این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/07/abasmanesh-5.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-09-12 09:33:282025-12-02 04:46:14«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
پیام شما بسیار جالب بود بارها از این اتفاقات در زندگی برای من رخ داده نمونه اش همین دیروز اتفاق افتاد که می خواستم برم سفر وتوی کارتم پولی نبود از خدا خواستم یک مقداری پول برام برسونه همون روز نوشتم خدایا طلب هام واریز بشه به صورت کامل وجالب اینجاست همون روز 1میلیون و600 طلب بدون زنگ زدن وحتی گفتن من واریز شد به کارتم وکسی دیگری که ازش پول می خواستم وگفت بود آخر ماه تیر میده یک روز بعد از واریزی اول واریز شد وزنگ زد وگفت پول زودتر براتون واریز کردم این است نتیجه اعتماد وتکیه بر خدا به جای خلق ….
با اینکه چندوقت پیش که آگاهی های این فایلو مرور میکردم براش کامنت گزاشتم و فکر کردم که اوکی دیگه معنی تسلیم بودنو فهمیدم ولی بازهم انگار اون جوابی که به نظر خیلی کامل بود منو راضی نکرد و همش گوشه ذهنم بازم این سوال بود که تسلیم بودن چیه چطور بفهممش چطور بهش عمل کنم
طبق این سوال خداوند منو راهنمایی کرد به سمت چند فایلی که ارتباط داشت با این فایل و من اونقدر گوش دادم و نوشتم ونوشتم و تمرکز کردم و دقیقا خدا هم قدم به قدم منو به پاسخهای کاملتر و فایلهای بهتر هدایت کرد تا پاسخو یافتم
البته چیزی که الان احساس میکنم بهترین جوابه و شاید چند وقت دیگه که باز تکاملم طی شد جواب بهتری پیدا کنم
و اما بریم سراغ نتایج اینهمه تمرکز ارزشمند:
تسلیم بودن دقیقا هم معنیه با کلمه عمل کردن همونطور که کلمه ایمان با عمل معنا پیدا میکنه تو بیشتر آیه های قرآن البته تا جایی که من مطالعه کردم هرجا کلمه ایمان اومده یه عمل صالح هم کنارش هست هرچقدر فکر میکنم و بررسی میکنم این بهترین جوابه
چرا؟!
چون وقتی به ابراهیم گفته شد سر بچتو ببر عمل کرد،وقتیکه به نوح گفته شد کشتی بساز عمل کرد،وقتی به مادر موسی گفته شد بچتو به آب بینداز عمل کرد،موسی هنگام فرار به سمت دریا رفت ، و…..هم من و هم شما کلی مثال دیگه میتونیم بزنیم از ماجراهای قرآنی که چطور افراد با ایماااان عمل کردن به آنچه که بهشون گفته شد
اونها فقط طبل تو خالی نبودن ادا در نیاوردن اونا عمل کردن عمل عمل عمل
مهم نیست شرایط چیه باید بری تو دلش
من در خواست کردم فرکانسو ارسال کردم توجه کردم ورودی هامو کنترل کردم حالا خدا هدایتم کرده به سمت اون خواسته و این مرحله مهمشه که تو رو به اونچه که میخوای میرسونه باید عمل کنی هرچی که هست و تحت هر شرایطی الانه که وقت تسلیم بودنه وقته چگونگی نکردنه وقت بها پرداختن برای هدفه وقت پا گزاشتن روی ترسهاست وقت بهانه نیاوردنه وقت عمله عمل عمل
همینجاست که آدمها غربال میشن چون حرف زدن و جولان دادن خیلی راحته اما وقت عمل که میشه همه فرار میکنن وقت شام که میشه همه سر میز حاضر میشن واسه خوردن ولی وقتی زمان ظرف شستنه همه فرار میکنن
کتاب گفتگو باخدا(خدا میگه مهم نیست من با چه کسی صحبت میکنم مهم اینه که چه کسی به من گوش میکنه) خیلی هامون دست و پا میزنیم واسه شنیدن صدای خدا ولی کافیه کمی آروم باشیم و فقط در مسیر قلبمون و چیزی که احساس بهتری بهمون میده حرکت کنیم تا هردفعه بلندتر و واضح تر بشنویم اما نکته اون چیزی نیست که الهام میشه نکته اینه که چقدر بهش گوش میدی و حرکت میکنی
تو پای در راه بنه خود میگویدت که چون باید کرد
تو قدم اول بردار خدا در ازاش هزار قدم بر میداره
به انداره ای که بها میپردازی به اونچه که میخوای میرسی
هیچ شاهزاده با اسب سفیدی وجود نداره هیچ کیسه پوله در حال پرواز در آسمونی وجود نداره هیچ غول چراغ جادویی نیست
درسته قانون جهان اینه که هر آنچه بخوای برات موجوده فقط کافیه بخوای کافیه فرکانس ارسال کنی
درسته که خدا میگه هرکه مرا بخواند من اجابتش میکنم
اما باید به ادامه هم توجه کرد که میگه آنها باید دعوت مرا بپزیرند (وقتی هدایتت میکنه تسلیمی؟عمل میکنی ؟پا روی ترسهات میزاری؟) و به من ایمان بیاورند تا راهشان را بیابند(اگر میخوای راهتو پیدا کنی باید ایمان داشته باشی ایمان واسه چی؟ایمان کشک وخالی به چه کاری میاد اصلا ایمان به چه دردی میخوره ؟وقتی میخوای قدم برداری به ایمان نیاز داری که بگی من میرم جلو با تکیه بر خودت با تکیه بر تواناییهایی که تو وجود من نهادی با توکل بر حمایت و پشتیبانی تو )
به قول استاد حضرت ابراهیم تا اینکه پسرشو قربانی کنه جلو رفت تو تا کجا جلو میری؟
همونقدر که میتونی عمل کنی میتونی به دست بیاری به همون میزان نه کمتر نه بیشتر
و ما چون به سخنان هدایت گوش فرا دادیم برخی ایمان آوردیم و هر که به خدای خود ایمان آورد دیگر از نقصان خیر و ثواب و از احاطه رنج و عذاب بر خود هیچ نترسد13
و اینکه گروهی از ما تسلیم خدایند، و برخی منحرف اند، پس کسانی که تسلیم شدند در صدد یافتن حقیقت و راه مستقیم اند 14
پس اگر میخوای به راه درست هدایت بشی تسلیم باش
تسلیم خدا باش با حال خوب با توکل با تعهد
عمل کردن به معنیه سختی کشیدن و زجر کشیدن و بیل زدن نیست بلکه همه چیز خیلی راحت به دست میاد همه چیز برای ما محیا و آمادست فقط کمی صبر میخواد و ایمان که ثابت قدمت کنه در مسیر
قشنگی جهان اینه که همه چیز تکامل داره و پله پله بالاتر میری هرچی ظرف وجودت کاملتر میشه هدایتهایی که بهت میشه ایمان و عمل بیشتری میطلبه
مثل حضرت ابراهیم که اول بهش گفته شد بتها رو بشکن کار سختی بود در اون زمان ولی سخت تر از قربانی کردن پسرش نبود و او هرچقدر عمل کرد و عمل کرد و خودشو ظرفشو بزرگتر کرد رسید به درجات بالاتر و سخت تر امااااا به همون نسبت ارزشمند تر و با نتایج بالاتر الکی نیست که ابراهیم اسوه و الگوی قرآنه
حالا اگه نگاه کنم به زندگی خودم اول راه بهم میگه فقط فایلارو بیشترو بیشتر گوش بده ورودی هاتو کنترل کن تمرکز کن بر نکات مثبت بعد هی هرچی به این کارهای کوچیک عمل کنی قدم های بعدی بهت گفته میشه و بدون اگر هنوز هدایت نشدی به مدارهای بالاتر کارتو درست انجام ندادی همون قدم های کوچیکی که بهت گفته شده تکمیل نکردی و باید بگردی ببینی ایراد از کجای کاره آیا هنور باور نکردی؟
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
استاد مهم ترین عامل عمل نکردنو باور نداشتن میدونه
و به عنوان یک تلنگر به خودم بگم که وقتی قهرمان وزنه بردار المپیک تمریناتش با بطری نوشابه بوده تو چه بهانه ای داری؟
موفقیت زمانی اتفاق میوفته که تو بهانه نتراشی و هرجایی که هستی حرکت کنی و وقتی جهان اشتیاق تورو ببینه درهارو برات باز میکنه
زری اگر متعهدانه آموزشهای استادو باور کنی و در زندگیت به صورت عملی اجراشون کنی اونوقته که قانون به کار میوفته و جریان نعمت و ثروت و خوشبختی وارد زندگیت میشه
و دین چه کسی بهتر است از آنکه همه وجودش را تسلیم خدا کرده و نیکوکار است، و از آیین ابراهیم یکتاپرست حق گرا پیروی کرده است؟ و خدا ابراهیم را دوست خود گرفت. (سوره نساء- آیه 125)
عید قربان، بزرگترین عید مسلمانان جهانه.
مقام حضرت ابراهیم در قرآن به عنوان یک اسطوره و به عنوان یک الگو بارها و بارها تکرار شده. به مقام خلیل اللهی رسیده، و خداوند بارها و بارها در قرآن گفته که پیرو ملت ابراهیم باشید… پیرو آیین ابراهیم باشید… که او موحد بود و مشرک نبود، و از تمام آزمایشات ما سربلند بیرون آمد:
سپس به تو وحی فرستادیم که از آئین ابراهیم، که خالی از هر گونه انحراف بود و از مشرکان نبود، پیروی کن.
…………………………………………………………………………….
چند نفر از ما حاضریم یه چیزی که خیلی برامون مهم و باارزشه رو رها کنیم و بریم، و اعتماد کنیم که خداوند نگهبانشه و حمایتگرشه؟
+ هدف زندگی یک فرد، نمیتونه بچههاش باشه. و بهترین حمایتی که از بچههامون میتونیم داشته باشیم، اینه که، بچههامون رو حمایت نکنیم.
+ زمانی که حضرت ابراهیم احساس کرد که باید بره ماموریت، اون بچه رو تنها گذاشت و فقط از خدا یه درخواست کرد و گفتش: خدایا مردم رو دور اینها جمع کن… اینا تنها نمونن. و باور داشت.
پروردگارا! من بعضی از فرزندانم را در سرزمین بیآب و علفی، در کنار خانهای که حرم توست، ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دلهای گروهی از مردم را متوجّه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزی ده؛ شاید آنان شکر تو را بجای آورند!
و از رحمت خود به آنها ارزانی داشتیم و برای آنها نام نیک و مقام مقبول و برجسته قرار دادیم.
ان شاالله که خدا کمک کنه که ما هم به این مسیر حرکت کنیم.
…………………………………………………………………………….
+ تفاوت آدمها توی همین ترسهاست.
تسلیم بودن، و ایمان داشتن به این معناست که:
من ایمان دارم که خداوند به من کمک میکند
من ایمان دارم که شرایط جوری پیش میره، دستهای خداوند جوری پیش میره و اتفاقات به شکلی پیش میاد، که من تنها نمیمونم… بارم روی زمین نمیمونه… کارم حل میشه.
هیچ ایدهای ندارم، هیچ کسی رو هم نمیشناسم و کار و درآمدمی هم ندارم، ولی:
میرم توی دلش
من توکل میکنم به اون
و ایمان دارم که این کار انجام میشه
این اون چیزیه که تو باید در خودت ایجاد کنی، اگر میخوای توی زندگیت موفق بشی و اگر میخوای واقعاً پیشرفت کنی:
من روی خود را به سوی کسی کردم که آسمانها و زمین را آفریده؛ من در ایمان خود خالصم؛ و از مشرکان نیستم.
…………………………………………………………………………….
نکته مهم اینه که:
نشانه تسلیم بودن احساس خوبه
نشانه ایمان احساس خوبه
+ وقتی که من تسلیم باشم، وقتی که من ایمان داشته باشم، و بدونم که خداوند خیر من رو میخواد، بدونم که خداوند من رو به مسیر درست هدایت میکنه و بدونم که خداوند من رو تنها نمیذاره:
من حالم خوبه و احساس خوبی دارم
من پشتم گرمه و پیش میرم
من ناامید نمیشم…. من خسته نمیشم
ترسها منو در بر نمیگیره… شجاع میشم
حرکت میکنم و میگم: من حرکت میکنم، خداوند به من برکت میده.
من ایمان دارم که کمکم میکنه
من تسلیم امر پروردگارم
حتی اگر یه اتفاقی هم بیفته میگم: حتماً خوب بوده… من تسلیم خداوند هستم و تسلیم هستم نسبت به اتفاقاتی که برام به وجود میاد.
…………………………………………………………………………….
در مورد این موضوع فکر کن….. در مورد حضرت ابراهیم توی قرآن مطالعه کن. خیلی بهت احساس آرامش میده. خیلی شخصیت برجستهایه. خیلی متفاوته… خیلی متفاوته.
هنگامی که با او به مقام سعی و کوشش رسید گفت: فرزندم من در خواب دیدم که باید تو را ذبح کنم. بنگر نظر تو چیست؟ گفت: پدرم هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت.
فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ ﴿103﴾
هنگامی که هر دو تسلیم و آماده شدند و ابراهیم جبین او را بر خاک نهاد …
امیدوارم که خداوند ما رو هدایت کنه و امیدوارم که ما هر روز به این قضیه فکر کنیم که تا چه حد میتونیم ایمانمون رو ببریم بالاتر و چون آدمهایی بودن که این کار رو کردن، پس ما هم میتونیم که این کار را انجام بدیم.
و همیشه از خدا بخواه که:
من رو حمایت و هدایت کن که ابراهیمت باشم.
سعی کنیم خودمون رو، و قلبمون رو، و ایمان و باورمون رو نزدیک کنیم به حضرت ابراهیم.
خدایا کمکمون کن و هدایتمون کن که مثل اون عمل کنیم…
که ترسهامونو بریزیم و بریم توی دل ترسهامون ….
و حرکت کنیم و ایمان داشته باشیم که الله ما رو حمایت میکنه.
و هر کجا که بهش توکل کنیم، و هر کجا که ایمان داشته باشی و حرکت کنی، بارت روی زمین نمیمونه و کارت انجام میشه….
اونم با بهترین شیوه و با بهترین روش… با دستهایی که هیچ وقت فکرش رو هم نمیکنی و هیچ ایدهای براشون نداری بهت کمک میکنه و واقعاً راضیت میکنه.
راضی میشی از این نگاهی که به جهان داری و از این تفکری که داری و نتیجهای که میگیری.
در تمام ابعاد ازش نتیجه میگیریم.
و وقتی توی زندگی تماماً با توکل و با ایمان پیش بری، خیلی زندگی قشنگ و آروم و بیدغه و بینگرانی و بدون ترسی خواهی داشت.
زندگیت پر از نعمت پر از سلامتی و پر از خوشبختی و پر از زیبایی خواهد بود.
و میشه که همه مردم این رو تجربه کنن. فقط ما باید روی باورهامون کار کنیم…
…………………………………………………………………………….
در مورد حضرت ابراهیم و داستانهای قرآنیش بیشتر بخون. روحیش رو بفهم، و ذهنیتش رو درک کن. نگاهش رو به جهان و نگاهش رو به خداوند و نگاه خداوند به اون رو ببین:
و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می کردند، و انجام دادن کارهای نیک و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات را به آنان وحی کردیم، و آنان فقط پرستش کنندگان ما بودند.
…………………………………………………………………………….
و این خیلی بهت کمک میکنه برای اینکه راهت رو پیدا کنی برای اینکه یه جوری عمل کنی که خدا هم درباره ما هم اینجوری صحبت کنه.
برای شما تاسی نیکی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود داشت، هنگامی که به قوم مشرک خود گفتند: ما از شما و آنچه غیر از خدا میپرستید بیزاریم، ما نسبت به شما کافریم، و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است، و این وضع همچنان ادامه دارد تا به خدای یگانه ایمان بیاورید، جز آن سخن ابراهیم که به پدرش وعده داد که برای تو طلب آمرزش میکنم، و در عین حال در برابر خداوند برای تو مالک چیزی نیستم. پروردگارا! ما بر تو توکل کرده ایم، و به سوی تو بازگشتیم، و سرانجام همه به سوی تو است.
ممنون بابت کامنت کامل و جامعی که نوشتی و نکات این جلسه رو با دقت و به زیبایی هر چه تمامتر، برای ما بیان کردی.
*
مرور چند نکته:
تسلیم بودن به این معنا است که:
من رها میکنم خودم رو
من خودم رو به خداوند میسپارم
و من ایمان دارم که خداوند حمایتم میکنه، کمکم میکنه.
من تا این حد تسلیمم…
تسلیم بودن، و ایمان داشتن به این معناست که:
من ایمان دارم که خداوند به من کمک میکند
من ایمان دارم که شرایط جوری پیش میره، دستهای خداوند جوری پیش میره و اتفاقات به شکلی پیش میاد، که من تنها نمیمونم… بارم روی زمین نمیمونه… کارم حل میشه.
نشانه تسلیم بودن احساس خوبه
نشانه ایمان احساس خوبه
وقتی که من تسلیم باشم، وقتی که من ایمان داشته باشم، و بدونم که خداوند خیر من رو میخواد، بدونم که خداوند من رو به مسیر درست هدایت میکنه و بدونم که خداوند من رو تنها نمیذاره:
من حالم خوبه و احساس خوبی دارم
من پشتم گرمه و پیش میرم
من ناامید نمیشم…. من خسته نمیشم
ترسها منو در بر نمیگیره… شجاع میشم
حرکت میکنم و میگم: من حرکت میکنم، خداوند به من برکت میده.
*
خدا رو هزار بار شکر برای هدایت شدنم به سمت این کامنت پرمحتوا و زیبا. خیلی ممنونم دوست من.
برات آرزوی رسیدن به خیلی بیشتر از سقف تمام آرزوهات رو دارم
و امیدوارم زندگی عاشقانه و فوقالعادهای رو تجربه کنی، بسیار سلامت باشی، آرامش و آسایش داشته باشی، عزتمند باشی، آبرومند باشی، موفق باشی، ثروتمند باشی و در رفاه کامل زندگی کنی،
و در یک کلام، در هر دو جهان، بسیار خوشبخت و سعادتمند باشی.
ممنون از اینکه وقت گذاشتی و کامنتم رو خوندی و بسیار خوشحال شدم از دیدن پاسخت.
خوشحالم از اینکه برات مفید بوده و از مرور نکاتی که تکرار کرده بودی خیلی لذت بردم.
نکاتی که نوشتی رو نشانه ای از طرف خدا در پاسخ به سوالات توی ذهنم، و گفتگویی که امروز با خدا داشتم، دونستم.
مریم جان، دعا و آرزوهایی که آخر کامنتت نوشتی، اینقدر شیرین و سخاوتمندانه است که دفعه اول که خوندمش، مطمئن نبودم که تا پایان خط، هنوز این دعا ادامه داره…
تک تک کلماتی که در این دعا استفاده کردی برام باارزش و دلنشین هستن.
امیدوارم زندگی برات همینطور سخاوتمند، و در تمام ابعادش، همراه با آسانی و عزت و رضایت باشه.
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و تمام دوستان خوش قلب
استاد من سپاسگزار شما هستم که پیغام شما بهم رسید و واقعا تا جایی که تونستم فیلم های حضرت ابراهیم و دوباره دیدم و چقدر خوشحالم از این بازی قلبم بعد دیدن این حد از ایمان توکل صبر اقدام و عمل و در نهایت توحید متشکرم سپاسگزار خداوند هستم که هدایتم کرد به سمت الگو و اسوه توحید و یکتا پرستی خیلی خوشحالم
ابراهیم یعنی یکتا پرستی یعنی توحید عملی یعنی الگو یعنی مسیر درست برای رسیدن به دوستی با خداوند یعنی یقین یعنی پایداری یعنی صبر یعنی اعتماد به خداوند یعنی جسارت شجاعت حرکت اقدام ابراهیم یعنی احساس ارزشمندی یعنی لیاقت یعنی انسانیت یعنی انگیزه شور و شوق ابراهیم یعنی هدف یعنی نشانه بزرگی و عظمت و رحمان رخیم بودن خداوند ابراهیم یعنی سر سوزنی از قدرت خداوند ابراهیم یعنی تکامل در مسیر درست ابراهیم یعنی نشانه فراوانی ابراهیم یعنی کلکسیونی از تمام آنچه یک انسان باید برای رسیدن به توحید داشته باشد
استاد عزیزم من شما رو تحسین میکنم که یه جایی یه روزی خواسته ای داشتید تا توحید را به ما نشان دهید و مسیرش و بارهایش را به ما عرضه کنید و خواسته شما این بود که ابراهیم باشید استاد سپاسگزارم که توانستید به سمتش حرکت کنید و هر روز بیشتر از دیروز در این مسیر موفق باشید و نتیجه بگیرید هم خودتون خوب زندگی کنید هم جهان رو جای بهتری برای زندگی دیگران کنید بهتون از صمیم قلب تبریک میگم و ازتون سپاسگزارم و خداوند رو شکر میکنم که منم در این مسیر قرار داده
استاد وقتی داشتم بررسی میکردم و حالا فیلم هر رو میدیدم چقدر برام واضح شد که این جامعه ای که من توش قرار گرفتم چقدر شبیه به اون زمان هست من خودمو میگم واقعا چقدر به همه باج دادم چقدر همه رو تو ذهنم بزرگ کردم چقدر رو همه حساب کردم چقدر شرک ورزیدم چقدر همه چیز و همه کس رو بزرگ کردم و غافل از اینکه بازی اصلا چیز دیگه ای هست
واقعا بعد از کمی تفکر به خودم گفتم واقعا جواد خدا باید چیکار کنه برای ما که نکرده کتاب به این با ارزشی قرآن مسیر به این درستی توحید نشانه و هدایت میخواستی به فراوانی یافت میشود کسی رو میخواستی که موفق شده باشد در تمام جنبه ها و ازش درس یاد بگیری و عمل کنی تا همه چیز درست بشه استاد عباس منش بدن سالم میخواستی بهت داده دیگه چیکار باید میکرده که نکرده استاد من یه نظر به این رسیدم که واقعا اینجوری که من دارم بندگی خدا و این حد از جهلی که دارم و حسابی که روی خودم روی دیگران میکنم اگر نگم از مردم بت پرست زمان حضرت ابراهیم کمتر نیست بیشترم نیست اخه دیگه خیلی بی انصافی با این همه تجهیزات بازم بی ایمانی بازم شرک بازم حساب روی چیزی غیر از خداوند واقعا کمه این حد از نگاه به دستان دیگران برای رسیدن به خواسته واقعا خنده داره
مورد دیگه ای که واضح بود تکامل در اجرای دستورات و هدایت خداوند بود که چقدر واضح بود این قانون طلایی در همه جا کار میکنه
مورد بعدی که درک کردم فاصله بین هدایت و عمل کردن صفر بود یعنی وحی شد بت ها رو بشکن اقدام شد عمل شد نتیجه گرفت وحی شد که به پیامبری مبعوث شدی سریع اقدام کرد به اطرافیان پیغام را رساند عمل شد نتیجه مشخص شد وحی شد باید هجرت کنی اقدام شد عمل شد نتیجه مشخص شد وحی شد باید همسر و فرزندت را ببری در بیابان رها کنی سریع اقدام شد عمل شد نتیجه مشخص شد یعنی وقتی پاکی دل باشه وقتی ایمان و اعتماد به خداوند باشه اونم کجا میان جماعت مشرک و حضور و نجواهای شیطان واقعا نداشتن شک و تردید و ایمان به هدایت خداوند و عمل کردن واقعا تحسین داره یعنی یه دفعه هم نپرسید از خدا چرا گفت میگی باید این مسیر رو بریم بریم و تمام اما بزرگترین آزمایش قربانی کردن اسماعیل بود شبی که خواب دید و وحی آمد و گفت که باید اسماعیل را قربانی کنی همان طور که در فایل هم اشاره کردید خوب خیلی سخته ولی با وجود همه سختی و کمی ترس و با وجود اینکه هر قدمی که بر میداشت شیطان هم نجواهای خودش را هر لحظه تحمیل میکرد اما ثابت قدم ماند و ادامه داد بازهم حرکت کرد اقدام کرد و عمل کرد و نتیجه مشخص شد
تمام بی ایمانی و شرک من همش بهونه است چون فرقی نمیکنه که خلیل الله باشی یا نه جاهایی تو زندگی هست که صداش میزنی و به وضوح بهت میگه اینکار رو بکن ولی میشینی هزار بار تحلیل میکنی میدونی کی داره بهت میگه ولی به زمین و زمان شک داری یاد اون آیه ای از قرآن میوفتم که اگر آسمان را به زمین بیاری و معجزات خودت را یکی پس از دیگری نظامشان دهی بازهم ایمان نمیارن و این جمله طلایی شما ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
با همه این وجود من خودمو میگم اومدم اینجا و در این مسیر قرار گرفتم که هر روز ذره ای توحیدی تر باشم شعار ندهم عمل کنم ایمان داشته باشم و اقدام کنم کسی که ایمان داره نه ترسی داره و نه غمی این یعنی پاکی دل یعنی هماهنگی ذهن با روح اومدم اینجا تا خودشو پیدا کنم و چقدر شما استاد عزیزم در این زمانه ما الگو و اسوه خوبی هستید برای من امید وارم هر روز کمی بیشتر توحید ایمان عمل و ماندن در این مسیر قوانین و عمل کردن به آن و گرفتن نتیجه کمک کنم و دستی باشم از دستان خداوند تا هم خودم خوب زندگی کنم هم کمک کنم تا زمین جای بهتری برای زندگی باشه
متشکرم و ممنونم سپاسگزارم از همگی
براتون آرزو میکنم ثانیه به ثانیه زندگیتون پر از حضور خداوند پر از ایمان و حس خوب باشه
من امروز روی نشانه ای برای من زدم و این فایل مهم برام باز شد ، و صحبت های استاد عزیز منو یاد چندین سال گذشته انداخت
زمانی که یه موضوع مهمی توی زندگی من پیش اومده بود که داشت من و زندگی مشترکمون رو نابود میکرد که مدت ها بود باهاش میجنگیدم که اونو درست کنم و نمیشد
خیلی تلاش کردم و باز هم نمیشد
حالا که خوب فکر میکنم و به گذشته بر میگردم می بینم احساس بد وفکرهای بدی بود که اتفاقات نا جالب برام پیش میومد .
یه روز که دیگه واقعا خودم رو سپردم به خدا و بی خیال همه چی شدم و با خودم گفتم خدا درست میکنه و از ته قلبم توکل کردم بدون امید داشتن به کسی
خدا بهم الهام کرد برو از این شهر و مهاجرت کن .
وقتی استاد میگن خدا بهم گفت واقعا درست میگه من بارها این رو درک کردم
شاید بعضی ها اینو درک نکردن
ولی برای من خیلی پیش اومده و وقتی بهش عمل کردم چقدر موفق شدم و پیشرفت کردم
بالاخره اون روز من به ندای قلبم گوش دادم و رفتم تقاضای انتقالی گرفتم که عملا در اون موقع از سال برای سازمان مابعید بود .
ولی برای من به طور معجزه آسایی درست کرد .
وقتی استاد مثال فامیلشون رو زدن من یاد خودم افتادم
که خدا چطور منو هدایت کرد و بارم زمین نموند و بدون هیچ پارتی و فقط با توکل به الله توانا من تونستم انتقالی بگیرم
و دستان خداوند برای کمک به من توی شهر غریب اومدن و کارها به شکل عالی پیش رفت وقتی من توکل کردم و نجواهای شیطانی را از خودم دور کردم.
و
حالا سالهای زیادی از اون وقتا گذشته و من چقدر روز به روز زندگیم بهتر و بهتر شد
خدایا شکرت
هزاران بار شکر
و
تا حالا پیش فامیل و دوستان مثال ما رو میزنم که چطور زندگیم رو نجات دادم
و این روزها هم منتظر رخ دادن موضوع مهمی هستم که مدتی هست میخوام کاری جدید رو راه اندازی کنم به قول استاد با دست خالی و با ایده ی الهامی و باور کردم تمام زندگیم رو خودم خلق می کنم با کنترل ورودی های ذهنم
امروز هم مثل اون سالها باز هم کارم رو به خود خدا سپردم و دیگه از کی و کجا و چگونه رها شدم
روی نشانه زدم و این فایل و خاطرات گذشته یادم اومد که چطوری منو نجات داد
پس دیگه نگران گذشته و ترس از آینده ندارم
اینو نوشتم تا رد پایی بشه برای خودم و دوستان عزیزم که باورشون رو زیاد کرده باشم
که باور کنن خودشون میتونن با هدایت های الله مهربان خودشون زندگیشون رو خلق کنند
دوستت دارم و امیدوارم همیشه در پناه خدای مهربان شاد و سربلند باشید و قدرت رو همیشه به قدرتمندترین فرمانروای جهان بدید.
ایمان فقط به حرف نیست بعمل هست که اثبات میشه و نشانه اون آرامش ، پشت گرمی و تسلیم هست ، تسلیم به ابن معنی که در تمام اتفاقات زندگی حتا مرگ عزیزانمون ارامشمون امیدمون رو حفظ کنیم و یادمون باشه حتما خداوند خیری برامون قرار داده ، بتونیم بارمون رو بسپاریم بخدا و یقین داشته باشیم که خدا حمایتشان میکنه ، ایمان داشته باشیم که وقتی هیچ چیزی به نفع ما نیست دستمون خالیه نشانه ای وجود نداره اقدام کنیم و بگیم من حرکت میکنم و خدا کمکم میکنه هدایتم میکنه ، وقتی ی نفر تونسته منم میتونم فقط باید از قدرتی به نام خدا استفاده کنم . و حضرت ابراهیم نمونه زیبایی هست برای تسلیم بودن و دل سپردن به خواست پروردگار
چند روز هست که روی کانال تلگرام بعضی از خلاصه ها گذاشته میشه ومن میرم ومستقیم فایل مربوط به اون خلاصه رو که شما زحمت کشیدید دانلود میکنم ومیبینم اوروز هم این فایل رو دانلود کردم ودیدم وتمام حرفهای شما رو تایید میکنم منم دو تا دختر دارم که همیشه میگم آرزوم اینه که زندگی نکرده من رو اونا زندگی کنن ,اما هر چی جلوتر میرم میبینم بچه ها به رفتارهای من نگاه میکنند ودقیقا همون رفتار رو تکرار میکنند ,من یک زن خانه دار هستم که به تازگی بدون اینکه هیچ کلاسی برم دارم سرویس آشپزخانه عروس میدوزم وچقدر احساس خوبی دارم از اینکه یکی از استعدادهای ذاتیم رو پیدا کردم ولی باورهام همیشه ضعیف بودند واینقدر خودم رو دست کم میگرفتم که از این کار پولی عایدم نمیشد ,چون من خودم رو باور نداشتم واونقدر سر کوفت از شوهرم شنیدم که مدتی همه چیز رو رها کردم ودلسرد شدم اما چند هفته پیش فایل مربوط به اعتماد به نفس رو دیدم ونگاهم نسبت به خودم عوض شد ,اولین چیزی که در من تغییر کرد نگاهم نسبت به خودم بود وکمی با دقت بیشتری به خودم نگاه کردم ودیدم من فقط دارم اطلاعات کسب میکنم ,کتاب میخونم وکلاسهای مختلفی میرم بدون اینکه ذره ای تغییر کنم چون فکر میکردم تغییر سخته اما اولین تغییر در من ایجاد شد والان احساس رهایی میکنم وقتی که همسرم سرزنشم میکنه توی ذهنم بهش میگم میدونم که تو استاد معنوی منی ومن تورو انتخاب کردم منم دوستت دارم وباورم نمیشه به طرز معجزه آسایی رفتارش عوض میشه در آن واحد واین اولین تغییر وبهترین تغییر در زندگی من هست ,من به آرامش درونی در برابرهمسرم رسیدم وخدا رو هزاران مرتبه شکر میکنم
من به دنبال کشف راههای پر درآمد اومدم ووارد سایت شدم چون اولین فایلی که از استاد عزیز شنیدم تفاوت طرز نگاه ثروتمندان بافقیران بود ومن که تشنه شنیدن بودم تمام روز اون فایل رو گوش کردم ویادداشت برداشتم وهنوز هم وقتی اون فایل رو گوش میکنم چیزای جدیدتری میشنوم واین برام خیلی جالبه
همیشه به واسطه پوشش چادرم همه بهم میگفتند که تو خیلی زن با ایمانی هستی ومن انگار باورم شده بود ,اما هر چه جلوتر میرم وفایلای بیشتری گوش میکنم میفهمم که دلیل اصلی مشکلات زندگیم نداشتن ایمان به خدا بوده پس اولین کاری که کردم این بود که چادرم رو برداشتم ومثل بقیه مردم حجابم با روسری ومانتو هست از اون روز تا الان دوهفته شده ومن تو این دوهفته حتی یک بار هم از کسی نشنیدم که منو با ایمان خطاب کنه واین طرز نگاه به دیگران برام خیلی جالب هست که از روی ظاهر هر کس نمیشه قضاوت کرد واین اولین درسی هست که من یاد گرفتم
وامروز به ساره همسر ابراهیم حسادت کردم چون ایمانش اونقدر قوی بود که مانع حکم خدا نشد …
بله فرزندان ما به آنچه ما بگوییم توجه نمی کنند بلکه از عملکرد ما الگو برداری می کنند. ما با تغییر خودمان می توانیم فرزندانمان، همسرمان و جهانمان را تغییر بدهیم.
نکات و قوانین و آگاهایی هایی رو که متوجه شدم رو بازگو میکنم.
اول از همه، به محض شروع شدن فایل، اون منظره فوق العاده و صدای جیرجیرک (البته گمان کنم جیرجیرک بود) خیلی توجه منو به خودش جلب کرد و حالمو خوب کرد. حتی قبل از شروع صحبتای استاد، یه انرژی خوبی از این فایل گرفتم.
استاد در این فایل در نهایت آرامش دستاشون رو روی هم قرار داده بودن و با عشق و علاقه از حضرت ابراهیم صحبت میکردن… دقیقا مثل کسی که داره از معشوقش صحبت میکنه!
اون حجم از عشق و علاقه رو در صحبتای استاد کاملا مشخص بود.
استاد قصد داشتن به مناسبت عید قربان در این فایل از حضرت ابراهیم و کارای بزرگی که کردن صحبت کنن. اما لابلای حرفاشون چندتا باور درست حسابی (برای من و باورم) قاپیدم … !
استاد در مورد نگاه آدما به فرزند صحبت کردن و گفتن که کاملا طبیعیه که ما نسبت به فرزندانمون عشق و علاقه داشته باشیم و به خاطرشون خیلی کارا انجام بدیم اما نباید اونا رو هدف اصلی زندگی مون قرار بدیم…. تا جایی که هدف ما از زندگی کردن، این باشه که بچه هامون سر و سامون بگیرن و خودمون و اهدافمون رو از زندگی کلا فراموش کنیم!
این ترش و شجاعت و جسارت آدماست که تعیین میکنه الان کجا باشن و در چه مرحله ای باشن. بهتره بگم این میزان ایمان راستین اوناست که تعیین میکنه تو زندگی تا چه حد شجاعت به خرج میدن!
کسی که ایمان واقعی و راستین به پروروگارش داشته باشه همیشه تسلیمه و خودشو در آغوش خداوند رها میکنه که اونو به راه درست (البته به سمت اهدافی که خودش برای خودش تعیین کرده) هدایت کنه.
چنین شخصی نگران آینده نیست چون پشتش گرمه و امید داره که خدا اونو هدایت میکنه به مسیری که اونو به اهدافش میرسونه!
در اخر فایل استاد بیان کردن خداوند در آیاتی از قران که اسم حضرت ابراهیم رو آورده، خیلی خوب و با محبت در موردش گفته … دراقع رفیق خدا بوده ..
همون لحظه یه چیزی تو ذهنم روشن شد!
مگه همه ما بنده خدا نیستیم؟!
مگه روح خوده خدا در وجود ما نیست؟!
مگه ما قطره ای از دریا نیستیم؟
مگه ماهیت ما با خدا یکی نیست؟
مگه ما پاره ای از خودش نیستیم؟!
پس به خودش وابسته ایم و هر چی نیاز داشته باشیم باااااید فقط از خودش بخوایم ولاغیر!
فرض کنید شما کارمند یه اداره بزرگ هستین که حسابی از هر لحاظ هوای کارمنداش رو داره … کارمند یعنی عضوی از اون اداره… شما هر جا میرید خودتون رو به عنوان کارمند اون اداره معرفی میکنید چون وابسته به اونید.
مساعدت بخواید به خودش میگید، کمک بخواید به خودش میگید، حمایت بخواید به خودش میگید و هر جا برید، پشت تون به اون گرمه! از طرف اون اداره کارتون رو انجام میدید.
البته که قبلا هم گفتم هیچ مثالی رو نمیشه در مورد رابطه خدا با بنده هاش زد چون در هر صورت اونو کوچیک فرض کردیم اما مثال زدم که بیشتر جا بیفته…
مایی که بنده ی خدا هستیم و خلیفه او بر روی زمین هستیم، یعنی به نمایندگی از اون روی زمین هستیم… نماینده یعنی چی؟ یعنی به عنوان عضوی کوچک از یک دستگاه بزرگ داره فعالیت میکنه و کاملا وابسته به اون دستگاه بزرگه… اون دستگاه بالاتر وظیفه داره نمایندش رو از هر لحاظ ساپورت کنه. وظیفه اونه که حامی نمایندش باشه …
به نظرتون چه طور ممکنه بنده ی مخلص و محبوب و مومن خدا باشیم و خدا ما رو تنها بذاره؟!
دوست من صاحب همه چیه ….
صاحب قدرته …
صاحب ثروت …
صاحب زیبایی و ارامش و خوشبختیه
انصافا افتخار نمیکنی به داشتن چنین خدای عظیمی؟
خدا پادشاه و ارباب توعه … صاحب توعه … از طرف دیکه، رفیق توعه… هم صحبت و هم کلام توعه … وکیل توعه…بهترین وکیل!
چنین خدایی که هم پادشاهه و هم رفیق و هم وکیل و … قابل ستایش نیست؟
چه طور به داشتن چنین خدایی افتخار نکنیم و ازش نخوایم؟
چی میخوای؟ هرجی میخوای بهت میده…
کی بهت میده؟ وقتی بهش ایمان داشته باشی و بتور داشته باشی که میدهد.
نه با زبان و کلام! با احساس لحظه به لحظت و باور قلبیت! چه حسی داری؟ چه احساسی رو تجربه میکنی؟
اگه احساست رو خوب نگه داری یعنی ایمان داری و اگه احساس اضطراب ترس نگرانی و نا امیدی داشته باشی بدون که خودتو از مسیر و مدار خالقت دور کردی.
مراقب حال لحظه به لحظت باش دوست من … چون این حال لحظه به لحظته که آیندتو میسازه.
سلامی گرم و صمیمی خدمت خانواده ی عزیزم به خصوص پدربزرگوار این خانواد جناب استادعباسمنش?
سومین برگ سفرنامه ی زهره ی عزیز?
این روزها به شدت سرم شلوغه و سرگرم کسب و کار فصلی ای که برای خودم راه اندازی کردم هستم،امروز نجواهای شیطان اومده بود توی سرم و میگفت این محصولاتی که داری آماده میکنی اگه به فروش نرسه چی و این داستانها که همتون خوب میدونید این شیطان چطوری حرف میزنه.
باگوش دادن این فایل دوباره قدرت گرفتم و شیطان درونم رو سرکوب کردم و بهش گفتم همون خدایی که منو هدایت کرد،همون خدایی که این ایده رو به ذهن من فرستاد و همون خدایی که تااین جای کار کمکم کرد تا کارمو پیش ببرم،همون خدای مهربون و روزی دهنده مشتری هایی برای خرید محصولاتم رو هم به سمت من روانه میکنه و آروم شدم و احساسم خوب شد.
سلام کبری خانم
پیام شما بسیار جالب بود بارها از این اتفاقات در زندگی برای من رخ داده نمونه اش همین دیروز اتفاق افتاد که می خواستم برم سفر وتوی کارتم پولی نبود از خدا خواستم یک مقداری پول برام برسونه همون روز نوشتم خدایا طلب هام واریز بشه به صورت کامل وجالب اینجاست همون روز 1میلیون و600 طلب بدون زنگ زدن وحتی گفتن من واریز شد به کارتم وکسی دیگری که ازش پول می خواستم وگفت بود آخر ماه تیر میده یک روز بعد از واریزی اول واریز شد وزنگ زد وگفت پول زودتر براتون واریز کردم این است نتیجه اعتماد وتکیه بر خدا به جای خلق ….
خدایا شکرت
بر اتون بهترین ها رو از خدا می خواهم
سلام استاد جانم و دوستان هم قدم من
با اینکه چندوقت پیش که آگاهی های این فایلو مرور میکردم براش کامنت گزاشتم و فکر کردم که اوکی دیگه معنی تسلیم بودنو فهمیدم ولی بازهم انگار اون جوابی که به نظر خیلی کامل بود منو راضی نکرد و همش گوشه ذهنم بازم این سوال بود که تسلیم بودن چیه چطور بفهممش چطور بهش عمل کنم
طبق این سوال خداوند منو راهنمایی کرد به سمت چند فایلی که ارتباط داشت با این فایل و من اونقدر گوش دادم و نوشتم ونوشتم و تمرکز کردم و دقیقا خدا هم قدم به قدم منو به پاسخهای کاملتر و فایلهای بهتر هدایت کرد تا پاسخو یافتم
البته چیزی که الان احساس میکنم بهترین جوابه و شاید چند وقت دیگه که باز تکاملم طی شد جواب بهتری پیدا کنم
و اما بریم سراغ نتایج اینهمه تمرکز ارزشمند:
تسلیم بودن دقیقا هم معنیه با کلمه عمل کردن همونطور که کلمه ایمان با عمل معنا پیدا میکنه تو بیشتر آیه های قرآن البته تا جایی که من مطالعه کردم هرجا کلمه ایمان اومده یه عمل صالح هم کنارش هست هرچقدر فکر میکنم و بررسی میکنم این بهترین جوابه
چرا؟!
چون وقتی به ابراهیم گفته شد سر بچتو ببر عمل کرد،وقتیکه به نوح گفته شد کشتی بساز عمل کرد،وقتی به مادر موسی گفته شد بچتو به آب بینداز عمل کرد،موسی هنگام فرار به سمت دریا رفت ، و…..هم من و هم شما کلی مثال دیگه میتونیم بزنیم از ماجراهای قرآنی که چطور افراد با ایماااان عمل کردن به آنچه که بهشون گفته شد
اونها فقط طبل تو خالی نبودن ادا در نیاوردن اونا عمل کردن عمل عمل عمل
مهم نیست شرایط چیه باید بری تو دلش
من در خواست کردم فرکانسو ارسال کردم توجه کردم ورودی هامو کنترل کردم حالا خدا هدایتم کرده به سمت اون خواسته و این مرحله مهمشه که تو رو به اونچه که میخوای میرسونه باید عمل کنی هرچی که هست و تحت هر شرایطی الانه که وقت تسلیم بودنه وقته چگونگی نکردنه وقت بها پرداختن برای هدفه وقت پا گزاشتن روی ترسهاست وقت بهانه نیاوردنه وقت عمله عمل عمل
همینجاست که آدمها غربال میشن چون حرف زدن و جولان دادن خیلی راحته اما وقت عمل که میشه همه فرار میکنن وقت شام که میشه همه سر میز حاضر میشن واسه خوردن ولی وقتی زمان ظرف شستنه همه فرار میکنن
کتاب گفتگو باخدا(خدا میگه مهم نیست من با چه کسی صحبت میکنم مهم اینه که چه کسی به من گوش میکنه) خیلی هامون دست و پا میزنیم واسه شنیدن صدای خدا ولی کافیه کمی آروم باشیم و فقط در مسیر قلبمون و چیزی که احساس بهتری بهمون میده حرکت کنیم تا هردفعه بلندتر و واضح تر بشنویم اما نکته اون چیزی نیست که الهام میشه نکته اینه که چقدر بهش گوش میدی و حرکت میکنی
تو پای در راه بنه خود میگویدت که چون باید کرد
تو قدم اول بردار خدا در ازاش هزار قدم بر میداره
به انداره ای که بها میپردازی به اونچه که میخوای میرسی
هیچ شاهزاده با اسب سفیدی وجود نداره هیچ کیسه پوله در حال پرواز در آسمونی وجود نداره هیچ غول چراغ جادویی نیست
درسته قانون جهان اینه که هر آنچه بخوای برات موجوده فقط کافیه بخوای کافیه فرکانس ارسال کنی
درسته که خدا میگه هرکه مرا بخواند من اجابتش میکنم
اما باید به ادامه هم توجه کرد که میگه آنها باید دعوت مرا بپزیرند (وقتی هدایتت میکنه تسلیمی؟عمل میکنی ؟پا روی ترسهات میزاری؟) و به من ایمان بیاورند تا راهشان را بیابند(اگر میخوای راهتو پیدا کنی باید ایمان داشته باشی ایمان واسه چی؟ایمان کشک وخالی به چه کاری میاد اصلا ایمان به چه دردی میخوره ؟وقتی میخوای قدم برداری به ایمان نیاز داری که بگی من میرم جلو با تکیه بر خودت با تکیه بر تواناییهایی که تو وجود من نهادی با توکل بر حمایت و پشتیبانی تو )
به قول استاد حضرت ابراهیم تا اینکه پسرشو قربانی کنه جلو رفت تو تا کجا جلو میری؟
همونقدر که میتونی عمل کنی میتونی به دست بیاری به همون میزان نه کمتر نه بیشتر
سوره جن:
وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَىٰ آمَنَّا بِهِ ۖ فَمَنْ یُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلَا یَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا
و ما چون به سخنان هدایت گوش فرا دادیم برخی ایمان آوردیم و هر که به خدای خود ایمان آورد دیگر از نقصان خیر و ثواب و از احاطه رنج و عذاب بر خود هیچ نترسد13
وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ ۖ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَٰئِکَ تَحَرَّوْا رَشَدًا
و اینکه گروهی از ما تسلیم خدایند، و برخی منحرف اند، پس کسانی که تسلیم شدند در صدد یافتن حقیقت و راه مستقیم اند 14
پس اگر میخوای به راه درست هدایت بشی تسلیم باش
تسلیم خدا باش با حال خوب با توکل با تعهد
عمل کردن به معنیه سختی کشیدن و زجر کشیدن و بیل زدن نیست بلکه همه چیز خیلی راحت به دست میاد همه چیز برای ما محیا و آمادست فقط کمی صبر میخواد و ایمان که ثابت قدمت کنه در مسیر
قشنگی جهان اینه که همه چیز تکامل داره و پله پله بالاتر میری هرچی ظرف وجودت کاملتر میشه هدایتهایی که بهت میشه ایمان و عمل بیشتری میطلبه
مثل حضرت ابراهیم که اول بهش گفته شد بتها رو بشکن کار سختی بود در اون زمان ولی سخت تر از قربانی کردن پسرش نبود و او هرچقدر عمل کرد و عمل کرد و خودشو ظرفشو بزرگتر کرد رسید به درجات بالاتر و سخت تر امااااا به همون نسبت ارزشمند تر و با نتایج بالاتر الکی نیست که ابراهیم اسوه و الگوی قرآنه
حالا اگه نگاه کنم به زندگی خودم اول راه بهم میگه فقط فایلارو بیشترو بیشتر گوش بده ورودی هاتو کنترل کن تمرکز کن بر نکات مثبت بعد هی هرچی به این کارهای کوچیک عمل کنی قدم های بعدی بهت گفته میشه و بدون اگر هنوز هدایت نشدی به مدارهای بالاتر کارتو درست انجام ندادی همون قدم های کوچیکی که بهت گفته شده تکمیل نکردی و باید بگردی ببینی ایراد از کجای کاره آیا هنور باور نکردی؟
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
استاد مهم ترین عامل عمل نکردنو باور نداشتن میدونه
و به عنوان یک تلنگر به خودم بگم که وقتی قهرمان وزنه بردار المپیک تمریناتش با بطری نوشابه بوده تو چه بهانه ای داری؟
موفقیت زمانی اتفاق میوفته که تو بهانه نتراشی و هرجایی که هستی حرکت کنی و وقتی جهان اشتیاق تورو ببینه درهارو برات باز میکنه
زری اگر متعهدانه آموزشهای استادو باور کنی و در زندگیت به صورت عملی اجراشون کنی اونوقته که قانون به کار میوفته و جریان نعمت و ثروت و خوشبختی وارد زندگیت میشه
در پناه رب نهان و آشکار میسپارمتون
فایل نشانه دیروز من: «اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
سلام به اساتید عزیزم
سلام به دوستان خوبم
وَمَنْ أَحْسَنُ دِینًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّهَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا ۗ وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلًا ﴿١٢5﴾
و دین چه کسی بهتر است از آنکه همه وجودش را تسلیم خدا کرده و نیکوکار است، و از آیین ابراهیم یکتاپرست حق گرا پیروی کرده است؟ و خدا ابراهیم را دوست خود گرفت. (سوره نساء- آیه 125)
عید قربان، بزرگترین عید مسلمانان جهانه.
مقام حضرت ابراهیم در قرآن به عنوان یک اسطوره و به عنوان یک الگو بارها و بارها تکرار شده. به مقام خلیل اللهی رسیده، و خداوند بارها و بارها در قرآن گفته که پیرو ملت ابراهیم باشید… پیرو آیین ابراهیم باشید… که او موحد بود و مشرک نبود، و از تمام آزمایشات ما سربلند بیرون آمد:
سوره نحل:
إِنَّ إِبْرَاهِیمَ کَانَ أُمَّهً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِیفًا وَلَمْ یَکُ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿120﴾
ابراهیم یک امت بود مطیع فرمان خدا، و خالی از هر گونه انحراف، و هرگز از مشرکان نبود.
شَاکِرًا لِأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ ﴿121﴾
او شکرگزار نعمتهای پروردگار بود، خدا او را برگزید، و به راه راست هدایتش کرد.
وَآتَیْنَاهُ فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَإِنَّهُ فِی الْآخِرَهِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ ﴿122﴾
و ما در دنیا به او همت نیکو دادیم، و در آخرت از صالحان است.
ثُمَّ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّهَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿123﴾
سپس به تو وحی فرستادیم که از آئین ابراهیم، که خالی از هر گونه انحراف بود و از مشرکان نبود، پیروی کن.
…………………………………………………………………………….
چند نفر از ما حاضریم یه چیزی که خیلی برامون مهم و باارزشه رو رها کنیم و بریم، و اعتماد کنیم که خداوند نگهبانشه و حمایتگرشه؟
+ هدف زندگی یک فرد، نمیتونه بچههاش باشه. و بهترین حمایتی که از بچههامون میتونیم داشته باشیم، اینه که، بچههامون رو حمایت نکنیم.
+ زمانی که حضرت ابراهیم احساس کرد که باید بره ماموریت، اون بچه رو تنها گذاشت و فقط از خدا یه درخواست کرد و گفتش: خدایا مردم رو دور اینها جمع کن… اینا تنها نمونن. و باور داشت.
سوره ابراهیم:
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَٰذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِی وَبَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ ﴿٣5﴾
و زمانی را که ابراهیم گفت: «پروردگارا! این شهر را شهر امنی قرار ده! و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار!
رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِیرًا مِنَ النَّاسِ ۖ فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی ۖ وَمَنْ عَصَانِی فَإِنَّکَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿٣6﴾
پروردگارا! آنها بسیاری از مردم را گمراه ساختند! هر کس از من پیروی کند از من است؛ و هر کس نافرمانی من کند، تو بخشنده و مهربانی!
رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلَاهَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَهً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ ﴿٣٧﴾
پروردگارا! من بعضی از فرزندانم را در سرزمین بیآب و علفی، در کنار خانهای که حرم توست، ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دلهای گروهی از مردم را متوجّه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزی ده؛ شاید آنان شکر تو را بجای آورند!
رَبَّنَا إِنَّکَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِی وَمَا نُعْلِنُ ۗ وَمَا یَخْفَىٰ عَلَى اللَّهِ مِنْ شَیْءٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی السَّمَاءِ ﴿٣٨﴾
پروردگارا! تو میدانی آنچه را ما پنهان و یا آشکار میکنیم؛ و چیزی در زمین و آسمان بر خدا پنهان نیست!
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَى الْکِبَرِ إِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ ۚ إِنَّ رَبِّی لَسَمِیعُ الدُّعَاءِ ﴿٣٩﴾
حمد خدای را که در پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید؛ مسلّماً پروردگار من، شنونده دعاست.
رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلَاهِ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی ۚ رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ ﴿4٠﴾
پروردگارا: مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم، پروردگارا: دعای مرا بپذیر!
رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ ﴿4١﴾
بار الها، روزی که حساب به پا میشود بر من و والدین من و همه مؤمنان ببخشا.
…………………………………………………………………………….
و اینه اون تفاوت حضرت ابراهیم با خیلی از ماها:
1- ابراهیم تسلیمه….
2- باور داره، که خداوند حمایتش میکنه.
ما داریم در مورد تسلیم بودن صحبت میکنیم… ما داریم یه پله بالاتر از هر چیز دیگهای صحبت میکنیم.
تسلیم بودن به این معنا که:
من رها میکنم خودم رو
من خودم رو به خداوند میسپارم
و من ایمان دارم که خداوند حمایتم میکنه، کمکم میکنه.
من تا این حد تسلیمم…
و به این دلیله که انقدر این شخصیت توی قرآن برجست است. و خداوند هر جایی که میخواد از انسان کامل مثال بزنه، از حضرت ابراهیم مثال میزنه:
بخشهایی از آیات سوره مریم:
وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِبْرَاهِیمَ إِنَّهُ کَانَ صِدِّیقًا نَبِیًّا ﴿41﴾
در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او بسیار راستگو و پیامبر خدا بود.
إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ یَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا یَسْمَعُ وَلَا یُبْصِرُ وَلَا یُغْنِی عَنْکَ شَیْئًا ﴿42﴾
هنگامی که به پدرش گفت ای پدر! چرا چیزی را پرستش میکنی که نمیشنود و نمیبیند و هیچ مشکلی را از تو حل نمیکند؟!
وَأَعْتَزِلُکُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّی عَسَى أَلَّا أَکُونَ بِدُعَاءِ رَبِّی شَقِیًّا ﴿48﴾
و از شما و آنچه غیر از خدا میخوانید کناره گیری میکنم، و پروردگارم را میخوانم و امیدوارم دعایم در پیشگاه پروردگارم بیپاسخ نماند.
فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَکُلًّا جَعَلْنَا نَبِیًّا ﴿49﴾
هنگامی که از آنها و از آنچه غیر خدا میپرستیدند کناره گیری کرد ما اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم، و هر یک را پیامبر بزرگی قرار دادیم.
وَوَهَبْنَا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِیًّا ﴿50﴾
و از رحمت خود به آنها ارزانی داشتیم و برای آنها نام نیک و مقام مقبول و برجسته قرار دادیم.
ان شاالله که خدا کمک کنه که ما هم به این مسیر حرکت کنیم.
…………………………………………………………………………….
+ تفاوت آدمها توی همین ترسهاست.
تسلیم بودن، و ایمان داشتن به این معناست که:
من ایمان دارم که خداوند به من کمک میکند
من ایمان دارم که شرایط جوری پیش میره، دستهای خداوند جوری پیش میره و اتفاقات به شکلی پیش میاد، که من تنها نمیمونم… بارم روی زمین نمیمونه… کارم حل میشه.
هیچ ایدهای ندارم، هیچ کسی رو هم نمیشناسم و کار و درآمدمی هم ندارم، ولی:
میرم توی دلش
من توکل میکنم به اون
و ایمان دارم که این کار انجام میشه
این اون چیزیه که تو باید در خودت ایجاد کنی، اگر میخوای توی زندگیت موفق بشی و اگر میخوای واقعاً پیشرفت کنی:
ایمان و تسلیم بودن در مقابل خداوند،
و ایمان داشتن به اینکه:
هدایت میشیم…
به اینکه مورد حمایت قرار میگیریم…
که خداوند بینهایت دست داره که به ما کمک کنه.
سوره عنکبوت:
فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَقَالَ إِنِّی مُهَاجِرٌ إِلَى رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿26﴾
لوط به او ایمان آورد و گفت من به سوی پروردگارم هجرت میکنم که او عزیز و حکیم است.
وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِی ذُرِّیَّتِهِ النُّبُوَّهَ وَالْکِتَابَ وَآتَیْنَاهُ أَجْرَهُ فِی الدُّنْیَا وَإِنَّهُ فِی الْآخِرَهِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ ﴿27﴾
و ما به او اسحق و یعقوب را بخشیدیم، و در دودمانش نبوت و کتاب آسمانی قرار دادیم، پاداش او را در دنیا دادیم و در آخرت از صالحان است.
…………………………………………………………………………….
خیلی باید روی خودم کار کنم که، توی هر شرایطی و توی هر موقعیتی، این تسلیم بودن رو در خودم ببینم که؛ من تسلیم پروردگار هستم.
اونوقت:
دیگه همیشه احساسم خوبه. چون:
همیشه ایمان دارم که خداوند هست و خداوند داره منو حمایت میکنه.
برخی از آیات سوره انعام:
وَکَذَٰلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ ﴿٧5﴾
و این گونه فرمانروایی و مالکیّت و ربوبیّت خود را بر آسمان ها و زمین به ابراهیم نشان می دهیم تا از یقین کنندگان شود.
إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِیفًا ۖ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿79﴾
من روی خود را به سوی کسی کردم که آسمانها و زمین را آفریده؛ من در ایمان خود خالصم؛ و از مشرکان نیستم.
…………………………………………………………………………….
نکته مهم اینه که:
نشانه تسلیم بودن احساس خوبه
نشانه ایمان احساس خوبه
+ وقتی که من تسلیم باشم، وقتی که من ایمان داشته باشم، و بدونم که خداوند خیر من رو میخواد، بدونم که خداوند من رو به مسیر درست هدایت میکنه و بدونم که خداوند من رو تنها نمیذاره:
من حالم خوبه و احساس خوبی دارم
من پشتم گرمه و پیش میرم
من ناامید نمیشم…. من خسته نمیشم
ترسها منو در بر نمیگیره… شجاع میشم
حرکت میکنم و میگم: من حرکت میکنم، خداوند به من برکت میده.
من ایمان دارم که کمکم میکنه
من تسلیم امر پروردگارم
حتی اگر یه اتفاقی هم بیفته میگم: حتماً خوب بوده… من تسلیم خداوند هستم و تسلیم هستم نسبت به اتفاقاتی که برام به وجود میاد.
…………………………………………………………………………….
در مورد این موضوع فکر کن….. در مورد حضرت ابراهیم توی قرآن مطالعه کن. خیلی بهت احساس آرامش میده. خیلی شخصیت برجستهایه. خیلی متفاوته… خیلی متفاوته.
سوره هود:
إِنَّ إِبْرَاهِیمَ لَحَلِیمٌ أَوَّاهٌ مُنِیبٌ ﴿٧5﴾
چرا که ابراهیم، بردبار و دلسوز و بازگشتکننده بود!
فقط فکر کن به شرایطی که داشت و کارهایی که انجام داد:
بخشهایی از سوره صافات:
وَإِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ ﴿83﴾
و از پیروان او ابراهیم بود.
إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ ﴿84﴾
به خاطر بیاور هنگامی را که با قلب سلیم به پیشگاه پروردگارش آمد.
إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ ﴿85﴾
هنگامی که به پدر و قومش گفت: اینها چه چیز است که میپرستید؟!
أَئِفْکًا آلِهَهً دُونَ اللَّهِ تُرِیدُونَ ﴿86﴾
آیا غیر از خدا، به سراغ این معبودان دروغین میروید؟
فَمَا ظَنُّکُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿87﴾
شما درباره پروردگار عالمیان چه گمان میبرید؟
فَنَظَرَ نَظْرَهً فِی النُّجُومِ ﴿88﴾
او نگاهی به ستارگان افکند.
فَقَالَ إِنِّی سَقِیمٌ ﴿89﴾
و گفت من بیمارم.
فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِینَ ﴿90﴾
آنها از او روی برتافته و به او پشت کردند.
فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْکُلُونَ ﴿91﴾
مخفیانه نگاهی به معبودان آنها کرد و از روی تمسخر گفت: چرا از این غذاها نمیخورید؟
مَا لَکُمْ لَا تَنْطِقُونَ ﴿92﴾
چرا سخن نمیگوئید؟
فَرَاغَ عَلَیْهِمْ ضَرْبًا بِالْیَمِینِ ﴿93﴾
سپس ضربه ای محکم با دست راست و با توجه بر پیکر آنها فرود آورد.
فَأَقْبَلُوا إِلَیْهِ یَزِفُّونَ ﴿94﴾
آنها با سرعت به سراغ او آمدند.
قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿95﴾
او گفت: آیا چیزی را میپرستید که با دست خود میتراشید؟
وَاللَّهُ خَلَقَکُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿96﴾
با اینکه خداوند هم شما را آفریده و هم بتهائی را که میسازید!
قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْیَانًا فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ ﴿97﴾
آنها گفتند بنای مرتفعی برای او بسازید، و او را در جهنمیاز آتش بیفکنید!
فَأَرَادُوا بِهِ کَیْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَسْفَلِینَ ﴿98﴾
آنها طرحی برای نابودی ابراهیم ریخته بودند ولی ما آنها را پست و مغلوب ساختیم.
وَقَالَ إِنِّی ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّی سَیَهْدِینِ ﴿99﴾
و گفت: من به سوی پروردگارم میروم او مرا هدایت خواهد کرد.
رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ ﴿100﴾
پروردگارا! به من از صالح ببخش.
فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِیمٍ ﴿101﴾
ما او را به نوجوانی بردبار و پر استقامت بشارت دادیم.
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ ﴿102﴾
هنگامی که با او به مقام سعی و کوشش رسید گفت: فرزندم من در خواب دیدم که باید تو را ذبح کنم. بنگر نظر تو چیست؟ گفت: پدرم هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت.
فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ ﴿103﴾
هنگامی که هر دو تسلیم و آماده شدند و ابراهیم جبین او را بر خاک نهاد …
وَنَادَیْنَاهُ أَنْ یَا إِبْرَاهِیمُ ﴿104﴾
او را ندا دادیم که ای ابراهیم!
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا إِنَّا کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ﴿105﴾
آنچه را در خواب ماموریت یافتی انجام دادی، ما اینگونه نیکوکاران را جزا میدهیم.
إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِینُ ﴿106﴾
این مسلما امتحان مهم و آشکاری است.
وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ ﴿107﴾
ما ذبح عظیمی را فدای او کردیم.
وَتَرَکْنَا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ ﴿108﴾
و نام نیک او را در امتهای بعد باقی گذاردیم.
سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِیمَ ﴿109﴾
سلام بر ابراهیم باد!
کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ﴿110﴾
اینگونه نیکوکاران را پاداش میدهیم.
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ ﴿111﴾
او از بندگان با ایمان ما است.
وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِیًّا مِنَ الصَّالِحِینَ ﴿112﴾
ما او را به اسحاق، پیامبری صالح، بشارت دادیم.
امیدوارم که خداوند ما رو هدایت کنه و امیدوارم که ما هر روز به این قضیه فکر کنیم که تا چه حد میتونیم ایمانمون رو ببریم بالاتر و چون آدمهایی بودن که این کار رو کردن، پس ما هم میتونیم که این کار را انجام بدیم.
و همیشه از خدا بخواه که:
من رو حمایت و هدایت کن که ابراهیمت باشم.
سعی کنیم خودمون رو، و قلبمون رو، و ایمان و باورمون رو نزدیک کنیم به حضرت ابراهیم.
خدایا کمکمون کن و هدایتمون کن که مثل اون عمل کنیم…
که ترسهامونو بریزیم و بریم توی دل ترسهامون ….
و حرکت کنیم و ایمان داشته باشیم که الله ما رو حمایت میکنه.
و هر کجا که بهش توکل کنیم، و هر کجا که ایمان داشته باشی و حرکت کنی، بارت روی زمین نمیمونه و کارت انجام میشه….
اونم با بهترین شیوه و با بهترین روش… با دستهایی که هیچ وقت فکرش رو هم نمیکنی و هیچ ایدهای براشون نداری بهت کمک میکنه و واقعاً راضیت میکنه.
راضی میشی از این نگاهی که به جهان داری و از این تفکری که داری و نتیجهای که میگیری.
در تمام ابعاد ازش نتیجه میگیریم.
و وقتی توی زندگی تماماً با توکل و با ایمان پیش بری، خیلی زندگی قشنگ و آروم و بیدغه و بینگرانی و بدون ترسی خواهی داشت.
زندگیت پر از نعمت پر از سلامتی و پر از خوشبختی و پر از زیبایی خواهد بود.
و میشه که همه مردم این رو تجربه کنن. فقط ما باید روی باورهامون کار کنیم…
…………………………………………………………………………….
در مورد حضرت ابراهیم و داستانهای قرآنیش بیشتر بخون. روحیش رو بفهم، و ذهنیتش رو درک کن. نگاهش رو به جهان و نگاهش رو به خداوند و نگاه خداوند به اون رو ببین:
سوره شعرا:
وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِیمَ ﴿6٩﴾
و سرگذشت مهم ابراهیم را بر آنان بخوان،
إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ ﴿٧٠﴾
هنگامی که به پدرش و قومش گفت: چه چیز را می پرستید؟
قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاکِفِینَ ﴿٧١﴾
گفتند: بت هایی را می پرستیم و همواره ملازم پرستش آنها هستیم.
قَالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ ﴿٧٢﴾
گفت: آیا هنگامی که آنها را می خوانید، سخن شما را می شنوند؟
أَوْ یَنْفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ ﴿٧٣﴾
یا به شما سود و زیانی می رسانند؟
قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءَنَا کَذَٰلِکَ یَفْعَلُونَ ﴿٧4﴾
گفتند: نه، بلکه پدرانمان را یافتیم که به این صورت عبادت می کردند!
قَالَ أَفَرَأَیْتُمْ مَا کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿٧5﴾
گفت: پس آیا می دانید که آنچه می پرستید،
أَنْتُمْ وَآبَاؤُکُمُ الْأَقْدَمُونَ ﴿٧6﴾
هم شما و هم پدران پیشین شما
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِی إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِینَ ﴿٧٧﴾
هم آنان قطعاً دشمن منند، جز پروردگار جهانیان
الَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ ﴿٧٨﴾
همان کسی که مرا آفرید و هم او مرا هدایت می کند،
وَالَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَیَسْقِینِ ﴿٧٩﴾
و آنکه او طعامم می دهد و سیرابم می کند
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ﴿٨٠﴾
و هنگامی که بیمار می شوم، او شفایم می دهد
وَالَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ ﴿٨١﴾
و آنکه مرا می میراند سپس زنده ام می کند
وَالَّذِی أَطْمَعُ أَنْ یَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِّینِ ﴿٨٢﴾
و آنکه امید دارم روز جزا خطایم را بر من بیامرزد.
رَبِّ هَبْ لِی حُکْمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ ﴿٨٣﴾
پروردگارا! به من حکمت بخش، و مرا به شایستگان ملحق کن.
وَاجْعَلْ لِی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ ﴿٨4﴾
و برای من در آیندگان نامی نیک و ستایشی والا مرتبه قرار ده،
وَاجْعَلْنِی مِنْ وَرَثَهِ جَنَّهِ النَّعِیمِ ﴿٨5﴾
و مرا از وارثان بهشت پرنعمت گردان،
وَاغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کَانَ مِنَ الضَّالِّینَ ﴿٨6﴾
و پدرم را بیامرز که او از گمراهان است.
و ببین خدا چه جوری در موردش صحبت میکنه. کافیه که آیاتی که خداوند در مورد حضرت ابراهیم گفته رو بخونی تا ببینی که جنسش با بقیه آیات متفاوته:
وَإِبْرَاهِیمَ الَّذِی وَفَّىٰ
و ابراهیم همان که به طور کامل وفا کرد (آیه 37 سوره نجم)
سوره صافات:
وَإِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ ﴿٨٣﴾
و به راستی ابراهیم از پیروان نوح بود،
إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ ﴿٨4﴾
هنگامی که با دلی پاک به سوی پروردگارش آمد.
سوره ص:
وَاذْکُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَالْأَبْصَارِ ﴿45﴾
و به خاطر بیاور بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را صاحبان دستها و چشمها.
إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَهٍ ذِکْرَى الدَّارِ ﴿46﴾
ما آنها را با خلوص ویژه ای خالص کردیم، و آن یادآوری سرای آخرت بود.
وَإِنَّهُمْ عِنْدَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیَارِ ﴿47﴾
و آنها نزد ما از برگزیدگان و نیکانند.
جنسش، جنس یه عشق ناب پروردگاره انگار که درباره نزدیکترین دوستش داره صحبت میکنه:
بخشهایی از آیات سوره انبیاء:
قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا یَنْفَعُکُمْ شَیْئًا وَلَا یَضُرُّکُمْ ﴿66﴾
گفت: آیا به جای خدا چیزهایی را میپرستید که هیچ سود و زیانی به شما نمی رسانند؟
أُفٍّ لَکُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿6٧﴾
اُف بر شما و بر آنچه به جای خدا می پرستید؛ پس آیا نمیاندیشید؟
قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانْصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ فَاعِلِینَ ﴿6٨﴾
گفتند: اگر می خواهید کاری انجام دهید او را بسوزانید، و معبودانتان را یاری دهید.
قُلْنَا یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِیمَ ﴿6٩﴾
گفتیم: ای آتش! برابر ابراهیم سرد و بی آسیب باش.
وَأَرَادُوا بِهِ کَیْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَخْسَرِینَ ﴿٧٠﴾
و بر ضد او نیرنگی سنگین به کار گرفتند پس آنان را زیانکارترین قرار دادیم.
وَنَجَّیْنَاهُ وَلُوطًا إِلَى الْأَرْضِ الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا لِلْعَالَمِینَ ﴿٧١﴾
و او و لوط را نجات داده و به سوی سرزمینی که در آن برای جهانیان برکت نهاده ایم، بردیم.
وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ نَافِلَهً ۖ وَکُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِینَ ﴿٧٢﴾
و اسحاق و یعقوب را به عنوان عطایی افزون، به او بخشیدیم و همه را افرادی شایسته قراردادیم.
وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ ۖ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ ﴿٧٣﴾
و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می کردند، و انجام دادن کارهای نیک و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات را به آنان وحی کردیم، و آنان فقط پرستش کنندگان ما بودند.
…………………………………………………………………………….
و این خیلی بهت کمک میکنه برای اینکه راهت رو پیدا کنی برای اینکه یه جوری عمل کنی که خدا هم درباره ما هم اینجوری صحبت کنه.
سوره ممتحنه:
قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْکُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ کَفَرْنَا بِکُمْ وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمُ الْعَدَاوَهُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِیمَ لِأَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ وَمَا أَمْلِکُ لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْءٍ رَبَّنَا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنَا وَإِلَیْکَ أَنَبْنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ ﴿4﴾
برای شما تاسی نیکی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود داشت، هنگامی که به قوم مشرک خود گفتند: ما از شما و آنچه غیر از خدا میپرستید بیزاریم، ما نسبت به شما کافریم، و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است، و این وضع همچنان ادامه دارد تا به خدای یگانه ایمان بیاورید، جز آن سخن ابراهیم که به پدرش وعده داد که برای تو طلب آمرزش میکنم، و در عین حال در برابر خداوند برای تو مالک چیزی نیستم. پروردگارا! ما بر تو توکل کرده ایم، و به سوی تو بازگشتیم، و سرانجام همه به سوی تو است.
انشاالله که هممون با صالحان محشور بشیم.
سلام مهشید عزیزم
ممنون بابت کامنت کامل و جامعی که نوشتی و نکات این جلسه رو با دقت و به زیبایی هر چه تمامتر، برای ما بیان کردی.
*
مرور چند نکته:
تسلیم بودن به این معنا است که:
من رها میکنم خودم رو
من خودم رو به خداوند میسپارم
و من ایمان دارم که خداوند حمایتم میکنه، کمکم میکنه.
من تا این حد تسلیمم…
تسلیم بودن، و ایمان داشتن به این معناست که:
من ایمان دارم که خداوند به من کمک میکند
من ایمان دارم که شرایط جوری پیش میره، دستهای خداوند جوری پیش میره و اتفاقات به شکلی پیش میاد، که من تنها نمیمونم… بارم روی زمین نمیمونه… کارم حل میشه.
نشانه تسلیم بودن احساس خوبه
نشانه ایمان احساس خوبه
وقتی که من تسلیم باشم، وقتی که من ایمان داشته باشم، و بدونم که خداوند خیر من رو میخواد، بدونم که خداوند من رو به مسیر درست هدایت میکنه و بدونم که خداوند من رو تنها نمیذاره:
من حالم خوبه و احساس خوبی دارم
من پشتم گرمه و پیش میرم
من ناامید نمیشم…. من خسته نمیشم
ترسها منو در بر نمیگیره… شجاع میشم
حرکت میکنم و میگم: من حرکت میکنم، خداوند به من برکت میده.
*
خدا رو هزار بار شکر برای هدایت شدنم به سمت این کامنت پرمحتوا و زیبا. خیلی ممنونم دوست من.
برات آرزوی رسیدن به خیلی بیشتر از سقف تمام آرزوهات رو دارم
و امیدوارم زندگی عاشقانه و فوقالعادهای رو تجربه کنی، بسیار سلامت باشی، آرامش و آسایش داشته باشی، عزتمند باشی، آبرومند باشی، موفق باشی، ثروتمند باشی و در رفاه کامل زندگی کنی،
و در یک کلام، در هر دو جهان، بسیار خوشبخت و سعادتمند باشی.
با عشق و احترام فراوان، دوست تو، مریم
مریم عزیز، دوست من، سلام.
امیدوارم که خوب و شاد باشی.
ممنون از اینکه وقت گذاشتی و کامنتم رو خوندی و بسیار خوشحال شدم از دیدن پاسخت.
خوشحالم از اینکه برات مفید بوده و از مرور نکاتی که تکرار کرده بودی خیلی لذت بردم.
نکاتی که نوشتی رو نشانه ای از طرف خدا در پاسخ به سوالات توی ذهنم، و گفتگویی که امروز با خدا داشتم، دونستم.
مریم جان، دعا و آرزوهایی که آخر کامنتت نوشتی، اینقدر شیرین و سخاوتمندانه است که دفعه اول که خوندمش، مطمئن نبودم که تا پایان خط، هنوز این دعا ادامه داره…
تک تک کلماتی که در این دعا استفاده کردی برام باارزش و دلنشین هستن.
امیدوارم زندگی برات همینطور سخاوتمند، و در تمام ابعادش، همراه با آسانی و عزت و رضایت باشه.
به نام خدا که به شدت کافیست
به شرط ایمان و بندگی پاکی دل
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و تمام دوستان خوش قلب
استاد من سپاسگزار شما هستم که پیغام شما بهم رسید و واقعا تا جایی که تونستم فیلم های حضرت ابراهیم و دوباره دیدم و چقدر خوشحالم از این بازی قلبم بعد دیدن این حد از ایمان توکل صبر اقدام و عمل و در نهایت توحید متشکرم سپاسگزار خداوند هستم که هدایتم کرد به سمت الگو و اسوه توحید و یکتا پرستی خیلی خوشحالم
ابراهیم یعنی یکتا پرستی یعنی توحید عملی یعنی الگو یعنی مسیر درست برای رسیدن به دوستی با خداوند یعنی یقین یعنی پایداری یعنی صبر یعنی اعتماد به خداوند یعنی جسارت شجاعت حرکت اقدام ابراهیم یعنی احساس ارزشمندی یعنی لیاقت یعنی انسانیت یعنی انگیزه شور و شوق ابراهیم یعنی هدف یعنی نشانه بزرگی و عظمت و رحمان رخیم بودن خداوند ابراهیم یعنی سر سوزنی از قدرت خداوند ابراهیم یعنی تکامل در مسیر درست ابراهیم یعنی نشانه فراوانی ابراهیم یعنی کلکسیونی از تمام آنچه یک انسان باید برای رسیدن به توحید داشته باشد
استاد عزیزم من شما رو تحسین میکنم که یه جایی یه روزی خواسته ای داشتید تا توحید را به ما نشان دهید و مسیرش و بارهایش را به ما عرضه کنید و خواسته شما این بود که ابراهیم باشید استاد سپاسگزارم که توانستید به سمتش حرکت کنید و هر روز بیشتر از دیروز در این مسیر موفق باشید و نتیجه بگیرید هم خودتون خوب زندگی کنید هم جهان رو جای بهتری برای زندگی دیگران کنید بهتون از صمیم قلب تبریک میگم و ازتون سپاسگزارم و خداوند رو شکر میکنم که منم در این مسیر قرار داده
استاد وقتی داشتم بررسی میکردم و حالا فیلم هر رو میدیدم چقدر برام واضح شد که این جامعه ای که من توش قرار گرفتم چقدر شبیه به اون زمان هست من خودمو میگم واقعا چقدر به همه باج دادم چقدر همه رو تو ذهنم بزرگ کردم چقدر رو همه حساب کردم چقدر شرک ورزیدم چقدر همه چیز و همه کس رو بزرگ کردم و غافل از اینکه بازی اصلا چیز دیگه ای هست
واقعا بعد از کمی تفکر به خودم گفتم واقعا جواد خدا باید چیکار کنه برای ما که نکرده کتاب به این با ارزشی قرآن مسیر به این درستی توحید نشانه و هدایت میخواستی به فراوانی یافت میشود کسی رو میخواستی که موفق شده باشد در تمام جنبه ها و ازش درس یاد بگیری و عمل کنی تا همه چیز درست بشه استاد عباس منش بدن سالم میخواستی بهت داده دیگه چیکار باید میکرده که نکرده استاد من یه نظر به این رسیدم که واقعا اینجوری که من دارم بندگی خدا و این حد از جهلی که دارم و حسابی که روی خودم روی دیگران میکنم اگر نگم از مردم بت پرست زمان حضرت ابراهیم کمتر نیست بیشترم نیست اخه دیگه خیلی بی انصافی با این همه تجهیزات بازم بی ایمانی بازم شرک بازم حساب روی چیزی غیر از خداوند واقعا کمه این حد از نگاه به دستان دیگران برای رسیدن به خواسته واقعا خنده داره
مورد دیگه ای که واضح بود تکامل در اجرای دستورات و هدایت خداوند بود که چقدر واضح بود این قانون طلایی در همه جا کار میکنه
مورد بعدی که درک کردم فاصله بین هدایت و عمل کردن صفر بود یعنی وحی شد بت ها رو بشکن اقدام شد عمل شد نتیجه گرفت وحی شد که به پیامبری مبعوث شدی سریع اقدام کرد به اطرافیان پیغام را رساند عمل شد نتیجه مشخص شد وحی شد باید هجرت کنی اقدام شد عمل شد نتیجه مشخص شد وحی شد باید همسر و فرزندت را ببری در بیابان رها کنی سریع اقدام شد عمل شد نتیجه مشخص شد یعنی وقتی پاکی دل باشه وقتی ایمان و اعتماد به خداوند باشه اونم کجا میان جماعت مشرک و حضور و نجواهای شیطان واقعا نداشتن شک و تردید و ایمان به هدایت خداوند و عمل کردن واقعا تحسین داره یعنی یه دفعه هم نپرسید از خدا چرا گفت میگی باید این مسیر رو بریم بریم و تمام اما بزرگترین آزمایش قربانی کردن اسماعیل بود شبی که خواب دید و وحی آمد و گفت که باید اسماعیل را قربانی کنی همان طور که در فایل هم اشاره کردید خوب خیلی سخته ولی با وجود همه سختی و کمی ترس و با وجود اینکه هر قدمی که بر میداشت شیطان هم نجواهای خودش را هر لحظه تحمیل میکرد اما ثابت قدم ماند و ادامه داد بازهم حرکت کرد اقدام کرد و عمل کرد و نتیجه مشخص شد
تمام بی ایمانی و شرک من همش بهونه است چون فرقی نمیکنه که خلیل الله باشی یا نه جاهایی تو زندگی هست که صداش میزنی و به وضوح بهت میگه اینکار رو بکن ولی میشینی هزار بار تحلیل میکنی میدونی کی داره بهت میگه ولی به زمین و زمان شک داری یاد اون آیه ای از قرآن میوفتم که اگر آسمان را به زمین بیاری و معجزات خودت را یکی پس از دیگری نظامشان دهی بازهم ایمان نمیارن و این جمله طلایی شما ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
با همه این وجود من خودمو میگم اومدم اینجا و در این مسیر قرار گرفتم که هر روز ذره ای توحیدی تر باشم شعار ندهم عمل کنم ایمان داشته باشم و اقدام کنم کسی که ایمان داره نه ترسی داره و نه غمی این یعنی پاکی دل یعنی هماهنگی ذهن با روح اومدم اینجا تا خودشو پیدا کنم و چقدر شما استاد عزیزم در این زمانه ما الگو و اسوه خوبی هستید برای من امید وارم هر روز کمی بیشتر توحید ایمان عمل و ماندن در این مسیر قوانین و عمل کردن به آن و گرفتن نتیجه کمک کنم و دستی باشم از دستان خداوند تا هم خودم خوب زندگی کنم هم کمک کنم تا زمین جای بهتری برای زندگی باشه
متشکرم و ممنونم سپاسگزارم از همگی
براتون آرزو میکنم ثانیه به ثانیه زندگیتون پر از حضور خداوند پر از ایمان و حس خوب باشه
یا حق
به نام خدایی که در این نزدیکیست.
سلام دوستان عزیزم
من امروز روی نشانه ای برای من زدم و این فایل مهم برام باز شد ، و صحبت های استاد عزیز منو یاد چندین سال گذشته انداخت
زمانی که یه موضوع مهمی توی زندگی من پیش اومده بود که داشت من و زندگی مشترکمون رو نابود میکرد که مدت ها بود باهاش میجنگیدم که اونو درست کنم و نمیشد
خیلی تلاش کردم و باز هم نمیشد
حالا که خوب فکر میکنم و به گذشته بر میگردم می بینم احساس بد وفکرهای بدی بود که اتفاقات نا جالب برام پیش میومد .
یه روز که دیگه واقعا خودم رو سپردم به خدا و بی خیال همه چی شدم و با خودم گفتم خدا درست میکنه و از ته قلبم توکل کردم بدون امید داشتن به کسی
خدا بهم الهام کرد برو از این شهر و مهاجرت کن .
وقتی استاد میگن خدا بهم گفت واقعا درست میگه من بارها این رو درک کردم
شاید بعضی ها اینو درک نکردن
ولی برای من خیلی پیش اومده و وقتی بهش عمل کردم چقدر موفق شدم و پیشرفت کردم
بالاخره اون روز من به ندای قلبم گوش دادم و رفتم تقاضای انتقالی گرفتم که عملا در اون موقع از سال برای سازمان مابعید بود .
ولی برای من به طور معجزه آسایی درست کرد .
وقتی استاد مثال فامیلشون رو زدن من یاد خودم افتادم
که خدا چطور منو هدایت کرد و بارم زمین نموند و بدون هیچ پارتی و فقط با توکل به الله توانا من تونستم انتقالی بگیرم
و دستان خداوند برای کمک به من توی شهر غریب اومدن و کارها به شکل عالی پیش رفت وقتی من توکل کردم و نجواهای شیطانی را از خودم دور کردم.
و
حالا سالهای زیادی از اون وقتا گذشته و من چقدر روز به روز زندگیم بهتر و بهتر شد
خدایا شکرت
هزاران بار شکر
و
تا حالا پیش فامیل و دوستان مثال ما رو میزنم که چطور زندگیم رو نجات دادم
و این روزها هم منتظر رخ دادن موضوع مهمی هستم که مدتی هست میخوام کاری جدید رو راه اندازی کنم به قول استاد با دست خالی و با ایده ی الهامی و باور کردم تمام زندگیم رو خودم خلق می کنم با کنترل ورودی های ذهنم
امروز هم مثل اون سالها باز هم کارم رو به خود خدا سپردم و دیگه از کی و کجا و چگونه رها شدم
روی نشانه زدم و این فایل و خاطرات گذشته یادم اومد که چطوری منو نجات داد
پس دیگه نگران گذشته و ترس از آینده ندارم
اینو نوشتم تا رد پایی بشه برای خودم و دوستان عزیزم که باورشون رو زیاد کرده باشم
که باور کنن خودشون میتونن با هدایت های الله مهربان خودشون زندگیشون رو خلق کنند
دوستت دارم و امیدوارم همیشه در پناه خدای مهربان شاد و سربلند باشید و قدرت رو همیشه به قدرتمندترین فرمانروای جهان بدید.
باسلام خدمت خانواده عزیزم
برداشت من از فایل روز سوم
ایمان فقط به حرف نیست بعمل هست که اثبات میشه و نشانه اون آرامش ، پشت گرمی و تسلیم هست ، تسلیم به ابن معنی که در تمام اتفاقات زندگی حتا مرگ عزیزانمون ارامشمون امیدمون رو حفظ کنیم و یادمون باشه حتما خداوند خیری برامون قرار داده ، بتونیم بارمون رو بسپاریم بخدا و یقین داشته باشیم که خدا حمایتشان میکنه ، ایمان داشته باشیم که وقتی هیچ چیزی به نفع ما نیست دستمون خالیه نشانه ای وجود نداره اقدام کنیم و بگیم من حرکت میکنم و خدا کمکم میکنه هدایتم میکنه ، وقتی ی نفر تونسته منم میتونم فقط باید از قدرتی به نام خدا استفاده کنم . و حضرت ابراهیم نمونه زیبایی هست برای تسلیم بودن و دل سپردن به خواست پروردگار
سلام
روز شمارتحول : روز سوم
خدایا کمک کن که به معنای واقعی تسلیم تو باشم
اگر اتفاقی به ظاهرناجالب یا ناخواسته ای پیش اومد ، نه تنها گله ای نکنم و بپذیرم
بلکه باور قلبی داشته باشم ک الخیر فی ما وقع و خیری در ان هست ک من نمیبینم و نمیفهمم
وگرنه خداوند همواره برای من خیر میخواهد .
کافیست با اعتماد و شادی زندگی کنم تا نتایجش رو ببینم
باسلام خدمت خانم شایسته عزیز ودوستان گرانقدرم درخانواده صمیمی عباس منش
چند روز هست که روی کانال تلگرام بعضی از خلاصه ها گذاشته میشه ومن میرم ومستقیم فایل مربوط به اون خلاصه رو که شما زحمت کشیدید دانلود میکنم ومیبینم اوروز هم این فایل رو دانلود کردم ودیدم وتمام حرفهای شما رو تایید میکنم منم دو تا دختر دارم که همیشه میگم آرزوم اینه که زندگی نکرده من رو اونا زندگی کنن ,اما هر چی جلوتر میرم میبینم بچه ها به رفتارهای من نگاه میکنند ودقیقا همون رفتار رو تکرار میکنند ,من یک زن خانه دار هستم که به تازگی بدون اینکه هیچ کلاسی برم دارم سرویس آشپزخانه عروس میدوزم وچقدر احساس خوبی دارم از اینکه یکی از استعدادهای ذاتیم رو پیدا کردم ولی باورهام همیشه ضعیف بودند واینقدر خودم رو دست کم میگرفتم که از این کار پولی عایدم نمیشد ,چون من خودم رو باور نداشتم واونقدر سر کوفت از شوهرم شنیدم که مدتی همه چیز رو رها کردم ودلسرد شدم اما چند هفته پیش فایل مربوط به اعتماد به نفس رو دیدم ونگاهم نسبت به خودم عوض شد ,اولین چیزی که در من تغییر کرد نگاهم نسبت به خودم بود وکمی با دقت بیشتری به خودم نگاه کردم ودیدم من فقط دارم اطلاعات کسب میکنم ,کتاب میخونم وکلاسهای مختلفی میرم بدون اینکه ذره ای تغییر کنم چون فکر میکردم تغییر سخته اما اولین تغییر در من ایجاد شد والان احساس رهایی میکنم وقتی که همسرم سرزنشم میکنه توی ذهنم بهش میگم میدونم که تو استاد معنوی منی ومن تورو انتخاب کردم منم دوستت دارم وباورم نمیشه به طرز معجزه آسایی رفتارش عوض میشه در آن واحد واین اولین تغییر وبهترین تغییر در زندگی من هست ,من به آرامش درونی در برابرهمسرم رسیدم وخدا رو هزاران مرتبه شکر میکنم
من به دنبال کشف راههای پر درآمد اومدم ووارد سایت شدم چون اولین فایلی که از استاد عزیز شنیدم تفاوت طرز نگاه ثروتمندان بافقیران بود ومن که تشنه شنیدن بودم تمام روز اون فایل رو گوش کردم ویادداشت برداشتم وهنوز هم وقتی اون فایل رو گوش میکنم چیزای جدیدتری میشنوم واین برام خیلی جالبه
همیشه به واسطه پوشش چادرم همه بهم میگفتند که تو خیلی زن با ایمانی هستی ومن انگار باورم شده بود ,اما هر چه جلوتر میرم وفایلای بیشتری گوش میکنم میفهمم که دلیل اصلی مشکلات زندگیم نداشتن ایمان به خدا بوده پس اولین کاری که کردم این بود که چادرم رو برداشتم ومثل بقیه مردم حجابم با روسری ومانتو هست از اون روز تا الان دوهفته شده ومن تو این دوهفته حتی یک بار هم از کسی نشنیدم که منو با ایمان خطاب کنه واین طرز نگاه به دیگران برام خیلی جالب هست که از روی ظاهر هر کس نمیشه قضاوت کرد واین اولین درسی هست که من یاد گرفتم
وامروز به ساره همسر ابراهیم حسادت کردم چون ایمانش اونقدر قوی بود که مانع حکم خدا نشد …
چقدر دلم میخواد که منم به مقام تسلیم برسم
شاد باشید
سلام دوست خوبم
ممنونم از کامنت عالی تون.
بله فرزندان ما به آنچه ما بگوییم توجه نمی کنند بلکه از عملکرد ما الگو برداری می کنند. ما با تغییر خودمان می توانیم فرزندانمان، همسرمان و جهانمان را تغییر بدهیم.
برایتان بهترین ها را آرزومندم.
روز سوم از سفر
فایل توحید عملی ابراهیم
نکات و قوانین و آگاهایی هایی رو که متوجه شدم رو بازگو میکنم.
اول از همه، به محض شروع شدن فایل، اون منظره فوق العاده و صدای جیرجیرک (البته گمان کنم جیرجیرک بود) خیلی توجه منو به خودش جلب کرد و حالمو خوب کرد. حتی قبل از شروع صحبتای استاد، یه انرژی خوبی از این فایل گرفتم.
استاد در این فایل در نهایت آرامش دستاشون رو روی هم قرار داده بودن و با عشق و علاقه از حضرت ابراهیم صحبت میکردن… دقیقا مثل کسی که داره از معشوقش صحبت میکنه!
اون حجم از عشق و علاقه رو در صحبتای استاد کاملا مشخص بود.
استاد قصد داشتن به مناسبت عید قربان در این فایل از حضرت ابراهیم و کارای بزرگی که کردن صحبت کنن. اما لابلای حرفاشون چندتا باور درست حسابی (برای من و باورم) قاپیدم … !
استاد در مورد نگاه آدما به فرزند صحبت کردن و گفتن که کاملا طبیعیه که ما نسبت به فرزندانمون عشق و علاقه داشته باشیم و به خاطرشون خیلی کارا انجام بدیم اما نباید اونا رو هدف اصلی زندگی مون قرار بدیم…. تا جایی که هدف ما از زندگی کردن، این باشه که بچه هامون سر و سامون بگیرن و خودمون و اهدافمون رو از زندگی کلا فراموش کنیم!
این ترش و شجاعت و جسارت آدماست که تعیین میکنه الان کجا باشن و در چه مرحله ای باشن. بهتره بگم این میزان ایمان راستین اوناست که تعیین میکنه تو زندگی تا چه حد شجاعت به خرج میدن!
کسی که ایمان واقعی و راستین به پروروگارش داشته باشه همیشه تسلیمه و خودشو در آغوش خداوند رها میکنه که اونو به راه درست (البته به سمت اهدافی که خودش برای خودش تعیین کرده) هدایت کنه.
چنین شخصی نگران آینده نیست چون پشتش گرمه و امید داره که خدا اونو هدایت میکنه به مسیری که اونو به اهدافش میرسونه!
در اخر فایل استاد بیان کردن خداوند در آیاتی از قران که اسم حضرت ابراهیم رو آورده، خیلی خوب و با محبت در موردش گفته … دراقع رفیق خدا بوده ..
همون لحظه یه چیزی تو ذهنم روشن شد!
مگه همه ما بنده خدا نیستیم؟!
مگه روح خوده خدا در وجود ما نیست؟!
مگه ما قطره ای از دریا نیستیم؟
مگه ماهیت ما با خدا یکی نیست؟
مگه ما پاره ای از خودش نیستیم؟!
پس به خودش وابسته ایم و هر چی نیاز داشته باشیم باااااید فقط از خودش بخوایم ولاغیر!
فرض کنید شما کارمند یه اداره بزرگ هستین که حسابی از هر لحاظ هوای کارمنداش رو داره … کارمند یعنی عضوی از اون اداره… شما هر جا میرید خودتون رو به عنوان کارمند اون اداره معرفی میکنید چون وابسته به اونید.
مساعدت بخواید به خودش میگید، کمک بخواید به خودش میگید، حمایت بخواید به خودش میگید و هر جا برید، پشت تون به اون گرمه! از طرف اون اداره کارتون رو انجام میدید.
البته که قبلا هم گفتم هیچ مثالی رو نمیشه در مورد رابطه خدا با بنده هاش زد چون در هر صورت اونو کوچیک فرض کردیم اما مثال زدم که بیشتر جا بیفته…
مایی که بنده ی خدا هستیم و خلیفه او بر روی زمین هستیم، یعنی به نمایندگی از اون روی زمین هستیم… نماینده یعنی چی؟ یعنی به عنوان عضوی کوچک از یک دستگاه بزرگ داره فعالیت میکنه و کاملا وابسته به اون دستگاه بزرگه… اون دستگاه بالاتر وظیفه داره نمایندش رو از هر لحاظ ساپورت کنه. وظیفه اونه که حامی نمایندش باشه …
به نظرتون چه طور ممکنه بنده ی مخلص و محبوب و مومن خدا باشیم و خدا ما رو تنها بذاره؟!
دوست من صاحب همه چیه ….
صاحب قدرته …
صاحب ثروت …
صاحب زیبایی و ارامش و خوشبختیه
انصافا افتخار نمیکنی به داشتن چنین خدای عظیمی؟
خدا پادشاه و ارباب توعه … صاحب توعه … از طرف دیکه، رفیق توعه… هم صحبت و هم کلام توعه … وکیل توعه…بهترین وکیل!
چنین خدایی که هم پادشاهه و هم رفیق و هم وکیل و … قابل ستایش نیست؟
چه طور به داشتن چنین خدایی افتخار نکنیم و ازش نخوایم؟
چی میخوای؟ هرجی میخوای بهت میده…
کی بهت میده؟ وقتی بهش ایمان داشته باشی و بتور داشته باشی که میدهد.
نه با زبان و کلام! با احساس لحظه به لحظت و باور قلبیت! چه حسی داری؟ چه احساسی رو تجربه میکنی؟
اگه احساست رو خوب نگه داری یعنی ایمان داری و اگه احساس اضطراب ترس نگرانی و نا امیدی داشته باشی بدون که خودتو از مسیر و مدار خالقت دور کردی.
مراقب حال لحظه به لحظت باش دوست من … چون این حال لحظه به لحظته که آیندتو میسازه.
آرزو میکنم به مدار الهی نزدیک تر و نزدیک تر بشید.
سلام همسفر عزیز
ممنونم از سفرنامه زیبایت، مثال های خیلی ملموس و قابل درکی در مورد رابطه مون با خدا نوشتید.
ممنونم که وقت گذاشتید و چنین دیدگاه زیبایی رو با ما به اشتراک گذاشتید.
برایت بهترینها را آرزومندم
سلامی گرم و صمیمی خدمت خانواده ی عزیزم به خصوص پدربزرگوار این خانواد جناب استادعباسمنش?
سومین برگ سفرنامه ی زهره ی عزیز?
این روزها به شدت سرم شلوغه و سرگرم کسب و کار فصلی ای که برای خودم راه اندازی کردم هستم،امروز نجواهای شیطان اومده بود توی سرم و میگفت این محصولاتی که داری آماده میکنی اگه به فروش نرسه چی و این داستانها که همتون خوب میدونید این شیطان چطوری حرف میزنه.
باگوش دادن این فایل دوباره قدرت گرفتم و شیطان درونم رو سرکوب کردم و بهش گفتم همون خدایی که منو هدایت کرد،همون خدایی که این ایده رو به ذهن من فرستاد و همون خدایی که تااین جای کار کمکم کرد تا کارمو پیش ببرم،همون خدای مهربون و روزی دهنده مشتری هایی برای خرید محصولاتم رو هم به سمت من روانه میکنه و آروم شدم و احساسم خوب شد.
سپاسگزارم خدای من
سپاسگزارم استادمهربانم
سپاسگزارم خانم شایسته ی دوست داشتنی
دوستتون دارم
هرچی آرزوی خوبه مال شما…????