میزان تحمل شما چقدر است؟ - صفحه 38 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

857 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عاطفه گفته:
    مدت عضویت: 1830 روز

    بنام خدای سخاوتمندم

    سلام خدمت استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز و همه دوستان

    من در تمام این سالها ( قبل از آشنایی با آگاهی های این سایت ) شرایط سخت و نادلخواه رو تحمل میکردم و حتی باعث افتخار خودم میدونستم و گاها برای همکاران جدید الاستخدام از تحمل اون شرایط سخت بعنوان نصیحت ، صحبت میکردم و به خودم میبالیدم ، شرایطی که اگر الان پیش میومد قطعا استعفا میدادم و شاید تا الان به دنبال علائقم رفته بودم و روزهای شادتر و مفیدتری رو در محل کار میگذروندم . استاد این روزهای زندگیتون ، این زیبایی های اطرافتون ، این آرامشتون و … رو برای همه دوستانم از خداوند متعال خواستارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    نازیلا مسلمی گفته:
    مدت عضویت: 2276 روز

    سلام به استاد و مریم بسیاررررر. دوست داشتنی و عزیزممممممممم من عاشقتونممممممم من عاشق خدایی هستم که شما رو خلق کرد با اینکه خیلی کم تو سایت اومدم این اواخر اما همیشه تحسینتون میکنم باورهای ناب نتیجه های ناب رو تحسین میکنممممممم

    استاد به خدا زندگیمو عوض کردید به خدا از وقتی شما رو شناختم کل زندگیم متحول شده

    من دیگه تحمل نمیکنم من نازیلای سابق نیستم من عوض شدم و دارم زندگیمو عوض میکنم تمام تمرکزم رو کار مجازی و مهاجرته چون یاد گرفتم از شما که خلق کنم یاد گرفتم تحمل نکنم و برای کارام راهکار داشته باشم تا همین دو ماهه پیش خیلی چیزا رو تحمل میکردم اما الان با تمام وجود هر روز دارم زندگیمو بهتر میکنم از روابط با همسرم گرفته تا نوع زندگی و ارتباط با خانواده

    من عاشقتونم وقتی دوباره پرادایسو دیدم جون گرفتم رویای کنه بیام آمریکا و شما رو از نزدیک ببینم و بگم چقدر باعث شدید من تغییر کنم

    به خداوندی خدا قسم من تا زنده ام همین مسیرو ادامه میدم چون جز این مسیر،هیچ مسیری رو نمی‌بینم

    عاشقتونممممممممممممممممممممممممممممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    ایمان متین فر گفته:
    مدت عضویت: 3459 روز

    به نام خدا

    با سلام و احترام

    موضوع تحمل و صبر در ذهن من با آگاهی ها و دوره هایی که از استاد دریافت کردم به برکت ” الله ” کاملا جا افتاده

    پرسه صبر و تحمل در ذهن من این طور تحلیل میشه

    باور قدرتمندی که در این زمینه خیلی ازش سود بردم اینِ که ” هر مسیر سخت ، مسیر نادرستِ ”

    پس با این باور قوی و باز کننده خیلی از مسائل میریم سراغ حل مسائل

    شرایط زندگیم ، رو خودم میسازم چطور؟ با باورهام

    کدوم باورها ؟ باورهای بنیادینم . باوری که در مغزم ملکه شده و رفتارم رو تشکیل میده

    از کجا بفهمم باور بنیادین شده ؟ اول از اعمالم

    بعد ادامه و مداومت در مسیر تا نتایج بیاد و وقتی نتایج اومد باید با ایمان و اعتقاد بیشتری ادامه بدم تا نتایج بزرگتر و پایدار بشه.

    اما مسئله اینجا چطور می تونم متوجه بشم دارم صبر می کنم یا دارم تحمل می کنم؟

    اولین نشونش راهنمای درون منِ. اگر احساس بهتر و خوشایند هرروزه ای رو دارم و روز به روز حسم بهتر میشه پس دارم صبر می کنم تا نتیجه بده و ایمان و امیدم تقویت میشه تا برسم به خواسته و هدفم

    اما اگه حسم بده ناراحتم غمگین هستم بی حوصله و بی انگیزه ام پس معلومه دارم تحمل می کنم

    حال میریم سراغ صبر

    اولا اینکه در قرآن به صابران اشاره شده و دلم قرص و محکم میشه که خدا بم تضمین داره میده که صابر ، نتیجه می گیره

    دوما ” موضوع هدایت چقدر این موضوع هدایت در برنامه های استاد تکرار میشه و هروقت عمیق بش فکر می کنم احساسم بهتر میشه و بیشتر دوست دارم به مسیر های ساده تر هدایت بشم پس اینم یک خبر خوشحال کننده که صبرم رو تقویت کنم و ادامه بدم

    سوما” قانون مهم تکامل : بنظرم کار من اینکه پله هام رو روزانه یکی یکی پیش ببرم ( دوره دوازده قدم )

    استاد من اصلا هیچی نمیتونم بگم راجب فایل ها و دوره هاتون

    میدونید چرا؟ چون به یقین رسیدم کلام خداست که از زبان شما جاری میشه

    ذهنم خیلی وقت ها با یک جمله تون قفل می کنه

    مثل این جمله که تو این فایل ارزشمند گفتین : ” وقتی تحمل کنی هدایت نمیشی ”

    یعنی چی ؟ یعنی دنیای دوقطبی

    یه مسئله هست یک نفر با ایمان صبر می کنه = هدایت

    یک فرد بی ایمان تحمل می کنه = هدایت نمیشه

    و زمان در حال سپری شدنِ وای نمیسه

    نهایتا فرد با ایمان به مسیر های بهتر هدایت ، هدایت ، هدایت میشه

    و فرد بی ایمان تحمل می کنه و نه تنها هدایت نمیشه بلکه روز به روز بد بخت تر میشه

    میشه اهرم رنج و لذت هم بش گفت : صبر = لذت و تحمل = رنج

    استاد خیلی استادی دمتگرم این روزا اینقدر با دوره هاتون و فایل ها و سایت تون حال می کنم که حد و حساب نداره

    عاشقتونم استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    میثم شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 2078 روز

    به نام الله مهربان

    سلام به استادان گرانقدر

    سلام به دوستان توحیدی

    خدایا شکرت بابت این فایل زیبا.

    میزان تحمل شما چقدر است؟

    واقعا الان که نگاه میکنم تحمل من خیلی زیاد است.

    ولی خوب چرا اینقدر تحمل کردم.

    چون فکر میکردم راهی دیگه نیست

    مثلا چیکار کنم؟

    برای من موضوع مالی هست.

    که با اینکه دارم روی باورهام کار میکنم

    و تازه شغلم هم از مشاغل پر درآمد هست و من هم بهش علاقه دارم.

    ولی خدایا الان بعد از چند سال تو این مسیر بودن دیگه وقتشه که منم بیام بگم خدایا شکرت شد.

    اومدم این باورو تغییر دادم و خدا هدایتم کرد و نتیجه این شد که الان هست.

    به هر حال من دیگه نمیخوام تحمل کنم چون دیگه نمیتونم.

    و خواسته هامو میخوام من خونه میخوام .ماشین خوب میخوام .ویلا تو مناطق خوش آب و هوا میخوام .حساب بانکی عالی میخوام .

    و اینا تازه چیزی نیست به پای اون چیزی که به سلیمان دادی.

    برات اهمیتی نداره خداجون جهانت که مملو از نعمت و ثروته

    منم که بنده لایق و سزاوار تو ام ‌

    دیگه چرا دست دست میکنی

    اگه قراره باورخاصی رو تغییر بدم خوب بهم بگو کدومه.و چطوری اصلا روش کار کنم و خودت شهامتی بهم بده تا فقط صدای تو و الهامات وهدایت تو بشنوم .

    و گوشها و چشمهام رو از غیر تو ببندم.

    خدایا بابت همه چیز سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    لیلا طهماسبی گفته:
    مدت عضویت: 3493 روز

    به نام خدایی که هر لحظه ما رو هدایت میکنه به عالیترین شکل.

    سلام استاد عزیزم چقدر به زیبایی آخر این فایل و در ادامه موضوع تحمل نکردن ، دوره زندگی ساز کشف قوانین رو معرفی کردید آگاهی هایی که هر کسی ذره ای از اون رو داشته باشه و کاربرد این آگاهی هارو در عمل هر روز تمرین کنه میتونه بهترین موفقیتها رو با استفاده از قانونی که خدا برای این جهان زیبا گذاشته ، خلق کنه چون همه چیز همینه همه چیز اینه که ما قدرت خلق کنندگی داریم فقط باید بلد باشیم که چطور ازش استفاده کنیم و با استفاده از این قدرت میتونیم همیشه و در هر جنبه ای از زندگیمون به موفقیتهای چشمگیری برسیم که تا قبلش در باور خود ما هم نمیگنجید ولی با احساس خوب و ایمان به خدا نوشتیم ساختیم و شد.

    اگه بخوام یادآوری کنم برای خودم جاهایی که بجای تحمل کردن از این ابزار فوق العاده ارزشمند استفاده کردم و براحتی به موفقیت توی اون کار یا موضوع رسیدم باید بگم من از این قدرت بسیار زیاد استفاده کردم و در عین حال شاید خیلی کم ، بسیار زیاد نسبت به قبلا که اصلا از این قانون و قدرتی که خدا به ما داده خبر نداشتم و خیلی کم نسبت به چیزی که واقعا میشد و میتونستم استفاده کنم یعنی باور دارم خداوند این قدرت و این قابلیت رو در من بسیار بیشتر از چیزی که الان من فکر میکنم، قرار داده .. و من میتونم با هماهنگ کردن خودم با بهترین چیزی که میخوام همواره در زندگیم موفقیت و روونی و خواسته هامو تجربه کنم به لطف خداوند .

    من شاید در موارد کوچیکتر و روزمره خیلی خوب از این قانون استفاده میکنم طوری که در طول روز همه چیز روونه و همه چیز همونطوریه که میخوام یعنی میسازم براحتی و میشه اما وقتی پای مسائل بزرگتر زندگیم وسط میاد انگار این قانونو نمیشناسم یا خیلی کم میشناسم یعنی مهارتم توی استفاده از این قانون کمه هنوز و خیلی جا داره که بیشتر بشه و باید یاد بگیرم که ایمان داشته باشم به قانون در تمام مسائل زندگیم چه کوچیک و چه بزرگ.

    باید بدونم چطور از خداوند بخوام و شکل درست دعا کردن چطوریه؟ شکل درست دعا( به معنی خواستن از خدا) اینه که من خودمو هماهنگ کنم با بهترین شکل خواسته ام . باید بدونم تا این خواستنه نباشه اتفاقی هم در دنیای بیرون نمی افته.

    قُلْ مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ فَقَدْ کَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَکُونُ لِزَامًا ﴿77﴾ سوره فرقان

    بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى ‏کند در حقیقت‏ شما به تکذیب پرداخته‏ اید و به زودى [عذاب بر شما] لازم خواهد شد (77)

    به نظرم توی این آیه خدا داره میگه اگه قانون رو تکذیب کنی و ازش استفاده نکنی خودت دچار سختی میشی، خود من بارها تجربش کردم چقدر بارها و بارها توی بعضی از مسائل زندگیم( همون مسائل بزرگتر که گفتم) خواستم همه چیز رو از بیرون حل کنم و نتیجه فقط سردرگمی بیشتر و گره خوردن همه چیز در هم بوده در حالیکه کسی که به درجه ای از مهارت در استفاده از قانون رسیده که یاد گرفته بجای زور زدن های بیرونی بسازه اونجه رو که میخواد..در آرامش خلق میکنه اونچیزی رو که میخواد فارغ از اینکه چه چیزی در دنیای بیرون میبینه یعنی یاد گرفته همیشه شرایط بیرونی رو کنار بذاره و تمرکز و توجهش رو بذاره روی چیزی که میخواد، چیزی که شما همیشه توی آموزه هاتون گفتین .

    خداروشکر برای هدایتهاش این مطالبی که نوشتم در واقع هدایتهای خدا بود برای من که حالمو عالی کرد چون واقعا به این آگاهی نیاز داشتم و خودش گفت برگرد به این فایلی که چند روز پیش دیدی و این مطالب رو به یاد بیار.

    استاد عزیزم ، خانم شایسته عزیزم سپاسگزارم برای تلاشتون در این مسیر زیبا و الهی. در پناه خدای مهربان باشید.

    با عشق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    سید جواد همتی گفته:
    مدت عضویت: 2246 روز

    به مام خدا که به شدت کافیست

    به شرط ایمان و پاکی دل

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم بانو مهربان و تمام دوستان دوست داشتنی ام

    اومدم بنویسم که چیا رو تحمل کردم و چرا میخوام ازم رد پا بزارم امید وارم خداوند هدایتم کنه که خودمو بشناسم

    چقدر زیبا و مفید و مختصر تفاوت تحمل و صبر رو توضیح دادید ازتون سپاسگزارم خیلی مهمه درک تفاوت این دو من که خودم به شخصه کج فهمی درباره این دو مورد صبر و تحمل داشتم و اصلا نمیدونستم خدا رو شکر که فهمیدم

    و همین کج فهمی باعث شده بود درک نکنم که اگر زجری وجود داره اگر موضوعی داره بد پیش میره اگر درک میکردم حتی که یه چیزی طبیعی نیست بازهم فکر میکردم باید صبر کنم در صورتی که این تحمل کردن بود نه صبر کردن چیزهایی که با تغیر من هم درست نشد هر چقدر من تغیر میکردم بازهم همه چیز همون جوری بود و من فکر میکردم دارم صبر میکنم درصورت که تحمل بود

    من چیزی که درک کردم استاد از این موضوع در زندگی خودم بیشتر بر میگرده به جامعه و خانواده از ورودی هام میاد از چیزایی که شنیدم و دیدم و برام باور شده

    من در دوران کودکی خیلی چیزهایی دیدم از خانواده ام و بیشتر مادرم

    از زمانی که کودک بودم میدیدیم وقتی پدرم معتاد شد زندگیمون خیلی سخت شده بود پر از تضادهایی برای سه تامون بود چقدر پر از مشکلات و بدبختی زندگیمون شده بود جنگ و دعوا زندگیمون شده بود قرض و خونه درب و داغون و پر از احساس بد و اتفاقات بد که هر روز بیشتر می‌شد زندگیمون شده بود که واقعا خیلی مواقع بیشتر اوقات من و مادرم حتی خود پدرم در آستانه انفجار بودیم اما من با چشم های خودم و کوش های خودم میدیدم که همه دارن تحمل میکنن این وضعیت رو همه پذیرفتن که همینه راه دیگه ای وجود نداره برای تغیر و همینه دیگه همینی که هست و چقدر وقتا بود که از مادرم میشنیدم که من صبر کردم به پای بابات من تو روزهای سخت بودم و وایسادم همش اینو میگفت اگر ول میکردم مردم چی میگن ابرو همت میره واقعا شرایط سخت و زجر آوری رو تحمل میکردیم من که خیلی بچه بودم و کار آنچنان ازم بر نمیومد اما میدیدم که مادرم چطور داره خودش رو قانع میکنه که داره صبر میکنه بی احترامی رو میدید فقر بیداد می‌کرد بی ارزشی بی لیاقتی تحقیر سرزنش احساس گناه زندگی داغون رو میپذیرفت و راست راست راه میرفت و میگفت من دارم صبر میکنم صبر کنیم حالا همه چیز درست میشه چقدر راحت ما آدما خودمون رو راحت گول میزنیم چقدر راحت ترس و بی ایمانی و وابستگی و شرکمون رو توجیه میکنیم و میپذیریم به راحتی که همینه داریم صبر میکنیم و یه مشت امید واری های کاذب به خودمون میدیم جایی که داریم میبینیم داریم با تموم وجود درک میکنیم با گوشت و پوست و‌استخونمون میفهمیم که دارم تحمل میکنم اما بازهم شرک بی ایمانی ترس جلو کار درست رو میگیره

    همیشه مادرم میگفت اگر من ول میکردم میرفتم تو چی میشدی زندگی تو چی می‌شد مردم حرف در میارن و از اونجایی که مادرم هم غریب بود تو این شهر و پدرم و مادرم ازدواج فامیلی داشتن و فقط یا حرف مادربزرگم به مادرم زده بود موقع عروسی که این حرفم مادر من مثل وحی میدونیت و نمیخواست پاشو از این مرز رد کنه اونم این بود

    که مادر داری میری تو فامیل تو شهر غریب یهو کاری نکنی که ابرو ریزی بشه هر جوری هست زندگیتو حفظ کن

    من خدا میدونه اصلا نمیخوام مادرم رو یا هیچ کس دیگه رو مقصر بدونم یا قضاوت کنم فقط دارم واضح مینویسم که خودم رو درک کنم و قانون و فهمم بیشتر بشه از نتایج

    چقدر من و مادرم تو فامیل پدرم تحقیر شدیم چقدر کوچیک شدیم چقدر بی احترامی چقدر بی معرفتی چقدر بی ارزشی چقدر همه چیز بد بود بعد مادر من چیکار می‌کرد من رو با خودش همراه می‌کرد با من حرف میزد گریه می‌کرد درد دل می‌کرد و با همه این اوصاف میگفت درست میشه داریم صبر میکنیم منم تو اون بچگی دیگه چیکار باید میکردم فقط شده بودم عروسک خیمه شب بازی یه کوش شنوا یه چشم بینایی که هیچ کاری ازم بر نمیومد البته دمش گرم خدا هیچ وقت من رو تنها نزاشت واقعا از همون دوران کودکی یادمه در همون شرایط و با اون تضاد هایی که من بهش خوردم خیلی بیشتر خدا رو درک کردم خیلی باعث شد خدا رو بفهمم ایمان رو درک کنم خدا روشکر برای من عالی بود تموم اون اتفاقات ولی الان موضوع صبر و تحمل هست

    چقدر جالب الان که این بالا نوشتم فهمیدم چقدر شده که ما این دو کلمه رو کنار هم شنیدیم و دیدیم من که فکر میکردم یکی هستم اصلا تفاوتی ندارن در صورتی که معنا و مفهوم کاملا متفاوتی دارن که نتایجش هم به قول شما از زمین تا آسمون هست واقعا قابل مقایسه نیست

    بالاخره چقدر زندگی های داغون رو دیدم و چقدر حرف ها و رفتار های تکرار شونده رو دیدم و باور شد برام که زندگی همینه همش همینه یه سلسله زجر و بدبختی و مشکلات نا تمام که هر روزه‌م بد و بدتر میشه و به ظاهر تو هم باید صبر کنی اصلا تحمل نیستا داری صبر میکنی و منم به راحتی پذیرفتم و چقدر این تحمل کردن باورهای مخرب بی نهایتی پشتش هست

    بی ایمانی شرک مطلق وابستگی احساس گناه فراوان اینکه من هیچ قدرتی ندارم برای تغیر اینکه خداوند هیچ قدرتی نداره وبه راحتی پذیرفتم من خدا روشکر از این اکاهی خدا روشکر از وجود شکا سپاسگزارم از شما بی نهایت استاد عزیزم

    و یه مورد هم از خودم بگم از تحمل کردن که در بحث روابط هستش

    من وارد رابطه ای شدم که از همون اوایلش بی احترامی تحقیر و بی ارزشی بی لیاقتی توش موج میزد چقدر عزت نفس من توش هر روز کوچیک می‌شد چقدر خیانت توش دیدم چقدر احساس گناه گرفتم چقدر حرف ها و رفتار های بی جا دیدم اما با خودم فکر میکردم باید صبر کنم دارم صبر میکنم و هیچ چیز تغیر نکرد با وجود اعراض و کار کردن روی خودم باز هم همه اونا رو میدیدم و میشنیدم و باز هم فکر میکردم دارم صبر میکنم در صورتی که داشتم تحمل میکردم و دلایلش رو هم میدونم و همون موقع ها هم وقتی کمی روی خودم کار میکردم درکش میکردم که یه جای کار داره میلنگه اما در بی ایمانی و شرک خودم غرق شده بودم و چشمام روی واقعیت بسته بودم و ازش میگذشتم و فکر میکردم دارم صبر میکنم و همه چیز درست میشه پلیس چی بود

    اینکه از به آدم بت بسازی وابستگی شرک بی ایمانی بی ارزشی خودت اینکه نکنه نتونم دیگه رابطه بهتر داشته باشم دیگه مثل این تجربه نکنم اره من آنقدر ذهنم کوچیکه میگم چون هست با خودم که تعارف ندارم میگم چون باید تمرین میگم چون برام خوبه دلیلش ترس بود کمبود بود عقده بود و همه اینا باعث می‌شد تا جایی هم که تا خط ربش توی لجن بودم بازهم ادامه میدادم واقعا خودم منتظر بودم دیگه خدا یه بلوک سیمانی برداره تو سرم خوردکنه تا بیدار بشم

    وهمین اتفاق هم افتاد

    البته اینو هم پذیرفتم تمام اتفاقاتم رو خودم خلق کردم همه اینا به خاطر خودمه نه کسی نه چیزی بیرون از من جواد جان وقتی دوست داری و به خودت افتخار میکنی که داری تحمل میکنی جهان هم اتفاقات و شرایطی رو برات فراهم میکنه و جلوی پات میزاره که همین جوری هی آستانه تحملت بیشتر بشه تا جایی که دیگه کامل خورد بشی حالا تصمیم با تو هست که میخوای صبر کنی یا تحمل

    استاد چقدر خوب صبر رو با قانون تکامل واضح کردید اره خیلی مواقع هم کار و عمل و طرز فکری که دارم نیاز به صبر داره و تکامل می‌خواد تا نتایج دلخواه مثال بیزینس زدید کامل تو وجودم نشست یا مثال درخت اما جالب اینجاست که اگر من قانون رو ندونم و معنی این صبر و تحمل رو ندونم همش این ذهن نجوا گر من اشتباه میکنه چقدر اتفاق افتاده جاهایی که فکر میکردی داره صبر میکنه داشته تحمل میکرده و جاهایی بوده که داشته تحمل میکرده اما صبر بوده اما وقتی شما توضیح دادید دیگه واقعا روشن شد

    ازتون سپاسگزارم استاد عزیزم ممنونم خدا بهتون عمر با عزت و طولانی بده و برای ما حفظتون کنه واقعا خدا رو شکر میکنم

    از خداوند میخوام به هممون صبر بده در مسیردرست تا پایدار باشیم و مداومت داشته باشیم و من یکی که ازش میخوام اگر یا جایی یه وقتی ذره ای داشت اوضاع به سمت تحمل پیش میرفت به قول شما استاد محکم همون اول کار محکم سیلی رو بزنه تا بیدار بشم و همون اول های راه برگردم و خودمو درست کنم نباشه که کیلومترها دور بشم و بعد بفهمم که همه مسیر رو باید برگردم

    سپاسگزارم عاشقتونم ممنونم و دوستتون دارم

    شاد و موفق ‌و پیروز باشد و صبور

    براتون بهترین ها رو از خداوند درخواست میکنم چون لیاقتش رودارید

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    MehrIran گفته:
    مدت عضویت: 1107 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته گرانقدر

    خداوندا درهای معرفت و گنجینه دانش ات را بر ما بگشا،ای مهربانترین مهربانان

    استاد چقدر این فایل عالی بود و چقدر تعریف جالبی بین صبر کردن و تحمل کردن رو گفتید.

    استاد من میخام از تجربه خودم بگم.

    استاد من سال قبل در بین دوستانی سمی می گشتم. این دوستانی که من داشتم بسیار انسانهای سمی بودن و همیشه من رو مسخره می کردند.

    اما من بخاطر ترس از تنها بودن و نداشتن عزت نفس، به خودم میگفتم دیگه نمی تونم دوستی پیدا کنم مخصوصا تو جمع دوستانم پسر عموم بود که از بچگی با هم بودیم و ما همه سفرها و بیرون رفتن ها و هر کاری که بگین با هم انجام داده بودیم.

    و بیشتر برام ترس از دست دادن پسر عموم بود تا مابقی دوستام و من همیشه تمسخر اونها رو بخاطر پسر عموم تحمل می کردم.

    گذشت تا اینکه با هم یه سفر شمال رفتیم. تو شمال دیدم که پسر عموم شروع کرده متلک انداختن و مسخره کردن من و طعنه زدن بهم.

    در اصل اونها با من شوخی میکردن و شخصیت من رو هدف قرار میدادن.

    خیلی تحمل کردم، اما هر دقیقه حالم خراب بود و خیلی بهم سخت می گذشت.

    روز پنجم سفر دیگه نتونستم تحمل کنم و گفتم حتی اگه همشون از دستم ناراحت بشن دیگه مهم نیس،

    و محکم باهاشون برخورد کردم و کلی باهاشون بحث کردم. تا آخر سفر دیگه کسی با من حرف نزد. تا برگشتیم خونه و بعد از برگشت دیگه هیچ کدومشون بهم زنگ نمیزدن و گوشیم رو جواب نمیدادند.

    همون ترس به واقعیت تبدیل شده بود و من تنها شدم.

    اوایل این تنهایی بهم سخت میگذشت تا کم کم خودم شروع کردم تنهایی بیرون رفتن، تنهایی سفر رفتن، تنهایی پیاده روی رفتن.

    وای استاد این تنهایی چقدر عالی بود هر روز حالم بهتر میشد.

    هر چی دوست داشتم می خوردم، هر جا دوست داشتم می رفتم، هر فایلی که دوست داشتم رو ظبط ماشینم پلی می کردم، با خودم حرف میزدم.

    تازه فهمیده بودم که اون ترس بیخود بوده و چون من اعتمادبنفس درستی نداشتم و نه قوانین خداوند رو نمی دونستم، نمی تونستم اون جمع رو کنار بزارم.

    و الان میگم، کاش من زودتر این جمع رو رها می کردم.

    استاد این یکی از تجربه های من بود که خواستم با بچه ها به اشتراک بزارم.

    استاد از شما بسیار ممنونم که هر روز باعث میشین که ما به آگاهی بیشتری کسب کنیم.

    خدایا شکرت که همیشه من رو هدایت می کنی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    منیر گفته:
    مدت عضویت: 1968 روز

    به نام خدا

    سلام عرض میکنم خدمت استاد و اعضای سایت

    استاد ازتون نهایت تشکر رو دارم که چقدر مسائل رو واضح و شفاف بیان میکنید با مثالی که از بچه خودتون گفتید خیلی مفهوم تحمل رو برامون واضح بیان کردین و اینکه خیلی خوب مطلب رو درک کردم که همه ما در یه برهه ای از زندگی که هیچ درکی از قوانین نداشتیم بعضی جاها رنج ها رو تحمل کردیم و به خیال خودمون فکر کردیم صبر میکنیم در صورتی که اونجا اسمش صبر نبوده و حاصل تحمل کردن جز رنج و درد و آسیب به خودمون چیزی دیگه ای نیس مثال‌ها خیلی زیاد هستن و اینکه من بعضیا رو میبینم که تو زندگی هاشون با اذیت و آزارهای همسرشون میسازن و در جواب هم برای خودشون دلیل میارن که بخاطر بچه، بخاطر حرف مردم ، بخاطر اینکه مثلا ازدواج دومشونه و از حرف و نگاه مردم میترسن که قضاوت بشن میترسن که تنها بمونن میترسن که بچشون بعدها درست تربیت نشه و هزاران دلیل دیگه که اسمشو نباید بزاریم دلیل باید بگیم ترس و جالب اینجاس که اکثرا فکر میکنن دارن تو زندگی صبر میکنن و نمیدونن که این‌ صبر نیس این تحمل کردن هستش و حاصلش هم رنج کشیدن هست که علت هر تحملی ترسه و ریشه تمام این ترس ها برمیگرده به نداشتن ایمان به خداوند و اغلب این افراد عزت نفسشون هم به شدت پایین هستش چون کسی که خودشو دوس داشته باشه و واسه خودش و معیارهاش ارزش قائل بشه هیچ وقت هیچ رنج و دردی رو تحمل نمیکنه چون درد و رنج با روح الهی انسان در تضاده و کسی که ایمان به خداوند داره با تضادی هم روبرو بشه می‌گرده و علت رو پیدا میکنه و مشکل رو رفع میکنه ولی صبر در نزد خداوند پاداش داره و چیزی که روند تکاملی داره نیازمند صبر کردن هستش و مثل اینکه کسی که دوران دبیرستان رو طی نکرده باشه و بخواد دانشگاه بره که نمیشه و باید صبر کنه و هر مرحله رو طی کنه و باید صبر داشته باشه بارها خداوند در قرآن به پیامبر می‌فرماید که در برابر کافران صبر کند تا خداوند وعده هاش رو در پایان این صبر به تحقق برسونه و در سوره احقاف آیه 35 خداوند میفرماید «فَاصْبِرْ کمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ…»

    صبر کن آن گونه که پیامبران اولوالعزم شکیبایی ورزیدند.

    افراد صبور افرادی قدرتمند هستن افرادی که خدا رو باور دارن و در برابر وعده های الهی صبر میکنن و در آخر پاداش اون صبر رو خدا بهشون میده در مقابل افرادی که رنج ها و سختی ها رو تحمل میکنن افرادی ترسو هستن که ریشه این ترسشون شرک و ایمان نداشتن به خداوند هست.

    خدایا مارو به راهی هدایت کن که ایمانمون اینقدر قوی باشه که در برابر وعده هات صبور باشیم و مسیری که باید صبر کنیم رو با لذت و آرامش طی کنیم الهی آمین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    امیر رجب پور گفته:
    مدت عضویت: 1277 روز

    بنام خالقم

    درودبه استادوبانوشایسته عزیزانم

    درودبه هم فرکانسی های عزیز

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    که امروز من راآسان کردی برای آسانی هایت درجهان هستی تا همچنان ازحضورت درزندگیم لذت ببرم ودلشادباشم

    این مسیری که هم اکنون درآن هستم،،همان مسیری است که استادفرمودند لذت ببریدوسوت زنان طی کنیدوبادیدن زیبایی هاوفراوانیها ازوجودخداوند بهره مندگردید

    سالها بودکه شرایط بدی رادرزندگیم تحمل میکردم وبنابه دلایل زیادی ازجمله ترسهای درونم ووابستگی هایم وباورهای مخربم از کمبودها

    فکرمیکردم که من آدم صبوری هستم ودارم صبرمیکنم تابالاخره شرایط عوض بشوند وآدمهای زندگیم آنطوری که من دوست دارم بشوند

    وسالهاگذشت وهرروز بدتر شد

    وغافل ازاینکه من خودم باید عوض بشوم وتحمل نکنم اوضاع را ودر صدد این باشم که بفکرتغییرباشم

    خدایاشکرت،،حدایاشکرت،،

    که من راهدایتم کردی به نور

    من راآگاه ساختی ازقوانین جهان هستی ات

    منی که فرق بین صبروتحمل راتشخیص نمیدادم چگونه میخواستم تغییرکنم

    خداروشکرمیکنم که باوجوددست مهربانت درزندگیم وآموزشهای ارزنده اش من را به سمت آگاهی ودرک قوانین وسیستم آفرینش هدایتم کردی

    واکنون است که دیگر بادانستن اصل ازفرع

    میتوانم فرق بین تحمل وصبرراتشخیص بدهم وچه زیباست زندگی من

    وچه زیباست وجودخداوند درتک تک لحظات زندگی ام

    وچه زیباست رهابودن ازتمام خودت

    وسپردن تمام وکمال خودت به پروردگارت واعتمادکردن به او

    وقتی که بادادن نشونه هایش هرچندکوچک داره بهت میگه که چه کاری وچگونه انجامش بدی ودرهای رحمت ونعمت رابه رویت بازمیکند

    آیا لذتبخشترازاین هم درزندگیمان وجودداره؟

    وخداوندصابران رادوست دارد

    صابرانی که درطی روند تکاملشان فقط گوش وجان میسپارندبه پیامهای الهی وعمل میکنند به آنچه هدایت میشوند

    وحتی کوچکترین شک وتردیدی دردل ندارن

    واین نشانه ایمان است

    ایمانی که عمل نیاوردحرف مفت است

    شرک دردل مومن همچون راه رفتن مورچه سیاه دردل تاریکی شب برسنگ سیاهی است

    آیا دردل ما شک وتردیدی وجود دارد؟

    اگردراین مسیرالهی هستیم وداربم باصبر،ایمانمان رابه پروردگارمان ثابت میکنیم وتکاملمان را طی میکنیم تا به اهداف وخواسته هایمان برسیم

    پس شرک راازوجودمان خارج وایمان راجایگزین میکنیم

    درجایی که نور است تاریکی وجودندارد

    دردلی که امیدهست شرکی وجودندارد

    ریشه تمام شرکها ناامیدی است وناامیدی ازترس بوجود می آید

    پس زندگی را زندگی کنیم ولذت ببریم از وجود خداوند درکنارمان

    واوست که هدایتگرماست

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    باآرزوی موفقیت برای دوستان عزیزم

    استادومریم بانو شمابینظیرهستید،دوستتان دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      محدثه جوون گفته:
      مدت عضویت: 2002 روز

      سلام و درود بر شما دوست بزرگ وارم.خیلللی انرژی مثبتی داره کامنت شما یعنی انرژی مثبت مووووج میزنه از اول کامنت تا آخرش.تحسین میکنم که آنقدر وصل شدین به خداوند که من فرکانستون رو قشنگ دریافت کردم و تایید کردم و خدا گونه بودن کامنتتون و امید و عشق توی تک تک جمله هاتون موج میزد و عکس بسیار زیبای پروفایلتان..واقعا لذت بردم.مختصر و مفید و پرمحتوا بود کامنتتون دوست عزیز.انشالله بیشتر از اینا در آغوش یگانه الله غرق بشید و لذت ببرید و هم نشین صالحین بشین.خدا یارونگهدار هممون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    میثم شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 2078 روز

    به رب جهانیان

    سلام به استاد و خانم شاسته

    سلام به بهشت

    سلام به دوستان همراه

    سلام به دریاچه زیبا

    چقدر دل تنگ پرادایس بودم

    حالا کمی بهتر متوجه شدم که چرا این زیبایی ها برای استاد تکراری نمیشه چون از بس جادویی و خیره کننده است که منم با این فرکانس ضعیفم( نسبت به استاد) تا این تصاویر رو میبینم گل از گلم میشکفه.

    خدایا شکرت

    و اما بعد:

    شما چقدر شرایط،رو تحمل میکنی؟

    من من خیلی

    تازه از این بابت به خودم هم می‌بالیدم

    که چقدر من آروم شدم.

    آروم شدی؟

    نه بابا فکر میکنی این است و غیر از این نیست.

    تو رو خدا آقا میثم شما نمیخواد آروم باشی.

    آخ که حالا فهمیدم این باور از کجا آب میخوره

    خدایا کمکم کن خشکش کنم.

    (آنکه مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند)

    ای میثم ساده باورش کردی و نتیجه هم این شد تحمل شرایط ناخواسته.

    ولی آقا میثم به من بگو اصلا این خدایی که عاشق تو هست.تازه در مورد خط قرمزهاش که ما میگیم گناه میگه هر بار توبه شکستی بازم بیا من هستم.ومن رو توبه پذیر مهربان خواهی یافت.تازه اون جایی که آدم و حوا از دستوراتش پیروی نمیکنن تازه تو اون جهان تک قطبی پیروی نمیکنن ها نه اینجا که ما هستیم. خوب جام بلا بیشتر بهش میده

    یا که نه میگه نزول کن برو پایین بهت یاد میدم که چی بگی تا ببخشمت به راحتی

    ببین استاد برگه سوال امتحانی رو به شاگردش میده بابا برو همینا رو بخون ازت امتحان میگرم

    اصلا نه همینو ببر خونه جواب بده بیار.خوبه لعلک ترضی میشی یا نه .

    حالا جام بلا بیشتر بهش داده یا فقط براش راحتی میخواد.

    و میگه برو روی زمین هم برای تو آسایش و آرامش فراهم شده.

    و اگه سوالی داشتی برات هدایت میاد

    اگه حال کردی و ازش پیروی کردی که نه ترسی داری ونه غمی.

    حالا این خدا و این هم قرآن کی و کجا گفته

    که من مرض دارم و میخوام جام بلا بهت بدم.

    خدایا منو ببخش ولی به خودت قسم همینجوری به ما یاد دادند.

    تا برای میثم هدایت فرستادی استادی از جنس خودمان که طعم فقر و آشفتگی و تحمل شرایط نادلخواه رو چشیده.وبه فکر تغییر افتاده شما هدایتش کردین و یادش دادین و گفتین بهش که برو و اون بنده هایی از من که میخوان تو زندگی حال کنند و سوت بلبلی بزنن و مسیر رو به سمت من بیان بهشون یاد بده اونچه که من بهت یاد دادم.

    حالا میثم میتونه انتخاب کنه که شرایطو تحمل کنه و یا نه .حجت بر من تمام شده

    ومن تصمیم گرفتم و تصمیم میگریم از این به بعد هر شرایط سخت رو بدونم که مسیر اشتباه هست و باید تغییرش بدم

    چون خدای ما خدای آسانی هاست

    خداوندا به من و دوستانم شهامت بده

    تا زندگی برای خودمان بسازیم که در خور شان جانشینی تو باشد.

    خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.

    آرزوی بهترینها رو براتون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: