این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-5.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-12-08 08:07:502025-12-09 20:28:48تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۸
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد عباس منش عزیز، بانو شایسته همراه و همدل و همه عزیزان حاضر در این مکان مقدس…
قسمت 20 مجموعه فایل های گفتگو با دوستان رو من مدت ها قبل گوش داده بودم. اما فقط گوش داده بودم! درکی که لازم بود ازش بگیرم رو اصلا نداشتم!
اما از اون جایی که ما آدم ها به میزان تغییراتی که توی زندگیمون می کنیم، مدارمون هم تغییر می کنه و دریافت های مختلفی رو نسبت به اتفاقات داریم، دیروز این فایل رو من گوش دادم و جواب استاد به صحبت های خانوم کیانی فر به قدری برای من آموزنده و فوق العاده بود که این بخش صحبت های استاد رو جدا کردم و در فایل های روزانه خودم گذاشتم. از دیروز هم شاید بالغ بر 10 بار گوشش کرده باشم.
میخوام تجربه خودم رو از این صحبت های استاد بنویسم.
پاشنه آشیل من توی زندگیم مسائل مالیه. الحمدلله از لحاظ تحصیلی، شغلی، آزادی زمانی و مکانی، روابط عاطفی، خونوادگی و مخصوصا معنوی و ارتباط با خدا پیشرفت های خیلی خوبی داشتم. البته از نظر مالی هم این پیشرفت هارو داشتم، ولی به اون اندازه ای که مثلا از لحاظ روابط عاطفی پیشرفت کردم در بحث مالی پیشرفتام ادامه دار نبوده.
9 ماه گذشته بود که بخاطر تضاد مالی ای که بهش برخورده بودم، با همه وجود تصمیم گرفتم روی فایل های استاد، دوره 12 قدم و مباحث مربوط به کنترل ذهن کار کنم و ذهنم رو تربیت کنم تا در مسیر درست قرار بگیره. به لطف اون تضاد، وضعیت مالی من در مدت محدودی پیشرفت فوق العاده ای کرد و من توی کمتر از 2 ماه، درامد 4-5 برابری رو تجربه کردم.
اما از اون جایی که استاد هم توی ابتدایی سخنانشون فرمودن، انسان بعد از برطرف شدن تضادش، یادش میره که چی باعث موفقیتش شد و فکر می کنه الان دیگه از پس همه چی برمیاد، آروم آروم و حتی به صورت ناخودآگاه میزان کارکردنم روی افکارم کمتر و کمتر شد. به شکلی که نشونه هایی از اون تضاد مالی باز خودشو نشون داد.
این بار به لطف خداوند، زودتر فهمیدم که دارم در مسیر اشتباه حرکت می کنم و قبل از این که اوضاع خیلی خراب بشه تصمیم گرفتم دوباره به مسیر برگردم و روی خودم کار کنم.
اما تجربه این 9 ماه گذشته برای من دو تا اتفاق خیلی خوب رو داشت: یکی این که باور موفقیت مالی رو برای من ایجاد کرد که باور کردم اگه من هم بتونم روی ذهنم به خوبی کار کنم، توانایی این رو دارم که از لحاظ مالی درامد های 4-5 برابری رو در مدت کوتاه تجربه کنم و دومی هم این که باید یادم باشه اشتیاق و عطش برای حرکت کردن در مسیر کار روی ذهن، نباید وابسته به نتایجی که دارم باشه.
این تضاد ها دیر یا زود تموم میشن! (البته اگه روی خودت کار کنی!) و جاشون رو با تضاد های دیگری عوض می کنن که وقتی روی خودت کار کرده باشی تضاد های جدید درد کمتری دارن، اما اون اشتیاق و عطش و علاقه به پیشرفت و حرکت در مسیر درست هرگز نباید در وجود تو کم بشه. حتی اگه مولتی میلیاردر باشی! بازم فرقی نمی کنه.
تو یا باید روی خودت کار کنی و بهتر بشی، یا این کارو نمی کنی و داری افت می کنی! این که کدوم اتفاق برات بیفته مستقیما به تصمیماتی که خودت میگیری برمیگرده.
در مورد اون بخشی که استاد فرمودن به محض این که ما تصمیم به تغییر می گیریم جهان هم نتایجش رو به ما نشون میده، فقط نتایجی که در شروع کار می گیریم خیلی بزرگ نیست به این دلیل که تغییرات ما بزرگ نیست، واقعا این جملشون من رو تکون داد.
من انتظارم این بود که سریعا نتایج تغییر کنه در حالی که من سریع تغییر نمی کنم.
چقدر این جمله استاد که وقتی من شروع به تغییر کردم، دنبال تغییرات ریز و کوچیک گشتم و هر کدومشونو که دیدم خدارو به خاطر سپاسگزاری کردم و این اتفاقات رو به تغییرات ذهنیم ربط دادم، برای من درس داشت. این که استاد فرمودن همین که مسافر بهتری سوار ماشین من میشد یا اینکه در مجموع ماهیانه ماشین من خرج کمتری نسبت به ماه پیش میگذاشت، من با خودم می گفتم که در مسیر درست قرار دارم!
شنیدن این مثال ها از زبون استاد برای من درس بزرگی بود که من هم این نتایجی که دارم می گیرم رو ببینم! بشناسم! و ربطشون بدم به باورهای خودم و اتفاقاتی که دارم توی ذهنم میسازم.
خیلی این قسمت از مجموعه گفتگو با دوستان برای من درس داشت و دلم میخواست که بیام و تجربه خودم رو برای ثبت یادگار از خودم به جا بذارم.
سپاسگزارم از استاد عباس منش بزرگوارم بخاطر این آموزه های فوق العاده…
و سپاس از خانوم کیانی فر عزیز بخاطر طرح این موضوع…
و سپاس از خانوم شایسته عزیز که هر بار می بینمشون اصلا نمی تونم تحسینشون نکنم…
و سپاس از شما دوست عزیزم که وقت گذاشتی و کامنت من رو خوندی…
برای همه شما عزیزانم از درگاه الله یکتا، تنها، و تنها، و تنها قدرت حاکم بر جهان هستی، آرزوی موفقیت و سربلندی و سعادت دارم.
سلام و درود بر پیام آور زمانم استاد عزیز دل و خانم شایسته نازنینم و هم فرکانسی های فوق العاده من
امروز خیلی خوش حالم یعنی انقدر الان ذوق دارم که حد نداره دو روزی هست نجوا های شیطان ولکن نیستن سعی میکنم کنترل کنم ولی بازم در میره از دستم خلاصه منم حقیقتش رها کردم حال هیچ نداشتم اصن ، و باتوجه به اینکه هروقت مغزم پا بده به نجواها بدنم پاسخگو هست یعنی من هروقت به اندازه که کنترل نکنم و اجازه بدم نجواها پیشروی کنند بدنم به شکلی مریض میشه حالا کمی مریض شدم که الحمدلله بدنم قوی فقط یه آوانس بود برای نشان دادن اینکه دخترم در مسیر نیستی ، امروز تو ستاره قطبی از خدا درخواست کردم هدایتم کنه نشانه ها رو بهم بگه وعشق برام بفرسته رفتم سرتمرینم تمرین کردم بعدش منشی باشگاه یه دختر بشدت محترم و مهربونی هستش خیلی باهام رفیقه به شوخی گفت تو دوروزه مغزت ریخته بهم تو قیافه ای معلوم نی چته ؟! من یه لحظه جا خوردم که من برو خودم نمیارم ولی ببین این دختر قشنگ اومد گفت هدا بیدار شو بسه دو روز خوابیدی برگرد به مسیر ، اولش واقعا شوکه شدم یعنی انقدر واضحم ، بعدش نشستم با خودم هی نجوا میخواست بیاد که امروز خودت تمرین نکن بزار مغزت کنترل کن بعد حوصله ات اومد ورزش کن یهو یاد ستاره قطبی افتادم که من خواستم خدا هدایتم کنه نشانه برام بفرسته ببین نشانه تو اینه از زبان این بنده باتو صحبت کردم واضح که برگرد به مسیر الانم نشانه رو دریافتی دیر نیست برگرد و گفتم این همون عشقی بود که از خدا خواستم برام بفرسته ، که بنده من حواسم بهت هست یه ذوق و شوقی اومد تو وجودم که دوست داشتم جیغ بزنم از شدت خوشحالی خیلی لذت بخش بود بعد کنترل کردم یک ساعت نیم تمرین کردم عشق کردم امروز عالی بود این نشانه و بعد رسیدم خونه یه پیام از دوستم اومد هدا خواب دیدم حالت ناخوشه و تب داری، بهتری؟! من چی بگم به این حد عشق به این حد که هدا من سفت بغلت میکنم هرچی عشقه مال تو خیلییییییی ذوق کردم بخدا اشکم در اومد پیام دوستم دیدم ، اینجاست میفهمم و درک میکنم که استاد میگه به محض اینکه تصمیم بگیری برگردی تو مسیر همه چی عوض میشه اره عوض شد بخدا عوض شد من الان حالم عالیه نمیتونم این حال خوبم با کلمات وصف کنم خیلی لذت بخشه خدایاشکرت خدایاشکرت برای خدا بودنت و خدایا شکرت که جز برگزیدگان شدم تا با استاد بااین آگاهی ها و کارکرد جهانم آشنا بشم این خودش یه برده من واقعا احساس لیاقت میکنم که خدا منو هدایت کرد تو این مسیر قرار بگیرم بفهمم من خالق زندگی خودم هستم شاید گاهی بیراهه برم ولی همین که حواست جمع کنی برگردی قشنگ خدا سفت بغلت میکنه میگه بیا که قراره کلی بهت عشق حال بدم .
خدایا شکرت
خدایاشکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت برای وجودم در این مکان مقدس شکرت برای وجود استاد عزیز دلم خانم شایسته قشنگم و دوستای هم فرکانسم.
سلام روز بخیر خدمت استاد جان و مریم جان عزیز و همه دوستان خوبم
در مورد قانون آینه همین امروز صبح بود. شب قبل راه رفتن تو باران از خدا خواستم و سپاسگزار تر بودم همین که بیرون آمدم چند قدمی که رفتم بارش نم نم باران شروع شد خدای چه کیفی کردم خدایا شکرت
لطفاً در کامنتها بنویسید: کجا و در چه موضوعی (مالی، روابط، سلامتی)، به وضوح دیدهاید که بلافاصله پس از کار کردن روی باورتان یا تغییر احساستان، جهان یک واکنش «کوچک اما فوری» به شما نشان داده است؟
سلام به همه عزیزانم در این پروژه بزرگ و عالی
خداروشکر میکنم که باز هم در این سایت الهی به فضل خدای مهربانم هستم و همچنان دارم درس یاد میگیرم اون هم درس زندگی .
فعلا من دارم در مورد مسائل مالی روی خودم کار میکنم و فعلا این موضوع رو بهتر میتونم توضیح بدم
از وقتی که این پروژه رو استارت زدم فکر میکنم 45 روزی میشه و من با تعهد بهتر از قبل و با حالی بهتر دارن روی این پروژه کار میکنم و چقدر هم احساس بهتری در طول روز دارم و به لطف خدا کنترل ذهن بهتری هم میتونم انجام بدم.
خیلی دلم میخواد به لحاظ مالی رشد منم و پیشرفت کنم و تقریباً 6 ماهی میشه که کار خودم رو استارت زدم و شروع کردم اولش یکم سخت بود اما الان خداروشکر بهتر از قبل شده و دارم میبینم که چرخ زندگیم یکم روونتر شده ، مثلا دارند مشتری های بیشتر و بهتر بهم پیام میدن و یا سوال میکنند البته که بعضی ها سفارش ثبت میکنند و بعضی ها فقط پیام میدهند اما من همین صحبت راجب کار رو هم نشانه میبینم از سمت خدای مهربانم و هر بار که یادم باشه شکرگذاری میکنم و از خدا میخوام که باز هم برام مشتری بفرسته حتی همون هایی هم که ثبت نمیکنند رو هم میگم خداروشکر چون این همنشونه است و باز هم من باید روی خودم بهتر و بیشتر کار کنم و باور کنم که کار من ارزشمنده و مشتری هم فراوانه و سعی میکنم که این تغییرات و اتفاقات کوچک رو ببینم و باز هم سعی میکنم که به یادم باشه و سپاسگزاری کنم از خدا تا ظرف نعمت هام بزرگتر بشه و باید برای اینکه زندگی بهتری از لحاظ مالی داشته باشم تغییر کنم قبل از اینکه دیر بشه و روی خودم کار کنم .
امیدوارم که فراموش نکنم قانون چیه و چطور میشه ازش استفاده کرد .
در کل سپاسگزارم از همه دوستان عزیز برای کامنت های عالی و این پروژه بی نظیر از استادان عزیزم مریم بانوی محترم و استاد خوبم
در درون من حضور داره وهر لحظه داره با من حرف میزنه
سلام ب دوست عزیزم آقا نویدگل نمیدونی چقددد انرژی گرفتم از نقطه ی آبی شما
میدونی چی شد!!!
دو سه دقیقه پیش ذهن نجواگرم بهم گفت زکیه تو ک روزشمار تمرکز بر نکات مثبتت و تو دفترت نوشتی
دیگه لازم نیست تو سایت کامنت بنویسی برای خودت بگیر بخواب
چرا این همه خودتو اذیت میکنی
تواین چن دقیقه چند بار چرت زدی خخخخخخ
حسم گفت فقط بیا از صفحه ی ک توش هستی بیا بیرون و منم اومدم
و چشمم ب جمال نقطه ی آبی پراز عشق و نور شما روشن شد
و دربهترین زمان ممکن ب دستم رسید و فهمیدم ک خدا چقددد دوستم داره ک سریع از طریق شما بهم یادآوری کرد ک دلیل نتابجم همین نوشتن و خوندن و مرور اتفاقات مثبت وآگاهی هاست
الهی صدهزار مرتبه شکرت عاشقتممم خدای قشنگم
میخوام کامنت روز33رو اینجا بنویسم
پس الهی ب امید تو
خدایا شکرت امروز صبح داداشم ک مرخصی گرفته بود تا بره مامان قشنگم و بیاره عازم خونه روستامون بود
و از اونجایی ک من سرکار هستم و آجیم امتحان داره همراهش نرفتیم
و موندیم خونه
داداشم قرار بود نون بگیره بیاره برای ماو بعد حرکت کنه
منم مشغول مرور آگاهی هایی بودم ک تو دفترم نوشته بودم
داداشم یک ساعت دیر کرد ک ما فک کردیم رفته و نون نگرفته برامون منم سختم بود برم بیرون چون دوسداشتم کارمو انجام بدم
دیشب بعد اینکه کامنتم و نوشتم یاد حرف آسیه جان صاحب کارم افتادم ک باز بهم گفت ی گوشی خوب بگیر ک عکس کارهاتو قبل و بعدش و بزاری استوری و اینستا تو نصب کن تا پیج های آموزشی پوست و برات بفرستم
گفتم خدایا من از خودت گوشی میخوام چطورش و نمیدونم و شروع کردم یک دقیقه تو خواب ووبیدار تجسم کردم
ک صبحش پدر عزیزم ک سالی یکبار باهام تماس میگیره زنگ زده بود رو گوشیم ک متوجه نشدم
بعد یک ساعت دوباره تماس گرفت و اولین حرفش این بود
ک دماغت چاقه خخخخخخ
خدایا شکرت بخاطر وجود نازنین پدر قشنگم وقتی ک خیییلی دلش برا کسی تنگ شده باشه و بخواد محبتشو ابراز کنه این سوالو میپرسه
الهی شکرت از کارم پرسید ک چطوره راضی هستم یا نه ک جریان گوشیو بهش گفتم ک گوشیم چون مدلش پایینه نمیتونم برنامه هارو نصب کنم روش
گفت گوشی چقده
و من قند تودلم آب شد گفتم ببین زکیه ببییییین ی دقیقه تجسم کردی چطوررر سریع داره پاسخ میده ببین و باور کن
گفتم 8تومن تا 12تومن ولی 12تومنی کارمو راه میندازه
گفت اشکال نداره پیش قسط شو من میدم قسطشو خودت بده خخخخخخ
گفتم حالا ببینیم چی میشه
بعد ک فک کردم با خودم گفتم من گوشی قسطی نمیخوام
و اومدم تو دفترم نوشتم خدایا من ی گوشی میخوام ک نقد نقد بخرمش و حتی 1000تومنی هم هزینه نکنم درست مث چرخم ک 1000تومنی هم هزینه نکردم و راحت مال من شد
الهی صدهزار مرتبه شکرت و دیگه تو ذهنم رو حرف بابام حساب نکردم گفتم خدایا من از خودت میخوام بقیه ش ب من مربوط نیست
درست مث کارم ک هدایتم کردی برای گوشی هم هدایتم کن
الهی صدهزار مرتبه شکرت
امروز خداروشکر خییبلی سریع تاکسی اومد یعنی من اگه اسنپ میگرفتم اینقد زود نمیرسبدم
حتی 5دقیقه زودتر ازتاییم سالن بودم خدایا شکرت
امروز خییلی اصولی و حرفه ای بحث اسیدها رو یاد گرفتم
PHAوAHAها
اسید های میوه هستن ک تو درمان پوست خییلی حرفه ای عمل میکنن اصن سوپراییز شدم
چقد خوبه ی چیزی و اصولی یاد بگیری هم ب مردم خدمت میکنی هم ثروت میسازی وهم لذت میبری
امروز برای پوست یکی از مشتری ها ژل بابل ماسک زدیم ماسک اکسیژن هم بهش میگن
بعد چند ثانیه یهو اومد بالا شروع کرد ب واکنش روی پوست
و بعد با مولتی کیور چن دقیقه ماساژ دادیم
اصن خییلی حیرت کردم ازاین پیشرفت علم از این دانش آسیه جان خیییلی تحسبنش کردم ب جای اینکه حسادت کنم
چون دوسال از من کوچیک تره و اصلا خودمو باهاش مقایسه نمیکنم خییلی هم براش احترام قائلم و تحسبنش میکنم و بهشم میگم
امروز بهم گفت زکیه میخوام خییلی حرفه ای یاد بگیری وقتایی ک نیستم خودت برای مشتری فیشیال انجام بدی
الهی صدهزار مرتبه شکرت امروز ی مشتری هم خودم داشتم ابرو و اصلاح
چقددد مشتری راضی بود خداروشکر
قبل اینکه کارو شروع کنم آسیه جان اومد عکس قبل و با گوشی خودش گرفت گفت میخوام استوری کنم کارتو
حین کارم مشتری بهم میگفت چقددد ارامش داری تو
دخترشم ک شاید5سالش بود ی حرف قشنگی زد
گفت من صدای خدارو میشنوم
و ی حرف خییلی قشنگ دیگه ک زد:
گفت مامان اگه درد داری
ب چیزای خوب فک کن
گفتم خدایا ببین این دختر کوچولو چ درک و آگاهی داره
قشنگ داشت میگفت تمرکزتو بزار رو زیبایی ها و احساستو خوب نگهدار
الهی صدهزار مرتبه شکرت ک کارم و عالی برام انجام دادی
من ک از خودم توانی ندارم این تو بودی ک تو دست من جاری شدی و کارو انجام دادی
من هیچی از خودم ندارم
هیچی نمیدونم
هیچ قدرتی از خودم ندارم
تویی ک داری کارها رو برام انحام میدی
خدایا شکرت چقددد چشمای مشتری دوممون خوشگل و زیبا بود آبی روشن پوست سفید
موهای فر بور
لبهای خوشگلش
چقد زیبا این بنده تو نقاشی کردی فتبارک الله احسن الخالقین
خدایا شکرت موهای مشتری اولمون چقددد زیبا بود و بلند اصن سوپراییز شدیم ک آسیه جان اومد استوریش کرد وقتی ماسک روی صورت خوشگلش بود
و خداروشکر تونستم با کلامم هم تحسبنشون کنم و بهشون عشق بدم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
بخاطر استایل زیبایی ک بهم دادی
امروز متوجه شدم آسیه جان هم زیبایی هایی رو ک میبینه تحسین میکنه
و یاد حرف روز اولش افتادم ک گفت من اگه فقط10تومن تو کیفم باشه و برم بازار از ی چیزی خوشم بیاد ک قیمتش 10تومن باشه اونو میخرم
و فهمیدم ک چقداحساس خوبش براش مهمه
خییلی تودلم تحسبنش کردم و بهشم گفتم
خدایا شکرت بخاطر هدایت ب این مسیر زیبا
انسان های توحیدی دوسداشتنی و استاد توحیدی
امروز بعد از تماس پدر رفتم قرآنو باز کردم و ازش هدایت خواستم ک دیدم نوشته ما ب نیکوکاران پاداش میدیم و ب نوح پاداش دادیم
و قلبم باز شد ک بزودی پاداشم و دریافت میکنم
و تصمیم گرفتم واتساپ و روی همین گوشیم نصب کنم ک در کمال ناباوری دیدم نصب شد
الهی صدهزار مرتبه شکرت
خدایا تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
مارو ب راه راست هدایت کن راه کسایی ک ب اونها نعمت دادی ن کسایی ک براونها غضب کردی و ن گمراهان
سپاسگزارم از شما دوست قشنگم نوید جان
سپاسگزارم ک برام نوشتی و باعث شدی این ردپای زیبارو برای زکیه ی آینده بزارم
از زمانیکه من با سایت استاد عباس منش آشنا شدم هزاران تجربه کوچک وبزرگ داشتم ودارم.
اما جدید ترینش همین دیروز صبح من با تعهد داشتم دوره ثروت 1را مرور میکردم کامنت میخوندم که 5 میلیون تومان به حسابم واریز شد .هنوز من در حال خوندن کامنت عسل خانم بودم که.پیام واریز رو دیدم .همون لحظه. چند ساعت بعد داشتم به همسرم میگفتم که یک میلیون کم دارم برای بدهکاریم .گوشیم دستم بود همون لحظه 1300به حسابم واریز شد .الله اکبر
هزاران بار اتفاق افتاده ولی فراموش کردم
این اینه خیلی به موقع بود امروز که قسمت 18رو گوش کردم .دیروز رو یادم انداخت، خواستم بنویسم تا فراموش نکردم
خداروشکر میکنم برای فرصت بندگی که به راحتی نفس میکشم و لذت میبرم
خداروشاکرم برای این فایل پر از اگاهی
قانون آینه
چقدر این قانون برای من جدید بود و پراز آگاهی و انگار برای اولین بار بود که شنیدم و به مقدار زیادی درکش کردم و قلبم رو لطیف کرد
اگر همین قانون آینه رو در ذهن و قلبم تکرار کنم واقعا نور علی نور میشه
این مفهوم خیلی کمک کرد که من مفهوم فرکانسی بودن این جهان رو بهتر و عمیق تر درک کنم و چفت بشه و بشینه توی مغزم توی همه ی وجودم
که حواسم باشه تو هر لحظه من چه احساسی دارم
چه اندیشه ای دارم و چه چیزی رو تجسم میکنم
چون همه ی این ها اتفاقات فردای من رو داره برام بار گزاری میکنه
مفهوم صبر
واقعا کج فهمی های زیادی در مورد همین مفهوم صبر به شخصه خودم داشتم
همون مواردی که گفتید
وقتی که به زندگیم نگاه میکنم واقعا به همون اندازه که من تغییر کردم جهان اطراف و اتفاقات زندگی من هم تغییر کرده
من هم همیشه منتظر نتایج و تغییرات بزرگ بودم در صورتی که تغییرات درونی و شخصیتی و عملکردی من واقعا کوچیک بود
درک همین موضوع بهم احساس قدرت میده
احساس آرامش میده
که واقعا جهان ما جهان فرکانس هاست
این تمرین آینه فوق العاده ست و انگار نجواهای ذهمن من رو خیلی کم کرده
اعتراف میکنم که گاهی ایمانم به قانون و حرف های استاد کم میشد چون تغییراتی که منتظر بودم خیلی کم بود و همش با خودم میگفتم ببین اونچیزی که میخاستی نشد
پس حرف هایی که استاد میزنه کجاست
و یا نتایج دوستان رو میدیدم همیشه از خودم میپرسیدم که خب اینا چیکار کردن یا چه درکی از صحبت ها ی استاد داشتن
دوست داشتم مغزشون رو بشکافم و ببینم چی اوت تو میگذره
و یا در قسمت عمل کردن چه کار خفن و بزرگی انجام دادن
الان دقیقا متوجه میشم که قانون چطور عمل میکنه
در واقع با قانون آینه متوجه شدم که این سیستم خداوند دقیقا داره چطوری عمل میکنه
دقیقا مثل این میمونه که من جلوی آینه بایستم و هیچ حرکتی نکنم حتی دستم رو تکون ندم یه نفر دیگه کنار من شروع میکنه به دست زدن و رقصیدن و یا پشتک وارونه زدن
و بعدش من با تعجب از خودم بپرسم چرا تصویر های ما توی اینه متفاوت عمل میکنه
میبینید
همین قدر خنده دار و ساده ست
ما هیچ وقت این سوال رو در مقابل اینه از خودمون نمیپرسیم چون جوابش واضحه
اما در مورد نتایج و عملکرد و میزان تغییراتمون در زندگی واقعی اصلا این قانون آینه رو در نظر نمیگیریم
چون اصلا درک نمیکردیم که جهان فرکانسی عمل میکنه یعنی چی
خدایا شکرت
خدایا سپاس گزارم که قلب من رو باز تر کردی تا بتونم به راحتی درک کنم و بعدش عمل
در مورد تمرین قانون آینه
یک تجربه ای دارم که دقیقا مثل آینه عمل کرد و اون اتفاق واقعا برای همه غیر قابل باور بود
تقریبا دوسال پیش من یکی از مدارک مهمم به واسطه ی مشکلی که با اون شخص پیدا کرده بودم دستش مونده بود و بهم نمیداد
و باید برای تعویض اون و صدور جدیدش حتما اون مدرک رو میبردم تا جدیدش رو برام صادر کنه
من هر کاری که بگید کردم از خواهش و التماس و حتی گریه و زاری ،به زمین و زمان قسم دادن
در واقع من به اون شخص قدرت بسیار زیادی داده بودم و خیلی هم ترسیده بودم
وقتی که قشنگ چک و لقد های شرک و بی ایمانی مو خوردم تسلیم خداوند شدم
گفتم خدایا من فهمیدم که چقدر شرک داشتم
هر اتفاقی میخاد بیفته دیگه مهم نیست اما این اتفاق برام درس بزرگی داشت که حواسم باشه قدرت رو فقط و فقط به تو بدم و رها کردم
بعد از این گفت و گو ارامش عجیبی داشتم
چون قبلش خیلی دست و پا زده بودم
و رفتیم به اون اداره مربوطه که خیلی هدایت ها برام داشت
نتیجه این شد که اون مسئول اصلا متوجه نبودِ مدرک من نشد و من در کنار همراهانم وایستاده بودم عکس و اثر انگشت رو گرفت
و ما چهارتا کارت رو بهش دادیم در صورتی که 5 نفر بودیم و ایشون 5 تا مدرک جدید رو چاپ کرد همون لحظه و به ما داد
خدا شاهد هست بدون اینکه من یک کلمه حرف بزنم .همه ی کسایی که همراهم بودن دهن شون باز مونده بود از تعجب و هر کدوم یه چیزی میگفتن
اما من فقط یک جمله در ذهنم تکرار میشد
خدایا تو برام انجامش دادی فقط تو
اون اتفاق واقعا برای من از لحاظ مقیاس مثل شکافتن رود نیل برای موسی بود
خیلی ازش یاد میکنم
و بارها بارها برای دیگران تعریف کردم اونجایی که از قدرت خداوند حرف میزدن
مقیاس این اتفاق واقعا برای من بزرگ بود یعنی چیزکوچیکی نبود که بگم خب راحت و آسون بوده
نه
واقعا برام مثل معجزه میمونه
وقتی متن مقاله رو که خانم شایسته نازنینم نوشتن رو میخوندم از تمرین قانون آینه
همین نتیجه ی بزرگتوی ذهنم اومد
دوستان این اتفاق خیلی مفصل و طولانی بود که من خلاصه ش کردم به قول استاد بیگ شات بود
دقیقا در جایی که من تسلیم شدم و همه چیز رو به خداوند سپردم
احساس آرامش تمام وجود من رو گرفته بود نمیدونستم نتیجه قراره این قدر معجزه گونه باشه اما با خودم میگفتم هر چی میخاد بشه بشه مهم نیست .
مهم اینه که من مفهوم شرک و توحید رو به صورت عملی درکش کردم و و جلو جلو من نتیجه رو داشتم (توی ماشین که داشتیم میرفتیم با خودم میگفتم هر اتفاقی که بیفته مهم نیست مهم اینه تو درس توحید و شرک رو به صورت عملی پاس کردی و هر کجا خواستی به آدما قدرت بدی و بهشون التماس کنی بدونی که فقط بیشتر خوار و حقیر تر میشی .همه ی این حرف ها در صورتی بود که من اصلا نمیدونستم وقتی رسیدیم و ببینن مدرک من نیست قراره چه اتفاقی بیفته)
همه ی این اتفاقات در عرض3 الی 4ساعت افتاد
دوست دارم بارها و بارها به این فایل گوش بدم
انقدر که همه چیز برای من جدید و لذت بخش و در عین حال ساده و قابل فهمه
استاد عزیزم بی نهایت سپاس گزارم که انقدر متعهدانه دارید روی خودتون و زندگی تون و سایت تون کار میکنید و ما هم از این برکت،نهایت استفاده رو میبریم
خیلی عاشقتم
و خانم شایسته رو از طرف ما یه ماج محکم و آبدار کن برای این متن های فوق العاده ای که برای هر فایل مینویسن که پر از آگاهی های ناب از جنس خودتونه
و مثل همیشه دوستان عزیزم
خانواده ی صمیمی من
از تک تک شماها سپاس گزارم برای کامنت های بی نظیرتون
توی این مورد نتیجه های خیلی زیادی گرفتم و هربار که در احساس خوب و شکر گذاری هستم میبینم که چطور چرخ زندگیم روون تر میشه و درخواست های کوچیک روزانه ام تویه همون روز اتفاق میوفتن
مثلاً یه بار یادمه خیلی تو فضای ثروت و درآمد سازی بودم و تمرین های نجوا،گفتن جملات تاکیدی و …انجام میدادم و حالم خیلی خوب بود واقعا
احساس سپاسگزاری زیادی بخاطر حال خوبم داشتم
اون روز یه دفعه شروع به حرف زدن با خدا کردم که خدایا مرسی بابت جایی که الان هستم،مسیری که توش هستم،هدف هایی که دارم و میخوام بهشون برسم،حال خوبی که دارم
چون قبلاً فکر میکردم برای رسیدن به موفقیت باید ته جهنم رو ببینم و خیلی زیاد تلاش کنم و حتی بعضی موقع ها با خودم میگفتم اگه این مسیر اینقدر سخته اصلا من نمیخوام بهش برسم،بعد از این همه سختی کشیدن و تیکه تیکه شدن رسیدن به چه درد من میخوره ؟!
ولی اینقدر تشنه موفقیت بودم که جز انجام دادنش راه دیگه ای نداشتم پس صبحش دوباره با احساس بد هم که شده ادامه میدادم ولی الان این مسیری که شما بهم نشون دادی همون مسیری هست که کل زندگیم منتظرش بودم آسان و پر از حال خوب
خلاصه بعد از حرف زدن و شکر گذاری از خدا خواستم که نشونم بده،نعمت رو در زندگیم جاری کنه و بعد از درخواست پیگیرش نشدم ولی میدونستم که قراره یه جایی نتیجهش رو ببینم
شب خوابیدم و وقتی صبح بیدار شدم گوشیم زنگ خورد و وقتی برداشتم دختر عموم گفت که همه محصولاتی که تو مغازهشون برای فروش گذاشته بودم فروش رفته و شماره کارت بدم که واریز کنه همش تویه یک روز ولی توسط افراد مختلف خریداری شدن! اصلا یه لحظه شوک شده بودم که اینقدر سریع و بزرگ نتیجه گرفته بودم
نتیجه های کوچکتر هم این که وقتی توی طول روز حالم خوبه و در حال شکر گذاری هستم همون روز وقتی دلم یه چیزی میخواد حتی بدون این که درخواست کنم دریافتش میکنم
نمیدونم چطوری ولی هربار به شکل های مختلف و دقیقا همون چیزی که در ذهنمه رو همون روز دریافت میکنم
و البته همون لحظه شروع به منطقی سازی ذهنم میکنم که ببین تو الان نسبت به این مقاومتی نداشتی برای همین دریافتش کردی
برای کائنات فرق نداره یه شکلات باشه یا یه میلیارد پول اگه مقاومت نداشته باشی هرچیزی که بخوای به همین راحتی وارد زندگیت میشه
و همین نتیجه های کوچیک باید انگیزهای بشه برای ادامه این مسیر الهی
و خدایی که در این نزدیکی است…
عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد عباس منش عزیز، بانو شایسته همراه و همدل و همه عزیزان حاضر در این مکان مقدس…
قسمت 20 مجموعه فایل های گفتگو با دوستان رو من مدت ها قبل گوش داده بودم. اما فقط گوش داده بودم! درکی که لازم بود ازش بگیرم رو اصلا نداشتم!
اما از اون جایی که ما آدم ها به میزان تغییراتی که توی زندگیمون می کنیم، مدارمون هم تغییر می کنه و دریافت های مختلفی رو نسبت به اتفاقات داریم، دیروز این فایل رو من گوش دادم و جواب استاد به صحبت های خانوم کیانی فر به قدری برای من آموزنده و فوق العاده بود که این بخش صحبت های استاد رو جدا کردم و در فایل های روزانه خودم گذاشتم. از دیروز هم شاید بالغ بر 10 بار گوشش کرده باشم.
میخوام تجربه خودم رو از این صحبت های استاد بنویسم.
پاشنه آشیل من توی زندگیم مسائل مالیه. الحمدلله از لحاظ تحصیلی، شغلی، آزادی زمانی و مکانی، روابط عاطفی، خونوادگی و مخصوصا معنوی و ارتباط با خدا پیشرفت های خیلی خوبی داشتم. البته از نظر مالی هم این پیشرفت هارو داشتم، ولی به اون اندازه ای که مثلا از لحاظ روابط عاطفی پیشرفت کردم در بحث مالی پیشرفتام ادامه دار نبوده.
9 ماه گذشته بود که بخاطر تضاد مالی ای که بهش برخورده بودم، با همه وجود تصمیم گرفتم روی فایل های استاد، دوره 12 قدم و مباحث مربوط به کنترل ذهن کار کنم و ذهنم رو تربیت کنم تا در مسیر درست قرار بگیره. به لطف اون تضاد، وضعیت مالی من در مدت محدودی پیشرفت فوق العاده ای کرد و من توی کمتر از 2 ماه، درامد 4-5 برابری رو تجربه کردم.
اما از اون جایی که استاد هم توی ابتدایی سخنانشون فرمودن، انسان بعد از برطرف شدن تضادش، یادش میره که چی باعث موفقیتش شد و فکر می کنه الان دیگه از پس همه چی برمیاد، آروم آروم و حتی به صورت ناخودآگاه میزان کارکردنم روی افکارم کمتر و کمتر شد. به شکلی که نشونه هایی از اون تضاد مالی باز خودشو نشون داد.
این بار به لطف خداوند، زودتر فهمیدم که دارم در مسیر اشتباه حرکت می کنم و قبل از این که اوضاع خیلی خراب بشه تصمیم گرفتم دوباره به مسیر برگردم و روی خودم کار کنم.
اما تجربه این 9 ماه گذشته برای من دو تا اتفاق خیلی خوب رو داشت: یکی این که باور موفقیت مالی رو برای من ایجاد کرد که باور کردم اگه من هم بتونم روی ذهنم به خوبی کار کنم، توانایی این رو دارم که از لحاظ مالی درامد های 4-5 برابری رو در مدت کوتاه تجربه کنم و دومی هم این که باید یادم باشه اشتیاق و عطش برای حرکت کردن در مسیر کار روی ذهن، نباید وابسته به نتایجی که دارم باشه.
این تضاد ها دیر یا زود تموم میشن! (البته اگه روی خودت کار کنی!) و جاشون رو با تضاد های دیگری عوض می کنن که وقتی روی خودت کار کرده باشی تضاد های جدید درد کمتری دارن، اما اون اشتیاق و عطش و علاقه به پیشرفت و حرکت در مسیر درست هرگز نباید در وجود تو کم بشه. حتی اگه مولتی میلیاردر باشی! بازم فرقی نمی کنه.
تو یا باید روی خودت کار کنی و بهتر بشی، یا این کارو نمی کنی و داری افت می کنی! این که کدوم اتفاق برات بیفته مستقیما به تصمیماتی که خودت میگیری برمیگرده.
در مورد اون بخشی که استاد فرمودن به محض این که ما تصمیم به تغییر می گیریم جهان هم نتایجش رو به ما نشون میده، فقط نتایجی که در شروع کار می گیریم خیلی بزرگ نیست به این دلیل که تغییرات ما بزرگ نیست، واقعا این جملشون من رو تکون داد.
من انتظارم این بود که سریعا نتایج تغییر کنه در حالی که من سریع تغییر نمی کنم.
چقدر این جمله استاد که وقتی من شروع به تغییر کردم، دنبال تغییرات ریز و کوچیک گشتم و هر کدومشونو که دیدم خدارو به خاطر سپاسگزاری کردم و این اتفاقات رو به تغییرات ذهنیم ربط دادم، برای من درس داشت. این که استاد فرمودن همین که مسافر بهتری سوار ماشین من میشد یا اینکه در مجموع ماهیانه ماشین من خرج کمتری نسبت به ماه پیش میگذاشت، من با خودم می گفتم که در مسیر درست قرار دارم!
شنیدن این مثال ها از زبون استاد برای من درس بزرگی بود که من هم این نتایجی که دارم می گیرم رو ببینم! بشناسم! و ربطشون بدم به باورهای خودم و اتفاقاتی که دارم توی ذهنم میسازم.
خیلی این قسمت از مجموعه گفتگو با دوستان برای من درس داشت و دلم میخواست که بیام و تجربه خودم رو برای ثبت یادگار از خودم به جا بذارم.
سپاسگزارم از استاد عباس منش بزرگوارم بخاطر این آموزه های فوق العاده…
و سپاس از خانوم کیانی فر عزیز بخاطر طرح این موضوع…
و سپاس از خانوم شایسته عزیز که هر بار می بینمشون اصلا نمی تونم تحسینشون نکنم…
و سپاس از شما دوست عزیزم که وقت گذاشتی و کامنت من رو خوندی…
برای همه شما عزیزانم از درگاه الله یکتا، تنها، و تنها، و تنها قدرت حاکم بر جهان هستی، آرزوی موفقیت و سربلندی و سعادت دارم.
خدانگهدار
1402/11/28
21:50
سلام و درود بر پیام آور زمانم استاد عزیز دل و خانم شایسته نازنینم و هم فرکانسی های فوق العاده من
امروز خیلی خوش حالم یعنی انقدر الان ذوق دارم که حد نداره دو روزی هست نجوا های شیطان ولکن نیستن سعی میکنم کنترل کنم ولی بازم در میره از دستم خلاصه منم حقیقتش رها کردم حال هیچ نداشتم اصن ، و باتوجه به اینکه هروقت مغزم پا بده به نجواها بدنم پاسخگو هست یعنی من هروقت به اندازه که کنترل نکنم و اجازه بدم نجواها پیشروی کنند بدنم به شکلی مریض میشه حالا کمی مریض شدم که الحمدلله بدنم قوی فقط یه آوانس بود برای نشان دادن اینکه دخترم در مسیر نیستی ، امروز تو ستاره قطبی از خدا درخواست کردم هدایتم کنه نشانه ها رو بهم بگه وعشق برام بفرسته رفتم سرتمرینم تمرین کردم بعدش منشی باشگاه یه دختر بشدت محترم و مهربونی هستش خیلی باهام رفیقه به شوخی گفت تو دوروزه مغزت ریخته بهم تو قیافه ای معلوم نی چته ؟! من یه لحظه جا خوردم که من برو خودم نمیارم ولی ببین این دختر قشنگ اومد گفت هدا بیدار شو بسه دو روز خوابیدی برگرد به مسیر ، اولش واقعا شوکه شدم یعنی انقدر واضحم ، بعدش نشستم با خودم هی نجوا میخواست بیاد که امروز خودت تمرین نکن بزار مغزت کنترل کن بعد حوصله ات اومد ورزش کن یهو یاد ستاره قطبی افتادم که من خواستم خدا هدایتم کنه نشانه برام بفرسته ببین نشانه تو اینه از زبان این بنده باتو صحبت کردم واضح که برگرد به مسیر الانم نشانه رو دریافتی دیر نیست برگرد و گفتم این همون عشقی بود که از خدا خواستم برام بفرسته ، که بنده من حواسم بهت هست یه ذوق و شوقی اومد تو وجودم که دوست داشتم جیغ بزنم از شدت خوشحالی خیلی لذت بخش بود بعد کنترل کردم یک ساعت نیم تمرین کردم عشق کردم امروز عالی بود این نشانه و بعد رسیدم خونه یه پیام از دوستم اومد هدا خواب دیدم حالت ناخوشه و تب داری، بهتری؟! من چی بگم به این حد عشق به این حد که هدا من سفت بغلت میکنم هرچی عشقه مال تو خیلییییییی ذوق کردم بخدا اشکم در اومد پیام دوستم دیدم ، اینجاست میفهمم و درک میکنم که استاد میگه به محض اینکه تصمیم بگیری برگردی تو مسیر همه چی عوض میشه اره عوض شد بخدا عوض شد من الان حالم عالیه نمیتونم این حال خوبم با کلمات وصف کنم خیلی لذت بخشه خدایاشکرت خدایاشکرت برای خدا بودنت و خدایا شکرت که جز برگزیدگان شدم تا با استاد بااین آگاهی ها و کارکرد جهانم آشنا بشم این خودش یه برده من واقعا احساس لیاقت میکنم که خدا منو هدایت کرد تو این مسیر قرار بگیرم بفهمم من خالق زندگی خودم هستم شاید گاهی بیراهه برم ولی همین که حواست جمع کنی برگردی قشنگ خدا سفت بغلت میکنه میگه بیا که قراره کلی بهت عشق حال بدم .
خدایا شکرت
خدایاشکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت برای وجودم در این مکان مقدس شکرت برای وجود استاد عزیز دلم خانم شایسته قشنگم و دوستای هم فرکانسم.
در پناه الله شاد آگاه و سلامت باشید.
روز 172 فصل ششم روز شمار تحول زندگی من:
نکته ی مهمی که باید از این فایل دریافت میکردم استاد بسیار زیبا در قالب مثال آینه توضیح داد
پس اگه من یک درصد تغییر کنم
جهان پیرامون من یک درصد تغییر میکنه.
اگه تکاملم رو طی کنم
و مثلاً برسم به 50 درصد تغییر جهانم 50 درصد تغییر میکنه
نکات کلیدی:
برای گوش زد به خودم
نتایج، فقط تا زمانی ادامه پیدا می کند که روی بهبود باورها و شخصیت خود کار می کنم؛ ( مغرور نشم دچار روزمرگی نشم نزنم به جاده خاکی)
لحظه ی بعدی زندگی من، با فرکانس های اکنون ام خلق می شود. پس مهم است آگاه باشم در حال توجه به چه چیزی هستم؛
(فارغ از هر گذشته ؛ اشتباهات ؛باورها و فرکانس های که تا الان داشتیم میتونیم آینده ای متفاوت تر از گذشته داشته باشیم)
آینده یک دقیقه بعد یک ساعت بعد یک روز بعد یک ماه بعد یک سال بعد ده سال بعد
به اندازه ای که شخصیت من تغییر می کند، جهان پیرامونم نیز تغییر می کند؛
(که استاد بسیار زیبا با مثال آینه توضیحش داد)
اگر مدتهاست که تجربیات شما تغییر خاصی نکرده است یعنی هنوز تغییرات مشهود در شخصیت شما رخ نداده است و شما همان فرد با همان باورها و رفتارهای قبلی هستی؛
باسلام خدمت استاد و خانم شایسته
روز 172
چقدر یاداوری این موضوع رو که به محض تغییر فرکانس،نتیجه هم تغییر میکنه
جهان من تغییر میکنه
به موقع و لازمم بود
من نتایج بهتر و مسیرهای راحتتر وسریع تر برای گسترش کسبو کارم میخام
پس باید روی خودم بهتر وبا کیفیت تر کار کنم
اگه همه چیز خوبه ومثل سابقه اکی اما این نهایتش نیس و ته نداره
برای بهترش،بیشترش،باید با خودم و باورام بهتر و روراست تر باشم
تمرکزمو از بیرون بردارم
ی چیزایی این جا همین الان همین درونم،باید عوض شه که البته ک قبلا تکونش دادم ولی قوی نبوده
خدایا ازت سپاسگذارم
خدایا عاشقتم
خدایا دوستت دارم
سلام روز بخیر خدمت استاد جان و مریم جان عزیز و همه دوستان خوبم
در مورد قانون آینه همین امروز صبح بود. شب قبل راه رفتن تو باران از خدا خواستم و سپاسگزار تر بودم همین که بیرون آمدم چند قدمی که رفتم بارش نم نم باران شروع شد خدای چه کیفی کردم خدایا شکرت
به نام خدا
گام 18
تجربه «آینهای» شما چیست؟
لطفاً در کامنتها بنویسید: کجا و در چه موضوعی (مالی، روابط، سلامتی)، به وضوح دیدهاید که بلافاصله پس از کار کردن روی باورتان یا تغییر احساستان، جهان یک واکنش «کوچک اما فوری» به شما نشان داده است؟
سلام به همه عزیزانم در این پروژه بزرگ و عالی
خداروشکر میکنم که باز هم در این سایت الهی به فضل خدای مهربانم هستم و همچنان دارم درس یاد میگیرم اون هم درس زندگی .
فعلا من دارم در مورد مسائل مالی روی خودم کار میکنم و فعلا این موضوع رو بهتر میتونم توضیح بدم
از وقتی که این پروژه رو استارت زدم فکر میکنم 45 روزی میشه و من با تعهد بهتر از قبل و با حالی بهتر دارن روی این پروژه کار میکنم و چقدر هم احساس بهتری در طول روز دارم و به لطف خدا کنترل ذهن بهتری هم میتونم انجام بدم.
خیلی دلم میخواد به لحاظ مالی رشد منم و پیشرفت کنم و تقریباً 6 ماهی میشه که کار خودم رو استارت زدم و شروع کردم اولش یکم سخت بود اما الان خداروشکر بهتر از قبل شده و دارم میبینم که چرخ زندگیم یکم روونتر شده ، مثلا دارند مشتری های بیشتر و بهتر بهم پیام میدن و یا سوال میکنند البته که بعضی ها سفارش ثبت میکنند و بعضی ها فقط پیام میدهند اما من همین صحبت راجب کار رو هم نشانه میبینم از سمت خدای مهربانم و هر بار که یادم باشه شکرگذاری میکنم و از خدا میخوام که باز هم برام مشتری بفرسته حتی همون هایی هم که ثبت نمیکنند رو هم میگم خداروشکر چون این همنشونه است و باز هم من باید روی خودم بهتر و بیشتر کار کنم و باور کنم که کار من ارزشمنده و مشتری هم فراوانه و سعی میکنم که این تغییرات و اتفاقات کوچک رو ببینم و باز هم سعی میکنم که به یادم باشه و سپاسگزاری کنم از خدا تا ظرف نعمت هام بزرگتر بشه و باید برای اینکه زندگی بهتری از لحاظ مالی داشته باشم تغییر کنم قبل از اینکه دیر بشه و روی خودم کار کنم .
امیدوارم که فراموش نکنم قانون چیه و چطور میشه ازش استفاده کرد .
در کل سپاسگزارم از همه دوستان عزیز برای کامنت های عالی و این پروژه بی نظیر از استادان عزیزم مریم بانوی محترم و استاد خوبم
الهی شکر الهی شکر
بنام خدای بخشنده ی مهربان
سلام ب همگی عزیزانم
روز31
الهی صدهزار مرتبه شکر ک تونستم 31روز ادامه بدم و ب قولم عمل کنم
فرایند تکاملی تغییر شخصیت
امروز روز فوق العاده عالی بود برای من خداروشکر خیییلی حس عالی داشتم
و خیلی قشنگ تغییر مدارم و حس کردم
ب خودم افتخار کردم لذت بردم از وجود خودم از توانایی هام
تحسین شدم
آموزش 13میلیونی برای من رایگان بود
مشتری داشتم
عشق دریافت کردم
بااحترام بامن رفتار شد
تاکسی ب موقع اومد در بهترین زمان ممکن اصلا خدا خییلی داره بهم حال میده همه ش سوپراییزم میکنه
موقع برگشت از سرکار
ساعت 8و 37دقیقه ک هوا تاریک شده بود خودم تنها تو خیابون اصلی رفتم و پا روی ترسم گذاشتم منتظر تاکسی شدم
و بعد 3،4دقیقه ی تاکسی کولر دار
اومد و نصف کرایه رو هم ازم گرفت(:
منی ک نهایت تا 7ک هوا روشن بود ب خودم اجازه میدادم ک بیرون باشم
و من میدونم داره از کجا آب میخوره این تغییرات زیبا
امروز خواهرم زنگ زد گفت زکیه این همکارم ک داری پیشش کار میکنی همچین شخصیتی داره
باهمه دعوا میکنه و دیروز کلی دست گل آب داده تو اتاق عمل و فلان و بهمان
حواست باشه حق وحقوقت و بهت بده تو نمیشناسیش من میشناسمش و…
گفتم والا من ب جز خوبی چیزی ازش ندیدم
تایم کارم و 6،7ساعت کرده 4ساعت
داره ی آموزش تخصصی ک هزینه ش 13میلیونه رو ب من رایگان آموزش میده
دیشب ک کارمون طول کشید بنده خدا خودش باشوهرش با احترام منو آوردن در خونه وکلی ازم تشکر کرد
تازه بهم گفت پول اسنپ تو خودم میدم
خیلی باحترام باهام رفتار میکنه
و دیروز با همین آموزشی ک بهم داد دوتا مشتری و کمکش هندل کردم
گفت با اینکه داری فعلا آموزش میبینی
ولی من بابت هرکدوم 50تومن بهت میدم
و آدم ب این خوبی کجاش بده
آجیم اصلا بهم اجازه نمیداد حرف بزنم
گفت هرچی ک من بهت میگم فقط گوش بده نمیخوام منو توجیح کنی :|
باخودم گفتم خدایا شکرت ک هدایتم کردی ب این مسیر زیبا اینکه هرکی فقط نتیجه افکار و باورهای خودشو میگیره
هیچ کس هیچ قدرتی تو زندگی من نداره
واینکه هیچ برگی بدون اذن خداوند از درخت نمی افته
هراتفاقی ب نفع منه
امروز یکی از بچه ها ک کارش کراتین و صافی موهست
از 11صبح اومده بود سالن همراه مشتریش و وقتی ک من ساعت 4رفتم اونجا بود تا ساعت 7ونیم هی رو موهای مشتریش کار انجام میداد
ک صدام زد منم رفتم کنارش گفت زکیه ی کم سرشونه هامو فشار بده قفل شده
گفتم ی روغنی چیزی داری ک ماساژ بدم
گفت شاید تو اتاق ماساژ باشه
خلاصه رفتیم وچیزی پیدا نکردیم ک صاحب سالن برام کرم آورد
منم در اتاقو بستم چون دستگیره نداشت
در جفت شد و ما اونجا گیر افتادیم
شادی گفت زکیه الان چیکار کنیم
اونسری در بسته شد صاحب ملک اومد در و باز کرد گیر افتادیم
گفتم فعلا بریم ماساژت بدم بعد فکری میکنیم براش
و کاملا خونسرد بودم
چون میدونستم خدا هست و خودش در و باز میکنه برامون
و منم شروع کردم آروم از کنار گردنش دو طرف و ماساژ دادن بعد سرشونه ها و چن دقیقه سمت راست گردن و چن دقیقه سمت چپش
و بعد ستون فقراتش و بعد دست ها
گفت زکیییه چقدد خوب ماساژ میدی تا حالا هیچکی اینجوری ماساژم نداده
گفتم تاحالا ماساژ گرفتی گفت اره
ولی مال تو ی چیز دیگه س
گفت ماساژورمون میخواد بره چرا نمیایی آموزش ببینی ک خودت ماساژو انجام بدی
خلاصه ماساژ تموم شد
و گفتیم الان چیکار کنیم
رفتم سمت در گفتم خدایا خودت درو باز کن برام ک صاحب سالن آسیه جان
ی موچین بزرگ از زیر در فرستاد
منم خندیدم گفتم مگه میخوام عمل کنم
خم شدم و برداشتم و بردم سمت اون زبانه ی در حسم گفت بزن رو گوشه بالایی در و منم زدم
و دیدم در ب راحتی بازشد ک اصلا خودم حیرت کردم. خدایا عاشقتممممم من
همه گفتن زکیه چطور درو باز کردی؟؟؟
و ی اتفاق قشنگ دیگه
داشتم صورت مشتری و با حوصله وباعشق از تیکه های جامونده ماسک صورتش پاک میکردم
ک با ی دستم صورت مشتری و ب آرومی گرفته بودم و دست دیگه م با حوله خیس کارمو انجام میدادم
ک مشتری گفت چ آرامشی داره دستت دوسدارم بخوابم
گفتم خدایا شکرت بخاطر آرامشی ک در وجودم جاری کردی
سپاسگزارم بخاطر اتفاق های قشنگ زندگیم
سپاسگزارم بابت تغییر مدارم
سپاسگزارم بخاطر محل کار جدیدم.
آدم های سالم دوسداشتنی
ثروتمند
توحیدی
و شاد
عاشقتممم بخاطر هدایتم ب این مسبر زیبا
تنها تورا بندگی میکنم وتنها از تو باری میخوام
من روب راه راست هدایت کن
راه کسانی ک ب اونها نعمت دادی
ن کسانی ک براونها غضب کردی و ن گمراهان
سلام زکیه عزیز
خدا رو شکر بابت بودن در این مدار
مداری که دوستانی دارم که در کنترل ذهن انقدر خوب و عالی هستن
مدتیه کامنتهای شما رو دنبال میکنم و این حد از تعهد و این حد از کنترل ذهن شما رو تحسین میکنم
چقدر خوب میتونی ذهنت رو کنترل کنی
چقدر خوب میتونی گفتگوهای درونیتو به سمتی ببری که هم احساست خوب میشه هم اتفاقای خوب برات رخ میده
چقدر خوب خدا داره تو زندگیت کار میکنه
عالی
لذت میبرم از کامنتهات
هر جا هستی آرامش و آسایش و رفاه برات آرزو میکنم
بنام خدای بخشنده ی مهربان
خدایی ک هرلحظه مراقب منه و حواسش ب من هست
خدایی ک هیچ وقت فراموشم نمیکنه
هیچ وقت خوابش نمیگیره
خدایی ک باعشق داره منو هدایت میکنه
مرحله ب مرحله داره مسیرو بهم میگه
خدای نوح
خدای ابراهیم
خدای موسی
خدای عیسی
خدای محمد
در درون من حضور داره وهر لحظه داره با من حرف میزنه
سلام ب دوست عزیزم آقا نویدگل نمیدونی چقددد انرژی گرفتم از نقطه ی آبی شما
میدونی چی شد!!!
دو سه دقیقه پیش ذهن نجواگرم بهم گفت زکیه تو ک روزشمار تمرکز بر نکات مثبتت و تو دفترت نوشتی
دیگه لازم نیست تو سایت کامنت بنویسی برای خودت بگیر بخواب
چرا این همه خودتو اذیت میکنی
تواین چن دقیقه چند بار چرت زدی خخخخخخ
حسم گفت فقط بیا از صفحه ی ک توش هستی بیا بیرون و منم اومدم
و چشمم ب جمال نقطه ی آبی پراز عشق و نور شما روشن شد
و دربهترین زمان ممکن ب دستم رسید و فهمیدم ک خدا چقددد دوستم داره ک سریع از طریق شما بهم یادآوری کرد ک دلیل نتابجم همین نوشتن و خوندن و مرور اتفاقات مثبت وآگاهی هاست
الهی صدهزار مرتبه شکرت عاشقتممم خدای قشنگم
میخوام کامنت روز33رو اینجا بنویسم
پس الهی ب امید تو
خدایا شکرت امروز صبح داداشم ک مرخصی گرفته بود تا بره مامان قشنگم و بیاره عازم خونه روستامون بود
و از اونجایی ک من سرکار هستم و آجیم امتحان داره همراهش نرفتیم
و موندیم خونه
داداشم قرار بود نون بگیره بیاره برای ماو بعد حرکت کنه
منم مشغول مرور آگاهی هایی بودم ک تو دفترم نوشته بودم
داداشم یک ساعت دیر کرد ک ما فک کردیم رفته و نون نگرفته برامون منم سختم بود برم بیرون چون دوسداشتم کارمو انجام بدم
آجیم گفت زکیه فک کنم سعید رفته دیگه پاشو برو نون بگیر
منم گفتم خدایا میشع من
نرم بیرون و بمونم رو باورهام کار کنم خودت ی کاریش بکن و رهاش کردم
گفتم ی کم دیگه میرم
ک بعد یک ساعت و نیم داداشم 20تا نون گرفته بود برامون
گفتم خدایااا عاشقتممم من خخخخ چقد خوبه ک مجبور نشدم تواین گرما برم بیرون خییلی خوشحال شدم
دیشب بعد اینکه کامنتم و نوشتم یاد حرف آسیه جان صاحب کارم افتادم ک باز بهم گفت ی گوشی خوب بگیر ک عکس کارهاتو قبل و بعدش و بزاری استوری و اینستا تو نصب کن تا پیج های آموزشی پوست و برات بفرستم
گفتم خدایا من از خودت گوشی میخوام چطورش و نمیدونم و شروع کردم یک دقیقه تو خواب ووبیدار تجسم کردم
ک صبحش پدر عزیزم ک سالی یکبار باهام تماس میگیره زنگ زده بود رو گوشیم ک متوجه نشدم
بعد یک ساعت دوباره تماس گرفت و اولین حرفش این بود
ک دماغت چاقه خخخخخخ
خدایا شکرت بخاطر وجود نازنین پدر قشنگم وقتی ک خیییلی دلش برا کسی تنگ شده باشه و بخواد محبتشو ابراز کنه این سوالو میپرسه
الهی شکرت از کارم پرسید ک چطوره راضی هستم یا نه ک جریان گوشیو بهش گفتم ک گوشیم چون مدلش پایینه نمیتونم برنامه هارو نصب کنم روش
گفت گوشی چقده
و من قند تودلم آب شد گفتم ببین زکیه ببییییین ی دقیقه تجسم کردی چطوررر سریع داره پاسخ میده ببین و باور کن
گفتم 8تومن تا 12تومن ولی 12تومنی کارمو راه میندازه
گفت اشکال نداره پیش قسط شو من میدم قسطشو خودت بده خخخخخخ
گفتم حالا ببینیم چی میشه
بعد ک فک کردم با خودم گفتم من گوشی قسطی نمیخوام
و اومدم تو دفترم نوشتم خدایا من ی گوشی میخوام ک نقد نقد بخرمش و حتی 1000تومنی هم هزینه نکنم درست مث چرخم ک 1000تومنی هم هزینه نکردم و راحت مال من شد
الهی صدهزار مرتبه شکرت و دیگه تو ذهنم رو حرف بابام حساب نکردم گفتم خدایا من از خودت میخوام بقیه ش ب من مربوط نیست
درست مث کارم ک هدایتم کردی برای گوشی هم هدایتم کن
الهی صدهزار مرتبه شکرت
امروز خداروشکر خییبلی سریع تاکسی اومد یعنی من اگه اسنپ میگرفتم اینقد زود نمیرسبدم
حتی 5دقیقه زودتر ازتاییم سالن بودم خدایا شکرت
امروز خییلی اصولی و حرفه ای بحث اسیدها رو یاد گرفتم
PHAوAHAها
اسید های میوه هستن ک تو درمان پوست خییلی حرفه ای عمل میکنن اصن سوپراییز شدم
چقد خوبه ی چیزی و اصولی یاد بگیری هم ب مردم خدمت میکنی هم ثروت میسازی وهم لذت میبری
امروز برای پوست یکی از مشتری ها ژل بابل ماسک زدیم ماسک اکسیژن هم بهش میگن
بعد چند ثانیه یهو اومد بالا شروع کرد ب واکنش روی پوست
و بعد با مولتی کیور چن دقیقه ماساژ دادیم
اصن خییلی حیرت کردم ازاین پیشرفت علم از این دانش آسیه جان خیییلی تحسبنش کردم ب جای اینکه حسادت کنم
چون دوسال از من کوچیک تره و اصلا خودمو باهاش مقایسه نمیکنم خییلی هم براش احترام قائلم و تحسبنش میکنم و بهشم میگم
امروز بهم گفت زکیه میخوام خییلی حرفه ای یاد بگیری وقتایی ک نیستم خودت برای مشتری فیشیال انجام بدی
الهی صدهزار مرتبه شکرت امروز ی مشتری هم خودم داشتم ابرو و اصلاح
چقددد مشتری راضی بود خداروشکر
قبل اینکه کارو شروع کنم آسیه جان اومد عکس قبل و با گوشی خودش گرفت گفت میخوام استوری کنم کارتو
حین کارم مشتری بهم میگفت چقددد ارامش داری تو
دخترشم ک شاید5سالش بود ی حرف قشنگی زد
گفت من صدای خدارو میشنوم
و ی حرف خییلی قشنگ دیگه ک زد:
گفت مامان اگه درد داری
ب چیزای خوب فک کن
گفتم خدایا ببین این دختر کوچولو چ درک و آگاهی داره
قشنگ داشت میگفت تمرکزتو بزار رو زیبایی ها و احساستو خوب نگهدار
الهی صدهزار مرتبه شکرت ک کارم و عالی برام انجام دادی
من ک از خودم توانی ندارم این تو بودی ک تو دست من جاری شدی و کارو انجام دادی
من هیچی از خودم ندارم
هیچی نمیدونم
هیچ قدرتی از خودم ندارم
تویی ک داری کارها رو برام انحام میدی
خدایا شکرت چقددد چشمای مشتری دوممون خوشگل و زیبا بود آبی روشن پوست سفید
موهای فر بور
لبهای خوشگلش
چقد زیبا این بنده تو نقاشی کردی فتبارک الله احسن الخالقین
خدایا شکرت موهای مشتری اولمون چقددد زیبا بود و بلند اصن سوپراییز شدیم ک آسیه جان اومد استوریش کرد وقتی ماسک روی صورت خوشگلش بود
و خداروشکر تونستم با کلامم هم تحسبنشون کنم و بهشون عشق بدم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
بخاطر استایل زیبایی ک بهم دادی
امروز متوجه شدم آسیه جان هم زیبایی هایی رو ک میبینه تحسین میکنه
و یاد حرف روز اولش افتادم ک گفت من اگه فقط10تومن تو کیفم باشه و برم بازار از ی چیزی خوشم بیاد ک قیمتش 10تومن باشه اونو میخرم
و فهمیدم ک چقداحساس خوبش براش مهمه
خییلی تودلم تحسبنش کردم و بهشم گفتم
خدایا شکرت بخاطر هدایت ب این مسیر زیبا
انسان های توحیدی دوسداشتنی و استاد توحیدی
امروز بعد از تماس پدر رفتم قرآنو باز کردم و ازش هدایت خواستم ک دیدم نوشته ما ب نیکوکاران پاداش میدیم و ب نوح پاداش دادیم
و قلبم باز شد ک بزودی پاداشم و دریافت میکنم
و تصمیم گرفتم واتساپ و روی همین گوشیم نصب کنم ک در کمال ناباوری دیدم نصب شد
الهی صدهزار مرتبه شکرت
خدایا تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
مارو ب راه راست هدایت کن راه کسایی ک ب اونها نعمت دادی ن کسایی ک براونها غضب کردی و ن گمراهان
سپاسگزارم از شما دوست قشنگم نوید جان
سپاسگزارم ک برام نوشتی و باعث شدی این ردپای زیبارو برای زکیه ی آینده بزارم
مرررسی ازت
شاد و موفق باشی
ب خدای بزرگ میسپارمت:)
واینکه عاشقتممم
سلام زکیه عزیز
الحمدلله
همون اللهی که منو از تاریکیهای جامعه هدایتم کرد به این مدار و این فضای فرکانسی که دوستان خوب و عالی پیدا کردم
چقدر قلم خوبی داری
چقدر خوب میتونی ذهنت رو کنترل کنی
چقدر خوب میتونی گفتگوهای ذهنیتو به سمت خواستههات ببری
چقدر خوب به نکات مثبت و زیباییهای اطراف و افراد توجه میکنی
چقدر چرخ زندگی روان و راحت میچرخه وقتی ذهنت رو میتونی کنترل کنی
چقدر راحت و طبیعی و لذتبخش نعمتها رو دریافت میکنی
و چقدر لذت بردم از اینکه تمرینت رو اینجا نوشتی
با این شدت و تعهدی که داری رو ذهنت کار میکنی مطمئنم ی گوشی بهتر از چیزی که تو ذهنت هست رو دریافت میکنی
از مسیر الهی و کاملا راحت و آسان و لذتبخش
برات مسیری پر از آرامش و لذت آرزو میکنم
آسایش و رفاه تو زندگیت جاری باشه دوست عزیزم
در پناه الله باشی
سلام ودرود خداوند به استاد بزرگوار وخانم شایسته عزیزم وهمه دانشجویان عزیز
از زمانیکه من با سایت استاد عباس منش آشنا شدم هزاران تجربه کوچک وبزرگ داشتم ودارم.
اما جدید ترینش همین دیروز صبح من با تعهد داشتم دوره ثروت 1را مرور میکردم کامنت میخوندم که 5 میلیون تومان به حسابم واریز شد .هنوز من در حال خوندن کامنت عسل خانم بودم که.پیام واریز رو دیدم .همون لحظه. چند ساعت بعد داشتم به همسرم میگفتم که یک میلیون کم دارم برای بدهکاریم .گوشیم دستم بود همون لحظه 1300به حسابم واریز شد .الله اکبر
هزاران بار اتفاق افتاده ولی فراموش کردم
این اینه خیلی به موقع بود امروز که قسمت 18رو گوش کردم .دیروز رو یادم انداخت، خواستم بنویسم تا فراموش نکردم
خداراشکر وسپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم بابت اینهمه نعمت
به نام خدایی که هرچه دارم از آن اوست
سلام و درود به همه شما خوبان
خداروشکر میکنم برای فرصت بندگی که به راحتی نفس میکشم و لذت میبرم
خداروشاکرم برای این فایل پر از اگاهی
قانون آینه
چقدر این قانون برای من جدید بود و پراز آگاهی و انگار برای اولین بار بود که شنیدم و به مقدار زیادی درکش کردم و قلبم رو لطیف کرد
اگر همین قانون آینه رو در ذهن و قلبم تکرار کنم واقعا نور علی نور میشه
این مفهوم خیلی کمک کرد که من مفهوم فرکانسی بودن این جهان رو بهتر و عمیق تر درک کنم و چفت بشه و بشینه توی مغزم توی همه ی وجودم
که حواسم باشه تو هر لحظه من چه احساسی دارم
چه اندیشه ای دارم و چه چیزی رو تجسم میکنم
چون همه ی این ها اتفاقات فردای من رو داره برام بار گزاری میکنه
مفهوم صبر
واقعا کج فهمی های زیادی در مورد همین مفهوم صبر به شخصه خودم داشتم
همون مواردی که گفتید
وقتی که به زندگیم نگاه میکنم واقعا به همون اندازه که من تغییر کردم جهان اطراف و اتفاقات زندگی من هم تغییر کرده
من هم همیشه منتظر نتایج و تغییرات بزرگ بودم در صورتی که تغییرات درونی و شخصیتی و عملکردی من واقعا کوچیک بود
درک همین موضوع بهم احساس قدرت میده
احساس آرامش میده
که واقعا جهان ما جهان فرکانس هاست
این تمرین آینه فوق العاده ست و انگار نجواهای ذهمن من رو خیلی کم کرده
اعتراف میکنم که گاهی ایمانم به قانون و حرف های استاد کم میشد چون تغییراتی که منتظر بودم خیلی کم بود و همش با خودم میگفتم ببین اونچیزی که میخاستی نشد
پس حرف هایی که استاد میزنه کجاست
و یا نتایج دوستان رو میدیدم همیشه از خودم میپرسیدم که خب اینا چیکار کردن یا چه درکی از صحبت ها ی استاد داشتن
دوست داشتم مغزشون رو بشکافم و ببینم چی اوت تو میگذره
و یا در قسمت عمل کردن چه کار خفن و بزرگی انجام دادن
الان دقیقا متوجه میشم که قانون چطور عمل میکنه
در واقع با قانون آینه متوجه شدم که این سیستم خداوند دقیقا داره چطوری عمل میکنه
دقیقا مثل این میمونه که من جلوی آینه بایستم و هیچ حرکتی نکنم حتی دستم رو تکون ندم یه نفر دیگه کنار من شروع میکنه به دست زدن و رقصیدن و یا پشتک وارونه زدن
و بعدش من با تعجب از خودم بپرسم چرا تصویر های ما توی اینه متفاوت عمل میکنه
میبینید
همین قدر خنده دار و ساده ست
ما هیچ وقت این سوال رو در مقابل اینه از خودمون نمیپرسیم چون جوابش واضحه
اما در مورد نتایج و عملکرد و میزان تغییراتمون در زندگی واقعی اصلا این قانون آینه رو در نظر نمیگیریم
چون اصلا درک نمیکردیم که جهان فرکانسی عمل میکنه یعنی چی
خدایا شکرت
خدایا سپاس گزارم که قلب من رو باز تر کردی تا بتونم به راحتی درک کنم و بعدش عمل
در مورد تمرین قانون آینه
یک تجربه ای دارم که دقیقا مثل آینه عمل کرد و اون اتفاق واقعا برای همه غیر قابل باور بود
تقریبا دوسال پیش من یکی از مدارک مهمم به واسطه ی مشکلی که با اون شخص پیدا کرده بودم دستش مونده بود و بهم نمیداد
و باید برای تعویض اون و صدور جدیدش حتما اون مدرک رو میبردم تا جدیدش رو برام صادر کنه
من هر کاری که بگید کردم از خواهش و التماس و حتی گریه و زاری ،به زمین و زمان قسم دادن
در واقع من به اون شخص قدرت بسیار زیادی داده بودم و خیلی هم ترسیده بودم
وقتی که قشنگ چک و لقد های شرک و بی ایمانی مو خوردم تسلیم خداوند شدم
گفتم خدایا من فهمیدم که چقدر شرک داشتم
هر اتفاقی میخاد بیفته دیگه مهم نیست اما این اتفاق برام درس بزرگی داشت که حواسم باشه قدرت رو فقط و فقط به تو بدم و رها کردم
بعد از این گفت و گو ارامش عجیبی داشتم
چون قبلش خیلی دست و پا زده بودم
و رفتیم به اون اداره مربوطه که خیلی هدایت ها برام داشت
نتیجه این شد که اون مسئول اصلا متوجه نبودِ مدرک من نشد و من در کنار همراهانم وایستاده بودم عکس و اثر انگشت رو گرفت
و ما چهارتا کارت رو بهش دادیم در صورتی که 5 نفر بودیم و ایشون 5 تا مدرک جدید رو چاپ کرد همون لحظه و به ما داد
خدا شاهد هست بدون اینکه من یک کلمه حرف بزنم .همه ی کسایی که همراهم بودن دهن شون باز مونده بود از تعجب و هر کدوم یه چیزی میگفتن
اما من فقط یک جمله در ذهنم تکرار میشد
خدایا تو برام انجامش دادی فقط تو
اون اتفاق واقعا برای من از لحاظ مقیاس مثل شکافتن رود نیل برای موسی بود
خیلی ازش یاد میکنم
و بارها بارها برای دیگران تعریف کردم اونجایی که از قدرت خداوند حرف میزدن
مقیاس این اتفاق واقعا برای من بزرگ بود یعنی چیزکوچیکی نبود که بگم خب راحت و آسون بوده
نه
واقعا برام مثل معجزه میمونه
وقتی متن مقاله رو که خانم شایسته نازنینم نوشتن رو میخوندم از تمرین قانون آینه
همین نتیجه ی بزرگتوی ذهنم اومد
دوستان این اتفاق خیلی مفصل و طولانی بود که من خلاصه ش کردم به قول استاد بیگ شات بود
دقیقا در جایی که من تسلیم شدم و همه چیز رو به خداوند سپردم
احساس آرامش تمام وجود من رو گرفته بود نمیدونستم نتیجه قراره این قدر معجزه گونه باشه اما با خودم میگفتم هر چی میخاد بشه بشه مهم نیست .
مهم اینه که من مفهوم شرک و توحید رو به صورت عملی درکش کردم و و جلو جلو من نتیجه رو داشتم (توی ماشین که داشتیم میرفتیم با خودم میگفتم هر اتفاقی که بیفته مهم نیست مهم اینه تو درس توحید و شرک رو به صورت عملی پاس کردی و هر کجا خواستی به آدما قدرت بدی و بهشون التماس کنی بدونی که فقط بیشتر خوار و حقیر تر میشی .همه ی این حرف ها در صورتی بود که من اصلا نمیدونستم وقتی رسیدیم و ببینن مدرک من نیست قراره چه اتفاقی بیفته)
همه ی این اتفاقات در عرض3 الی 4ساعت افتاد
دوست دارم بارها و بارها به این فایل گوش بدم
انقدر که همه چیز برای من جدید و لذت بخش و در عین حال ساده و قابل فهمه
استاد عزیزم بی نهایت سپاس گزارم که انقدر متعهدانه دارید روی خودتون و زندگی تون و سایت تون کار میکنید و ما هم از این برکت،نهایت استفاده رو میبریم
خیلی عاشقتم
و خانم شایسته رو از طرف ما یه ماج محکم و آبدار کن برای این متن های فوق العاده ای که برای هر فایل مینویسن که پر از آگاهی های ناب از جنس خودتونه
و مثل همیشه دوستان عزیزم
خانواده ی صمیمی من
از تک تک شماها سپاس گزارم برای کامنت های بی نظیرتون
خیلی خفنید بوس بوس
به خدا میسپارم تون.
سلام خدمت استاد و مریم جان عزیز
و دوستان هم فرکانس
تمرین این قسمت: تجربهی آینه ای شما چیست؟
توی این مورد نتیجه های خیلی زیادی گرفتم و هربار که در احساس خوب و شکر گذاری هستم میبینم که چطور چرخ زندگیم روون تر میشه و درخواست های کوچیک روزانه ام تویه همون روز اتفاق میوفتن
مثلاً یه بار یادمه خیلی تو فضای ثروت و درآمد سازی بودم و تمرین های نجوا،گفتن جملات تاکیدی و …انجام میدادم و حالم خیلی خوب بود واقعا
احساس سپاسگزاری زیادی بخاطر حال خوبم داشتم
اون روز یه دفعه شروع به حرف زدن با خدا کردم که خدایا مرسی بابت جایی که الان هستم،مسیری که توش هستم،هدف هایی که دارم و میخوام بهشون برسم،حال خوبی که دارم
چون قبلاً فکر میکردم برای رسیدن به موفقیت باید ته جهنم رو ببینم و خیلی زیاد تلاش کنم و حتی بعضی موقع ها با خودم میگفتم اگه این مسیر اینقدر سخته اصلا من نمیخوام بهش برسم،بعد از این همه سختی کشیدن و تیکه تیکه شدن رسیدن به چه درد من میخوره ؟!
ولی اینقدر تشنه موفقیت بودم که جز انجام دادنش راه دیگه ای نداشتم پس صبحش دوباره با احساس بد هم که شده ادامه میدادم ولی الان این مسیری که شما بهم نشون دادی همون مسیری هست که کل زندگیم منتظرش بودم آسان و پر از حال خوب
خلاصه بعد از حرف زدن و شکر گذاری از خدا خواستم که نشونم بده،نعمت رو در زندگیم جاری کنه و بعد از درخواست پیگیرش نشدم ولی میدونستم که قراره یه جایی نتیجهش رو ببینم
شب خوابیدم و وقتی صبح بیدار شدم گوشیم زنگ خورد و وقتی برداشتم دختر عموم گفت که همه محصولاتی که تو مغازهشون برای فروش گذاشته بودم فروش رفته و شماره کارت بدم که واریز کنه همش تویه یک روز ولی توسط افراد مختلف خریداری شدن! اصلا یه لحظه شوک شده بودم که اینقدر سریع و بزرگ نتیجه گرفته بودم
نتیجه های کوچکتر هم این که وقتی توی طول روز حالم خوبه و در حال شکر گذاری هستم همون روز وقتی دلم یه چیزی میخواد حتی بدون این که درخواست کنم دریافتش میکنم
نمیدونم چطوری ولی هربار به شکل های مختلف و دقیقا همون چیزی که در ذهنمه رو همون روز دریافت میکنم
و البته همون لحظه شروع به منطقی سازی ذهنم میکنم که ببین تو الان نسبت به این مقاومتی نداشتی برای همین دریافتش کردی
برای کائنات فرق نداره یه شکلات باشه یا یه میلیارد پول اگه مقاومت نداشته باشی هرچیزی که بخوای به همین راحتی وارد زندگیت میشه
و همین نتیجه های کوچیک باید انگیزهای بشه برای ادامه این مسیر الهی