چه موضوعی را باور کرده ای؟ - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چه موضوعی را باور کرده ای؟
    745MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی چه موضوعی را باور کرده ای؟
    45MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1057 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سید مصطفی حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2047 روز

    بنام الله مهربان

    هر کسی باورهای غالبی داره که زندگیش رو شکل داده باورهای غالبی در مورد سلامتی که از میزان سلامتیش میشه این رو فهمید

    یا اوضاع مالی هر شخصی میزان باور های ثروت سازش رو مشخص می‌کنه قبل آشنایی با استاد فکر میکردم داشتن ثروت گناه هست و با این باور کاملا قابل حدس هست که اوضاع مالی خوبی نداشتم یا وقتی در سریال سفر به دور آمریکا می‌دیدم چقدر استاد راحت سفر میکنند و بی نهایت ثروت دارند و واقعا لذت میبرند اصلا نگران هیچی نیستند سوالم این بود که چطور؟

    چطور می‌توانند داشته باشند ،چطور میتوننداینقدر لذت ببرند ؟ چطوری فکر میکنند که اینقدر می‌توانند ثروتمند باشند؟

    تا جایی که یادم هست از ثروت وپول کسی تعریف نکرده بود واگر کسی ثروتمند بود کلی انگ می‌بستند که از راههای خلاف به این اموال رسیده و ..اون دنیا چطور میتونه جواب بده وهمش این تو ذهنم بود اینها تفکراتم بود ونتایج خوبی رو برام رقم نزده بودند

    از وقتی با استاد آشنا شدم فهمیدم اون دنیا ادامه این دنیاست اگر این دنیا در زجر وبدبختی باشم اتفاقا اون دنیا زجر بیشتری میکشم

    اتفاقا ثروتمندان حساب و کتاب آسانتری دارند مثل ابراهیم مثل سلیمان موسی محمد و..

    اتفاقا تمام اولیا الله ثروتمند وخوشبختی بودند

    همیشه حالشون خوب بوده وکنترل ذهن داشتند در یک کلام تقوا داشتند

    باور من این بود که نباید لذت ببری وشادی خوب نیست بسته به ورودی های که داشتم

    استاد گفتند احساس خوب اتفاقات خوب رو رقم میزنه واین قانون کلی جهان هست پس از هر حال خوب حال خوب واتفاقات خوب تری هست پس من هم مواظب احساس خوبم هستم و لذت میبرم

    اگر وظیفه من اینه که در هر لحظه حالم رو خوب نگه دارم پس این کار رو انجام میدهم مثال ترموستات آمد تو ذهنم که تا وقتی روی رنگ سبز هست همه چیز عالیه واتفاقات خوب است واگر بره روی رنگ قرمز حادثه رخ میده ،

    به چیزهای زیبا نگاه میکنم از اتفاقات خوب حرف میزنم بیشتر لذت میبرم دنبال ثروت هستم تا دنیا وآخرتم آباد باشه باعث رشد و گسترش جهان باشم اون کاری که به خاطرش بدنیا آمدم

    یکی از باور های قدرتمند کننده من که از استاد عزیزم یاد گرفتم اینکه من از پس هر کاری برمیام وراه حل مسائل زندگیم به من گفته میشه خداوند راه حل ها رو به من میگه دیگه خیالم راحت هست وحرکت میکنم می‌دونم خدا هوای من رو داره وهواسش به من هست خیلی آرام تر شدم

    یکی از باور های تضعیف کننده که داشتم ولطف این فایل در خودم کشف کردم این بود که

    من ارزشمند نیستم چرا این باور اومده ؟از کجا نشات میگیره ؟

    وقتی کوچیک بودم تو تعطیلات تابستان با پدرم میرفتم مشهد واونجا پدرم بساطی پهن میکرد،چیزی می‌فروخت وکسب درآمد میکرد خیلی از اطرافیان که من به حرف هاشون گوش میدادم این کار رو بد میدونستند وفکر میکردم که این کار پست وبی ارزش هست و تو ذهنم رفته بود که من بی ارزش هستم ، اگر کسی مغازه داشت رو ارزشمند میدونستم وبساط رو نه

    من قانون تکامل رو نمی‌خواستم رعایت کنم نمی‌دونستم کسی که الان مغازه داره از اول اون طور نبوده از یک جایی شروع کرده ادامه داده والان به اینجا رسیده

    از زوایای دیگه ای این موضوع رو نگاه کردم

    اولا تمام افرادی که این کار فروش وسایل رو روی یک پارچه در کنار خیابان رو بد میدونستند هیچ کدومشون شغل درستی نداشتند و اکثرا بی کار بودند

    دوماً پدر من با این کارش داشت مخاج زندگیش رو تامین میکرد واصلا هم حرف مردم براش مهم نبود و همیشه میگفتند اوضاع این طور نمی‌مونه

    سوما تمام افرادی که بیزینس های موفقی دارند از جایی که داشتند شروع کردند وکنار خیابون چیزی می‌فروختند مثلاً بستنی طلاب مشهد که خیلی معروف هست صاحبش الان برحمت خدا رفتند از کنار خیابان شروع کردند توی خونه بستنی و آلاسکا درست میکردن وبا به چرخ دستی کنار خیابان می‌فروختند والان خیلی معروفند اگر ایشون حرف مردم براشون مهم بود و ادامه نمیدادند هیچ کس اسم این بستنی رو نمی‌دونست واین همه رشد نبود

    پدر من هم بعد از چند سال مغازه اجاره کردند و بعدها مغازه خیلی بزرگی خریدند والان همون افرادی که این کار رو پست میدونستند خیلی احترام قائل هستند والان شاگرد دارند وموفق هستند این فایل باعث شد از زاویه دیگه ای به این قضیه نگاه کنم و احساس ارزشمندی کنم

    من ارزشمندم چون کار ارزشمندی انجام دادم

    من ارزشمندم چون حرف مردم رو بی اهمیت دونستم

    من ارزشمندم چون از کودکی پول ساختم

    من ارزشمندم چون به این دنیا آمده ام

    من ارزشمندم چون تکه ای از خداوند هستم

    پس من ارزشمندم چون ارزش من ربطی به کارم نداره وهرکسی رشد می‌کنه از هرجایی شروع کنه

    ارزش من به این نیست که منو کسی ارزشمند بدونه یا نه

    ارزشمندی من رو خودم تعیین میکنم

    ونابغه ام این باور هم باعث شده راه حل ها گفته بشه وتوی کارهام لنگ نمونم وپیش برم

    خدایا شکرت خدایا صد هزار بار که هر روز تو فکرم کنکاش میکنم و باور های قویتر برام منطقی میشه

    استاد از شما وخانم شایسته عزیز سپاسگزارم برای تولید و فیلم برداری این فایل در پرادایس زیبا

    ازتون سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  2. -
    میثم نوریان گفته:
    مدت عضویت: 1246 روز

    درود و سپاس فراوان به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز

    خداوند را سپاسگزارم ک باز به من قدرت داد که بیام کامنت بنویسم و تجربه خودم را در موضوع این فایل بگم

    حدود 10سال پیش که ب صورت حرفه ای ورزش کشتی انجام میدادم و همیشه توی هم باشگاهی هام بیشترین تلاش رو من داشتم و خستگی ناپذیر بودم جوری تمرین می‌کردم ک کسی تو باشگاه حاضر نبود با من هم تمرینی بشه چون تمرین های سخت و کشنده انجام میدادم و کاملا توی تمرین جدی بودم و کم نمی‌آوردم و همیشه تو مسابقات استانی اول بودم ..اما ک به مسابقات بالاتر میرفتم برا مسابقات تیم ملی ی ترسی میومد تو وجودم دوتا موضوع مهم بود ک استاد عزیز راجب دوتاش خیلی قشنگ واضح توضیح داده خدایی باید با طلا نوشت اینارو

    اولین موضوع همین نژاد بود ..توی رشته کشتی مازندرانی ها نسبت به بقیه قوی تر بودن و من همیشه خوب بودم تا قبل اینکه مربیم بهم میگفت حواست باشه شل نگیری حریفت مازندرانی و سر سخته و عضو تیم ملی. با احتیاط کشتی بگیر …تا همین جمله رو می‌شنیدم همونجا خودمو میباختم و تمام تلاش های ک شبانه روز در طول یک سال کرده بودم با یک جمله از بین می‌رفت و این باور غلط و اشتباه رو قبل از مسابقه تو ذهن من انداختن و توی ذهن من آشوبی میشد ک آره اون قویه عضو تیم ملیه تو نمیتونی ببریش و متاسفانه من ب همون حریف با اختلاف خیلی کم میباختم

    و موضوع دوم که من یک سال برای انتخابی مسابقات پکن آسیایی ک توی تهران بود انتخاب شده بودم که برم مسابقه بدم و دوماه قبل از مسابقات دنده من آسیب دید و نتونستم درست و حسابی تمرین کنم و تنها چیزی ک از اطرافیان بهم رسید انرژی منفی دادن بود که تو دیگه آسیب دیدی و نمیتونی بری مسابقه و منم خیلی تلاش کرده بودم برای این مسابقه اما هیچوقت روی خودم و باورهام کار نکرده بودم و من کلا بعد از این موضوع دیگه خداحافظی کردم از دنیای کشتی

    چون خیلی تحت تاثیر حرفای بقیه قرار گرفتم و خودمو ب راحتی باختم و الان ک دارم اینا رو می‌نویسم با اشک دارم تایپ میکنم که چرا یکی مثل استاد نبود که مارو آگاه کنه و بهمون بفهمونه ک بابا نژاد فقط ی جمله اس طرف بچه کدوم شهر یا کشور یا کدوم قاره اس فقط ی جمله اس همه ما آفریده خداوندیم ما باید همه چیز از خدا بخواهیم وو فقط باید روی خودمون و هدفمون تمرکز کنیم نه روی حرفهای بیخود بقیه..واقعا من با شنیدن صحبت های استاد عزیز در این فایل ب این باور رسیدم ک هیچوقت هیچکس نباید مانع رسیدن ما به خواسته هامون بشه ..

    مسیر خودت انتخاب کن و با امید الله یکتا پیش برو به سمت هدفت تا خدا نخواد هیچ برگی از درخت نمیفته بجای تمرکز کردن روی حرف مردم روی ذهن و خدای خودمون تمرکز کنیم ک همه چیز بهمون داده ب الله یکتا توکل کن ایمانت راقوی کن ..نزار کلمات تورو شکست بده تا خدای بزرگی مثل رب داری

    خداروشکر میکنم ک درکنار شما استاد عزیز هستم و داری راه رسیدن ب موفقیت آگاهی ایمان و توحید را ب من و همه دوستان نشون میدی من دیگه ب گذشته خودم فکر نخواهم کرد و آینده زیبا خواهم ساخت

    توی این مدتی که وارد سایت شدم خیلی مسیر زندگیم تغییر کرده و تمام ورودی های منفی ب زندگیم و آدمای منفی گرا زندگیم حذف کردم و فقط نکات مثبت و انرژی مثبت جهان هستی را میبینم با تشکر از استادعباس منش عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  3. -
    هادی و مهسا گفته:
    مدت عضویت: 2134 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و همه دوستان خوبم

    استاد عزیزم چه هیکل عالی دارید ماشالله

    چه دریاچه زیبایی و بی نظیری

    چه طبیعت شگفت انگیزی

    چه استاد کار درستی

    چه همراه همیشه در پشت دوربین عالی و فوق‌العاده‌ای

    واقعا ازتون سپاسگذارم خانم شایسته عزیز به خاطر دوربین به دست بودنتون

    من یکی از شکر گذاریام شما خانم شایسته عزیز هستید که اگر شما نبودید شاید فایلهای سفر به دور آمریکا و سریال زندگی در بهشت نبود البته شاید

    ولی باز هم ازتون سپاس گذارم

    موضوع این فایل بی نظیر

    سوال

    چه موضوعی رو باور کردای؟

    اول از باورهای مثبت شروع میکنم

    1_من باور دارم که هر مسئله چه تو خونه‌ی خودمون چه فامیل اگر پیش بیاد به راحتی انجام میدم

    مثلا اگر شیر آب خراب باشه کولری خراب باشه

    بخاری آب گرمکن لامپ و هر مسئله دیگه‌ای که پیش بیاد حتی اگر برای اولین بار باشه به راحتی انجام میدم

    چون باور دارم من توانا هستم و به راحتی انجام میدم

    2_باور رانندگی و موتور سواری

    من از بچگی عاشق موتور و رانندگی کردن بودم

    و بدون اینکه کسی بهم یاد بده من هم با موتور هم با ماشین برای اولین بار که روندم انگار که سالهاست رانندگی بلدم از بس عاشق بودم و تو وجودم حس میکردم که من به راحتی میتونم برونم و در سن 13سالگی موتور داشتم اینو بگم که من دهه شصتی هستم اون موقع تو روستای ما آدم بزرگا هم موتور نداشتن ولی من با وجود خانواده فقیر با کارکرد خودم موتور خریدم یه ابهتی داشتم ههههه

    3_باور رابطه خوب با همسر

    خدارو شکر یکی از بهترین باورهای هست که دارم که

    خیلی برام طبیعی هست و 7ساله که با عشقم در صلح و آرامش زندگی می‌کنیم

    و….

    امااااااااااا باورهای مخرب

    *1_اگر ثروتمند شوم از خدا دور میشم

    البته خیلی توش بهتر شدم*

    2_پولدارها ادمهای خوبی نیستن

    که این هم دارم خیلی بهتر میشم

    3_پول دراوردن سخت‌ترین کار دنیاست

    4_هر که بامش بیشتر برفش بیشتر

    5_باور عدم لیاقت که خدا رو شکر هدایت شدم به دوره بی نظیر احساس لیاقت

    6_باور کمبود در مورد همه چیز

    اصلا به قول آقای عطار روشن هر چقدر روی خودمون کار می‌کنیم از بس داغون هستیم از یه جا دیگه میزنه بیرون ولی من این قدر قدرتمند وخالق هستم که میتونم همه رو به لطف الله و با کمک آموزه‌های استاد بی نظیرم درستشون کنم

    واقعا هر چقدر که دارم پیش میرم و به خود شناسی میرسم بیشتر میفهمم باید روی خودم کار کنم

    من با دوره 12قدم شروع کردم وتا قدم 5پیش رفتم درآمدم رو از صفر به 25 میلیون رسوندم ولی از بس عجول بودم و کمال گرای واقعی که زود سقوط کردم

    بعد رفتم سراغ دوره ثروت 2 که اون هم چون تکاملش رو نداشتم و فقط به خاطر تخفیف خریدم میتونم بگم اصلا ازش استفاده نکردم نه اینکه گوش نکرده باشم نه

    اتفاقا خیلی گوش دادم ولی در مدار آگاهی نبودم و استفاده عملی نکردم

    باز این حس که باید فعلا یاد بگیری و کشف قوانین زندگی رو خریدم که اون هم استفاده عملی نکردم

    امان از این کمال گرای و امان از این انسان عجول

    ولی ایندفه دیگه با تعهد ولی از سر شور و شوق نه از سر چک ولگد جهان میخوام به بهترین حالت احساسی خودم برسم

    من تقریبا 2 سال هست که هر روز یا یک روز در میون میومدم سایت بدونه کامنت نوشتن یا کامنت خوندن فقط میومدم یا سریال زندگی در بهشت رو نگاه میکردم یا سفر به دور آمریکا

    ولی واقعا این جمله استاد که میگن تو کامنتها مشارکت کنید یه نصیحت فوق‌العاده است برای کسی که درک کنه بخدا قسم بعد از کامنت خوندن بچها من به درکهای بالاتری از گفتهای استاد رسیدم

    شاید کلا 10 روز نشه که دارم جدی کار میکنم ولی به اندازه این دو سال و تمام آموزش‌های که دیدم الان توی این ده روز دارم اونها رو درک میکنم

    فقط با خوندن کامنت بچها که عالی می‌نویسن

    استاد عزیزم به قول خودتون که باور بی عمل حرف مفت هست

    من همش حرف مفت میزدم فقط لب و دهن بودم برای بقیه شده بودم علامه دهر با اینکه توی این چنتا دوره‌های که از شما دارم همش گفتید روی خودتون کار کنید ولی من شاگرد خوبی نبودم

    من فقط لب و دهن بودم

    عالم بی عمل بودم

    ولی توی این مدت 10 روزه با خرید دوره احساس لیاقت خیلی حالم بهتره خیلی توی سایت هستم خیلی کامنت میخونم و سعی می کنم تا جای که در توانم هست کامنت بزارم

    ولی این فایل شما باز انگار من رو شارژتر کرد من رو مصمم تر کرد برای ادامه مسیر چون راستش رو بخوای انگار به قانون اعتقاد نداشتم نه اینکه نداشته باشم احساس میکنم اگر ایمانم بیشتر بود بیشتر روی ذهنم کار می‌کردم تا بخوام با فیزیکم کارها رو جلو ببرم

    ولی کامنت بچها و حرفهای شما رو برسی کردم دیدم

    واقعا فقط پذیرش ذهنی هست برای هر کس میتونه کارها رو

    آسونتر کنه یا سختر

    پیروز بشن یا بازنده

    پول دار بشن یا فقیر

    سلامت باشن یا بیمار

    رابطه خوب داشته باشن یانه

    و….

    ولی از الان میخوام بهتر و جدی‌تر و با شور شوق

    روی خودم روی ذهنم روی رفتارهام روی دوره ها

    کار کنم

    و از امروز بیشتر قبول میکنم که همه چیز ذهن هست

    واز امروز قبول میکنم که من صددرصد خالق زندگی خودم هستم

    از امروز قبول میکنم که مسولیت تمام زندگیم به‌عهده خودم هست نه عوامل بیرونی

    از امروز قبول میکنم که تنها شخصی که میتونه تو زندگیم تاثیر بزاره خودم هستم و باورهای خودم

    پس استاد عزیزم همینجا به خودم قول میدم

    که متعهدتر و خیلی متعهد تر از قبل روی ذهنیتم وباورهام و احساسم کار کنم

    دوستار شما هادی 22 خرداد 1403

    به امید الله تا 3 ماه آینده میام و یک کامنت فوق‌العاده از نتایج میزارم چون فقط من هستم در این جهان خودم که قدرت در دست اوست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  4. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 899 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و مریم دوست داشتنی

    چقدر خوشحالم که دارم اولین کامنتم رو میزارم و خیلی دوست دارم استاد عزیزم اولین کامنت منو بخونن و عشق و انرژی مثبتی که براشون میفرستم دریافت کنن

    پیشنهاد میکنم دوستان عزیزم حتما این کامنت رو بخونن که بیشتر بتونن درک کنن که باورها چه اتفاقاتی رو در زندگی ما رغم میزنن

    دیروز که وارد سایت شدم هدایت شدم به این ویدیوی زیبا و بسیار تاثیر گذار و چه نکات جذاب و مهمی من از این ویدیو بسیار عالی گرفتم

    باور!….چه موضوع مهمی هست این باور! چرا هیچوقت به این کلمه و میزان اهمیتش در خلق زندگی دلخواهم توجهی نمیکردم؟!

    استاد حرف های باارزش شما ته ته باورهای منو زیر و رو کرد و باعث شد واقعا ایمان بیارم به این که باورها نقش بسیار بسیار مهمی در تحقق خواسته ها و تبدیل به واقعی شدن اونها در زندگی دارن

    یکی از باورهایی که از بچگی بهم برچسب زده بودن این هست که : تو استعداد چاق شدن نداری! تو هیچوقت چاق نمیشی چون ژن تو، ژن آدم های لاغره…

    و یه باور غلط دیگه ، که الان که دارم بهش فکر میکنم واقعا ایمان میارم که نتیجه ش حاصل همون باور غلط بوده ، این هستش که عینکی شدن من ارثی هست و چون دایی من سالهاست عینک میزنه و یکبار جراحی قرنیه انجام داده من هم حتما به این عارضه دچار میشم!

    من از هفت سالگی عینک زدم و الان که فکر میکنم انگار اون زمان یه جورایی منتظر بودم که من هم عینکی بشم چون این باور غلط توسط اطرافیانم بهم تلقین شده بود…بچه بودم و هیج درکی راجع به باورهای غلط و درست نداشتم.

    حالا میخوام این باور رو بزارم یه طرف و باور ژن لاغری رو هم یه طرف دیگه

    وقتی مقایسه میکنم میبینم هر دو باور تاثیر خودشون رو تمام و کمال بدون هیج نقصی در زندگی من گذاشتن…

    باور ژن لاغری که بسیار برای من اتفاق خوبی هست و هر کسی منو میبینه از ته دل به من میگه خوشبحالت که هر چی میخوری چاق نمیشی ای کاش منم مثل تو بودم

    و من واقعا خوشحالم چون هر چی بخورم چاق نمیشم و از خوردن غذاهای خوشمزه نهایت لذت رو میبرم!

    و اما باور ژن عینکی شدن و ضعیف بودن بینایی چشم ها که باعث شد من 13 سال عینک روی چشمم باشه…و دقیقا آخرین باری که به چشم پزشک مراجعه کردم به من گفت چشم شما مشکوک به قوز قرنیه هست!

    ببینید چطور یه باور درست و غلط تاثیر خودش رو بدون ذره ای نقص در زندگی من گذاشته

    یک اتفاق شگفت انگیز در مورد ضعیف بودن بینایی من این بود که چند سال پیش من یهو تصمیم گرفتم که دیگه عینک نزنم و برای همیشه بزارمش کنار…

    اطرافیان من عادت کرده بودن همیشه چهره ی منو با عینک ببینن و هر کی از من سوال می‌پرسید: پس چرا عینکتو نزدی؟! میگفتم : بینایی من دیگه خوب شده و من دیگه عینک نمیزنم

    باورتون نمیشه بعد از دو سال که با پدر و مادرم به دکتر مراجعه کردیم دکتر با چه تعجبی از مادر من میپرسید چیکارش کردین که نمره ی چشمش بهتر شده؟!

    تعجب کرده بود که چجوری چشم من بدتر نشده و خیلی بهتر هم شده در حالی که همه ی پزشکانی که بهشون مراجعه میکردم تاکید داشتن که تا 25 سالگی اصلا و ابدا نباید عینک رو از خودت جدا کنی چون فقط همین عینک باعث میشه نمره ی چشمت بدتر نشه

    ولی چشم من بدون عینک بهتر شد!

    اون زمان هنوز با سایت شما آشنا نشده بودم و هنوز نمیدونستم اصلا باورهای درست و غلط چی ان…هیچ دانشی درباره ی قوانین بدون تغییر جهان هستی نداشتم

    بخاطر همین دوباره بخاطر باورهای غلطی که پزشکا به من دادن بعد از گذشت اون دو سال دوباره عینک زدم

    استاد الان میخوام شروع کنم به ساختن باورهای درست

    با ساختن هر باور درست یک باور غلط رو از ذهنم خارج میکنم و خدا هم مثل همیشه به من کمک میکنه

    استاد عزیزم خدا رو شاکرم که شما رو در مسیر من قرار داد تا بتونم مسیر خوشبختی رو پیدا کنم و به خدای خودم نزدیکتر بشم حرفای شما همیشه باعث میشن من به درون خودم سفر کنم و باورهای غلط رو شناسایی کنم

    شما دستی از دستان خداوند مهربان هستید

    بهترین ها رو برای شما و خانواده ی نازنینتون آرزو میکنم

    در پناه خداوند یکتا شاد ، سلامت ، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      مصطفی پوری گفته:
      مدت عضویت: 2260 روز

      بنام الله قادر

      سلام فاطمه خانوم

      هدیه بهمون دادی وکامنت نوشتی و منم هدیه بهت میدم و برات مینویسم

      کامنت زیبایی که نوشتی بدل نشست

      واقعا هرچه بیشتر به قانون نگاه میکنم میبینم همه چیز ذهنی است ،، به قول استاد ما توی قرآن درباره شغل پیامبران چیزی نمیبینیم اما درباره توکل،کنترل ذهن(تقوا)،ایمان و..زیاد توضیح داده

      حتی توی جنگهایی که برای صدر اسلام بوده توی خود جنگ ایمان به خدا باعث برد شده نه تعداد فیزیکی

      باورهایی که نوشتی را خوندم ماها ساخته ذهن افراد دیگه بودیم چرا چون اون افکار را باور کردیم ،، اما الان دختر خوب باید بابت هر ورودی وخروجی ذهن کنترل بیشتری داشته باشیم وآگاهانه بسازیم افکار و باورهای قدرتمند کننده را تا به سادگی از زندگیمون لذت ببریم

      خوشحالم تونستم برات بنویسم و بدونیم

      بیرون ز تو نیست هرآنچه رر عالم هست ،، از خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    امین ابریشم کار گفته:
    مدت عضویت: 1609 روز

    سلام و درود خدمت استاد خوش هیکل ام و بقیه دوستان:

    الف) چه باورهای قدرتمند کننده ای داری که آن باورها ایمان و انگیزه هایت را در راستای تحقق خواسته هایت افزایش داده، به گونه ای که منجر به قدم برداشتن، اجرای ایده ها و تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به نفع شما کار می کند؟

    1:مامانم از بچگی با وجود اینکه یکسری ایرادات ریز و درشتی توی عزت نفس داشت،همیشه به من به خاطر پشت کاری که داشتم میگفت:

    امین تو به همه جا میرسی، و این باعث شده زمان هایی که یکم شرایط بد پیش میره،یا یکم ناامید میشم، ته وجودم به خودم میگم طوری نیست امین، اخرش به همه جا میرسی شاید الان یکم اشتباه کنی ولی نهایت به خواسته هات میرسی حالت را خوب کن.

    2:من از دوره ی دبستان به راهنمایی یک آزمون ورودی دادم چون آزمون ورودی مدرسه ی راهنمایی ام یکی از بهترین مدارس اصفهان بود و یک ازمون سخت بود این ایمان در من ایجاد شد که امین تو میتوانی با استفاده از قانون تمرکز لیزری و درس خواندن در سخت ترین ازمون ها قبول شوی،و چون مدرسه من جزء مدارسی بود که تو همه ی ازمون های مهم شرکت میکردند،این ایمان در من شکل گرفت که من میتوانم برای هر ازمونی که بخواهم درس بخوانم و در ان قبول شوم،و باعث شده خیلی راحت تر از بقیه برای هدف های ازمونی تلاش کنم و زمان بگذارم.

    3:من توی ریاضی خفن هستم و میتوانم هر مسئله ریاضی را که بخواهم حل کنم چون از بچگی ریاضی من توی مدرسه جزء بهترین ها بود.

    4:چون اکثر فامیل های ما از لحاظ مالی توی رفاه هستند و کاسب کارند،ثروتمند شدن توی ذهن من یک کار شدنی است.

    5:من اراده ی پولادین دارم،من پشتکار دارم،یه کاری بخوام تموم کنم میکنم،چون روز ها بوده خانواده من مسافرت میرفنند و من میشستم تو خونه زیست میخواندم و برای امتحانات اماده میشدم،و…

    ب) چه باورهای محدود کننده ای را پذیرفته ای که بر علیه شما کار می کند؟ باورهایی که باعث شک و تردید، به تعویق انداختن و مانع تراشیدن برای حرکت در راستای تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به شما ضربه زده است؟

    1-هنگام مطالعه ی دروسم حواس من پرت میشود.

    2-من به دلیل اینکه خانواده ی پدری ام ژنتیکی عینک میزدند من هم چشمانم به دلیل ژنتیک ضعیف شده و الان عینک میزنم.

    3:من بدلیل اینکه عینک میزنم دوست دختر ندارم و احساس زیبایی کمتری دارم، برای همین منتظرم تا بروم عمل لیزیک کنم تا عینک را از صورتم بردارم و بعد دوست پیدا کنم.

    4:من بدلیل اینکه الان باید روی یادگیری زبان تمرکز لیزری بگذارم،زمان و حال اینکه تمرکز روی پول ساختن بگذارم را ندارم و میخواهم بعد از پروژه ی زبانم شروع به پول ساختن کنم.

    5:من بدلیل اینکه دوره ی روانشناسی ثروت 1 را ندارم نمیتوانم باور هایم را تغییر دهم و چون نمیتوانم باورهایم را تغییر دهم نمیتوانم خوب پول بسازم.

    6:من بدلیل اینکه دوره ی احساس لیاقت را ندارم نمیتوانم احساس لیاقت داشته باشم باید اول دوره ی احساس لیاقت را بخرم و بعد روی احساس لیاقتم کار کنم.

    7:بدلیل شرایط خاص امریکا برای ورود ایرانی ها من نمیتوانم به امریکا مهاجرت کنم، اگر بخوام مهاجرت کنم باید به کانادا مهاجرت کنم اون هم فقط از طریق تحصیلی.

    8:استاد زبانم استاد مکتوبیان دیدگاه منفی نسبت به من داره برا همین با من بد رفتار میکنه.

    9:من نمیتوانم پول زیاد فعلا بسازم چون تمرکز اصلی من بر روی یادگیری زبان است.

    این را هم بگم که اعتراف کردن به اینکه من یکسری چیز های اشتباه را پذیرفته ام شجاعت بسیار زیادی میخواهد،و خداراشکر با وجود اینکه این را میدونستم امروز شهامت به خرج دادم و اون ها را نوشتم، درحالیکه من قبل از این فایل جرأت روبرو شدن باهاشون را نداشتم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  6. -
    علی قادری چاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2372 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    پروردگار دانا و توانای من تو بگو تا بنویسم و از جهل و نادانی ها رها شوم

    سلام

    سلام و تحیت نثار عزیزان جان

    سید حسین و مریم و تک تک دوستان

    اگر هشت سال پیش به من می گفتند که تو به خانه و ماشین و زمین و جایگاه خوب می رسی به هیچ وجه نمی توانستم باور کنم

    اما اکنون اینها را در زندگی ام دارم، اینها جزئی از بدیهیات زندگی من هست و برایم عادی شده، در حالی که معجزه هست.

    پسر بچه ای که نمی توانست در مورد خواسته اش به راحتی صحبت کند و به جمله دهم نمی رسید که اشکش جاری می شد اکنون نه تنها خانه و ماشین و شخصیتی برای خود دارد، بلکه عزیزانش؛ پدر و مادر و برادرش در خانه او آرامش دارند. هروقتی که صبح زودتر بیدار می شوم و عزیزانم را در خواب می بینم از خدا تشکر می کنم که این لطف را به من ارزانی داشته تا اسباب آسایش بندگانش باشم، این عطیه الهی را سپاس می گویم.

    چند ماهی هست که موج پر برکت تغییر وارد کل زندگی شخصی ام شده و شروع آن با شجاعتی بود که ریشه در باورهای جدیدم دوانده است که اعتبارش به رب العالمین و دست خداوندی اش سید حسین عباسمنش می رسد. این حرکت و تغییر شغلم به مقصد آموزش مرا وارد دنیایی جدید از رشد و پیشرفت و آموختن کرد و خداوند دستانش را برای خدمت به من روانه کرد و قدم به قدم مرا به خواسته اصلی ام که آزادی زمانی، مکانی و مالی هست هدایت می کند.

    چند روز پیش که به احتیاجم که خلوت با او بود خودم را رساندم درسهای بینظیر و ارزشمند را در آن کلاس خصوصی به من داد که مهمترینش رهایی بود، رهایی از بند گذشته و آینده و دیدن داشته ها و نعمات و خوشحال بود و لذت بردن از هرآنچه که هستم و دارم. در یک کلام سپاسگزاری

    این روزهای گذشته به وضوح پیغامها مرا به افزایش مهارتها و تواناییهایی مدیریتی و نیز افزایش تمرکز بر روی شخص خودم راهنمایی می کرد و به لطف خدا در مسیرش هم قرار گرفتم.

    یکی از بزرگترین باگ هایی که آنرا بهتر فهمیدم این بود که من می ترسم که متعهد شوم، که ریشه در باور کمبود ارزشمندی دارد. من فردی هستم که خیلی به قولی که به دیگری می دهم اهمیت می دهم اما در ذهنم قولهایم به خودم برایم کم اهمیت جلوه می کند. ریشه اش را هم در اتفاقات کودکی پیدا کردم که به خاطر تخریب احساس ارزشمندی و عزت نفس است.

    اما این چند ساله و مخصوصا شش ماه گذشته به میزان قابل توجهی ارزشمندی پنهان شده در درونم را آشکار کردم و دلیل اصلی آن هم کار کردن بر روی دوره ها و فایل های این سایت است که ریشه هایی را در ذهنم رشد دادند که نتایج و حرکتها و قدم های عملی را برایم به بار آوردند. البته که به ایراد اصلی خودم که عدم عملگرایی هست بیشتر پی بردم، شاید قدم های عملی خوبی را نسبت به گذشته برداشته ام اما کافی نیست و خوب می دانم که برای اینکه به دست آوردن شخصیتی که لایق خواسته های بزرگ است باید اعمال بزرگ و جسورانه ای که برخواسته از شهامت و ایمان است را انجام داد.

    خودم خوب می دانم که چقدر عمل گرا هستم پس باید به اندازه عملم صحبت کنم.

    خدا را شکر می کنم که در سایتی عضو هستم که عزیزان بدون قضاوت حرفها را می شنوند حتی اگر عمل کمی پشت آن باشد.

    درکی که این روز ها بهتر به آن رسیدم اینست که بالاترین اولویت تو باید حال خوب تو باشد و این میسر نمی شود جز با افکار مناسب و خوب و این نیز میسر نمی شود جز با ورودی های خوب. چه محیطی و روحی ( قرار دادن خود در طبیعت یا فضایی دنج و بکر) چه ذهنی( دیدن و شنیدن و خواندن اینگونه فایلها) و چه جسمی(ورودی سالم و سلامت به بدن)

    هفته قبل دوره راهنمای عملی را گوش کردم و نکات فوق العاده ای را چندباره یادداشت کردم و امروز با دیدن این فایل تصمیم گرفتم این هفته دوره روانشناسی ثروت را آغاز می کنم. این دوره ها را باید همیشه گوش کرد و فهمید و فکر کرد و بر طبق آن عمل کرد، هر بار به تناسب مداری که در آنم.

    از استاد و خانم شایسته و تمامی عزیزان بینهایت سپاسگزارم.

    حق پشت و پناه شما باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  7. -
    زهرا جوهری گفته:
    مدت عضویت: 2229 روز

    سلام به اساتید عزیزم ودوستان خوبم

    با گوش کردن این فایل زیبا یاد باور خوبی افتادم

    که از کودکی تا الان بهم کمک کرده که از قدرت بدنی واندام ورزیده ای که دارم ِلذت ببرم

    مادرم از دوران کودکیش کوهنوردی وپیاده روی های طولانی داشته و همیشه الگو من با اون صلابتی که حین پیاده روی با قدم های بلندی که برمیداشت،بوده وحتی الان که نزدیک 90 سالشون هست اصلا افتادگی پوست ندارند

    توجه مداوم من به تحسین کردن ایشون وتعریف کردن برای بقیه باور خیلی قوی تو ذهنم ساخته که حتی درکهنسالی هم قدرت بدنی خوبی خواهم داشت

    طوریکه حتی حین رانندگی به شهرستان در مسیر طولانی 8 ساعته با این باور زیبا از رانندگی ام لذت میبرم واحساس خستگی ندارم

    باور قشنگ دیگه ای که از دوران کودکی داشتم

    اینکه مهاجرت به مکان جدید را تجسم میکردم

    وبراحتی می‌پذیرفتم که می‌توانم دور از خانواده

    به ادامه تحصیل وپیشرفتم فکر کنم

    وبارها به شهرهای مختلف مهاجرت کردم وبا فرهنگهای جدیدی آشنا شدم که به رشد شخصیتیم ومستقل بودنم کمک کرده

    البته باورهای محدودکننده ای که استاد عزیز تو این فایل ذکر کردن وجود داره ولی خیلی بهتر از قبل( با توجه به تغییراتی که در روابط ورشد شخصیتیم نسبت به قبل رخ داده)بهم کمک میکنه

    آگاهانه تر به رفتار وگفتارم ونجواهای ذهنی ام توجه کنم

    که تاثیرم روی دیگران حتی زمان سکوتم با حال خوب درونی که دارم بهم آرامش میده وانگیزه بیشتری برای انجام تمرینات روزانه بویژه دوره کشف قوانین که شناخت بیشتری از خودم پیدا کردم ،ایجاد میکنه

    مهمترین باور محدودکننده من تاثیر عوامل بیرونی در زمینه کاری وخلق ثروت هست که با عمل کردن نسبی با توجه به درک فعلی ام از فایلهای توحیدی روان شدن انجام کارم با شرایط مالی بهتر را تجربه میکنم،

    از دوستان عزیز بابت کامنتهای تاثیر گذارتون سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  8. -
    امیرحسین نیکدل گفته:
    مدت عضویت: 2734 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    درود به همه عزیزان

    الان داخل تایم کاریم هست اما قلبم چنان تاکید داشت که بیام کامنت بذارم که از شدت ذوق نتونستم مقاومت کنم

    خدایا تو بگو چیو میخواستی بنویسی که این حد شور و شوق ب دلم انداختی

    از اینجا باید شروع کنم که من شغلم ترید بازار های جهانی هست . یادمه زمانی که دانشجوی مهندسی عمران دانشگاه صنعتی شاهرود بودم دوس داشتم توی حوزه خودم جزو تاپ ها باشم. یک لیست نوشتم از مهارت هایی ک باید یاد بگیرم و بهشون مسلط بشم . آخه من آدمیم که وقتی یه چیزو شروع کنم تهشو در میارم

    خلاصه اومدم ک شروع کنم که دیدم اصلا عطش سوزانی براش ندارم. همونجا فهمیدم این مسیر من نیست . شروع کردم ب گشتن برای دایره برتریم . اون جایی که قراره یک اثر منحصر ب فرد خلق کنم . هرروز میگفتم ” ای که مرا خواندی راه نشانم بده ”

    شرایط شغل دلخواهم رو مینوشتم. دوس داشتم وقت آزاد داشته باشم و خودم مدیر خودم باشم . نوشته که میخوام ساعت کارم 10 صبح تا 4 بعد از ظهر باشه که بعدش بتونم ب ورزشم برسم چون دیوانه وار معتاد ورزش کردنم

    گذشت و گذشت و من فارغ التحصیل شدم و طی یک روند تکاملی هدایت شدم ب این شغل.

    همون اول که اولین اموزش از یک استاد عزیزم که ایشون ساکن سانفرانسیسکو بودن رو دیدم گفتم آآآآ خودشههههه. من مال این کارم

    چون من یه ذهنی دارم که مریض چیزهای تکراریه :)

    و دیوونه پیدا کردن الگوریتم ها . و این بازار برخلاف بازارهای مالی ایران تماما الگوریتمیک هست و کلا دست ربات هاست

    من شروع کردم به دیدن اموزش های تخصصی شغلم و کلا از مطالب سایت دور شدم با اینکه در دوران تحصیل چ غوغایی ب پا کرده بودم از عمل به گفته های استاد

    صبح و شبم رو دوختم به هم تا سرو تهش رو در بیارم. نزدیک به 4 سال تو یک اتاق خودم رو حبس کردم و واقعا سر و تهش رو در آوردم. چند وقت پیش دقت کردم دیدم من دل و روده ی این کار رو بیرون کشیدم و تمام الگوریتم هارو از حفظم ولی نتایج مالی رقم نمیخوره

    دلیلشم این بود که من با تمام علمی که داشتم وقتی به طبقه بندی و ساده سازی مطالب میرسید عاجز میشدم .چون شما برای اجرای چیزهایی که بلدی باید کل مباحث رو به یک یا دو پارامتر خلاصه کنی که توی سرعت حرکت قیمت ها برای مغزت قابل اجرا باشه. ذهن ما همزمان نمیتونه چندین پارامتر تصمیم گیری رو تجزیه تحلیل کنه. و این ساده سازی نیاز ب خلاقیت زیادی داشت و دیگه ذهن تحلیلگر من توانشو نداشت که یه روز ب دلم افتاد که بیام توی سایت و مواجه شدم با توحید عملی 10 و 11 .

    خدایا تو چیکار کردی با من.تازه فهمیدم اشکال از کجا بود من از اصل خودم که منبع خلاقیت بود دور شده بودم .

    خلاصه شروع کردم به کار کردن روی باورهام و مخصوصا مباحث توحیدی و عجز در مقابل خداوند. بعد چند روز حس کردم دره خلاقیت ها داره باز میشه. انگار مطالب توی ذهنم داشت طبقه بندی میشد . من اینقد نمودار هارو بررسی کردم که تمام نمودار هارو حفظم و نیازی نیست جلوی سیستم بررسیشون کنم. میرفتم پارک راه میرفتم و میگفتم “ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده”

    که خداوند شروع کرد تمییز دادن فاز های حرکتی توی ذهنم . من تونستم تمام آشفتگی نمودار رو به دو سه فاز تقسیم کنم و برای هرکدوم پلن بچینم.

    امروز بعد مدت ها دیگه از ناامیدی خبری نبود . مث فنر از جام پریدم که به کارم برسم. خدا داره به طرق مختلف بهم اعتماد به نفس میده . اون الهامی که روزای اول بهم کرد رو داره برام تکرار میکنه که ” تو جزو تاپ 5 این رشته میشی ”

    یا چند روز پیش توی پارک بودم رو کردم ب آسمون گفتم خدایا تو بهم علمی دادی که هیچکس نداره . میتونی منو ببری بالا ؟ که چشمم ب انوار خورشید دم غروب افتاد و ندا اومد که : ” قسم ب خورشید که آیندت از این نور روشن تره ”

    من میتونم بگم بالای 7000 ساعت برای تخصص توی این رشته وقت گذاشتم ولی بدون اصلاح باورها واقعا از نتیجه خبری نیست . گشتم نبود نگردید نیست

    من با تمام وجودم دارم توی این مسیر حرکت میکنم و به زودی نتایجی که خداوند داره وعدش رو بهم میده رو باهاتون ب اشتراک میذارم. در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  9. -
    فریبا شهاب گفته:
    مدت عضویت: 1532 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت ا ست و به شکر اندرش مزید نعمت

    سلام بر استاد عباس منش عزی. ومریم بانو جان شایسته

    استاد جان خدارو‌شکر که مثل همیشه با فایل های توحیدی و باورهای مثبت تون ،چرخ دنده های افکارم سرویس ‌روغن کاری میشه ‌وار جاده خاکی ناامیدی به صراط مستقیم هدایت میشم واز این مسیر پرنور ‌پرخیروبرکت نهایت لذت وآرامش.را میکیرم .الهی صدهزار مرتبه شکر که رب مهربانم فرمون زندگی رو به خودم داده وبا تابلوهای راهنمایی کنارجاده که آیات منور ‌پرخیروبرکت قرآن ‌فضای مثبت وتوجیدی شما منو به صراط مستقیم هدایت میکنه .امان امان امان از نجواهای منفور شیطان اما لطف پروردگارم آنقدر وسیع وعمیق هست که اجازه نمیده مدت طولانی در شرایط ناجالب باشیم .

    یکی از باورهایی که به من حس خوبی میده این بود که از بچگی بمن میگفتن چون دندون‌های جلوی شما کمی فاصله دارند شما خوش روزی هستی و علیرغم اینکه دربزرگسالی متوجه بی اساس بودن این باورشدم اما حسم میگفت این باور خوبی هست واین رو بپذیر چون حس خوبی برام ایجاد می‌کرد ویادم میاد در یکی دو فایل دانلودی شما هم به این موضوع اشاره کرده بودید.خلاصه که استاد جان از خدا پنهان نیست که من این باور مهربون و بی آزارو حال خوب کن رو دوست دارم و اگرچه رزق و روزی من نزد رب مهربانم هست اما این فکر گوگولی رو یه گوشه از ذهنم هست وحس مثبتش رو دوست دارم .

    امیدوارم شما وهمه دوستان وعزیزان مون در پناه رب مهربانم شاد وسلامت باشییییبیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  10. -
    زهره جبارپور گفته:
    مدت عضویت: 2441 روز

    سلام و درود خدا به یکی از بهترین دستان خدا ،استاد عباسمنش عزیز و مریم جان شایسته

    استاد اول باید ازتون تشکر کنم از فایل زیبایی که گذاشتید و مثل همیشه با جون و دل صحبت کردید و صادقانه و بی منت اگاهیهای ناب رو در اختیارمون گذاشتیم

    از مریم جانم تشکر کنم که زحمت کشیدن و حدود 50 دقیقه دوربین به دست بودند تا این اگاهیها همراه با تصاویر بکر و ناب پرادایس برای ما ضبط بشه

    از باورهای محدود کننده که نگم براتون به قول شما سیمانهای سفتی هستند که طی سالهلی عمرم به مغزم چسبیده اند

    مادامی که روشون کار میکنم اوضاع رو به بهبود میره ولی به محض رها کردنشون باز هم به قول شما مثل علف هرز رشد میکنن و دوباره همه چی به حالت قبل درمیاد

    از باورهای محدود کننده ای که تو خانواده ما رواج داره زن نباید کار کنه باید خونه دار

    در روابط اگر دوستان زیادی داشته باشی خیلی از زندگیت غافل میشی

    به هر کسی اعتماد نکن همه فقط میخوان کار خودشون راه بیوفته و …..

    خدا را شکر من با هر کدوم از این باورها که مخالفت کردم البته در درون خودم نه با بحث و جدل با اطرافیانم

    روز به روز وضعیت زندگیم از هر لحاظ بهتر و بهتر شده

    مثلا در مورد رانندگی،خیلی میگفتن رانندگی کار سختیه مخصوصا تو تهران سخته و تو که فعلا ماشین نداری چرا رفتی رانندگی یاد گرفتی؟ولی من با ایمان و باور قوی حدود 20 سال پیش گواهینامه گرفتم و الان خیلی راحت و روان تو تهران پر ترافیک حدود 13 ساله رانندگی میکنم

    در حالی که خیلی از نزدیکانم هنوز جرات نکردن پشت فرمون بشینن

    و حالا با این فایل عالی وقتی میشینم و خوبه خوب تفکر عمیق میکنم میفهمم و به یاد میارم که هر جا من چیزی رو باور نکردم یا به قول شما باور کردم اثراتش رو دیدم، و باز هم دنبال پیدا کردن باورهای مخربم هستم و دارم رو خودم کار میکنم و این داستان تا اخر عمر ادامه داره به لطف الله یکتا و سایت عالی شما

    خدا جونم بازم ازت ممنونم به خاطر وجود استاد و مریم جانم

    انشالله در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و عاقبت به خیر باشید در دنیا و اخرت

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای: