رابطه خداوند و ثروت در ذهن


نکته مهم:

ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را به‌طور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.


در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربه‌های معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرت‌هایم با آن‌ها – مثل همیشه – سعی کرده‌ام از طریق یافتن ارتباط‌های معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آن‌ها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیق‌تر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد می‌کنند.

در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را می‌بینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» به‌شدت مذمت می‌شود و «فقر» به‌عنوان جلوه‌ای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرد. فرقی هم نمی‌کند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.

قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز به‌خاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگی‌ام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قوی‌ترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگی‌ام، همین باور است.

سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوه‌های مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.

از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار می‌کند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطق‌هایی داشتم که به‌حدی از منطق‌های محدودکننده قبلی محکم‌تر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روان‌شناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.

در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمی‌توانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمی‌توانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور می‌کند» و اصلاح آن، آرام‌آرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگی‌ام باز کرد. به یاد می‌آورم که در مدت کوتاهی، بدهی‌هایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواسته‌های مالی‌ام رسیدم.

سپس، آرام‌آرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگی‌ام بیشتر و باثبات‌تر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیده‌ام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگی‌ام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشه‌ای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.

تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزه‌های این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، به‌صورت پایدار متحول کرده‌اند که بخشی از نتایج آن‌ها را می‌توانید در سایت مطالعه کنید.


برمی‌گردم به موضوع این فایل:
در مراوده‌هایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفت‌وگوهای آن‌ها، به‌وضوح باورهای محدودکننده‌شان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار می‌کرد و قانون را با دقت برایم مرور می‌کرد.

نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جست‌وجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قوی‌ای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأمل‌تر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمی‌آید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم می‌کنند و بعضاً خیلی هم تلاش می‌کنند اما به نتیجه نمی‌رسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا می‌داند، به‌اندازه‌ای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالی‌اش، این باور به‌راحتی رشته‌های او را پنبه می‌کند و او را با مسائل مالی تمام‌نشدنی احاطه می‌کند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آن‌ها بی‌خبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمت‌های فراوانی محروم کرده‌اند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.


در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:

چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمی‌تواند در کنار هم بگنجد و به‌قول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم می‌تواند به بهشت برود!

همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.

توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهی‌ها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکننده‌ای می‌رساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکته‌برداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:

الف)
چقدر در لایه‌های درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور می‌شوم؟
وقتی نعمت‌ها وارد زندگی شما می‌شوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر می‌شود، چقدر در لایه‌های پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمت‌ها به زندگی‌تان را حس می‌کنید؟
چقدر احساس می‌کنید که با ورود این نعمت‌ها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟

  • چقدر در مراوده‌های خود، این صحبت‌ها در زبان یا فکر شما می‌چرخد که:

فلانی که اوضاع مالی‌اش خوب شده، خدا می‌داند چه بی‌عدالتی، دزدی یا حق‌خوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
 پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛

  • چقدر می‌ترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت می‌کند؟
    چقدر در رفتارها یا برداشت‌های ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
    چقدر نسبت به درست‌کاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟

در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟

تجربه‌های خود یا افرادی را بنویسید که به‌خاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش می‌کنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک می‌کند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور می‌کند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درست‌کار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش می‌کنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.

ب)
همچنین، اگر روی دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کرده‌اید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهی‌های این دوره‌ها:

  • چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
    به چه ایده‌ها و فرصت‌هایی هدایت شدید؟
    چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدم‌هایی وارد زندگی شما شدند؟
    چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
    و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟

منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «پیمان» در این صفحه: 2
  1. -
    پیمان گفته:
    مدت عضویت: 2171 روز

    سلام خدمت استاد و دوستان عزیز

    من چند روز پیش وقتی این فایل رو برای اولین بار گوش دادم اومدم روزی را تصور کردم که میلیاردها تومان پول دارم. بعد دیدم وقتی ثروتمند بشم چقدر حسم بده و اتفاقات بد دارن برام می افتن و به این نتیجه رسیدم تمام این اتفاقات بد نتیجه باورهای اشتباه من بودند.

    ولی الان که اومدم تجسم کردم، همش حس خوب بود و همش اتفاقات خوب بود.

    این چند روز خیلی خوب روی باورهام کار کردم، البته بازم راه داشت بهتر و بیشتر کار کنم ولی انگار تنبلی کردم.

    مهمترین باوری که بوجود آوردم اینه که «هر آنچه از نزد خدا بیاد خوبه و خدا هرچی بده فقط خیره و هر آنچه ما داریم را خدا داده، پس همه چیز خیره.

    ثروت هم خدا به وجودش آورده، امکان نداره ثروت بد باشه»

    من از خدا خواسته‌ام خودش ثروت بدهد و دیگر هیچ وقت روی دیگران و حتی روی خودم هم حساب نکنم. من دیگه هیچ وقت نمیخوام بگم فلان چیز را بدست آوردم فقط میخوام بگم خدا داده. و اعتبارش رو به خدا بدم.

    یاد گرفتم دیگه هیچ وقت من من نکنم و فقط بگم خدا

    ️ثروتی که من بدست میارم با باورهای قبلی، درسته با اونا هم میشه ثروت ساخت ولی امکان ندارد من را به خدا نزدیک کند. و امکان ندارد خیر باشه

    همه چیز سخت بدست میاد

    هر روز جنگ و دعوا

    شب و روزت به هم دوختست

    رابطه ات با خانواده اصلا خوب نیست

    هیچ وقت براشون وقت نداری

    در اوج جوانی موهات سفید میشن

    وقتی ثروت مند میشی که پیر شدی و دیگه نمیتونی ازش استفاده کنی

    هیچ وقت سالم نیستی

    هیچ وقت نمیتونی یه سفر درست و حسابی بری

    همش در حال دویدنی

    هیچ وقت در لحظه زندگی نمیکنی

    هر جایی باشی فکرت رو دردسرهای کارته

    احساس میکنی در دنیای دیگر باید بری جهنم

    همیشه با کارمندات در جنگی و همیشه دنبال یه نفر درست و حسابی هستی و هرگز گیرت نمیاد

    .

    .

    .

    ️ولی ثروتی که خدا داده همیشه رحمته و خوشبختی دنیا و قیامت رو با خودش میاره.

    هیچ سختی ای در کار نیست

    فقط لذته و توجه به زیبایی ها

    انگار آسان شدی برای آسانی ها

    تو داری از کارت لذت میبری و خداوند از بینهایت طریق داره ثروت میرسونه

    اصلا لازم نیست قبل از انجام کاری حساب و کتاب کنی چون خدا بغیر حساب ثروت میده

    وقت آزاد فراوان داری

    لازم نیست شب و روزت رو به هم بدوزی

    اصلا همون کار هم برات عبادت میشه

    و وسط کارت حس و حال خوب داری و فقط شکرگزار خدا هستی

    چقدر کار کردن و کسب ثروت را یک مسیر الهی میبینی

    رابطه‌ات با خانواده چقدر خوبه و همیشه براشون وقت داری

    فرزندت را خودت به کلاس یا باشگاه میبری و لازم نیست براش راننده بگیری چون همیشه براش وقت داری.

    هر لحظه بخاطر وجودشون سپاس گزاری

    کارمندهای خوب خودشون برای کار کردن برات داوطلب میشن.

    .

    .

    .

    من این مسیر را انتخاب کردم تصمیم گرفتم همه چیز را به خدا بسپارم و بر خودش توکل کنم و بهش اعتماد کنم و همه چیز را از خودش بدانم و به هر آنچه از نزدش آمد اعتماد کنم. و به خدا اجازه دادم که هدایتم کنه.

    برای همین خیلی کارها برام راحت شد

    خیلی راحت معامله میکنم و همه چیز را به خودش میسپارم

    خیلی راحت میرم سر کار و هدایت میشم به جاهایی که راحت بهم قیمت میدن

    خیلی راحت خیلی چیزها را یاد میگیرم

    خیلی راحت نعمتها میان توو زندگیم

    فقط دنبال راحتی هستم

    و هنوز هم دارم باورهایی پیدا میکنم که راحت تر کارام انجام بشن

    اما هنوز مشتری پیدا نکردم و برای این یکی هنوز خیلی کار دارم

    چون درسته نعمت میاد ولی هنوز ثروتی که میخوام نیومده و من تازه وارد کارم شدم و در این چند ماه فقط یک مشتری داشتم. و سه ماه میشه مشتری نداشتم.

    خیلی باورهای اشتباه دارم درباره مشتری، کسب‌وکار، فراوانی، هدایت شدن مشتری ها و… که تصمیم گرفتم روشون کار کنم.

    من کمتر از یه ماهه تعهد دادم که بخوبی کار کنم درست مثل آقای افلاطون نوروزی، چون ایشون بهم یاد داد که مسکن وار انجام دادن تمرینات یعنی چی

    از وقتی که ایشون الگوم شدن دیگه هیچ وقت مسکن وار فایل گوش ندادم.

    با اینکه کلی بدهکاری دارم هیچ وقت بیشتر از ده دقیقه حسم بد نشده و سریع برگشتم به حس و حال خوبم و مسیر توحیدی

    من الان وقتی تمرین میکنم ساعت ها تمرین میکنم از صبح تا شب

    تازه به این درک رسیدم که اصلا وقتی به درک های جدید میرسی که چند ساعته داری رو خودت کار میکنی!

    الان تمریناتم مسکن وار نیست ساعت ها کار میکنم

    گاهی برای نوشتن یک کامنت سه چهار ساعت وقت میزارم

    این یعنی سه چهار ساعت حس خوب

    گاهی صبح شروع میکنم به نوشتن یک مطلب بعد هر وقت یه دقیقه یا یه ساعت بیکار شدم شروع میکنم به نوشتن و تا شب طول میکشه تا وقتی که بخوابم

    یکی دو تا کامنت رو من در طول یک روز نوشتم و شب بارگزاری کردم توو سایت.

    خدا میدونه الان در نوت بوک گوشی من چقدر کامنت و نوشته هست که هنوز در سایت بارگزاری نکردم چون به اون حد از رضایتم نرسیدن.

    من قبلا خیلی عجله میکردم و خیلی رو دیگران و خودم حساب میکردم

    نزدیک 5 سال پیش وام گرفتم و روانشناسی ثروت رو گرفتم تا بلکه اون بسته کاری برام انجام بده، ولی هیچی بدست نیاوردم؛ چون همش عجله کردم، هیچ وقت متعهد نشدم و هیچ وقت اینقدر رو خدا حساب نکردم.

    تصمیمات جدیدی گرفتم که تا الان بخوبی بهشون عمل کردم:

    تصمیم گرفتم تا وقتی که از فایل های رایگان نتیجه نگرفتم از بسته روانشناسی ثروت استفاده نکنم.

    تصمیم گرفتم هر روز کار کنم هر ساعت کار کنم با نوت بوک گوشی با کامنت نوشتن با دفتر تمرینم با فایل گوش دادن و…

    الان جوری شده هر ساعت من هدایت میشم به تمرین کردن، اصلا اراده‌ای در کار نیست که بگم اراده کنم برم تمرین کنم.

    گاهی وسط تمرین یه دفعه یادم میاد سه چهار ساعته دارم تمرین میکنم.

    الان کلا وارد جمع ها نمیشم

    به خیلی ها افتخار میکردم و روشون حساب میکردم ولی الان هرگز پنج دقیقه هم کنارشون نمی نشینم.

    حرف هیچ کسی رو باور نمیکنم مگر اینکه خودم دربارش تحقیق کنم.

    ورودی هام کاملا کنترل میشن.

    روی هیچ کس حساب نمیکنم غیر از خدا

    نه دوستام نه طایفه ام نه مشتری هام و نه آشناهام

    تازگی به این درک رسیدم که مشتری هام نیستن که من رو ثروتمند میکنن، فقط خداست و هرگز روشون حساب نکنم.

    چون دیدم بعضی مشتری ها چه بلاهایی سر اطرافیانم آوردن.

    من دیدم خودم به خودی خودم ثروتمندم

    ثروتهایی که خدا داده رو حساب کردم، دیدم لازم نیست من به هیچ کس التماس کنم برای پول چون واقعا پول دارم.

    من قبلا اصلا این ثروت را نمیدیدم. و میگفتم خدا هیچی بهم نداده و من ارث خاصی هم بهم نمیرسه پس باید خودم کار کنم. اینطوری شد که خودم رو انداختم توو سختی ها و گفتم باید خودم بدست بیارم.

    درسته از نظر خیلی ها خوب کاری کردم بیخیال همه چیز شدم و خودم کار کردم ولی اصلا لازم نبود اینقدر سختی بکشم.

    من خودم سختی ها را انتخاب کردم. گفتم سخته ولی انجامش میدم و واقعا هم چندبار موفق شدم.

    نمیدونم شاید این سختی ها هم بخشی از مسیرم بود تا یاد بگیرم انتخاب کنم زندگی آسانی داشته باشم. و روی خدا توکل کنم

    البته من درباره ثروت، توهم نزدم، ثروت های واقعی رو میگم

    هم حقوق کارمندی دارم و هم چندین میلیارد بهمون ارث رسیده هم از پدر بزرگ و هم مادربزرگ.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    پیمان گفته:
    مدت عضویت: 2171 روز

    سلام

    استاد با شنیدن چند جمله ابتدایی فایلتون به این نتیجه رسیدم که دلیل اینکه من نتونستم پایدار ثروت داشته باشم اینه که باور های اشتباه زیادی دارم، و همیشه و هر روز نیومدم این باورها را درست کنم.

    به همین دلیل برای پیدا کردن باور های مخربم طبق گفته شما در یکی دو دقیقه اول این فایل، اومدم روزی رو تصور کردم که 5 هزار میلیارد تومان پول دارم و تصور کردم الان ثروتمندم و دارم زندگی میکنم. و دارم از زندگیم لذت میبرم.

    توی همین حس لذت یه دفعه یه فکری اومد که تو چقدر سختی کشیدی تا به این مرحله برسی؛

    من تا اون موقع تا این حد اصلا فکر نمیکردم این باور اینقدر اشتباه است که دست و پام رو بگیره. و اصلا فکر نمیکردم این باور رو دارم و فکر میکردم چون گاهی این باور رو تمرین میکنم پس باورم درسته.

    گفتم فقط در این باور مشکل دارم ولی بیشتر که تصور کردم دیدم نه واقعا خیلی بیشتر از این حرفها باور اشتباه دارم.

    دائم میان این لذتی که دارم تصور میکنم یه حس های بد یه دفعه از جلو چشمام رد میشن و چشمک میزنن.

    شروع کردم به نوشتن و این باور ها را پیدا کردم:

    1.خیلی کار دارم و شب و روز باید کار کنم و رسیدگی کنم.

    2. همه میگن دزدی کرده ام و از راه نادرست ثروتمند نشده ام

    3. خونوادم انگار از نظر اخلاقی سالم نیستن

    4. انگار نمیتونم خوب به پدر و مادرم برسم و مواظبشون باشم.

    5. امکان داره با برادرم قهر بشیم و ثروت ما رو از هم دور کنه.

    6. آدم های زیادی بهم حسودی می کنند.

    7. مردم با دیدن من حسشون بد میشه بغض گلوشون رو میگیره و حسرت میخورند.

    8. نمیتونم خیلی خوب از نعمت هام استفاده کنم چون نقرص میگیرم. و خیلی از خوراکی ها واسم ممنوع میشه.

    9. کلاه بردار های زیادی در اطرافم هستند که میخوان ازم کلاهبرداری کنند و پولم رو بدزدند.

    10. مجبور میشم برای همه مکان هایی که دارم دوربین مداربسته بذارم. نگهبان بگیرم و آژیر خطر بزارم

    11. از ترس دزدیده شدن پولهام باید اونا رو در بین چندین بانک تقسیم کنم و برای جلوگیری از هک شدن حساب هام کد های امنیتی قوی بذارم.

    12. باید یه شخصیت مرتب با لباس های اتو کشیده بدون چین و چروک و همیشه کت و شلوار پوش با لباس های رسمی و خوش عطر و موهای همیشه اصلاح شده و مرتب و روغن زده داشته باشم.

    13.خیلی نمیتونم به آشناهام سر بزنم احساس میکنم از همدیگر دور میشیم و خیلی ازم خوششون نمیاد و کسایی هم که در اطرافم هستند بخاطر پول کنارم هستند.

    14. احساس میکنم خیلی سختی کشیدم تا به این مرحله رسیدم و پدرم در اومده و بیشتر از 50 سال سن دارم و بیشتر موهام سفیدن.

    15. من ناخودآگاه سن ثروتمند شدن خودم رو 50 سالگی به بعد گذاشتم. یعنی احساس نکردم دو سال دیگه یا پنج سال دیگه یا نهایتا 7 سال دیگه به این ثروت میرسم، واقعا ثروتمند شدن را یک فرایند بسیار زمانبر و مستهلک دونسته‌ام.

    16. انگار اطرافم پر شده از آدم های حیله گر و منتظرن کوچکترین نقطه ضعف ببینن تا منو زمین بزنن و اموالم رو بالا بکشن.

    17. احساس میکنم اگر از این نقطه زمین بخورم هیچ وقت نمیتونم خودم رو جمع کنم و تا آخر عمر در بدبختی زندگی میکنم.

    18. فکر میکنم باید به دیگران کمک کنم تا این ثروت به من حس خوبی بدهد.

    اینا همه ترس های من از آینده و باورهای اشتباه من هستند. که البته بعد از درست کردن این باورها امکان داره باورهای اشتباه دیگری هم در آینده پیدا کنم. و تکاملی بیشتر باور های اشتباهم را ضعیف و ضعیف تر کنم.

    سپاس گزارم به خاطر این فایل زیبا و این مسیر توحیدی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای: