«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز454MB38 دقیقه
- فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز26MB28 دقیقه














به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ثروتمندم
درک من از این فایل این بود که کار درست راانجام بدم و تمرکزم روی کارم باشه و اصلا دنبال حاشیه نباشم و اینکه با دیگران بحث کنم دیدگاه من درست هست و مال دیگران غلط ،
سعی کنم قانون را خوب درک کنم و همیشه از آن استفاده کنم و مصداق آیه 62 یونس باشم لا خوف علیهم و لایحزنون، سعی کنم از نیروی هدایت الله استفاده کنم و به خودم بگم که من روی توانایی خودم حساب نمی کنم ، چون من نمی دانم و همیشه از خداوند هدایتگر هدایت می خواهم و می دونم اگه حرکت کنم ، به من الهام میشه .
خدایا شکرت
با سلام به استاد عزیز
استاد چند وقت پیش رفتم طبقه پایین خونمون دیدم مادر و پدرم اخبار زدن مهمان هم داریم دارن گوش میکنن – اونجا اخبار داشت یک فردی رو نشون میداد که یک کارخانه گلاب – و اب لیمو – داشت البته کلی زمین هم داشت که گل می کاشت و غیره و اون فرد میگفت من سالی 50 میلیون دلار گلاب دارم صادرات میکنم حالا به غیر از فروش داخل کشور سالی 50 میلیون دلار گلاب صادرات میکرد – استاد خیلی برای من جالب بود من داشتم روی فرکانس هام کار میکردم همون لحظه رفتم پایین سریع خداوند این فرد رو به من نشان داد که خودت رو محدود نکن ببین سالی 50 میلیون دلار داره گلاب صادرات میکنه – واقعا شاید کسی باور نکنه اگر به کسی بگی ولی به خدا داشت اخبار نشون میداد بی نهایت ثروت هست بی نهایت نعمت هست – واقعا من خودم توی اون لحظه احساسم دگرگون شد به خودم همون جا گفتم بی نهایت نعمت هست بی نهایت ثروت هست توی دلم داشتم تکرار میکردم –
خدا می دونه فروش داخل کشورش چقدر زیاده همون جا اون شخص رو انقدر توی دلم تحسین کردم گفتم افرین دمت گرم که انقدر پول میسازی خدا خیرت بده – بببین چقدر ادم استخدام کردی بهشون پول میدی – چقدر به این انسان ها نون میدی دمت گرم نوش جونت – بعد از اونجا از خدای رحمان خداستم گفتم خدایا من هم میخوام ازادی مالی داشته باشم
استاد به امید خدا میخوام محصول روانشاسی ثروت 3 و 1 رو بخرم – از خدا خواستم نمی دونم از خدا خواستم یک کاری برای من جور کنه که برم سر کار یک چند تا ایده هم زده به برسم به یک کارهایی بکنم برم یکجای کار کنم – اگر از پدرم پول بخوام به من میده خیلی بهش بگم – اما دوست ندارم دوست دارم خودم بخرم خودم بهاش رو پرداخت کنم – تا کی میخوام از پدرم پول بگیرم – خسته شدم – خودم میخوام برم بیرون کار کنم بهای محصولات شما پرداخت کنم – دوست دارم به خودم بگم من انسان ارزشمندی هستم برای رشد و پیشرفت خودم باید بهاش رو پرداخت کنم – استاد به شکر خدا میخوام برم یک سال بیرون کار کنم این محصولات رو بخرم – و خبر خوب من اینکه پدر من یک طبقه رو کاملا داده به من که بتونم روی باورهام کار کنم البته بهش گفتم دارم درس میخونم درس محصولات عباس منش اینم درس دیگه درس زندگی درس درست و خوب زندگی کردن اون کتاب های اشغال دو هزاری دانشگاه به درد من نمیخوره – حالا به امید خدا میخوام این محصولات رو بخرم – دو طبقه خونه ما هم خالیه به امید خدا -مادر و پدر من که 24 ساعته دیگه شهرستان هستن خدا رو شکر روی باورهام کار میکنم روی ایدهام کار میکنم محصول روانشاسی ثروت 3 و 1 رو خیلی دوست دارم بخرم واقعا باورهای مالی من رو دیوانه کرده خیلی خرابه خیلی خرابه
با تشکر از شما استاد عزیز گفتم این خبر خوب رو به شما بدم چون خیلی احساس من خوب شد که اون شخص از فروش گلاب 50 میلیون دلار سالانه درامد داشت به پول ایران میشه سالی 700 یا 800 میلیارد تومن – با دلار جدید این هم از قیمت ارز که میگن تحریم شدیم بد بخت شدیم بعضی ها دارن پادشاهی میکنن توی ایران پادشاهی میکنن – کسانی که توی مدار باشن میبنن این افراد رو واقعا چرا من باید برم طبقه پایین کسی هم صدام نزد برم پایین یک دفعه بعد اون شخص رو توی اخبار بیبنم – ( استاد خیلی جالبه وقتی من داشتم اون رو می دیدم اصلا کسی توی خانواده ما مهمان های ما حواسش نبود خیلی جالب بود برای من اصلا مادرم بلند شد رفت توی اشپزخانه مهمان هم برای ما اومد بود به خدا قسم اصلا هیچ کس حواسش نبود خانه شلوغ فقط من داشتم نگاه میکردم یا داشتن با هم صحبت میکردن اصلا نبودن انگار اونجا خیلی برای من واقعا جالب اونجا واقعا فهمیدم که چطور دارن این فرکانس ها و مدار کار میکنن این همه ادم توی خونه حتی یک نفر هم حواسش نبود که نگاه کنه از گلاب این شخص انقدر درامد داره –
با تشکر از شما استاد خوبم سپاس از شما خدا رو شکر میکنم برای وجود شما –
سلام به خدای بزرگم. سلام به همه دوستای عزیزم. سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی شایسته عزیزم.
روز پنجاه و هفتم
خدارو هزار مرتبه شکر که امروز هم مثل هر روز یه پله آگاه تر از قبل شدم. از نوع کارکرد جهان هستی.خیلی باحال بود که استاد گفتن، قانون جهان اینه که تو میخوای و در همون لحظه میشود، مثل اینکه میخوای دستتو تکون بدی و درجا میتونی تکون بدی.
اساس اتفاقاتی که برام رخ میده بر روی افکار من رقم میخوره که این دیدگاه و فکر از یه باور خاص خودش نشات میگیره. اگه اون اتفاقات اونجوری نیست که دلمون میخواد، یعنی نشون از یه ترمز تو اون خواسته میده. و باید پیداش کنیم و عوض کنیم تا تغییر کنه. من یادمه برای کنکور ارشد، کلییی کتاب خونده بودم که بتونم اونقد مفهوم رو درک کنم که خوب نتیجه بگیرم، ولی نتیجه ای که گرفتم باب میلم نبود، بعد اون، خوب فک کردم که چیکار باید بکنم که قبول بشم و فهمیده بودم باید جور دیگه ای عمل کنم و تغییر مسیر بدم. بعد یهو به ذهنم رسید که چرا نیام از افرادی که موفق شدن، کمک بگیرم؟! و سری شماره یکی از بچه ها که رتبه ۴ شده بود رو پیدا کردم و ازش سوال پرسیدم. دیدم ایشون تمرکزشون به خوندن مفاهیم سوالاتی بوده که طراح ها اکثرا از اونا سوال میارن. بعد توصیه کرد که برم یه آزمون آزمایشی و امتحان بدم که من درجا پذیرفتم و حتی از منابعی که توضیح داده بودن خوندم و با زحمتی حتی کمتر از سال قبل اون رشته و دانشگاهی که میخوان قبول شدم.
من از این فایل یاد گرفتم، وقتی جایی خواسته ام عملی نشده، سری برگردم تو خودم کند و کاو کنم که کجای ذهنم نسبت به موضوع مورد نظر گارد داره یا باور محدود کننده داره که رو همون کار کنم و باور قدرتمند بجاش جایگزین کنم.
یاد گرفتم که اساس جهان بر روی سادگی و فراوانی و لذت چیده شده و اگه من تو زندگیم به چیزی ساده نمیرسم، یعنی باید بشینم و دنبال راهکاری باشم تا حل بشه چون باید زندگی ساده و لذت بخش و شیرین داشته باشم چون قانون جهان و برنامه ریزی جهان اینجوری مقرر شده که ما به هر نعمتی که از دنیا میخوایم سری برسیم وتجربه کنیم. و بجای درگیر بودن با نتیجه نادلخواه، درگیر کشف باورهای ذهنیم باسم و اون رو درست کنم.
خدایا شکرت که امروز هم با آگاهی دادن راجب این موضوع مهم، درک من نسبت به زندگی رو بیشتر و ییشتر کردی
سلام خوشحال میشم بیشتر درمورد کنکور تجربیاتتون رو بگید چون میخوام امسال دوباره کنکور بدم و رشته ای هم که انتخاب کردم رشته ی دبیرستانم نیست از صفر باید شروع کنم تایمم کمه و دوست دارم دانشگاخ دولتی پذیرش شم مرسی از وقتی که میزارید
سلام دوست عزیزم. بزرگترین تجربه ای که من از کنکور داشتم این هستش که تمام این امتحانات از یه سطح خاص و روند خاصی تبعیت میکنن. یعنی اگر من جای شما بودم اولین کاری که میکردم، از دوستان موفق تو رشته ای که دوست دارید کنکور بدید، راجب منابعی که خوندن و نتیجه گرفتن پرس و جو میکردم. این پرس و جو میتونه از نفرات برتر موسسات باشه که من یادمه برای کنکور ارشدم از نفر برتر مدرسان شریف کمک گرفتم. ولی تو اینترنت هم بگردین پیدا میکنید. چون تایم کمه و شما فرصت آزمون و خطا ندارید که چه منبعی برای پاسخگویی به تست ها خوبه و چه منبعی خوب نیست. مهمترین قسمت دیگه ای که حتما توصیه میکنم، بررسی سوالات کنکورهای سال قبل هستش که معمولا توسط موسسات یا تو اینترنت اینکار انجام شده. مثلا دستتون میاد که چه مباحثی بدون استثنا تو کنکورا تکرار شده و همیشه ازشون سوال اومده و حتی شما میبینید که بعضی مسایل یجورایی با اعداد متفاوت و یه سبک متفاوت ولی با مفهوم مشابه تکرار شده که این ها یه برگ برنده خیلی بزرگی محسوب میشه و اول از همه برین این مفاهیم رو مسلط بشید. در اخرای فرصت مطالعتون هم حتما با استفاده از کنکورهای سال پیش، از خودتون کنکور بگیرید. و حتما بررسی کنید و یادتون باشه همیشه تو کنکورها یه سری سوالات سخت که واقعا وقت گیر هستن میان که باید اینقد مسلط باشید و تشخیص بدید و وقتتون رو براشون تلف نکنید.
ان شاالله که همیشه موفق و شاد باشی دوست عزیزم. با توکل بخدا حتما به مراد دلت میرسی❤
بسم االه الرحمن الرحیم
یه چیزی الان یادم اومد بذار ثبتش کنم یادم بمونه از قدرت باورها
کامنت قبلی رو که نوشتم در پی اون افکار اومد که متوجه شدم باور کمبود چطور شکل میگیره در مورد یه موضوعی
خیلی جالبه برام ..اصن قانونی که استاد میگه و کاملا حرفش حقه
قدرت باور…کنترل کانون توجه..تمرکز..
استاد جان
دقیقا دو سه روز پیش شرکت توانیر 2 بار پیام داد که اقا مصرف برق مناطق خوزستان خیلی زیاده و اینا..
بعد منم ناخوداگاه برقای ساختمون یکی درمیون خاموش کردم که کمکی کنم به اینکه برق به بقیه مناطق برسه(همینش خودش یعنی من میخوام بقیه رو تغیر بدم یا نفع و ضرری برسونم به کسی یا کسانی یا کشوری)
دقت میفرمایی محسن جان!؟
حالا ببین امروز پشت سرهم من چی دیدم؟
فکر کنم بتونید حدس بزنید!
یه فایل فروش خونه بهم دادن که برم بازدید
ادددد نزدیک همون خونه که دنبالش بودم یعنی ده متر اینور ترش،نیسان که جک داره اومده بود کابل های اون مسیر رو تعمییر کنه ..این یک
دو:
قبلش بگم که
من خوداگاه دنبال اینا اصلا نبودم..همینطور که نگاه میکردم به مسیر سرم و چشمم نا خوداگاه میرفت سمتشون..
اینکه منو وادار به نوشتن و تعجب زیاد کرده و دررس
دو:
در مییر برگشت،یک عدد ترانس ناقابل ترکیده بود و کابل های اتصالش رو از مدار جدا کرده بودند.
سه:
بنگاه ماشین به اون بزرگی و شیکی که همش بنز و bmw بود،خاموش بودن چراغاش باز به چشمم اومد ناخوداگاه..با اینکه مغازه ش باز بود..چون الان بعد 6 ساعت که داشتم کامنت میذاشتم انگار علت و معلول جلو چشمم اومدن..
حالا جالبیش اینکه
امروز عصر وقتی میخواستم تمریناتمو بنویسم،خواستم چراغو روشن کنم یه حسی گفت تو انقدر لیاقت داری که همه چراغارو روشن کنی و توب ببینی که چی مینویسی..
ینی خودم رو ارزشمند بدونم..
حالا علت اون پیامکارو الان متوجه میشم..
چون همش تبلیغ میکردن هرکی مصرف بار برقش کمتر بشه ماشین بهشون میدیدم..فلان رقم پول میلیاردی بهشون میدیم..
حالا این که میگین کانون توجه رو بزار روی چیزی که احساس خوب بهت میده ،دقیقا همون چیزیه که احساس لیاقت بهت میده…احساس ارزشمند بودن..احساس ازادی از استفاده کردن هرچیزی به هر مقداری..اگر برقه هرچقدر که راحت میشه زندگی کرد استفاده کن فقط فکر کمک کردن و اینکه بخای شرایط زندگی بقبه رو تغییر بدی یا فکر میکنی قضیه برق چیزی جدای از کانون توجه و این قوانینه ..اصلاااااااا
واقعا همه چیز فرکانسیه و انرژیه
و یه ذره بیشتر این موضوع برام جا افتاد که این کانون توجهِ و تمرکز گذاشتنه حتی یکی دو ثانیه اگه احساس ارزشمندی و لیاقت از یه نعمتی رو ازت میگیره واقعا باید کانون توجه و تمرکز رو تغییر بدم و گرنه نتیجه همون دوسه ثانیه و دو تا پیامکه میشه دیدن اون عیب و ایراد ها در دنیای بیرون..
حالا یه چبز جالب تر
توانیر میاد از یه عامل تحریک کننده و جذب کننده استفاده میکنه که تو هم باور کنی کمبود رو و فقط پنج شیش راه فقط بدای یه خواسته و پول بدست اوردن هست که شرک هست و اینکه احساس لیاقت و ارزشمند بودن رو ازت میگیره و هم اینکه داره تورو از درک درست قانون و خودِ قانون دور دور دور میکنه..
حالا اینجور اتفاقات که افتاد برام قطعا بخاطر همون کانون توجه های گذشته ی بابا برقیه و لامپ اضافی خاموش چون هروز و داره نعمت کمتر میشه و ما میتونیم به دیگرات کمک یا ضرر برسونیم و اصن فرمانروای عالم فقط مائیم نه خدا..
و خدا نمیتونه و عاجزه که بخواد کمک بقیه بکنه در صورتیکه اگر جایی از نعمتی کم هست به این معنی نیست که نعمت ها تموم شدن،بلکه قانون و اصل یادمون رفته و گرنه کل جهان این پتانسیل رو داره بهشت بشه ..
ولی چه کنیم که خدا میکنه تعداد کمی از مردم شاکرند..و اگر من حواسم نباشه و توی این تله گیر بیوفتم قطعا سر خودم میاد نه بقیه..
اینو بعنوان یه چراغ احتیاط برا خودم گذاشتم تا حداقل به ذهنم بگم درکم یه ذره از قانون بیشتر شده…
این یه ذره ،سالهای سال نعمت های بزرگ و آزادی های دلچسبی رو از من دور کرده و جوابش توی چیزیه که بهش فکر میکنم ..توجه میکنم…ومیبینم و میشه توجه و کم کم میشه یا مسیر برای ورود باورهای کمبود و محدود کننده..
به نام نور آسمان ها و زمین
سلام به روی ماهتون
در مورد من این دوره مثل یک معجزه داره عمل میکنه ، من مدت ها بود که داشتم روی باورهام کار میکردم و در عین حال که از نطر خودم تلاش ذهنی خوبی میکردم ولی نتیجه م نتیجه ای که میخواستم نبود
تا اینکه چند شب پیش به دوره کشف قوانین هدایت شدم و الله اکبر از آگاهی های جلسه اول ، امروز سومین روز از تعهد سی روزه من برای کد نویسی زندگیم هست و انفاقات عالی دارن پیش میرن
واقعیت اینه که من هرررررر چقدر هم گاز بدم ، اگر همزمان پام روی ترمز باشه قدمی نمیتونم جابجا بشم و این یعنی در عین حال که من دارم باورهای قدرتمند کننده وجود داره ، باورهایی کااااملا مخفی وجود دارن که جایی که اونها رو پیدا میکنم و درستشون میکنم گل رو زدم
من شخصا روز اول تعهدم ( که این خودش یکی از بزرگترین برکات این دوره ، اونم در شروعش بود) فهمیدم که یکی از مسائل اساسی من نبود باور فراوانی هست که باعث شده در عین کار کردن روی باورهام اونقدری نتیجه نگیرم
و اومدم به تعهد 30 روزه به خودم دادم که هرررر روزش روی باور فراوانی کار کنم و ایمان دارم که یکم که پام رو از روی این ترمز بردارم ، نتایج شگرف ایجاد میشن
عاشقتونم
سلام به همه ی دوستان خوبم و جناب استاد عزیز و مهربانم.
من زهرا رجبی هستم با پروفایل همسرم وارد شدم چون من و همسرم با هم داریم رو باورها کار میکنیم و تا الان کمکهای خیلی خوبی برای هم بودیم. چون حس میکنم وقتی یک راه رو دو نفری میریم میتونیم یه جاهایی بهم کمک کنیم و نکته هایی رو برای هم یادآور شیم که کمک میکنه برای ساخت باورهای بهتر. راستش تا الان وقتی یه خواسته ایی رو دوتایی خواستیم زودتر به جوابش رسیدیم چون ایمان دارم من و همسرم دستی هستیم از هزاران دست خدا برای رسیدن به اهدفمون و باید در کنار هم باشیم چون واقعا دوستش دارم و عاشقش هستم.
اومدم نظر بدم که بگم استاد یک دنیا ممنونم و عاشقتونم واقعا این باورهای درست و دانستن گاز و ترمزها که در دوره ی کشف قوانین زندگی گفتین چقدر عالی هستن برای رسیدن به یک خواسته. و وقتی در مدار هستی چقدر عالیییییی هدایت میشی به مسیر درست.
من و همسرم داریم کارهای بزرگی انجام میدیم که حتما میام و بعدا مفصل توضیح میدم.
فقط میدونم و میتونم بگم فایل امروزتون فقط برای ما بود و در راستای هدف ما و من صبح با کلی خوشحالیییی همسرم رو بیدار کردم و گفتم پاشو عزیزم استاد یه فایلی رو برای ما فرستاده پاشو سریع گوش کنیم که دارم میمیرم از کنجکاوی چون میدونم هدایت جدید ماست.
استاد عزیزم با دوره ی کشف قوانین زندگی من خدامو کشف کردم که عاشقشم و وقتی از الله و ربم صحبت میکنم میخوام پرواز کنم و در بدن خودم نمیگنجم. به لطف خدا و شما دارم به همه چی میرسم همه چی ….
دوستتون دارم
استعاره گازو ترمز
من هدایت شدم به این صفحه و این صفحه برای من جذاب تر از هر چیزی در زندگی ظاهر شد در حدی که منصرف شدم از فوتبال تا مطالعه کنم این صفحرو و کامنت بنویسم ،
خدایا سپاسگزارم بخاطر این هدایت زیبا
هدایت امید بخش
هدایتی که داره بهم میگه راه درسته ادمه بده
من الان فهمیدم نیرویی که مصرم به جهتش حرکت کنم گازه و ترمز ها اون موانع ذهنیه
گفتن همین منو کلی امیدوار کرد
بهم گفت ببین برا همه همینه پروسه خواسته فقط تو این بدبختیارو نداری
ینی فهمیدم عاقا یه قانونه
نه که ندونم الان یه درک بهترو جدید تری در رابطه باهاش دارم ؛)
شکرالله
که ما هر چی بهتر میشیم
همه چی قشنگ تر تو ذهنمون جا میفته
ساده تر میشه برامون
حرکتمون روون تر میشه
و همه چی هی بهتر و بهورو بهتر میشه
خدایا هدایتمون کن به سمت بهترین راه راهی کسانی که بهشون نعمت دادی
خدایا شکرت شکرت شکرت
باعشق تقدیم به استادمهربون
خودراکاملا به “او”بسپار؛درست مانندقایقی که برروی رودخانه شناوراست.
نبایدپاروبزنی،فقط طناب راشل کن…
نبایدشناکنی،فقط شناورباش….
آنگاه رودخانه خودش تورابه دریاخواهدبرد،
دریابسیارنزدیک است
دریای اودرجان ماست
امابرای کسانی که شناورند.نه برای کسانی که شنامیکنند.
ازغرق شدن نترس.زیراترس توراواداربه شنامیکند.
حقیقت آن است که،کسانی که بدون واهمه خودرادرخداغرق میکنند،برای همیشه نجات می یابند.
?اشو
سلام بر خانواده عزیز و دوس داشتنی ام???
نکاتی که من از این فایل درک کردم اینکه
برای رسیدن به خواستمون اول باید باور کنیم قانون جهان هستی اینکه، افکار ما اتفاقات زندگیمان را رقم میزند بعد بیاییم باورهای مناسب در مورد خواستمون بسازیم و بدین ترتیب خواستمون وارد زندگیمان میشود، اما اگر به خواستمون نرسیدیم بیاییم ترمزها را، اون باورهای متضاد با خواستمون را شناسایی کنیم و با باورهای مناسب جایگزین کنیم.
مثلا در مورد خودم ترس بزرگترین و قویترین ترمز است برای رسیدن به بسیاری از خواسته هام.
استاد اینو هممون شنیدیم که بچه ها پاک و معصوم هستن و هرچی بخوان خدا بهشون میده. این بخاطر باورهای خالصیه که دارن. بچه ها مثل ما آدم بزرگا ترمز ذهنی ندارن بنابراین هرچی اراده میکنن بدست میارن.
مثلا میگن فلانی قلبش پاکه، دلش صافه، هرچی از خدا میخواد بهش میده یعنی چه؟ یعنی اینکه باورهای خالصی داره ترمز ذهنی نداره.
استاد ما هرچقدر که این ترمزهای ذهنی را برای رسیدن به خواسته هامون برمیداریم، مثل بچه ها پاک و صاف میشیم ، ذهن و روحمون بهم نزدیکتر میشه، به خداوند نزدیکتر میشویم، خداوند را بهتر درک میکنیم.
نتیجه اینکه ما موجودات بسیار قدرتمندی هستیم که هر چه را اراده کنیم میتونیم خلق کنیم، اگر ترمزهای ذهنیمون را برداریم و باورهای خالصی داشته باشیم.
در پناه خداوند مهربان شاد و سالم باشید??
درود فراوان به استاد گلم🖐
و باز هم عالی تر ازهمیشه انرژی های فراوان شما در مسیر هدایت ما هستند.. از دیروز صبح تا عصر حال خوشی نداشتم دائم لحن حرف زدنم با دعوا بود چون واقعا خسته شده بودمو حوصله نه خودمو نه زندگیو نداشتم گاهی آدما کم میارن دلشون میخواد زندگی یه لحظه ایست کنه🤚 اما وضعیتم در آخری خیلی داشت روح و روانمو بهم میریخت ندای درونم گفت الکی بخند پاشو برقص وااای معجزه بود الکی خندیدم با عمه ام شوخی کردم فکرمیکرد من دیوونه شدم بعد به خودم اومدم گفتم ارزش نداره لحظهای گرانبهای زندگیمو از دست بدم تو وجودم دوباره انرژی های مثبت و حرفای شما مرا به وجد آورد پاشدم برای خودمو عمه کتاب خوندم حالم دگرگون شد.. واقعا خوشحالم که حرفهای شما مارو به سمت بهترین هامیبره اگر خودمون بخوایم..من خواهان تغییر و دگرگونی هستم💪دوستتون دارم هرکجای جهان هستید ثروتمند باشید❤
سلام دوست عزیزم
ما موانع ذهنی یا ترمزهارو در مرحله اول شناسایی میکنیم و حتما باید برای از بین بردنش کاری انجام داد،خیلی ممنون میشم بگید چطور میشه ترمزهارو اصلاح کرد یا از بین برد؟ با عبارت تاکیدی؟ چه راهی داره؟
سلام دوست عزیزم💙
برای از بین بردن ترمز ها باید ورودی هامونو کنترل کنیم، از تلویزیون و شبکه های مجازی دوری کنیم، عبارات تاکیدی مناسب بسازیم، از فایلهای استاد کمک بگیریم و یه عالمه روش دیگه.
بنظر من شما فایل های رایگان استاد را دانلود کنید و آرام آرام اونها را گوش بدید و یه عالمه اطلاعات میتونید بدس بیارید.
در پناه تنها قدرت جهان، شاد سالم و پیروز باشید🌼
به نام خدای مدارها
به نام خدایی که هست و ما نمیبینیم
الان که دارم این کامنت رو مینویسم پر هستم از علامت تعجب دور سرم که خدایا این استاد عباس منش چقققققققققدر قوانین رو خوب درک کرده و شناخته!!!!!!!
اینکه آدم ها خودشون با افکار و باور هاشون برای خودشون محدودیت ایجاد میکنن.به بچهاشون باورهای محدودکننده القا میکنن ، کارهایی که خودشون نتونستن انجام بدن به بقیه هم میگن نمیشه ..
چرا ؟!
این همه افکار بد محدود خراب کم انرژی بی احساس از کجا میاد آخه؟!
مگه میشه ما خدای به این بزرگی و عظمت رو داشته باشیم و باز هم ناامید باشیم از درگاه رحمتش! من خودم از ته قلبم میدونم که خدا هست و هوامو داره ، خدا همیشه هوامو داشته و داره و خواهد داشت ،منم که فراموش کارم،منم که یادم میره حضورشو، منم که ضعیفم و نجواهای شیطان رو گوش میدم.
این جهان قانونمنده و ما با درک قوانینش میتونیم به هدفمون برسیم، این فایلو استاد سال 97 ضبط کرده والان سال1402 هستش ، استاد توی این فایل بقدری ظریف و موشکافانه درباره قوانین صحبت میکنن و مثال میزنن که ادم لذت میبره!!!
مثلا استاد توی این فایل دارن راجع به بچها صحبت میکنن که چقدر راحت به خاسته هاشون میرسن خیلی راحت چون محدودیت ندارن تو ذهنشون، دیروز بازی پرسپولیش و النصر بود و رونالدو چند روزه که همراه با تیم النصر اومده تهران و توی هتل اسپیناس مستقر شده.کلی عکس و فیلم توی فضای مجازی از طرفداراش هست که میخاستن ببیننش و نشد؛
اممممممممممممممما
یه پسربچه به اسم آدرین در کمال ناباوری موفق شد بره پیشش و باهاش عکس بگیره و بغلش کنه و خلاصه لذت ببره از اینکه تونسته به خاستش برسه!!!
منم کنجکاو شدم ببینم این بچه کی بوده و چطور تونسته به رونالدو برسه؟؟؟
رفتم اینستا ویدئو هاشو دیدم ،این بچه وقتی میبینه نمیذارن بره پیش رونالدو شروع میکنه به گریه کردن و خبرنگار ازش میپرسه چرا گریه میکنی، میگه: من از راه دور کرج اومدم هتل گرفتیم که بتونم ببینمش ولی الان میگن نمیشه، آخه چرا نمیشه هااااااااا؟
یکی بمن بگه چرا نمیشه ؟! صاحاب این هتل کیه؟چطور اون میتونه رونالدو ببینه من نمیتونم ببینمش؟ خب اون آدمه منم آدمم ،من با صاحاب هتل چه فرقی دارم؟! خب منم میخام ببینمش….
خلاصه که این ویدئو وایرال میشه و مقامات مسئول این پسر بچه رو میبرن وبا رونالدو ملاقات میکنه، اون صحنه که رونالدو رو از نزدیک میدید چققققققققدر خوب بود.پر از انرژی و حال خوب ،مات و مبهوت فقط رونالدو رو نگاه میکرد خیلی بامزه بود ،حرکت نمایشی رونالدو موقع گل زدن رو هم انجام داد کلی رونالدو خندید وبغلش کرد و حال همه خوبه خوبه خوب
الان که این فایل استادو گوش دادم ذهنم فلش بک زد و اینارو کنار هم گذاشت، بین اون همه طرفدار که خودشونو زجردادن برن پیش رونالدو و نتونستن فقط یه پسربچه با باورهای قوی تونست بره و ببینتش، چون باورش این بود که من با کسایی که اطراف رونالدو هستن هیچ فرقی ندارم کسی برتر از من نیست من میخام و باید برسم، و درکمال ناباوری برای ما اون بچه رسید به خاسته ش!!!
این یعنی قانون
این یعنی اگه محدودیت نداشته باشی تو ذهنت به هرچی بخام میرسم…
وهمین
استاد این مثال رو 5سال پیش زدن و من توی مدارش نبودم، و الان بعد از5سال من افتخار اینو دارم که همفرکانس بشم با درک قوانین و پیشرفت رو به جلو
امیدوارم خدا هممون رو به راه راست هدایت کنه راه استاد عباسمنش و کسانی که به آنها نعمت داده ،نه راه گمراهان
امید امید امید امید امید امید امید