چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم - صفحه 30 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم
    459MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم
    0MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

773 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سهیلا بابایی گفته:
    مدت عضویت: 1838 روز

    به نام الله یکتا و مهربان

    استاد جانممممم ممنون بابت این فایل بی نظیررررر

    من عمیقا حرفهای این جلسه رو درک کردم. چندین ماه پیش نمیدونم ریشه ی افکار منفی از کجا توی ذهنم پیدا شد( در واقع الان اصلا نمیخوام حتی بگردم ببینم ریشه کجا بود و تمرکزم رو ببرم به اون سمت) ولی کم کم جوری شد که رابطه ی بین من و خانوادم خیلیییی بهم ریخت شاید در ظاهر همه چیز اوکی بود و با هم مهربان بودیم ولی باطنا اینجوری بود که با کوچک ترین حرکت و حرفی از هم ناراحت میشدیم، ما معمولا بیان نمیکنیم ناراحتیهامون رو ولی واقعا اوضاع بدی بود. و حتی به رابطه ی بین من و همسرم هم داشت کشیده میشد، ما که الگوی خفنی هستیم برای دیگران و رابطه ی اکلیلی داشتیم من داشتم از کوچک ترین رفتارهایی که دوست نداشتم هم بی نهایت ازرده میشدم، در صورتیکه توی چند سال زندگی مشترکمون من کوچک ترین ایرادی در همسرم نمیدیدم و واقعیت اینه که ایرادی وجود نداشت من اینقدررررر ذهنم در مورد مسائل منفی شده بود که به رابطه ی عاطفیم هم کشیده شده بود. و اینقدر حالم بد میشد که اصلا نمیتونستم حالم رو خوب کنم. تا اینکه به لطف الله مهربان هدایت شدم به 12قدم بی نظیر. در واقع از خداجونم کمک خواستم و گفت دختر خوب وقتشه دوازده قدم رو بخری و خدارو بی نهایت شکر همه چیز مثل بهشت شده الان.

    قانون تمامل در مورد احساس و افکار هم صدق میکنه اولش کوچولوعه ولی هرچقدر بهش آب و غذا بدی بزرگ و بزرگ تر میشه و جوری میشه که گاهی دیگه خودت به تنهایی نمیتونی اون غول رو افسارش رو بدست بگیری. خدارو شکر میکنم برای اون دوره حال بدی چون قدر حال خوبم رو میدونم الان چون میدونم چجوریه اون حس چون تکامل احساس رو میفهمم و میتونم برای احساس خوب ازش استفاده کنم. من همین الان چیزی رو استفاده کردم که استاد گفتن یعنی جوری به مسائل نگاه کنیم که احساس بهتر داشته باشه، از یک زاویه دید قشنگ تر. منم میتونستم بگم ای وای اون زمان بد بود و من چه حال بدی رو تجربه کردم ولی خدارو شکر میکنم برای اون زمان

    من به این زاویه دید میکم کُره ی تغییر زاویه دید. فرض کن تمام مدل هایی که میتونی به یک قضیه نگاه کنی شبیه یک مدل کره ی زمین باشه(همین هایی که دوران مدرسه داشتیم) وقتی یک مسئله ای خوشایند نیست کره رو برمیدارم و میچرخونمش و تا به یک زاویه دید قشنگ برسم و بتونم ذهنم رو کنترل کنم

    خدارو شکررررر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    محمد مهدی عباسی گفته:
    مدت عضویت: 1289 روز

    به نام خدا

    چند ساعت پیش وارد سایت شدم تا (روز شمار تحول زندگی من) را در این روز ببینم،دیدم استاد فایل جدیدی گذاشته است و دقیقا دیشب افکار منفی برای من رخ داده است.

    دیشب افکار منفی و نجواها به سراغ ذهن من آمدند و مرا ذهن من به شدت مشغول کردند و مانند درخت های کوچک درحال رشد بودند و هر ثانیه به ثانیه قطور میشدند و این لحظه ای است که من باید دست به کار میشدم و ذهنم را کنترل میکردم وگرنه بعد از گذشت چند ساعت یا چند روز تبدیل میشدند به درختان قطور که خیلی باید تلاش میکردم و زمان می‌گذاشتم تا آنها را از بین ببرم.

    کارهایی که من در آن لحظه انجام دادم تا از افکار منفی بیشتری جلوگیری کنم:

    1.گوش دادن به فایل ها استاد که بیشتر مربوط می‌شد به همان افکار منفی و ذهن مرا آرام میکرد.

    2.گفتن موفقیت های گذشته ام به خودم و به یاد آوردن لحظاتی که افکار منفی داشتم و اتفاق خاصی نیفتاده بود.

    3.بیشتر به این موضوع فکر میکردم که علت را بیابم که چرا فکر های منفی دارم،فهمیدم این باور در ذهن من ایجاد شده که افکار منفی دارد پیدا شدن رقیب در حوزه کاری من است.

    4.برای غلبه بر این باور مواردی را برای خودم الگو کردم و به خودم بازگو میکردم،ولی ذهن نجواهایش قدرتمند بود و آرام آرام از نجواها کم میشد.

    5.سعی کردم به ذهنم این موضوع را قبول کنم که این افکار منفی را زیاد مهم نگیر ‌و در گذشته خیلی از این افکار داشتم و توانستم موفق شوم و داشتن احساس بد کمکی به من نمیکند.

    ولی توانستم در عرض مدت نسبتا کمی آرام باشم و آرامش خودم را حفظ کنم و هرچقدر افکار منفی ادامه دار میشد من بیشتر و بیشتر به گله و شکایت از آدمها،شرایط و حتی خدا می‌پرداختم و افکار منفی بیشتری و بیشتر میشد و قدرت و کنترل روی رفتار و تصمیم گیری ام نداشتم و موقعیت ها و سناریوهایی در ذهنم ایجاد میکردم که مرا وارد سیکل معیوب میکرد و افکار منفی قدرت می‌گرفتند.

    نکته مهم تر اینکه من توانستم حال خودم را در موقعی که خیلی بد است مقداری بهتر کنم و وارد سیکل مثبت شوم و احساس خوب و بهتری داشته باشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    فروغ جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1778 روز

    به نام خداوند خوبی ها و نعمت و شادی

    سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان و دوستان گرامی

    استاد جان درمورد سوالتون که چگونه افکار منفی کنترل می کنیم؟ از وقتی که در این خانواده دوستاشتنی و شما استاد عزیز صددرصد بهتر شدم ولی هنوز به طور کامل نمیتونم ولی خیلی الان که روی خودم کار می کنم آسون تر شده مثال هایی از کنترل ذهن دارم که خودم شگفت زده شدم از نتایج اونا

    اولیش این هست که من برای کار پایانامه کارشناسی ارشد چند ماه باید میافتم آزمایشگاه و کار های ازمایشگاهی انجام میدادم و طبق قانون اگر ظرفی بشکنیم باید بریم عین همون رو بخریم و به مسئول اونجا تحویل بدیم بعد یکی از روز های آزمایشگاهی من ظرفی رو شکوندم بعد چند روز رفتم ظرف جدید خریدم آوردم خونه فردا صبح سوار ماشین شدم تا دانشگاه رفتم بعد جلوی دانشگاه که پیاده شدم برم داخل یه دفعه پلاستیک حاوی ظرف که دستم بود ناگهان خورد به دیوار شکست ناراحت شدم که این همه زحمت کشیدم رفتم خریدم حالا که نزدیک آزمایشگاه هستم این اتفاق افتاد خلاصه با ناراحتی رفتم آزمایشگاه مسئول هم اونجا بود پلاستیکی ظرف شکسته داخلش بود نشونش دادم و گفتم نگاه کنید من این همه زحمت کشیدم ظرف تهیه کردم سر بی احتیاطی همین‌جا شکست مسئول آزمایشگاه چیزی نگفت رفت منم ظرف شکسته انداختم بیرون و شروع به کار شدم نجواها میومدن که چرا بی دقتی کردی دسپاچلفتی هستی حالا دوباره باید بری.. در حین انجام آزمایش تو ذهنم درگیر بودم نذاشتم بیشتر بشه گفتم اشکال نداره خداراشکر اتفاق بدتری نیفتاد که جبران نشه دوباره میخری میاری چیزی نشده خدا بزرگه شاید این یه تضاد باشه خلاصه خودم اروم کردم گذشت تا ظهر که نزدیک اتمام کارم بود مسئول آزمایشگاه اومد گفت چون ظرف خریدی و اینجا شکست اشکالی نداره نیازی نیست دوباره بگیری خیلی شکه شدم همانجا الهام اومد نگاه کن تونستی خودت کنترل کنی و اروم باشی اینم پاداشش خیلی شکه شدم اینم یه نمونه کنترل نجوا بود که به راحتی نتیجه یه اتفاق به ظاهر بد یا تضاد تغییر داد

    به امید روزهای همیشه پر از شادی و سلامتی *

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    آیت عیدی گفته:
    مدت عضویت: 991 روز

    درود براستاد عزیز وبانو شایسته

    درود برهمه دوستان عزیز

    الان چندروزی بود که من یک محصول جدید برای فروش به دستم رسیده بود ونجوا هاشروع کردن به این که این محصول خوبی نیست ونفروش واز این حرف ها منم چندروز هرچقدر تلاش کردم نتونستم حتی یدونه بفروشم بااین که من یک فروشنده قابلی هستم واین نجوا شروع کرد و تاثیر گذاشت حتی روی محصولات قبلی که چندساله دارم میفروشم ومیگفت این ها اصلا خوب نیستن و فروشم به صفر رسید تا این که امروز زدم بیرون ورفتم سمت میدون تجریش وهر محصولی که میدیدم میگفتم از این بفروشم وذهنم میومد ایراد می‌گرفت ومیگفت نه اصلا خوب نیست . بهش گفتم سیب زمینی بفروشم ذهنم میگفت نه با شیمیایی رشد کرده ومن بهش گفتم پسته بفروشم اون گفت اینم شیمیایی شده وبه درد نمیخوره . بهش گفتم یه سری محصولات ارگانیک هست از این هابگیرم و اون میگفت نه بابا از کجا میدونی ارگانیکه مگه خودت درستشون کردی. بهش گفتم سیگار بفروشم اونم گفت اووووه میخوای جوونای مردم رو بدبخت کنی که خودت خوشبختی بشی. بهش گفتم خب چه کار کنم برم چند میلیارد وام بگیرم و باشگاه بدنسازی بزنم تا جوونای مردم بیان اونجا ورزش کنند و قوی وسالم بمونند . ذهنم جواب داد به به عجب فکره خوبی همین کارو انجام بده خیلی هم خوبه وعالیییی بهترین کار همینه ومن خنده ام گرفت وگفتم ببین این ذهن چجوری میخواد منو بیچاره کنه ولی بیخیال خداراه مقابله باهاشو نشونم میده و داشتم سواره مترو میشدم یاده یه جمله ای افتادم که میگفت محصولاتی دارم عالی بامشتری های عالی بافروش خیلی عالی ازهمونجا توی ذهنم بارها وبارها تکرار کردم تا رسیدم خونه اوایل یکم مقاومت کرد ولی وقتی رسیدم خونه وچند صفحه نوشتم که محصولاتی دارم عالی بامشتری های عالی بافروش خیلی عالی الان دیگه فقط توی ذهنم همین جمله تکرار میشه وانشالا که فردا فروش خیلییی خوبی خواهم داشت .

    درپناه الله یکتا. خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    ارش اریا گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    درود بر همراهان گرامی

    ابتدا همگی باید خوشحال باشیم که در این فرکانس در این سایت در این خانواده هستیم تا نعمت بهره از استاد و سخنان ایشون رو داشته باشیم

    همگی ما که در این مسیر قرار گرفتیم در جهت بهبود شرایط به اینجا هدایت شدیم و دسترسی به این فضا که شاید راحت به نظر برسه ولی هرکسی با ترمزهای ذهنی که داره از هدایت به این مسیر محروم هست یا شاید این مسیر رو باور نکنه چون تغییر افکار کار ساده ای نیست موردی که خودم سالها گرفتارش بودم

    ما قدرت فکر داریم و این خیلی نعمت بزرگیه تا بتونیم پیشرفت کنیم ولی همین فکر هم اگه با ورودی نادرست به انحراف کشیده بشه میتونه نابودمون کنه باید از خدا بخواهیم که کمکمون کنه تا از شر افکار منفی که گاهی به صورت اعتیاد در مکان و زمان خاصی یا بیشتر اوقات به سراغمون میاد خلاص شیم

    وقتی با خودم میگم دیگه افکارم درست شده و انتظارم بهبود شرایطمه دقت که میکنم در طول روز چقد افکار و باورهای و عادت منفی دارم که چون به صورت عادته ازش غافلم و شده جزیی از زندگیم

    در طول روز بارها کارایی رو میکنیم که بدون آگاهی و ناخواسته است و خیلی باعث بازداری ما از کارای ضروری و پیشرفت میشه و متاسفانه چون 85 درصد قشر جامعه که قشر عام بهشون میگن این روال رو طی میکنن ما هم پیروی میکنیم از بقیه و این هم شده شعار گر خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو و همین واقعیت باعث شده که بارها و بارها تعداد زیادی از مردم فریب افرادی رو بخورن که از این واقعیت آگاهی دارن

    خیلی عمیق این رو تجربه کردم که ما اول عادتا رو میسازیم بعد عادتها ما رو میسازن یا کنترل میکنن من بارها بدون اختیار اخبار رو چک میکنم بارها و ساعتها وقتم رو در فضای مجازی با دیدن چیزای بیهوده تلف میکنم و همیشه سوالم اینه که چی به دست آوردم جز ناراحتی هرچنداین شبکه ها و پیجها با گرفتن وقت و کنترل کردن ما سود میکنن و این عملکرد بیشتر ادمای دنیاس اگه میخواییم بهتر از اونا باشیم اگه میخواییم متمایز باشیم باید همرنگ اونا نشیم که متاسفانه ادما تنها موجوداتی هسن که میتونن خودشون رو گول بزنن

    به احتما زیاد اگه در حال نوشتن این مطالب نبودم یا درگیر افکار منفی بودم یا گردش در شبکه مجازی از این بابت هم باید از استاد تشکر کرد که فعالیت اصلی خودشون و رهنمود رو در سایت قرار دادن نه شبکه مجازی چون ادم هر گاه بخواد به پیج استاد سر بزنه بی اختیار ساعتها درگیر چیزای بیهوده شبکه مجازی میشه

    همین یکساعت پیش با گول زدن خودم که میتونم چند دقیقه ای کلیپ غیر ضرور تماشا کنم کلیپی خیلی منزجر کننده و تلخ دیدم که هزاران بار خودم رو لعنت کردم چرا جای چیزای مثبت اینو دیدم که شاید این کلیپ در زندگیم تاثیر منفی بذاره

    از خدا میخوام برای همگی ما عمری پر برکت . تندرستی. افکار مملو از خوبیها .دیدی سراسر از قشنگیهای دنیا نصیبمون کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1648 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام

    إِنَّمَا النَّجْوَی مِنَ الشَّیْطَانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَلَیْسَ بِضَارِّهِمْ شَیْئاً إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (10)

    همانا نجوا از سوى شیطان است تا کسانى را که ایمان آورده اند اندوهگین کند، در حالى که جز به اذن خداوند، هیچ (نجوایى) ضرر رسان نیست، پس باید مؤمنان تنها بر خداوند توکّل کنند.

    ثروت و نعمت زمانی وارد زندگی ما میشه که ما در آرامش باشیم یعنی ذهن ما هماهنگ با قلب و روح مابشه .

    برای اینکار حتمآ باید اقدامات لازم را انجام بدهیم مثلا ورودهای ذهن را کنترل کنیم تا افکار منفی وارد ذهن نشه ، دقیقا مثل یک کارخانه، درب ورودی کارخانه باید نگهبان نان قوی بذاریم تا از ورود مواد اولیه نامرغوب جلوگیری بشه در غیر اینصورت خروجی کار یا همان محصول کارخانه با کیفیت پایین تولید میشه ، بنابراین باید مراقب افکار ورودی به ذهن باشیم و افکار مثبت و سازنده وارد ذهن کنیم ، ذهن چون خاصیت پردازشگر ی داره این اطلاعات را پردازش می کنه و می تونه احساس ما را تغییر بده ، اگر افکار ما خوب باشه ، احساس ما خوب میشه و در نهایت اتفاقات خوبی برایمان به ارمغان می آره.

    قانون تکامل را در مسیر کنترل ذهن رعایت کنیم چراکه به یکباره نمیشه کل افکار ورودی را کنترل کرد ولی وقتی آگاهانه این کار را تکرار کنیم آرام آرام رشد می کنیم و به آسانی می تونیم خودمان را با تغییر زاویه دید به احساس خوب برسونیم.

    یا حق ، خدایا شکرت

    علیرضا یکتای مقدم

    مشهد مقدس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    عابدین هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 1095 روز

    سلام بر همه عزیزان جان

    خدا رو شکر میکنم که در مسیر تحول قرار گرفتم.

    از وقتی که شروع کردم به کندن علفهای هرز افکار و رفتارم

    واقعاً تکامل و رشد مداری خودم رو دارم احساس میکنم خیلی ملموس

    به طوری که وقتی دوستان و آشنایان و همکارای قبلی خودم رو میبینم متوجه میشم که چقدر رشد کردم و همین به من انگیزه و روحیه میده و من باز هم میلیاردها بار خدا رو شکر میکنم.

    شکری که هر چه بیشتر میشه منم تشنه تر میشم به شکر گذاری

    وقتی این جمله قشنگ رو میگم دیگه دوست دارم مدام تکرار کنم.

    آرزوی بهترینها از سلامتی ثروت روابط و… رو دارم برا همه مردم دنیا

    همه کسانی که در مسیر رشد قرار دارند و خواهند داشت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    سهراب روان پاک نودژ گفته:
    مدت عضویت: 1569 روز

    سلام خدمت استادعزیزوتمام دوستان درسایت تماما توحیدی عباسمنش دات کام..چقدراین فایل مخصوص من توسط استادعزیزروی سایت گذاشته شد..

    چندروزی بودکه ماشینم خراب بودویک مکانیک آشنا اومددرب منزل وباکلی هزینه کردن به محض روشن کردن ماشین متوجه شدم اون مکانیک یک جورایی میخواست سریع کارروتموم کنه به خاطرهمین هم کارش روبه نحواحسن انجام نداده بود

    بعدازچنددقیقه رانندگی کردن متوجه شدم خرابی ماشین مثل قبل هست ومااشین روبردم یک تعمیرگاه دیگه ومشخص شدکه چه مشکلی داره وقرارشدتاچندروزدیگه ماشین رودرست کنه.

    موضوع اصلی که میخواستم بهش اشاره کنم اینه که باوجودهزینه کردن برای تعمیراولیه ونیازمجددبرای تعمیروهزینه کردن مبلغی خیلی بیشتر تونستم ذهنم رو البته.کمی به سختی کنترل کنم وبه خودم گفتم شایدقراربوداتفاق بدتری برام پیش بیاد وخداوند جلوی اون اتفاق بدتررو ازمن گرفت.. خداراهزاران بارسپاسگزارم ..

    وبه قول استادعزیزکه فرمودند اگرشماداریدروی خودتون کارمیکنیدهراتفاقی هراتفاقی براتون پیش بیادبه نفع شماست.. من مطمئنم الخیرفی ماوقع هراتفاقی برام بیفته حتمأیک خیری برای من درپیش داره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    محمد کیایی گفته:
    مدت عضویت: 2002 روز

    با نام الله یکتا ،سلام به آقا سید عزیزم

    خداروشکر که شمارو داریم و میتونیم دنیا رو به شکل زیبا تری ببینیم.

    دقیقا همین طوره استاد تا وقتی که فکر های منفی که مثل علف های هرز هستند رشد نکردن میشه اونارو قطع کرد و حذف کرد،

    شما خیلی خوب بهم یاد دادین که سریع سوئیس کنم به یه کار دیگه ،رو من خوابیدن و بازی کردن خیلی جواب میده، و اگه با کسی باشم سکوت بهترین راه حله

    امیدوارم دوستامم استفاده کنن سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    آرزو جمشیدی گفته:
    مدت عضویت: 854 روز

    سلام استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز ممنونم که این فایل را روی سایت گذاشتید امروز جای این فایل بود که گوش کنم

    این که چقدر عالی وقتی ب ی مسیر اشتباه بر میخوری و استوپ میکنی ولی ذهن کلی افکار میاره که تو ضعیفی ائضاع بدتر میشه تو نمی توانی ولی یاد گرفتم خواستم بگم و اون اتفاق ب ظاهر منفی را ب صورت مثبت ازش کمک بگیرم تا مسیر های عالی سر مسیرم قرار بگیره بعضی موقع ها ب خودم میگم چقدر عالی من بعضی موقع ها ی تضاد سر مسیرم قرار میگیره من اصلا توجه نمیکنم اولش یکم ناراحت میشم ولی درخواستم میگم میگم این را میخواهم و باید انجام بشه خدایا مسیر را نشانم بده من این بلدم درست جلو میرم اول قوی تر بودم الان یکم ضعیف تر عمل میکنم اما دوست دارم ادامه بدم من ایمان دارم هر تضادی جلوی مسیر من میاد میخواهد از من بپرس چی میخواهی تا اون اتفاقی که دوست دارم را بیان کنم و تمرکزم برای رسیدنش بزارم و قدم قدم جلو برم

    خدایا شکرت بارها باید یاد آوری کنم که تضاد مرا برای رسیدن ب خواسته ام جلو میبرند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      Seyed Mohsen Majidi گفته:
      مدت عضویت: 2388 روز

      سلام دوست عزیز

      میدونی واقعیت اینه ک اگ داری رو خودت واقعا کار می‌کنی حالا هر جای مسیر هستی به خودت بگو هیچ اتفاق بدی برای من معنی نداره. قطعا اگ ی جا ذهنت به هم ریخته یا شرایط سخت شده تو ی جای کار اشتباه کردی اینم پس کله ای خداعه. من خودم این چن روز ی کم وارد مومنتوم منفی شدم ی کوچولو افکار منفی غالب شد به ذهنم.

      ولی باورت نمیشه فقط و فقط با تغییر زاویه دیدم به اتفاق حالم از این رو به اون رو شد. نشستم پای دفترم گفتم اقا بیا به گذشته ت فک کن ک 8 ماهه داری رو خودت کار می‌کنی. اولا میام میپذیرم ک من بار ها و بار ها مخصوصا این دو سه ماه اخیر که خیلی جدی و با کنترل 100 درصد سعی میکنم ورودی هامو کنترل کنم چندین بار وارد اینجور شرایط ذهنی ای شدم.

      اولا میپذیرم خودمو این ایراد منه اما میام نگاه میکنم 1 اینک هر کدوم برای من نقطه عطفی بوده اون زمان. یعنی من به وضوح میدیدم ک بعد از هر کدوم از این شرایط من حالم بهتر از قبل شده انگار مسیر روون تر شده یا حتی ی سری مسائل کوچیک خودش حل شد واسم.

      و بعدم دیدم ک این مومنتوما هر بار ضعیفتر شدن من راحت تر تونستم از پسشون بربیام.

      این دفعه آخر ک خداروشکر اصن نزاشتم افکار منفی خیلی غالب بشن و حداقل تو حالت خنثی موندن.

      ولی چیزی ک خیلی الان درکش میکنم ک تو هر شرایطی واقعا میشه جوری نگاه کرد ک بهت احساس بهتری بده.

      خودم مثلا چندین بار اومدم نشستم گفتم اقا میدونم ذهنم منفیه هیچ اشکالی نداره باید بپذیرم خودمو تا موقعی ک من هی تلاش کنم ذهنمو مثبت کنم شاید چند ساعتی یا یک روز طول بکشه حالت استیبل بگیرم.

      اقا چ فرصت خوبیه بیا این ی روزو بریم بچسبیم به سایت هم حواسم پرت میشه هم کار جذابیع.

      یا ی کوچولو ذهنم بیکار میشد میخواست نجوا کنه سریع میرفتم سریال های سایت استادو میدیدم

      و همینجوری بعد چن ساعت دیدم چقد امیدوار تر شدم.دیدم راحت تر ذهنم کنترل میشه.

      واقعا به هر شرایطی ک داری بشین فک کن چجوری به این اوضاع نگاه کنی ک حالتو خوب کنه.

      قرار نیست توهم بزنی بگی شرایط خیلیم عالیه نه همون اتفاقه چ خیری واست دارع یا چقد بعدا میتونه بهت کمک کنه. بشین لیست کن.

      و هی با خودت اون افکار رو مرور کن سعی کن بهشون قدرت بدی

      بار ها تکرارشون کن و ایمان داشته باش با همون افکاری ک خودت واقعا واس خودت ساختی و اون لحظه بهت احساس خوبی داد. به خدا همونارو ادامه در واقعیت واقعا شرایط به نفع تو میشه.

      موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: