اتفاقات مشابه، اما نتایج متفاوت - صفحه 42


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

662 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    اعظم رئوف نیا گفته:
    مدت عضویت: 1685 روز

    به نام خدای عشق وفراوانی

    دقیقا امروز مرا به سوی نشانه ام هدایت کن رو زدم و به این فایل ارزشمند هدایت شدم

    همزمانی: سوالی بود که دیشب در ذهنم می‌چرخید و جوابش در این فایل ارزشمند بود

    زندگی شگفت انگیزی که الان دارم بابت بزرگترین تضادی بود که در زندگیم بهش برخوردم

    و به لطف خدای مهربان تونستم بعد این تضاد و واقعا بدترین اتفاق زندگیم شد سکویی برای رشد ام در ابعاد مختلف زندگیم

    از هر لحاظ رشد داشتم از لحاظ شخصیتی؛ از لحاظ ثروت …..

    من چندین سال بود در رابطه ای بودم (البته الان هم هستش اون رابطه)

    که متوجه خیانت ؛ بی احترامی های طرف مقابلم شده بودم ولی جسارت عنوان کردنش با خونواده ام نداشتم و همسرم از این ترس من سو استفاده می‌کرد و هرکاری میخواست انجام می‌داد

    تا اینکه جهان من در شرایطی قرار داد که من همیشه میترسیدم که اگر این اتفاق بیفته من درجا میمیرم

    و اون اتفاق این بود که خونواده ها از جریان رابطه ما با خبر بشن

    توسط یکی از فامیل همسرم با بزرگترین ترس زندگیم روبرو شدم و همه رفتارهای همسرم جز به جز رو کرد گفت همه ما میدونیم که همسرت چه رابطه هایی داره و چیکار میکنه

    اون شب دنیا روی سرم خراب شد وبه معنای واقعی از هم پاشیدم خیلی خیلی حالم بد بود و آرزوی مرگ میکردم ……………

    اما …..

    به لطف پرودگار مهربان و وجود دستان مهربانش توسط این آدمهای مهربون که خودشان هم روی آموزش‌های استاد کار میکنند کوچ شدم و زندگیم وارد مسیری شد که اصلا خودم فکر اش نمیکردم

    الان دوسال از اون تضاد که واقعا همش الخیر فی ما وقع بود میگذره

    من به لطف الله مهربان تبدیل شدم به یک وجود پولساز قدرتمند هدفمند تونستم به لطف الله مهربان یه ماشین زیبای صفر بخرم دوتا خونه بسیار شیک و زیبا به صورت ششدانگ سند بزنم به نام زیبای خودم و از لحاظ شخصیتی یه آدم کاملا متفاوت و خودخواه بشم

    الان به جز وجود ارزشمند خودم هیچ چیز دیگه ای برام اهمیتی نداره

    وعاشقانه خودم دوست دارم به وجود ارزشمند ام احترام میزارم و جهان همین رفتار با من داره

    این تضاد بزرگترین درس بهم داد و اونم این بود که قدرتمندی که در درونم بود شکوفا کنم وتبدیل بشم به اعظمی متفاوت و خاص

    هنوز مسیر زیادی رو پیش روم دارم این هنوز اول راه میخوام که خلق کننده تمام جنبه های زندگیم باشم به بهترین شکل ممکن به لطف الله مهربان

    پروردگارا سپاسگزارم بابت فضل بیکرانت

    استاد عزیزم سپاسگزارم بابت وجود ارزشمندتون

    سپاسگزارم از بابت وجود انسان‌هایی شریف و مهربان که دستان ارزشمند خداوند شدن در زندگی من ………..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1521 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیز، خانم شایسته و همه دوستان

    روز 155 از روزشمار تحول زندگی من

    من به این ماجرا از این زاوایه نگاه کردم که آدم‌ها وقتی اول به هدفای کوچیکشون میرسن، تجربه می‌کننو به قول استاد پر میشن، خواسته‌هاشون هی بزرگ‌تر میشه اما رهاتر میشن نگاهشون به خیلی چیزها تغییر میکنه! این اتفاق بزرگ هم داره نشون میده که وقتی زمین رو تجربه می‌کنی وقتی این حس کنجکاوی رو بالا نگه میداری که بری تو دل هرچیزی و کشفش کنی دیگه میری سراغ چیزایی که ببرت تو فضا و کهکشان و چیزای جدید رو کشف کنی مسائل بزرگتری رو حل کنی و انقدر ذوق و شوق براش داشته باشی که اگه اتفاقات به ظاهر ناخوشایندی بیفته تو یجور دیگه تعریفش کنی و واکنشتو بهش تغییر بدی مثل همین اتفاقی که افتاد.

    واقعا درس بزرگی برای من داشت که به خودم بگم بزرگ فکر کن سعی کن همیشه تو مسیری باشی که دنیارو تجربه کنی، هرچیزی که می‌خوای رو بدست بیاری و ازش سیر بشی بری سراغ قدم‌های بزرگ‌تر و هیچ‌وقت به کم قانع نباشی، هیچ‌وقت فکر نکنی اگه اوضاع خوب پیش نرفت تو شکست خوردی! تو فقط داری تجربه می‌کنی پس باید درسشو بگیری و جلو بری.

    به این فکر کنم که به اتفاقات اطرافم و حرفایی که زده میشه چه واکنشی دارم نشون میدم!

    من واقعا تو اخبار نیستم و اصلا نمی‌دونم اوضاع بیرون الان چه خبره! گویا حرف از داستانای سیاسیه! اما خداروشکر به خاطر تمام فایل‌هایی که گوش دادم و هدایت خدا و تجربه اتفاقات قبلی، میدونم اگه تو حس خوب بمونم، رو کار خودم تمرکز کنم و نخوام که قاطی این جریانات بشم، همه چی به نفع من خواهد شد.

    این باور الخیر فی ما وقع، خیلی تو اینجور وقتا کمک میکنه که ذهنمون رو کنترل کنیم.

    البته تو هر چیزی که از کنترل من خارجه من این باور رو به یاد خودم میارم و اون آرامش و حس خوبی که بهم میده باعث میشه که توجهمو ببرم رو نکات مثبت و به زیبایی‌ها فکر کنم، اتفاقات خوبی که برام افتاده‌رو بیاد بیارم و سپاسگزار باشم.

    ترس‌ها میاد، نگرانی‌ها میاد، اما وقتی فکر می‌کنم که من قراره با کنترل ذهنم و توجه به کار خودم به خدایی که هست، پاداشمو از خدا بگیرم. پس باید آروم باشم باید هم جهت با جریان خدا باشم باید واکنشمو کنترل کنم باید آگاهانه با کسانی در ارتباط باشم که فقط از اتفاقات خوب صحبت کنیم.

    خداروشکر که این سایت یه محیط ایزوله هست که می‌تونم با دوستانی باشم که هممون داریم سعی می‌کنیم تو شرایط خوبی قرار بگیریم و مدارمون رو بالا ببریم.

    سپاسگزارم از استاد عزیز که هر فایل پر از آگاهی‌هایی که ساعت‌ها باید گوش کرد و فکر کرد و نوشت و این بهبودها پایانی نداره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    حدیث حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 269 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی خیلی خیلی از شما سپاسگذارم برای این فایل بی‌نظیر و پر از آگاهی

    روز شمار تحول زندگی روز 155

    استاد چقدر لذت بردم از پرادایس زیبا که انگار از دل انیمیشن بیرون اومده ، اون جنگل زیبا ، سایه درختا روی آب و آسمون آبی و اون ابر هایی که می‌درخشیدن ، چقدر زیباست ، اون کلبه چوبی وسط آب که نمیتونستم ازش چشم بردارم ، براونی خوشگل که واقعا عاشقشم چون من خیلی اسب ها رو دوست دارم و یکی از آرزوهام داشتن اسب ، و هر بار که براونی رو میبینم حس میکنم خیلی بهش نزدیکم ، خدایا شکرت که هدایت شدم به اینهمه زیبایی ، و حرف های بی‌نظیرتون راجب دیدگاه متفاوت ما راجب مسائل یکسان که کنترل افکار و باور های خوب چطور میتونه یک اتفاق به ظاهر بد رو برای ما و به نفع ما تغییر بده ، چقدر مهم که ما از چه زاویه ای به اون مسئله نگاه می‌کنیم، آیا میتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم یا نه ؟ استاد الان که دارم توی ساین کامنت میزارم خیلی با خودم جنگیدم تا به اخبار اعتراضات مردم به شرایط جامعه بی‌تفاوت باشم و تا همین دیشب همش پیگیر بودم و دنبال میکردم اخبار و اتفاقات رو ولی ته دلم دو تا صدا بود ، یکی صدا شما که میگفتین همیشه این شرایط حساس کنونی هست ولی ما باید نسیت بهش بی‌تفاوت باشیم و روی خودمون کار کنیم و فرکانس مثبت ارسال کنیم و توجهمون روی نکات مثبت باشیم تا جهان ما رو هدایت کنه به شرایطی که میخوایم و ما رو در مسیر و مکان درست و زمان درست قرار بده ، یکی هم صدای مردم که انگار بهم میگفت من نباید منفعل باشم ، نباید بی‌تفاوت باشم و همش عذاب وجدان داشتم و حس میکردم باید یه کار انجام بدم اما خوب که فکر میکردم این رو یک جور شرک میدیدم و با خودم میگفتم تو داری شرک میورزی ، تو داری قدرت رو به دست کسی غیر از خدا میدی ، تو داری میگی این شرایط بی عدالتیه در صورتی که همش تو سایت کامنت میذاشتی که خدا عادل ترینه ، خدا قوانینی رو وضع کرده که ما خودمون خالق زندگیمون باشیم ، پس چیشد؟ همش حرف بود ؟ داری میشی همرنگ جماعت ؟ داری شرک میورزی ، و این شد که تصمیم گرفتم بعد از یک هفته کلنجار رفتن با خودم و دنبال کردن و همایت کردن از اخبار اعتراضات بیام تو سایت و به فایل های شما گوش بدم و سعی کنم ذهنم رو کنترل کنم و شرک نورزم و به آگاهی های که از شما شنیدم عمل کنم ، الان احساس بهتری دارم و امیدوارم تو این مسیر ثابت قدم باشم و ایمانم رو نشون بدم .

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    مهرداد گراوند گفته:
    مدت عضویت: 1600 روز

    سلام استاد خوشتیپ و خوشگل

    ماشاالله چقدر فوق‌العاده شدید با کار کردن روی دوره قانون سلامتی واقعا تحسین برانگیز و به خودم تبریک میگم که با همچین فردی دارم کار میکنم تو زندگی

    و واقعا هر چقدر که رو دوره هایی که تهیه کردم کار میکنم بیشتر میفهمم که لول سایت و دانشجویان عزیز هیچ ربطی با هیچ سایتی تو دنیا نداره انگار این سایت تو یه بوعد دیگست واصلا قابل مقایسه نیست

    و چقدر سپاس گذار خداوندم بابت این موضوع

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    امید هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2064 روز

    ب نام خدا

    404/09/03

    روزشمارتحول زندگی من فصل 6

    طبق روال هر روز صبح اولین کاری ک بعد ازاین ک چشمامو بازمیکنم میرم سراغ گوشیم

    تا پیامهارو بخونم بلافاصله هم میام داخل سایت دوسداشتنیمون

    تا بافایلای زیبا وکامتتهای زیباتون روزمو زیباترش کنم

    اما اتفاقی ک افتاد

    دیدم مدیر مجموعه ای ک داخلش کارمیکنم

    پیامی گزاشته برای من

    ک فردا ساعت 11بیا تا با اونروز ک چندساعت رفتی مرخصی بشه یکروزتمام..

    حالا نجواهاروبشنوید

    تواون همه اونجا سابقه کاری داری

    تو اون همه بارهاواسشون کارداشتن تادیروقت وایسادی واسشون اضاف کاری اماچیزی نگفتی

    اون داره ازبالا ب تو نگا میکنه

    تو باید امروز رو کلن نری تا بفهمن کت تن کیه

    امروز دیدن تعطیلی رسمیه گفتن ولشکن لازمش نداریم بزار دیرتربیاد

    اووووووووووووووووووووو

    الله اکبر خدایای من

    نازنین معبودمن

    خدای قشنگم چقد تو خوبی

    چقد سپاسگزارم ازاین سایت واستادعزیزم

    چقدممنون تکتکتونم

    من قانون رو دارم درک میکنم

    ک همیشه

    احساس بد=اتفاقای بد

    احساس خوب=اتفاقای خوب

    گفتم ببین الان این پیامو خوندی حالت اول صبح دگرگونه

    برو توسایت بدو..

    مث بچه ای ک از ترس از تاریکی باسرعت هرچه تمام ب سمت یک صدای آشنا یا یک کور سوی امیدازدور میبینه میدوه وهرچی نزدیکترمیشه نور و مسیر براش روشنترمیشه

    ونزدیکترمیشه راهش رو بهترمیشناسه وقلبش ارومترمیشه واون شادی ک همتون میتونین درکش کنین تو وجودش بیشتر شعله ورمیشه

    منم گفتم اشگال نداره

    اومدم توسایت عزیزمون

    خداشاهده واردشدم دسم شانسی خورد

    رو نشانه امروزم

    واای الله اکبر از هدایت ها

    این طلای ناب ازاستاد رو شنیدم

    و باهرکلمه اش لذت بردم ک چققداگاهی بخش بودبرام..

    حین گوش دادن فایل هی کارای ک باید انجام میدادمو یادم اومد

    هی یاد جمله

    الخیر فی ماوقع

    هی یاداوری میشد ک استادمیگن

    اتفاقات ب خودی خود

    خوب یا بدنیستن

    این طرز نگاه ما ب اون وقایع باعث میشن ک ما چ احساسی پیداکنیم

    گفتم خدای من چقد کاردارم من تو خونه انجام بدم

    من تنها زندگی میکنم

    پس حتما میدونید ادم مجرد چققد دوربرش داخل خونه کار واس انجام دادن داره

    ک هی امروز وفردا میکنه واس انجام دادن هر کدومشون

    اما ب لطف الله

    ب لطف دست خدا استادعزیزم

    ب یمن کامنتای زیبای شما خوبان

    خدامنو هدایت کرد

    اول خونه رو لباسارومرتب کردم

    خونه رو جارو زدم

    ظرفهاروشستم

    حیاط رو آب جارو زدم

    سرویس بهداشتی رو شستم

    ملحفه ها رو کشیدم

    دس اخر چای گزاشتم

    دوش گرفتم

    والان با یک استکان چایی خوشرنگ

    و دیدن ولذت بردن از این

    همه تمیزی خونه دارم لذت میبرم

    ب خودم یادآوری میکنم

    ک ببین امیداقا

    فراموش نکنی ک

    قوانین خداوند بدون تغیرن

    احساس خوب اتفاقای خوب

    میتونسی همونجا تورختخواب ولووو بمونی

    وب نجواها گوش کنی و

    مدیرتون روذهنت ببری گوشه رینگ

    و کلی باهاش بجنگی

    اما ازخدا ی خوبم

    ازاستاد عزیزم

    ازهمه شما عزیزای قشنگم

    یادگرفتم ک چطور

    میتونم با سپردن فرمون زندگی ب دس خودخدا

    وگوش کردن ب هدایت هاش ولذت بردن از مسیرزندگی

    زندگی رو زندگی کنم

    بایدپارونزد وا داد باید دل رو ب دریا داد

    بازهم ازصمیم قلبم واس تک تکتون دعای خیرمیکنم

    خدااستاد عزیزرو واس هممون

    و شما عزیزای جان رو واس من حفظ کنه

    دوستتون دارم

    امیدازمشهد

    404/09/03

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3270 روز

    بنام خالق بی همتا ،بنام او که هرچه دارم از اوست

    إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ وَالْمُشْرِکِینَ فِی نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا أُوْلَئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّهِ

    إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ

    همانا کسانى از اهل کتاب و مشرکان که کافر شدند، در آتش دوزخند، در آن جاودانه اند. آنانند بدترین مخلوقات.

    بى شک کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند آنانند خود بهترین مخلوقات.

    خداوندا

    سپاس برای نفس تازه‌ای که در این صبح مرا زنده کرد،برای فرصتی دوباره تا با نگاه به آسمان آبی‌ات، زندگی را از نو آغاز کنم.

    شکر برای بارانی که زمین را می‌شوید و دل را نرم می‌کند،و خورشیدی که با گرمایش امید را در قلبم روشن می‌سازد.

    سپاس برای شب و روز، برای گردش زمان که مرا به درک لحظه‌ها می‌رساند.

    برای آب پاکی که زندگی می‌بخشد،برای نوری که تاریکی را می‌زداید،

    برای برق، برای علم و فهمی که آسانی در زیستن را

    ممکن ساخته است.

    سپاس برای نعمت‌های آشکار و پنهانت،برای موقعیت‌ها و فرصت‌هایی که گاه در قالب چالش نمایان می‌شوند اما درونشان لطفی نهفته است.

    شکر برای اینکه هنوز می‌توانم ببینم، نفس بکشم،

    و در مسیر بودن، مهر تو را احساس کنم.

    خداوندا، هر لحظه از زندگی‌ام یادآور حضور توست؛قدردان تمام آنچه هستم و آنچه خواهم شد،به لطف و عنایت تو.

    سلام به اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام

    خداروشکر بخاطر این فایل بی نظیر که نشانه امروزم بود

    قبل از اینکه بیام تو سایت یه گفتگویی داشتم با خدا یه لحظه حس کردم دلم گرفت واشکام جاری شد همون لحظه گفتم خدایا شکرت باور دارم اتفاقات خوب در راه هست وبعد که نشانه امروزم رو زدم این فایل بی نظیر آمد

    وقتی صحبتهای شما رو در مورد پرتاپ راکت استارت شیپ شنیدن ،یعنی هر قسمتی از صحبتهای شما قسمت‌هایی از قانون رو در ذهنم بولد کرد،اینکه اگر راکت از خود جایگاه پرتاب بلند بشه ومنفجر نشه ،این خودش موفقیت به حساب میاد ،این نشون میده که چقدر خوب قانون تکامل رو درک کردند ونکته بعدی استفاده از قدرت کلام در معنا بخشیدن به اتفاقات هست که اونا از این اتفاق به ظاهر بد از این گفته استفاده کردند عملیات جداسازی سریع برنامه ریزی نشده قطعات

    این نشون میده اتفاقات به خودی خود معنایی ندارند این ماهستیم که به اتفاقات برچسب خوب وبد میزنیم وبا اون معنایی که ما بهشون میدیم اون تعبیری که ما براشون قائل هستیم در واقع ،نشون میده که اون اتفاق چه نتیجه ای رو در زندگی ما میتونه ایجاد کند

    این ما هستیم که تصمیم میگیریم از دل این تضادها،خواسته هامون رو پیدا کنیم ودر جهت رسیدن به خواسته ها (وضوح خواسته ها از طریق قانون تضاد )تلاش کنیم یا نه بگیم بدبخت شدیم وهمه چی از دست رفت

    هراتفاق جدیدی که در زندگی ما رخ میده این ما هستیم که تصمیم میگیریم چه معنایی به اون اتفاق بدیم ،این ماهستیم که انتخاب میکنیم اون اتفاق در نهایت نتیجه اش برای ما خوب هست یا نه ،فارغ از اینکه ظاهر اون اتفاق خوبه یا بدِ

    این نگاه متفاوت هست که کمک میکند تا پیشرفت کنیم وبه موفقیت برسیم ودر نهایت به رشد وگسترش جهان کمک کنیم

    در ادامه صحبتهای شما در مورد این اتفاق ،که برای اینکه به اون هدف نهایی برسیم باید تجربه هایی رو در مسیر کسب کنیم ودرسهای تازه ای یاد بگیریم که تا در مسیر حرکت نکنیم اون درسها رو یاد نمی‌گیریم ،آگاهی های فایلهای سریال زندگی در بهشت برام مرور شد در خصوص ساخت چیکن شا وبعد چیکن تراکتورویا بیرون آوردن تراکتور از اون چاله ،شما تا حالا تجربه انجام چنین کارهایی رو نداشتید پس مرحله به مرحله پیش رفتید وبه ایده هاتون عمل کردید ،خیلی از اون ایده ها نتیجه مورد نظر شما رو در بر نداشت ولی بقول شما این گامی بود که باید بر می داشتید وبرداشتن این گام‌ها برای شما تجربیات ارزشمندی به همراه داشت که بتونید باقدرت بیشتری عمل کنید وبهبودهای وسیعتری در سطح پرادایس انجام بدید

    رمز موفقیت نا امید نشدن وادامه دادن هست در همین ادامه دادن ها هست که ایده های بعدی گفته میشه ،شاید وقتی به ایده ها عمل کنیم بازم اون نتایجی که مد نظر ما ست رُخ نده ولی این گامی هست که باید برداشته بشه ،تجربه ای هست که باید یاد بگیریم تا بتونیم قدم بعدی رو برداریم

    اهداف جاه طلبانه داشته باشیم ولی حواسمون به قانون تکامل هم باشد خیلی مهم هست که ناامید نشیم این آزمون وخطاهاهم جزیی از مسیر موفقیت هست

    مهم اینه که احساس خوبی داشته باشیم وباور کنیم اگرما در مسیر درست قرارداریم واحساس خوب وآرامش داریم هر اتفاقی بیافته ،حتی به ظاهر بد همان اتفاقِ خوبِ هست همان باور به الخیر فی ماوقع

    اتفاقات زیادی در زندگی ام تجربه کردم که به دید بقیه بدترین اتفاق بود ولی وقتی من احساسم رو خوب نگه داشتم ومسئولیت اون اتفاق به ظاهر بد رو پذیرفتم وگفتم الخیر فی ماوقع، اون اتفاق به ظاهر بد شد سکوی پرتابم

    خدایا شکرت…..شکرت….شکرت

    عاشقتونم ……

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 868 روز

    سلام حدود یک ماه خورده پیش پدرم فوت شدن من احساس عذاب وجدان شدیدی داشتم چون که حدود یک ماه قبل اون از زندگی نا امید شده بودم و هرروز هر دقیقه آرزو مرگ میکردم به اطرافیانم اهمیت نمیدادم و هرروز میرفتم بالای کوه گریه میکردم فکر میکردم این آرزو مرگ من نصیب پدرم شد اما بعد گذشت مدتی در اینستاگرام نوشته ای آمد نوشته بود خدا اورا برد تا خودت را پیدا کنی گریه کردم چجوری من همیشه حس ترس از پدرم داشتم چون سالها قبل پدرم اذیت کرده بودم و بهش بدی کرده بودم و میترسیدم ذره ای بهش بدی کنم اما الان حسم به این اتفاق اینو میگه که خدا اونو برد تا من از درون به خود شناسی برسم امیدوارم این نوع نگاه من درست باشه هرچند حسم اینجور بهم میگه ولی بازم خدا میدونه ممنونم از شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    انیسا مجیدی گفته:
    مدت عضویت: 660 روز

    سلام استاد عزیز خیلی این فایل عالی بود من دقیقاً الان نیاز داشتم به شنیدن این موضوع و خیلی از یکسری مشاغل عاطفی و روابط در شرایط سختی هستم و خیلی قشنگ بود این درسی که از این دیدگاه جالب گرفتم و واقعا خدارو شکر میکنم که خداوند این آگاهی رو به گوشم رسوند من چند وقتی هست ک بصورت مستمر و روزانه چندین بار سفر ماکرو گوش میدم و نتایج عالی کسب کردم مهم ترینش اینه ک احساس خوبی دارم و آرامش درونی ام بیشتر شده یعنی من جوری شده بودم ک از فشار مشکلات روابط و عطفی و فامیل و اتفاقاتی ک برام افتاده بود یکسری تهمتا و اتفاق باعث شده بود خیلی پرخاشگر و بی حوصله و صبر شده بودم و الان خیلی بهتر شدم هنوز مثل قبل نشدم اما همین برام عین معجزست آنقدر درگیری ذهنی و فکری داشتم وقتی یکی صدام میکرد سرش داد میزدم و …الان خیلی حالم خوبه خدارو شکر و به خدا نزدیک شدم اصلا من از خدا آنقدر دور شده بودم میگفتم اصلا خدا و اعمه جواب نمیدن من دیگه هیچی ازشون نمی‌خوام مادرم می‌گفت دعا بکن خیلی خدا زود جواب میده میگفتم کجا کو اصلا جواب نمیده انقدر دعا کردم خسته شدم دیگه حتما نمازم نمیخوندم فقط وقتایی ک پیش خانوادم بودم می‌خوندم ک چیزی نگم حوصله حرفاشون نداشتم آخه خانواده و فامیل من خیلییییی خییییییییلییییی مذهبین یعنی در حدی که اگه کسی 1روز نماز میخونه نجس میشه اگه دست دادی باید دستش رو بشوری اگه 3روز نخونه کافره و فلان… وقتی فایلهای شمارو گوش میکردم گفتم خدایا من می‌خوام تورو ببینم باهات حرف بزنم حساب بکنم نمی‌خوام الکی نماز بخونم فقط برای رفع تکلیف می‌خوام باهام حرف بزنی صدات رو بشنوم خودت هدایتم کن بگو چکار کنم خداوند خیلی زیبا و خیلی قشنگ هدایتم کرد جوری که هر جا میرم در مورد خدا می‌شنوم حال آهنگایی ک می‌شنوم یا خودم گوش میدم همش در مورد خداوند میان و همینطور فایل‌هایی ک از شما میبینم درباره خداوند هست گفتم درسته ک من هنوز صدای خداوند رو تشخیص نمیدن چون سال هاست بهش گوش نکردم اما این ها همش صدای خداست خدا داره با این طریق بانک حرف میزنم یعنی الان ک دارم می‌نویسم اشک میریزم از این ک خدا رو سوزنی دارم حس میکنمش من بچه ک بودم فکر کنم از 15 16 سالکین تا 19سال همیشه از این که ازدواج کنم و بچه دار بشم خوشم نیومد میگفتم خدایا من می‌خوام عاشق تو باشم نمی‌خوام عاشق بنده تو باشم من تورو می‌خوام ناخودآگاه دوست داشتم عاشق خدا باشم و وقتی هم ک ازدواج کردم حالم داخل دفتر من رو خونده بود ک نوشتم عشق خدارو می‌خوام وقتی عقد کردم بهم گفت ببین خدا ب کسی عشقش رو نامیده اول عشق بندرو میده ببینه اگه جنبش رو داشت بعد عشق خودش رو بده ک اونم باز معلوم نیست بده آقامن اینو شنیدم گفتم من جنبه دارم به دیگه خودم رو کشتم برا همسرم هر چی بگی هر فکری بکنید همه جوره درخدمتش بودم تا اینکه آسیب دیدم از این کارم و کاملا از همسرم ک صحله از خدا هم بدم اومد گفتم من اصلا نمی‌خوام زنده بمونم تا این که گذشت و گذشت کم کم با شما آشنا شدم خیلی ممنونم از فایل زیباتون و الان خوشحالم ک حالم خوبه و اگه هم نماز بخونم با عشق بخونم ن الکی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    معجزه من گفته:
    مدت عضویت: 1164 روز

    سلام به استاد عزیز و مریم عزیز

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    الخیر فی ما وقع الخیر فی ما وقع

    الان که این ردپا را از خودم به جا می گذارم فقط به این دلیل است که می خواهم به خودم و دوستان دیگر که نیاز دارند اثبات و یادآوری کنم که آنچه خدا برای بندگانش می چیند بسیار عالی تر و پایدارتر از آنچه است که ما در ذهن خودمان برنامه ریزی می کنیم…

    زمان بندی خدا حرف ندارد…

    کار خدا در منتهای کمال است…

    الان که این متن را می نویسم قلبم شکسته است و اشک هایم از درد و غصه رابطه عاطفی که الان مراسم عقدش با شخص دیگر است…

    اما به خدا مطمئنم که برنامه ای فوق العاده تر برای من دارد و الخیر فی ما وقع الخیر فی ما وقع است.

    این چند ساعت که خبر را شنیدم مدام صدای رزا در فایل تغییر را در آغوش بگیر و حرف های سایر بچه ها در کامنت ها برایم در ذهنم پلی میشود…. این حرف ها این باورها….

    خدا به مو میرسانه ولی پاره نمیکنه…

    خدایا من نمیدونم تو میدونی من بلد نیستم تو میتونی به تو سپردم….

    خدایا شکرت که از بلاتکلیفی و امید واهی راحت شدم…

    خدایا ایاک نعبد و ایاک نستعین

    خدایا اگه این رابطه رو به من دادی قطعا بهتر از این هم میتونی بدی

    خدایا دستان نوازشگر تو مرا در مسیرم هدایت می کند…

    ای معبود مهربانم سپاسگزارم که قدرت هدایت تو در درون من است

    خدایا ممنونم از تو و تسلیم تو هستم.. خدایا دستانم در مقابل تو بالاست و میدانم که تو آغوش گرمت برای من گشوده است.

    خدایا شکرت که زمانبندی تو حرف نداره

    خدایا شکرت که کار تو در منتهای کمال و عزت است….

    خدایا شکرت که همراه منی…

    ای خالق بی همتای من سپاسگزارم

    این ردپا را برای روزی که به زودی میایم و به این حرف ها خنده رضایت میزنم و سپاسگزار خداوند خواهم بود بابت برنامه عالی که برایم داشت و دارد…

    پروردگار قدرتمندم از تو سپاسگزارم که با ذهن پاک و عاری از تردید و زبان و قلبی سپاسگزار مرا رهسپار مسیر هدایتی ام می کنی و قلبم را آرام و گشوده می کنی…. یا رب یا رب هر آنچه دارم از آن توست. دوست دارم و سپاسگزار تو هستم….

    خدایا شکرت بابت این سایت فوق العاده و حضور فوق العاده استاد عباسمنش و خانم شایسته و شکر بابت دیدگاه دوستانی که الهام بخش و اثبات کننده فرمانروایی و قدرت تو خالق یکتا رب العالمین هستند. خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      سودابه گفته:
      مدت عضویت: 1631 روز

      سلام دوست خوبم.قطعا همین طوره که میگی.خدای مهربون بهترین ها رو برات درنظر گرفته.که درمسیرت قرار میده.

      من برات بهترین ها رو آرزو میکنم‌.خودت بهتر میدونی ولی سعی کن اصلا تو احساس بد و دلتنگی نمونی .خودت روسرگرم کن.با فایلهای استاد و پیاده روی و ورزش و… چون کاملا احساست رو درک میکنم. روزهای خوب و زیبا پیش رو داری

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        معجزه من گفته:
        مدت عضویت: 1164 روز

        سلام دوست مهربان و ماه من….

        ممنونم ازت ممنونم….

        به امید روزی که در جشن استاد و خانم شایسته همدیگرو پیدا کنیم و به سلامتی هم بنوشیم …

        مطمئنم یه روزی دور هم تو پارادایس جمع میشیم و

        شکرگزاری خدای مهربونمون رو جشن میگیریم

        خیلی زود زود

        قلبت شاد و لبت خندون دوست مهربون و خوش قلبم در پناه الله یکتا

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    امیر رجب پور گفته:
    مدت عضویت: 1264 روز

    بنام خالق زیبایی وفراوانی

    درودبه استادعزیزم وبانوشایسته خوش ذوق

    درودبه خانواده بزرگ عباسمنشی های دوست داشتنی ام

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    که امروز راهم درتمامی لحظات زندگی ام درکنارم بودی وبانشانه هایت بامن صحبت کردی وراه درست را نشانم دادی

    استاد این فایلتون فوق والعاده بود ودر من استرس زیادی ایجاد طد هنگام دیدن پرتاب موشک وبسیار لذت بخش بود وقتی باموفقیت ادامه دار بود روند کار وواقعآ برای اولین بارم بود که اینچنین صحنه واقعی را دیدم وهیجان خاصی داشت

    چقدر درس بزرگی وپیام الهام بخشی برام داشت

    واین رو بگم که پن درتمامی این مدتی که دارم آموزش های شمارو دنبال وعمل به تمریناتم میکنم واززمانی که درک کردم که تضادها وارد زندگیم میشون که بمن مسیر درست رانشان بدهند واقعآ دیدگاهم نسبت به حل مسائلم بسیار ف ق کرده وتواناییم بسیار زیاد شده است

    یادمه اوایل آشناییم با قوانین جهان واستاد عزیزم من هیچگونه ارتباطی باپروردگارم نداشتم وهیچ حسی نداشتم وبرخی ازفایلهای استاد روکه تماشا میکردم استاد میگفتن که خداوند بامن صحبت میکنه وارتباطم باپروردگارم بسیار عمیق است وهدایت هارادریاف میکنم

    ومن باخودم میگفتم مگه خداباآدم حرف میزنه؟

    چطوری اخه

    واکنون ازاون زمان الان که من وخداوند ارتباط عمیقی گرفتیم چیزی نگذشته وخداوند بامن حرف میزنه ومن فقط میگم چشم وتسلیمش هستم

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    من حدود چندماه گذشته بودکه درمحل کار قبلی ام که حدود شش سال اونجا سرآشپزشون بودم وبسیار اعتبار داشتم ودرآمدم عالی بود وشرایطم خوب بود

    همچنان ماه آخربود که ازجانب پروردگارم بهم میگفت توباید ازاینجا بری بیرون وجابجا بشی

    درست یادمه که پیامها ونشانه ها بسیار واضح بود ومن فقط داشتم مقاومت میکردم ومیگفتم که چرا آخه منکه این رستوران رو خودم زحمت کشیدم واز اولش خودم راه اندازیش کردم وتاالان که برند شده والان دیگه به مرحله برداشت رسیده چراباید ترکش کنم وخداوند میگفت باید بری ازاونجا

    وازمن مقاومت وتااینکه بالاخره بعدیکماه من تسلیمش شدم وگفتم چشم تومیگی من انجامش میدم حالا کجا باید یرم وچکاربکنم

    درست یادمه یک شبی که باموتورم رفتم کنار ساحل وداشتم باخودم خلوت میکردم وگوشیم زنگ خورد ویکی ازدوستانم بهم گفت که یک رستورانی نیازداره به یک سرآشپز حرفه ای وراه انداز خوب ومن تورومعرفی کردم

    من آدرس گرفتم ورفتم با ان طرف توافق کردم وهمان شب تمامی لوازم واسبابم راهمراه پسرم جمع کردیم وبه رستوران جدید منتقل کردیم وازفردا اونجا مشغول بکارشدم وبه خداوند گفتم که من عمل کردم وآن شرایط خوب را رها کردم وبه این مکان باشرایط داغونش اومدم بقه باخودت ومن رهاکردم خودم رو ومشغول کارشدم

    وهمچنان روزها گذشت وشرایط سختترشدواون صاحب رستوران باکول باری ازبدهکاری وشرایط داغونش نمیتونست دستمزدم روپرداخت بکنه وکلی تحت فشار مالی وروحی قرارگرفته بودم

    من فقط کنترل ذهن میکردم وشبهامیرفتم کنارساحل وفایل گوش میدادم وباخداوند حرف میزدم وحتی یکبارهم شکایت نکردم

    فقط میگفتم توکه تااینجا منراهدایت کردی الباقی راه روهم نشونم میدی

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    وهمچنان روزهامیگذشت ومن فقط بااحساسی خوب وبا تقوا کارم راانجام میدادم

    تااینکه روزی یکی ازدوستانم اومدکه درهمین رستوران جدید باایشون آشنا شده بودم که هم خودشون وهم همسرشون از بچه های سایت استادبودند وکلی باهم ارتباط صمیمی گرفته بودیم وحالم باهاشون خوب بود وجالب که همشهری منم بودند

    وتاروزیکه دوستم اومد وبهم پیشنهاد یک رستوران رو داد در طرف دیگری از جزیره زیبای کیش که بیا باهم اونجارو برداریم وبرای خودمون کارکنیم

    ومن الان که دارم این کامنت رو براتون مینویسم شب دهمی است که توی رستوران زیبای خودم نشستم ودارم مینویسم

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    استاد درست میگن که هدایتها به ظاهرشاید برامون بد باشه اما خداوند داره کاردرست رو برامون انجام میده

    ایمان بدون عمل حرف مفت است

    من اگر به هدایت های خداوند گوش نمیدادم الان هنوز توی همون رستوران داشتم برای مردم کارمیکردم

    ما یلن خودمون رو داریم میچینیم اما پلن خداوند زیباتره

    پس یاید اجازه بدیم تاخداوند طرف خودشو انجام بده ومافقط تسلیم باشیم وبگیم چشم

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    شرک دردل مومن همچون راه رفتن مورچه سیاه دردل تاریکی شب برروی سنگ سیاه است

    پس مراقب خودمون باشیم که شرک نورزیم وبه خداوند اعتماد کنیم وتوکل کنیم

    دستتو بده توی دست پروردگارت وبا خیال راحت بچسب به زندگیت وفقط لذت ببر

    هر گونه نگ انی رو ازخودت دورکن زیرا که خداوند مراقبت هست

    ما اشرف مخلوقاتیم

    ما خالق زندگی خودمانیم

    ما برگزیدگان در راه ومسیر خوسبختی هستیم که درهمین دنیابهشت به من هدیه شده است

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    دوستتان دارم وبراتون آرزوی بهترینهارو دارم

    استادومریم خانم شما بهترین هستیدوسپاسگذارتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: