«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
در این فایل بیدارکننده، استاد عباسمنش با استناد به آیات صریح و محکم قرآن کریم، پرده از قوانینی برمیدارند که درک عمیق آنها، نگاه ما را به مفهوم ظالم و مظلوم، عدالت خداوند، شفاعت و مهمترین مسئولیت شخصی در زندگی، بهکلی دگرگون میسازد.
نخستین اصلی که در این مبحث تشریح میشود، کارکرد سیستمی و آینهوار جهان هستی در قبال دعا و نیایش است. هنگامی که شما برای دیگران دعای خیر، سلامتی یا خوشبختی میکنید، پیش از آنکه این انرژی به آنها برسد، به خودتان بازمیگردد. جهان هستی دقیقاً مانند یک کوه عمل میکند؛ هر فریادی که بر آن بزنید، همان پژواک را به سوی شما بازمیگرداند. اگر برای کسی طلب سعادت کنید، خودتان سعادتمند میشوید و اگر آرزوی بدی برای کسی داشته باشید، آن انرژی منفی گریبان خودتان را میگیرد. در واقع، خداوند یک سیستم است که به فرکانسها و نیات شما پاسخ میدهد و همان ها را در زندگی شما بازتاب می دهد. خداوند مانند انسانها دچار احساسات لحظهای نمی شود. خداوند یک سیستم ثابت و تغییرناپذیر است که هر کس در هر مداری قرار داشته باشد، بازخوردی متناسب با همان مدار را دریافت میکند. اگر کسی در مدار درست و فرکانس مثبت باشد، حتی اگر شما برایش دعا نکنید، او خیر و برکت را دریافت خواهد کرد، و اگر در مدار نادرست باشد، دعای شما تأثیری در تغییر بنیادین سرنوشت او نخواهد داشت؛ بنابراین، دعا کردن برای دیگران، در حقیقت ابزاری برای تنظیم فرکانس خودمان و دعوت خیر و برکت به زندگی شخصی ماست.
مبحث بسیار مهم دیگری که در این آموزش با تکیه بر آیات متعدد قرآن (از جمله سوره توبه و نساء) بازگشایی میشود، مسئله عدم تأثیر استغفار دیگران برای فردی است که خود در مدار شرک و نفاق قرار دارد. استاد عباسمنش با صراحت بیان میکنند که در سیستم الهی، چیزی به نام “پارتیبازی” یا “شفاعت بدون تغییر باور” وجود ندارد. حتی اگر پیامبر خدا (ص) برای کسی که ایمان ندارد و در مدار فسق است، هفتاد بار استغفار کند، خداوند او را نخواهد بخشید. این موضوع نشاندهنده عدالت مطلق خداوند و اهمیت مسئولیت شخصی است. هر فردی نتیجه اعمال و فرکانسهای خودش را میگیرد و هیچکس نمیتواند بار گناه دیگری را به دوش بکشد یا با اعتبار خود، کسی را که نمیخواهد تغییر کند، نجات دهد. داستان حضرت ابراهیم (ع) و پدرش (عمویش) آزر نیز گواهی بر این حقیقت است؛ وقتی ابراهیم متوجه شد که او دشمن خداست و در مدار هدایت نیست، از او بیزاری جست و راهش را جدا کرد.
این درس بزرگ به ما میآموزد که ما توانایی تغییر دیگران را نداریم و دلسوزیهای بیجا برای کسانی که خودشان مسیر نادرست را انتخاب کردهاند، نهتنها به آنها کمکی نمیکند، بلکه میتواند ما را نیز از مدار درست خارج کند. تنها راه نجات، تغییر باورها و بازگشت خالصانه خودِ فرد به سوی منبع لایزال الهی است.
یکی از عمیقترین و شاید تکاندهندهترین بخشهای این آموزش، بازتعریف مفهوم “حقالناس” و “ظلم” از دیدگاه قرآن و قوانین کیهانی است. برخلاف باور عمومی که تصور میشود انسانها قدرت دارند زندگی یکدیگر را نابود کنند یا مانع خوشبختی هم شوند، قرآن کریم با آیاتی روشن (مانند داستان حضرت موسی و آیات سوره نساء) تأکید میکند که هر ظلمی که انسان مرتکب میشود، در حقیقت “ظلم به نفس” است. وقتی حضرت موسی (ع) ناخواسته باعث مرگ کسی شد، فرمود: “رَبِّ إِنِّی ظَلَمتُ نَفسِی” (پروردگارا من به خودم ستم کردم). این دیدگاه توحیدی بیانگر آن است که اگر شما در مدار درست باشید، به خداوند ایمان داشته باشید و به منبع قدرت متصل بمانید، هیچ عامل بیرونی، هیچ انسانی و هیچ حکومتی نمیتواند به شما آسیب بزند یا حق شما را ضایع کند.
اگر کسی مورد ظلم قرار میگیرد، به این دلیل است که خود را در جایگاه ضعف (استضعاف) قرار داده و با باورهای شرکآلود، به دیگران قدرت تسلط داده است. در جهان توحیدی، قربانی وجود ندارد؛ هرکس خالق شرایط زندگی خویش است. باور به اینکه “دیگران میتوانند مرا بدبخت کنند” شرک است، زیرا قدرتی را که مختص خداوند است، به غیرخدا نسبت دادهایم.
در ادامه، استاد عباسمنش با استناد به آیات سوره نساء، بهانهتراشی افرادی را که خود را “مستضعف” مینامند، مردود میشمارند. قرآن میفرماید کسانی که میگویند “ما در زمین مستضعف بودیم”، جایگاهشان دوزخ است، زیرا زمین خداوند پهناور است و راه برای هجرت و تغییر همیشه باز است. ماندن در شرایط ذلتبار و پذیرش ظلم، نشانهی بیایمانی است، نه مظلومیت. انسان موحد میداند که اگر در محیطی شرایط رشد فراهم نیست، باید حرکت کند، باید مدارش را تغییر دهد و یقین داشته باشد که خداوند رزق و عزت او را در جای دیگر تأمین خواهد کرد. این نگرش، قدرت را تماموکمال به خود فرد بازمیگرداند و او را از حالت انفعال خارج میکند.
همچنین در روز قیامت، حتی شیطان نیز مسئولیت گمراهی انسانها را نمیپذیرد و صراحتاً میگوید: “من فقط شما را دعوت کردم و شما خودتان پذیرفتید؛ پس مرا سرزنش نکنید، بلکه خودتان را سرزنش کنید.” این اتمام حجت نهایی است که نشان میدهد هیچ عاملی بیرون از درون ما، بر زندگی ما مسلط نیست. شیطان، جامعه، والدین و حکومت، تنها دعوتکننده هستند و این ما هستیم که با کانون توجه و باورهایمان، دعوت آنها را اجابت میکنیم.
در نهایت، پیام اصلی این فایل، دعوت به یکتاپرستی عملی است. اصلی که عمل به آن، خوشبختی ما را هم در دنیا و هم در آخرت تضمین می کند.
استاد عباسمنش تأکید دارند که قرآن کتابی روشن و مبین است که برای هدایت همگان نازل شده و نباید منتظر تفسیرهای پیچیده دیگران ماند. درک قوانین جهان هستی نیازمند تفکر، تعقل و پرهیز از تقلید کورکورانه است. وقتی ما میپذیریم که خداوند تنها قدرت مطلق جهان است و سیستم جهان بر پایه فرکانس عمل میکند، دیگر از کسی نمیترسیم، کینه به دل نمیگیریم و نگران ضایع شدن حقمان توسط دیگران نیستیم، زیرا میدانیم که حق و عدالت در دستان فرکانسهای خود ماست. این نگاه، آرامش، اطمینان و شجاعتی بینظیر به انسان میبخشد تا عزت نفس خود را به گونه ای بسازد که بتواند مسئولیت تمام زندگیاش را بپذیرد و با تکیه بر خداوند، دنیایی سرشار از عزت، ثروت و سعادت را برای خود خلق کند، چرا که خداوند هرگز به بندگانش ستم نمیکند، بلکه این مردم هستند که با باورهای غلط، به خویشتن ستم روا میدارند.
عمل به آگاهی های دوره احساس لیاقت، تمامی این باورهای محدودکننده را با باورهای قدرتمندکننده و توحیدی جایگزین می کند و این تغییر در باورها، درهایی از نعمت و برکت را به زندگی شما می گشاید.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن472MB41 دقیقه
- فایل صوتی «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن38MB41 دقیقه














به نام هدایتگر
سلام به استاد عزیز و هم خانواده ای های عزیزم
در این آیات نوح خطاب به قومش اینطور میگه:
وَلَا یَنفَعُکُمۡ نُصۡحِیٓ إِنۡ أَرَدتُّ أَنۡ أَنصَحَ لَکُمۡ إِن کَانَ ٱللَّهُ یُرِیدُ أَن یُغۡوِیَکُمۡۚ هُوَ رَبُّکُمۡ وَإِلَیۡهِ تُرۡجَعُونَ (34هود)
خیر خواهی من سودی به حال شما ندارد، اگر من بخواهم شما را اندرز دهم و خدا بخواهد شما را در گمراهى بگذارد، [کارى از دستِ من ساخته نیست؛ زیرا] او پروردگار شماست و به سوى او بازگردانده خواهید شد.
أَمۡ یَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُۖ قُلۡ إِنِ ٱفۡتَرَیۡتُهُۥ فَعَلَیَّ إِجۡرَامِی وَأَنَا۠ بَرِیٓءٞ مِّمَّا تُجۡرِمُونَ (35 هود)
[اى پیامبر] آیا [قوم تو] میگویند: این [قرآن] را به دروغ از پیش خود بافته است؟ بگو: اگر آن را به دروغ بربافته ام، پس خطای من بر عهده خودِ من است و من از خطایی که شما میکنید، برکنارم.
نوحی که پیامبر بوده و مقرب و آبرومند در نزد خداوند به روشنی میگه من هم هیچ تاثیری در زندگی شما( قومی که برای هدایت اونها مبعوث شده) ندارم.
حالا بعضی از ما(از جمله خود من) شدیم کاسه داغ تر از آش!!!
یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم….
ای کسانی که ایمان آورده آید شما فقط مسئول خودتان هستید ….
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَیْهَا ۗ وَمَا رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ
هر کس کار نیکی کند به نفع خود و هر که بد کند بر ضرر خویش کرده است و خدا هیچ بر بندگان ستم نخواهد کرد.
قُلْ إِنِّی لَا أَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا.
و باز بگو: من مالک و قادر بر خیر و شرّ شما نیستم.
قُلْ إِنِّی لَنْ یُجِیرَنِی مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا
باز بگو که (اگر خدا بر من قهر و غضب کند) ابدا کسی مرا از (قهر) خدا در پناه نتواند گرفت و به غیر او هیچ گریز گاهی هرگز نخواهم یافت.
أَأَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَهً إِنْ یُرِدْنِ الرَّحْمَٰنُ بِضُرٍّ لَا تُغْنِ عَنِّی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا وَلَا یُنْقِذُونِ
آیا من به جای آن خدای آفریننده یکتا خدایانی را معبود خود گیرم که اگر آن خدای رحمن بخواهد به من رنج و زیانی رسد هیچ شفاعت آن خدایان از من دفع زیان نکرده و نجاتم نتوانند داد؟
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَیْهَا ۖ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ
هر کس کار نیک کند به نفع خود و هر که بد کند به زیان خویش کرده است، آن گاه (برای پاداش نیک و بد) به سوی خدای خود بازگردانیده میشوید.
إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ ۖ وَإِنْ تَکُ حَسَنَهً یُضَاعِفْهَا وَیُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِیمًا
خداوند به مقدار ذرّهای به کسی ستم نکند، و اگر عمل نیکی باشد زیاد گرداند و (به نیکان) جانب خود مزدی بزرگ عطا کند.
وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ
و آنچه از رنج و مصائب به شما میرسد همه از دست (اعمال زشت) خود شماست در صورتی که خدا بسیاری از اعمال بد را عفو میکند.
قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَکُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ ۖ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا ۖ وَمَا أَنَا عَلَیْکُمْ بِوَکِیلٍ
بگو: ای مردم به حقیقت (کتاب و رسول) حق از جانب خدایتان برای شما آمد، پس هر کس هدایت یافت نفعش بر خود اوست و هر کس به راه گمراهی شتافت زیانش بر خود اوست و من نگهبان شما (از مؤاخذه خدا) نیستم.
به نام حیِ حاضر
سلام به استاد مومن و خانم شایسته عزیز
شما مصداق کامل والسابقون السابقون هستید.
استاد عزیزم چیزی که مینویسم از دو روز پیش شروع شد.
اتفاقی که افتاد خوشایند نبود و من پر از کینه و نفرت و خشم بودم نسبت به همه اون آدم ها. اولش فکر میکرد که خب چیزی نیست من میتونم کنار بیام با این موضوع ولی بعد از دو هفته که از خداوند هدایت خواستم که بهم بگه چکار کنم چنان فشار و پیچیدگی در قلبم احساس کردم که فهمیدم من کینه به دل گرفتم من انبار نفرت و خشم شدم.
داستان از اینجا شروع میشه:
بعد طبق معمول همیشه رفتم سراغ بخشش ، رفتم سراغ یادآوری قانون که اگر نبخشم و کینه به دل بگیرم اونها موفق میشن و من شکست میخورم. و تمام آنچه رو که قبلاً روش کار میکردم رو کار کردم. و دیدم این احساس هنوز توی قلبم هست!!!!!
روی هر باور دیگه ایی هم کار میکردم جواب نمیداد.
تا اینکه هدایت شدم به عقل کل و به کامنت یکی از بچه ها که مضمونش این بود:
اصلا بخششی لازم نیست. یعنی اگر که من فکر کنم دیگری فلان بلا رو سر من آورده ولی من میبخشمش این یعنی دیگری اینقدر قدرت داشته که در زندگی من تاثیر بذاره ( چه مثبت / چه منفی) این یعنی نقض تمام قوانین جهان. اگر بلایی سرم اومده فقط و فقط مقصر اصلی خودمم چون من فرکانسش رو فرستادم.
و بااین کامنت که از دوست عزیزم جناب محمدرضا مرادی بود به این نتیجه رسیدم که :
من تمام عمرم راه رو اشتباه رفتم . تمام عمرم انگشت اتهام به سمت دیگران داشتم و خودم رو قربانی میکردم بدون اینکه اصلا بدونم !!! یعنی من بارها و بارها جلسه دوم عزت نفس رو گوش دادم و فکر میکردم که فهمیدمش ولی امروز متوجه شدم اینقدر این باور ظریف و نادیدنی هست که تا همین الانش من خودمو قربانی میدونستم ولی شیطان اعمالم و طرز تفکر رو در نظرم آراسته جلو میداد !!!
من فهمیدم هر بلایی که سرم اومد، هر اتفاق ناخوشایند ، هر بدبختی ، هر بار که به اهدافم نرسیدم ، هر رفتاری که با من شده و …… ساخته ی خودم و پاسخ جهان به فرکانس های خودمه و دیگران در زندگی من بی تقصیرن و به تاثیرن.
آرام شدم . من این مزرعه رو به نابودی کشوندم خودم هم میتونم درستش کنم . دنیای من که مزرعه آخرت منه به دست خودم نابود شد ولی خودم میتونم بسازمش.
اولین کارم هم کنترل ذهن و کار کردن روی باورهای دوره عزت نفس هست. استاد من دو سه ساله که دارم روی این دوره کار میکنم با انجام تمرینات ولی هربار یک گوشه دیگه از خودم رو کشف میکنم و هر بار بیشتر به قانون ایمان میارم.
اینها بخشی از یادداشت های منه:
احساس گناه باعث میشه بخوام از خودم بکنم بدم یه دیگران ، باعث میشه دیگران رو در الویت قرار بدم و خودم رو نادیده بگیرم ، باعث میشه هی بخوام دیگران رو راضی کنم، تایید طلب باشم ، بخوام دیگران از دستم راضی باشن!!!
احساس گناه میگه من در زندگی دیگران موثر هستم پس من میتونم بهشون ضربه بزنم یا بهشون خیر برسونم . در یک کلام قدرت بدبخت کردم یا خوشبخت کردن دیگران رو دارم و حالا من با این قدرت اومدم کاری کردم که دیگری بدبخت شده ( قربانی من / اشتباهات من شده) حالا من باید براش “جبران” کنم و من ” مدیون” فلانی هستم !!!!!! پس شروع میکنم به تایید طلبی و راضی کردن دیگران ! از خودم از خوشبختی و راحتی خودم میزنم برای دیگران و اینجا سرآغاز فلاکت و بدبختی هاست!
احساس قربانی شدن دقیقا عکس این قضیه اس. طرف دیگه ی ماجراست. دیگران در زندگی من تاثیر گذارن و خوشبختی و بدبختی من به دست دیگری یا دیگران هست پس اون باید کاری کنه ، اون باید رضایت بده تا اتفاق خوبی برام بیوفته ، یا اتفاق بدی برام نیوفته! چون دیگری در زندگی من تاثیرگذار هست ( تصمیماتش ، اشتباهاتش ، رفتارش ، اعمالش و ….)
هر دوی اینها شرک هست .
به قول خانم شایسته تا وقتی این دوتا باور خانمانسوز و سمی در برنامه ذهنی من داره اجرا میشه من هرگز به سمت خوشبختی ها و نعمت ها و در یک کلام خواسته هام راهی ندارم . و این حقیقت محضه
خدایا بی نهایت سپاسگزارم که منو هدایت کردی به این آگاهی ها.
هر آنچه که در زندگی من بر سرم اومد چه خوب. و چه بد ساخته ی فرکانس های خودمه، پاسخ جهان به فرکانس های منه. چون جهان بیرون من آینه جهان درون من هست.
همین تمایل به قربانی شدن باعث میشه آدم کینه به دل بگیره ، متنفر بشه از دیگران یا حسرت بخوره و افسرده بشه. همه ی اینها به قول قرآن کاره شیطانه که روابط بین انسانها رو تیره و تار میکنه.
اگر بدونیم که احساس گناه و تمایل به قربانی شدن چه بلاهایی سرمون میاره آب دستمونه میداریم زمین میریم سراغش تا درستش کنیم.
به قول خانم شایسته این باورها خانمانسوز و ویرانگر هستن .
و البته مطالعه آیات ظلم در قرآن و کنار هم گذاشتن این آیات خیلی به من کمک کرد تا بفهمم منم که دارم راه رو اشتباه میرم دیگری مقصر نیست.
رب بی نهایت من، منو به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه راه کسانی که بر آنان غضب کردی و نه گمراهان.
سپاسگزار خداوندی هستم که منو هدایت کرد.
سپاسگزارم استاد و خانم شایسته عزیز
سپاسگزار دوستانم هستم که کامنت هاشون فوق العاده اس.
در پناه قدرت مطلق جهان باشیم.
به نام خداوند هدایتگر
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و همه ی همسفرهای عزیزم
روز چهل و سوم سفرنامه
وَ مَآ أَصَٰبَکُم مِّن مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُواْ عَن کَثِیرٍ. و هر مصیبتی که به شما برسی از کار و کردار خودتان است و او از بسیاری در میگذرد. سوره شوریٰ آیه سی
نوع پاسخ سیستم رو فرکانس های من تعیین میکنه . اگر من فرکانس یک مظلوم و قربانی رو به جهان بفرستم جهان منو در شرایط و موقیعت هایی قرار میده و با انسان هایی هم فرکانس میکنه که و ظالم هستند و این نه ظلم و جبر سیستم بلکه پاسخ به درخواست من هست.
کفار و مشرکان راه پیشینیان و پدرانشون رو ادامه دادن و به همون سنت ها و رسوم گذشتگان پایبند بودن و سرانجام همشون بدون استثنا عذاب بود . حالا اگر من هم فکر کنم یه نفر منو بدبخت کرد یا میتونه منو بدبخت کنه یا اینکه من کسی رو بدبخت کردم یا قدرت اینو دارم که کسی رو بدبخت کنم و به حرف های بی اساس جامعه گوش بدم و عمل کنم بهش پس سرانجام من هم همون عذاب الیم هست.
تا وقتی من ظلم کسی رو نپذیرم هرگز ظلمی دریافت نمیکنم . تا وقتی از کسی نترسم هرگز تحت سلطه ی کسی قرار نمیگیرم. پس باز هم تمام این رفتارها ریشه ایی در درون من داره. جهان بیرون تجسم فیزیکی باورهای منه وقتی باورم تغییر کنه تمام اتفاقات و شرایط بیرونی هم تغییر میکنه و حتی آدم ها هم تغییر میکنن.
خدایا شکرت
به نام خداوند هدایتگر خداوندی که از رگ گردن به همه ی ما نزدیکتره
سلام به استاد و خانم شایسته عزیز و همه ی هم سفرهای عزیزم
روز دوم سفرنامه
خداوند برای ما تصمیم نمیگیره خداوند به زندگی ما جهت نمیده بلکه خداوند به فرکانس ها و کانون توجه ما پاسخ میده
این جهان کوه است و فعل ما ندا/ سوی ما آید نداها را نوا
ما مسئول خودمون مسئول اعمال، رفتار و گفتار خودمونیم و حتی آمرزش شخصی مثل پیامبر هم فایده ایی برای ما نداره . رابطه ی ما با خداوند بی واسطه و بی وقفه است و هر تصوری غیر از این از شرک نشأت میگیره حتی شیطان رجیم هم که مدام نجوا میکنه در ذهنمون هم مسئولیت خطاها و گناهان ما رو به عهده نمیگیره ! و چقدر ما قدرتمندیم در برابر حتی شیطان برای اینکه ما از جنس خداییم.
ابراهیم برای آذر هیچ کاری نتونست انجام بده، محمد برای خویشاوندان مشرکش هیچ کاری نتونست انجام بده ، نوح برای کنعان نتونست کاری انجام بده و لوط برای همسرش اینها نشون میده که خودمون و تنها خودمون باید مراقب افکار و اعمالمون باشیم چون در نهایت ما هستیم که باید پاسخگو باشیم
کی ایمان آوردیم ؟ موقعی که رفتاری متفاوت داشته باشیم مثل مشرکان که میگفتن ایمان آوردیم ولی داوری پیامبر رو قبول نداشتن!!! نباشیم
تصویر بزرگتر رو دیدن یعنی ما جهان آخرت رو هم برای خودمون با فرکانس ها ومدارمون شکل میدیم
گناه و کار اشتباهمون تحت هر شرایطی به خودمون برمیگرده حتی اگه به ظاهر اونو بندازیم گردن یه نفر دیگه!
پیامبر ، پیامبر به دنیا نیومد بلکه مثل هر انسان دیگه ایی باورهاشو درست کرد تکاملش رو طی کرد و پیامبر شد برای همینه که مدام خداوند توی قران تکرار میکنه من هم بشری مانند شما هستم
ما قرآن را برای پند پذیری آسان کردیم آیا پند پذیری هست؟ ( سوره قمر) اصل تکامل در تمام کارها حتی فهمیدن قرآن هم وجود داره پس پیش بریم تا درک بهتری پیدا کنیم
حق الناس بزرگترین دروغ جامعه است که نسل در نسل به خوردمون دادن ! من به خودم ظلم میکنم و قدرت ظلم کردن به دیگری رو ندارم من فقط میتونم خودمو خوشبخت یا بدبخت کنم
اگر کسی در حق ما کاری انجام میده که به ما ضربه میزنه به جای ناله و نفرین و انتقام به دنبال اون باور شرک آلودیآلودی باشیم که باعث شده آسیب ببینیم . مظلوم ظالم رو به وجود میاره و حتی خداوند ظلم پذیری رو نمیپذیره مثلا سوره حج آیه ۳۹ و ۶۰ ، آیات ۳۶ تا ۴۳ سوره شوری و …
سوره ی نساء آیه ی ۹۷ ناب ترین آیه ایی که میشه باهاش باورها ساخت و ساعت ها بهش فکر کرد. فقط کسانی که ایمان دارن حرکت میکنن بدون تضمین بدون دورنما بدون نقشه راه و ابراهیم ، سلیمان و … الگوی کاملی هستن برای ساختن این ایمان
تصمیم من بعد از شنیدن این فایل: بیشتر تمرکز کنم روی خودم و باورهام تا اینکه دیگران رو سرزنش کنم یا مقصر بدونم
خدایا شکرت
به نام خداوند هدایتگر
درود بر شما دوست ارزشمندم
این موضوعی که مطرح کردید دقیقا مسئله ایی هست که من هم باهاش درگیرم!!!
این حقه ی شیطانه که همیشه میگه دیگه خیلی دیر شده، فرصت ها تموم شد، هیچ وقت نمی تونی به بقیه برسی چون اونا از تو خیلی بهترن!!(بت کردن دیگران)
با اینکه الان خیلی خوبم ولی احساس میکنم خیلی عقب افتادم از بقیه و دیگه نمیتونم موثر یا حتی موفق باشم.
این کامنت شما برای من یک نشانه بود که دست از قربانی کردن خودم در مورد شرایط. و زمان و سن بردارم و فقط تمرکزم رو بذارم روی خواسته ام.
در پناه قدرت مطلق جهان باشیم