این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2016/08/عکس-سایت-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-08-21 12:20:202020-08-22 21:46:45«الگوهای موفق» در خانواده صمیمی عباس منش
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام از همه دوستان عالی و مهربان که تجربه های زیباشون رو با عشق و اشتیاق تعریف می کنن طوری که هیجانش در ما هم زنده میشه من در مورد خودم نمی خوام بگم فقط یه چیزی رو بگم که برایم خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی هیجان انگیز بود و هست
اولا من با سایت استاد تقریبا سه ماهه آشنا شدم فیلهای صوتی رایگانشون هم تقریبا گوش دادم اما زیاد نه با این حال حس عالی دارم روی 2 تا فایل ایشون خیلی تمرکز دارم
1 فقط روی خدا حساب کن
2 ترس و ایمان
کلاً از هیچ کس هیچ چیز هیچ شرایطی به لطف خدا هیچچچچچچچچچ ترسی ندارم هیچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچ ترسی مفهوم هیچ ترسی رو کسی میفهمه که هیچ ترسی نداره
حالا جریان هیجان انگیز رو بگم
خیلی هیجان دارم برای تعریفش لطفاً ساده از کنارش رد نشیددددد با هیجان بخونید انگار خودتون بودید
من یه شب رفتم بیرون با ماشین یه چرخی بزنم دیدم چنتا دختر بچه و پسربچه سر چهار راه دارن گل میفروشن یکیشون اومد نزدیکم حالشو پرسیدک گفت کسی گل نمیخره گفتم صبر کن الان میام رفتم یه جای مناسب پارک کردم رفتم بچه ها رو جمع کردم شروع کردم براشون صحبت کردن گفتم چرا فکر میکنید اینایی که سوار ماشین هستن پولدارن و شما فقیرید چیرا این فکرو میکنید خدا همه بنده هاشو دوست داره شما از اینا پولدارترید با هیجان خیلی عالی توضیح میدادم گفتم میخواید بفهمید خیلی پولدارید فکر کنید یه مزرعه بزرگ گل دارید هی تکرار کردم کم کم حسشو پیدا کردن که یه مزرعه گل دارن ببینید چقدر پولدارید شما مزرعه گل دارید اما این راننده ها ندارن شما از اینا هم پولدارتریدبعد با هیجان خیلی زیاد گفتم فکر کنید آخر شبه و همه گلهاتون رو فروختید جیباتون پر از پوله چه حس و حالی دارید هی تکرار کردم ب هیجان انگار که خودم هم گل فروشم و همون هیجان رو خودم هم داشتم تقریبا لبخند رو لباشون نشسته بود همشون حس خیلی خوبی داشتن گفتم حالا فکر کنید انقدر پولدارید که نگو و نپرس چون مزرعه گل دارید و انقدر گل دارید که دوست دارید هر شب بیارید یکمیشو به مردم هدیه بدید پس گلهاتون رو با حس فروختن ندید به مردم بلکه از سر پولداری و هدیه دادن به خاطر خدا که خوشحالشون کنید دارید به این راننده ها میدید خود به خود راننده ها هم بهتون پول میدن خلاصه فرستادمشون رفتن گل بفروشن هنوز 1 دقیقه یعنی 60 ثانیه تمون نشده بود چون از تایمر چراغ چهار راه یادمه برگشتن گفتن هر کدون یه گل فروختیم بیشتر تشویقشون کردم گفتم دیدید جواب میده همینجوری بفروشید با احساس عالیییییییییی بفروشید یکیشون گفت خوب خودت هم بفروش من هم با هیجان یه دسته گل از یکیشون گرفتم و در عرض کمتر از 1 دقیقه قبل از سبز شدن چراغ فروختم خیلی هیجان انگیز بود خلاصه هنوز هم هیجانشو دارم و با خیلی احساس عالی دارم مینویشم دوستان این تازه اول ماجرا بود گل ها رو دادم بهشون و رفتم خونه فرداش رفتم بهشون دوباره سر زدم معجزه شده بود واییییییییییییییییییییییییییی چه حالی کردم هنوز حسشو دارم گفتن خیلیییییییییییییییییییییی راحت دارن گل هاشون رو میفروشن خیلییییییییییییییییییییییییی راحت و جالبش اینجا بود که قبلا حتی نمیتونستن راحت گل بفرشون الان خیلییییییییییییییییییییییییی جالب بود راننده ها بعضیاشون بابت گل تراول های 50 هزار تومنی بهشون میدادن من این رو که شنیدم خودم از هیجان بال در آوردم خیلی حس زیباییی بود جالبش اینجا بود بچه هایی که سنشون کمتر بود بهتر میفروختن تا اونایی که سنشون بیشتر بود میدونید چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لطفاً کمی فکر کنید بعد همراه من بیاید پایینتر تا بهتون بگم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چون اونایی که سنشون بیشتر بود باور های تضعیف کننده در وجودشون مستحکمتر شده بود سخت تر میتونستن به باورهای قبلیشون غلبه کنن اما اونایی که بچه تر بودن ذهنشون مقاومتی نداشت حرفای من رو مثل وحی الهی قبول کرده بودن و نتایج خیلی بزرگتری داشتن میگرفتن جالب اینجا بود که این بچه ها همه خونواده های ضعیف و باورهای فقر رشد کردن اما ببینید باور درست چطور میتونه معجزه کنه با هیمن یه باور درستی که داشتن و احساس خوبی که پیدا کرده بودن در عرض 24 ساعت داشتن معجزه وار نتیجه میگرفتن دوستان حرفای استاد 2 تا چیزه
1 باور درست
2 احساس خوب=اتفاق خوب
این بچه ها هم باور کرده بودن مزرعه گل دارن و پولدارن و از سر محبت کمی از گلهای مزرعه شون رو داشتن میاوردن به مردم هدیه میدادن هم از احساس پولدار بودنشون داشتن مزرعه گل و همچنین احساس زیبای فروخته شدن تمام گلهاشون آخر شب خیلی هیجان داشتن و احساسات زیبایی داشتن به خاطر این دو موضوع یعنی فقط یه دونه یه دونههههههههه باور درست ثروت فقط یهههههههههههههههه دونه نه همه باورهای درست ثروت ساز فقط با یکیش و همچنین احساس خوب این نتیجه های معجزه وار رو گرفتن با اینکه خیلی ذهنیت فقیری دارن به خاطر محیطی که در فقر داشتن و باورهای محدود کنندشون
دوستان حرفم اینه اگه یه دونه از باورهای درست ثروت = احساس خوب تونسته این بچه هی فقیر با ذهنیت فقیر رو اینجوری تکون بده اگه ما با تعداد خیلی زیادی از باورهای مثبت و احساس خوب این کار رو انجام بدیم چی میشه؟؟؟؟!!!!
همون معجزه ای میشه که استاد میگه همون میشه ممنونم از استاد بابت این آموزشهای بنیادینشون ممنونم از همه دوستانی که نظر میزارن و حس و هیجانشون رو به ما هم هدیه میدن ممنونم از اینکه خدا با این همه چیزای زیبا و استادان عالی آشنام کرد خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
بسیار ممنونم از اشتراک این تجربه بینظیر. من هم باخوندنش سرشار از هیجان شدم و یاد خاطره ای افتادم که مادرم از دوران کودکیش تعریف کرد برام. وقتی حدود 4 ساله بود تو حرم امام رضا برادر کوچیکش گم میشه و اونقد دنبالش گشته بودن که پادرد میگیره. با حالت ناامیدی به پدرش میگه که خیلی پام درد میکنه. پدرش میگه اونجارو ببین که سقاخونه ست؟ اگه تو اون کاسه های طلایی آب بخوری و بگی خدا پامو خوب کن پات خوب میشه. مامانم میگفت با هیجان دویدم و آدمارو کنار زدم اولین جرعه اب به حلقم نرسیده بود که پام خوب شد. خودش میگه اگه همین الان هم همون ایمانو داشتم تو زندگیم معجزه میشد
آآآآآفرین به شما دوست عزیز واقعا نظر جالب توجه و کاربردی به ایم میگن . هحسنت. نکته فوق العاده نظر شما باور کردن بچه ها بود چون به حرفای شما راحت ایمان آوردن آآآآآآآفرین بر شما. شاد و موفق و پیروز باشین……
خیلی خوشحال شدم بابت این داستان گل فروشی لذت بردم از اینکه باور خوب دادین به اونها شما در زمان مناسب مکان مناسب هدایت شدین و اینکه دراینده یکی از اون بچه ها یا همشون همون باوری که بهشون دادی باور پذیر میشه براشون و هدایت میشن به جاهای بهتر
سنوبر عزیز، همین طور که متن شما را می خواندم تو ذهنم مثال یک فرشته از جانب خدا نقش بستید. خیلی کار زیبا یی انجام دادید. برایتان بهترین بهترین ها را آرزو دارم دوست خوبم. :)
زندگی زیباست برای من و من آن را دوست دارم .امروز وهمه روزها روز خوبی برای من خواهد بود چرا که من در جهت رشد شخصیتی خویشتن حرکت خواهم کرد
????????????????????????????
????????????
????????
????
سلام.من در ابتدا شخصیتی بسیار آسیب پذیر داشتم و از هرگونه گفته دیگران بسیار می رنجیدم و به این دلیل آرامش خاطر هر گز برای من وجود نداشت . من آرامش و آسایش را در نگاه دیگران می دیدم به این منظور که فقط میخواستم دیگران مرا دوست بدارند و من در دیده آن ها بزرگ باشم .هرگز سعی نمی کردم قدم از قدم بردارم چرا که از تفکر دیگران می ترسیدم ، همیشه حرف مردم برای من مهم ترین چیز بود .به نوعی فقدان عزت نفس در من بیداد میکرد .هرگز حتی لحظه ای رو به آرامش خویش فکر نمیکردم و ذهنم درگیر این بود که نکند دیگری را به دلیل گفتن فلان حرف رنجانده باشم .
وقتی با کسی به سخن گفتن می نشستم حتی لحظه ای آرامش و آسایش نداشتم چرا که تمام توجه من براین بود که نکند این شخص را ناراحت کنم ، دلیلش را هنوز نمی دانم که چرا در آن موقع این چنین شخصیتی داشتم که با عث آزار و اذیت من میشد؟
دائما سرگرم خیال بافی های بی نتیجه بودم و نمی دانستم که این خود گناهی بزرگ است چراکه شخصی اگر خیال بافی بی نتیجه وبی ثمر کند دچار رنجش و عذاب خواهد شد
(خیال بافی تفاوت عظیمی با تجسم و ساختن تصویر ذهنی دارد و فقط برای مادیات و خواسته های بی نتیجه به کار برده میشود )
همانا خداوند هر خیال باف و فخرفروش را دوست نمی دارد.
و این رنجش را من در زندگی دنیوی خود نیز احساس میکردم چرا که مکرراً دچار ضعف شخصیتی بودم و هرگز نمی توانستم خویشتن را دوست بدارم . ????
من از سلامت جسم در وضعیت کاملا سالمی هستم وبودم وبه همین خاطر خداوند رو سپاس گذارم ولی هرگز از سلامت روح به طور 100 درصد کامل نبودم و طبق گفته هایم از قفدان عزت نفس بسیاری رنج می بردم و هرگز نمی توانستم به این دلیل با دیگران ارتباط برقرار کنم .
مطالب زیادی رو در رابطه با از بین بردن خجولی و کم حرفی و همچنین افزایش عزت واعتماد به نفس خریداری و استفاده کردم ولی هیچ یک کمک شایانی به من نکردند چرا که فقط به عنوان یک کلیپ انگیزشی فقط لحظه ای در من شور وهیجان ایجاد کردند .
واین را هم بگویم که از ابتدا قبل از اینکه من مطالب و یا دوره ای رو از اینترنت تهیه و خریداری کنم با استاد عزیزم جناب آقای عباس منش آشنا بودم حتی قبل از اینکه سایت و یا محصولی رو تهیه وتولید کنند ولی هیچ وقت به سمت ایشون نخواستم که روی بیارمورم.خواهر من بسیاری از کلیپ های آموزشی استاد رو تهیه کرده بودند و هرروز گوش میدادند ولی من حتی کوچکترین توجهی به این موضوع نمی کردم چرا که از قوانین اطلاعی نداشتم ودید خیلی از افراد(حداقل اطرافیان من) دیگه رو داشتم که استاد فایلی رو در رابطه با همون موضوع مدتی پیش تهیه کردند وحدسیات وگمان های اشتباهی راجع به ایشون داشتم.
???? یا اَیُّها الَّذینَ ءامَنُوا اِجتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ اِنَّ بَعضَ الظَّنِّ اِثمٌ ». (بخشی از آیه 12 سوره حجرات)
« ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که پاره ای از گمانها گناه است ». ????
ولی یک بار یک نیروی انگیزه دهنده ای به سراغ من آمد و من رو به سمت استفاده از محصولات رایگان استاد جذب کرد نمیدونم که چه نیروی بود فقط همین قدر می دانم که اگر آن نیرو و یا انگیزه بر من قالب نمی شد شاید همان انسان قبلی با همان دیدگاه اشتباه می بودم و می ماندم.
یک روز یکی از فایل های رایگانی رو که خواهرم تهیه کرده بود رو با عنوان عزت نفس چیست در رایانه شخصی خودم پخش کردم و از آن موقع بود که زندگی من تغییرات اساسی به خودش دید. این گفته استاد تاثیر بسیار زیادی برروی من گذاشت که می گفتند انسانی که عزت نفس خودش رو از دست میدهد یا شخصیتی درون گرا خواهد شد ویا شخصیتی برون گرا که شخصیت من به سوی مورد اول بیشتر میل داشت ومن با خود فکر میکردم تنها شخصی که کم صحبت وخجل است شخصیتی با فقدان عزت نفس است که دیدگاه وباور من کاملا اشتباه بود.این گفته باعث شد که من توجه خودم رو برروی سخنان استاد دوبرابر کنم و بیشتر به سمت استفاده از محصولات ایشان مشتاق بشوم بهترین نکته ای که استاد به من یاد آور شدند این بود که افرادی را که فکر می کنید به شما آسیبی و یا ضرر رسانده اند را ببخشید و من از این تمرین بهره ها بردم که در ادامه آن هارا متذکر خواهم شد.ایمان واقعی من به محصولات استاد عباس منش زمانی افزایش یافت که فایل خدارا بهتر بشناسیم رو تماشا کردم ودیدم که تمامی سخنان ایشون براساس قرآن هست و من واقعا بابت نظر اشتباهی که به ایشون داشتم شرمنده شدم ،
???? امام علی( علیه السلام ) می فرمایند: « هرگاه سخنی از برادرت سر زد و تو می توانی برای آن محمل خوبی بیابی، به آن گمان بد مبر ????
پس سعی کردم که روند استفاده از محصولات رو افزایش بدم چون این باور در من ایجاد شده بود که استاد فقط بر اساس رسالتی که بر خود می بینند این فایل هارو تهیه و تولید میکنند و مبلغی که ما به این مجموعه می پردازیم به این دلیل است که برای استفاده از هر چیزی باید بهای آن را پرداخت.
????
من این روند را ادامه دادم تا با محصول رایگان قانون جذب آشنا شدم و اون رو نگاه کردم ومتوجه این شدم که ما برهر چیزی توجه می کنیم اساس آن را در زندگی خود به وجود می آوریم .این گفته برای شخص من که ناتوانی در برقراری ارتباط داشتم بسیار گفته دلنشین و زیبایی بود.این فایل استاد را من قریب به 10 بار نگاه کردم چرا که هر چه نگاه میکردم بیشتر متوجه شرایطی که خود به وجود آورده بودم میشدم.پس از آن کلیپ چگونه در عوض 1 سال درآمد خودراسه برابر کنید را گوش دادم وبرای من ثروت ازنظر مال هیچ در آن لحظه مهم نبود وتنها چیزی که برای من مهم بود انجام دادن تمریناتی جهت تغییر دادن باور های مخرب بود پس از این رو سعی کردم تمامی محصولات رایگان استاد را مورد استفاده قرار بدم و در فایل دوم تمرینی بسیار زیبا وکارآمد استاد پیشنهاد کردند و آن این بود که در مورد باوری که می خواهید ایجاد شود ی یک فایل صوتی ایجاد کنید باصدای خودتان ودر آن تمام چیز های مطلوب در رابطه با آن باور را ذکر کنید این تمرین برای من بسیار مثمر ثمر بود و طبق گفته ایشان که باید 21 روز تکرار میشد که تبدیل به باور بشود پس من این فایل را که با صدای خود در مورد باور هایم ساخته بودم را در 21 روز به طور مداوم و تکراری گوش میدادم و کم کم این تفکر برای من تبدیل به باور شد
من در این تمرین دچار تضاد هایی شدم بدین جهت که اگر تنها با گفتن و حرف زدن می خواست چیزی تغییر کند تا به حال هیچ فرد فقیری در روی زمین باقی نمی ماند ولی کمی بعد با فایل دوم استاد در دوره هدف گزاری آشنا شدم که در مورد باور به فراوانی سخن میگفتند و در آن متذکر شدند قدرت خداوند آن قدر نامحدود است که هر چیزی را درخواست کنید به شما خواهد رسانید
ولو ان اهل القری ءامنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکـت من السمآء(بخشی از آیه 96 سوره اعراف)
و اگر مردمی که در شهرها و آبادیها زندگی دارند ایمان بیاورند و تقوی پیشه کنند برکات آسمان و زمین را بر آنها میگشائیم
من هرروز با خود تکرار میکردم که من بنده تابناک خداوند هستم و همه بندگان در پیشگاه خداوند دارای شرایطی یکسان می باشند و منشا پیدایش همه آدمیان یکی است از این رو هیچ کس بر کس دیگری برتری ذاتی ندارد. تنها برتری در نزد قرآن به شخصیت افراد است که از طریق تفکر و عبادت ارتقا می یابد.. که آیه زیر صدق این موضوع میکند
ای مردم ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمند ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.بی تردید خداوند دانای آگاه است ????
دیگر انگار من آن شخص قبلی نبودم ، هیچگاه افکار منفی در باره اشخاص دیگر نمی کردم و هیچگاه در صورت برقراری رابطه با کسی دچار تزلزل و اضطراب نمی شدم .تغیراتی که باگوش دادن به فایل های استاد در من به وجود آمد به واسطه تمریناتی که انجام میدادم مرا از نظر شخصیتی به مقام ارزشمندی رساند و باعث شد من شخص واقعی خودم را درک کنم و نسبت به آن آگاهی داشته باشم.استاد دریچه ای رو به بهشت را به سوی من در این دنیا گشودومن این معنویت را مدیون استاد عزیز و گرانقدر خودم جناب آقای سید حسین عباس منش می باشم.از آن لحظه به بعد من شروع به انجام تمریناتی که ایشان میدادند کردم وتا کنون نتایج بسیار عالی وموفقیت آمیزی را کسب کردم.باید بگویم که تا کنون هیچ یک از افکار پیشین به شکرانه خدای تعالی در من به وجود نیامده و من خدای خویش را سپاس گزارم چرا که بدین معنی است که من در مدار درست قرار دارم وچه موفقیتی برتر از این که انسان در کمال معنویت به خداوند نزدیک باشد و خود را با خداوند دوست بدارد
پس روی خود به سوی دین حنیف کن که مطابق فطرت خدا است، فطرتی که خدا بشر را بر آن فطرت آفریده ????
بشر در ادراک خدا از طریق دل به هیچ نوع برهانی نیاز ندارد فقط کافیست که چشم ودل بگشاید و خدای خود را نزدیک تر از رگ گردن به خود ببیند چرا که خداوند در درون انسان است و انسان برای رسیدن به خدای خویش نیازمند روجوع به قدرت درونی خویش یا همان حکمت الهی می باشد
در پایان در مورد قدرت بخشش در زندگیم سخن می گویم که قدرتی بی نظیر است حال که به آن می اندیشم اگر کسانی را که به نوعی به من آسیب رساندند و باعث ضرر و خسران درمن شدندرا نمی بخشیدم هیچگاه شاهد متجلی شدن موهبت هایی که خداوند به من میداد نمی بودم چرا که برای تجلی موهبت و خواسته نیاز مند پاک شدن دل از هرگونه شرک و کینه است که در صورت وجود آن همچون مانعی برسر راه شما خواهد بود و این با قوانین کیهانی مغایرت نخواهد داشت
بسیارى از اهل کتاب پس از اینکه حق برایشان آشکار شد از روى حسدى که در وجودشان بود آرزو میکردند که شما را بعد از ایمانتان کافر گردانند پس عفو کنید و درگذرید تا خدا فرمان خویش را بیاورد که خدا بر هر کارى تواناست ????
در آیه بالا شرط به وقوع پیوست فرمان خداوند عفو وبخشش می باشد
متن همه بسیار عالی است و به همه ستاره می دهم واقعا یکی از یکی بهتر است وقتی این قسمت سایت می آیم وهر دیدگاهی را می خوانم آرامشی عمیق پیدا می کنید . آقای خزایی شجاعت را در نوشته های شما دیدم.
سلام.ممنون ازشما آقای خزایی که خاطرات و تجربیات خوبتون رو نوشتین
طرز تفکر من بسیار شبیه تجربیات شماست.
دارم از دوره بسیار غنی عزت نفس و هم دوره اصول کسب و کار شخصی استاد عباسمنش استفاده میکنم.
بسیار صبر و انتظارات درستم بهتر شدن
قدیما بسیار عجول و زودرنج بودم الان خیلی خیلی حال بهتری دارم و خوب با خودم کنار اومدم و آدمها رو بهتر و بیشتر از گذشته دوست دارم و تفاوتهای فکری رو پذیرفتم.
امیدوارم هرروز مثل استاد عزیزمون ،از نتایج و تجربیات جدید و خوب شما و دیگر عزیزانم در سایت استاد عباسمنش ببینیم و بخونیم،
مطمئنم خووندنی ترین و رویایی ترین صفحه نظرات گروه تحقیقاتی عباس منش در ذیل این ویدئو نقش خواهد بست….
استاد بزرگوار بر ذهن خلاق و خلاق و خلاق شما هزاران بار هووووو باید کشید…
من حسن بابائی(نام مستعار :افشین) متولد 58/12/24 در منطقه جنوب شهر تهران در خانواده پرجمعیت و به لحاظ مالی متوسط رو به پایین بدنیا آمدم از زمانیکه یادم میاد تو ذهنم افکار بزرگی رو پرورش میدادم بسیار انسان جاه طلب به لحاظ کسب ثروت بودم بعد از تحصیلات لیسانس در رشته مهندسی نرم افزار از طریق یکی از آشنایان وارد شهرداری تهران منطقه 4 شدم تقریبا 5 سال در چند حوزه شهرداری فعالیت کردم ولی واقعیتش رو بگم نتونستم دوام بیارم لذا از طریق همسر خواهرم وارد شرکت هرمی کوئست شدم آموزه های این شرکت بسیار برام زیبا بود و فعالیت من در اون مجموعه فوق العاده عالی بود و لیکن به لحاظ جو حاکم ادامه کار محقق نشد فلذا در پایان سال 83 با دختری در همین تیم آشنا شدم و ازدواج کردم خداروشکر خداروشکر خداروشکر
پس از ازدواج به لطف خداوند رحمان تونستم با جمع و جور کردن پولام یه خونه کوچیک بخریم “خدا را سپاس” تا سال 1389 در چندین شرکت به عنوان کارمند مسئول فروش مدیر فروش فعالیت کردم تا اینکه اوایل سال 90 از طریق یکی از مشتریان آخرین شرکتی که کار میکردم به شراکت با ایشان دعوت شدم ” شروع بیزنش شخصی ” چند ماهی با ایشان کار کردم تصمیم گرفتم دیگه شریکی نداشته باشم از ایشان جدا شدم و مجموعه ای مسقتل با مدیریت شخص خودم راه اندازی کردیم تا اینجا شرایط بسیار عالی بود کم کم مشتریها زیاد میشد و کارمندها هم همینطور تا اواخر سال 92 که روز بروز حساب بانکیم چاق و چاقتر میشد در پایان این سال از طریق بازاریاب شرکت پیک برتر به دوره یکی از اساتید عزیز معرفی شدم که در اون دوره ثبت نام کردم چند جلسه از این کلاسها رو شرکت کردم و پس از اون تصمیم گرفتم دفترمو عوض کنم ” آغاز روزهای …… ” یه دفتر بزرگ و شیک در قلب تهران با هزینه بسیار بالا اجاره کردیم شرایط به ظاهر خوب پیش میرفت تقریبا 20 کارمند با فروش خوب … در این برهه از زمان تصمیم گرفتم خونمو عوض کنم که این تصمیم باعث شد قریب به 200 میلیون تومن از پول شرکت نوپا و تازه جون گرفته بکشم بیرون و اینکارو کردم و کار رو ادامه دادیم ….. و رسیدیم به ابتدای سال 94
من خدا رو در قلب کسانی دیدم که بدون هیچ توقعی مهربانند…
سلام و هزاران سلام به همه ای عباس منشی های گل…خیلی خوشحال و خوشبختم که جزو خانواده صمیمی و گرم عباس منش هستم خدایا بخاطر همه آرامشی که ازت دارم تو را سپاس فراوان میگویم!!!
الان دارم شروع میکنم به نوشتن ساعت از دو بامداد گذشته، همه خوابن ولی من پر انرژی ام خیلی خوشحالم همینجوری خود به خود پر از حس خنده ام احساس خوبی دارم امشب شب بسیار قشنگیه!!! شوق اشتیاق عجیبی تمام وجودم گرفته انگار قراره همینجوری با همین شوق تا فردا صبح بیدار بمونم… الان خیلی عالیم احساسم نسبت به مدتها پیش واقعا صد و هشتاد درجه تغییر کرده الان فوق العاده عالیه ام! همه چی از اونجا شروع شد که استاد عباس منش شد چراغ هدایت من تو زندگیم؛استاد بزرگوار رسالتت برای من بزرگترین و برترین رسالت بود من باورش کردم و ایمان آوردم؛ نهایت قدردانی و تشکر رو دارم به خاطر هم خوبیهات متشکرم!خب یادمه تو شرایط خیلی بدی قرار داشتم پسری بی حال با تجربه روزهای بد!نه اوضاع مالی خوبی داشتیم؛نه هم چیزی که منو خوشحال کنه،تحت افکار بیمار گونه خانواده ام قرار گرفته بودم، مادری بسیار بد اخلاق و بسیار بد رفتار داشتم! که یادمه همیشه در مقابل دیگران منو و برادر و خواهرم رو سرزنش میکرد و ما رو خار خفیف میکرد همیشه در تحقیر حرفای مادرم قرار داشتم و زیر خرواری از حرفای طعنه آمیز مادرم قرار داشتم هی در شرایط بد و بدتر قرار میگرفتم طوری که میتونم بگم اوضاع زندگیم داغون داغون بود پوچ به هدف اون روزا به خودم می گفتم مرده متحرک؛از لحاظ خانوادگی خیلی در عذاب بودم زندگی ما جوری بود که انگار قرار نبود رنگی بگیره که اسمش بشه گذاشت زندگی هر روز دعوا هر روز فحش هر روز آبرو ریزی من از گذشته ام دلخوشی ندارم که بخوام دیگه بیادش باشم اینقدر تو گذشته تجربه های تلخی داشتم که هر وقت بیادش میفتم صحنه هاش جلو چشمامم تداعی میشه و منقلب میشم خواهرم که خیلی بهش وابسته بودم و دوسش داشتم تو تصادف جان سپرد! بدترین روزای زندیگم بود هیچی کاری از دستم ساخته نبود از خدا گله مند نبودم فقط نمیتونستم باور کنم که دیگه نیست و نبودنش برام پر از درد بود بعد مرگ خواهرم خیلی طول کشید تا به خودم اومدم… هی……. یاد همه روزای قشنگمون بخیر آبجی بدون همیشه بیادتم! ولی الان خیلی خیلی خوشحالم طوری که میدونم مسیر زندگی من صد و هشتاد درجه تغییر کرده! یه روزی تو کنج خونه نشسته بودم خیلی افسرده و غمگین یادمه اون موقع یک سالی بود که پیش دانشگاهیم رو تموم کرده بودم و بیکار بی حال بودم! فکر کنم ساعت ده و نیم شب بود؛یادم نیست چه اتفاقی افتاده بود که خیلی ناراحت شده بودم از بس که همیشه روحیه رنج آوری باهام همراه بود بخاطر بد رفتاری های که باهام میشد اکثر اوقات ناراحت و غمگین بودم ولی به رو خودم نمیوردم خیلی از این شرایط خسته بودم دلم دنبال چیزی بود به نام “آزادی “!!!!عادت نداشتم بلند حرفای دلم رو بگم ولی یادمه که اون شب زمزمه میکردم و از خدا درخواست کردم که منو هدایتم کنه یا اتفاقی بیفته که منو از این وضع نجات بده!!!برام الان غیر قابل باوره اونشب خدا منو هدایت کرد به مسیری که سالها یادمه از دوران کودکیم دنبالش بودم اره من به طرز عجیبی با سایت آقای عباس منش آشنا شدم تو اون حالت غمگین و ناراحت چشمام رو بستم و یه شماره گرفتم بوق خورد…گوشی ور داشت…الو گفت؛ سریع قطع کردم!یه آقای جوونی بود! نمیدونم چم شده بود ولی خود به خود اون وضع بدم و حالت روحیه نامناسبی رو که داشتم کلا براش از طریق پیام ارسال کردم بدونی که بخوام فکر کنم طرف کیه؟بعد چند دقیقه زنگ زد و گفت من کمکت میکنم ولی نه از جنبه مالی و بعد خودشو معرفی کرد اقا حسین مال تهران! دوست عزیزم که خودشم عضو گروه تحقیقاتی عباس منش هستند من همیشه ازش تشکر میکنم بابت این لطف بزرگی که در حقم کرد خیلی متشکرم حسین جان!ایشون برام از سایت عباس منش گفت و قشنگ توضیح داد که ایشون کی بوده و از کجا به کجا رسیده کم کم افق دیدم به اطرافم تغییر کرد چون این دوستم هر روز برام از استاد عباسمنش میگفت یادمه اولین دانلود من؛ کلیپ انگیزشی صبح بود از سایت و بعد”فقط روی خدا حساب باز کنیم” و بعد کل فایلهای رایگان واقعا برای من عالی بود منی که صبح ها تا لنگ ظهر خوابیده بودم طوری شد که صبح ها ساعت شیش میرفتم کنار دریا هندزفری میذاشم پیاده روی میکردم و فایلهای رایگان استاد رو دونه به دونه گوش می کردم چیز زیادی اون روزا از قانون حالیم نبود ولی واقعا نشونه ها رو می دیدم!حتی بلد نبودم که نشونه ها رو تایید کنم تو فایلها لحن و طرز بیان آقای عباس منش برام حاکی از صداقتی بود که تو حرفاش موج میزد اینجوری بود که ایشون رو باور کردم و از همون موقع تا به الان شاهد موفقیتهای چشمگیری توی زندگیم بودم نمیخوام بگم از زمانی که با سایت استاد آشنا شدم زندیگم دیگه قند و عسل شد نه! مشکلات زیادی هم سر راهم قرار گرفت بدترین اتفاقات رو تجربه کردم اما خوبیش این بود که دیگه به آینده امیدوار بودم و دیگه باور کردم که هر اتفاقی بیفته به نفع منه و قرار نیست که اوضاع همیشه این باشه و همینجوری پیش بره فقط خدا رو در نظر میگیرم به چیزهای رسیدم که واقعا تو یکی دو سال پیش یه آرزو بودن برای من؛-من الان به اتاق دل خواهم به اتاقی که سالها منتظر اماده شدنش بودم رسیدم خیلی اتاقم رو دوس دارم با همه سادگی که داره”همین الان هم تو اتاق خودمم”هوا گرمه شربت پرتقال تو یه لیوان بزرگی ریختم گذاشتم رو میز کنارم جرعه ای مینوشم و هی می نویسم جاتون خالی خیلی خوشمزه اس”””
_الان تغییر رو دارم تو زندگیم حس میکنم من یه خونه خیلی بزرگی دارم که الان رسما سندش به نام خودمه همین پارسال پدرم بنامم کرد خیلی برام خوشحال کننده است خوشحالم که خانواده ام هم تغییر کردن از زمانی که من واقعا تغییر کردم من به رفیقایی جدید و بهتر به یه دنیا آرامش به چیزای که علاقه داشتم رسیدم به چرخ خیاطی کاچیران به یادگیری زبان انگلیسی دیشب امتحان پایان ترم داشتم چقدر زبان انگلیسی برام شیرینه هر جلسه با علاقه ای بیشتر سر کلاس حاضر میشم من به یه بازیگری دختری که دلم میخواستم بشه روزی سوپراستار رسیدم دختر خواهرم مسولیتش با منه تست داد قبول شد برا بازیگری و الان داره قشنگ حرفه ای کار میکنه!!به مهمترین چیز زندگیم که سالها شاید بگم هفت هشت سال تو فکرش بودم و بزرگترین مشکل توی زندگی ما بود که فکره شب روزمون بود و به قول مادرم تا این مشکل حل نشه ما نه آب داریم نه خوراک تو همین پارسال بهش رسیدم در کمال ناباوری همه ای ادمای اطرافم که وقتی حل شد از تعجب خشکشون میزد!!!آره اینقدر به اتفاقات قشنگ زندگیم رسیدم که دیگه واقعا حضور خدا رو توی زندگیم احساس میکنم میتونم بگم در واقع من الان به خودم رسیدم؛ دیگه جلو هیچ کسی حفظ ظاهر نمیکنم آدم روکی شدم دیگه دروغ نمیگم آدم با نظمی بودم ولی الان چند برابر قبل با نظم تر شدم دیگه راحت هر لباسی با هر رنگی که دوس دارم میپوشم هر جوری که خودم دوس دارم تیپ میزنم در برابر زندگیم احساس مسولیت میکنم خیلی سریع تصمیم میگیرم و عملیش میکنم واقعا با همه مشکلات زندگیم کنار میایم و تمام سعی خودمو میکنم که حلشون کنم آدم خیلی بهتری شدم قانون استاد رو یاد گرفتم
الان دیگه من اون آدم قبلی نیستم و به جرات میگم الان دوساله که واسه یه لحظه هم افسردگی پیدا نکردم ناراحت شدم ولی یک ساعته شدم آدم قبلی در برابر اتفاقات ناخوشایند زندگیم بهترین واکنش رو نشون میدم و الان مدتهاست که میدونم قشنگ* اینها از کجا آب میخوره…. بابا همش بخاطر اینه که باورهام تو ضمیر ناخودآگاهم تغییر کرده اینقدر شور و شوق دارم برا زندگی که دوس دارم همیشه همین جور شاد و جوان بمونم الان فردی هستم با یه شخصیت خیلی پسندیده و از خودم راضی’خیلی خودمو دوست دارم و برا خودم خیلی احترام میذارم! خدا رو هزاران بار شکرت خیلی سپاسگزارم که منو در مسیری قرار دادی که آنها را هدایت کردی… مدار من تغییر کرد وتونستم رو باورهام کار کنم و تو یه مداری بهتر از قبل قرار بگیرم؛؛؛من به روانشناسی ثروت استاد رسیدم به قانون آفرینش عزت نفس و دوره هدفگذاری استاد عباس منش اینا روزای اول آشنایی با سایت جزو رویایی من بودن الان شکر خدا بیشترین محصولات سایت رو دارم دوره عشق و مودت که خیلی عالیه بی نظیره به نظر من رسیدم اینا تغییراتی که به وضوح دارم میبینم و احساس میکنم میدونم که عامل این همه اتفاقات قشنگ استفاده از دوره های آقای عباس منش بود؛؛؛ برا موفق شدنم بهایش رو پرداختم نوش جان استاد!!!امیدوارم از اینی که هستین هنوز هم ثروتمند تر بشین و همیشه شاداب و سلامت باشید خیلی خیلی دوست دارم استاد عزیزم برای من روانشناسی ثروت و قانون آفرینش و فایل وضوح از طریق تضاد برخورد با ناخواسته ها و فایلهای انگیزشی خیلی تاثیر گذار بودن بخصوص روانشناسی ثروت و قانون آفرینش و فایل انگیزشی چهارمی؛ اون دوره ها هم هنوز به طور کامل استفاده نکردم و دارم کم کم کار میکنم در آخر همشه شما رو به خدواند یکتا میسپارم امیدوارم روزی همه ای دوستان و استاد عزیزم رو از نزدیک ملاقات کنم خداحافظ به امید لحظه دیدار…
چقدر زیبا، چقدر عالی. شما فوق العاده هستید. آقای فرشید همیشه مادربزرگم میگفت شاید من نباشم و از دنیا برم ولی این و بدون همیشه از اون دنیا هوات و دارم. خداوند خواهرتون رو قرین رحمت کنه. آب پرتغال خنک نوش جانتون آقا.
چقدر ذوق کردم از خوندن کامنتتون….ممنون که وقت گذاشتین و این همه تغییرات مثبت زندگیتونو با ما به اشتراک گذاشتین….یادتون باشه شما پاره ایی از خداوندی….قطره ایی از دریا…در اصل تو خود خدایی…پس با صلابت قدم بردار …چون تو خالق ۱۰۰شرایط و اتفاقات زندگیت هستی….موفق و پیروز و ثروتمند باشی…
من 35 سالمه. من در سن 16 سالگی ازدواج کردم که همسرم اعتیاد داشت من آگاهی کمی داشتم و با باورهای والدینم و دیگران زندگی می کردم که هر بار میخواستم طلاق بگیرم که میگفتند طلاق خوب نیست و اگه بچه بیارم شرایط بهتر میشه و از این حرفها، با وجود همه مشکلات من صاحب 2 فرزند شدم و با کلی سختیها و درد،با آمدن دخترم و با مخالفتهای خانوادم و تهدیدها، طلاقمو به هر نحوی تو سن 23 سالگی گرفتم و مهریمو بخشیدم و حضانت بچه هامو گرفتم.حالا بماند که همسرم چه ها کرد و چه شد. اصلیت ما ترک هستیم و به شدت سنتی و افکار عقب افتاده، که تو خونه پدرم دیگه اصلا آزادی و اختیار نداشتم و خانوادم با حرفای دیگران من و بچه هام رو با کنایه هاشون اذیت میکردن. به هر حال تو اون شرایط گوشه خونه پدرم با اصرار و هزینه خودم مغازه کوچولو درست کردم و آرایشگری میکردم و هم چنان رفتم دیپلممو گرفتم، یه زمین کوچولو روی کوه خریده بودم با کلی تلاش صافش کردیم یه اتاقک درست کردم با اذیتهای شهرداری به هر حال یه چند سالی طول کشید تا یه کمی کاملش کنم بعدش فروختم یه جای دیگه خریدم. کار عکاسی و فیلمبرداری هم انجام میدادم از خانواده همسرم یاد گرفته بودم، کلاس زبان رایگان پیدا کردم میرفتم که اونجا اسم چند کتاب از باربارا.دی.انجلیس شنیدم که خوبه، گرفتم خوندمشون که از لحاظ فکر و روحی برام خوب بود تا 6 سال تونستم خونه بابام دووم بیارم خیلی گیر بودن همه چیزمو کنترل میکردن، از همه چی میترسیدم ولی دیگه طاقتم تموم شد هدایت شدم به خونه ای که داشتم، با تمام اختلافهای خانوادم رفتم خونه خودم که مغازه رو تحویل دادم، خونه خودم هم زندگی میکردم با بچه هام و هم آرایشگری میکردم هم آتلیه زده بودم عکاسی میکردم و مجلس میگرفتم فیلمبرداری میرفتم.بابام با من قهر کرد و توجهی به من نمیکرد و برادرم طبقه بالای خونم با خانومش زندگی میکردن و مثل بابام و شاید بدتر از اون باهام رفتار میکرد و دست رو مطلقه بودن من میزاشتن که رفتارشون رو توجیه کنند ولی من تحت فشارهای زیاد تازه موتورم روشن میشد و به رشد و پیشرفت فکر میکردم و چون نمی تونستن جلوی من رو بگیرن به هر طریقی که بلد بودن آزارم میدان.احساس بی پشتوانگی و بی کسی میکردم، کمبود توجه و محبت داشتم و به هر حال 3 سال هم مستقل با بچه ها م زندگی کردم و یادم نمیاد که دستمو جلوی کسی دراز کرده باشم حتی در صورت نیاز شدید و سختی زیادی من و بچه هام تحمل کردیم. تونستم تو حرفه تصویر برداری خیلی پیشرفت کنم که آرایشگری رو جمع کردم. و برای خونم وسایل خونه بگیرم و بچه هام رو کلاس و باشگاه بفرستم.ولی افکار و روحیه خوبی نداشتم گاهی شیطونی های کوچولو میکردم ولی دچار عذاب وجدان میشدم و خدارو شکر چون مسئولیت پسرم و دخترم رو داشتم فرصتی برای فراغت و شیطونی و رفیق بازی نداشتم.و یا خیلی کم داشتم. آنقدر کار فیزیکی و هر شب مراسم میرفتم برای عکاسی و فیلمبرداری دیگه هم روحم هم جسمم خسته شده بودن.باورم این بود که با یکی ازدواج کنم و دیگه کار نکنم شاید حالم خوب شه و استراحت کنم بشینم تو خونه با افکاری که داشتم یه آدمی بدتر از بابام و برادرم رو جذب کردم و من با پسر 14 ساله و دختر 9 ساله داشتم و 32 سالم بود ازدواج کردم با مردی که 13 سال از من بزرگتر بود و دختر 18 ساله و پسر 16 ساله داشت و از همسرش که دختر داییش بود 2 روز قبل از عقدمون طلاقش داد.و به خاطر خستگیم زود تصمیم گرفتم و فریب وعدههای دروغ همسر دومم شدم. یعنی همه اتفاقات بر گرفته از ذهن خودم بود و در فاصله کم اتفاق می افتاد.همسرم گوشیم ازم گرفت که با هیچ کس ارتباط نداشته باشم.و بعد از چند وقت خاموش کرد و دیگه اجازه نداد روشن کنم. من دوست داشتم کار نکنم و بیشتر خونه باشم استراحت کتم ولی دیگه حتی اجازه بیرون رفتن از خونه رو هم نداشتم و هر جا باید با خودش میرفتم و با بدترین رفتارها و شکاک بودن و تهمت زدن.با بچه هام خیلی بد رفتار میکرد. هم من هم بچه هام ازش میترسیدم.همون ماه اول ازش خواستم جدا شیم یا نامزد باشیم تو 2تا خونه مجزا ولی به هیچ راهی رو نمی پذیرفت.حتی با بابام و برادرم همدست بودن که تو هر شرایطی منو محکوم کنند که چون شوهرمه و یه کمی دستش به دهنش میرسه من باید برده باشم و همه رفتارها و بپذیرم، از دید اونها از مطلقه بودن که بهتره. تازه میتونن پوز داماد پولدارتر از داماد قبلیشون رو به دیگران بدن. ولی همسرم از لحاظ مالی خوب ساپورتم نمیکرد.با اینکه خونه نشین شده بودم مثلا در حال استراحت کردن. دچار مریضیها شدم دچار حمله های عصبی،کمر درد های فجیع که کارم به تزریق بین نخاع شدم، ناراحتی های زنانه، فشارهای بالا که کارم به بیمارستان میکشید،ناراحتی ها و طپش های قلبی، اختلال تیروئید و… بیرون رفتن من تو بیمارستان ها بود البته چون خودم بیمه بودم از مراکز بیمهای استفاده میکردم که منت شوهرمو نشنوم و هر بار من بیمارستان میرفتم باید خودش رو هم چکاب میکرد، خواستم سر کار برم که البته قبل ازدواج باهاش طی کرده بودم ولی نزاشت. یه مدتی گذشت، تحمل این شرایط برام و بچه هام زجر آور بود. خیلی هم میترسیدم هم برای خودم هم آینده بچه هام. تا اینکه 2 سال گذشت و من تحملم تموم شد. تصادفی با کتابهای صوتی رایگان آشنا شدم انگار روحم تشنه بود و دنبالشون بود و فایل صوتی بعضی از اساتید رو شنیدم یه کمی دل و جرات پیدا کردم و مخفیانه شماره چند تا وکیل رو از اینترنت پیدا کردم برای طلاق که میرم از نو شروع میکنم و دیگه دکتر نرفتم و گفتم خودم باید خوب شم و دیگه از روزی 10 تا قرصهای جور واجور خوردن خسته شده بودم، شبا نمیتونستم بخوابم آرام آرام قرصهامو کم کردم و دیگه نخوردم .بالاخره یه وکیل آقا با ترس از اینکه همسرم بعدها بهم تهمت خواهد زد ولی فقط یه مرد میتونست حریف خشونتهای همسرم بشه و در جا نزنه پیدا کردم و به بهانه بیمارستان رفتن رفتم یه جا اجاره کردم مخفیانه وسایل شخصیمو فرستادم، خیلی سخت و ترسناک بود، جرات نداشتم بروز بدم که نقشه رفتن و یه جوری فرارم لو نره چون به هیچ عنوان همسرم نمیزاشت که برم و مدام منو تهدید میکرد.من هم همه تمرکزم رو منفی ها بود برای اینکه جرأتم بیشتر شه شروع کردم نماز خوندن و روزه گرفتن و نزدیک خدا شدن که یه کمی ایمانمو قوی تر کنم، میدونستم همه این اتفاقات شبیه هم از افکار غلط و ایمان ضعیفم بود. شرایط سخت گذشته هم برام تجربه بود.یه روزی زدم به سیم آخر و رفتم و مخفیانه با خواهرم در ارتباط بودم که اوضاع رو بهم اطلاع میداد. تمام وجود من و بچه هام ترس بود و از اینکه باز مستقل شده بودیم هم احساس خوبی داشتیم.شرایط خوب نبود که با فرار مشکلی حل نمیشه باید با مشکلات روبرو میشدم، از پدرم و برادرم و همسرم خواستم که یه جا جمع شن با مشورت با وکیل که برم جلوشون از حقم دفاع کنم که اوضاع بیخ پیدا نکنه.همشون ترسیده بودن و متعجب از کار من که چه جوری تونستم و کی فرصت کردم و چرا کسی متوجه نشد با این همه کنترل. به هر حال به خاطر طلاق من 100 سکه مهرم بود که اجراش گذاشتم که همسر خسیس برای من رو تحت فشار بزارم که طلاقم بده.و همسرم خواهش و التماس که اشتباه کرده و جبران میکنه حاضر شد 50 سکه بده و با بقیه مهرم حق طلاقمو با سماجت گرفتم که قول بده تغییر کنه و من هم هر وقت خواستم بتونم جدا شم. باز با کلی شک برگشتم. رفتارم برای شوهرم قابل باور نبود هر چند خانوادم از این رفتارها از من دیده بودن که حرفامو عملی میکنم حتی اگه بمیرم. بعد از اومدن همش تو فکر کاسبی بودم با بورس و سمینارها آشنا شدم و توسط یکی از شاگردان استاد عباس منش با استاد آشنا شدم، خداروشکر و مدام هر چی مطالب رایگان رو استفاده میکردم ک به حدی تشنه بودم که پیشرفت کنم وسوسه شدم دوره روانشناسی ثروت رو تهیه کنم، یه مدت تامل کردم که این همه پول رو برای چی باید بدم ولی چند وقتی آرام و قرار نداشتم که باید بیشتر بدونم بالاخره تهیه کردم و کار مدام من گوش کردن به فایلهای استاد بود.حتی مطالب مهم رو یادداشت میکردم.اسم هر کتابی که میومد رو یادداشت میکردم.یعنی از دی ما 94 شروع کردم با ایجاد باورها برای پیشرفت و تمام کتابهای صوتی استاد رو تهیه کردم و بسته روان شناسی 2 و چند دوره عزت نفس و تند خوانی و هدفگزاری و تضاد استاد رو تهیه کردم و حدود 80 کتابهای موفقیت رو گرفتم و تا عید کارم مطالعه و خلاصه برداری و شنیدن فایلهای صوتی استاد.باورام در حال تغییر بودن و دیگه متوجه همسرم و بچه هاش نبودم و نقطه توجهم در حال تغییر بودند.از لحاظ روحی تغییر میکردم ولی مالی نه هنوز، فقط باورسازی میکردم.دیگه شبا بیدار میموندم به جای افکار منفی و شلوغ حالا دیگه کتاب میخوندم و فایل گوش میکردم ولی هر از گاهی باز به فرکانس قبلی برمیگشتم ولی دیگه رو رفتارم هوشیار شده بودم. تا الان که 4 شهریور 95 هستش افکار خیلی تغییر کرده کلاس زبان میرم حتی رفتار همسرم نیز تغییر کرده البته نه اون جور که من میخام چون دیگه میخام خودم تغییر کنم و توجهم به پیشرفت خودم باشه.ارومتر و صبورتر شدم، قرآن صوتی و پیامهای عرفانی و فلسفی دیگر اساتید و فایلهای استاد عباس منش رو مدام گوش میکنم، کتابهایی که خوندم رو خلاصه کردم رو با صدای خودم ضبط میکنم و گوش میدم. اعتماد به نفسم زیادتر شده.به مثبتها توجه بیشتری نسبت به قبل میکنم، ایمانم قویتر شده، شجاعتر شدم،و… خدا رو شکر. هر چند هر از گاهی باز اشتباه میکنم ولی به رفتارم هوشیارتر شدم. حتی مهمانی و جشن و مسافرتها و همه جا mp4 همراهمه و هنذفری تو گوشمه و به چیزهای که دوست دارم بشنوم و بهم آرامش میده توجه میکنم. خونه که خودم داشتم رو رهن دادم و دارم بازسازیش میکنم و یه طبقه اضافه کردم که یه واحد خالی هر چند کوچولو برای خودم و بچه هام دارم میسازم که زیر بار منت کسی نباشیم. و میخام خوب بفروشم و یه جای دیگه بخرم و بسازمش. خداروشکر بچه های فوقالعاده ای دارم، مستقل و صبور و آینده نگر هستن. پس انداز میکنن، پسرم از 12 سالگی تابستونا تو عکاسی و مونتاژ کار میکرد، الان هم داره تو خونمون کار میکنه. هنوز خیلی آرزوها دارم مخصوصا دوست دارم یکی از ثروتمند ترین زن دنیا باشم و در آرامش، آزادی، شادی و اسایش باشم و هر لحظه ایمانم بیشتر بشه و هر لحظه بیشتر بدونم و آگاهیم بیشتر شه،میخوام هر لحظه معنوی تر شوم و کارها و رفتارهای خوب بیشتری بتونم انجام بدم.معجزه تو باورهای ماست که ایجاد میشه و تنها خدا به ما کمک میکنه با همه چی، با کائنات، حال خوب، آرامش، شادی.وهمه چیزای خوب.خوشحالم از اینکه زنده ام و با آگاهی هدایت میشم.سختی ها برای من محرک بود و بچه هام انگیزه ای برای جلو رفتن، داشتن مسئولیت هم ایجاد انگیزه هست هم محرک.میدونم یکی از موفقترین زنان و از بهترین مادرها هستم.و میدونم من لایق بهترینها و برترینها هستم و هر لحظه بیشتر دارمشون. دیگه میدونم عشقم، پشت و پناهم،تکیه گاهم، امیدم و تمام وجودم و هستیم خداست. خدای نازنین که عاشقشم. در سلامتی و آرامش هستم و به هر جا که بخام میرسم به آسانی و موقعی که من امادگیشو دارم. میدونم هر رویدادی پیامدی برای هدایتم بوده که به تکامل برسم.
خدایا عاشقتم و همه آفریده هاتو دوست دارم.
خدایا سپاس از این همه آفریده های زیبات مثل آقای عباس منش و دیگر اساتید و عزیزان.
قطعا ما مسئول تمام اتفاقات زندگیمون هستیم امیدوارم با باورهای زیبایی که در خودتون با گوش دادن کلام الهی که از زبان مردی الهی بر وجود پاک و نورانی شما آرام میگیره بهترین و زیباترین زندگی که لایق اون هستید نصیبتون میشه…
دوستای عزیز من هم داستان زندگی خودم رو براتون مینویسم به امید اینکه نکته ای توش برای کسی راه گشا باشه.
من داستان دوستان زیادی رو خوندم و خیلی خیلی نکات مهم و همون چیزایی که دنبالشون بودم رو دریافت کردم جا داره یه تشکر حساااااابی بکنم از استاد عباسمنش عزیز که اینقدر ایده فوق العاده ای به ذهنش رسیده و این اجتماع رو شکل داده که بتونیم اااااینقدر از تجربیات هم استفاده کنیم. واقعا فوق العاده بود. مرسی استاد واقعا مرسی.
نکته دیگه ای که قبل از شروع حرفام میخوام بهش اشاره کنم اینه که کار کردن با استاد عباسمنش عزیز به من یاد داده که همیشه طوری تو زندگی رفتار کنم و مخصوصا کار و بیزینس کنم که اون کار هم خیلی خیلی به نفع خودم باشه و برام سود داشته باشه و هم خیلی خیلی برا کسی که براش کار انجام میدم هم سود و نفع داشته باشه و من همیشه این معادله رو در تمام محصولات استاد دیدم و وقتی میبینم که دیگران از قیمتهای بالای محصولات شاکی میشن به خودم میگم آخی ی ی حیوونکیا نمیدونن که یه معامله با کیفیت اصلا باید برای هر دو طرف سود داشته باشه. اینو گفتم شاید بعضی از دوستان چیزی دستگیرشون بشه. هر چی ازت خرید کردم استاد نوش جونت من بسته روانشناسی ثروت شما رو تقریبا یک سال پیش با کلی ی ی کلنجار رفتن با خودم خریدم گرچه هنوز ذهنم در بعضی جاهاش خیلی مقاومت نشون میده ولی با استفاده از صحبتها محصولات و پیدا کردن خدای درونم دیگه مثل روز برام روشنه که هر چی سرم اومده تا امروز از طرف خودم بوده و هر چی بدست میارم به واسطه لطف خداوند و از طرف خودم بهم میرسه. من بعضی از تمرینای بسته روانشناسی ثروت رو انجام دادم و به خداوند قسم یاد میکنم که وقتی پاشنه آشیلام رو پیدا میکردم و تمرینشو انجام میدادم تاثیر رو حس میکردم ولی از اونجایی که این ذهن من پر شده بود از ترس و احساس عدم لیاقت به شدت زیادی مقاومت داشتم برای انجام تمرینات ولی وقتب به ضرب و زور تمرینای مثلا بخش احساس لیاقت رو انجام میدادم تاثیرشو میدیدم و همون تاثیره باعث شده که قلبم گواهی بده که اگه تمرین کردم نتیجه میبینم و من هر روز با خودم کلنجار میرم برا انجان تمرینایی که خیلی سختمه انجامشون بدم. ولی راه برام روشنه ینی میدونم باید چیکار کنم. ولی تنبلم.
من توی یه خونواده ای به دنیا اومدم که پدرم خیلی از کودکی ما رو تحقیر میکرد و همیشه ما رو بی لیاقت خطاب میکرد و با دیگران مقایسه میکرد خب تو چنین شرایطی معلومه که من احساس عدم لیاقت و شایستگی زیادی در درونم حس میکردم و هنوز هم تا حدودی حس میکنم و دارم باهاش مبارزه میکنم. من پدرم رو بخشیدم و صحبتهای استاد رو آویزه گوشم قرار دادم. از اونجایی که درونم به شدت با اشعار مولانا و آموزه هاش احساس نزدیکی میکرد قبل از اینکه با استاد آشنا بشم با آقای پرویز شهبازی آشنا شدم و بسیاز زیاد از صحبتهای ایشون در شبکه گنج حضور استفاده کردم و آرامش بی نظیری که هرگز در گذشته نداشتم بدست آوردم. چون طرز تفکرم عمض شده بود در صحبت با یکی از دوستان خلاصه کتاب صوتی 4 اثر رو که مال سایت بود اتفاقی بدست آوردم و سایت رو پیدا کردم و با استاد عزیز آشنا شدم. اوایل خیلی با شک و تردید به صحبتهاشون گوش میدادم خب طبیعی بود ذهنم خیلی مقاومت میکرد. کم کم قلبم گواهی داد که تا حال اینقدر آدم درستی تو زندگی ندیدم که اینطور علمی و صادقانه منو نصیحت کنه باور کردم که استادم رو دوست دارم. و تکرار میکنم یاد گرفتم که بیزینس با کیفیت یعنی سود برای هر دو طرف دوستان به این نکته خیلی دقت کنید خیلیا انتظار دارن فایل مجانی گیرشون بیاد هدایت بشن هرگز چنین اتفاقی نمیافته چون وقتی برای چیزی ارزش قائل نشید و بهاش رو نپردازید اون چیز هم برای شما ارزشی نخواهد داشت و میندازیدش دور. این از مهمترین چیزایی بود که از استاد یاد گرفتم از همین تضاد ذهنی در مورد قیمت محصولات. ولی دل شیر میخواد این جور بیزینس کردن دمت گرم استاد.
از تغییرات قبل از اشنایی با استاد که بگذریم مثل این که من خیلی مذهبی (به ظاهر) بودم ولی مولانا یادم داد مذهب ینی چی. و الا هرگز شبیه گذشتم نیستم. آشنایی با استاد بهم اینا رو یاد داد.
1 – همون طور که گفتم بیزینس با کیفیتی که هر دو طرف توش سود عالی میبرن
2 – خداوند همیشه برام یه چیز مجهول بود تو این سایت یاد گرفتم که خدا چیه و کیه (لازمه بازم از خانم لیلا شبخیز تشکر کنم چون ایشون راهنمایی بسیار ارزنده ای در بخش عقل کل به من کردن که باید بگم قبل از استاد من از ایشون طرز درخواست از خداوند و صحبت کردن باهاشون رو یاد گرفتم) الان خدا رو عشقم، عزیزم، همه کسم عاشقترینم خطاب قرار میدم و حس میکنم هر لحظه که میخوامش منتظره بگه جونم عزیزم بگو.(دوست دارم خدا کیه نزدیکتر از تو به من عشقم؟؟؟)
3 – قوانین دنیا که اساس همش بحث فرکانس هست رو خیلی زیاد درک کردم به طوری که میتونم با بداخلاقترین افراد از دی دیگران رابطه ی کاملا ارام و حقیقتا بی درد سر رو تجربه کنم این درک بهم آرامش فووووق العاده ای داده که هرگز در گذشته نداشتم و آرامش مادر همه اتفاقات خوبه مخصوصا سلامتی که نعمت بسیار بزرگیه. هر کدوم از شما بفهمه منظور استاد از فرکانس چیه دیگه بار خودشو بسته همین رو بگم فقط.
4 – از مهمترین دستاوردهای بودنم با گروه تحقیقاتی عباسمنش امید هست چون میدونم هر موقع که تصمی بگیرم پا بزارم رو ترسام و تغییر کنم آغوش دنیا برام بازه و تمام تغیراتی رو هم که گفتم با تغییر افکارم بدست آوردم پس امید بسیار زیادی دارم.
5- حس میکنم یه کسیو دارم که پدرانه بسیار با کیفیت همیشه هست و داره نصیحتم میکنه و امیدوارم همه چنین کسیو تو زندگی داشته باشن. بازم ممنونم استاد عزیز.
6 – من کسی بودم که تقریبا هفته ای یک بار رو با مشتریم( من مغازه چاپ دارم) درگیری لفظی داشتم سر کار ولی الان به ندرت 6 ماه یه بار یه درگیری بوجود بیاد که اونم چون قانون فرکانس رو میدونم بیشتر از 2 دقیقه نمیزارم طول بکشه و خوب بلدم چطوری همه چیزو فراموش کنم.
7 – اعتماد به نفسم فوق العاده شده و واقعا خیلی کم دیگه نظر دیگران برام مهمه و واقعا خودمم و این آرامش عجیبی بهم میده.
8 -آخرین دستاوردم هم همین دیروز بود که با خوندن نظرات دوستان تو همین صفحه یاد گرفتم که عملا دوستان به اون مقداری که قضیه رو باور میکنن و تمرین میکنن نتیجه میگیرن چیزی که استاد بارها و بارها گفته بودن و بخونید نظر دوستان رو تا این موضوع رو بفهمید بخونید نظر دوستس مثل خانم انرژی مثبت رو تا تفاوت رو با نتیجه دیگر دوستان متوجه بشید. من تصمیم گرفتم یا تو نتیجه گرفتن و تمرین کردن یا شبیه این دوستان و استاد عمل کنم یا کلا قید همه چیو بزنم چون من با کیفیتترین نتیجه رو میخوام میدونید چرا؟؟؟؟ چون یه بار بیشتر زندگی نمیکنم.
آقای صمیمی عزیز، خیلی گشتم تا دیدگاه شما را پیدا کنم و بخوانم. دقیقا به دلیلی که خودتون هم بهش اشاره کردین! من با خواندن سوال شما که هنوز عنوان سوالتون یادم هست ” سوال کلیدی درباره خدا و چگونگی درخواست از او” و جوابی که خانم شبخیز داده بودند به شدت متحول شدم و احساس کردم اون شب یک قفل سنگینی در قلبم شکست به طوری که تا مدتی اشک می ریختم، سجده می کردم و با خدای خودم حرف می زدم. من هم دقیقا مثل شما خدا رو از اون شب یک طور دیگه شناختم. ممنون از مطرح کردن اون سوال و ممنون از خانم شبخیز عزیز بابت اون جواب استثنایی :)
برایتان آرزوی شادی، سلامتی، ثروت و هر آنچه خوبی در دینا و آخرت هست دارم.
بسیار خوشحالم و سپاسگزار از خداوند بزرگ که خودش رو به من هر روز بیشتر و بیشتر نشون میده خیلی خوشحال شدم که شما پیگیری کردین این مطلب رو و احساس خیلی خوبی دارم امیدوارم خداوند هممون رو روز به روز با خودش بیشتر آشنا کنه سپاسگزارم از خداوند از خانم شبخیز و از شما دوست گرامی.
چقدر خوشحالم که در این سایت هستم و این همه دوست عالی دارم و این همه با سرگذشتهایی عالی دارن و این قدر روی باورهای خود کار می کنند واین انگیزه ای عالی برای من است
دنبالش بودم تا بهم ثابت بشه افکرام درسته و من باید به همه خواسته هام به راحتی برسم ، هدایت شدم ، ممنون.ممنون.ممنون . . .
بعد از اینکه از ایران مهاجرت کردم به اروپا ، سخت درپی پیشرفت بودم، در پی شناخت بهتر خودم و قوانین اطرافم که بصورت هدایت خداوند با استاد عباس منش آشنا شدم.
در این مسیر ابتدا فایل های رایگان را استفاده کردم و بعد از دیدن نتایجی مثل ؛آرامش بیشتر ، احساس ارزش ، خواب بهتر، موقعیت های بهتر، و…
سپس دوره های روانشناسی ثروت 1 ، دوره سلامتی ، جهان بینی توحیدی ، عزت نفس ، ارزش تضاد ها ، کشف قوانین زندگی و دوره قانون آفرینش را تهیه کردم.
بخشی از نتایج کسب شده بنده ( به لطف قانون بدون تغییر خداوند ) در مدت 6 ماه :
1- توانستم با عمل کردن به دوره قانون سلامتی ، در مدت 3 ماه ، 10 کیلوگرم چربی کم کنم و همینطور که در عکس بنده مشاهده میکنین به موهایی بسیار پرپشت دست پیدا کردم . خوابی بسیار با کیفیت تر ، آرامش بیشتر و سکس بسیار با کیفیت تری را تجربه میکنم.
2-توانستم با عمل کردن به دوره روانشناسی ثروت 1 ، به شغل مورد علاقه ام هدایت شوم و افزایش درآمد 300 ٪ را تجربه کنم.
3-توانستم با عمل کردن به دوره کشف قوانین زندگی ، دانشجوی برتر دانشگاه ام در رشته خودم شناخته شوم و نمرات بسیار عالی را کسب کنم.
4-توانستم با عمل کردن به دوره جهان بینی توحیدی ، به کشور های فرانسه ، سوییس ، سوئد ، مجارستان و انگلستان سفر کنم.
5-توانستم با عمل کردن به دوره قانون آفرینش ، با کمترین زمان صرف شده بالاترین نمرات را در دانشگاهم کسب کنم و نامزد دریافت بورسیه دانشگاهی گردم.
6-توانستم با عمل کردن به دوره عزت نفس ، خودم را خیلی بیشتر دوست داشته باشم ، بسیار زیاد با خودم احساس راحتی داشته باشم و روابط بسیار عالی را در دانشگاه و محل کارم و در سطح جامعه تجربه میکنم.
7-توانستم با عمل کردن به دوره به صلح رسیدن با خود ، نه تنها خودم را به سرعت با محیط اروپایی وفق دهم بلکه توانستم به سرعت با خودم و مردم به صلح برسم.
8-توانستم با عمل کردن به دوره ارزش تضاد ، ذهنم را با قدرت و منطق بهتری در زمان برخورد به تضاد ها کنترل کنم و با سرعت بیشتر به مدارهای بالاتر با قدرت و شادی وارد شوم.
مرحله ای که بعد از گذر از آن ، من به تهیه و کار کردن روی دوره های استاد عباس منش هدایت شدم ، آشنایی و درک فایل دانلودی به نام رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده ایم» بود.
به لطف الله میدانم که آموزش های استاد عباس منش مسیر الهی ، خوش رنگ و لذت بخش زندگی من در دنیا و آخرت است.
ازت ممنونم که با عشق آمدی برامون از نتایج شیرینی که با عمل کردن به دوره های استاد عزیزم گرفتی رو بیان کردی
همچنین چقدر خوب کردی که اسم تک تک دوره هایی که از استاد عزیزم کار کردی رو توی کامنتت نوشتی و نتایجت رو جلوی هر کدوم از دوره ها هم گفتی
سعید خیلی خوشحال شدم از اینکه نوشتی به شغل مورد علاقه ات با عمل کردن به دوره ی روانشناسی ثروت یک هدایت شدی خداروصدهزار مرتبه شکر
چون که من خودم الان دارم دوره روانشناسی ثروت یک رو کار میکنم خیلی هم تمرکزی دارم روی دوره کار میکنم و قبلش هم دوره عزت نفس رو کار کرده بودم که از همون دوره من هدایت شدم به چیزی که بهش علاقه دارم و خداروشکر الان فقط دارم همون کاری که عاشقش هستم رو انجام میدم و مثل تو واقعاً حالم خوبه از اینکه در مسیر مورد علاقه ام هستم
از خدا میخوام که روز به روز درکت رو نسبت به قوانین جهانی هستی که حقیقت جهان از این دنیای بی کران هستش رو توسط دوره های باورساز استاد عباسمنش عزیزم بالاتر ببره تا از این قوانین همیشه به نفع خودت استفاده کنی
بازم ممنونم ازت از نتایجت نوشتی برامون و ازت میخوام که باز هم نتایج بزرگتری گرفتی حتما کامنت کنی تا بقیه دوستان هم ایمانشون نسبت به کار کردن مداوم روی دوره ها و عملکرد بهشون بیشتر میشه
من علیرضا ارجمند ، 21 ساله ، ساکن شهر مشهد ، با مدرک تحصیلی دیپلم برق صنعتی ، حدود یکسال و نیم پیش با استاد عباس منش آشنا شدم.
بعد از اتمام تحصیل در هنرستان و اخذ مدرک دیپلم ، علیرغم نمرات خوب و مخالفت خانواده و معلمین ، به دلیل عدم علاقه به ادامه تحصیل از رفتن به دانشگاه منصرف شدم. سپس در شغلی مرتبط با رشته ی تحصیلی ام به عنوان شاگرد مشغول به کار شدم. پس از 6 ماه با اینکه یکسال مهلت داشتم ، به درخواست خودم به خدمت سربازی اعزام شدم. پس از آموزشی به لطف خدا در تهران در یک مکان خیلی خوب مشغول خدمت شدم که به خاطر خصوصیات خاص آنجا ، استفاده از موبایل و لپ تاپ و… مجاز بود. من در همین دوران با این سایت آشنا شدم.
دقیقا یادم نیست که چطور به این سایت هدایت شدم ، اما میدانم از آن روز تا امروز را با فایل های استاد سپری کرده ام و تا به حال نشده روزم را بدون گوش دادن به فایل ها شب کنم.
تاکنون از تمام فایل های رایگان ، کتاب الکترونیکی رویا هایی که رویا نیستند ، چند کتاب صوتی ، نرمافزار دستورالعمل ثروت ، دوره های عزت نفس و هدفگذاری و قانون آفرینش و چند فایل از بخش عقل کل استفاده کرده ام.
شرایطم قبل از آشنایی با این سایت جالب نبود ، از نظر جسمی دچار بیماری آسم بودم که هر دو سه ماه یکبار به سراغم می آمد و مدتی آزارم میداد که اگر اطلاع داشته باشید ، آسم یک بیماری مزمن است و تا امروز درمان قطعی برای آن وجود ندارد ، وضعیت مالی ام هم به تنگی نفس هایم در آن زمان بود ، از نظر معنوی هم ارتباطم با خداوند روزبروز سخت تر میشد و الان که نگاه می کنم به این نتیجه می رسم که اگر تغییر مسیر نمی دادم ، معلوم نبود الان چه چیزی در انتظارم بود…
خداوند را سپاسگزارم که من را به راه راست هدایت کرد ، در این مدت ارتباطم را با تمام دوستانم که هر کدام به شکلی نامناسب ، منفی و حتی بعضا خطرناک بودند قطع کردم و در حال حاضر کاملا تنها هستم ؛ ولی واقعا از این تنهایی لذت میبرم و این تنهایی را به بودن در جمع دوستان! ترجیح می دهم.
پس از اتمام خدمتم در همان شغل قبلی مشغول به کار شدم و پس از یکی دو ماه بدون اینکه من حتی درخواست اضافه حقوق یا … کنم به درخواست همکارم ، شریک 50 درصد شدم ، به طوری که در تمام کارها و پروژه ها من دقیقا نصف درآمد را دریافت می کنم ، در صورتی که تمام مخارج با همکارم است !
چند ماه پیش در حال پر کردن فرمی بودم که در قسمتی از آن خواسته شده بود : «اگر بیماری خاصی دارید بنویسید.» ، در آن لحظه من به یکباره به یاد بیماری آسم خود افتادم که از کودکی با آن درگیر بودم و مجبور بودم از اسپری تنفسی استفاده کنم و هر چند ماه یکبار شدت آن بیشتر میشد که حتی چند بار به خاطرش کارم به بیمارستان کشید ؛ اما چند ماهی بود که خبری از آن تنگی نفس ها نبود و حتی کوچکترین نشانه ای هم از آن در جسمم نبود ، جالب اینکه من بیماری خودم را فراموش کرده بودم و حتی متوجه نشدم که چگونه هر روز علائم آن خفیف تر و خفیف تر میشود! و خداروشکر تا امروز هم این روند سلامتی در جسم من ادامه یافته است.
پس از مدتی از آن جایی که تا آن زمان من فقط به فایل های استاد گوش می دادم و تقریبا تمرینی را انجام نمی دادم (تنها کاری که کردم این بود که تلویزیون را کاملا از زندگی ام حذف کردم) شروع به انجام چند تمرین به صورت مداوم کردم.
تا امروز من به 56 مورد از اهدافی که حدود یکسال پیش برای خود نوشته بودم دست پیدا کردم که تقریبا همه ی آنها را به صورت کاملا غیر منطقی به دست آوردم.نشانه های بسیار زیاد و جالبی در این مدت مشاهده کردم ، از حساب کردن کرایه تاکسی ام توسط فرد ناشناسی که مسافر همان تاکسی بود ، پیدا کردن کیف پول ، دو پیشنهاد شغل جدید ، دریافت پول های غیر منتظره و… تا این اواخر که نشانه ها تبدیل به دریافت پیشنهاد پروژه های پنجاه و صد میلیونی حتی از شهر های دیگر شده ، هرچند که به نظرم تکامل انجام این پروژه ها را طی نکرده ایم. و ایده هایی برای ایجاد و گسترش کسب و کار اینترنتی که به ذهنم رسیده است و حتی افرادی که این ایده ها را برایم اجرا کنند نیز با من برخورد داشته اند که انشاالله به زودی استارت درآمد غیرفعال خود را می زنم.
تأثیرگذار ترین فایل استاد عباس منش برای من ، اول فایل «فقط روی خدا حساب کن» بود که واقعا نگاه من را به خداوند تغییر داد و من این فایل را صدها بار در پیاده روی های شبانه گوش داده ام به طوری که کلمه به کلمه ی آن را حفظ شده ام. این فایل واقعا اتفاقات زندگی من را متحول کرد ، هر وقت فقط روی خدا حساب میکنم و با تمام وجود فقط از او میخواهم ، خیلی زود به شکلی معجزه آسا به خواسته ام میرسم و هر وقت در ذهنم به امید کمک دیگران بودم با مشکل مواجه شدم . این قانون را من با تمام وجودم درک کردم .پس از این فایل ، دو فایل صوتی انگیزشی استاد است که به من انرژی میدهد ، که واقعا فوقالعاده اند و تمام قوانین در آن به زبانی بسیار تأثیرگذار بیان شده که انگیزه ی من را در مواقع نا امیدی صد برابر می کند.
قبل از استفاده از دوره ی عزت نفس ، اعتماد به نفس من بسیار پایین بود ، در حدی که خودم را در مقابل افراد بسیار ثروتمند و موفق ، حقیر و کوچک می دانستم ، اما پس از استفاده از این دوره ی فوقالعاده و باور کردن قدرت خداوند و لیاقت خودم ، اعتماد به نفسم بسیار بیشتر از قبل شده است و این افزایش اعتماد به نفس تاثیرات بسیار خوبی در شغلم و مدیریت افراد داشته است.
در آخر هم از استاد گرامی و گروه تحقیقاتی عباس منش که این راه را برای پیشرفت باز کرده اند سپاسگزارم و امیدوارم در پناه الله ، شاد ، سالم ، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید :)
راستش نمیدونم از کجا شروع کنم چون اصلا خودم هم نمیدونم که چطوری شد استاد عباسمنش رو شناختم ولی سعی میکنم از اول براتون بگم داستان رو تا عزیزانی که میخوان استفاده بکنن و انگیزه ای بگیرن به دردشون بخوره
همین اول هم قسم به جان عزیزانم میخورم که هرچی مینویسم عین حقیقته…
دقیقا یک سال پیش اواخر مردادماه بود که یه مغازه سوپرمارکت اجاره ای توی شهرک ولیعصر خوی (آ.غ) گرفته بودم و با انبوه گرفتاری و حال بد و افسردگی نشسته بودم تو مغازه و پشت کامپیوترم تو اینترنت میگشتم..البته بازم میگم دقیقا اون اولش رو یادم نمیاد که چطوری به این سایت اومدم و مطمئنم کارخدا بود چون این سایت نه تبلیغاتی داره جایی نه هیچی..!!!!
خلاصه همون روز توی سایت گشتی زدم و گفتم ببینم این آقا چی میگه.. کم کم که جلوتر رفتم دیدم مطالب به دلم میشینه انگار همون چیزهایی هست که سالهاست میدونم ولی بلد نیستم به زبون بیارم.
خلاصه اول شروع کردم به دانلود مطالب رایگان..البته فایلهای تصویری
وقتی اون فایلی رو دیدم که استاد توی شمال جلوی ویلا ضبط کرده بود خداشاهده اصلا انگار آدم دیگه ای شده بودم و حالم عوض شده بود هرچند من همون هادی بودم با همون مغازه لعنتی و همون بی پولی و اوضاع خراب …ولی حالم داشت عوض میشد و اینو کاملا حس میکردم!
یادمه همون شب که رفتم خونه به خانمم گفتم که من یه چیزهای جالبی از دنیا کشف کردم ومطمئنم درسته و حال منو عوض کرده و از این حرفها….ولی خانمم از اول هم آدم بدبینی هست هرچند خیلی خوبه ولی دست خودش نیست منفی بافه و چندساله هی افسردگی میگیره…
خلاصه مطابق انتظارم من هرچی توضیح دادم گفت این حرفها مسخرست..بدبخت برو دنبال پول اجاره خونه مونده من باید برم دکتر پول میخوام و از این حرفها.
راستش بعد این حرفها ته دلم لرزید گفتم راست میگه دیگه هادی مسخره بازیه که بشینی فکرخوب کنی همه چی خوب بشه و پولدار بشی!!!
صبح بیدار شدم و رفتم مغازه بعد یکی دوساعت دلم میگفت برو یه سری بزن به سایت..امتحانش که ضرری نداره..ومن باز شروع کردم به دانلود فایلهای رایگان و ایندفعه که حالم بهتر شد تصمیم گرفتم که تو خونه حرفی نزنم وخودم عمل کنم (بعدها توی قانون آفرینش فهمیدم که اصلا نباید میگفتم)
خلاصه کم کم شروع به خرید کتابهای صوتی کردم
کتاب معجزه سپاسگزاری رو گوش کردم.. کارم شده بود از مغازه تا خونه که شاید دوهزار قدم میشد باهرقدم میگفتم سپاسگزارم!
دیگه حرفهای منفی زدن رو گذاشتم کنار و هروز جملات تاکیدی میگفتم
سه ماه گذشت و خبری نشد
تا اینکه یه روز ظهر مغازه نشسته بودم صاحب مغازه اومد و بعد احوالپرسی شروع کرد به این حرفها که اوضاع چطوره و کاسبی چطوره و برنامه ت چیه و ازاین حرفها…..منم گفتم من علاقه ام این شغل نیست و اجبارا نشستم اینجا وگرنه کار من موبایلفروشیه و از تعمیرات هم سردر میارم ولی سرمایه ندارم
با کمال خونسردی برگشت گفت چقدر سرمایه لازم داری؟
منم همینجوری گفتم یه سی چهل تومنی باشه کارم راه میفته
برگشت گفت: من یه سی تومن بهت میتونم بدم مغازه رو یه تغییراتی بده و کارتو شروع کن.. منم چیز خاصی ازت نمیخوام شش ماه اول ازت هیچ سودی نمیخوام بعد اون باید یه سودی از درآمدت رو به من میدی…
من که خشکم زده بود یه تشکر خشک و خالی کردم و بلند شد گفت صبح بیامغازه چک رو بدم و خدافظی کرد ورفت..
بعد رفتنش من دوساعت نشسته بودم رو صندلی و تو فکر بودم که خدایا این چه حکمتیه..این دیگه چه برنامه ایه..یعنی چی اصلا؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شب رفتم خونه و جریان رو با ذوق و شوق به خانومم گفتم اونم خیلی خوشحال شد ولی کاملا معلوم بود که هیچ ارتباطی قائل نبود بین قانون جذب و این اتفاق.
صبح رفتم چک رو گرفتم و اصلا تو حال خودم نبودم تا حالا سی میلیون رو یکجا تو حسابم ندیده بودم
خلاصه رفتم و بعد تغییرات مغازه و خرید وسایل از اواخر شهریور مغازه کهنه بقالی من تبدیل شده به یک مغازه شیک موبایلفروشی…
بعد این جریان من قانون آفرینش رو خریداری کردم و نتایج خیلی خیلی زیادی گرفتم که اگه بخوام بگم دقیقا یک کتاب خواهد شد..
الان دیگه هرروز صبح که بیدار میشم باسپاسگزاری از خونه خارج میشم و هرشب که میخوام بخوابم با تجسم اهداف میخوابم..
در آخر میخوام بگم خدااایااا شکرررررررت که منو بااین قانون آشنا کردی
سال نو را خدمت دوستان عزیز و مهربان ، استاد بزرگوار و ارجمند ، خانم فرهادی پر انرژی و خانم شایسته عزیز تبریک گفته و از خدای مهربان شادکامی و تندرستی و موفقیت را برای همه شما عزیزان خواهانم.
مدت ها بود که جهت جذب و هم فرکانس شدن با محصول روانشناسی ثروت 1 و ایجاد اشتیاق، مرتب نظرات دوستانی که این محصول را تهیه کرده بودند را می خواندم و از تجربیات دوستان استفاده می کردم حتی برای اینکه خرید آن برایم عادی شود چند مرتبه آن را انتخاب و تا درگاه پرداخت هم می رفتم که خانم فرهادی با بنده تماس گرفتند و علت را جویا شدند چرا که فکر کرده بودند مشکل در پرداخت مبلغ دارم و چون خودم طراح وب هستم از سیستم قوی سایت و تلاش آن عزیزان بسیار لذت بردم.
اشتیاق به داشتن بسته روانشناسی آنچنان شده بود که از نداشتنش رنج می بردم.
ولی نمی دانم چطور شد که این فکر به ذهنم خطور کرد که «ای کاش قیمتش کمتر بود» همان لحظه سریع به خودم آمدم و گفتم این چه فکری بود که به ذهنت آمد؟
به خودم گفتم :
تو که فایل فراوانی ثروت استاد را گوش دادی چرا؟
تو که فایل فقط روی خدا حساب باز کن استاد را گوش دادی چرا؟
تو که دوره عزت نفس را تهیه کردی چرا؟
تو که 8 جلسه از قانون آفرینش را تهیه کردی چرا؟
تو که دوره هدف گذاری را تهیه کردی چرا؟
تو که این همه دوستان را توصیه کردی و به عنوان یک الگوی موفق معرفی شدی چرا؟
بعد از این همه موفقیت این جمله چه پیامی دارد؟
آنچنان ناراحت شدم که چند روز در تفکر و تأمل عمیق فرو رفتم.
به این نتیجه رسیدم که با رسیدن به موفقیت های پی در پی ، سرگرم آن ها شده ام و نسبت به تقویت مستمر باورهایم کوتاهی کرده ام و دقیقا از همان ناحیه آسیب پذیر شده بودم و راه برای ورود عبارت های تاکیدی منفی به ذهنم باز شده بود مثل همین «ای کاش قیمتش کمتر بود»
چند روزی به دنبال یک اهرم رنج و لذت قوی می گشتم تا پتانسیل کافی برای رسیدن به اهداف و تغییرات شگرف را در من تزریق کند.
آن را به صورت یک سوال از خداوند پرسیدم و گوش به زنگ پاسخ کائنات، همه تن چشم شدم تا نشانه ها را دریابم.
در یک احساس خوب و زیبا تمام دو سال عضویتم در سایت استاد عباس منش عزیز – تمام سخنان استاد و نظرات دوستان و توصیه های خانم فرهادی عزیز – مرور شد.
از آموزه های استاد عباس منش و حمایت و مهربانی دوستان عزیز در این مدت عطر خوشی در ذهنم به مشام می رسید.
به خودم گفتم در طی این دو سال عزیزترین کسانی که در موفقیت من نقش داشتند استاد عزیز و دوستان خوب و وفادارم در سایت استاد عباس منش بوده است و همراهی با این دوستان خیلی برایم مهم و ارزشمند بوده است.
و به این ترتیب :
«اهرم رنج شد دوری از سایت و دوستان»
به خودم قول دادم تا باورهای خود را تقویت نکنم و بسته روانشناسی ثروت 1 را نخرم حتی وارد پنل کاربریم هم نشوم و چون می آمدم و نظرات دوستان را می خواندم و لطف و بزرگواری آن ها را از نبود بنده می دیدم ولی نمی توانستم پاسخ دهم واقعا برایم سخت بود.
«اهرم لذت شد خوشحال شدن استاد عباس منش از موفقیت من به عنوان کوچکترین شاگردشان و خرید بسته روانشناسی تا بهار 1396»
نکته : این ها اهرم های رنج و لذت بنده بوده است و آن ها را به کسی توصیه نمی کنم چون هر کسی با توجه به موقیت خودش باید اهرم های رنج و لذتش را انتخاب کند.
خودم را دوباره بستم به محصولات استاد عباس منش هم محصولات رایگان و هم آن هایی که تهیه کرده بودم.
شروعی دوباره از صفر …
قریب به دو ماه بود با آنچنان هیجانی به صحبت های ایشان گوش می دادم و نکته برداری می کردم که مثل کسانی شده بودم که برای بار اول با استاد عباس منش آشنا شده بود.
1 – اولین کاری که به ذهنم رسید انصراف از دانشگاه آزاد بود که تنها یک ترم از آن گذشته بود.
با مرور دوره هدفگذاری به این نتیجه رسیدم که من برای جبران یک آرزوی به دل مانده از گذشته وارد دانشگاه شده بودم و تصمیمی از روی هوس بوده است چرا که هزینه ای که پرداخت می کردم مانع رشد و ترقی مالی من شده بود و این نقشه ذهنم بوده برای خرج کردن ثروت به دست آمده ام.
2 – خوب که فکر کردم دیدم اسکان ما در منطقه پایین شهر و مراوده با همسایه ها و انسان هایی که باورهای ضعیف مالی دارند در ما بی تأثیر نبوده است.
به همین دلیل قسمتی از دارایی خود را – از زمانی که دارایی ام را 6 برابر کرده بودم – و همکاری همسرم و فروش زیور آلات توانستیم خانه 80 متری کرایه ای پایین شهر را به خانه 90 متری بالای شهری به صورت رهن منتقل کنیم که در این صورت هم مبلغ رهن را پس انداز کردیم و هم از شر کرایه راحت شدیم.
نمی دانید این نقل مکان و زندگی با آدم های ثروتمند چقدر لذت بخش است تمام افکار منفی که در مورد آن ها داشتم منتفی شد بسیار انسان های شریف و محترمی هستند و چقدر در اسباب کشی به ما کمک کردند و وقتی قضیه را متوجه شدند چقدر مرا به خاطر گرفتن این تصمیم و داشتن چنین باورهایی تشویق کردند.
باورتان نمی شود اینجا هوا هم بهتر و پاک تر است آن جا به خاطر کارخانه های اطراف و ایجاد دود و غبار همیشه مشکل تنفسی داشتیم و بعد از آمدن باران باید می رفتیم و حیاط را می شستیم ولی این جا حتی بارانش هم پاک است و بعد باران همه جا تمیزتر و دلپذیر تر می شود.
چقدر خدا را در این جا نزدیک تر و مهربان تر می بینیم…
در حال حاضر فقط ماشینم نسبت به ماشین آن ها مدلش پایین است که آن هم برنامه ریزی کرده ام تا تابستان آن را تبدیل به احسن کنم.
باورتان نمی شود این تغییرات زمینه ساز ورود نعمت به زندگی ما شد.
یکی از دانش آموزان مدرسه مدتی بود که با اولیاء مدرسه دچار مشکل شده بود من به او نزدیک شدم و متوجه کمبود عزت نفس در او شدم و با هماهنگی مدرسه با خانواده او صحبت کردم و به آن ها قول دادم که می توانم مشکل فرزندشان را برطرف کنم.
بعد از یکی دو جلسه متوجه شدم که این مشکل از اختلاف والدینش آب می خورد و شروع کردم به مشاوره دادن به خود آن ها اینجا بود که نیاز به داشتن محصول «عشق و مودت» در من قوت گرفت.
خلاصه با یاری خداوند توانستیم با حل کردن اختلاف آن ها مشکل فرزندشان را هم مرتفع کنیم.
این مسئله مثل بمب در مدرسه صدا داد و سیل تقاضا جهت مشاوره و کلاس بالا گرفت به طوری که با هماهنگی مدیر خوبمان چند جلسه ای هم برای والدین صحبت کردم.
نکته خیلی مهم این بود که وقتی تصمیم گرفتم و خرید محصول «عشق و مودت» را – که خیلی دور از ذهن بود – در برنامه ام گذاشتم و آن را در جعبه آرزوها که استاد در جلسه اول قانون آفرینش از آن صحبت می کنند، گذاشتم و با اتکا به قدرت الهی فرکانسش را به جهان ارسال کردم، کائنات هم دست به کار شدند تا مرا به اهدافم برسانند و این مورد را تجربه کردم که شما هر چه بیشتر تقاضا کنید و بخواهید خدا هم درهای رحمتش را بیشتر باز می کند.
الآن طوری شده که بخدا وقت سرخاراندن ندارم بعضی وقت ها به فکرم می رسد شغل معلمی را کنار بگذارم نمی دانم ولی این را خوب می دانم که فقط با تغییر باورهایم و عمل به آموزه های استاد عزیزم درهای رحمت خداوند یکی پس از دیگری در حال گشودن است درهای که قبلا خود را شایسته آن ها نمی دیدم.
به خودم قول داده بودم تا محصول روانشناسی ثروت 1 را نخرم و خود را شایسته نظر دادن نبینم، نطری در سایت ندهم ولی قبل از اقدام به خرید، جهت امتحان خودم در عقل کل شرکت کردم و پاسخ کار مداوم و خستگی ناپذیر بر روی باورهایم را با اول شدنم به بهترین نحو گرفتم.
آنچنان بسته روانشناسی را جذب کرده بودم که گویا آن را داشتم حتی در کامپیوترم یک پوشه درست کرده بودم به نام روانشناسی ثروت 1 با 34 فایل و هر روز آن را نگاه می کردم و خدا را به خاطر داشتنش سپاسگزاری می کردم.
هر روز در مورد نتایج آن در زندگیم، در دفترم نظر می گذاشتم و خود را جزء نظردهندگان مربوط به آن در همان صفحه می دیدم.
دستاوردهای شگفت انگیز تغییر باورهایم :
فقط در کمتر از دو ماه کار کردن بر روی باورهایم علاوه بر 10 برابر کردن دارایی خود و اسکان در منطقه ثروتمندان و همنشینی با انسان هایی با باورهای خوب و عالی توانستم محصول روانشناسی ثروت 1 و دوره عشق و مودت و جلسه 9 و 10 قانون آفرینش و کتاب صوتی پندار را تهیه کنم یعنی چیزی فراتر از انتظار ولی برابر با میزان باورهایم.
و نتیجه اصلی که در وجودم نهادینه شده است این است که خود را به معنای واقعی ثروتمند می دانم فردی که تمام آزادی لازم برای استفاده از تمام جنبه های یک زندگی پربار را در اختیار دارد.
راست گفت خداوند که بهترین نعمت ها خاص نیکوکاران است
راستش را بخواهید خیلی دلم می خواهد بسته ی عشق و مودت و روانشناسی ثروت 2 را تهیه کنم ، چون تمام محصولات استاد را به لطف و فضل پروردگار تهیه کرده ام اما هر وقت می خواهم این دو محصول را بخرم به تضاد برخورد می کنم
مورد اول خانه ی مرا دزد زد و چون من و همسرم خودمان را برای تغییر مکان زندگیمان به محیطی بهتر به چالش نینداخته بودیم مقداری از طلاهایم را به سرقت برد بنابراین تمام پس انداز هایمان را صرف اجاره ی منزلی بهتر در مکان بهتری از شهر کردیم
مجدد خواستم بسته ی عشق و مودت را بخرم که یکی از بستگانم فرزندش را عقرب زد و چون از عهده ی مخارج بیمارستان بر نمی آمد و بیمه نبود ، به من الهام شد باید پول بسته را به ایشان بدهم
حالا دو بار در بخش عقل به لطف و فضل خداوند برنده شده ام ، بسته در یک قدمی است امیدوارم بتوانم به زودی آن را تهیه کنم هر چند که تسلیم امر پروردگار هستم
دقیقا اوایل دی ماه بود که بنده هم موقعیتی شبیه شما برای تهیه محصول دستیابی به رویاها برایم پیش آمد و به یکی از عزیزانم کمک کردم تا برای دخترش گوشواره بخرد و نتوانستم در موعد مقرر آن را تهیه کنم آن هم در زمانی که درآمدم را 3 برابر کرده بودم ولی پرداخت بدهی هایم را به فرمایش استاد عباس منش در اولویت قرار داده بودم.
البته سخنان شما دوستان برای من خیلی امید بخش بود و آرامم کرد و در نهایت به این جمله رسیدم که «الخیر فی ما وقع» یعنی «در آنچه رخ داده خیر است» و با یقین و تلاش به سمت اتفاقات خوب حرکت کردم.
قریب به یک ماه بعد در روز تولد دخترم اتفاقی افتاد که بسان معجزه بود.
اتفاق این بود که هم دخترم و هم همسرم دو جفت گوشواره هدیه گرفتند و این برایمان مثل یک معجزه بود …
و فهمیدیم که معجزه چیزی جز قوانین الهی نیست و دست خدا و عمل به قوانینش را در بخشش سخاوتمندانه خود مشاهده کردم.
ترجمه : کیست آن کس که به خدا وامى نیکو دهد تا براى وى دو چندان گرداند و او را پاداشى خوش باشد»
چون شما در قدرت و سلامت کامل و تسلط مالی بخشیدید و بدون چشم داشت، پس فرکانس ارسالی شما به جهان هستی مثبت بوده است و با قدرت جریان ثروت را در زندگی خود آزاد کرده اید و چیزی نمانده تا خبر تهیه این دوره ها را هم به ما بدهید.
————–
یادتان است که در عقل کل سوالی را مطرح کردید به این عنوان : «رهایی از وابستگی عاطفی به همسر و فرزند»
پاسخ دوستان برای بنده قانع کننده نبود به جز یکی از دوستان که پاسخش بسیار نزدیک به نظر استاد بود و خیلی دلم می خواست ببینم خود شما به چه نتیجه ای رسیدید ولی نمی دانم چرا فراموش می کردم از شما بپرسم البته حکمتش را هم بعد از تهیه این دوره متوجه شدم چه بسا اگر به پاسخ می رسیدم، انگیزه تهیه این دوره در بنده فروکش می کرد و الآن پاسخ را می دانم ولی اجازه بدهید نگویم تا تشنگی شما برای تهیه این دوره کم نشود.
اگر نظر بنده را بخواهید بین روانشناسی 2 و دوره عشق و مودت، چون روانشناسی 1 را تهیه کرده اید حتما دوره عشق و مودت را تهیه نمایید تمام آموزه های استاد غیرقابل پیش بینی و شگفت انگیز است ولی این دوره واقعا بهت آور است.
در حین گوش دادن اشک می ریختم و به استاد می گفتم :
«استاد عزیز چه تقربی را به لذت نشسته ای که این آگاهی هارا به دست آورده ای؟»
زندگی بنده و روابط من با همسرم برای همه زبانزد است ولی فقط با گوش دادن به 3 فایل اولیه زندگی ما تحول عجیبی کرده است و تازه فهمیدیم مفهوم عشق و مودت چیست.
همسرم که تا چند روز حالش خوب نبود و داشت آنچه را که شنیده هضم می کرد و تغییرات را پشت سر می گذاشت و من هم همینطور.
و در حال حاضر بدون وابستگی برای هم می میریم البته قبلا هم برای هم می مردیم ولی این کجا و آن کجا؟
به حقیقت خدا بهشت را به اهل تقوا نزدیک می گرداند
از قول من به هم همسر بزرگوارتان و فرزندان عزیزتان سلام برسانید ،
و اهل بهشت با همسر و فرزندانشان بر تخت های بهشتی تکیه زنند
آقای جوان از پاسخ پر معنای شما بسیار سپاسگزارم ، راستش را بخواهید اشتیاقم برای خرید بسته ی عشق و مودت با کلام گهربار شما صدبرابر شد ، چه رحمتی بالاتر از اینکه در قلب انسان فقط یک عشق باشد و آن هم عشق به الله یکتا و دوست داشتن بقیه بدون وابستگی ،
اسم شما را تقریبا بیشتر از بقیه ی دوستان دیده بودم اما چون وقت نمیکنم کامنتها را بیشتر بخوانم کمتر افتخار اشنایی با شما وموفقیتهای شما داشتم ،بسیار برای بدست اوردن چنان نتایج باشکوه وارزشمندی ابتدا خدا را شاکر وجنابعالی را تحسین میکنم وچقدر با داستان هدیه های گوشواره های شما اشک ریختم چقدر گریه کردم که ای خدا توکه خالق منی ومنی که عبد توام چرااینقدر تورا کم میشناسم چرا باانکه درقران گفته ای هرکس خدا را وامی دهد چند برابرش میدهداینقدر این نوشته برایم جای تعجب وحیرت داشت ،البته که این دست ازمعجزات برای انانی اتفاق می افتد که به شناخت بهتری از رب العالمین رسیده اند ،حالی خراب داشتم که خواندن این کامنت شما مرا بسیار متحول کرد چنان که اشک امانم نمی دهد
دراخر به عنوان شاگرد نمونه ی استاد😄وکسی که بیشتر محصولات استاد را تهیه کرده اند بنده را راهنمایی بفرمایید بهتر است ابتدا کدوم محصول استاد را تهیه کنم که اول درک بهتری از قوانین واموزه های ایشان پیدا کرده تا بعدا بتوانم بهتر وتخصصی تر روی موارد ثروت وروابط و…کارکنم ،ناگفته نماند که فایلهای دانلودی رامرتبا گوش میدهم والبته میدانم که شاید بفرمایید هرکدام که بیشتر درزندگی احساس نیاز میکنم ، اما من به طور کلی درروابط وعزت نفس مشکل حادی ندارم دوست دارم اول درک عمیقتری ازقانون داشته وبعدا سراغ دوره های دیگر بروم
من تازه تو این راه راست قدم گذاشتم و خوشحالم که خداوند دوستان خوبی مثل شما واسم فرستاده با خوندن نظراتتون جواب سوالاتم میگیرم بدون شک شما و استاد بزرگ و همه دوستانم در این خانواده دستی از دستان پروردگار هستین از خداوند میخوام منم به زودی بهترین نتایج در مورد روابط کسب کنم و اینجا نتایج خوبم بنویسم
چقدر خوشحالم که دوباره متن شما را خواندم .دلم برای متن ها و نتایج ارزشمند شما تنگ شده بود…طی این مدت به فکر شما بودم و میگفتم حتما ایشون دارن روی باورهاشون کار می کنن که پیداشون نیست….
واقعا به نکته ظریفی اشاره کردید …من هم به این دست قبیل از تضادها برمی خورده ام،الان که متن شما را خواندم به خودم اومدم که هر روز میتونه یک شروع دوباره برای عمل کردن به آموزه ها و تغییر باورها باشه…حال دیگه اون احساس منفی از صفر شروع کردن و رها کردن گذشته و جواب این سوال که «چرا این روزها به تمام آموزه ها عمل نمی کنم؟» را ندارم …چون دوست و الگوی خوبی مثل علی جوان دارم که خودشو از نو ساخته و حتی هزاران برابر بهتر از گذشته خوبش شده….
بی نهــــــــایت از داشتن دوستانی مثل شما سپاس گزار خداوند هستم…
منتظر نتایج فوق العادت از بسته روانشناسی ثروت هستم.امیدوارم که روز به روز ثروتمندتر شوی
به به جناب زارع دوست خوب و پر انرژی خودم سلام و سپاس
همیشه از شما شمیم لطافت روح و پاکی و صدق نیت به مشام می رسد که نشان از تثبیت باورهای زیبا در وجود پر مهرتان دارد.
نمی دانید از نو شروع کردن چه لذتی داشت و وقتی فایل های قدیمی را می دیدم و گذشته خود را مرور می کردم قطرات اشک امانم نمی داد که نشانه خوشحالی و سپاسگزاریم بود از نعماتی که در همین یک سال از تغییر باورهایم نصیبم شده بود که همه را از خداوند مهربانم برای شما دوستان خوبم در خواست کردم.
سلام از همه دوستان عالی و مهربان که تجربه های زیباشون رو با عشق و اشتیاق تعریف می کنن طوری که هیجانش در ما هم زنده میشه من در مورد خودم نمی خوام بگم فقط یه چیزی رو بگم که برایم خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی هیجان انگیز بود و هست
اولا من با سایت استاد تقریبا سه ماهه آشنا شدم فیلهای صوتی رایگانشون هم تقریبا گوش دادم اما زیاد نه با این حال حس عالی دارم روی 2 تا فایل ایشون خیلی تمرکز دارم
1 فقط روی خدا حساب کن
2 ترس و ایمان
کلاً از هیچ کس هیچ چیز هیچ شرایطی به لطف خدا هیچچچچچچچچچ ترسی ندارم هیچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچ ترسی مفهوم هیچ ترسی رو کسی میفهمه که هیچ ترسی نداره
حالا جریان هیجان انگیز رو بگم
خیلی هیجان دارم برای تعریفش لطفاً ساده از کنارش رد نشیددددد با هیجان بخونید انگار خودتون بودید
من یه شب رفتم بیرون با ماشین یه چرخی بزنم دیدم چنتا دختر بچه و پسربچه سر چهار راه دارن گل میفروشن یکیشون اومد نزدیکم حالشو پرسیدک گفت کسی گل نمیخره گفتم صبر کن الان میام رفتم یه جای مناسب پارک کردم رفتم بچه ها رو جمع کردم شروع کردم براشون صحبت کردن گفتم چرا فکر میکنید اینایی که سوار ماشین هستن پولدارن و شما فقیرید چیرا این فکرو میکنید خدا همه بنده هاشو دوست داره شما از اینا پولدارترید با هیجان خیلی عالی توضیح میدادم گفتم میخواید بفهمید خیلی پولدارید فکر کنید یه مزرعه بزرگ گل دارید هی تکرار کردم کم کم حسشو پیدا کردن که یه مزرعه گل دارن ببینید چقدر پولدارید شما مزرعه گل دارید اما این راننده ها ندارن شما از اینا هم پولدارتریدبعد با هیجان خیلی زیاد گفتم فکر کنید آخر شبه و همه گلهاتون رو فروختید جیباتون پر از پوله چه حس و حالی دارید هی تکرار کردم ب هیجان انگار که خودم هم گل فروشم و همون هیجان رو خودم هم داشتم تقریبا لبخند رو لباشون نشسته بود همشون حس خیلی خوبی داشتن گفتم حالا فکر کنید انقدر پولدارید که نگو و نپرس چون مزرعه گل دارید و انقدر گل دارید که دوست دارید هر شب بیارید یکمیشو به مردم هدیه بدید پس گلهاتون رو با حس فروختن ندید به مردم بلکه از سر پولداری و هدیه دادن به خاطر خدا که خوشحالشون کنید دارید به این راننده ها میدید خود به خود راننده ها هم بهتون پول میدن خلاصه فرستادمشون رفتن گل بفروشن هنوز 1 دقیقه یعنی 60 ثانیه تمون نشده بود چون از تایمر چراغ چهار راه یادمه برگشتن گفتن هر کدون یه گل فروختیم بیشتر تشویقشون کردم گفتم دیدید جواب میده همینجوری بفروشید با احساس عالیییییییییی بفروشید یکیشون گفت خوب خودت هم بفروش من هم با هیجان یه دسته گل از یکیشون گرفتم و در عرض کمتر از 1 دقیقه قبل از سبز شدن چراغ فروختم خیلی هیجان انگیز بود خلاصه هنوز هم هیجانشو دارم و با خیلی احساس عالی دارم مینویشم دوستان این تازه اول ماجرا بود گل ها رو دادم بهشون و رفتم خونه فرداش رفتم بهشون دوباره سر زدم معجزه شده بود واییییییییییییییییییییییییییی چه حالی کردم هنوز حسشو دارم گفتن خیلیییییییییییییییییییییی راحت دارن گل هاشون رو میفروشن خیلییییییییییییییییییییییییی راحت و جالبش اینجا بود که قبلا حتی نمیتونستن راحت گل بفرشون الان خیلییییییییییییییییییییییییی جالب بود راننده ها بعضیاشون بابت گل تراول های 50 هزار تومنی بهشون میدادن من این رو که شنیدم خودم از هیجان بال در آوردم خیلی حس زیباییی بود جالبش اینجا بود بچه هایی که سنشون کمتر بود بهتر میفروختن تا اونایی که سنشون بیشتر بود میدونید چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لطفاً کمی فکر کنید بعد همراه من بیاید پایینتر تا بهتون بگم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چون اونایی که سنشون بیشتر بود باور های تضعیف کننده در وجودشون مستحکمتر شده بود سخت تر میتونستن به باورهای قبلیشون غلبه کنن اما اونایی که بچه تر بودن ذهنشون مقاومتی نداشت حرفای من رو مثل وحی الهی قبول کرده بودن و نتایج خیلی بزرگتری داشتن میگرفتن جالب اینجا بود که این بچه ها همه خونواده های ضعیف و باورهای فقر رشد کردن اما ببینید باور درست چطور میتونه معجزه کنه با هیمن یه باور درستی که داشتن و احساس خوبی که پیدا کرده بودن در عرض 24 ساعت داشتن معجزه وار نتیجه میگرفتن دوستان حرفای استاد 2 تا چیزه
1 باور درست
2 احساس خوب=اتفاق خوب
این بچه ها هم باور کرده بودن مزرعه گل دارن و پولدارن و از سر محبت کمی از گلهای مزرعه شون رو داشتن میاوردن به مردم هدیه میدادن هم از احساس پولدار بودنشون داشتن مزرعه گل و همچنین احساس زیبای فروخته شدن تمام گلهاشون آخر شب خیلی هیجان داشتن و احساسات زیبایی داشتن به خاطر این دو موضوع یعنی فقط یه دونه یه دونههههههههه باور درست ثروت فقط یهههههههههههههههه دونه نه همه باورهای درست ثروت ساز فقط با یکیش و همچنین احساس خوب این نتیجه های معجزه وار رو گرفتن با اینکه خیلی ذهنیت فقیری دارن به خاطر محیطی که در فقر داشتن و باورهای محدود کنندشون
دوستان حرفم اینه اگه یه دونه از باورهای درست ثروت = احساس خوب تونسته این بچه هی فقیر با ذهنیت فقیر رو اینجوری تکون بده اگه ما با تعداد خیلی زیادی از باورهای مثبت و احساس خوب این کار رو انجام بدیم چی میشه؟؟؟؟!!!!
همون معجزه ای میشه که استاد میگه همون میشه ممنونم از استاد بابت این آموزشهای بنیادینشون ممنونم از همه دوستانی که نظر میزارن و حس و هیجانشون رو به ما هم هدیه میدن ممنونم از اینکه خدا با این همه چیزای زیبا و استادان عالی آشنام کرد خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
بسیار ممنونم از اشتراک این تجربه بینظیر. من هم باخوندنش سرشار از هیجان شدم و یاد خاطره ای افتادم که مادرم از دوران کودکیش تعریف کرد برام. وقتی حدود 4 ساله بود تو حرم امام رضا برادر کوچیکش گم میشه و اونقد دنبالش گشته بودن که پادرد میگیره. با حالت ناامیدی به پدرش میگه که خیلی پام درد میکنه. پدرش میگه اونجارو ببین که سقاخونه ست؟ اگه تو اون کاسه های طلایی آب بخوری و بگی خدا پامو خوب کن پات خوب میشه. مامانم میگفت با هیجان دویدم و آدمارو کنار زدم اولین جرعه اب به حلقم نرسیده بود که پام خوب شد. خودش میگه اگه همین الان هم همون ایمانو داشتم تو زندگیم معجزه میشد
دوست خوبم بهناز سرابی از اینکه این خاطره را به اشتراک گذاشتید. سپاسگزارم خیلی زیبا بود.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
دوست خوبم سنوبر سلام و سپاس
تو همین مدت کم هم خیلی از ما جلوتر هستید که توانسته اید خودتان قانون را باور داشته باشید و به دیگران هم کمک کنید. آفرین.
افق های زیبایی در انتظارتان هست.
هر چی ارزوی خوبه مال تو …
آآآآآفرین به شما دوست عزیز واقعا نظر جالب توجه و کاربردی به ایم میگن . هحسنت. نکته فوق العاده نظر شما باور کردن بچه ها بود چون به حرفای شما راحت ایمان آوردن آآآآآآآفرین بر شما. شاد و موفق و پیروز باشین……
سنوبر جان عالی بود دوست عزیزم لذت بردم
سنوبر عزیزم
داستانت خیلی خارق العاده بود
و چقدر مهربون بود که رفتی تا آموزه هاتو به اون فرشته های پاک یاد بدی. خیلی مهربونی
سلام به (خانوم) سنوبر عزیز
بسیار خوب و با احساس نوشته بودین. این باورتون صد درصد درسته که احساس خوب = اتفاقات خوب.
با توجه به این باور (که مهمترین باور هم هست)، قطعا آینده بسیار زیبایی در انتظارتون خواهد بود…
همینجا منتظر اتفاقات خوب بعدی در زندگیتون خواهیم بود.
چقدر انرژی مثبت به به درود فراوان بر شما فوق العاده بود.
سلام دوست عزیزم
خیلی خوشحال شدم بابت این داستان گل فروشی لذت بردم از اینکه باور خوب دادین به اونها شما در زمان مناسب مکان مناسب هدایت شدین و اینکه دراینده یکی از اون بچه ها یا همشون همون باوری که بهشون دادی باور پذیر میشه براشون و هدایت میشن به جاهای بهتر
موفق باشی.
سنوبر عزیز، همین طور که متن شما را می خواندم تو ذهنم مثال یک فرشته از جانب خدا نقش بستید. خیلی کار زیبا یی انجام دادید. برایتان بهترین بهترین ها را آرزو دارم دوست خوبم. :)
زندگی زیباست برای من و من آن را دوست دارم .امروز وهمه روزها روز خوبی برای من خواهد بود چرا که من در جهت رشد شخصیتی خویشتن حرکت خواهم کرد
????????????????????????????
????????????
????????
????
سلام.من در ابتدا شخصیتی بسیار آسیب پذیر داشتم و از هرگونه گفته دیگران بسیار می رنجیدم و به این دلیل آرامش خاطر هر گز برای من وجود نداشت . من آرامش و آسایش را در نگاه دیگران می دیدم به این منظور که فقط میخواستم دیگران مرا دوست بدارند و من در دیده آن ها بزرگ باشم .هرگز سعی نمی کردم قدم از قدم بردارم چرا که از تفکر دیگران می ترسیدم ، همیشه حرف مردم برای من مهم ترین چیز بود .به نوعی فقدان عزت نفس در من بیداد میکرد .هرگز حتی لحظه ای رو به آرامش خویش فکر نمیکردم و ذهنم درگیر این بود که نکند دیگری را به دلیل گفتن فلان حرف رنجانده باشم .
وقتی با کسی به سخن گفتن می نشستم حتی لحظه ای آرامش و آسایش نداشتم چرا که تمام توجه من براین بود که نکند این شخص را ناراحت کنم ، دلیلش را هنوز نمی دانم که چرا در آن موقع این چنین شخصیتی داشتم که با عث آزار و اذیت من میشد؟
دائما سرگرم خیال بافی های بی نتیجه بودم و نمی دانستم که این خود گناهی بزرگ است چراکه شخصی اگر خیال بافی بی نتیجه وبی ثمر کند دچار رنجش و عذاب خواهد شد
(خیال بافی تفاوت عظیمی با تجسم و ساختن تصویر ذهنی دارد و فقط برای مادیات و خواسته های بی نتیجه به کار برده میشود )
???? إِنَّ اللَّهَ لاَ یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ(بخشی از آیه 18 سوره لقمان
همانا خداوند هر خیال باف و فخرفروش را دوست نمی دارد.
و این رنجش را من در زندگی دنیوی خود نیز احساس میکردم چرا که مکرراً دچار ضعف شخصیتی بودم و هرگز نمی توانستم خویشتن را دوست بدارم . ????
من از سلامت جسم در وضعیت کاملا سالمی هستم وبودم وبه همین خاطر خداوند رو سپاس گذارم ولی هرگز از سلامت روح به طور 100 درصد کامل نبودم و طبق گفته هایم از قفدان عزت نفس بسیاری رنج می بردم و هرگز نمی توانستم به این دلیل با دیگران ارتباط برقرار کنم .
مطالب زیادی رو در رابطه با از بین بردن خجولی و کم حرفی و همچنین افزایش عزت واعتماد به نفس خریداری و استفاده کردم ولی هیچ یک کمک شایانی به من نکردند چرا که فقط به عنوان یک کلیپ انگیزشی فقط لحظه ای در من شور وهیجان ایجاد کردند .
واین را هم بگویم که از ابتدا قبل از اینکه من مطالب و یا دوره ای رو از اینترنت تهیه و خریداری کنم با استاد عزیزم جناب آقای عباس منش آشنا بودم حتی قبل از اینکه سایت و یا محصولی رو تهیه وتولید کنند ولی هیچ وقت به سمت ایشون نخواستم که روی بیارمورم.خواهر من بسیاری از کلیپ های آموزشی استاد رو تهیه کرده بودند و هرروز گوش میدادند ولی من حتی کوچکترین توجهی به این موضوع نمی کردم چرا که از قوانین اطلاعی نداشتم ودید خیلی از افراد(حداقل اطرافیان من) دیگه رو داشتم که استاد فایلی رو در رابطه با همون موضوع مدتی پیش تهیه کردند وحدسیات وگمان های اشتباهی راجع به ایشون داشتم.
???? یا اَیُّها الَّذینَ ءامَنُوا اِجتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ اِنَّ بَعضَ الظَّنِّ اِثمٌ ». (بخشی از آیه 12 سوره حجرات)
« ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که پاره ای از گمانها گناه است ». ????
ولی یک بار یک نیروی انگیزه دهنده ای به سراغ من آمد و من رو به سمت استفاده از محصولات رایگان استاد جذب کرد نمیدونم که چه نیروی بود فقط همین قدر می دانم که اگر آن نیرو و یا انگیزه بر من قالب نمی شد شاید همان انسان قبلی با همان دیدگاه اشتباه می بودم و می ماندم.
یک روز یکی از فایل های رایگانی رو که خواهرم تهیه کرده بود رو با عنوان عزت نفس چیست در رایانه شخصی خودم پخش کردم و از آن موقع بود که زندگی من تغییرات اساسی به خودش دید. این گفته استاد تاثیر بسیار زیادی برروی من گذاشت که می گفتند انسانی که عزت نفس خودش رو از دست میدهد یا شخصیتی درون گرا خواهد شد ویا شخصیتی برون گرا که شخصیت من به سوی مورد اول بیشتر میل داشت ومن با خود فکر میکردم تنها شخصی که کم صحبت وخجل است شخصیتی با فقدان عزت نفس است که دیدگاه وباور من کاملا اشتباه بود.این گفته باعث شد که من توجه خودم رو برروی سخنان استاد دوبرابر کنم و بیشتر به سمت استفاده از محصولات ایشان مشتاق بشوم بهترین نکته ای که استاد به من یاد آور شدند این بود که افرادی را که فکر می کنید به شما آسیبی و یا ضرر رسانده اند را ببخشید و من از این تمرین بهره ها بردم که در ادامه آن هارا متذکر خواهم شد.ایمان واقعی من به محصولات استاد عباس منش زمانی افزایش یافت که فایل خدارا بهتر بشناسیم رو تماشا کردم ودیدم که تمامی سخنان ایشون براساس قرآن هست و من واقعا بابت نظر اشتباهی که به ایشون داشتم شرمنده شدم ،
???? امام علی( علیه السلام ) می فرمایند: « هرگاه سخنی از برادرت سر زد و تو می توانی برای آن محمل خوبی بیابی، به آن گمان بد مبر ????
پس سعی کردم که روند استفاده از محصولات رو افزایش بدم چون این باور در من ایجاد شده بود که استاد فقط بر اساس رسالتی که بر خود می بینند این فایل هارو تهیه و تولید میکنند و مبلغی که ما به این مجموعه می پردازیم به این دلیل است که برای استفاده از هر چیزی باید بهای آن را پرداخت.
????
من این روند را ادامه دادم تا با محصول رایگان قانون جذب آشنا شدم و اون رو نگاه کردم ومتوجه این شدم که ما برهر چیزی توجه می کنیم اساس آن را در زندگی خود به وجود می آوریم .این گفته برای شخص من که ناتوانی در برقراری ارتباط داشتم بسیار گفته دلنشین و زیبایی بود.این فایل استاد را من قریب به 10 بار نگاه کردم چرا که هر چه نگاه میکردم بیشتر متوجه شرایطی که خود به وجود آورده بودم میشدم.پس از آن کلیپ چگونه در عوض 1 سال درآمد خودراسه برابر کنید را گوش دادم وبرای من ثروت ازنظر مال هیچ در آن لحظه مهم نبود وتنها چیزی که برای من مهم بود انجام دادن تمریناتی جهت تغییر دادن باور های مخرب بود پس از این رو سعی کردم تمامی محصولات رایگان استاد را مورد استفاده قرار بدم و در فایل دوم تمرینی بسیار زیبا وکارآمد استاد پیشنهاد کردند و آن این بود که در مورد باوری که می خواهید ایجاد شود ی یک فایل صوتی ایجاد کنید باصدای خودتان ودر آن تمام چیز های مطلوب در رابطه با آن باور را ذکر کنید این تمرین برای من بسیار مثمر ثمر بود و طبق گفته ایشان که باید 21 روز تکرار میشد که تبدیل به باور بشود پس من این فایل را که با صدای خود در مورد باور هایم ساخته بودم را در 21 روز به طور مداوم و تکراری گوش میدادم و کم کم این تفکر برای من تبدیل به باور شد
من در این تمرین دچار تضاد هایی شدم بدین جهت که اگر تنها با گفتن و حرف زدن می خواست چیزی تغییر کند تا به حال هیچ فرد فقیری در روی زمین باقی نمی ماند ولی کمی بعد با فایل دوم استاد در دوره هدف گزاری آشنا شدم که در مورد باور به فراوانی سخن میگفتند و در آن متذکر شدند قدرت خداوند آن قدر نامحدود است که هر چیزی را درخواست کنید به شما خواهد رسانید
ولو ان اهل القری ءامنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکـت من السمآء(بخشی از آیه 96 سوره اعراف)
و اگر مردمی که در شهرها و آبادیها زندگی دارند ایمان بیاورند و تقوی پیشه کنند برکات آسمان و زمین را بر آنها میگشائیم
من هرروز با خود تکرار میکردم که من بنده تابناک خداوند هستم و همه بندگان در پیشگاه خداوند دارای شرایطی یکسان می باشند و منشا پیدایش همه آدمیان یکی است از این رو هیچ کس بر کس دیگری برتری ذاتی ندارد. تنها برتری در نزد قرآن به شخصیت افراد است که از طریق تفکر و عبادت ارتقا می یابد.. که آیه زیر صدق این موضوع میکند
???? یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّـهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّـهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ (١٣)
ای مردم ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمند ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.بی تردید خداوند دانای آگاه است ????
دیگر انگار من آن شخص قبلی نبودم ، هیچگاه افکار منفی در باره اشخاص دیگر نمی کردم و هیچگاه در صورت برقراری رابطه با کسی دچار تزلزل و اضطراب نمی شدم .تغیراتی که باگوش دادن به فایل های استاد در من به وجود آمد به واسطه تمریناتی که انجام میدادم مرا از نظر شخصیتی به مقام ارزشمندی رساند و باعث شد من شخص واقعی خودم را درک کنم و نسبت به آن آگاهی داشته باشم.استاد دریچه ای رو به بهشت را به سوی من در این دنیا گشودومن این معنویت را مدیون استاد عزیز و گرانقدر خودم جناب آقای سید حسین عباس منش می باشم.از آن لحظه به بعد من شروع به انجام تمریناتی که ایشان میدادند کردم وتا کنون نتایج بسیار عالی وموفقیت آمیزی را کسب کردم.باید بگویم که تا کنون هیچ یک از افکار پیشین به شکرانه خدای تعالی در من به وجود نیامده و من خدای خویش را سپاس گزارم چرا که بدین معنی است که من در مدار درست قرار دارم وچه موفقیتی برتر از این که انسان در کمال معنویت به خداوند نزدیک باشد و خود را با خداوند دوست بدارد
???? “فَاَقِمْ وَجْهَکَ لِلدّینَ حَنیفاً فَطرَتَ اللَّهِ الّتی فَطَرَالنّاسَ عَلیها ؛(بخشی از آیه 30 سوره روم)
پس روی خود به سوی دین حنیف کن که مطابق فطرت خدا است، فطرتی که خدا بشر را بر آن فطرت آفریده ????
بشر در ادراک خدا از طریق دل به هیچ نوع برهانی نیاز ندارد فقط کافیست که چشم ودل بگشاید و خدای خود را نزدیک تر از رگ گردن به خود ببیند چرا که خداوند در درون انسان است و انسان برای رسیدن به خدای خویش نیازمند روجوع به قدرت درونی خویش یا همان حکمت الهی می باشد
در پایان در مورد قدرت بخشش در زندگیم سخن می گویم که قدرتی بی نظیر است حال که به آن می اندیشم اگر کسانی را که به نوعی به من آسیب رساندند و باعث ضرر و خسران درمن شدندرا نمی بخشیدم هیچگاه شاهد متجلی شدن موهبت هایی که خداوند به من میداد نمی بودم چرا که برای تجلی موهبت و خواسته نیاز مند پاک شدن دل از هرگونه شرک و کینه است که در صورت وجود آن همچون مانعی برسر راه شما خواهد بود و این با قوانین کیهانی مغایرت نخواهد داشت
???? وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (سوره بقره آیه109)
بسیارى از اهل کتاب پس از اینکه حق برایشان آشکار شد از روى حسدى که در وجودشان بود آرزو میکردند که شما را بعد از ایمانتان کافر گردانند پس عفو کنید و درگذرید تا خدا فرمان خویش را بیاورد که خدا بر هر کارى تواناست ????
در آیه بالا شرط به وقوع پیوست فرمان خداوند عفو وبخشش می باشد
بسیار تشکر از دوستانی که سرگذشت مرا خواندند
????????????????????????????
????
????
????????
????????????
????????????????????????????
علیرضاجان واقعا تاثیرگذاربود موفق باشی
دوست خوبم علیرضا خزایی سلام و سپاس
چه ارتباط زیبایی با خدا دارید و چه ارتباط عاشقانه ای با قرآن. لحظات خوشی را با نظر شما سپری کردم. سپاسگزارم.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
زیبابود
درود بر آقا علیرضای عزیز
“هر سخن کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند…”
در یک کلام؛ عالی بود.
درود برشما بهترین متنی بود که تاحلا خونده بودم
واقعا خوش به حالتون که چنین ارتباط زیبایی دارین
سلام از این که سرگذشت خود را با ما به اشتراک گذاشتید ممنونم چند باور مهم در میان کلمات شما بود که سعی می کنم از آنها استفاده کنم ممنونم
سلام بسیار متنتون عالی بود
متن همه بسیار عالی است و به همه ستاره می دهم واقعا یکی از یکی بهتر است وقتی این قسمت سایت می آیم وهر دیدگاهی را می خوانم آرامشی عمیق پیدا می کنید . آقای خزایی شجاعت را در نوشته های شما دیدم.
در پناه اله یکتا
دوست عزیز آقای خزایی در خدا شاد شاد باشید
بسیار ازشما سپاس گزارم من هم برای شما
آرزوی بهترین ها را دارم
بسیار ازشما سپاس گزارم
سلام.ممنون ازشما آقای خزایی که خاطرات و تجربیات خوبتون رو نوشتین
طرز تفکر من بسیار شبیه تجربیات شماست.
دارم از دوره بسیار غنی عزت نفس و هم دوره اصول کسب و کار شخصی استاد عباسمنش استفاده میکنم.
بسیار صبر و انتظارات درستم بهتر شدن
قدیما بسیار عجول و زودرنج بودم الان خیلی خیلی حال بهتری دارم و خوب با خودم کنار اومدم و آدمها رو بهتر و بیشتر از گذشته دوست دارم و تفاوتهای فکری رو پذیرفتم.
امیدوارم هرروز مثل استاد عزیزمون ،از نتایج و تجربیات جدید و خوب شما و دیگر عزیزانم در سایت استاد عباسمنش ببینیم و بخونیم،
و لذت ببریم
و الگو بگیریم
درود بر شما استاد عزیزم سید حسین دوست داشتنی
وااااای چه شود صفحه نظرات این فایل….
مطمئنم خووندنی ترین و رویایی ترین صفحه نظرات گروه تحقیقاتی عباس منش در ذیل این ویدئو نقش خواهد بست….
استاد بزرگوار بر ذهن خلاق و خلاق و خلاق شما هزاران بار هووووو باید کشید…
من حسن بابائی(نام مستعار :افشین) متولد 58/12/24 در منطقه جنوب شهر تهران در خانواده پرجمعیت و به لحاظ مالی متوسط رو به پایین بدنیا آمدم از زمانیکه یادم میاد تو ذهنم افکار بزرگی رو پرورش میدادم بسیار انسان جاه طلب به لحاظ کسب ثروت بودم بعد از تحصیلات لیسانس در رشته مهندسی نرم افزار از طریق یکی از آشنایان وارد شهرداری تهران منطقه 4 شدم تقریبا 5 سال در چند حوزه شهرداری فعالیت کردم ولی واقعیتش رو بگم نتونستم دوام بیارم لذا از طریق همسر خواهرم وارد شرکت هرمی کوئست شدم آموزه های این شرکت بسیار برام زیبا بود و فعالیت من در اون مجموعه فوق العاده عالی بود و لیکن به لحاظ جو حاکم ادامه کار محقق نشد فلذا در پایان سال 83 با دختری در همین تیم آشنا شدم و ازدواج کردم خداروشکر خداروشکر خداروشکر
پس از ازدواج به لطف خداوند رحمان تونستم با جمع و جور کردن پولام یه خونه کوچیک بخریم “خدا را سپاس” تا سال 1389 در چندین شرکت به عنوان کارمند مسئول فروش مدیر فروش فعالیت کردم تا اینکه اوایل سال 90 از طریق یکی از مشتریان آخرین شرکتی که کار میکردم به شراکت با ایشان دعوت شدم ” شروع بیزنش شخصی ” چند ماهی با ایشان کار کردم تصمیم گرفتم دیگه شریکی نداشته باشم از ایشان جدا شدم و مجموعه ای مسقتل با مدیریت شخص خودم راه اندازی کردیم تا اینجا شرایط بسیار عالی بود کم کم مشتریها زیاد میشد و کارمندها هم همینطور تا اواخر سال 92 که روز بروز حساب بانکیم چاق و چاقتر میشد در پایان این سال از طریق بازاریاب شرکت پیک برتر به دوره یکی از اساتید عزیز معرفی شدم که در اون دوره ثبت نام کردم چند جلسه از این کلاسها رو شرکت کردم و پس از اون تصمیم گرفتم دفترمو عوض کنم ” آغاز روزهای …… ” یه دفتر بزرگ و شیک در قلب تهران با هزینه بسیار بالا اجاره کردیم شرایط به ظاهر خوب پیش میرفت تقریبا 20 کارمند با فروش خوب … در این برهه از زمان تصمیم گرفتم خونمو عوض کنم که این تصمیم باعث شد قریب به 200 میلیون تومن از پول شرکت نوپا و تازه جون گرفته بکشم بیرون و اینکارو کردم و کار رو ادامه دادیم ….. و رسیدیم به ابتدای سال 94
پایان فصل اول ” راستشو بخوایید دستم درد گرفت”
سلام آقای بابایی
روندتان خیلی عالی بود
چقدر عالی مرسی که این را نوشتید کلی قشنگ بود وای چه قسمتی از این سایت عالی است
حالا بگردم قسمت دوم دیدگاهتان را بخوانم کاش هم را یک جا می زاشتید.
شادباشیدو همیشه سالم و راضی
من خدا رو در قلب کسانی دیدم که بدون هیچ توقعی مهربانند…
سلام و هزاران سلام به همه ای عباس منشی های گل…خیلی خوشحال و خوشبختم که جزو خانواده صمیمی و گرم عباس منش هستم خدایا بخاطر همه آرامشی که ازت دارم تو را سپاس فراوان میگویم!!!
الان دارم شروع میکنم به نوشتن ساعت از دو بامداد گذشته، همه خوابن ولی من پر انرژی ام خیلی خوشحالم همینجوری خود به خود پر از حس خنده ام احساس خوبی دارم امشب شب بسیار قشنگیه!!! شوق اشتیاق عجیبی تمام وجودم گرفته انگار قراره همینجوری با همین شوق تا فردا صبح بیدار بمونم… الان خیلی عالیم احساسم نسبت به مدتها پیش واقعا صد و هشتاد درجه تغییر کرده الان فوق العاده عالیه ام! همه چی از اونجا شروع شد که استاد عباس منش شد چراغ هدایت من تو زندگیم؛استاد بزرگوار رسالتت برای من بزرگترین و برترین رسالت بود من باورش کردم و ایمان آوردم؛ نهایت قدردانی و تشکر رو دارم به خاطر هم خوبیهات متشکرم!خب یادمه تو شرایط خیلی بدی قرار داشتم پسری بی حال با تجربه روزهای بد!نه اوضاع مالی خوبی داشتیم؛نه هم چیزی که منو خوشحال کنه،تحت افکار بیمار گونه خانواده ام قرار گرفته بودم، مادری بسیار بد اخلاق و بسیار بد رفتار داشتم! که یادمه همیشه در مقابل دیگران منو و برادر و خواهرم رو سرزنش میکرد و ما رو خار خفیف میکرد همیشه در تحقیر حرفای مادرم قرار داشتم و زیر خرواری از حرفای طعنه آمیز مادرم قرار داشتم هی در شرایط بد و بدتر قرار میگرفتم طوری که میتونم بگم اوضاع زندگیم داغون داغون بود پوچ به هدف اون روزا به خودم می گفتم مرده متحرک؛از لحاظ خانوادگی خیلی در عذاب بودم زندگی ما جوری بود که انگار قرار نبود رنگی بگیره که اسمش بشه گذاشت زندگی هر روز دعوا هر روز فحش هر روز آبرو ریزی من از گذشته ام دلخوشی ندارم که بخوام دیگه بیادش باشم اینقدر تو گذشته تجربه های تلخی داشتم که هر وقت بیادش میفتم صحنه هاش جلو چشمامم تداعی میشه و منقلب میشم خواهرم که خیلی بهش وابسته بودم و دوسش داشتم تو تصادف جان سپرد! بدترین روزای زندیگم بود هیچی کاری از دستم ساخته نبود از خدا گله مند نبودم فقط نمیتونستم باور کنم که دیگه نیست و نبودنش برام پر از درد بود بعد مرگ خواهرم خیلی طول کشید تا به خودم اومدم… هی……. یاد همه روزای قشنگمون بخیر آبجی بدون همیشه بیادتم! ولی الان خیلی خیلی خوشحالم طوری که میدونم مسیر زندگی من صد و هشتاد درجه تغییر کرده! یه روزی تو کنج خونه نشسته بودم خیلی افسرده و غمگین یادمه اون موقع یک سالی بود که پیش دانشگاهیم رو تموم کرده بودم و بیکار بی حال بودم! فکر کنم ساعت ده و نیم شب بود؛یادم نیست چه اتفاقی افتاده بود که خیلی ناراحت شده بودم از بس که همیشه روحیه رنج آوری باهام همراه بود بخاطر بد رفتاری های که باهام میشد اکثر اوقات ناراحت و غمگین بودم ولی به رو خودم نمیوردم خیلی از این شرایط خسته بودم دلم دنبال چیزی بود به نام “آزادی “!!!!عادت نداشتم بلند حرفای دلم رو بگم ولی یادمه که اون شب زمزمه میکردم و از خدا درخواست کردم که منو هدایتم کنه یا اتفاقی بیفته که منو از این وضع نجات بده!!!برام الان غیر قابل باوره اونشب خدا منو هدایت کرد به مسیری که سالها یادمه از دوران کودکیم دنبالش بودم اره من به طرز عجیبی با سایت آقای عباس منش آشنا شدم تو اون حالت غمگین و ناراحت چشمام رو بستم و یه شماره گرفتم بوق خورد…گوشی ور داشت…الو گفت؛ سریع قطع کردم!یه آقای جوونی بود! نمیدونم چم شده بود ولی خود به خود اون وضع بدم و حالت روحیه نامناسبی رو که داشتم کلا براش از طریق پیام ارسال کردم بدونی که بخوام فکر کنم طرف کیه؟بعد چند دقیقه زنگ زد و گفت من کمکت میکنم ولی نه از جنبه مالی و بعد خودشو معرفی کرد اقا حسین مال تهران! دوست عزیزم که خودشم عضو گروه تحقیقاتی عباس منش هستند من همیشه ازش تشکر میکنم بابت این لطف بزرگی که در حقم کرد خیلی متشکرم حسین جان!ایشون برام از سایت عباس منش گفت و قشنگ توضیح داد که ایشون کی بوده و از کجا به کجا رسیده کم کم افق دیدم به اطرافم تغییر کرد چون این دوستم هر روز برام از استاد عباسمنش میگفت یادمه اولین دانلود من؛ کلیپ انگیزشی صبح بود از سایت و بعد”فقط روی خدا حساب باز کنیم” و بعد کل فایلهای رایگان واقعا برای من عالی بود منی که صبح ها تا لنگ ظهر خوابیده بودم طوری شد که صبح ها ساعت شیش میرفتم کنار دریا هندزفری میذاشم پیاده روی میکردم و فایلهای رایگان استاد رو دونه به دونه گوش می کردم چیز زیادی اون روزا از قانون حالیم نبود ولی واقعا نشونه ها رو می دیدم!حتی بلد نبودم که نشونه ها رو تایید کنم تو فایلها لحن و طرز بیان آقای عباس منش برام حاکی از صداقتی بود که تو حرفاش موج میزد اینجوری بود که ایشون رو باور کردم و از همون موقع تا به الان شاهد موفقیتهای چشمگیری توی زندگیم بودم نمیخوام بگم از زمانی که با سایت استاد آشنا شدم زندیگم دیگه قند و عسل شد نه! مشکلات زیادی هم سر راهم قرار گرفت بدترین اتفاقات رو تجربه کردم اما خوبیش این بود که دیگه به آینده امیدوار بودم و دیگه باور کردم که هر اتفاقی بیفته به نفع منه و قرار نیست که اوضاع همیشه این باشه و همینجوری پیش بره فقط خدا رو در نظر میگیرم به چیزهای رسیدم که واقعا تو یکی دو سال پیش یه آرزو بودن برای من؛-من الان به اتاق دل خواهم به اتاقی که سالها منتظر اماده شدنش بودم رسیدم خیلی اتاقم رو دوس دارم با همه سادگی که داره”همین الان هم تو اتاق خودمم”هوا گرمه شربت پرتقال تو یه لیوان بزرگی ریختم گذاشتم رو میز کنارم جرعه ای مینوشم و هی می نویسم جاتون خالی خیلی خوشمزه اس”””
_الان تغییر رو دارم تو زندگیم حس میکنم من یه خونه خیلی بزرگی دارم که الان رسما سندش به نام خودمه همین پارسال پدرم بنامم کرد خیلی برام خوشحال کننده است خوشحالم که خانواده ام هم تغییر کردن از زمانی که من واقعا تغییر کردم من به رفیقایی جدید و بهتر به یه دنیا آرامش به چیزای که علاقه داشتم رسیدم به چرخ خیاطی کاچیران به یادگیری زبان انگلیسی دیشب امتحان پایان ترم داشتم چقدر زبان انگلیسی برام شیرینه هر جلسه با علاقه ای بیشتر سر کلاس حاضر میشم من به یه بازیگری دختری که دلم میخواستم بشه روزی سوپراستار رسیدم دختر خواهرم مسولیتش با منه تست داد قبول شد برا بازیگری و الان داره قشنگ حرفه ای کار میکنه!!به مهمترین چیز زندگیم که سالها شاید بگم هفت هشت سال تو فکرش بودم و بزرگترین مشکل توی زندگی ما بود که فکره شب روزمون بود و به قول مادرم تا این مشکل حل نشه ما نه آب داریم نه خوراک تو همین پارسال بهش رسیدم در کمال ناباوری همه ای ادمای اطرافم که وقتی حل شد از تعجب خشکشون میزد!!!آره اینقدر به اتفاقات قشنگ زندگیم رسیدم که دیگه واقعا حضور خدا رو توی زندگیم احساس میکنم میتونم بگم در واقع من الان به خودم رسیدم؛ دیگه جلو هیچ کسی حفظ ظاهر نمیکنم آدم روکی شدم دیگه دروغ نمیگم آدم با نظمی بودم ولی الان چند برابر قبل با نظم تر شدم دیگه راحت هر لباسی با هر رنگی که دوس دارم میپوشم هر جوری که خودم دوس دارم تیپ میزنم در برابر زندگیم احساس مسولیت میکنم خیلی سریع تصمیم میگیرم و عملیش میکنم واقعا با همه مشکلات زندگیم کنار میایم و تمام سعی خودمو میکنم که حلشون کنم آدم خیلی بهتری شدم قانون استاد رو یاد گرفتم
الان دیگه من اون آدم قبلی نیستم و به جرات میگم الان دوساله که واسه یه لحظه هم افسردگی پیدا نکردم ناراحت شدم ولی یک ساعته شدم آدم قبلی در برابر اتفاقات ناخوشایند زندگیم بهترین واکنش رو نشون میدم و الان مدتهاست که میدونم قشنگ* اینها از کجا آب میخوره…. بابا همش بخاطر اینه که باورهام تو ضمیر ناخودآگاهم تغییر کرده اینقدر شور و شوق دارم برا زندگی که دوس دارم همیشه همین جور شاد و جوان بمونم الان فردی هستم با یه شخصیت خیلی پسندیده و از خودم راضی’خیلی خودمو دوست دارم و برا خودم خیلی احترام میذارم! خدا رو هزاران بار شکرت خیلی سپاسگزارم که منو در مسیری قرار دادی که آنها را هدایت کردی… مدار من تغییر کرد وتونستم رو باورهام کار کنم و تو یه مداری بهتر از قبل قرار بگیرم؛؛؛من به روانشناسی ثروت استاد رسیدم به قانون آفرینش عزت نفس و دوره هدفگذاری استاد عباس منش اینا روزای اول آشنایی با سایت جزو رویایی من بودن الان شکر خدا بیشترین محصولات سایت رو دارم دوره عشق و مودت که خیلی عالیه بی نظیره به نظر من رسیدم اینا تغییراتی که به وضوح دارم میبینم و احساس میکنم میدونم که عامل این همه اتفاقات قشنگ استفاده از دوره های آقای عباس منش بود؛؛؛ برا موفق شدنم بهایش رو پرداختم نوش جان استاد!!!امیدوارم از اینی که هستین هنوز هم ثروتمند تر بشین و همیشه شاداب و سلامت باشید خیلی خیلی دوست دارم استاد عزیزم برای من روانشناسی ثروت و قانون آفرینش و فایل وضوح از طریق تضاد برخورد با ناخواسته ها و فایلهای انگیزشی خیلی تاثیر گذار بودن بخصوص روانشناسی ثروت و قانون آفرینش و فایل انگیزشی چهارمی؛ اون دوره ها هم هنوز به طور کامل استفاده نکردم و دارم کم کم کار میکنم در آخر همشه شما رو به خدواند یکتا میسپارم امیدوارم روزی همه ای دوستان و استاد عزیزم رو از نزدیک ملاقات کنم خداحافظ به امید لحظه دیدار…
farshid.l 23 age
Bushehr
چقدر زیبا، چقدر عالی. شما فوق العاده هستید. آقای فرشید همیشه مادربزرگم میگفت شاید من نباشم و از دنیا برم ولی این و بدون همیشه از اون دنیا هوات و دارم. خداوند خواهرتون رو قرین رحمت کنه. آب پرتغال خنک نوش جانتون آقا.
سلام خدمت دوست گرامی خدا رفتگان شما هم بیامرزد
حرف مادر بزرگتون پر از حس مهربونی!
برا شما دوست گرامی آرزوی موفقیت بسیاری دارم الهی که همواره ثروتمند و موفق باشید…
شما همیشه فوق العاده اید عالی بود
سرکار خانم شب خیز خیلی متشکرم از ابراز لطف شما
شما همیشه مهربانانه به همه ای خانواده عباس منش نظر لطف داشتید شما بهترین بودید و هستید امیدوارم در همه مراحل زندگیتان همواره موفق و پیروز باشید!!!
سلام دوست قدرتمندم….
چقدر ذوق کردم از خوندن کامنتتون….ممنون که وقت گذاشتین و این همه تغییرات مثبت زندگیتونو با ما به اشتراک گذاشتین….یادتون باشه شما پاره ایی از خداوندی….قطره ایی از دریا…در اصل تو خود خدایی…پس با صلابت قدم بردار …چون تو خالق ۱۰۰شرایط و اتفاقات زندگیت هستی….موفق و پیروز و ثروتمند باشی…
فوق العاده گرامی.اون قسمت داستانت جالب بود که بدون اینکه طرف را بشناسی همینطوری براس درددل فرستادی. بامزه بود
آقا فرشید عزیز
خدا خواهر بزرگوارتون رو قرین رحمت خودش قرار بده….
برات آرزوی شادی روزافزون دارم
همواره شاد و ثروتمند باشید….
دوست عزیز و گرامی خیلی ممنونم از نظر لطف شما
قطعا شما از گروه صالحین و نیکوکارانید
خدا رفتگان شما هم قرین رحمت خود قرار بده… آمین!
امیدوارم در تمام جنبه های زندگی دلخوش و تندرست و ثروتمند باشید!!!
با درود خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز.
من 35 سالمه. من در سن 16 سالگی ازدواج کردم که همسرم اعتیاد داشت من آگاهی کمی داشتم و با باورهای والدینم و دیگران زندگی می کردم که هر بار میخواستم طلاق بگیرم که میگفتند طلاق خوب نیست و اگه بچه بیارم شرایط بهتر میشه و از این حرفها، با وجود همه مشکلات من صاحب 2 فرزند شدم و با کلی سختیها و درد،با آمدن دخترم و با مخالفتهای خانوادم و تهدیدها، طلاقمو به هر نحوی تو سن 23 سالگی گرفتم و مهریمو بخشیدم و حضانت بچه هامو گرفتم.حالا بماند که همسرم چه ها کرد و چه شد. اصلیت ما ترک هستیم و به شدت سنتی و افکار عقب افتاده، که تو خونه پدرم دیگه اصلا آزادی و اختیار نداشتم و خانوادم با حرفای دیگران من و بچه هام رو با کنایه هاشون اذیت میکردن. به هر حال تو اون شرایط گوشه خونه پدرم با اصرار و هزینه خودم مغازه کوچولو درست کردم و آرایشگری میکردم و هم چنان رفتم دیپلممو گرفتم، یه زمین کوچولو روی کوه خریده بودم با کلی تلاش صافش کردیم یه اتاقک درست کردم با اذیتهای شهرداری به هر حال یه چند سالی طول کشید تا یه کمی کاملش کنم بعدش فروختم یه جای دیگه خریدم. کار عکاسی و فیلمبرداری هم انجام میدادم از خانواده همسرم یاد گرفته بودم، کلاس زبان رایگان پیدا کردم میرفتم که اونجا اسم چند کتاب از باربارا.دی.انجلیس شنیدم که خوبه، گرفتم خوندمشون که از لحاظ فکر و روحی برام خوب بود تا 6 سال تونستم خونه بابام دووم بیارم خیلی گیر بودن همه چیزمو کنترل میکردن، از همه چی میترسیدم ولی دیگه طاقتم تموم شد هدایت شدم به خونه ای که داشتم، با تمام اختلافهای خانوادم رفتم خونه خودم که مغازه رو تحویل دادم، خونه خودم هم زندگی میکردم با بچه هام و هم آرایشگری میکردم هم آتلیه زده بودم عکاسی میکردم و مجلس میگرفتم فیلمبرداری میرفتم.بابام با من قهر کرد و توجهی به من نمیکرد و برادرم طبقه بالای خونم با خانومش زندگی میکردن و مثل بابام و شاید بدتر از اون باهام رفتار میکرد و دست رو مطلقه بودن من میزاشتن که رفتارشون رو توجیه کنند ولی من تحت فشارهای زیاد تازه موتورم روشن میشد و به رشد و پیشرفت فکر میکردم و چون نمی تونستن جلوی من رو بگیرن به هر طریقی که بلد بودن آزارم میدان.احساس بی پشتوانگی و بی کسی میکردم، کمبود توجه و محبت داشتم و به هر حال 3 سال هم مستقل با بچه ها م زندگی کردم و یادم نمیاد که دستمو جلوی کسی دراز کرده باشم حتی در صورت نیاز شدید و سختی زیادی من و بچه هام تحمل کردیم. تونستم تو حرفه تصویر برداری خیلی پیشرفت کنم که آرایشگری رو جمع کردم. و برای خونم وسایل خونه بگیرم و بچه هام رو کلاس و باشگاه بفرستم.ولی افکار و روحیه خوبی نداشتم گاهی شیطونی های کوچولو میکردم ولی دچار عذاب وجدان میشدم و خدارو شکر چون مسئولیت پسرم و دخترم رو داشتم فرصتی برای فراغت و شیطونی و رفیق بازی نداشتم.و یا خیلی کم داشتم. آنقدر کار فیزیکی و هر شب مراسم میرفتم برای عکاسی و فیلمبرداری دیگه هم روحم هم جسمم خسته شده بودن.باورم این بود که با یکی ازدواج کنم و دیگه کار نکنم شاید حالم خوب شه و استراحت کنم بشینم تو خونه با افکاری که داشتم یه آدمی بدتر از بابام و برادرم رو جذب کردم و من با پسر 14 ساله و دختر 9 ساله داشتم و 32 سالم بود ازدواج کردم با مردی که 13 سال از من بزرگتر بود و دختر 18 ساله و پسر 16 ساله داشت و از همسرش که دختر داییش بود 2 روز قبل از عقدمون طلاقش داد.و به خاطر خستگیم زود تصمیم گرفتم و فریب وعدههای دروغ همسر دومم شدم. یعنی همه اتفاقات بر گرفته از ذهن خودم بود و در فاصله کم اتفاق می افتاد.همسرم گوشیم ازم گرفت که با هیچ کس ارتباط نداشته باشم.و بعد از چند وقت خاموش کرد و دیگه اجازه نداد روشن کنم. من دوست داشتم کار نکنم و بیشتر خونه باشم استراحت کتم ولی دیگه حتی اجازه بیرون رفتن از خونه رو هم نداشتم و هر جا باید با خودش میرفتم و با بدترین رفتارها و شکاک بودن و تهمت زدن.با بچه هام خیلی بد رفتار میکرد. هم من هم بچه هام ازش میترسیدم.همون ماه اول ازش خواستم جدا شیم یا نامزد باشیم تو 2تا خونه مجزا ولی به هیچ راهی رو نمی پذیرفت.حتی با بابام و برادرم همدست بودن که تو هر شرایطی منو محکوم کنند که چون شوهرمه و یه کمی دستش به دهنش میرسه من باید برده باشم و همه رفتارها و بپذیرم، از دید اونها از مطلقه بودن که بهتره. تازه میتونن پوز داماد پولدارتر از داماد قبلیشون رو به دیگران بدن. ولی همسرم از لحاظ مالی خوب ساپورتم نمیکرد.با اینکه خونه نشین شده بودم مثلا در حال استراحت کردن. دچار مریضیها شدم دچار حمله های عصبی،کمر درد های فجیع که کارم به تزریق بین نخاع شدم، ناراحتی های زنانه، فشارهای بالا که کارم به بیمارستان میکشید،ناراحتی ها و طپش های قلبی، اختلال تیروئید و… بیرون رفتن من تو بیمارستان ها بود البته چون خودم بیمه بودم از مراکز بیمهای استفاده میکردم که منت شوهرمو نشنوم و هر بار من بیمارستان میرفتم باید خودش رو هم چکاب میکرد، خواستم سر کار برم که البته قبل ازدواج باهاش طی کرده بودم ولی نزاشت. یه مدتی گذشت، تحمل این شرایط برام و بچه هام زجر آور بود. خیلی هم میترسیدم هم برای خودم هم آینده بچه هام. تا اینکه 2 سال گذشت و من تحملم تموم شد. تصادفی با کتابهای صوتی رایگان آشنا شدم انگار روحم تشنه بود و دنبالشون بود و فایل صوتی بعضی از اساتید رو شنیدم یه کمی دل و جرات پیدا کردم و مخفیانه شماره چند تا وکیل رو از اینترنت پیدا کردم برای طلاق که میرم از نو شروع میکنم و دیگه دکتر نرفتم و گفتم خودم باید خوب شم و دیگه از روزی 10 تا قرصهای جور واجور خوردن خسته شده بودم، شبا نمیتونستم بخوابم آرام آرام قرصهامو کم کردم و دیگه نخوردم .بالاخره یه وکیل آقا با ترس از اینکه همسرم بعدها بهم تهمت خواهد زد ولی فقط یه مرد میتونست حریف خشونتهای همسرم بشه و در جا نزنه پیدا کردم و به بهانه بیمارستان رفتن رفتم یه جا اجاره کردم مخفیانه وسایل شخصیمو فرستادم، خیلی سخت و ترسناک بود، جرات نداشتم بروز بدم که نقشه رفتن و یه جوری فرارم لو نره چون به هیچ عنوان همسرم نمیزاشت که برم و مدام منو تهدید میکرد.من هم همه تمرکزم رو منفی ها بود برای اینکه جرأتم بیشتر شه شروع کردم نماز خوندن و روزه گرفتن و نزدیک خدا شدن که یه کمی ایمانمو قوی تر کنم، میدونستم همه این اتفاقات شبیه هم از افکار غلط و ایمان ضعیفم بود. شرایط سخت گذشته هم برام تجربه بود.یه روزی زدم به سیم آخر و رفتم و مخفیانه با خواهرم در ارتباط بودم که اوضاع رو بهم اطلاع میداد. تمام وجود من و بچه هام ترس بود و از اینکه باز مستقل شده بودیم هم احساس خوبی داشتیم.شرایط خوب نبود که با فرار مشکلی حل نمیشه باید با مشکلات روبرو میشدم، از پدرم و برادرم و همسرم خواستم که یه جا جمع شن با مشورت با وکیل که برم جلوشون از حقم دفاع کنم که اوضاع بیخ پیدا نکنه.همشون ترسیده بودن و متعجب از کار من که چه جوری تونستم و کی فرصت کردم و چرا کسی متوجه نشد با این همه کنترل. به هر حال به خاطر طلاق من 100 سکه مهرم بود که اجراش گذاشتم که همسر خسیس برای من رو تحت فشار بزارم که طلاقم بده.و همسرم خواهش و التماس که اشتباه کرده و جبران میکنه حاضر شد 50 سکه بده و با بقیه مهرم حق طلاقمو با سماجت گرفتم که قول بده تغییر کنه و من هم هر وقت خواستم بتونم جدا شم. باز با کلی شک برگشتم. رفتارم برای شوهرم قابل باور نبود هر چند خانوادم از این رفتارها از من دیده بودن که حرفامو عملی میکنم حتی اگه بمیرم. بعد از اومدن همش تو فکر کاسبی بودم با بورس و سمینارها آشنا شدم و توسط یکی از شاگردان استاد عباس منش با استاد آشنا شدم، خداروشکر و مدام هر چی مطالب رایگان رو استفاده میکردم ک به حدی تشنه بودم که پیشرفت کنم وسوسه شدم دوره روانشناسی ثروت رو تهیه کنم، یه مدت تامل کردم که این همه پول رو برای چی باید بدم ولی چند وقتی آرام و قرار نداشتم که باید بیشتر بدونم بالاخره تهیه کردم و کار مدام من گوش کردن به فایلهای استاد بود.حتی مطالب مهم رو یادداشت میکردم.اسم هر کتابی که میومد رو یادداشت میکردم.یعنی از دی ما 94 شروع کردم با ایجاد باورها برای پیشرفت و تمام کتابهای صوتی استاد رو تهیه کردم و بسته روان شناسی 2 و چند دوره عزت نفس و تند خوانی و هدفگزاری و تضاد استاد رو تهیه کردم و حدود 80 کتابهای موفقیت رو گرفتم و تا عید کارم مطالعه و خلاصه برداری و شنیدن فایلهای صوتی استاد.باورام در حال تغییر بودن و دیگه متوجه همسرم و بچه هاش نبودم و نقطه توجهم در حال تغییر بودند.از لحاظ روحی تغییر میکردم ولی مالی نه هنوز، فقط باورسازی میکردم.دیگه شبا بیدار میموندم به جای افکار منفی و شلوغ حالا دیگه کتاب میخوندم و فایل گوش میکردم ولی هر از گاهی باز به فرکانس قبلی برمیگشتم ولی دیگه رو رفتارم هوشیار شده بودم. تا الان که 4 شهریور 95 هستش افکار خیلی تغییر کرده کلاس زبان میرم حتی رفتار همسرم نیز تغییر کرده البته نه اون جور که من میخام چون دیگه میخام خودم تغییر کنم و توجهم به پیشرفت خودم باشه.ارومتر و صبورتر شدم، قرآن صوتی و پیامهای عرفانی و فلسفی دیگر اساتید و فایلهای استاد عباس منش رو مدام گوش میکنم، کتابهایی که خوندم رو خلاصه کردم رو با صدای خودم ضبط میکنم و گوش میدم. اعتماد به نفسم زیادتر شده.به مثبتها توجه بیشتری نسبت به قبل میکنم، ایمانم قویتر شده، شجاعتر شدم،و… خدا رو شکر. هر چند هر از گاهی باز اشتباه میکنم ولی به رفتارم هوشیارتر شدم. حتی مهمانی و جشن و مسافرتها و همه جا mp4 همراهمه و هنذفری تو گوشمه و به چیزهای که دوست دارم بشنوم و بهم آرامش میده توجه میکنم. خونه که خودم داشتم رو رهن دادم و دارم بازسازیش میکنم و یه طبقه اضافه کردم که یه واحد خالی هر چند کوچولو برای خودم و بچه هام دارم میسازم که زیر بار منت کسی نباشیم. و میخام خوب بفروشم و یه جای دیگه بخرم و بسازمش. خداروشکر بچه های فوقالعاده ای دارم، مستقل و صبور و آینده نگر هستن. پس انداز میکنن، پسرم از 12 سالگی تابستونا تو عکاسی و مونتاژ کار میکرد، الان هم داره تو خونمون کار میکنه. هنوز خیلی آرزوها دارم مخصوصا دوست دارم یکی از ثروتمند ترین زن دنیا باشم و در آرامش، آزادی، شادی و اسایش باشم و هر لحظه ایمانم بیشتر بشه و هر لحظه بیشتر بدونم و آگاهیم بیشتر شه،میخوام هر لحظه معنوی تر شوم و کارها و رفتارهای خوب بیشتری بتونم انجام بدم.معجزه تو باورهای ماست که ایجاد میشه و تنها خدا به ما کمک میکنه با همه چی، با کائنات، حال خوب، آرامش، شادی.وهمه چیزای خوب.خوشحالم از اینکه زنده ام و با آگاهی هدایت میشم.سختی ها برای من محرک بود و بچه هام انگیزه ای برای جلو رفتن، داشتن مسئولیت هم ایجاد انگیزه هست هم محرک.میدونم یکی از موفقترین زنان و از بهترین مادرها هستم.و میدونم من لایق بهترینها و برترینها هستم و هر لحظه بیشتر دارمشون. دیگه میدونم عشقم، پشت و پناهم،تکیه گاهم، امیدم و تمام وجودم و هستیم خداست. خدای نازنین که عاشقشم. در سلامتی و آرامش هستم و به هر جا که بخام میرسم به آسانی و موقعی که من امادگیشو دارم. میدونم هر رویدادی پیامدی برای هدایتم بوده که به تکامل برسم.
خدایا عاشقتم و همه آفریده هاتو دوست دارم.
خدایا سپاس از این همه آفریده های زیبات مثل آقای عباس منش و دیگر اساتید و عزیزان.
آفرین بر شما سرکار خانم علیزاده
قطعا ما مسئول تمام اتفاقات زندگیمون هستیم امیدوارم با باورهای زیبایی که در خودتون با گوش دادن کلام الهی که از زبان مردی الهی بر وجود پاک و نورانی شما آرام میگیره بهترین و زیباترین زندگی که لایق اون هستید نصیبتون میشه…
به امید آنروز
همواره شاد و ثروتمند باشید
خیلی عالی بود ثریا جان ، افرین به این همه قوی بودن و اراده بالاتون مطمئنن شما لایق بهترین ها هستین و ارزوی بههترین زندگی رو براتون دارم
سلام واقعا زندگی شما حاوی درس های زیبایی برایم بود.
سلام دوست عزیز تجربیاتتان بسیار آموزنده بود
با آرزوی بهترینها
ثریا جون
خیلی داستانت روم تاثیر گذاشت. افرین خیلی شجاع بودی و با ججرات عمل کردی. خیلی دوس دارم عین شما شجاع باشم
خانم علیزاده چقدر زیبا، چقدر استوار عین کوه قوی و بردبار…
گر بخون دل میسر آب ونانی شد مرا
در مقام صبر اینهم امتحانی شد مرا
بسیار زیبا وانگیزه دهنده
به نام خداوندِ عاشقم.
دوستای عزیز من هم داستان زندگی خودم رو براتون مینویسم به امید اینکه نکته ای توش برای کسی راه گشا باشه.
من داستان دوستان زیادی رو خوندم و خیلی خیلی نکات مهم و همون چیزایی که دنبالشون بودم رو دریافت کردم جا داره یه تشکر حساااااابی بکنم از استاد عباسمنش عزیز که اینقدر ایده فوق العاده ای به ذهنش رسیده و این اجتماع رو شکل داده که بتونیم اااااینقدر از تجربیات هم استفاده کنیم. واقعا فوق العاده بود. مرسی استاد واقعا مرسی.
نکته دیگه ای که قبل از شروع حرفام میخوام بهش اشاره کنم اینه که کار کردن با استاد عباسمنش عزیز به من یاد داده که همیشه طوری تو زندگی رفتار کنم و مخصوصا کار و بیزینس کنم که اون کار هم خیلی خیلی به نفع خودم باشه و برام سود داشته باشه و هم خیلی خیلی برا کسی که براش کار انجام میدم هم سود و نفع داشته باشه و من همیشه این معادله رو در تمام محصولات استاد دیدم و وقتی میبینم که دیگران از قیمتهای بالای محصولات شاکی میشن به خودم میگم آخی ی ی حیوونکیا نمیدونن که یه معامله با کیفیت اصلا باید برای هر دو طرف سود داشته باشه. اینو گفتم شاید بعضی از دوستان چیزی دستگیرشون بشه. هر چی ازت خرید کردم استاد نوش جونت من بسته روانشناسی ثروت شما رو تقریبا یک سال پیش با کلی ی ی کلنجار رفتن با خودم خریدم گرچه هنوز ذهنم در بعضی جاهاش خیلی مقاومت نشون میده ولی با استفاده از صحبتها محصولات و پیدا کردن خدای درونم دیگه مثل روز برام روشنه که هر چی سرم اومده تا امروز از طرف خودم بوده و هر چی بدست میارم به واسطه لطف خداوند و از طرف خودم بهم میرسه. من بعضی از تمرینای بسته روانشناسی ثروت رو انجام دادم و به خداوند قسم یاد میکنم که وقتی پاشنه آشیلام رو پیدا میکردم و تمرینشو انجام میدادم تاثیر رو حس میکردم ولی از اونجایی که این ذهن من پر شده بود از ترس و احساس عدم لیاقت به شدت زیادی مقاومت داشتم برای انجام تمرینات ولی وقتب به ضرب و زور تمرینای مثلا بخش احساس لیاقت رو انجام میدادم تاثیرشو میدیدم و همون تاثیره باعث شده که قلبم گواهی بده که اگه تمرین کردم نتیجه میبینم و من هر روز با خودم کلنجار میرم برا انجان تمرینایی که خیلی سختمه انجامشون بدم. ولی راه برام روشنه ینی میدونم باید چیکار کنم. ولی تنبلم.
من توی یه خونواده ای به دنیا اومدم که پدرم خیلی از کودکی ما رو تحقیر میکرد و همیشه ما رو بی لیاقت خطاب میکرد و با دیگران مقایسه میکرد خب تو چنین شرایطی معلومه که من احساس عدم لیاقت و شایستگی زیادی در درونم حس میکردم و هنوز هم تا حدودی حس میکنم و دارم باهاش مبارزه میکنم. من پدرم رو بخشیدم و صحبتهای استاد رو آویزه گوشم قرار دادم. از اونجایی که درونم به شدت با اشعار مولانا و آموزه هاش احساس نزدیکی میکرد قبل از اینکه با استاد آشنا بشم با آقای پرویز شهبازی آشنا شدم و بسیاز زیاد از صحبتهای ایشون در شبکه گنج حضور استفاده کردم و آرامش بی نظیری که هرگز در گذشته نداشتم بدست آوردم. چون طرز تفکرم عمض شده بود در صحبت با یکی از دوستان خلاصه کتاب صوتی 4 اثر رو که مال سایت بود اتفاقی بدست آوردم و سایت رو پیدا کردم و با استاد عزیز آشنا شدم. اوایل خیلی با شک و تردید به صحبتهاشون گوش میدادم خب طبیعی بود ذهنم خیلی مقاومت میکرد. کم کم قلبم گواهی داد که تا حال اینقدر آدم درستی تو زندگی ندیدم که اینطور علمی و صادقانه منو نصیحت کنه باور کردم که استادم رو دوست دارم. و تکرار میکنم یاد گرفتم که بیزینس با کیفیت یعنی سود برای هر دو طرف دوستان به این نکته خیلی دقت کنید خیلیا انتظار دارن فایل مجانی گیرشون بیاد هدایت بشن هرگز چنین اتفاقی نمیافته چون وقتی برای چیزی ارزش قائل نشید و بهاش رو نپردازید اون چیز هم برای شما ارزشی نخواهد داشت و میندازیدش دور. این از مهمترین چیزایی بود که از استاد یاد گرفتم از همین تضاد ذهنی در مورد قیمت محصولات. ولی دل شیر میخواد این جور بیزینس کردن دمت گرم استاد.
از تغییرات قبل از اشنایی با استاد که بگذریم مثل این که من خیلی مذهبی (به ظاهر) بودم ولی مولانا یادم داد مذهب ینی چی. و الا هرگز شبیه گذشتم نیستم. آشنایی با استاد بهم اینا رو یاد داد.
1 – همون طور که گفتم بیزینس با کیفیتی که هر دو طرف توش سود عالی میبرن
2 – خداوند همیشه برام یه چیز مجهول بود تو این سایت یاد گرفتم که خدا چیه و کیه (لازمه بازم از خانم لیلا شبخیز تشکر کنم چون ایشون راهنمایی بسیار ارزنده ای در بخش عقل کل به من کردن که باید بگم قبل از استاد من از ایشون طرز درخواست از خداوند و صحبت کردن باهاشون رو یاد گرفتم) الان خدا رو عشقم، عزیزم، همه کسم عاشقترینم خطاب قرار میدم و حس میکنم هر لحظه که میخوامش منتظره بگه جونم عزیزم بگو.(دوست دارم خدا کیه نزدیکتر از تو به من عشقم؟؟؟)
3 – قوانین دنیا که اساس همش بحث فرکانس هست رو خیلی زیاد درک کردم به طوری که میتونم با بداخلاقترین افراد از دی دیگران رابطه ی کاملا ارام و حقیقتا بی درد سر رو تجربه کنم این درک بهم آرامش فووووق العاده ای داده که هرگز در گذشته نداشتم و آرامش مادر همه اتفاقات خوبه مخصوصا سلامتی که نعمت بسیار بزرگیه. هر کدوم از شما بفهمه منظور استاد از فرکانس چیه دیگه بار خودشو بسته همین رو بگم فقط.
4 – از مهمترین دستاوردهای بودنم با گروه تحقیقاتی عباسمنش امید هست چون میدونم هر موقع که تصمی بگیرم پا بزارم رو ترسام و تغییر کنم آغوش دنیا برام بازه و تمام تغیراتی رو هم که گفتم با تغییر افکارم بدست آوردم پس امید بسیار زیادی دارم.
5- حس میکنم یه کسیو دارم که پدرانه بسیار با کیفیت همیشه هست و داره نصیحتم میکنه و امیدوارم همه چنین کسیو تو زندگی داشته باشن. بازم ممنونم استاد عزیز.
6 – من کسی بودم که تقریبا هفته ای یک بار رو با مشتریم( من مغازه چاپ دارم) درگیری لفظی داشتم سر کار ولی الان به ندرت 6 ماه یه بار یه درگیری بوجود بیاد که اونم چون قانون فرکانس رو میدونم بیشتر از 2 دقیقه نمیزارم طول بکشه و خوب بلدم چطوری همه چیزو فراموش کنم.
7 – اعتماد به نفسم فوق العاده شده و واقعا خیلی کم دیگه نظر دیگران برام مهمه و واقعا خودمم و این آرامش عجیبی بهم میده.
8 -آخرین دستاوردم هم همین دیروز بود که با خوندن نظرات دوستان تو همین صفحه یاد گرفتم که عملا دوستان به اون مقداری که قضیه رو باور میکنن و تمرین میکنن نتیجه میگیرن چیزی که استاد بارها و بارها گفته بودن و بخونید نظر دوستان رو تا این موضوع رو بفهمید بخونید نظر دوستس مثل خانم انرژی مثبت رو تا تفاوت رو با نتیجه دیگر دوستان متوجه بشید. من تصمیم گرفتم یا تو نتیجه گرفتن و تمرین کردن یا شبیه این دوستان و استاد عمل کنم یا کلا قید همه چیو بزنم چون من با کیفیتترین نتیجه رو میخوام میدونید چرا؟؟؟؟ چون یه بار بیشتر زندگی نمیکنم.
دوستتون دارم و عشقمی استاد.
آقای صمیمی عزیز، خیلی گشتم تا دیدگاه شما را پیدا کنم و بخوانم. دقیقا به دلیلی که خودتون هم بهش اشاره کردین! من با خواندن سوال شما که هنوز عنوان سوالتون یادم هست ” سوال کلیدی درباره خدا و چگونگی درخواست از او” و جوابی که خانم شبخیز داده بودند به شدت متحول شدم و احساس کردم اون شب یک قفل سنگینی در قلبم شکست به طوری که تا مدتی اشک می ریختم، سجده می کردم و با خدای خودم حرف می زدم. من هم دقیقا مثل شما خدا رو از اون شب یک طور دیگه شناختم. ممنون از مطرح کردن اون سوال و ممنون از خانم شبخیز عزیز بابت اون جواب استثنایی :)
برایتان آرزوی شادی، سلامتی، ثروت و هر آنچه خوبی در دینا و آخرت هست دارم.
موفق و پیروز باشید.
خانم یا آقای منفرد عزیز سلام.
بسیار خوشحالم و سپاسگزار از خداوند بزرگ که خودش رو به من هر روز بیشتر و بیشتر نشون میده خیلی خوشحال شدم که شما پیگیری کردین این مطلب رو و احساس خیلی خوبی دارم امیدوارم خداوند هممون رو روز به روز با خودش بیشتر آشنا کنه سپاسگزارم از خداوند از خانم شبخیز و از شما دوست گرامی.
آقای میلا گرامی ممنون از تجربیات عالیت
دوست عزیزم آقای صمیمی سلام و درود خدا بر شما باد
و خداوند در قرآن می فرماید و ما بهشت را به اهل تقوا نزدیک می کنیم ، ردای عشق الهی بر شما مبارک باد
سلام
آقای صمیمی مرسی از متنتون عالی بود
چقدر خوشحالم که در این سایت هستم و این همه دوست عالی دارم و این همه با سرگذشتهایی عالی دارن و این قدر روی باورهای خود کار می کنند واین انگیزه ای عالی برای من است
شادباشید
دنبالش بودم تا بهم ثابت بشه افکرام درسته و من باید به همه خواسته هام به راحتی برسم ، هدایت شدم ، ممنون.ممنون.ممنون . . .
بعد از اینکه از ایران مهاجرت کردم به اروپا ، سخت درپی پیشرفت بودم، در پی شناخت بهتر خودم و قوانین اطرافم که بصورت هدایت خداوند با استاد عباس منش آشنا شدم.
در این مسیر ابتدا فایل های رایگان را استفاده کردم و بعد از دیدن نتایجی مثل ؛آرامش بیشتر ، احساس ارزش ، خواب بهتر، موقعیت های بهتر، و…
سپس دوره های روانشناسی ثروت 1 ، دوره سلامتی ، جهان بینی توحیدی ، عزت نفس ، ارزش تضاد ها ، کشف قوانین زندگی و دوره قانون آفرینش را تهیه کردم.
بخشی از نتایج کسب شده بنده ( به لطف قانون بدون تغییر خداوند ) در مدت 6 ماه :
1- توانستم با عمل کردن به دوره قانون سلامتی ، در مدت 3 ماه ، 10 کیلوگرم چربی کم کنم و همینطور که در عکس بنده مشاهده میکنین به موهایی بسیار پرپشت دست پیدا کردم . خوابی بسیار با کیفیت تر ، آرامش بیشتر و سکس بسیار با کیفیت تری را تجربه میکنم.
2-توانستم با عمل کردن به دوره روانشناسی ثروت 1 ، به شغل مورد علاقه ام هدایت شوم و افزایش درآمد 300 ٪ را تجربه کنم.
3-توانستم با عمل کردن به دوره کشف قوانین زندگی ، دانشجوی برتر دانشگاه ام در رشته خودم شناخته شوم و نمرات بسیار عالی را کسب کنم.
4-توانستم با عمل کردن به دوره جهان بینی توحیدی ، به کشور های فرانسه ، سوییس ، سوئد ، مجارستان و انگلستان سفر کنم.
5-توانستم با عمل کردن به دوره قانون آفرینش ، با کمترین زمان صرف شده بالاترین نمرات را در دانشگاهم کسب کنم و نامزد دریافت بورسیه دانشگاهی گردم.
6-توانستم با عمل کردن به دوره عزت نفس ، خودم را خیلی بیشتر دوست داشته باشم ، بسیار زیاد با خودم احساس راحتی داشته باشم و روابط بسیار عالی را در دانشگاه و محل کارم و در سطح جامعه تجربه میکنم.
7-توانستم با عمل کردن به دوره به صلح رسیدن با خود ، نه تنها خودم را به سرعت با محیط اروپایی وفق دهم بلکه توانستم به سرعت با خودم و مردم به صلح برسم.
8-توانستم با عمل کردن به دوره ارزش تضاد ، ذهنم را با قدرت و منطق بهتری در زمان برخورد به تضاد ها کنترل کنم و با سرعت بیشتر به مدارهای بالاتر با قدرت و شادی وارد شوم.
مرحله ای که بعد از گذر از آن ، من به تهیه و کار کردن روی دوره های استاد عباس منش هدایت شدم ، آشنایی و درک فایل دانلودی به نام رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده ایم» بود.
به لطف الله میدانم که آموزش های استاد عباس منش مسیر الهی ، خوش رنگ و لذت بخش زندگی من در دنیا و آخرت است.
سلام سعید جان
ازت ممنونم که با عشق آمدی برامون از نتایج شیرینی که با عمل کردن به دوره های استاد عزیزم گرفتی رو بیان کردی
همچنین چقدر خوب کردی که اسم تک تک دوره هایی که از استاد عزیزم کار کردی رو توی کامنتت نوشتی و نتایجت رو جلوی هر کدوم از دوره ها هم گفتی
سعید خیلی خوشحال شدم از اینکه نوشتی به شغل مورد علاقه ات با عمل کردن به دوره ی روانشناسی ثروت یک هدایت شدی خداروصدهزار مرتبه شکر
چون که من خودم الان دارم دوره روانشناسی ثروت یک رو کار میکنم خیلی هم تمرکزی دارم روی دوره کار میکنم و قبلش هم دوره عزت نفس رو کار کرده بودم که از همون دوره من هدایت شدم به چیزی که بهش علاقه دارم و خداروشکر الان فقط دارم همون کاری که عاشقش هستم رو انجام میدم و مثل تو واقعاً حالم خوبه از اینکه در مسیر مورد علاقه ام هستم
از خدا میخوام که روز به روز درکت رو نسبت به قوانین جهانی هستی که حقیقت جهان از این دنیای بی کران هستش رو توسط دوره های باورساز استاد عباسمنش عزیزم بالاتر ببره تا از این قوانین همیشه به نفع خودت استفاده کنی
بازم ممنونم ازت از نتایجت نوشتی برامون و ازت میخوام که باز هم نتایج بزرگتری گرفتی حتما کامنت کنی تا بقیه دوستان هم ایمانشون نسبت به کار کردن مداوم روی دوره ها و عملکرد بهشون بیشتر میشه
دمت گرم همیشه سلامت باشی
سلام حسن
خیلی خوشحالم کردی با پیام قشنگت
منم خداروشکر میکنم که همه ما در این مسیر زیبا و راحت سعادت دنیا و آخرت هستیم و تک به تک به تمام خواسته هامون میرسیم.
سپاسگزارم از نکته بینی و نقطه نظر قشنگت ، امیدوارم که هممون همیشه شاد و سلامت و سعادتمند و ثروتمند باشیم.
تشکر
سلام.
من علیرضا ارجمند ، 21 ساله ، ساکن شهر مشهد ، با مدرک تحصیلی دیپلم برق صنعتی ، حدود یکسال و نیم پیش با استاد عباس منش آشنا شدم.
بعد از اتمام تحصیل در هنرستان و اخذ مدرک دیپلم ، علیرغم نمرات خوب و مخالفت خانواده و معلمین ، به دلیل عدم علاقه به ادامه تحصیل از رفتن به دانشگاه منصرف شدم. سپس در شغلی مرتبط با رشته ی تحصیلی ام به عنوان شاگرد مشغول به کار شدم. پس از 6 ماه با اینکه یکسال مهلت داشتم ، به درخواست خودم به خدمت سربازی اعزام شدم. پس از آموزشی به لطف خدا در تهران در یک مکان خیلی خوب مشغول خدمت شدم که به خاطر خصوصیات خاص آنجا ، استفاده از موبایل و لپ تاپ و… مجاز بود. من در همین دوران با این سایت آشنا شدم.
دقیقا یادم نیست که چطور به این سایت هدایت شدم ، اما میدانم از آن روز تا امروز را با فایل های استاد سپری کرده ام و تا به حال نشده روزم را بدون گوش دادن به فایل ها شب کنم.
تاکنون از تمام فایل های رایگان ، کتاب الکترونیکی رویا هایی که رویا نیستند ، چند کتاب صوتی ، نرمافزار دستورالعمل ثروت ، دوره های عزت نفس و هدفگذاری و قانون آفرینش و چند فایل از بخش عقل کل استفاده کرده ام.
شرایطم قبل از آشنایی با این سایت جالب نبود ، از نظر جسمی دچار بیماری آسم بودم که هر دو سه ماه یکبار به سراغم می آمد و مدتی آزارم میداد که اگر اطلاع داشته باشید ، آسم یک بیماری مزمن است و تا امروز درمان قطعی برای آن وجود ندارد ، وضعیت مالی ام هم به تنگی نفس هایم در آن زمان بود ، از نظر معنوی هم ارتباطم با خداوند روزبروز سخت تر میشد و الان که نگاه می کنم به این نتیجه می رسم که اگر تغییر مسیر نمی دادم ، معلوم نبود الان چه چیزی در انتظارم بود…
خداوند را سپاسگزارم که من را به راه راست هدایت کرد ، در این مدت ارتباطم را با تمام دوستانم که هر کدام به شکلی نامناسب ، منفی و حتی بعضا خطرناک بودند قطع کردم و در حال حاضر کاملا تنها هستم ؛ ولی واقعا از این تنهایی لذت میبرم و این تنهایی را به بودن در جمع دوستان! ترجیح می دهم.
پس از اتمام خدمتم در همان شغل قبلی مشغول به کار شدم و پس از یکی دو ماه بدون اینکه من حتی درخواست اضافه حقوق یا … کنم به درخواست همکارم ، شریک 50 درصد شدم ، به طوری که در تمام کارها و پروژه ها من دقیقا نصف درآمد را دریافت می کنم ، در صورتی که تمام مخارج با همکارم است !
چند ماه پیش در حال پر کردن فرمی بودم که در قسمتی از آن خواسته شده بود : «اگر بیماری خاصی دارید بنویسید.» ، در آن لحظه من به یکباره به یاد بیماری آسم خود افتادم که از کودکی با آن درگیر بودم و مجبور بودم از اسپری تنفسی استفاده کنم و هر چند ماه یکبار شدت آن بیشتر میشد که حتی چند بار به خاطرش کارم به بیمارستان کشید ؛ اما چند ماهی بود که خبری از آن تنگی نفس ها نبود و حتی کوچکترین نشانه ای هم از آن در جسمم نبود ، جالب اینکه من بیماری خودم را فراموش کرده بودم و حتی متوجه نشدم که چگونه هر روز علائم آن خفیف تر و خفیف تر میشود! و خداروشکر تا امروز هم این روند سلامتی در جسم من ادامه یافته است.
پس از مدتی از آن جایی که تا آن زمان من فقط به فایل های استاد گوش می دادم و تقریبا تمرینی را انجام نمی دادم (تنها کاری که کردم این بود که تلویزیون را کاملا از زندگی ام حذف کردم) شروع به انجام چند تمرین به صورت مداوم کردم.
تا امروز من به 56 مورد از اهدافی که حدود یکسال پیش برای خود نوشته بودم دست پیدا کردم که تقریبا همه ی آنها را به صورت کاملا غیر منطقی به دست آوردم.نشانه های بسیار زیاد و جالبی در این مدت مشاهده کردم ، از حساب کردن کرایه تاکسی ام توسط فرد ناشناسی که مسافر همان تاکسی بود ، پیدا کردن کیف پول ، دو پیشنهاد شغل جدید ، دریافت پول های غیر منتظره و… تا این اواخر که نشانه ها تبدیل به دریافت پیشنهاد پروژه های پنجاه و صد میلیونی حتی از شهر های دیگر شده ، هرچند که به نظرم تکامل انجام این پروژه ها را طی نکرده ایم. و ایده هایی برای ایجاد و گسترش کسب و کار اینترنتی که به ذهنم رسیده است و حتی افرادی که این ایده ها را برایم اجرا کنند نیز با من برخورد داشته اند که انشاالله به زودی استارت درآمد غیرفعال خود را می زنم.
تأثیرگذار ترین فایل استاد عباس منش برای من ، اول فایل «فقط روی خدا حساب کن» بود که واقعا نگاه من را به خداوند تغییر داد و من این فایل را صدها بار در پیاده روی های شبانه گوش داده ام به طوری که کلمه به کلمه ی آن را حفظ شده ام. این فایل واقعا اتفاقات زندگی من را متحول کرد ، هر وقت فقط روی خدا حساب میکنم و با تمام وجود فقط از او میخواهم ، خیلی زود به شکلی معجزه آسا به خواسته ام میرسم و هر وقت در ذهنم به امید کمک دیگران بودم با مشکل مواجه شدم . این قانون را من با تمام وجودم درک کردم .پس از این فایل ، دو فایل صوتی انگیزشی استاد است که به من انرژی میدهد ، که واقعا فوقالعاده اند و تمام قوانین در آن به زبانی بسیار تأثیرگذار بیان شده که انگیزه ی من را در مواقع نا امیدی صد برابر می کند.
قبل از استفاده از دوره ی عزت نفس ، اعتماد به نفس من بسیار پایین بود ، در حدی که خودم را در مقابل افراد بسیار ثروتمند و موفق ، حقیر و کوچک می دانستم ، اما پس از استفاده از این دوره ی فوقالعاده و باور کردن قدرت خداوند و لیاقت خودم ، اعتماد به نفسم بسیار بیشتر از قبل شده است و این افزایش اعتماد به نفس تاثیرات بسیار خوبی در شغلم و مدیریت افراد داشته است.
در آخر هم از استاد گرامی و گروه تحقیقاتی عباس منش که این راه را برای پیشرفت باز کرده اند سپاسگزارم و امیدوارم در پناه الله ، شاد ، سالم ، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید :)
ارادتمند ارجمند.
دوست خوبم علیرضا ارجمند سلام و سپاس
اعتماد صد در صدی شما به آموزه های استاد قابل تحسین است. نکته مهم همین است که ما به همین اعتماد برسیم.
به دنیای سلامتی و تلاش خوش آمدید …
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
آقای ارجمند گرامی جالب بود چقدر سریع پیشرفت کردین. عالی بود اگه روش خاصی استفاده کردین بگین
دوست عزیز روش خاصی وجود ندارد.
من به استاد اعتماد ، حرف هاشون رو باور ، و به تمریناتشون عمل کردم.
روش خاص من همین هست که خیلی ها دنبالش می گردند…
سلام اقای ارجمند عزیز ، تبریک میگم بهتون ممنون که تجربه هاتون با ما به اشنراک گذاشتین ، امیدوارم همیشه موفق و شاد باشین
آقای ارجمند
موفقیت های تان رو تبریک می گم. وقتی متن شما رو می خوندم اونجایی که گفتید از تنهایی ام لذت می برم این شعر حافظ به یادم آمدم، تقدیم به شما
از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک
امن و شراب بیغش معشوق و جای خالی
آقای ارجمند دوست بزرگوار سلام ، امیدوارم دریچه زندگیتان همیشه روی خدا باز شود
بنام خدا
راستش نمیدونم از کجا شروع کنم چون اصلا خودم هم نمیدونم که چطوری شد استاد عباسمنش رو شناختم ولی سعی میکنم از اول براتون بگم داستان رو تا عزیزانی که میخوان استفاده بکنن و انگیزه ای بگیرن به دردشون بخوره
همین اول هم قسم به جان عزیزانم میخورم که هرچی مینویسم عین حقیقته…
دقیقا یک سال پیش اواخر مردادماه بود که یه مغازه سوپرمارکت اجاره ای توی شهرک ولیعصر خوی (آ.غ) گرفته بودم و با انبوه گرفتاری و حال بد و افسردگی نشسته بودم تو مغازه و پشت کامپیوترم تو اینترنت میگشتم..البته بازم میگم دقیقا اون اولش رو یادم نمیاد که چطوری به این سایت اومدم و مطمئنم کارخدا بود چون این سایت نه تبلیغاتی داره جایی نه هیچی..!!!!
خلاصه همون روز توی سایت گشتی زدم و گفتم ببینم این آقا چی میگه.. کم کم که جلوتر رفتم دیدم مطالب به دلم میشینه انگار همون چیزهایی هست که سالهاست میدونم ولی بلد نیستم به زبون بیارم.
خلاصه اول شروع کردم به دانلود مطالب رایگان..البته فایلهای تصویری
وقتی اون فایلی رو دیدم که استاد توی شمال جلوی ویلا ضبط کرده بود خداشاهده اصلا انگار آدم دیگه ای شده بودم و حالم عوض شده بود هرچند من همون هادی بودم با همون مغازه لعنتی و همون بی پولی و اوضاع خراب …ولی حالم داشت عوض میشد و اینو کاملا حس میکردم!
یادمه همون شب که رفتم خونه به خانمم گفتم که من یه چیزهای جالبی از دنیا کشف کردم ومطمئنم درسته و حال منو عوض کرده و از این حرفها….ولی خانمم از اول هم آدم بدبینی هست هرچند خیلی خوبه ولی دست خودش نیست منفی بافه و چندساله هی افسردگی میگیره…
خلاصه مطابق انتظارم من هرچی توضیح دادم گفت این حرفها مسخرست..بدبخت برو دنبال پول اجاره خونه مونده من باید برم دکتر پول میخوام و از این حرفها.
راستش بعد این حرفها ته دلم لرزید گفتم راست میگه دیگه هادی مسخره بازیه که بشینی فکرخوب کنی همه چی خوب بشه و پولدار بشی!!!
صبح بیدار شدم و رفتم مغازه بعد یکی دوساعت دلم میگفت برو یه سری بزن به سایت..امتحانش که ضرری نداره..ومن باز شروع کردم به دانلود فایلهای رایگان و ایندفعه که حالم بهتر شد تصمیم گرفتم که تو خونه حرفی نزنم وخودم عمل کنم (بعدها توی قانون آفرینش فهمیدم که اصلا نباید میگفتم)
خلاصه کم کم شروع به خرید کتابهای صوتی کردم
کتاب معجزه سپاسگزاری رو گوش کردم.. کارم شده بود از مغازه تا خونه که شاید دوهزار قدم میشد باهرقدم میگفتم سپاسگزارم!
دیگه حرفهای منفی زدن رو گذاشتم کنار و هروز جملات تاکیدی میگفتم
سه ماه گذشت و خبری نشد
تا اینکه یه روز ظهر مغازه نشسته بودم صاحب مغازه اومد و بعد احوالپرسی شروع کرد به این حرفها که اوضاع چطوره و کاسبی چطوره و برنامه ت چیه و ازاین حرفها…..منم گفتم من علاقه ام این شغل نیست و اجبارا نشستم اینجا وگرنه کار من موبایلفروشیه و از تعمیرات هم سردر میارم ولی سرمایه ندارم
با کمال خونسردی برگشت گفت چقدر سرمایه لازم داری؟
منم همینجوری گفتم یه سی چهل تومنی باشه کارم راه میفته
برگشت گفت: من یه سی تومن بهت میتونم بدم مغازه رو یه تغییراتی بده و کارتو شروع کن.. منم چیز خاصی ازت نمیخوام شش ماه اول ازت هیچ سودی نمیخوام بعد اون باید یه سودی از درآمدت رو به من میدی…
من که خشکم زده بود یه تشکر خشک و خالی کردم و بلند شد گفت صبح بیامغازه چک رو بدم و خدافظی کرد ورفت..
بعد رفتنش من دوساعت نشسته بودم رو صندلی و تو فکر بودم که خدایا این چه حکمتیه..این دیگه چه برنامه ایه..یعنی چی اصلا؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شب رفتم خونه و جریان رو با ذوق و شوق به خانومم گفتم اونم خیلی خوشحال شد ولی کاملا معلوم بود که هیچ ارتباطی قائل نبود بین قانون جذب و این اتفاق.
صبح رفتم چک رو گرفتم و اصلا تو حال خودم نبودم تا حالا سی میلیون رو یکجا تو حسابم ندیده بودم
خلاصه رفتم و بعد تغییرات مغازه و خرید وسایل از اواخر شهریور مغازه کهنه بقالی من تبدیل شده به یک مغازه شیک موبایلفروشی…
بعد این جریان من قانون آفرینش رو خریداری کردم و نتایج خیلی خیلی زیادی گرفتم که اگه بخوام بگم دقیقا یک کتاب خواهد شد..
الان دیگه هرروز صبح که بیدار میشم باسپاسگزاری از خونه خارج میشم و هرشب که میخوام بخوابم با تجسم اهداف میخوابم..
در آخر میخوام بگم خدااایااا شکرررررررت که منو بااین قانون آشنا کردی
و استادعباسمنش ان شاء.. هرچی آرزو داری بهش برسی…
سپاسگزارم.
آقای قاسم زاده زندگیتان پر باشد از معجزه های خدا
سلام
چقدر قشنگ بود دست خدا همیشه همراهتان
همسرتان نیز با شما همراه می شوند مطمئن باشید با ایمانی محکمتر و راسخت تر حرکت کنید
شما عالی حرکت می کنید و مطمئن هستیم دست خدا یکسره همراه شماست
در پناه حق
سلام به آقای قاسم زاده عزیز
آفرین به شما که قانون درخواست رو خواسته یا ناخواسته انجام دادین و به هدفتون رسیدین.
خدایاشکرت واقعا عالی بود اشک شوق ریختم براتون خیلی حالم خوب شد خدایا عاشقتم واقعا عاشقتم
تبریک میگم ..موفق باشی دوست عزیز
سلام. عالی وصادقانه بود- ان شاالله همیشه این احساس خوب را داشته باشید.موفق باشید
سال نو را خدمت دوستان عزیز و مهربان ، استاد بزرگوار و ارجمند ، خانم فرهادی پر انرژی و خانم شایسته عزیز تبریک گفته و از خدای مهربان شادکامی و تندرستی و موفقیت را برای همه شما عزیزان خواهانم.
مدت ها بود که جهت جذب و هم فرکانس شدن با محصول روانشناسی ثروت 1 و ایجاد اشتیاق، مرتب نظرات دوستانی که این محصول را تهیه کرده بودند را می خواندم و از تجربیات دوستان استفاده می کردم حتی برای اینکه خرید آن برایم عادی شود چند مرتبه آن را انتخاب و تا درگاه پرداخت هم می رفتم که خانم فرهادی با بنده تماس گرفتند و علت را جویا شدند چرا که فکر کرده بودند مشکل در پرداخت مبلغ دارم و چون خودم طراح وب هستم از سیستم قوی سایت و تلاش آن عزیزان بسیار لذت بردم.
اشتیاق به داشتن بسته روانشناسی آنچنان شده بود که از نداشتنش رنج می بردم.
ولی نمی دانم چطور شد که این فکر به ذهنم خطور کرد که «ای کاش قیمتش کمتر بود» همان لحظه سریع به خودم آمدم و گفتم این چه فکری بود که به ذهنت آمد؟
به خودم گفتم :
تو که فایل فراوانی ثروت استاد را گوش دادی چرا؟
تو که فایل فقط روی خدا حساب باز کن استاد را گوش دادی چرا؟
تو که دوره عزت نفس را تهیه کردی چرا؟
تو که 8 جلسه از قانون آفرینش را تهیه کردی چرا؟
تو که دوره هدف گذاری را تهیه کردی چرا؟
تو که این همه دوستان را توصیه کردی و به عنوان یک الگوی موفق معرفی شدی چرا؟
بعد از این همه موفقیت این جمله چه پیامی دارد؟
آنچنان ناراحت شدم که چند روز در تفکر و تأمل عمیق فرو رفتم.
به این نتیجه رسیدم که با رسیدن به موفقیت های پی در پی ، سرگرم آن ها شده ام و نسبت به تقویت مستمر باورهایم کوتاهی کرده ام و دقیقا از همان ناحیه آسیب پذیر شده بودم و راه برای ورود عبارت های تاکیدی منفی به ذهنم باز شده بود مثل همین «ای کاش قیمتش کمتر بود»
چند روزی به دنبال یک اهرم رنج و لذت قوی می گشتم تا پتانسیل کافی برای رسیدن به اهداف و تغییرات شگرف را در من تزریق کند.
آن را به صورت یک سوال از خداوند پرسیدم و گوش به زنگ پاسخ کائنات، همه تن چشم شدم تا نشانه ها را دریابم.
در یک احساس خوب و زیبا تمام دو سال عضویتم در سایت استاد عباس منش عزیز – تمام سخنان استاد و نظرات دوستان و توصیه های خانم فرهادی عزیز – مرور شد.
از آموزه های استاد عباس منش و حمایت و مهربانی دوستان عزیز در این مدت عطر خوشی در ذهنم به مشام می رسید.
به خودم گفتم در طی این دو سال عزیزترین کسانی که در موفقیت من نقش داشتند استاد عزیز و دوستان خوب و وفادارم در سایت استاد عباس منش بوده است و همراهی با این دوستان خیلی برایم مهم و ارزشمند بوده است.
و به این ترتیب :
«اهرم رنج شد دوری از سایت و دوستان»
به خودم قول دادم تا باورهای خود را تقویت نکنم و بسته روانشناسی ثروت 1 را نخرم حتی وارد پنل کاربریم هم نشوم و چون می آمدم و نظرات دوستان را می خواندم و لطف و بزرگواری آن ها را از نبود بنده می دیدم ولی نمی توانستم پاسخ دهم واقعا برایم سخت بود.
«اهرم لذت شد خوشحال شدن استاد عباس منش از موفقیت من به عنوان کوچکترین شاگردشان و خرید بسته روانشناسی تا بهار 1396»
نکته : این ها اهرم های رنج و لذت بنده بوده است و آن ها را به کسی توصیه نمی کنم چون هر کسی با توجه به موقیت خودش باید اهرم های رنج و لذتش را انتخاب کند.
خودم را دوباره بستم به محصولات استاد عباس منش هم محصولات رایگان و هم آن هایی که تهیه کرده بودم.
شروعی دوباره از صفر …
قریب به دو ماه بود با آنچنان هیجانی به صحبت های ایشان گوش می دادم و نکته برداری می کردم که مثل کسانی شده بودم که برای بار اول با استاد عباس منش آشنا شده بود.
1 – اولین کاری که به ذهنم رسید انصراف از دانشگاه آزاد بود که تنها یک ترم از آن گذشته بود.
با مرور دوره هدفگذاری به این نتیجه رسیدم که من برای جبران یک آرزوی به دل مانده از گذشته وارد دانشگاه شده بودم و تصمیمی از روی هوس بوده است چرا که هزینه ای که پرداخت می کردم مانع رشد و ترقی مالی من شده بود و این نقشه ذهنم بوده برای خرج کردن ثروت به دست آمده ام.
2 – خوب که فکر کردم دیدم اسکان ما در منطقه پایین شهر و مراوده با همسایه ها و انسان هایی که باورهای ضعیف مالی دارند در ما بی تأثیر نبوده است.
به همین دلیل قسمتی از دارایی خود را – از زمانی که دارایی ام را 6 برابر کرده بودم – و همکاری همسرم و فروش زیور آلات توانستیم خانه 80 متری کرایه ای پایین شهر را به خانه 90 متری بالای شهری به صورت رهن منتقل کنیم که در این صورت هم مبلغ رهن را پس انداز کردیم و هم از شر کرایه راحت شدیم.
نمی دانید این نقل مکان و زندگی با آدم های ثروتمند چقدر لذت بخش است تمام افکار منفی که در مورد آن ها داشتم منتفی شد بسیار انسان های شریف و محترمی هستند و چقدر در اسباب کشی به ما کمک کردند و وقتی قضیه را متوجه شدند چقدر مرا به خاطر گرفتن این تصمیم و داشتن چنین باورهایی تشویق کردند.
باورتان نمی شود اینجا هوا هم بهتر و پاک تر است آن جا به خاطر کارخانه های اطراف و ایجاد دود و غبار همیشه مشکل تنفسی داشتیم و بعد از آمدن باران باید می رفتیم و حیاط را می شستیم ولی این جا حتی بارانش هم پاک است و بعد باران همه جا تمیزتر و دلپذیر تر می شود.
چقدر خدا را در این جا نزدیک تر و مهربان تر می بینیم…
در حال حاضر فقط ماشینم نسبت به ماشین آن ها مدلش پایین است که آن هم برنامه ریزی کرده ام تا تابستان آن را تبدیل به احسن کنم.
باورتان نمی شود این تغییرات زمینه ساز ورود نعمت به زندگی ما شد.
یکی از دانش آموزان مدرسه مدتی بود که با اولیاء مدرسه دچار مشکل شده بود من به او نزدیک شدم و متوجه کمبود عزت نفس در او شدم و با هماهنگی مدرسه با خانواده او صحبت کردم و به آن ها قول دادم که می توانم مشکل فرزندشان را برطرف کنم.
بعد از یکی دو جلسه متوجه شدم که این مشکل از اختلاف والدینش آب می خورد و شروع کردم به مشاوره دادن به خود آن ها اینجا بود که نیاز به داشتن محصول «عشق و مودت» در من قوت گرفت.
خلاصه با یاری خداوند توانستیم با حل کردن اختلاف آن ها مشکل فرزندشان را هم مرتفع کنیم.
این مسئله مثل بمب در مدرسه صدا داد و سیل تقاضا جهت مشاوره و کلاس بالا گرفت به طوری که با هماهنگی مدیر خوبمان چند جلسه ای هم برای والدین صحبت کردم.
نکته خیلی مهم این بود که وقتی تصمیم گرفتم و خرید محصول «عشق و مودت» را – که خیلی دور از ذهن بود – در برنامه ام گذاشتم و آن را در جعبه آرزوها که استاد در جلسه اول قانون آفرینش از آن صحبت می کنند، گذاشتم و با اتکا به قدرت الهی فرکانسش را به جهان ارسال کردم، کائنات هم دست به کار شدند تا مرا به اهدافم برسانند و این مورد را تجربه کردم که شما هر چه بیشتر تقاضا کنید و بخواهید خدا هم درهای رحمتش را بیشتر باز می کند.
الآن طوری شده که بخدا وقت سرخاراندن ندارم بعضی وقت ها به فکرم می رسد شغل معلمی را کنار بگذارم نمی دانم ولی این را خوب می دانم که فقط با تغییر باورهایم و عمل به آموزه های استاد عزیزم درهای رحمت خداوند یکی پس از دیگری در حال گشودن است درهای که قبلا خود را شایسته آن ها نمی دیدم.
به خودم قول داده بودم تا محصول روانشناسی ثروت 1 را نخرم و خود را شایسته نظر دادن نبینم، نطری در سایت ندهم ولی قبل از اقدام به خرید، جهت امتحان خودم در عقل کل شرکت کردم و پاسخ کار مداوم و خستگی ناپذیر بر روی باورهایم را با اول شدنم به بهترین نحو گرفتم.
آنچنان بسته روانشناسی را جذب کرده بودم که گویا آن را داشتم حتی در کامپیوترم یک پوشه درست کرده بودم به نام روانشناسی ثروت 1 با 34 فایل و هر روز آن را نگاه می کردم و خدا را به خاطر داشتنش سپاسگزاری می کردم.
هر روز در مورد نتایج آن در زندگیم، در دفترم نظر می گذاشتم و خود را جزء نظردهندگان مربوط به آن در همان صفحه می دیدم.
دستاوردهای شگفت انگیز تغییر باورهایم :
فقط در کمتر از دو ماه کار کردن بر روی باورهایم علاوه بر 10 برابر کردن دارایی خود و اسکان در منطقه ثروتمندان و همنشینی با انسان هایی با باورهای خوب و عالی توانستم محصول روانشناسی ثروت 1 و دوره عشق و مودت و جلسه 9 و 10 قانون آفرینش و کتاب صوتی پندار را تهیه کنم یعنی چیزی فراتر از انتظار ولی برابر با میزان باورهایم.
و نتیجه اصلی که در وجودم نهادینه شده است این است که خود را به معنای واقعی ثروتمند می دانم فردی که تمام آزادی لازم برای استفاده از تمام جنبه های یک زندگی پربار را در اختیار دارد.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
سلام برادر ارجمندم آقای جوان
راست گفت خداوند که بهترین نعمت ها خاص نیکوکاران است
راستش را بخواهید خیلی دلم می خواهد بسته ی عشق و مودت و روانشناسی ثروت 2 را تهیه کنم ، چون تمام محصولات استاد را به لطف و فضل پروردگار تهیه کرده ام اما هر وقت می خواهم این دو محصول را بخرم به تضاد برخورد می کنم
مورد اول خانه ی مرا دزد زد و چون من و همسرم خودمان را برای تغییر مکان زندگیمان به محیطی بهتر به چالش نینداخته بودیم مقداری از طلاهایم را به سرقت برد بنابراین تمام پس انداز هایمان را صرف اجاره ی منزلی بهتر در مکان بهتری از شهر کردیم
مجدد خواستم بسته ی عشق و مودت را بخرم که یکی از بستگانم فرزندش را عقرب زد و چون از عهده ی مخارج بیمارستان بر نمی آمد و بیمه نبود ، به من الهام شد باید پول بسته را به ایشان بدهم
حالا دو بار در بخش عقل به لطف و فضل خداوند برنده شده ام ، بسته در یک قدمی است امیدوارم بتوانم به زودی آن را تهیه کنم هر چند که تسلیم امر پروردگار هستم
در خدا شاد و پیروز باشید
خواهر فرهیخته و مهربانمان خانم شب خیز عزیز سلام
دقیقا اوایل دی ماه بود که بنده هم موقعیتی شبیه شما برای تهیه محصول دستیابی به رویاها برایم پیش آمد و به یکی از عزیزانم کمک کردم تا برای دخترش گوشواره بخرد و نتوانستم در موعد مقرر آن را تهیه کنم آن هم در زمانی که درآمدم را 3 برابر کرده بودم ولی پرداخت بدهی هایم را به فرمایش استاد عباس منش در اولویت قرار داده بودم.
البته سخنان شما دوستان برای من خیلی امید بخش بود و آرامم کرد و در نهایت به این جمله رسیدم که «الخیر فی ما وقع» یعنی «در آنچه رخ داده خیر است» و با یقین و تلاش به سمت اتفاقات خوب حرکت کردم.
قریب به یک ماه بعد در روز تولد دخترم اتفاقی افتاد که بسان معجزه بود.
اتفاق این بود که هم دخترم و هم همسرم دو جفت گوشواره هدیه گرفتند و این برایمان مثل یک معجزه بود …
و فهمیدیم که معجزه چیزی جز قوانین الهی نیست و دست خدا و عمل به قوانینش را در بخشش سخاوتمندانه خود مشاهده کردم.
مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ ﴿حدید/11﴾
ترجمه : کیست آن کس که به خدا وامى نیکو دهد تا براى وى دو چندان گرداند و او را پاداشى خوش باشد»
چون شما در قدرت و سلامت کامل و تسلط مالی بخشیدید و بدون چشم داشت، پس فرکانس ارسالی شما به جهان هستی مثبت بوده است و با قدرت جریان ثروت را در زندگی خود آزاد کرده اید و چیزی نمانده تا خبر تهیه این دوره ها را هم به ما بدهید.
————–
یادتان است که در عقل کل سوالی را مطرح کردید به این عنوان : «رهایی از وابستگی عاطفی به همسر و فرزند»
پاسخ دوستان برای بنده قانع کننده نبود به جز یکی از دوستان که پاسخش بسیار نزدیک به نظر استاد بود و خیلی دلم می خواست ببینم خود شما به چه نتیجه ای رسیدید ولی نمی دانم چرا فراموش می کردم از شما بپرسم البته حکمتش را هم بعد از تهیه این دوره متوجه شدم چه بسا اگر به پاسخ می رسیدم، انگیزه تهیه این دوره در بنده فروکش می کرد و الآن پاسخ را می دانم ولی اجازه بدهید نگویم تا تشنگی شما برای تهیه این دوره کم نشود.
اگر نظر بنده را بخواهید بین روانشناسی 2 و دوره عشق و مودت، چون روانشناسی 1 را تهیه کرده اید حتما دوره عشق و مودت را تهیه نمایید تمام آموزه های استاد غیرقابل پیش بینی و شگفت انگیز است ولی این دوره واقعا بهت آور است.
در حین گوش دادن اشک می ریختم و به استاد می گفتم :
«استاد عزیز چه تقربی را به لذت نشسته ای که این آگاهی هارا به دست آورده ای؟»
زندگی بنده و روابط من با همسرم برای همه زبانزد است ولی فقط با گوش دادن به 3 فایل اولیه زندگی ما تحول عجیبی کرده است و تازه فهمیدیم مفهوم عشق و مودت چیست.
همسرم که تا چند روز حالش خوب نبود و داشت آنچه را که شنیده هضم می کرد و تغییرات را پشت سر می گذاشت و من هم همینطور.
و در حال حاضر بدون وابستگی برای هم می میریم البته قبلا هم برای هم می مردیم ولی این کجا و آن کجا؟
به حقیقت خدا بهشت را به اهل تقوا نزدیک می گرداند
از قول من به هم همسر بزرگوارتان و فرزندان عزیزتان سلام برسانید ،
و اهل بهشت با همسر و فرزندانشان بر تخت های بهشتی تکیه زنند
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
آقای جوان از پاسخ پر معنای شما بسیار سپاسگزارم ، راستش را بخواهید اشتیاقم برای خرید بسته ی عشق و مودت با کلام گهربار شما صدبرابر شد ، چه رحمتی بالاتر از اینکه در قلب انسان فقط یک عشق باشد و آن هم عشق به الله یکتا و دوست داشتن بقیه بدون وابستگی ،
در خدا شاد و پیروز باشید
سلام اقای جوان
اسم شما را تقریبا بیشتر از بقیه ی دوستان دیده بودم اما چون وقت نمیکنم کامنتها را بیشتر بخوانم کمتر افتخار اشنایی با شما وموفقیتهای شما داشتم ،بسیار برای بدست اوردن چنان نتایج باشکوه وارزشمندی ابتدا خدا را شاکر وجنابعالی را تحسین میکنم وچقدر با داستان هدیه های گوشواره های شما اشک ریختم چقدر گریه کردم که ای خدا توکه خالق منی ومنی که عبد توام چرااینقدر تورا کم میشناسم چرا باانکه درقران گفته ای هرکس خدا را وامی دهد چند برابرش میدهداینقدر این نوشته برایم جای تعجب وحیرت داشت ،البته که این دست ازمعجزات برای انانی اتفاق می افتد که به شناخت بهتری از رب العالمین رسیده اند ،حالی خراب داشتم که خواندن این کامنت شما مرا بسیار متحول کرد چنان که اشک امانم نمی دهد
دراخر به عنوان شاگرد نمونه ی استاد😄وکسی که بیشتر محصولات استاد را تهیه کرده اند بنده را راهنمایی بفرمایید بهتر است ابتدا کدوم محصول استاد را تهیه کنم که اول درک بهتری از قوانین واموزه های ایشان پیدا کرده تا بعدا بتوانم بهتر وتخصصی تر روی موارد ثروت وروابط و…کارکنم ،ناگفته نماند که فایلهای دانلودی رامرتبا گوش میدهم والبته میدانم که شاید بفرمایید هرکدام که بیشتر درزندگی احساس نیاز میکنم ، اما من به طور کلی درروابط وعزت نفس مشکل حادی ندارم دوست دارم اول درک عمیقتری ازقانون داشته وبعدا سراغ دوره های دیگر بروم
ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
به امید خدا بسته عشق مودت خیلی زود بدست میاریت….موفق باشید خانم شبخیز
سلام آقای جوان
امروز با خوندن دیدگاهتون کلی انرژی گرفتم
من تازه تو این راه راست قدم گذاشتم و خوشحالم که خداوند دوستان خوبی مثل شما واسم فرستاده با خوندن نظراتتون جواب سوالاتم میگیرم بدون شک شما و استاد بزرگ و همه دوستانم در این خانواده دستی از دستان پروردگار هستین از خداوند میخوام منم به زودی بهترین نتایج در مورد روابط کسب کنم و اینجا نتایج خوبم بنویسم
سلام خدمت دوست عزیزم علی جوان
چقدر خوشحالم که دوباره متن شما را خواندم .دلم برای متن ها و نتایج ارزشمند شما تنگ شده بود…طی این مدت به فکر شما بودم و میگفتم حتما ایشون دارن روی باورهاشون کار می کنن که پیداشون نیست….
واقعا به نکته ظریفی اشاره کردید …من هم به این دست قبیل از تضادها برمی خورده ام،الان که متن شما را خواندم به خودم اومدم که هر روز میتونه یک شروع دوباره برای عمل کردن به آموزه ها و تغییر باورها باشه…حال دیگه اون احساس منفی از صفر شروع کردن و رها کردن گذشته و جواب این سوال که «چرا این روزها به تمام آموزه ها عمل نمی کنم؟» را ندارم …چون دوست و الگوی خوبی مثل علی جوان دارم که خودشو از نو ساخته و حتی هزاران برابر بهتر از گذشته خوبش شده….
بی نهــــــــایت از داشتن دوستانی مثل شما سپاس گزار خداوند هستم…
منتظر نتایج فوق العادت از بسته روانشناسی ثروت هستم.امیدوارم که روز به روز ثروتمندتر شوی
به به جناب زارع دوست خوب و پر انرژی خودم سلام و سپاس
همیشه از شما شمیم لطافت روح و پاکی و صدق نیت به مشام می رسد که نشان از تثبیت باورهای زیبا در وجود پر مهرتان دارد.
نمی دانید از نو شروع کردن چه لذتی داشت و وقتی فایل های قدیمی را می دیدم و گذشته خود را مرور می کردم قطرات اشک امانم نمی داد که نشانه خوشحالی و سپاسگزاریم بود از نعماتی که در همین یک سال از تغییر باورهایم نصیبم شده بود که همه را از خداوند مهربانم برای شما دوستان خوبم در خواست کردم.
احساست خوب …
اتفاقاتت خوب تر …
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
علی جوان دوست خوبم خیلی لذت میبرم متن های شما میخونم…موفق باشید
ارمان جان عزیز سلام
خیلی خوشحالم که مثل همیشه پر انرژی و فعال هستید. خدا می داند چقدر منتظر موفقیت های بی نظیر شما دوستان هستم.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
خدا قوت آقای جوان.
ماشالله خدا بهتون برکت بده
برکت در جان و مالتان را از خدای رزّاق آرزومندم…
هر چی آرزوی خوبه مال تو…
سلام
آقای جوان عزیز بی نهایت لذت بردم از خوندن کامنت شما چقدر انرژی مثبت توی این کامنت جاریست
اینجا بوی خدا می دهد.
اقای جوان من هم می خوام بخاطر باورهای غلطی که از همسایه ها می گیرم نقل مکان کنم به بالای شهر. منم می خوام با انسان های خوب نشست و برخواست کنم.
من هم می خواهم دارایی ام حداقل ده برابر شود
و….
ازتون می خوام باورهایی که ایجاد کردید و باورهای غلطی که داشتید و پیدا کردید را اینجا با ما به اشتراک بگذارید
سپاسگزارم.
خیلی نیاز دارم