این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/09/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-08-23 05:42:152025-12-17 05:25:19«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد عزیزم چیزی که مینویسم از دو روز پیش شروع شد.
اتفاقی که افتاد خوشایند نبود و من پر از کینه و نفرت و خشم بودم نسبت به همه اون آدم ها. اولش فکر میکرد که خب چیزی نیست من میتونم کنار بیام با این موضوع ولی بعد از دو هفته که از خداوند هدایت خواستم که بهم بگه چکار کنم چنان فشار و پیچیدگی در قلبم احساس کردم که فهمیدم من کینه به دل گرفتم من انبار نفرت و خشم شدم.
داستان از اینجا شروع میشه:
بعد طبق معمول همیشه رفتم سراغ بخشش ، رفتم سراغ یادآوری قانون که اگر نبخشم و کینه به دل بگیرم اونها موفق میشن و من شکست میخورم. و تمام آنچه رو که قبلاً روش کار میکردم رو کار کردم. و دیدم این احساس هنوز توی قلبم هست!!!!!
روی هر باور دیگه ایی هم کار میکردم جواب نمیداد.
تا اینکه هدایت شدم به عقل کل و به کامنت یکی از بچه ها که مضمونش این بود:
اصلا بخششی لازم نیست. یعنی اگر که من فکر کنم دیگری فلان بلا رو سر من آورده ولی من میبخشمش این یعنی دیگری اینقدر قدرت داشته که در زندگی من تاثیر بذاره ( چه مثبت / چه منفی) این یعنی نقض تمام قوانین جهان. اگر بلایی سرم اومده فقط و فقط مقصر اصلی خودمم چون من فرکانسش رو فرستادم.
و بااین کامنت که از دوست عزیزم جناب محمدرضا مرادی بود به این نتیجه رسیدم که :
من تمام عمرم راه رو اشتباه رفتم . تمام عمرم انگشت اتهام به سمت دیگران داشتم و خودم رو قربانی میکردم بدون اینکه اصلا بدونم !!! یعنی من بارها و بارها جلسه دوم عزت نفس رو گوش دادم و فکر میکردم که فهمیدمش ولی امروز متوجه شدم اینقدر این باور ظریف و نادیدنی هست که تا همین الانش من خودمو قربانی میدونستم ولی شیطان اعمالم و طرز تفکر رو در نظرم آراسته جلو میداد !!!
من فهمیدم هر بلایی که سرم اومد، هر اتفاق ناخوشایند ، هر بدبختی ، هر بار که به اهدافم نرسیدم ، هر رفتاری که با من شده و …… ساخته ی خودم و پاسخ جهان به فرکانس های خودمه و دیگران در زندگی من بی تقصیرن و به تاثیرن.
آرام شدم . من این مزرعه رو به نابودی کشوندم خودم هم میتونم درستش کنم . دنیای من که مزرعه آخرت منه به دست خودم نابود شد ولی خودم میتونم بسازمش.
اولین کارم هم کنترل ذهن و کار کردن روی باورهای دوره عزت نفس هست. استاد من دو سه ساله که دارم روی این دوره کار میکنم با انجام تمرینات ولی هربار یک گوشه دیگه از خودم رو کشف میکنم و هر بار بیشتر به قانون ایمان میارم.
اینها بخشی از یادداشت های منه:
احساس گناه باعث میشه بخوام از خودم بکنم بدم یه دیگران ، باعث میشه دیگران رو در الویت قرار بدم و خودم رو نادیده بگیرم ، باعث میشه هی بخوام دیگران رو راضی کنم، تایید طلب باشم ، بخوام دیگران از دستم راضی باشن!!!
احساس گناه میگه من در زندگی دیگران موثر هستم پس من میتونم بهشون ضربه بزنم یا بهشون خیر برسونم . در یک کلام قدرت بدبخت کردم یا خوشبخت کردن دیگران رو دارم و حالا من با این قدرت اومدم کاری کردم که دیگری بدبخت شده ( قربانی من / اشتباهات من شده) حالا من باید براش “جبران” کنم و من ” مدیون” فلانی هستم !!!!!! پس شروع میکنم به تایید طلبی و راضی کردن دیگران ! از خودم از خوشبختی و راحتی خودم میزنم برای دیگران و اینجا سرآغاز فلاکت و بدبختی هاست!
احساس قربانی شدن دقیقا عکس این قضیه اس. طرف دیگه ی ماجراست. دیگران در زندگی من تاثیر گذارن و خوشبختی و بدبختی من به دست دیگری یا دیگران هست پس اون باید کاری کنه ، اون باید رضایت بده تا اتفاق خوبی برام بیوفته ، یا اتفاق بدی برام نیوفته! چون دیگری در زندگی من تاثیرگذار هست ( تصمیماتش ، اشتباهاتش ، رفتارش ، اعمالش و ….)
هر دوی اینها شرک هست .
به قول خانم شایسته تا وقتی این دوتا باور خانمانسوز و سمی در برنامه ذهنی من داره اجرا میشه من هرگز به سمت خوشبختی ها و نعمت ها و در یک کلام خواسته هام راهی ندارم . و این حقیقت محضه
خدایا بی نهایت سپاسگزارم که منو هدایت کردی به این آگاهی ها.
هر آنچه که در زندگی من بر سرم اومد چه خوب. و چه بد ساخته ی فرکانس های خودمه، پاسخ جهان به فرکانس های منه. چون جهان بیرون من آینه جهان درون من هست.
همین تمایل به قربانی شدن باعث میشه آدم کینه به دل بگیره ، متنفر بشه از دیگران یا حسرت بخوره و افسرده بشه. همه ی اینها به قول قرآن کاره شیطانه که روابط بین انسانها رو تیره و تار میکنه.
اگر بدونیم که احساس گناه و تمایل به قربانی شدن چه بلاهایی سرمون میاره آب دستمونه میداریم زمین میریم سراغش تا درستش کنیم.
به قول خانم شایسته این باورها خانمانسوز و ویرانگر هستن .
و البته مطالعه آیات ظلم در قرآن و کنار هم گذاشتن این آیات خیلی به من کمک کرد تا بفهمم منم که دارم راه رو اشتباه میرم دیگری مقصر نیست.
رب بی نهایت من، منو به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه راه کسانی که بر آنان غضب کردی و نه گمراهان.
سپاسگزار خداوندی هستم که منو هدایت کرد.
سپاسگزارم استاد و خانم شایسته عزیز
سپاسگزار دوستانم هستم که کامنت هاشون فوق العاده اس.
طبق قولی که به خودم داده بودم تا هروز یکی از فایل های روز شمار رو گوش بدم و عملی کنم.
خیلی خوشحالم که توی این جمع دوست داشتنی هستم
امروز خیلی حالم خوبه و خیلی خوشحالم و مطئنم خوشحالی این روزهام هروز با تغییر باورها و تمرکز بر روی نکات مثبت بیشتر و بیشتر میشه
من هم احساس نبود عزت نفس و احساس بد ارزشمند نبودن رو در خودم احساس میکردم. اما پیشرفتها و احساس های خوب من از زمانی شروع شد که من تونستم در خودم عزت نفس و احساس ارزشمندی رو ایجاد کنم. این احساس گناهی که نسبت به خودم داشتم حتی اونقدری در من احساس بدی رو ایجاد میکرد که کارهای اشتبته کودکیم را هم مورد قضاوت قرار میدادم و سعی میکردم تمام اون اشتباهی که گناه میدانستم را اصلاح کنم و آدم خوبی شوم. این احساس گناه باعث میشد که من کاری نکنم چون ادم خوبی نبودم و با هر چیز کوچیکی احساس میکردم در حق بقیه بدی کردن و چه اشتباهی کردم و چه مزاحمتی ایجاد کردم. اما خدارو شکر،خدارو صد هزارمرتبه شکر بابت این حال خوب و عزت نفسی که بدست اوردم واقعا از عمق وجودم از ته قلبم خوشحالم و خداروشکر میکنم که حالم خوبه و درک کردم من قدرتی ندارم در زندگی دیگران و این تصور زننده نسبت به خودم که من فردی گناهکار و باعث اسیب زدن به دیگران میشم رو دور کردم و تغییرش دادم تا امروز احساس خوبی نسبت یه خودم داشته باشم.
من هستم و خدای من هست که در زندگی من نقش داره. نه کسی میتونه در زندگی من چیزی رو کم کنه نه زیاد، این باورها و فرکانس های من هست که باشه من زندگیم به چه شکل و با چه کیفیتی بگذره.
من نهایت قدرت رو در زندگیم دارم.
بی نهایت خوشحالم
بی نهایت سپاسگذارم
بی نهایت قلبا حالم خوبه
بی نهایت عاشق خدا ام
بی نهایت اتفاق های خوب تو راهه
بی نهایت ثروت، بی نهایت سلامتی در زندگیم هست و وجود داره که من تجربشون کنم
خیلیییییی زیاد دوستتون دارم و از اینکه میتونم احساس خوبم رو باهاتون به اشتراک بذارم خیلیییییی خوشحالم
دوستتون دارممم، به خدای مهربون و بزرگم میسپارمتون.
شاد و سلامت و ثروتمند و خوشبخت باشید دوستاییی خیلیی خوبم🫂🫂🫂
خیلییی ازتون ممنونم استاد خیلی خوبم و خیلییی دوستتون دارم و مرسیی که فایلهای خیلییی خوبتونرو در اختیار ما میذارید.️
برخلاف اینکه مذهب و جامعه ما به گردن ما گناه سنگین انداخته اند،ما را گردن گیر موضوعاتی کرده اند.
استاد بسیار زیبا در این فایل میگویند:حق الناس در قرآن وجود ندارد.درحالی که از اول ابتدایی تا سال آخر هنرستان خوانده آیم حق کسی دیگر بر گردن ما باشد به جهنم میرویم و عذاب وجدان میگیریم.
بزرگترین ظلمی که من بخواهم به خودم بکنم باور کردن این جور حرف ها است که مرا از ثروت ،سلامتی،سعادت و خداوند دور میکند.
من الگوهایی را دارم که افراد بسیاری به او اذیت میکردند تا به پایین بکشند ولی او در مدار درست بود اذیت کردن ها باعث رشد و پیشرفت بیشتر شد و من عملا تاثیر چندانی در سرنوشت دیگران ندارم.
با درود و سلام خدمت استادان عزیزم و دوستان همراه در این بخش از سفر نامه
من برای چکاپ فرکانسی خودم تصمیم گرفتم که دوباره از این سفرنامه شروع کنم و سفری به درونم داشته باشم و یک خودسازی و خودشناسی دیگری را متعهدانه شروع کنم و یک تغییر اساسی تکاملی بیشتری رو در زندگیم ایجاد کنم
و دو اصل را باید همیشه بخاطر بسپارم و به ذهنم یادآوری کنم..
1_من توانایی کاملی بر خلق زندگی دلبخواهم را دارم
2_من از ایجاد هر تغییر در زندگی دیگران چه مثبت و چه منفی را ندارم و ناتوانم
وقتی باورهای سمی و خانمانسوز بنام احساس گناه و عذاب وجدان و احساس قربانی بودن و مورد ظلم واقع شدن رو در وجودمون بتوانیم بخشکانیم آنوقت است که این سدهای بتونی را می توانیم از بین ببریم و راه رو برای عزت نفس می توانیم هموار کنیم و از این طریق درهای زندگی مون رو بسمت نعمت ها و فرصت ها می توانیم بگشاییم
وقتی این احساس های نامناسب بتُونی رو از بین ببریم و بار سنگین این عذاب های روحی رو بتوانیم بر زمین بگذاریم آنوقت درهای الهامات و شهود و هدایت رو به روی خودمان باز می کنیم و به منبع متصل می شویم
در واقع همین تمرکز بر این باورهای محدود کننده ی بیماری زا سرمنشاء بیماری های جسمی است در واقع اول روح خسته و رنج دیده و مریض و بیمار می شود و بعد در جسم و جان مان بروز پیدا می کند و یا اکثر اتفاقات و یا ناخواسته ها که به طریق عجیب و غریبی در زندگی مون رخ میدهد که اتفاقاتی نظیر بی انصافی و بی عدالتی و مورد ظلم واقع شدن و غیره رو تجربه می کنیم
قانون فرکانس
در واقع باید اولین قانون این جهان هستی رو درک کنیم و آگاه باشیم
که ما انسان ها موجوداتی فرکانسی هستیم
یعنی فقط و فقط فرکانس های ماست که اتفاقات و شرایط رو هماهنگ و هم پایه. با باورها و کانون توجه و فرکانس های مان رقم میزند
یعنی اگر فرکانس و باور کمبود داشته باشیم و مدام از کمبود ها صحبت کنیم و باورهای ذهنی کمبود در همه چی داشته باشیم خب مسلماٱ تجربه ی آن فرکانس کمبود است
اگر اساس کانون توجه و ارسال فرکانس ما وفور و فراوانی باشد . نتیجه ی آن فرکانس تجربه ی وفور و فراوانی است
اگر اساس و کانون تمرکز و ارسال فرکانس ما آرامش و احساس خوب باشه تجربه ی آن فرکانس آرامش بیشتری و بیشتری است
اگر اساس و کانون توجه ی ما. ارسال فرکانس خشم و ترس و کینه و نفرت نگرانی و مسایل نامناسب باشد نتیجه ی فرکانسی آن تجربیات اتفاقاتی است که به نفرت و کینه و ترس و خشم نگرانی بیشتری می انجامد
پس به همین دلیل ساده و منطقی برای رفع این باورهای بتُونی و محدود کننده می توانیم عزت نفس مان را بازسازی و احیاء و شفآء و بهبود ببخشیم
و درهایی از نعمت و برکت را به زندگی مون بکشانیم..
هر چند باید تلاش بی وقفه انجام داد چون این باورهای احساس گناه به مرور زمان در ذهن ما جا خوش کرده و نشسته و مثل بتُون در ذهن مان چسبیده پس نمی توان یک شبه از بین بروند فقط باید آنقدر تمرین کنیم که تبدیل به باورمون شود که این باورهای سمی و محدود کننده رو از بین ببریم..
مثلاً من از میان یک عالمه احساس گناه و عذاب وجدان های زیاد در رنج بسر بردم و سدی برای دریافت نعمت هایم بوجود آورده بودم. . مثلاً یکیش .فوت مادر نازنینم بود چون در سلامت کامل یهویی به رحمت خدا رفت .که همیشه عذاب وجدان داشتم که چرا در اون زمانی که من احساس می کردم سالم هستش توجه ی بیشتری بهش نداشتم و یا بیشتر بهش محبت نکردم قدردانی نبودم تا قوت قلب بگیره و انگیزه ی زندگی کردن رو پیدا می کرد . با اینکه هنوز هم در اعماق قلبم احساس غم می کنم ولی خیلی خیلی روی خودم کار کردم و بر این باور هستم که من مقصر فوت مادرم نبودم چون من از ایجاد هر تغییری در زندگی دیگران چه مثبت و چه منفی ناتوانم که البته باید بیشتر در این زمینه روی باورهای درست و مناسبم کار کنم ..
البته این موضوع ..عزت نفس خیلی خیلی بنیادین و ریشه ای است و نیاز به تکامل و زمان بیشتری دارد
ممنون و سپاسگذارم استاد عزیزم که با دیدن این فایل ها و صحبت های ریشه یابی تون من رو آگاه کردید ولی باید تلاش و تمرین بیشتری رو انجام دهم ..
و اینو خودم کاملا درک کردم چون بعد از چند سال هنوز این ضعف ها در من خشکیده نشده تا بتونم درهای زندگی ام رو به روی نعمت ها و فرصت ها ی بیشتر و الهام و شهود و هدایت های الهی ام بگشایم البته به همان اندازه ای که روی خودم کار کردم به همان اندازه هم توانستم نعمت های الهی رو دریافت کنم ..
ممنون و سپاسگذارم
خدایاا شکرت که امروز هم توانستم قسمت دوم از فصل اول سفرنامه ام رو اینجا کامنت کنم و روی خودم کار کنم و باید بصورت تکاملی تر و سنجیده تر برای خودم حل این مسایل رو ساده کنم
خدایااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو آری می جوییم
سلام بہ استاد عباسمنش عزیز و درود بر خانم شایستہ عزیز کہ بہ خوبی و عالی فایلھا رو دستہ بندی و با نظم برای ھدایت من و دوستان درکنار ھم قرار دادند ۔۔از تلاش شما سپاسگزارم
من نزدیک بہ یک ماہ ھست ھر روزفایلھای سایت رو گوش میکنم ۔۔روی اسپیکر توی خونہ پخش میشہ طوری کہ بچہ ھام و شوھرم خواہ ناخواہ گوش میکنند ۔جوری کہ بچہ ھام یہ جوری انس گرفتند بہ شنیدن فایلھا و یہ عادتی شدہ در خونہ ما ۔۔خونہ ما تلویزیون بیشتر اوقات خاموش ھست و ھر کسی کار خودش انجام میدہ درحالی کہ طنین صدای شما و رھنمودھای شما درفضای خونہ ما پیچیدہ و ما ھنگام انجام کارھای روزمرہ بہ فایلھای شما گوش میکنیم
دو روزی ھست کہ تصمیم گرفتم دفتری برداشتہ ام و ھر روز فایلھای روز شما تحول زندگی ام را دنبال میکنم و نکتہ ھا را خط بہ خط در دفترم می نویسم ۔۔شاید فایل ظلم بہ خود چندین بار قبل از این گوش کردم ولی امروز جور دیگہ ای شنیدم و بہ قول استاد احساس کردم نکتہ ھای امروز گرفتم کہ دفعات قبل نگرفتم ۔۔
در این فایل آموختم کہ من با رفتارم و باورھایم انتخاب میکنم چہ فرکانسی بفرستم و در چہ مداری قرار بگیرم اگر رفتار و باور من از بدی و ناامیدی و گلہ و شکایت باشہ بر مداری قرار میگیرم کہ از ھمین جنس فرکانس بر زندگی من وارد شود و من اینگونہ بہ خود ظلم میکنم و این انتخاب من ھست ۔۔و در مقابل اگر رفتار و باور من و فرکانسی کہ میفرستم بر اساس خیر و خوشی و شادی و حال خوب باشد بر مدار خوشی قرار میگیرم و از ھمین جنس برای خودم فرکانس دریافت میکنم
و من این قانون را در این یکماہ بہ وضوح در زندگیم دیدم ۔۔اتفاقات خوبی کہ برام افتاد و نشانہ ھای کہ می بینم بہ من این نوید را می دھد کہ مدار خوبی را وارد شدم و من خدا را شاکرم
ھیچ کس نمیتواند با دعا و شفاعت مسیر زندگی منو تغییر بدہ۔این خود من ھستم کہ بہ خودم کمک میکنم کہ مورد رحمت خدا باشم یا نباشم
کسی کہ خوبی میکنہ سیستم ھمان جنس بھش برمیگردونہ یہ ضربہ المثلئ ھست میگہ تو خوبی کن در دجلہ انداز کہ ایزد در بیابانت دھد باز
در سیستم ھستی واکنش و پاسخ بہ رفتار و افکار وباور ما دادہ میشہ و این ما ھستیم کہ انتخاب میکنیم چہ پاسخی باشہ
قوانین با حرف کسی یا دعای کسی برای دیگری تغییر نمیکنہ چون قوانین تابع فرکانس ھستند
از کسی کہ در مدار اشتباہ ھست دور شوید و تلاش برای کمک بہ او نکنید چون او با افکارشو باورھاش این مدار انتخاب کردہ
کسی بہ ما ظلم نمیکند این خودمان ھستیم کہ با باورھای مثل کمبود و فقر و حس بد و احساس گناہ و سرزنش خود فرکانس اشتباہ میفرستیم و در مدار اشتباہ قرار میگیریم و در مدار فقر و ناامیدی وکمبود قرار میگیریم و از این جنس برای ما ارسال میشہ
در آیہ 97 سورہ نسا اشارہ بہ مھاجرت کردہ ۔۔یک سری فرکانس ھا جمعی ھستند و بر اساس این فرکانس ھای جمعی کہ دریک شھر یا محل زندگی وجود دارد بر زندگی ما تاثیر گذار ھست با دور شدن و مھاجرت از آن مکان بہ مکان دیگر تاثیر متفاوتی در زندگی ما خواھد گذاشت ۔۔ھمانطور کہ میتونیم ببینیم کہ زندگی مردم شھر با شھر با ھم متفاوت ھست و این فرکانس مشترک گاھی در خلق و خوی یا نحوہ زندگی یا پوشش یا باورھای مردم اون شھر می تونیم ببینیم پس گاھی لازم ھست برای تغییر فرکانس و وارد مدار جدید شدن در زمینہ رشد وپیشرفتمان مھاجرت کنیم و این جا بہ جای انجام بدھیم ۔۔
وقتی من در هر مداری قرار میگیرم، از همون جنس اتفاقات وارد زندگیت میشه
این من هستم که مدارمو با افکار و باورهام به وجود میآرم نه شخص دیگهای…
هیچ کسی قدرت ظلم کردن بمن رو نداره اگر خودم این قدرت رو بهش ندم
کسی به من ظلم نمیکنه خودم با افکارم و ترسم و نگرانیهام خودم رو در مدار جذب بلا و مصیبت قرار میدم
و اگر ورودی مناسب به خودم بدم و باورهای قدرتمند کننده بسازم در مداری قرار میگیرم که خوشبختی و عشق وثروت ،سلامتی و احترام هست، من هدایت میشم به جایی که همه چیز از قبل درست هست.
من فقط میتونم خودمو خوشبخت یا بد بخت کنم.
این سایت که هست ، این آموزش های ناب که وجود دارن، استاد عباس منش عزیزم با سخاوتمندی تمام این فایل های دانلودی رو که دراختیار ما قرار دادند، منم که میدونم جهانم ، تجربیاتم ،بازتابی از باورهامه ، پس چرا با تمرکز بسیار بالا نشینم و متعهدانه تر از گذشته رو خودم کار نکنم؟
حتما اینکارو میکنم ، جهادی اکبر راه میندازم و باز به مدت سه ماه خودمو میبندم به این آگاهی ها و تمام توجهم و میذارم رو درک بهتر قوانین
من میخوام اتفاقات زیبایی رو تجربه کنم من میخوام چرخ زندگیم روانتر بچرخه ، من میخوام از این فرصت کوتاه زیستن نهایت بهره رو ببرم و قوانین ثابت جهان هستی رو درک کنم تا توحیدی تر زندگی کنم
میخوام هر لحظه رفتارمو با قوانین خداوند منطبق کنم و به شیوه ی قوانین زندگی کنم تا هم در دنیا و هم درآخرت ،سعادتمند باشم .
خدایا منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی ….
خداروشکر میکنم که هدایت شدم به این سفرنامه . انصافاً تفاوتی نمیکنه با دوره هایی که خریداری کردم و شاید با جدیت بیشتری دارم این سفرنامه رو دنبال میکنم و به آگاهی هاش عمل میکنم و سعی دارم هر جلسه ردپا جا بزارم .
داستان دعا کردن برای دیگران.
خداروشکر که در مدار شنیدن و دریافت این آگاهی هستم.با این آگاهی های هر روز روزشمار تحول زندگی به لطف رب و استاد عزیزم ذهنم رو مرتب میکنم .هر روز چندین آگاهی ناب و خالص ..با این فایل فهمیدم اثر دعا کردن و خیرخواهی برای دیگران رو…اینکه اگر تمام دنیا برای من دعای خیر یا حتی برعکس کنن تاثیری نداره چون جهان و خداوند یه سیستمه که حس دلسوزی یا هر حس دیگه ای نداره و به عبارتی احساسات انسانی نداره و هیچ پارتی بازی هم نداره.فهمیدم که هرچقدر دعا برای دیگران کنم با هر احساسی که مهمه با چه احساسی..یعنی وقتی من برا شفای بیمار با حالت زاری دعا میکنم نه تنها تاثیری به حال اون نداره بلکه طبق قانون به خودم برمیگرده و چون جنس این مدل دعا منفیه و از آنجا که حال بد اتفاقات بد رو میاره باید منتظر اتفاقات بد برای خودم باشم.یه کم بیشتر بازش کنم اینکه با دونستن این قانون دیگه نیازی نیست به حال کسی غصه بخوریم که چرا تو مدار پایینه و اتفاقات بد براش میفته .چرا که تمام نتیجه فرکانسهای خودشه و ما نمیتونم تاثیری بر فرکانساش بزاریم و از طرفی دیگه وقت خودمونو و توجه خودمونو فقط روی فرکانس های خودمون میزاریم و بازهم بیشتر بازش کنم سرمونو از تو زندگی مردم میاریم بیرون و فقط روی خودمون و باورهامون کار میکنیم.و از طرفی با دونستن این قانون وقتی هم دعای خیری برا کسی میکنیم با قلبمون به زبونمون قدرت بدیم که با قدرت بیشتری به زندگی خودمون برگرده.
ظلم به خود:
من وقتی به کسی به اذعان خودم ظلم کنم به شکل های گوناگون مثلا به زیر دستم به بهانه انتقام به خاطر فلان مسئله مرخصی ندم در واقع به خودم ظلم کردم و فرکانس منفی این کار(انتقام) به خودم برمیگرده و چه بسا اون نفر از اون ظلمی که من در حقش کردم به عنوان یه تضاد در زندگیش استفاده کنه و باعث خیر و برکت براش بشه.چنانکه من در کامنت روز اول نوشتم که بخاطر تضاد عاطفی اول دوره ارزش تضاد رو گرفتم بعد عزت نفس و بعد دوازده قدم رو شروع کردم و اوایل خودم و اطرافیان با اتفاق نظر میگفتیم در حق من ظلم شده ومن به شدت احساس قربانی شدن میکردم ولی امروز با شنیدن این آگاهی فهمیدم که اون بنده خدا به شدت به خودش ظلم کرده و برای من جز خیر و خوبی و آرامش چیزی نداشته و باعث شد که من به خودشناسی و خداشناسی برسم و به احساس خوب دائمی وهرروز مدارم بالاتر میره و عزت نفسم هم بسیار خوب شده.
یادمه بعضی وقتا یه دوستانی هستن که از کلمه ستم اینجوری استفاده میکنن که میگن ستمه اگر 200 میلیون بدی پرایدی که ده میلیونم ارزش نداره.
هر روز ذهنمو پاکسازی تر و مرتب تر میکنم.هر روز ورودی های بهتری به ذهنم میدم.این مسائلی که استاد درموردشون صحبت می کنه جواب بسیاری سوالات تو ذهن منه و با دریافت جوابشون ذهنم آروم میشه و مدارم بالاتر میره.
بازم خداروشکر میکنم.این ردپا رو برای خودم به جا میزارم و مطمئنم بعد از پایان فصل اول سفرنامه برگردم و این کامنت رو بخونم تغییرات رو احساس خواهم کرد.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
یادگار 2
سلام به استاد عزیزم و مریم خوبم
سلام به همه هم فرکانسی های پرتلاش
ظلم …..
عجب کلمه سه حرفی که ریشه هاش تا ناکجا آباد زندگی من رفته و هزاران حرف برای گفتن داشته مث اینکه
از کودکی دختر تقریبا خونسردی بودم و اغلب در مورد بحث ها و کینه ها زود میگذشتم و بخشش داشتم
نا گفتع نماند کع از همین اعضای خانوادم کم حرف نشنیدم چون از بچگی تقریبا من ساز مخالف خانواده بودم
صرفا نه اینکه مسیر من درست بود اغلب مخالف هر چیزی بودم
و همیشه میگفتم چون اینا منو دوست ندارن و دارن این حرکتا میزنن هر جور شده من خودمو موفق میکنم تا بدونن حق با منه
و اغلب به اتفاقات گذشته فکر نمیکردم که بخوام حس بد بگیرم
و اما ظلم خودم به خودم
که انصافا حرف نداشت این حرکت
در زندگی من کلمه نه تعریف نشده بود و هر کسی هر کاری از من میخواست با رغبت و میل زیاد میرفتم انجام بدم
شده بودم آچار فرانسه فامیل
کارای اداری همه فامیل
مشاور خرید گوشی
مشاور خرید لب تاب
مشاور خرید ماشین
و برای خانما
مشاور آرایشگاه و لباس
مشاور رابطه هاشون ریش سفید شورای حل مسائل
دایه مهربان تر از مادر برای نوه ها
تدارکات تولد و مناسبت ها
حلوا درست کن ختم ها
و هزاران کارهای بیخودی که فقط هرز انرژی بود
و جالب بود موارد خیلی خیلی زیاد خودمم هزینه میکردم که بعدا پول من تیکه تیکه برمیگشت
اصلا من صندوق خیرات برای همه فامیل بودم
هر جا هر عددی پول لازم داشت حتی نصف شب
تماس میگرفتن واریز میکردم
حتی یادمه ی نفر پسرش کارمند بود اما از من پول قرض میکرد
و جالب که مفتخر بودم دارم کار خیر میکنم و بهم برمیگرده
یا فاتحه برای پدرمه
یا نام نیک که باعث شه روح پدرم شاد شه
خلاصه خداوند نعمت پول هنگفت به من داده بود اما من لیاقت نگهداری نداشتم و چوب حراج زدم
جایی که خودم لنگ 100 هزارتومان شده بودم
با دوستان هر جمعی یا دور همی میرفتیم من کوزت وار خدمات میدادم
طوری که همه مشغول شادی بودن منم قسمت اشپزخونه فقط سرویس دهی
در صورتی که اغلب فقط ی مهمان بودم و اصلا با میزبان نسبتی نداشتم
اوووووه اونقدرا تو این مهمونی و خونه اقوام ظرف شستم که پوست دستم حداقل 10 سال ازسنم بزرگتره
و تو رابطه هام
همیشه فقط خدمات چی بودم به صفر هم قانع بودم
و همیشع همه میگفتن خوش به حال فلانی که چنین شریک عاطفی داره
و جالب وقتی شریک عاطفی من بدون هیچ دلیلی رابطه رو تمام میکرد من از ریشه خشک میشدم
و طبق روال همیشه التماس و گریع و زاری و همیشه منو پس میزدن
و نکته خیلی خیلی خیلی جالب
دختر فوق العاده زیبایی ام
تحصیلات بالا از دانشگاه خیلی بالا
ماشین
خونه
کلی زیورالات
خانوادع خوب و سالم
شغل ارزشمند و معنوی با درآمد بالا
ارتباط اجتماعی بالا
و اما……
چیزی که باید میبود و نبود عزت نفس و خود ارزشی
چیزی که همیشه بولد و پررنگ بود بی ایمانی و شرک من
و همیشه 6 متر زبون من دراز بود منکه این همه خوبی کردم این همه محبت کردم این همهدسا رسوندم فلانی اینجوری جبران کرد
فلانی بدی کرد
فلانی ظلم کرد
فلانی تا زنده هست تاوان پس میده
چنان این جمله رو گفتم که بنده خدا شریک عاطفی من وقتی جدا شده بود به دوستش میگفته مادرم چون مریضی بدی گرفته داره تاوان کارای منو میده که با ساناز کردم
خلاصه ظلم من به خودم تموم نشدنی بود
تا اینکه چند مدت پیش گفتم خوب
نوبتی هم باشه دیگه نوبت منه
به ظلم گفتم پدری ازت دربیارم که روزی هزار بار پشیمون بشی چرا نزدیک من اومدی
ناگفته نماند که هزاران بار می اومدم کامنت میزاشتم دیگه عوض شدم و کلی حرفای قلمبه سلمبه
دو روز بعد مجدد تکرار شخصیت قبلی
اما گفتم نمیشه
بزار شروع کنم
بزار از کوچکترین حرکت شروع کنم
ی روز اومدم تمام ضعف شخصیتیمو نوشتم
گفتم دونه دونه روشون کار میکنم و یواش یواش بدون عجله میرم جلو
تو قبرستان مراسم ختم دختر خالم گفت بیا پیشم
گفتم تو بیا پیش من
گفت بشین تا بیام
منم با سر اشاره کردم هر جور راحتی
این حرکت انقلابی در زندگی من کرد
که اون شب به تک تک ادمایی که میدیم تعریف میکردم من این کارو کردم
و انصافا از خوشحالی بال درآوردم
چون اون دختر خالم کسی بود که من فقط میدونستم اون هست میرفتم ی جایی
و چون اونم اعتماد به نفس پایینی به نسبت من داشت همیشه من میرفتم سمتش و همش از من سواستفاده میکرد و در ی سال گذشته چقدر با حرفاش منو رنجوند.
وقتی به اون نه گفتم دیدم خدایا چقدر نه گفتن راحته
ی روز بعدش خواهر زنگ زد بیا بریم برای بچم دارو بگیریم گفتم نه
ی روز بعدش ی دوستم پیام گذاشتم بیا دنبالم بریم بیرون گفتم نه
ی جمعه ی خواهرم گفت بیا بریم خانوادگی بریم گفتم نه
وای خدای من چقدر راحت نه میگم و اصلا برام مهم نیس عواقبش
و خداروشکر الان مدتیه خیلی راحت خیلی قشنگ نه میگم و خودمو از هر بندی رها کردم
چقدر رها شدن و با خود بودن بهترین کیف دنیا رو داره
چقدر خودتو داشتن عشقه
اصلا موندم من چرا این همه مدت داشتم اینقدر به خودم ظلم میکردم ؟
واقعا چرا؟
من روح خدام
من خود خدام
اصلا چرا داشتم خود زنی میکردم؟
من الان عاشق این سانازم
ساناز با اراده که فقط عاشق خودشه و فقط در راستای خواسته های خودش داره اقدام میکنه
همین روزا یکی از بهترین خواسته هام تیک میزنم و هر لحظه سپاس گذارتر از قبل به خدا تبریک میگم که بنده ای مث من داره
و این خواسته من بهترین هدیه ست به ساناز عشقم که با اراده فولادی داره رو خودش کار میکنه
عاشقتم ساناز
خداهم عاشقته
عاشقته که تورو دردونه خودش کرده که تو الان تو این مسیر هستی
پس هرجور دلت میخواد جولان بده و خواستع هاتو خلق کن
تو قدم بردار مابقیش بسپار بع دستان پر قدرت خدا
خدایا شکرت تا بی نهایت
خدایا شکرت
این بماند یادگار
به نام حیِ حاضر
سلام به استاد مومن و خانم شایسته عزیز
شما مصداق کامل والسابقون السابقون هستید.
استاد عزیزم چیزی که مینویسم از دو روز پیش شروع شد.
اتفاقی که افتاد خوشایند نبود و من پر از کینه و نفرت و خشم بودم نسبت به همه اون آدم ها. اولش فکر میکرد که خب چیزی نیست من میتونم کنار بیام با این موضوع ولی بعد از دو هفته که از خداوند هدایت خواستم که بهم بگه چکار کنم چنان فشار و پیچیدگی در قلبم احساس کردم که فهمیدم من کینه به دل گرفتم من انبار نفرت و خشم شدم.
داستان از اینجا شروع میشه:
بعد طبق معمول همیشه رفتم سراغ بخشش ، رفتم سراغ یادآوری قانون که اگر نبخشم و کینه به دل بگیرم اونها موفق میشن و من شکست میخورم. و تمام آنچه رو که قبلاً روش کار میکردم رو کار کردم. و دیدم این احساس هنوز توی قلبم هست!!!!!
روی هر باور دیگه ایی هم کار میکردم جواب نمیداد.
تا اینکه هدایت شدم به عقل کل و به کامنت یکی از بچه ها که مضمونش این بود:
اصلا بخششی لازم نیست. یعنی اگر که من فکر کنم دیگری فلان بلا رو سر من آورده ولی من میبخشمش این یعنی دیگری اینقدر قدرت داشته که در زندگی من تاثیر بذاره ( چه مثبت / چه منفی) این یعنی نقض تمام قوانین جهان. اگر بلایی سرم اومده فقط و فقط مقصر اصلی خودمم چون من فرکانسش رو فرستادم.
و بااین کامنت که از دوست عزیزم جناب محمدرضا مرادی بود به این نتیجه رسیدم که :
من تمام عمرم راه رو اشتباه رفتم . تمام عمرم انگشت اتهام به سمت دیگران داشتم و خودم رو قربانی میکردم بدون اینکه اصلا بدونم !!! یعنی من بارها و بارها جلسه دوم عزت نفس رو گوش دادم و فکر میکردم که فهمیدمش ولی امروز متوجه شدم اینقدر این باور ظریف و نادیدنی هست که تا همین الانش من خودمو قربانی میدونستم ولی شیطان اعمالم و طرز تفکر رو در نظرم آراسته جلو میداد !!!
من فهمیدم هر بلایی که سرم اومد، هر اتفاق ناخوشایند ، هر بدبختی ، هر بار که به اهدافم نرسیدم ، هر رفتاری که با من شده و …… ساخته ی خودم و پاسخ جهان به فرکانس های خودمه و دیگران در زندگی من بی تقصیرن و به تاثیرن.
آرام شدم . من این مزرعه رو به نابودی کشوندم خودم هم میتونم درستش کنم . دنیای من که مزرعه آخرت منه به دست خودم نابود شد ولی خودم میتونم بسازمش.
اولین کارم هم کنترل ذهن و کار کردن روی باورهای دوره عزت نفس هست. استاد من دو سه ساله که دارم روی این دوره کار میکنم با انجام تمرینات ولی هربار یک گوشه دیگه از خودم رو کشف میکنم و هر بار بیشتر به قانون ایمان میارم.
اینها بخشی از یادداشت های منه:
احساس گناه باعث میشه بخوام از خودم بکنم بدم یه دیگران ، باعث میشه دیگران رو در الویت قرار بدم و خودم رو نادیده بگیرم ، باعث میشه هی بخوام دیگران رو راضی کنم، تایید طلب باشم ، بخوام دیگران از دستم راضی باشن!!!
احساس گناه میگه من در زندگی دیگران موثر هستم پس من میتونم بهشون ضربه بزنم یا بهشون خیر برسونم . در یک کلام قدرت بدبخت کردم یا خوشبخت کردن دیگران رو دارم و حالا من با این قدرت اومدم کاری کردم که دیگری بدبخت شده ( قربانی من / اشتباهات من شده) حالا من باید براش “جبران” کنم و من ” مدیون” فلانی هستم !!!!!! پس شروع میکنم به تایید طلبی و راضی کردن دیگران ! از خودم از خوشبختی و راحتی خودم میزنم برای دیگران و اینجا سرآغاز فلاکت و بدبختی هاست!
احساس قربانی شدن دقیقا عکس این قضیه اس. طرف دیگه ی ماجراست. دیگران در زندگی من تاثیر گذارن و خوشبختی و بدبختی من به دست دیگری یا دیگران هست پس اون باید کاری کنه ، اون باید رضایت بده تا اتفاق خوبی برام بیوفته ، یا اتفاق بدی برام نیوفته! چون دیگری در زندگی من تاثیرگذار هست ( تصمیماتش ، اشتباهاتش ، رفتارش ، اعمالش و ….)
هر دوی اینها شرک هست .
به قول خانم شایسته تا وقتی این دوتا باور خانمانسوز و سمی در برنامه ذهنی من داره اجرا میشه من هرگز به سمت خوشبختی ها و نعمت ها و در یک کلام خواسته هام راهی ندارم . و این حقیقت محضه
خدایا بی نهایت سپاسگزارم که منو هدایت کردی به این آگاهی ها.
هر آنچه که در زندگی من بر سرم اومد چه خوب. و چه بد ساخته ی فرکانس های خودمه، پاسخ جهان به فرکانس های منه. چون جهان بیرون من آینه جهان درون من هست.
همین تمایل به قربانی شدن باعث میشه آدم کینه به دل بگیره ، متنفر بشه از دیگران یا حسرت بخوره و افسرده بشه. همه ی اینها به قول قرآن کاره شیطانه که روابط بین انسانها رو تیره و تار میکنه.
اگر بدونیم که احساس گناه و تمایل به قربانی شدن چه بلاهایی سرمون میاره آب دستمونه میداریم زمین میریم سراغش تا درستش کنیم.
به قول خانم شایسته این باورها خانمانسوز و ویرانگر هستن .
و البته مطالعه آیات ظلم در قرآن و کنار هم گذاشتن این آیات خیلی به من کمک کرد تا بفهمم منم که دارم راه رو اشتباه میرم دیگری مقصر نیست.
رب بی نهایت من، منو به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه راه کسانی که بر آنان غضب کردی و نه گمراهان.
سپاسگزار خداوندی هستم که منو هدایت کرد.
سپاسگزارم استاد و خانم شایسته عزیز
سپاسگزار دوستانم هستم که کامنت هاشون فوق العاده اس.
در پناه قدرت مطلق جهان باشیم.
به نام خدای بی نهایت مهربان و بخشندهام
روز دوم روز شمار تحول زندگی من
طبق قولی که به خودم داده بودم تا هروز یکی از فایل های روز شمار رو گوش بدم و عملی کنم.
خیلی خوشحالم که توی این جمع دوست داشتنی هستم
امروز خیلی حالم خوبه و خیلی خوشحالم و مطئنم خوشحالی این روزهام هروز با تغییر باورها و تمرکز بر روی نکات مثبت بیشتر و بیشتر میشه
من هم احساس نبود عزت نفس و احساس بد ارزشمند نبودن رو در خودم احساس میکردم. اما پیشرفتها و احساس های خوب من از زمانی شروع شد که من تونستم در خودم عزت نفس و احساس ارزشمندی رو ایجاد کنم. این احساس گناهی که نسبت به خودم داشتم حتی اونقدری در من احساس بدی رو ایجاد میکرد که کارهای اشتبته کودکیم را هم مورد قضاوت قرار میدادم و سعی میکردم تمام اون اشتباهی که گناه میدانستم را اصلاح کنم و آدم خوبی شوم. این احساس گناه باعث میشد که من کاری نکنم چون ادم خوبی نبودم و با هر چیز کوچیکی احساس میکردم در حق بقیه بدی کردن و چه اشتباهی کردم و چه مزاحمتی ایجاد کردم. اما خدارو شکر،خدارو صد هزارمرتبه شکر بابت این حال خوب و عزت نفسی که بدست اوردم واقعا از عمق وجودم از ته قلبم خوشحالم و خداروشکر میکنم که حالم خوبه و درک کردم من قدرتی ندارم در زندگی دیگران و این تصور زننده نسبت به خودم که من فردی گناهکار و باعث اسیب زدن به دیگران میشم رو دور کردم و تغییرش دادم تا امروز احساس خوبی نسبت یه خودم داشته باشم.
من هستم و خدای من هست که در زندگی من نقش داره. نه کسی میتونه در زندگی من چیزی رو کم کنه نه زیاد، این باورها و فرکانس های من هست که باشه من زندگیم به چه شکل و با چه کیفیتی بگذره.
من نهایت قدرت رو در زندگیم دارم.
بی نهایت خوشحالم
بی نهایت سپاسگذارم
بی نهایت قلبا حالم خوبه
بی نهایت عاشق خدا ام
بی نهایت اتفاق های خوب تو راهه
بی نهایت ثروت، بی نهایت سلامتی در زندگیم هست و وجود داره که من تجربشون کنم
خیلیییییی زیاد دوستتون دارم و از اینکه میتونم احساس خوبم رو باهاتون به اشتراک بذارم خیلیییییی خوشحالم
دوستتون دارممم، به خدای مهربون و بزرگم میسپارمتون.
شاد و سلامت و ثروتمند و خوشبخت باشید دوستاییی خیلیی خوبم🫂🫂🫂
خیلییی ازتون ممنونم استاد خیلی خوبم و خیلییی دوستتون دارم و مرسیی که فایلهای خیلییی خوبتونرو در اختیار ما میذارید.️
خیلییی دوستتون دارممممممممممم️
بنام خداونده بخشنده و مهربانم
سلام به استاد و مریم بانو
روز 2
تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا بازتاب باورها و فرکانس های خودمان است.
احساس خوب =با اتفاقات خوب
یعنی اینکه هیچکس در زندگی تو دخیل نیست حسین تو خودت عامل همچین هستی ولا غیر.
یادت باشه حسین تو باا اعتصاب با دعوا به هیچ حق و حقوقی نرسیدی وقتی که رهاش کردی و دنبال مقصر نرفتی خود به خود وارد زندگیت شد.
تو خالق زندگیت هستی بدون استثناااا با فرکانسهایت و با باورهایت و با کانون توجه ات.
خدای خوبم ازت میخوام عاجزانه ازت میخوام که من رو کمک کنی تویه این مسیر که عمل کنم به تمام اگاهیایی که از استاد که دستی از دستهای تو خدایا شکرتتتت
توکل به خدااااا خدای شکرت سپاس از تو
در پناه جان جانان رب العالمین شاد و سلامت و ثروتمند باشید
به نام الله مهربان
43امین روز تحول زندگی من
برخلاف اینکه مذهب و جامعه ما به گردن ما گناه سنگین انداخته اند،ما را گردن گیر موضوعاتی کرده اند.
استاد بسیار زیبا در این فایل میگویند:حق الناس در قرآن وجود ندارد.درحالی که از اول ابتدایی تا سال آخر هنرستان خوانده آیم حق کسی دیگر بر گردن ما باشد به جهنم میرویم و عذاب وجدان میگیریم.
بزرگترین ظلمی که من بخواهم به خودم بکنم باور کردن این جور حرف ها است که مرا از ثروت ،سلامتی،سعادت و خداوند دور میکند.
من الگوهایی را دارم که افراد بسیاری به او اذیت میکردند تا به پایین بکشند ولی او در مدار درست بود اذیت کردن ها باعث رشد و پیشرفت بیشتر شد و من عملا تاثیر چندانی در سرنوشت دیگران ندارم.
با درود و سلام خدمت استادان عزیزم و دوستان همراه در این بخش از سفر نامه
من برای چکاپ فرکانسی خودم تصمیم گرفتم که دوباره از این سفرنامه شروع کنم و سفری به درونم داشته باشم و یک خودسازی و خودشناسی دیگری را متعهدانه شروع کنم و یک تغییر اساسی تکاملی بیشتری رو در زندگیم ایجاد کنم
و دو اصل را باید همیشه بخاطر بسپارم و به ذهنم یادآوری کنم..
1_من توانایی کاملی بر خلق زندگی دلبخواهم را دارم
2_من از ایجاد هر تغییر در زندگی دیگران چه مثبت و چه منفی را ندارم و ناتوانم
وقتی باورهای سمی و خانمانسوز بنام احساس گناه و عذاب وجدان و احساس قربانی بودن و مورد ظلم واقع شدن رو در وجودمون بتوانیم بخشکانیم آنوقت است که این سدهای بتونی را می توانیم از بین ببریم و راه رو برای عزت نفس می توانیم هموار کنیم و از این طریق درهای زندگی مون رو بسمت نعمت ها و فرصت ها می توانیم بگشاییم
وقتی این احساس های نامناسب بتُونی رو از بین ببریم و بار سنگین این عذاب های روحی رو بتوانیم بر زمین بگذاریم آنوقت درهای الهامات و شهود و هدایت رو به روی خودمان باز می کنیم و به منبع متصل می شویم
در واقع همین تمرکز بر این باورهای محدود کننده ی بیماری زا سرمنشاء بیماری های جسمی است در واقع اول روح خسته و رنج دیده و مریض و بیمار می شود و بعد در جسم و جان مان بروز پیدا می کند و یا اکثر اتفاقات و یا ناخواسته ها که به طریق عجیب و غریبی در زندگی مون رخ میدهد که اتفاقاتی نظیر بی انصافی و بی عدالتی و مورد ظلم واقع شدن و غیره رو تجربه می کنیم
قانون فرکانس
در واقع باید اولین قانون این جهان هستی رو درک کنیم و آگاه باشیم
که ما انسان ها موجوداتی فرکانسی هستیم
یعنی فقط و فقط فرکانس های ماست که اتفاقات و شرایط رو هماهنگ و هم پایه. با باورها و کانون توجه و فرکانس های مان رقم میزند
یعنی اگر فرکانس و باور کمبود داشته باشیم و مدام از کمبود ها صحبت کنیم و باورهای ذهنی کمبود در همه چی داشته باشیم خب مسلماٱ تجربه ی آن فرکانس کمبود است
اگر اساس کانون توجه و ارسال فرکانس ما وفور و فراوانی باشد . نتیجه ی آن فرکانس تجربه ی وفور و فراوانی است
اگر اساس و کانون تمرکز و ارسال فرکانس ما آرامش و احساس خوب باشه تجربه ی آن فرکانس آرامش بیشتری و بیشتری است
اگر اساس و کانون توجه ی ما. ارسال فرکانس خشم و ترس و کینه و نفرت نگرانی و مسایل نامناسب باشد نتیجه ی فرکانسی آن تجربیات اتفاقاتی است که به نفرت و کینه و ترس و خشم نگرانی بیشتری می انجامد
پس به همین دلیل ساده و منطقی برای رفع این باورهای بتُونی و محدود کننده می توانیم عزت نفس مان را بازسازی و احیاء و شفآء و بهبود ببخشیم
و درهایی از نعمت و برکت را به زندگی مون بکشانیم..
هر چند باید تلاش بی وقفه انجام داد چون این باورهای احساس گناه به مرور زمان در ذهن ما جا خوش کرده و نشسته و مثل بتُون در ذهن مان چسبیده پس نمی توان یک شبه از بین بروند فقط باید آنقدر تمرین کنیم که تبدیل به باورمون شود که این باورهای سمی و محدود کننده رو از بین ببریم..
مثلاً من از میان یک عالمه احساس گناه و عذاب وجدان های زیاد در رنج بسر بردم و سدی برای دریافت نعمت هایم بوجود آورده بودم. . مثلاً یکیش .فوت مادر نازنینم بود چون در سلامت کامل یهویی به رحمت خدا رفت .که همیشه عذاب وجدان داشتم که چرا در اون زمانی که من احساس می کردم سالم هستش توجه ی بیشتری بهش نداشتم و یا بیشتر بهش محبت نکردم قدردانی نبودم تا قوت قلب بگیره و انگیزه ی زندگی کردن رو پیدا می کرد . با اینکه هنوز هم در اعماق قلبم احساس غم می کنم ولی خیلی خیلی روی خودم کار کردم و بر این باور هستم که من مقصر فوت مادرم نبودم چون من از ایجاد هر تغییری در زندگی دیگران چه مثبت و چه منفی ناتوانم که البته باید بیشتر در این زمینه روی باورهای درست و مناسبم کار کنم ..
البته این موضوع ..عزت نفس خیلی خیلی بنیادین و ریشه ای است و نیاز به تکامل و زمان بیشتری دارد
ممنون و سپاسگذارم استاد عزیزم که با دیدن این فایل ها و صحبت های ریشه یابی تون من رو آگاه کردید ولی باید تلاش و تمرین بیشتری رو انجام دهم ..
و اینو خودم کاملا درک کردم چون بعد از چند سال هنوز این ضعف ها در من خشکیده نشده تا بتونم درهای زندگی ام رو به روی نعمت ها و فرصت ها ی بیشتر و الهام و شهود و هدایت های الهی ام بگشایم البته به همان اندازه ای که روی خودم کار کردم به همان اندازه هم توانستم نعمت های الهی رو دریافت کنم ..
ممنون و سپاسگذارم
خدایاا شکرت که امروز هم توانستم قسمت دوم از فصل اول سفرنامه ام رو اینجا کامنت کنم و روی خودم کار کنم و باید بصورت تکاملی تر و سنجیده تر برای خودم حل این مسایل رو ساده کنم
خدایااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو آری می جوییم
خدایاا ممنون و سپاسگذارم
IN GOD WE TRUST
سلام بہ استاد عباسمنش عزیز و درود بر خانم شایستہ عزیز کہ بہ خوبی و عالی فایلھا رو دستہ بندی و با نظم برای ھدایت من و دوستان درکنار ھم قرار دادند ۔۔از تلاش شما سپاسگزارم
من نزدیک بہ یک ماہ ھست ھر روزفایلھای سایت رو گوش میکنم ۔۔روی اسپیکر توی خونہ پخش میشہ طوری کہ بچہ ھام و شوھرم خواہ ناخواہ گوش میکنند ۔جوری کہ بچہ ھام یہ جوری انس گرفتند بہ شنیدن فایلھا و یہ عادتی شدہ در خونہ ما ۔۔خونہ ما تلویزیون بیشتر اوقات خاموش ھست و ھر کسی کار خودش انجام میدہ درحالی کہ طنین صدای شما و رھنمودھای شما درفضای خونہ ما پیچیدہ و ما ھنگام انجام کارھای روزمرہ بہ فایلھای شما گوش میکنیم
دو روزی ھست کہ تصمیم گرفتم دفتری برداشتہ ام و ھر روز فایلھای روز شما تحول زندگی ام را دنبال میکنم و نکتہ ھا را خط بہ خط در دفترم می نویسم ۔۔شاید فایل ظلم بہ خود چندین بار قبل از این گوش کردم ولی امروز جور دیگہ ای شنیدم و بہ قول استاد احساس کردم نکتہ ھای امروز گرفتم کہ دفعات قبل نگرفتم ۔۔
در این فایل آموختم کہ من با رفتارم و باورھایم انتخاب میکنم چہ فرکانسی بفرستم و در چہ مداری قرار بگیرم اگر رفتار و باور من از بدی و ناامیدی و گلہ و شکایت باشہ بر مداری قرار میگیرم کہ از ھمین جنس فرکانس بر زندگی من وارد شود و من اینگونہ بہ خود ظلم میکنم و این انتخاب من ھست ۔۔و در مقابل اگر رفتار و باور من و فرکانسی کہ میفرستم بر اساس خیر و خوشی و شادی و حال خوب باشد بر مدار خوشی قرار میگیرم و از ھمین جنس برای خودم فرکانس دریافت میکنم
و من این قانون را در این یکماہ بہ وضوح در زندگیم دیدم ۔۔اتفاقات خوبی کہ برام افتاد و نشانہ ھای کہ می بینم بہ من این نوید را می دھد کہ مدار خوبی را وارد شدم و من خدا را شاکرم
ھیچ کس نمیتواند با دعا و شفاعت مسیر زندگی منو تغییر بدہ۔این خود من ھستم کہ بہ خودم کمک میکنم کہ مورد رحمت خدا باشم یا نباشم
کسی کہ خوبی میکنہ سیستم ھمان جنس بھش برمیگردونہ یہ ضربہ المثلئ ھست میگہ تو خوبی کن در دجلہ انداز کہ ایزد در بیابانت دھد باز
در سیستم ھستی واکنش و پاسخ بہ رفتار و افکار وباور ما دادہ میشہ و این ما ھستیم کہ انتخاب میکنیم چہ پاسخی باشہ
قوانین با حرف کسی یا دعای کسی برای دیگری تغییر نمیکنہ چون قوانین تابع فرکانس ھستند
از کسی کہ در مدار اشتباہ ھست دور شوید و تلاش برای کمک بہ او نکنید چون او با افکارشو باورھاش این مدار انتخاب کردہ
کسی بہ ما ظلم نمیکند این خودمان ھستیم کہ با باورھای مثل کمبود و فقر و حس بد و احساس گناہ و سرزنش خود فرکانس اشتباہ میفرستیم و در مدار اشتباہ قرار میگیریم و در مدار فقر و ناامیدی وکمبود قرار میگیریم و از این جنس برای ما ارسال میشہ
در آیہ 97 سورہ نسا اشارہ بہ مھاجرت کردہ ۔۔یک سری فرکانس ھا جمعی ھستند و بر اساس این فرکانس ھای جمعی کہ دریک شھر یا محل زندگی وجود دارد بر زندگی ما تاثیر گذار ھست با دور شدن و مھاجرت از آن مکان بہ مکان دیگر تاثیر متفاوتی در زندگی ما خواھد گذاشت ۔۔ھمانطور کہ میتونیم ببینیم کہ زندگی مردم شھر با شھر با ھم متفاوت ھست و این فرکانس مشترک گاھی در خلق و خوی یا نحوہ زندگی یا پوشش یا باورھای مردم اون شھر می تونیم ببینیم پس گاھی لازم ھست برای تغییر فرکانس و وارد مدار جدید شدن در زمینہ رشد وپیشرفتمان مھاجرت کنیم و این جا بہ جای انجام بدھیم ۔۔
بسم الله الرحمن الرحیم
این جلسه دوم هست از فصل اول که هدایت شدم اومدم اینجا و دونه دونه فایلها را ببینم و ایمانم قوی تر بشه
میخواهم به امید خدا جلسه ها را به ترتیب ادامه دهم
استاد آیات قرآن که برامون خواندی چقدر عالی توضیح دادید
خیلی حالم خوب شد
ما فقط توانایی خلق زندگی خودمون را داریم نه هیچ شخص دیگر
آیه ای که گفته شد اگر جایی بهتون ظلم میشه مقصر خودتون هستید خداوند گفته مظلوم نباشید و زمین من پهناور هست مهاجرت کنید
خدایا من هم میخواهم مهاجرت کنم یاری ام کن
در پناه الله یکتا باشید
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم
وقتی من در هر مداری قرار میگیرم، از همون جنس اتفاقات وارد زندگیت میشه
این من هستم که مدارمو با افکار و باورهام به وجود میآرم نه شخص دیگهای…
هیچ کسی قدرت ظلم کردن بمن رو نداره اگر خودم این قدرت رو بهش ندم
کسی به من ظلم نمیکنه خودم با افکارم و ترسم و نگرانیهام خودم رو در مدار جذب بلا و مصیبت قرار میدم
و اگر ورودی مناسب به خودم بدم و باورهای قدرتمند کننده بسازم در مداری قرار میگیرم که خوشبختی و عشق وثروت ،سلامتی و احترام هست، من هدایت میشم به جایی که همه چیز از قبل درست هست.
من فقط میتونم خودمو خوشبخت یا بد بخت کنم.
این سایت که هست ، این آموزش های ناب که وجود دارن، استاد عباس منش عزیزم با سخاوتمندی تمام این فایل های دانلودی رو که دراختیار ما قرار دادند، منم که میدونم جهانم ، تجربیاتم ،بازتابی از باورهامه ، پس چرا با تمرکز بسیار بالا نشینم و متعهدانه تر از گذشته رو خودم کار نکنم؟
حتما اینکارو میکنم ، جهادی اکبر راه میندازم و باز به مدت سه ماه خودمو میبندم به این آگاهی ها و تمام توجهم و میذارم رو درک بهتر قوانین
من میخوام اتفاقات زیبایی رو تجربه کنم من میخوام چرخ زندگیم روانتر بچرخه ، من میخوام از این فرصت کوتاه زیستن نهایت بهره رو ببرم و قوانین ثابت جهان هستی رو درک کنم تا توحیدی تر زندگی کنم
میخوام هر لحظه رفتارمو با قوانین خداوند منطبق کنم و به شیوه ی قوانین زندگی کنم تا هم در دنیا و هم درآخرت ،سعادتمند باشم .
خدایا منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی ….
بنام خدا
سلام.
روز دوم از روز شمار تحول زندگی من .
خداروشکر میکنم که هدایت شدم به این سفرنامه . انصافاً تفاوتی نمیکنه با دوره هایی که خریداری کردم و شاید با جدیت بیشتری دارم این سفرنامه رو دنبال میکنم و به آگاهی هاش عمل میکنم و سعی دارم هر جلسه ردپا جا بزارم .
داستان دعا کردن برای دیگران.
خداروشکر که در مدار شنیدن و دریافت این آگاهی هستم.با این آگاهی های هر روز روزشمار تحول زندگی به لطف رب و استاد عزیزم ذهنم رو مرتب میکنم .هر روز چندین آگاهی ناب و خالص ..با این فایل فهمیدم اثر دعا کردن و خیرخواهی برای دیگران رو…اینکه اگر تمام دنیا برای من دعای خیر یا حتی برعکس کنن تاثیری نداره چون جهان و خداوند یه سیستمه که حس دلسوزی یا هر حس دیگه ای نداره و به عبارتی احساسات انسانی نداره و هیچ پارتی بازی هم نداره.فهمیدم که هرچقدر دعا برای دیگران کنم با هر احساسی که مهمه با چه احساسی..یعنی وقتی من برا شفای بیمار با حالت زاری دعا میکنم نه تنها تاثیری به حال اون نداره بلکه طبق قانون به خودم برمیگرده و چون جنس این مدل دعا منفیه و از آنجا که حال بد اتفاقات بد رو میاره باید منتظر اتفاقات بد برای خودم باشم.یه کم بیشتر بازش کنم اینکه با دونستن این قانون دیگه نیازی نیست به حال کسی غصه بخوریم که چرا تو مدار پایینه و اتفاقات بد براش میفته .چرا که تمام نتیجه فرکانسهای خودشه و ما نمیتونم تاثیری بر فرکانساش بزاریم و از طرفی دیگه وقت خودمونو و توجه خودمونو فقط روی فرکانس های خودمون میزاریم و بازهم بیشتر بازش کنم سرمونو از تو زندگی مردم میاریم بیرون و فقط روی خودمون و باورهامون کار میکنیم.و از طرفی با دونستن این قانون وقتی هم دعای خیری برا کسی میکنیم با قلبمون به زبونمون قدرت بدیم که با قدرت بیشتری به زندگی خودمون برگرده.
ظلم به خود:
من وقتی به کسی به اذعان خودم ظلم کنم به شکل های گوناگون مثلا به زیر دستم به بهانه انتقام به خاطر فلان مسئله مرخصی ندم در واقع به خودم ظلم کردم و فرکانس منفی این کار(انتقام) به خودم برمیگرده و چه بسا اون نفر از اون ظلمی که من در حقش کردم به عنوان یه تضاد در زندگیش استفاده کنه و باعث خیر و برکت براش بشه.چنانکه من در کامنت روز اول نوشتم که بخاطر تضاد عاطفی اول دوره ارزش تضاد رو گرفتم بعد عزت نفس و بعد دوازده قدم رو شروع کردم و اوایل خودم و اطرافیان با اتفاق نظر میگفتیم در حق من ظلم شده ومن به شدت احساس قربانی شدن میکردم ولی امروز با شنیدن این آگاهی فهمیدم که اون بنده خدا به شدت به خودش ظلم کرده و برای من جز خیر و خوبی و آرامش چیزی نداشته و باعث شد که من به خودشناسی و خداشناسی برسم و به احساس خوب دائمی وهرروز مدارم بالاتر میره و عزت نفسم هم بسیار خوب شده.
یادمه بعضی وقتا یه دوستانی هستن که از کلمه ستم اینجوری استفاده میکنن که میگن ستمه اگر 200 میلیون بدی پرایدی که ده میلیونم ارزش نداره.
هر روز ذهنمو پاکسازی تر و مرتب تر میکنم.هر روز ورودی های بهتری به ذهنم میدم.این مسائلی که استاد درموردشون صحبت می کنه جواب بسیاری سوالات تو ذهن منه و با دریافت جوابشون ذهنم آروم میشه و مدارم بالاتر میره.
بازم خداروشکر میکنم.این ردپا رو برای خودم به جا میزارم و مطمئنم بعد از پایان فصل اول سفرنامه برگردم و این کامنت رو بخونم تغییرات رو احساس خواهم کرد.
فعلا تا روز سوم خدانگهدار.