چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم
    459MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم
    0MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

773 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عبدالله توکلی گفته:
    مدت عضویت: 1150 روز

    سلام به استاد عزیزم . استاد واقعا این حرفا خودشون یک دوره کامل هست . دقیقا اصل کاری هست که هر روز ما باید انجام بدیم. اگر هر روز این قوانین رو تکرار و تکرار نکنیم ، تمرینات رو متعهدانه انجام ندیم و این باور عجله رو هم روش کار نکنیم واقعا تلاشها بی فایده میشه . امان ازانتظار یک شبه تغییر کردن . فقط استمرار و باور به اینکه من هر روز دارم بهتر میشم و این بهتر شدنم نتیجه استمراری بوده که داشتم و باید تکاملم رو طی کنم . اونم نه با عجله بلکه با احساس خوب .ممنونم ازشما . و یک پیشنهاد اگر پای این درختهای هرز رو ، آب و آهک بریزید اینا کلا میسوزن و دیگه رشد هم نمیکنن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    رسول سواری گفته:
    مدت عضویت: 1134 روز

    سلام استاد عزیزم وتمام دوستان عزیزم درمورداین فایل علفهای هرزی توذهن وزندگی همه ماهست که باهاشون زندگی میکنیم وبعضیهامیتونن خیلی زودبه دادذهن وفکرشون برسن ونزارن مثل چندسال قبل من این افکاراینقدررشدکنه که باعث بشه همه نعمتهاراازدست بدن وزندگیشون رابه تباهی بکشن ولی ازطرفی که توی هراتفاق تلخی یه سری اتفاقات خوبی نهفته باعث شده که باشماوقوانین این جهان آشنابشم اون اتفاقات به ظاهرتلخ باعث شده خدای عزیزم رابهتربشناسم وازشماممنونم استادعزیزم که باصحبت های شماخدای خودم رابهتربشناسم.قبلاً همش دنبال بهونه گرفتن ازمادرخانمم بودم وحدود8سال زندگیم باهاش توجنگ بودم ولحظه های خودم وهمه راخراب کردم ولی الان فقط سعی میکنم فقط خوبی های همه راببینم حتی دشمنم هم تورفتارش یاوجودش موبی داره.امروز کارنکردم واستراحت کردم غروب که شدیه حسی میگفت خاک برسرت که امروزخیلب بیخودی خودت رابه بی حالی زدی وازدستت رفت امروززندگیت ولی همون لحظه بلندبه خودم گفتم که هنوزخیلی فرصت هست برای استفاده وثروتمندشدن به خودم گفتم امروزنیازداشتی به خواب بیشتر برای استفاده بیشترازفرصتهایی که خدادراختیارت میزاره ودیگه مثل قبل به بی ارزش بودن خودم بهاندادم ومثل قبل نگفتم خاک برسرت چراروزهای زندگیت راازدست میدی وهمین فکرهای بیهوده باعث میشدحال روزهای بعدخودم هم وانرژیم ازدست بره.بایه جلوگیری ازرشدیه فکرخراب میشه باحال خوب زندگی کرد.خداخوشحالم که بااین مسیراشناشدم خوشحالم که خدای خوبم رابهترشناختم خداممنونم بخاطرخودت بخاطراستادعزیزم بخاطردوستان هم فرکانس بخاطرهمه نعمتهاکه بهم دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    الماس زیبا وهمسرجان گفته:
    مدت عضویت: 1090 روز

    سلام خداروشکر که خداوند استادعزیزی مثل استاد عباسمنش رو سرراهم قرار کرد دیروز این فایل رو گوش دادم واقعا این روزها برای قوی شدن باورم بهش خیلی نیاز داشتم یه جورهای منتظر اتفاقات معجزه آسای خداوند وازخدا می‌خوام هدایتم کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    علیرضا ادیب پژوه گفته:
    مدت عضویت: 1156 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم ، بنام خداوند بسیار بخشنده مهربان

    خدمت جناب استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته بزرگوار و همه عزیزان این خانواده گرانقدر ؛ سلام و درود فراوان

    بنده در قبل دورانی که هنوز با هدایت ها و رهنمود های استاد عباسمنش عزیز آشنا نشده بودم ، وقتی که از مطلبیو یا مسئله ای بهر دلیلی ناراحت میشدم و عصبانی ، دقیقاً بدنبالش همینطور افکار منفی و اتفاقات نادلخواه برایم رخ میداد ، و با خودم در جنگ میشدم و همه اطرافم را هم در اون جنگ درونی درگیر میکردم ، البته بعلت شرایط سختی که در گذشته داشتم ، افکار منفی بسیاری هم در ذهن و وجودم نهادینه شده بود ، ولی بعد از اینکه خداوند متعال من را با آموزه‌های استاد و فایل های متنوع استاد آشنا کرد و یک جهاد اکبر درونی را آغز کردم ، یاد گرفتم که دقیقاً عین فرمایشات و آموزش در همین فایل ، نسبت به افکار منفی و وسوسه‌های شیطان رجیم و صداهای ذهنی ، کاملا بی‌تفاوت باشم و حتی بالاتر از بی‌تفاوتی اینکه ، یادگرفتن که چگونه جایگزین کنم ، جایگزین مطالب و افکار دلخواه به جای هر نادلخواهی ، بقول استاد اگر در همون وهله نخست که اون وسوسه ها و صداهای ذهنی که بوجود میآیند ، ریشه اونها را از زمینه افکار و وجودمان ، جداکنیم و به عبارتی خشک کنیم ، راحت تر میتوانیم ، افکار و اندیشه و هر چیز دلخواه و زیبا و مفید را جایگزین نماییم ، الآن بلطف خداوند مناّن و آموزه های جناب استاد عباسمنش عزیز ، تا حد خوب و قابل توجهی یادگرفتم و در جایگزینی افکار مثبت و خوب و مفید و دلخواه به جای افکار منفی و نادلخواه ، موفق و پیروز هستم ، الحمدلله رب العالمین ، ضمن سپاس فراوان از زحمات استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته بزرگوار ، از صمیم قلب ️ برای همه عزیزان بهترینها و عالیترینها را از درگاه ایزد مناّن مسألت مینمایم ، با آرزوی موفقیت و شادکامی و سلامتی و بهترینها….

    علیرضا ادیب ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    الناز و هانیه گفته:
    مدت عضویت: 2224 روز

    سلام  استاد عزیزم و دوستان گرامی من از طریق پروفایل خواهرم کامنت میزارم هانیه هستم

    منم چند تا مثل استاد مثال میزنم،اگر افکار منفی جلوگیری نکنیم مثل این میمونه که :

    1. وقتی ما وزن مون رو کم کردیم تغییر کردیم، رعایت نکنیم بازم شروع میشه به چاق شدن خودتم خبر نداری ناخودآگاه آروم آروم بعد 2 3 ماه میبینی عه چقدر چاق شدم به شدت ( یاد استاد عزیز افتادم یکی از فایل ها تعریف میکرد توی دوره دوازده قدم میگفت توی کشتی بندر عباس اینقدر غذای خوشمزه می‌پختن میخوردم،یک روز دیدم نمیتونم از در وارد بشم اونجا فهمیدم به شدت چاق شدم خخخخ )

    2. تو مدرسه وقتی یه دانش آموزی بعد از گرفتن مطالب جدیدی از معلم؛ بیاد تمرین نکنه، مطالعه نکنه نگه داره سر آخر امتحان پایان ترم، به شدت فشار میفته، سختی میکشه کتاب رو تموم بکنی یا حتی یک روز غایب بشی از مدرسه معلم کلی درس داده به خصوص ریاضی خخخخ . (من یادمه دوران ابتدایی 10 روز نرفتم مدرسه، خیلی سخت بود )

    3. سومین مورد هم وقتی خونتون رو نظافت میکنی نگه داری یک ماه، یا یکهفته بعد، اصلا دست نزنی میبینی خونه تون چقدر کثیف، آشغال زیاد شده و میگی یا خدا چرا من همون روز اول مرتب و تمیز نگه نداشتم خونه رو.

    4. و در آخر یک نفر مثلا تازه شروع میکنه کشیدن سیگار روز اول روزی یک دونه امتحان میکنه بعد از چند روز شروع میکنه دو تا بعد چندین ماه میبینه یک پاکت شده، خودشم سیگار سخته ترک کردن

    ….

    در پناه الله شاد یکتا و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    رزا گفته:
    مدت عضویت: 1619 روز

    به نام خدایی که مهربان تراز حدتصورماست…

    یک سلام گرم میکنم به استادعزیزم و مریم بانو زیبا

    مریم بانو ازتون سپاسگذارم که باعشق فیلمبرداری می‌کنیدواین تصاویر فوق‌العاده رو برای ما به تصویر میکشید

    خداروشکر بابت طبیعت زیبای پرادایس

    خداروشکر بابت این همه ترکیب رنگ زیبا

    خداروشکر که الان به فکر زدن درختا و درخچه های هرز هستید. اگه قراربود یکسال دیگه این کارو می‌کردید قطعا کار خیلی سخت میشد

    چه قدر لباستون زیباست وچه قدر رنگ سفید بهتون میاد استاد عزیز

    چه قدر من در مکان و زمان مناسبی هستم

    خداروصدهزارمرتبه شکر بابت این موضوع

    یه فکر منفی ذهنم رو قلقلک میداد یه ترسی داشت شروع می‌کرد به خودنمایی و نجواهایی که بیشتروبیشترمیشد

    راستش از زمانی که این فایل روی سایت قرارگرفت هی به خودم میگفتم الان وقتش نیست دانلودش کنی برو فایل های قبلی که دانلود کردی رو ببین بعد بیا این فایلو دانلودکن و ببین

    چندمدت پیش به صورت صوتی دانلودش کردم و بعد تموم شدن فایل گفتم نه اینجوری به دردنمیخوره برو تصویری دانلودش کن

    دیگه دانلودش نکردم تا دیشب که اومدم تو سایت به طور اتفاقی دستم خورد روی دوره توانایی کنترل ذهن(یعنی دستم لرزید) و این فایل رو دیدم و دانلودش کردم حتی امروز صبح هم قصد داشتم ببینمش اما این کارو نکردم .

    داشتم میگفتم یه فکر منفی ذهنم رو قلقلک میداد یه ترسی داشت شروع می‌کرد به خودنمایی که یه حسی بهم گفت بیام این فایلو ببینم

    بله درست در مکان و زمان مناسب . دقیقا همون لحظه ای که تقریبا کلافه شده بودم و ترسم ثانیه به ثانیه بیشتر می‌شد حتی تا نصفه های کلیپ هم این ترس با من بود همونجا به خدا گفتم خدایا من ناتوانم در برابر توخدایا منو هدایت کن خدایا به من کمک کن …….هرموقع این جملاتو میگم ورق برمیگرده و این بارهم همین طور شد ورق برگشت انگار آدم چندثانیه پیش نبودم حرفای استادو بیشتر درک میکردم ،آرامش بیشتری داشتم ، ترسم که خیلی کم تر شده بود. من زاویه دیدم نسبت به اتفاقی که برام پیش اومده بود رو عوض کردم و اینجا بود که دنیا بهم لبخند زد

    استاد عزیزم ازتون سپاسگذارم چه قدر به این حرفا احتیاج داشتم

    چه قدر این جمله به من کمک کردکه گفتید وقتی احساس بدی داریدیعنی دارید به یک موضوع از زاویه ای نگاه می‌کنید که احساس بدی به شما میده

    بله درسته ، کاملا درسته

    چه قدر این جمله رو دوست دارم که در جایی که ترس هست ایمان نیست

    الان خیلی خوشحالم که تونستم ذهنم رو کنترل کنم و این علف هرز را تا بزرگ نشده قطعش کردم یعنی تلاش خودموکردم و موفق هم بودم بقیه اش را به خدا می‌سپارم

    درواقع ترس را ازخودم دور میکنم تا جایی برای ایمانم باشد

    الان احساس خوبی دارم یاد گرفتم وقتی احساسم خوب است به خدا بگم بازهم ازاین اتفاقات و احساسات خوب میخوام

    خداروشکر میکنم بابت تک تک لحظات زندگیم

    بابت هم زمانی های زندگیم

    بابت نعمت های بی شمارخدواند در زندگیم

    بابت خواندن کامنت های دوستان گلم

    بابت تضادهای زندگیم

    بابت بودن استاد و مریم بانوی عزیز در زندگیم

    درپناه خداوند باشید زندگیتون سرشار از عشق و شادی

    روز مادر رو پیشاپیش به تمام مادرهای سایت تبریک میگم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2543 روز

    به نام خداوند یکتای هدایتگر

    سلام عرض می کنم خدمت استاد عزیزم خانم شایسته‌ی محترم و تمامی دوستان گرامی

    افکار زیادی توی سرم هست که دوست دارم به رشته‌ی تحریر در بیارم، خدایا ازت می خواهم کمکم کنی و هدایتم کنی که مطالب رو در ذهنم دسته بندی کنم و به بهترین نحو ممکن بنویسم

    الهی به امید تو …

    این روزها انگار من تازه متولد شدم …

    واقعاً همچین حسی رو دارم

    خیلی چیزها برای من جدیده و خیلی وقت ها به خاطر همزمانی ها شگفت زده میشم

    •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

    این به نام خدای جدیدی که بالا نوشتم به لطف تشخیص دادنِ اصل از فرع هستش:)

    مدتی بود اولِ تمام نوشته هایم می نوشتم «به نام یگانه خالق هستی» ، خب ، هم زیبا و دلنشین بود برایم و هم پر مفهوم

    من اعتقادم اینه که باید به نام خدا گفتن ، یاد کردن از خدا ، نماز خواندن و … بهم احساس آرامش و یقین بده

    این اون چیزی که اصل هستش ، اینکه به چه شکل بنویسم بر میگرده به من :) من تا چند روز پیش با اون صفت و اون جمله در مورد خداوند حال دلم خوب می‌شد ، حالا توسط یکی از دستان زیبا و مهربان خداوند هدایتی رو دریافت کردم که این مدل به نام خدا نوشتن به من احساس بهتری میده و از این به بعد اولِ تمام دل نوشته هایم این به نام خدا رو می نویسم

    چون اصل «احساس خوب=اتفاقات خوب» هستش.

    •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

    مدتی هست دارم این فایل رو گوش می‌دهم و آگاهی های خیلی خوبی هم ازش دریافت کردم و می خواهم بشینم و یک بار با دقت فراوان نت برداری هم بکنم

    با آگاهی های این فایل به یادِ سال نود و هشت و روزهای اولیه‌ای که وارد این جهان جدید شده بودم می افتم، وقتی به یاد میارم پیشرفت کوانتومی سال اولم رو ..‌. وقتی به یاد میارم همزمانی ها و شگفتی های اون سال رو … وقتی به یاد میارم که چطور به خاطر رستاخیزی که به پا کرده بودم برای کنترل ورودی هایم زندگیم شیرین شده بود ؛ شیرین تر از هندونه :)) ، (ببخشید من عسل رو مثال نمی‌زنم ها :)) عسل دوست ها یه وقت ناراحت نشن:)) ، آخه من هندونه خیلییییی دوست دارم:)) چی کار کنم!) وقتی به یاد میارم که چی شد که در طی چند ماه درآمد من هفت هشت برابر شد… خیلی دلم قرص میشه، خیلی به آرامش و یقین میرسم ، خیلی احساس قدرت می کنم که … آقا من یه برگی رها شده بر روی جریانِ موّاجِ رودخانه‌ای خروشان نیستم ، من یه انسانم ، اشرف مخلوقات ، خداوند برای من عزت و احترام قائل شده و از روح خودش در من دمیده و به من گفته اگر ذهنت رو کنترل کنی ، اگر سپاسگزار باشی ، اگر صلاه و ذکات داشته باشی و از همه مهم‌تر تسلیم و فرمانبردارِ من باشی، تو پادشاه زندگی خودت هستی و تمام جهان رو به تسخیر خودت در میاری.

    خداوند رو بی نهایت شاکرم این چند روزه از آگاهی های این فایل ، آگاهانه استفاده می کنم برای کنترل ذهنم و دارم می بینم که چطور آسان میشم برای آسانی ها، خدایا شکرت

    دارم می بینم که چطور یه سری مسائلی که تا همین چند وقت پیش داشتم ، یه سری دغدغه ها ، واقعاً به طرز معجزه آسایی دارند خودشون حل میشن ، برطرف میشن !!! نمی دوووونم چه جوری عقل من به جایی قد نمی‌ده ولی می دووونم و ایمان دارم که این‌ها پاسخ هایی از جهان به فرکانس های جدید من هستش

    و این ها داره دل من رو قرص و محکم تر می کنه که روی تعهدی که روز اول در سایت دادم، گفتم می خواهد جهاد اکبر کنم، بایستم

    نمیگم از نظر ذهنی به هم نریختم تو این چند روز ، نمیگم حال بد رو‌ تجربه نکردم ، می خواهم بگم انصافاً استمرار و تعهدی رو دارم از خودم نشون می‌دهم که گاهی وقت ها خودم تعجب می کنم که این همون محمد حسین 1402 هستش ؟؟!!

    دوستای عزیزم به هر روشی که می توانید ، فقط یه تعهد جدی بدهید و از یه جایی برای تغییر زندگیتون شروع کنید

    دلیل اینکه من روز اول توی سایت نوشتم و هنوز هم دارم می‌نویسم ، چون این کار انگیزه های من رو زنده نگه میداره، هم صحبتی با دوستای عزیزم در این سایت

    اینکه می‌دونم استاد دیدگاه های من رو می خوانه و فعالیت های من رو تحت نظر داره

    اینکه خودم میام این ستاره های پروفایل رو‌ می بینم ، که نشان دهنده‌ی استمرار ورزیدن من هستش

    اینکه خودم بعضی وقت ها ، هدایت میشم به یکی دیدگاه‌های خودم

    همه و همه انگیزه های من رو زنده نگه میداره

    این ها به من قوت قلب میده

    یه سری نشونه ها رو هم دریافت می کنم ، حالا یا شخصی هستش یا وقت نمی کنم بیام توی سایت بنویسم یا چی‌…

    این ها همه به من قوت قلب میده که ادامه بدهم این مسیر شگفت انگیز رو …

    من اینجوری با نوشتن انگیزه هایم بیشتر میشه

    من خیلی برونگرا هستم

    شما ببین تو این مداری که هستی با توجه به روحیات الان خودت ، شرایط الان خودت … چه جوری می توانی شروع کنی به تغییر؟؟؟

    •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

    موضوع بعدی که می خواهم بهش اشاره کنم هم باز در مورد تشخیص اصل از فرع هستش

    ذهن منطقی من دائماً بهم می گفت برو دوباره توی صفحه «هدفی متفاوت برای سال جدید» دیدگاه بنویس

    به دو دلیل این حرف رو میزد ، یک تمام رد پاهای مسیر رشدم تو یه صفحه باشه … و دو!!اونجا دیدگاه های من بیشتر دیده میشه و ستاره می خوره!!

    در مورد دلیل اول خیلی منطقی باهاش صحبت کردم گفتم من با خدای هدایت‌گری در طرفم که داره شب و روز رو به وجود میاره ، داره زمین رو هر 24 ساعت یه بار به دور خودش می گردونه ، داره هر 364 روز یه دور کامل زمین رو به دور خورشید می چرخونه و به همین شکل چهار فصل با آب و هوای متفاوت به وجود میاد

    توضیح بیشتر: در واقع خداوند هر لحظه در حال انجام این کارها و مدیریت کردن این منظومه‌ی شمسی و در کل این دنیا نیست، خداوند یک قانونه‌، یک‌ نظمِ ، یک تعادله، یک سیستم هستش و تمام این کیهان داره بر اساس قوانین ثابتی که بر این سیستم مقرر شده مدیریت میشه ، قوانین فیزیک و قوانین متافیزیک ، و این سیستم یعنی خداوند طبق گفته‌ی خودش در کتاب آسمانی هرگز از قوانین خودش عدول (برنمی‌گرده ، تخطی نمی کنه) نمی کنه

    حالا به نظرت؟ این خداوند و این سیستم دقیق که نظیرش رو‌ هیچ‌ جا نمی توانی پیدا کنی

    در زمانی که من یک دیدگاه خودم نیاز داشته باشم نمی توانه به بی نهایت طریق اون دیدگاه رو نشونم بده؟ فکر می کنی خدا یادش میره دیدگاه مفیده برای اون لحظه‌ی من کجای سایت قرار گرفته؟

    این منطقِ محکم رو برای دلیل اولی که ذهنم می آورد ، بیان کردم

    و در مورد دلیل دومی

    بهش گفتم ببین عزیزم ، اینکه بخواهی دیدگاهات دیده بشه و ستاره بخوره و مورد توجه و‌ تایید دیگران قرار بگیره ، اوکیه :) اصلاً بد نیست ، انسان یک موجود اجتماعی هستش و نیاز به توجه داره

    و تا یه حدی … اگه بخواهی دیده بشی و مورد تایید و تعریف و تمجید دیگران قرار بگیری کاملاً پذیرفته است و این طبعیت تو هستش

    انسان یک موجود اجتماعیه ،‌ این نیست که دیگه بخواهیم بریم توی غار زندگی کنیم و از همه دست بکشیم…

    اما اگر اونقدر دیده شدن دیدگاه هایت برایت مهم بشه که دیگه بخواهی به شکلی دیدگاه بنویسی و در فضایی بنویسی و منتشر کنی که صرفاً دیده بشی؟؟ این یعنی داری مسیر رو اشتباه میری … این یعنی به قول قرآن داری هدایت رو با گمراهی معامله می کنی…

    عزیزم ، من میگم می خواهم تسلیم خداوند باشم، یعنی فرمانبردار این فرمانروا باشم و هرچی که ایشون میگه بگم چشم

    چون من می‌دونم زندگی با طعم هدایت بی نهایت شیرین تر از این شیرینی لحظه‌ای دیده شدن و مورد تایید قرار گرفتن افراد هستش

    و این زندگی با طعم هدایت ، پاداش هایش بی نهایته …

    البته که یک منطق دیگه هم برای ذهن عزیزم آوردم ، بهش گفتم: خانم فلانی و فلانی رو توی سایت دیدی ، آقای فلانی و فلانی رو چطور؟؟ گفتم دقت کردی که چقدر این افراد رها و سر سپرده هستند، هرجایی که خدای درونشون بگه دیدگاه می نویسند و دیدگاه هاشون هم همیشه دلی هستش و برای خودشون دارند می نویسند ، به این درک عمیق رسیدن که فعالیت در این سایت الهی و نوشتن قطعاً و حتماً کمک شایانی به خودشون می کنه ، حالا دیدگاه هاشون چقدر به بقیه کمک می کنه ؟ این دیگه بستگی به بقیه داره ؟

    و این اصلاً بی احترامی به افراد نیست ، این ارزش قائل شدن برای خود هستش

    و در نهایت دیدی که در 90٪ مواقع هم دیدگاه همین خانم ها و آقایان هست که در صدر هستش… چون برای خودشون ارزش قائل هستن ، خودشون رو می بینند و خودشون در اولویت هستن و بی قید و شرط عاشق خودشون هستند

    این یعنی داشتن احساس لیاقت ، این یعنی احساس خودارزشمندی

    •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

    یک جای دیگه هم من اصل رو از فرع تشخیص دادم

    دیدگاه نوشتن برای سریال ها و به این شکل تمرکز کردن بر نکات مثبت هستش.

    روز اولی که من این سریال زیبا رو شروع به دیدن کردم و گفتم می خواهم در راستای هدفم که مرتبط به سفر هستش زیبایی های سفر رو ببینم و بهش متمرکز بشم و به این شکل مسیر هدایتی خودم رو کوتاه تر و لذت بخش تر کنم …

    آرام آرام … ذهنم من رو برد در حالت چشم و هم چشمی … به این شکل باید حتما برای تمام قسمت های سفرنامه دیدگاه بنویسم

    اونم نه یه دیدگاه کوتاه ، مفصل و پر جزئیات بنویسم، طوری که هر کسی دید بگه!! به به ، ما شا الله عجب دیدگاه پر محتوایی !!

    دوباره اومدم با منطق با ذهن عزیزم صحبت کردم و برایش دلیل آوردم و همون موضوع انسان موجود اجتماعی هستش و … (ادامش) رو برایس توضیح دادم

    بهش گفتم ببین عزیزم هدفِ اصلی من این هاست:

    1- دیدن زیبایی ها و تمرکز بر اون هاست

    2- لذت بردن از اوقات فراغت هر روزم

    3- تمرکز بر سفر و موهبت هایش و اگر ترمز ذهنی دارم برای رسیدن به هدف اصلی‌ام به این شکل با دیدن این سفرنامه پیدا کنم اون ترمز یا ترمز ها رو

    هدف اصلی این هاست و هرچیزی به جز این حاشیه‌ است

    بهش گفتم عزیزم من باید فرمانبردار خدای خودم باشم

    یه وقت هایی برای یه سری از قسمت ها حسم میگه نمی‌خواهد چیزی بنویسی

    یه وقت هایی که میگه اینجا حتما بنویس

    یه وقت هایی موضوعات زیادی رو به یادم میاره که بنویسم و دیدگاه طولانی میشه

    یه وقت هایی هم نه … دیدگاه کوتاه میشه

    و نکته مهم‌تر اینه که من باید سر کار هم برم باید ، ساعاتی در روز هم تمرکز روی بیزنسم و پول ساختن باشه ، این وظیفه‌ی الهی انسانی من هستش ، باید ساعاتی از روز هم اختصاص بدهم به خودم و کارهام ، بعضی اوقات زمانی هم اختصاص بدهم به خانواده.

    نمی توانم 24 ساعته که دیدگاه بنویسم عشقم:)

    خلاصه به این شکل این با این صحبت کردن ها ادله‌ای محکم برای ذهنم میارم و با هم کنار میاییم

    من دوستش دارم و باهاش مهربون برخورد می کنم و بهش سخت نمی گیرم

    احساس می کنم ذهنم مثل یه کودک خیلی بازیگوش و شیطونه که باید تربیتش کنم

    دوستتون دارم

    در پناه خداوند مهربان و توانا ، خداوند سفر باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    حانیه افتخاری گفته:
    مدت عضویت: 619 روز

    به نام خدا

    سلام استاد عزیز و بانو شایسته

    باید اعتراف کنم که بعد از یکسال بیشتر روی خودم کار کردن و تغییر خیلی از افکار باز هم روزایی میشه که حالم اینقدر بد میشه و افکار منفی و حس بی‌لیاقتی سراغم میاد ک توان انجام کارهای روزمره رو هم ندارم و دقیقا همین چند روز پیش بود ک حالم خوب نبود و تقریباً یک هفته کاری ک خیلی ازش لذت هم می‌بردم هم انجام ندادم و تقریباً یک هفته نه از زندگی لذت بردم و نه به کار مهمی رسیدم

    و از اونجایی ک قبلا هم این اتفاق افتاده بود دوباره خداوند هدایت کرد و به سمت فایلهای دانلودی که فایل

    n21_separat from majority (1)

    (به فارسی نمی‌دونم دقیقا کدوم فایل میشه انگلیسی نوشتم )هدایت شدم و مثل هر صبح داشتم قهوه می‌خوردم و این فایل رو گذاشتم و خدا هدایت کرد انگار جواب دقیقا سوالهایی بود تو این یک هفته داشتم

    و جالبه هربار ک انگار حالم خوب نیس و از فرکانس به دلایلی چه خواسته ناخواسته خارج میشم و هربار خداوند خیلی با دلایل و نشانه های محکم‌تری منو به سمت فرکانس اصلی و آرامش هدایت می‌کنه و هربار قفل تازه ای درون مغزم باز میشه و انگار یچیزی از درونم رو بهتر کشف میکنم

    دیروز ک این فایل رو گوش دادم اینقدر حالم خوب شد انگار تمام اون یک هفته جبران شد و همون موقع تو فایل گفتین ک شکرگزاری کنین بابت توانایی هاتون و بنویسین ،ابنم بگم من همیشه شکرگزاری میکنم البته با احساس خوب و مثل معجزه همه چیز رخ میده ولی امان از روزایی ک خودمو درگیر فرکانس آدمای دیگ میکنم و ورودی مغزم کنترل نمیکنم و اجازه میدم مثل علف هرز رشد کنن دیگ اینقدر غرق میشم ک تواناییم گرفته میشه و اینم می‌دونم برمیگرده به خودم ،اینک باید احساس لیاقت درونم ایجاد کنم و به موضوعات از زوایایی ک بهم آرامش میدن نگاه کنم

    (اینم بگم من دوره عزت نفس رو خریدم و کار کردم و خیلی تاثیر داشته برام و بهتر از قبل شدم اما هنوز خیلی جای کار دارم )

    خلاصه همون دیروز سریع دفترم برداشتم شروع کردم به شکرگزاری توانایی های ک دارم حتی شکرگزاری اینک پسرم خوب بیدار شد برای مدرسه و من راحتتر بودم ،شاید ساده باشه برا بعضیا ولی برا من ارزشمند بود

    و یک صفحه کامل نوشتم و حالم خیلی خوب شد

    و ب این هم باور دارم ک خدا قدم به قدم هدایت می‌کنه و قدم اول گوش دادن ب فایل زیبای شما بود و شکرگزاری و قدم دوم هم خداوند هدایت کرد ک برم بیرون و کاری ک دوسش دارم انجام بدم

    و بازهم چون فرکانسم خوب بود اینقدر روز لذبختشی بود ،یکی از کارهایی ک خیلی عقب می‌انداختم و برام سخت بود به آسانی انجام شد

    و خیلی راحت جای پارک تو خیابون شلوغ پیدا شد و من کارم رو انجام دادم و همزمان چندین کار باهم دیگه ،ک برام همشون معجزه بود و همون لحظه میگفتم خدایا کار خودته و هدایت کردی شکرگزاری کنم و فرکانسم بیاد بالا تا اتفاقات خوب هم خیلی راحت برام رخ بدن

    و با اینک روز پر مشغله ای بود اما به راحتی یه عالمه کار انجام دادم تازه شب هم برخلاف بقیه شب ها زودتر خوابیدم

    اینا همش هدایت خداست ،به قول استاد هدایت که شاخ و دم نداره بالاخره از همین نشونه های کوچک و همزمانی های ریز و درشت میشه فهمید که تو مسیری و خدا داره هدایتت می‌کنه

    و دیروز کلا تو ماشین و تو مسیر فایلهای متفاوت رو ک قبلا گوش داده بودم و دوباره گوش دادم و باز برام جدید بودن و نکات تازه ای پیدا کردم و همون موقع ک داشتم فایل چجوری مسیر درست از غلط رو تشخیص بدیم رو گوش میدادم به ذهنم زد که برسم خونه تو سایت قسمت سرچ ها بزنم باورهای ثروتساز چه چیزهایی هستند و وقتی رسیدم خونه یادم رفت تا صبحی موقع صبحانه که یادم اومد همچین سوالی داشتم و همین سوال رو نوشتم و دقیقا فایل چجوری مسیر درست رو از غلط تشخیص بدیم که دیروز داشتم گوشش میدادم تو ماشین برام اومد و بقیه فایلها ک یکیش همینه که دارم کامنت داخلش می‌نویسم و همون موقع اشکم در اومد ک خدایا تو حتی جمله ای ک مربوط به این قسمتها بود رو بهم گفتی تا منو برسونی به جواب سوالم که فایلهایی ک میخواستم همشون یک جا داشته باشم

    و چقدر لذت‌بخش بود دیدن این فایل تصویری که چقدر پارادیس زیباست چه نور خورشیدی چه جای آرامش بخش و قشنگی و چقدر صحبت های استاد درباره افکار منفی رو از تمام وجودم حس کردم

    که هربار اجازه دادم با یه جرقه حرف کوچیک و با نشخوارش تمام روزم و خراب کنه و حتی هفتمو و خیلی سخت بود برگشتن به مسیر اصلی و به قول استاد باید یادم باشه ک این یه هنره که در خودمون ایجاد کنیم ک به موضوع ها از زاویه ای ک بهمون آرامش میده نگاه کنیم تا حالمون خوب بشه و تو مسیر بمونیم وگرنه مثل اون درختچه ها همش بزرگتر میشه ک حتی با تراکتورم نمیشه زدشون باید چقدر وقت بذاریم برای از بین بردن اونا، تازه اگر آدمی باشه ک روی خودت یذره کار کرده باشی و برا خودت احساس لیاقت ایجاد کرده باشی وگرنه اصا متوجه نمیشی و فک می‌کنی این افکار منفی طبیعی باید باشه و زندگی همینه دیگه!

    باید مدام خودمون رو چک کنیم و ورودی ها رو کنترل کنیم وگرنه کار خودمون سخت میشه

    ممنون استاد هم از شما و هم از بانو شایسته

    و یک موضوعی که خیلی برام جالب بود تو فیلم دیدم علاوه بر میز و صندلی ک خب تو اکثر باغ ها خونه ها هست ولی سینک ظرفشویی و اون چراغ بالاش معمولا نیس و مردم همش باید برا شستشو یه مسیری برن آشپزخانه داخل خانه و برگردن ولی با این سینک چقدر کار رو راحتتر می‌شه و زمان بیشتری برای باهم بودن و لذت بردن از اون فضا،برام من جالب بود و دوست داشتم بگم ،واقعا ایده باحالی بود ،و ما باید یاد بگیریم همینجوری زندگی رو ساده تر کنیم

    خداروشکر میکنم بابت این همزمانی ها بابت این آگاهی ها بابت این فضای زیبا ک چقدر فوق‌العاده و رویاییه

    روزتون بخیر ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    رقیه محمودی گفته:
    مدت عضویت: 936 روز

    سلام به دوستان هم خونه ایی ام.

    دوستان پر انرژی ام

    توی این خونه ی خوووب خدا.

    خداوند مهربان رو سپاسگزارم که این فرصت رو پیدا کردم تا به این فایل ارزشمند گوش کنم.

    فایل های ارزشمندی که هدیه ی خدا هستن برای من و از طریق دستان پر سخاوت و مهربان استاد و مریم بانوو به من داده شدن.

    خیلی احساس خووبی دارم که زمان زیادی از روزم رو توی این سایت هستم و گوش می کنم و می بینم و یاد می گیرم و تکرار می کنم ورودی های جدید ذهنم را.

    تشبیه زیبا و قابل درکی بود برام و خیلی این مثال ملموس استاد به من کمک کرد تا درک بهتری داشته باشم از اینکه چطور اجازه ندم افکار منفی توی ذهنم جایگزین بشن ، ریشه بزنن ، شاخ و برگ بزنن و قطور بشن که پاک کردن این افکار برام قابل انجام نباشه.

    واینکه به اتفاقات به ظاهر ناجالب ، طوری نگاه کنم ، طوری برای خودم تو ضیح بدم و آسونش کنم و مثبتش کنم که به سریع ترین زمان ، احساس ناجالب از اون اتفاق ناجالب رو از من دور کنه .

    چرا که در لحظه ، خوووب و ارام و مثبت زندگی کردن یه هنره

    چرا که این لحظه ی من ، لحظه ی بعدی منو می سازه.

    پس چگونگی لحظه ی بعد من، مشروط به کنترل ذهنم و مثبت نگه داشتن حالم هست.

    نیاز به تمرین دارم.

    نیاز به تکرار دارم تا این آگاهی های ناب در من نهادینه بشه .

    ممنونم از این آموزش که به صورت عااالی و با تشبیه زیبا در اختیارم قرار گرفت.

    سپاسگزار جهان هستی هستم که هر لحظه سورپرایزم می کنه با حضور استاد و جملاتش .

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 1067 روز

    به نام خدا

    سلامی دوباره به جهان قشنگ و زیبای خانواده عباسمنش

    چقدر خوبه یه محلی امن داریم که میتونیم بیایم اینجا پناه بگیریم خدایا شکرت

    در این هیاهوی اخبار و حرف های آدم های دنیا و جهان که هر جایش را نگاه بکنی فقط دراند بد میگویند

    و راه گریزی نداری از آنها فرار بکنی و باید ببینی

    تنها نقطه امن همین سایت میشود و تنهایی خودمان

    گاهی با خواندن قرآن سر میکنیم گاهی کتاب

    خدایا شکرت و سپاسگزاریم که ما را فراموش نمیکنی

    دل های ما را رام و آرام قرار بده

    استاد توی این فایل خیلی مثال قشنگی زدید که حرص کردن افکار منفی چقدر خوب و به خصوص است

    و گفتید اگر حرص نکنیم و جلوگیری نکنیم و مواظبت نکنیم انقدر تنومند میشن که تبدیل به دیو میشن و تمام زندگی مان را میگیرند

    تازه اونجا باید ببینیم تصمیم میگیریم که عوض بشیم و یا عادت میکنیم و همینطور توی این باتلاق فرو میریم

    انصافا بخوام اعتراف بکنم یکی از کسایی که این دیو به چشمش دیده و داشت عادت میکرد به این زندگی باتلاقی من بودم |

    انقدر عمیق و سیاه هستش حتی بعضی موقع ها میترسی از بیرون اومدن ازش چون فکر میکنی هر روشنایی باعث ازبین رفتنت میشه و تو عادت کردی به آن زندگی سیاه

    خب با این اوصاف فقط فقط خدا دوستت داره و میتونه نجاتت بده و دستی بزرگ بیاد در آن باتلاق نجاتت بده

    و اینکه از گردن بگیرتت و بکشتت بالا

    خدایا شکرت داستان روند نجاتم من در فایل های قبلی توضیح دادم …

    اما همین جا اعتراف میکنم خیلی سخته خیلی خیلی خیلی سخته از اون همه زندگی سیاه و باتلاقی که برای خودمون توسط افکارمون ساختیم کاملا رها بشیم و بتونیم سراسر نور و روشنایی شاهد باشیم

    چون همین حالا که چند تا دوره سایت تهیه کردیم و داریم این همه روی خودمون کار میکنیم و همه جوره برای خودمون برنامه ریزی کردیم و کاملا داریم تلاش میکنیم اما میبینی نجوا و فکرها و حرف ها شیطانی میاد سراغت

    و بعضی موقع ها دست خودت نیست و کاری میکنی که میگی ای کاش نکنیم اما انجامش میدی

    مثلا با چند کلیک نگاه کردن اخبار و سیاست ها

    فحش دادن به آدم ها و نظام و حکومت ها

    توی خیابون یه آدم میبنی که سر تا پاش جای مهر و ریش هست اما همه کارهای کثیف بر میاد

    توی خیابان میری میبینی شواف سواری و هزار شعارهای پوچ را دارند میکنند توی چشمان تا حق بودن شان را نشان بدهند اما دریغ از یکم انسانیت و… غیره

    فکر انتقام گرفتن و درگیر شدن و هزار جور چیز دیگر و…و…و…و

    اما همینطور که استاد یادمون داد باید خوبی ها رو دید و شکر گزاری کرد و تایید کرد که هنوز دنیای خوب و سلامتی داریم

    جهان در حال تغییر و گسترش هست و خوبی ها و زیبایی هایی داره که میشه دیدشون

    توی خیابون که رد میشیم همین درخت های سرسبز که میبینیم روحیه میگیریم برگ های پاییزی زرد و نارنجی همه جا هست و کاملا جلوه شهر قشنگ کرده و خدا در تک تک جاها حضور داره

    حتی گربه ها و کلاغ ها آزادنه دارند زندگی میکنند تایید و شکرگزاری کرد چقدر هم قشنگن واقعا بعضی موقع ها همین دو تا موجود خیلی لبخند روی لب های من میارند خدایا شکرت خداوندا سپاسگزاریم

    بعضی از دختربچه ها رو میبینیم که بازی میکنند و میخندن انگار خداوند داره لبخند میزند

    حتی دخترهای ما توی مترو و توی شهر آزاد هستند خیلی خیلی باعث خوشحالی میشند و این گسترش جهان نشان میدهد

    وقتی دریا و سیل شروع بشود هیچی چیزی جلودارش نیست بزرگترین سدها هم نمیتونند جلوش بایستند حتی آب سنگ ها را فرسایشی میکند

    همانطور که استاد گفتید فقط فقط با دیدن خوبی ها و زیباهی ها و تایید آنها میتونیم جلوی افکار بدمون بگیریم

    یکی از خوبی ها و زیبای ها همین سایت abasmanesh.com هست و پناهگاهی برای ما هست

    پس استاد تا میتونید فعالیت بیشتر این سایت داشته باشید و فایل های روزانه زندگی در پرایدایس و از زندگی خود بزارید که خیلی کمک میکنه به ما

    خدایا شکرت برای این سایت خوب و زیبا که ما میتونیم استفاده بکنیم

    خدایا شکرت و رب العالمین سپاسگزاریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: