تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۸ - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

489 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساره🤍 گفته:
    مدت عضویت: 236 روز

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و همه دوستانم

    من از یکسال نیم پیش به دلایلی مجبور شدم کار کنم و خرج زندگیم رو دربیارم. کارای مختلفی رو انجام دادم اوایل فقط برای در آوردن مخارج زندگیم بود اما کم‌کم خداوند هدایتم کرد به یک شغل خانگی که واقعا دوستش داشتم و از انجام دادنش لذت میبردم. یه مدت که شغل خانگی‌ام رو انجام میدادم کمر درد و پا درد شدید گرفتم به حدی که نمی‌تونستم بخوابم و راه برم. اولش خیلی ناراحت بودم بخاطر بیمار شدنم و تعجبم این بود که من همیشه بخاطر سلامتیم شکرگزاری میکردم پس چرا بیمار شدم. اما بعدش متوجه شدم این تضاد رو خداوند فرستاده که من رو به خواسته‌ام برسونه چون من همیشه آرزوم بود تایمم کامل خالی باشه و نیاز نباشه اصلا کار کنم و کل روز رو بتونم فایلهای استاد رو گوش کنم و روی خودم و باورهام کار کنم و این واقعا برام مثل یک آرزوی بی‌نهایت بزرگ بود. اما وقتی شاغل بودم اینقدر وقت نداشتم که بتونم راحت روی خودم کار کنم. خداوند با این تضاد شرایطی رو برای من فراهم کرد که مثل یک معجزه بود که دیگه نیاز نباشه کار کنم و همش توی خونه باشم و راحت بتونم فایلها رو گوش کنم. البته از اول مهر که دانشگاه باز شده تایمم یخورده گرفته شده چون مجبورم کلاس‌های دانشگاه رو هم برم اما خدا رو شکر چون کار نمیکنم بقیه روز رو میتونم روی باورهام کار کنم و خودم رو تغییر بدم. خدایا صد هزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    انسیه زمانی مهر گفته:
    مدت عضویت: 1012 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد مهربانم ومریم نازنینم

    خدارا شاکرم که در مدار پاسخ به این سوال هستم ارباب جان سپاسگزارم

    استاد من واقعا علاقه آتشینی به سفر ودیدن جاهای زیبا دارم وتمام دوران کودکیم من با تجسم سفر ودیدن جزایر بکر گذشت ومن میدانم رسالتم

    سفر کردن و ساختن است اما کلی موانع برای خودم ساخته ام که اول باید از شر این همه باور محدود کننده خلاص شوم

    واما اولین گام من تعهد میدهم در پیاده روی های صبحگاهی ام به مناطق جدید بروم واز محیط اطرافم مطلع شوم تا ایمانم وباورهایم به توانای هایم باز سازی شود خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    محدثه گفته:
    مدت عضویت: 1289 روز

    سلام به استاد عزیز

    راستش در پاسخ به سوال شما که چه کاریه که بهش علاقه داری اما باورهای محدود کنندت نمیذارن که براشون حرکتی بکنی باید بگم که خودم همیشه خیلی دلم میخواست پول دربیارم و مستقل بشم. چون حقیقتا همیشه با کمبودش روبرو بودم و از اینکه استقلال ندارم از همون بچگی مشکل داشتم. اینکه هر چیزی که دلم میخواست رو بخرم و نمیتونستم به اختیار خودم داشته باشم خیلی اذیتم میکرد

    همین مسئله شد که از هم اول دنیال پول درآوردن باشم

    اوایل نوجوانی چون خانوادم کارمند بودن منم فکر میکردم همین کار خوبه و داشنگاه هم حقوق خوندم و میخواستم اینکار رو ادامه بدم اما بعدش که کار کردم دیدم نه اینکار رو دوست ندارم

    بعدش هم بخاطر یک بازه ی زمانی که مادرم مریض بود سرکار نرفتم و از توی خونه کار میکردم اما چون باز هم حقوق میگرفتم از کسی و اختیار امور در دستم نبود اذیت میشدم

    بعدش گفتم من باید هرطور شده کسب و کار خودمو داشته باشم و از اولین نقطه ای که میتونستم شروع کردم

    جوراب خریدم و آنلاین محصولاتمو فروختم بعد یکماه از شروع کارم به بازارچه های محلی هدایت شدم. اینقدر توی این بازارچه ها و کار آنلاین توی سه ماه جوراب فروختم که اعتماد بنفسم بالاتر رفت به فکر مغازه افتادم.

    در این راه هم خدا دست خودش رو که همسر نازنینم هست برام قرار داد و اونم خیلی از کارم حمایت کرد و اونم در کنار کار خودش اومد با من کار کرد.

    خداروشکر میکنم که الان همون مغازه 9 متری کلی به ما خیر و روزی رسوند

    من از بچگی خودم یادم میاد که هر زمان برام لباس میخریدن ادای فروشنده های لباس رو در میاوردم و مثلا داشتم همون لباس رو به مشتری فرضیم میفروختم و الان هم دارم واقعا لباس میفروشم

    همه هم همیشه از خیلی سالها از سلیقم و مدل لباس پوشیدنم و ست کردنم تعریف میکردن و ازم مشورت میگرفتن یا اگر از دوست و آشناها کسی میخواست خریدی انجام بده منو با خودش میبرد که من نظر بدم.

    خداروشکر میکنم که هم از تضادهای زندگیم تونستم فرصت بسازم و همین که روز به روز داره به استقلال مالیم افزوده میشه

    هر ماه چیز های بیشتری میتونم برای خودم بخرم و کارها و سرمایه گذاری های بیشتری انجام بدم

    الان هنوز 6 ماه از باز کردن این مغازه 9متریم نگذشته که تو فکر داشتن شعبه دومم هستم

    خدایاشکرت که همیشه هادی ما هستی

    منم مثل همیشه در قلیمو برای دریافت نعمات تو باز میذارم و گوشامو تیز میکنم تا الهامات تو رو بشنوم

    الان هم این ایده رو دارم که سرمایه گذاری بیشتری در حوزه طلا انجام بدم و بعد از اون هم در حوزه ملک و در کنار اینها هم تیم محتوا خودمو داشته باشم و بتونم کار رو سیستمی تر بکنم.

    مطئمنم که خدا دستای خودشو به موقع برای من میفرسته تا من بیشتر و بیشتر پول دربیارم و بتونم از دنیا کیف بیشتری ببرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    مجید بختیارپور عمران گفته:
    مدت عضویت: 1280 روز

    به نام خدایی که نگهبان قلب من هست خدایی که هوامو داره و حواسش همه جوره به من هست تا خوب و عالی رشد کنم

    سلاااام ووسپاااااس به این خدایی که عاشقانه مرا دوست دارد و موفقیت منو میخواد که منو در این چرخه زیبا به ایتجا رسونده تا بفهمم که منم پتانسیل اینو دارم بشم مثل خود استاد بشم مثل امباپه بشم مثل رونالدو مثل بیل گیتس مثل جوزف بزوس مثل ایلان ماسک مثل انیشتین مثل یوسف پیامبر مثل ابراهیم نبی مثل محمد رسول خدا منم میتوانم منم این پتانسیل عالی شدن نامی شدن جهانی شدن مثل انیشتین را و همه بزرکان جهان را دارم فقط باید خودم و بسپارم دست قدرت مطلقی که درون من هست خودآگاه افسارم و بدم دستش تا ناخودآگاه هدایت بشم به سمت زیبا شدنها

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکررررت

    دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم

    سلام و درود بر استاد باعشقم و مریم عزیز و تیم مهربون ووقدرتمند بهترین سایت توحیدی دنیا

    و سلاام و درود بر جویندگان نور

    خداجونم سپاااااس که ایتجام تا پیام ناب و عالی ترا دریافت کنم تا بتوانم به هنرمند شدنم خطات شدنم نقاش شدنم فکر کنم که عاشق هنر و هنرمند شدن هستم عاشق نوشتنم دلم میخواد یکروز به یک هنرمند حرفه ای تبدیل بشم و تمام نوشته هایم با خط زیبا نستلیق و شکسته نستعلیق روی دیوار خانه های ثروتمندان بزرگ دنیا نصب باشه با شعارهای توحیدی من خیلی دلم میخواد با هنرم در خدمت خدا باشم در اختیار خدا باشم با دستان قدرتمند خدا بنویسم بکشم از توحید و توحیدی شدن خدایاشکرررت الان راهی به ذهنم نمیاد توان مالی ندارم یعنی ناتوانی مالی منو از خواسته قلبی چندین و چتدساله ام دور کرده الان که این فایل استاد و موفقیت های دوستان گوش دادم میخوام از خدا راهی برای این خواسته ام پیدا کنم میخوام گالری هنری من همانند خورشیدی شود در سرزمین هنرمندان میخوام بدون هیج محدودیتی کارم در دنیا جاری بشه میخوام برندی در رشته هنر بشم میخواهم با هنرم عشق دنیا رو بکنم میخواهم از وهابیت خدا بنویسم میخواهم زیبایی های خدا را به تصویر بکشم میخوام تلفیقی از خط و نقاشی خلاقیت ایجاد کنم که چشم بیننده را خیره کنه میخوام هنرم سحر کننده باشه در ذهنها و قلبها نفود کنه خداجونم خودت راه شروع این کارو بهم نشون بده خودت بهم بگو من اولین کاری که میتونم الان بکنم چیه من فقط میخوام نمیدونم چیجوری چیکار کنم هیج ایده ای برای استارت در ذهنم ندارم ولی ترا که دارم ولی منم خدایی دارم قدرتمند هنرمند حرفه ای زیبا مهربان و عزیز و کریم خودش راهها رو از شروع تا خلق زیبابی های نامحدود و بهم میگه خودش میشه راهنمای من راهبر من راه بلد من خودش حتما بی نهایت راه داره که کوتاه ترین و هموارترین و زیباترین و راحت ترین و عزتمندانه ترین راهها را برایم درنظر میگیره و بزودی بهم میده میگه چیکار کنم خداجونم خودت مگه نگفتی ادعونی استجب لکم منم میخوام هنرمند حرفه ای بشم تا با هنرم به تو خدمت کنم با هنرم در اختیار تو و بند تو باشم میخوام ثروتمند بشم تا هرروز به آزادی مالی و آزادی زمانی و مکانی برسم تا بتوانم تمرکزی در خدمت تو و دراختیار تو باشم با ثروتم دراختبار خدایم باشم در خدمت خدایم باشم خدایا میخواهم در سیر و سفرهای تفریحی جانانه باشم میخواهم ترا در جاهای مختلف تجربه کنم با آدمای مختلف فرهنگهای مختلف ببینم میخوام وهابیت ترا شکوه و جلال ترا بزرگی و اعظمت ترا هر رور در زندگیم در جهانم ببینم و عشق دنیا رو بکنم ای نگهبان من بادیگارد من عشق من رفیق من مدیر من کارگردان زندگی من تو خودت گفتی آیا خدا برای بنده اش کافی نیستتتتت؟؟؟؟؟؟

    چرا امروز همینجا به نام نامی خودت سوگند میخورم که برای من و زندگی من تو کافی ترینی خدااااااااااااا

    خودت افسار زندگی مرا دست بگیر که من تشنه تغییرم تو فقط بهم بگو چیکار کنم تا من همون کارو انجام بدم یا رب مددی بفرما من آماده ام.

    الهی شکرررر االهی شکررررر الهی شکرررررر

    خدایا بابت تمام شرک ورزی ها و ناشکری کردنام و غر زدنام و دخالت کردنام

    متاسفم لطفا مرا ببخش متشکرررررم و دوستت داررررررم قلب منی نفس منی جان منی

    دوستت دارم عاشقت هستم مرا هدایت کن به راهی که دوست دارم و برام خوب هست و درش زیبایی هست و فراوانی و فراوانی و فراوانی

    خدایا توکل به کرمت دارم…می بوسمت

    با تشکر از دوستانی که از دل تاریکی های زندگیشون رشد کردن سر از خاک در آوردن و رو به سمت آسمان به درختی تنومند تبدیل شدن که از تمام شاخ و برگ هایشان برای همه برکت می بارد متشکرررررم از تک تکتون باعشقا دوستتان دارم بی حد و اندازه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    جواد صنمی گفته:
    مدت عضویت: 2262 روز

    به نام خدا

    گام 8

    تمرین این قسمت:

    آن «علاقه آتشین» یا آن «کار رؤیایی» در زندگی شما چیست که قلباً می‌دانید باید به سمتش حرکت کنید، اما «ترس» (ترس از بی‌پولی، ترس از قضاوت دیگران، ترس از شکست یا ترس از آینده‌ی مبهم) جلوی شما را گرفته و باعث شده آن را به تعویق بیندازید؟

    کاری که من بهش علاقه دارم و بخاطرش حرکت کردم و دو سال و اندی هم شاگردی و مهاجرت رو به جون خریدم رو الان هم دارم انجام میدم اما نه بصورت تمرکزی چون یک کار دیگه هم که قبلاً دوست داشتم در کنار همین کار دارم انجام میدم اما واقعا اون کاری که دوسش دارم رنگ‌کاری هست و با اینکه هیچی نداشتم برای شروع کردنش اما خدا کمک کرد و دستان خودش رو رسوند برای من و کمکم کرد تا لوازم اولیه این کار رو به راحتی و آسانی بخرم اما این چند روزه متوجه شدم که تمرکز من از این کار کمی برداشته شده و میشه گفت که عقب انداختم این شغل رو اما باید تصمیمی محکم بگیرم و حرکت کنم و همون کاری که بیشتر بهش علاقه دارم رو انجام بدم چون می‌دونم که این کار برای من بهتره

    -اولین قدم عملی و کوچکی که متعهد می‌شوید (همین امروز) برای غلبه بر این ترس و حرکت به سمت آن علاقه بردارید، چیست؟

    اولین قدم این هست که پس از اینکه سفارش نجاری و تخت رو تموم کردم و سفارش ها رو تحویل مشتری هام دادم شروع کنم به کار مورد علاقه ام و از اون سعی کنم پول بسازم اما نمی‌دونم چطور باید بین این ها تمایز قائل بشم و امیدوارم که خدا در این مسیر هدایت و کمکم کنه تا هر چه بهتر نتیجه بگیرم به لطف و فضل خدای مهربان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1631 روز

    به نام هدایت الله

    با سلام خدمت استاد گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان خوبم

    خداروشکر دوست خوبم امیر جان و سایر دوستان چقدر زیبا و خوب صحبت کردن در راستای موفقیت و صحبت های استاد آگاهی و درک برای من داشت با این فایل لایو استاد با دوستان وقتی در مسیر علایق باشیم درهایی باز می شود که وقتی برمیگردی به عقب می شود دید که این شروع و آن دید و نگاه که قبلاً بوده از کجا آب می خورد و خیلی خوشحالم که دوست عزیزم عاطفه جان به این نتایج عالی و خوبی رسیده و چقدر انرژی گرفتم و مسیر حرکت عملکرد را میشود در حرفهای دوستان گوش کرد و حس کرد و لذت برد و چقدر لذت بردم دوست خوبم سبحان عزیز با این سن 19 سالگی خوب و عالی آشنا شد به این سایت و تغییرات و دستاوردهای خوبی و نتیجه خوبی هم رسید و این نوید را دارم که در این سن به درک و عملکرد خوبی می تواند در آینده به بهترین نتیجه عالی رسید و خیلی انرژی گرفتند و برای همه دوستان خوبم آرزوی موفقیت دارم

    در پناه الله یکتا شاد سلامت پیروز و ثروتمند باشید انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  7. -
    ضیا سعادت گفته:
    مدت عضویت: 1979 روز

    سلام به استاد عزیزم بانو شایسته عزیزم

    سلام به آین عزیزان که میاد تو کلپ هاس با عشق از نتایج و تغییرات خود صادقانه بیان می‌کنند

    چقدر این فضای کلپ هایس عالی است

    خلاصه:

    1- اینکه استاد عزیزم افراد را به 4 گروه تقسیم کردن هر گروه ها معرفی کرد وردی من تو سایت استاد 3سال پیش بود

    ولی آشنایی با استاد 5 سال میشه من فایل های استاد را از تلگرام دانلود می کردم حتا یکی از دوستام فایل های استاد را به من فروخت دوره روانشناسی1- آفرینش تند خوانی بود

    من همان دسته چهارمی هستم

    یعنی تا جهان لیح مان نکرد تغییر نکردیم چوب دنیا خوردم- تا خرخره رفتیم

    اینکه با تعهد تمام و جان اسخوان آمدم

    اولا استارت ام از احساس لیاقت شروع شد

    2- اینکه امیر عزیز صحبت کردن از قول استاد اگر سمت کار مورد علاقه خود نمی رود به معنی شریک است زمانی که این تابو را شکست رفت سمت شغل مورد علاقه خود نه تنها به چالش برشکستی، بردنخورد بلکی موفقیت های عظیم را هم کسب است این نشان دهند اعتماد به رب است یعنی به گسترش جهان کمک کرد از هر لحاظ صد ها موارد بهتر با کیفیت تر از قبل شده است

    اینجا دقیقا به خودم میام که چه مقدار شریک تو وجود من است یعنی میخواهم تجارت شخصی را بندازم با اینکه حالا مصروف رستورانت داری تو بهترین کشور هستم از نظر اقتصاد که امنیت مالی ایجاد میکند ولی هدف ام به افغانستان کار تجارتی است ولی مدام ذهنم به چگونه بودنش درگیر میکند آنجا مردم فقیر دارد امنیت پایدار نیست، تکنولوژی بازار آنلاین نمی تواند رشد کند

    خلاصه این موارد ها مانع کارم میشه در صورتی که فقط به خداوند اعتماد کنم کارم را شروع کنم یعنی چقدر خدمت بزرگ میکنم به جهان و افغانستان

    چه مقدار تو پوتانسیل دارد این کارم اینکه چه مقدار نفر استخدام می شود

    3- عاطفه عزیز اینکه مهارجرت ترکیه چه مقدار موفقیت هایش چند برابر شد و اینکه آزادی زمانی پیدا کرد رشد شان چه مقدار شدد پیدا کرد واقعا این همه نتایج از دید من که تازه تو مسیر الهی قرار گرفتم همیشه به یک چیز وابسته می دانم شناخت خودمان و خداوند که این سیستم هستیم را عیار نموده تا به روند هستی باشیم که ارزشمند و لیاقت به دنیا آمدیم

    4- سبحان عزیز – چقدر لذت بردم از حرف های سبحان عزیز خصوصا اون قسمت شان که تعریف می‌کرد از قول استاد عزیزم ارزش خلق کنید این واقعا اصل حرف است من ام خداره شکر تجارت ام را دارم دارمد ام خوب است ولی خلاه درونی را پور نمی تواند این اساس حرف سبحان عزیز است با اینکه بلدیت تو بازار های مالی دارد ولی به حرف استاد را قبول کرد رفت دنبال ارزش خلق کردن که این واقعا تحسین برگیز است

    براشت و بررسی خودم از نتایج عزیزان:

    1- اینکه هنوز بیم دارم ترس دارم در فکر چطور و چگونه شان هستم اینکه میگم امکانش سخت از کجا شروع کنم و هزاران فکر های منفی میاد تو ذهنم یعنی این شریک آشکار است

    2- مهم نیست که اینکه خیلی برام زمان برد تا در مسیر الهی قرار گرفتم اینکه 5سال -6 سال است روی خودم کار میکنم هیچ نتایج نگرفتم که هیچ چیز تو بعضی موقع خیلی ام پس رفت کردم اینکه دنبال پنیر مفت بودم که چوب شان را خوردم یک مدت یک هاردیسک پر بود از فایل های موفقیت، مهارتی از هر بخش این ها نه تنها کمک ام نکرد بلکی چوپ محکم ام خوردم

    این استاد عزیز میگه تو فایل های محصولات که من به هیچ عنوان رضایت ندارم استفاده کنید

    من به این باور اشتباه بودم پیامبر گفته جستجو علم باشد حتا در چین باشد یعنی من دنبال مفت هستم

    ولی زمانی که چوپ محکم خوردم دیگر نرفتم کلا چیزی دوره بود حذف کردم فقط بخش آموزشی های که تو یوتوپ است میبنم لایک میکنم کامنت میگذارم هر ویدئوی باشد که واقعا بدرد ام بخورد و مطالب باشد که احساس خوبی بیدهد به عنوان قدر دانی

    3- مستمر بودن: را یاد آوری کرد این فایل یعنی تا زمانی که جز از ذهن وجود ما شود نیاز به اسمترار داریم آگاهانه از یک مدت دیگه هر چیزی باشد جز از وجود ما می شود مثل دیدن هر روز مان به این سایت الهی

    سپاس گذارم استاد عزیزم

    نمی دونم با چه زبانی قدر دانی ام را بیان کنم

    از عزیزان که نتایج و تغییرات شان میاد حرف می زند نهایت سپاس گذار تان هستم عزیزانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    جیم هاپر گفته:
    مدت عضویت: 2356 روز

    استاد استاد استاد

    چقدر وجودتونو از خداوند شاکرم

    چقققدر سایت انرژی مثبت داره چه خانواده موحدی دور هم جمع کردی

    لذت میبرم از عظمت دست آوردای خودتون و بچهاااا

    من نتونستم صبر کنم تا فایل تمومشه دستام ستاپ کردنو منو وادار به نوشتن کردن

    من کلابهاوس ندارم میخوام داستان خودمو اینجا بگم

    استاد منم چکو لقد نخورده دایره راحتیمو ترک کردم و این جراتو ازکلام زیبای شما گرفتم

    من تو سن ۱۸ سالگی تنها و از مسیر قاچاق به اروپا مهاجرت کردم

    (اصلا نمیگم خوبه یا بد هرکی صلاح خودشو بهتر میدونه)

    من پدرو مادرم کارمند بودن و زندگی کاملا مرفهی داشتم

    داشتم واسه کنکور میخوندم…

    توی مسیر هم خیلی زیاد با مرگ روبه رو شدم

    ولی این کلام شما که موقعی که ازراعیل بیاد بهش چی میگیم رو همیشه با خودم مرور میکردم

    هر لحظه با خودم میگفتم من کسی هستم که واسه رویاهاش قدم برداشت

    و اگه قرار باشه بمیرم ترجیح میدم تو مسیر رویاهام بمیرم

    نه تو دایره راحتیم

    الانم هنوز ۱۸ سالمه و تنها زندگی میکنم:)))

    به قول مهراد عشق است عشق است عشق است❤️

    میدونم هنوز خیلی میتونم پیشرفت کنم و بزرگتر شم ولی از تجربه اندک زندگیم و کلام شما اینو فهمیدم که جهان به اندازه ایمانت بهت پاداش میده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    مصطفی مجیدی گفته:
    مدت عضویت: 2637 روز

    باسلام خدمت استاد گلم بانو مریم عزیز و تمام اعضای خانواده توحیدی من خداروشکر میکنم واسه حضورم در بین شما عاشقان تو مغازه ام هستم مشغول عشق بازی باخدا در حال انجام کار مورد علاقه ام و رسیدگی به گلهام که (من تولید کننده گل و گیاه هستم و مغازه هم دارم برای فروش و توضیع محصولاتم) یه حسی بهم گفت نگاه کن سایت رو و اگه فایل جدیدی اومده دانلود کن و در حال انجام کار به آگاهی اون فایل هم گوش کن که هدایت شدم به قسمت ۱۱ و ۱۲ گفتگو بااستاد بعد دانلود پلی کردم و هدفون رو تو گوشم گذاشتم و تو همون چند دقیقه اول از صحبت های امیر عزیز و گفتن تجربه اش مو بتم سیخ کرد (امیر داداشی ازت سپاسگذارم ) بعد تموم شدن حرف هاش یاد خودم افتادم که چطور دنبال علائقم اومدم یادمه من بنا به شرایط و نوع نگاهم به زندگی از اول علاقه ای به درس نداشتم و همش یه حسی بهم میگفت این تنها راه موفقیت نیست خلاصه از سال ۸۷ اومدم تو بازار کار یعنی اون روز ها ۱۴ سالم بود خانواده خیلی اسرار میکردن درس بخون و من اخرشم با شبانه و راه دور هم نتونستم دیپلم بگیرم کلی کار انجام دادم از کارگری دست فروشی شاگردی ماشین سنگین مغازه داری تا ترکیه رفتم یه مدت کار کردم که در این همه تجربه های جور واجور و شهر های مختلف که رفتم یه روز پول و لذت های زود گذر بود یه وقتایی هم فشار و تضاد که من بهشون به چشم یه دوره آموزشی نگاه میکنم چون من ۱۱ سالگی پدرمو از دست داده بودم و قبلش حسابی توناز و نعمت بودیم پدرم ماشین سنگین داشت وضعمون هم عالی از بچگی به کم قانع نبودم قبلا هم گفتم چطور بابرنامه ها و استاد آشناشدم الان میفهمم هدایتی بوده و در مسیر تکاملم ازدواج کرده بودم شرایط فرق میکرد بازم هر روز دنبال تجربه کارهای جدید بودم و دنبال پول اما عدم آگاهی من نسبت به باور های کهنه ام اجازه رشد و بهم نمیداد آذر ۹۸ بود بااینکه شرایط زیاد جالبی نداشتم و بدهکار مردم بودم پا رویه ترسم که فکر میکنم ترس بزرگترین شرک گذاشتم اومدم دنبال علائقم و اونی که در لحظه میتونستم انجامش بدم رو انجام دادم اون چیزی که نوروز ۹۷ با ۹۶ هزار تومان سرمایه شروع بکار کردم (گل و گیاه ولی کناره کارم تکثیر هم میکردم) خلاصه یادمه اوایل آذر ۹۸ با جهادی اکبر مشغول شدم و جدی چسبیدم به کار کردن روی باور هام و علائق خودم اوایل همسر وقتی فهمید گفت من دیگه نیستم از طرف خانوادمم همایت فکری نمیشدم سختم بود ولی ایمان داشتم که میشه و جواب میده بهم چون میدونستم قدرت خلق و زندگیم دست خودمه و قوانین جهان بدون تغییر

    امروز هشتم اردیبهشت ۱۴۰۰ و به لطف الله پاک و آگاهی هایی که از برنامه های استاد گرفتم الان عشق و آرامشی تویه وجودمه از جنس خدا سلامتی دارم بی حد و مرز که بهترین و قویترین باورهام از گذشته درمورد سلامتی من بوده و اخرین بار که مریض شدم رو یادم نمیاد اون کوچولو خفیف هاشم که به قول استاد با ابلیمو عسل و آب ولرم حل میشده نهایتش یه چهارتخم دم میکنم میخورم یه ساعت بعد عالی عالی میشم از روابطم بگم که اینقدر دستان پرمهر خدا تویه زندگیمه که حد نداره و همگی هرروزه بهم کمک میکنن تا راحت تر زیبا تر و موفق تر زندگی کنم بقول استاد به معجزات خدا دارم عادت میکنم از نظر مالی هم بلطف الله بیش از ده برابر رشد داشتم و نسبت به قبلم خیلی سهمم از باران نعمت و رحمت الهی بیشتر شده که اونم بخاطر بزرگ تر شدن ظرف وجود و ذهن منه که البته اعتبارش فقط به خدا میرسه که با هدایت کردن من به مسیرهای بهتر هروز کمکم میکنه بهتر زندگی کنم و کمک کنم جهان جای بهتری برای زندگی بشه و این روز ها حالم خیلی عالی و میدونم خیلی خیلی زود با شما دوستان عزیز یه گرد همایی عالی تو پرادایس خواهیم داشت استاد جان فرودگاه و بزن تو ملک شخصیمون جا برای آروی بچه ها هم آماده کن چون این موج عشقی که براه انداختی هروز بزرگتر میشه و با سرعت بیشتر داره میاد سمت خودت.

    سپاسگذارم استاد ازت بابت اینکه این فضارو ایجاد کردی تا با تبادل آگاهی هامون و استفاده از تجربیاتمون ذهنمون رو نسبت به فراوانی و باران نعمت و رحمت الهی باور پذیر کنیم ببخشید یکم طولانی شد و خدا میدونه من فقط یه نویسندم و هدایت و فرمون دست خود خداست.

    هرکجاهستین درپناه الله یکتا شاد پیروز ثروتمند و سعادتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    بنفشه گفته:
    مدت عضویت: 1500 روز

    با سلام گرم و درود بی پایان خدمت همه عزیزانم در سایت عباس منش

    واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم از اینهمه قدرت و جسارت دوستان که چقدر ایمانشان ستودنی بود در راستای اقدام برای تغییر قبل از اینکه جهان اونا را وادار به تغییر کنه .

    من با وجود کلی چک و لقد از دنیا هنوزم که هنوزه اقرار میکنم شهامت تغییر رو ندارم و همیشه با وجودیکه از هر جنبه ای خواه مالی خواه عاطفی بشدت دچار تکرار چرخه معیوب میشم نمیدونم چرا نمیتونم شهامت بخرج بدم و حرکت کنم برای پایان دادن به ناخواسته هام و هنوز ترس های عمیقی تو وجودم ریشه دار هستش .

    واقعا نمیدونم چرا عادت کردم به دور باطل ،انگار پوست کلفت شدم و خییلی وقتها از دست خودم خسته میشم و خودم رو سرزنش میکنم که چرا همش چسبیدم به یک نقطه امن ذهنم و باورهام بشدت ایراد دارن و من کاری برای حل این مشکل انجام نمیدم

    بزرگترین مشکلم و در واقع پاشنه آشیلم وابستگیه ،بشدت رضایت آدمهای اطرافم برام مهمه و تو گرفتن تصمیمات اصلی و مهم زندگیم از بقیه نظر خواهی میکنم با وجودیکه میدونم هرکسی با توجه به عقل و منطق و باورهای خودش راهکار میده و راهکار هر کسی بدرد زندگی خودش میخوره و شاید برای دیگران ممکنه فایده نداشته باشه و جواب نده.

    تنها جسارتی که تو عمرم بخرج دادم با وجودیکه تو یه شهر کوچیک بودم و معمولا همه مثل فکر میکردن بعنوان یه دختر مجرد بخاطر بیزینسم که داشت روز به روز آب میرفت یکروز تصمیم گرفتم که برم به یه شهر بزرگتر و اونجا خودم رو محک بزنم شاید که حال و روز کسب و کارم بهتر بشه و تقریبا همه مخالف این حرکت من بودن و شروع به سرزنش کردن که چطور جرات میکنی بری یه شهر غریب و اونجا معلوم نیست چه اتفاقاتی برات بیفته و مرد نیستی که یهو بلند شی بری ولی من اصلا گوشم بدهکار حرف اونا نبود و فرداش مغازه رو جم کردم رفتم و سه سال تو شهر جدید فعالیت کردم که قبلا هم خدمت دوستان ماجرای شکست کسب و کارم رو بخاطر باورهای نادرستم درباره پول و ثروت عنوان کردم که بازم چرخه آب رفتن بیزینسم تکرار شد و فقط اینو متوجه شدم که آخر عاقبت این روند کاری ام ره به ترکستان داره و بهتره کلا مغازه و بیزینسم رو تعطیل کنم و خداییش کم آوردم و گفتم تا بیشتر از این مقروض نشدم و بیشتر از این استرس نکشم عطایش رو به لقایش بخشیدم و تسلیم شکست شدم چون عملا تو اون زمان هیچ راهکاری برای بهتر کردن اوضاع کسب و کارم به ذهنم نمی رسید و هر روز بدتر از روز قبل گرفتارتر میشدم .و البته بزرگترین ضربه افت اعتماد بنفسم رو از کسب و کارم خوردم طوری که هنوزم که هنوزه رگه های بی اعتماد بنفسی ام تو وجودم هست در حالیکه قبل شروع کسب و کارم که بشدت عاشقش هم بودم خیلی پر دل و جرات بودم و اعتماد بنفس و شهامت و جسارتم زبانزد خاص و عام بود

    باز خدارا شکر میکنم که وارد این سایت شدم و خیلی قلبم باز شده از وقتی که با مبحث باورها آشنا شدم و از اینکه میشه هر زمان از هرجایی که هستیم میشه تغییر کرد و این خیلی بهم امید و انگیزه داده و تازه دارم خودم رو پیدا میکنم

    بازم از همه شما عزیزان سپاسگزارم که با بیان نظراتتان چراغ راهم شدین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: