رابطه خداوند و ثروت در ذهن
نکته مهم:
ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را بهطور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.
در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربههای معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرتهایم با آنها – مثل همیشه – سعی کردهام از طریق یافتن ارتباطهای معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آنها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیقتر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد میکنند.
در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را میبینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» بهشدت مذمت میشود و «فقر» بهعنوان جلوهای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار میگیرد. فرقی هم نمیکند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.
قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز بهخاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگیام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قویترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگیام، همین باور است.
سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوههای مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.
از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار میکند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطقهایی داشتم که بهحدی از منطقهای محدودکننده قبلی محکمتر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روانشناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.
در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمیتوانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمیتوانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور میکند» و اصلاح آن، آرامآرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگیام باز کرد. به یاد میآورم که در مدت کوتاهی، بدهیهایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواستههای مالیام رسیدم.
سپس، آرامآرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگیام بیشتر و باثباتتر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیدهام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگیام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشهای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.
تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزههای این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، بهصورت پایدار متحول کردهاند که بخشی از نتایج آنها را میتوانید در سایت مطالعه کنید.
برمیگردم به موضوع این فایل:
در مراودههایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفتوگوهای آنها، بهوضوح باورهای محدودکنندهشان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار میکرد و قانون را با دقت برایم مرور میکرد.
نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جستوجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قویای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأملتر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمیآید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم میکنند و بعضاً خیلی هم تلاش میکنند اما به نتیجه نمیرسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا میداند، بهاندازهای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالیاش، این باور بهراحتی رشتههای او را پنبه میکند و او را با مسائل مالی تمامنشدنی احاطه میکند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آنها بیخبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمتهای فراوانی محروم کردهاند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.
در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:
چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمیتواند در کنار هم بگنجد و بهقول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم میتواند به بهشت برود!
همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.
توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهیها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکنندهای میرساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکتهبرداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
الف)
چقدر در لایههای درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور میشوم؟
وقتی نعمتها وارد زندگی شما میشوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر میشود، چقدر در لایههای پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمتها به زندگیتان را حس میکنید؟
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
- چقدر در مراودههای خود، این صحبتها در زبان یا فکر شما میچرخد که:
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛
- چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند؟
چقدر در رفتارها یا برداشتهای ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
چقدر نسبت به درستکاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟
در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟
تجربههای خود یا افرادی را بنویسید که بهخاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش میکنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک میکند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور میکند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درستکار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش میکنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.
ب)
همچنین، اگر روی دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کردهاید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهیهای این دورهها:
- چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
به چه ایدهها و فرصتهایی هدایت شدید؟
چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدمهایی وارد زندگی شما شدند؟
چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟
منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن252MB35 دقیقه
- فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن34MB35 دقیقه













به نام خدای سمیع
سلام به استاد عزیزم
سلام به مریم بانو
سلام به همه دوستای نازنینم
دیشب یه اتفاق جالب افتاد دوس داشتم توی کامنت های این فایل ثبتش کنم که همیشه یادم بمونه!!!
من فروشگاه دارم، فروشگاه کتونی که کمی دور از مرکز خرید شهره!
ولی تو خیابون پررفت وامد شهرم
که خیلی ها بهم میگن جای فروشگاهت خوب نیس ورشد نمیکنی!
منم با توجه به قانونی که یاد گرفتم میدونم جای مغازه مهم نیس و….
الان صب شنبه روز تاسوعای1404هست
تاسوعا عاشورا که تو ایران تعطیله!
دیروز هم که جمعه بود
پس یعنی سه روز تعطیلی پشت سرهم وتعطیلی کاسبی
خب من همیشه روزای جمعه عصر فروشگاه رو باز میکنم!
دیشب آخر تایم که خواستم کرکره فروشگاه رو بدم پایین
راضی نبودم تو دلم گفتم خدایا من که دارم تعطیل میکنم ولی من فروش میخام، مشتری میخام،
چطوری؟من نمیدونم تو بلدی حتی برا فروشگاه تعطیل بفروشی!
یا پولی همین امشب بیاد به حسابم!!
خب من تعطیل کردم اومدم تو اتاقم بدون اینکه لباس های بیرونم رو عوض کنم،یه چایی ریختم داشتم میخوردم
و داشتم به این فک میکردم که امشب فروش خوب نبود!
فردا وپس فردا هم که تاسوعا عاشوراست
وهمه جا تعطیله و فروشگاه منم تعطیله و فروشی در کار نیس
یعنی سه روز پشت سرهم هییییییچ!!!!!
در همین حین,یه شماره افتاد روگوشیم،
جواب دادم
یه مشتری آقا بود گفت دم فروشگاهم، خرید دارم
ولی شما تعطیل کردین،
بهش گفتم همین الان تعطیل کردم!
گفت میدونم خونه و فروشگاه کنار هم هستن
خواهش میکنم بیا فروشگاه رو باز کن من خرید کنم
اومدم بهش بگم انشالا روزی دیگه تشریف بیارین،
یاد گفتگوی چند دقیقه پیشم با خدا افتادم!!!
به خودم گفتم دختر مگه تو از خدا برای فروشگاه بسته مشتری نخاستی؟؟؟
مگه همین چند دقیقه پیش به خدا نگفتی من نمیدونم تو باید برام همین امشب بفروشی؟؟
خب الان همین مشتری هم کار خداست
خدا فرستادش که تو رو به خواستت برسونه !!
اینجا بود که چشمام برقی زد ودلم برا خدا غنج رفت
و به مشتری گفتم یه لحظه صبر کن الان میام
بلند شدم کلیدهای فروشگاه رو برداشتم لبخند زنان به خدا دویدم سمت فروشگاه !!
خونمون و فروشگام دیوار به دیوار هم هستن کمتر سی ثانیه من از اتاقم میرسم محل کار رو خخخخخخ
خب دیدم مشتری یه خانم و آقای جوان هستن
کرکره رو دادم بالا،
لامپها رو روشن کردم،
به مشتری ها خوشامد گفتم و…
خانم واقا رفتن سمت ویترین،
در کمتر از یک چشم بر هم زدن آقا گفت سایز 38 این مدل رو برامون بیار!
وخودش هم یه مدل مردونه گرفت دستش!
منم بهشون گفتم همین مدل 38 سایزمردونه هم داره،
میتونید به صورت ست بردارید(ست زن و شوهری)
که آقا گف خب پس سایز 42ش رو هم برای من بیار!
سایز 42 رو هم دادم دست مشتری آقا!!
یه لنگش رو پوشید و زود درش اورد،
خانمش هم همینطور، یه لنگ رو تست کرد!
بلند شدن اومدن سمت من وگفتن این دوجفت ست رو برمیداریم!
در کمتر از دو دقیقه انتخاب کردن,
مدل های مختلف رو پا نزدن!!
نیم ساعت کتونی به پا تو فروشگاه قدم نزدن
کلی باهم صحبت نکردن!!!
اتاق فکر تشکیل ندادن که آیا بخرن یا نه!!
حتی قیمت نپرسیدن!!!
مشتری که خدا سفارشی بفرسته همینقدر آسونه!!!
خدایااااا عاشقتم
الحق هم که انتخابشون عالی بود، جدیدترین رنگ و مدل نایک V2K خارجی رو برداشته بودن!!
هیچی دیگه من خریدشون رو آماده کردم گذاشتم تو بگ های اختصاصی فروشگاهم ودادن دستشون
وبراشون کلی آرزوی خوب کردم به رسم آرزوهایی که بدرقه راه همه مشتری ها عزیزم میکنم!!
و بهشون میگم:
که انشالاخریدشون مبارک باشه،
به دل خوش استفاده کنید،
انشالا کارتتون همیشه پر خیرو برکت باشه و….
بدون اینکه صحبت تخفیف یا چیزی کنن کارتشون رو دادن ومن کارت کشیدم و رفتن!!!
دوسه جمله هم با من حرف نزدن!!!
همینقدر آسون وراحت خدا چندین میلیون برام فروخت!!
چقدر خوبه که همیشه کارها رو بسپاریم به خدا و خودمون عقب وایسیم!!!
اینجا بود که یادم افتاد خدا چقدر راحت میتونه خواسته های ما رو برآورده کنه
اگر ذهن ما ترمز و مقاومتی نداشته باشه!!!
همزمان با اونا چند مشتری دیگه هم وارد مغازه شدن هرچند خرید نکردن ولی من کلی خوشحال شدم!!
وقتی مشتری ها رفتن ساعت از 11شب گذاشته بود من تعطیل کردم وبرگشتم خونه
ولی
خیلی خیلی خوشحال بودم وبه قول معروف تو دلم عروسی بود
نه برای اینکه فروش کرده بودم ، هرچند از فروش هم خیلی خوشحال بودم!
ولی دلیل اصلی خوشحالی من این بودکه :
خدای عزیزم جواب خواسته ای که از دل من رد شده بود را داده بود و برای فروشگاه تعطیل مشتری آورده بود!!!
برای این خوشحال بودم که
به ذهنم ثابت شد خدا صدای منو میشنوه
بهم ثابت شد همه کاره خداست
و خدا برای اینکه به من روزی برسونه نیاز نداره فروشگاهم وسط مرکز خرید شهر باشه!
بهم ثابت شد خواسته های من برای خدا چیزی نیستن!!!
بهم ثابت شدمن فقط با احساس خوب وباورهای درست خواسته هامو از خدا بخام و رها باشم
وبه چگونگی رخ دادنشون کاری نداشته باشم، خدا میدونه از چه راهی براوردشون کنه!!
خوشحال بودم چون یکبار دیگه قانون بهم ثابت شد!
دیگه با این اتفاق قشنگ، دیشب من رو ابرا بودم چون نشون داد
راهم درسته،
مسیرم درسته،
قانون همینه وچیزی غیر از این نیس!!!
من فقط باید با ایمان بیشتر با توکل بیشتر با اراده بیشتر تو مسیر درست بمونم تا نتایج دلخواه خلق بشن!!!
لازم نیس از این شاخه به اون شاخه بپرم!
لازم نیس به صحبت های افرادی که قانون رو نمیدونن
و میخان منو در مورد راههای پیشرفت کسب وکارم نصیحت کنن گوش کنم!!
لازم نیس برای رشد کارم دنبال روش های عجیب غریب بگردم!!!
لازمه فقط رو خودم کار کنم،
رو دو مبحث باور فراوانی و احساس لیاقتم کار کنم!
که خودمو لایق و شایسته دریافت ثروت بدونم!
خودمو لایق دریافت پول های اسون وراحت بدونم!
خودم وفروشگاهم رو لایق مشتری های زیاد بدونم!
لازمه فقط باور کنم:
فراوانی نعمت های جهان رو !!!
اینکه مشتری بی نهایته!
ثروت انتهایی نداره و بی نهاینه!!!
فرصت ها روز به روز بیشتر وبیشتر میشن
هیچ کمبودی در این جهان وجود نداره!!
باورکنم برای ثروتمند شدن عوامل بیرونی هیچ تاثیری ندارن!
فقط وفقط باورهای مالی من مهمه!
اینکه تو ذهن من ثروت و ثروتمندا چه جایگاهی دارن؟؟؟!!
آیا ثروت رو نعمت و برکتی از سمت خدا میدونم یا نه؟؟؟
آیا با ثروت وثروتمندا راحتم یا نه میگم ثروت کثیفه وثروتمندا آدمهای نادرستی هستن؟؟؟
و بی نهایت باور درست دیگه رو در مورد ثروت دارم یا نه؟؟؟؟
لازمه باورهای محدود کننده ذهنم رو بشناسم وبرای برداشتنشون قدم بردارم
و هیچ قدرتی به
عوامل و شرایط بیرونی
از جمله (سن، جنسیت، محل کاسبی، محل زندگی، شانس،قیمت دلار، حکومت، جنگ، امریکا،تبلیغ، ارث، سابقه مالی خانوادگیم،و سایر عوامل) ندم
اگر خیلی باورهای درستی درمورد ثروت ندارم باید رو باورهای ثروت سازم کار کنم همین
به دنبال انجام دادن یه کار خفن در دنیای بیرون نباشم برای ثروتمند شدن!!
فقط رو باورهای ثروت ساز کار کنم و تکامل رو طی کنم
فقط باور باور باور مهمه
باید باورهای ثروت سازم رو تقویت کنم
همین!!!
تمااام
خدایا درهای خیر و برکت وثروتت رو برای من وسایر دوستای نازنینم در این سایت بهشتی باز کن
چون ما لایق بهترین ها هستیم
«خدایا به امید تو»
به نام خدای وهابم
سلام خدمت استاد عزیزم ومریم جان وهمه دوستان نازنینم در این سایت بهشتی
من میخام در این کامنت مشخصن از دو دوست عزیزم بابت کامنت های عالی که درمورد نتایج مالی که گرفتن مینویسن تشکر و قدردانی کنم
آقای افلاطون نوروزی محترم
و
خانم لیلا بشارتی عزیز
این دو دوست عزیز علاوه براینکه نتایج عالی گرفتن از آموزش های استاد
کامنت های خیلی باکیفیتی هم توی سایت میزارن وخیلی مستقیم و شفاف از نتایجشون میگن با عدد و رقم
ومفصل توضیح میدن که چه نتایجی گرفتن!!!
واینجوری الگوی بسیار خوبی میشن برای ما بقیه بچه های سایت که ذهن ما هم باور کنه از آموزش های استاد میشه این چنین ثروت هایی رو خلق کرد
واقعا برای ذهن باور پذیر میشه و ذهن چموش رام میشه و تسلیم میشه که اره میشه اوضاع تغییر کنه
من دیشب تو مغازم نشسته بودم و داشتم کامنت های دوستانی که از طریق ایمیل برام میاد رو میخوندم
که رسیدم به کامنت لیلای بشارتی عزیز
آخه که چقدر حال من خوب شد با خواندن کامنتش در مورد نتایجش
که گفته بودن در حال تاسیس شعبه سوم بیزینسشون هستن
و دو واحد آپارتمان دیگه پیش خرید کردن
و ماهی 500میلیون بابت اپارتمانها پرداخت میکنن و….
قشنگ احساس کردم حالم خوب شد ومدارم رفت بالا!!
و با خودم گفتم پس میشه از یه جیگرکی به این جا رسید که فقط ماهی 500میلیون قسط پرداخت کرد!!
یه دو دوتا چهارتا تو ذهنم کردم که درامدشون خیلی بالاتره که هزینه های زندگی خودشون رو پرداخت میکنن،
حقوق کارمندا،
هزینه های جانبی رستورانها
خرید مواد غذایی اولیه برا رستوران ها
و سایر هزینه ها رو پرداخت میکنن
واینقدر هم بابت پیش خرید آپارتمان پرداخت میکنن و درحال افتتاح شعبه سوم هم هستن
پس ورودی مالیشون درماه چند میلیاردیه!!!
لیلا جان ببخشید اینقدر ریز شدم تو مسائل مالیت،
برای رام کردن ذهن زبون نفهم چم مجبورم محبورررر خخخخخخ
خاستم ذهن بفهمه میشه از یه کسب وکار کوچیک میشه اینقدر رشد کرد که به این اعداد ورقمها رسید
آخه منم الان یه کسب وکار کوچیک دارم وهمه امیدم اینه یه روز اینقدر گسترده بشه !!!
البته که اوضاع الان کسب وکار من از شرایطی که لیلا جان شروع کردن به تغییر به مراتب بهتره
چون من الان هیچ گونه بدهی ندارم،
جنس مغازم رو نقد میخرم ونقد میفروشم
هیچ گونه قسط و وامی ندارم
اصلن دسته چک ندارم
ولی خب اعداد بزرگ هم هنوز وارد زندگیم نشدن
ومن دارم تلاش میکنم که رشد مالی داشته باشم وبه مدارهای بالاتر مالی مهاجرت کنم!!
برسه روزی که ورودی مالی من هم میلیاردی بشه!
وقتی من کامنت لیلا رو خوندم اینقدر احساسم خوب شد که نگو
خب من تو مغازه ام بودم
با خودم گفتم دختر تو وقتی احساست اینجوری میشه
حتما حتما نتیجه اش رو میبینی وفروشی میکنی وپول وارد زندگیت میشه
حتما امشب دوباره فروش میکنی!!
محال این احساس خوب وشعف که از کامنت لیلا جان گرفتی بی نتیجه بمونه!!
ساعت 9ونیم شب بود که این احساسات قشنگ به من دست داد وبلند شدم فقط مغازه رو قفل کردم رفتم خونه که شامل بخورم(خونه ام ومغازه کنار هم هستن)
ولی ایمان داشتم توی همین تایم که دارم شام میخورم حتما مشتری میاد وزنگ میزنه(شماره موبایل رو شیشه مغازه اس) که پشت در مغازم بیا خرید دارم
آقا من اومدم خونه و درحال شام خوردن بودم که یه شماره ناشناس تماس گرفت و همون مشتری بود که مطمئن بودم خدا برام میفرسته!
من شام رو ول کردم برگشتم مغازه
وفقط تو دلم میگفتم خدایا من میدونستم این احساس قشنگی که از کامنت لیلا بشارتی عزیز بهم دست داد بی نتیجه نمیمونه،
خدایا میدونستم تو خلف وعده نمیکنی!
خب دیگه مشتری هایی که خدا فرستاده بود
دو جفت کتونی به مبلغ چندین میلیون خریدن ورفتن
وماشالا انسانهای ثروتمندی هم بودن!!!
من نمیدونم خدا چطوری هدایتشون کرده بود به خرید از مغازه من!!!!
وقتی کامنت های
افلاطون نوروزی عزیز
رو میخونم پر از شور و حال وشعف میشم
چون مستقیم و سرراست میگن که چه رقمهایی وارد زندگیشون شده چه نتایجی گرفتن!!!
ودر آخرین کامنتی که در جلسه اول روانشناسی ثروت 1 گذاشتن
گفته بودن اینقدر در جلسه1 میمونم و رو این جلسه کار میکنم تا فلان رقم بزرگ وارد زندگیم بشه!
وقتی این عدد بزرگ رو خلق کردم وارد جلسه بعدی روانشناسی ثروت 1میشم!
وقتی من کامنتش رو خوندم گفتم آفرین ببین این پسر چقدر به خودش وخلق نتیجه ایمان داره
و میدونه رقم میخوره و منتظره که بزودی این رقم مالی وارد زندگیش بشه،
آفرین پسر به این میگن ایمان وباور داشتن!!!
منم از ایشون این ایده رو گرفتم
که اینقدر در جلسه اول روانشناسی ثروت 1 بمونم و رو این جلسه کار کنم
تا اون هدفی کوچیکی که برایم جلسه در نظر گرفتم خلق بشه بعد برم جلسه بعدی
با خواندن کامنت های امثال افلاطون عزیز
برای من باور پذیر میشه که اگر یکی از بچه های سایت تونسته پس من هم میتونم!!
حتی دیشب اومد تو ذهنم که تایم بیشتری در طول روز بزارم برای خواندن کامنت های این دو دوست عزیز!!
چون الگوهای واقعی هستند که از خود آموزش های سایت نتیجه گرفتن و درمورد نتایجشون عالی مینویسند
چون ممکنه خیلی از دوستان هم نتیجه گرفته باشن ولی اصلن کامنتی توی سایت نزارن
به هر حال من بازم از این دو بزرگوار سپاسگزاری میکنم بابت کامنت هایی که در مورد نتایجشون میزارن
واینجوری انرژی بزرگی رو به جریان میندازن خدا بهشون خیز بده!!!
وانشالا این انرژی مثبت دوباره به زندگی خودشون برگرده که برمیگرده !!!
دوستان عزیزی که شما هم نتیجه گرفتین همینقدر شفاف وخوشگل از نتایجشون بگید تا ما کیف کنیم!!!
اینجوری هم خدا خوشحال میشه هم استاد همه ما بچه های سایت وهم خودتون نتایجتون بزرگتر میشه انشالا!!!
ولی بعضی دوستان میگن نتیجه گرفتن ولی خیلی تو لفافه صحبت میکنن و عدد و رقم نمیگن، نمیگن چه پیشرفت هایی کردن ،گنک در مورد نتایجشون صحبت میکنن و به نظر من بیشتر نویسنده های خوبی هستند تا اینکه نتیجه گرفته باشن!!!!!!!!!!
مثلن میگن من کارمندخدا هستم هر ماه برام پول میزنه،
یا میگن به اندازه حقوق شغلی که ازش استعفا دادم اومد تو حسابم!!!
ذهن من اینا رو پس میزنه وقبول نمیکنه، ذهنم میگه چجوری,توضیح بده!!!
همونجوری که استادعزیز بارها گفتن ذهن با منطق چیزی رو میپذیره!
کارمند خدا هستم دقیقا یعنی چی؟؟؟؟؟
به هر حال من بازم از دوستان عزیزی که شفاف از نتایج مالیشون میگن سپاسگزاری میکنم
انشالا بازم نتایجتون بزرگتر بشه وبارم برامون بنویسید تا برای بقیه بچه ها الگویازی بشه!!!
و اینکه امیدوارم بقیه دوستان عزیز حاضر در سایت هم بهترین نتایج مالی رو بگیرن وباز در سایت نتایجشون رو بگن!!
و مهمتر از همه امیدوارم
خیلی زود
خودم هم بیام
با سند و مدرک وخیلی شفاف با عدد و رقم بگم چه نتایجی از آموزش ها و رو خودم کار کردن کسب کردم
واز کجا به کجا رسیدم!!!
خدایا بهترین ها رو برای خودم و دوستان عزیزم در سایت عباسمنش دات کام رقم بزن
«خدایا به امید تو»
به نام خدای وهاب
سلام به استاد و همگی عزیزان
سلام به صحرای عزیز
وای دختر تو چقدر خوب موضوع رو گرفتی!!!
کلمه به کلمه کامنتت رو باید از طلا نوشت!!
دقیقا زدی به هدف!!
من بارها پیش اومده تا یکم احساسم خوب بوده وخودم حس کردم قلبم باز شده و یه ذره وصل شدک به الله
بی بروبرگرد مشتری های اسونی اومدن ومن یه فروش آسون کردم!!
ولی چه کنم که این سیم اتصالم به الله دیربه دیر وصل میشه!!!
دقیقا موضوع اصلی احساس ماست !!!
وشما به خوبی اون رو بسط دادین وشرح ماجرا کردین!
کامنتتون رو که خودم اینقدر به دلم نشست( بااینکه جواب به یه دوست عزیز بود ولی بسیار کامل بود)،اینقدر برام مفید بود که گفتم حتما باید ازتون تشکر کنم,
اینقدر غرق درک گفته هاتون شدم که یادم رفت دارم کامنت کی رو میخونم،
برگشتم به اول کامنت دیدم بله کامنت صحرای عزیزه!!
هرکس بتونه این کامنت رو موبه مو انجام بده درهایی به روش باز میشه که حس میکنه وسط بهشته!!!
به هرحال بازم ازتون بابت این کامنت پر محتوا و سراسر آگاهی سپاسگزارم!
امیدوارم خودتون هم بتونید اجرایش کنید و درهای خیر و برکت خداوند رو به روی خودتون باز کنید!!
هرچی آرزوی خوبه مال تو!
بازم برامون بنویس که عالی مینویسی!!
در پناه خداوند موفق و موید باشین
دوست عزیز
به نام خدای وهاب روزی رسان
سلام به همگی
سلام به صحرای عزیزم
صحرای عزیزم کامنت های شما از طریق ایمیل به من اطلاع داده میشه
الان داشتم با دقت فراوان کامنتت رو میخوندم،
چون در مورد مبحث مورد علاقم ثروت بودواینکه عالی نوشته بودی کل تمرکزم رو جمع کرده بودم که نهایت استفاده رو از کامنتت ببرم،
خوندم خوندم تا رسیدم به اون جایی که گفته بودی به قول زینب حاجتی عزیز!!!
گفتم چی؟! نوشته زینب حاجتی!!!
واینجا بود که چشمام چهارتا شدوسوپرایز شدم خخخ
وکلی ذوق کردم که دیدم کامنت منو مطالعه کردی و برات مفید بوده و ازش نقل قول کردی!!!
من چون تازه شروع کردم به کامنت گذاشتن تو سایت کلی خوشحال شدم که
دیدم دوستان کامنت های من بی تجربه در کامنت نویسی رو دوس دارن!!
وامیدوارم شدم به خودم!!
وبه خودم قول دادم که بیشتر کامنت بنویسم در جهت رشد خودم و دوستای نازنینم در این سایت الهی !!
صحرای جان کامنتت پر از باورهای قدرتمندکننده بود،پر از باورهای درست درمورد خدا، درمورد ثروت درمورد ارتباط انسان باخدا و…بود
من که بسیار بسیار از کامنتت لذت بردم و استفاده کردم!!
مرسی که هستی مرسی که برامون مینویسی!!
امیدوارم همونی بشه که میخای!
امیدوارم بخای و بشود!
امیدوارم همیشه از ته دل بخندی!
امیدوارم دنیا به روت بخنده!
امیدوارم آسون بشی برای نعمت ها!
چون تو لایق بهترین ها هستی!!
«در پناه خدا سلامت،سعادتمند وثروتمند باشی صحرای عزیز»