توحید عملی | قسمت ۱۰ - صفحه 65 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1227 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رویا طالبی گفته:
    مدت عضویت: 1994 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    داشتم کامنت هارو مطالعه می کردم دیدم که اکثر ما فاصله فرکانسی داریم از این فایل و این آگاهی های ناب خود من تا دقیقه دوازدهم نگاه کردم دو سه روز بعد فرصت مهیا شد تا ادامه فایل رو ببینم فقط یکبار دیدم ولی نیاز داره روزها به این فایل نگاه کنم و هروز یادم باشه که در مقابل صاحب اختیار خودم در مقابل خالق خودم سرکش نباشم

    خالقی که اون عقل و شعور رو بهم داده با اون عقلم دو دوتا چهار نکنم و منم منم نکنم

    استادعزیزم سپاسگزارم که این آگاهی ناب را به ما هدیه می دهید سپاسگزارم از شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    بهاره صرام گفته:
    مدت عضویت: 1533 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خداوندی که هرچه دارم از آن اوست ،

    خدایا تو بگو من بنویسم ،

    واقعا چرا من دستمو جلوی غیر خدا دراز میکنم ، و دراز کرده بودم ؟؟؟؟

    الان که بهش فکر میکنم چند ماهه من توی سایت و خوندن مژالب مشکل داشتم چون از وقتی گوشیم آپدیت شد کلا فونت گوشی تغییر کرد و من به سختی و با فونت ریز میتونستم بخونم که این کار باعث شده بود خیلی سختم باشه و کمتر کامنت بخونم ،

    ولی چند روز پیش اون هفته بود که یهو گفتم خدایا چرا من از وسیله های هدایتی که بهم گفتی استفاده نمیکنم ؟؟؟

    یهویی اومدم و سوال کردم از مدیر فنی سایت و بعد که جواب بهم دادن با اینکه اون چیزی که گفته بودن اصلا جواب من نبود و واقعا هم ربطی به سایت نداشت ، یهویی هدایت شدم به اینکه برم و تنظیمات گوگل کرومم و نگاه کنم ، دیدم واااااای این چند ماهه خودش اپدیت شده بود و رفته بود روی حالت دسکتاپ ، حالت سیستم رایانه و برای همین کلا فونتش تغییر کرد ، یهو زدم و تیک اون گزینه رو برداشتم ، سایت سریعا به حالت اولش برگشت و من خوشحال شدم ،

    خداروشکر کردم که کارم به آسونی حل شد ،

    واقعا نباید مغرور شد ،

    نباید از غیر خدا کمک خواست ،

    نباید ناراحت و نا امید شد ،

    فقط و فقط توکل و اینکه سرمون توی کار خودمون باشه و با امیدواری بریم جلو ،

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2423 روز

    روز سیزدهم تعهد، 9 آذر

    سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد عزیزم

    استاد بازهم دارم این فایل رو گوش میدم و کامنتای عقل کل مربوط به این ایه رو میخونم، روحم میگه بازم دربارش بخون باز هم گوشش بده هنوز یاد نگرفتی هنوز نکته اصلی رو دریافت نکردی

    _ خواسته ای که وقتی من درخواستش کردم دیگه خواسته من نیست بلکه خواسته خداست و باید انجام بشه

    اما این خواسته من کی خواسته خدا میشه؟ وقتی من توش شک نداشته باشم، من با قدرت بخوامش نه اینکه یک روز بخوامش روز بعد بگم ولش نمیشه که!

    _ تمام این دوندگی ها و بدو بدو کردن ها از جایی شروع میشه که بجای لذت از نعمت ها همش به نداشته ها توجه می‌کنیم

    _ اگه ماهی 1 میلیون داری یا ماهی 100 میلیون ببین ازش داری لذت میبری یا نه ؟ نه لذت نمیبرم همش دارم میگم پول ندارم، همین حرف رو اقای عطار روشن تو فایلی گفتن، که اگر یاد بگیری از هزار تومنت لذت ببری پول بیشتری سمتت میاد

    _ اگه از لحظه ات لذت ببری به هر آنچه که بخوای هم به راحتی به راحتی به راحتی که حتی باورت هم نمیشه می‌رسی

    _ من حتی دارم به مهارتها و هنرامم مینازم, بعد استاد اومد گفت چی؟ گفت تو اینا نیستی ارزش تو به اینا ربط نداره به درونته! بازم گفتم درونم چیه ادبم؟ اخلاقم؟گفت نههههه درون تو یعنی خدای درونت، یعنی چی یعنی من احساس ارزشمندی دارم بخاطر اینکه خدام

    _ خدا قدرت کل جهانه، ولی در اختیار کی قرار میگیره؟ اونی که خودش بخواد، تا من نخوام قدرت خدا برای من زوری کاری انجام نمیده

    استاد از شما و از آقای نارنجی ثانی که این سوال رو تو عقل کل گذاشتن (ادرسش تو کامنت قبلیم هست) تشکر میکنم نمیدونید چقددددر کیف کردم از خوندن کامنتها خدایا شکرت چند روز پیش بی نظیــــر هدایتم کردی به بخش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    خالد مبارکی گفته:
    مدت عضویت: 1370 روز

    سلام استاد عزیز  قلب مهربان آهنگ‌ کلامتون آرامش بخش قلبهاست چون از خدا و توحید صحبت می کنید …

    بیشتر از 6 ماقبل که  اولین بار این فایل توحید عملی 10 رو روی سایت گذاشتید واقعا در تمام زمان گوش دادن من اشک تو چشام جمع شده بود ….

    و هر زمان که احساس می کنم به یه چیزی نیازم دارم باید چکار کنم میام و این فایل توحید عملی 10 و 11 رو گوش میدم …. قبل از خرید محصولات 12 قدم و عزت نفس و عشق و مودت و جهان بینی توحیدی و قانون سلامتی و راه حل مسائل من جهان بینی توحیدی ها رو گوش میدادم …

    و من از این فایل مخصوصا  این جملات خیلی بهم آرامش میده و خیالم راحت میشه که مومن واقعی نه ترسی داره و نه غمی که ما با توحید به همه جا می رسیم

    استاد عزیز میگه مهمترین دلیل خوشبختی انسان توحیده

    بهترین مدیتیشن  اینه که متواضع باشی در مقابل خداوند و بدونیم کارها رو خداوند انجام میده و دیگه قدرت به این نمیدی (ذهن) جفتک بندازه و بخواد منم منم کنه بگه من دارم کارها رو انجام میدم نه تو هیچی نیستی تو فقط باید ساکت باشی و اجازه بدی قلب الهامات رو دریافت کنه و تو دنبال کنی الهاماتی که بهت گفته میشه …

    به اندازه ای که سرمون جلو خدا خم می باشد و تواضع داریم و شکرگزار نعمت هاش،هستیم

    به همون اندازه سرمون جلو غیر خدا بالاست.

    این جمله طلاییه

    وقتی کارها راحت انجام میشه یعنی خدا داره انجام میده … انیشتین

    ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی .. تو انجام ندادی خدا انجام داد

    وقتی تو مسیر درست باشی خدا کارها رو انجام میدهد

    استاد عزیز خیلی سپاسگزارم ازتون بابت زحماتی که می کشید و به کمک خداوند این آرامش رو به ما هدیه کردی

    الا بذکرالله تطمن القلوب

    الا ان اولیا الله ولا خوف علیهم و لا هم یحزنون

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    آوا مختاری نیا گفته:
    مدت عضویت: 3000 روز

    سلام استاد عزیز،

    من زهرا هستم.

    ده دقیقه ی ابتدایی فایل رو گوش دادم، چقد با درون من و نیاز این روزهای من هماهنگ بود. چقدر حال و هواش فرق داره.

    خیلی خوبه که یاد بگیرم به روش استادم با خداوند مناجات کنم، همینقدر تسلیم و خاضع.

    که در قرآن هم سفارش شده.

    واقعا متشکرم استاد، خیلی خوشحال شدم عنوان فایل جدید رو دیدم، و خیلی ذوق دارم بقیه شو ببینم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    مریم واعظ گفته:
    مدت عضویت: 3365 روز

    سلام من یه گمشده ام

    کی هستم نمی دونم

    یه سربازم

    یه سرباز صفر با یونیفرم سرمه ای رنگ

    در دانشکده افسری تمام قد، سینه صاف، ادای احترام کرده

    نمی دونم تا چه حد موفق بودم

    ولی اینو می دونم من بی اربابم هیچم یه گمشده ام

    از یه امتحان سخت برگشتم

    از یه آزمون

    یه روز در قلب خودم ادعا کردم دیگه شیطان نمی تونه قد علم کنه

    درسته یه گنده لاته

    ولی وقتی منو می بینه دست پاشو گم می کنه

    از اون روز کمی سوالات من که اونم به درخواست خودم بود، این اجازه به گنده لات داده شد

    آزمایش شدم

    ولی با غرور الان ته خط ایستادم و تازه لبخند خدا رو می بینم بعد از شش ماه

    این من

    کسی که غم کمرش رو شکست

    غرورش رو شکست

    عزتش رو شکست

    از قانون سلامتی کسی که چند ده کیلو گوشت می خرید توان خریدش رسید به خرید تخم مرغ

    ای دوست من با من هم قدم باش

    من هنوز زنده ام

    سرپام

    نمردم

    کم نیاوردم

    ادامه میدم

    این سرباز جسور فهمید بی اربابش خیلی ضعیفه

    ادعاهاش کمرنگ شد

    خواسته بودم خدای من تو چطور ثروت می سازی

    من حرکت می کنم که تو جاری میشی

    و گرنه که ثروت پا ندارد

    اما کج فهمیدم

    تقلاهای بیهوده با وجود این چنین خدایی …

    آره من یادم رفت فرمانده دارم و همه نعمت هام از آن خودش بود

    تا الان به قدرت راهنمایی های اون رسیدم با هدایت تا هدایت گلسار

    این من

    فکر کردم باهوشم

    حقم بود

    اصلا همه اینها رو خودم ساختم

    اگر چه به احترام سرورم بارها کلاهم رو در خیابان همیشه زنده هدایت بر داشته بودم حتی چندین بار این چموش بچه، کلاهش رو وسط خیابان گم کرده بود، این نادان فرزند عاشق، در هیاهوی قیل و قال های ذهن در تاریکی گمگشته و حیران شد، 6 ماه پر از درس عشقبازی، در آخر جوری که فقط من و خودش بفهمیم دستم را گرفت، این مریم غمگین را رهاند، بار سنگین را از دوشش برداشت، گفت بچه بهت گفتم با این گنده لات در نیفت، چرا ادعا کردی، بگو پناه می برم از شر نجواهای شیطان به من، این ضمیر از اون ضمیرهایی است که تنها اینجور جاها دوستش می دارم، گفت دستم را ول نکن، در حالی که چشم هایم پر از اشک بود، گفتم چشم سرورم، خدایا من به هر خیریتی که از جانب تو رسید فقیرم، فقیرم کردی تا تو را ببینم، تا بپرم، تا جسور باشم، تا بفهمم بهشت را به بها می دهند نه به بهانه.

    تا نفس نفس های آخرم به یادت و برایت یا رب

    به قول امروزی ها

    تو قند روزهای تلخ منی یا رب الارباب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      هادی احمدخانی گفته:
      مدت عضویت: 2776 روز

      سلام مریم جانم خواهر گلم چقددددرررر با احساس چقدر زیبا چقدر وصف زیبایی داشتی و چه درک عالی ای از هدایت به قلبت رو به نمایش گذاشتی واقعا برات خوشحالم و از فرمانده ی زمین و آسمانها برات بهترین احساس عشق رو آرزو میکنم عزیزم که اینقدر تأثیر گذار خداوند از طریق قلب پاک تو با من صحبت کرد .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    فاطمه صمدی گفته:
    مدت عضویت: 1030 روز

    تصورم همیشه این بود که اونقدر صافم

    مهربونم

    عالیم

    بی نظیرم

    که کسی رو آزار نمیدم

    همیشه طرف مقابلم هست که منو آزار میده و رنجم میده حتی زمانهایی که هر جور از هر طرفی قضیه رو نگاه میکردم من کاری انجام نداده بودم و منطقم میگفت من همه چیز رو طبق روال درستش پیش بردم

    این رو تو رابطه ام با

    تمام انسان‌های اطرافم

    و

    خودم

    متوجه شدم

    و فهمیدم که من که مسئولیت کامل رو بپذیرم همه مسائل کاملا پاک میشن

    و پادشاه جهان خودش جاری میشه

    و همه چیز روی روال میفته

    و اما سوالی که پیش میاد اینه

    منطق من و روال درست بر اساس منطق من از کجا اومده

    معلومه از آنچه که در ظرف من ریخته شده و من برای ساختنش هیچ نقشی نداشتم

    و اینکه هر کسی یه دیدی به منطق داره قضیه اون فیل هست در اتاق تاریک

    هر کس درکی از فیل یا منطق داره

    ولی کلیتش بر اون پوشیده هست

    و وقتی من بپذیرم که من درکی از منطق حتی خودم ندارم پس باید به منطقم شک کنم

    خیلی مسخره هست که من تمام زندگیم با یه منطق رفتاری کرداری پنداری دارم عمل میکنم و نتیجه همیشه یک چیز بوده

    پس نتیجه میگیرم

    منطقم رو تغییر بدم در هر چیزی که فکرشو بکنیم در هر چیز کوچک و بزرگ

    منطقی که به من میگه

    چه چیزی درسته

    چه چیزی اشتباهه

    چه چیزی جواب میده از نظر علم.دین.سیاست.اجتماعی.فرهنگی.اخلاقی.عرف جامعه. عرف خانواده

    و چه چیزی جواب نمیده

    و من چقدر از درون باستانی ام و خبر ندارم

    بنوعی میراث فرهنگی میتونه روی من و تک تک انسان‌هایی” که همان‌طور که آمدند همان‌طور هم رفتند بدون کوچکترین ادیتی” برچسب تاریخی بزنه که البته فاقد قیمت هستیم ارزش قیمت گذاری نداریم اگر خودمون رو ویرایش نکنیم.

    واو که چقدر جالبه من هر روز به تمام عالم و آدم ناسزا میگم اما به خودم نگاه نمی‌کنم که سراسر ذهنم و تفکرم مربوط به دوران عهد عتیق هست و انتظار دارم هر روز پیشرفت کنم هر روز نتیجه متفاوت بگیرم.

    از خودم میپرسم چقدر روی سر منشا کوچکترین حرفی که میزنی فکر میکنی

    که آیا آفریده ذهن تاریخی ات هست ?

    آیا جور دیگری هم میتونم عکس العمل نشون بدم

    اصلا چقدر فکر میکنم چرا چنین عکس العملی نشون دادم?

    و من چقدراز پادشاه جهان خواستم که در هر کوچکترین آوایی که از دهانم خارج میشه در هر زاویه نگاهم به انسانها به خودم و به اطرافم در هر کردار پندار و رفتارم جاری بشه

    و به من یاد بده که چی بگم چی فکر کنم چطور رفتار کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    کیانوش شاهرونی گفته:
    مدت عضویت: 1238 روز

    سلام استاد عباس منش عزیز

    خاستم ازت تشکر کنم بخاطر تک تک کلماتی که بر زبان میاری خدا شاهده دقیقا با تمام وجودم تک تک حرفاتو درک میکنم باهاشون روز شب زندگی میکنم خیلی احساسم خوب میشه حرفاتو می‌شنوم آروم میشم …

    استاد عزیزم دقیقا حرفای این فایل میلیارد ها دلار ارزش داره

    دقیقا من هر وقت روی کسی حساب کردم که برام کاری انجام بده محو شده اصلا انجام نشده و اگه هم انجام شده با منت بوده

    هر وقت به رب تکیه کردم و فرمان زندگیم دسش دادم کارام راحت پیش رفته شرایط عالی شده حالم عالی شده

    خدا شاهده از روزی که به خداوند تکیه کردم با نکات این فایل گوش کردن از در دیوار برام آرامش سلامتی خوشبختی شادی میاد محبت میاد همه چی

    استاد وقتی پام کج میذارم در گوشی محکمی بهم میزنه خدا دقیقا متوجه میشم مسیرم دارم اشتباه میرم نمی‌ذاره خیلی طول بکشه تا متوجه بشم خیلی خیلی زود میفهمم و مسیر دارم اشتباه میرم برمی‌گردم

    خدا انگاری تمام کارش ول کرده چسبیده به من هرچی ازش میخام هرکاری دارم هرکجا میخام برم دقیقا بهم میگه هدایتم می‌کنه میفهمم این جنس از صدا که درون قلبم بهم میگه هرچقدر متواضع باشیم در مقابل الله همه چی عالی میشه و راحت تر اتفاق میفتع بطور طبیعی …

    استاد از روزی که متواضع شدم در مقابل خدا و همه چی رو بهش سپردم اولین اتفاقی که توسال جدید برام افتاد سرکار بودم مدیر شرکتی که داخلش مشغول به کار هستم زنگم زد گفت از فردا نیرو جدید استخدام کرده شرکت تو فقط 2ساعت در روز میری فقط سرکار میمونی بعد در اختیار خودتی بدون هیچ کار کردنی تازه حقوقم کم نشد هیچ اضافه هم شد یعنی من الان آزادی زمانی آزادی مکانی دارم و هدف بعدیم آزادی مالی هست و مطمعنم با توجه به اتفاقاتی که هرروز برام میفتع شرایط عالی و عالی تر داره میشه بزودی ازادی مالی هم اتفاق میفتع انشالله برام ….فقط روی خدا حساب باز کردم میخام یکتا پرست باشم ….تا روزی که زنده ام شکرگذاری کنم از تک تک نعمت ها و مهمترین چیزی که یاد گرفتم از قانون جهان و سخنان استاد عباسمنش…سعی میکنم پیاده کنم تو زندگیم ……در لحظه زندگی کردن لذت بردن از داشته هاست وپیش بینی نکردن است…

    تشکر از استاد عزیز و تمام اعضای خوب

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    لیلی جرکانی گفته:
    مدت عضویت: 872 روز

    8به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته

    از خداوند میخوام کارا رو انجام بده و این کامنتم اون بهم بگه تا من بنویسم

    دیشب داشتم از روزهای قبلی زندگیم با خدا صحبت میکردم به روزایی که هر بار از خدا کمک خواستم موضوعات و مسائل زندگیم حل شد

    و نقاط طلایی زندگی جایی هست که ردپایی از خداوند دارم

    اون سالها از قوانین اطلاعی نداشتم ولی ناخودآگاه هدایت میشدم به کمک خواستن از خداوند

    من هیچ وقت دوستی اونقدر صمیمی نداشتم که حرفامو بهش بزنم در صورتیکه خودم کسی بودم که دوستام حرفاشونو بهم میزدن

    از همون روزها دوست من خداوند بود هربار و هرشب باهاش صحبت میکرد و اتفاقات جوری برام رقم میزد و دل آدمها رو برام نرم میکرد که به نفع من باشه

    هرجا که خداوند بردم به حاشیه چنان آسیب دیدم و ناکامی میچشیدم که میفهمیدم دلیلش چیه!

    امروز داشتم به قدرت آدمها تو زندگیم فکر میکردم و نجواها میومد و هدایت شدم به توحید عملی8و9و10

    که بگم کارها رو خداوند انجام میده من هیچ کاره ام

    که بگم خدایا تو هدایتم کن که هدایتگری من نمیدونم من محتاجم از هرخیری که از جانب تو بهم برسه

    قدرت ندم به آدمها و هرچی میخوام از خداوند بخوام به اون بسپرم که اون درست کنه برام

    در زمان و مکان مناسب

    که اون بچینه همه چیو کنار هم

    آدمها هیچ قدرتی توی زندگی من ندارن تا وقتی که من به اون ها این قدرتو ندم

    آدمها نمیتونن درخواست منو اجابت کنن فقط خداوند اجابت کننده درخواست منه و آدمها میتونن دستی از دستان خداوند باشن

    خدایا ممنونم که هدایتم کردی به این فایل

    استاد عزیزم ممنونم بابت آگاهی هایی که به ما یاد میدین

    ناخودآگاه اشکم میومد که آره درست میگه این جواب سئوالات منه

    خدایا شکرت

    ایاک النعید وایاک النستعین

    اهدنا صراط المستقیم

    درپناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1881 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم.

    الْحَجّ

    حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَیْرَ مُشْرِکِینَ بِهِ ۚ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَکَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّیْرُ أَوْ تَهْوِی بِهِ الرِّیحُ فِی مَکَانٍ سَحِیقٍ(٣١)

    کسی که چیزی به‌جای خدا بپرستد، مثل این است که از اوج آسمان سقوط کند و پرنده‌های شکاری، وسط زمین و هوا، او را طعمۀ خود سازند یا تندبادها به جایی دوردست پرتابش کنند!(٣١)

    از قسمت 97 سریال زندگی دربهشت و کامنت دوستان عزیزم زکیه و آوه عزیز، هدایت شدم به این فایل….

    به قول شما استاد قشنگم ما باید این فایلهارو بارها وبارها وبارها گوش کنیم، تاااااا دوباره خر گازمون نگیره یه وقت جو گیر بشیم ویادمون بره که

    (( همه چیز خداست و خداست همه چیز))

    خودمو میگماااا، هروقت اعتبار چیزی در زندگی رو به خودم یا یه آدم دیگه دادم، هر وقت منم منم کردم، واز یاد خداوند غافل شدم و با شیطان رفیق شدم، همون شیطانی که، کارش اینه که بیاد در خوشی ها ونعمت ها و حال خوبی ها وسلامتی و عزت، درست همونجایی که داری کیف زندگیتو میبری، بهت بگه، آفرین ، مرحبا، عجب باهوشی، عجب با استعدادی، عجب زرنگی، عجب مهره ماری داری تووووو، بابا دستخوش ، ایول، کارت درست بود…….. و باهمین آفرین ومرحبا گفتناش بهت، یه دفعه توهم جو گیر میشی و اعتبار همه چیز رو به خودت وزرنگیت میدیووو….

    بعد دقیقا از همونجا سقوط میکنی…

    یا همون شیطانی که وقتی تو سهمتو انجام دادی و باید با صبوری وامید بشینی تا میوه صبر وایمانت برسه، و خدا در زمان ومکان وشرایط مناسب نتایج عالی رو بهت هدیه بده، میاد تو گوشت نجوا میکنه، بدبخت، بیچاره، خاک برسر، الکی اینهمه زحمت کشیدی وتلاش کردی، دیدی فایده نداشت، دیدی عشق و مرام ومعرفت وصداقتت فایده نداشت، دیدی سرمایه کردنت رو فلان پروژه و فلان کار بی فایده بود، دید فلانی قدر محبت هات رو ندونست، دیدی داری آب تو هاونگ میکوبی؟!!!!

    و اونجاست که تو، دوباره سقوط میکنی….

    درست مثل همین آیه

    31 الْحَجّ

    [[[[کسی که چیزی به‌جای خدا بپرستد، مثل این است که از اوج آسمان سقوط کند و پرنده‌های شکاری، وسط زمین و هوا، او را طعمۀ خود سازند یا تندبادها به جایی دوردست پرتابش کنند!]]]]

    کسی که خدا رو فراموش میکنه، حالا خواسته یا ناخواسته، و فقط خودش رو می بینه و فقط به مغز ناقص خودش یا کسائی مثل خودشند تکیه میکنه، در نهایت دقیقا مثل همون کسی میشه حال روزش که خداوند توی این آیه میفرماید.

    برای هممون بارها اتفاق افتاد که وقتی به خاطر فراموشی قدرت وعظمت و حضور خداوند وهدایت ها ولطف ورحمتش در زندگی واموراتم، زمین خوردیم و حس کردیم تمام قلبمون تیکه وپاره شده، حس کردیم از درد زیاد استخونهامون شکسته، با وجود اینکه هنوز زنده بودیم،ولی حس می کردیم یه مرده ی متحرکیم که فقط راه میره….

    چقدر به دیگران تکیه کردیم وبعد پشتمون رو خالی کردند وزمین خوردیم؟

    چقدر روی دیگران حساب کردیم و زدند زیر قول وقرارشون؟

    چقدر برای منفعت طلبی به دیگران خدمت کردیم و نه تنها اصلا براشون ارزشی داشت کار و وجود ما بلکه و در نهایت ذلت وخاری، تردمون کردند ؟

    آه خدای من، ای خدای سبحان، ای بخشنده ی مهربان، چطور حمد و سپاس تورو به جای بیارم، که وقتی دیدی با ظلم به خودکردنهام، در نهایت درد ورنج و ذلت و غم هستم، باز تو بر من رحم کردی و تنها رهام نکردیو نجاتم دادی….

    نه یکبار بلکه بارها وبارها وبارها در سرتاسر عمرم.

    تا اینکه دستمو گرفتیو آوردی پیش کسانیکه، توی این سایت، این فضای مجازی، بدون اینکه از نظر فیزیکی کنار هم باشیم هر روز داریم با نام ویادت، تمرین می کنیم یکتاپرستی رو، توحیدی زندگی وبندگی کردن رو، واز هم می آموزیم که چطور انسانی درستکارتر،صادقتر، با ایمانتر ویکتاپرست تر باشیم، تا در این مسیر زندگی بتونیم خیر وخوشبختی بیشتری رو تجربه کنیم. ان شالله.

    هزاران بارشکرت…

    دو روز قبل میخواستم یه سرمایه گذاری جایی انجام بدم، که به نظر خودم منطقی وبه جا ودرست بود، با شخص مقابل هم صحبت کردم، اون بنده خدا هم گفت: انجام میدم برات..

    بعد یه ساعت پیش خودم گفتم ای دل غافل، من با خدا مشورت نکردم، شیطان از یادم برد که ازش بپرسم، اخه من برای اکثر تصمیماتم به لطف خودش، باهاش مشورت میکنم، چون میدونم که بهترین راه وروش رو بهم پیش نهاد میده، چون واقعا دیگه نمیخوام ونمی تونم هیچوقت به خودم یا دیگران تکیه کنم ودوباره مشرک بشم وبه خودم ظلم کنم.

    رفتم سراغ قرآن، گفت: برو فلان سوره فلان آیه…

    الْأَعْرَاف

    وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَٰئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمَا کَانُوا بِآیَاتِنَا یَظْلِمُونَ(٩)

    و آن‌هایی که کارهایشان بی‌ارزش و دور از حق است، سرمایۀ عمرشان را با نپذیرفتن آیه‌ها و نشانه‌های ما از کف داده‌اند. (٩)

    یعنی کسی جز خدای احد و واحد می تونست به این زیبایی منو هدایت کنه؟ یا من قدرت اینو دارم که بتونم تشخیص بدم چی برام خوبه یا بد؟ یا اینکه نتیجه تصمیماتم به خیر وصلاحم هست یانه؟؟

    توی این آیه از بی ارزشی تصمیمم، واز دست دادن سرمایه ام گفت، وحجت رو بر من تمام کرد.

    وقتی اینجوری منو هدایت میکنه و من دیگه به لطف خودش چرا واما واگر و…..نمیارم، ودیگه اصلا برام مهم نیست که کل دنیا بیان وبگن، بیا انجامش بده، ما میدونیم صد درصد برات سوده، والان وقتشه و انجام ندی پشیمون میشی….

    من تسلیمه تسلیم میشم واز خدا بابت هدایتش سپاسگزاری میکنم، از بهترین برنامه ریز هستی که فقط برام خیر وخوشی وخوشبختی میخواد تشکر می کنم.

    حتی اگه باز نجواها بیان که بخوان فریبم بدند من باز با یاد ونام خدا سعی می کنم به الهاماتم عمل کنم شکر خدا.

    امروز صبح میخواستم در مورد موضوعی با شخصی صحبت کنم، که اتفاقا در مورد مسائل مالی بود، و اگه من پیشنهادی ندم به نفع من میشه، یعنی اگه من تماس نگیرم و چیزی نگم، اوضاع به نفع من پیش میره و از بیرون یا نگاه دیگران، تماس من با اون شخص و تغییر روش اون شخص در کارش باعث میشه من سود ومنفعتی در ظاهر از ادامه اون کار نبرم دیگه ، اما یه چیزی ته قلبم بهم میگه که تو نباید آگاهانه از گفتن حقیقت امتناع کنی، حتی اگه به ضرر خودت بشه، گفتن اون موضوع باعث میشه شخص مقابل مسیر دیگه ای رو انتخاب کنه وبراش نفع بیشتری داشته باشه…

    دوباره از خداوند هدایت خواستم، گفتم مهربونم خدای خوب و مهربون وقشنگم، بگو انجامش بدم یانه؟

    و به سرعت با این آیه جواب قطعی رو بهم داد.

    الْکَهْف

    کَذَٰلِکَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَیْهِ خُبْرًا(٩١)

    بله، قصه این بود و ما از احوال ذوالقرنین کاملاً آگاه بودیم. (٩١)

    بله به این قشنگی دیده بودید؟ اگر چه بله توی این ایه اضافه شده به معنی، ولی من جواب خودم رو گرفتم به این زیبایی….

    وخداوند از احوالات ما باخبره، هر لحظه وهمیشه…

    اصلا هدفش از خلقت ما واین دنیای مادی همین بوده، که ببینه کدوم یکی از ما خودمراقبتر، متواضعتر وتسلیم تر وبا ایمانتر ومتوکلتر هستیم. اصلا فرقه آدمیکه به خدا توکل می کنه وفقط روی خدا حساب باز میکنه با کسی که مثل گذشته ی من، وهنوزم گاهی اکنون، روی خودش یا دیگران یا شرایط ویا اوضاع تکیه می کنه وامید داره در همینه.

    اینکه آدم متوکل صبور وآرام و تسلیمه…ودر نهایت به آسانی به خواسته هاش میرسه و زندگیش نرم وروان میگذره….

    وآدم مغرور و خودخواه ومشرک وجاهل ونادان، که روی خودش ودیگران حساب میکنه، همیشه در ترس ونگرانی و درد ورنج زندگیشو سپری میکنه حتی اگه به خواسته اش هم برسه هیچ لذتی ازش نمیبره …

    الْأَنْفَال

    إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ(٢)

    مسلمانان واقعی کسانی‌اند که وقتی یاد خدا به‌میان بیاید، دل‌هایشان به تب‌وتاب می‌افتد و آن‌وقت که آیه‌های الهی برایشان خوانده شود، آن آیه‌ها ایمانشان را زیاد می‌کند و به خدا توکل می‌کنند؛ (٢)

    خدایا مهربانم،پروردگار عرش عظیم، این از لطف و مهربانی توست، که من رو از جهالت ونادانی نجات دادی تا تورو بشناسم، وبه تو نزدیک بشم، یاری ام کن تا حتی لحظه ای از یادت غافل نشم، که هرکسی از یاد تو غافل بشه، مثل همون کسی که تو آیه 31 سوره حج گفتی،گرفتار درد ورنج و نابودی میشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      مروارید💗 گفته:
      مدت عضویت: 1161 روز

      سلام مینای قشنگم

      من هنوز کامنتت رو تموم نکردم تا اواسطش خوندم ولی گفتم سریع بنویسم برات چقدر قشنگ گفتی خیلی کامنتت انرژی قشنگی داره و چقدر تجربیات مشابه دارم انگاری خطاب به من بود

      خداروشکر برای آگاهی و مرسی از کامنت قشنگت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: