اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان مهربونم و همه دوستان گلم
من سالهاست دارم پول نساختنم رو تحمل میکنم،چون این باور رو داشتیم از اول ازدواج، که نیازی نیست من کار کنم،ما که مشکل مالی نداریم…،و اینکه شخصی هستم که پول رو از همسرم میگیرم و تا دو ماه پیش هیچ پولی خودم نساختم (به جز چند ماهی که قبل از ازدواجم تو سن 18سالگی با خطاطی با قلم نی ،خط نستعلیق و شکسته نستعلیق , برای نوشتن کارت های عروسی کمی پول ساختم،چقدر خوب بود)،این اصلاً حس خوبی نیست،حس وابستگی،حس غیر مفید بودن،حس مصرف کننده بودن….
این در حالیه که هیچ کسری تو زندگیم ندارم فقط همینکه چرا خودم تا الان تلاشی نکردم که ارزشی خلق کنم اذیتم میکرد که خداروشکر از دو ماه پیش هنر رزین رو شروع کردم و ظرفای رزینی زیبایی میسازم که خودم از دیدنش هر لحظه لذت میبرم و حالم و احساسم فوق العاده ست باهاش.خدایا سپاسگزارم که منو به این مسیر زیبا هدایت کردی،اصلاً گذر زمان رو حس نمیکنم واز زندگی و هنرم لذت میبرم،ضمن اینکه تو همین دو ماه حدود 15تا کار فروختم ،کارهایی که هر مرحله شو با عشق انجام میدادم و حتی گاهی اوقات به خاطر حس خوبی که ازش میگرفتم گریه م میگرفت و مدام شکرگزاری میکردم ودلم میخواست از این حال خوبم و از اون مرحله ی کار فیلم بگیرم که همه حسش کنن و حالشون مثل من عالی بشه …و الان خیلی خیلی خوشحالم که دیگه تحمل نمیکنم اون بیکار بودن و ارزش خلق نکردن رو،اون پول نساختن رو.خدایا شکرت سپاسگزارتم.
استاد عزیزم بابت آموزشها و هدایت های عالیتون هزاران بار سپاسگزارم.شاد و سلامت باشین
این فایل چندین مرتبه تکرار کردم چونکه داشتم با فکر پیدا کردن حل مسائل یکی از تضادهای خودم گوش میکردم که استادجان میگه حتما برا مسائلت راه حل هایی وجود داره و وظیفه تو اینه که از درگاه خداوند ناامید نشی بقول امام حسین میگه بزرگترین گناه ناامیدی ست
راستی دیروز بهم خبر دادن که صمیمی ترین دوستم که از اقوام هم بود به رحمت خدا رفته
اولش کاملا شوکه شدم اما ممنون این خداوند عزیز هستم که منو مورد لطف هدایتش قرار داده و منو هدایت کرده به این آگاهی های ناب که باعث قدرتمندی وجودمن شده اصلا اینجور نشدم که بهم بریزم یا احساسم جهنم بشه واقعا الان ریلکسم چونکه من نسبت به گذشته از درون خیلی قدرتمندتر شده ام اینکه میگم واقعا ما دوتا از برادر به هم نزدیک تر بودیم و از بچگی با هم صمیمی بودیم هنوزم باورم نمیشه
چونکه میگه
بازگشت همه به سوی اوست پس غم و غصه برای چی
و این پیام به من داره میده که آقا خوب زندگی کن و فقط به خدای خودت تکیه کن که اگر هرزمان لحظه مرگت فرا رسید پشیمون و حسرت وار این دنیا رو ترک نکنی
دیروز هم با تکیه بر خداوند یه کاری انجام دادم میخواستم برم یه مکانی کار داشتم وقتی خواستم با دوستم برم اون یکی از دوستانم که همکارمم میشه گفت تو الان همراه این بری دیگه برنمیگردی من مطمئنم یه مشکلی گرفتاری …سرت میاد گفتم من تکیه به حرف تو کاری انجام نمیدم من خودمو میسپارم به خدا و میرم دنبال کارم حرف تو اصلا ذره ای در من اثر نداره و رفتم کارم انجام دادم و اومدم صحیح و سلامت وقتی رسیدم گفتم خدایا ممنونم ازت که تو پشتم هستی نه بنده هات با حرفای ناامید کننده شون
درک وتفاوت و مرزهای باریک بین صبر و تحمل که خیلی ها اغلب دارند اشتباه برداشت میکنند و همچنین گذشته خودمون فکر میکردیم با تحمل کردنهای سخت و رنج کشیدن داریم صبوری میکنیم اما غافل از اینکه داریم راه اشتباه میریم و اتفاقا در مسیر عذاب بیشتر هدایت میشیم
من خودم الان در به مسیر تحملی از زندگی هستم البته تا الان چندباری تونستم حلش کنم اما باورهای مخربم اینقدر کهن و ریشه دار هستند که تا الان خیلی عذاب کشیدم
اما استاد جان وقتی شما میگی حتما راه های زیادی وجود داره که اگر بتونیم باورهامون رو درست کنیم و ایمان داشته باشیم که خداوند میتونه هدایتمون کنه به سمت راه حل ها و ناامید نشیم از درگاه خداوند حتما میتونیم راه که نه بلکه راههایی براش پیدا کنیم و بتونیم آروم آروم حلش کنیم و هزاران راهکار براش پیدا کنیم
*من الان میگم خودم در یه جنبه ای از زندگی در تحمل های بسیار طاقت فرسا هستم بااینکه چندبار تجربه های موفقیت آمیز داشته ام چونکه من فقط از یه راهکار خوب بودم و تجربیات موفقیت آمیز داشتم اما چندتا راهکار اصلی رو نتونستم هنوز یاد بگیرم و خودمو ارتقاء بدم به همین دلیل هم ناخودآگاه خیلی در زندگیم تحمل کردن های زیادی داشتم واقعا بارها شده روحم از وسط دو نصف شده و دنبال راهکارهای زیادی هم بودم اما همچنان ناموفق ولی خب همیشه دارم اون تجربه های موفقیت آمیز قبلی رو برا خودم مرور و تکرار میکنم که به ذهنم بگم من که قبلا تونسته ام پس از این به بعدشم میتونم
مثلا همین چندهفته قبل هم یه اتفاق موفقیت آمیز درش داشتم اما هنوز نتونستم اون راهکار اصولی و اساسی. رو درست یاد بگیرم پس ما به این نتیجه میرسیم که برا نتایج پایدار بزرگ باید بریم سراغ حل مسائل و راهکارهای اصلی و ریشه ای چونکه تا ریشه ها درست نشند اون اتفاق و نتیجه دلخواه هم رخ نمیده*
خب من اینروزها دارم برا انعطاف پذیری عضلات بدنم تمرینات عضلاتی که پایه و فندانسیون هستند انجام میدم چونکه وقتی اون اصل انجام میشه نتایج خیلی راحت تر و پایدار به ثمر میشینند
آقا من الان که داشتم این فایل گوش میدادم لین به ذهنم رسید که من درسته در اون موضوعی که میگم سالهاست باورهای مخرب وحشتناک دارم اما میتونم از هر ایده دیگه مثل ایده های قبلی اجرا کنم نهایتا جواب نمیده اما من سعی خودمو کردم و باعث میشه خداوند هدایتهای بیشتری سر راه من بذاره مثل راه حل هایی که قبلا توسط افرادی که به سمتم هدایت کرد و من تونستم تجربه کنم و من قبلش فقط تجسم میکردم که به اون خواسته ام رسیدم و بعداز چند ماه خداوند فرد مناسب رو سمتم هدایت کرد و من چقدر از اون تجربه موفقیت آمیز خودم شدم الگوی خودم پس از این به بعد هم میشه چطور اون فقط با تجسم شد از الان به بعد که با کمک تجسم خلاق و کتاب ها و کامنتهای مربوط بهش رو مطالعه کردن که بیشتر میتونه برام اتفاق بیفته چونکه من قبلا چند بار تونستم موفق بشم اونم کاملا در واقعیت و چندین بار پس الان که باورهام خیلی قویتراز قبلا هست
به شما دوستان عزیز پیشنهاد میکنم با کمک تجسم اینکه اون مساله رو تونستید حل کنید و الگوبرداری از موفقیتهای گذشته خودتون حتی کارهای غیر مرتبط و کوچکی که قبلا انجام دادین رو برا خودتون تکرار کنید اونوقت خیلی احساس تون و ایمان تون نسبت به خودتون بیشتر میشه
من خودم تا سالها موضوع مهاجرتمو داشتم خیلی براش زور میزدم با منطق ذهنم همش میخواستم بهش برسم اما امسال اومدم با یه قدم کوچک و کمک گرفتن از تجسم خلاق خیلی راحت بهش رسیدم و الان وسطش هستم و دارم تجربه اش میکنم و دارم براش برنامه هدفگذاری میکنم که بیشتر و بالاترشو بدست بیارم منی که سالها از مهاجرت کردن میترسیدم و اصلا شرایطشو نداشتم پس هرکاری میتونه راهکاری بینهایت داشته باشه
همیشه سعی میکنم با این احساس به حل مسائلم نگاه کنم که خارج شدن از دایره امن و پیدا کردن راهکارها خیلی لذت داره حتی بدترین ها و سخت ترین هاش نه اینکه بعداز انجامش لذت داشته باشه بلکه از همون شروعش میتونه یه عالمه تجربه ها و درس های لذتبخش داشته باشه حالا میخواد هرچقدر برا من سخت و رنج آور باشه مهم نوع شروع و دیدگاه من نسبت به اون حل اون مساله ست
دوستون دارمامیدوارم همیشه درخشنده تر و عالی تر از اینها ببینمتون
اتفاقا چندروزه که بهترین و صمیمی ترین دوستم که از اقوام هم هست از دنیا رفته اما واقعا احساس من خوب و شکرگذاریه بااینکه خیلی دلم براش تنگ شده اما من بخاطر کارکردن رو خودم احساسم اغلب خوبه و به خدای عزیزم وصل هستم واقعا خدارو بابت بهترین نعمتش احساس خوب بینهایت شکرش چونکه بالاترین نعمت احساس آرامشه برا هرکسی
چه سؤال خوبی،چه فایل زیبا و آگاهی دهنده ای چقدر یادآوری این مطالب برای من لازم بود.ممنونم بخاطرش
یاد کارهایی افتادم که خودم انجام دادم و چقدر باعث تغییر زندگیم شدن
مثلا: قبلن کسانی توی زندگیم بودن که همیشه پیشم دردودل میکردن و خودشون رو خالی میکردن و در آخر با حال بد منو ول میکردن. کنار گذاشتن این افراد از فایل(چطور درامد خود را سه برابر کنیم؟)بهم گفته شد. دلیل اینکه این رفتارهارو تحمل میکردم کمبود عزت نفس بود. وقتی زنگ میزدن توان نه گفتن نداشتم و فکر و میکردم اگه ولشون کنم نامردیه و آدم باید با بقیه همدردی کنه. ولی دیگه خسته شده بودم و یواش یواش کنارشون گذاشتم.زنگ میزدن میگفتم نمیتونم کار دارم و کلا تو اون جاها و جمع ها حاضر نمیشدم جهان هم کار خودشو انجام داد و بعد از چند بار نه گفتن من اونا هم دیگه بیخیال شدن و من دیگه مجبود نیستم گله و شکایت بقیه رو تحمل کنم.قبلا همیشه درگیر مسائل اونا و اتفاقاتی بودم که براشون میفتاد و باید کلی توصیه میکردم در آخرم همون آدم بودن و فهمیدم که فقط دارم انرژیمو هدر میدم و در فرکانس بد خودمو قرار میدم. ولی الان درگیر کار و زندگی خودمم و چقدر خوشحال و راضیم
مورد دوم سخت کار کردن بوده. من و اطرافیانم تقریبا همه از دسته کارگرها بودیم و کلا این سخت کار کردن رفته بود توی وجودمون حتی کارهای شخصی خودمون رو از راه سختش انجام میدادیم و کلا کاری که بهمون فشار نمیاورد رو کار حساب نمیکردیم. منم خوب دنبال کننده اینا بودم ولی از بچگی میدونستم که یه چیزی اشتباهه و از یه جایی به بعد سعی کردم از این نوع کارها دور بمونم و دنبال کارهای راجت تری باشم وقتی به بقیه میگفتم که من دلم نمیخواد اینجوری کار کنم همه مسخره کردن و گفتن که کار همینه،اون چیزی که تو میگی برای ما دست نمیده،شانس و بخت و… از این حرفا ولی من قبول نکردم و دنبال کارهای راحت تری بودم و همینطور هم هدایت شدم. قبلا صبح زود بیدار میشدم و سخت کار میکردم ولی بعد هدایت شدم به کارهایی که تو نصف روز برام جواب میداد و همون نتیجه بود.الان اگه مشتری باشه تو دوساعت میتونم همون جواب رو بگیرم و این مطمئنا بهتر هم خواهد شد. همه اینا از جایی شروع شد که من دیگه تحمل نکردم شرایط رو و دنبال یه راه جدید گشتم.
شده که پیش کسانی کار کنم و شرایط دلخواه منو نداشته باشه و فکر اونا این بوده باشه که اگر بهم کار ندن بیکار میشم ولی من اینو قبول نکردم و تحمل نکردم و رفتم جاهای دیگه و بیکار هم نشدم. دلیلش این باور بود که خدا روزی رسانه و خودش میرسونه و همیشه هم جواب داده. حالا مقابلش چه کسانی هستن که هرچیزی رو تحمل میکنن بخاطر اینکه فکر میکنن فقط همونه و بهش بچسب تا از دستت نره
وقتایی هم شده که مشتری نباشه و فکر همه اینه که این فصل ما مشتری نداریم یا کمه ولی من اینو قبول نکردم و دنبال باور های درست بودم و تو همون اوایل برام جواب داده و نتیجه متفاوت گرفتم. برای این تحمل نکردم چون قبلا کسایی رو دیده ام که تو همین فصل اصلا به کار نمیرسن انقدر کارشون شلوغه. یا باور اینکه من قدم برداشته ام خدا هم باید قدم برداره و وقتی که این باورهارو داشته باشته دیگه حرفهای بقیه برات منطقی نیست
کسایی رو دیدم که بیماری های جدی داشتن و دکتر جوابشون کرده ولی هنوزم بعد سالها زنده ان و وقتی که باهاشون صحبت میکنی و دلیلشون رو میشنوی میگن که من به حرفهای دکترا اهمیت نمیدم جون من دست خداست هروقت خواست میگیره و هیچوقت قبول نکردن که کارشون تمومه و منتظر مرگ نموندن.
من الان چشمم خورد به این فایل داشتم کامنت تو محصولات میزاشتم
یه لحظه ذهنم رفت به سوال
دیدم خیلییییی البته که بعد دوره های استاد عزیزم
نمونه ی کوچیکش دیشب موقع خواب که مامانم با سروصدا بیدارم کرد بعد یه دفعه گفتم ارمغان کنترل کن خودتو الان وقتش نیست الان تو فقط باید از این خواب لذت ببری به زیبایی های امروزت فک کن تا خوابتو بگیره( همون تمرین ستاره قطبی خودمون)
و خودمو همون موقع خواب خیلی سختهااا اما کنترل کردم ذهنمو این نمونه ی خیلی کوچیکش بود گفتم بگم که میشود عالی هم میشود
عاشقتونم
چقد هم تصویر این فایل بهشتی زیباست اسب زیبامون براونی زیبا که اسب تو فنگشویی نشونه ی رسیدن به خواسته ها و اهداف با سرعت بی نهایت بالاس ازادی شهرت سرعت موفقیت از نشونه های دیدن اسب تو فنگشویی هست
عاشقتونم
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند دردنیا و آخرت باشید
چه بارون فوق العاده ای بود .من عاشق آسمون این رنگی و این سایه ای که روی درخت ها و آب میندازه هستم خیلی زیبا بود خیلی بی نظیر بود در مورد تحمل کردن شرایط ناجالب .من این کارو قبلا انجام دادم به مدت 10 سال ولی به خاطر ترس ها و وابستگی ها تحملش کردم ولی بعد از ده سال به خودم اومدم چرا باید تحمل کنم چرا این همه آسیب و بپذیرم و من ارزش آن بیش از این حرف هاست باید کسی که حالم و بد میکنه باوجود وابستگی از زندگی ام حذف بشه .و خذفش کردم .چه لذتی داشت کمکم عزت نفسم بیشتر شد حالم بهتر شد آرامشم بیشتر شد و اظطراب از زندگی ام حذف شد ..اگه زودتر اون کارو انجام میدادم اندازه ده سال آسیب نمیخوردم ولی بعد از اون تجربه دیگه نه موقعیت نه فرد نه شرایطی رو تحمل نمیکنم.استاد جان ازتون ممنونم بابت آگاهی های که به ما میدین بابت تجربه های زیبایی که با حس خوب خالقش هستیم زندگی مو دوست دارم و عاشقش هستم
من یه چیزی که خیلی سال تحمل کردم و ازش متنفر بودم چادر سر کردن بود . همه توی اصل حجاب درگیر بودن من فقط توی چادر درگیر بودم ! وقتی که دلایل منطقی می آوردم که این کار بیهوده هست و اصلا در قرآن نیومده ، بعد از کلی کلنجار تازه خانواده میگفتن همه اینایی که میگی اگر درست هم باشن باید به دلیل نگه داشتن آبروی خانوادگی تو انجام بدی چون توی شهرمون عرفه ! حدودا 10 سالی طول کشید با جنگ و دعوا تا حدی برداشتم البته با استاد آشنا نبودم و باورهای توحیدیم ضعیف بود. و الان چون منطق قرآنی استاد سر حجاب داشتن رو شنیدم فعلا در حد جامعه اطرافم رعایت میکنم . این درخواست رو برای خدا فرستادم به مکانی هدایتم کنه که از نظر فرهنگی قوی تر باشه تا زن با پوشش شناخته نشه .
و مورد بعدی که تحمل کردم مریضی های زیاد دخترم بود . حرف همه برام باور شده بود که چون شیر مادر نخورده سیستم ایمنی بدنش ضعیفه دو هفته ای یبار مریض بود حتی دو سه بار بیمارستان بستری شد. همیشه تو قرنطینه بودم تا پیشگیری بشه ولی جالب اینجاست بازم مریض میشد بعدش هم من و شوهرم واگیر میکردیم . تا اینکه بعد از آشنایی با سایت کم کم (حدودا یکسال) برطرف شد حتی اگر هم مریض میشیم خیلیییی خفیفه. تازه بیشتر هم بیروناییم . در حدی باورم قوی شده که حتی اگر دخترم نزدیک فرد مریضی باشه میگم چیزیش نمیشه چون بدنش خیلی قویه :)
استاد ازتون متشکرم برای این آموزشهایی که واقعا رایگان نیستند اینها میلیاردها ارزش دارند.
من تازه متوجه فرق صبر با تحمل شدم
صبر مقدسه ودر قرآن هم سفارش شده چون صبر همراه ایمان وامید هست بر کاری صبر می کنیم چون امید داریم به بهبود وآینده روشن می بینیم .
تحمل یعنی پذیرش شرایط بد شرایطی که دوست نداریم ولی به دلیل ترس وبی ایمانی اقدام به تغییر نمی کنیم وهمون شرایط روقبول می کنیم وبا زجر ادامه می دهیم در حالی که در صبر لذت است اما تحمل با زجر همراه هست.
حالا که فکر می کنم من هم خیلی جاها تحمل کردم چون فکر می کردم باید تحمل کنم.
من هم پسرم تا 10 ماهگی گریه می کردم ودکتر می گفت عادیه کولیک روده هست بالاخره تب کرد بردم بستری شد وبعد معلوم شد برای عفونت بوده و بعد کاملا آروم شد اما من هم تحمل کردم.
من یه زندگی پراز مشکل رو سالها تحمل کردم تا بالاخره خسته شدم واز خدا کمک خواستم وهدایت شدم به سایت شما وتوی این چند ماه کلی زندگیم تغییر کرده افکارم تغییر کرده به آرامش رسیدم.
ولی حالا می فهمم هیچ چیز رو نباید تحمل کرد باید ایمان داشت حرکت کرد وتغییر ایجاد کرد
چه چیزی رو تو زندگیم پذیرفتم و داره آزارم میده ؟؟؟
قانون جهان چیه ؟؟؟
من هر لحظه در حال ارسال فرکانس هایی به جهان هستی هستم و جهان هستی فرکانس های منو دریافت میکنه و شرایط و اتفاقات هم جنس با اون فرکانس رو وارد زندگیم میکنه
فرکانس های هر لحظه من چین ؟؟؟ درخواست های منن به جهان هستی ،یعنی من هر لحظه دارم درخواست میدم به جهان هستی
حقیقت اینه که من خالق لحظه به لحظه ی زندگیم هستم و خداوند هیچ چیزی برای من نمیخواد ،اون همون چیزی رو برای من میخواد که من برای خودم میخوام .
و قانون اینه که هر چیزی که زجر آور باشه طبیعی نیست !!چرا؟؟؟ چون منبع حاکم برجهان ،منبع خیره ،پس طبق این قانون من هر چیزی که آزارم میده رو خودم پذیرفتم و اصلا طبیعی نیست ، طبیعی اینه که من روابط عالی داشته باشم ،ثروت مند باشم و سلامت باشم و احساس رضایت داشته باشم از هر لحظه ی زندگیم .
صبر به معنای درک قانون تکامل با احساس خوبه و تحمل به معنای زجره .
شرایط خود به خود درست نمیشه ،یعنی چی ؟؟؟
یعنی من باید تغییر کنم ، در صورتی شرایط خود به خود درست میشه که من با تغییر فرکانس هام در مدار مناسب قرار بگیرم ،در غیر این صورت به هیچ وجه شرایط نابسامان درست نخواهد شد .
چرا من هدایت نمیشم به جواب مناسب ؟؟؟چون پذیرفتم شرایط رو و وقتی که من پذیرفتم ،طبق قانون بدون تغییر خداوند که میگه بدون قضاوت به درخواست های ما پاسخ میده ، و من چون پذیرفتم اون شرایط رو دیگه درخواستی برای بهبود شرایط ندارم و میگم که خب طبیعیه ،در صورتی که هر آن چیزی که منو آزار بده طبق قانون به هیچ عنوان طبیعی نیست .
پس تحمل به معنای تسلیم شدن در برابر اون شرایط نامناسبه ،تحمل پذیرفتن بدبختی هاست .
پس من به خودم تعهد میدم که هیچ چیز ناجالب رو هیچ شرایط ناجالب رو تحمل نکنم تو زندگیم و به دنبال تغییر خودم باشم تا اوضاع همیشه برای من خوب پیش بره.
پس قدم اول اینه که من باور داشته باشم که شرایط نامناسب حالا هر شرایطی اصلا طبیعی نیست و حتما یک راه حل وجود داره و بعد هدایت بشم به سمت راه حل مسأله .
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان مهربونم و همه دوستان گلم
من سالهاست دارم پول نساختنم رو تحمل میکنم،چون این باور رو داشتیم از اول ازدواج، که نیازی نیست من کار کنم،ما که مشکل مالی نداریم…،و اینکه شخصی هستم که پول رو از همسرم میگیرم و تا دو ماه پیش هیچ پولی خودم نساختم (به جز چند ماهی که قبل از ازدواجم تو سن 18سالگی با خطاطی با قلم نی ،خط نستعلیق و شکسته نستعلیق , برای نوشتن کارت های عروسی کمی پول ساختم،چقدر خوب بود)،این اصلاً حس خوبی نیست،حس وابستگی،حس غیر مفید بودن،حس مصرف کننده بودن….
این در حالیه که هیچ کسری تو زندگیم ندارم فقط همینکه چرا خودم تا الان تلاشی نکردم که ارزشی خلق کنم اذیتم میکرد که خداروشکر از دو ماه پیش هنر رزین رو شروع کردم و ظرفای رزینی زیبایی میسازم که خودم از دیدنش هر لحظه لذت میبرم و حالم و احساسم فوق العاده ست باهاش.خدایا سپاسگزارم که منو به این مسیر زیبا هدایت کردی،اصلاً گذر زمان رو حس نمیکنم واز زندگی و هنرم لذت میبرم،ضمن اینکه تو همین دو ماه حدود 15تا کار فروختم ،کارهایی که هر مرحله شو با عشق انجام میدادم و حتی گاهی اوقات به خاطر حس خوبی که ازش میگرفتم گریه م میگرفت و مدام شکرگزاری میکردم ودلم میخواست از این حال خوبم و از اون مرحله ی کار فیلم بگیرم که همه حسش کنن و حالشون مثل من عالی بشه …و الان خیلی خیلی خوشحالم که دیگه تحمل نمیکنم اون بیکار بودن و ارزش خلق نکردن رو،اون پول نساختن رو.خدایا شکرت سپاسگزارتم.
استاد عزیزم بابت آموزشها و هدایت های عالیتون هزاران بار سپاسگزارم.شاد و سلامت باشین
به نام خدایی که هرلحظه مرا میبیند و میشنود
سلام به همه عزیزانم
این فایل چندین مرتبه تکرار کردم چونکه داشتم با فکر پیدا کردن حل مسائل یکی از تضادهای خودم گوش میکردم که استادجان میگه حتما برا مسائلت راه حل هایی وجود داره و وظیفه تو اینه که از درگاه خداوند ناامید نشی بقول امام حسین میگه بزرگترین گناه ناامیدی ست
راستی دیروز بهم خبر دادن که صمیمی ترین دوستم که از اقوام هم بود به رحمت خدا رفته
اولش کاملا شوکه شدم اما ممنون این خداوند عزیز هستم که منو مورد لطف هدایتش قرار داده و منو هدایت کرده به این آگاهی های ناب که باعث قدرتمندی وجودمن شده اصلا اینجور نشدم که بهم بریزم یا احساسم جهنم بشه واقعا الان ریلکسم چونکه من نسبت به گذشته از درون خیلی قدرتمندتر شده ام اینکه میگم واقعا ما دوتا از برادر به هم نزدیک تر بودیم و از بچگی با هم صمیمی بودیم هنوزم باورم نمیشه
چونکه میگه
بازگشت همه به سوی اوست پس غم و غصه برای چی
و این پیام به من داره میده که آقا خوب زندگی کن و فقط به خدای خودت تکیه کن که اگر هرزمان لحظه مرگت فرا رسید پشیمون و حسرت وار این دنیا رو ترک نکنی
دیروز هم با تکیه بر خداوند یه کاری انجام دادم میخواستم برم یه مکانی کار داشتم وقتی خواستم با دوستم برم اون یکی از دوستانم که همکارمم میشه گفت تو الان همراه این بری دیگه برنمیگردی من مطمئنم یه مشکلی گرفتاری …سرت میاد گفتم من تکیه به حرف تو کاری انجام نمیدم من خودمو میسپارم به خدا و میرم دنبال کارم حرف تو اصلا ذره ای در من اثر نداره و رفتم کارم انجام دادم و اومدم صحیح و سلامت وقتی رسیدم گفتم خدایا ممنونم ازت که تو پشتم هستی نه بنده هات با حرفای ناامید کننده شون
درک وتفاوت و مرزهای باریک بین صبر و تحمل که خیلی ها اغلب دارند اشتباه برداشت میکنند و همچنین گذشته خودمون فکر میکردیم با تحمل کردنهای سخت و رنج کشیدن داریم صبوری میکنیم اما غافل از اینکه داریم راه اشتباه میریم و اتفاقا در مسیر عذاب بیشتر هدایت میشیم
من خودم الان در به مسیر تحملی از زندگی هستم البته تا الان چندباری تونستم حلش کنم اما باورهای مخربم اینقدر کهن و ریشه دار هستند که تا الان خیلی عذاب کشیدم
اما استاد جان وقتی شما میگی حتما راه های زیادی وجود داره که اگر بتونیم باورهامون رو درست کنیم و ایمان داشته باشیم که خداوند میتونه هدایتمون کنه به سمت راه حل ها و ناامید نشیم از درگاه خداوند حتما میتونیم راه که نه بلکه راههایی براش پیدا کنیم و بتونیم آروم آروم حلش کنیم و هزاران راهکار براش پیدا کنیم
*من الان میگم خودم در یه جنبه ای از زندگی در تحمل های بسیار طاقت فرسا هستم بااینکه چندبار تجربه های موفقیت آمیز داشته ام چونکه من فقط از یه راهکار خوب بودم و تجربیات موفقیت آمیز داشتم اما چندتا راهکار اصلی رو نتونستم هنوز یاد بگیرم و خودمو ارتقاء بدم به همین دلیل هم ناخودآگاه خیلی در زندگیم تحمل کردن های زیادی داشتم واقعا بارها شده روحم از وسط دو نصف شده و دنبال راهکارهای زیادی هم بودم اما همچنان ناموفق ولی خب همیشه دارم اون تجربه های موفقیت آمیز قبلی رو برا خودم مرور و تکرار میکنم که به ذهنم بگم من که قبلا تونسته ام پس از این به بعدشم میتونم
مثلا همین چندهفته قبل هم یه اتفاق موفقیت آمیز درش داشتم اما هنوز نتونستم اون راهکار اصولی و اساسی. رو درست یاد بگیرم پس ما به این نتیجه میرسیم که برا نتایج پایدار بزرگ باید بریم سراغ حل مسائل و راهکارهای اصلی و ریشه ای چونکه تا ریشه ها درست نشند اون اتفاق و نتیجه دلخواه هم رخ نمیده*
خب من اینروزها دارم برا انعطاف پذیری عضلات بدنم تمرینات عضلاتی که پایه و فندانسیون هستند انجام میدم چونکه وقتی اون اصل انجام میشه نتایج خیلی راحت تر و پایدار به ثمر میشینند
آقا من الان که داشتم این فایل گوش میدادم لین به ذهنم رسید که من درسته در اون موضوعی که میگم سالهاست باورهای مخرب وحشتناک دارم اما میتونم از هر ایده دیگه مثل ایده های قبلی اجرا کنم نهایتا جواب نمیده اما من سعی خودمو کردم و باعث میشه خداوند هدایتهای بیشتری سر راه من بذاره مثل راه حل هایی که قبلا توسط افرادی که به سمتم هدایت کرد و من تونستم تجربه کنم و من قبلش فقط تجسم میکردم که به اون خواسته ام رسیدم و بعداز چند ماه خداوند فرد مناسب رو سمتم هدایت کرد و من چقدر از اون تجربه موفقیت آمیز خودم شدم الگوی خودم پس از این به بعد هم میشه چطور اون فقط با تجسم شد از الان به بعد که با کمک تجسم خلاق و کتاب ها و کامنتهای مربوط بهش رو مطالعه کردن که بیشتر میتونه برام اتفاق بیفته چونکه من قبلا چند بار تونستم موفق بشم اونم کاملا در واقعیت و چندین بار پس الان که باورهام خیلی قویتراز قبلا هست
به شما دوستان عزیز پیشنهاد میکنم با کمک تجسم اینکه اون مساله رو تونستید حل کنید و الگوبرداری از موفقیتهای گذشته خودتون حتی کارهای غیر مرتبط و کوچکی که قبلا انجام دادین رو برا خودتون تکرار کنید اونوقت خیلی احساس تون و ایمان تون نسبت به خودتون بیشتر میشه
من خودم تا سالها موضوع مهاجرتمو داشتم خیلی براش زور میزدم با منطق ذهنم همش میخواستم بهش برسم اما امسال اومدم با یه قدم کوچک و کمک گرفتن از تجسم خلاق خیلی راحت بهش رسیدم و الان وسطش هستم و دارم تجربه اش میکنم و دارم براش برنامه هدفگذاری میکنم که بیشتر و بالاترشو بدست بیارم منی که سالها از مهاجرت کردن میترسیدم و اصلا شرایطشو نداشتم پس هرکاری میتونه راهکاری بینهایت داشته باشه
همیشه سعی میکنم با این احساس به حل مسائلم نگاه کنم که خارج شدن از دایره امن و پیدا کردن راهکارها خیلی لذت داره حتی بدترین ها و سخت ترین هاش نه اینکه بعداز انجامش لذت داشته باشه بلکه از همون شروعش میتونه یه عالمه تجربه ها و درس های لذتبخش داشته باشه حالا میخواد هرچقدر برا من سخت و رنج آور باشه مهم نوع شروع و دیدگاه من نسبت به اون حل اون مساله ست
دوستون دارم امیدوارم همیشه درخشنده تر و عالی تر از اینها ببینمتون
بنام خالقمون
سلام دارم خدمت دوست بی نظیرم آقا سجاد دوست داشتنی …
حالتون عالی و متعالی
خدا میدونه چقدر دلم برای تک تک دوستان بیقراری
میکنه،
کمال تشکر رو دارم با قلم تواناتون
با اون حس قشنگت. حس خوبی نسبت به شما دارم .آقا سجاد
با تو ضیحات و مثال های جالبتون
و با کامنت های تاثیر گذارتون، که نشون میده روی خود تون کار کردید.
قدر دان شما هستیم.
دوستان مثل شما به سختی پیدا میشوند و من چقدر خوشبختم که دوستی مثل شما دارم … و شایسته است از زحمات و تلاش شما در این سایت الهی تشکر کنم .
تاریخ شارژ ارادت ما به شما ، برای همیشه اعتبار داره.
همراه آخر
اندازه اون حس و حالت
دوست دارم
سایتون مستدام
و قلب نازنینت از غصه دور
در پناه رب العالمین باشی .
امضای الله مهربان
پای تک ، تک
آرزوهات
به نام خداوند زیبایی ها سلام به سید عظیم عزیز
خیلی ممنون شما لطف داری خوب خوبی را کند جذب
خودت خوبی که خوبی ها و زیبایی ها را میبینی
اتفاقا چندروزه که بهترین و صمیمی ترین دوستم که از اقوام هم هست از دنیا رفته اما واقعا احساس من خوب و شکرگذاریه بااینکه خیلی دلم براش تنگ شده اما من بخاطر کارکردن رو خودم احساسم اغلب خوبه و به خدای عزیزم وصل هستم واقعا خدارو بابت بهترین نعمتش احساس خوب بینهایت شکرش چونکه بالاترین نعمت احساس آرامشه برا هرکسی
امیدوارم همچین احساس عالی برات آرزو میکنم
سلام به استاد عزیز
چه سؤال خوبی،چه فایل زیبا و آگاهی دهنده ای چقدر یادآوری این مطالب برای من لازم بود.ممنونم بخاطرش
یاد کارهایی افتادم که خودم انجام دادم و چقدر باعث تغییر زندگیم شدن
مثلا: قبلن کسانی توی زندگیم بودن که همیشه پیشم دردودل میکردن و خودشون رو خالی میکردن و در آخر با حال بد منو ول میکردن. کنار گذاشتن این افراد از فایل(چطور درامد خود را سه برابر کنیم؟)بهم گفته شد. دلیل اینکه این رفتارهارو تحمل میکردم کمبود عزت نفس بود. وقتی زنگ میزدن توان نه گفتن نداشتم و فکر و میکردم اگه ولشون کنم نامردیه و آدم باید با بقیه همدردی کنه. ولی دیگه خسته شده بودم و یواش یواش کنارشون گذاشتم.زنگ میزدن میگفتم نمیتونم کار دارم و کلا تو اون جاها و جمع ها حاضر نمیشدم جهان هم کار خودشو انجام داد و بعد از چند بار نه گفتن من اونا هم دیگه بیخیال شدن و من دیگه مجبود نیستم گله و شکایت بقیه رو تحمل کنم.قبلا همیشه درگیر مسائل اونا و اتفاقاتی بودم که براشون میفتاد و باید کلی توصیه میکردم در آخرم همون آدم بودن و فهمیدم که فقط دارم انرژیمو هدر میدم و در فرکانس بد خودمو قرار میدم. ولی الان درگیر کار و زندگی خودمم و چقدر خوشحال و راضیم
مورد دوم سخت کار کردن بوده. من و اطرافیانم تقریبا همه از دسته کارگرها بودیم و کلا این سخت کار کردن رفته بود توی وجودمون حتی کارهای شخصی خودمون رو از راه سختش انجام میدادیم و کلا کاری که بهمون فشار نمیاورد رو کار حساب نمیکردیم. منم خوب دنبال کننده اینا بودم ولی از بچگی میدونستم که یه چیزی اشتباهه و از یه جایی به بعد سعی کردم از این نوع کارها دور بمونم و دنبال کارهای راجت تری باشم وقتی به بقیه میگفتم که من دلم نمیخواد اینجوری کار کنم همه مسخره کردن و گفتن که کار همینه،اون چیزی که تو میگی برای ما دست نمیده،شانس و بخت و… از این حرفا ولی من قبول نکردم و دنبال کارهای راحت تری بودم و همینطور هم هدایت شدم. قبلا صبح زود بیدار میشدم و سخت کار میکردم ولی بعد هدایت شدم به کارهایی که تو نصف روز برام جواب میداد و همون نتیجه بود.الان اگه مشتری باشه تو دوساعت میتونم همون جواب رو بگیرم و این مطمئنا بهتر هم خواهد شد. همه اینا از جایی شروع شد که من دیگه تحمل نکردم شرایط رو و دنبال یه راه جدید گشتم.
شده که پیش کسانی کار کنم و شرایط دلخواه منو نداشته باشه و فکر اونا این بوده باشه که اگر بهم کار ندن بیکار میشم ولی من اینو قبول نکردم و تحمل نکردم و رفتم جاهای دیگه و بیکار هم نشدم. دلیلش این باور بود که خدا روزی رسانه و خودش میرسونه و همیشه هم جواب داده. حالا مقابلش چه کسانی هستن که هرچیزی رو تحمل میکنن بخاطر اینکه فکر میکنن فقط همونه و بهش بچسب تا از دستت نره
وقتایی هم شده که مشتری نباشه و فکر همه اینه که این فصل ما مشتری نداریم یا کمه ولی من اینو قبول نکردم و دنبال باور های درست بودم و تو همون اوایل برام جواب داده و نتیجه متفاوت گرفتم. برای این تحمل نکردم چون قبلا کسایی رو دیده ام که تو همین فصل اصلا به کار نمیرسن انقدر کارشون شلوغه. یا باور اینکه من قدم برداشته ام خدا هم باید قدم برداره و وقتی که این باورهارو داشته باشته دیگه حرفهای بقیه برات منطقی نیست
کسایی رو دیدم که بیماری های جدی داشتن و دکتر جوابشون کرده ولی هنوزم بعد سالها زنده ان و وقتی که باهاشون صحبت میکنی و دلیلشون رو میشنوی میگن که من به حرفهای دکترا اهمیت نمیدم جون من دست خداست هروقت خواست میگیره و هیچوقت قبول نکردن که کارشون تمومه و منتظر مرگ نموندن.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت اساتید بزرگ و عزیزم عاشقتونم من
من الان چشمم خورد به این فایل داشتم کامنت تو محصولات میزاشتم
یه لحظه ذهنم رفت به سوال
دیدم خیلییییی البته که بعد دوره های استاد عزیزم
نمونه ی کوچیکش دیشب موقع خواب که مامانم با سروصدا بیدارم کرد بعد یه دفعه گفتم ارمغان کنترل کن خودتو الان وقتش نیست الان تو فقط باید از این خواب لذت ببری به زیبایی های امروزت فک کن تا خوابتو بگیره( همون تمرین ستاره قطبی خودمون)
و خودمو همون موقع خواب خیلی سختهااا اما کنترل کردم ذهنمو این نمونه ی خیلی کوچیکش بود گفتم بگم که میشود عالی هم میشود
عاشقتونم
چقد هم تصویر این فایل بهشتی زیباست اسب زیبامون براونی زیبا که اسب تو فنگشویی نشونه ی رسیدن به خواسته ها و اهداف با سرعت بی نهایت بالاس ازادی شهرت سرعت موفقیت از نشونه های دیدن اسب تو فنگشویی هست
عاشقتونم
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند دردنیا و آخرت باشید
سلام استاد عزیزم
چه بارون فوق العاده ای بود .من عاشق آسمون این رنگی و این سایه ای که روی درخت ها و آب میندازه هستم خیلی زیبا بود خیلی بی نظیر بود در مورد تحمل کردن شرایط ناجالب .من این کارو قبلا انجام دادم به مدت 10 سال ولی به خاطر ترس ها و وابستگی ها تحملش کردم ولی بعد از ده سال به خودم اومدم چرا باید تحمل کنم چرا این همه آسیب و بپذیرم و من ارزش آن بیش از این حرف هاست باید کسی که حالم و بد میکنه باوجود وابستگی از زندگی ام حذف بشه .و خذفش کردم .چه لذتی داشت کمکم عزت نفسم بیشتر شد حالم بهتر شد آرامشم بیشتر شد و اظطراب از زندگی ام حذف شد ..اگه زودتر اون کارو انجام میدادم اندازه ده سال آسیب نمیخوردم ولی بعد از اون تجربه دیگه نه موقعیت نه فرد نه شرایطی رو تحمل نمیکنم.استاد جان ازتون ممنونم بابت آگاهی های که به ما میدین بابت تجربه های زیبایی که با حس خوب خالقش هستیم زندگی مو دوست دارم و عاشقش هستم
ای نام تو بهترین سرآغاز
بینام تو نامه کی کنم باز
سلام به استاد بزرگوار،خوش تیپ و همه ی دوستان
هنوز غرق زیباییها هستم ،چه بارانی
قطره های باران و آب دریاچه مکمل هم شدند چه خوب همدیگرو بغل کردن آن هم با چنین اشتیاقی گویی در فراق هم بودند
باران از پیش خدا می آمد به دیدار دریا در بهشت خدا
کل مشتاقانه در دیدار جز
آب در خاک و خاک در آب حل شد
حاصل جمع این دو شد سر سبزی
واستاد عزیزه این بهشت
طراوت، شادی، نشاط بعلاوه بروونی ومرمری
آن ها همه خوشبخت
منم حیران از این همه پیمان
ببخشید استاد سه بار فایل نگاه کردم اما این همه زیبایی در یک جا ندیده بودم
گم شدم در پارادایس اگر درست نوشته باشم
من میگوییم گمشده ای هستم در بهشت شما
خطاب ب خدا
از ظلمت خود رهاییم ده
با نور خود آشناییم ده
فعلا خدا نگهدار همه مون
به نام خدا
سلام
من یه چیزی که خیلی سال تحمل کردم و ازش متنفر بودم چادر سر کردن بود . همه توی اصل حجاب درگیر بودن من فقط توی چادر درگیر بودم ! وقتی که دلایل منطقی می آوردم که این کار بیهوده هست و اصلا در قرآن نیومده ، بعد از کلی کلنجار تازه خانواده میگفتن همه اینایی که میگی اگر درست هم باشن باید به دلیل نگه داشتن آبروی خانوادگی تو انجام بدی چون توی شهرمون عرفه ! حدودا 10 سالی طول کشید با جنگ و دعوا تا حدی برداشتم البته با استاد آشنا نبودم و باورهای توحیدیم ضعیف بود. و الان چون منطق قرآنی استاد سر حجاب داشتن رو شنیدم فعلا در حد جامعه اطرافم رعایت میکنم . این درخواست رو برای خدا فرستادم به مکانی هدایتم کنه که از نظر فرهنگی قوی تر باشه تا زن با پوشش شناخته نشه .
و مورد بعدی که تحمل کردم مریضی های زیاد دخترم بود . حرف همه برام باور شده بود که چون شیر مادر نخورده سیستم ایمنی بدنش ضعیفه دو هفته ای یبار مریض بود حتی دو سه بار بیمارستان بستری شد. همیشه تو قرنطینه بودم تا پیشگیری بشه ولی جالب اینجاست بازم مریض میشد بعدش هم من و شوهرم واگیر میکردیم . تا اینکه بعد از آشنایی با سایت کم کم (حدودا یکسال) برطرف شد حتی اگر هم مریض میشیم خیلیییی خفیفه. تازه بیشتر هم بیروناییم . در حدی باورم قوی شده که حتی اگر دخترم نزدیک فرد مریضی باشه میگم چیزیش نمیشه چون بدنش خیلی قویه :)
دوستتون دارم
شاگردتون ساره
سلام به استاد عباس منش
از خدا سپاسگزارم بابت نشانه ای امروزم
در محل کارم بودم در حین کار کردن بودم و وارد
سایت شدم و اتفاقی این فایل و صوتی دانلود کردم
و با هندزفری گوش کردم خیلی حالمو خوب کرد
اتفاقا کارمو تا حدودی دوست دارم ولی چون رفتن اومدنم دست خودم نیست و باید صبح تا شب کار
کار کنم شب که میرم خونه انرژی زیادی برا خانومم
و دخترم ندارم احساس میکنم دارم این کارو تحمل
میکنم و از این بابت حال خوبی ندارم و پیشه خودم
دارم تحمل میکنم این وضعیت و یا باید اسمشو بذارم صبر کردن تا این تکامل و طی کنم و خداوند
منو جای بهتری هدایت میکنه استاد از شما سپاسگذارم
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام به استاد عزیزم ومریم جانم.
کلید:شجاعت در اخذ تصمیمات اساسی.
فایل:میزان تحمل شما چقدر است.
استاد ازتون متشکرم برای این آموزشهایی که واقعا رایگان نیستند اینها میلیاردها ارزش دارند.
من تازه متوجه فرق صبر با تحمل شدم
صبر مقدسه ودر قرآن هم سفارش شده چون صبر همراه ایمان وامید هست بر کاری صبر می کنیم چون امید داریم به بهبود وآینده روشن می بینیم .
تحمل یعنی پذیرش شرایط بد شرایطی که دوست نداریم ولی به دلیل ترس وبی ایمانی اقدام به تغییر نمی کنیم وهمون شرایط روقبول می کنیم وبا زجر ادامه می دهیم در حالی که در صبر لذت است اما تحمل با زجر همراه هست.
حالا که فکر می کنم من هم خیلی جاها تحمل کردم چون فکر می کردم باید تحمل کنم.
من هم پسرم تا 10 ماهگی گریه می کردم ودکتر می گفت عادیه کولیک روده هست بالاخره تب کرد بردم بستری شد وبعد معلوم شد برای عفونت بوده و بعد کاملا آروم شد اما من هم تحمل کردم.
من یه زندگی پراز مشکل رو سالها تحمل کردم تا بالاخره خسته شدم واز خدا کمک خواستم وهدایت شدم به سایت شما وتوی این چند ماه کلی زندگیم تغییر کرده افکارم تغییر کرده به آرامش رسیدم.
ولی حالا می فهمم هیچ چیز رو نباید تحمل کرد باید ایمان داشت حرکت کرد وتغییر ایجاد کرد
استاد متشکرم برای آگاهیهایی که به ما می رسونید.
در پناه خدا.
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت بودن در فضای این آگاهی ها.
میزان تحمل شما چقدر است ؟
چه چیزی رو دارم تو زندگیم تحمل میکنم ؟
چه چیزی رو تو زندگیم پذیرفتم و داره آزارم میده ؟؟؟
قانون جهان چیه ؟؟؟
من هر لحظه در حال ارسال فرکانس هایی به جهان هستی هستم و جهان هستی فرکانس های منو دریافت میکنه و شرایط و اتفاقات هم جنس با اون فرکانس رو وارد زندگیم میکنه
فرکانس های هر لحظه من چین ؟؟؟ درخواست های منن به جهان هستی ،یعنی من هر لحظه دارم درخواست میدم به جهان هستی
حقیقت اینه که من خالق لحظه به لحظه ی زندگیم هستم و خداوند هیچ چیزی برای من نمیخواد ،اون همون چیزی رو برای من میخواد که من برای خودم میخوام .
و قانون اینه که هر چیزی که زجر آور باشه طبیعی نیست !!چرا؟؟؟ چون منبع حاکم برجهان ،منبع خیره ،پس طبق این قانون من هر چیزی که آزارم میده رو خودم پذیرفتم و اصلا طبیعی نیست ، طبیعی اینه که من روابط عالی داشته باشم ،ثروت مند باشم و سلامت باشم و احساس رضایت داشته باشم از هر لحظه ی زندگیم .
صبر به معنای درک قانون تکامل با احساس خوبه و تحمل به معنای زجره .
شرایط خود به خود درست نمیشه ،یعنی چی ؟؟؟
یعنی من باید تغییر کنم ، در صورتی شرایط خود به خود درست میشه که من با تغییر فرکانس هام در مدار مناسب قرار بگیرم ،در غیر این صورت به هیچ وجه شرایط نابسامان درست نخواهد شد .
چرا من هدایت نمیشم به جواب مناسب ؟؟؟چون پذیرفتم شرایط رو و وقتی که من پذیرفتم ،طبق قانون بدون تغییر خداوند که میگه بدون قضاوت به درخواست های ما پاسخ میده ، و من چون پذیرفتم اون شرایط رو دیگه درخواستی برای بهبود شرایط ندارم و میگم که خب طبیعیه ،در صورتی که هر آن چیزی که منو آزار بده طبق قانون به هیچ عنوان طبیعی نیست .
پس تحمل به معنای تسلیم شدن در برابر اون شرایط نامناسبه ،تحمل پذیرفتن بدبختی هاست .
پس من به خودم تعهد میدم که هیچ چیز ناجالب رو هیچ شرایط ناجالب رو تحمل نکنم تو زندگیم و به دنبال تغییر خودم باشم تا اوضاع همیشه برای من خوب پیش بره.
پس قدم اول اینه که من باور داشته باشم که شرایط نامناسب حالا هر شرایطی اصلا طبیعی نیست و حتما یک راه حل وجود داره و بعد هدایت بشم به سمت راه حل مسأله .
در پناه الله یکتا .