اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام عرض ادب و احترام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانواده گرم و صمیمی عباس منش
من حدود 10 سال هست که برنامه های شما رو دنبال می کنم و اینکه شما از همون اولین دوره هاتون مثل قانون آفرینش به نقش باورها اشاره کردین و همچنان هم با ایمان و قدرت بیشتری نقش باورها رو در زندگی عنوان می کنید ، نتایج حاصله در زندگیتون گواه این ادعا رو اثبات می کنه.
ولی برای من ، صادقانه بگم اینطور نبود چون فکر می کردم باور دارم همه چیز باوره ولی ناخودآگاهم مقاومت داشت با این موضوع.
تازه دارم باور می کنم که باورها هستن که زندگی انسان رو رقم میزنن
نمیدونم عجله ، نقش خانواده یا در جامعه ای که اصلا در فضای دیگری هستن اجازه نمیداد من باور کنم که همه چیز باور یا هر عامل دیگه ولی مهم اینکه خودم رو مدتی هست در یک محیط ایزوله قرار دادم تا با کار کردن اصولی رو برنامه های شما نتیجه مطلوب رو بگیرم.
این مقدمه رو نوشتم بخاطر اینکه : گوش دادن مداوم ، نوشتن کامنت ، خواندن کامنت های سایت تا وقتی منجر به تقویت آگاهی هایی که زبان شما جاری میشه ، نشه فایده ای نداره یعنی من یه جورایی تا چندی پیش بخاطر اینکه شکست نخورم و به زبان ساده بدبخت نشم برنامه های شما رو دنبال می کردم چرا ؟ چون در خانواده ای رشد کردم ( پدر و مادرم ) که باورهای پایه و اصلی ” توحید ، فراوانی ، احساس لیاقت و ارزشمندی ” بشدت ضعیف و دقیقا خلاف جهت این باورها هم پیش رفتن و نتایج زندگیشون هم گواه این ادعاست . و وقتی من رو برنامه های شما کار کردم خیلی بهتر شدم ولی چرا درست و حسابی نتیجه نگرفتم ؟ چون بقول شما اینقدر باورها ریشه ای هستن و مثل سیمان به ذهن ما چسبیدن که به این راحتی تغییر نمی کنن و واقعا جهاد اکبر می خواد و یک تعهد بالا ” همون حکم مرگ و زندگی ”
مثلا اتفاقی که همین چند دقیقه پیش برام رخ داد لیوان آب یهویی از دستم افتاد و روی سرامیک آشپزخونه خرد و خاکشیر شد و همون لحظه ناخودآگاه یکی زدم تو سر خودم البته خداروشکر آروم زدم از یه جهت چون رو خودم کار کردم آروم زدم چون اگه قبلا بود محکم میزدم تو سرم از طرفی اصلا چرا زدم تو سر خودم ؟ چرا نگفتم فدای سرم شکست که شکست.
چون پدرم هر موقعه اتفاق ناجالبی پیش میومد میزد تو سر خودش
یعنی می خوام بگم چقدر این باورها ریشه ای هستن و بعد از این ماجرا سریع بخودم گفتم احساس بی ارزشیت زد بالا
از خودم عذرخواهی کردم و از خدا خواستم کمکم کنه تا بتونم احساس ارزشمندیم رو بیارم بالا و چقدر ما نیاز هر روزه داریم به دوره های قبلی شما مثل دوره احساس لیاقت
اما موضوع این فایل:
خانواده مادری من جز خانوداه ای اصیل و معنوی شهرمون بودن و خدا توفیقی به من داد در دامن مادربزرگم بزرگ بشم چون مادرم معلم بود و من رو میزاشت پیش مادربزرگم و چون مادربزرگم از پدرش باورهای مناسبی دریافت کرده بود سعی کرد من رو هم از اون باورها بی نصیب نزاره
در مورد ذهنیت خداوند و ثروت عرض کنم که : پدر مادر بزرگم پیش نماز مسجد بودن و آدمی خیر و یک شهر از نظز معنویت و انسانیت قبولش داشتن و نکته اینجاست که بسیار ثروتمند بودن در زمان خودشون
وارد کننده اصلی ورق ورشو ، کمک به ساخت و بهره برداری نیروگاه برق شهرمون ، کلی باغ و زمین زراعی ، چندین دهنه مغازه در قلب بازار
و مادر بزرگم هم سعی کرد فضیلت ها و باورهایی که از پدرشون گرفته بود رو بمن هم منتقل کنه
ولی خوب گفتم این باورها اینقدر ریشه هستن که علیرغم تلاش های مادربزرگم ، باورهای محدودکننده پدر و مادرم تاثیرگذارتر بودن
مثلا در ذهن من منافاتی با ثروت ، انسان رو از خدا دور می کنه فکر میکردم نبود ولی الان که توضیح دادین دیدم در ناخودآگاهام اینکه ثروتمندها رو آدمای نامناسبی بدونم هست چرا؟ چون هر ثروتمندی به تورم خورد انسان نامناسبی بود
من فقط میدونستم ثروت مثل ذره بین عمل می کنه و شخصیت انسان رو بولد می کنه ولی باورش نداشتم
استاد عباس منش در دوره ثروت 1 گفتن ثروت شخصیت انسان ها رو بولد می کنه ولی باورش نداشتم
اگه میگید : “اگه باورهات در مورد هرچیزی مثلا ثروت بنیادین تغییر کنه خداوند یعنی سیستم منظم خداوند طبق قانون از بی نهایت طریق ( افراد ، ایده ها ، موقعیت ها ، شرایط ) تغییرات بنیادین در زندگیت ایجاد می کنه و آرام آرام از مدار فقر به مدار ثروت شیفت پیدا می کنی
باور کردنش نیاز به تلاش داره نیاز به وقت گذاشتن داره نیاز به انرژی گذاشتن داره
شما اینقدر ساده واضح و روان میگید که آدم باور نمی کنه بهمین سادگی که میگید باشه الان این فایل دیده و شنیده شده و میگیم خوب منم از همین لحظه شروع می کنم به ساختن این باور ولی با زنگ زدن یه تلفن این حس و حال از ذهن خارج میشه
مگه تعهد مرگ و زندگی در ذهنت پررنگ باشه و شیطان حواسمون رو پرت نکنه روی تعهدمون بمونیم.
و اینکه استاد ، در مورد توحید و ثروت صحبت کردید حجت رو تموم کردید دقیقا یادمه من با فایل چگونه درآمد خود را در یک سال سه برابر کنیم با شما آشنا شدم و اصلا برای ثروتمند شدن وارد سایت شدم و محصولاتتون رو خریداری کردم ولی اینقدر باورهای داغونی داشتم که با هدایت خدا و مرحله به مرحله باورهام رنگ و بوی بهتری گرفت و آمادگی پیدا کردم برای ثروتمند شدن
من هر سه روانشناسی ثروت ها رو خریداری کردم ولی همونطور که گفتین دقیقا مثل یویو وضع مالیم بهبود پیدا می کرد ولی با نداشتن احساس لیاقت و ارزشمندی و باوری نامناسب دیگه ای ، ثروت و پولم رو از دستش میدادم تا جایی که دیگه انگیزه ام رو برای ثروتمند شدن از دست دادم ولی به برکت دوره احساس لیاقت و دوره هم جهت با جریان خداوند دوباره دارم روی خودم کار می کنیم انشالله با یاری پروردگار دیگه از مسیر خارخ نشم.
سلام دارم خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی
استاد عزیزم اول از یک همزمانی بگم
من به محض اینکه فایل رو سایت اومد ابتدا صوتی رو گوش دادم و متن توضیحات رو هم خوندم و رفتم تو فکر برای پیدا کردن ترمزهای ذهنی
و دوباره اومدم فایل تصویری رو نکاه کردم و همزمان با نگاه کردن فایل تصویری یه ترمز پیدا کردم و گفتم ای دل غافل من چرا اینجوری ام این همه استاد در دوره های مختلف توضیح دادن و من فکر می کردم دیگه این مسئله ای برای من نیست و خدا شاهده به محض پیدا کردن ترمز و توضیح آن برای خودم و یاد آوری آموزه های قبلی شما پیامک یک خبر خوش مالی که مشکل حقوقی پیدا کرده بود برام اومد که
انشالله به امید خدا در حال برطرف شدن است
این رو گفتم که بگم چقدر شما با اطمینان صحبت می کنید و چقدر همیشه درست می فرمایید و من بارها این همزمانی ها را دریافت کرده ام
حالا بگم اون ترمز چی بود
چند ماه پیش مراسم عروسی برگزار شد و از آشناهای دور بودن و پدر و مادر داماد که خیلی ثروتمند هستند راضی به این وصلت نبودند چون گویا عروس خانم از آقا داماد سنش بیشتر بوده و خانواده داماد خودشون رو خیلی بالاتر و سرتر می دیدن و انگار پسرشون گول خورده
حالا من چند بار به این موضوع فکر می کردم که چه فایده این همه ثروت داشته باشی مراسم با این باشکوهی برگزار کنی ولی از اصل وصلتی که کردی راضی نیستی و اصلا حواسم نبود که من دارم خودم رو دلداری میدم حالا که تو نمیتونی همچین پولی خرج مراسم ازدواج پسرت کنی اصلا نگران نباش در عوض پسرت سر به راهه و تو سایت استاد عضو هست و داره رو خودش کار میکنه رو احساس لیاقتش داره کار می کنه ووووو و یه جورایی انگار به خودم می گفتم ثروت نداری در عوض عقل داری و حتی احساس کردم دارم مشغول بودن پدر اون خانواده به ثروتش رو مقصر میدونستم که نتونسته جوری با پسرش ارتباط داشته باشه که پسرش دست به انتخاب مناسب تری بزنه یعنی انگار باباش برای تربیتش وقت نگذاشته و مشغول کسب و کار و ثروت اندوزی بوده حالا که دارم این مطالب رو می نویسم دارم می فهمم که ای واویلا انگار تصور من اینه که انگار همه ی عوامل دست به دست هم دادن تا به پسر خانواده ظلم کنن
و به خودم توضیح دادم که هیچ کس نمیتونه به کسی ظلم کنه به جز خود شخص
اصلا چرا فکر میکنی این ازدواج ظلم به پسر بوده اصلا تو چی در موردشون میدونی
خیلی ها رو می شناسم که سطح مالی یکسانی نداشتن و حتی خانمه بزرگتر از آقا بوده و خیلی هم خوشبختن نمونه اش یکی از دوستای خواهرم که زندگی عالی داره پسره کارخانه دار و دختره از نظر مالی دانشجو معماری بود و یک سال هم بزرگتر از پسره بود
و این رو هم بدون که هم فرکانسی دو نفر رو بهم می رسونه نه عامل دیگری حالا چه فرکانس عالی باشه چه سطح پایین در هر صورت ثروت ارزشمنده و من بدون قضاوت آنها باید از ثروت آنها و جشن قشنگی که برگزار کرده بودن لذت در ذهنم ایجاد کنم و تحسین کنم تا هنگام ازدواج فرزندانم خداوند مرا و خانواده ام رو یاری کنه و از بی نهایت طریق پول و نعمت های گوناگون به ما عطا کنه
خدا رو صد هزار مرتبه شکر
استاد عزیزم بابت تمام آموزه هایی که از شما یاد گرفتم سپاسگزار تون هستم
باور غلط: فرزندان افراد ثروتمند به خاطر مشغله شغلی و مالی و… درست تربیت نمیشوند
باور درست: کی گفته؟
همون جور که استاد عباسمنش در فایل( اعتماد به رب پیام حضرت ابراهیم از قربانی کردن فرزندش) گفتن که طبق قانون بهترین راه برای پرورش و حمایت کردن از فرزندان اینه که حمایتشون نکنیم.
فرزندان ابراهیم مگر پدر بالاسرشون بود.
هر بنده ای تحت هدایت کامل خداوند قرار داره.
هر کس خالق 100 درصد زندگی خودشه و هیچ کس نمیتونه باعث خوشبخت و بدبخت شدنش بشه.
از طرفی افراد ثروتمند که آزادی بسیار بیشتر نسبت به فقرا دارند و به طبع میتونند زمان بیشتری برای خودشون و خانواده و فرزندان بزارند.
افراد ثروامند امکانات اموزشی و رفاهی بیشتری در اخیارشونه.
افراد ثروتمند با افراد لول با و کار درست بیشتری در ارتباط هستن پس به طبع الگوهای خوب بیشتری جلوی چشم فرزندانشون هست.
و….
این ذهنیت همه اش از صحبت های داخل خونه و فیلم ها وارد ذهن ما شده،که تبدیل به باور شده و باید درستش کنیم.
سلام به پروردگارم که عاشقش هستم و او در کنار من است و هر لحظه معجزه ی بودنش را لمس میکنم
سلام به استاد قدرتمندم و سلام به خانواده ی عباسمنش
استاد من تا امروز هم فکر میکردم که این باور رو ندارم ولی دوست داشتم که ثروتمند میشم از ثروتم ببخشم
ولی بعضی اوقات فکر میکردم شاید این حس دوست داشتن برای بخشش بخاطر دیده شدنه و کمبود عزت نفسه ولی با توجه به فرمایشات شما حتما منم این باور در ته ذهنم وجود داره و باید روش کار کنم
البته یه مورد دیگه هم اینه که من وقتی میرم قسمتهای بالای شهر یاد آقازاده ها می افتم و بعد زود خودمو جمع میکنم پس میشه این آلارم هم دلیلش همین باشه
منهمیشه احساس میکردم انسانهای ثروتمند شیک و با کلاس و خوشبو و ترو تمیزند و خداوند اونها رو خیلی خیلی دوست داره ولی فک کنم یه جای کار میلنگه
چند وقته ذهنم درگیره و همش از خدا میپرسم چرا من از لحاظ مالی رشد نمیکنم
چرا با وجود اینکه این همه روی خودم کار میکنم نتیجه دلخواهم نمیاد
چرا با اینکه دفترها پر کرده ام باورهام تغییر نمیکنن
چرا اوضاع مالیم باب میلم نیست
با اینکه تلاش فیزیکی هم میکنم
چند روز بود که مرتب از خدا میپرسیدم: خدایا کدوم جنبه از شخصیت من باید تغییر کنه تا زندگیم تغییر کنه؟
خدایا روی کدوم باورم کار کنم تا پول و ثروت بیشتری جذب کنم؟
خدایا چه اقدام عملی باید انجام بدم تا از لحاظ مالی رشد کنم؟
و دهها سوال دیگه
ولی جوابی دریافت نمیکردم و یه جورایی دچار خشم و ناامیدی میشدم و از لحاظ سلامتی و روابط و … هم پسرفت میکردم
تا اینکه امشب برای چندمین بار به سایت استاد سر زدم و دیدم فایل جدید اومده
کلی ذوق کردم و سریع عینکم را زدم به چشمم و موضوع فایل را روی عکس زیبای استاد خوندم
( رابطه خداوند و ثروت در ذهن)
الله اکبر
خدای من چقد به موقع
چقد زیبا جوابمو دادی
خدایاشکرت
اول متن صفحه را خوندم و تصمیم گرفتم قبل از دیدن فایل اول به سوال الف جواب بدم
من توی این مدت که توی سایت هستم خیلی روی خودم کار کردم و فکر میکنم تونستم باورهامو در مورد ثروتمندها تغییر بدم
تونستم این باور را که خدا ثروت و ثروتمندها را دوست داره بسازم
ولی یه موردی برام سخته تغییر بدم
این قسمت از سوال استاد که پرسیدن:
(چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟)
من از اینکه ثروت و پول وارد زندگیم بشه در حالی که مادرم نگران پاس شدن چک هاشه
خواهرام درگیر مشکلات مالی اند
برادرهام دارن به خاطر مسائل مالی ذره ذره آب میشن
پدرم چشمش به حقوق بازنشستگی آخر برج هست
احساس گناه میکنم
احساس ظالم بودن میکنم
احساس دل سنگ بودن میکنم
و در کل احساس خوبی ندارم
احساس میکنم انصاف نیست من پول داشته باشم و بقیه عزیزانم در سختی و فقر باشن
یادم اومد که من از بچگی این اخلاق را داشتم
همیشه به خدا میگفتم خدایا من ازت پول و خونه و همه چی میخوام ولی اول به پدر مادر و خواهر برادرهام بده بعد به من بده
همیشه سر نماز اول برای همه اعضای خانواده دعا میکردم بعد برای خودم
تا اینکه یه روز که خیلی فکرم درگیر این بود که چرا من رشد نمیکنم و بعضی از خواسته هامو که از خدا میخوام به بقیه اطرافیانم میده ولی به من نمیده یه حسی بهم گفت:( این دعای خودته
وقتی تو از خدا خواسته ای که اول به بقیه افراد خانواده بده خدا هم منتظر میمونه تا اون خواسته در وجود عزیزانت شکل بگیره بعد آماده دریافت بشن تا خدا بهشون بده بعد به تو بده)
نمیدونم این جوابی که بهم الهام شد تا چه حد درسته ولی من قانع شدم و تصمیم گرفتم دیگه اینطور دعا نکنم و هر خواسته ای دارم به خدا بگم و برای عزیزانم هم آرزوی سعادت کنم
ولی بازم پیشرفتم کم بود تا اینکه امشب این سوال استاد جرقه ای توی ذهنم زد و فهمیدم هنوز فکرم درگیر مسائل مالی بقیه اس
و سلام به همه دوستان گلم تو خانواده صمیمی عباسمنش
امروز چهارشنبه 21 خرداد 1404 ـ ساعت 21:45
وقتی این فایل رو دیدم تمام این چهل و چندسال زندگی که داشتم از جلوی چشمام رژه رفت
ـ البته بهتره بگم این چهل و چندسال به جز این چندسال اخیر که با استاد و تفکرات توحیدیش آشنا شدم ـ و چقدر بابت اون سالها گاهی خودم رو سرزنش میکنم.
اجازه بدید از تجربهام بگم.
بچه که بودم با بیبی (مادر مادری) مدام تو این روضه و اون روضه بودم.
خب، بافت خانواده مادری من کاملاً مذهبیطور هست. چون اصالتاً خاندان مادر برای خراسان رضوی هستند.
و من تو این جلسات و روضهها چه چیزهایی که نمیشنیدم. چه تفکرات سمی بهم تزریق نمیشد.
الان که نگاه میکنم به اون زمان چقدر حرص میخورم. دروغ پشت دروغ تحویل یه مشت آدم ساده میشد.
هیچوقت از رحمانیت خدا به این صورت که استاد میگه من از زبون این خانمجلسهایها نشنیدم. همیشه ما رو دعوت میکردند به سادهزیستی، به کمخواهی، به زاری و تزرع در برابر خدا. چون مستقیم هر کدوم از قطرهاشکهایی که میریزم میشده آبی بر روی آتش جهنممون که به خاطر تمام کارهای اشتباهمون تو این دنیا انجام دادیم.
و تصویری که از خدا جلوی چشمام نقش میبست این بود که با بدبختها و محرومان خیلی مهربانه و کافیه که یه کوچولو پات رو کج بذاری، اون موقع هست که سرت رو با گیوتین میزنه. و از آدمهای پولدار که از راههای حرام پول دراوردن خیلی نامهربانه و اونا ته جهنم هستند.
اینکه باید مثل تمام امامان که کاملاً فقیر بودند ما هم باید فقیر باشیم تا مستقیم بریم وسط بهشت برای عشق و حال. اینکه الان این همه سخت هست و داریم بدبختی میکشیم نشونش خونههای بزرگ توی بهشت هست برای لذت بردن ما. هرچی بدبختتر و بیچارهتر نصیبمون بهترین قسمت بهشت میشه.
بعد هم یه روضه پرسوز میخوندند از وقایع کربلا و شهادت حضرت زهرا و اشک همه رو در میاوردند. و اصرار هم داشتند که به بهشت نزدیکتریم. دست آخر هم پاکت پول رو از زن صاحبخونه میگرفتند و میرفتند.
(یاد فیلم گشت ارشاد افتادم که میگفت اشک ملت رو دربیار و پول بگیر)
این فایل رو که گوش میدادم تمام این چرندیات تو ذهنم رژه میرفت.
یاد تمام تایمهایی افتادم که پای تلوزیون برای دیدن فیلمهایی هدر شد که غیر از به تصویر کشیدن بدبختی آدمها چیز دیگهای نداشت. و دو مدل بدبختی بود. یه بدبختی مختص آدمهای فقیر که مستقیم به بهشت هدایت میشی و یه بدبختی هم مختص آدمهای پولدار که مستقیم میرن اون ته ته جهنم. و کاش یکی اون زمان به من میگفت که نشین پای این فیلمها. نگاهشون نکن.
تمام تفکرات و باورهایی که هیچوقت از راه درست به پول نمیرسی. هر کسی به پولی رسیده یا شغل خاصی داشته یا اینکه دزدی کرده. حتی یادمه تو اون جلسهها خانمجلسهای محترم میگفت: «آی خانومها، حواستون به شوهراتون باشه. ثروت بنیان خانواده رو از بین میبره. شلوار شوهراتون دوتا میشه. زندگی که اینجوری با سختی ساختین رو میخوای دو دستی تقدیم هوو کنید.» و بعد در ادامه قصهها که تعریف نمیکردند از مردان پولداری که اسیر هوسرانی شدند. البته اون زمان زیاد نمیشنیدم که زنی به خاطر پول یه مرد به همسرش خیانت کنه. بیشتر حرفشون این بود آقا تشریف میبرن زن میگیرن بازم حرف خیانت نبوده.
و تمام کودکی و جوانی و من به این حرفهای پوچ گذشت و چی میتونست زنگی که روی چرخدندههای پوسیده ذهن من نشسته پاک کنه.
از کتابهای مدرسه که دیگه نگم. البته الانم همونهها. هیچ فرقی نداره.
یه زمانی تب گلدکوئیست تو ایران خیلی داغ بود و برادر من یه مدت کوتاهی وارد این بازار شد. فکر کنم اوایل هشتاد یا اواخر دهه هفتاد بود. خاطرم نیست. اما با همه بدیش یه چیز خوب داشت. کتابهایی که معرفی میکرد یا فیلمهایی که برای تیمشون میذاشتن. دیگه مدل اینجور متینگها رو میدونید.
برادرم کتابها و CD فیلمهایی که بهش میدادند رو آورده بود خونه. اولین بار بود داشتم یه تفکر دیگه رو میدیدم و میشنیدم و میخوندم.
فیلم راز اون زمان برام جذاب بود. البته نه اونقدر که بخوام روش زوم کنم. چون کاملاً با تمام آموزههای تمام سالهای زندگیم متفاوت بود و حس گناه میکردم اگه بخوام به چیزهایی که تو فیلم میگفتم فکر کنم. میگفتم اینا خارجین و بیدین. (تفکرات پوسیده منتقل شده). پس اینا واسه ما نیست و من نباید پیگیرش باشم و دیگه اون فیلم رو ندیدم.
مسیر رو ادامه دادم و خاطرم نیست از کجا و کی کمکم باورهام تغییر کرد.
اما شاید اولین جرقه واسه وقتی بود که من کتاب اسکاولشین رو خوندم. این کتاب رو یکی از دوستان بهم هدیه داده بود و فکر کنم یه دوسه سالی بهش دست نزدم و وقتی هم شروع کردم با یه بهت و باور میخوندم.
برام حرفاش عجیب بود اما وقتی همون موقع یکی دوتا نشونه خیلی جزئی و کوچیک که دیدم این چرخدنده پوسیده و زنگزده ذهنی کمکم داشت جلا پیدا میکرد.
با خودم فکر میکردم اگه اون موقعها یا زودتر که اسکاولشین رو شروع کردم به خوندن، وارد سایت میشدم کاملاً همهچیز رو تکذیب میکردم و اصلا قبول نمیکردم حرفهایی که استاد میزنن درسته و یه گارد خیلی بد میگرفتم و قطعا نظرم این بود که استاد از سر شکمسیری این حرفا رو میزنه و جزو همون آدمهاست که معلوم نیست از چه راهی به این همه پول رسیده.
خوشحالم که اون زمان با استاد اشنا نشدم و وقتی با تفکراتشون آشنا شدم که زمان درستش بود.
الان نسبت به اون سالها خیلی تفکراتم متفاوت شده.
اما انقدر عالی نشده که بتونم کارهای بهتری بکنم.
خودم از این بابت خوشحالم که تونستم پیشرفت کنم حتی اندازه یه قدم.
من از نقطه اول به نقطه دوم رسیدم و باید ادامه بدم.
میدونم یه جائی به بهترین چیزها میرسم که از همهاش لذت ببرم.
اول خودم و بعد خانوادم و اطرافیانم.
از خدای مهربونم ممنونم که منو به مسیر درست هدایت میکنه.
با خوندن کامنتت یاد همون حرفایی افتادم که همیشه میشنیدم
اینکه اگه یه قطره اشک برای امام حسین بریزی حتما میری بهشت و کسی که قلبش پاک باشه حتما برای حسین اشک میریزه
حالا من همیشه اینطوری بودم که اصلا گریه ام نمیومد و میگفتم نکنه من پاک نیستم و قراره برم جهنم
و طبیعتا ناخوداگاه احساس گناه هم داشتم
انقدر این باورای احمقانه ریشه ای بودن که حتی نمینشستم فکر کنم بابا امام حسین به اشک من چه نیازی داره
یادمه یه فیلمی بود اسمش دارا و ندار اگه اشتباه نکنم
ادم فقیره با زنش خیلی خوب بود
و دختر ادم پولداره رفت عاشق یه پسر فقیر شد چون میگفت اینا پول ندارن ولی عشق دارن و ادمای درستی هستن
و چقدر از این فیلم ها ما دیدیم
درحالی که همون بازیگرها کلی ثروت داشتن
فقط ثروت برای ما بد بود؟؟؟
و منم چقدر عمیق و با افتخار میگفتم عشق مهمه پول که مهم نیس خخخ
یا اینکه اگه شوهرت پیشرفت کنه دیگه تو رو ول میکنه
یادمه منم همین باورا رو داشتم که تو رابطه نه طرفم پیشرفت خاصی کرد نه خودم
البته چون عزت نفس نداشتم یه جاهایی از خودم میکندم و خب از نظر کاری اون از من بهتر پیشرفت کرد اون موقع
ولی هر چقدر هم که کارش بهتر شد از نظر مالی ما همیشه تا سر ماه پول داشتیم
یعنی چیزی بعنوان سرمایه و پس انداز وجود نداشت
درحالی که واقعا ادم پول که داره حالش بهتره
اینو من تو رابطه ام یادم میاد که هر چی اون زمان پول داشت حالش بهتر بود تا صفر میشد خیلی بهم میریخت و جوری که نمیشد باهاش حرف زد
دیروز که داشتم کامنت میخوندم خواهرم باهام تماس گرفت و یه ماجرایی تعریف کرد
اینکه شوهرش دلسوزی کرده و بازم کلی دردسر کشیدن و با ذوق میگفت بازم من باید گندکاریاشو جمع کنم
البته اون ذوقو من متوجه شدم چون داشت با افتخار میگفت
تموم حرفایی که خیلی میزد رو همون لحظه رو برگه نوشتم و خیلی بهشون فکر کردم
و دیشب تو خواب و بیدار همش داشتم در مورد دلسوزی کردن حرف میزدم با خودم
و تازه فهمیدم چرا بمن زنگ زد و اون ماجرا رو تعریف کرد
منم همیشه پولای خوبی میومد سراغم و همیشه میتونستم پول بسازم اما بخاطر دلسوزی و حمایت همشونو از دست میدادم
با اینکه رو این باور کار کرده بودم اما قشنگ متوجه شدم خدا بهم گفت ایراد اصلیت همینه و باید خیلی روش کار کنی
امروز یه تعهد دادم که دیگه به هیشکی حتی نظر هم ندم و فقط سرم تو کار خودم باشه حتی به حالت شوخی هم به کسی نگم چیکار کنه
چون خواهرم خواسته بود دخترشو نصیحت کنم و من اون لحظه متوجه نشدم چرا قبول کردم
و امروز فهمیدم هنوزم این باور دلسوزی و حمایت رو دارم و کلی با خودم حرف زدم
یه چیز دیگه هم یادم افتاد
از وقتی رو باورای ثروتم کار میکنم هر وقت مادرم تماس میگیره حرف از خرید و پیشرفت مالی خودش یا دیگرانی که شنیده بهم میگه و دیروز یه باوری رو در خودم پیدا کردم
گفت فلانی رفته خونه خریده برای پسرش
و با هم گفتیم اون از اولم زرنگ بود
بعد که گوشی رو قطع کردم گفتم چرا من این حرفو زدم
و دلیلشم این بود که تو خونه مادرم همیشه میگفت فلان خانم گرگه یا زرنگه تونسته خونه و ماشین بخره ولی ما زرنگ نیستیم!!!!
یه باور دیگه هم یادم اومد که قبلنا کسی میگفت تو چرا درصد بیشتری نمیگیری من به شوخی یا جدی میگفتم اگه از این کارا میکردم الان وضعم این نبود
یعنی من عمیقا باور دارم ثروتمندا دزدن یا پولشون حلال نیس و من چون اینجوری نیستم ثروتمند نشدم
اصلا باورم نمیشد من تو ناخوداگاهم این باور رو داشته باشم
از خدا ممنونم با شروع کارکردنم منو به این باورای مخربم رسوند
ازت ممنونم دوست عزیزم که باعث شدی اینارو بنویسم تا بیشتر یادم بمونه
کشوری مثل چین که یه نگاه خوب به ثروت رو ایجاد کرد و در حال حاضر به این کشور ثروتمند تبدیل شده و این تازه اول این مسیره و ادامه داره
اصلا به نظر من اگه بخوایم واقعا وهاب بودن و رزاق بودن خداوند رو با تمام وجود درک کنیم و بفهمیم تنها راهش اینه که ثروتمند بشیم تا معنی فراوانی جهان رو درک کنیم و بفهمیم.
به نظر من از راه ثروتمند شدن خداور بهتر و بیشتر میشه شناخت و باور کرد .
اصلا ما مثل اون شخصی که توی دریا از ترس کوسه میگه میرم روی درخت و چاره ای جز این ندارم ، ماهم چاره ای جز ثروتمند شدن برای درک و شناخت و باور بهتر و بیشتر خداوند نداریم .
من از بچگی خیلی سوال داشتم و یکی از سوالهای من در دوران کودکی از پدرم این بود که ، میپرسیدم کسی که خونه خوب و بزرگ داره پولداره و ثروتمنده ؟ میگیفت بله هست
میپرسیدم کسی که خونه داره ماشین داره چی ؟ میگفت بله هست
میگفتم کسی که هم خونه خوب داره هم ماشین خوب داره هم پول زیاد داره چی ؟ میگفت بله هست
بعد میپرسیدم که فرق پولدار و ثروتمند چیه؟
اونهم میگفت اونی پول داره فقط پول داره ولی اونی ثروتمنده همه اینهارو باهم داره
میگفت ثروتمند خیلی بزرگتر از پولداره
میگفت وقتی که ثروتمند باشی همه چی رو باهم داری
روحش شاد و قرین رحمت
و توحید رو از پدرم یاد گرفتم
ما هرچقدر ثروتمندتر بشیم بیشتر باعث گسترش جهان میشیم .
کارت سرویس ماشینهارو چک میکردم و دوتا از ماشینهارو دیروز بردم برای تعویض روغن و یکی رو هم بردم برای تعویض روغن به نمایندگی و بعد از پرداخت پول ، پیش خودم گفتم من به اندازه پرداخت هزینه تعویض روغن این سه تا ماشین به گسترش ثروت و به جریان انداختن ثروت در جهان کمک کردم و از این بابت خوشحالم .
وقتی توی نمایندگی بودم و صاحب اصلی اومد و همه پرسنلش حاجی صداش میکردن و چه انسان نازنینی بود و باهمه پرسنل و ارباب رجوع با مهربانی برخوردکرد با پرسنلش دست داد و حرفهای مراجعه کننده هارو گوش کرد . و چه پرسنل و نیروها و کارمندهای عالی وظیفه شناس و مسیولیت پذیر خوبی داشت ، همه موعدب ، منظم و حرفه ای و با کلاس کیف کردم و پیش خودم گفتم ببین چقدر باعث گسترش و جریان ثروت در جهان شده با ثروتمند شدن خودش ، الهی صد هزار مرتبه شکرت
بله من با تمام وجودم قبول دارم و میپذیرم که اول باید به ثروت برسی تا بتونی به راحتی از اون بگذری
من عاشق باق بودم و یک باغ حدود 1000 متری خریدم کاشتم آباد کردم آبیاری کردم ، داخلش خونه ساختم و از میوه هاش برداشت کردم حال کردم کیف کردم و لذتش رو بردم و وقتی دیدم که نگهداریش برام سخت شد به راحتی فروختمش
وقتی که بهش رسیدم و استفاده کردم و لذتش رو بردم ، تونستم به راحتی ازش بگذرم .
راجب اینی که وقتی نداری میگی نمیخوام و مثال گربه دستش به گوشت نمیرسه و میگه بو میده رو بگم .
من یه زمانهای پول خریدن ساعت رو نداشتم و به دیگران میگفتم من ساعت دوست ندارم و خودم هم فکر میکردم ساعت دوست ندارم ، اما حالا که به لطف الله بخشنده مهربان تونستم ساعتهای برند خوب و عالی بخرم و داشته باشم ، اصلا بدون بستن ساعت از خونه بیرون نمیرم
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
ثروتمند شدن منو به خداوند بیشتر نزدیک میکند
صبحها وقتی از مسیر دوچرخه سواری دارم بر میگردم و دوستان نازنینی رو میبینم که تازه دارن میرن دوچرخه سواری زمانی که من برمیگردم برم سر کار
پیش خودم میگم ببین آزادی مالی این خوبی رو هم داره که این انسانهای نازنین نگران رفتن سر کار نیستن و دارن با خیال راحت در ساعت کاری من میرن برای دوچرخه سواری و پیدده روی
پول و ثروت منو به خداوند نزدیکتر میکند
استاد قشنگ و ثروتمند و توحیدی من مثل اکثر روزها دیروز دوتا پول و امروزه یک پول ازشمند و با برکت و جذاب و زیبا به نشانه رزق و روزی خیلی زیاد و رزق و روزی بغیرالحساب در مسیر دوچرخه سواری مثل اکثر روزها پیدا کردم الهی صد هزار مرتبه شکرت
سپاسگزارم کامنت گذاشتید، و این قانون اصل و مهم و بدیهی رو توضیح دادید.
دقیقا درسته:
ثروتمندتر شدن، فرایند طبیعی جهانه!
ثروتمندتر شدن، روند بدیهی و طبیعی این جهانه!
و من جزئی از این جهانم!
مثل رشد یک درخت، وقتی نهال رو به جای سنگلاخ در یک زمین حاصلخیر قرار بدم، روند طبیعی و بدیهیش اینه که اون درخت به آسانی و خود به خود و همیشگی، رشد میکنه! و تا ثریا میره بالا!
سنگلاخ ها همان مقاومت های ذهنی هستند!
فقط کافیه، مقاومت ها برداشته شوند، یا حداقل کمتر بشن!
قانون جاذبه، روند طبیعی و بدیهی این جهانه! و منم جز این جهانم و در مورد من هم صدق میکنه، فارغ از میزان تحصیلاتم یا علم و دانشم، فارغ از شرایط و موقعیت اقتصادی بیرون، فارغ از جنسیت!
افزایش و فزونی و ثروتمندتر شدن هم یه قانونه! قانون ثابت و همیشگی جهان، و مثل قانون جاذبه، در مورد تمام موجودات صدق میکنه، منم جز این جهانم و این قانون در مورد منم صدق میکنه
یعنی اینطوری نیست که: نکنه من نتونم، شاید در مورد من نمیشه، اصلا امکان پذیره ثروتمند شد؟!
نه تنها برای همه و برای من امکان پذیره، بلکه اصلا قطعیه! صد در صده!
من باید سنگلاخ رو پاک کنم فقط!
بر چه اساس ثروتمندتر شدن روند طبیعی جهانه؟
بر اساس دیدن جهان، از بدو خلقت تاکنون! خلق شده و هربار داره پرامکانات تر میشه، ثروتمندتر میشه، طلاها و بقیه عناصر فلزی از معادن دارن استخراج میشن! با ماشین آلات فراوان تر، گسترده تر، سریعتر! قبلاً توی فیلما بود مردم با بیل و کلنگ میرفتن!!!!
سوخت های متفاوت کشف میشن، پنل خورشیدی و و و و
همه اتفاق نظر داریم که جهان نسبت به صد سال قبلش، ثروتمندتر شده! پس این چیزی که در جهان همیشگی جاریه، مدل جهان داره نشون میده، روند کار جهان داره نشون میده!
ثروتمندتر شدن یک روند طبیعی و بدیهی جهانه! و منم جزیی از این جهانم و ثروتمندتر شدنم، یک روند طبیعی هستش!
یعنی پیش میرم، و شغل دارم، نه اینکه امیدوارم باشم منم ثروتمند بشم! بلکه قطعیه که ثروتمندتر بشم! شکی درش نیست! قطعاً اتفاق می افته!
مثلا چاپش کردم رویه کاغذ و لمینت کردم گذاشتم رو میزم که
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
خداوند دوست دارد که من ثروتمند شوم
یا مثلا اون ده دقیقه ای که تو جلسه 16 ثروت1 درباره این باور حرف زدین رو روزی صدبار گوش میدادم…و سعی میکنم بدم..
یه فایل جداگانه واس این باورم درست کردم
هم با صدای شما هم با صدای خودم
فضای قرانی که چندین سال توش بودم ب اضافه حرفایی که شنیدم و رو هر ثروتمندی گذاشتم گفتن دزده و فلان کاره است و بهمان کاره ست منجر به مقاومت ذهنی شدیدی درباره ثروت در درون من شد..
دفترم رو اگه باز کنم روزی پیدا میشه که 3ـ4 بار اون جلسه ثروت رو واو به واو هرکلمه از دهن استاد دراومده رو نوشتم تا نرم بشه ترمز ها…
و به اندازه ای که ضعیف تر شده این باور نعمت های خداوند رو دریافت کردم…
از آنجایی که گفتید که این باور پاشنه آشیل شما هم هست اومدم یک روشی برای تغییر این باور که خودم انجامش دادم رو اینجا بنویسم شاید به درد شما هم خورد
من آهنگ شماره 6 آهنگ های تجسمی استاد رو به شدت دوست دارم و همیشه با اون کلیپ خواسته هام رو درست میکنم
جوری که حتی اگر خود آهنگ رو ب تنهایی بشنوم همه اون دریم بردم میاد جلوی چشمم
اوایل که این فایل رو نگاه میکردم ذوق آنچنانی بهم دست نمیداد تا رسیدم به فایل های فراوانی بسته روانشناسی ثروت
اونجا متوجه این باور شدم که ذهنم ثروت و معنویت رو جدا از هم میبینه
برای همین اومدم و این متن رو روی کل اون کلیپ دریم بردم نوشتم
که راه بهشت از ثروتمند شدن میگذرد
از اونجایی که من از کودکی در فضای قرآنی بودم و بهشت برام جای نیکویی بود که همیشه دوست داشتم بهش برسم اینقدر این متن در من غوغا بپا کرد که یک جهش مالی برام رخ داد و واقعا ثروت ورود پیدا کرد به زندگیم
امیدوارم که این ایده به شما هم کمک کنه و یک جامپ بزرگ داشته باشید
بنده تازه از خواب بیدار شدم و توی دلم گفتم خدایا امروز میخام آرامش رو تجربه کنم و اومدم سایت تا با حس خوب روزم رو شروع کنم و کامنت شما نشانه ای شد که من امروز این جمله رو تکرار کنم
من توی شهر مذهبی بزرگ شدم واز لحاظ مالی خانوادمون هم اوضاع خوبی نداشتند بچگی اقامه گوی مسجد بودم
همش توی مساجدوحسینیه ها بودم ولی نمیدونم این باور ثروت بد وگناه هست پاشنه اشیلم هست یانه، اصلاچطوربفهمم این باور رو دارم یانه اخه هرموقع وارد مناطق لوکس وپولدار ها میشم انگار احساس بیجایی دارم وهرموقع وارد محله های خودمون میشم احساس راحتی وسادگی دارم بهنظرتون این از باور عدم لیاقته یابددونستن ثروت
به نظرم که بهتره یک جا در سکوت بنشینید و یک سری سوالات را از خودتون بپرسید و اون جواب هایی ک اولین دفعه دهنتون میده و فلبداهه هست رو یادداشت کنید
سوالهایی که در ارتباط با این موضوعی که گفتید باشه تا به اون جواب برسید
مثلاً اینکه به نظرتون آدمهای مذهبی ثروتمند میشن یا خیر
اگر ثروتمند میشن از راه درستی بهش رسیدن یا نه
یا اینکه مثلاً اگر افراد مذهبی ثروتمند هستند و کارهای خیرخواهانه انجام میدهند این کارها از روی ریا هست یا نه واقعیه
به نظرتون آدمهایی که مذهبی نیستند و ثروتمندند اونها هم میتونن ب بهشت برن
به نظرتون زندگی ثروتمندا چه جوریه پر از خیانته پر از جنایته یا نه زندگی فوق العاده عالی شاد و خوشبختی دارند
به نظرم با طرح سوالهایی مثل این و شبیه به این کم کم توی ذهن شما جا میافته که اصلاً ثروت از دیدگاه شما خوبه یا نه و پیدا میکنید که ارتباطش با مذهب چه جوریه
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام عرض ادب و احترام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانواده گرم و صمیمی عباس منش
من حدود 10 سال هست که برنامه های شما رو دنبال می کنم و اینکه شما از همون اولین دوره هاتون مثل قانون آفرینش به نقش باورها اشاره کردین و همچنان هم با ایمان و قدرت بیشتری نقش باورها رو در زندگی عنوان می کنید ، نتایج حاصله در زندگیتون گواه این ادعا رو اثبات می کنه.
ولی برای من ، صادقانه بگم اینطور نبود چون فکر می کردم باور دارم همه چیز باوره ولی ناخودآگاهم مقاومت داشت با این موضوع.
تازه دارم باور می کنم که باورها هستن که زندگی انسان رو رقم میزنن
نمیدونم عجله ، نقش خانواده یا در جامعه ای که اصلا در فضای دیگری هستن اجازه نمیداد من باور کنم که همه چیز باور یا هر عامل دیگه ولی مهم اینکه خودم رو مدتی هست در یک محیط ایزوله قرار دادم تا با کار کردن اصولی رو برنامه های شما نتیجه مطلوب رو بگیرم.
این مقدمه رو نوشتم بخاطر اینکه : گوش دادن مداوم ، نوشتن کامنت ، خواندن کامنت های سایت تا وقتی منجر به تقویت آگاهی هایی که زبان شما جاری میشه ، نشه فایده ای نداره یعنی من یه جورایی تا چندی پیش بخاطر اینکه شکست نخورم و به زبان ساده بدبخت نشم برنامه های شما رو دنبال می کردم چرا ؟ چون در خانواده ای رشد کردم ( پدر و مادرم ) که باورهای پایه و اصلی ” توحید ، فراوانی ، احساس لیاقت و ارزشمندی ” بشدت ضعیف و دقیقا خلاف جهت این باورها هم پیش رفتن و نتایج زندگیشون هم گواه این ادعاست . و وقتی من رو برنامه های شما کار کردم خیلی بهتر شدم ولی چرا درست و حسابی نتیجه نگرفتم ؟ چون بقول شما اینقدر باورها ریشه ای هستن و مثل سیمان به ذهن ما چسبیدن که به این راحتی تغییر نمی کنن و واقعا جهاد اکبر می خواد و یک تعهد بالا ” همون حکم مرگ و زندگی ”
مثلا اتفاقی که همین چند دقیقه پیش برام رخ داد لیوان آب یهویی از دستم افتاد و روی سرامیک آشپزخونه خرد و خاکشیر شد و همون لحظه ناخودآگاه یکی زدم تو سر خودم البته خداروشکر آروم زدم از یه جهت چون رو خودم کار کردم آروم زدم چون اگه قبلا بود محکم میزدم تو سرم از طرفی اصلا چرا زدم تو سر خودم ؟ چرا نگفتم فدای سرم شکست که شکست.
چون پدرم هر موقعه اتفاق ناجالبی پیش میومد میزد تو سر خودش
یعنی می خوام بگم چقدر این باورها ریشه ای هستن و بعد از این ماجرا سریع بخودم گفتم احساس بی ارزشیت زد بالا
از خودم عذرخواهی کردم و از خدا خواستم کمکم کنه تا بتونم احساس ارزشمندیم رو بیارم بالا و چقدر ما نیاز هر روزه داریم به دوره های قبلی شما مثل دوره احساس لیاقت
اما موضوع این فایل:
خانواده مادری من جز خانوداه ای اصیل و معنوی شهرمون بودن و خدا توفیقی به من داد در دامن مادربزرگم بزرگ بشم چون مادرم معلم بود و من رو میزاشت پیش مادربزرگم و چون مادربزرگم از پدرش باورهای مناسبی دریافت کرده بود سعی کرد من رو هم از اون باورها بی نصیب نزاره
در مورد ذهنیت خداوند و ثروت عرض کنم که : پدر مادر بزرگم پیش نماز مسجد بودن و آدمی خیر و یک شهر از نظز معنویت و انسانیت قبولش داشتن و نکته اینجاست که بسیار ثروتمند بودن در زمان خودشون
وارد کننده اصلی ورق ورشو ، کمک به ساخت و بهره برداری نیروگاه برق شهرمون ، کلی باغ و زمین زراعی ، چندین دهنه مغازه در قلب بازار
و مادر بزرگم هم سعی کرد فضیلت ها و باورهایی که از پدرشون گرفته بود رو بمن هم منتقل کنه
ولی خوب گفتم این باورها اینقدر ریشه هستن که علیرغم تلاش های مادربزرگم ، باورهای محدودکننده پدر و مادرم تاثیرگذارتر بودن
مثلا در ذهن من منافاتی با ثروت ، انسان رو از خدا دور می کنه فکر میکردم نبود ولی الان که توضیح دادین دیدم در ناخودآگاهام اینکه ثروتمندها رو آدمای نامناسبی بدونم هست چرا؟ چون هر ثروتمندی به تورم خورد انسان نامناسبی بود
من فقط میدونستم ثروت مثل ذره بین عمل می کنه و شخصیت انسان رو بولد می کنه ولی باورش نداشتم
استاد عباس منش در دوره ثروت 1 گفتن ثروت شخصیت انسان ها رو بولد می کنه ولی باورش نداشتم
اگه میگید : “اگه باورهات در مورد هرچیزی مثلا ثروت بنیادین تغییر کنه خداوند یعنی سیستم منظم خداوند طبق قانون از بی نهایت طریق ( افراد ، ایده ها ، موقعیت ها ، شرایط ) تغییرات بنیادین در زندگیت ایجاد می کنه و آرام آرام از مدار فقر به مدار ثروت شیفت پیدا می کنی
باور کردنش نیاز به تلاش داره نیاز به وقت گذاشتن داره نیاز به انرژی گذاشتن داره
شما اینقدر ساده واضح و روان میگید که آدم باور نمی کنه بهمین سادگی که میگید باشه الان این فایل دیده و شنیده شده و میگیم خوب منم از همین لحظه شروع می کنم به ساختن این باور ولی با زنگ زدن یه تلفن این حس و حال از ذهن خارج میشه
مگه تعهد مرگ و زندگی در ذهنت پررنگ باشه و شیطان حواسمون رو پرت نکنه روی تعهدمون بمونیم.
و اینکه استاد ، در مورد توحید و ثروت صحبت کردید حجت رو تموم کردید دقیقا یادمه من با فایل چگونه درآمد خود را در یک سال سه برابر کنیم با شما آشنا شدم و اصلا برای ثروتمند شدن وارد سایت شدم و محصولاتتون رو خریداری کردم ولی اینقدر باورهای داغونی داشتم که با هدایت خدا و مرحله به مرحله باورهام رنگ و بوی بهتری گرفت و آمادگی پیدا کردم برای ثروتمند شدن
من هر سه روانشناسی ثروت ها رو خریداری کردم ولی همونطور که گفتین دقیقا مثل یویو وضع مالیم بهبود پیدا می کرد ولی با نداشتن احساس لیاقت و ارزشمندی و باوری نامناسب دیگه ای ، ثروت و پولم رو از دستش میدادم تا جایی که دیگه انگیزه ام رو برای ثروتمند شدن از دست دادم ولی به برکت دوره احساس لیاقت و دوره هم جهت با جریان خداوند دوباره دارم روی خودم کار می کنیم انشالله با یاری پروردگار دیگه از مسیر خارخ نشم.
سپاسگزارم بابت تهیه این فایل ارزشمند
در پناه خداوند بهترین ها رو تجربه کنید.
به نام پروردگار رب العالمینم
سلام دارم خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی
استاد عزیزم اول از یک همزمانی بگم
من به محض اینکه فایل رو سایت اومد ابتدا صوتی رو گوش دادم و متن توضیحات رو هم خوندم و رفتم تو فکر برای پیدا کردن ترمزهای ذهنی
و دوباره اومدم فایل تصویری رو نکاه کردم و همزمان با نگاه کردن فایل تصویری یه ترمز پیدا کردم و گفتم ای دل غافل من چرا اینجوری ام این همه استاد در دوره های مختلف توضیح دادن و من فکر می کردم دیگه این مسئله ای برای من نیست و خدا شاهده به محض پیدا کردن ترمز و توضیح آن برای خودم و یاد آوری آموزه های قبلی شما پیامک یک خبر خوش مالی که مشکل حقوقی پیدا کرده بود برام اومد که
انشالله به امید خدا در حال برطرف شدن است
این رو گفتم که بگم چقدر شما با اطمینان صحبت می کنید و چقدر همیشه درست می فرمایید و من بارها این همزمانی ها را دریافت کرده ام
حالا بگم اون ترمز چی بود
چند ماه پیش مراسم عروسی برگزار شد و از آشناهای دور بودن و پدر و مادر داماد که خیلی ثروتمند هستند راضی به این وصلت نبودند چون گویا عروس خانم از آقا داماد سنش بیشتر بوده و خانواده داماد خودشون رو خیلی بالاتر و سرتر می دیدن و انگار پسرشون گول خورده
حالا من چند بار به این موضوع فکر می کردم که چه فایده این همه ثروت داشته باشی مراسم با این باشکوهی برگزار کنی ولی از اصل وصلتی که کردی راضی نیستی و اصلا حواسم نبود که من دارم خودم رو دلداری میدم حالا که تو نمیتونی همچین پولی خرج مراسم ازدواج پسرت کنی اصلا نگران نباش در عوض پسرت سر به راهه و تو سایت استاد عضو هست و داره رو خودش کار میکنه رو احساس لیاقتش داره کار می کنه ووووو و یه جورایی انگار به خودم می گفتم ثروت نداری در عوض عقل داری و حتی احساس کردم دارم مشغول بودن پدر اون خانواده به ثروتش رو مقصر میدونستم که نتونسته جوری با پسرش ارتباط داشته باشه که پسرش دست به انتخاب مناسب تری بزنه یعنی انگار باباش برای تربیتش وقت نگذاشته و مشغول کسب و کار و ثروت اندوزی بوده حالا که دارم این مطالب رو می نویسم دارم می فهمم که ای واویلا انگار تصور من اینه که انگار همه ی عوامل دست به دست هم دادن تا به پسر خانواده ظلم کنن
و به خودم توضیح دادم که هیچ کس نمیتونه به کسی ظلم کنه به جز خود شخص
اصلا چرا فکر میکنی این ازدواج ظلم به پسر بوده اصلا تو چی در موردشون میدونی
خیلی ها رو می شناسم که سطح مالی یکسانی نداشتن و حتی خانمه بزرگتر از آقا بوده و خیلی هم خوشبختن نمونه اش یکی از دوستای خواهرم که زندگی عالی داره پسره کارخانه دار و دختره از نظر مالی دانشجو معماری بود و یک سال هم بزرگتر از پسره بود
و این رو هم بدون که هم فرکانسی دو نفر رو بهم می رسونه نه عامل دیگری حالا چه فرکانس عالی باشه چه سطح پایین در هر صورت ثروت ارزشمنده و من بدون قضاوت آنها باید از ثروت آنها و جشن قشنگی که برگزار کرده بودن لذت در ذهنم ایجاد کنم و تحسین کنم تا هنگام ازدواج فرزندانم خداوند مرا و خانواده ام رو یاری کنه و از بی نهایت طریق پول و نعمت های گوناگون به ما عطا کنه
خدا رو صد هزار مرتبه شکر
استاد عزیزم بابت تمام آموزه هایی که از شما یاد گرفتم سپاسگزار تون هستم
خدا حفظتون کنه
سلام و درود
امیدوارم حالتون خوب باشه
باور غلط: فرزندان افراد ثروتمند به خاطر مشغله شغلی و مالی و… درست تربیت نمیشوند
باور درست: کی گفته؟
همون جور که استاد عباسمنش در فایل( اعتماد به رب پیام حضرت ابراهیم از قربانی کردن فرزندش) گفتن که طبق قانون بهترین راه برای پرورش و حمایت کردن از فرزندان اینه که حمایتشون نکنیم.
فرزندان ابراهیم مگر پدر بالاسرشون بود.
هر بنده ای تحت هدایت کامل خداوند قرار داره.
هر کس خالق 100 درصد زندگی خودشه و هیچ کس نمیتونه باعث خوشبخت و بدبخت شدنش بشه.
از طرفی افراد ثروتمند که آزادی بسیار بیشتر نسبت به فقرا دارند و به طبع میتونند زمان بیشتری برای خودشون و خانواده و فرزندان بزارند.
افراد ثروامند امکانات اموزشی و رفاهی بیشتری در اخیارشونه.
افراد ثروتمند با افراد لول با و کار درست بیشتری در ارتباط هستن پس به طبع الگوهای خوب بیشتری جلوی چشم فرزندانشون هست.
و….
این ذهنیت همه اش از صحبت های داخل خونه و فیلم ها وارد ذهن ما شده،که تبدیل به باور شده و باید درستش کنیم.
شاد و پیروز باشید
سلام به پروردگارم که عاشقش هستم و او در کنار من است و هر لحظه معجزه ی بودنش را لمس میکنم
سلام به استاد قدرتمندم و سلام به خانواده ی عباسمنش
استاد من تا امروز هم فکر میکردم که این باور رو ندارم ولی دوست داشتم که ثروتمند میشم از ثروتم ببخشم
ولی بعضی اوقات فکر میکردم شاید این حس دوست داشتن برای بخشش بخاطر دیده شدنه و کمبود عزت نفسه ولی با توجه به فرمایشات شما حتما منم این باور در ته ذهنم وجود داره و باید روش کار کنم
البته یه مورد دیگه هم اینه که من وقتی میرم قسمتهای بالای شهر یاد آقازاده ها می افتم و بعد زود خودمو جمع میکنم پس میشه این آلارم هم دلیلش همین باشه
منهمیشه احساس میکردم انسانهای ثروتمند شیک و با کلاس و خوشبو و ترو تمیزند و خداوند اونها رو خیلی خیلی دوست داره ولی فک کنم یه جای کار میلنگه
کاش میشد در موردش بیشتر صحبت کرد
ممنونم استاد جانم
خدایا، اگر قرار بود راهی را برم که تو در آن نباشی،
از همان ابتدا پاهایم را ببند…
اما اگر قراره با تو باشه،
بگذار من فقط دنبال نورت راه برم
پروردگارا من به کوچکی خودم شک دارم ولی به بزرگی تو هیچ شکی ندارم
خداوندا میدانم همیشه همه جوره حواست به من هست
و برای این حمایتت از تو با تمام وجودم ممنون هستم
خدایا ازت سپاسگذارم با اینکه حواس من به نعمت هایم نیست ولی تو بی منت بازم برایم میبخشی
خدایا ازت ممنونم برای تمام نعمت های زنده گیم
خدایا شکرت که همیشه پناه منی
خدایا شکرت که فرمانروایی این جهان تویی
میدانی خدا وقتی به خودم نگاه میکنم بعد به بزرگی تو نگاه میکنم دلم گرم میشود امیدم هزار برابر میشود میگویم میشود بخدا میشود
با این خدا همه چیز ممکن هست
با این خدا میشود به همه موفقیت های رسید
با این خدا همیشه پیروز هستی
خدایا ازت ممنونم که خیلییی خدا هستی
خدایاااا ازت ممنونم که خدایی بلد هستی
خدایا ازت ممنونم که عشق مطلق هستی
خدایا ازت ممنونم که بدنم با هوش تو به زیبایی کار میکند
خدایااا با همه وجودم ازت ممنونم که بدون حواس من حواس تو به زنده گی من هست
پروردگارا ازت ممنونم که در روز های تاریک زنده گیم نور زنده گی من شدی
خدایاا همیشه یادت قلبم را آرام کرده
خدایا ازت ممنونم که مسیر زنده گی را برایم آسان و هموارتر ساختی
خدایاااا ازت شاکرم 🫀
خدایا این روزا با تمام سلول های وجودم درک میکنم که تو منبع همه چیز استی
وکار من فقط وصل شدن به توست
کار من هم فرکانس شدن با توست
دوری از تو یعنی فقر
دوری از تو یعنی تاریکی
دوری از تو یعنی رنج
چون ما یک منبع نور داریم که تو هستی
پس تو همیشه باش یا رب
و من ایمان آوردیم که تو به تنهایی کافی هستی برای رسیدن به همه چیز
درود خداوند رحمان بر پاکیزه
فرشته مهربان
چقدر عالی نوشتی چه قلب پاک و با صداقتی داری
قبلاً هم نوشته های شما را خوانده بودم و شما را تحسین کردم
راستش وقتی به خداوند نامه ای می نویسی یعنی که هم جهت هستی در مسیر خداوند
و چقدر زیبا نیایش کردی
کسی که به ما آرامش می دهد قطعا شایسته ستایش و پرستش و عبادت است و دوست دارد او را با لبخند یاد کنیم.
یاد خداوند همیشه بر قلب و دلت باد
با عشق به قول خودت برایت این پیام را روان کردم
امیدوارم در وقت مناسبی به دستت برسد
همیشه در زمان مناسب در مکان مناسب مشغول به کار مناسب باشی که بهترین کار لبخند که نوعی نیایش است و احساس خوب که خود نماز است انشاءالله داشته باشی.
در کنار خانواده شاد باشی و خوشبختی روزی شما باد.
سلام پاکیزه جان دختر توحیدی سایت
مثل همیشه یککامنت زیبا از عشق بازی و مراقبه با پروردگار برایمان نوشتی ،
دختر زیبای جسور و فعال ، تحسین ات میکنم همیشه ، چقدر قشنگ شکرگزاری هایت رو واسمون نوشتی واقعا لذت بردم از خوندن اینکامنت .
خدایاا همیشه یادت قلبم را آرام کرده
خدایا ازت ممنونم که مسیر زنده گی را برایم آسان و هموارتر ساختی
خدایاااا ازت شاکرم 🫀
خدایا این روزا با تمام سلول های وجودم درک میکنم که تو منبع همه چیز استی
وکار من فقط وصل شدن به توست
کار من هم فرکانس شدن با توست
امیدوارم در مسیر نزدیکی و هم فرکانس و هم جهت بودن در جریان خداوند به همه خواسته هایت به سادگی و راحتی و آسونی برسی ..
به نام خدا
سلام استاد عزیز خسته نباشی
این که فرمودین کسایی هستن که میگویند ثروت را میخواهند برای اینکه به فقرا کمک کنند شرک هم داخلش هست
یعنی این باور را دارند کهمن اگر این کاررا بکنم یک نقصی از خلقت راپر میکنم.
استاد بزرگوار خداوند را شکر میکنم که در مسیری هستم که شما وافرادی مثل شما دران مسیر هستند.
خداوندا شکرت که چنین انسانهای پاک سرشت را در مسیر من قرار دادی یا مرا در مسیر انها قرار دادی.
خداوندا شکرت که مسیر ما را هرروز با نور خودت نورانی تر میکنی.
استاد بزرگوار ما را هم از دل مهربونت بگذران.
خداوندا انسانهای پاک مثل استادرا حفظ بفرما وبر تعدادشان بیفزا آمین
یا حق
سلام و درود
چه خدای بی نظیری داریم ما
خدایاشکرت
خدایاشکرت
خدایاشکرت
چند وقته ذهنم درگیره و همش از خدا میپرسم چرا من از لحاظ مالی رشد نمیکنم
چرا با وجود اینکه این همه روی خودم کار میکنم نتیجه دلخواهم نمیاد
چرا با اینکه دفترها پر کرده ام باورهام تغییر نمیکنن
چرا اوضاع مالیم باب میلم نیست
با اینکه تلاش فیزیکی هم میکنم
چند روز بود که مرتب از خدا میپرسیدم: خدایا کدوم جنبه از شخصیت من باید تغییر کنه تا زندگیم تغییر کنه؟
خدایا روی کدوم باورم کار کنم تا پول و ثروت بیشتری جذب کنم؟
خدایا چه اقدام عملی باید انجام بدم تا از لحاظ مالی رشد کنم؟
و دهها سوال دیگه
ولی جوابی دریافت نمیکردم و یه جورایی دچار خشم و ناامیدی میشدم و از لحاظ سلامتی و روابط و … هم پسرفت میکردم
تا اینکه امشب برای چندمین بار به سایت استاد سر زدم و دیدم فایل جدید اومده
کلی ذوق کردم و سریع عینکم را زدم به چشمم و موضوع فایل را روی عکس زیبای استاد خوندم
( رابطه خداوند و ثروت در ذهن)
الله اکبر
خدای من چقد به موقع
چقد زیبا جوابمو دادی
خدایاشکرت
اول متن صفحه را خوندم و تصمیم گرفتم قبل از دیدن فایل اول به سوال الف جواب بدم
من توی این مدت که توی سایت هستم خیلی روی خودم کار کردم و فکر میکنم تونستم باورهامو در مورد ثروتمندها تغییر بدم
تونستم این باور را که خدا ثروت و ثروتمندها را دوست داره بسازم
ولی یه موردی برام سخته تغییر بدم
این قسمت از سوال استاد که پرسیدن:
(چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟)
این سوال استاد قشنگ بزرگترین ترمز ذهنی منو گذاشت جلوی چشمم
من از اینکه ثروت و پول وارد زندگیم بشه در حالی که مادرم نگران پاس شدن چک هاشه
خواهرام درگیر مشکلات مالی اند
برادرهام دارن به خاطر مسائل مالی ذره ذره آب میشن
پدرم چشمش به حقوق بازنشستگی آخر برج هست
احساس گناه میکنم
احساس ظالم بودن میکنم
احساس دل سنگ بودن میکنم
و در کل احساس خوبی ندارم
احساس میکنم انصاف نیست من پول داشته باشم و بقیه عزیزانم در سختی و فقر باشن
یادم اومد که من از بچگی این اخلاق را داشتم
همیشه به خدا میگفتم خدایا من ازت پول و خونه و همه چی میخوام ولی اول به پدر مادر و خواهر برادرهام بده بعد به من بده
همیشه سر نماز اول برای همه اعضای خانواده دعا میکردم بعد برای خودم
تا اینکه یه روز که خیلی فکرم درگیر این بود که چرا من رشد نمیکنم و بعضی از خواسته هامو که از خدا میخوام به بقیه اطرافیانم میده ولی به من نمیده یه حسی بهم گفت:( این دعای خودته
وقتی تو از خدا خواسته ای که اول به بقیه افراد خانواده بده خدا هم منتظر میمونه تا اون خواسته در وجود عزیزانت شکل بگیره بعد آماده دریافت بشن تا خدا بهشون بده بعد به تو بده)
نمیدونم این جوابی که بهم الهام شد تا چه حد درسته ولی من قانع شدم و تصمیم گرفتم دیگه اینطور دعا نکنم و هر خواسته ای دارم به خدا بگم و برای عزیزانم هم آرزوی سعادت کنم
ولی بازم پیشرفتم کم بود تا اینکه امشب این سوال استاد جرقه ای توی ذهنم زد و فهمیدم هنوز فکرم درگیر مسائل مالی بقیه اس
امیدوارم بتونم این باور مخرب را هم تغییر بدم
سلام استاد عزیزم و مریم مهربانم
و سلام به همه دوستان گلم تو خانواده صمیمی عباسمنش
امروز چهارشنبه 21 خرداد 1404 ـ ساعت 21:45
وقتی این فایل رو دیدم تمام این چهل و چندسال زندگی که داشتم از جلوی چشمام رژه رفت
ـ البته بهتره بگم این چهل و چندسال به جز این چندسال اخیر که با استاد و تفکرات توحیدیش آشنا شدم ـ و چقدر بابت اون سالها گاهی خودم رو سرزنش میکنم.
اجازه بدید از تجربهام بگم.
بچه که بودم با بیبی (مادر مادری) مدام تو این روضه و اون روضه بودم.
خب، بافت خانواده مادری من کاملاً مذهبیطور هست. چون اصالتاً خاندان مادر برای خراسان رضوی هستند.
و من تو این جلسات و روضهها چه چیزهایی که نمیشنیدم. چه تفکرات سمی بهم تزریق نمیشد.
الان که نگاه میکنم به اون زمان چقدر حرص میخورم. دروغ پشت دروغ تحویل یه مشت آدم ساده میشد.
هیچوقت از رحمانیت خدا به این صورت که استاد میگه من از زبون این خانمجلسهایها نشنیدم. همیشه ما رو دعوت میکردند به سادهزیستی، به کمخواهی، به زاری و تزرع در برابر خدا. چون مستقیم هر کدوم از قطرهاشکهایی که میریزم میشده آبی بر روی آتش جهنممون که به خاطر تمام کارهای اشتباهمون تو این دنیا انجام دادیم.
و تصویری که از خدا جلوی چشمام نقش میبست این بود که با بدبختها و محرومان خیلی مهربانه و کافیه که یه کوچولو پات رو کج بذاری، اون موقع هست که سرت رو با گیوتین میزنه. و از آدمهای پولدار که از راههای حرام پول دراوردن خیلی نامهربانه و اونا ته جهنم هستند.
اینکه باید مثل تمام امامان که کاملاً فقیر بودند ما هم باید فقیر باشیم تا مستقیم بریم وسط بهشت برای عشق و حال. اینکه الان این همه سخت هست و داریم بدبختی میکشیم نشونش خونههای بزرگ توی بهشت هست برای لذت بردن ما. هرچی بدبختتر و بیچارهتر نصیبمون بهترین قسمت بهشت میشه.
بعد هم یه روضه پرسوز میخوندند از وقایع کربلا و شهادت حضرت زهرا و اشک همه رو در میاوردند. و اصرار هم داشتند که به بهشت نزدیکتریم. دست آخر هم پاکت پول رو از زن صاحبخونه میگرفتند و میرفتند.
(یاد فیلم گشت ارشاد افتادم که میگفت اشک ملت رو دربیار و پول بگیر)
این فایل رو که گوش میدادم تمام این چرندیات تو ذهنم رژه میرفت.
یاد تمام تایمهایی افتادم که پای تلوزیون برای دیدن فیلمهایی هدر شد که غیر از به تصویر کشیدن بدبختی آدمها چیز دیگهای نداشت. و دو مدل بدبختی بود. یه بدبختی مختص آدمهای فقیر که مستقیم به بهشت هدایت میشی و یه بدبختی هم مختص آدمهای پولدار که مستقیم میرن اون ته ته جهنم. و کاش یکی اون زمان به من میگفت که نشین پای این فیلمها. نگاهشون نکن.
تمام تفکرات و باورهایی که هیچوقت از راه درست به پول نمیرسی. هر کسی به پولی رسیده یا شغل خاصی داشته یا اینکه دزدی کرده. حتی یادمه تو اون جلسهها خانمجلسهای محترم میگفت: «آی خانومها، حواستون به شوهراتون باشه. ثروت بنیان خانواده رو از بین میبره. شلوار شوهراتون دوتا میشه. زندگی که اینجوری با سختی ساختین رو میخوای دو دستی تقدیم هوو کنید.» و بعد در ادامه قصهها که تعریف نمیکردند از مردان پولداری که اسیر هوسرانی شدند. البته اون زمان زیاد نمیشنیدم که زنی به خاطر پول یه مرد به همسرش خیانت کنه. بیشتر حرفشون این بود آقا تشریف میبرن زن میگیرن بازم حرف خیانت نبوده.
و تمام کودکی و جوانی و من به این حرفهای پوچ گذشت و چی میتونست زنگی که روی چرخدندههای پوسیده ذهن من نشسته پاک کنه.
از کتابهای مدرسه که دیگه نگم. البته الانم همونهها. هیچ فرقی نداره.
یه زمانی تب گلدکوئیست تو ایران خیلی داغ بود و برادر من یه مدت کوتاهی وارد این بازار شد. فکر کنم اوایل هشتاد یا اواخر دهه هفتاد بود. خاطرم نیست. اما با همه بدیش یه چیز خوب داشت. کتابهایی که معرفی میکرد یا فیلمهایی که برای تیمشون میذاشتن. دیگه مدل اینجور متینگها رو میدونید.
برادرم کتابها و CD فیلمهایی که بهش میدادند رو آورده بود خونه. اولین بار بود داشتم یه تفکر دیگه رو میدیدم و میشنیدم و میخوندم.
فیلم راز اون زمان برام جذاب بود. البته نه اونقدر که بخوام روش زوم کنم. چون کاملاً با تمام آموزههای تمام سالهای زندگیم متفاوت بود و حس گناه میکردم اگه بخوام به چیزهایی که تو فیلم میگفتم فکر کنم. میگفتم اینا خارجین و بیدین. (تفکرات پوسیده منتقل شده). پس اینا واسه ما نیست و من نباید پیگیرش باشم و دیگه اون فیلم رو ندیدم.
مسیر رو ادامه دادم و خاطرم نیست از کجا و کی کمکم باورهام تغییر کرد.
اما شاید اولین جرقه واسه وقتی بود که من کتاب اسکاولشین رو خوندم. این کتاب رو یکی از دوستان بهم هدیه داده بود و فکر کنم یه دوسه سالی بهش دست نزدم و وقتی هم شروع کردم با یه بهت و باور میخوندم.
برام حرفاش عجیب بود اما وقتی همون موقع یکی دوتا نشونه خیلی جزئی و کوچیک که دیدم این چرخدنده پوسیده و زنگزده ذهنی کمکم داشت جلا پیدا میکرد.
با خودم فکر میکردم اگه اون موقعها یا زودتر که اسکاولشین رو شروع کردم به خوندن، وارد سایت میشدم کاملاً همهچیز رو تکذیب میکردم و اصلا قبول نمیکردم حرفهایی که استاد میزنن درسته و یه گارد خیلی بد میگرفتم و قطعا نظرم این بود که استاد از سر شکمسیری این حرفا رو میزنه و جزو همون آدمهاست که معلوم نیست از چه راهی به این همه پول رسیده.
خوشحالم که اون زمان با استاد اشنا نشدم و وقتی با تفکراتشون آشنا شدم که زمان درستش بود.
الان نسبت به اون سالها خیلی تفکراتم متفاوت شده.
اما انقدر عالی نشده که بتونم کارهای بهتری بکنم.
خودم از این بابت خوشحالم که تونستم پیشرفت کنم حتی اندازه یه قدم.
من از نقطه اول به نقطه دوم رسیدم و باید ادامه بدم.
میدونم یه جائی به بهترین چیزها میرسم که از همهاش لذت ببرم.
اول خودم و بعد خانوادم و اطرافیانم.
از خدای مهربونم ممنونم که منو به مسیر درست هدایت میکنه.
ممنونم که وقت گذاشتید تجربه منو خوندید.
در پرتو نگاه گرم و عاشق خداوند شاد و سلامت باشین
سلام روسا جان
با خوندن کامنتت یاد همون حرفایی افتادم که همیشه میشنیدم
اینکه اگه یه قطره اشک برای امام حسین بریزی حتما میری بهشت و کسی که قلبش پاک باشه حتما برای حسین اشک میریزه
حالا من همیشه اینطوری بودم که اصلا گریه ام نمیومد و میگفتم نکنه من پاک نیستم و قراره برم جهنم
و طبیعتا ناخوداگاه احساس گناه هم داشتم
انقدر این باورای احمقانه ریشه ای بودن که حتی نمینشستم فکر کنم بابا امام حسین به اشک من چه نیازی داره
یادمه یه فیلمی بود اسمش دارا و ندار اگه اشتباه نکنم
ادم فقیره با زنش خیلی خوب بود
و دختر ادم پولداره رفت عاشق یه پسر فقیر شد چون میگفت اینا پول ندارن ولی عشق دارن و ادمای درستی هستن
و چقدر از این فیلم ها ما دیدیم
درحالی که همون بازیگرها کلی ثروت داشتن
فقط ثروت برای ما بد بود؟؟؟
و منم چقدر عمیق و با افتخار میگفتم عشق مهمه پول که مهم نیس خخخ
یا اینکه اگه شوهرت پیشرفت کنه دیگه تو رو ول میکنه
یادمه منم همین باورا رو داشتم که تو رابطه نه طرفم پیشرفت خاصی کرد نه خودم
البته چون عزت نفس نداشتم یه جاهایی از خودم میکندم و خب از نظر کاری اون از من بهتر پیشرفت کرد اون موقع
ولی هر چقدر هم که کارش بهتر شد از نظر مالی ما همیشه تا سر ماه پول داشتیم
یعنی چیزی بعنوان سرمایه و پس انداز وجود نداشت
درحالی که واقعا ادم پول که داره حالش بهتره
اینو من تو رابطه ام یادم میاد که هر چی اون زمان پول داشت حالش بهتر بود تا صفر میشد خیلی بهم میریخت و جوری که نمیشد باهاش حرف زد
دیروز که داشتم کامنت میخوندم خواهرم باهام تماس گرفت و یه ماجرایی تعریف کرد
اینکه شوهرش دلسوزی کرده و بازم کلی دردسر کشیدن و با ذوق میگفت بازم من باید گندکاریاشو جمع کنم
البته اون ذوقو من متوجه شدم چون داشت با افتخار میگفت
تموم حرفایی که خیلی میزد رو همون لحظه رو برگه نوشتم و خیلی بهشون فکر کردم
و دیشب تو خواب و بیدار همش داشتم در مورد دلسوزی کردن حرف میزدم با خودم
و تازه فهمیدم چرا بمن زنگ زد و اون ماجرا رو تعریف کرد
منم همیشه پولای خوبی میومد سراغم و همیشه میتونستم پول بسازم اما بخاطر دلسوزی و حمایت همشونو از دست میدادم
با اینکه رو این باور کار کرده بودم اما قشنگ متوجه شدم خدا بهم گفت ایراد اصلیت همینه و باید خیلی روش کار کنی
امروز یه تعهد دادم که دیگه به هیشکی حتی نظر هم ندم و فقط سرم تو کار خودم باشه حتی به حالت شوخی هم به کسی نگم چیکار کنه
چون خواهرم خواسته بود دخترشو نصیحت کنم و من اون لحظه متوجه نشدم چرا قبول کردم
و امروز فهمیدم هنوزم این باور دلسوزی و حمایت رو دارم و کلی با خودم حرف زدم
یه چیز دیگه هم یادم افتاد
از وقتی رو باورای ثروتم کار میکنم هر وقت مادرم تماس میگیره حرف از خرید و پیشرفت مالی خودش یا دیگرانی که شنیده بهم میگه و دیروز یه باوری رو در خودم پیدا کردم
گفت فلانی رفته خونه خریده برای پسرش
و با هم گفتیم اون از اولم زرنگ بود
بعد که گوشی رو قطع کردم گفتم چرا من این حرفو زدم
و دلیلشم این بود که تو خونه مادرم همیشه میگفت فلان خانم گرگه یا زرنگه تونسته خونه و ماشین بخره ولی ما زرنگ نیستیم!!!!
یه باور دیگه هم یادم اومد که قبلنا کسی میگفت تو چرا درصد بیشتری نمیگیری من به شوخی یا جدی میگفتم اگه از این کارا میکردم الان وضعم این نبود
یعنی من عمیقا باور دارم ثروتمندا دزدن یا پولشون حلال نیس و من چون اینجوری نیستم ثروتمند نشدم
اصلا باورم نمیشد من تو ناخوداگاهم این باور رو داشته باشم
از خدا ممنونم با شروع کارکردنم منو به این باورای مخربم رسوند
ازت ممنونم دوست عزیزم که باعث شدی اینارو بنویسم تا بیشتر یادم بمونه
موفق باشی عزیزم
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهربان
استاد ثروتمند و توحیدی من سلام
خداقوت
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
پول و ثروت منو به خداوند نزدیکتر میکند
کشوری مثل چین که یه نگاه خوب به ثروت رو ایجاد کرد و در حال حاضر به این کشور ثروتمند تبدیل شده و این تازه اول این مسیره و ادامه داره
اصلا به نظر من اگه بخوایم واقعا وهاب بودن و رزاق بودن خداوند رو با تمام وجود درک کنیم و بفهمیم تنها راهش اینه که ثروتمند بشیم تا معنی فراوانی جهان رو درک کنیم و بفهمیم.
به نظر من از راه ثروتمند شدن خداور بهتر و بیشتر میشه شناخت و باور کرد .
اصلا ما مثل اون شخصی که توی دریا از ترس کوسه میگه میرم روی درخت و چاره ای جز این ندارم ، ماهم چاره ای جز ثروتمند شدن برای درک و شناخت و باور بهتر و بیشتر خداوند نداریم .
من از بچگی خیلی سوال داشتم و یکی از سوالهای من در دوران کودکی از پدرم این بود که ، میپرسیدم کسی که خونه خوب و بزرگ داره پولداره و ثروتمنده ؟ میگیفت بله هست
میپرسیدم کسی که خونه داره ماشین داره چی ؟ میگفت بله هست
میگفتم کسی که هم خونه خوب داره هم ماشین خوب داره هم پول زیاد داره چی ؟ میگفت بله هست
بعد میپرسیدم که فرق پولدار و ثروتمند چیه؟
اونهم میگفت اونی پول داره فقط پول داره ولی اونی ثروتمنده همه اینهارو باهم داره
میگفت ثروتمند خیلی بزرگتر از پولداره
میگفت وقتی که ثروتمند باشی همه چی رو باهم داری
روحش شاد و قرین رحمت
و توحید رو از پدرم یاد گرفتم
ما هرچقدر ثروتمندتر بشیم بیشتر باعث گسترش جهان میشیم .
کارت سرویس ماشینهارو چک میکردم و دوتا از ماشینهارو دیروز بردم برای تعویض روغن و یکی رو هم بردم برای تعویض روغن به نمایندگی و بعد از پرداخت پول ، پیش خودم گفتم من به اندازه پرداخت هزینه تعویض روغن این سه تا ماشین به گسترش ثروت و به جریان انداختن ثروت در جهان کمک کردم و از این بابت خوشحالم .
وقتی توی نمایندگی بودم و صاحب اصلی اومد و همه پرسنلش حاجی صداش میکردن و چه انسان نازنینی بود و باهمه پرسنل و ارباب رجوع با مهربانی برخوردکرد با پرسنلش دست داد و حرفهای مراجعه کننده هارو گوش کرد . و چه پرسنل و نیروها و کارمندهای عالی وظیفه شناس و مسیولیت پذیر خوبی داشت ، همه موعدب ، منظم و حرفه ای و با کلاس کیف کردم و پیش خودم گفتم ببین چقدر باعث گسترش و جریان ثروت در جهان شده با ثروتمند شدن خودش ، الهی صد هزار مرتبه شکرت
بله من با تمام وجودم قبول دارم و میپذیرم که اول باید به ثروت برسی تا بتونی به راحتی از اون بگذری
من عاشق باق بودم و یک باغ حدود 1000 متری خریدم کاشتم آباد کردم آبیاری کردم ، داخلش خونه ساختم و از میوه هاش برداشت کردم حال کردم کیف کردم و لذتش رو بردم و وقتی دیدم که نگهداریش برام سخت شد به راحتی فروختمش
وقتی که بهش رسیدم و استفاده کردم و لذتش رو بردم ، تونستم به راحتی ازش بگذرم .
راجب اینی که وقتی نداری میگی نمیخوام و مثال گربه دستش به گوشت نمیرسه و میگه بو میده رو بگم .
من یه زمانهای پول خریدن ساعت رو نداشتم و به دیگران میگفتم من ساعت دوست ندارم و خودم هم فکر میکردم ساعت دوست ندارم ، اما حالا که به لطف الله بخشنده مهربان تونستم ساعتهای برند خوب و عالی بخرم و داشته باشم ، اصلا بدون بستن ساعت از خونه بیرون نمیرم
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
ثروتمند شدن منو به خداوند بیشتر نزدیک میکند
صبحها وقتی از مسیر دوچرخه سواری دارم بر میگردم و دوستان نازنینی رو میبینم که تازه دارن میرن دوچرخه سواری زمانی که من برمیگردم برم سر کار
پیش خودم میگم ببین آزادی مالی این خوبی رو هم داره که این انسانهای نازنین نگران رفتن سر کار نیستن و دارن با خیال راحت در ساعت کاری من میرن برای دوچرخه سواری و پیدده روی
پول و ثروت منو به خداوند نزدیکتر میکند
استاد قشنگ و ثروتمند و توحیدی من مثل اکثر روزها دیروز دوتا پول و امروزه یک پول ازشمند و با برکت و جذاب و زیبا به نشانه رزق و روزی خیلی زیاد و رزق و روزی بغیرالحساب در مسیر دوچرخه سواری مثل اکثر روزها پیدا کردم الهی صد هزار مرتبه شکرت
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عباسمنش عزیزم
سلام به همگی که در این مسیر الهی قدم برداشتن و همیشه با بهترین باورها مینویسند و درک های زیبایشان را با همه به اشتراک میگذارند
استاد ثروت یک امر طبیعی جهان هستی هست
استاد این چند روزه خیلی باران اومده
اینقدر این باران ها فراوانی خداوند رو نشانم داد که هر چه از ابن نعمات فراوانی بگویم کم گفتم
پی این یک روند طبیعی فراوانی نشانه ثروت هست
این باران
منو یاد یک بنده خدایی انداخت که خیلی ثروتمند بود
اینقدر که دست به خاک میزند طلا میشود
یعنی طلا ها طلا
استاد این بنده خدا یک زمینی در چند سال پیش در محدوده چناران استان خراسان رضوی خریداری میکند
که از دید همه میگفتن کال رو فروختن به این بنده خدا
کال به مشهدی یعنی
اینکه زمینی که در معرض سیل هست و تمام زمین خاک ماسه ای داره که به درد ساخت باغ و ویلا نمیخرد
و در کل میگفتن سر این بنده خدا رو کلاه گذاشتن
یک فرد احمق همه مردم این آقا رو فرض گرفته بودند
و باور مخرب همه این بود
که پول باد آورده باد میبرد
خلاصه این و بگم که برای من الگوی خیلی خوبی هم بود
و گفتم این الگو رو با همه به اشتراک بزارم که
درک ثروت و اینجوری دریافت کردم
این آقا با خرید این زمین
که با حس خوب خریداری کرده بود
تا چند وقت یک فضای بیس از چهار هزار متر زمین
به عمق ده متر گود میکرده و تمام ماسه های این زمین را به شن شویی ها میفروخته و اینکه تولید ثروت میکرده
و در دو یا سه سال پیش
یک سیل خیلی بزرگ در کل ایران راه افتاد که کلی خرابی. داشت
زمین این آقا برایش یک خیر کاملا بزرگ بود
تمام این گود که با فروش ماسه ها تولید ثروت کرده
و اینکه با این سیل کل این گودال پر از آب میشود
که بعد از اتمام باران ها
تمام این آب ها رو به ماشین های حمل آب غیر شرب میفروشد
بدون هیچ زحمتی
باز هم خداوند بهش این نعمت الهی رو بخشیده بود
اگر این ثروت نیست پس چیست
و اینو بگم چندین برابر پول اون زمین فقط منفعت برایش داشته
از کجا
از جایی که به خداوند ایمان داشته
ثروت را یک امر معنوی میدانسته
چون هر چه ثروتمندتر میشویم به خدا نزدیکتر میشویم به خداوند نزدیکتر میشویم چگونه هست
به گونه ای که این آقای خریدار زمین به قول همه کال خریده
دست به خاک میزند طلا میشود
یعنی خداوند کاری میکند که هر روز ثروتمند تر بشویم
کاری میکند که بیشتر بتوانیم از زندگی لذت ببریم و شکر گذاری کنیم
استاد الان چند سال هست
که این داستان در ذهن من پول و ثروت را یک امر معنوی و خداگونه ساخته است
که همین باور منو به درآمدهای خوب رسانده
منو به شرکت موفقی برای خودم رسانده
منو به خلق درآمدهای عالی رسانده .حالا وقتی خدا این همه بخشنده و رزاق است خداوند این همه وهاب است
پس من هر چه ثزوتمندتر بشوم به خدا نزدیکتر میشوم
استاد ممنون از این فایل که برامون فراهم کردین
عاشقتونم
دوستان موفق باشین
ثروت یک امر طبیعی جهان هستی هست
امروز این جمله ی درست و دقیق، روزی من شد…
سپاسگزارم کامنت گذاشتید، و این قانون اصل و مهم و بدیهی رو توضیح دادید.
دقیقا درسته:
ثروتمندتر شدن، فرایند طبیعی جهانه!
ثروتمندتر شدن، روند بدیهی و طبیعی این جهانه!
و من جزئی از این جهانم!
مثل رشد یک درخت، وقتی نهال رو به جای سنگلاخ در یک زمین حاصلخیر قرار بدم، روند طبیعی و بدیهیش اینه که اون درخت به آسانی و خود به خود و همیشگی، رشد میکنه! و تا ثریا میره بالا!
سنگلاخ ها همان مقاومت های ذهنی هستند!
فقط کافیه، مقاومت ها برداشته شوند، یا حداقل کمتر بشن!
قانون جاذبه، روند طبیعی و بدیهی این جهانه! و منم جز این جهانم و در مورد من هم صدق میکنه، فارغ از میزان تحصیلاتم یا علم و دانشم، فارغ از شرایط و موقعیت اقتصادی بیرون، فارغ از جنسیت!
افزایش و فزونی و ثروتمندتر شدن هم یه قانونه! قانون ثابت و همیشگی جهان، و مثل قانون جاذبه، در مورد تمام موجودات صدق میکنه، منم جز این جهانم و این قانون در مورد منم صدق میکنه
یعنی اینطوری نیست که: نکنه من نتونم، شاید در مورد من نمیشه، اصلا امکان پذیره ثروتمند شد؟!
نه تنها برای همه و برای من امکان پذیره، بلکه اصلا قطعیه! صد در صده!
من باید سنگلاخ رو پاک کنم فقط!
بر چه اساس ثروتمندتر شدن روند طبیعی جهانه؟
بر اساس دیدن جهان، از بدو خلقت تاکنون! خلق شده و هربار داره پرامکانات تر میشه، ثروتمندتر میشه، طلاها و بقیه عناصر فلزی از معادن دارن استخراج میشن! با ماشین آلات فراوان تر، گسترده تر، سریعتر! قبلاً توی فیلما بود مردم با بیل و کلنگ میرفتن!!!!
سوخت های متفاوت کشف میشن، پنل خورشیدی و و و و
همه اتفاق نظر داریم که جهان نسبت به صد سال قبلش، ثروتمندتر شده! پس این چیزی که در جهان همیشگی جاریه، مدل جهان داره نشون میده، روند کار جهان داره نشون میده!
ثروتمندتر شدن یک روند طبیعی و بدیهی جهانه! و منم جزیی از این جهانم و ثروتمندتر شدنم، یک روند طبیعی هستش!
یعنی پیش میرم، و شغل دارم، نه اینکه امیدوارم باشم منم ثروتمند بشم! بلکه قطعیه که ثروتمندتر بشم! شکی درش نیست! قطعاً اتفاق می افته!
بسمالله الذی یرزق من یشاء بغیر حساب…
فک کنم اولین کامنت باشم:)
سلام استاد بزرگوارم
دست گذاشتین روی پاشنه آشیل سنگین من…
کاری نمونده که برای تغییر این باور نکرده باشم،،
مثلا چاپش کردم رویه کاغذ و لمینت کردم گذاشتم رو میزم که
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
خداوند دوست دارد که من ثروتمند شوم
یا مثلا اون ده دقیقه ای که تو جلسه 16 ثروت1 درباره این باور حرف زدین رو روزی صدبار گوش میدادم…و سعی میکنم بدم..
یه فایل جداگانه واس این باورم درست کردم
هم با صدای شما هم با صدای خودم
فضای قرانی که چندین سال توش بودم ب اضافه حرفایی که شنیدم و رو هر ثروتمندی گذاشتم گفتن دزده و فلان کاره است و بهمان کاره ست منجر به مقاومت ذهنی شدیدی درباره ثروت در درون من شد..
دفترم رو اگه باز کنم روزی پیدا میشه که 3ـ4 بار اون جلسه ثروت رو واو به واو هرکلمه از دهن استاد دراومده رو نوشتم تا نرم بشه ترمز ها…
و به اندازه ای که ضعیف تر شده این باور نعمت های خداوند رو دریافت کردم…
بازم باید روش کار کنم
ارزششو داره،،، جریان ثروت و نعمت در راه است…
یا حق
سلام خدمت شما دوست عزیز
از آنجایی که گفتید که این باور پاشنه آشیل شما هم هست اومدم یک روشی برای تغییر این باور که خودم انجامش دادم رو اینجا بنویسم شاید به درد شما هم خورد
من آهنگ شماره 6 آهنگ های تجسمی استاد رو به شدت دوست دارم و همیشه با اون کلیپ خواسته هام رو درست میکنم
جوری که حتی اگر خود آهنگ رو ب تنهایی بشنوم همه اون دریم بردم میاد جلوی چشمم
اوایل که این فایل رو نگاه میکردم ذوق آنچنانی بهم دست نمیداد تا رسیدم به فایل های فراوانی بسته روانشناسی ثروت
اونجا متوجه این باور شدم که ذهنم ثروت و معنویت رو جدا از هم میبینه
برای همین اومدم و این متن رو روی کل اون کلیپ دریم بردم نوشتم
که راه بهشت از ثروتمند شدن میگذرد
از اونجایی که من از کودکی در فضای قرآنی بودم و بهشت برام جای نیکویی بود که همیشه دوست داشتم بهش برسم اینقدر این متن در من غوغا بپا کرد که یک جهش مالی برام رخ داد و واقعا ثروت ورود پیدا کرد به زندگیم
امیدوارم که این ایده به شما هم کمک کنه و یک جامپ بزرگ داشته باشید
سلام و عرض ادب دوست بزرگوار و همفرکانسی
سپاس فراوان بابت راهنمایی ارزشمندتون
چه جمله قشنگ و هماهنگی…
و چقدر هم منطقیه خب….
مگه ثروتمند نیازی داره به دزدی؟
مگه ثروتمند نیازی داره به ربا؟
مگه ثروتمند نیاز داره واسه 2 قرون 2 زار سر خم کنه جلوی بقیه؟!
راه بهشت واقعا از ثروتمند شدن میگذرد….
مرسی از لطفتون و پیشنهادتون
حتما اجراییش میکنم
سلام ربابه جان زیبا و دوست داشتنی
از جوابی که به کامنت آقای امیررضا دادید من هم استفاده کردم .
وقتی این جمله را با خودم گفتم انگار یک سنگینی از روی من برداشته شد انگار یجور خاصی بود .بینهایت ازتون سپاسگزارم که بیان کردید.
توی دفترم که تمرینات ثروت یک را مینویسم با چندین خودکار با رنگهای مختلف این جمله را نوشتم و حتما تمرین را مثل شما انجام میدم .
راه بهشــــــــــــــت از ثــروتمنـــــــــــــــد شدن میگـــــــــــذرد
راه بهشــــــــــــــت از ثروتمنــــــــــــــــــد شدن میگـــــــــــذرد
راه بهشــــــــــــــت از ثروتمنــــــــــــــــــد شدن میگــــــــــــذرد
فکر کنم اونقدر باید این جمله را با خودم تکرار کنم و بنویسم که بشه جزیی از وجودم.
بابت این ایده ناب ازتون سپاسگزارم و همچنین از آقای شاپوری سپاسگزارم که با بیان این ترمز باعث شدند شما جواب بدید.
خدایا متشکرم خدایا متشکرم بخاطر جوابی که از طریق دستانت برایم فرستادی.
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام به شما دوست خوب و نازنینم
خدارو هزاران مرتبه سپاس که این جمله اینقدر براتون روان بوده که ذهنتون اون رو میپذیره
واقعا این جمله برای خودم غوغا میکنه حتی وقتی بیانش میکنم قلبم شکفته میشه
الهی شکر که براتون تاثیر گذار بوده
امیدوارم هر لحظه از زمین و آسمان براتون شادی و سلامتی و ثروت و خوشبختی بیاره
سلام خدمت شما دوست عزیز و همفرکانسی
بسیار بسیار سپاسگزارم از این راه حل عالی و این جمله بی نهایت زیبا
«راه بهشت از ثروتمند شدن میگذره»
این جمله رو باید بارها با خودم تکرار کنم و بنویسم
ای جمله یک نشانه بود از هزاران نشانه زیبای خدا برای من
خدایا شکرت
سلام ربابه عزیزم
امیدوارم حال دلت عالی باشه
امشب از صفحه اول شروع کرده بودم به خوندن کامنت
و تصمیم گرفتم تا پایان همین صفحه بخونم و دیگه از سایت بیام بیرون
چه جالب که حسن ختام کامنت خوندن این جمله زیبا ی شما بود
راه بهشت از ثروتمند شدن می گذرد
و من از این جمله ی زیبا لذت بردم
و می خوام این جمله رو ورد زبانم کنم انشالله
ممنونم ازت دوست عزیز
امیدوارم جریانی از ثروت و نعمت وارد زندگیت بشه همراه با آرامش و سلامتی
خدا نگهدارت
سلام به شما دوست گرامی
چقدر اسمتون زیبا هست
سپاسگزارم از اینکه لطف دارید
واقعا موافقم این جمله غوغا میکنه
بنده تازه از خواب بیدار شدم و توی دلم گفتم خدایا امروز میخام آرامش رو تجربه کنم و اومدم سایت تا با حس خوب روزم رو شروع کنم و کامنت شما نشانه ای شد که من امروز این جمله رو تکرار کنم
سپاسگزارم از شما
همیشه موفق و سربلند و ثروتمند باشید
سلام به خانوم قاسمی عزیز
سوالی داشتم
من توی شهر مذهبی بزرگ شدم واز لحاظ مالی خانوادمون هم اوضاع خوبی نداشتند بچگی اقامه گوی مسجد بودم
همش توی مساجدوحسینیه ها بودم ولی نمیدونم این باور ثروت بد وگناه هست پاشنه اشیلم هست یانه، اصلاچطوربفهمم این باور رو دارم یانه اخه هرموقع وارد مناطق لوکس وپولدار ها میشم انگار احساس بیجایی دارم وهرموقع وارد محله های خودمون میشم احساس راحتی وسادگی دارم بهنظرتون این از باور عدم لیاقته یابددونستن ثروت
ممنون
سلام خدمت شما دوست گرامی
امیدوارم حال دلتون عالی باشه
به نظرم که بهتره یک جا در سکوت بنشینید و یک سری سوالات را از خودتون بپرسید و اون جواب هایی ک اولین دفعه دهنتون میده و فلبداهه هست رو یادداشت کنید
سوالهایی که در ارتباط با این موضوعی که گفتید باشه تا به اون جواب برسید
مثلاً اینکه به نظرتون آدمهای مذهبی ثروتمند میشن یا خیر
اگر ثروتمند میشن از راه درستی بهش رسیدن یا نه
یا اینکه مثلاً اگر افراد مذهبی ثروتمند هستند و کارهای خیرخواهانه انجام میدهند این کارها از روی ریا هست یا نه واقعیه
به نظرتون آدمهایی که مذهبی نیستند و ثروتمندند اونها هم میتونن ب بهشت برن
به نظرتون زندگی ثروتمندا چه جوریه پر از خیانته پر از جنایته یا نه زندگی فوق العاده عالی شاد و خوشبختی دارند
به نظرم با طرح سوالهایی مثل این و شبیه به این کم کم توی ذهن شما جا میافته که اصلاً ثروت از دیدگاه شما خوبه یا نه و پیدا میکنید که ارتباطش با مذهب چه جوریه
امیدوارم که همیشه شاد و سلامت و ثروتمند باشید