«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش - صفحه 42 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    214MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی «اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
    16MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2165 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 1369 روز

    به نام خدای همیشه همراهم

    سلامی دوباره به استادعزیزم و خانوم شایسته زیبا

    وقت شما بخیر و شادی

    حدود سه سال پیش درست زمانیکه شرایط عالی مهیا شد برای ازدواج دوم من و از طرفی دو تا پسرام که یا باید کنارشون باشم و سه تایی زندگی کنیم یا اینکه به پدرشون تحویل بدم و زندگی جدیدی را آغاز کنم

    اوایلی بود که از طریق تلگرام با استاد آشنا شدم اما از سایت خبر نداشتم که داستان سایت خودش یه هدایت دیگه بود چنان شور و شوق داشتم که گوشیم پر از فایلهای کوتاه

    استاد بود خیلی اتفاقی همین فایل به دستم رسید یه انرژی عجیبی درونم شکل گرف

    لیلا برو دنبال خوشبختی جسارت به خرج بده پاداشت را از خدا میگیری لیلا وارد شرایط جدید شو نترس بچه هاتو بسپار به خدا

    زندگی در یک روستا پر از تعصب و باورهای غلط و هزاران حرف پوچ… بچه هامو دادم دست باباشون اومدم اصفهان یک زندگی جدید ساختم دور از پسرا حدود 450 کیلومتر

    در کنار فردی که هم مدار من بود ایشونم عاشق استاد

    تمامی دوستان و اهالی از دور و نزدیک گفتن عجب دل سنگ بچه هاشو رها کرد رف دنبال خوشی خیلیا ترکم کردنو….

    اما من ته دلم قرص بود این فایل عجیب در من رخنه کرد انگاری خدا با من حرف می‌زد و من باید عمل میکردم با خیالی اسوده

    گاهی که دلتنگ میشدم ذهنم غر غر می‌کرد ترس می‌آورد اما من با یادآوری احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب میگفتم لیلا خودتو جمع کن همه چی درست میشه صبر کن اینهمه فایل گوش دادی اینهمه نوشتی خودتو به خدای خودت نشون بده اون قراره به تو پاداش بده… تا اینکه خبر رسید پدر بچه ها ازدواج کرده با خانومی کهاصلن بچه دار نمیشه و ایشون با آغوشی باز بچه های منو پذیرفته و کلی هاشونو داره هر کی زنگ زد تعریف این خانومو کرد و من پاداشمو گرفتم خداوند چه زیبا فردی را جایگزین من کرد با شرایط عالی

    که بچه های من تا به الان هیچ گونه احساس نارضایتی نداشته باشند حتی من با اون خانوم حرف زدم تشکر کردم روابط سالم و برقرار

    هیچ کس باورش نمیشد

    دوستانی که منو ترک کردن خودشون برگشتند خدا ‌شاهده عذر خواهی کردن گفتن تو بهترین کار را کردی الان هر دو طرف قضیه خوشبخت هستین ما احساساتی شدیم که اونجوری رفتار کردیم…

    من فقط شکرگزار خدا بودم که چه لطف قشنگی به من کرد چقدر من لایق و با ارزش هستم نزد خدای خودم

    امروز وقتی دوباره این فایل را دیدم و گوش دادم به یادآوردم و سرزنده شدم چقدر عالی هستم

    استاد خداوند همیشه حامی و پشتیبان شما باشد

    شما قلب زندگی من هستین

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مهناز پیرهادی گفته:
    مدت عضویت: 746 روز

    سفرنامه روز سوم

    دلیل خلیل الله بودن حضرت ابراهیم ایمان بی چون و چراش به خدا بوده واعتماد به غیب.

    هر چقد بیشتر میگذره میفهمم انسان باید فقط روی خودش سرمایه گذاری کنه و انقد نگران نباشه خدا با این داستان تو قرآن به نظر من میخواد بفهمونه که تو وقتی به خدا ایمان نداشته باشی همش نگرانی همش ترس داری و میری توی مدار ترس و نگرانی و از این دست اتفاقات هم فرکانس با مدارت بیشتر وارد زندگیت میشه و میخواست به حضرت ابراهیم بفهمونه که من از تو نسبت به فرزندت مهربونترم پس نگران نباش و با دستور قربانی کردنش بهش فهموند که باید دل بکنی ازش و بسپاریش به من و فقط روی خودت سرمایه گذاری کنی

    و چقد الان خانواده ها رو میبینیم که همه توجهشونو میزارن روی فرزندشون بعد در آخر از همون فرزند انتظارات فضایی دارند و چقد بچه تحت فشار قرار میگیره که جوری بشه که خانواده ش میخوان تا دوستش داشته باشن و همین میشه که اون فرد خودشو زندگی نمیکنه و نمیره به مسیری که خودش میخواد و حالش تو اون مسیر خوبه چون همش احساس دین میکنه من الان خودم تو این شرایطم و چقد دوست دارم که مادرم به جای تمرکز کردن روی من و نگران من بودن توجهشو بزاره روی خودش و خواسته هاش

    اونوقت منم آزادتر و رهاتر زندگی میکنم

    من خودم مادر نشدم نمیخوام پدرومادرارو قضاوت کنم شاید منم تو اون شرایط بودم اون مهرومحبتی که نسبت به فرزندم داشتم باعث میشد براش بهترینهارو بخوام و همش نگرانش باشم ولی وقتی قانونو بدونی میفهمی که تو حتی فرزندتم نمیتونی تغییر بدی و تو فقط باید آغوشت با تمام مهرومحبت به روش باز باشه ولی درنهایت بسپاریش به خدا و بدونی که خدا همیشه همراهشه

    این نکاتی بود که من از این فایل متوجه شدم

    مطمئنم وقتی مدارم بالاتر بره اگه یه بار دیگه گوشش بدم نکات بیشتری ازش میفهمم

    ممنونم ازتون استاد عزیزم‌

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سارا اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 2388 روز

    روز سوم از سفر تحول زندگی من:

    خداروشکر میکنم که این فایل رو شنیدم و به جانم نشست که هیچ‌چیز، هیچ‌چیز در کل جهان قشنگتر و آرامش‌بخش‌تر از ایمان به خدا و تکیه به خدا و اعتماد به خدا نیست.

    چقدر خوبه که مال خدا باشی..

    بنده‌ی خدا باشی..

    و بهش “اعتماد” داشته باشی و مطمئن باشی همه‌جوره هواتو داره، حمایتت میکنه و قطعا هدایتت میکنه..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    نیلوفر مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1188 روز

    به نام خداوند هدایتگر

    روز سوم سفرنامه

    پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش

    سلام خدمت جناب آقای عباس منش و بانوی دوست داشتنی اش و دوستان عزیز

    حضرت ابراهیم توی همه امتحانات الهی همیشه سربلند بوده و به خدا توکل کرده و همه چیزو به اون سپرده

    آتش بر او به اذن خدا گلستان میشود

    کودک شیرخوار و همسر خود را به فرمان خدا در بیابان بدون آب رها میکند. و فقط از خدا میخواهد که مردم را دور آنان جمع کند. به پروردگارش اعتماد میکند و آنان را رها می‌کند ( و خداوند برای آنان کافیست ) چشمه آبی از زیر پای پسرش جاری می‌شود و کم کم مردم آنجا جمع می‌شوند و زندگی میکنند. وچه زیبا خداوند از زن و بچه‌اش محافظت میکند.

    و زمانی که حضرت ابراهیم خواب می‌بیند که باید پسرش اسماعیل را قربانی کند

    بدون هیچ تعللی راهی می‌شود که فرزندی که سالها ندیده را قربانی کند.

    و وقتی موضوع را به فرزندش اسماعیل میگوید، در کمال ادب و متانت میگوید که پدر، فرمان خدا رو اجرا کن.

    چه نیکو فرزندی هاجر تربیت کرده.

    به نظر من یکی از سخت‌ترین امتحانات الهی حضرت ابراهیم همین قربانی کردن فرزندش در راه خدا است که طبق معمول باز هم سر بلند از این امتحان الهی بیرون میاد و به پروردگارش اعتماد می‌کنه و پسرش اسماعیل را به او می‌سپارد. و چه امانت داری بهتر از خداوند مهربان سراغ دارید.

    امیدوارم من هم بتونم مثل حضرت ابراهیم، توحید و یکتا پرستی و سرلوحه زندگیم قرار بدم و همیشه توی زندگیم به خدا اعتماد صد در صد داشته باشم.

    بهترین ها رو واستون آرزو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    محمدصادق امام بخش زاده گفته:
    مدت عضویت: 1852 روز

    سلام. برگی دیگر از روز شمار تحول زندگی من.

    این فایل رو تا الان حدود 3 الی 4 بار هست که گوش کردم و به صورت تصویری دیدم. نسبت به باقی فایل‌ها درکش برام سخت تر بوده چون در مورد تسلیم بودن در مقابل خداوند داره صحبت میکنه.

    کلیت این فایل این هست که تسلیم خداوند باشیم مثل ابراهیم که تسلیم خداوند بود و تبدیل به رفیق خداوند شد.

    اما اینکه چطور میتونیم تسلیم خداوند باشیم هنوز برام قابل درک نیست. اینو میفهمم که ابراهیم به الهاماتش خیلی توجه داشته و صحبت های خداوند رو خیلی خوب متوجه میشده و وقتی پیامی رو دریافت میکرده عمل میکرده، یعنی در مورد تنها گذاشتن هاجر و اسماعیل در بیابان این کار رو انجام داد و درخواست کرد که خدایا مردم رو دور اینها جمع کن، در مورد قربانی کردن حضرت اسماعیل در راه خداوند این کار رو انجام داد و رفت برای انجامش و انقدر وابسته نبوده و انقدر ایمان و توکل داشته که وقتی خداوند چنین کارهای دور از منطقی رو ازش میخواسته ابراهیم میرفته برای انجامش اما این باور داشتن به خداوند و باور داشتن به درستی الهامات خداوند چیزی هست که به صورت تکاملی در ابراهیم ایجاد شده و از روز اول چنین ایمان و توکلی نبوده. به همین دلیل ما هم میتونیم چنین ایمان و توکلی رو در خودمون بسازیم که به الهامات خداوند با جدیت عمل کنیم و از آزمایشات سربلند بیرون بیام و بشیم رفیق خداوند.

    تسلیم بودن در مقابل خداوند یعنی داشتن احساس خوب در هر شرایطی. ایمان داشتن یعنی داشتن احساس خوب. توکل داشتن یعنی داشتن احساس خوب. اینکه بتونی در هر شرایطی احساس خوبی رو در خودت ایجاد کنی و در آرامش باشی اینها نشون دهنده ی تسلیم بودن در مقابل خداوند هست.

    اینکه اگه ترسی داریم وارد دل ترس هامون بشیم و ایمان داشته باشیم که خداوندی که این کیهان رو داره مدیریت میکنه کار من رو انجام میده و بار من روی زمین نمیمونه.

    اینکه همه ی پدر و مادر ها هدفشون شده خوشبختی بچه هاشون و حمایت کردن از اونها و خودشون برای خودشون هدفی ندارن این درست نیست، و اینکه بهترین حمایتی که میتونیم از فرزندانمون بکنیم این هست که حمایتی ازشون نکنیم مثل ابراهیم که حمایتی از اسماعیل نکرد و اون رو در کودکی تنها گذاشت و رفت و بعدشم که برگشت نخواست که قربون صدقه اش بره بلکه گفت میخوام در راه خداوند قربانیت کنم، واقعا این نوع تفکر خیلی غریبه هست. اصلا کاملا برخلاف چیزی هست که ما از جهان میبینیم. همه پدر و مادر ها خودشون رو میکشن که از فرزندانشون حمایت کنن اما ابراهیم اصلا اینطور نبود و ایمان داشت همانطوری که خودش به رب متصل هست فرزندش و هاجر هم به رب متصل هستند و خداوند حمایتشون میکنه و ابراهیم لازم نیست حمایتشون کنه. من در شگفت هستم که ابراهیم چطور ذهنش رو انقدر عالی کنترل میکرده و در حالتی که هزاران نفر ممکن بوده بهش حرف بزنن که چرا اینقدر بی منطق عمل میکنی در آرامش بوده و چشم و گوشش رو به الهاماتش باز میکرده و به اون گوش میداده اینها خیلی حرف هست. ابراهیم میگه میشود ذهن را در این حد کنترل کرد که حرف‌هایی که از مردم میخوری هم روت هیچ اثری نداشته باشه.

    در کل چیزی که من از این فایل درک کردم این هست که باور داشته باشیم خداوند حمایتمون میکنه و به الهاماتمون مثل ابراهیم عمل کنیم و باور داشته باشیم خداوند کمکمون میکنه و بارمون روی زمین نمیمونه و مهمترین قسمت این هست که احساس خودمون رو خوب نگه داریم و به این شکل تسلیم خداوند هستیم و از برکاتش بهرمند میشیم.

    تسلیم بودن یعنی داشتن احساس خوب در عمل.

    عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    سحر صدیقی گفته:
    مدت عضویت: 1781 روز

    بنام تنها فرمانروای جهان هستی رب العالمین

    سلام خدمت استاد و همه دوستان.

    سومین برگ از سفرنامه

    نام حضرت ابراهیم 69بار در 25سوره قرآن تکرار شده.

    خَلیل‌الله :لقب مختص حضرت ابراهیم بوده است.

    مقام خلیل‌الله بودن را مدح برای ابراهیم(ع) دانسته‌اند،که بالاتر از مقام نبوت و رسالت نیز است.

    در روایتی از امام صادق(ع) آمده: که خداوند ابراهیم را در ابتدا به عنوان عَبد (بنده) سپس نبی، بعد رسول و پس از آن به مقام دوستی (خلیل) برگرفت.

    در آیه 125 سوره نساء آمده است: «و اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهیمَ خَلیلاً؛ و خدا ابراهیم را به دوستی خود برگزید»

    عنکبوت

    آیه 56:

    یا عِبادِیَ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِی واسِعَهٌ فَإِیَّایَ فَاعْبُدُونِ

    اى بندگانِ با ایمانِ من! همانا زمین من وسیع است، پس تنها مرا بپرستید.

    57:

    کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَهُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَیْنا تُرْجَعُونَ

    هر انسانی، چشنده‌ى مرگ است؛ سپس به سوى ما باز گردانده مى‌شوید.

    58:

    وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّهِ غُرَفاً تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ

    و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادند، قطعاً آنان را در عمارات عالی از بهشت جاى مى‌دهیم که نهرها از زیر آنها جارى است؛ همیشه در آنجا خواهند بود؛ چه خوب است پاداش عمل کنندگان.

    حقیقتا که ایمان همچون کوهی استوار است که میتوان با تکیه بر آن ،کن فیکون کرد.

    ایمانی که باعث سرسپردگی و تسلیم بودن ابراهیم شد و به حق خلیل الله شد…

    ابراهیم هم ،همانند ما یک انسان بود نه نظر کرده بود نه خلقت عجیب و غریبی داشت.،ایمانش و موحد بودنش او را متمایز کرد ،ایمانی که بر ترس هایش و نگرانی هایش غلبه کرد…

    چه کسی گفته که ایمان واقعی فقط از آن برگزیدگان خدا به پیامبری و امامت است؟!

    سال ها فکر میکردیم بین ما و پیامبران و ائمه آسمان ها فاصله ست و فقط آنها هدایت شونده به راه مستقیم هستند

    ولی اینگونه نبوده و نخواهد بود.

    ما هم میتوانیم از خدا هدایت بخواهیم و اجازه دهیم که ما را هدایت کند.قطعا خدای ابراهیم،خدای ما هم هست.قطعا خدایی که به ابراهیم پاداش بندگی عطا کرد ،به ما هم عطا میکند اگر تسلیم امر و فرمانش باشیم،اگر به صدای قلبمان اطمینان کنیم حتی اگر خلاف عقل ناقص ما باشه.

    ما هم میتوانیم دوست خدا باشیم اگر به جریان هدایتش وصل بشیم،اگر تنها خدا را یاری رسان خود بدانیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    سیما کشاورز گفته:
    مدت عضویت: 1675 روز

    وَبَرَزُواْ لِلَّهِ جَمِیعاً فَقَالَ ﭐلضُّعَفَاءُ لِلَّذِینَ ﭐسْتَکْبَرُواْ إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ ﭐللَّهِ مِن شَیءٍ قَالُواْ لَوْ هَدَانَا ﭐللَّهُ لَهَدَینَاکُمْ سَوَاءٌ عَلَینَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِیصٍ ﴿21﴾

    (ابراهیم21)-( در روز قیامت ) همه برای خدا و در پیشگاه او ظاهر می‏شوند در این هنگام ضعفا به مستکبران می‏گویند : ما پیروان شما بودیم ، آیا ( امروز ) چیزی از عذاب خدا را می‏توانید از ما دفع کنید ؟ آنها می‏گویند : اگر خدا هدایتمان کرده بود ما نیز شما را هدایت کرده بودیم . ( اما حالا ) چه بیتابی کنیم و چه صبر کنیم بر ایمان یکسان است ، و گریزگاهی نداریم.

    ============================

    وَقَالَ ﭐلشَّیطَانُ لَمَّا قُضِی ﭐلْأَمْرُ إِنَّ ﭐللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ ﭐلْحَقِّ وَوَعَدتُّکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَمَا کَانَ لِی عَلَیکُم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُکُمْ فَـﭑسْتَجَبْتُمْ لِی فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُواْ أَنفُسَکُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِکُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِی إِنِّی کَفَرْتُ بِمَا أَشْرَکْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ ﭐلظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿22﴾

    (ابراهیم22)-و همینکه کار خاتمه پذیرد ، شیطان می‏گوید : خدا به شما وعده درست داد . و من نیز به شما وعده ( باطل و نادرست ) دادم و تخلف کردم ، من بر شما تسلطی نداشتم جز اینکه دعوتتان کردم و شما اجابتم کردید ، مرا ملامت نکنید ، خودتان را ملامت کنید ، من فریادرس شما نیستم ، و شما نیز فریادرس من نیستید من آن شرکتی که پیش از این ( در کار خدا ) برایم قائل بودید انکار دارم . به درستی ستمگران ، عذابی دردناک دارند.

    ===========================

    سلام به استاد عزیزم و سر کار خانم شایسته عزیزم و سلام به همه‌ی دوستان عزیزم

    استاد عزیزم، چند مدت پیش در مهمانی بودم که افرادی با تحصیلات عالیه و پست های خوب در آنجا حضور داشتند، بحث آنها در مورد حضرت ابراهیم بود، آنها می‌گفتند تحقیقات نشان داده که حضرت ابراهیم، دچار جنون و اختلال شخصیتی بوده است وگرنه چه کسی حاضر هست که فرزند خود را سر ببرد، و بقیه هم این حرف را تایید کردند و منی که یاد گرفتم با کسی بحث نکنم،اعراض کردم

    اما، پیش خودم گفتم خداوند اگر بخواهد کسی رو امتحان کند، اینکار رو انجام می‌دهد، چه شما بپذیری چه نپذیری

    مثلا در امتحان مادر موسی، چون تسلیم بود از زمانی که فرزند خود را به رود انداخت یک نصف روز طول کشید تا دوباره به فرزندش رسید

    اما حضرت یعقوب، بخاطر تسلیم نبودن در برابر امتحان الهی، سال ها از یوسف دور ماند و بینایی خود را از دست داد

    پس بهتر این است که تسلیم، هدایت الهی باشیم که او بهترین ها را برای ما می‌خواهد.

    انشاالله در پناه الله یکتا، شاد، سالم و ثروتمند باشید.

    دوستدار شما :سیما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    Fateme Falahat گفته:
    مدت عضویت: 543 روز

    به نام خدای مهربونی که همیشه حواسش به دل‌هامون هست

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و همه‌ی همسفرا تو این مسیر نور

    وای وای وای این فایل یه چیز دیگه بود

    یه تلنگر محکم از جنس آگاهی از جنس توکل واقعی

    خدارو صد هزار مرتبه شکررررر که به این آگاهی رسیدم

    دقیقاً وقتی که دلم داشت می‌لرزید وقتی نمی‌دونستم چجوری از یه وابستگی دل بکنم وقتی حس می‌کردم کنترل همه‌چی دست خودمه و اگه یه لحظه ول کنم دنیا می‌ریزه رو سرم

    اما این فایل این حرفای استاد عباسمنش عزیز مثل یه آغوش امن بود برام که گفت آروم باش ربّی هست که داره تربیتت می‌کنه داره تو رو می‌سازه با عشق تو فقط اعتماد کن فقط رها شو

    خدارو صد هزار مرتبه شکرررررر

    که یادم انداخت این مسیر فقط به زور فکر و تحلیل نمی‌ره به دل نشستن می‌خواد به ایمان داشتن حتی وسط اشک‌ها

    اونجایی که استاد گفت حضرت ابراهیم فرزندشو آورد برای قربانی اون‌جا اشکام ریخت چون فهمیدم یعنی باید بعضی وابستگی‌ها رو هم قربانی کنم یعنی باید تسلیم باشم یعنی یه جاهایی بگم خدایا من نمی‌دونم ولی تو می‌دونی من فقط بهت اعتماد می‌کنم

    خدارو صد هزار مرتبه شکررررر

    که به لطف الله و با بودن همسر نازنین و همراهم داریم پا به پای هم روی خودمون کار می‌کنیم با عشق با آگاهی با آرامش و با امید هر روز یه قدم کوچیک ولی عمیق به سمت نور

    اون کنارمه وقتایی که می‌ترسم از اتفاقات وقتایی که شک می‌کنم بهم می‌گه یادت نره که خداوند بهترین برنامه رو داره برامون

    استاد عباسمنش عزیز هزار بار ممنونم ازتون شما فقط آموزش نمی‌دین شما روح آدمو بیدار می‌کنین

    خدارو صد هزار مرتبه شکررررر که با آموزش‌های شما دارم نسخه‌ی جدیدی از خودمو می‌سازم یه فاطمه‌ای که حالا می‌دونه خدا هیچ‌وقت نمی‌ذاره زمین بخوری فقط باید توکل کنی بری جلو حتی وقتی راهو نمی‌بینی

    و گاهی که نگاهم می‌افته به مسیر گذشته به رنج ها و سختی هایی که کشیدم به اشکایی که شب و روز ریختم به تنهایی‌هایی که صدام فقط به خدا می‌رسید یه حس عمیق میاد سراغم

    حسی که می‌گه ببین فاطمه اون روزا لازم بودن اون اشکا آب شدن و خاک دلتو نرم کردن تا بذر این آگاهی جوانه بزنه

    تسلیم باش بزار خدا برات بچینه

    و حالا که دارم این نورو تو وجودم حس می‌کنم می‌فهمم که هیچ لحظه‌ای بی‌دلیل نبوده

    هیچ دردی بی‌معنا نبوده

    همه‌چی تکه‌هایی از یه پازل بودن پازلی که حالا کم‌کم داره تصویر زیبای خدا رو نشونم می‌ده

    خدارو صد هزار مرتبه شکررررر

    که دستم رو ول نکرد حتی وقتی خودمم خودمو فراموش کرده بودم

    خدارو صد هزار مرتبه شکررررر که گذاشت عشق همسر نازنینم بیاد و تکیه‌گاه قلبم بشه و دستی باشه از دستان خداوند که منو با استاد عباسمنش آشنا کنه

    خدارو صد هزار مرتبه شکررررر که استاد عباسمنش عزیز و مریم شایسته مهربان رو سر راهم قرار داد تا چراغ راه این مسیر تاریک بشه

    من هنوزم دارم یاد می‌گیرم

    هنوزم وسط مسیرم

    ولی دیگه تنها نیستم

    چون یاد گرفتم با خدا راه برم با عشق زندگی کنم با ایمان جلو برم

    و باز هم

    خدارو صد هزار مرتبه شکرررررررررررررررر

    با عشق از ته دل

    فاطمه

    دختری که حالا کنار همسر مهربون و با ایمانش و با راهنمایی‌های استاد عباسمنش عزیز داره هر روز یه قدم به نور نزدیک‌تر می‌شه

    خداوندا هر کجا هستم و باشم تسلیم و خدمتگزار تو هستم

    آیه روزم

    إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ یُحَلَّوْنَ فِیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فِیها حَرِیرٌ

    خداوند، کسانی را که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، در بهشت‌هایی وارد می‌کند که از زیر (درختان) آن، نهرها جاری ست. در آنجا با ‌دستبندهایی از طلا و با مروارید آراسته می‌شوند، و لباسشان در آنجا ابریشم است

    حج-23

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    زهره صانعی گفته:
    مدت عضویت: 2021 روز

    خب خب خب

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام من آریانم پسره زهره عزیزم

    سه روزه که پاکم از افکار منفی نه اینکه تمام و کمال یا استادانه همش مثبت اندیشیو اینا نههههه اما زورمو میزنم که ذهنم رو کنترل کنم ، امروز روز سومیه که دارم روز شماری میکنم برای تحول زندگیم .

    برسیم به اصل مطلب شما بچه ای تصور کن که بالای درخت گیر کرده بنظر من هیچکس جز پدرش نمیتونه راضیش کنه که بپر من میگیرمت چون فقط به زور پدرش اعتماد داره ، بحث خلیل الله هم همین ببینید چقدددددر به خدا که اینجا نقش پدر ایفا می‌کنه اعتماد داره و بخاطر ایمان بهش میپره تو بغلش ، اللللله اکبر مگه میشه خدایا انقدر ازت معجزه می‌خوام که مثل ابراهیم بگم حله میسپرم به تو خدایا من همچین ایمانی ازت می‌خوام پس با نشون دادن معجزه ها تویه زندگیم این ایمان بدست میارم

    خدایا عاشقتم زیاد

    من همیشه راه فرعی رفتم الان فقط از تو می‌خوام منو بخاطر نادنیم ببخش که نمیدونستم تویی تنها بخشنده مهربان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    نیـایـش گفته:
    مدت عضویت: 394 روز

    «به نام خداوند بخشنده ی مهربان»

    نشانه ی امروز من.

    خدایا شکرت که هر روز هر لحظه منو هدایت میکنی و باعث قوی تر شدن ایمانم نسبت به خودت میشوی. چقدر این مسیر لذت بخشه وقتی متوجه باشی که تمام اتفاقات توسط خودت رقم میخوره اونم هر طور که بخواهی.

    سلام به شما دوستان گلم و هم فرکانسی های خودم در این برهه از زندگی و عرض ادب خدمت استاد مهربونم.

    چقدر فایل لذت بخشی بود برای من و واقعا درک کردم موضوعاتی که ذکر شد راجب حضرت ابراهیم و چقدر شخصیت شاخصی هست در قرآن کریم.

    واقعا خداوند ما رو هدایت کنه و ایمانمون نسبت به خداوند قوی تر بشه تا اتفاقات فوق العاده ای برامون رقم بخوره. من شخصا اصلا راجب حضرت ابراهیم اینطور که استاد مهربان کامل گفتن نمیدونستم اما وقتی راجب اتفاقاتی که حضرت ابراهیم رقم زدن شنیدم و فکر کردم واقعا چنین ایمانی وصف نشدنیه و برای من خیلی شگفت آوره.

    انشاالله خداوند ما رو هدایت میکند و مسیر خوشبختی و سعادت رو بزودی با طی کردن و تکامل نشانمان میدهد.

    خدایا شکرت که همیشه هر لحظه‌ کنار من هستی.

    «در پناه حق موفق باشید»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: