنین تنها یک مفهوم ذهنی بوداما امروز تجربه‌ زیستن واقعی من است.

    دراین شش سال فایل‌های توحید عملی، مباحث عمیق قرآنی دوره‌ مقدس “دوازده قدم “و”هم‌جهت با جریان خداوند” برای من فقط آموزش نبودندبلکه دریچه‌هایی بودند برای درک حضورخداوند.

    نه خدای ترس‌آور، نه خدای دور.

    بلکه خدای زنده، جاری و نزدیک. خدایی که در تمام لحظات زندگی حضور دارد و قوانینش اگر بافهم همراه باشد و پذیرفته شوند زندگی را به تعادل، آرامش و معنا می‌رسانند.

    پروژه جدید شما عزیزدل با عنوان:

     «درک عمیق‌تر قوانین خداوند» که از روز گذشته روی سایت قرار گرفته برای من ادامه طبیعی همان مسیری است که سال‌هاست با شما آغاز کرده‌ام.

    این پروژه را نه صرفاً یک دوره یا مجموعه آموزشی بلکه دعوتی دوباره برای بازگشت به اصل می‌دانم بازگشت به فهم قوانین الهی نه از سر اجبار، بلکه از سر آگاهی و عشق.

    استادعزیزم انچه شماراازبقیه متمایز می‌کند معرفی «خدای واقعی» است خدایی که با زندگی روزمره ما گره خورده با انتخاب‌هایمان، بااحساسا تمان، با روابطمان و با تصمیم‌هایمان.

    شما خداوند را از یک مفهوم انتزاعی ذهنی به یک حقیقت قابل درک و تجربه‌پذیر تبدیل کرده‌ایداین درک ایمان مرا عمیق‌تر، آرامش مرا پایدارتر و مسئولیت‌پذیری مرا در برابر زندگی بیشتر کرده است.

    استاد عزیزم؛

    اگر امروز نگاه من به مسائل زندگی تغییر کرده اگر به‌جای مقاومت پذیرش را انتخاب می‌کنم اگر به‌جای کنترل به جریان زندگی اعتماد دارم اگر به‌جای ترس، در مسیر تسلیم و آگاهی قدم برمی‌دارم همه و همه نتیجه آموزش‌هایی است که با صداقت، شفافیت و تعهد در اختیار ما قرار داده‌اید.

    از شما سپاسگزارم برای شجاعتتان در بیان حقیقت، برای صبرتان در آموزش و برای وفاداری‌تان به مسیری که خودتان در آن زندگی می‌کنید.

    پروژه «درک عمیق‌تر قوانین خداوند» برای من نه یک آغاز تازه بلکه تعمیق یک فهم قدیمی است فهمی که هرچه جلوتر می‌رود، ساده‌تر، عمیق‌تر و واقعی‌تر می‌شود.

    با آرزوی تداوم این جریان آگاهی

    و با قدردانی از حضورتان در مسیر زندگی‌ام.

    با احترام و سپاس

    بخش دوم:

    گام اول

    مفهوم مشیت و”خواست خداوند”ازدیدگاه خداونددرقران

    ■درک عمیق‌تر قوانین خداوند

    از توهم توکل تا زیستن هماهنگ با مشیت الهی

    مقدمه:

    سال‌هاست که بسیاری از انسان‌ها نام خدا را بر زبان دارند اما زندگی‌شان نشانی از حضور قانونمندخداندارد دعا می‌کنند ذکر می‌گویند«ان‌شاءالله» تکرار می‌کننداما در عمل زندگی‌شان پر از آشفتگی، تکرار خطا و احساس قربانی‌بودن است.

    آنچه مسیر زندگی انسان را متحول می‌کند نه صرفاً باورذهنی به خدا بلکه

    قوانینی که بی‌تبعیض، ثابت و تغییرناپذیرند.

    درک عمیق‌تر قوانین خداوند یعنی خروج از خرافه گرایی، احساس‌زدگی و توجیه‌گری وورود به زیستی آگاهانه، مسئولانه و هماهنگ با مشیت الهی.

    ●مشیت الهی؛ قانون کلی و بدون تغییر جهان

    یکی از بزرگ‌ترین سوءبرداشت‌ها درباره خداونداین تصور است که خدا دائماً در حال تصمیم‌گیری‌های شخصی و لحظه‌ای برای انسان‌هااست گویی هر روز نظرش عوض می‌شود به یکی لطف می‌کند و دیگری را محروم می‌سازد.

    درحالی که خداوند جهان را بر اساس قوانین دقیق بنا کرده است همان‌گونه که قانون جاذبه برای همه یکسان عمل می‌کندقوانین روانی، ذهنی، رفتاری و هستی‌شناختی نیز برای همه انسان‌ها یکسان‌اند.

    خداوند:

    • تصمیم‌گیرنده‌ی جزئیات زندگی ما نیست

    • مداخله‌گر احساسی نیست

    • قانون را به‌خاطر خواهش یا دعا تغییر نمی‌دهد

    او قانون را وضع کرده و انسان را مختار گذاشته تا یا هماهنگ باان زندگی کند یا هزینه ناهماهنگی را بپردازد.

    ●دام خطرناک «فقط حرف‌های قشنگ زدن»

    یکی از آفت‌های جدی مسیر معنویت، زیباسازی کلام بدون تغییر رفتاراست.

    جملاتی مانند:

    • توکل کن درست میشه

    • خدا بزرگه

    • همه چی دست خداست

    اگر بدون شناخت قانون و بدون عمل گفته شوند نه‌تنها کمکی نمی‌کنند. بلکه مانع رشد می‌شوند.

    حرف قشنگ زدن ذهن را آرام می‌کند اما زندگی را “تغییر” نمی‌دهد.

    قانون خداوند به «حرف» واکنش نشان نمی‌دهد بلکه به هماهنگی عملی واکنش نشان می‌دهد.

    معنویت واقعی زیبا حرف زدن نیست.

    ●«ان‌شاءالله» نه یک آرزو، بلکه یک قانون

    در فرهنگ عمومی «ان‌شاءالله» یعنی:

    «اگر خدا بخواهد»

    اما این ترجمه ناقص و حتی گمراه‌کننده است.

    معنای دقیق‌تر و عمیق‌تران این است:

    یعنی:

    • اگر رفتار، فکر،باور،فرکانس و انتخاب در مسیر قانون باشد.

    • اگرانتخاب وتصمیم ما تضادی با نظام الهی نداشته باشد.

    آنگاه «ان‌شاءالله» محقق می‌شود.

    پس «ان‌شاءالله» تعلیق مسئولیت نیست.

    بلکه دعوت به مسئولیت‌پذیری عمیق‌تر است.

    ●خداوند برای ما تصمیم نمی‌گیرد

    یکی از رهایی‌بخش‌ترین فهم‌ها واگاهیهادر مسیر توحیدکه اموختم این است که:

    او مسیر را مشخص کرده قوانین را وضع کرده اما:

    • انتخاب با مااست

    • جهت‌گیری بامااست

    • “نتیجه “محصول انتخاب مااست

    وقتی این اصل مهم را بفهمیم ودرک کنیم:

    • از احساس قربانی‌بودن خارج می‌شویم.

    • ازگلایه مندبودن از خدا دست می‌کشیم.

    • قدرت را به زندگی‌مان بازمی‌گردانیم.

    • خداوند نه مانع خوشبختی مااست و نه عامل بدبختی ما.

    ●ابلاغ پیام؛ نه اجبار به فهم

    یکی دیگر از اصول مهم در مسیر آگاهی این است که خداونددرقران بارها به پیامبران یادآوری کرده :

    انسان‌ها در سطح آمادگی‌های متفاوتی قرار دارند.

    کسی که آماده شنیدن باشد:

    • پیام را می‌شنود

    • آن را جدی می‌گیرد

    • در زندگی‌اش به کار می‌برد

    اما کسی که آماده نیست:

    • حتی اگر هزار بار هم توضیح بدهی

    • یا تمسخر می‌کند

    • یا مقاومت نشان می‌دهد

    ○قدم اول هدایت؛ پذیرش عجز

    هدایت از جایی شروع می‌شود که انسان بپذیرد:

    من نمی‌دانم.

    من کافی نیستم.

    من به هدایت نیاز دارم.

    تا زمانی که انسان خود را داناوعقل کل بداند.

    هیچ نوری وارد زندگی‌اش نمی‌شود.

    عجزدرمقابل خداوندنشانه:

    • ضعف نیست

    • شکست نیست

    • بلکه دروازه‌ی ورود به آگاهی است

    خداوند با کافران ومتکبران بحث نمی‌کند.

    با پذیرندگان حقیقت راه می‌ایدوانهاراحمایت میکند.

    ○اصل اساسی آموزش؛ اول خودت عمل کن

    یکی از قوانین سخت‌گیرانه جهان این است:

    آموزش بدون عمل، بی‌اثر و حتی مخرب است.

    کسی که میخواهدچیزی رابه دیگران ثابت کندیااموزش دهداماخودش به

    ان اموزههاعمل نکند.

    • نه‌تنها دیگران را رشد نمی‌دهد

    • بلکه اعتبار پیام واموزش را نابود می‌کند.

    در مسیر الهی:

    • زندگی ما، پیام مااست.

    • رفتارما، آموزش مااست.

    • نتیجه‌ی زندگی ما، سند صداقت مااست

    ○جمع‌بندی؛ نشستن روی دوش خدا

    وقتی قوانین خداوند راشناختم و با آن‌ها هماهنگ شدم :

    • مقاومت از زندگی‌ام حذف شد.

    • اضطراب جای خود را به اعتمادداد.

    • تلاش تبدیل به لذت شد.

    در این نقطه بودکه:

    نه ازروی تنبلی وفرارازمسئولیت.

    بلکه برای حرکت هماهنگ با جهان هستی وهم جهت شدن بامسیرالهی. اینجابود که زندگی ام روان شد.

    وشکرخداچرخ زندگی هرروزروانتر ازروزقبل میچرخد.

    خدایاشکرت

    خدایاشکرت

    خدایاشکرت

    اصغرابراهیمی رفیق جان جانان

    اول دیماه 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 57 رای:
  3. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1782 روز

    درود و مهر خداوند بر دل بیدار شما مهدی جان

    نوشته‌ات را نه فقط با چشم که با دل خواندم… و راستش را بخواهی حس کردم این کلمات از جایی فراتر از ذهن آمده‌انداز جایی که انسان دیگر نقابی ندارد و با تمام ناتوانی‌اش رو به آسمان ایستاده است.

    همان‌جایی که آدمی می‌فهمد هرچه بیشتر دست‌وپا زده بیشتر در تور پیچیده و هرچه بیشتر به «خودش» تکیه کرده خسته‌تر شده است.

    اینکه به ناتوانی رسیده‌ای نه نقطه ضعف است و نه شکست به گمان من این دقیقاً همان نقطه‌ی شروع است. جایی که انسان از توهم دانستن از ادعای کنترل و از غرور«خودم بلدم» پایین می‌آید و برای اولین‌بار واقعاً جا باز می‌کند تا خدا وارد شود.

    ما اغلب سال‌ها دعا می‌کنیم اما در دل‌مان را نیمه‌باز می‌گذاریم هنوز می‌خواهیم فرمان دست خودمان باشه ووقتی زندگی دوباره ما را به تور روزمرگی و فشار می‌اندازد تعجب می‌کنیم که چرا سبک نشدیم.

    اعتماد به خدا؛ به نظرم یک حس شاعرانه یا جمله‌ی زیبا نیست یک تمرین روزانه است. تمرین رها کردن کنترل، درست در جایی که ذهن فریاد می‌زند: «اگر ول کنی، همه‌چیز خراب می‌شود»

    اما تجربه‌ی بسیاری از ما نشان داده که اغلب دقیقاً همان‌جا که رها کردیم مسیر روشن شده است. نه اینکه مشکلات ناپدید شوند بلکه دیگر ما در برابرشان تنها نیستیم.

    تمثیلی که از بیابان و نور گفتی بسیار زنده و حقیقی است. شاید نکته‌ی ظریفش این باشد که ما لازم نیست تمام مسیر را ببینیم کافی‌است همان یک قدم بعدی را به سمت نور برداریم. خداوند معمولاً نقشه‌ی کامل را به ما نمی‌دهد اما اطمینان قدم بعدی را چرا.

    و چه بسا اگر همه‌ی راه ومسیررا می‌دیدیم اصلاً جرأت حرکت کردن نمی‌کردیم.

    من هم مثل تو بارها تجربه کرده‌ام که بعد ازرهایی دوباره به دام افتاده‌ام نه عمدا، بلکه از سر فراموشی. فراموشی اینکه این دل بدون اتصال خیلی زود دوباره اسیر عادت و شلوغی می‌شود.

    شاید راهش این نباشد که خودمان را سرزنش کنیم بلکه هر بار آرام و بی‌قضاوت برگردیم به همان نقطه‌ی اعتماد:

    «خدایا؛ من نمی‌دانم… تو می‌دانی»

    و همین جمله اگر از دل بیایدخودش یک در بزرگ است.

    به گمانم خدا از ما قهرمان نمی‌خواهد انسان صادق می‌خواهد. انسانی که وقتی خسته است اعتراف کند وقتی گیج است پنهان نکندووقتی زمین خوردبه‌جای نقاب زدن دستش را بالا بگیرد.

    این‌جاست که هدایت نه به‌عنوان مفهوم بلکه به‌عنوان تجربه وارد زندگی می‌شود.

    از نوشته‌ات ممنونم نه فقط برای زیبایی کلمات بلکه برای صداقتی که در آن جاری بود. همین صداقت خودش نشانه‌ی روشن بودن همان نور دوردست است.

    امیدوارم قدم‌هایت حتی اگر آهسته همواره در مسیر اعتماد باشدو اگر روزی باز هم تورروزمرگی دوردلت پیچیدبدانی که راه بازگشت همیشه هست… و خدا؛ همیشه نزدیک‌تر از آن است که فکر می‌کنیم.

    با احترام وارزوی هم‌مسیر بودن

    ابراهیمی دوم دیماه 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1782 روز

    درود و مهر خداوند بر دل بیدار شما

    رویای عزیز؛

    با سلام و احترام

    و با آرزوی صبحی روشن‌تر از طلوع صورتی زمستان برای شما بانوی آگاه و دل‌نواز؛

    خواندن پاسخ پرمهر، صادقانه و سرشار از حضور قلب شمابرای من فقط خواندن یک کامنت نبود

    یک تجربه بود…

    تجربه‌ای از دیدن انسانی که «می‌بیند»، «می‌شنود» و مهم‌تر از همه درک می‌کند.

    از همان سطرهای اول گرمای توجه شما را حس کردم توجهی که از جنس تعارف و کلمات زیبا نیست بلکه از جنس حضور است. این‌که نوشته‌اید کامنت را چندین بار خوانده‌اید برای من نشانه‌ی احترام عمیق شما به معناست نه صرفاً به نوشته‌ و این دقیقاً همان چیزی‌ست که این پروژه بر آن بنا شده:

    دیدن ودرک معنا، نه فقط شنیدن کلمات

    این‌که اشاره کردید نوشته باعث تعمیق درک شما از قوانین شده برای من بزرگ‌ترین پاداش بود.

    چون اگر قرار باشد کلامی نوشته شود و تنها ذهن را سرگرم کندرسالتش ناتمام مانده است.

    اما وقتی نوشته‌ای بتواند «درک» راتاحدی حتی اندک جابجا کند یعنی در مسیر قانون حرکت کرده است.

    همان‌طور که خودتان زیبا گفتید:

    حرف قشنگ، ذهن را آرام می‌کند

    اما فهم درست است که زندگی را تغییر می‌دهد.

    خانم رویای عزیز

    این پروژه برای من هم همان‌طور که شما دقیق و ظریف دریافتیداغاز یک مسیر جدید نیست بلکه عمیق‌تر شدن در مسیری‌ست که سال‌هاست شروع شده.

    مسیری که هرچه جلوتر می‌رویم پیچیده‌تر نمی‌شودبرعکس ساده‌تر، شفاف‌تر و واقعی‌تر می‌شود.

    قوانین الهی همین‌اند؛

    •ساده‌اند، اما سطحی نیستند

    •عمیق‌اند، اما پیچیده نیستند

    و تنها زمانی کار می‌کنند که شناخته ودرک شوند.

    از توصیف زیبای شما از لحظه‌ی طلوع خورشید بسیار لذت بردم ان تصویر صورتی اسمان برای من نماددقیقی از همین گفت‌وگو بود

    (من هم دقیقا روزگذشته قبل ازطلوع آفتاب ازخواب بیدارشدم وطبق عادت روزانه ام بلافاصله پرده راکنارزدم وطلوع زیبای خورشیدراتماشاکردم شگفت انگیزبود هاله ای ازرنگها محل طلوع خورشیدرا احاطه کرده بود.این زیبایی منحصربفرد درطول روزذهنم رامشغول کرده بودتااینکه کامنت زیبایی شمانازنین راخوندم ودوباره ان لحظه زیبای صبحگاهی برام زنده شد.)

    وقتی درک در حال طلوع است جهان هم رنگ عوض می‌کند.

    نه به‌خاطر تغییر بیرون بلکه به‌خاطر تغییر نگاه.

    این‌که نوشته‌اید کامنت‌هایتان طولانی می‌شود و با خنده از آنها یاد کرده‌اید برای من بسیار آشنا و دوست‌داشتنی بود. چون وقتی معنا جاری می‌شود کلمات خودشان راه را پیدا می‌کنند. طولانی بودن از سر اضافه‌گویی نیست از سر جوشش است و چه زیباست جوششی که از اتصال به منبع می‌آیدنه از تلاش ذهنی.

    من صمیمانه سپاسگزارم از این‌که نوشتید کامنت من یکی از نشانه‌ها و هدایت‌های الهی روزتان بوده است. باور دارم که این ارتباط دوطرفه است

    همان‌طور که شما نشانه دریافت کردیدمن هم تأیید گرفتم که مسیر درست است.

    قانون همیشه این‌گونه عمل می‌کند:

    وقتی در مدار درست حرکت می‌کنیم نشانه‌ها شروع به صحبت می‌کنند.

    برای من و پرسیلای عزیزم آرزوهای زیبایی فرستادید که از دل برآمده بود و بی‌تردید به دل نشست. از صمیم قلب قدردان این مهر و انرژی پاک شما هستم و برای شما نیز بهترین‌ها را خواستارم

    آرامش عمیق.

    وضوح دردرک.

    استمرار در مومنتوم مثبت.

    و بله…

    وقتی روی مومنتوم مثبت حرکت می‌کنیم

    قانون؛ پاداش خودرا رانشان میدهد

    دیر یا زود

    اما حتماً

    خودش را نشان می‌دهد.

    با همان جمله‌ی قدرتمندی که نوشتید پاسخ راتمام میکنم

    جمله‌ای که فقط شعار نیست بلکه انتخاب آگاهانه‌ی یک مسیر است:

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    و وقتی اعتماد هست

    قانون کار خودش رابه بهترین شکل انجام میدهد.

    باعشق

    بااحترام

    ابراهیمی سوم دیماه 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1782 روز

    درود و مهر خداوند بر دل بیدار شما

    دوست عزیز و بزرگوارم؛

    از لطف و نگاه پرمهر شما صمیمانه سپاسگزارم. بازخورد ارزشمندتان برای من بسیار دلنشین و الهام‌بخش بود و خوشحالم که این بیان توانسته مفاهیم عمیق الهی مطرح‌شده در فایل را بار دیگر به شکلی اثرگذار یادآوری کند.

    به‌گمان من، درک قوانین الهی فراتر از دانستن ذهنی است مسیری است برای دیدن آگاهانه‌تر و زیستن مسئولانه‌تر. اگر نوشته‌ای توانسته پلی میان این مفاهیم و دل مخاطب ایجاد کند بی‌تردید ریشه در خود حقیقت این آموزه‌ها دارد که همواره زنده و جاری‌اند و هر بار از زاویه‌ای تازه خود را نشان می‌دهند.

    همراهی و توجه شما نشان می‌دهد که این مسیر، مسیری فردی و درعین‌حال جمعی است جایی که هر نگاه و هر ردپا می‌تواند فهم را عمیق‌تر و راه را روشن‌تر کند. چنین گفت‌وگوهایی به ما یادآور می‌شود که مفاهیم الهی زمانی معنا می‌یابند که در تجربه و زندگی روزمره جاری شوند.

    از حضور آگاهانه و بیان گرم شما سپاسگزارم و امیدوارم این هم‌اندیشی‌ها ادامه داشته باشد تا با درک عمیق‌تر قوانین خداوندارامش، بینش و هماهنگی بیشتری را در زندگی خود تجربه کنیم.

    باعشق

    بااحترام

    ابراهیمی سوم دیماه 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1782 روز

    بنام خدای رحمان و رحیم

    آنکه فضلش بی‌انتهاست و هدایتش همیشه از درون آغاز می‌شود

    باسلام وبانورخدابرشما

    سرکار خانم لرستانی نازنین

    سلام بر دل آگاهی که بیدار شده

    و سلام بر روحی که «فهم» را از «حفظ» جدا کرده است.

    کامنت شما نازنین برای من شهادت زنده‌ای بود بر این حقیقت که قانون الهی، وقتی فهم ودرک می‌شوددل را می‌لرزاند نه فقط ذهن را پر می‌کند.

    آنچه نوشتیدنشان می‌دهد که شما از مرحله‌ی «دانستن با گوش» عبور کرده‌اید.

    وارد مرحله‌ی شنیدن با قلب شده‌اید. این همان نقطه‌ای‌ست که تحول واقعی آغاز می‌شود.

    وقتی گفتید:

    «روحم انگار همه‌اش را می‌دانست و با عشق تأیید کرد»

    دقیقا به یکی از عمیق‌ترین قوانین الهی اشاره کردید

    اینکه حقیقت، آموختنی نیست یادآوری است.

    ما چیزی را یاد نمی‌گیریم

    بلکه پرده‌ای از روی دانشی قدیمی کنار می‌رود.

    آیاتی که به آن‌ها اشاره کردید

    به‌ویژه:

    «وَاللَّهُ یُرِیدُ أَن یَتُوبَ عَلَیْکُمْ»

    و

    «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِهِ»

    دقیقا ستون‌های اصلی درک قانون هستند.

    خداوند نه‌تنها خیر مطلق است

    بلکه خواست اصلی‌اش بازگشت، رشد و بیداری انسان است.

    وقتی فهم شاکله درون شکل می‌گیرد

    انسان متوجه می‌شود که

    نه خداوند در حال امتحان‌گرفتن مداوم است.

    و نه جهان علیه ماست.

    بلکه زندگی، آینه‌ی صادق باورهای درونی مااست.

    آن توصیف زیبای شما از تاریکی قبل از سپیده‌دم…

    دقیقا تمثیل مسیر آگاهی‌ست.

    همیشه قبل از روشن‌شدن ایمان

    یک «ناباوری عمیق» وجود دارد.

    و درست همان‌جااگر انسان بایستدو فرارنکند.

    نور آرام‌آرام خودش را نشان می‌دهد.

    اینکه دیدید هوا چگونه بی‌صدا روشن شد

    یعنی فهمیدید قانون الهی باهیاهوکار نمی‌کند.

    با تداوم، نظم و آرامش عمل می‌کند.

    صدای خروس‌ها، گنجشک‌ها

    و آن حس درونی که گفت:

    «تو در مسیر درستی»

    همه نشانه‌های بیرونی یک تغییر درونی هستند.

    وقتی انسان تصمیم به خلق آگاهانه می‌گیرد.

    اولین چیزی که باید در او ترمیم شود

    تصویرش از خداست.

    شما دقیقاً همان‌جا ایستادید که باید:

    جایی که ایمان دیگرتقلیدی نیست.

    بلکه تجربه‌شده است.

    این مسیررا ادامه خواهیم داد…

    نه با عجله

    نه با فشار

    بلکه با همان حضوری که در نوشته‌هایتان ونوشته هایمان موج می‌زند.

    قانون الهی.

    با انسان‌های صادق.

    سخاوتمندانه سخن می‌گوید.

    سپاسگزارم از دل روشن‌تان

    از شجاعتتان برای دیدن، فهمیدن و ادامه‌دادن.

    به خدای وهاب و رزاق می‌سپارمتان

    که هر آگاهی را

    به برکت.

    و هر فهم را

    به آرامش تبدیل می‌کند.

    یاحق

    ابراهیمی چهارم دیماه 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1782 روز

    باسلام و بانورخدابرشما

    دوست عزیز و گران‌قدر،

    سرکار خانم معصومه حقانی نازنین

    از صمیم قلب بابت کلمات سرشار از مهر، آگاهی و توجه عمیقی که در پاسخ‌تان جاری بود سپاسگزارم. نوشته شما برای من تجلی همان «دیدن» و «شنیدن» از جنس دل بود که استاد عباس‌منش بارها از آن سخن می‌گویند. وقتی نوشته‌تان را خواندم حس کردم قانون «بازتاب» دقیقاً در همان لحظه در حال رخ دادن است آگاهی‌ای که از دل برمی‌خیزد بی‌واسطه به دل دیگر می‌نشیند.

    این‌که فرمودید کلمات از عمق قلب‌تان با شما سخن گفته برای من بزرگ‌ترین هدیه بود.

    چون در مکتب استادما یاد می‌گیریم که قانون را نه با ذهن، بلکه با «احساس آگاهانه» درک کنیم.

    اگر نوشته‌ای توانسته یادآوری کند یعنی آن بذر از قبل در دل بوده و فقط زمان شکوفایی‌اش رسیده است.

    و چه زیبا که خودتان به این نکته اشاره کردید.

    درباره ظرافت تفاوت «اِن‌شاءالله» و «اِنشاالله» با آن نگاه ریشه‌ای و قرآنی، دقیقاً همان جایی است که آموزش‌های استاد ما را متوقف نمی‌کندبلکه به درک عمیق‌تر می‌برد.

    جایی که می‌فهمیم کلمات حامل ارتعاش‌اند و نیت پشت آن‌ها سرنوشت‌ساز است.

    وقتی «اِن شاءَ الله» از جنس قطعیت می‌شود همان «لاجرم»ی است که استاد بارها با مثال‌های روشن از آن پرده برداشته‌اند.

    جایی که خواست خدا و باور بنده هم‌جهت می‌شود و نتیجه ناگزیر است.

    من هم مثل شمانازنین قدردان سخاوت بی‌دریغ استاد عباس‌منش هستم اینکه چنین مفاهیم عمیق قرآنی و قوانین الهی رابدون دریغ و با نیت خدمت به خلق در اختیار مان قرار می‌ دهند خودش یک تمرین عملی از قانون فراوانی است.

    ما فقط شاگردانی هستیم که هر کدام به اندازه ظرفمان از این چشمه می‌نوشیم و اگر چیزی به اشتراک گذاشته می‌شود از سر همان جریان است نه از “من” نه از”تو”نه از”همراهی”

    ازتوجه و قلب روشن‌تان سپاسگزارم و خوشحالم که در این مسیر آگاهی هم‌مسیر و هم‌نفس هستیم.

    باشد که هر «اِن شاءَ الله» در زندگی‌مان، از جنس یقین باشد و هر خواست در هماهنگی با قانون خداوند و”لاجرم” به ثمر بنشیند.

    در نور، آگاهی و پناه امن خداوند باشید.

    ابراهیمی چهارم دیماه 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: