این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/neveshteh-3-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-23 08:30:302025-10-31 00:00:20تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۴
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من واقعا تو قعر مشکلات بودم خیلی اوضاع از همه لحاظ خوب نبود و به واسطه یه دوست به سایت شما هدایت شدم و واقعا هرفایلی که گوش میدادم رو نوشتم و تغیراتم شروع شدم از لحاظ بدنی لاغر و خوش اندام شدم. مغازه خودم رو راه انداختم . دو تا شغل داشتم با کلی درآمد و ماشین صفر خریدم برای خودم و خداروشکر میکنم که با احساس مثبت کلی مشتری خوب جذب میکنم و هنوز باورهای من ایراد داره چون تعداد اندکی مشتری بدحساب دارم . و استاد شغلی که در دفترخانه داشتم رو با آغاز پروژه تغیر رها کردم و به دلیل اینکه احساس میکردم با علاقه انجام نمیدم و برام رنج آور شده بود . الان دارم روی خودم کارمیکنم و امید دارم که خیلی همه چی اوکی میشه .خدارو شکر بابت همه چیز
در روابط عاطفی هنوز باورهام ایراد داره و فرد به سردی رفتار میکنه و من توجه کردم وقتی رها میکنی بهتر میاد سمتت. و هنوز باید روی خودم و باورهام کارکنم. ممنونم استاد
روزى که هر کس، هر کار نیکى انجام داده حاضر بیابد و هرچه بدى کرده، آرزو مى کنداى کاش بین آن عمل و او فاصله اى دور مى بود. وخداوند شما را از (مخالفت امرش) بر حذر مى دارد و (در عین حال) خداوند به بندگان مهربان است
پروردگار مهربانم، خالق زیباییها و منبع تمام نعمتها،
در این لحظه، زبان به شکر و قلب به تسبیح تو گشوده میشود. در برابر سخاوت بیکران و حکمت بینظیرت، سر تعظیم فرود میآورم و تو را برای موهبتهای آشکار و پنهانت سپاس میگویم.
تو را شکر میگویم برای نعمت حیاتی سلامتی که توان حرکت، اندیشیدن و زیستن را به جسم و جانم بخشیده است؛ موهبتی که ریشه تمام لذتها و فرصتهاست.
سپاس بینهایت برای این خانهی باشکوه، زمین؛ برای آفرینش طبیعت زیبا، جنگلهای سبز، کوههای استوار و آبهای روان. هر برگ، هر گل و هر منظرهی دلانگیز، تابلویی از عظمت و مهر توست که روحم را نوازش میدهد.
تو را سپاس برای آسمان بیانتها و پر رمز و رازت، برای نور حیاتبخش خورشید که گرما و روشنایی میبخشد و زندگی را ممکن میسازد، و برای آرامش نقرهای ماه در شبهای تاریک که راهنمای دلهای سرگردان است
برای موهبت شگفتانگیز رنگها که جهان را از یکنواختی نجات داده و زندگی را به جشن و زیبایی تبدیل کرده است؛ هر طیف و سایهای، نشانهای از لطف هنرمندانهی توست که به دیدگانم جلوه میبخشد.
بالاتر از همه، تو را شکرگزارم برای حضور مستمر و نورانیات در لحظه لحظهی حیاتم. حضوری که تکیهگاه قلب من است، مرا از تنهایی میرهاند و هر دم یادآور این است که من در پناه مهر بیانتهای تو هستم.
خداوندا،
این قلب مملو از سپاس و این جان لبریز از شکر را از من پذیرا باش. به من یارای آن ده که از این نعمتها به شایستگی استفاده کنم و همواره قدردان لطف تو باشم.
آمین.
سلام به استاد عزیزم
سلام به استاد شایسته مهربانم
سلام به دوستان بهشتی ام
خدایا شکرت بخاطر این نشانه پربرکت
واقعیت بیرونی ما بازتابی از وضعیت درونی ماست.
نکته اصلی که استاد بر آن تأکید دارند، قدرت مطلق ما، در لحظه حال است،هیچوقت اوضاع آنقدر بد نیست که نتوانی کاری بکنی»: این جمله ما را از دام قربانی بودن رها میکند. فارغ از اینکه در گذشته چه اتفاقی افتاده یا شرایط کنونی چقدر سخت به نظر میرسد، قدرت تغییردهنده ما همیشه در «همین لحظه» است.
هر فکری که انتخاب میکنیم، یک «فرکانس» به جهان ارسال میکند، احساسات ما (مثلاً ترس، ناامیدی، یا عشق، شادی) شدت این فرکانس را تعیین میکنند.
اگر در دایره افکار و احساسات قدیمی گیر کنیم(مثلاً «من لایق موفقیت نیستم»)، جهان نیز همان فرکانس را دریافت کرده و نتایجی مشابه گذشته را به ما بازمیگرداند.
به محض اینکه ما آگاهانه تصمیم میگیریم متفاوت فکر کنیم و احساس بهتری را انتخاب کنیم (حتی اگر شرایط بیرونی هنوز تغییر نکرده باشد)، جهان فوراً به آن فرکانس جدید ما پاسخ میدهد و فرصتها و مسیرهای جدیدی را برای هماهنگسازی با وضعیت درونی جدید ما فراهم میآورد.
ما در هر لحظه آینده خود را با تنظیم فرکانس کنونیمان میسازیم، نه اینکه محکوم به تکرار گذشته باشیم.
جهان مانند یک آینه بسیار دقیق عمل میکند. هر چیزی که ما توجه خود را روی آن متمرکز کنیم (چه کمبودها و مشکلات، چه فرصتها و داشتهها)، تقویت میشود.وجهان، افراد، ایدهها، و موقعیتهایی را جذب میکند که با فرکانس فعلی ما (نه فرکانس گذشته یا آیندهای که میخواهیم) همخوانی دارند.
اگر فرکانس ما ترس است، جهان موقعیتهایی را میفرستد که احساس ترس بیشتری کنیم.
اگر فرکانس ما قدردانی و اعتماد است، جهان فرصتها و افرادی را میفرستد که این احساسات را تقویت کنند
تغییر سریع از دره به قله ممکن هست ، زیرا کنترل کانون توجه و انتخاب احساسات در «لحظه حال» یک عمل سریع است. با انتخابِ آگاهانه باورهای مثبت و احساس بهتر، ما به طور لحظهای فرکانس خود را ارتقا میدهیم و جهان شروع به همگامسازی سریع با آن میکند
نشانه ها ،هشدارهای کوچک و ملایم جهان هستند که به ما میگویند «این مسیرچیزی نیست که ما میخواهیم و نیاز به بازنگری داریم.»
اگر ما نشانه ها رو نادیده بگیریم ودر برابرتغییر مقاومت کنیم ،جهان موقعیتهارا تشدید میکند ،«ضربهها» مشکلات بزرگتر و دردناکتری هستند که هدفشان وادار کردن ما به تغییر اساسی است.
این ضربهها لزوماً مجازات نیستند؛ بلکه تلاشهای شدیدتری از سوی جهان برای شکستن الگوهای محدودکننده ما و بازگرداندن ما به مسیر هماهنگشده با اهداف روحیمان است. اگر نادیده گرفته شوند، میتوانند مخرب باشند
تمرین
آیا تا به حال در زندگیات به «تهِ دره» رسیدهای؟
جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانهای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟
زمانی که به این مسیر هدایت شدم بعد از کار کردن روی آگاهیهای دوره عزت نفس وقانون آفرینش ،به نتایج قابل توجهی در زندگی ام رسیدم بعد از آن دچار روزمره گیهای زندگی شدم وفراموش کردم که کار کردن روی ذهنم یک امردائمی وهمیشگی است ،با اینکه هراز چند گاهی جهان با نشانه های کوچیک به من میفهماند که باید تغییر کنم ولی من تا کمی اوضاع بهتر میشد دوباره رها میکردم تا آخرین تضادی که در دی ماه 1401 برام پیش آمد که نه تنها فرزندم رو از دست دادم بلکه بخش اعظمی از سلامتی ام تحت تاثیر اون تضاد قرار گرفت به نحوی که حتی کارهای شخصی ام رو نمیتونستم انجام بدم ،بعد از اون تضاد متوجه شدم زنده ماندنم فرصت دوباره ای است که خداوند به من داده ،از همان لحظه مسئولیت آن را به عهده گرفتم ودر برابر خداوند اعلام عجز کردم واز خودش خواستم تا کمکم کنه دوباره دراین مسیر قدم بردارم وهمین که من پذیرفتم مسئولیت این اتفاق را خداوند جوری درها رو برام باز کرد ودلها رو نرم کرد وآدمهایی رو به زندگی ام آورد که باور کردنی نبود ومن بعد از آن شروع کردم با تعهد بیشتر روی خودم کار کردن ،از طریق فایل های سفربه دور آمریکا وسریال زندگی در بهشت وکنترل ورودیهای ذهن وتمرکز روی نعمتهایی که داشتم وسپاسگزاری بخاطر داشتنش سعی کردم در ساعات بیشتری رو در احساس خوب بمانم وهمین که من به احساس خوب نسبتاً پایدار رسیدم شرایط من نیز تغییر کرد،سلامتی ام رو تا حدود زیادی بدست آوردم ،از کار کارمندی که تا اون زمان بخاطر ترس وباور کمبود تحمل میکردم استعفا دادم ….وبه لطف خدای مهربان این مسیر ادامه داره وهرروزسعی کردم امروزم بهتر از دیروزم عمل کنم ویک قدم کوچیک در جهت بهبود زندگی ام بردارم
خدایا شکرت….شکرت…شکرت
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
تو مبین اندر درختی یا به چاه تو مرا بین که منم مفتاح راه
الان میخواستم به موقعیت های سخت زندگیم اشاره کنم که خدا دستم را گرفت آوردم بیرون بعد یادم انداخت که تمام اون لحظات سخت که سخت تر هم میشد اولش با یک نگرانی یا ترس کوچیک یا دلخوری از کسی یا حرفی بوجود اومده بعد به شاخ و برگ هاش اضافه کرده و خودشو گسترش داده
خلاصه اولش یک مسئله کوچیک بوده که این قدر بهش دامن زدم که بغرنج شده بود
یکم بیشتر دقت کردم دیدم من هر بار هر بار هر لحظه ای که دچار افکار منفی میشوم اگر نور هدایت خدا به قلبم نتابد ، تا ته ته دره سقوط میکنم
در واقع خودم را تو یک مسیر سربالایی میبینم که یا دارم با شادی و لذت با حال خوب به سمت بالا حرکت میکنم یا دست از حرکت کشیدم و دارم آهسته آهسته پایین میروم در حال سقوطی هستم که دارد شدت میگیرد.
بارها اینو تو زندگیم تجربه کردم
تا به جایی سقوط کردم که به نبودن تو این دنیا فکر کردم
روزهایی که فقط میگفتم هیچی نمیخواهم خدایا امید به زندگی را بهم برگردون
ولی همیشه خدا بیشتر از ما هوامون را دارد
قعر جهنم هم که بودم منو نجات داد
اما حالا یاد گرفتم نگذارم خیلی سقوط کنم
نگذارم تا ته دره برم .
نگذارم از ته جهنم بکشدم بیرون
نگذارم کار به اونجا بکشه
زود صداش کنم
زود حواسم را جمع کنم
زود به خودم بگم در چه حالی
چی بهمت ریخته؟
که اکثرش توهم ذهنیه
یا قدرت دادن به بقیه است تو ذهن ،
یا ترس و نگرانی از آینده ای که نیومده است ؟!
(اصلا این خودش خنده داره!! آینده که هنوز نیومده چرا باید نگرانش باشیم)
یا عذاب وجدان غم وحس گناه نسبت به کارهای گذشته است
در صورتیکه
ما چیزی جز لحظه حال نیستیم
ما در هر لحظه داریم اتفاقات آیندمون را خلق میکنیم
میشه تغییر بدهی اوضاع را چون
ما در هر لحظه در حال ارسال فرکانس هایی هستیم که جهان اونها را به خودمون بازتاب میده
یادم اومد اون موقع که در اوج احساسات بد بودم به خودم نهیب میزدم
نگران بودن به هیچ کس کمک نکرده
اگر به این حالت ادامه بدهی سلامتی ات را هم از دست میدهی
و شعری که نور امید را به دلم برگردوند
در شکست پای بخشد حق پری. هم ز قعر چاه بگشاید دری.
تو مبین که بر درختی یا به چاه. تو مرا بین که منم مفتاح راه..
مولانا
خداروشکر میکنم بر هر لحظه ای که بهش نزدیکم
هر لحظه ای که یافتمش . دارمش
چون او هست، نزدیکم هست ، این منم که باید ببینم کجام ؟
من کسی بودم که 4 سال پیش به خاطر یک اتفاق بد مالی به قعر دره افتادم و ناامید بودم.
الانی که اینجا ایستادم خدا را شکر میکنم که هر روز به واسطه صحبتهای شما و آموزههاتون را خوندم ،پنیرم رو جابجا کردم.
وازیه شرایط بسیار جهنم بار نجات پیدا کردم و در سن 46 سالگی، لطف خداوند و آموزههای شما بوده که من رو نجات داده.
من از یک جایی بلند شدم که اگر نمیجنبیدم و اگر لطف خداوند نبود و اگر نشانهها را دنبال نمیکردم حسابم با کرام الکاتبین بود.
پاسخ استاد
بزرگترین گناه ناامیدیه و این امید رو آدم داشته باشه حتی اگر مسیررو گم کرد حتی اگر رفت به ته دره.
واقعا راه هست ما تلاشمون این است که قبل از اینکه بریم ته دره پرواز کنیم.
ولی بالاخره ممکن است به هر دلیلی ما بریم ته دره.
این خیلی خوبه که میشنویم که آقا من ته دره هم رفتم ولی تونستم بلند شم.
اینکه خیلیا میگن نه آقا کار تموم شد آب که از سر گذشت چی وجب چه صد وجب،و ناامیدی مطلقه.
خیلیا فکر میکنن نمیشه چیزی رو تغییر بدهد، در واقع یک مرده متحرکند .
ولی وقتی آدم این داستانها را میشنوه،میبینی چقدر آدمها کتابها نوشتند،در مورد افرادی که به ته دره رفتند و دوباره برگشتند بالا و به قله رسیدند آدم این امید رو به خودش میده اگر اون پایین هستند،الان به هر دلیلی،تو روابط عاطفی ،تو مسائل مالی مسائل جسمانی میشه تغییر بدی اوضاع را.
ما در هر لحظه، در حال ارسال فرکانسهایی هستیم که جهان فرکانسهای ما را دریافت میکنه و اتفاقات شرایط موقعیتها ایدهها وافرادی را که همسنگ هم فرکانس با فرکانسهای ارسالی ما باشد وارد زندگی ما میکنه.
ما در هر لحظه،داریم اتفاقات آیندمون را خلق میکنیم،ما در این لحظه داریم اتفاقات،لحظات بعد را خلق میکنیم.
ما چیزی جز لحظه حال نیستیم،ما گذشتهمان نیستیم.
اگر به هر دلیلی در گذشته مسیر نادرست رفتیم به محض،اینکه تصمیم بگیریم و از این لحظه شروع کنی به تغییر خودمون شروع کنیم به تغییر نگاهمون شروع کنیم به کنترل کانون توجهمون شروع کنیم به کنترل ذهنمون شروع کنیم به توجه به نکات مثبت،شروع کنیم به ایجاد باورهای مثبت از همین لحظه اوضاع شروع میشه به بهبود پیدا کردن. و این بهبود واقعاً میتونه سریع باشه.
واقعا از دره ما رو به قله ببرد.
یادتون باشه هیچ وقت اوضاع اونقدربد نیست که نشه کاری بکنیم.
اگر زندهای تا زنده هستی میتونی اوضاع رو عوض کنی.
چرا ؟به یک دلیل ساده
به این دلیل که جهان هر لحظه داره فرکانسهای تو را دریافت میکنه و اتفاقات رو داره برات رقم میزنه.
دلیل اینکه زندگی خیلیا مثل گذشتهشون است به خاطر اینکه فرکانسهاشون مثل گذشتهشان است.
به خاطر اینکه کانون توجهشون مثل گذشتهشون است به خاطر اینکه باورهاشون مثل گذشتهشان است به خاطر اینکه افرادی که باهاشون در ارتباط هستند مثل گذشتهشان است.
به خاطر اینکه طرز فکرشون مثل گذشتهشون است
به خاطر اینکه رفتارشون مثل گذشتهشون است.
دلیل اینکه یک سری از آدمها کلاً یه زندگی مزخرفی دارند هم گذشتهشون هم حال هم آینده.
ولی این به این معنا نیست که مجبوریم دیگه همین اوضاع رو تحمل کنیم
نه،اگر بتونیم مثل گذشتهمون عمل نکنیم
اگر بتونی مثل گذشتهمون فکر نکنیم
اگر بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم
اگر بتونیم باورهامونو کنترل کنیم و بهتر کنیم به همون در همین لحظه اتفاقات لحظه بعد رو داریم رقم میزنیم.
این اون چیزیه که همیشه به من امید داده همیشه به من امید داده،هر وقت که اوضاع به هر دلیلی ناجور بشه من میگم اشکال نداره
از این لحظه حواسم نبوده به هر دلیلی گول خوردم افتادم توی روزمرگی
اشکال نداره از همین لحظه تصمیم میگیرم شروع میکنیم به کنترل ذهن کردن شروع میکنیم توجه به نکات مثبت شروع میکنی به کار کردن روی خودمون و میتونیم اوضاع رو تغییر بدیم و همیشه هم زندگی من به همین شکل دوباره تغییر کرده.
هرچند که باز هم تاکید میکنم اگر که خیلی باهوشتر باشیم نمیذاریم اوضاع بد بشه ولی به هر دلیلی که بد شد هیچ وقت امیدمون رو از دست نمیدهیم به خاطر اینکه قانون اینه که در هر لحظه با افکارمون داریم اتفاقات رو حتی یک لحظه بعد رو داریم رقم میزنیم.
گفتگو با سعید
3 سال پیش فایلهای شما به دستم رسید و روایتی که پایدار گوش میکردم یه فایلی بود یه فایل 3 دقیقهای بود و طی 24 ساعت اینقدر اتفاقات عجیب و غریب افتاد که از خوشحالی و از اتفاقات عجیب نشستم.
و چطوری با سپاسگزاری داره این اتفاقات رخ میده.
انقدر احساسم خوبه و اینقدر حالم خوبه
اینقدر حالم رو خوب نگه داشته صحبتهای شما شنیدن موهبتهایی که دارید از سپاسگزاری میگید به ما
و باعث شدید که راحت بتونیم با خدا صحبت کنیم
ما همیشه خدا را خیلی بزرگ میدیم گفتیم نمیشه چه جوری باهاش صحبت کنیم چه موقع از روز ولی الان اینقدر راحت از صبح تا شب اینجوری فرکانسهامونو یاد گرفتیم تنظیم کنیم و واقعاً معجزه داریم میبینیم.
هر روز دارم معجزه میبینم خدا را شکر که در رشد هستم.
پاسخ استاد:
بیشتر از خانمها میشنیدم این جنس از صحبت را که من توی رابطهای بودم با یه آقایی و این رابطه فقط مورد سوء استفاده قرار میگرفتم.
این روند نادرست یعنی جهان داشته یک بلندگو دست گرفته بوده میگفته مسیرت اشتباهه
این آدم آدم مناسبی نیست تو هر روز داری ضربه میخوری ولی فقط به خاطر اینکه نمیتونی تغییر بدی به خاطر اینکه نمیتونی احساساتت رو کنترل کنی نمیتونی مسیرو پیدا کنی نمیتونی بفهمی که این مسیر نادرسته داری ادامه میدی و ضربه و ضربه و ضربه از لحاظ روحی از لحاظ مالی از لحاظ کاری از لحاظ اعتباری از لحاظ سلامتی جسمانی.
طرف تغییر نمیکرد تا کی؟
اغلب ما اینجوری هستیم یعنی اون چکش رو که خوردی هیچی اون لگدکه خوردیم هیچی اون پتک رو که خوردیم هیچی دیگه جهان هزار تن برداشته میکوبه تو مغز ما شاید که بعضیامون بیدار بشیم
طرف تغییر نمیکرد تا وقتی که یارو ولش میکرد.
داشته از این یارو سوء استفاده میکرده و این یارو داشته باج رو میداده.
یعنی این شکلی داشته بلا سر طرف میآورده،ولی طرف نمیفهمیده
نمیتونسته ذهنش رو کنترل کنه،نمیتونسته مسیرش رو درست کنه ،اعتماد به نفس،
بعد دیگه باج داده اعتبارشو داده جسمشو داده روحیهاش را داده،باز هم این همه ضربه خورده خودش یارو رو ول نکرده یارو این دختر رو ول کرده.
بابا تو تا کجا باج دادی تو تا کجا رفتی
آخرشم ول نکرده آخرشم یارو تورو ول کرده
بابا تو چرا بیدار نمیشی.
حالا اگر طرف بیدار نشه،که در اغلب موارد بیدار هم نمیشد،تغییر نکرده بود،این سیکل ادامه پیدا میکرد یعنی یارو ولش کرده بود رفته بود،و این یارو میرفت تو در و دیوار و یه مدتی گریه و زاری و افسردگی.
بعد چه اتفاقی میافته ؟
وقتی که شما درست رو نمیگیری وقتی که شما،
تغییر نمیکنی وارد یه رابطهای دیگهای میشد عین همین سیکل براش ادامه پیدا میکرد
و دوباره سو استفاده و دوباره یارو ولش میکنه نه اینکه این بفهمه.
جهان داره به ما نشانه میدهد،برای اینکه تغییر کنیم خداوند نشانه میدهد برای اینکه تغییر کنیم
اما اگر تغییر نمیکنیم اوضاع فقط میتواند بدتر شود این را به خودتون بگید
از اهرم رنج و لذت ازش استفاده کنید
اگر داری نشانهها را میبینی و تغییر نمیکنی،فکر نکن که با همین روند ضربهها هست.
ضربهها با هر بار که زمان میگذره و درست نمیکنی ضربهها محکمتر میشه
سلام و درود خدمت جناب استاد عباسمنش و خانم شایسته گرامی.
بقول سعید عزیز،استاد شما به ما یاد دادید چطوری با خدا صحبت کنیم.
یادمه از دوران کودکی پدرم همیشه می گفت نماز بخون،و بعد از پایان نماز با خدا صحبت کن و از خدا چیزی بخواه.
بقول خودتون استاد،این باورها نسل ها دست به دست شده تا رسیده به دست ما،و من شاکر خداوند هستم که شمارو گذاشت در مسیر زندگیم تا باورهامو تغییر بدم و باورهای جدیدی رو منتقل کنم به بچه هام.
در مورد این فایل باید بگم من دقیقا الان ی شرایطی برام پیش اومده که دارم سقوط می کنم به سمت ته دره،اما از این طرف طناب ایمان و باورهامو سفت و محکم بهش چسبیدم و دارم کنترل ذهن انجام میدم تا بقول شما قبل از رسیدن به ته دره با کمک خداوند پرواز کنم.
خیلی برام جالبه،راه غلطی که قبلا رفته بودم و با کمک خداوند از اون راه برگشته بودم رو دوباره دارم تکرار می کنم.
دلیلشم می دونم چون بقول استاد توی باد موفقیت برگشت از اون راه غلط خوابیده بودم.
دوستان و همکلاسی های عزیز،ما مرتب باید روی همه ی جوانب زندگیمون کار کنیم،از روابط با همسر تا رفتار با فرزند،از پیشرفت در حوضه ی تخصصی بگیرید تا پیشرفت و توسعه و رشد فردی.
چون ما هر چقدر به وزن علم و آگاهیمون اضافه کنیم،با همین داشته ها میریم دنیای پس از مرگ.
مثلا اگر اعتیاد داشته باشی،با همین اعتیاد میری دنیای پس از مرگ.
مثال بارز این مساله اعتیاد در برنامه اقای موزون«زندگی پس از زندگی»بود.
طرف مصرف کننده مواد بود و تجربه نزدیک به مرگ داشت و می گفت روحم میرفته در مکان هایی که داشتن مواد مصرف می کردن و من هم دوست داشتم مواد مصرف کنم که نمیشده.
صحبت رو کوتاه می کنم و خواستم طبق تعهدی که به خودم دادم تمارین این پروژه رو انجام داده باشم.
به نام خدا ..سلام به همه ی عزیزای دلم و استاد نازم …
فاطمه براتون مینویسه ….
راستش من کلا خیلی زود گذشت رو یادم میره اما میخوام از اتفاقاتی بنویسم که همین چد روزه پیش برام رخ داد بگم …من خیلی دختر خوش شانسیم و هیچ وقت زندگیم اونقدر بد نشده که به قعر زمین برم اما از اونجایی که من خیلی زیا دلنازکم و برای اتفاقات خیلی کوچیک هم ناراحت میشم و میگم همیشه باید همه چیز عالی باشه یه مقدا تضادها برام سخته …
دو هفته ی پیش بود که فهمیدم یه جای کار میلنگه … مشتری هام داشت کم میشد و همه ی فایل هایی که گوش میدادم داشت میگفت باید تغییر کنی …منم نمیدونستم چطور … یه برهه ی دو سه روزه ناامیدی رو تویه قلبم حس کردم … اما با کنترل ذهن زیاد و گوش دادن فایل ها بلندشدم و موقع بلند شدن یک عالمه ایده ی خفن برای کسب و کارم بهم الهام شد و من دوباره امیدوار شدم به خدایی که وهابه و وبه خدایی که هیچ وقت مارو به حال خودمون نمیزاره … و جدی تر دارم روی خودم کار میکنم و ممنونم برای این جلساتی که پر از در و گوهر و گنجه …خیلی خوشحالم که دارم دوره رو کار میکنم و مطمینم که اتفاقات خوب در حاله افتادنه … مطمینم…الهی هزاران مرتبه شکر
دقیقا همونی بود که تو این لحظه میخواستم و باید هر موقع که نا امید میشم گوشش کنم .
هر موقع که حس کردم نمیشه این شرایط رو بهبود داد یا برای این کار خیلی دیر شده گوش کنم .
واقعا فوق العاده است.
اینکه بدونی هر جا که باشی تو هر شرایطی میتونی تغییر کنی کافیه کانون توجه و فرکانس ات تغییر کنه .
تو هر شرایطی تاکیید استاد فوقالعاده قلب آدم رو مطمئن تر میکنه و دیدن مثال هاش هم همین طور.
چقدر آدم هایی بودن که از نظر سلامتی خیلی اوضاع شون خطرناک بوده و توی دوره قانون سلامتی مثال هاش رو دیدیم که با تغییر ورودی هاشون و تصمیمشون به تغییر بهبود پیدا کردن.
چقدر آدم هایی هستند که با وجود سن بالا شروع به بیزینسشون کردن و به دلیل باور هاشون موفق شدند .
چقدر آدم هایی بودن از فقر مطلق شروع کردن و مولتی میلیاردر شدن .
چقدر آدم هایی بودن در خانواده های نامناسب و موفق شدن .
پس میشه فهمید همش ذهنه ماست .
ماییم که خودمون رو محدود میکنیم و با نا امیدی که بزرگ ترین گناهه خودمون رو متوقف میکنیم .
در حالی که همیشه راه حل هایی هست .باید تکامل رو در نظر بگیریم در کنارش تا با انگیزه بمونیم مثلا اگه طرف قرض داره همین که میبینه قرض هاش تموم شدن خودش پیشرفته و پله پله به مسیر های بعدی برای پیشرفت هدایت میشه اما اگه نا امید بشیم یادم به مثال فیلم راز افتاد که میگفت جوانه ای که کاشتیم با آبیاری هامون یکمی دیگه مونده سبز شه اما نامیدی و ادامه ندادن مسیر مثل قطع کردن آبش میمونه و گیاه میخشکه .
یه جمله قشنگی بود خوندم که قانون تکامل رسیدن به خواسته رو میگه :
Many of life’s failures are people who didn’t realize how close they were to success when they gave up.
حالا اگه فراموش کردیم و شکست خوردیم و دچار روز مرگی شدیم اشکال نداره دوباره شروع کن درس اون تجربه رو بگیر و بدون دنیا تموم نشده تا وقتی زنده ای میتونی فرکانس ات رو عوض کنی و موفق شی .و باور این موضوع چقدر آدم رو شاد تر و امید وار تر میکنه برای شروع کار و تجربه های جدید.
نگران نیستی و میگی اوضاع خوب شد خوبترش میکنم بد شد فرکانسم بهبود میدم درسش رو میگیرم و دوباره خوبش میکنم .
باور این موضوع باعث میشه رها باشی و همیشه حرکت کنی و از مسیر لذت ببری و متوجه شی زندگی یعنی همیشه سعی کنی اوضاع رو بهتر کنی حتی یه کم. و این جوری واقعا زندگیت برات همیشه لذت بخشه .
جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانهای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟
لطفاً تجربهات را بنویس:
چطور توانستی از آن موقعیت سخت بیرون بیایی؟
چه نشانه یا آگاهی باعث شد دوباره بلند شوی و باور کنی میشود اوضاع را تغییر داد؟
راستش رو بخواین الان که این رو مینویسم گام 6 هم روی سایت اومده ولی من تا4 رو گوش دادم و چون تهعد دادم همزمان با دوره لیاقت جلو بیام و هر جلسه رو کامنت بزارم و روی این سوال خیلی فکر کردم که واقعا من تو زندگی به قعر دره رسیدم تا به این زمان یانه ؟
واقعیت اینو بگم که من کلا در خانواده ای بودم شکر خدا که ناامیدی معنا نداشت و همیشه امید بوده در بدترین شرایط مخصوصا مادرم که خیلی خوش فکر و پرامید بود هر مسله ای که پیش میومد راه حلش رو با امید و توکل پیدا میکرد و برای من یه الگوی عالی شده که مثلا یه مسله پیش بیاد بجای ترس و نگرانی به مدت زمانی که دارم اول فکر میکنم بعد با ارامش زمانبندی رو در اون مدت زمانی که دارم رو مدیریت میکنم و مدل کاری که بشه تو اون تایم انجام بدم رو خودبخود بهم الهام میشد و از پسش راحت برمیومدم و بخاطر همین یادم نمیاد برای مسله ای به قعر دره رفته باشم تا الان از مسیر دور شدم یا اشتباه رفتم ولی به قعر نرسیدم
اصلا همین باور باعث شد همیشه جستجوگر باشم منی که الان39 سالمه و مادرقشنگم 58 سالشه و ایشونم بامن و خواهرام تو سایت هستند و فعالن و هنوزم الگوی من هستند در این باور ، که با استاد اشنا بشیم و بهبود بدیم مسیرمون رو برای روغنکاری و روان شدن چرخ زندگیمون و لذت بردن از فرصتی که خدابهمون داده ٫باشیم.
طوری عادی شده که این سبک تفکر و زندگی رو که بقول استاد من نازیبایی ها دیگه خیلی یادم نمیاد و شیار و مسیر عصبی جدید به لطف خداوند یعنی شکل گرفته و هر بار عمیقتر میشه با تعهد و ماندگاری و ایمان به خداوند و قوانین و مسیرش و همچنین اهرم رنج و لذت که خیلی کمک کننده بوده برام. خود این باعث میشه در مسیر باشی و با ایمان و قدرت ادامه بدی
خدایا من به تنهایی و بدون تو هیچ ام
من تسلیمم و فقیرم به هر انچه که از سمت تو برایم بیاید
خدایا شکرت برای این زمانبندی و هم مداری و هم مکانی از نظر سایت که با استاد بزرگ و بهترین دستانت بر روی زمین داریم
خدایا شکرت برای صلات امروزم و بجا اوردن تعهدم و تفکر در باره سوالات جلسه و رسیدن به این علم و اگاهی و تغییرات مثبت زندگیم در این دوسالی که با استاد اشنا شدم
خداوند بهترینها رو نصیب دل مهربون همه شما و من کنه
سام به استاد عزیزم و همه دوستان نازنینم در این سایت الهی ….
قبل از خواندن کامنت ها تصمیم بر نوشتن کامنت شد و میخوام در مورد موضوعی که اخیرا ایجاد شد براتون بگم …
قدیمی تر های سایت میدونن که من ارایشگر هستم و سالن زیبایی دارم … حدود ده روز پیش من میدیدم که مشتری هام داره کم میشه و هر فایلی که گوش میکردم استاد داشت میگفت باید تغییر کنی وگرنه همه چیز برمیگرده به حالت قبل …منم این نشانه رو فهمیدم و شروع کردم رفتن تو خلسه و فکر کردن که خدا چندتا ایده و موقعیت عالی واسم فرستاد که دارم کم کم اجراشون میکنم و میدونم که در دلشون کلی پیشرفت هست .چون هر سری که به تضادهای اینشکی میخورم فوری خودمو جمع و جور میکنم و بعدش یه پیشرفت و جامپ عالی دارم …
الهی هزاران مرتبه شکر که خداوند هرلحظه به ما کمک میکنه و مارو هدایت میکنه …
سلام استاد عزیزم و مریم جان شایسته
من واقعا تو قعر مشکلات بودم خیلی اوضاع از همه لحاظ خوب نبود و به واسطه یه دوست به سایت شما هدایت شدم و واقعا هرفایلی که گوش میدادم رو نوشتم و تغیراتم شروع شدم از لحاظ بدنی لاغر و خوش اندام شدم. مغازه خودم رو راه انداختم . دو تا شغل داشتم با کلی درآمد و ماشین صفر خریدم برای خودم و خداروشکر میکنم که با احساس مثبت کلی مشتری خوب جذب میکنم و هنوز باورهای من ایراد داره چون تعداد اندکی مشتری بدحساب دارم . و استاد شغلی که در دفترخانه داشتم رو با آغاز پروژه تغیر رها کردم و به دلیل اینکه احساس میکردم با علاقه انجام نمیدم و برام رنج آور شده بود . الان دارم روی خودم کارمیکنم و امید دارم که خیلی همه چی اوکی میشه .خدارو شکر بابت همه چیز
در روابط عاطفی هنوز باورهام ایراد داره و فرد به سردی رفتار میکنه و من توجه کردم وقتی رها میکنی بهتر میاد سمتت. و هنوز باید روی خودم و باورهام کارکنم. ممنونم استاد
بنام خداوند بخشنده ومهربان، بنام او که هرچه دارم از اوست
یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَراً وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً وَیُحَذِّرُکُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَاللّهُ رَؤُوفُ بِالْعِبَادِ
روزى که هر کس، هر کار نیکى انجام داده حاضر بیابد و هرچه بدى کرده، آرزو مى کنداى کاش بین آن عمل و او فاصله اى دور مى بود. وخداوند شما را از (مخالفت امرش) بر حذر مى دارد و (در عین حال) خداوند به بندگان مهربان است
پروردگار مهربانم، خالق زیباییها و منبع تمام نعمتها،
در این لحظه، زبان به شکر و قلب به تسبیح تو گشوده میشود. در برابر سخاوت بیکران و حکمت بینظیرت، سر تعظیم فرود میآورم و تو را برای موهبتهای آشکار و پنهانت سپاس میگویم.
تو را شکر میگویم برای نعمت حیاتی سلامتی که توان حرکت، اندیشیدن و زیستن را به جسم و جانم بخشیده است؛ موهبتی که ریشه تمام لذتها و فرصتهاست.
سپاس بینهایت برای این خانهی باشکوه، زمین؛ برای آفرینش طبیعت زیبا، جنگلهای سبز، کوههای استوار و آبهای روان. هر برگ، هر گل و هر منظرهی دلانگیز، تابلویی از عظمت و مهر توست که روحم را نوازش میدهد.
تو را سپاس برای آسمان بیانتها و پر رمز و رازت، برای نور حیاتبخش خورشید که گرما و روشنایی میبخشد و زندگی را ممکن میسازد، و برای آرامش نقرهای ماه در شبهای تاریک که راهنمای دلهای سرگردان است
برای موهبت شگفتانگیز رنگها که جهان را از یکنواختی نجات داده و زندگی را به جشن و زیبایی تبدیل کرده است؛ هر طیف و سایهای، نشانهای از لطف هنرمندانهی توست که به دیدگانم جلوه میبخشد.
بالاتر از همه، تو را شکرگزارم برای حضور مستمر و نورانیات در لحظه لحظهی حیاتم. حضوری که تکیهگاه قلب من است، مرا از تنهایی میرهاند و هر دم یادآور این است که من در پناه مهر بیانتهای تو هستم.
خداوندا،
این قلب مملو از سپاس و این جان لبریز از شکر را از من پذیرا باش. به من یارای آن ده که از این نعمتها به شایستگی استفاده کنم و همواره قدردان لطف تو باشم.
آمین.
سلام به استاد عزیزم
سلام به استاد شایسته مهربانم
سلام به دوستان بهشتی ام
خدایا شکرت بخاطر این نشانه پربرکت
واقعیت بیرونی ما بازتابی از وضعیت درونی ماست.
نکته اصلی که استاد بر آن تأکید دارند، قدرت مطلق ما، در لحظه حال است،هیچوقت اوضاع آنقدر بد نیست که نتوانی کاری بکنی»: این جمله ما را از دام قربانی بودن رها میکند. فارغ از اینکه در گذشته چه اتفاقی افتاده یا شرایط کنونی چقدر سخت به نظر میرسد، قدرت تغییردهنده ما همیشه در «همین لحظه» است.
هر فکری که انتخاب میکنیم، یک «فرکانس» به جهان ارسال میکند، احساسات ما (مثلاً ترس، ناامیدی، یا عشق، شادی) شدت این فرکانس را تعیین میکنند.
اگر در دایره افکار و احساسات قدیمی گیر کنیم(مثلاً «من لایق موفقیت نیستم»)، جهان نیز همان فرکانس را دریافت کرده و نتایجی مشابه گذشته را به ما بازمیگرداند.
به محض اینکه ما آگاهانه تصمیم میگیریم متفاوت فکر کنیم و احساس بهتری را انتخاب کنیم (حتی اگر شرایط بیرونی هنوز تغییر نکرده باشد)، جهان فوراً به آن فرکانس جدید ما پاسخ میدهد و فرصتها و مسیرهای جدیدی را برای هماهنگسازی با وضعیت درونی جدید ما فراهم میآورد.
ما در هر لحظه آینده خود را با تنظیم فرکانس کنونیمان میسازیم، نه اینکه محکوم به تکرار گذشته باشیم.
جهان مانند یک آینه بسیار دقیق عمل میکند. هر چیزی که ما توجه خود را روی آن متمرکز کنیم (چه کمبودها و مشکلات، چه فرصتها و داشتهها)، تقویت میشود.وجهان، افراد، ایدهها، و موقعیتهایی را جذب میکند که با فرکانس فعلی ما (نه فرکانس گذشته یا آیندهای که میخواهیم) همخوانی دارند.
اگر فرکانس ما ترس است، جهان موقعیتهایی را میفرستد که احساس ترس بیشتری کنیم.
اگر فرکانس ما قدردانی و اعتماد است، جهان فرصتها و افرادی را میفرستد که این احساسات را تقویت کنند
تغییر سریع از دره به قله ممکن هست ، زیرا کنترل کانون توجه و انتخاب احساسات در «لحظه حال» یک عمل سریع است. با انتخابِ آگاهانه باورهای مثبت و احساس بهتر، ما به طور لحظهای فرکانس خود را ارتقا میدهیم و جهان شروع به همگامسازی سریع با آن میکند
نشانه ها ،هشدارهای کوچک و ملایم جهان هستند که به ما میگویند «این مسیرچیزی نیست که ما میخواهیم و نیاز به بازنگری داریم.»
اگر ما نشانه ها رو نادیده بگیریم ودر برابرتغییر مقاومت کنیم ،جهان موقعیتهارا تشدید میکند ،«ضربهها» مشکلات بزرگتر و دردناکتری هستند که هدفشان وادار کردن ما به تغییر اساسی است.
این ضربهها لزوماً مجازات نیستند؛ بلکه تلاشهای شدیدتری از سوی جهان برای شکستن الگوهای محدودکننده ما و بازگرداندن ما به مسیر هماهنگشده با اهداف روحیمان است. اگر نادیده گرفته شوند، میتوانند مخرب باشند
تمرین
آیا تا به حال در زندگیات به «تهِ دره» رسیدهای؟
جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانهای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟
زمانی که به این مسیر هدایت شدم بعد از کار کردن روی آگاهیهای دوره عزت نفس وقانون آفرینش ،به نتایج قابل توجهی در زندگی ام رسیدم بعد از آن دچار روزمره گیهای زندگی شدم وفراموش کردم که کار کردن روی ذهنم یک امردائمی وهمیشگی است ،با اینکه هراز چند گاهی جهان با نشانه های کوچیک به من میفهماند که باید تغییر کنم ولی من تا کمی اوضاع بهتر میشد دوباره رها میکردم تا آخرین تضادی که در دی ماه 1401 برام پیش آمد که نه تنها فرزندم رو از دست دادم بلکه بخش اعظمی از سلامتی ام تحت تاثیر اون تضاد قرار گرفت به نحوی که حتی کارهای شخصی ام رو نمیتونستم انجام بدم ،بعد از اون تضاد متوجه شدم زنده ماندنم فرصت دوباره ای است که خداوند به من داده ،از همان لحظه مسئولیت آن را به عهده گرفتم ودر برابر خداوند اعلام عجز کردم واز خودش خواستم تا کمکم کنه دوباره دراین مسیر قدم بردارم وهمین که من پذیرفتم مسئولیت این اتفاق را خداوند جوری درها رو برام باز کرد ودلها رو نرم کرد وآدمهایی رو به زندگی ام آورد که باور کردنی نبود ومن بعد از آن شروع کردم با تعهد بیشتر روی خودم کار کردن ،از طریق فایل های سفربه دور آمریکا وسریال زندگی در بهشت وکنترل ورودیهای ذهن وتمرکز روی نعمتهایی که داشتم وسپاسگزاری بخاطر داشتنش سعی کردم در ساعات بیشتری رو در احساس خوب بمانم وهمین که من به احساس خوب نسبتاً پایدار رسیدم شرایط من نیز تغییر کرد،سلامتی ام رو تا حدود زیادی بدست آوردم ،از کار کارمندی که تا اون زمان بخاطر ترس وباور کمبود تحمل میکردم استعفا دادم ….وبه لطف خدای مهربان این مسیر ادامه داره وهرروزسعی کردم امروزم بهتر از دیروزم عمل کنم ویک قدم کوچیک در جهت بهبود زندگی ام بردارم
خدایا شکرت….شکرت…شکرت
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
تو مبین اندر درختی یا به چاه تو مرا بین که منم مفتاح راه
الان میخواستم به موقعیت های سخت زندگیم اشاره کنم که خدا دستم را گرفت آوردم بیرون بعد یادم انداخت که تمام اون لحظات سخت که سخت تر هم میشد اولش با یک نگرانی یا ترس کوچیک یا دلخوری از کسی یا حرفی بوجود اومده بعد به شاخ و برگ هاش اضافه کرده و خودشو گسترش داده
خلاصه اولش یک مسئله کوچیک بوده که این قدر بهش دامن زدم که بغرنج شده بود
یکم بیشتر دقت کردم دیدم من هر بار هر بار هر لحظه ای که دچار افکار منفی میشوم اگر نور هدایت خدا به قلبم نتابد ، تا ته ته دره سقوط میکنم
در واقع خودم را تو یک مسیر سربالایی میبینم که یا دارم با شادی و لذت با حال خوب به سمت بالا حرکت میکنم یا دست از حرکت کشیدم و دارم آهسته آهسته پایین میروم در حال سقوطی هستم که دارد شدت میگیرد.
بارها اینو تو زندگیم تجربه کردم
تا به جایی سقوط کردم که به نبودن تو این دنیا فکر کردم
روزهایی که فقط میگفتم هیچی نمیخواهم خدایا امید به زندگی را بهم برگردون
ولی همیشه خدا بیشتر از ما هوامون را دارد
قعر جهنم هم که بودم منو نجات داد
اما حالا یاد گرفتم نگذارم خیلی سقوط کنم
نگذارم تا ته دره برم .
نگذارم از ته جهنم بکشدم بیرون
نگذارم کار به اونجا بکشه
زود صداش کنم
زود حواسم را جمع کنم
زود به خودم بگم در چه حالی
چی بهمت ریخته؟
که اکثرش توهم ذهنیه
یا قدرت دادن به بقیه است تو ذهن ،
یا ترس و نگرانی از آینده ای که نیومده است ؟!
(اصلا این خودش خنده داره!! آینده که هنوز نیومده چرا باید نگرانش باشیم)
یا عذاب وجدان غم وحس گناه نسبت به کارهای گذشته است
در صورتیکه
ما چیزی جز لحظه حال نیستیم
ما در هر لحظه داریم اتفاقات آیندمون را خلق میکنیم
میشه تغییر بدهی اوضاع را چون
ما در هر لحظه در حال ارسال فرکانس هایی هستیم که جهان اونها را به خودمون بازتاب میده
یادم اومد اون موقع که در اوج احساسات بد بودم به خودم نهیب میزدم
نگران بودن به هیچ کس کمک نکرده
اگر به این حالت ادامه بدهی سلامتی ات را هم از دست میدهی
و شعری که نور امید را به دلم برگردوند
در شکست پای بخشد حق پری. هم ز قعر چاه بگشاید دری.
تو مبین که بر درختی یا به چاه. تو مرا بین که منم مفتاح راه..
مولانا
خداروشکر میکنم بر هر لحظه ای که بهش نزدیکم
هر لحظه ای که یافتمش . دارمش
چون او هست، نزدیکم هست ، این منم که باید ببینم کجام ؟
پیش یار هستم یا پیش شیطان نجوا
بسیار عالی استاد جان واقعا واسه من همینطوره الان خداوند همش داره بهم نشونه میده همش دوروبرم نشونه های درست بودنو دقیق بودن و ثبات قوانینه خدایا شکرت واقعا شکرت آقای عباسمنش احساس میکنم اتفاقات بزرگتر دارن یواش یواش میفتن اتفاقات خوب کوچیک که خیلی زیادن اما الان الان یواش یواش دارن بررگتر میشن خیلی عالیه خیلی عشق میکنم خداروشکر استاد جان جیگرتو خیلی خیلی ممنون❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
به نام خداوند بخشنده مهربان
با یاد و نام تو که آرام بخش همه وجودم هستی.
گام 4،ازپروژه تغییر را در آغوش بگیر
خلاصه گفتگو با شهسان
من کسی بودم که 4 سال پیش به خاطر یک اتفاق بد مالی به قعر دره افتادم و ناامید بودم.
الانی که اینجا ایستادم خدا را شکر میکنم که هر روز به واسطه صحبتهای شما و آموزههاتون را خوندم ،پنیرم رو جابجا کردم.
وازیه شرایط بسیار جهنم بار نجات پیدا کردم و در سن 46 سالگی، لطف خداوند و آموزههای شما بوده که من رو نجات داده.
من از یک جایی بلند شدم که اگر نمیجنبیدم و اگر لطف خداوند نبود و اگر نشانهها را دنبال نمیکردم حسابم با کرام الکاتبین بود.
پاسخ استاد
بزرگترین گناه ناامیدیه و این امید رو آدم داشته باشه حتی اگر مسیررو گم کرد حتی اگر رفت به ته دره.
واقعا راه هست ما تلاشمون این است که قبل از اینکه بریم ته دره پرواز کنیم.
ولی بالاخره ممکن است به هر دلیلی ما بریم ته دره.
این خیلی خوبه که میشنویم که آقا من ته دره هم رفتم ولی تونستم بلند شم.
اینکه خیلیا میگن نه آقا کار تموم شد آب که از سر گذشت چی وجب چه صد وجب،و ناامیدی مطلقه.
خیلیا فکر میکنن نمیشه چیزی رو تغییر بدهد، در واقع یک مرده متحرکند .
ولی وقتی آدم این داستانها را میشنوه،میبینی چقدر آدمها کتابها نوشتند،در مورد افرادی که به ته دره رفتند و دوباره برگشتند بالا و به قله رسیدند آدم این امید رو به خودش میده اگر اون پایین هستند،الان به هر دلیلی،تو روابط عاطفی ،تو مسائل مالی مسائل جسمانی میشه تغییر بدی اوضاع را.
ما در هر لحظه، در حال ارسال فرکانسهایی هستیم که جهان فرکانسهای ما را دریافت میکنه و اتفاقات شرایط موقعیتها ایدهها وافرادی را که همسنگ هم فرکانس با فرکانسهای ارسالی ما باشد وارد زندگی ما میکنه.
ما در هر لحظه،داریم اتفاقات آیندمون را خلق میکنیم،ما در این لحظه داریم اتفاقات،لحظات بعد را خلق میکنیم.
ما چیزی جز لحظه حال نیستیم،ما گذشتهمان نیستیم.
اگر به هر دلیلی در گذشته مسیر نادرست رفتیم به محض،اینکه تصمیم بگیریم و از این لحظه شروع کنی به تغییر خودمون شروع کنیم به تغییر نگاهمون شروع کنیم به کنترل کانون توجهمون شروع کنیم به کنترل ذهنمون شروع کنیم به توجه به نکات مثبت،شروع کنیم به ایجاد باورهای مثبت از همین لحظه اوضاع شروع میشه به بهبود پیدا کردن. و این بهبود واقعاً میتونه سریع باشه.
واقعا از دره ما رو به قله ببرد.
یادتون باشه هیچ وقت اوضاع اونقدربد نیست که نشه کاری بکنیم.
اگر زندهای تا زنده هستی میتونی اوضاع رو عوض کنی.
چرا ؟به یک دلیل ساده
به این دلیل که جهان هر لحظه داره فرکانسهای تو را دریافت میکنه و اتفاقات رو داره برات رقم میزنه.
دلیل اینکه زندگی خیلیا مثل گذشتهشون است به خاطر اینکه فرکانسهاشون مثل گذشتهشان است.
به خاطر اینکه کانون توجهشون مثل گذشتهشون است به خاطر اینکه باورهاشون مثل گذشتهشان است به خاطر اینکه افرادی که باهاشون در ارتباط هستند مثل گذشتهشان است.
به خاطر اینکه طرز فکرشون مثل گذشتهشون است
به خاطر اینکه رفتارشون مثل گذشتهشون است.
دلیل اینکه یک سری از آدمها کلاً یه زندگی مزخرفی دارند هم گذشتهشون هم حال هم آینده.
ولی این به این معنا نیست که مجبوریم دیگه همین اوضاع رو تحمل کنیم
نه،اگر بتونیم مثل گذشتهمون عمل نکنیم
اگر بتونی مثل گذشتهمون فکر نکنیم
اگر بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم
اگر بتونیم باورهامونو کنترل کنیم و بهتر کنیم به همون در همین لحظه اتفاقات لحظه بعد رو داریم رقم میزنیم.
این اون چیزیه که همیشه به من امید داده همیشه به من امید داده،هر وقت که اوضاع به هر دلیلی ناجور بشه من میگم اشکال نداره
از این لحظه حواسم نبوده به هر دلیلی گول خوردم افتادم توی روزمرگی
اشکال نداره از همین لحظه تصمیم میگیرم شروع میکنیم به کنترل ذهن کردن شروع میکنیم توجه به نکات مثبت شروع میکنی به کار کردن روی خودمون و میتونیم اوضاع رو تغییر بدیم و همیشه هم زندگی من به همین شکل دوباره تغییر کرده.
هرچند که باز هم تاکید میکنم اگر که خیلی باهوشتر باشیم نمیذاریم اوضاع بد بشه ولی به هر دلیلی که بد شد هیچ وقت امیدمون رو از دست نمیدهیم به خاطر اینکه قانون اینه که در هر لحظه با افکارمون داریم اتفاقات رو حتی یک لحظه بعد رو داریم رقم میزنیم.
گفتگو با سعید
3 سال پیش فایلهای شما به دستم رسید و روایتی که پایدار گوش میکردم یه فایلی بود یه فایل 3 دقیقهای بود و طی 24 ساعت اینقدر اتفاقات عجیب و غریب افتاد که از خوشحالی و از اتفاقات عجیب نشستم.
و چطوری با سپاسگزاری داره این اتفاقات رخ میده.
انقدر احساسم خوبه و اینقدر حالم خوبه
اینقدر حالم رو خوب نگه داشته صحبتهای شما شنیدن موهبتهایی که دارید از سپاسگزاری میگید به ما
و باعث شدید که راحت بتونیم با خدا صحبت کنیم
ما همیشه خدا را خیلی بزرگ میدیم گفتیم نمیشه چه جوری باهاش صحبت کنیم چه موقع از روز ولی الان اینقدر راحت از صبح تا شب اینجوری فرکانسهامونو یاد گرفتیم تنظیم کنیم و واقعاً معجزه داریم میبینیم.
هر روز دارم معجزه میبینم خدا را شکر که در رشد هستم.
پاسخ استاد:
بیشتر از خانمها میشنیدم این جنس از صحبت را که من توی رابطهای بودم با یه آقایی و این رابطه فقط مورد سوء استفاده قرار میگرفتم.
این روند نادرست یعنی جهان داشته یک بلندگو دست گرفته بوده میگفته مسیرت اشتباهه
این آدم آدم مناسبی نیست تو هر روز داری ضربه میخوری ولی فقط به خاطر اینکه نمیتونی تغییر بدی به خاطر اینکه نمیتونی احساساتت رو کنترل کنی نمیتونی مسیرو پیدا کنی نمیتونی بفهمی که این مسیر نادرسته داری ادامه میدی و ضربه و ضربه و ضربه از لحاظ روحی از لحاظ مالی از لحاظ کاری از لحاظ اعتباری از لحاظ سلامتی جسمانی.
طرف تغییر نمیکرد تا کی؟
اغلب ما اینجوری هستیم یعنی اون چکش رو که خوردی هیچی اون لگدکه خوردیم هیچی اون پتک رو که خوردیم هیچی دیگه جهان هزار تن برداشته میکوبه تو مغز ما شاید که بعضیامون بیدار بشیم
طرف تغییر نمیکرد تا وقتی که یارو ولش میکرد.
داشته از این یارو سوء استفاده میکرده و این یارو داشته باج رو میداده.
یعنی این شکلی داشته بلا سر طرف میآورده،ولی طرف نمیفهمیده
نمیتونسته ذهنش رو کنترل کنه،نمیتونسته مسیرش رو درست کنه ،اعتماد به نفس،
بعد دیگه باج داده اعتبارشو داده جسمشو داده روحیهاش را داده،باز هم این همه ضربه خورده خودش یارو رو ول نکرده یارو این دختر رو ول کرده.
بابا تو تا کجا باج دادی تو تا کجا رفتی
آخرشم ول نکرده آخرشم یارو تورو ول کرده
بابا تو چرا بیدار نمیشی.
حالا اگر طرف بیدار نشه،که در اغلب موارد بیدار هم نمیشد،تغییر نکرده بود،این سیکل ادامه پیدا میکرد یعنی یارو ولش کرده بود رفته بود،و این یارو میرفت تو در و دیوار و یه مدتی گریه و زاری و افسردگی.
بعد چه اتفاقی میافته ؟
وقتی که شما درست رو نمیگیری وقتی که شما،
تغییر نمیکنی وارد یه رابطهای دیگهای میشد عین همین سیکل براش ادامه پیدا میکرد
و دوباره سو استفاده و دوباره یارو ولش میکنه نه اینکه این بفهمه.
جهان داره به ما نشانه میدهد،برای اینکه تغییر کنیم خداوند نشانه میدهد برای اینکه تغییر کنیم
اما اگر تغییر نمیکنیم اوضاع فقط میتواند بدتر شود این را به خودتون بگید
از اهرم رنج و لذت ازش استفاده کنید
اگر داری نشانهها را میبینی و تغییر نمیکنی،فکر نکن که با همین روند ضربهها هست.
ضربهها با هر بار که زمان میگذره و درست نمیکنی ضربهها محکمتر میشه
ضربهها شدیدتر میشه و ویران گرتر میشود
این را به خودت بگو تا کمک کنه تغییر کنه.
سلام و درود خدمت جناب استاد عباسمنش و خانم شایسته گرامی.
بقول سعید عزیز،استاد شما به ما یاد دادید چطوری با خدا صحبت کنیم.
یادمه از دوران کودکی پدرم همیشه می گفت نماز بخون،و بعد از پایان نماز با خدا صحبت کن و از خدا چیزی بخواه.
بقول خودتون استاد،این باورها نسل ها دست به دست شده تا رسیده به دست ما،و من شاکر خداوند هستم که شمارو گذاشت در مسیر زندگیم تا باورهامو تغییر بدم و باورهای جدیدی رو منتقل کنم به بچه هام.
در مورد این فایل باید بگم من دقیقا الان ی شرایطی برام پیش اومده که دارم سقوط می کنم به سمت ته دره،اما از این طرف طناب ایمان و باورهامو سفت و محکم بهش چسبیدم و دارم کنترل ذهن انجام میدم تا بقول شما قبل از رسیدن به ته دره با کمک خداوند پرواز کنم.
خیلی برام جالبه،راه غلطی که قبلا رفته بودم و با کمک خداوند از اون راه برگشته بودم رو دوباره دارم تکرار می کنم.
دلیلشم می دونم چون بقول استاد توی باد موفقیت برگشت از اون راه غلط خوابیده بودم.
دوستان و همکلاسی های عزیز،ما مرتب باید روی همه ی جوانب زندگیمون کار کنیم،از روابط با همسر تا رفتار با فرزند،از پیشرفت در حوضه ی تخصصی بگیرید تا پیشرفت و توسعه و رشد فردی.
چون ما هر چقدر به وزن علم و آگاهیمون اضافه کنیم،با همین داشته ها میریم دنیای پس از مرگ.
مثلا اگر اعتیاد داشته باشی،با همین اعتیاد میری دنیای پس از مرگ.
مثال بارز این مساله اعتیاد در برنامه اقای موزون«زندگی پس از زندگی»بود.
طرف مصرف کننده مواد بود و تجربه نزدیک به مرگ داشت و می گفت روحم میرفته در مکان هایی که داشتن مواد مصرف می کردن و من هم دوست داشتم مواد مصرف کنم که نمیشده.
صحبت رو کوتاه می کنم و خواستم طبق تعهدی که به خودم دادم تمارین این پروژه رو انجام داده باشم.
خدانگهدار همه ما باشه…
به نام خدا ..سلام به همه ی عزیزای دلم و استاد نازم …
فاطمه براتون مینویسه ….
راستش من کلا خیلی زود گذشت رو یادم میره اما میخوام از اتفاقاتی بنویسم که همین چد روزه پیش برام رخ داد بگم …من خیلی دختر خوش شانسیم و هیچ وقت زندگیم اونقدر بد نشده که به قعر زمین برم اما از اونجایی که من خیلی زیا دلنازکم و برای اتفاقات خیلی کوچیک هم ناراحت میشم و میگم همیشه باید همه چیز عالی باشه یه مقدا تضادها برام سخته …
دو هفته ی پیش بود که فهمیدم یه جای کار میلنگه … مشتری هام داشت کم میشد و همه ی فایل هایی که گوش میدادم داشت میگفت باید تغییر کنی …منم نمیدونستم چطور … یه برهه ی دو سه روزه ناامیدی رو تویه قلبم حس کردم … اما با کنترل ذهن زیاد و گوش دادن فایل ها بلندشدم و موقع بلند شدن یک عالمه ایده ی خفن برای کسب و کارم بهم الهام شد و من دوباره امیدوار شدم به خدایی که وهابه و وبه خدایی که هیچ وقت مارو به حال خودمون نمیزاره … و جدی تر دارم روی خودم کار میکنم و ممنونم برای این جلساتی که پر از در و گوهر و گنجه …خیلی خوشحالم که دارم دوره رو کار میکنم و مطمینم که اتفاقات خوب در حاله افتادنه … مطمینم…الهی هزاران مرتبه شکر
سلام استاد عزیزم عاشقتونم
این فایل برای من فوق العاده بود
دقیقا همونی بود که تو این لحظه میخواستم و باید هر موقع که نا امید میشم گوشش کنم .
هر موقع که حس کردم نمیشه این شرایط رو بهبود داد یا برای این کار خیلی دیر شده گوش کنم .
واقعا فوق العاده است.
اینکه بدونی هر جا که باشی تو هر شرایطی میتونی تغییر کنی کافیه کانون توجه و فرکانس ات تغییر کنه .
تو هر شرایطی تاکیید استاد فوقالعاده قلب آدم رو مطمئن تر میکنه و دیدن مثال هاش هم همین طور.
چقدر آدم هایی بودن که از نظر سلامتی خیلی اوضاع شون خطرناک بوده و توی دوره قانون سلامتی مثال هاش رو دیدیم که با تغییر ورودی هاشون و تصمیمشون به تغییر بهبود پیدا کردن.
چقدر آدم هایی هستند که با وجود سن بالا شروع به بیزینسشون کردن و به دلیل باور هاشون موفق شدند .
چقدر آدم هایی بودن از فقر مطلق شروع کردن و مولتی میلیاردر شدن .
چقدر آدم هایی بودن در خانواده های نامناسب و موفق شدن .
پس میشه فهمید همش ذهنه ماست .
ماییم که خودمون رو محدود میکنیم و با نا امیدی که بزرگ ترین گناهه خودمون رو متوقف میکنیم .
در حالی که همیشه راه حل هایی هست .باید تکامل رو در نظر بگیریم در کنارش تا با انگیزه بمونیم مثلا اگه طرف قرض داره همین که میبینه قرض هاش تموم شدن خودش پیشرفته و پله پله به مسیر های بعدی برای پیشرفت هدایت میشه اما اگه نا امید بشیم یادم به مثال فیلم راز افتاد که میگفت جوانه ای که کاشتیم با آبیاری هامون یکمی دیگه مونده سبز شه اما نامیدی و ادامه ندادن مسیر مثل قطع کردن آبش میمونه و گیاه میخشکه .
یه جمله قشنگی بود خوندم که قانون تکامل رسیدن به خواسته رو میگه :
Many of life’s failures are people who didn’t realize how close they were to success when they gave up.
حالا اگه فراموش کردیم و شکست خوردیم و دچار روز مرگی شدیم اشکال نداره دوباره شروع کن درس اون تجربه رو بگیر و بدون دنیا تموم نشده تا وقتی زنده ای میتونی فرکانس ات رو عوض کنی و موفق شی .و باور این موضوع چقدر آدم رو شاد تر و امید وار تر میکنه برای شروع کار و تجربه های جدید.
نگران نیستی و میگی اوضاع خوب شد خوبترش میکنم بد شد فرکانسم بهبود میدم درسش رو میگیرم و دوباره خوبش میکنم .
باور این موضوع باعث میشه رها باشی و همیشه حرکت کنی و از مسیر لذت ببری و متوجه شی زندگی یعنی همیشه سعی کنی اوضاع رو بهتر کنی حتی یه کم. و این جوری واقعا زندگیت برات همیشه لذت بخشه .
خدایا هر انچه دارم از توست
الهی به امید تو
بریم برای ردپای جلسه 4
آیا تا به حال در زندگیات به «تهِ دره» رسیدهای؟
جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانهای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟
لطفاً تجربهات را بنویس:
چطور توانستی از آن موقعیت سخت بیرون بیایی؟
چه نشانه یا آگاهی باعث شد دوباره بلند شوی و باور کنی میشود اوضاع را تغییر داد؟
راستش رو بخواین الان که این رو مینویسم گام 6 هم روی سایت اومده ولی من تا4 رو گوش دادم و چون تهعد دادم همزمان با دوره لیاقت جلو بیام و هر جلسه رو کامنت بزارم و روی این سوال خیلی فکر کردم که واقعا من تو زندگی به قعر دره رسیدم تا به این زمان یانه ؟
واقعیت اینو بگم که من کلا در خانواده ای بودم شکر خدا که ناامیدی معنا نداشت و همیشه امید بوده در بدترین شرایط مخصوصا مادرم که خیلی خوش فکر و پرامید بود هر مسله ای که پیش میومد راه حلش رو با امید و توکل پیدا میکرد و برای من یه الگوی عالی شده که مثلا یه مسله پیش بیاد بجای ترس و نگرانی به مدت زمانی که دارم اول فکر میکنم بعد با ارامش زمانبندی رو در اون مدت زمانی که دارم رو مدیریت میکنم و مدل کاری که بشه تو اون تایم انجام بدم رو خودبخود بهم الهام میشد و از پسش راحت برمیومدم و بخاطر همین یادم نمیاد برای مسله ای به قعر دره رفته باشم تا الان از مسیر دور شدم یا اشتباه رفتم ولی به قعر نرسیدم
اصلا همین باور باعث شد همیشه جستجوگر باشم منی که الان39 سالمه و مادرقشنگم 58 سالشه و ایشونم بامن و خواهرام تو سایت هستند و فعالن و هنوزم الگوی من هستند در این باور ، که با استاد اشنا بشیم و بهبود بدیم مسیرمون رو برای روغنکاری و روان شدن چرخ زندگیمون و لذت بردن از فرصتی که خدابهمون داده ٫باشیم.
طوری عادی شده که این سبک تفکر و زندگی رو که بقول استاد من نازیبایی ها دیگه خیلی یادم نمیاد و شیار و مسیر عصبی جدید به لطف خداوند یعنی شکل گرفته و هر بار عمیقتر میشه با تعهد و ماندگاری و ایمان به خداوند و قوانین و مسیرش و همچنین اهرم رنج و لذت که خیلی کمک کننده بوده برام. خود این باعث میشه در مسیر باشی و با ایمان و قدرت ادامه بدی
خدایا من به تنهایی و بدون تو هیچ ام
من تسلیمم و فقیرم به هر انچه که از سمت تو برایم بیاید
خدایا شکرت برای این زمانبندی و هم مداری و هم مکانی از نظر سایت که با استاد بزرگ و بهترین دستانت بر روی زمین داریم
خدایا شکرت برای صلات امروزم و بجا اوردن تعهدم و تفکر در باره سوالات جلسه و رسیدن به این علم و اگاهی و تغییرات مثبت زندگیم در این دوسالی که با استاد اشنا شدم
خداوند بهترینها رو نصیب دل مهربون همه شما و من کنه
️️️
به نام خدا …
سام به استاد عزیزم و همه دوستان نازنینم در این سایت الهی ….
قبل از خواندن کامنت ها تصمیم بر نوشتن کامنت شد و میخوام در مورد موضوعی که اخیرا ایجاد شد براتون بگم …
قدیمی تر های سایت میدونن که من ارایشگر هستم و سالن زیبایی دارم … حدود ده روز پیش من میدیدم که مشتری هام داره کم میشه و هر فایلی که گوش میکردم استاد داشت میگفت باید تغییر کنی وگرنه همه چیز برمیگرده به حالت قبل …منم این نشانه رو فهمیدم و شروع کردم رفتن تو خلسه و فکر کردن که خدا چندتا ایده و موقعیت عالی واسم فرستاد که دارم کم کم اجراشون میکنم و میدونم که در دلشون کلی پیشرفت هست .چون هر سری که به تضادهای اینشکی میخورم فوری خودمو جمع و جور میکنم و بعدش یه پیشرفت و جامپ عالی دارم …
الهی هزاران مرتبه شکر که خداوند هرلحظه به ما کمک میکنه و مارو هدایت میکنه …
فاطمه عاشقتونه