این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/neveshteh-3-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-23 08:30:302025-10-31 00:00:20تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۴
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خداوند مهربانی که بخشنده هست و هرچه دارم همه از لطف اوست
اون ته دره رو من چندین بار تجربه کردم که تو همین چندروز من باز احساس میکنم اون ته دره افتادم و دارم دست و پا میزنم که بالا بیام
و استاد فهمیدم که من هنوز باور نکردم این منم که با افکارم دارم اتفاقات رو خلق میکنم. یهو خودمو در حال شکوه پیدا میکنم. دوباره به خودم یادآوری میکنم که سهیلا این خودت بودی که خلق کردی یکم بعد دوباره حالم بد میشه و نجواها شدت میگیره و دوباره تقصیر خدا میبینم. ناراحتم از خودم. تمام این 11ماه چیکار میکردم؟ به خدا میگم منو ببخش که انقد بنده بی ایمانیم. انقدر دارم لطف های خدا رو ، بخشش رو، نعمتها رو میبینم و باز یادم میره.
این چندروز خیلی دارمتلاش میکنم از این تضاد سربلند بیرون بیام. حال درونیم بهتره ولی یهو دیوانه میشم. همش میگم سهیلا استاد رو یادت بیار وقتی توی اون اوضاع عالیش یهو تو یه کشور دیگه حساباش بسته شد و سایتش بسته شد و عید شروع شد. یادت بیار وقتی رزا توی کشور غریبه کل زندگیش از هم پاشید چطور ایمانش رو حفظ کرد. بخدا دوست دارم تغییر کنم.
خدایا من میخوام تغییر کنم. انقدر تغییرم بنیادین بشه که هیچ چیزی ایمانمرو بهت کم نکنه. کمکم کن
با خودم میگم شاید توام مثل همون ماجرا که استاد گفت وقتی اون ازدواج رو رها کردم همه چیز بوم بومبوم اتفاق افتاد و جریان نعمتها به زندگیش باز شد، شاید منم باید بیخیال اون خونه و پولی که انقدر براش تلاش کردم بشم ، اره این چیزیه که احساسم بهش بد نیست. باید رهاش کنم. من تلاشم رو کردم منو شوهرم تلاش کردیم
این خداس که حق منو میده. این خداس که روزی منو میده. خدا حتما برام برنامه های بهتری داره
خدایا من فقط با تمام وجودم ازت میخوام کمکم کنی بهت متصل بمونم. کمکم کن هر چی شد بازم ایمانم بهت باقی بمونه و امیدوار بمونم
امید برای من گاهی اوقات مثل اکسیژن برام بوده یعنی منو زنده نگه داشت
یادمه چندین سال قبل در شرایط وحشتناکی از همه نظر بودم که هیچ راه حلی برای آنها نمیتونستم پیدا کنم ،اما توی آن لحظات همه اش با خودم می گفتم ،میخوام امید داشته باشم که همه چی درست میشه میخوام امید داشته باشم من روزهای خوبی خواهم داشت و به خواسته هام میرسم، دلم می خواد این امید تو دلم باشه تا بتونم سر پا باشم حتی اگر یک روزی این امیدهای من نا امید بشوند ولی دلم میخواد الان با این امیدها زنده بمانم ،و با این جملات و گفتگوها احساسمو خوب می کردم و نتایج آن امیدها این شد که خدای مهربان دست من رو گرفت و در این مسیر قرار داد
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان
تهران تاریخ 1404/08/16 ساعت 21:10
واقعا سایت الهی که هر چه انسان از بازیگوشی های ذهن جدا بشه و خودش رو وابسته کنه به این منبع الهی هر لحظه معجزات رو میبینه…
حالا چیزی که من بخوام بگم خیلی جزئی شاید باشه فقط خواستم تعهدی که با خودم بستم و نوشتن کامنت هست رو انجام بدم …
امروز چندین بار این قسمت از فایل رو گوش دادم و به صورت معجزه آسایی که عصر رفته بودم پیادهروی که آرام بشوم و کلا علاقه بسیار زیادی به پیادهروی دارم و هر روز و روزانه کلا خیلی راه میرم و برای خیلی ها سخت و یا اینکه غیر عادی هست ولی برای من یک تفریح و کار روتین هست…
یه حساب که با کسی داشتم امروز کلا اون بنده خدا مقداری اضافه تر واریز کرده بود و Air pod 2 که آیفونی که دارم و با گوشی اندروید استفاده میکنم حدودا 2ماهی بود به یه باگی خورده بود و نمیشد آهنگ گوش بدی فقط فایل آموزشی و صوتی با بیس کم قابل گوش دادن بود و امروز عصر به صورت معجزه آسایی درست شده بود و من متعجب بودم از این قدرت بی نهایت و معجزات هر چند کوچک که باید برای خودمون بولد و تشکر کنیم از خداوند مهربان و بخشنده و بزرگ خدایا شکرت…
سلام خدمت استاد عزیز و تیم بسیار عالیشون و همراهان گرامی
تا قبل از آشنا شدن با استاد و حتی اوایلش خیلی ناامید میشدم و اصلا ایمان قلبی واقعی به خداوند نداشتم ولی بعد از تمرین و استمرار قوانین تونستم ذهنم رو کنترل کنم و خودم متوجه شدم که تغییر مدار و فرکانسم داره انجام میشه.
از زمانی که ذهنم رو کنترل کردم و ناامیدی رو کنار گذاشتم و فقط به خداوند توکل کردم و تسلیمش شدم، باور و اعتقادات قلبیم بهتر و بیشتر شد.
با این تغییرات همینجوری معجزهوار نعمتهای خداوند به سمتم میان و آرزوهام داره برآورده و با به یاد آوردن و بزرگ شمردنشون باعث میشه باورهای مناسب ایجاد و به اهداف بزرگترم برسم.
سلام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام
آیا تا به حال در زندگیات به «تهِ دره» رسیدهای؟
جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانهای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟
به لطف خداوند بزرگ من هیچ وقت تو زندگیم موردی پیش نیومده که به ته دره برسم. ولی مواردی بوده که خیلی ناامید بشم.
قبل از آشنایی با استاد وقتی ناامید میشدم انگار دنیا به آخر می رسید و مدت زیادی تو این حال میموندم و خیلی طول میکشید تا به خودم بیام و کاری بکنم. ولی بعد از آشنایی با استاد و به مرور زمان که این باور که « ما گذشته خود نیستیم. ما آینده خود را هر لحظه با فرکانس ها و کانون توجه خودمان می سازیم» در من تقویت شد، من قویتر شدم، ظرفم بزرگتر شد و این ناامیدی ها اول کمتر و بعد ضعیف تر شدند و الان مدتی هست حتی میتونم بگم مدت زیادی هست به لطف خداوند بزرگ من اونجوری ناامید نشدم. چون الان میدونم که من خودم خالق زندگیم هستم و هر لحظه می تونم چیزی رو که میخوام خلق و جذب کنم.
هر چی پیشتر میرم بیشتر اینو باور می کنم و بیشتر متوجه میشم که خداوند من چقدر سریع الجواب است.
دو تا تجربه ای رو که همین چند روزه داشتم براتون مینویسم. یکی دو روزی بود که یکی از دوستانم که زود به زود جویای احوال من میشه، خبری ازش نبود. تو محل کارم بودم که ذهنم میخواست شروع کنه که ببین خبری ازش نیست و میخواست حس بد بهم بده که فوری گفتم خدا همیشه جویای احوال منه و با منه و فوری حالم خوب شد و یک دقیقه نگذشته بود که همون دوستم تماس گرفت. الله اکبر که قانون انقدر دقیقه و خداوند انقدر سریع الجوابه.
یا دوباره روز قبلش سر کارم بودم که دیدم آب آزمایشگاه قطع شده و میخواستم چایی درست کنم. تو دلم گفتم به همکارم زنگ بزنم و ازش بخوام برام آب بیاره، که بلافاصله اون همکارم تماس گرفت برای کاری و من درخواستم رو بهش گفتم و آب رو برام آوردند.
خدای قشنگ و دلبرم صدهزار مرتبه سپاسگزارم بابت این همه توجه و عشقت به من
پارت چهارم کامنت گذار بهتری شدن در جریان”تغییر را در آغوش بگیر”
— تمرین این قسمت : آیا تا به حال در زندگیات به «تهِ دره» رسیدهای؟
جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانهای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟
لطفاً تجربهات را بنویس:
چطور توانستی از آن موقعیت سخت بیرون بیایی؟
چه نشانه یا آگاهی باعث شد دوباره بلند شوی و باور کنی میشود اوضاع را تغییر داد؟
— جواب : جواب کوتاه این هست که بله،بار ها و بار ها، از زمانی که متولد شدم دره ها رو تجربه کردم و به مراتب قله ها.
درک امروزم از زندگی، از جریان،از حرکت باعث شده که تو دره ها ناامیدی و احساسات منفی شدید رو کمتر از قبل تجربه کنم و همچنین کمتر از قبل تو قله ها اشتیاق و لذت رو.
درکم اینه که زندگی یک روند رو به بالاست برای اغلب ما و روند ساخته شده و میشه و خواهد شد از سقف ها و کف ها، از دره ها و قله ها. پس همیشه بعد از دره، قله خواهد بود و برعکس.
پس سعی میکنم فروتن و امیدوار بمونم و ادامه بدم، چون چیزی که مهمه داشتن روند صعودی هست.
سلام به استادعزیز و خانم شایسته گل و همینطور سلام به دوستان عزیز
من از وقتی فایلهارو شروع کردم به گوش دادن گفتم خب عیب نداره گوش میکنم و تمرینهاشو توی دفترم برا خودم مینویسم و کامنت نمیذارم برا سایت ولی امشب خیلی دلم خواست این تمرینو اینجا بنویسم
خب میشه گفت به ته دره که نه نرسیدم چون چندسال که فایلهای استادو گوش میکنم سپاسگزاری انجام میدم و سعی میکنم کتابهایی بخونم که در این راستا هستن ولی هرموقع اوضاع یکم بهترمیشه تلاشم برا بهتر شدن هم کمتر میشه و دوباره برمیگردم سر جای اولم…
بودن لحظه هایی که از این مسیر دور شدم واقعا بد گذشتن لحظه هایی که ترس و ناامیدی تمام وجودمو گرفته اعتماد به نفسمو از دست دادم جوری که حتی حوصله بیرون رفتن از خونه رو نداشتم و تنها راهی که داشتم برگشتن به مسیر بوده چون تو این چندسال دقت کردم هروقت تو مسیرم شکرگزاری انجام میدم و سعی میکنم رو خودم کار کنم واقعا اتفاقای خوب برام رخ میده به جاهای زیبا هدایت میشم و خواسته ای داشته باشم خیلی راحت براورده میشه امیدوارم که بتونم همیشه تو این مسیرباشم چون که ما خالق زندگی خودمون هستیم
من تو زندگیم هیچ وقت به ته دره نرسیدم ولی یه جاهای وقتی اوضاع خوب بوده ومن شل میگرفتم ودیگه رو خودم کار نمی کردم یا از آموزشها دور میشدم اوضاع مثل قبل میشد ومن باز دوباره ازنو با شکر گذاری و اموزشهای سایت سریع برمیگشتم به مسیر
خدایا شکرت که سریع الحسابی
دوستون دارم شاد سلادت و ثروتمنددر دنیا واخرت باشید
سلام به دوستان عزیزم و استاد عباسمنش عزیز و مریم خانوم گل
من یه زمانی به ته خط رسیده بودم من یک رابطه عاطفی بد و در کارم تقریبا افت بسزایی داشتم و تغییر نکردم اون ولم کرد تازه به خودم اومدم و بعدش با استاد آشنا شدم کم کم کم پیشرفت داشتم که در کارم پیشرفت کردم و واقعا احساس خوبی داشتم و همینطور رو باورم کار کردم اما وقتی رسیدم به سطح بالاتر فکر کردم الان دیگه من به قانون مسلطم و دیگه لازم نیست بیام به سایت اما چنان ضربه هایی به من وارد شد که الان دوباره برگشتم و میخواهم این سیکل که فرکانس خوب و مثبت داشته باشم و برای همیشه روی خودم کار کنم دیگه ضربه آیی به من نخوره .
من چند بار به زیر صفر رفتم ولی نا امید نشدم و این چالشها هم در این چند بار از یک مورد مشابه بود، که استاد هم تاکید دارن سعی کنید از یک سوراخ چند بار نیش نخورید، این رو باور داشتم که من هر دوسال یکبار یک جهش مالی دارم یا یک کار بزرگ رو انجام میدم،یکی از ویژگیهای شخصیتی من قبل از آشنایی با شما این بود که همه می آمدن با من درد و دل میکردن، ولی من خودم باید خودمو آروم کنم، الان دیگه یاد گرفتم به درد و دل کسی گوش ندم و تا جایی که میتونم خودم هم تو فرکانس منفی نرم که بخوام خودمو آروم کنم،در این 970 روز از زمان عضویتم خیلی از باورهای اشتباهم رو تغییر دادم ولی هنوز هم خیلی باور دارم که باید تغییر بدم،به امید خدا و با یاری خودش پیش میرم، دوستتون دارم به خدا میسپارمتون
به نام خداوند مهربانی که بخشنده هست و هرچه دارم همه از لطف اوست
اون ته دره رو من چندین بار تجربه کردم که تو همین چندروز من باز احساس میکنم اون ته دره افتادم و دارم دست و پا میزنم که بالا بیام
و استاد فهمیدم که من هنوز باور نکردم این منم که با افکارم دارم اتفاقات رو خلق میکنم. یهو خودمو در حال شکوه پیدا میکنم. دوباره به خودم یادآوری میکنم که سهیلا این خودت بودی که خلق کردی یکم بعد دوباره حالم بد میشه و نجواها شدت میگیره و دوباره تقصیر خدا میبینم. ناراحتم از خودم. تمام این 11ماه چیکار میکردم؟ به خدا میگم منو ببخش که انقد بنده بی ایمانیم. انقدر دارم لطف های خدا رو ، بخشش رو، نعمتها رو میبینم و باز یادم میره.
این چندروز خیلی دارمتلاش میکنم از این تضاد سربلند بیرون بیام. حال درونیم بهتره ولی یهو دیوانه میشم. همش میگم سهیلا استاد رو یادت بیار وقتی توی اون اوضاع عالیش یهو تو یه کشور دیگه حساباش بسته شد و سایتش بسته شد و عید شروع شد. یادت بیار وقتی رزا توی کشور غریبه کل زندگیش از هم پاشید چطور ایمانش رو حفظ کرد. بخدا دوست دارم تغییر کنم.
خدایا من میخوام تغییر کنم. انقدر تغییرم بنیادین بشه که هیچ چیزی ایمانمرو بهت کم نکنه. کمکم کن
با خودم میگم شاید توام مثل همون ماجرا که استاد گفت وقتی اون ازدواج رو رها کردم همه چیز بوم بومبوم اتفاق افتاد و جریان نعمتها به زندگیش باز شد، شاید منم باید بیخیال اون خونه و پولی که انقدر براش تلاش کردم بشم ، اره این چیزیه که احساسم بهش بد نیست. باید رهاش کنم. من تلاشم رو کردم منو شوهرم تلاش کردیم
این خداس که حق منو میده. این خداس که روزی منو میده. خدا حتما برام برنامه های بهتری داره
خدایا من فقط با تمام وجودم ازت میخوام کمکم کنی بهت متصل بمونم. کمکم کن هر چی شد بازم ایمانم بهت باقی بمونه و امیدوار بمونم
سلام استاد عزیزم
سلام خانم شایسته نازنین
این فایل چقدر احساسمو خوب کرد
امید برای من گاهی اوقات مثل اکسیژن برام بوده یعنی منو زنده نگه داشت
یادمه چندین سال قبل در شرایط وحشتناکی از همه نظر بودم که هیچ راه حلی برای آنها نمیتونستم پیدا کنم ،اما توی آن لحظات همه اش با خودم می گفتم ،میخوام امید داشته باشم که همه چی درست میشه میخوام امید داشته باشم من روزهای خوبی خواهم داشت و به خواسته هام میرسم، دلم می خواد این امید تو دلم باشه تا بتونم سر پا باشم حتی اگر یک روزی این امیدهای من نا امید بشوند ولی دلم میخواد الان با این امیدها زنده بمانم ،و با این جملات و گفتگوها احساسمو خوب می کردم و نتایج آن امیدها این شد که خدای مهربان دست من رو گرفت و در این مسیر قرار داد
به نام فرمانروای جهان هستی
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان
تهران تاریخ 1404/08/16 ساعت 21:10
واقعا سایت الهی که هر چه انسان از بازیگوشی های ذهن جدا بشه و خودش رو وابسته کنه به این منبع الهی هر لحظه معجزات رو میبینه…
حالا چیزی که من بخوام بگم خیلی جزئی شاید باشه فقط خواستم تعهدی که با خودم بستم و نوشتن کامنت هست رو انجام بدم …
امروز چندین بار این قسمت از فایل رو گوش دادم و به صورت معجزه آسایی که عصر رفته بودم پیادهروی که آرام بشوم و کلا علاقه بسیار زیادی به پیادهروی دارم و هر روز و روزانه کلا خیلی راه میرم و برای خیلی ها سخت و یا اینکه غیر عادی هست ولی برای من یک تفریح و کار روتین هست…
یه حساب که با کسی داشتم امروز کلا اون بنده خدا مقداری اضافه تر واریز کرده بود و Air pod 2 که آیفونی که دارم و با گوشی اندروید استفاده میکنم حدودا 2ماهی بود به یه باگی خورده بود و نمیشد آهنگ گوش بدی فقط فایل آموزشی و صوتی با بیس کم قابل گوش دادن بود و امروز عصر به صورت معجزه آسایی درست شده بود و من متعجب بودم از این قدرت بی نهایت و معجزات هر چند کوچک که باید برای خودمون بولد و تشکر کنیم از خداوند مهربان و بخشنده و بزرگ خدایا شکرت…
به زودی فلوریدا آمریکا میبینمتون استاد گرانقدر
(In God we trust)
سلام خدمت استاد عزیز و تیم بسیار عالیشون و همراهان گرامی
تا قبل از آشنا شدن با استاد و حتی اوایلش خیلی ناامید میشدم و اصلا ایمان قلبی واقعی به خداوند نداشتم ولی بعد از تمرین و استمرار قوانین تونستم ذهنم رو کنترل کنم و خودم متوجه شدم که تغییر مدار و فرکانسم داره انجام میشه.
از زمانی که ذهنم رو کنترل کردم و ناامیدی رو کنار گذاشتم و فقط به خداوند توکل کردم و تسلیمش شدم، باور و اعتقادات قلبیم بهتر و بیشتر شد.
با این تغییرات همینجوری معجزهوار نعمتهای خداوند به سمتم میان و آرزوهام داره برآورده و با به یاد آوردن و بزرگ شمردنشون باعث میشه باورهای مناسب ایجاد و به اهداف بزرگترم برسم.
سلام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام
آیا تا به حال در زندگیات به «تهِ دره» رسیدهای؟
جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانهای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟
به لطف خداوند بزرگ من هیچ وقت تو زندگیم موردی پیش نیومده که به ته دره برسم. ولی مواردی بوده که خیلی ناامید بشم.
قبل از آشنایی با استاد وقتی ناامید میشدم انگار دنیا به آخر می رسید و مدت زیادی تو این حال میموندم و خیلی طول میکشید تا به خودم بیام و کاری بکنم. ولی بعد از آشنایی با استاد و به مرور زمان که این باور که « ما گذشته خود نیستیم. ما آینده خود را هر لحظه با فرکانس ها و کانون توجه خودمان می سازیم» در من تقویت شد، من قویتر شدم، ظرفم بزرگتر شد و این ناامیدی ها اول کمتر و بعد ضعیف تر شدند و الان مدتی هست حتی میتونم بگم مدت زیادی هست به لطف خداوند بزرگ من اونجوری ناامید نشدم. چون الان میدونم که من خودم خالق زندگیم هستم و هر لحظه می تونم چیزی رو که میخوام خلق و جذب کنم.
هر چی پیشتر میرم بیشتر اینو باور می کنم و بیشتر متوجه میشم که خداوند من چقدر سریع الجواب است.
دو تا تجربه ای رو که همین چند روزه داشتم براتون مینویسم. یکی دو روزی بود که یکی از دوستانم که زود به زود جویای احوال من میشه، خبری ازش نبود. تو محل کارم بودم که ذهنم میخواست شروع کنه که ببین خبری ازش نیست و میخواست حس بد بهم بده که فوری گفتم خدا همیشه جویای احوال منه و با منه و فوری حالم خوب شد و یک دقیقه نگذشته بود که همون دوستم تماس گرفت. الله اکبر که قانون انقدر دقیقه و خداوند انقدر سریع الجوابه.
یا دوباره روز قبلش سر کارم بودم که دیدم آب آزمایشگاه قطع شده و میخواستم چایی درست کنم. تو دلم گفتم به همکارم زنگ بزنم و ازش بخوام برام آب بیاره، که بلافاصله اون همکارم تماس گرفت برای کاری و من درخواستم رو بهش گفتم و آب رو برام آوردند.
خدای قشنگ و دلبرم صدهزار مرتبه سپاسگزارم بابت این همه توجه و عشقت به من
سلام و درود فراوان.
پارت چهارم کامنت گذار بهتری شدن در جریان”تغییر را در آغوش بگیر”
— تمرین این قسمت : آیا تا به حال در زندگیات به «تهِ دره» رسیدهای؟
جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانهای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟
لطفاً تجربهات را بنویس:
چطور توانستی از آن موقعیت سخت بیرون بیایی؟
چه نشانه یا آگاهی باعث شد دوباره بلند شوی و باور کنی میشود اوضاع را تغییر داد؟
— جواب : جواب کوتاه این هست که بله،بار ها و بار ها، از زمانی که متولد شدم دره ها رو تجربه کردم و به مراتب قله ها.
درک امروزم از زندگی، از جریان،از حرکت باعث شده که تو دره ها ناامیدی و احساسات منفی شدید رو کمتر از قبل تجربه کنم و همچنین کمتر از قبل تو قله ها اشتیاق و لذت رو.
درکم اینه که زندگی یک روند رو به بالاست برای اغلب ما و روند ساخته شده و میشه و خواهد شد از سقف ها و کف ها، از دره ها و قله ها. پس همیشه بعد از دره، قله خواهد بود و برعکس.
پس سعی میکنم فروتن و امیدوار بمونم و ادامه بدم، چون چیزی که مهمه داشتن روند صعودی هست.
سلام به استادعزیز و خانم شایسته گل و همینطور سلام به دوستان عزیز
من از وقتی فایلهارو شروع کردم به گوش دادن گفتم خب عیب نداره گوش میکنم و تمرینهاشو توی دفترم برا خودم مینویسم و کامنت نمیذارم برا سایت ولی امشب خیلی دلم خواست این تمرینو اینجا بنویسم
خب میشه گفت به ته دره که نه نرسیدم چون چندسال که فایلهای استادو گوش میکنم سپاسگزاری انجام میدم و سعی میکنم کتابهایی بخونم که در این راستا هستن ولی هرموقع اوضاع یکم بهترمیشه تلاشم برا بهتر شدن هم کمتر میشه و دوباره برمیگردم سر جای اولم…
بودن لحظه هایی که از این مسیر دور شدم واقعا بد گذشتن لحظه هایی که ترس و ناامیدی تمام وجودمو گرفته اعتماد به نفسمو از دست دادم جوری که حتی حوصله بیرون رفتن از خونه رو نداشتم و تنها راهی که داشتم برگشتن به مسیر بوده چون تو این چندسال دقت کردم هروقت تو مسیرم شکرگزاری انجام میدم و سعی میکنم رو خودم کار کنم واقعا اتفاقای خوب برام رخ میده به جاهای زیبا هدایت میشم و خواسته ای داشته باشم خیلی راحت براورده میشه امیدوارم که بتونم همیشه تو این مسیرباشم چون که ما خالق زندگی خودمون هستیم
سلام به استاد عزیز خانم شایسته عزیزوهمه دوستان
من تو زندگیم هیچ وقت به ته دره نرسیدم ولی یه جاهای وقتی اوضاع خوب بوده ومن شل میگرفتم ودیگه رو خودم کار نمی کردم یا از آموزشها دور میشدم اوضاع مثل قبل میشد ومن باز دوباره ازنو با شکر گذاری و اموزشهای سایت سریع برمیگشتم به مسیر
خدایا شکرت که سریع الحسابی
دوستون دارم شاد سلادت و ثروتمنددر دنیا واخرت باشید
سلام به دوستان عزیزم و استاد عباسمنش عزیز و مریم خانوم گل
من یه زمانی به ته خط رسیده بودم من یک رابطه عاطفی بد و در کارم تقریبا افت بسزایی داشتم و تغییر نکردم اون ولم کرد تازه به خودم اومدم و بعدش با استاد آشنا شدم کم کم کم پیشرفت داشتم که در کارم پیشرفت کردم و واقعا احساس خوبی داشتم و همینطور رو باورم کار کردم اما وقتی رسیدم به سطح بالاتر فکر کردم الان دیگه من به قانون مسلطم و دیگه لازم نیست بیام به سایت اما چنان ضربه هایی به من وارد شد که الان دوباره برگشتم و میخواهم این سیکل که فرکانس خوب و مثبت داشته باشم و برای همیشه روی خودم کار کنم دیگه ضربه آیی به من نخوره .
با سلام
من چند بار به زیر صفر رفتم ولی نا امید نشدم و این چالشها هم در این چند بار از یک مورد مشابه بود، که استاد هم تاکید دارن سعی کنید از یک سوراخ چند بار نیش نخورید، این رو باور داشتم که من هر دوسال یکبار یک جهش مالی دارم یا یک کار بزرگ رو انجام میدم،یکی از ویژگیهای شخصیتی من قبل از آشنایی با شما این بود که همه می آمدن با من درد و دل میکردن، ولی من خودم باید خودمو آروم کنم، الان دیگه یاد گرفتم به درد و دل کسی گوش ندم و تا جایی که میتونم خودم هم تو فرکانس منفی نرم که بخوام خودمو آروم کنم،در این 970 روز از زمان عضویتم خیلی از باورهای اشتباهم رو تغییر دادم ولی هنوز هم خیلی باور دارم که باید تغییر بدم،به امید خدا و با یاری خودش پیش میرم، دوستتون دارم به خدا میسپارمتون