این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/07/abasmanesh-5.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-09-12 09:33:282025-12-02 04:46:14«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این فایل دربارهی مقام و شخصیت والای حضرت ابراهیم هست که نشان دهنده ی ایمان و تسلیم بودن محض ایشان در برابر رب عالمیان هست .
حین نوشتن این فایل داشتم باخودم فکر میکردم که این جریانی که ابراهیم نوزاد و همسرش رو رها کرد و بعد از بیست سال باز گشت اون هم برای قربانی کردن فرزندش ، هنوز نمیتونم به درکش برسم
و این رو فهمیدم که من اون مدار رو نمیتونم درک کنم . ذهن من هنوز آماده ی دریافت و درک این موضوع نیست .
به نظرم این اتفاق بسیار نادر هست و تنها کسی چون ابراهیم ظرفیت پذیرش این فرمان رو از جانب خداوند داشته است. کسی که به درک بالایی رسیده بوده و قلبش گشوده و در خدمت پروردگارش
سلام عرض ادب دوستان عزیز و استاد عباس منش و خانم شایسته
من شغلم داخل خیابون هست لباس میفروشم حدود 10 ساله
چند وقتی هم هست با سایت الهی آشنا شدم
روی خودم ما میکنم از روی فایلهای رایگان یا همون هدیه…
امروز متوجه شدم که مدیر پارکینگی که وسیلهامو میزارم اونجا به نگهبان عنوان کرده که بمن بگه کرایت چند برابر میشه باید این قدر کرایه بدی و حال دلم کمی سرد و مایوس شدم اما به قوت الهی و برنامههای سایت استفاده کردن از روشهایی که تا الان یاد گرفتم بخوبی تونستم دلم رو آروم کنم و مثل همیشه تو دفترم بارها و بارها نوشتم که خدایا با این حالی که شرک و بی ایمانی زیادی هست باورهای کهنه و پوج زیادی دارم ولی از تو مستقیم میخوام که هدایتم کنی اینکه بعدشم فهمیدم به واسطه یکی از دوستانم مثل اینکه دوباره گیر بازاره شاید مدتی نزارن بساط کنم با روشهای شکرگزاری نوشتن خواسته و علایقم هر روز تکرار اونها تمرین اونها سرد نشدم و قرار کارایی رو انجام بدم که به من الهام شده برو هدایت میشی نقطی رو برای کارهای جدید مکانهای جدید و غیره ها بگردم سطح بالاتری رو تو ذهنم میبینم هر لحظه مرور میشه که جایگاه بالاتری رو تیکه تیکه نشون میده درست متوجه نمیشم ولی احساس میکنم قراره اتفاقات عالی و عالی تری در کسب و کارم درآمدم بیفته با این حالی که ترس دارم میخوام برم جلو بگردم از خدا هر لحظه بخوام که هدایتم کنه ببینم کجا و چطور حرکت کنم قدم های اول رو بر میدارم تا ببینم خدا اون چیزایی رو که میخواستم و میخوام جای دیگه ای قراره بهم بده به امید حق الهی از فردا شروع میکنم به پرسش و جو جستجو و کشتن تا متوجه بشم انشاالله درست تر زندگی جای بهتری شروع کنم خیلی خیلی دوست دارم ازتباطم با خدا بهتر بشه از نجوای ذهنی بیشتر خلاص بشم ولی میدونم که حرکت کردنه که نشونه های بعدی رو میاره باید زودتر از اینا شروع میکردم اما الانم دیر نیست
این فایل هدایتی که امروز منو متوجه و آگاه تر کرد باعث شد پیش برو تا کارهای درست بعدی رو انجام بدم زندگیم آسانتر شاداب تر بشه خیلی خوشحالم که میتونم پیگیر مسئولیت های زندگیم بشم باشد که جانانه و در هر کاری مسئولیت پذیری بهتری باشم چون باورهایم کلی تغییر کرده و روند ادامه داره…
اعتماد به پرودگار ربم مرا به سمت خیر و برکت های عالی تر و فراوانی های بیشتری میبرد ثابت شده است وعده خداوند متعال حق است
سلام به استاد و برادران وخواهران هم فرکانسیم. روز شمار تحول من روز سوم. درک من از این فایل اینه که ما به این دنیا اومدیم که رشد کنیم . و وابستگی یه ویژگی اخلاقی که مثل یه ترمز جلوی اون رشد رو میگیره .از کجا بفهمم که رشد کردم . از پاداشهایی که در یافت میکنم. چون من میخوام تو تمام جنبه های زندگی رشد کنم باید فکر کنم واین وابستگی هارو پیدا کنم وقربانی کنم تا پاداشهارو در یافت کنم. این پاداشها به خاطر اینه که بدونم دارم رشد میکنم . وگرنه که هیچ کس چیزی با خودش به جهان بعد نمیبره .باید با خودم رو راست باشم وبه تمام جنبههای زندگیم نگاه کنم ببینم چه پاداشهایی دریافت کردم وتو چه مرحله ای از رشد هستم باید تاروزی که تو این جهان هستم تلاش کنم وادامه بدم تا رستگار شوم .وبزرگترین درس من از حضرت ابراهیم اینه که انقدر ادامه داد تا رسید به قربانی کردن عزیزش یعنی فرزندش وابستگی رو قربانی کرد با صلاح تسلیم بودن واجازه دادن به خداوند خدایا سپاسگزارم که به من اجازه دادی تا زنده باشم وبه این راه ادامه بدم کمکم کن تا ادامه بدم چون جزو تو هیچ یاوری ندارم
با سلام وعرض تبریک خدمت استاد عزیز وگروه سایت وتمامی دوستان خوب وقدرتمندم امیدوارم همه ما با توکل به یگانه فرمانروای جهان وکارکردن روی خودمان وباورهایمان بتوانیم ابراهیم زمان خودباشیم
سلام،ایمان دارم خدایی که منو خلق کرده، با همه پیچیدگی ها و از یک تک سلولی به میلیارد ها سلول تبدیل شدم و رشد کردم و به سمت این آگاهی ها هدایت کرده، آون منو حمایت میکنه و من باید روی باور هام کار کنم و آیمان ام را تقویت کنم و سعی کنم در عمل و شرایط به ظاهر سخت هم احساس خوبی داشته باشم و خودم رو در آغوش خدا رها کنم و همه چیز رو به آون بسپارم، سپاسگزاری کنم،خدایا تنها تو را میپرستم و تنها وتنها از تو یاری میجویم
تا همین چندسال پیش میگفتم چطوری دلش اومد یک زن و یک بچه را در بیابان رها کند، بعد بره ، 20 سال بعد بیاد تازه به پسرش بگه بیا بریم میخوام بکشمت، و تازه پسرش هم بگه بریم . نه مخالفت کنه ، نه فرار کنه. واقعا نمیتونستم درک کنم. الان هم نمیتونم درک کنم ولی حداقل فهمیده ام که لازمه ی تکامل ایشان سپری شدن این مراحل بوده است. خدا کمک کنه بتوانیم به این درجه از ایمان و یقین برسیم. استاد من حالا حالاها باید روی خودم کار کنم. از اینکه بذر ایمان را در دلم افکندید خدا را سپاسگزارم. کلید گمشده ی زندگی من ایمان بود.و از وقتی پیدایش کرده ام شوقی عجیب دارم که بیشتر در پی اش بروم. باشد که رستگار شوم…
خدا را صد هزار مرتبه سپاسگذارم که به من این فرصت رو داد که اتفاقات اعجاز انگیز این جلسه از سفر رو هم برای خودام بنویسم هم برای دوستای خوب ام حالا از اتفاقات بگم؛
از گلم صبح دوستان یک طور دیگه با یه عشق دیگه با من رفتار میکنن وقتی که سلام میدام من توی بغل میگرن با من رو بوسی میکند . روابط ام هزار برابر بهتر شده اصلا اعلان با افرادی نشست برخواست میکنم که خیلی موفق و ادم های واقعا خوبی هستن،مثلا اش امروز تو یه جای بودام یه ادمی میشناختم که خیلی موفق بود ،البته یک دختر خانمی بود،قلبم به من گفت که برو باهاش صحبت بکن تو چیزی از اون کم نداری و تو لایق بهترین ها هستی،رفتم باهاش سلام علیکی کردام کلی با من گرم گرفت واقعا چقدر اسون بود و چقدر این اتفاقاتی که برای من میفته چه قدر توحیدی هست،یه اتفاق دیگه هم یکی منو میشناخت به من گفت بیا دفترام میخواهم یک داستانی از تو بنویسم و از موفقیت هات، همین طور اتفاقات دیگه یی هم هست مثلا من از یک موضوعی (پروجه یی یا…….)خبر ندارم چشم توی صحفات اجتماعی میخوره یا دوستی به من میگه،که این ها همه خداوند هست
خدایا بینهایت پساسگذارم
همه تون رو دوست دارم در پناه الله شاد ثروتمند سعادت مند و یکتا پرست باشیم
با اینکه تو یه خانواده نسبتا مذهبی به دنیا اومدم و مادرم همیشه مشغول عبادت کردن و قرآن خوندن بود ولی هیچوقت معنی توحید رو نفهمیدم،اصلا فکر نمی کردم چیز مهمی باشه.
نمی دونستم ایمان و توکل یعنی چی،معنای تسلیم بودن رو نمی دونستم.من فقط این کلمات رو شنیده بودم.همین.
همیشه تو ذهنم این بود که کسی به خدا نزدیکتره که نماز بیشتری میخونه،بیشتر دعا و ذکر میخونه،بیشتر روزه میگیره،به فقرا کمک می کنه و …….
خب منم سعی می کردم این کارارو انجام بدم.ولی اصلا فایده ای نداشت و کمکی به من نمیکرد و تغییری در زندگی من ایجاد نمی شد.
به همین خاطر از یه زمانی به بعد به این نتیجه رسیدم که این حرفا همش کشکه،و برای کاسبی کردن و کنترل کردن آدما،توسط خود آدما ساخته شده.
منکر قرآن شدم،منکر خداوند شدم.
و به این نتیجه رسیدم که کنترلی بر زندگیم ندارم و همه چیز تو زندگی من شانسیه،منم که بدشانسم مثه اینکه.
و دوستان چند سال واقعا زندگی سختی رو تجربه کردم،به قول معروف به پوچی رسیده بودم،چون یه دروغ بزرگ رو باور کرده بودم.اینکه “من تسلطی بر زندگیم ندارم.”
تا این که با مفهوم واقعی توحید آشنا شدم.فهمیدم ایمان یعنی چی و نشونه ایمان داشتن چیه،فهمیدم تسلیم بودن به چه معنیه.
و اونموقع بود که خدای خودم رو شناختم .?بهش ایمان آوردم و از نو متولد شدم.
اونموقع بود که فهمیدم قرآن برای سعادت بشر نازل شده،کلام خداونده ? و من به راحتی میتونم بخونمش،بفهممش و هدایت بشم.اصلا چیز پیچیده ای نیست.
و دوستان همه ی این اتفاقات تو این خانواده شگفت انگیز برای من رخ داد.
برای همه ی عزیزانم تو خانواده عباسمنش آرزوی ثروت می کنم.همتونو دوس دارم.???
سلام به دوستان عباسمنشی
رد پای من از روز سوم روز شمار تحول زندگی من
به امید الله باشد که در این مسیر پیشرفت کنم.
این فایل دربارهی مقام و شخصیت والای حضرت ابراهیم هست که نشان دهنده ی ایمان و تسلیم بودن محض ایشان در برابر رب عالمیان هست .
حین نوشتن این فایل داشتم باخودم فکر میکردم که این جریانی که ابراهیم نوزاد و همسرش رو رها کرد و بعد از بیست سال باز گشت اون هم برای قربانی کردن فرزندش ، هنوز نمیتونم به درکش برسم
و این رو فهمیدم که من اون مدار رو نمیتونم درک کنم . ذهن من هنوز آماده ی دریافت و درک این موضوع نیست .
به نظرم این اتفاق بسیار نادر هست و تنها کسی چون ابراهیم ظرفیت پذیرش این فرمان رو از جانب خداوند داشته است. کسی که به درک بالایی رسیده بوده و قلبش گشوده و در خدمت پروردگارش
بوده …
خداروصدهزار مرتبه شکر
سپاسگزارم
دوستتون دارم
سلام خدمت همه عزیزان و استاد گرامی
روز سوم سفرنامه
داشتم کامنتای سفر قبلیمو میخوندم و متوجه شدم که چقدر نتایج قشنگ تری گرفتم سری پیش
و دنبال جواب بودم که چرا
مشکلم این دفه کجاست
چرا حالم خوب نمیشه
و دقیقا جوابم همین بود
توجهم به حال بدمه
به بدی های همسرمه و همش منتظرم با فایل گوش دادنه من اون عوض شه
عه
مگه میشه دختر؟
مگه قرار نشد رهاش کنی؟
برو برگرد به زمانی که همسرت وجود نداشت
فکر کن نداریش اصلا
فک کن یه ادم مجردی و ذهنتو از این همه توقعی که ازش داری پاک کن
اروم باش
لذت ببر از وجود خودت و تنهاییات
به خاطر اون اشپزی نکن که بعد توقع تشکر داشته باشی
به خاطر خودت
همه چیو همه کاریو فقطو فقط ب خاطر دل خودت انجام بده
چشمتو بدوز به دستای خدا
همه چی جور میشه برات
مگه قبل از وجود اون تو لنگ بودی؟
مگه زندگی نمیکردی
پس نگران چی هستی
چرا خودتو یادت رفته
چرا منو دوس نداری؟
چرا توقع داری اون دوست داشته باشه؟
خدایا ازت میخوام کمکم کنی که این دفعه عالی تر از قبل پیش برم
میخوام حسابی حواست به من باشه
که عملگرا باشم
با کنترل ذهنته که شرایطت عوض میشه عزیزم نه با گوش دادن فایل
فایل گوش کردن که همون کار فیزیکیه
ما به کار غیر فیزیکی احتیاج داریم
به عملگرایی نیاز داریم
به توحید احتیاج داریم
پس منم قربانی میکنم امروز همه بندهایی که به چیزای مادی دارم
بندهایی که به ادما دارم
و فقط طناب محکم خدارو سفت میگیرم و فقط از خودش میخوام هر چیزیو
خدایا شکرت
سلام عرض ادب دوستان عزیز و استاد عباس منش و خانم شایسته
من شغلم داخل خیابون هست لباس میفروشم حدود 10 ساله
چند وقتی هم هست با سایت الهی آشنا شدم
روی خودم ما میکنم از روی فایلهای رایگان یا همون هدیه…
امروز متوجه شدم که مدیر پارکینگی که وسیلهامو میزارم اونجا به نگهبان عنوان کرده که بمن بگه کرایت چند برابر میشه باید این قدر کرایه بدی و حال دلم کمی سرد و مایوس شدم اما به قوت الهی و برنامههای سایت استفاده کردن از روشهایی که تا الان یاد گرفتم بخوبی تونستم دلم رو آروم کنم و مثل همیشه تو دفترم بارها و بارها نوشتم که خدایا با این حالی که شرک و بی ایمانی زیادی هست باورهای کهنه و پوج زیادی دارم ولی از تو مستقیم میخوام که هدایتم کنی اینکه بعدشم فهمیدم به واسطه یکی از دوستانم مثل اینکه دوباره گیر بازاره شاید مدتی نزارن بساط کنم با روشهای شکرگزاری نوشتن خواسته و علایقم هر روز تکرار اونها تمرین اونها سرد نشدم و قرار کارایی رو انجام بدم که به من الهام شده برو هدایت میشی نقطی رو برای کارهای جدید مکانهای جدید و غیره ها بگردم سطح بالاتری رو تو ذهنم میبینم هر لحظه مرور میشه که جایگاه بالاتری رو تیکه تیکه نشون میده درست متوجه نمیشم ولی احساس میکنم قراره اتفاقات عالی و عالی تری در کسب و کارم درآمدم بیفته با این حالی که ترس دارم میخوام برم جلو بگردم از خدا هر لحظه بخوام که هدایتم کنه ببینم کجا و چطور حرکت کنم قدم های اول رو بر میدارم تا ببینم خدا اون چیزایی رو که میخواستم و میخوام جای دیگه ای قراره بهم بده به امید حق الهی از فردا شروع میکنم به پرسش و جو جستجو و کشتن تا متوجه بشم انشاالله درست تر زندگی جای بهتری شروع کنم خیلی خیلی دوست دارم ازتباطم با خدا بهتر بشه از نجوای ذهنی بیشتر خلاص بشم ولی میدونم که حرکت کردنه که نشونه های بعدی رو میاره باید زودتر از اینا شروع میکردم اما الانم دیر نیست
این فایل هدایتی که امروز منو متوجه و آگاه تر کرد باعث شد پیش برو تا کارهای درست بعدی رو انجام بدم زندگیم آسانتر شاداب تر بشه خیلی خوشحالم که میتونم پیگیر مسئولیت های زندگیم بشم باشد که جانانه و در هر کاری مسئولیت پذیری بهتری باشم چون باورهایم کلی تغییر کرده و روند ادامه داره…
اعتماد به پرودگار ربم مرا به سمت خیر و برکت های عالی تر و فراوانی های بیشتری میبرد ثابت شده است وعده خداوند متعال حق است
شب و روزتون خوش همگی
سلام به استاد و برادران وخواهران هم فرکانسیم. روز شمار تحول من روز سوم. درک من از این فایل اینه که ما به این دنیا اومدیم که رشد کنیم . و وابستگی یه ویژگی اخلاقی که مثل یه ترمز جلوی اون رشد رو میگیره .از کجا بفهمم که رشد کردم . از پاداشهایی که در یافت میکنم. چون من میخوام تو تمام جنبه های زندگی رشد کنم باید فکر کنم واین وابستگی هارو پیدا کنم وقربانی کنم تا پاداشهارو در یافت کنم. این پاداشها به خاطر اینه که بدونم دارم رشد میکنم . وگرنه که هیچ کس چیزی با خودش به جهان بعد نمیبره .باید با خودم رو راست باشم وبه تمام جنبههای زندگیم نگاه کنم ببینم چه پاداشهایی دریافت کردم وتو چه مرحله ای از رشد هستم باید تاروزی که تو این جهان هستم تلاش کنم وادامه بدم تا رستگار شوم .وبزرگترین درس من از حضرت ابراهیم اینه که انقدر ادامه داد تا رسید به قربانی کردن عزیزش یعنی فرزندش وابستگی رو قربانی کرد با صلاح تسلیم بودن واجازه دادن به خداوند خدایا سپاسگزارم که به من اجازه دادی تا زنده باشم وبه این راه ادامه بدم کمکم کن تا ادامه بدم چون جزو تو هیچ یاوری ندارم
با سلام وعرض تبریک خدمت استاد عزیز وگروه سایت وتمامی دوستان خوب وقدرتمندم امیدوارم همه ما با توکل به یگانه فرمانروای جهان وکارکردن روی خودمان وباورهایمان بتوانیم ابراهیم زمان خودباشیم
سلام،ایمان دارم خدایی که منو خلق کرده، با همه پیچیدگی ها و از یک تک سلولی به میلیارد ها سلول تبدیل شدم و رشد کردم و به سمت این آگاهی ها هدایت کرده، آون منو حمایت میکنه و من باید روی باور هام کار کنم و آیمان ام را تقویت کنم و سعی کنم در عمل و شرایط به ظاهر سخت هم احساس خوبی داشته باشم و خودم رو در آغوش خدا رها کنم و همه چیز رو به آون بسپارم، سپاسگزاری کنم،خدایا تنها تو را میپرستم و تنها وتنها از تو یاری میجویم
درود..
روز سوم سفر من :
عجب ایمانی داره ابراهیم…عجب باور قدرتمند و خالصی نسبت به خداوند..واقعا یه اسطورس..
فک کن بخوای سر بچتو ببری…ووووی ?
…
و خدایی که عاشق من است..
و خدایی که در قلب من است..
و خدایی که هر وقت از او دور میشوم مرا صدا میزند ای بنده من تو نزد من بسیار محبوبی..
چقدررر سال ها از تو میترسیدم..
از خدایم میترسیدم..
پرودگار من حس میکنم چند روزی است از تو دور شده ام..
مرا به سوی خدایت باز گردان..مرا از ترس برهان..هدایتم کن که همواره به تو نیاز دارم..
در لحظه لحظه های زندگیم تو بودی که همچون پدری مهربان حمایتم میکردی و من نمیدانستم و من غافل بودم..
ایمانم را قویتر بگردان..
به من عزت و بزرگی بده..
به من ارامش و ثروت و قدرت بده..
و مرا در پناه خودت نگه دار….
………………………………………………………واقعا نوشتن کامنت خیلی معجزه میکنه..
یه مدتی بود کامنت نمیذاشتم کاملا متوجه شدم از مسیر دور شدم..
خیلی عجیبه این کامنت گذاشتن چقدر تاثیر گذاره..
تا همین چندسال پیش میگفتم چطوری دلش اومد یک زن و یک بچه را در بیابان رها کند، بعد بره ، 20 سال بعد بیاد تازه به پسرش بگه بیا بریم میخوام بکشمت، و تازه پسرش هم بگه بریم . نه مخالفت کنه ، نه فرار کنه. واقعا نمیتونستم درک کنم. الان هم نمیتونم درک کنم ولی حداقل فهمیده ام که لازمه ی تکامل ایشان سپری شدن این مراحل بوده است. خدا کمک کنه بتوانیم به این درجه از ایمان و یقین برسیم. استاد من حالا حالاها باید روی خودم کار کنم. از اینکه بذر ایمان را در دلم افکندید خدا را سپاسگزارم. کلید گمشده ی زندگی من ایمان بود.و از وقتی پیدایش کرده ام شوقی عجیب دارم که بیشتر در پی اش بروم. باشد که رستگار شوم…
سلام به استاد خوبم و دوستان گلم:
خدا را صد هزار مرتبه سپاسگذارم که به من این فرصت رو داد که اتفاقات اعجاز انگیز این جلسه از سفر رو هم برای خودام بنویسم هم برای دوستای خوب ام حالا از اتفاقات بگم؛
از گلم صبح دوستان یک طور دیگه با یه عشق دیگه با من رفتار میکنن وقتی که سلام میدام من توی بغل میگرن با من رو بوسی میکند . روابط ام هزار برابر بهتر شده اصلا اعلان با افرادی نشست برخواست میکنم که خیلی موفق و ادم های واقعا خوبی هستن،مثلا اش امروز تو یه جای بودام یه ادمی میشناختم که خیلی موفق بود ،البته یک دختر خانمی بود،قلبم به من گفت که برو باهاش صحبت بکن تو چیزی از اون کم نداری و تو لایق بهترین ها هستی،رفتم باهاش سلام علیکی کردام کلی با من گرم گرفت واقعا چقدر اسون بود و چقدر این اتفاقاتی که برای من میفته چه قدر توحیدی هست،یه اتفاق دیگه هم یکی منو میشناخت به من گفت بیا دفترام میخواهم یک داستانی از تو بنویسم و از موفقیت هات، همین طور اتفاقات دیگه یی هم هست مثلا من از یک موضوعی (پروجه یی یا…….)خبر ندارم چشم توی صحفات اجتماعی میخوره یا دوستی به من میگه،که این ها همه خداوند هست
خدایا بینهایت پساسگذارم
همه تون رو دوست دارم در پناه الله شاد ثروتمند سعادت مند و یکتا پرست باشیم
ردپام
سفرنامه روز سوم:
سلام به همه ی عزیزانم
با اینکه تو یه خانواده نسبتا مذهبی به دنیا اومدم و مادرم همیشه مشغول عبادت کردن و قرآن خوندن بود ولی هیچوقت معنی توحید رو نفهمیدم،اصلا فکر نمی کردم چیز مهمی باشه.
نمی دونستم ایمان و توکل یعنی چی،معنای تسلیم بودن رو نمی دونستم.من فقط این کلمات رو شنیده بودم.همین.
همیشه تو ذهنم این بود که کسی به خدا نزدیکتره که نماز بیشتری میخونه،بیشتر دعا و ذکر میخونه،بیشتر روزه میگیره،به فقرا کمک می کنه و …….
خب منم سعی می کردم این کارارو انجام بدم.ولی اصلا فایده ای نداشت و کمکی به من نمیکرد و تغییری در زندگی من ایجاد نمی شد.
به همین خاطر از یه زمانی به بعد به این نتیجه رسیدم که این حرفا همش کشکه،و برای کاسبی کردن و کنترل کردن آدما،توسط خود آدما ساخته شده.
منکر قرآن شدم،منکر خداوند شدم.
و به این نتیجه رسیدم که کنترلی بر زندگیم ندارم و همه چیز تو زندگی من شانسیه،منم که بدشانسم مثه اینکه.
و دوستان چند سال واقعا زندگی سختی رو تجربه کردم،به قول معروف به پوچی رسیده بودم،چون یه دروغ بزرگ رو باور کرده بودم.اینکه “من تسلطی بر زندگیم ندارم.”
تا این که با مفهوم واقعی توحید آشنا شدم.فهمیدم ایمان یعنی چی و نشونه ایمان داشتن چیه،فهمیدم تسلیم بودن به چه معنیه.
و اونموقع بود که خدای خودم رو شناختم .?بهش ایمان آوردم و از نو متولد شدم.
اونموقع بود که فهمیدم قرآن برای سعادت بشر نازل شده،کلام خداونده ? و من به راحتی میتونم بخونمش،بفهممش و هدایت بشم.اصلا چیز پیچیده ای نیست.
و دوستان همه ی این اتفاقات تو این خانواده شگفت انگیز برای من رخ داد.
برای همه ی عزیزانم تو خانواده عباسمنش آرزوی ثروت می کنم.همتونو دوس دارم.???