اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد عزیزم .مثل همیشه عالی .دقیقا درسته منم حدود یک سال پیش بی پولی اذیتم میکرد وفکر میکردم همینه زندگی من تا این حد هست.وخسته شدم از این وضع و از خدا خواستم کمکم کنه ی راهی بهم نشان بده .وما ی ماشین داشتیم که همیشه کنارم بود و به ذهنم نمیرسید که میشه از این ماشین پول در بیارم .تا اینکه توسط عزیزی دعوت به سرویس مدرسه شدم ویکسله که سرویس مدرسه هستم و اوضاع من بهتر از قبل شده البته انشاالله خدا کمک میکنه و ایده های بهتری بهم میده و پول و ثروت بیشتر وارد زندگیم می شود مطمئن هستم ثروت به سمت من در حرکت است الهی شکر بابت آشنایی با استاد عزیزم آقای عباس منش و سایت بی نظرشون هر وقت استاد جان وارد سایتتون میشم کلی انرژی میگیرم و ایده میگیرم وچه جای زیبا و بی نظیری زندگی میکنید استاد شاد و سلامت و ثروتمند باشید الهی .خدا یا شکر شکر شکر
استاد مثال من از تحمل کردن این بود که من در16سالگی به صورت سنتی ازدواج کردم
من و همسرم از همون روزهای اول آشنایی باهم مشکل داشتیم و کلی دعوا میکردیم معمولا همه میگن که نامزدی خیلی دوران عاشقانه ای و فلان ولی ما هیچکدوممون هیچ لذتی نبردیم چه در نامزدی و چه بعد ازدواج و همسرم یک ادم بسیار کنترل گر و عصبی و من هم یه ادمی که زیر حرف کسی نمیره و به شدت عصبی بودم وبا تحمل کردن روزهارو میگذروندیم
چرا تحمل میکردیم؟
چون بهمون میگفتن که بابا اول رابطه همینطوری میشه آدم تا بیاد بایکی هماهنگ بشه خیلی طول میکشه و انقدر باید دعوا باشه که زندگی درست بشه ،دعوا شیرینی زندگیه و…(والا من تو دعوا هیچ شیرینی نمیدیدم جز عذاب)
وگذشت و من هربار که به خانوادم میگفتم که اقا من نمیتونم بااین ادم زندگی کنم وخیلی تحت فشارم و همش بهم توهیین میشه
باهمین حرفا منو رد میکردن و زدو من نخواسته باردار شدم و خیلی ناراحت شدم
وخیلی جالبه اطرافیان اینبار میگفتن که اگه بچه بیاد تو زندگیت اصلا زندگیت از این رو به اون رو میشه و همه چی درست میشه
خلاصه که هیچی درست نشد و من یه روزی تصمیم گرفتم و بااین مسیر آشنا شدم که باید خودمو تغیر بدم
والان خداروشکر خیلی زندگیم عالی شده و هیچ ترس و هیچ کنترلی از دیگران و. همسرم ندارم
وبا جسارت کارهایی که دوست دارم و انجام میدم و زندگیم عالیه
حالا مثالم از تحمل نکردن این بود که من ازدواج کرده بودم و رفته بودم شهر غریب و10سال تو غربت زندگی کردم و شرایط طوری بود که اصلا من فکرم نمیکردم یه روزی بشه من بتونم برگردم به شهر خودم وپیش پدر و مادرم زندگی کنم و طوری بود که خیلی دوست داشتم برم شهر خودمون اما با شرایطی که بود تو ذهنم میگفتم عمرا اگه بشه و حتی اگه من یه روزی مردمم اینجا دفنم میکنن
ولی یه روزی ایمانمو نشون دادم و گفتم اقا من دیگه اینجا نمیمونم و میخوام برم نمیدونم چه اتفاقی میخواد بیفته نمیدونم همسرم چیکار میخواد بکنه شاید اصلا طلاق بگیریم و دیگه بچمو نزاره ببینم ولی من میخوام این کارو بکنم وهیچی برام مهم نیس
وما به2یا3ماه نکشید که اسباب کشی کردیم به شهر خودم و همه چیز معجزه وار حل میشد
وانقدر حالم خوبه و انقدر آرامش و رفاه و استقلالم بیشتر شده که خدا میدونه
اگر بخوام مثال بزنم میتونم 10روز بنویسم
ولی نتیجه گیری این میشه که هیچوقت تحت هیچ شرایطی تحمل نکنیم و قدمی برای تغیر برداریم و تو جایی که هیچی نمیدونیم باایمان جلو بریم و ایمان داشته باشیم به روز واپسین
استاد عزیزم ممنون بابت آگاهی های بینظیری که با مابه اشتراک میزاید
اگر به اندازه سر سوزنی شعور و درک و معرفت داشتیم به خدایی که هزاران هزار بار ما رو نجات داده ایمان میآوردیم..
بارها دیدیم جاهایی که همه چی بر علیه ما بوده و ما بی کس و تنها بودیم اما توکل کردیم همه چی به نفع ما تموم شد و برعکسش که فلان نفر یا همسر یا فلان وکیل و دکتر گفته برو من پشتتم و مشرک شدیم و طوری خوردیم که هنوز داریم میخوریم….
واقعا کسیکه ایمان واقعی داره هیچی رو تحمل نمیکند،حتی زمانی که ظاهرا همه چیز بر علیهش باشه و چقدر خوب،ابراهیمی عمل کردی و چقدر راحت خداوند جواب ایمانت رو داد
و کردیت تمام این نعمت ها به خداست چرا که ایمان به اون باعث حرکت درست و شجاعانه میشود و حرکت بدون ایمان نتیجه اش کفش پاره کردن و عذاب است…
سلام ودرود استاد من امروز بابت رحمت خداوند که باعث شد این فایل زیباروببینم تا نشانه ای برای هدایتم باشه بسیار سپاسگزارم بی شک دستهای خداوند همیشه وهمه جا هست…. من دریک سال گذشته روابط سمی رو تحمل میکردم علتش دقیقا ترس ها واز طرفی وابستگی هام بود بعد خارج شدن از اون رابطه مدام خودم رو سرزنش میکردم ونگران آینده بودم اما این فایل به. من یادآوری کرد که تحمل با صبر متفاوته واینکه تا شرایط رو تغییر ندی به مسیر درستت هدایت نمیشی
خدارو صدها هزار مرتبه شکر که شما و این سایت الهی هست
چقدر این فایل بجا بود و همزمانی خیلی جالب داشت برام خدارو شکر
قضیه از اینجا شروع می شد که اصلا من تفاوت تحمل و صبر رو نمی دونستم ولی خداروشکر از آموزهای شما یاد گرفتم یعنی اصلا فکر به تفاوت این دو موضوع نمی کردم یکی از موضوعاتی که از چندین ماه قبل من را اذیت می کرد این بود که ساب برند پوشک مای بی بی در یکی از شهرستان های استان فارس شدیم و بعد از چند ماه کار کردن این تنش با مدیر مالی ما و مدیر منطقه شرکت شدت گرفت که مدیر مالی ما ایشون رو بلاک کردن و این قدر قضیه وخیم شد تا جایی که کارهای مربوط به مدیر مالی رو هم من که مدیر فروش بودم باید انجام می دادم که به مشکل بر نخوریم تا دیروز که این ایده بهم الهام شد که اینقدر جنگ اعصاب طبیعی نیس پس یه کاری باید براش کرد من کارای خودم رو دارم و کارای اوشون رو هم باید انجام می دادم که گفته شد این دونفر رو با هم روبرو کن و تمام شرایط رو مکتوب کن که هیچ کس نتونه تخلف کنه از این داستان و امروز با دوتاشون صحبت کردم و هر دو با کمال میل قبول کردن که یه چارت بندی داشته باشن که به مشکل بر نخوریم و واقعا با هر سختی آسانی هست یعنی فقط کافیه بخوای یه مساله رو حل کنی و به عبارتی قبولش نکنی و الهامات در رابطه با اون خواسته بهت گفته می شه چقدر ما در رابطه با این جمله که همینی که هست قبول کردیم و چندین سال اذیت شدیم ولی اگه یکم زاویه دیدمون رو عوض می کردیم خیلی زندگی راحت تر می شد
و نکته جالب تفاوت بین صبر و تحمل کلید واژه اینجاست که داخل صبر حالت خوبه و تحمل نه و قانون جهان احساس خوب =اتفاقات خوب
سلام بر استاد جانم استادی که هروز مرا آگاه تر میکند
و سلام خانم شایسته حضرت مریم زمانه و دوستان و هم فرکانسهای عزیز در این سایت و محفل بهشتی
میزان تحمل شما چقدر است
درسته دقیقا این فایل داره استاد توضیح میده که آقا چیزی رو که بهت حس خوب نمیده ندونسته و بدون اینکه تلاشی براش انجام بدی نباید قبول کنی
اصلا چرا بابد بپذیری
تو ایمان داشته باش به خدا بعد ببین راه حل میاد جلو پات قرار میگیره خودش
نپذیرفتن شرایطی که سخته با صبر کردن خیلی فرق داره صبر و استقامت به انسان حس خوب میده احساس توکل میده اما همینه که هست نه حستو خوب نمیکنه ناامیدتم میکنه حس بد هم بهت میده
مثلا من خودم چند سال بود کار سخت رو پذیرفته بودم و با حس بد انجامش میدادم و بی ایمانی ضعف و هزارتا مشکل دیگه برام پیش آورده بود و از ترس از اون کار بیرون اومدم بعد چند سال که آقا له شدم خورد شدم دقیقا حرف استاد که من نباید بپذیرم و بلخره اومدم بیرون از اون کار شراکت سخت و بلخره تمومش کردم و الا به راحتی رسیدم که آقا درسته کارم نو پا اما آزادی زمانی و مکانی دارم حالم خوبه دست خودمه همه چی اصلا چرا باید بپذری ما اومدیم از زندگی لذت ببریم چرا باید ی چی کا داره بد پیش میررو بپذیرم
چرا باید کسانی که بیمارن بپذیرن که همینکه هست من خودم نپذیرفتم که بیماری خود ایمنی خودم رو و بعد ی سال هم نشد 10 ماه با دوره سلامت شروع کردم و اصلا عادی زندگی میکنم چون آقا جان قبول نکردم که من باید تا آخر عمر اینارو دنبال خودم بکشم چرا باید قبول کنم با خودم هستم که چرا باید ی چیزی که خوب پیش نمیره قبول کنم اصلا پذیرفت با آگاهی که الا دارم آخر بی ایمانیه آخر شرکه برای من دیگه چیزی رو که سخت پیش میره درک نمیکنم و اصلا باش نمیخوام ارتباط برقرار کنم همینکه باش ارتباط برقرار میکنی دیگه باید تحملش کنی چقد پارادکس زیبا بود و چقدر برانی خوشگل و زیباست استاد واقعا لذت بردم از این فایل این آگاهی ها و این پارادایس زیبامون چقد کیف میکنم میبینم شمارو چقد همه چه خوبه چقد طبیعت زیبا بود خداروشکر و چه بارونی الهی صد هزار بار اینم نشونه این فایل بود استاد عزیزم عاشقتم
از خانم شایسته هم ممنونم برای این فایل بی نظیر
در پناه خداوند باشد
خداوندی که جان است و جهان من
خداوندی که هروز بهم انگیزه میده و هدایتم میکنه به راه راست راه کسانی که هدایت کرده نه گمراهان
سلام سلام به همه دوستان وسلام به استاد عزیز وخانم شایسته عزیزم
خدا رو سپاسگزارم بابت این فایل هایی که یکی از اولین نفراتی هستم که مشاهده میکنم ومیتونم در موردش صحبت کنم وخدارو شکر به این همزمانی وزمان زندگی من که با زمان زندگی چنین افرادی رقم خورده وممنون وسپاسگزارم بابت وجودم که خداوند لطف ورحمتش رو شامل حالم کرده که هر روز در حال رشد وتکامل باشم وبه خود شناسی بهتری از خودم ودوره زندگیم برسم
خدایی که دارم همواره بهتر میشناسم خدایی که از طریق کتابش میتونم صحبتهاشو بخونم
واز طریق مومنینی که متعهد هستن همچون استاد وشکرگزاری اولین ومهمترین اصل زندگیشون هست من این خدا رو میپرستم
وقدرت رو در زندگیم بهش میدم
اینها رو مینویسم که در مسیر تکاملم بیشتر وبیشتر یاد آور بشم وادامه راه رو هموار تر کنم
استاد ازتون متشکرم ا
از آموزش ها وصحبت هاتون وشما وهمسر عزیزتون رو تحسین میکنم
دلم برای دیدن شما میتپه این فایل برای من دقیقا عین عدالت وهماهنگیه من در مسیر رشد خودم هستم ودر مداری که هستم مراحل سختی رو سپری کردم ومراحل برام راحت تر شده نه اینکه چیزی عوض شده باشه
این منم که فکر وعقیده ام تکون خورده وباز جای کار داره تا تکمیل تر وتکمیلتر بشه
نتایجی که دیدم قبلا نمیدیدم شکل صحبت کردن ورفتار هام عوض شده
الان دوره عزت نفس و دوره شیوه حل مسائل رو همراه با قدم 4 گوش میدم ودر این حین فقط به زندگی هم به شیوه حل مسئله وهم عزت نفس خودم وهم قدم 4 که بیشتر در مورد ثروت صحبت کردین گوش میکنم
وهر روز حالم بهتر وآرامشم بیشتر میشه
ودلیل اصلی رو شناخت خودم میدونم چون تمام صحبتهای شما منو به شناخت بهتر تشویق میکنه سرتاسر زندگیم سعی میکردم زندگیم رو بهتر کنم وهر کار میکردم فقط کارهارو وخیمتر میکردم اصلا حل نمی شد فقط به مشکلاتم مشکلی اضافه میشد
دقیقا چون از ریشه حل نمی شد وفقط چون صبر نداشتم کارها رو با فکر های ترس آلود خودم وکنترل دیگران میخواستم حل کنم
ووقتی اوضاع رو بدتر میکردم که دیگه به هم پیچیده تر میشد حالا تحمل کردنم اجبار میشد
یکی از دلایلش این بود که کنترل دیگران جواب نمی داد وومن خودم رو مجبور به تحمل میکرد وتازه همه باور هایی که پیشینیان ما داشتن در من ریشه داشت
الان باتلاش بیشتر وتمرکز بیشتر روی افکارم
بهتر وبهتر میتونم مسائل رو حل کنم بدون فشار واسترس خاصی
وبابت این دوره ها آموزش ها خداوند رو سپاسگزارم بابت رشدم خدارو سپاسگزارم
بابت خودم که استوار ومحکم ومصمم تر از قبل این راه روادامه دادم ومیدهم وخدای رحمان ورحیم رو باور میکنم وهر روز بیشتر وبیشتر باور میکنم سپاسگزارم
بابت استادی که خداوند برایم فراهم کرده سپاسگزارم
بابت این مجموعه فوق العاده سپاسگزارم
واز شما ممنونم برای این انتخابها واراده وایمان
خدارو شکر میکنم بابت امروزم که در این مجموعه نوشته ای رو به ثبت رسوندم
آرزوی موفقیت روز افزون رو برای شما وخانم شایسته عزیز ودوستانم رو دارم
سلام استاد وقتتون بخیر فقط من همین رو میخواستم بگم وقتی ک داشتین صحبت میکردین من ی لحظه چشمم ب ابرهای افتاد و یادم توی ی فایل میگفتین این ابرهای قارچ خور باعث باران میشن و ی لحظه من بخودم گفتم مطمئنم بعد فایل استاد از بارون زیبای بهشت رو بهمون نشون میدن شایدم اصلا ربطی نداشت ب موضوع ولی ذهن گفت ن نویسی زشت است ولی من گفتم مینویسم و خدا رو شاکرم بابت همه زیبای های ک بهمون نشون میدن و حتی آهنگ اول فیلم
و دوباره سلام به پارادایس زیبا و خوب چقدر دلم تنگ شده بود برای این فضا ولی این قانون میدونم که وقتی به چیزی توجه میکنی از جنس هموون وارد زندگیت میشه و این یعنی پس من هدایت میشم به اینجا
بریم سراغ درس امروز
این بحث تحمل و صبر من چند سال پیش تجربه کردم اون موقعی که تو یک رابطه سمی بودم و فکر میکردم که آقا همینه دیگه بالاخره هر کی مشگل و دعوا داره ولی از یه جایی به بعد گفتم نه باید حل بشه و خدا شاهده از جایی که تحمل نکردم و گفتم آقا باید حلش کنم هدایت شدم به قطع شدن اون رابطه
تو داستان یعقوب و پسرش هم همین شکله که یعقوب 40 سال تحمل میکرد و جایی که دیگه گذشت و ذهنش تغییر داد خداوند هدایتش کرد به فرزندش همون کسی که فکر میکرد دیگه نمیبینتش.
خیلی جاها خیلی ها میگن که همینه و چرا میخای مهاجرت کنی و همه جا آسمان یه رنگه ولی من مطمئنم تو این مهاجرت که تصمیم قطعی گرفتم که برم هدایت هست چون خداوند داره با نشونه ها با من صحبت میکنه.
من همیشه کشاله های رونم عرق سوز میشد و میگفتم که همینه دیگه ارثیه و تلاش نمیکردم تا رسیدیم به دوره قانون سلامتی
من دوره رو نخریدم ولی شما تو چند فایل گفتین که بدن وقتی بهش نشاسته و قند زیاد بدی قند سوز میشه و کلی مشگل ولی اگر بیاریش روی چربی سوزی دیگه این مشگلات نیست
این یه زنگ تو ذهن من روشن کرد دینگ دینگ
گفتم خب بیام امتحان کنم
امتحان کردم دیدم بله دارم کم کم بدنم درست میشه
این خودش نشون میده همه چی راه داره.
و در آخر این که سپاس گذار شما و مریم جان هستم برای اینکه قانون رو به من یاد دادین
استاد من توی دوران نوجوانی که داداشم به دنیا اومد خیلی شلوغ بود یا نا آرام بود . اصلا پیش من نمیموند خیلی اذیت میشدم قشنگ یادمه چون اولین بچه بود که بعد من توی اون خونه به دنیا میومد و من خیلی دوست داشتم خوب باشیم با هم .
من ناخودآگاه بدون اینکه قانون توجه رو ببینم ازش خیلی عالی استفاده کردم توی این مورد . با اینکه من داداشم رو دیده بودم چقدر ناآرام و شلوغ بود هیچ وقت باور نکردم همه ی بچه ها میتونن شلوغ باشن یا اینکه میگن پسر بچه ها همیشه شلوغ هستن عادیه . بچه شلوغی نکنه حتما یه مشکلی داره و … از این جور حرفا . من اصلا باور نکردم و جالب اینکه هروقت بچه آرام و مهربون میدیدم دلم میرفت بغلش میکردم قربون صدقش میرفتم با این ذهنیت که اگه میگن بچه ناآرام و شلوغ نرماله پس این بچه چرا اینقدر ملوسه .
هی بیشتر و بیشتر از این بچه ها میدیدم دلم میرفت همش تعریف میکردم و تحسین میکردم یعنی به قول شما قشنگ واضح کرده بودم که چی میخوام . جالب تر اینکه من خودم توی دوران حاملگیم به شدت آرام شده بودم منی که کارم پر از تنش و درگیری و بحث و … بود به طور عجیب که خودم هم باورم نمیشد آرام شده بودم حتی یادمه یه بار با همسرم داشتیم خونه رو تمیز میکردیم دست همسرم خورد به شمعدونی و شکست . یه جوری نگاه کرد که انگار قراره من عصبی بشم
منم در کمال خونسردی بهش نگاه کردم گفتم فدای سرت خودم شوک بودم از رفتارهای خودم . ( حتی گاهی به زور میخواستم ببینم میتونم عصبی بشم یا حرص بخورم دیدم نمیشه )
و به شدت هم دلم میخواست دختر داشته باشم دلم قنچ میرفت یعنی .
الان یه دختر خیلی شیرین و ناز و اروم دارم که اصلا گریه نمیکنه هرچی بخواد ازم یه جوری بهم میفهمونه چی میخواد . توی 5 ماهگی که دیگه شیرخشک میخورد خودش بیدار میشد یا هی تکون میخورد میفهمیدم گرسنه هست یا خیلی وقت ها شده پستونکش رو میذارم بالا سرش میذاره دهنش دوباره میخوابه .
یعنی خداروهزاران بار شکر خیلی بچه ارومی هست و یه حرکات ناز و خواستنی داره که من فقط توی تبلیغات فیلم ها این حرکات رو از بچه ها دیده بودم و دلم میرفت .
استاد آنقدر عجیبه این اتفاق برای من همش میگم خدایا واقعا شکرت و گاها تعجب میکنم و دلم میره که چه خوب شد که اون موقع بدون اینکه قانون رو بدونم ازش استفاده عالی کردم .
و واقعا ازتون تشکر میکنم که این ویدیو باعث شد این نعمت بزرگ الهی و لطف خداوند رو دوباره شکر کنم و حالم بهتر و بهتر بشه .
عاشقتونم استاد . به قول خودتون در پناه الله یکتا باشید
وقتی اتفاق نادلخواهی در زندگی ام رخ میدهد باید هوشیار باشم به این موضوع که””یک چیزی ایراد دارد.
باید تغییر کنم… اینکه هیچ چیزی خود به خود تغییر نمیکند.. “”اینکه بگویم صبر کنم وهیچ حرکتی نکنم یعنی دارم تحمل میکنم… یعنی پذیرفتن اون شرایط و موقعیت… وخیلی وقت ها پذیرفتن اون شرایط ها به خاطر شرک داشتنم هست به خاطر بی ایمانی،ترس و باورهای نادرست…
ووقتی تغیر را از خودم شروع کنم و ساز وکار جهان را بدانم که براساس لذت،راحتی و سادگی است (این که ثروتمند باشیم طبیعی است،باید از سلامتی برخوردار باشیم،باید روابط زیبایی رو تجربه کنیم ،باید همیشه در نعمت باشیم) وقتی چیزی خوب پیش می رود یعنی طبیعی است( استاد انگار جرقه ای در ذهنم زده شد با این جملتون که خیلی وقت ها شده وقتی همه چیز خوب پیش می رود در زندگی ام یک دفعه به خودم میگم وایی یعنی چی شده چرا دیگه خبری از بحث هامون نیست چرا همسرم اینقدر باهام مهربونه و یه چیز غیر طبیعی میدونم ولی حالا اینکه همه چیز باید عالی باشه یعنی طبیعی است رو جایگزین کردم )
و وقتی خوب پیش نمی رود غیر طبیعی …این جاست که باید سری بزنم به باورهایم باید تغییر را شروع کنم اگر بیمار هستم اگر روابط نادلخواه دارم و….
تفاوت صبر و تحمل:
صبر توش امیده،تکامله، ایمانِ توکله
تحمل یعنی تسلیم شدن در برابر بدبختی هاست
یعنی همینی که هست
یعنی راهی وجود ندارد
یعنی راه حلی وجود نداره
یعنی من کاری نمیتونم بکنم
واگر باور داشته باشیم در برابر اتفاقات ناجالب راهی هست هدایت می شویم
( استاد تو ذهن من این موضوع خیلی بلد شد که وقتی من اتفاق نادلخواهی برام میوفته و آن قدر قدرت بهش بدم که تحملش کنم و” تغییر نکنم”
یعنی مشرک شدم ،
اگه من دارم بی احترامی تحمل میکنم یعنی قدرت رو دادم به اون شخص که اون مدیر منه اون همسرمنه اگه من بخوام حرفی بزنم فلان میکنه بهمان میکنه….)
(اگه من از لحاظ مالی رشد نکنم و دائم مقصر کنم دولت و کشور و ….یعنی دارم قدرت میدم به عوامل بیرونی )
و درهای هدایت و سعادت رو به روی خودم میبندم..
و پرسش های کلیدی رو هربار از خودم بپرسم
چه چیزیو دارم تحمل میکنم؟
چرا دارم تحمل میکنم؟
چه فکری رو عوض کنم که خداوند منو هدایت کنه؟
چه چیزی رو باید تغییر بدهم که خداوند منو هدایت کنه؟
استاد عزیز من جلسه دوم قانون افرینش بالا 10 بار گوش دادم فکر کردم تمرین هاشو انجام دادم تا درک عمیق تری پیدا کنم از قوانین جهان استاد واقعا یه شاه کلیده که هرموقع به تضادی میخورم میام و تمرین هاشو انجام میدم حتی از دل سوال ها جوابمو پیدا کردم واقعا عالیه سپاسگزازتونم الهی که همیشه قلبتون جاری باشه از آگاهی
و عالی تر از همه صحبت های مریم جانه که واقعا جزء به جزء برامون توضیح دادند تمرین ها رو واقعا سپاسگزارتونم
خداروسپاسگزارم که به دلم انداخت این دوره را بخرم و همیشه هدایتگرم بوده
خدایا هزاران بار از تو سپاسگزارم
وقتی همه چیز خوب است یعنی طبیعی است یعنی درمسیر درست قرار گرفتم ؛مسیر کسانی که نعمت دارند
سلام استاد عزیزم .مثل همیشه عالی .دقیقا درسته منم حدود یک سال پیش بی پولی اذیتم میکرد وفکر میکردم همینه زندگی من تا این حد هست.وخسته شدم از این وضع و از خدا خواستم کمکم کنه ی راهی بهم نشان بده .وما ی ماشین داشتیم که همیشه کنارم بود و به ذهنم نمیرسید که میشه از این ماشین پول در بیارم .تا اینکه توسط عزیزی دعوت به سرویس مدرسه شدم ویکسله که سرویس مدرسه هستم و اوضاع من بهتر از قبل شده البته انشاالله خدا کمک میکنه و ایده های بهتری بهم میده و پول و ثروت بیشتر وارد زندگیم می شود مطمئن هستم ثروت به سمت من در حرکت است الهی شکر بابت آشنایی با استاد عزیزم آقای عباس منش و سایت بی نظرشون هر وقت استاد جان وارد سایتتون میشم کلی انرژی میگیرم و ایده میگیرم وچه جای زیبا و بی نظیری زندگی میکنید استاد شاد و سلامت و ثروتمند باشید الهی .خدا یا شکر شکر شکر
سلام به استاد عزیزم ومریم جانم و همه دوستان گلم
استاد مثال من از تحمل کردن این بود که من در16سالگی به صورت سنتی ازدواج کردم
من و همسرم از همون روزهای اول آشنایی باهم مشکل داشتیم و کلی دعوا میکردیم معمولا همه میگن که نامزدی خیلی دوران عاشقانه ای و فلان ولی ما هیچکدوممون هیچ لذتی نبردیم چه در نامزدی و چه بعد ازدواج و همسرم یک ادم بسیار کنترل گر و عصبی و من هم یه ادمی که زیر حرف کسی نمیره و به شدت عصبی بودم وبا تحمل کردن روزهارو میگذروندیم
چرا تحمل میکردیم؟
چون بهمون میگفتن که بابا اول رابطه همینطوری میشه آدم تا بیاد بایکی هماهنگ بشه خیلی طول میکشه و انقدر باید دعوا باشه که زندگی درست بشه ،دعوا شیرینی زندگیه و…(والا من تو دعوا هیچ شیرینی نمیدیدم جز عذاب)
وگذشت و من هربار که به خانوادم میگفتم که اقا من نمیتونم بااین ادم زندگی کنم وخیلی تحت فشارم و همش بهم توهیین میشه
باهمین حرفا منو رد میکردن و زدو من نخواسته باردار شدم و خیلی ناراحت شدم
وخیلی جالبه اطرافیان اینبار میگفتن که اگه بچه بیاد تو زندگیت اصلا زندگیت از این رو به اون رو میشه و همه چی درست میشه
خلاصه که هیچی درست نشد و من یه روزی تصمیم گرفتم و بااین مسیر آشنا شدم که باید خودمو تغیر بدم
والان خداروشکر خیلی زندگیم عالی شده و هیچ ترس و هیچ کنترلی از دیگران و. همسرم ندارم
وبا جسارت کارهایی که دوست دارم و انجام میدم و زندگیم عالیه
حالا مثالم از تحمل نکردن این بود که من ازدواج کرده بودم و رفته بودم شهر غریب و10سال تو غربت زندگی کردم و شرایط طوری بود که اصلا من فکرم نمیکردم یه روزی بشه من بتونم برگردم به شهر خودم وپیش پدر و مادرم زندگی کنم و طوری بود که خیلی دوست داشتم برم شهر خودمون اما با شرایطی که بود تو ذهنم میگفتم عمرا اگه بشه و حتی اگه من یه روزی مردمم اینجا دفنم میکنن
ولی یه روزی ایمانمو نشون دادم و گفتم اقا من دیگه اینجا نمیمونم و میخوام برم نمیدونم چه اتفاقی میخواد بیفته نمیدونم همسرم چیکار میخواد بکنه شاید اصلا طلاق بگیریم و دیگه بچمو نزاره ببینم ولی من میخوام این کارو بکنم وهیچی برام مهم نیس
وما به2یا3ماه نکشید که اسباب کشی کردیم به شهر خودم و همه چیز معجزه وار حل میشد
وانقدر حالم خوبه و انقدر آرامش و رفاه و استقلالم بیشتر شده که خدا میدونه
اگر بخوام مثال بزنم میتونم 10روز بنویسم
ولی نتیجه گیری این میشه که هیچوقت تحت هیچ شرایطی تحمل نکنیم و قدمی برای تغیر برداریم و تو جایی که هیچی نمیدونیم باایمان جلو بریم و ایمان داشته باشیم به روز واپسین
استاد عزیزم ممنون بابت آگاهی های بینظیری که با مابه اشتراک میزاید
عاشقتونم️
نترس و اندوهگین نباش
اگر به اندازه سر سوزنی شعور و درک و معرفت داشتیم به خدایی که هزاران هزار بار ما رو نجات داده ایمان میآوردیم..
بارها دیدیم جاهایی که همه چی بر علیه ما بوده و ما بی کس و تنها بودیم اما توکل کردیم همه چی به نفع ما تموم شد و برعکسش که فلان نفر یا همسر یا فلان وکیل و دکتر گفته برو من پشتتم و مشرک شدیم و طوری خوردیم که هنوز داریم میخوریم….
واقعا کسیکه ایمان واقعی داره هیچی رو تحمل نمیکند،حتی زمانی که ظاهرا همه چیز بر علیهش باشه و چقدر خوب،ابراهیمی عمل کردی و چقدر راحت خداوند جواب ایمانت رو داد
و کردیت تمام این نعمت ها به خداست چرا که ایمان به اون باعث حرکت درست و شجاعانه میشود و حرکت بدون ایمان نتیجه اش کفش پاره کردن و عذاب است…
سلام ودرود استاد من امروز بابت رحمت خداوند که باعث شد این فایل زیباروببینم تا نشانه ای برای هدایتم باشه بسیار سپاسگزارم بی شک دستهای خداوند همیشه وهمه جا هست…. من دریک سال گذشته روابط سمی رو تحمل میکردم علتش دقیقا ترس ها واز طرفی وابستگی هام بود بعد خارج شدن از اون رابطه مدام خودم رو سرزنش میکردم ونگران آینده بودم اما این فایل به. من یادآوری کرد که تحمل با صبر متفاوته واینکه تا شرایط رو تغییر ندی به مسیر درستت هدایت نمیشی
با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته
خدارو صدها هزار مرتبه شکر که شما و این سایت الهی هست
چقدر این فایل بجا بود و همزمانی خیلی جالب داشت برام خدارو شکر
قضیه از اینجا شروع می شد که اصلا من تفاوت تحمل و صبر رو نمی دونستم ولی خداروشکر از آموزهای شما یاد گرفتم یعنی اصلا فکر به تفاوت این دو موضوع نمی کردم یکی از موضوعاتی که از چندین ماه قبل من را اذیت می کرد این بود که ساب برند پوشک مای بی بی در یکی از شهرستان های استان فارس شدیم و بعد از چند ماه کار کردن این تنش با مدیر مالی ما و مدیر منطقه شرکت شدت گرفت که مدیر مالی ما ایشون رو بلاک کردن و این قدر قضیه وخیم شد تا جایی که کارهای مربوط به مدیر مالی رو هم من که مدیر فروش بودم باید انجام می دادم که به مشکل بر نخوریم تا دیروز که این ایده بهم الهام شد که اینقدر جنگ اعصاب طبیعی نیس پس یه کاری باید براش کرد من کارای خودم رو دارم و کارای اوشون رو هم باید انجام می دادم که گفته شد این دونفر رو با هم روبرو کن و تمام شرایط رو مکتوب کن که هیچ کس نتونه تخلف کنه از این داستان و امروز با دوتاشون صحبت کردم و هر دو با کمال میل قبول کردن که یه چارت بندی داشته باشن که به مشکل بر نخوریم و واقعا با هر سختی آسانی هست یعنی فقط کافیه بخوای یه مساله رو حل کنی و به عبارتی قبولش نکنی و الهامات در رابطه با اون خواسته بهت گفته می شه چقدر ما در رابطه با این جمله که همینی که هست قبول کردیم و چندین سال اذیت شدیم ولی اگه یکم زاویه دیدمون رو عوض می کردیم خیلی زندگی راحت تر می شد
و نکته جالب تفاوت بین صبر و تحمل کلید واژه اینجاست که داخل صبر حالت خوبه و تحمل نه و قانون جهان احساس خوب =اتفاقات خوب
الهی شکرت که هستین استاد جانم
به نام خالق یکتا
سلام بر استاد جانم استادی که هروز مرا آگاه تر میکند
و سلام خانم شایسته حضرت مریم زمانه و دوستان و هم فرکانسهای عزیز در این سایت و محفل بهشتی
میزان تحمل شما چقدر است
درسته دقیقا این فایل داره استاد توضیح میده که آقا چیزی رو که بهت حس خوب نمیده ندونسته و بدون اینکه تلاشی براش انجام بدی نباید قبول کنی
اصلا چرا بابد بپذیری
تو ایمان داشته باش به خدا بعد ببین راه حل میاد جلو پات قرار میگیره خودش
نپذیرفتن شرایطی که سخته با صبر کردن خیلی فرق داره صبر و استقامت به انسان حس خوب میده احساس توکل میده اما همینه که هست نه حستو خوب نمیکنه ناامیدتم میکنه حس بد هم بهت میده
مثلا من خودم چند سال بود کار سخت رو پذیرفته بودم و با حس بد انجامش میدادم و بی ایمانی ضعف و هزارتا مشکل دیگه برام پیش آورده بود و از ترس از اون کار بیرون اومدم بعد چند سال که آقا له شدم خورد شدم دقیقا حرف استاد که من نباید بپذیرم و بلخره اومدم بیرون از اون کار شراکت سخت و بلخره تمومش کردم و الا به راحتی رسیدم که آقا درسته کارم نو پا اما آزادی زمانی و مکانی دارم حالم خوبه دست خودمه همه چی اصلا چرا باید بپذری ما اومدیم از زندگی لذت ببریم چرا باید ی چی کا داره بد پیش میررو بپذیرم
چرا باید کسانی که بیمارن بپذیرن که همینکه هست من خودم نپذیرفتم که بیماری خود ایمنی خودم رو و بعد ی سال هم نشد 10 ماه با دوره سلامت شروع کردم و اصلا عادی زندگی میکنم چون آقا جان قبول نکردم که من باید تا آخر عمر اینارو دنبال خودم بکشم چرا باید قبول کنم با خودم هستم که چرا باید ی چیزی که خوب پیش نمیره قبول کنم اصلا پذیرفت با آگاهی که الا دارم آخر بی ایمانیه آخر شرکه برای من دیگه چیزی رو که سخت پیش میره درک نمیکنم و اصلا باش نمیخوام ارتباط برقرار کنم همینکه باش ارتباط برقرار میکنی دیگه باید تحملش کنی چقد پارادکس زیبا بود و چقدر برانی خوشگل و زیباست استاد واقعا لذت بردم از این فایل این آگاهی ها و این پارادایس زیبامون چقد کیف میکنم میبینم شمارو چقد همه چه خوبه چقد طبیعت زیبا بود خداروشکر و چه بارونی الهی صد هزار بار اینم نشونه این فایل بود استاد عزیزم عاشقتم
از خانم شایسته هم ممنونم برای این فایل بی نظیر
در پناه خداوند باشد
خداوندی که جان است و جهان من
خداوندی که هروز بهم انگیزه میده و هدایتم میکنه به راه راست راه کسانی که هدایت کرده نه گمراهان
به نام خدا
سلام سلام به همه دوستان وسلام به استاد عزیز وخانم شایسته عزیزم
خدا رو سپاسگزارم بابت این فایل هایی که یکی از اولین نفراتی هستم که مشاهده میکنم ومیتونم در موردش صحبت کنم وخدارو شکر به این همزمانی وزمان زندگی من که با زمان زندگی چنین افرادی رقم خورده وممنون وسپاسگزارم بابت وجودم که خداوند لطف ورحمتش رو شامل حالم کرده که هر روز در حال رشد وتکامل باشم وبه خود شناسی بهتری از خودم ودوره زندگیم برسم
خدایی که دارم همواره بهتر میشناسم خدایی که از طریق کتابش میتونم صحبتهاشو بخونم
واز طریق مومنینی که متعهد هستن همچون استاد وشکرگزاری اولین ومهمترین اصل زندگیشون هست من این خدا رو میپرستم
وقدرت رو در زندگیم بهش میدم
اینها رو مینویسم که در مسیر تکاملم بیشتر وبیشتر یاد آور بشم وادامه راه رو هموار تر کنم
استاد ازتون متشکرم ا
از آموزش ها وصحبت هاتون وشما وهمسر عزیزتون رو تحسین میکنم
دلم برای دیدن شما میتپه این فایل برای من دقیقا عین عدالت وهماهنگیه من در مسیر رشد خودم هستم ودر مداری که هستم مراحل سختی رو سپری کردم ومراحل برام راحت تر شده نه اینکه چیزی عوض شده باشه
این منم که فکر وعقیده ام تکون خورده وباز جای کار داره تا تکمیل تر وتکمیلتر بشه
نتایجی که دیدم قبلا نمیدیدم شکل صحبت کردن ورفتار هام عوض شده
الان دوره عزت نفس و دوره شیوه حل مسائل رو همراه با قدم 4 گوش میدم ودر این حین فقط به زندگی هم به شیوه حل مسئله وهم عزت نفس خودم وهم قدم 4 که بیشتر در مورد ثروت صحبت کردین گوش میکنم
وهر روز حالم بهتر وآرامشم بیشتر میشه
ودلیل اصلی رو شناخت خودم میدونم چون تمام صحبتهای شما منو به شناخت بهتر تشویق میکنه سرتاسر زندگیم سعی میکردم زندگیم رو بهتر کنم وهر کار میکردم فقط کارهارو وخیمتر میکردم اصلا حل نمی شد فقط به مشکلاتم مشکلی اضافه میشد
دقیقا چون از ریشه حل نمی شد وفقط چون صبر نداشتم کارها رو با فکر های ترس آلود خودم وکنترل دیگران میخواستم حل کنم
ووقتی اوضاع رو بدتر میکردم که دیگه به هم پیچیده تر میشد حالا تحمل کردنم اجبار میشد
یکی از دلایلش این بود که کنترل دیگران جواب نمی داد وومن خودم رو مجبور به تحمل میکرد وتازه همه باور هایی که پیشینیان ما داشتن در من ریشه داشت
الان باتلاش بیشتر وتمرکز بیشتر روی افکارم
بهتر وبهتر میتونم مسائل رو حل کنم بدون فشار واسترس خاصی
وبابت این دوره ها آموزش ها خداوند رو سپاسگزارم بابت رشدم خدارو سپاسگزارم
بابت خودم که استوار ومحکم ومصمم تر از قبل این راه روادامه دادم ومیدهم وخدای رحمان ورحیم رو باور میکنم وهر روز بیشتر وبیشتر باور میکنم سپاسگزارم
بابت استادی که خداوند برایم فراهم کرده سپاسگزارم
بابت این مجموعه فوق العاده سپاسگزارم
واز شما ممنونم برای این انتخابها واراده وایمان
خدارو شکر میکنم بابت امروزم که در این مجموعه نوشته ای رو به ثبت رسوندم
آرزوی موفقیت روز افزون رو برای شما وخانم شایسته عزیز ودوستانم رو دارم
سلام استاد وقتتون بخیر فقط من همین رو میخواستم بگم وقتی ک داشتین صحبت میکردین من ی لحظه چشمم ب ابرهای افتاد و یادم توی ی فایل میگفتین این ابرهای قارچ خور باعث باران میشن و ی لحظه من بخودم گفتم مطمئنم بعد فایل استاد از بارون زیبای بهشت رو بهمون نشون میدن شایدم اصلا ربطی نداشت ب موضوع ولی ذهن گفت ن نویسی زشت است ولی من گفتم مینویسم و خدا رو شاکرم بابت همه زیبای های ک بهمون نشون میدن و حتی آهنگ اول فیلم
سلام بر استاد عزیز تر از جان و مریم جان
و دوباره سلام به پارادایس زیبا و خوب چقدر دلم تنگ شده بود برای این فضا ولی این قانون میدونم که وقتی به چیزی توجه میکنی از جنس هموون وارد زندگیت میشه و این یعنی پس من هدایت میشم به اینجا
بریم سراغ درس امروز
این بحث تحمل و صبر من چند سال پیش تجربه کردم اون موقعی که تو یک رابطه سمی بودم و فکر میکردم که آقا همینه دیگه بالاخره هر کی مشگل و دعوا داره ولی از یه جایی به بعد گفتم نه باید حل بشه و خدا شاهده از جایی که تحمل نکردم و گفتم آقا باید حلش کنم هدایت شدم به قطع شدن اون رابطه
تو داستان یعقوب و پسرش هم همین شکله که یعقوب 40 سال تحمل میکرد و جایی که دیگه گذشت و ذهنش تغییر داد خداوند هدایتش کرد به فرزندش همون کسی که فکر میکرد دیگه نمیبینتش.
خیلی جاها خیلی ها میگن که همینه و چرا میخای مهاجرت کنی و همه جا آسمان یه رنگه ولی من مطمئنم تو این مهاجرت که تصمیم قطعی گرفتم که برم هدایت هست چون خداوند داره با نشونه ها با من صحبت میکنه.
من همیشه کشاله های رونم عرق سوز میشد و میگفتم که همینه دیگه ارثیه و تلاش نمیکردم تا رسیدیم به دوره قانون سلامتی
من دوره رو نخریدم ولی شما تو چند فایل گفتین که بدن وقتی بهش نشاسته و قند زیاد بدی قند سوز میشه و کلی مشگل ولی اگر بیاریش روی چربی سوزی دیگه این مشگلات نیست
این یه زنگ تو ذهن من روشن کرد دینگ دینگ
گفتم خب بیام امتحان کنم
امتحان کردم دیدم بله دارم کم کم بدنم درست میشه
این خودش نشون میده همه چی راه داره.
و در آخر این که سپاس گذار شما و مریم جان هستم برای اینکه قانون رو به من یاد دادین
سپاس گذار خداوند بابت این قوانین بدون تغییر
سلام و خدا قوت به استادم و مریم جون
واقعا ازتون ممنونم بابت این ویدیو بی نظیر
استاد من توی دوران نوجوانی که داداشم به دنیا اومد خیلی شلوغ بود یا نا آرام بود . اصلا پیش من نمیموند خیلی اذیت میشدم قشنگ یادمه چون اولین بچه بود که بعد من توی اون خونه به دنیا میومد و من خیلی دوست داشتم خوب باشیم با هم .
من ناخودآگاه بدون اینکه قانون توجه رو ببینم ازش خیلی عالی استفاده کردم توی این مورد . با اینکه من داداشم رو دیده بودم چقدر ناآرام و شلوغ بود هیچ وقت باور نکردم همه ی بچه ها میتونن شلوغ باشن یا اینکه میگن پسر بچه ها همیشه شلوغ هستن عادیه . بچه شلوغی نکنه حتما یه مشکلی داره و … از این جور حرفا . من اصلا باور نکردم و جالب اینکه هروقت بچه آرام و مهربون میدیدم دلم میرفت بغلش میکردم قربون صدقش میرفتم با این ذهنیت که اگه میگن بچه ناآرام و شلوغ نرماله پس این بچه چرا اینقدر ملوسه .
هی بیشتر و بیشتر از این بچه ها میدیدم دلم میرفت همش تعریف میکردم و تحسین میکردم یعنی به قول شما قشنگ واضح کرده بودم که چی میخوام . جالب تر اینکه من خودم توی دوران حاملگیم به شدت آرام شده بودم منی که کارم پر از تنش و درگیری و بحث و … بود به طور عجیب که خودم هم باورم نمیشد آرام شده بودم حتی یادمه یه بار با همسرم داشتیم خونه رو تمیز میکردیم دست همسرم خورد به شمعدونی و شکست . یه جوری نگاه کرد که انگار قراره من عصبی بشم
منم در کمال خونسردی بهش نگاه کردم گفتم فدای سرت خودم شوک بودم از رفتارهای خودم . ( حتی گاهی به زور میخواستم ببینم میتونم عصبی بشم یا حرص بخورم دیدم نمیشه )
و به شدت هم دلم میخواست دختر داشته باشم دلم قنچ میرفت یعنی .
الان یه دختر خیلی شیرین و ناز و اروم دارم که اصلا گریه نمیکنه هرچی بخواد ازم یه جوری بهم میفهمونه چی میخواد . توی 5 ماهگی که دیگه شیرخشک میخورد خودش بیدار میشد یا هی تکون میخورد میفهمیدم گرسنه هست یا خیلی وقت ها شده پستونکش رو میذارم بالا سرش میذاره دهنش دوباره میخوابه .
یعنی خداروهزاران بار شکر خیلی بچه ارومی هست و یه حرکات ناز و خواستنی داره که من فقط توی تبلیغات فیلم ها این حرکات رو از بچه ها دیده بودم و دلم میرفت .
استاد آنقدر عجیبه این اتفاق برای من همش میگم خدایا واقعا شکرت و گاها تعجب میکنم و دلم میره که چه خوب شد که اون موقع بدون اینکه قانون رو بدونم ازش استفاده عالی کردم .
و واقعا ازتون تشکر میکنم که این ویدیو باعث شد این نعمت بزرگ الهی و لطف خداوند رو دوباره شکر کنم و حالم بهتر و بهتر بشه .
عاشقتونم استاد . به قول خودتون در پناه الله یکتا باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی اتفاق نادلخواهی در زندگی ام رخ میدهد باید هوشیار باشم به این موضوع که””یک چیزی ایراد دارد.
باید تغییر کنم… اینکه هیچ چیزی خود به خود تغییر نمیکند.. “”اینکه بگویم صبر کنم وهیچ حرکتی نکنم یعنی دارم تحمل میکنم… یعنی پذیرفتن اون شرایط و موقعیت… وخیلی وقت ها پذیرفتن اون شرایط ها به خاطر شرک داشتنم هست به خاطر بی ایمانی،ترس و باورهای نادرست…
ووقتی تغیر را از خودم شروع کنم و ساز وکار جهان را بدانم که براساس لذت،راحتی و سادگی است (این که ثروتمند باشیم طبیعی است،باید از سلامتی برخوردار باشیم،باید روابط زیبایی رو تجربه کنیم ،باید همیشه در نعمت باشیم) وقتی چیزی خوب پیش می رود یعنی طبیعی است( استاد انگار جرقه ای در ذهنم زده شد با این جملتون که خیلی وقت ها شده وقتی همه چیز خوب پیش می رود در زندگی ام یک دفعه به خودم میگم وایی یعنی چی شده چرا دیگه خبری از بحث هامون نیست چرا همسرم اینقدر باهام مهربونه و یه چیز غیر طبیعی میدونم ولی حالا اینکه همه چیز باید عالی باشه یعنی طبیعی است رو جایگزین کردم )
و وقتی خوب پیش نمی رود غیر طبیعی …این جاست که باید سری بزنم به باورهایم باید تغییر را شروع کنم اگر بیمار هستم اگر روابط نادلخواه دارم و….
تفاوت صبر و تحمل:
صبر توش امیده،تکامله، ایمانِ توکله
تحمل یعنی تسلیم شدن در برابر بدبختی هاست
یعنی همینی که هست
یعنی راهی وجود ندارد
یعنی راه حلی وجود نداره
یعنی من کاری نمیتونم بکنم
واگر باور داشته باشیم در برابر اتفاقات ناجالب راهی هست هدایت می شویم
( استاد تو ذهن من این موضوع خیلی بلد شد که وقتی من اتفاق نادلخواهی برام میوفته و آن قدر قدرت بهش بدم که تحملش کنم و” تغییر نکنم”
یعنی مشرک شدم ،
اگه من دارم بی احترامی تحمل میکنم یعنی قدرت رو دادم به اون شخص که اون مدیر منه اون همسرمنه اگه من بخوام حرفی بزنم فلان میکنه بهمان میکنه….)
(اگه من از لحاظ مالی رشد نکنم و دائم مقصر کنم دولت و کشور و ….یعنی دارم قدرت میدم به عوامل بیرونی )
و درهای هدایت و سعادت رو به روی خودم میبندم..
و پرسش های کلیدی رو هربار از خودم بپرسم
چه چیزیو دارم تحمل میکنم؟
چرا دارم تحمل میکنم؟
چه فکری رو عوض کنم که خداوند منو هدایت کنه؟
چه چیزی رو باید تغییر بدهم که خداوند منو هدایت کنه؟
استاد عزیز من جلسه دوم قانون افرینش بالا 10 بار گوش دادم فکر کردم تمرین هاشو انجام دادم تا درک عمیق تری پیدا کنم از قوانین جهان استاد واقعا یه شاه کلیده که هرموقع به تضادی میخورم میام و تمرین هاشو انجام میدم حتی از دل سوال ها جوابمو پیدا کردم واقعا عالیه سپاسگزازتونم الهی که همیشه قلبتون جاری باشه از آگاهی
و عالی تر از همه صحبت های مریم جانه که واقعا جزء به جزء برامون توضیح دادند تمرین ها رو واقعا سپاسگزارتونم
خداروسپاسگزارم که به دلم انداخت این دوره را بخرم و همیشه هدایتگرم بوده
خدایا هزاران بار از تو سپاسگزارم
وقتی همه چیز خوب است یعنی طبیعی است یعنی درمسیر درست قرار گرفتم ؛مسیر کسانی که نعمت دارند