رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 45


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهدی حوازاده گفته:
    مدت عضویت: 1596 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز

    هر چقدر بیشتر روی این فایل کار میکنم احساس میکنم بازم کمه و خیلی جای کار دارم

    یکی از چیزایی که خیلی بیشتر به من کمک کرد برای درک معنویت ثروت اینه که من وقتی به ثروت برسم و چیزی رو بخرم حتی بدون اینکه بخوام به بقیه کمک میکنم و بهشون این باور رو میدم که میشود

    پدر من یه ویلا خرید شمال و موقع خرید اون یکی از اقوام پیشمون بود و من قشنگ میدیدم و متوجه میشدم که اون با دیدن اینکه پدر من خرید کرده چقدر در درونش این رویا شکل گرفت که منم میخوام در حالی که از لحاظ مالی یه شرایطی داشت که راستشو بخوایین من هرگز فکر نمیکردم اون ادم واقعا بخواد ویلا بخره

    تا اینکه چند وقت پیش پدرم زنگ زد و گفت من با همون بنده خدا اومدم شمال و اون اومده که ویلا بخره و همون لحظه تو ذهنم این گذشت که ببین چطور آدما از هم الگو میگیرن و چطور یه فردی با رسیدن به خواستش بدون یک کلام صحبت کمک میکنه فرد دیگه ای هم این خواسته درش شکل بگیره و این باور رو پیدا کنه که میشود و اونم پیشرفت کنه در زندگیش و جدای از اون چقدر ادم اومدن توی ویلای ما و کلی خوش گذروندیم باهم که اگه اون ویلا نبود یه عالمه از خاطرات شیرین این سال ها هم نبود و اون ویلا بخاطر وجود ثروت خریداری شد

    داشتم مطالعه میکردم در مورد پیشرفت و توسعه ثروت جهان طی صد سال اخیر

    در سال 1920 تخمین ثروت جهان حدود 20 تریلیون دلار بوده و الان حدود 418 تریلیون دلار یعنی حدود 21 برابر رشد داشته و جالبیش اینه که به صورت خطی رشد نکرده بلکه تصاعدی بوده

    مجموع ثروت میلیاردر ها از کمتر از یک تریلیون دلار در سال 2000 رسیده به بیش از 16 تریلیون دلار در سال 2025 و اگه نمودارش رو برید ببینین تصاعدی بودنش واضحه

    مثلا از 2020 که بوده 8 تریلیون در 2021 بعد از پندمیک نزدیک به 14 تریلون شده (هر یک تریلون معادل 88٫400٫000٫000٫000٫000 تومان یعنی هشتاد و هشت هزار و چهارصد تریلیون تومان و این فقط مربوط به میلیارد های دنیاست و نه حتی میلونر ها یا دولت ها و بقیه مردم )

    و این آمار و ارقام داره نشون میده که ثروت دنیا داره بیشتر میشه ولی یه در زندگی یک سری افراد اون بروز پیدا میکنه اون افرادی که موجب گسترش این ثروت میشن و اگر کسی دریافت نمیکنه نه بخاطر اینکه نیست بخاطر باور های خودشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 41 رای:
  2. -
    مجید گفته:
    مدت عضویت: 2843 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم مریم شایسته خیلی ازتون سپاسگزارم در مورد این فایل من دو بار گوش دادم این فایلا خیلی عالیه خیلی به من انرژی داد و کامنتارم خوندم الان که دارم این کامنتا می‌نویسم بچه‌های من الان به من میگن که تو چند سال سایت عباس منش کار می‌کنی پس کو اوضاع مالید پس چرا اوضاع مالید خوب نشده چرا همیشه پول نداری و شرایط خیلی سختیا دارم می‌دونم مشکلم از کجاست اون تعهد را ندارم می‌دونی استاد دخترم اعتماد به نفس خریده خودم اومدم 12 قدمو خریدم و ثروت 1 خریدم اما از هیچ کدوم هنوز هیچ برداشتی نکردم می‌دونی استاد چه دخترم چه خودم چه خانمم الان چند ساله داریم کار می‌کنیم هیچکی دممون مشکل مالیمون حل نشده می‌دونم علت کجاست و شاید باورایی در وجود منه و دخترم و همسرم هست که اجازه نمیده که ما ثروتمند بشیم وهیچی پس انداز نمی‌مونه و می‌دونم تمام برمی‌گرده به ذهنیت من اون آرامشه رو ندار ذهنم بچه‌هام خیلی رو مخ من که تو اگه پول داشتی خونتو عوض می‌کردی اگه پول داشتی ماشین عوض می‌کردی تو خرج مخارج ما رم زورکی در میاری و ایناست که آرامش ازمن گرفته و می‌دونم ذهن من داره یه چیزی بیرون از من داره مقصر می‌کنه در صورتی که اینا پذیرفتم که همه چی درون من اتفاق می‌افته و من مشکلی که دارم و می‌دونم که اون نیروی برتر اون نیروی رو هنوز درون خودم پیداش نکردم حالا می‌دونم با تجسم به پوله می‌رسم به خونه می‌رسم به ماشین می‌رسم باید وقت بذارم باید شبانه روز برای خودم وقت بذارم تعهد بدم اما هنوز موفق نشدم و اینست که با ید درد بکشم چرا که دارم می‌بینم بچه‌ها من تو خونه چه خودم چه خانومم چه دخترم داریم کار می‌کنیم ولی چون هیچ کدوم نتیجه نگرفتیم بچه‌ها میگن که همش چرت و پرت فقط باید کار کنی که پول در بیاری تا تا آدم کار نکنه پولی جایی نیست و پول درآوردن خیلی سخته اگه یه مقداری هم در میاد باید حسابی مواظبش باشی که خرج نکنی و اینست که برام مشکل درست شده با اینکه چند ساله تو سایت هستم از خدا می‌خوام کمکم کند که مشکلاتم حل بشه که بتونم از لحاظ مالی ثروتمند بشم تا بتونم الگوی خوبی برای بچه‌هام باشم و اطرافیانم و بتونم این وظیفه الهیو به آخر برسونم تشکر می‌کنم از خودتون و گروه سایت عباس منش همین اطلاعاتی هم که به دستم رسیده همین چند سالی هم که کار کردم واقعاً سپاسگزارم و از خدا تشکر می‌کنم می‌دونی استاد ا توجه به این اتفاقاتی که افتاد و موج منفی و بی‌پولی و بیکاری جمعیت ایران را در بر گرفت به قول خود شما تو همین شرایط خیلیی‌ها ثروتمند می‌شوند ایده‌های ثروت بهشون می‌رسد و ما هم با همین مردم داریم زندگی می‌کنیم و همه جا صحبتش بی‌پولی بیکاری فراوونه خیلی ذهنمونو کنترل می‌کنیم با اینکه در سایت داریم کار می‌کنیم فعالیت می‌کنیم و از طرفی ذهنم میگه پس چرا استاد حرف صحبتی از خواهراش نمی زند که ثروتمند شدند چرا من و خونواده‌ام هیچ کدوم ثروتمند نشدیم که حداقل بین ما سه نفر یکی الگو باشد می‌دونم که مشکل از ذهن منه که ثروتمند نشدم مشکل از باورهای منه مشکل از ایمان منه که به ثروت نرسیدم و باید یک جهاد اکبری باشه تا بتونم به ثروت برسم به قول استاد هممون دوست داریم ثروتمند بشیم اما ظاهری استاد من نه اینکه بیکارم کار می‌کنم پولم در میارم درآمدمم خیلی رفته بالا ولی اون پیشرفته رو ندارم اون پس انداز رو ندارم که به 100 میلیون برسد مشکلی هم که تو ذهنیتم ایجاد می‌کنه استاد ذهن من میگه برو اعتماد به نفسو گوش بده دو روز دوباره برو قدما رو گوش بده دوباره میگه مشکل مالی داری برو ثروتو گوش بده همینطور فریبم میده نمی‌دونم از کجا شروع کنم که یکیشو تموم کنم و اینجوری تشدد فکری گرفتم استاد اگر که ‌می تونید منو راهنمایی کنید یا از بچه‌های گروه سایت عباس منش منو راهنمایی کنند با کمال تشکر در پناه الله سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      صحرا گفته:
      مدت عضویت: 1722 روز

      سلام آقا مجید

      شما ترس داری و ترس یعنی نبود ایمان

      وقتی ایمان درونت باشه شما با هر حرف و واکنشی بهم نمیریزید

      وقتی ایمان درونت باشه هیچوقت نمیگین شاید باورهایی در وجود منه که اجازه نمیده ثروتمند بشیم

      به میزانی که ما میپذیریم که من یه خالقم و هر لحظه با فرکانس و باورهام دارم روز بعد هفته بعد ماه بعد و سال بعد خلق میکنم به همون میزان پذیرش، ایمان درونمون ایجاد میشه که نشانش آرامشه

      اینکه ما اینقدر آشفته ایم

      مثه برگی در بادیم

      و با هر حرف و واکنشی پر از ترس میشیم

      پر از احساس عجز میشیم

      پر میشیم از احساس تنهایی

      انگار که تو این دنیا گیر افتادیم

      و هیچ راه نجاتی نیست

      دلیلش فقط نبود ایمانه

      اگه میخوایم بدونیم ایمان داریم یا نه

      ببینیم چقدر کنترل احساس برامون مهمه

      آیا من کنترل احساسم برام مهمه؟؟

      آیا من مهمترین وظیفم رو مراقبت از احساسم میدونم ؟؟

      آیا من ایمان دارم این احساس منه داره اتفافات رقم میزنه یا هنوز درگیر عوامل بیرونیم ؟؟؟

      آیا رو کنترل احساسم حساس هستم ؟؟؟

      آیا مطمئنم اگه تو حال بد بمونم این حال بد اتفاقات همجنس خودشو وارد زندگیم میکنه ؟؟؟

      آیا به این احساس خوبی که درونم جریان داره امید دارم ؟؟؟

      آیا من به قدرت احساس خوب باور دارم وقتی که هنوز هیچ خبری از خواسته هام تو دنیای بیرون نیست ؟؟؟

      آیا من به قدرت احساس خوب فارغ از هر حرف و اتفاقی در دنیای بیرون باور دارم ؟؟؟

      آیا رسیدم به نقطه ای که از احساس بد ادامه دارم بترسم ؟؟

      چون احساس های موقت قدرت خلق نداره به قولی زور نداره

      احساس پایداره که اتفاقات رقم میزنه

      ما لازم نیست اینقدر تقلا کنیم حتی تو مسیر قانون خیلیامون داریم تقلا میکنیم

      این فایل گوش بده

      اون فایل گوش بده

      این دوره رو بخر

      اون دوره رو بخر

      نیاز نیست اینقدر خودمونو اذیت کنیم اینقدر خوره اطلاعات نداشته باشیم

      خیلیامون شدیم یه دانا غمگین

      یه دانا که پر از اطلاعات عالی و درجه یکه ولی تو عمل صفریم

      فقط کافیه اصل درک کنیم که اصل چیزی نیست جز احساس

      کل دوره های استاد روی این اصله که شما بیای احساستو در اون مورد تغییر بدی

      حالا ثروت باشه یا روابط ….

      اینکه بیای یه سری اطلاعات جدید دریافت کنی که نتیجه این ورودی ها بشه احساس خوب

      مثلا احساس کمبود به واسطه روانشناسی ثروت ها بشه احساس فراوانی

      اصلا اینکه میگیم باورها قدرتمند بشن نتایج بزرگتر میشن بخاطر قدرت گرفتن احساسه

      اینکه اینقدر میگیم ورودی ،فرکانس ،باور همش برای تغییر احساسه

      چون اصل و اساس احساس ماست

      آره فقط کافیه بپذیریم همه چی احساسه و از جایی که هستیم

      تو هر وضعیت مالی

      تو هر وضعیت روابط و سلامتی

      شروع کنیم به مراقبت از احساسمون

      یعنی ما یه وظیفه داریم اونم اینه که از احساسمون مراقبت کنیم

      و اون احساس خوب خیلی ضعیف رو همواره قویتر کنیم

      با کنترل ورودی ها

      با نگاه متفاوت به اتفاقات

      اینقدر نخوایم اون ور داستان بفهیم نگیم خب من احساسمو کنترل کنم این اتفاقه این مسئله چجوری میخواد حل بشه از کجا از چه راهی و…..

      ایمان بیاریم که احساس خوب درها رو باز میکنه (احساس خوب پایدار)

      و این احساس خوب مولدش ورودی ها هستن

      پس اگر میخوام این احساس خوب پایدار حفظ کنم لازمه مدام این ورودی ها کنترل بشه

      چون ورودی ها قط بشه احساسم ضعیف میشه

      دانستن چجوری و از کجا

      هیچکدوم از اینا وظیفه ما نیست

      .فقط از این احساس خوب که مثه یه جوانه خیلی ظریف و زیباست مراقبت کنیم مثه یه نوزاد ازش مراقبت کنیم

      احساس ما مثه بچه ست

      همونقدر پدر و مادر مراقب بچه هاشون هستن هزار برابر اون مراقب احساسمون باشیم

      چون دنیا و آخرت ما گره خورده به این احساس

      اجازه ندیم هر کسی از راه رسید احساسمونو آلوده کنه

      اجازه ندیم ورودی های منفی این احساس خوب مسموم کنه

      وقتی شروع میکنی به قوی کردن احساس ولی از اینطرفم اجازه میدی هر ورودی وارد ذهنت بشه انگار داری همزمان واکسن میزنی و ویروس هم باهاش تزریق میکنی

      احساس جنسش از انرژیه

      و قانون جهان هستی میگه انرژی های مشابه همو جذب میکنن

      کسی که احساسش الوده به کمبوده فراوانی با این جنس احساس غریبه ست

      فراوانی نمیتونه با کمبود مچ بشه

      احساس خوب مثه یه قلاب ماهیگیریه که میفته تو کائنات و اتفاقات هم جنس خودشو صید میکنه و احساس بدم همینطور

      اینقدر تو قرآن تاکید داره که تقوا پیشه کنید برای همینه

      چقدر با آیه ها گفته کسانی که از صلات خود مراقبت میکنند

      کسانیکه دائما در صلات اند

      همش بخاطر کنترل احساسه

      چون جهان هستی اقیانوسی از انرژیه و ما با انرژی وجودمون که همون احساسه داریم از این اقیانوس بیکران صید میکنیم

      فقط شروع کنیم به مراقبت و رشد دادن احساسمون

      درسته در دل تضادها احساس خوب داشتن سخته

      ولی ما باید از درون با بیرون برخورد کنیم

      هرچقدر منتظر بمونیم اون بیرون یه معجزه ای بشه حالم خوب بشه هیچ اتفاقی نخواهد افتاد چون هیچووقت بیرون نمیتونه درون تغییر بده اگرم اینطور باشه موقته

      ما باید با احساس خوب درونیمون احساس خوبی که مولدش ورودی های خوبه رو دنیای بیرون تاثیر بذاریم

      و اگر میگیم من چند ساله دارم رو باورهام کار میکنم چرا هیچی نمیشه

      آیا من اینهمه سال کار کردم جنس احساسم بصورت پایدار عوض شده ؟؟

      آیا واقعا احساس فراوانی تو وجودم حس میکنم ؟؟؟

      آیا در کل واقعا باور دارم همه چی احساسه ؟؟؟

      امکان نداره احساسمون تغییر کنه جنس اتفاقات تغییر نکنه

      پس بچسبیم به قدرت احساس و مراقبت هر لحظه ای ازش

      اگر ورودی منفی اومد اشکال نداره دوباره از اول شروع کنیم

      بخاطر اون ورودی بد بهم نریزیم و صد بار دیگه خودمون بهش توجه نکنیم

      یعنی بخاطر توجه ،توجه نکنیم بگذریم

      چون من پیش میامد یه جایی ورودی بد میشندیم بعد با خودم میگفتم فلانی اومد گند زد به کنترل ذهنم

      صدبار تو ذهنم بهش توجه میکردم

      حتی وقتی میایم کنترل ذهن سفت و سخت کنیم اول جهان مقاومت میکنه

      انگار افراد بیشتری میبینیم که ورودی های سمی بیشتری به خوردمون میدن

      ولی این کنترل ذهن ادامه بدیم کم کم جهان هم همراهی میکنه

      دلیلشم اینه 97٪قدرت دست ناخودآگاست 3٪ دست خودآگاه

      یعنی ما در روز سه درصد بیداریم 97٪ خوابیم

      یعنی چه ؟؟؟؟

      یعنی وقتی یه ورودی خیلی تکرار میشه اولش نیاز به تلاش آگاهانه داره ولی از یه جایی به بعد دیگه نیاز به تلاش اگاهانه نیست چون وارد ناخودآگاه میشه

      و وقتی وارد ناخودآگاه بشه ناخودآگاه به خودآگاه میگه تو دیگه کاری نداشته باش بسپارش به من مثال خیلی واضحش همون رانندگی

      اول ادم خیلی سختشه دست و پاش هماهنگ نیست ماشین خاموش میشه ولی هرچقدر که بیشتر تکرار میکنی وارد ناخودآگاهت میشه و الان شما رانندگی میکنی دیگه فک نمیکنی اصلا خودکار همه چی پیش میره چون ناخودآگاه پشت فرمانه

      یعنی ما در تمام جوانب زندگی خوابیم اون برنامه های داخل ناخودآگاه داره وضعیت مالی و روابط و سلامتی …ما رو پیش میبره

      برنامه هایی که در ناخودآگاه هستن اتفاقات زندگی ما در تمام جوانب ایجاد میکنه

      و تا زمانیکه این برنامه ها تغییر نکنه اتفاق جدیدی نمیفته

      این برنامه ها زمانی غیرفعال میشن که ما خودآگاه ورودی بدیم به ذهن

      هروقت خودآگاه و آگاهانه ورودی به ذهن میدیم ناخودآگاه خاموش میشه

      (انگار که هر وقت آگاهانه شروع میکنیم به توجه از خواب بیدار میشیم و افسار از دست ناخودآگاه میگیریم )

      ولی یه بار دوبار بیدار شدن قدرتی نداره ما باید همواره تلاش کنیم بیدار بشیم

      به محض اینکه کنترل ورودی آگاهانه قطع میشه دوباره ناخودآگاه فعال میشه

      پس هرچقدر من بتونم این ضمیر خودآگاه بیشتر فعال کنم کم کم ناخودآگاه هم شبیه خوداگاه فک میکنه اوایل مقاومت میکنه

      چون وظیفه ضمیر ناخودآگاه حفاظت از ماست و بر اساس چیزی که براش امن و آشنا تعریف شده حتی اگه بد باشه از ما مراقبت میکنه

      مثلا وقتی باور کمبود که اینقدرم ضربه زنندست تو ناخودآگاه ماست این باوره براش خیلی آشناست

      تا فراوانی که اصلا براش تکرار نشده

      وقتی اگاهانه شروع میکنیم به توجه به فراوانی ها ناخودآگاه احساس ناراحتی میکنه احساس خطر چون داره چیزی دریافت میکنه که براش جدید و نآشناست

      دلیل اون مقاومتی که گفتم همینه

      من خودم وقتی رو باور فراوانی کار کردم

      میرفتم بیرون مدام توجه میکردم به فراوانی ها

      میگفتم خب من چی میبینم ؟؟

      فراوانی ماشین

      فراوانی مغازه

      فراوانی کوچه

      فراوانی تیر برق

      فراوانی سیم برق

      فراوانی لباس

      فراوانی کفش

      فراوانی اسفالت

      فراوانی خیابان

      فراوانی میوه و……

      مدام و مدام اینکارو تکرار میکردم

      همینطوری آگاهانه ادامه میدادم

      یهو حواسم پرت میشد

      بعد مثلا نیم ساعت یادم میومد عه من داشتم به فراوانی ها توجه میکردم چی شد یهو یادم رفت

      باز از اول

      دوباره آگاهانه خودم ورودی به ذهنم میدادم

      دوباره یادم میرفت بعضی وقتا ذهنم میگفت بابا خودتو گرفتی تو میخوای اینجوری زندگیت عوض بشه

      ولی باز ادامه دادم

      یه روز تو همون خیابان هایی که من چرخ میزدم دوتا خانم اومدن سمتم بهم پیشنهاد کار دادن

      من یه دوره اموزش خوشنویسی داشتم که اصلا پیگیرش نبودم نه پیج داشتم نه هیچی فقط یه سری افراد میدونستن من این دوره رو دارم

      دیدم کلی آدم پیام میدن برا خوشنویسی

      ولی چون فرکانسام قدرت نگرفته بود هیچکدوم به سرانجام نمیرسید

      با یه خانم خارجی آشنا شدم تو فضای مجازی

      پیشنهاد کار دلاری بهم داد و من پول با تتر به حسابم میومد اینم موقت بود

      چون ذهن خودم زد خرابش کرد

      باور عدم لیاقت اینقدر تو ذهن من نجوا میکرد که هم خودِ کاره رو از دست دادم هم اون پولی که به حسابم اومد

      بچسبیم به پرورش احساس

      احساس همه چیه

      احساس خوب درهای رحمت خداوند باز میکنه

      وقتی داریم رو احساس کار میکنیم نباید بگیم چی شد پس چرا هیچی نمیشه این سوال خودش یعنی کلا داریم مسیر رو غلط میریم

      فقط این مراقبت و قوی کردن احساس ادامه بدیم

      این احساس ها که جنسش از انرژیه جمع میشه فشرده میشه تبدیل میشه به ماده

      امیدوارم براتون مفید و راهگشا باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
      • -
        زینب حاجتی گفته:
        مدت عضویت: 1260 روز

        به نام خدای وهاب

        سلام به استاد و همگی عزیزان

        سلام به صحرای عزیز

        وای دختر تو چقدر خوب موضوع رو گرفتی!!!

        کلمه به کلمه کامنتت رو باید از طلا نوشت!!

        دقیقا زدی به هدف!!

        من بارها پیش اومده تا یکم احساسم خوب بوده وخودم حس کردم قلبم باز شده و یه ذره وصل شدک به الله

        بی بروبرگرد مشتری های اسونی اومدن ومن یه فروش آسون کردم!!

        ولی چه کنم که این سیم اتصالم به الله دیربه دیر وصل میشه!!!

        دقیقا موضوع اصلی احساس ماست !!!

        وشما به خوبی اون رو بسط دادین وشرح ماجرا کردین!

        کامنتتون رو که خودم اینقدر به دلم نشست( بااینکه جواب به یه دوست عزیز بود ولی بسیار کامل بود)،اینقدر برام مفید بود که گفتم حتما باید ازتون تشکر کنم,

        اینقدر غرق درک گفته هاتون شدم که یادم رفت دارم کامنت کی رو میخونم،

        برگشتم به اول کامنت دیدم بله کامنت صحرای عزیزه!!

        هرکس بتونه این کامنت رو موبه مو انجام بده درهایی به روش باز میشه که حس می‌کنه وسط بهشته!!!

        به هرحال بازم ازتون بابت این کامنت پر محتوا و سراسر آگاهی سپاسگزارم!

        امیدوارم خودتون هم بتونید اجرایش کنید و درهای خیر و برکت خداوند رو به روی خودتون باز کنید!!

        هرچی آرزوی خوبه مال تو!

        بازم برامون بنویس که عالی می‌نویسی!!

        در پناه خداوند موفق و موید باشین

        دوست عزیز

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
        • -
          صحرا گفته:
          مدت عضویت: 1722 روز

          سلام زینب عزیز

          ممنونم از لطفت

          خوشحالم که برات مفید بوده

          آره همه چی حس ماست

          ما حتی با چشم سرمون انتخاب نمیکنیم با حسمون انتخاب میکنیم

          چقدر رفتیم تو یه خونه همه چی عالی بوده ولی گفتیم حسش دلنشین نیست دلباز نیست

          از دید چشم ظاهر همه چی خوب بوده ولی حس ما اوکی نبود

          همه چی حسه

          و اینقدر یه عده نسبت به قانون جذب گارد دارن دلیلش اینه میگن ما به فلان چیز فک کردیم هیچی نشد چون داستان داستان حسه

          نه فکر

          وقتی قلبت نرم میشه وقتی قلبت گرم میشه وقتی قلبت میلرزه اون لحظست که فکرت حامل بر حست میشه و به جهان ارسال میشه

          منم کامنتاتو میخونم و لذت میبرم

          دوباره کامنت بنویس که شمام عالی مینویسی با منطق های قشنگت

          برات بهترین حس ها رو آرزو میکنم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      مهدی باخدای اشتیوانی گفته:
      مدت عضویت: 994 روز

      سلام خدمت شما صحراخانم وقت تون بخیر در پاسخ به این درگیری ذهنی دوست عزیزمان شما چقدر زیبا و پر معنا که من دقیقا اصل موضوع که احساس خوب می‌باشد را گرفتم آفرین با راهنمایی های بسیار زیباتون …افرین خداوند را صد هزار مرتبه دوستان هم فرکانسی هستن این آگاهی های ناب را رایگان شیر میکنن بین افراد که دنبال راحل اساسی وریشه ای هستن خدایا شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        صحرا گفته:
        مدت عضویت: 1722 روز

        سلام آقا مهدی عزیز

        وقت شمام بخیر

        ممنونم از لطفتون

        خداروشکر که هدایت شدید به این صفحه و به دلتون نشست

        همه چی حسه هر تمرینی هر کلامی هر فکری احساس رو برانگیخته نکنه تاثیر چندانی نداره

        بهترین کاری که میتونیم انجام بدیم بهترین خدمت به خودمون سرمایه گزاری رو احساسه

        ثروت میخوام ؟ بیام اول احساس فراوانی در خودم پرورش بدم این احساس به یه مرحله ای برسه قدرت بگیره درها رو باز میکنه

        آدما ،شرایط ،فرصت ها ، ایده ها و…. رو میاره

        این احساس باید مثه یه بذر ازش مراقبت کنیم و همش رشدش بدیم که قوی و قویتر بشه

        چون احساس ضعیف قدرتی نداره

        نباید اجازه بدیم این احساس با دنیای بیرون قاطی بشه

        هر اتفاقی افتاد دارم میبینم ولی سعی کنم حسم درگیر اون اتفاق نشه که نیاز به تمرین داره در عمل راحت نیست

        بازم ممنونم و

        براتون بهترین ها رو آرزومندم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 915 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    سلام به همه دوستان عزیزم

    استاد واقعا همینه امروز بازم گوش دادم و امروز عمیق تر شنیدم ، وقتی گوش میدادم امروز به لابه های عمیق تر درونم میرسیدم‌

    مثلا این اومد تو ذهنم که تو ذهن من یک اهرم رنج و لذتی درست شده بود از لذت معنویات و لذت مادیات

    خب هر دوتا رو تو زندگیم به صورت جداگانه تا حد خیلی خوبی تجربه کرده بودم

    و اون روزهایی که من شب و روز داشتم با خدا نیایش میکردم و حالم و آرامشم عالی بود تو ذهن من به عنوان یک لذتی که نهایت همه لذت هاست و جایگزینی نداره نقش بسته بود

    و خب یک برهه هم من تو مادیات پیشرفت های خوبی داشتم و زندگیم از نظر مادی عالی بود و اون تایم من هیچ ارتباط معنوی با خدا و …. نداشتم

    و حالا ذهن من این دوتا لذت رو گذاشت مقابل هم و چون باور اینو داشتم که این دوتا متضاد هم هستن ، ناخودآگاه لذت معنوی بودن چربید و کلا مادیات رو حذف کردم

    یعنی تا تحت فشار مالی قرار میگرفتم پول هم نمیومد ذهنم الارم میداد که نه اگه الان پول باشه تو دوباره این لذت ارتباط با خدا رو از دست میدی و خدا رو از دست میدی و من خس بد میگرفتم دقیقا اصلا نمیدونستم چرا مثل یک ماشین خودکار دچار حس وحشتناک میشدم ‌و اون پول باید فقط صرف هزینه زنده موندنم فقط می‌شد و مابقی رو با عجله از زندگیم پاک میکردم و بعدش یک حس عجیب آرامش بهم دست میداد که اخیش ازش رها شدم دوباره برگشتم به این آرامش ‌‌عشق خدایی و مکان امن معنوی خودم و …… هر چقد هم نیازهای مادی بهم فشار میاورد و رنج ایجاد می‌کرد از بس اون لذت معنوی تو ذهنم قوی بود میتونستم تحمل کنم

    ولی خالا میدونم و درک کردم من اگر مومن واقعی هستم باید ثروتمند باشم ، نه فقیر

    ثروتمند تو زمینه مادی و معنوی ….

    هیچ لذتی تو خالی بودن نیست و هیچ رنجی تو دارا بودن وجود نداره …..

    هر چقد ثروت و دارایی هام بیشتر بشه خداوند رو بیشتر حس میکنم ‌‌میتونم ارتباطم رو با خدا قوی تر کنم

    من اون قسمت دوم رو ندارم که اگه پول داشته باشم بدم به بقیه تا طوری پول رو‌حلال کنم ، در واقع ذهن من اصلا نمی خواد دارای ثروت باشه که بخواد بعدش اینطوری از فیلتر رد کنه اصلا به اون مرحله نمیرسه تو همین مرحله دریافت دچار مشکل هست و خیلی کار دارم برای اینکه حس معنوی رو تزریق کنم به مادیات ‌‌و پول و ثروت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  4. -
    اسما عدالتیان گفته:
    مدت عضویت: 395 روز

    سلام به استاد و دوستان فوق‌العاده من

    من همین یک ماه پیش با مادرم صحبت کردم راجب اینکه مامان من اگر پولدار بشم به همه فقرا کمک میکنم و یا یه عالمه نذری میدم واسه تمام مناسبتها، و میگفتم من اگه پولدار بشم یه عالمه پلو گوشت و…

    نذری میکنم

    و جدا از این صحبت های من با مادرم من همیشه با خودم میگفتم مردمی که پول دارند مثل مادر پدر من، نباید ده هزار تومن پنج هزار تومن کمک کنن، باید صد هزار تومن یا قیمتای خیلی بالا کمک کنن به فقرا

    و یک داستان خیلی جالب دیگه که یادم اومد، چند ماه پیش مادر پدر من مسافرت بودند و من تنها خونه بودم تو این مدت یک هفته، یک روز با یکی از دوستام که بعضی شبها اومد پیشم تا من تنها نمونم رفتیم صبح تا ظهر بیرون پیاده روی و ورزش

    و تو راه برگشت خیلی گرسنه بودیم و من دوتا نون پر از کنجد و خیللی خوشمزه خریدم و چقدر دوتامون ذوق زده شده بودیم که این همه راه رفتیم گشنمون هم هست بریم خونه این دوتا نون رو بخوریم تا غذا آماده شه، و نیازی نیست تا دو سه ساعت دیگه گشنه باشیم، و موقع برگشت یک فرد فقیری اومد سمت ما و من بلافاصله یکی از اون نون هارو دادم بهش

    و ذهنیت من این بود خب من پول دارم یه عالمه و باید این نون و بدم به این فرد که پولی نداره

    و خیلی متعجب هستم بابت تمام افکار اشتباهی که تا همین یک ماه پیش داشتم و شاید تا قبل اینکه این فایل رو گوش داده باشم این باور هارو داشتم

    و من متحیرم! خدارو شکر میکنم بابت اینکه هدایت شدم به سمت این فایل

    خدای بزرگ من چقدر عاشقتم

    چقدر دوستت دارم

    و چقدر تو منو دوست داری که هرروز هدایتم میکنی و هرروز افکار اشتباه من رو نشونم میدی تا درستشون کنم

    ممنونم ازت خداجونم که راه من رو آسون میکنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    مهدی حوازاده گفته:
    مدت عضویت: 1596 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز

    یه تحقیقی کردم در مورد نسبت جمعیت به ثروت در مذاهب مختلف

    55 درصد ثروت جهان رو مسیحی ها دارن و 5.8 درصد مسلمانان و 1.1 درصد یهودی ها

    جمعیت یهودی ها 15.7 میلیون نفر

    مسلمانان 2 میلیارد

    و مسیحی 2.4 میلیارد نفر

    بعد اومدم نسب گرفتم

    نسبت ثروت به جمعیت یهودی ها به مسیحی ها حدود 3 برابر و نسبت به مسلمان ها 22 برابر حدود میشه

    (55 تقسیم بر جمعیت مسیحی ها و به همین ترتیب برای بقیه )

    فقیر ترین گروه مسیحی ها پروتستان های محافظه کار به اصطلاح هستند (conservative Protestants) که اتفاقن معتقد ترین گروه هستند و اعتقاد دارن انجیل کلام بی خطای خداست

    از هر 5 مسلمان 1 نفر با منابع کمتر از یک دلار در روز زندگی میکنه ( روزی کمتر از 90 هزار تومن )

    و بیشتر از 50 درصد جامعه مسلمان فقیر هستند

    اما در مورد یهودی ها به 20 درصد میرسه و در اسرائیل 4.2 درصد فقر وجود داره و در ایران 30 درصد ( بیش از 7 برابر ) زیر خط فقر هستند و 80 درصد با مسائل مربوط به فقر درگیر هستند

    اینا داره به وضوح تفاوت باور هارو نشون میده

    داره نشون میدهدکه چه نگاهی چه نتیجه ای میده

    کلا نمد هولا و هولا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  6. -
    سوق گفته:
    مدت عضویت: 1468 روز

    سلام به همه دوستای فوق العاده و مثبت اندیش

    سلام به استاد فوق العاده ام با مریم جان خوش صدا من

    امروز پشت سیستم نشسته بودم و نمیتونستم فایل های استاد رو با صدا گوش بدم

    ولی من عمیقا دلم میخواست بیام و حرف های جدید بشنوم پس نشستم به کامنت خوندن

    و دیدم چقدر قشنگ خدا منو راهنمایی کرده تا به چیزی که میخوام برسم

    مدتی بود آرامش نداشتم ، حال دلم خوب نبود ، احساس میکردم دلم غم داره

    اما با توجه به قانون من سعی میکردم به نکات مثبت زندگیم فکر کنم

    مراقب صحبت های که مزنم باشم ، غر نزنم ، اخبار منفی رو دنبال نکنم

    و هممممممش سعی میکردم به محض ناراحت شدنم بیام تو سایت یا فایل های استاد رو با صدای بلند گوش بدم

    توی ماشین ، محل کار ، خونه و همه جااااا

    اما من همیشه فکر میکردم اگه پول توی حسابم بیشتر باشه من آرامش دارم

    اگه پول داشتم و فلان کارو میتونستم بکنم خوشحال میشم

    اگه پول داشتم عصابم راحت بود….

    اگه پول داشتم استرس بدهی هامو نداشتم…

    اگه پول داشتم…

    اگه…

    اگه…

    با این فکر ها خیلی خودمو از آرامش ، از ثروت واقعی ، از خانواده و حتی من خودمو از خودم هم گرفته بودم

    و همه اطرافیانم رو دور کرده بودم از خودم ، چون داشتن از افکار منفی که میتونستم ساعت ها بهشون فکر کنم و حتی حال منو بدتر کنن میگرفتن

    یه جا دیدم نمیشه

    نمیشه هم حالت بد باشه

    هم آرامش نداشته باشی

    هم انقدر غر بزنی

    بعد دنبال پول هم باشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    سخت بود ولی فکر منفی هارو به دقیقه نکشیده با اتفاق های مثبت قبل تغییر میدادم

    سخت بود ولی دیگه غر نزدم

    سخت بود ولی سعی کردم دیگه به پول فکر نکنم

    چون من رسیده بودم به نقطه ای که همه چیز داشتم ولی ناشکر شده بودم

    نعمت های که از صفر تا الان خدا بهم داده بود رو نمیدیدم

    بیشتر میخواستم ولی ظرف من هنوز بزرگ نشده بود

    رسیدم به نقطه

    “تسلیم”

    من تسلیم شدم و گفتم خدا الان فقط آرامش میخوام

    فقط میخوام تو کنارم باشی

    میخوام حال دل من خوب باشه

    چقدر قشنگ منو تو آغوش گرفت و قبل از اینکه من ضربه بعدی رو بخورم منو از اون محل دور کرد

    منو دور کرد از هر چیز منفی

    بهم گفت فقط به خودت فکر کن و سپاس گذار باش

    بهم کار جدید داد و گفتم خدا من خیلی کارام زیاد میشه استرس ام زیاد میشه

    گفت صبر کن درست میشه

    فقط اونی که من میگم انجام بده

    بعد از دو هفته دیشب فهمیدم چی برای من در نظر داشته

    کار قبلی من که دور کاری بود تا یک ماه دیگه شرکتش قراره بسته بشه

    اون منو قبل از اینکه باز استرس کار داشته باشم

    استرس اینکه شاید یک ماه درگیر کار پیدا کردن و نگرفتن حقوق باشم

    اورد اینجا و گفت منتظر باش بهت میگم

    از روزی که تسلیم اش شدم حالم عالیههههه

    من ی دختر به شدت کم انرژی بودم که فقط ی شیفت کار میتونست کل انرژی منو برای ی روزبگیره

    از خدا خواستم کمکم کنه من انرژی لازم برای کار هام پیدا کنم

    این دو ماه من شدم ی دختری که برام آرزو بود

    هم سرکار میرم

    هم درس زبان و کلاس زبانم رو میرم

    هم باشگاه میرررم (چقدر منو سرحال و پر انرژی تر کرده چقدر باعث حس ارزشمندی شده )

    هم به کار شخصی خودم برای لباس های محلی بندری میرسم

    هم فایل های استاد رو گوش میدم

    هم وقت دارم برای کامنت گذاشتن

    خدایی من هزاران بار شکرت

    این دختر الان با اون دختر سابق از لحاظ انرژی و حال و خوب قابل قیاس نیست

    خدای قشنگم برای انجام هر کاری گفتم بیا بشین کنارم و بهم بگو چیکار کنم تو بگو من انجام میدم

    دقیقا مثل الان که گفتم بیا بشین کنارم باهم این کامنت رو بنویسیم

    و هزاران بار سپاس از استادم که منو با این خدایی کنارم آشنا کرده

    “سوق”

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  7. -
    مهدی حوازاده گفته:
    مدت عضویت: 1596 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز

    امروز یه گفت و گویی با دوستم داشتم و تازه درک کردم انگار که باور های ما چطور داره به ما آسیب میزنه

    خیلی از ما از جمله خودم بر این باوریم که پول که خیلی مهم نیست مهم آرامشه مهم در لحظه بودنهذمهم لذت بردنه و حالا اگه به پولم برسی چیز خاصی نیست و تو باید از لحظه لذت ببری و در نتیجه اینکه پول مهم نیست و مهم چیزای دیگه هست و یکی از فایلای مصاحبه با دوستان یکی از بچه ها گفت من کمترین نتیجه ای که از اموزش های استاد گرفتم نتایج مالی بوده و گفت شرایطم بهتر شده اما هنوز مستاجر هستم و منم دقیقا همون موقع گفتم این بخاطر همین باوره که هنوز مستاجره چون توی ذهن اون مثل من اینه که بابا پول که مهم نیست مهم آرامشه

    پول به اندازه خدا مهمه چون خود خداست

    پول به اندازه آرامش مهمه چون عامل آرامشه

    پول ساختن به ثروت مادی رسیدن مهمه مهمه که من ثروتمند باشم به همون اندازه که مهمه باج ندم به بقیه

    به همون اندازه که آرامش و لذت مهمه پول ساختن هم مهمه

    من باید از لحظم لذت ببرم و حال خوبم رو به پول گره نزنم اما این به این معنا نیست که پول مهم نیست بلکه لذت بردن از لحظه یعنی قدم برداشتن در راستای ثروتمند شدن

    من باید لذت ببرم تا به ثروت برسم

    چون هم لذت بردن خیلی مهمه هم به ثروت رسیدن خیلی مهمه

    یکی از نتایج بزرگ یعنی حساب بانکی پر پول داشتن و‌ اگه من ندارم نباید خودمو گول بزنم که حالا مهم نیست بلکه باید راه رو پیدا کنم نه صورت مسئله رو پاک کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  8. -
    مهدی حوازاده گفته:
    مدت عضویت: 1596 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز یه تحقیقی کردم با هوش مصنوعی خواستم به اشتراک بگذارم و نتیجه گیری کنم

    ### چند نفر میلیاردر یا میلیونر در یک سال، ماه یا روز اضافه می‌شوند؟

    #### میلیاردرها در سال 2025

    – طبق لیست فوربز، در سال 2025 حدود 288 نفر میلیاردر جدید به لیست جهانی اضافه شدند

    – یعنی به‌طور متوسط 24 نفر در ماه یا تقریباً روزانه 1 نفر

    #### میلیونرها در سال 2024

    – تنها در ایالات متحده، 379٬000 میلیونر جدید ثبت شده‌اند

    – یعنی بیش از 1٬000 نفر در روز فقط در آمریکا

    – در سطح جهانی، حدود 680٬000 نفر در سال 2024 به جمع میلیونرها پیوسته‌اند

    – جمعیت میلیونرهای دنیا به 60 میلیون نفر رسیده که حدود 40٪‌ از آن‌ها در آمریکا هستند

    همین که داره به من نشون میده که روزی 1000 نفر به ثروت میلیون دلاری میرسن اونم فقط توی امریکا (بیش از 90 میلیارد تومن دارایی )

    به من داره میگه که ثروت به اندازه کافی هست و یک کیک محدود نیست چون هر روز ثروت و ثروتمندا دارن بیشتر میشن و اگه کسی نرسیده به اون مشکل از باور هاش هست نه ثروت جهان و به اندازه کافی و برای همه ثروت هست چون ما ثروت رو خلق میکنیم نه اینکه از قلک برداریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  9. -
    پیمان گفته:
    مدت عضویت: 2171 روز

    سلام خدمت استاد و دوستان عزیز

    من چند روز پیش وقتی این فایل رو برای اولین بار گوش دادم اومدم روزی را تصور کردم که میلیاردها تومان پول دارم. بعد دیدم وقتی ثروتمند بشم چقدر حسم بده و اتفاقات بد دارن برام می افتن و به این نتیجه رسیدم تمام این اتفاقات بد نتیجه باورهای اشتباه من بودند.

    ولی الان که اومدم تجسم کردم، همش حس خوب بود و همش اتفاقات خوب بود.

    این چند روز خیلی خوب روی باورهام کار کردم، البته بازم راه داشت بهتر و بیشتر کار کنم ولی انگار تنبلی کردم.

    مهمترین باوری که بوجود آوردم اینه که «هر آنچه از نزد خدا بیاد خوبه و خدا هرچی بده فقط خیره و هر آنچه ما داریم را خدا داده، پس همه چیز خیره.

    ثروت هم خدا به وجودش آورده، امکان نداره ثروت بد باشه»

    من از خدا خواسته‌ام خودش ثروت بدهد و دیگر هیچ وقت روی دیگران و حتی روی خودم هم حساب نکنم. من دیگه هیچ وقت نمیخوام بگم فلان چیز را بدست آوردم فقط میخوام بگم خدا داده. و اعتبارش رو به خدا بدم.

    یاد گرفتم دیگه هیچ وقت من من نکنم و فقط بگم خدا

    ️ثروتی که من بدست میارم با باورهای قبلی، درسته با اونا هم میشه ثروت ساخت ولی امکان ندارد من را به خدا نزدیک کند. و امکان ندارد خیر باشه

    همه چیز سخت بدست میاد

    هر روز جنگ و دعوا

    شب و روزت به هم دوختست

    رابطه ات با خانواده اصلا خوب نیست

    هیچ وقت براشون وقت نداری

    در اوج جوانی موهات سفید میشن

    وقتی ثروت مند میشی که پیر شدی و دیگه نمیتونی ازش استفاده کنی

    هیچ وقت سالم نیستی

    هیچ وقت نمیتونی یه سفر درست و حسابی بری

    همش در حال دویدنی

    هیچ وقت در لحظه زندگی نمیکنی

    هر جایی باشی فکرت رو دردسرهای کارته

    احساس میکنی در دنیای دیگر باید بری جهنم

    همیشه با کارمندات در جنگی و همیشه دنبال یه نفر درست و حسابی هستی و هرگز گیرت نمیاد

    .

    .

    .

    ️ولی ثروتی که خدا داده همیشه رحمته و خوشبختی دنیا و قیامت رو با خودش میاره.

    هیچ سختی ای در کار نیست

    فقط لذته و توجه به زیبایی ها

    انگار آسان شدی برای آسانی ها

    تو داری از کارت لذت میبری و خداوند از بینهایت طریق داره ثروت میرسونه

    اصلا لازم نیست قبل از انجام کاری حساب و کتاب کنی چون خدا بغیر حساب ثروت میده

    وقت آزاد فراوان داری

    لازم نیست شب و روزت رو به هم بدوزی

    اصلا همون کار هم برات عبادت میشه

    و وسط کارت حس و حال خوب داری و فقط شکرگزار خدا هستی

    چقدر کار کردن و کسب ثروت را یک مسیر الهی میبینی

    رابطه‌ات با خانواده چقدر خوبه و همیشه براشون وقت داری

    فرزندت را خودت به کلاس یا باشگاه میبری و لازم نیست براش راننده بگیری چون همیشه براش وقت داری.

    هر لحظه بخاطر وجودشون سپاس گزاری

    کارمندهای خوب خودشون برای کار کردن برات داوطلب میشن.

    .

    .

    .

    من این مسیر را انتخاب کردم تصمیم گرفتم همه چیز را به خدا بسپارم و بر خودش توکل کنم و بهش اعتماد کنم و همه چیز را از خودش بدانم و به هر آنچه از نزدش آمد اعتماد کنم. و به خدا اجازه دادم که هدایتم کنه.

    برای همین خیلی کارها برام راحت شد

    خیلی راحت معامله میکنم و همه چیز را به خودش میسپارم

    خیلی راحت میرم سر کار و هدایت میشم به جاهایی که راحت بهم قیمت میدن

    خیلی راحت خیلی چیزها را یاد میگیرم

    خیلی راحت نعمتها میان توو زندگیم

    فقط دنبال راحتی هستم

    و هنوز هم دارم باورهایی پیدا میکنم که راحت تر کارام انجام بشن

    اما هنوز مشتری پیدا نکردم و برای این یکی هنوز خیلی کار دارم

    چون درسته نعمت میاد ولی هنوز ثروتی که میخوام نیومده و من تازه وارد کارم شدم و در این چند ماه فقط یک مشتری داشتم. و سه ماه میشه مشتری نداشتم.

    خیلی باورهای اشتباه دارم درباره مشتری، کسب‌وکار، فراوانی، هدایت شدن مشتری ها و… که تصمیم گرفتم روشون کار کنم.

    من کمتر از یه ماهه تعهد دادم که بخوبی کار کنم درست مثل آقای افلاطون نوروزی، چون ایشون بهم یاد داد که مسکن وار انجام دادن تمرینات یعنی چی

    از وقتی که ایشون الگوم شدن دیگه هیچ وقت مسکن وار فایل گوش ندادم.

    با اینکه کلی بدهکاری دارم هیچ وقت بیشتر از ده دقیقه حسم بد نشده و سریع برگشتم به حس و حال خوبم و مسیر توحیدی

    من الان وقتی تمرین میکنم ساعت ها تمرین میکنم از صبح تا شب

    تازه به این درک رسیدم که اصلا وقتی به درک های جدید میرسی که چند ساعته داری رو خودت کار میکنی!

    الان تمریناتم مسکن وار نیست ساعت ها کار میکنم

    گاهی برای نوشتن یک کامنت سه چهار ساعت وقت میزارم

    این یعنی سه چهار ساعت حس خوب

    گاهی صبح شروع میکنم به نوشتن یک مطلب بعد هر وقت یه دقیقه یا یه ساعت بیکار شدم شروع میکنم به نوشتن و تا شب طول میکشه تا وقتی که بخوابم

    یکی دو تا کامنت رو من در طول یک روز نوشتم و شب بارگزاری کردم توو سایت.

    خدا میدونه الان در نوت بوک گوشی من چقدر کامنت و نوشته هست که هنوز در سایت بارگزاری نکردم چون به اون حد از رضایتم نرسیدن.

    من قبلا خیلی عجله میکردم و خیلی رو دیگران و خودم حساب میکردم

    نزدیک 5 سال پیش وام گرفتم و روانشناسی ثروت رو گرفتم تا بلکه اون بسته کاری برام انجام بده، ولی هیچی بدست نیاوردم؛ چون همش عجله کردم، هیچ وقت متعهد نشدم و هیچ وقت اینقدر رو خدا حساب نکردم.

    تصمیمات جدیدی گرفتم که تا الان بخوبی بهشون عمل کردم:

    تصمیم گرفتم تا وقتی که از فایل های رایگان نتیجه نگرفتم از بسته روانشناسی ثروت استفاده نکنم.

    تصمیم گرفتم هر روز کار کنم هر ساعت کار کنم با نوت بوک گوشی با کامنت نوشتن با دفتر تمرینم با فایل گوش دادن و…

    الان جوری شده هر ساعت من هدایت میشم به تمرین کردن، اصلا اراده‌ای در کار نیست که بگم اراده کنم برم تمرین کنم.

    گاهی وسط تمرین یه دفعه یادم میاد سه چهار ساعته دارم تمرین میکنم.

    الان کلا وارد جمع ها نمیشم

    به خیلی ها افتخار میکردم و روشون حساب میکردم ولی الان هرگز پنج دقیقه هم کنارشون نمی نشینم.

    حرف هیچ کسی رو باور نمیکنم مگر اینکه خودم دربارش تحقیق کنم.

    ورودی هام کاملا کنترل میشن.

    روی هیچ کس حساب نمیکنم غیر از خدا

    نه دوستام نه طایفه ام نه مشتری هام و نه آشناهام

    تازگی به این درک رسیدم که مشتری هام نیستن که من رو ثروتمند میکنن، فقط خداست و هرگز روشون حساب نکنم.

    چون دیدم بعضی مشتری ها چه بلاهایی سر اطرافیانم آوردن.

    من دیدم خودم به خودی خودم ثروتمندم

    ثروتهایی که خدا داده رو حساب کردم، دیدم لازم نیست من به هیچ کس التماس کنم برای پول چون واقعا پول دارم.

    من قبلا اصلا این ثروت را نمیدیدم. و میگفتم خدا هیچی بهم نداده و من ارث خاصی هم بهم نمیرسه پس باید خودم کار کنم. اینطوری شد که خودم رو انداختم توو سختی ها و گفتم باید خودم بدست بیارم.

    درسته از نظر خیلی ها خوب کاری کردم بیخیال همه چیز شدم و خودم کار کردم ولی اصلا لازم نبود اینقدر سختی بکشم.

    من خودم سختی ها را انتخاب کردم. گفتم سخته ولی انجامش میدم و واقعا هم چندبار موفق شدم.

    نمیدونم شاید این سختی ها هم بخشی از مسیرم بود تا یاد بگیرم انتخاب کنم زندگی آسانی داشته باشم. و روی خدا توکل کنم

    البته من درباره ثروت، توهم نزدم، ثروت های واقعی رو میگم

    هم حقوق کارمندی دارم و هم چندین میلیارد بهمون ارث رسیده هم از پدر بزرگ و هم مادربزرگ.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    امید بهرامی گفته:
    مدت عضویت: 326 روز

    بنام فرمانروای ثروتها

    درود ب دوستان و جناب عباسمنش جذاب و دوستداشتنی

    من سالها قبل فکر میکردم ثروتمندا مغرورن و خودشونو بالاتر از بقیه میبینن ،و الان میبینم اونچیزی ک من غرور میدیدم اعتماد بنفس و عزت نفس بوده و اتفاقا ثروتمندترها مهربانتر و فروتن تر هستن

    فکر میکردم ثروت زیاد فقط از راه نادرست مثل کلاه گزاشتن سر دیگران .دزدی .قاچاق و امثالهم بدست میاد ولی الان میبینم وقتی از خدا بخای میتونه راههایی جلوی ادم بزاره که ثروت از درو دیوار به راحتی برات بباره و تو در حیرت بمونی و بخودت بگی من چقدر ذهن و قلب کوچیکی داشتم که فکر میکردم ثروت زیاد فقط از راه نادرست بدست میاد

    فکر میکردم ثروتمندا بی بندو بارن و همش دنبال عیش و نوش یا اینکه فکر میکردم برای ثروتمند شدن باید سخت تلاش کنی تاحدی که طعم زندگی رو نتونی بچشی ولی الان میبینم میشه همزمان با راحتی و لذت بردن از زندگی به ثروت مالی بیشتری رسید

    برای اولین بار به صورت نا خود آگاه دوتا جمله که الان میفهمم تاثیر زیادی در پیشرفت مالیم داشته رو روزی چندین و چندبار به شوخی با همکارام تکرار میکردم

    اولی ، پول هست زیادم هست

    دومی ، یا حضرت پول

    پرودگارا تو را سپاس برای سلامتی خانواده خوب ،بچهای شیطونم ،برای آرامش ،برای ورزش برای باورهای خوبی ک دارم و به امید بهبود و پیشرفت در همه ابعاد زندگی

    با ارزوی بهترینها برای جناب عباسمنش ‌و همه دوستان

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: