اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
توی این چند وقتی که اینترنت قطع بود ،ما خونه خریدیدم ،اون فردی که ازش خونه خریدیم بساز بفروش هست مستقیم از خودش خریدیم و خب بالطبع ادم ثروتمندی هست .
ما برای این خونه باید طلاهامونو با ماشین می فروختیم (به خاطر طرز فکر همسرم ما باید یه سری چیزهارو بفروشیم تا یه سری چیزهارو بخریم)
یه طلافروشی هم هست که خیلی باهاش معامله می کنیم
و ادم جوانی هم هست و بسیار نجیب و منصف و خدا شناس که همیشه طلا رو به بالاترین قیمت میخره و با سود کم می فروشه
و من همیشه از ثروتمندانی که ادم های خوبی هستن میخوام الگو بیارم ایشون رو مثال می زنم .
صبح روز موعود من و خواهر شوهرم رفتیم طلاهارو دو جا قیمت کردیم
و غروب این صاحب خونه ما زنگ زد بیاید فلان جا بریم فلان طلافروشی تا طلاهارو قیمت کنیم من بردارم
اینو که همسرم گفت ،من باورهای مخربم اومد بالا گفتم که فلانی میخواد سر ما کلاه بزاره و طلاهارو ارزون از ما برداره ( اون بساز بفروش ثروتمند بود اون طلافروش هم ثروتمند بود و من بودم با باور اینکه ثروتمندا ادم های کلاه برداری هستن )
خلاصه رفتیم طلافروشی و اون طلافروش حدودا 16 میلیون طلای مارو کمتر از این طلافروش اشنا و منصف بر می داشت ،من یکم ناراحت شدم ولی خدایی اش خیلی رفتارهاشون خوب بود ،گفتن اشکالی نداره هر جا شما دوست دارید بریم بفروشیم
این باور مخرب من باعث یه گارد و یک ناراحتی شد ولی اونا خیلی خوب بود رفتارهاشون و بعدش خودم خجالت کشیدم و فهمیدم هنوز این باور درونم تغییر نکرده و حتی این صاحب خونه ما برای ماشین خیلی به ما فرصت داده تا ما با قیمت مناسب و بالاتری بفروشیم .
من برای اولین بار میخوام کامنت رواز اینجا شروع کنم که من 1سالی بیشتر که صدای استادعباس منش گوش میکنم ولی غیر قانونی چون من به این باورداشتمکه وقتی به پول رسیدم همه دوره هارو میخرم وجواب مالی خاصی نگرفتم ولی اینقدر خوب بود که به آرامش رسیدم و گفتم بایداز دانلودهای رایگان شروع کنم و1ماه که فایل های رایگان رودانلودکردم البته بدون سفرنامه هاوتازه دارم متوجه میشم که اصلا باور چیه
من درپس زمینه ای فکرم قبلاباورداشتم که
هرچی پولداره دزده
هرچی پولداره خسیسه
آگه یه پولداراخمو باشه میگم بداخلاقه
یاداخل شرکت که هستم میگم که صاحب شرکت پولوشه نمیدونه چطور خرج کنه الکی میدشون
گل وگیاه برای شرکت
یاصاحب شرکت به جای اینکه پول مارو بده یا حقوق مارو بیشترکنه هی شرکتشو وسعت میده
یافلانی که توچراینقدرجون میکنی میخوای چیکار
یافلانی ببین باموتورمیره سرکار پس ماشینو میخوای برای کی
یاخدانمیدونه پولو بی که بده
یا فلانی پولدداره ولی بچش باید کرایه نشینی کنه
یااگه طرف پولدارهم نباشه میگیم ببین فلانی هرچی در میاره میخوره
یا طرف ازداداشش پول گرفت پولوشه بهش نمیده
یا فلانی ازبغلمون هی رد میشه بلد نیست سلام کنه البته اینا دیگه میشه قضاوت کردن که باز همین هم اشتباهه
یاوقتی همه همکارام وقتی که میان سر کار اول کار
ازهمکاراشون میپرسن که خط تولید کارمیکنه اگه کارکنه میگه ای خدا یامیگه الان بایدکارکنیم یا میگه ای کاش نابودشه
اگه کارنکنه میگه خداروشکر دیگه نمیگه پس چطور حقوق هارو بدن
یا همکارام میگن آمریکا میاد همه چی رودرست میکنه که بله منتظر یک عامل بیرونین
یا باورداره ومیگه جنس هاگرونه وبه خرج نمیرسیم
یکی ازدوستام همش وام میگیره وباورداره که نمیرسه گوشی بخره
ولی یکی ازهمکارم میگه من خونه روپول گذاشتم کنار تاپول جمع بشه وخونه رو خریدم ماشینشو هم همین طورخرید ومیگه من همیشه به اندازه دوماه خرید توخونه دارم هیچوقت هم وام نگرفتم
خودمم امسال برای عید یه لباسشویی خریدم نقد 43میلیون
یاقبلابرای خرید کابینت آشپزخانه خونه هرسال یه تیکشو میخریدیم
2 سال پیش کولرپنجره ای هم پول داشتم ویکم ازدوستم گرفتم وخریدمش 40میلیون
ماشین هم سال 98خریدیم با3میلیون که ازبرادر خانمم گرفتم 43میلیون خریدیمش
من چیزی رو که لازم دارم میخرمش نه چیزی که کهنه شده یاازقدیمی سیرشده باشم
گوشی جی 7 هفت سال داشتمش وسال 1401یه a52خریدم باحقوق 4.5میلیونی 12 میلیون خریدمش یادم نیست ازکی پول گرفتم ولی هرچی که جنس خوبه که لازمش دارم میخرم
وبرای تغییر فرکانس هم واقعا اینو خودم بهش رسیدم که یه ساعت مچی دست بندقهوی وصحفه سفید شاید4سال پیش داشتم که خانمم خریده بود برام ولی الان تازه 1404/03/28 چون
جنگ بودنمیزاشتن که گوشی بیاریم سرکار برای همین مجبور شدم ساعت مچی روبزارم رودستم و باعث شد که من توجه کنم به ساعت وهمون زمان که برای یک ساعت مچی هم باید فرکانست عوض شه که بهش برسی والان دیگه همیشه رودستم خیلی هم دوستش دارم واقعا قشنگه خدایاشکرت برای این ساعت مچی
برای همون جنگ که تضادپیش اومده بود مجبورشدن نگبهان ها رواضافه کنن وکسی روبردن نگهبانی که هی نق میزد برای درسته برای چند روز بود ولی اون زمان که بردنشون برای نگهبانی که نمیدونستن که برای چند روز میخانشون یابعدش دیوارهای اصلی روبردن بالاتربرای امنیت بیشتر
حدود یک ماه پیش، یه همزمانی رخ داد که درک این باور رو برام قابل فهم تر کرد.
توی خیابون، یه آقایی روی ویلچر بود، و در همون چند ثانیه که من از دور میدیدم تا رد شم برم، از دو نفر دیگه که هم جهت با اون آقا بودن، درخواست کرد که میشه منو هل بدید؟
– یکیشون گفت: من دارم میپیچم توی این کوچه.
– دومی هم گفت: من پام (زانوم) مشکل داره و درد میکنه و نمیتونم.
من در جهت مخالف اون آقا بودم، دیگه رد شدم و رفتم، و متوجه نشدم چی کرد!
ولی همون لحظه یاد این ویلچرهایی افتادم که ماشین کوچولوئه و پشتش سبد خرید هم دارن، چند نفر سالمند دیده بودم توی خیابون که روی اون ها، اینور اونور میرن.
ثروت، همون ماشین کوچوله، (فکر کنم اسم اون ماشین کوچولوها، اصلا ویلچر نیست، اسمشونو نمیدونم)، خلاصه ثروت چیه؟ همون وسیله ی عالی و کاربردی. با خودم گفتم: ثروت اون آقاهه رو هل میداد!
آره ثروت تورو هل میده!
خدا اون آقاهه رو هل میداد، با ماشین کوچولو! با برکت و نعمت ثروت و ابزار و امکانات!
ثروت همون خداست که به کمکت میاد، تورو از آدم ها بی نیاز میکنه!
ثروت همون خداست، که به کمکت میاد، اقتدار و احترام و سربلندی بهت میبخشه!
توی قرآن هم آیه داریم: ما با مال و فرزندان یاری میکنیم!
(چندتا موضوع هست که میخواستم کامنت بزارم، هی منتظر بودم، فرصت زیاد داشته باشم همه رو یکجا بنویسم. گفتم کمالگرایی نباشه، الان همینقدر فرصت دارم، همین بخش فعلا بنویسم.)
نمیخوام وقفه بندازم تو افکاری که وقتی داشتم فایل رو نگاه میکردم تو ذهنم اومد، بخاطر همین مینویسم هر چی که میاد.
من تو حالت عادی وقت این فایل رو گوش میدادم میگفتم نه بابا من همیشه نظرم نسبت به ثروتمندا خوب بوده و هست و اینا، و آیا از نظر ثروت تو مدار خوبی هستم؟، نه؛ حداقل نیازهای الانم با ورودیهای مالیم هم خونی نداره و نیاز دارم تو دو ماه آینده یک سری خریدهایی داشته باشم که هی دارم فکر میکنم که چطوری این خریدها رو هندل کنم. گفتم بیام سایت و رسیدم به این فایل.
این دفعه نه اینکه فقط گوش کنم بلکه بهش فکر هم کردم بدون تعارف خودمو ارزیابی میکردم.
نظرم در مورد ثروتمندا باید بگم واقعا افتضاحه در حالی که تو حالت عادی وقتی این فایل رو گوش میدادم میگفتم نه بابا چرا باید ثروتمندا بد باشن
چندتا مورد تو ذهنم اومد که دیدم نه عزیزم تو مشکل داری تو خیلی گیر داری و باید بشینی با خودت این مشکل رو درست کنی
خواهر من و دوستش از نظر مالی، خوب تو وضعیت خوبی هستن طوری که پسانداز (فقط پولی) یکیش نزدیک سیصد هزار دلار و پسانداز اون یکی سی هزار دلار و این دوتا دوست باهم رفته بودن مسافرت و اینا شب برای برگشتن به هتل سوار تاکسی نشدن گفتن گرونه و منتظر اتوبوس شدن. وقتی خواهرم اینو تعریف کرد با خنده گفت، اما من این رو به هر کی تقریبا رسیدم تعریف کردم که توروخدا ببین این همه ثروت دارن باز دلشون نمیاد برای خودشون خرج کنن در حالی که هر دوتای اینا خیلیییی برای خودشون خرج میکنن خونهی خوب لباسهای خوب لوازم آرایشی بهداشتی خیلی خوب و کلی تو چشم هستن هردوتاشون؛ اما من انگار که چشم دیدن ثروت اونا رو نداشتم و هی این ماجرای تاکسی و اتوبوس رو برای همه تعریف میکردم که ثروتمندا خسیسن
این از این
مورد بعدی که ذهنم بهم یادم آورد
ثروتمندایی تو ایران هستن و جز افراد سیاسی و یا دولتی هستن که از نظر من ثروتشون از بدترین حالت ممکن بهشون رسیده و خودشون هم بسیار آدمهای منفی هستن و همیشه نظرم در مورد ثروتمندای ایرانی که خیلی ثروتمند هستن تو این گروه قرار میگرفت.
اینم از این
مورد بعدی که خیلی با همسرم در موردش حرف میزدیم
مدیر شرکتشون بود که خب آدم پولداری بود و این خیلیییی عجیب هر کاری میکرد تبدیل به پول میشد در حالی که برای افزایش حقوق کارمندانش اصلا رغبتی نشون نمیداد و اینکه تو شرکت با یک دختر که از دختر خودش کوچیکتر بود دوست شده بود و هی برای این دختر خریدهای خوب میکرد؛ و در نتیجه آدمهای پولدار آدم وفاداری نیستن و زندگی خوبی ندارن.
اینم از این
واااای خدایا ما این صحبتها رو هر روز هر روز و بارها و بارها تکرار میکردیم و غافل از اینکه به اونا ضربهای نمیزدیم و هر کاری میکردیم برای خودمون میکردیم و در نهایت رسیدم به اینجا که خدایا این دوماهی که جلوی رومون هست رو چطوری هندل کنیم.
و خدا میدونه چقدر در مورد بقیه ثروتمندان حرف میزدیم و الان یادم نمیاد ولی چیزی که مشخصه من باور خوبی در مورد ثروت و ثروتمندان ندارم. تمام
وقتی که فایل رو گوش میکردم این سه موردی که اومد توی ذهنم مثل پتک بود برام. جدای از اینکه ما غیبت میکنیم، یک ضربه از این سمت؛ و با این صحبتها داریم به باورمون و مدارمون رو میاریم پایین، یک ضربه هم از این سمت. یعنی از دو طرف ضرر برای خودمون
همینطوری که داشتم فایل رو گوش میدادم و میگفتم خدایا چطوری اینا رو شروع کنم به درست کردن؛ همون لحظه دختر دو سالم داشت با خودش بازی میکرد شروع کرد به گفتن جمله “خدا بزرگه”. بارها و بارها وبارها اینو گفت و اصلا نمیدونم کی این رو شنیده بود (چون ما خارج از کشور ساکن هستیم و اصلا تلویزیون ایران رو نداریم که بگم از اونجا یاد گرفته) و چطوری یهو تو این لحظه این رو گفت، نمیدونم نمیدونم اما شنیدن این حرف برای من اصلا نمیدونم با من چیکار کرد انگار موهبتی از طرف خدا بود که بهم میگفت تو توی هر حالتی و هر مداری که باشی خدا بزرگه و خدا کنارته و انگار که خود خدا دستشو به سمت من دراز کرد تا بلندم کنه.
خدایا کمکم کن خیلییی به کمکت احتیاج دارم من دوست دارم از این حالت بیام بیرون، من دوست دارم مدارم رو عوض کنم، من نیاز دارم به فضل و نعمت تو. خدایا کمکم کن ایاک نعبد و ایاک نستعین.
من هزار بار این جملات را شنیدم و خودم هنوزم میگم چرا استادم خیلی خسیس هست جلو همه تکرار و تکرار ک اینهمه پول در میاره حق کارگر رو نمیده یا دیر میده چقد بد حسابه
یا حتی غذا مثل آدم نمیخوره
جالبه من دارم ب خودم ضربه میزنم
اون همینطور داره ادامه میده هیچ اتفاقی براش نمیفته
چقد قشنگ قانون رو نشان میده ما تاثیری بر زندگی دیگران نداریم
فقط تاثیر رو زندگی خودمون داریم
بقول شما من علاوه بر غیبت و جذب وجهه خسیس اون بنده خدا
چند روز پیش خونده بودم اما دوباره شروع کردم از اخر کامنتارو خوندن و دوباره کامنت زیباتو خوندم
یه چیزی یادم افتاد خواستم اینجا بنویسم
منم این حرف رو که پولدارا خسیس هستن رو زیاد شنیدم
دایی من رستوران کبابی داشت و خب وضع مالی خوبی داشت
من و مادرم چند سال پیش رفتیم خونشون و برامون قورمه سبزی درست کرده بودن
ما از اونجا برگشتیم و مادرم انقدر پشت اینا حرف زد که نگو
که چرا کبابی دارن و برای ما قورمه سبزی گذاشتن ببین چقدر اینا خسیسن
الان که بهش فکر میکنم میبینم خب زندایی من چقدر ما رو دوست داشت که میتونست یه غذای راحت از رستوران بیاره اما خودش کلی زحمت کشیده بود و چرا ما اینجوری فکر نکرده بودیم؟!
یا اصلا طرف چون رستوران داره باید به همه غذای مفتی بده؟ خب ورشکست میشه که!!
یه چیزی هم کاملا واضح درک میکنم
اینکه اونا چون خودشون مدام از اون کباب خورده بودن زده شده بودن و این باعث میشد فکر کنن همه اینجوری ان و دوس داشتن غذای دیگه ای به مهمون بدن نه اینکه خسیس باشن
ولی متاسفانه ما انقدر گارد داشتیم نسبت به ثروتمندا که کار خوبشونم بد جلوه میدادیم تا بگیم اره اینا بدن و ما خوبیم
مثلا وقتی ثروتمندا دارن عشق و حال میکنن بقیه ناراحتن که چرا اینا وجدان ندارن
بابا طرف وضع مالیش خوبه اطرافیانشم خب طبعا پولدارن تو دنیای اون اینجوریه که مگه میشه یکی نون شب نداشته باشه!!!
نه اینکه اونا بد باشن
فرکانسی که توش هستن جوریه بدبختی و فقر رو ازش خبر ندارن
هر چند که درستشم همینه که تو لذت ببری و بذاری هر کسی خودش رشد کنه
دوباره یه چیز دیگه یادم افتاد
برادرم هر وقت حرف از مدیرشون میشه میگه پولداره اما خسیسه
فقط برای خودش خرج میکنه
درحالی که واقعا خسیس نیست
حقوق کارگراشو همیشه به موقع میده هر دو هفته یا ماهی یکبار هم بهشون کلی مرغ و اینا میده
اما اینا توقع دارن هر چی درمیاره بده به کارگراش
و چون اینجوری نیس بهش انگ میزنن که خسیسه
یا اینکه خودم یادمه با دوستم که وضع مالی خوبی داشت جایی رفته بودم و ایشون خیلی راحت پول خودشو جدا حساب کرد
من اون موقع خیلی بدم اومد گفتم اگه من بودم برای اونم حساب میکردم چه آدمیه خسیسه و فلان
در حالی که واقعا درستش همون بود و من باید میفهمیدم چقدر اعتماد بنفس داره که انکارو کرد و باید یاد میگرفتم ازش
اما منم بهش انگ خسیسی زدم
مثال خیلی دارم بزنم
ولی بیشتر از قبل دارم میفهمم ثروتمندا واقعا اعتماد بنفسشون بالاست که نقاب نمیزنن
به نام خدای مهربانم خدایی که منو هدایت میکند چه من بخواهم چه نخواهم
پس اگر آگاهانه در این مسیر زیبای قوانین قدم بردارم پس هدایت درست هم میشوم شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عباس منش عزیزم و مریم جانم
الان داشتم کامنتهای دوستانم رو میخوندم وای که چقدر باورهای مخرب درباره ثروت در ذهن همه ما یه جوره مثل هم هستیم حالا یا بیشتر یا کمتر ولی داریم ودر ناخودآگاهمون هست
امان از این چموشیه ذهن امان از این نجواهاش
و با تکرار و تکرار گوش دادن این فایلها و خوندن کامنتها بهتر و بهتر میشیم و اونا رو کم رنگتر میکنیم
همین باورهای کمبود در باره ثروت اینقدر در ذهنه من جای داده شده که بعد از چهار یا پنچ سال با استاد بودن و تو این سایت یکم بهتر شده الهی شکر
ولی هنوز هم در بعضی از جاهای زندگی خودشو نشون میده و سر میزنه بیرون
مثلا دیروز با این همه لطفی که خداوند به من و خانواده ام داشته و داره پول جهیزیه دخترمو داره میرسونه و به راحتی خرید میکنم
دیروز تا یکم تو کارت پوله کمی مونده بود که هر چند باز دوباره اومد سر جاش و پر شد سریع داشت ذهن اذیت میکرد که مچه خودمو گرفتم
و سریع دفترمو برداشتم و نوشتم که ایرادم اینجاست و اینو باید کمر نگ کنم چطوری؟
با تقویت کردن باور فراوانی و الگو دیدن و تحسین کردنشون
و خداروشکر کردم که آگاه شدم و مسیر درست رو رفتم
استاد ازت ممنونم که این شناخت از خداوند و آگاهی نسبت به قوانین رو از شما آموختم
خدایا ازت سپاسگزارم که همواره منو به مسیر درست ، مسیری پر از فراوانی و نعمت هدایت میکنی . خدایا خیییلییی خوشحال و سپاسگزارم ازینکه به تو تکیه کردم و تکیه میکنم و با تمام وجودم سعی میکنم فقطط روی تو حساب کنم و خیلی هم موفق بودم خدایا شکرت شکرت شکرت.
به خودم افتخار میکنم که 34 روزه که به تعهد خودم پایبند بودم و الان توی این مسیر زیبام اصلا یجورایی عادت کردم که هرروزمو توی سایت بگذرونم برای خودمم خیلی جالبه و ازین موضوع خیلی خوشحالم.
بریم سراغ تمرین:
الف) همه ی دور و اطرافیانم همیشه این باور رو داشتن که مثلا فلانی که وضعش خوبه اهل زد و بند با بالادستی هاس، یا یکی که درآمدش خوبه افتاده تو کار خلاف و چون این باور رو داشتیم دقیقا همین افرادم میدیدیم که فقط با خلاف پولدار شدن یا با افراد سمت بالا ساخت و پاخت کردن و دارن پیشرفت میکنن که بعدا لو رفتن و ازین حرفا خلاصه همون چیزیو که باور داشتیمو میدیدیم.
و این باعث شده که مثلا اگر ببینیم یکی چند تا ماشین لوکس خارجی داره با خودمون بگیم اخه مگه میشه؟؟؟ از کجا آورده؟؟؟ حتما خلاف کاره
حتما حق مردمو خورده یا با پول مردم گنده شده.
یا مثلا بابای من از وقتی که یادمه پول و در برابر سلامتی قرار داده بود و باورش این بود که خدا تا وقتی سالم و جوون بودیم بهمون پول نداد که لذتشو ببریم وقتی بهمون پول و داده که سلامتی رو ازمون گرفته از همون بچگی هم با حرفش مخالف بودم اما خب نمیتونستم بحث کنم.
اما الانم باور مامان بابام اینه که خدا وقتی پول و بهت میده آرامش رو ازت میگیره و واقعا الان ازشون گرفته شده.
یا خاله من خیلی خوب پول در میاره اما توی حرفاش میگه پول خوب نیست چرک کفه دسته من که پول و برای خودم نمیخوام کمک میکنم به فلانیا و من اصلا از پول خوشم نمیاد و ازین حرفا
وهمونقدر که خوب پول در میاره به همون اندازه هم نمیفهمه پولاش چی میشن و ماهانه حدود300 میلیون درآمد داره وسط ماه از همه بیشتر لنگ پوله.
دکترای شهر ما یعنی اونایی که میشناسیم یا یکسری مدیران رده بالا که میشناسیمشون و درآمد بسیار بالایی دارن همه شون خیانتکارن و لو رفتن یا اونایی که وضع مالیشون خوبه دوتا زن میگیرن و هردو زنشون باهم زندگی میکنن توی یک خونه خب من که اینارو میبینم اونم اینقدر زیاد حتما باور دارم به این که پولدار که بشن خیانت میکنن
و الان که دارم فکر میکنم وقتی من این نمونه آدم هارو دیدم یعنی باور داشتم به این موضوعات که جهانم سر راهم قرار داده .
پس در یک کلام منم نسبت به پول و درستکار بودم افراد ثروتمند شکاکم الان شاید دلیلشو بدونم چون اونقدر باور های محدودکننده ای دارم و هیچ ایده ای برای چگونه به ثروت رسیدن اونا ندارم تنها چیزی که میمونه اینکه از راه نادرست به این ثروت رسیدن مثل فیلما.
من خیلی عاشق خرید کردنم توی همهی چیز سلیقه خیلی خوبیم دارم دوست دارم همه چیز قشنگ باشه شبک باشه حالا چه لباسام چه کیف و کفشم چه دکوراسیون خونه و خیلی وقت میذارم برای اینجور چیزا و بابا و مامانم همیشه بهم میگفتن تو خیلی میخوای فخر بفروشی و میخوای بقیه رو حرص بدی تو خیلی مغروری و ازین حرفا
همون وقتم من اینو قبول نکردم ازشون چون من واقعا توی خونه هم که بودم به لباسام اهمیت میدادم و باور نکردم این حرفشونو که مثلا من میخوام با پولم مغرور شمو بقیه رو حرص بدم من فقط دوست داشتم تجربه کنم و زندگی کنم همین.
قطعا باید روی باور های محدود کننده ام کار کنم خدایا ازت سپاسگزارم که منو به این فایل و این آگاهی ها هدایت کردی و مسیر رو بهم نشون میدی.
من دو ساعت بعد ازینکه این فایل رو گوش دادم خوابیدم و بعد که بیدار شدم رفتم سراغ حساب و کناب های ماهانه ام و باورم نمیشد که با صاف کردن بدهی هایی که داشتم هنوز چه مبلغ بسیار زیادی واسم میمونه و واقعا احساس ثروتمندی کردم و نشونه هاشو کامل دارم میبینم خدایاشکرت خدایا سپاسگزارم ازت بابت تجربه کردن این احساسات فوق العاده.
چند بار توی احساساتم نسبت به ثروتمندا متوجه شدم از افراد ثروتمند بدم میاد
روی این موضوع کار کردم و خداوند منو هدایت کرد به فیلمی که در ان یک یهودی(اکثریت یهودیان افرادی با ذهنیت ثروتمند هستن،توی این فیلم این فر یهودی ثروت نداشت ولی شخصیت خیلی خوبی داشت) در جنگ جهانی دوم به خاطر شرایطی که پیش اومد و دقیقا مطابق قوانین الهی رفتار کرد ،بسیار انسان خوبی بود ،بخشنده بود ،مهربان بود
تلاشگر بود و فهمیدم وقتی سعی می کنی روی خودت کار کنی افرادی رو می بینی و شرایطی رو تجربه می کنی که باورهای جدید تو را تایید می کنند
و من این باور رو دارم روش کار می کنم که” افراد ثروتمند خیلی خوب هستن “که نزدیک ترین اونها مادرم هست که به لحاظ فرکانسی بسیار ذهنیت ثروتمندی داره و وقتی نشستم بررسی کردم، دیدم از طرف مادرم خیلی حمایت شدم خیلی بهم ارزش قائل شده مادرم ،خیلی توی زندگی کمکم کرده به رشد و پیشرفت
و یک دوستی دارم که اونم خیلی ثروتمنده هم به لحاظ ذهنی هم واقعیت زندگی و بسیار به من محبت کرده و خیلی روزهای خوبی رو باهاش تجربه کردم .
این فیلمی که دیدم مهر تاییدی زد بر این موضوع که افراد ثروتمند خیلی افراد خوبی هستن و بیشترین احساس خوب را در کنار افراد ثروتمند می شود تجربه کرد.
و هر چقدر مینوشتم فکر میکردم که من این باور های مخرب رو ندارم
ولی با خودم میگفتم اگر ندارم،پس چرا درهای نعمت به رویم باز نمیشود ،پس مشخصه یه جای کار میلنگه..
و تصمیم گرفتم با فایلهای هدیه ی استاد از باورهای ثروت ساز شروع کنم
از دیروز ،چندین بار به فایل استاد گوش دادم
بالا ده بار
ولی باز فکر میکردم از این دیدگاه های مخرب جایی در ذهن من نیست
ولی میدانستم که دارم،فقط نمیتوانم پیدایش کنم
هر چقدر به حرف های استاد بیشتر گوش میدادم
انگار اهنی که زنگ زده باشد،وبا سنباته بیوفتی به جانش تا تمیزش کنی،
حرفای استاد هم همین کار را با مغزم انجام میداد
هر چقدر پیش میروم بیشتر تمیز تر میشود،و میتوانم از لابلای زنگهای مغزم،گوشه ای از باور های مخربم را ببینم..
.
اینجا چندتا از باورهای کودکیم ک امروز بشون پی بردم را مینویسم ،تا بهم کمکی کرده باشیم
یادمه بچه ک بودم ،برف که میومد ،همه بعد بند اومدن برف ،با پارو میرفتن پشت بام هایشان را تمیز کنن،
یادمه چون فقط ما یک خانه داشتیم زودتر هم تمام میشد
و چند نفری ک خانه ای بیشتری داشتند هنوز در حال برف روبی بودند
پدرم با لبخند و باصدای بلند میگفت،اینکه میگن هر که بامش بیشتر ،برفش بیشتر،اینه!
و من معنی جمله اش را نمیفهمیدم،و زود میپرسبدم،پدر اینی که گفتی یعنی چه؟
میگفت دخترم،هر کسی که ثروت و پول بیشتری دارد،دردسر بیشتری هم میکشد،
وای خدای من این جمله همیشه در ذهنم مانده بود
و امروز پیدایش کردم
و میخواهم با باور جدیدی جایگزینش کنم
-هر که بامش بیشتر،برفش بیشتر×
+هر که بامش بیشتر،خوشبخت تر،
و یه باور دیگه ک امروز باز پیدایش کردم؛
یادمه سریال بچگی من ،سریال،کلید اسرار‼️ بود
این فیلم چه ها که با مغز ما ها نکرد
تو این سریال همه آدم های ثروتمند ادم های ظالم و شیطان صفت بودند،و همش زور میگفتند
و مردمان فقیر این سریال،محجبه،نماز خوان،و همه ی صفات خوبی که یه انسان خدا شناس داشت،داشتند،اما بدون پول
و مهمترین و مسخره ترین جایش هم اسم هایشان بود
که ،از محمد ،علی،فاطمه ،زهرا ،گرفته الی اخر
واقعا ذهنیت ماهارو به کل عوض کرده بودند
درسته بزرگتر که شدیم اون دیدگاه ها رو قبول نکردیم و نمیکنیم،ولی در ناخداگاه ما جای گرفته اند
و عوض کردنشان ،تصمیم کبرا میخواهد
یادمه تو دوران دبیرستان ،از معلمامون شنیده بودم که،اگه پولدار نشدید،ناراحت نباشید،
چون خدا بهتر میدونه که به کی ثروت بده به کی نده
اگه بت ثروت نداده بدون ک صلاح دونسته،شاید اگ بت ثروت میداد،تو ادم بدی میشدی ،و از خدا دور بودی
و ذهنم داشت برای خودش مینوشت:
خدایا شاید با ثروت دادن به من ،من ادم بدی شوم
پس نمیخواهم..
درسته اینا برامون مسخره میان،ولی باورشون کردیم
باورشون کردیم،که رشد نمیکنیم.
وقتی به یک خانه بزرگتر فکر میکنم،با چندین اتاق و حمام و سرویس
ذهنم از تمیز نگهداشتنشان خسته میشود
و زود میگویم،خانه کوچک بهتر است،چون خسته ام نمیکند
از هر کسی ک خانه بزرگتری دارد،سوال میپرسم : از تمیز نگهداشتن خانه ی ب این بزرگی خسته نمیشوی؟!!!
همان باور «هر که بامش بیشتر،برفش بیشتر»
..و یه باور غلط دیگه ،اینکه فکر میکردم هر کی ثروتمند بشه،زیر سرش بلند میشه،و توان اداره کردن چند زندگی رو خواهد داشت
این یعنی ،ثروتمند شدن باعث میشه تغییر کنم،اونم یه تغییر بد،و باعث میشه مغرور و متکبر بشم..
خدارو شکر من دارم با باورهای مناسب جایگزینشان میکنم
باورهای غلطمو مینویسم،و با باور های جدیدم جایگزینشان میکنم،و با صدای خودم ضبط میکنم و هر روز صب ،و موقعه خاب گوش میکنم
از شما دوستان عزیز،ممنونم که با نوشتن کامنت هاتون ،وبا پیدا کردن و نوشتن باورهای مخرب ذهنتون ،به هم دیگه کمک میکنید
از همتون خواهش میکنم ،که هر کی هر باور مخرب در مورد ثروت داره رو بنویسه،تا بهم دیگه کمک کنیم ،برای پیدا کردن باور های نامناسب دیگه مون،که در ناخوداگاهمون رخنه کردند
سلام استاد عزیزم
توی این چند وقتی که اینترنت قطع بود ،ما خونه خریدیدم ،اون فردی که ازش خونه خریدیم بساز بفروش هست مستقیم از خودش خریدیم و خب بالطبع ادم ثروتمندی هست .
ما برای این خونه باید طلاهامونو با ماشین می فروختیم (به خاطر طرز فکر همسرم ما باید یه سری چیزهارو بفروشیم تا یه سری چیزهارو بخریم)
یه طلافروشی هم هست که خیلی باهاش معامله می کنیم
و ادم جوانی هم هست و بسیار نجیب و منصف و خدا شناس که همیشه طلا رو به بالاترین قیمت میخره و با سود کم می فروشه
و من همیشه از ثروتمندانی که ادم های خوبی هستن میخوام الگو بیارم ایشون رو مثال می زنم .
صبح روز موعود من و خواهر شوهرم رفتیم طلاهارو دو جا قیمت کردیم
و غروب این صاحب خونه ما زنگ زد بیاید فلان جا بریم فلان طلافروشی تا طلاهارو قیمت کنیم من بردارم
اینو که همسرم گفت ،من باورهای مخربم اومد بالا گفتم که فلانی میخواد سر ما کلاه بزاره و طلاهارو ارزون از ما برداره ( اون بساز بفروش ثروتمند بود اون طلافروش هم ثروتمند بود و من بودم با باور اینکه ثروتمندا ادم های کلاه برداری هستن )
خلاصه رفتیم طلافروشی و اون طلافروش حدودا 16 میلیون طلای مارو کمتر از این طلافروش اشنا و منصف بر می داشت ،من یکم ناراحت شدم ولی خدایی اش خیلی رفتارهاشون خوب بود ،گفتن اشکالی نداره هر جا شما دوست دارید بریم بفروشیم
این باور مخرب من باعث یه گارد و یک ناراحتی شد ولی اونا خیلی خوب بود رفتارهاشون و بعدش خودم خجالت کشیدم و فهمیدم هنوز این باور درونم تغییر نکرده و حتی این صاحب خونه ما برای ماشین خیلی به ما فرصت داده تا ما با قیمت مناسب و بالاتری بفروشیم .
امیدوارم خداوند کمکم کنه این باور تغییر کنه
سلام به همگی
من برای اولین بار میخوام کامنت رواز اینجا شروع کنم که من 1سالی بیشتر که صدای استادعباس منش گوش میکنم ولی غیر قانونی چون من به این باورداشتمکه وقتی به پول رسیدم همه دوره هارو میخرم وجواب مالی خاصی نگرفتم ولی اینقدر خوب بود که به آرامش رسیدم و گفتم بایداز دانلودهای رایگان شروع کنم و1ماه که فایل های رایگان رودانلودکردم البته بدون سفرنامه هاوتازه دارم متوجه میشم که اصلا باور چیه
من درپس زمینه ای فکرم قبلاباورداشتم که
هرچی پولداره دزده
هرچی پولداره خسیسه
آگه یه پولداراخمو باشه میگم بداخلاقه
یاداخل شرکت که هستم میگم که صاحب شرکت پولوشه نمیدونه چطور خرج کنه الکی میدشون
گل وگیاه برای شرکت
یاصاحب شرکت به جای اینکه پول مارو بده یا حقوق مارو بیشترکنه هی شرکتشو وسعت میده
یافلانی که توچراینقدرجون میکنی میخوای چیکار
یافلانی ببین باموتورمیره سرکار پس ماشینو میخوای برای کی
یاخدانمیدونه پولو بی که بده
یا فلانی پولدداره ولی بچش باید کرایه نشینی کنه
یااگه طرف پولدارهم نباشه میگیم ببین فلانی هرچی در میاره میخوره
یا طرف ازداداشش پول گرفت پولوشه بهش نمیده
یا فلانی ازبغلمون هی رد میشه بلد نیست سلام کنه البته اینا دیگه میشه قضاوت کردن که باز همین هم اشتباهه
یاوقتی همه همکارام وقتی که میان سر کار اول کار
ازهمکاراشون میپرسن که خط تولید کارمیکنه اگه کارکنه میگه ای خدا یامیگه الان بایدکارکنیم یا میگه ای کاش نابودشه
اگه کارنکنه میگه خداروشکر دیگه نمیگه پس چطور حقوق هارو بدن
یا همکارام میگن آمریکا میاد همه چی رودرست میکنه که بله منتظر یک عامل بیرونین
یا باورداره ومیگه جنس هاگرونه وبه خرج نمیرسیم
یکی ازدوستام همش وام میگیره وباورداره که نمیرسه گوشی بخره
ولی یکی ازهمکارم میگه من خونه روپول گذاشتم کنار تاپول جمع بشه وخونه رو خریدم ماشینشو هم همین طورخرید ومیگه من همیشه به اندازه دوماه خرید توخونه دارم هیچوقت هم وام نگرفتم
خودمم امسال برای عید یه لباسشویی خریدم نقد 43میلیون
یاقبلابرای خرید کابینت آشپزخانه خونه هرسال یه تیکشو میخریدیم
2 سال پیش کولرپنجره ای هم پول داشتم ویکم ازدوستم گرفتم وخریدمش 40میلیون
ماشین هم سال 98خریدیم با3میلیون که ازبرادر خانمم گرفتم 43میلیون خریدیمش
من چیزی رو که لازم دارم میخرمش نه چیزی که کهنه شده یاازقدیمی سیرشده باشم
گوشی جی 7 هفت سال داشتمش وسال 1401یه a52خریدم باحقوق 4.5میلیونی 12 میلیون خریدمش یادم نیست ازکی پول گرفتم ولی هرچی که جنس خوبه که لازمش دارم میخرم
وبرای تغییر فرکانس هم واقعا اینو خودم بهش رسیدم که یه ساعت مچی دست بندقهوی وصحفه سفید شاید4سال پیش داشتم که خانمم خریده بود برام ولی الان تازه 1404/03/28 چون
جنگ بودنمیزاشتن که گوشی بیاریم سرکار برای همین مجبور شدم ساعت مچی روبزارم رودستم و باعث شد که من توجه کنم به ساعت وهمون زمان که برای یک ساعت مچی هم باید فرکانست عوض شه که بهش برسی والان دیگه همیشه رودستم خیلی هم دوستش دارم واقعا قشنگه خدایاشکرت برای این ساعت مچی
برای همون جنگ که تضادپیش اومده بود مجبورشدن نگبهان ها رواضافه کنن وکسی روبردن نگهبانی که هی نق میزد برای درسته برای چند روز بود ولی اون زمان که بردنشون برای نگهبانی که نمیدونستن که برای چند روز میخانشون یابعدش دیوارهای اصلی روبردن بالاتربرای امنیت بیشتر
یاتعداددوروبین هاروبیشترکردن
سلام استاد جان عزیزم
چقدر خوشحالم اصلا انگار جان دوباره گرفتم سایت برام باز شد این چند وقت یه چیزی کم داشتم چقدر دنبال حال خوب بودم
آخه من با این سایت زندگی میکنم هیچ جای دنیا وهیچ کاری حال من رو به اندازه خوندن کامنتها وگوش دادن به فایلها خوب نمیکنه امروز به واقع جان
دوباره گرفتم
الهی شکرت از این حس
سلام و صد سلام
امیدوارم این لحظه قدمی باشه رو به جلو
باور: خداوند همون ثروته!
حدود یک ماه پیش، یه همزمانی رخ داد که درک این باور رو برام قابل فهم تر کرد.
توی خیابون، یه آقایی روی ویلچر بود، و در همون چند ثانیه که من از دور میدیدم تا رد شم برم، از دو نفر دیگه که هم جهت با اون آقا بودن، درخواست کرد که میشه منو هل بدید؟
– یکیشون گفت: من دارم میپیچم توی این کوچه.
– دومی هم گفت: من پام (زانوم) مشکل داره و درد میکنه و نمیتونم.
من در جهت مخالف اون آقا بودم، دیگه رد شدم و رفتم، و متوجه نشدم چی کرد!
ولی همون لحظه یاد این ویلچرهایی افتادم که ماشین کوچولوئه و پشتش سبد خرید هم دارن، چند نفر سالمند دیده بودم توی خیابون که روی اون ها، اینور اونور میرن.
ثروت، همون ماشین کوچوله، (فکر کنم اسم اون ماشین کوچولوها، اصلا ویلچر نیست، اسمشونو نمیدونم)، خلاصه ثروت چیه؟ همون وسیله ی عالی و کاربردی. با خودم گفتم: ثروت اون آقاهه رو هل میداد!
آره ثروت تورو هل میده!
خدا اون آقاهه رو هل میداد، با ماشین کوچولو! با برکت و نعمت ثروت و ابزار و امکانات!
ثروت همون خداست که به کمکت میاد، تورو از آدم ها بی نیاز میکنه!
ثروت همون خداست، که به کمکت میاد، اقتدار و احترام و سربلندی بهت میبخشه!
توی قرآن هم آیه داریم: ما با مال و فرزندان یاری میکنیم!
(چندتا موضوع هست که میخواستم کامنت بزارم، هی منتظر بودم، فرصت زیاد داشته باشم همه رو یکجا بنویسم. گفتم کمالگرایی نباشه، الان همینقدر فرصت دارم، همین بخش فعلا بنویسم.)
تا درودی دیگر، بدرود!
سلام دوست عزیزم
خیلی خیلی کامنتت فوق العاده بود
خدا یا همون ثروت تو رو هل می داد
خدا یا همون ثروت باعث احترامت میشه باعث عزت و سر بلندی ات میشه
خداوند با ثروت به کمک ما میاد
احسنت به این دیدگاه زیبا به این نوشته ها
سلام
نمیخوام وقفه بندازم تو افکاری که وقتی داشتم فایل رو نگاه میکردم تو ذهنم اومد، بخاطر همین مینویسم هر چی که میاد.
من تو حالت عادی وقت این فایل رو گوش میدادم میگفتم نه بابا من همیشه نظرم نسبت به ثروتمندا خوب بوده و هست و اینا، و آیا از نظر ثروت تو مدار خوبی هستم؟، نه؛ حداقل نیازهای الانم با ورودیهای مالیم هم خونی نداره و نیاز دارم تو دو ماه آینده یک سری خریدهایی داشته باشم که هی دارم فکر میکنم که چطوری این خریدها رو هندل کنم. گفتم بیام سایت و رسیدم به این فایل.
این دفعه نه اینکه فقط گوش کنم بلکه بهش فکر هم کردم بدون تعارف خودمو ارزیابی میکردم.
نظرم در مورد ثروتمندا باید بگم واقعا افتضاحه در حالی که تو حالت عادی وقتی این فایل رو گوش میدادم میگفتم نه بابا چرا باید ثروتمندا بد باشن
چندتا مورد تو ذهنم اومد که دیدم نه عزیزم تو مشکل داری تو خیلی گیر داری و باید بشینی با خودت این مشکل رو درست کنی
خواهر من و دوستش از نظر مالی، خوب تو وضعیت خوبی هستن طوری که پسانداز (فقط پولی) یکیش نزدیک سیصد هزار دلار و پسانداز اون یکی سی هزار دلار و این دوتا دوست باهم رفته بودن مسافرت و اینا شب برای برگشتن به هتل سوار تاکسی نشدن گفتن گرونه و منتظر اتوبوس شدن. وقتی خواهرم اینو تعریف کرد با خنده گفت، اما من این رو به هر کی تقریبا رسیدم تعریف کردم که توروخدا ببین این همه ثروت دارن باز دلشون نمیاد برای خودشون خرج کنن در حالی که هر دوتای اینا خیلیییی برای خودشون خرج میکنن خونهی خوب لباسهای خوب لوازم آرایشی بهداشتی خیلی خوب و کلی تو چشم هستن هردوتاشون؛ اما من انگار که چشم دیدن ثروت اونا رو نداشتم و هی این ماجرای تاکسی و اتوبوس رو برای همه تعریف میکردم که ثروتمندا خسیسن
این از این
مورد بعدی که ذهنم بهم یادم آورد
ثروتمندایی تو ایران هستن و جز افراد سیاسی و یا دولتی هستن که از نظر من ثروتشون از بدترین حالت ممکن بهشون رسیده و خودشون هم بسیار آدمهای منفی هستن و همیشه نظرم در مورد ثروتمندای ایرانی که خیلی ثروتمند هستن تو این گروه قرار میگرفت.
اینم از این
مورد بعدی که خیلی با همسرم در موردش حرف میزدیم
مدیر شرکتشون بود که خب آدم پولداری بود و این خیلیییی عجیب هر کاری میکرد تبدیل به پول میشد در حالی که برای افزایش حقوق کارمندانش اصلا رغبتی نشون نمیداد و اینکه تو شرکت با یک دختر که از دختر خودش کوچیکتر بود دوست شده بود و هی برای این دختر خریدهای خوب میکرد؛ و در نتیجه آدمهای پولدار آدم وفاداری نیستن و زندگی خوبی ندارن.
اینم از این
واااای خدایا ما این صحبتها رو هر روز هر روز و بارها و بارها تکرار میکردیم و غافل از اینکه به اونا ضربهای نمیزدیم و هر کاری میکردیم برای خودمون میکردیم و در نهایت رسیدم به اینجا که خدایا این دوماهی که جلوی رومون هست رو چطوری هندل کنیم.
و خدا میدونه چقدر در مورد بقیه ثروتمندان حرف میزدیم و الان یادم نمیاد ولی چیزی که مشخصه من باور خوبی در مورد ثروت و ثروتمندان ندارم. تمام
وقتی که فایل رو گوش میکردم این سه موردی که اومد توی ذهنم مثل پتک بود برام. جدای از اینکه ما غیبت میکنیم، یک ضربه از این سمت؛ و با این صحبتها داریم به باورمون و مدارمون رو میاریم پایین، یک ضربه هم از این سمت. یعنی از دو طرف ضرر برای خودمون
همینطوری که داشتم فایل رو گوش میدادم و میگفتم خدایا چطوری اینا رو شروع کنم به درست کردن؛ همون لحظه دختر دو سالم داشت با خودش بازی میکرد شروع کرد به گفتن جمله “خدا بزرگه”. بارها و بارها وبارها اینو گفت و اصلا نمیدونم کی این رو شنیده بود (چون ما خارج از کشور ساکن هستیم و اصلا تلویزیون ایران رو نداریم که بگم از اونجا یاد گرفته) و چطوری یهو تو این لحظه این رو گفت، نمیدونم نمیدونم اما شنیدن این حرف برای من اصلا نمیدونم با من چیکار کرد انگار موهبتی از طرف خدا بود که بهم میگفت تو توی هر حالتی و هر مداری که باشی خدا بزرگه و خدا کنارته و انگار که خود خدا دستشو به سمت من دراز کرد تا بلندم کنه.
خدایا کمکم کن خیلییی به کمکت احتیاج دارم من دوست دارم از این حالت بیام بیرون، من دوست دارم مدارم رو عوض کنم، من نیاز دارم به فضل و نعمت تو. خدایا کمکم کن ایاک نعبد و ایاک نستعین.
خیلی حال عجیبی دارم خیلی.
سلام
وای دختر انگار. منو داشتی تعریف میکردی
من هزار بار این جملات را شنیدم و خودم هنوزم میگم چرا استادم خیلی خسیس هست جلو همه تکرار و تکرار ک اینهمه پول در میاره حق کارگر رو نمیده یا دیر میده چقد بد حسابه
یا حتی غذا مثل آدم نمیخوره
جالبه من دارم ب خودم ضربه میزنم
اون همینطور داره ادامه میده هیچ اتفاقی براش نمیفته
چقد قشنگ قانون رو نشان میده ما تاثیری بر زندگی دیگران نداریم
فقط تاثیر رو زندگی خودمون داریم
بقول شما من علاوه بر غیبت و جذب وجهه خسیس اون بنده خدا
دارم خودمو از ثروت دور میکنم
سپاسگذارم دوست عزیزم
سلام روشا جان
ممنونم از کامنت زیبات
چند روز پیش خونده بودم اما دوباره شروع کردم از اخر کامنتارو خوندن و دوباره کامنت زیباتو خوندم
یه چیزی یادم افتاد خواستم اینجا بنویسم
منم این حرف رو که پولدارا خسیس هستن رو زیاد شنیدم
دایی من رستوران کبابی داشت و خب وضع مالی خوبی داشت
من و مادرم چند سال پیش رفتیم خونشون و برامون قورمه سبزی درست کرده بودن
ما از اونجا برگشتیم و مادرم انقدر پشت اینا حرف زد که نگو
که چرا کبابی دارن و برای ما قورمه سبزی گذاشتن ببین چقدر اینا خسیسن
الان که بهش فکر میکنم میبینم خب زندایی من چقدر ما رو دوست داشت که میتونست یه غذای راحت از رستوران بیاره اما خودش کلی زحمت کشیده بود و چرا ما اینجوری فکر نکرده بودیم؟!
یا اصلا طرف چون رستوران داره باید به همه غذای مفتی بده؟ خب ورشکست میشه که!!
یه چیزی هم کاملا واضح درک میکنم
اینکه اونا چون خودشون مدام از اون کباب خورده بودن زده شده بودن و این باعث میشد فکر کنن همه اینجوری ان و دوس داشتن غذای دیگه ای به مهمون بدن نه اینکه خسیس باشن
ولی متاسفانه ما انقدر گارد داشتیم نسبت به ثروتمندا که کار خوبشونم بد جلوه میدادیم تا بگیم اره اینا بدن و ما خوبیم
مثلا وقتی ثروتمندا دارن عشق و حال میکنن بقیه ناراحتن که چرا اینا وجدان ندارن
بابا طرف وضع مالیش خوبه اطرافیانشم خب طبعا پولدارن تو دنیای اون اینجوریه که مگه میشه یکی نون شب نداشته باشه!!!
نه اینکه اونا بد باشن
فرکانسی که توش هستن جوریه بدبختی و فقر رو ازش خبر ندارن
هر چند که درستشم همینه که تو لذت ببری و بذاری هر کسی خودش رشد کنه
دوباره یه چیز دیگه یادم افتاد
برادرم هر وقت حرف از مدیرشون میشه میگه پولداره اما خسیسه
فقط برای خودش خرج میکنه
درحالی که واقعا خسیس نیست
حقوق کارگراشو همیشه به موقع میده هر دو هفته یا ماهی یکبار هم بهشون کلی مرغ و اینا میده
اما اینا توقع دارن هر چی درمیاره بده به کارگراش
و چون اینجوری نیس بهش انگ میزنن که خسیسه
یا اینکه خودم یادمه با دوستم که وضع مالی خوبی داشت جایی رفته بودم و ایشون خیلی راحت پول خودشو جدا حساب کرد
من اون موقع خیلی بدم اومد گفتم اگه من بودم برای اونم حساب میکردم چه آدمیه خسیسه و فلان
در حالی که واقعا درستش همون بود و من باید میفهمیدم چقدر اعتماد بنفس داره که انکارو کرد و باید یاد میگرفتم ازش
اما منم بهش انگ خسیسی زدم
مثال خیلی دارم بزنم
ولی بیشتر از قبل دارم میفهمم ثروتمندا واقعا اعتماد بنفسشون بالاست که نقاب نمیزنن
الکی تعارفی نیستن
اونی که خوششون میاد انجام میدن
و چقدر خوبه که این مدلی هستن
ممنونم روشای عزیزم
موفق باشی
به نام خدای مهربانم خدایی که منو هدایت میکند چه من بخواهم چه نخواهم
پس اگر آگاهانه در این مسیر زیبای قوانین قدم بردارم پس هدایت درست هم میشوم شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عباس منش عزیزم و مریم جانم
الان داشتم کامنتهای دوستانم رو میخوندم وای که چقدر باورهای مخرب درباره ثروت در ذهن همه ما یه جوره مثل هم هستیم حالا یا بیشتر یا کمتر ولی داریم ودر ناخودآگاهمون هست
امان از این چموشیه ذهن امان از این نجواهاش
و با تکرار و تکرار گوش دادن این فایلها و خوندن کامنتها بهتر و بهتر میشیم و اونا رو کم رنگتر میکنیم
همین باورهای کمبود در باره ثروت اینقدر در ذهنه من جای داده شده که بعد از چهار یا پنچ سال با استاد بودن و تو این سایت یکم بهتر شده الهی شکر
ولی هنوز هم در بعضی از جاهای زندگی خودشو نشون میده و سر میزنه بیرون
مثلا دیروز با این همه لطفی که خداوند به من و خانواده ام داشته و داره پول جهیزیه دخترمو داره میرسونه و به راحتی خرید میکنم
دیروز تا یکم تو کارت پوله کمی مونده بود که هر چند باز دوباره اومد سر جاش و پر شد سریع داشت ذهن اذیت میکرد که مچه خودمو گرفتم
و سریع دفترمو برداشتم و نوشتم که ایرادم اینجاست و اینو باید کمر نگ کنم چطوری؟
با تقویت کردن باور فراوانی و الگو دیدن و تحسین کردنشون
و خداروشکر کردم که آگاه شدم و مسیر درست رو رفتم
استاد ازت ممنونم که این شناخت از خداوند و آگاهی نسبت به قوانین رو از شما آموختم
و شما دستانه خداوند برای من و خانواده ام هستین
خدایا شکرت سپاسگزارتم برای تمام داشته هایم
درپناه خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین
به نام خدای مهربان
سلام
استاد عزیزم
سلام به همه دوستای خوبم.
نمیدونید چقدررر احساس خوبی دارم و تحسین میکنم هرررکدومتون رو وقتی اینجا مینویسید.
راه حلی برا ترمز هامون
راستش من خیلی دوست ندارم
ترمز هامو پررنگ و با جزئیات بنویسم
چون وقتی با جزئیات مینویسم، بیشتر انگار تمرکزم میره روش
و نیاز نیست که اصن بنویسم راجبش انقددد که هر لحظه داره الارم میده بهم مثل ماشینی که تماممم چراغ های هشدارش روشنه.
هرروز و هرشب من میدونم ک چقدررر در باور معنوی بودن ثروت مشکل دارم
اما بیایم راجب غرور وثروت حرف بزنیم
میدونین ماها
ذهنمون الگوهارو میبینه مثلا خودمن
وقتی یکی ازدوستان فکنم صدف جان
نوشتن. درمورد اینک ثروتمندا مغرورن
من ی کوچولو فکردم
هرچی الگو دوربرم میدیدم همین داستانو داشتن
البته ن ثروتتتتمندا
خیلیامون منظورمون از ثروتمند
همین چند نفریه که تو فامیل ماشین و خونشون ازبقیه بیشتر اسمشو گذاشتیم ثروتمند
.
میدونید
این چن وقتی ک دارم رو احساس لیاقت کار میکنم
میفهمم که چقدرررر همه چی به شخصیت ما و درون ما و افکار و باورهای ما ربط داره
ن ب پول
پول ی عامل بیرونیه بقول استاد عباسمنش پول ی ذره بینه ک مارو بولد میکنه.
شخصیت واقعیمون رو نمایان میکنه
تودوره زمونه ای ک همممه به نحوی احساس لیاقتشون نابوده
عیییین خودمن
ما دوره افتادیم که ببینیم الگوهایی ک از نظررر خودمون پولدارن چ رفتارایی دارن بعد بیایم درمورد پول تصمیم بگیریم بنظرم خیلییی مسخره ست
من میخوام جامع تر و واقعی تر فکر کنم
نمیخوام فانتزی فکنم.
من اصن کاریییی به بقیه ندارم
خیلیاااا یسری خلا های درونی دارن که هیچ جوره پول نتونسته ن اونارو خوب کنه ن بد
فقط خلاهاشون رو بیشتر نمایان کرده
ولی ما ربطش دادیم به اینک پول این کارو کرده
طرف احساس لیاقتش رو گره زده به اینک بچشو فرستاده خارج دندون بخونه بعد هرجا میرسه کلییی کلاس میذاره و پز میده
بعد ما میگیم اهان ببین اینا ک پول دارن چقد همممش کلاس میذارن ک ما اینو داریم مااونو داریم
خب عزیزم این ادم شخصیتش داغونه
این پول نداشت بدتر ازینم بود فقط تو نمیدیدی
ما با ادمای مولتی میلیاردر کم سرو کار داریم(حداقل خودم) وگرن
میبینیم ک اونا این شکلی نیستن (مثل همون فردی ک صاحب مال های زیادی در امریکا بوده ک استاد تعریف کردن که چقدررر متواضعه) یا اصن باشن
که چی
من اونارو نمیدونم
من خودم میتونم حرف بزنم راجبش
درمورد ذهنی ک درحال تربیت شدنه دارم حرف میزنم
ن ذهنی ک افسارشو ول کردی
و هررررکاری میکنه برا اینک ی ذره حالشو خوب کنه (
نمیخوام از جایگاه خود برتر بینی صحبت کنم)
ولی بچه ها همتون دیدین وقتی به ی خواسته ی ک خیلییی بزرگه میرسیم
اولش ذوق داریم
بعد میگیم خب به اینم رسیدم
اوکی
ایا شما یک ادممم دیگ میشین؟؟وحشی میشین ؟ مغرور میشین؟؟؟
اتفاقا ادمایی ک تو مسیر درستن
بیشتر سپاسگزار تر میشن و بیشتررر حواسشون اینه ک قدر دان تر باشن،. والا بخدا من تا دوسال پیش ک هیچ اثری از تو زندگیم
نبود هرروز عصبی ترو داغون تر بودم و دنبال خودکشی
اما بعد که دیدم نشانه های خداوند رو ثروت رو ک دیدم
روحم ارام شد
ما مال ثروتیم
ما مال خوشبختی ایم
ما از خوشبختی اومدیم و به خوشبختی و رفاه برمیگردیم
من نمیفهمم چرا میایم یچچیزیو میبینیم
بعد کلی نتیجه گیری میکنیم
بخدا قسم هرررربار که من غرق درنعمت و لذت بودم
چشمامو چند لحظه بستم با تموم وجوددددددم گفتم شکرت الله
مررسی
هررروقت که تو نعمت غرق بودم
لبخندی که به ادمای غریبه حتی زدم
از تماممممم وجودم بوده
چون حس خدارو داشتم
بریزیم دور این حرفای. مزخرف و چرت و پرتو
اقا تو برس
به ثروت
نگران نباش مغرور شدی جوری میکوبتت زمین ک دوباره ادم میشی
مسیر زندگی همینه
شما نگران نباش
تو دنیایی ک همه ارزشمندی خودشون رو گره زدن به خونه و ماشین وتعریفای بقیه
معلومه
که ما این چیزارو میببنم و میگیم غرور
هرچند ادمی ک پره اصن این حرفارو ندارع
ولی به هرحال من دیگ کاری ندارم به این چیزا
ینی رسیدم به اونجای ک استاد میگ ما ی حد کمالی رو درنظر میگیریم و به سمتش حرکت میکنیم
چون الگوها هیچ کدوم کامل نیستن و ممکنه مارو به بیراهه بکشن.
ولی شما شخصیت خودتو درست کن
نگران نباش شخصیت درست
تو هر شرایطی سپاسگزاره متواضعه و خوشبخته
خلاهای درونی دیگران رو ما نمیتونیم اسمش رو بذاریم
تاثیر ثروت
همین
خدایا شکرت
سلام و درود خدمت استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی
خدایا ازت سپاسگزارم که همواره منو به مسیر درست ، مسیری پر از فراوانی و نعمت هدایت میکنی . خدایا خیییلییی خوشحال و سپاسگزارم ازینکه به تو تکیه کردم و تکیه میکنم و با تمام وجودم سعی میکنم فقطط روی تو حساب کنم و خیلی هم موفق بودم خدایا شکرت شکرت شکرت.
به خودم افتخار میکنم که 34 روزه که به تعهد خودم پایبند بودم و الان توی این مسیر زیبام اصلا یجورایی عادت کردم که هرروزمو توی سایت بگذرونم برای خودمم خیلی جالبه و ازین موضوع خیلی خوشحالم.
بریم سراغ تمرین:
الف) همه ی دور و اطرافیانم همیشه این باور رو داشتن که مثلا فلانی که وضعش خوبه اهل زد و بند با بالادستی هاس، یا یکی که درآمدش خوبه افتاده تو کار خلاف و چون این باور رو داشتیم دقیقا همین افرادم میدیدیم که فقط با خلاف پولدار شدن یا با افراد سمت بالا ساخت و پاخت کردن و دارن پیشرفت میکنن که بعدا لو رفتن و ازین حرفا خلاصه همون چیزیو که باور داشتیمو میدیدیم.
و این باعث شده که مثلا اگر ببینیم یکی چند تا ماشین لوکس خارجی داره با خودمون بگیم اخه مگه میشه؟؟؟ از کجا آورده؟؟؟ حتما خلاف کاره
حتما حق مردمو خورده یا با پول مردم گنده شده.
یا مثلا بابای من از وقتی که یادمه پول و در برابر سلامتی قرار داده بود و باورش این بود که خدا تا وقتی سالم و جوون بودیم بهمون پول نداد که لذتشو ببریم وقتی بهمون پول و داده که سلامتی رو ازمون گرفته از همون بچگی هم با حرفش مخالف بودم اما خب نمیتونستم بحث کنم.
اما الانم باور مامان بابام اینه که خدا وقتی پول و بهت میده آرامش رو ازت میگیره و واقعا الان ازشون گرفته شده.
یا خاله من خیلی خوب پول در میاره اما توی حرفاش میگه پول خوب نیست چرک کفه دسته من که پول و برای خودم نمیخوام کمک میکنم به فلانیا و من اصلا از پول خوشم نمیاد و ازین حرفا
وهمونقدر که خوب پول در میاره به همون اندازه هم نمیفهمه پولاش چی میشن و ماهانه حدود300 میلیون درآمد داره وسط ماه از همه بیشتر لنگ پوله.
دکترای شهر ما یعنی اونایی که میشناسیم یا یکسری مدیران رده بالا که میشناسیمشون و درآمد بسیار بالایی دارن همه شون خیانتکارن و لو رفتن یا اونایی که وضع مالیشون خوبه دوتا زن میگیرن و هردو زنشون باهم زندگی میکنن توی یک خونه خب من که اینارو میبینم اونم اینقدر زیاد حتما باور دارم به این که پولدار که بشن خیانت میکنن
و الان که دارم فکر میکنم وقتی من این نمونه آدم هارو دیدم یعنی باور داشتم به این موضوعات که جهانم سر راهم قرار داده .
پس در یک کلام منم نسبت به پول و درستکار بودم افراد ثروتمند شکاکم الان شاید دلیلشو بدونم چون اونقدر باور های محدودکننده ای دارم و هیچ ایده ای برای چگونه به ثروت رسیدن اونا ندارم تنها چیزی که میمونه اینکه از راه نادرست به این ثروت رسیدن مثل فیلما.
من خیلی عاشق خرید کردنم توی همهی چیز سلیقه خیلی خوبیم دارم دوست دارم همه چیز قشنگ باشه شبک باشه حالا چه لباسام چه کیف و کفشم چه دکوراسیون خونه و خیلی وقت میذارم برای اینجور چیزا و بابا و مامانم همیشه بهم میگفتن تو خیلی میخوای فخر بفروشی و میخوای بقیه رو حرص بدی تو خیلی مغروری و ازین حرفا
همون وقتم من اینو قبول نکردم ازشون چون من واقعا توی خونه هم که بودم به لباسام اهمیت میدادم و باور نکردم این حرفشونو که مثلا من میخوام با پولم مغرور شمو بقیه رو حرص بدم من فقط دوست داشتم تجربه کنم و زندگی کنم همین.
قطعا باید روی باور های محدود کننده ام کار کنم خدایا ازت سپاسگزارم که منو به این فایل و این آگاهی ها هدایت کردی و مسیر رو بهم نشون میدی.
من دو ساعت بعد ازینکه این فایل رو گوش دادم خوابیدم و بعد که بیدار شدم رفتم سراغ حساب و کناب های ماهانه ام و باورم نمیشد که با صاف کردن بدهی هایی که داشتم هنوز چه مبلغ بسیار زیادی واسم میمونه و واقعا احساس ثروتمندی کردم و نشونه هاشو کامل دارم میبینم خدایاشکرت خدایا سپاسگزارم ازت بابت تجربه کردن این احساسات فوق العاده.
به نام خدا
سلام به همگی
چند بار توی احساساتم نسبت به ثروتمندا متوجه شدم از افراد ثروتمند بدم میاد
روی این موضوع کار کردم و خداوند منو هدایت کرد به فیلمی که در ان یک یهودی(اکثریت یهودیان افرادی با ذهنیت ثروتمند هستن،توی این فیلم این فر یهودی ثروت نداشت ولی شخصیت خیلی خوبی داشت) در جنگ جهانی دوم به خاطر شرایطی که پیش اومد و دقیقا مطابق قوانین الهی رفتار کرد ،بسیار انسان خوبی بود ،بخشنده بود ،مهربان بود
تلاشگر بود و فهمیدم وقتی سعی می کنی روی خودت کار کنی افرادی رو می بینی و شرایطی رو تجربه می کنی که باورهای جدید تو را تایید می کنند
و من این باور رو دارم روش کار می کنم که” افراد ثروتمند خیلی خوب هستن “که نزدیک ترین اونها مادرم هست که به لحاظ فرکانسی بسیار ذهنیت ثروتمندی داره و وقتی نشستم بررسی کردم، دیدم از طرف مادرم خیلی حمایت شدم خیلی بهم ارزش قائل شده مادرم ،خیلی توی زندگی کمکم کرده به رشد و پیشرفت
و یک دوستی دارم که اونم خیلی ثروتمنده هم به لحاظ ذهنی هم واقعیت زندگی و بسیار به من محبت کرده و خیلی روزهای خوبی رو باهاش تجربه کردم .
این فیلمی که دیدم مهر تاییدی زد بر این موضوع که افراد ثروتمند خیلی افراد خوبی هستن و بیشترین احساس خوب را در کنار افراد ثروتمند می شود تجربه کرد.
بنام خداوند وهاب
بنام فرمانروای جهانیان
بنام خدایی که بی منت میبخشد
سلام به استاد و سلام به دوستان هم مسیر
دو روزه ک دارم روی باورهای مخرب ثروت کار میکنم
و هر چقدر مینوشتم فکر میکردم که من این باور های مخرب رو ندارم
ولی با خودم میگفتم اگر ندارم،پس چرا درهای نعمت به رویم باز نمیشود ،پس مشخصه یه جای کار میلنگه..
و تصمیم گرفتم با فایلهای هدیه ی استاد از باورهای ثروت ساز شروع کنم
از دیروز ،چندین بار به فایل استاد گوش دادم
بالا ده بار
ولی باز فکر میکردم از این دیدگاه های مخرب جایی در ذهن من نیست
ولی میدانستم که دارم،فقط نمیتوانم پیدایش کنم
هر چقدر به حرف های استاد بیشتر گوش میدادم
انگار اهنی که زنگ زده باشد،وبا سنباته بیوفتی به جانش تا تمیزش کنی،
حرفای استاد هم همین کار را با مغزم انجام میداد
هر چقدر پیش میروم بیشتر تمیز تر میشود،و میتوانم از لابلای زنگهای مغزم،گوشه ای از باور های مخربم را ببینم..
.
اینجا چندتا از باورهای کودکیم ک امروز بشون پی بردم را مینویسم ،تا بهم کمکی کرده باشیم
یادمه بچه ک بودم ،برف که میومد ،همه بعد بند اومدن برف ،با پارو میرفتن پشت بام هایشان را تمیز کنن،
یادمه چون فقط ما یک خانه داشتیم زودتر هم تمام میشد
و چند نفری ک خانه ای بیشتری داشتند هنوز در حال برف روبی بودند
پدرم با لبخند و باصدای بلند میگفت،اینکه میگن هر که بامش بیشتر ،برفش بیشتر،اینه!
و من معنی جمله اش را نمیفهمیدم،و زود میپرسبدم،پدر اینی که گفتی یعنی چه؟
میگفت دخترم،هر کسی که ثروت و پول بیشتری دارد،دردسر بیشتری هم میکشد،
وای خدای من این جمله همیشه در ذهنم مانده بود
و امروز پیدایش کردم
و میخواهم با باور جدیدی جایگزینش کنم
-هر که بامش بیشتر،برفش بیشتر×
+هر که بامش بیشتر،خوشبخت تر،
و یه باور دیگه ک امروز باز پیدایش کردم؛
یادمه سریال بچگی من ،سریال،کلید اسرار‼️ بود
این فیلم چه ها که با مغز ما ها نکرد
تو این سریال همه آدم های ثروتمند ادم های ظالم و شیطان صفت بودند،و همش زور میگفتند
و مردمان فقیر این سریال،محجبه،نماز خوان،و همه ی صفات خوبی که یه انسان خدا شناس داشت،داشتند،اما بدون پول
و مهمترین و مسخره ترین جایش هم اسم هایشان بود
که ،از محمد ،علی،فاطمه ،زهرا ،گرفته الی اخر
واقعا ذهنیت ماهارو به کل عوض کرده بودند
درسته بزرگتر که شدیم اون دیدگاه ها رو قبول نکردیم و نمیکنیم،ولی در ناخداگاه ما جای گرفته اند
و عوض کردنشان ،تصمیم کبرا میخواهد
یادمه تو دوران دبیرستان ،از معلمامون شنیده بودم که،اگه پولدار نشدید،ناراحت نباشید،
چون خدا بهتر میدونه که به کی ثروت بده به کی نده
اگه بت ثروت نداده بدون ک صلاح دونسته،شاید اگ بت ثروت میداد،تو ادم بدی میشدی ،و از خدا دور بودی
و ذهنم داشت برای خودش مینوشت:
خدایا شاید با ثروت دادن به من ،من ادم بدی شوم
پس نمیخواهم..
درسته اینا برامون مسخره میان،ولی باورشون کردیم
باورشون کردیم،که رشد نمیکنیم.
وقتی به یک خانه بزرگتر فکر میکنم،با چندین اتاق و حمام و سرویس
ذهنم از تمیز نگهداشتنشان خسته میشود
و زود میگویم،خانه کوچک بهتر است،چون خسته ام نمیکند
از هر کسی ک خانه بزرگتری دارد،سوال میپرسم : از تمیز نگهداشتن خانه ی ب این بزرگی خسته نمیشوی؟!!!
همان باور «هر که بامش بیشتر،برفش بیشتر»
..و یه باور غلط دیگه ،اینکه فکر میکردم هر کی ثروتمند بشه،زیر سرش بلند میشه،و توان اداره کردن چند زندگی رو خواهد داشت
این یعنی ،ثروتمند شدن باعث میشه تغییر کنم،اونم یه تغییر بد،و باعث میشه مغرور و متکبر بشم..
خدارو شکر من دارم با باورهای مناسب جایگزینشان میکنم
باورهای غلطمو مینویسم،و با باور های جدیدم جایگزینشان میکنم،و با صدای خودم ضبط میکنم و هر روز صب ،و موقعه خاب گوش میکنم
از شما دوستان عزیز،ممنونم که با نوشتن کامنت هاتون ،وبا پیدا کردن و نوشتن باورهای مخرب ذهنتون ،به هم دیگه کمک میکنید
از همتون خواهش میکنم ،که هر کی هر باور مخرب در مورد ثروت داره رو بنویسه،تا بهم دیگه کمک کنیم ،برای پیدا کردن باور های نامناسب دیگه مون،که در ناخوداگاهمون رخنه کردند
شاد ، ثروتمند ،سعادتمند در دنیا و اخرت باشید..