«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز454MB38 دقیقه
- فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز26MB28 دقیقه














سلام
استاد عالی بود
من خیلی لذت بردم خیلی قدرتمند صحبت کردی
ادم دلش محکم میشه
خدا قوت
درود به استاد عزیزم
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخخخخخخخخخخخخخخخخ استاد چه حرفایی زدی
یه چراغ خیلی گنـــــــــــــــــــــــده توی ذهن من روشن کردی ها :))))))
آآآآآآآآآخ که چه حرفایی زدیییییییییییییییییی وااااااااااااااااااااااااای
دیوونه شدم من D:
دقیقا همینطوره که میگی استاد
یه خاطره دارم از اولین روزای آشناییم با تو استاد که دقیقا مصداق همین صحبت هاس
اون اوایل که باهات آشنا شدم استاد من و دوستم (که منو باهات آشنا کرده بود)، بعد از نماز صبح عیر فطر بود که دو کاسه آش گرفتیم و اومدیم بیرون که آشمونو توی پارک بغل مسجد بخوریم
آشو خوردیم و من حین خوردن یه قطره بزرگ از آشم افتاد روی نیمکت پارک
یعنی چند دقیقه فقط و فقط تمرکزم شده بود اون قطره آش که باید پاک شه
اونقدر توی ذهنم گفتم کاشکی یه دستمال کاغذی بود که اینو پاک کنم خدایا یه چیزی برسه دستم پاکش کنم این قطره اش اینجا نمونه
که دیدم یهویی دوستن اودم با یه کاسه آش اضافی دستش و یک دستمال کاغذی بین انگشتاش که تا به من رسید با اشاره دستشو کشید سمتم که یعنی ببرش برای توئه :))))))))))))))
استاد یعنی نمیدونی داشتم از خوشحالی بال درمیارودم اونقدر تعجب کردم که نگو
به دوستم هم گفتم داستانو و اونم شوکه شد بنده خدا D:
اصلا من هنگ کرده بودما
و به خودم میگفتم بابا این دیگه چیه
من بخدا نه از دوستم خواستم چیزی بهم بده نه چیزیم بش گفتم و نه اسم دستمال کاغذی آوردم
ایـــــــــــــــــــــــــــــــــــنــــــــــــــــــــه :)
این خواسته ای بود که هیچ ترمزی نداشت و آن واحد اتفاق افتاد
و کلی نمونه و مثال دیگه دارم توی این مدت که دیگه دستم خسته شد از تایپ D:
مدتیه خیلی از دوره ها ناامید شده بودم و اصلا نمیدونم، کلا حس ناامیدی برگشته سراغم
استاد این فایلتون کلا حس و حال منو عوض کرد، که دریچه جدیدی از مسیرو جلوی روم گذاشت
حالا میفهمم که چقدر ایراد و باگ و ارور و ترمزای ناجور توی مغزم دارم
همش به خودم میگفتم پس کو اتفاقات عالی، کو پول؟ من که هنوز دارم جون میکنم واسه چندرقاز!؟ پس کو کو کو؟؟؟
بابا داش مصطفی مشکل این ترمزای لعنتین
حلشون کن عزیزم
چشــــــــــــــــــــــم خدای درون من، چشم استاد عزیزم
روشون کار میکنم
خدایـــــــــــــــــــــــــــا شـــــــــــــــــــــــــکرت :))))))))))))
باسلام خدمت استادعباسمنش گلم وهمه اعضای محترم سایت
خداروشکر،خداروشکر،خداروشکر….
من زندم من سوادخوندن ونوشتن دارم من توان درک کردن این حرفهارودارم خداروشکربه خاطراین حال خوب میدونی بابا به خدایه روزی همه ی فکروذکرمن فقط پول بودحالم بدبودروابطم داغون بود روح وروانم آلوده به مساعل خیلی خیلی منفی ومنزجرکننده ای بود حرف زدن بلدنبودم عشق دادن وعشق گرفتن بلدنبودم خدارونمیشناختم هرچی بودفقط زبونی بودوصدها مشگل دیگه اماچی بگم به خدای بزرگ خالق کل هستی به خالق این نظم وعظمت قسم که زندگیم زیروروشده من اومده بودم دنبال پول ولی چیزایی پیداکردم که باپول قابل مقایسه ومعامله نیست من دارم خودموپیدامیکنم زن،بچه،پدر،مادر،خواهر،برادر،همسایه،همکار،مردم،خدا،جهانو…من همه ایناروپیداکردم،بله اینابودن منم بودم ولی این کجاوآن کجا چه بودنی فقط زنده بودم وزنده بودن اماحالاچی ……..
روز به روزساعت به ساعت درحال مطالعه برروی خودم،افکارم،باورهام ورفتارم هستم دانشی که توی این سایت گیرمن اومده اونم چی به خدافقط فایلای رایگان توی هیچ کتاب وفایل ونمیدونم کانال وهرچیزدیگه ای نمیتونی یک هزارمشم پیداکنی بابا من دیگه الان سیگارام نمیکشم به خداقسم یه چیزایی هست که نمیشه گفت اما بزاربگم تاشایدتوذهن کسی تاثیری بزاره ومنم حداقل تاثیرکوچکی داشته باشم من یه خلافکارعمده بودم ولی هرچی داشتموباخت دادم میدونی رفتن تواون راه ورسیدن به جایی که بودم برام ازآب خوردنم راحتتره ولی من نمیخوام چیزایی که به دست آوردم وباپول خشک وکثیف عوض کنم من دنبال پول تمیزم خداروشکرراهشم داره یواش یواش فراهم میشه دیگه چه جوری بهت بگم اگه بدونی من ازکجااومدم به کجا بهخداهنگ میکنی.
نه هیجانزدم نه مشگل تاییدشدن دارم نه دنبال آه و اوه نمیدونم چه کامنتی گذاشته ووفلان واین حرفام فقط خواستم یک درصدازدینموبه استادعباسمنش عداکرده باشم که اینقدرباعشق اینقدرازته دل دست من وهزاران نفردیگه روگرفته وداره ازاین قله موفقیت بالامیبره.
عباسمنش خیییییییلی باعشقی خییییییلی باعشقی ازخدامیخوام توان وقدرت واراده ت روزبه روزبیشتربشه تابتونی بیشترعشق بدی وافرادی که مثل من بودن مثل من بشن واونایی ام که مثل من هستن بهتربشن وحال خودتم روزبه روزبهتربشه حرفی ام ندارم همتونم یه رنگ دوست دارم.خدانگهدار.
سلامی از اولین روز آبان و اولین بارون پاییز شیراز.
موضوعی که میخوام راجع بهش حرف بزنم درباره درگیر شدن با حواشی هست.
دوستانی که دانشجو هستند یا این دوران و تجربه کردن میدونن که اگر بخوای تو دانشگاه دنباله روی حاشیه باشی،حاشیه بسیار زیاد وجود داره.
سال اول دانشگاه که بودم ، با یه نفر دوست شدم که خیلی کنجکاوی داشت و خیلی اغراق میکرد.یعنی چی؟
کنجکاوی میکرد راجع به افراد کلاس،مثلا فلانی با فلانی خیلی نردیکن بنظرم از هم خوششون میاد یا مثلا فلانی رو دیدی چی گفت؟ وااای دختره خیییلی پرروعه خیلی فلانه …و این حرفاشو با اغرااق خیلی زیاد میگفت.
ناخوداگاه منم درگیر شده بودم. ذهنم پر بود از اطلاعات به درد نخور از بچه ها که اکثرا باعث میشدن که نسبت بهشون بدبین باشم و دوما باعث میشد که خودم از قضاوت و نظر بقیه بترسم و برام مهم باشه…
خلاصه که با هدایت خدا رابطه من با این دختر تموم شد و بعدش فهمیدم که چقدددددر افت فرکانس داشتم. من مونده بودم با یه عالمه نشتی فرکانسی که باید درستشون میکردم. خیلی تلاش کردم براش خیلی انرژی گذاشتم .
سعی کردم اصلا فوضولی نکنم.هر کسی با هر کسی میخواد وارد رابطه بشه ، هر کسی هر چی دلش میخواد بگه،هر چی دلش میخواد بپوشه…
خیلی وقتا ذهنم میخواست اون شخص و قضاوت کنه،راجع بهش اظهار کنه اما جلوش و میگرفتم.
جلوی ذهنم و گرفتم تا اطلاعات اضافی به مغزم ندم.
و نتیجه فوق العاده بودم.زندگیم پاک پاک بود. تمرکزم فقط روی خودم و پیشرفتم بود و جالب اینه خداوند یه دوست عزیز دیگه ای رو آورد توی زندگیم که اصلا راجع به کسی صحبت نمیکنه..
خلاصه یکسال از این اتفاق گذشت و در حال حاضر جمعبت دوستام زیاد شده. گستره آدمایی که باهاشون در ارتباطم بزرگ تر شده.
به خودم اومدم دیدم اینقدر سر خودم و شلوغ کردم که از خودم غافل شدم و عملا وقتی ندارم که با خودم خلوت کنم.
دیگه کنترل ذهنی نداشتم از یه جایی به بعد.
دخترا میشینن دور هم از فلاتی و فلانی میگن و منم دیدم ناخوداگاه داره از غیبت کردن خوشم میاد.داره از فوضولی کردن خوشم میاد…
امروز به لطف هدایت خدا به یاد خودم آوردم که باید اعراض کنم . یاد خودم آوردم که توجه به حواشی و وارد کردن اطلاعات بی خلصیت به مغزت تنها کاری که میکنه اینه که فرکانسات و بشدت به هم میریزه.
من میخوام اعراض کنم و میتونم.
چون زود فهمیدم میتونم به راحتی درستش کنم.
من میخوام حواسم و جمع کنم توی جمع دوستام اگر کسی راجع به یه ادم دیگه صحبت کرد من تایید یا تقض نکنم.من حتی گوش نکنم.
میدونم ابتدای کار سخته و حتی میدونم که اولا خوشم میاد غیبت کنم ،ممکنه ناخوداگاه فوضولی کنم، بخوام راجع به کسی صحبت کنم…
اما اینم میدونم که میتونم تغییر کنم و میتونم خودم و از منجلاب حواشی بی خاصیت بیرون بکشم.
خداوندم ازت کمک میخوام که مثل همیشه در این مسیر کمکم کنی و بهم قدرت بدی که بتونم خیلی عالی ازش عبور کنم.
دوستون دارم
بنام خدای مهربان
رد پای ۵۹
سلام بر همه دوستان عزیز
ٱنچه را که من با شنیدن این فایل درک کردم اینه که، قوانین جهان طوری است که پاسخ خواسته را خیلی زود میدهد همون طوری که استاد میگه جهان مثل ٱیینه عمل میکند، و مولانا هم میگوید این جهان کوه است و فعل ما ندا، اما چرا به خواسته هامون نمیرسیم یا دیر تر میرسیم و در ٱن لحظه نمیرسیم بر میگرده به ترمز ها و باور های اشتباه که در جهت مخالف خواسته ها قرار دارد، و در فایل دیگر نیز استاد در این باره صحبت کردند و میگفت در جنگ بین خواسته ها و باور ها همواره باور ها پیروز اند، بنا براین اگر باور های همسو و همجهت با خواسته ها خلق کنیم بسیار ساده، طبعی و ٱسان به خواسته هامون میرسیم، و باز در این باره استاد عزیز مسٸله را واضیح کرده و همیشه میگه اگر فکر کردن در باره خواسته ها احساس خوب در پی دارد یعنی در جهت رسیدن به خواسته قرار داریم و به نظرم با استفاده از این نکته میتوان باور های که در جهت خواسته هامون نیست را دریابیم، یعنی وقتی به خواسته هامون فکر میکنم چه باور ها، چه دیدگاه ها و چه موانع باعث میشود احساس مون بد شود و رسیدن به خواسته ها را دور از دسترس نشان میدهد، همین باور ها به نظرم ترمز ها اند که باید سر شون کار شوند و بجایشان باور های درست ساخته شود که نتیجه اش احساس خوب، احساس عشق و احساس ٱرامش را به بار ٱرد تا در جهت خواسته ها قرار گریم و به سادگی بسوی خواسته ها هدایت شویم و با سرعت به ٱن خواسته ها برسیم، که این احساس خوب و ٱرامش بنظرم باز بر میگیرده به بحث توحید، ایمان، توکل، تسلیم بودن و اجازه دادن به خداوند که هدایت مان کند.
خداوند بی نهایت دست دارد برای رساندن من به خواسته هایم، خداوند جهان را مسخر ما گردانیده، و همین که بخواهم میشود، اگر نمیشود مشکل در باور های من است و باید ٱن باور های نادرست را پیدا کنم و بجایش باور های درست و هم جهت با خواسته هایم بسازم، افکار من سازنده و خلق کننده شرایط و اتفاقات زندگی ام است، ساز و کار جهان اینه که به سرعت مرا به خواسته هایم میرساند، میخواهم و میشود، به هر اندازه که باور هایم و فریکانس های ارسالی ام به جهان هستی درست باشد به همان اندازه سرعت رسیدن به خواسته هم بالا میرود و نتیجه بزرگتر میشود. و موضوع بعد اول اینکه باور این که باور هایم سازنده اتفاقات زندگی ام است و دوم اینکه برای ساختن باور های درست ورودی ها نقش اصلی را دارد.
خدا را بی نهایت سپاس که در مسیر این ٱگاهی ها قرار گرفتم و تشکر از استاد عزیز بابت توضیح قوانین.
در پناه خدای مهربان صحت مند، ثروت مند و سعادت مند در دنیا و ٱخرت باشین و برای همه بهترینها را از خدای مهربان خواهانم.
درود بی کران استاد عباس منش نازنین و خدا قوت به تیم همراهتون و دوستای خوبم در خانواده عباس منش
استاد عزیزم بسیار تشکر میکنم برای این فایل بسیار عالیییی منم دقیقا دیروز با همسرم دقیقا داشتم در مورد همین موضوعات و قوانینی که باعث آشناییش فقط فقط شما بودین چون من از سن هیجده نوزده سالگی فکر میکنم سال هفتاد و شیش یا هفت بود با قوانین موفقیت کتابها و کلا سمینارها آشنا شدم ولی خدا رو گواه میگیرم با وجود این پیشینه اون همه کتاب … از زمانی که با شما و محصولاتتون آشنا شدم تغییر صدوهشتاد درجه در زندگیم در باورهام و اینکه همه چیزهایی که یاد داشتم رو شما به شکلی عالی و نو دوباره به من یاد دادید،استادم من همه دقیقا در ابتدا آشنایی با شما درگیری فراوانی با خودم داشتم و شروع به استفاده از محصولات رایگان شما کردم و اونجا بود که همه چیز تغییر کرد در همه ابعاد خیلی حرف دارم و از اونجایی که در ابعاد کلمه و نوشته نمی گنجه حفظ می کنم ولی امیدوارم و امیدوارم به لطف یکتای مهربان که روزی میرسه که از نزدیک ببینمتون و به خودتون بگم از تغییرات از معجزه ها استاد خوبم سپاس و سپاس دیروز داشتم دعاتون میکردم که یکتون ده هزارتا شه الانه میگم میلیون تا شه فقط میتونم سپاس گزار باشم از خدای مهربان که من رو تو این مسیر آشنایی با شما مسیرتون و قوانین حاکم بر دنیا کرد سپاس از شما از تیم زحمت کشتون در ایران و تشکر خاص از دوستان گلم در خانواده عباس منش برای دیدگاه های خوبشون که قد هزار هزار تا کتاب می ارزه سپاسسسسسس
سلام به استاد گرامی وتمام گروه ، خواستم بگم که واقعا حرفهای استاد درسته وما نباید وارد حاشیه بشیم .توجه نکنیم به چیزهای که دوست نداریم چون مارو از مدار دلخواهمون دور میکنه استاد از نجابتتون در جواب به مخالفاتون خیلی لذت بردم.ودومین مطلبی که میخوام بگم اینکه باید خیلی مواظب حرفایی که می زنیم باشیم چون روی بعضیا تاثیر فوق العاده ای میذاره مثلا همین کسی که استاد ایمیلش خوندند بسته روانشناسی ثروتو خریده بودند ولی تحت تاثیر حرفای یه مخالف اونو کنار کذاشتند.من هم روانشناسی ثروت وخریدم وخیلی ازش استفاده کردم ولذت بردم راستش گوش کردن اون بهم آرامش میده با اینکه شاغل نیستم درامدمون دو برابر شده البته طی یکسال ونیم با اینکه همسرم خیلی استفاده نمی کنه فقط بعضی وقتا با اصرار من گوش میکنه یه کار نسبتا خوب پیدا کرد طی دو ماه یعنی ما 9دی ماه 93بسته رو خریدیم اسفند ماه بهش زنگ زدن بعداز عیدبره سرکار،ومن واقعا لطف خداوندودیدم که وقتی ایمانت قویتر میشه چطوری درها رو به روت باز میکنه،یه خاطره ای که از این بسته دارم وهمیشه اونه برای خانوادم تعریف می کنم اینه که وقتی داشتم به اون قسمت از صحبت های استاد گوش می کردم که می گفت با استفاده از این بسته شانس میاری مثلا بهت زنگ میزنن که بیای سرکار تو ذهنم به خودم گفتم این هیچوقت برای ما پیش نمیاد دقیقا نمی دونم چند هفته گذشت که دوست همسرم تلفنی با اون صحبت میکرد گفت بیا بریم این شرکت نیرو میخواد وهردو برای گزینش رفتن وهمسر من انتخاب شد ولی متاسفانه دوست همسرم رو برنداشتندوفروردین ماه همسرم سرکار رفت ومن از خداوند وهاب بسیار سپاس گزارم چون ایشون درسن جوانی چهل و سه سالگی باز نشست شده بودن وحدود یکسال بیکاری داشت اونو افسرده می کرد خیلی خدای خوبم رو شاکرم که منو با استاد وگروهشون آشنا کرد والان همه خانوادم ایمان آوردن وخواهرم وخواهر زاده هایم از دیگر محصولات خریداری کردند واستفاده می کنند هر چند قبلا خیلی منو مسخره میکردند وتا من حرف میزدم میگفتن عباس منش باز حرف زد خیلی ممنونم از خدای خوبم که شمارو سر راه من قرار داد.
درود به خانواده ی دوست داشتنی و استاد عزیزم آقای عباسمنش که بی شک بزرگترین استاد زندگی من شدن?
بعد از یک ماه دوری از این خانواده به خاطر مشغله ای که داشتم، امروز بالاخره تونستم برگردم اینجا (و ان شاءلله که دیگه هرگز بینمون جدایی نیفته?) و از دیدن این فایل فوق العاده بسیااااااار حظ بردم و حالم خوب شد.
من مدت زیادی نیست که با این خانواده همراه شدم اما توی همین مدت کوتاه، مهم ترین تغییرم؛ تغییر گفتگوهای ذهنیم با خودم بوده. من توی این مدت دیگه مثل قبل مدااااام درِ گوش این و اون غُر نمیزدم و نمیگفتم چرا اون اتفاق برام افتاد؟ چرا اون اتفاق برام نیفتاد؟ چرا اون آدم اون حرفو به من زد؟ چرا فلانی با من اینطوری رفتار کرد؟ و…. یعنی خطابم کمتر رو به دیگری و بیرون از خودم بود خدا رو شکر.
چیزایی که به ظاهر دارن توی ذهن من میگذرن، در طول ۳ ماهی که اومدم اینجا و کم و بیش کامنتهارو خوندم و فایل های رایگان رو استفاده کردم، به طور بنیادین و اساسی متحول شدن و این تغییر برای خودم کاملا واضح و مبرهن و ملموس هست. اما فعلا در نتایج و خروجی های من خیلی تغییر آنچنانی ایجاد نشده، نه اینکه تغییری نبوده، قطعا بوده و خیلی هم زیبا و مایه ی آرامش و فخر و مباهات من بوده? اما بالاخره ما بی نهایت طلبیم و بالطبع من هم هنووووووووز خیلییییییییی جای کار دارم.
همونطور که توی این فایل استاد گفتن ما باید هر روز تا وقتی زنده ایم دنبال کشف باورهای محدود کنندمون یا همون ترمزها باشیم……همیشههههههه……هیچوقت از اینکار بی نیاز نمیشیم، با هربار کاوش توی خودمون متوجه ترمزهایی میتونیم بشیم که اصلااااا فکرشم نمیکردیم وجود داشته باشن و اونقدر قوی تاثیر گذاشته باشن!
منم با این فایل درک کردم دلیل اینکه تغییراتی توی این سه ماه داشتم اما نتایج آنچنانی رقم نخورده، قطعا ترمزهای من بوده…بدون شک! اما به قول استاد عباسمنش باورهای محدودکننده به راحتی آشکار و درک نمیشن، باید براشون وقت گذاشت و انرژی صرف کرد تا کشفشون کنیم.
مخصوصا برای من که اول راهم و تازه در ۲۲ سالگیم فهمیدم جهان اصلا چطور کار میکنه، قانون جذب چیه، “بگو باش تا بشود” یعنی چی، باورهای محدود کننده یعنی چی، سیستم احساسات چطوره و….
درسته من از این ها آگاه شدم اما آگاه شدن یه چیزه، جامه عمل پوشاندن بهشون یه چیز دیگه ست که من الان توی این مرحله ام، که باید با تکرار این آگاهی ها و تمرینشون هر روز و هر روز اونهارو به باور برای خودم تبدیل کنم و کم کم توانایی و مهارت شناسایی باورهای محدود کننده ی ناخودآگاهمو کسب کنم، تا اون موقع تغییرات ظاهری منجر به نتایج فوق العاده و بی نظیر و عینیت یافتن آرزوهام در تمام جنبه های سلامتی، ثروت، معنویت و روابط بشن و شک ندارم اون روز دور نیست و خیلیییییییی سریع به اون روز میرسم.
من اگر هر روز هزاران بار خدا رو شکر بگم برای اینکه من رو در مدار این خانواده و مدارِ شنیدن و درکِ آگاهی های عباسمنشِ عزیز قرار داد، کمه کمه کمه!!!
خدایا عاشقتم….چقدر خوشحالم از جایی که هستم….چقدر ممنونم از تو بابت جایی که منو یواش یواش و مرحله مرحله بهش رسوندی….چقدر اینجا راحت تر دارم ایرادهای کارام رو میفهمم و سریع تر مسائل زندگیمو حل میکنم، چقدر اینجا آروم ترم، چقدر اینجا بیشتر سرم به کار خودمه، چقدر اینجا کمتر از کسی یا چیزی انتظار دارم….
سعادت و خوشبختی جز این چی میتونه باشه آخه خدای بی همتای من??
این مسیر خودِ خودِ خودشه برای من…..همونی که باید میبود…..همونی که کامل کامله…..هیچیییییی کم و کسر نداره.
چقدر عاشقونه بهِم خیره میشی…چقدر عاشقی و ازم سیر نمیشی…تمام وجودم به عشق تو زنده ست…همه ذکرِ این دل تو هستی تا زنده م
در پناه الله یکتا باشید
سلام ودرودوعرض ادب خدمت استادعزیزودوستان گرامی اعضای سایت.
نکته مهمی درموردترمزهای ذهنی خواستم عرض کنم وآنهم اینکه من ۳۹سالمه و برای بهتردانستن ترمزهای ذهنی ام،یهو به ذهنم اومدکه برم به سال دوم دبستان کتاب تعلیمات دینی ام راازاینترنت پیداکنم وصفحه بصفحه اش رابخوانم وترمزهاراپیداکنم؛واین کاررانجام دادم وبسیارشگفت زده شدم چون بعدازگذشت۳۲سال مطالب کتاب راکه یادم نمیومدهرچقدرهم فکرمیکردم ودیدم که وای درهرصفحه ای ازاین کتاب به ستایش فقر،فقیربودن،تهی دست بودن پرداخته ویه جوری داره میگه که عزیزان دانش آموزفقیربودن افتخارهست چون هم خداهم پیامبروهم امامان عاشق آدم های فقیربودندودرصفحه ای که راجب آداب غذاخوردن نوشته درپایانش نوشته حتماموقع غذاخوردن هم بایدبه فکرتهی دستان گرسنگان وآدم های بیچاره باشیدا؛وواقعاکه الان دارم این مطالب رامینویسم درشگفتی وتعجب فراوانی قرارگرفتم که این مطالب که ما۹ماه میخواندیم وروش تمرکزمیکردیم بصورت باورهایی تثبیت شده هست که بااین ترمزهایابرنامه هایی که فقررایکی ازخصوصیات مهم اخلاقی درضمیرناخودآگاهمان ثبت شده ودرحال اجراهست،چراثروتمندنمیشویم،یاتایه پولی به دستمون میرسه درجاازدست میدهیم!!!!!
من۲۴تاترمزدراین کتاب دینی سال دوم دبستان دهه۶۰ پیداکردم،که ازدوستان هم میخواهم یه فلاش بک به گذشته بزنندوببینندکه داستان چه بوده است؟!؟!!
درپایان بسیارسپاسگزارم ازاستادخوبمان که ماراراهنمایی میکندبه مسیردرست زندگی??
به قول اوشو:خداونددرحال رقص حرکت میکندودرقلبهاوجاهایی هست که شادی واحساس خوب باشد،اوآنجاحاضرهست.
سلام دوستان و استاد عزیز منم درونه خودم رو تحلیل کردم و ترمز هایی رو تو خودم تشخیص دادم که دارم محوشون میکنم مینوسم شاید ترمز ذهنیه شما هم باشه
باور سهمگین که خیلی ادم هارو درگیر خودش کرده و به من منتقل شده اینکه پول با کار های بسیار سخت و طاقت فرسا به دست میاد و مِنبابه کار فیزیکی که میکنی پول دریافت میکنی و پولی رو که به دست میاری باید پسنداز کنی روز مبادا(انتظار مشکل برای خرج پول)?
1.پول با سختی زیاد به دست میاد و باید پسنداز کنی برای لنگ نموندن?
????????????????
????????????????
حقیقت:خدا بهترینه بندشو میخواد این ماییم که با باور های اشتباه پول رو توی غالب سختی رشد دادیم
پول به راحتی وارد زندگیم میشه و من با ذهنم بیشترین حد پول رو بدون کمترین کار فیزیکی به دست میارم و پسندازم باعث ثروت بیشترم شده?
چون باورهام پولسازه?
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
از سن پایین املای جملاتی مثل اینکه:برو میکانیکی یاد بگیر یا حرفه ای که بتونی زندگیتو بچرخونی
2.برای پول زیاد باید رفت سمت مشاغل پولساز و یاگیری برای اینده?
????????????????
????????????????
حقیقت:عشق پول میاره و برای ورود ثروت به زندگی
باید رفت سمت کاری که دوسش داریم مهم نیست چی باشه
ذهن بی پایان و خدای درونم مسیر و رصالتم رو بهم نشون میده و روزی من به اوج افتخار قلبی درونم میرسم
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
ادم های زندگیم بخاطر پولی که نتونستن به دست بیارن داستان ادم های پولدار رو خیلی غم انگیز تعریف میکردن تا بفهمونن پول خوشبختی نمیاره و ارزش نداره (کم کم خودشونم داستان های اشتباهشونو باور کردن)
صداوسیما از بچگی با فیلم هاشون باورم هام رو نشونه رفتن تا به چیزی که داریم قانع باشیم
3.پول بی ارزشه و خوشبختی نمیاره?
????????????????
????????????????
حقیقت: پول بسیار ارزشمنده و قدرت اعتماد به نفس حس خوب نزدیکی به خدا کمک به ادم ها عشقو حال و کلی چیزای دیگه رو به همراه داره ?
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
از طفولیت تا چند سال پیش خدارو شاید سر همین چیز ها قبول داشتم که اشتباهی بیش نبوده اینکه وقتی مشکلی پیش میاد خدا انجامش داده تا ری اکشن منو نسبت به اون مشکل ببینه و من مشکلات رو خدا میدیدم و عقاید مثل اینکه پول باعث میشه خودمون رو گم کنیم و از خدا فاصله بگیرم
4.خدا با بی پولی و مشکلات مارو امتحان میکنه و پول مارو از خدا دور میکنه?
????????????????
????????????????
خداوند منو خلق کرده تا از زندگی لذت ببرم هر لحظه پر از شگفتی و لذته من با پول به اغوش خدا میرسم
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
افراد صمیمی و غیر صمیمی باور های که ساختن و بینششون باعث رنجشون توی زندگی شده که از قبلو قبله پدر مادرم همین باور هارو متنقل کردن به من و باعث شکل گیریه اشتبااه فکریم شده ولی بلعکس زندگی خیلی زیباست
5.زندگی بسیار سخته و کلی مشکل داره
????????????????????????????????
زندگی پر از شادی حس خوب پول ارامش خانوادگی موفقبت و سرشار از زیبایی ها نعمت ها و خنده خنده خندس هیچ مشکلی وجود نداره مشکل رو ما میسازیم
من فوق العاده خوشبخت خوشحال و سپاسگزار برای تمام نعمت های توی زندگیمم
زندگی برای من سرشار از بهترین هاست?
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
مادر پدر و تمام اطرافیان دورم از زمانی که یادمه به درامد پایین با نیروی کار بالا دست میزدن مثلا از ساعت8صب کارتا6بعداظهر به مدت 30روز و درامد ماهی 1500و عقاید منم با کارگری به همین صورت شکل گرفت و درامد بالای سه ملیون برای من و دوروبریام یه واکنش عجیب داشت
6.به اندازه زمانی که به طور فیزیکی کار انجام میدی پول دریافت میکنی?
????????????????
????????????????
باور های عفونت کرده و وروسی درون ذهن ادما پخش شده که اشتباس که من هر قدری که به طور فیزیکی کار میکنم پول دریافت کنم پول با ذهن به دست میاد نه فیزیک بدنی انسان اشرف و بهترین مخلوقاته و حقشه که بهترین هارو در اختیار داشته باشه با باور های درست پول از درو دیوار وارد زندگیمون میشه?
من اشرف مخلوقاتم و بهترین ها سهمه منه من با باور های درست ثروت رو با کمتررررررین کار فیزیکی بدست میارم چون ثروت درونه منه توی ذهنم ن بدنم
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
درامد های تحت پوششه دید من از قدیم درامد های پایین بوده و باور درامد های بالا برام بسیاااار عجیب و غیرقابل باور بوده و دلیلش هم دیدن افراد نزدیک و قبول حرف اونا بود
7.درامد های غیر قابل باور برای افراد معمولی
????????????????????????????????
هر درامد و هر پولی برای انسان قابل دریافته بهترین ها برای انسانه فقط کافیه باورش کنیم و توی ذهنمون اونو داشته باشیم برای خدا ۱۰ هزار تومن با ۱میلیارد فرقی نداره ولی چیزی که ما به دست میاریم بسته به ظرف ذهنیه که داریم?
من از جانب خداخلق شدم که بهترین هارو داشته باشم با بهترین و بیشترین درامد باور ها پول دریافت میکنن نه بدن ها
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
ادم ها همه خدا رو میشناسن ولی باور هاشون شده بت های موجودات دوپا که به صورت زبانی از توکل قوی بر خوردارند ولی چشم هاشون وصله به خودشون اینکار انقدر تکرار شده که وجود خدا رو کمرنگ کرده ولی مرجع اصلی انرژی ثروت خوشبختی و عشق رو فراموش کردن
8.تکیه به ادم ها و بت هایه انکار شده با وجود خدا
????????????????????????????????
منبع تمام عشق ثروت خوششی ها خداست نه موجودات دوپا خدا در همه ما وجود داره و مارو هدایت میکنه و هر چیزی که بخوایم براورده میکنه تنها کافیه خودمون رو بسپارم بهش و توکل کنیم و باور داشته باشیم
هدایت کننده براورده کننده و روزی دهنده ی من فقط و فقط خداست با وجود خدا ترس ها و نگرانی هایم محو میشوند همه چیز رو میسپارم به خدا و مطمئن از رسیدن به نقطه ی اوجمم ?????????????????????
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
با ایمان به موفقیت و سعادتمندی
داداش دمت گرم عجب حالی داشتی اینا همه رو تایپ کنی