تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۹ - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

410 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهرداد نیک پور گفته:
    مدت عضویت: 3655 روز

    سلام خدمت همه دوستان عزیزم و استاد بهتر از جانم امیدوارم که حال همگی عالی باشه

    پیروی از الهامات قلبی و هدایت خداوند مسئله ایه که در تمام طول روز برای ما می تونه اتفاق بیفته و اگر در واقع ما از الهامات قلبی خودمون و هدایت های خداوند پیروی بکنیم، هم روزمون قشنگ می شه هم اینکه نه نگرانی ای وجود داره نه ترسی، نه غمی هست نه اندوهی، چون وقتی به خودش توکل می کنیم، وقتی خودمون رو تو آغوش خداوند جا می کنیم ، وقتی که چشمامون رو باز می کنیم تا نقش هدایت خداوند رو ببینیم، گوش هامون رو تیز می کنیم تا الهامات خداوند رو بشنویم و هر چقدر در این زمینه قوی تر می شیم زندگی سرشار از زیبایی و لطافت و عشق داریم، نه توی رانندگی اعصابمون خورد می شه نه از رفتار دیگران ناراحت می شیم از نوع رفتار دیگران و در تمام مراحل زندگی در تمام لحظات زندگی به اون سمتی می ریم که خدا می خواد.

    خدا هدایتمون می کنه و اگر به ندای خداوند داریم گوش می دیم حالمون خوبه، پس در تمام طول روز حالمون خوب خواهد بود و خوب خواهد ماند و اگر این اتفاق بیفته سیلی از نعمت و برکت و ثروت وارد زندگیمون می شه، این رو به خودم دارم می گم این تذکریه به خودم که حواسم باشه که به چی دارم توجه می کنم، حواسم باشه که به کی دارم گوش می کنم به شیطان یا به خداوند مهربان.

    امیدوارم که در اکثر مواقع بتونم به ندای قلبم گوش کنم، به صدای خداوند گوش کنم، به الهامات خداوند گوش بکنم و با هدایت خداوند پیش برم. خداوند همه ما را به راه راست هدایت کنه راه کسانی که به آنها نعمت داده نه راه کسانی که به آنها غضب کرده و نه گمراهان .‌امیدوارم که اوقات به کام باشه و روز خوبی داشته باشید ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مجید عزیزی پیردوستی گفته:
    مدت عضویت: 1810 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به همه ی عزیزانم

    به آخرین باری فکر کن که یک الهام یا ندای درونی داشتی.

    2. آیا به آن عمل کردی؟ اگر نه، چرا؟ اگر بله، چه نتیجه‌ای گرفتید؟

    ــ چند هفته پیش که به تهران اومدم یه کاری واسم جور شد که مورد علاقم بود و اینطوری بود که با vr بازی میکردیم کلیپ میساختیم و بابت هر جلسه پول می‌گرفتم همون جلسات اول ندای درونیم گفت بیخیال اینجا شو و بیا بیرون ولی من چون دوست داشتم و لذت می‌بردم و کار آسان و پولسازی بود گوش نکردم و جلسه ی بعد ندای درونیم واضحتر شنیدم و همون روز چند تا نشونه اومد و منم گفتم چشم و انصراف دادم با حالی که کار نداشتم تا خود امروز مکان و تغذیه ها واسم رایگان فراهم شده و ندای درونیم میگه فعلا با همین فرمون رو خودت کار کن و پیش برو همه چی ردیف میشه و منم مدام احساس خوبی دارم .

    چه تجربه‌ای از گوش دادن یا گوش نکردن به هدایت درون داری؟ وقتی به آن عمل کردی، چه نتیجه‌ای گرفتی؟

    هر زمانی که در شرایط به ظاهر بدی بودم و به هدایت درون گوش کردم خیلی زود به احساس خوب رسیدم و اتفاقات در جهت خوبی واسم افتاده و به نفع من شده مثل همین انصراف دادن از گیم که به ظاهر چون کاری ندارم و در حال حاظر به پول احتیاج دارم نجواها می‌گفت :کار به این خوبی با آینده ی خوب را میخوای ول کنی ؟؟ولی وقتی به هدایت درونم گوش کردم و انصراف دادم بیش از اندازه ای که از اون کارم درامد کسب میکردم بهم نعمت رسیده در حالی که هیچ کاری هم ندارم و اتفاقات به شکل معجزه آسا داره واسم رقم میخوره مثلا در خانه ی دوستم هستم و مدام بهترین تغذیه. را استفاده میکنم ،دستان خوب خدا بهم زنگ میزنن و واسم پول می‌فرستن ،دارم به صورت رایگان آموزش یکی از کارهای مورد علاقم را میبینم و امکاناتی که لازم هست به صورت رایگان در اختیارم قرار داده شده ،صبرم بیشتر شده و عجله ای ندارم .

    درواقع دارم کارهایی که بهشون علاقه دارم را انجام میدم و دونه دونه میرم سراغشون و وقتی ازشون سیر شدم با متوجه شدم که می‌خوام یا نمیخوام مرحله ی بعدی را با هدایت الله پیش میرم .

    الان چه الهامی در ذهن یا قلبت هست که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی؟ در حال حاظر الهامی که هست داره میگه تمرکزت رو همین مسیرت باشه و همین روند برو جلو روی باورهای مالیت کار کن روی توحید بیشتر کار کن به تمرینات عمل کن و کامنت هم بذار و منم میگم چشم تا جایی که بتونم انجام میدم .

    خدایا سپاس گذارم که انقدر همه چی می‌تونه آسان و راحت باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    فریده نامدار گفته:
    مدت عضویت: 1719 روز

    سلام استاد عباسمنش گرامی و مریم جان مهربان

    داشتیم این فایل رو گوش میکردم در مورد نشانه ها و الهامات ، یاد یه خاطره افتادم از سفارت امریکا در پاریس و اینکه چقدر نتیجه من با شما متفاوت بود . فکر میکنم توی دهه 80 شمسی بود که یه سفر به فرانسه داشتم و یکی از دوستای نازنین و قدیمی من که سال های اول انقلاب با خانواده مهاجرت کرده بودن امریکا و توی کنتی کیت زندگی میکرد اصرار داشت حالا که میری اروپا یه اقدام هم برای امریکا بکن و برام دعوتنامه فرستاد . روزی که رفتم سفارت نوبت من که رسید اون شخص مصاحبه کننده یه اقای خوشتیب شبیه نیکلاس گیج بود و فارسی رو مثل بلبل حرف میزد و خیلی هم جدی بود و سوالات متعددی پرسید و یه اشتباه من باعث شد که مهر تایید نشده بخوره توی پاسپورتم که البته وقتی برگشتم تهران یکی از دوستان کامل ایشون رو میشناخت و گفت که از بستگان یکی از بزرگان حکومت پهلوی هستن که اغلب ایرانی ها رو برای مصاحبه میفرستن گیت ایشون و تقریبا همه رو رد میکنه . نمیدونم حالا چقدر این موضوع صحت داره ولی چیزی که جالبه شما براحتی و در همون سفارتخونه چند سال بعد ویزا شدین و امدید امریکا . من قلبا نمیخواستم برم و همیشه از مهاجرت واهمه داشتم و همیشه هم تحت تاثیر کتابهای تاریخی که خونده بودم در مورد سرخ پوستان امریکا و جنگ ویتنام یه گارد داشتم که این دقیقا باعث شد که دوبار که برای ویزا اقدام کردم ،جواب منفی بشنوم . شاید اگاهانه دلم میخواست که بیام و امریکا رو ببینم ولی ناهوشیار من بخاطر تصورات غلطم احساس ناامنی میکرد و بقدری هر دوبار من اشتباهات احمقانه در پاسخ دادن کردم که هنوز که هنوزه متعجبم ، که خوب البته الان میدونم چرا ؟ و حالا که فکر میکنم موانع برطرف شده ( از طرف خودم ) باید دوباره اقدام کنم . ما نمیتونیم وقتی منتقد کسی یا فضایی هستیم به اونجا خوانده بشیم یا اون طرف رفتار مهربانانه ببینیم . در مورد شرایط زندگی هم همینه ورودی که پر از نق و غر و نارضایتی باشه ، قطعا خروجیش هم بد و بدتر میشه . من اینها رو با پیگیری مداوم فایل های شما بخوبی درک کردم . این موضوع که یادم امد شاید در رابطه با مسیله الهامات نباشه ولی هر دفعه این خاطره رو از زبان شما میشنوم یاد اتفاقی که برای خودم افتاد میافتم و با شما مقایسه میکنم که چقدر عالی قوانین به جانتون نشسته و بهش عمل میکنید و در زندگی همیشه نتیجه میگیرد . کاش منم فراموش نکنم و اینقدر تکرار کنم که به جانم بنشینه . چقدر فرصت های نابی که در زندگی فدا کردم و چقدر پیام هایی که رسید و نتونستم بفمم پیام خداست و مسیر زندگیم رفت کلا توی یه ریل دیگه و به یه مقصد دیگه که با ارزوهام فاصله داشت .وقتی نوجوان و بکر بودم وساده تر از امروز خیلی بهتر پیام ها رو میگرفتم و اتفاقاتی که از معجزه بودنشون شوکه میشدم ،برام میافتاد . امروز میدونم چرا ما گاهی خارج میشیم و این دقیقا بخاطر این لحظاتیه که یه صدایی میگه نرو ولی میری ، یه صدایی میگه برگرد ولی توی گل گیر کردی و فکر میکنی نمیشه و بازم مجبوری یه راه سخت و ناهموار بری تا درس ات رو بگیری ولی راه برگشت همیشه هست و برگشتن به ریلی که ازش خارج شدی ، فقط این وسط یه زمان با ارزشی رو از دست دادی که اونم باید به چشم درس و تجربه نگاهش کرد . دلم خیلی برای پارادیس و مریم جون تنگ شده و من دارم دوباره برای چندمین بار از اول سفر به دور امریکا رو میبنم ، الان کلیولند اوهایو هستید و من با شما دارم لذت میبریم . به امید دیدار تون و ارزوی بهترین ها برای شما و همه دوستان سایت و مردم جهان .

    راستی در مورد خدمت هم من شنیدم اگر در سپاه خدمت کرده باشید ، امریکا ویزا نمیده و اینو چند سال اخیر شنیدم و انگار از خیلی قبل هم بوده و خوشبختانه یه تصمیم درست در زمان درست و گوش دادن به ندای قلبتون و خداوند ، این شانس رو به شما داد که از سفارت امریکا راحت تر ویزا بگیرید . عالی عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    یوسف علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 2046 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش

    موضوع هدایت همیشه برای ما هست و خداوند داره همیشه مارو هدایت میکنه ولی این ما هستیم که توجه میکنیم به هدایت خداوند یا نه

    چطور میتونیم بفهمیم داریم هدایت میشیم ؟ با احساسمون ؛ وقتی یه کاری میخوایم‌انجام بدیم یا حرفی بزنیم یا چیزی بخوریم … میتونیم از طریق احساسمون متوجه بشیم که این کار یا چیز واسمون خوبه این مسیر مسیر درستیه یا نه

    وقتی یکم که روی این‌موضوع کار میکنیم میتونیم دفعه های بعد راحت تر هدایت و صدای خداوند رو بشنویم

    واسه خودم بارها پیش اومده جاهای بوده یه حسی بهم میگفته فلان کارو انجام نده ولی من انجام دادم و نتیجه ش خوب نبوده یا برعکس فلان کارو انجام بده و انجام دادم و نتیجه ش خوب بوده؛ و این تمرین کردن وطی کردن تکامل باعث شده الان یکم بهتر و زودتر به الهاماتی که خداوند بهم میگه دست پیدا کنم کمتر مقاومت کنم در برابر ندایی که بهم میرسه ، ممکنه ظاهرش منطقی نباشه ولی وقتی اون هدایت حس خوبی بهمون میده و یا موقعی هست که باید تصمیمی بگیریم نتیجه ش همونی میشه که ما میخوایم؛ کافیه به خدا اعتماد کنیم نترسیم شرک نورزیم توکل کنیم بهش و ازش بخوایم کمکمون کنه مطمئناً خدا همیشه هوامونو داره و کمکمون میکنه

    حتی در مورد محل زندگی هم‌اگه ما فرکانسمون عوض بشه یا اون محل برامون بهتر میشه یا دنیا جای مارو تغییر میده

    مثال میزنم‌: من باور دارم شرایط آب و هوایی و محیطی یک جامعه و منطقه رو باورهای آدم هایی که توی اون منطقه زندگی میکنن تشکیل میده و‌تحت تاثیر قرار میده ، اگه اکثریت مردم شکرگزار اونجا باشن و نگاهشون به زیبایی ها باشه قطعا شرایط آب و‌هوایی اون منطقه هم‌زیباتر و‌عالی تر میشه ولی اگه اکثریت مردم شاکر نباشن و نگاهشون به زشتی ها باشه قطعا شرایط آب و‌هوایی اون منطقه هم‌بدتر و‌زشت تر میشه؛ من سعی کردم باتوجه به شرایط مردم ایران نگاهم آگاهانه روی زیبایی ها باشه و یکم که متفاوت نگاه کردم جهان کاری کرد که الان شغلی دارم میتونم به کلی از شهرهای مختلف جهان سفر کنم و همش تو ایران نباشم یا اگه ایران هستم شهر های مختلف کشور رو تجربه کنم همش تهران نباشم و این شرایط خیلی عالیه برای من؛ یاد گرفتم وقتی نگاهم‌آگاهانه روی زیبایی ها باشه من هم لاجرم چیز های زیبا تجربه میکنم فارغ از اینکه بیرون‌چه خبره

    ممنونم از شما استاد عزیز خیلی دوستون دارم و دوست دارم بیام‌ امریکا از نزدیک ببینمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3152 روز

    به نام خداوند عزیز و شکور

    سلام به استاد عزیز و دوستانم

    پیروی از الهامات

    واقعا این پیروی از الهامات چقدر میتونه تفاوت و برکت در زندگی باشه و همچنین از لب دره هایی که به اندازه یه مو فاصله افتادن بوده رو اما خداوند میتونه نجات دهنده مون باشه

    زمانی که من توی شغل قبلی بودم که بهش علاقه نداشتم بلکه فقط بخاطر پول انجامش میدادم و مدتها بود همش میگفتم بذارمش کنار تا اینکه یه شب شجاعانه تصمیم گرفتم که به همکارم بگم من دیگه نیستم و میخوام برم دنبال کار مورد علاقه خودم و اونم اومد کلی باهام مخالفت کرد اما من دیگه تصمیم خودمو گرفته بودم همینکه من اینکارو کردم چندماه بعدش کرونا شد و اصلا همه چیز تغییر کرد خلاصه بگم خیلی طولانی نکنم میخوام بگم وقتی من گوش به الهام درونیم کردم بعدش چه اتفاقاتی افتاد و من اونجا چقدر ایمانم به پیروی از الهامات خداوند شدم

    به دوست عزیزمون علیرضا جان هم تبریک میگم از هدایتش به اینجا و از نوع دیدگاهش در مورد موفقیت و ثروت

    یادمه منم همیشه از بچگی دوست داشتم برم باشگاه ثبت نام کنم و خیلی علاقه داشتم اما خانواده و اکثر فامیلم بهم میگفتن ورزش که نون آب نمیشه برات و هرکی میره توی ورزش فقیره بعد من میگفتم پس چرا یه عالمه ورزشکار هم داریم که ثروتمند و موفقن

    برا همین دیدگاهم باعث شد که خودمم به این مسیر هدایت بشم که خیلی وقته من الان مربی ورزشی هستم و خدارو بی نهایت شکر

    و هرروز رو به بهتر و پیشرفتم

    من خودم بارها اینو در زندگیم تجربه کردم تا وقتی خودمو با آدمها فقیر و شکست خورده مقایسه میکردم منم داشتم هرروز شبیه به همونا میشدم اما از وقتی که تصمیم گرفتم به آدمهای موفق نگاه کنم و الگو بگیرم منم هرروز بهتر شدم و رشد کردم

    من خدمت سربازی هم رفتم هم قبلش هم شروعش چقدر دنبال پارتی بودم و حتی از فامیل هامون پارتیم شدن که منو جای خوب بندازن اما هرروز بدتر میشد بهتر نمیشد تا اینکه خداوند بهم گفت همه رو رها کن بذار خودبخود درست بشه و منم همینکارو کردم و خدا خودش بدون سختی و منت و هزینه خودش منو جای مناسب انداخت که رئیس اون یگان خدمتیم میگفت من تمام سربازهای اینجا رو بعداز یه مدت جابجا میکردم اما تو رو اینکار نکردم نمیدونم چرا خودمم موندم چرا اینکارو نکردم

    بعد من تو دلم میگفتم چونکه اینا کار خداست

    واقعا مهمترین و بهترین و لذتبخش ترین و ارزشمندترین کار، پیروی از الهامات الهی ست نه حرف دیگران یا منطق خودمون چونکه اونه که صاحب و دانای توانا در همه چیزه

    امیدوارم که همیشه در مسیر زیبای الهی باشید و فقط گوش و جان و قلبتون به اون‌که تنها قدرت خلقته بسپارید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    محمد صادق خرمی گفته:
    مدت عضویت: 748 روز

    Be name khoda

    آخرین باری که به ندای درونی ات گوش کردی کی بود و چه نتیجه ای در برداشت

    این آخرین بار نیست ولی توی ذهنم خیلی بولده

    تابستونی اومده بودن توی روستامون و داشتن انشعاب های آب غیر مجاز رو قطع میکردن و جریمه میکردن ،بعد همه میگفتن حالا چی میشه وباید چیکار کنیم ،خانمم به من گفت چیکار کنیم خودمون چون ما هنوز امتیاز آب نگرفته بودیم و بدون کنتور استفاده میکردیم بهش گفتم چند روز پیش رفتم درخواست دادم و خودشون گفتن برات پیامک میاد

    وقتی اون کسی که مسئول قطع کردن انشعاباس اومد گفت شما انشعاب غیر مجاز دارین

    گفتم من درخواست دادم یک ماه پیش ولی پیامش نیومده خودم هم ماه عسل بودم تازه اومدم توی خونه ودارم استفاده میکنم

    اونم گفت چون درخواست دادی اشکال نداره ،تازه گفت خودم پسره خواهره رئیسم و میرم برات پی گیری میکنم که زودتر کاراتوکنن

    اون حسی که میگفت برو درخواست بده خدا بود و باعث شد هم عزت نفسم خراب نشه و هم از یک جریمه جلو گیری بشه

    من خرید و فروش ماشین میکنم

    چند وقت پیش یه ماشینی رو میخاستم بخرم جور نشد ،بعد یکی از دوستام خریدش و بعد از یک ماه دوباره تصمیم گرفتم که از اون بخرمش ،کلی این ور اون کردم تا خریدمش ولی ایقدر سره این ماشین از فنی و مدارک و غیره دردسر کشیدم که کاملا درک کردم که اون که نمیذاشت تا من این ماشینو بخرم خدا بود و میدونست پشتش چقدر سختی برای من آماده شده و نمیخاست تا من زجر بکشم ولی من به صدای قلبم گوش نکردم و از یه جایی به بعد که من پاسفتی کردم خدا هم کمکم کرد تا خودم رو آماده کنم برای سختی کشیدن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    ویدا گفته:
    مدت عضویت: 154 روز

    سلام استاد عباسمنش عزیز و مریم جان شایسته

    استاد درمورد الهامات من یک مورد دارم که بهش عمل نکردم و بعد فهمیدم اشتباه کردم. اینکه من توی دفتر کار می‌کردم و یک وکیل که برادر ریسم بود و در کارهای دفتر اغلب باهامون همکاری می‌کرد و به نوعی همکار محسوب می‌شد این فرد از همه لحاظ عالی و چشم پاک و خوب و مهربون بود دقیقا همونی که من همیشه آرزو داشتم و این فرد طلاق گرفت و همیشه از اینکه باید ازدواج کنه صحبت می‌کرد و حتی با همکارهای دیگه و این فرد به مسافرت رفتیم حتی چند بار به تفریح یک روزه رفتیم و من تمام لحظات آرزو میکردم که کاش میتونستم به این فرد برسم و بسیار دوستش داشتم ولی هیچوقت نگفتم .یکبار که میخواستم حرف دلمو بزنم داشت مشخصات کسی که دوستش داره رو میگفت تمام مشخصات منو گفت تا اومدم بگم من گفت طلاق نگرفته باشه ومن مطلقه بودم دلم خیلی شکست و هیچی نگفتم و کلا دیگه احساسم پنهان کردم با وجود اینکه نشانه ها رو میدیدم ولی بازم میگفتم نه من اشتباه میکنم تا اینکه اون فرد ازدواج کرد و بعد یکسال ونیم دیدمش و کار دادگاهی داشتم بدون هزینه وکالت قبول کرد و انجام داد و بعد بهم گفت من خیلی بهت حس خوب داشتم و دنبال یه نشونه از طرف تو بودم ولی چون حس کردم دوستم نداری برات تلاش نکردم و هنوز که هنوزه بهت فکر میکنم و پشیمونم از اینکه حرف دلمو نگفتم .. و من فهمیدم که در خودم احساس لیاقت اون فرد نمیدیدم و بخاطر همین با الهاماتی که بهم میشد منطقی برخورد میکردم ‌و بهش گوش ندادم .. و استاد دقیقا به حرفتون رسیدم که باید به الهام و حرفی که بهتون زده میشه گوش‌ بدید و عمل کنید .

    ثروتمند شاد و سعادت مند باشید در دنیا و آخرت خدا نگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    راحیل امیری گفته:
    مدت عضویت: 1711 روز

    درود فراوان به استاد نازنین و خانم شایسته عزیز

    این تجربه من برمیگرده به چند وقت پیش من سال 98 از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم و دنبال کارام و مدارکم نرفتم همش پشت گوش مینداختم یا فرصت نمیشد تا اینکه یه دفعه به دلم اومد که برم دنبال کارام زمانی که بعد از تقریباً 7 سال پیگیر شدم و رفتم دانشگاه متوجه شدم تو این سال ها کلا پروفایل دانشجویی من فعال بوده و برام شهریه رد شده اونم بخاطر اینکه من توی حذف و اضافه 98 یه درس رو کلا برنداشته بودم با این که شوک شدم ولی بازم حسمو خوب نگه داشتم گفتم خدایا میسپارم به تو

    اونجا صحبت کردم با دوتا خانم فوق‌العاده آشنا شدم انگار از طرف خدا مامور بودن کار منو انجام بدن با اینکه بالاخره باید تکلیف این مدت توی سیستم دانشگاه مشخص میشد و من باید نامه می گرفتم و اینا ولی دوتا فرشته ها کارمو انجام دادن گفتن دختر بیا بشین نگران نباش بخوای بری نامه بگیری طول می‌کشه خلاصه یه 5ترم و 6 ترم از دوتا سیستم برام مرخصی رد کردن که کارم انجام شه آخرم نامه رو زدن اون یه درس هم خودشون برام انتخاب کردن شماره استاد هم بهم دادن که زنگ بزن بگو معرفی به استاد برداشتی که بهت تاریخ امتحان رو بگه اومدم بیرون چند نفر گفتن استاده خیلی اخلاقش خاصه فکر نمی‌کنیم کاری برات انجام بده باز اونجا گفتم خدا جونم سپردم بهت زنگ زدم به استاد و شرایطم رو گفتم و گفت تا دو ساعت دیگه بیا امتحان بده امروز آخرین روز منه بعد میرم تعطیلات تابستونی میمونی تا سال جدید گفتم نه میام رفتم دانشگاه استاد رو دیدم تشکر کردم برای فرصتی که بهم دادن بدون حرف اضافه امتحانم رو دادم و برگمو تحول استاد دادم و اومدم بیرون گفتن دو هفته دیگه برم پیگیری کنم ببینم نمره گذاشته یا نه هر چند اطرافیان میگفتن نمره نمیده به کسی بازم امیدوارم بودم بعد از دو هفته رفتم دانشگاه دیدم 14 برام توی سیستم ثبت کرده خیلی خوشحال شدم چون هیچی ننوشته بودم و کلا درسی نخونده بودم یعنی نمیتونم بگم چقدر خوشحال بودم چون اگه رد میشدم کارم یه سال دیگه طول میکشید حسم اون لحظه بی نظیر بود انگار تو بغل خدا نشسته بودم و خدا قبل از من انجام میداد جز این تجربه گرفتن مدارکم هم خودش یه معجزه شیرین دیگه هستش که اونم بعد براتون می‌نویسم.

    هرجا که هستید زندگیتون سرشار از معجزه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    shadii گفته:
    مدت عضویت: 2000 روز

    به نام الله یکتا

    درود به استاد عزیزم و همه دوستان

    چقدر تحسین برانگیزند افرادی مثل علی عزیز که در سن کم مسیر زندگی رو پیدا میکنند، هدف دارند و برای هدفشون پشتکار دارند. علی عزیز بهت افتخار میکنم و از صمیم قلبم برات بهترینهارو آرزو میکنم.

    دقیقاً من هم همیشه درگیر این سوال بودم که خداوند که عادله و شکی درش نیست، پس چرا شرایط زندگی افراد انقدر متفاوته؟

    و انقدر تشنه جواب اینجور سوالاتم بودم که وقتی به سایت هدایت شدم با ولع روزی چندین ساعت فقط فایلهاتون رو گوش میکردم. من هیچ وقت هیچ حرفی رو براحتی از کسی قبول نمیکنم اما جنس صحبت هاتون استاد از حقیقت خالص هستند و وجودم اینو از روز اول کاملاً درک کرد.

    و الان میفهمم اون مسیر تکاملی که برای من در نظر گرفته شده بود تا با استاد آشنا بشم و به جواب برسم بهترین مسیر برای من بود و قطعا مسیری که برای من خوب بود شاید برای شخص دیگه خوب و مناسب نباشه.

    استاد من تصمیم به مهاجرت به آلمان داشتم،، یه روز نشستم سبک سنگین کردم و دیدم این مهاجرت برای من به این کشور مناسب نیست و قرار نیست فقط با رفتن زندگی من بهشت بشه و منصرف شدم. این مسیر راهه من نبود ولی ممکنه برای شخص دیگه راه درستی باشه.

    همیشه به خودم میگم چیزی که برای دیگران درسته و خوب ممکنه برای من خوب نباشه و برعکس و سعی میکنم راه درست خودمو پیدا کنم نه چیزی که به نظر بقیه درسته.

    همونطور که خودتون از تجربتون گفتین،، سربازی نرفتن برای شما و مهاجرتتون خوب بوده و در اصل در مسیر خواسته های اصیلیتون بوده ولی ممکنه برای فرد دیگه ای رفتن به سربازی خوب باشه و در مسیر خواسته های آیندش باشه.

    و یکی از قشنگی و زیبایی زندگی در این دنیای زیبا همین تفاوت هاست،، تفاوت سلایق و تفاوت خواسته ها و تفاوت مسیرهامون. اینکه فقط یک راه وجود نداره،، برای هر کدوم از ما هزاران هزار راه هست که مارو به مقصدمون میرسونه و تفاوت راه ها با توجه به مدارمون هست. اگر در مدار درست باشیم به هموارترین و راحت ترین راه ها هدایت میشیم.

    خدارو صدهزار بار شکر برای این قانون ثابت اللهی

    خدایا کمکمون که هر لحظه از این آگاهی های ناب در زندگیمون استفاده کنیم

    عاشقتونم استاد 🌸💕

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    لیلا عفت گفته:
    مدت عضویت: 2326 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به خانواده ی صمیمی توحیدی استادعباسمنش عزیزم

    این فایل نشانه امروز من اومد برای تضادی که داشت حالمو میگرفت من عادت دارم وقتی نشانه مو باز میکنم قبلش ازقرآن هم طلب یاری کرده باشم وهمیشه ازهردویه برداشتو میکنم وبه یه راهکارمشترک هدایت میشم تازگی بهتردرک کردم که قانون فرکانس واقعا چقدردقیقه که تووقتی سوالی داری هرجاودرهرشرایطی باشی یه جواب مختص تو بهت میده وهدایت امروز کلام خداوند برام این آیات زیبااومد

    هود:101

    وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَکِن ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِی یَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مِن شَیْءٍ لَّمَّا جَاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَمَا زَادُوهُمْ غَیْرَ تَتْبِیبٍ

    ما بر آنها [در عذاب و انقراض‌شان] ظلم نکردیم، بلکه خود به نفس خویش ستم کردند، و آنگاه که فرمان [عذاب] پروردگارت رسید، معبودانی که به جای خدا [برای برآوردن حاجات خود] می‌خواندند، سودی به حال‌شان نداشت و جز به زیان‌شان نیفزود.

    آره این منم که بخودم ظلم میکنم وقتی نشانه هادارن میگن بااین تضادتوباید تغییرکنی ودست از شرکهاوترسهات برداری وبخدات ایمان داشته باشی وباورکنی که وقتی بقیه به اون خواسته ای که توداری رسیدن پس توهم میتونی وگرنه خودت زیان بیشترمیکنی

    هود:107

    خَالِدِینَ فِیهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّکَ إِنَّ رَبَّکَ فَعَّالٌ لِّـمَا یُرِیدُ

    در آن [دوزخ] تا آسمان‌ها و زمین برپاست جاودان خواهند بود، مگر آنکه پروردگارت بخواهد [=مشیّت او تغییری حاصل کند]، مسلماً پروردگار تو هر چه خواهد می‌کند.

    تواین عذاب تضادها میمونی مگراینکه واردمداردریافت خواسته ات بشی باعمل بقوانین کیهانی که یادشون گرفتی اراده ی خدا اینه که توخودت خواسته توازطریق قانونش خلق کنی

    هود:109

    فَلَا تَکُ فِی مِرْیَهٍ مِّمَّا یَعْبُدُ هَـؤُلَاءِ مَا یَعْبُدُونَ إِلَّا کَمَا یَعْبُدُ آبَاؤُهُم مِّن قَبْلُ وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِیبَهُمْ غَیْرَ مَنقُوصٍ

    پس [با توجه به تفاوت عظیم سرنوشت این دو گروه و نظام مندی جهان] در آنچه اینها [=مشرکان] عبادت می‌کنند، تردیدی [در بطلان آن] مکن، اینان، جز آنچه را پدران‌شان از قبل [=در گذشته تاریخ] عبادت می‌کردند، بندگی نمی‌کنند و ما نصیب آنها را [از نتایج دستاورد عمرشان] کامل و بی کم و کاست می‌دهیم.

    اگه دوست نداری نتیجه ای که گذشتگانت گرفتن بایدازشرکهاوترسهات دست برداری وتغییروشروع کنی تازیر چرخ جهان له نشدی تاچَکولگدجهانونخوردی

    هود:114

    وَأَقِمِ الصَّلَاهَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ذَلِکَ ذِکْرَى لِلذَّاکِرِینَ

    و نماز [=رویکرد به خدا] را در آغاز و انجام روز [=صبحگاهان و عصر] و نزدیک شب [=مغرب] بپادار، مسلماً نکوئی‌ها بدی‌ها را زایل می‌کند، این تذکری [=بیدار باشی] است برای بیدار دلان.

    توجهاتتو هرصبح وشب بخواسته هات بده وبا قدمهای کوچولو شروع کن تا خداوند اشتباهاتتوباهمین قدمهای کوچک که برای اصلاحت برمیداری تبدیک به نیکی وخیرکنه

    هود:115

    وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ

    و [در برابر سختی‌ها] صابر باش که خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌سازد.

    اون کارشو خوب بلده توسمت خودتودرست کن اون پاداش توروبسخاوت ودربهترین زمان میده

    هود:117

    وَمَا کَانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ

    و پروردگار تو [در سیر تاریخ و تحول اُمت‌ها] چنین نبوده که شهرهائی را که مردمانش اهل اصلاح بودند، ستمگرانه [=بی دلیل] نابود کند.

    وقتیکه توخودتو اصلاح کنی دیگه تضادتبدیل به رشد میشه

    هود:118

    وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّهً وَاحِدَهً وَلَا یَزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ

    و اگر پروردگار تو می‌خواست، همه مردم را امتی واحد [=یکسان در ایمان و عمل] قرار می‌داد، ولی [به آنها حق اختیار داد، بنابراین] پیوسته در اختلاف هستند.

    اگه خدامیخواست وقانونش این بود همه چی روگُل وبلبل میافرید نه دیگه اختلافی بود نه سختی والبته که نه رشدی (مثل موجودات دیگه که به اجبار وطبق غریزه هرکاری میکنن وپیشرفتی ندارن)

    هود:119

    إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّکَ وَلِذَلِکَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ

    مگر کسانی که پروردگارت [در این اختلافات و دوراهی‌های انتخاب] بر آنها رحم آورَد و برای همین هم آنها را آفریده است [تا مشمول رحمت قرار گیرند، ولی اکثریت مردم به آفتِ شرک گرفتار می‌شوند] و سخن پروردگارت که [فرمود] دوزخ را از تمامی [منحرف شدگان] جن و انس [=غریبه و آشنای شما] پُر خواهم کرد، حرف آخر [=قطعی] است.

    این مهرویژه خداست به انسان که بهش قدرت اختیاروتعقل داده تا باچالشها رشد کنه یاقبل چالشها بره تودل تغییر

    هود:120

    وَکُلًّا نَّقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَکَ وَجَاءَکَ فِی هَذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَهٌ وَذِکْرَى لِلْمُؤْمِنِینَ

    از اخبار رسولان [آنچه برای پندآموزی لازم باشد] همه را بر تو حکایت می‌کنیم تا دلت را بدان استوار سازیم و در این [آیات] برای تو [سخن] حق و برای مؤمنین پند و تذکری آمده است. وخدا بتوداستان تغییرات بقیه رو نشون میده یاتغییرات قبل خودتو بیادت میاره که قلبت آرام بشه که بااین یادآوری قدم بزاری تودل تغییر وایمان داشته باشی که اینبارهم میتونی

    هود:121

    وَقُل لِّلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ اعْمَلُوا عَلَى مَکَانَتِکُمْ إِنَّا عَامِلُونَ

    و به کسانی که ایمان نمی‌آورند بگو: هر کاری می‌توانید [علیه ما] بکنید، ما هم کار خود را می‌کنیم.

    اگرم تغییرنکردی خود دانی جهان شرط ابلاغ رو بتو گفته جهان داره رشدمیکنه تودوست داری بزرگ شو نداری بمون توبدبختیها بالاخره تحمل تموم میشه ویا مجبورمیشی تغییرکنی یا میگندی تویه این رکود وبی حرکتی

    هود:122

    وَانتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ

    و منتظر باشید، ما نیز منتظریم [تا معلوم شود کدام بر حق بوده‌ایم].

    هود:123

    وَلِلَّهِ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَیْهِ یُرْجَعُ الْأَمْرُ کُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَکَّلْ عَلَیْهِ وَمَا رَبُّکَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ

    غیب آسمان‌ها و زمین [=اسرار جهان هستی] منحصراً از آنِ خداست [=تنها او به آنها آگاه است] و همه امور به او منتهی می‌گردد [=سرنخ و سیر تحولات به دست اوست]، پس [حال که چنین است] او را بندگی کن [=خانه دل را برای او آب و جارو کن] و بر او توکل کن [=نتیجه کار را به او بسپار]، و [بدان] پروردگارت از آنچه می‌کنید غافل نیست.

    آره خدا بر غیب هرچیز آگاهه اما توروزورکی حتی توبهشتم نمیبره تاخودت نخوای وقدم برنداری مگراینکه درعمل توحیدرواجراکنی وبری تودل ترست عزیزم

    سپاسگزارم خانواده ی مهربونم که میشه باشما حرفهای دل رو گفت

    بزودی منم برم تو پروسه دست برداشتن از ترس نشستن پشت فرمون وبشم راننده مسلط وماهر

    وبا تغییرم بخودم رشدوپیشرفت

    رفتن به سفرهای عالیتروبدم

    انشالله

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: