پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 50


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پونه زرگرزاده گفته:
    مدت عضویت: 2006 روز

    به نام خدای رزاق بخشنده و هدایتگرم

    اسناد جااااانم سلام

    سلام مریم نازنین و دوست داشتنی

    هر بار صدای مریم جان رو میشنوم که در مورد قوانین توضیح میدن یا مطالبی ازشون میخونم از صمیم قلبم تحسینشون میکنم چقدر قشنگ درک کردن و چقدر قشنگ این آگاهی ها رو انتقال میدن

    واقعا به عمق جوووونم میشینه این اگاهی ها…

    چقدر قشنگ تو چند جمله از توحید گفتن

    از مهمترین باورهای محدودکننده باورهای غلط اکثر ادمها چه مسلمان چه مسیحی چه یهودی حتی انسان های لائیک در مورد مذهبه و این پاشنه آشیل اکثر ماهاست

    این باور باعث شده نتونیم خدا و ثروت رو کنار هم قرار بدیم

    نتونیم آدم خوب بودن و خدا رو کنار هم قرار بدیم

    نتونیم راحت زندگی کردن و معنویت رو کنار هم قرار بدیم

    نتونیم قبول کنیم که تنها زمانهایی که شاد و خوشحال هستیم به این نیرو وصل هستیم

    در یک کلام

    نتونیم که خودمون رو لایق یک زندگی با کیفیت در تمام جنبه ها بدونیم به همین دلیل زندگی مون در ترس و نگرانی میگذره

    به همون اندازه که این باور رو اصلاح کنیم ارتباطمون با منبع اصلاح میشه به ارامش واقعی میرسیم و نعمت ها خودبخود وارد زندگی مون میشه…

    قراره با اموزش ها و اینکه چگونه فکر خدا را بخوانیم توحید رو درک کنیم

    توحید به این معنی که تمام اتفاقات زندگی مون حاصل باورهای خودمونه

    توحید به این معنی که جریان هدایت در هر لحظه در زندگی مون جاریه و خیر و شر در هر لحظه داره بهمون الهام میشه و این ما هستیم که تصمیم میگیریم به این جریان وصل بشیم یا راه ذهن رو پیش بگیریم

    توحید یعنی بتونیم اعتبار درامد،عشق و امکاناتی که تو زندگی داریم رو به خدا بدیم

    خدایا چه اگاهی های نابی

    مرسی مریم دوست داشتنی

    خدایا شکرت

    استاد جان مریم جان دوستتتتتتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      سارا سعیدی گفته:
      مدت عضویت: 1714 روز

      دوست عزیزم اول بگم عااااااااشقتم بخاطر کامنت زیبات…بحث توحید ی دریای بی پایانه.. اصلاً به خودم نگاه می کنم می بینم ثانیه به ثانیه زندگیم مشرک بودم..هر چی می رم جلو می‌بینم هیچی بلد نیستم ..فکر میکنم می دونم توحید چیه ولی نمی دونم..جمله ای از شما که اشک منو درآورد این بود که توحید به این معنی که تمام اتفاقات زندگی مون حاصل باورهای خودمونه…

      بحث توحید پایانی نداره…درکش پایانی نداره.عمل بهش پایانی نداره…وای خدای من…من زمانی بهت وصلم که حال و احساسم خوب باشه…خدایا چقدر تو خوبی… عاشقتم…استاد و مریم نازنینم عاشقتونم…دوست عزیزم ممنونم بخاطر کامنت زیبات…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    ملیکا سعادتمند گفته:
    مدت عضویت: 1249 روز

    خدایا شکرت ابتدا بابت این هدایت الهی که من این فایل رو دیدم و سپس خدایا شکرت بابت وجود شما استاد عزیز بابت قراردادن این فایل فوق العاده و زیبا والهی برای ما ممنونم واقعا خدایا صدها هزاران مرتبه شکرت که مرا هدایت می‌کنی وبه من قلب وچشم وگوش پذیرای هدایت الهی داده ای🫂️🫶

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    محمد امین ابراهیمیان گفته:
    مدت عضویت: 1727 روز

    سلام به شما استاد عزیز و همراه پر انرژی شما خانم شایسته و تمامی دوستانی که در این سایت حضور دارند

    خدا قوت می گم به شما و خانم شایسته بخاطر وقت و انرژی که برای تدوین و آماده سازیه فایلها بخصوص فایلهای دانلودی صرف می کنید . خودم برای کارم بعضا مجبور میشم کلیپهای یک دقیقه ای تدوین کنم و می دونم حتی ساده ترین تدوینها برای کلیپهای خیلی کوتاهتر از ویدیو هایی که شما آپلود می کنید چه وقت وانرژی زیادی از آدم میگیره .

    خدارو شکر میکنم بخاطر بخشی از هدایتهایش که توسط دو تا از دستهاش در این دنیا یعنی شما استاد عزیز و خانم شایسته به من و بقیه دوستان این سایت از طریق این فایل رسید.

    به نظر من یکی از مهم ترین نکات این فایل همانطور که استاد خودتون اشاره کردید اینه که با توکل ، ایمان و البته آرامش که نشانه ایمانه اجازه بدی خدا هدایتت کنه و اسرار به راه خاصی نداشته باشی که واقعا کار راحتی نیست و هر کسی ایمان واقعی داره میتونه انجامش بده . توی این موضوع یکی از مهم ترین مثالهایی که خیلی سریع به ذهنم میرسه داستان نوزادی حضرت موسی و سپردنش توسط مادرشون به رودخانه هست واقعا هر وقت بهش فکر میکنم متحیر میشم یک مادر تونسته تا این حد ایمان داشته باشه و با توکل به خدا نوزادش رو به جریان رودخانه بسپاره و خداوند هم اون نوزاد رو تو خونه شخصی مثل فرعون در ناز و نعمت بزرگ کنه حتی الان هم که دارم این متنو می نویسم و بهش فکر می کنم مو به تنم سیخ شده .

    خود من شخصا تا این زمان از عمرم کسی بودم که خیلی روی ذهنم و حساب و کتاب ها و دو دو تا چهار تا های ذهنیم خیلی حساب باز می کردم و فکر میکنم که توی این موضوع باید روی خودم کار کنم و با احساس خوب فقط نتیجه ای که دوست دارم رو توی ذهنم ببینم و مزه مزش کنم و لذت ببرم روی هیچ مسیری خاصی صرفا چون خودم فکر می کنم درسته پا فشاری نکنم

    و بسیار آگاه و هوشیار سعی کنم به نشانه ها و مسیر ها یی که خدا از طریق مختلف به من میگه توجه کنم با امید به این که هر چه جلوتر میرم دریافت و دیدن این نشانه ها برایم راحت تر بشه مثل دیدن در روز و نور کافی که انسان هر چیزی رو خیلی راحت میبینه و تشخیص میده .

    با آرزوی سلامتی و عمر طولانی و با عزت برای شما استاد عزیز خانم شایسته و تمامی عزیزانی که در این سایت حضور دارند و انتخاب کردند که متفاوت از بدنه و اکثریت جامعه زندگی کنند.

    خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    فواد بنیادی گفته:
    مدت عضویت: 1181 روز

    به نام خداوند مهربان و بخشنده

    106مین روز سفر نامه من

    سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیزم و دوستان نهایت عزیزم خدایا شکرت خدایا شکرت

    فایل های که چگونه فکر خدا را بخوانیم در دوره دوازده قدم به دلیل های خییلی منطقی آمده و منطق ذهن را خاموش می‌کنه و این فایل ها خییلی برای من کمک کرده بخاطری این که من یک انسان فوق مذهبی بودم از همان دوران کودکی من قاری قرآن بودم و همیشه ادعا های آدم خوبه در می آوردم خدایا شکرت دقیقا وختی در مراسم مذهبی و عزاداری قرار میگرفتم صرفا بخاطری جلب توجه بقیه افراد من هم الکی گریه می کردم و اصلا همه چیز تغییر کرد از زمانی که من آگاهانه تمرکزم را روی نکات مثبت افراد گذاشتم خییلی تغییر کردم گرچی یک مدت که دور میشم از این مسیر در حد یک روز خییلی سریع میفهمم که آن باور ها خودشان را می خواهند تقویت کند مانند علف های هرز من سریع میایم فایل های استاد را گوش میدم و توجه ام را به خواسته هایم میمانم خدایا شکرت خدایا شکرت

    رد پای من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  5. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 3827 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز که چه قدر وجودتون تو زندگی برای من ارزشمنده و به همه ی دوستان عزیزم من زهرا واله هستم

    و میخوام به امید خدا از این به بعد دستم رو به نوشتن به ریختن افکارم روی کاغذ عادت بدم

    راهی که تا به اینجای کار فکر میکنم خیلی بهتر میتونم به درک بیشتری از جلسات برسم اینه که بیام و بنویسم از میزان دریافتی که از هر جلسه داشتم

    یادمه سالی که ثروت یک به روز رسانی شد من در یه سردرگمی بودم و نمیدونستم باید چی کار کنم نمیدونستم چه کاری رو واقعا دوست دارم و عاشقانه دوست دارم براش وقت بذارم

    اون موقع مسیری رو که فک میکردم علاقمه رو داشتم انجام میدادم یعنی در جهتش قدم برمیداشتم ایده هامو عملی میکردم پا روی ترس هام میذاشتم با وجود اینکه هنوز اول راه بودم و پولی از اون کار دریافت نکرده بودم و واااقعا هم نمیدونستم که این مسیر واااقعا اون چیزیه که من میخوام یا نه ، فقط چون استاد گفته بودن هر ایده ای که الان داری رو پیاده کن تا به شناخت برسی و بعد مسیر های بعدی برات باز میشن، من هم داشتم همین کارو میکردم و هر ایده ای توی اون مسیر میومد جلوی روم انجامش میدادم تاااا اینکه من هدایت شدم به فصل ششم کتاب رویاها و اونجا بود که فصل جدیدی از زندگی من شروع شد من با اون فصل به شناخت جدیدی از خودم رسیدم که تا قبل از اون اصصصلا بهش برنخورده بودم.

    من فهمیدم مسیری که داشتم توش قدم برمیداشتم فقط به خاطر یه سری خلآ های درونیم انتخابش کردم که مهم ترینش دیده شدن و جلب توجه بود (که این خلآ برمیگشت به دوران کودکی من ، محل زندگی من ، نوع بزرگ شدنم ، فرهنگ خانوادگی من و …) و بعد از خوندن اون فصل من دیگه یه آدم دیگه شدم یه نگاه دیگه داشتم ، بیشتر خودم رو شناختم ، خلا درونیم رو شناختم و دیگه دوست نداشتم مسیری که برای کسب ثروت انتخابش کردم رو ادامه بدم چون فهمیدم دلیلش علاقه ی من به جلب توجه و دیده شدنه نه علاقه ی صرف به انجام دادن اون کار، و از طرفی طی چند باری که اون کارو انجام داده بودم در موقعیت های مختلف ، دیدم که برام کسل مننده ست و چیزی که منو هل میداد کاری که با قلبم هماهنگ نبود رو انجامش بدم ، همون تمایل من برای دیده شدن و جلب توجه بود.

    خلاصه از اون لحظه به بعد مسیر من تغییر کرد و قدم به قدم خداوند هدایتم کرد ( که شاید یه جای دیگه در موردش بگم گه چه دستانی بهم کمک کردند ، چه هم زمانی هایی رخ داد چه نشانه های واضحی رو از سمت خئاوند دریافت کردم و …) و الان که دارم کامنت مینویسم من شغلی دارم که عاشقانه دارم انجامش میدم آزادی زمانی و مکانی دارم مشتری ها خودشون به سمت من میان از جاهایی که فکرش رو نمیکنم ، خداوند ایده های کاریم رو بهم الهام میکنه و من انجامشون میدم و ثروت دریافت میکنم یا اینکه از طریق یه مشتری یه دری از فرصت ثروت ساز به روم باز میشه یعنی یه مشتری میاد و یه کار جدید مربوط به حیطه ی کاریم ازم میخواد که اصلا من بهش فکر هم نکرده بودم که از این کارم میشه ثروت بسازم ! و من اعتماد میکنم و قبولش میکنم و میرم یاد میگیرم اون کارو، و براش انجامش میدم … البته که هنوز اول راهم ولی تا به اینجای کار که تقریبا یکساله بیزینسم رو شروع کردم و توی خونه از طریق اینترنت دارم کسب و کارم رو جلو میبرم ، رشد کردم کلی چیز یاد گرفتم ، تخصصم بهتر شده، عزت نفسم بالاتر رفته ، قبلا اگر بود از انجام کارهای جدید میترسیدم و اعنماد به نفس انجامش رو نداشتم ولی الان با ذوق و شوق میرم تو دل کارهای جدید با این ایمان که یاد میگیرم و خداوند چیز هایی که باید یاد بگیرم و اطلاعات مورد نیازم رو در مسیرم قرار میده و هدایتم میکنه تا به بهترین نحو ( در حد تکاملم ) انجامش بدم … و واقعا هم انجامش میدم و وقتی انجام میشه میفهمم که من هیچ کاره بودم من فقط عمل کننده به یه سری الهامات و هدایت ها بودم و اعتبار اون نتیجه میرسه به خدایی که همیشه تو قلبم داره هدایتم میکنه و من باید روی اون و هدایت هاش حساب کنم …

    یادمه اولین باری که استاد داستان مهاجرتشون به آمریکا رو گذاشتن روی سایت من هنگ بودم ، اصلا نمیتونستم باور کنم خدا اینقدر میتونه واضح با من صحبت کنه ، اصصصلا خودم رو لایق هم صحبتی با خدا نمیدیدم ، دقیقا حسم رو یادمه ، خیییلی خدا رو از خودم دور میدیدم ، ولی الان که شاید دو سال از اون داستان میگذره ، من خیلی تو این زمینه رشد کردم ، خودم رو لایق هم صحبتی با خدا میدونم ، توقع دارم که خدا به سوالاتم پاسخ بده ، ازش سوال میپرسم و مغزم رو خاموش میکنم توی آرامش قرار میگیرم و منتظر جوابم ، البته هنوز خییییلی کار دارم ولی میتونم ادعا کنم نسبت به قبل بهتر شدم و این اتصال دایمی چه ققققدر عجله رو از من گرفته ، چه ققدر به من آرامش داده ، چه قدر باعث شده بیشتر به اتفاقاتم به لحظاتم اعتماد کنم، و هرچی بیشتر روی داستان اعتماد به پلنی که خدا برام ریخته کار میکنم بیشتر میتونم از لحظاتم لذت ببرم ، بیشتر میتونم با تمام وجودم لحظم رو لمس کنم و وااااقعا اون لحظه رو زندگی کنم ، چون میدونم الان تو مسیر خوشبختیم و به همه چی در زمان مناسبش میرسم و هرچی بتونم آرام باشم و اعتماد کنم به همه چی ، علاوه بر اینکه بیشتر لذت میبرم سریعتر هم میرسم به خواسته هام . ( البته نسبت به قبل خودم بهتر شدم و هنوز خییییلی جای کار دارم )

    الان دوباره با ایمان ثروت یک رو شروع کردم اینم قدمیه که خدا بهم گفته و باید انجامش بدم من ثروت یک رو با اکانت همسرم دارم و حسم گفت توی این فایل کامنتم رو منتشر کنم.

    خواستم این کامنت رو بنویسم که هم مسیر هدایتیم به خودم یادآوری بشه ، هم اینکه شاید افرادی باشن که نمیدونن دقیقا علاقشون چیه و این امید رو بهشون بدم که ادامه بدید ، ایده هایی که قلبتون میگه رو انجام بدید ، اون ایده ها همه درست هستن و شما رو به علاقتون نزدیک تر میکنن پس با تمام وجود بهشون اعتماد کنید و با ایمان انجامشون بدید.

    دوست دارم فقط در مورد نتایجم صحبت کنم نه حرف قشنگ

    تا کامنت بعدی و نتایج خفن بعدیم

    خدا به همراه همگیتون

    در ضمن بابت کامنت های فوق العاده تون هم بسسسیار سپاسگزارم خیلی ازتون چیز یاد گرفتم ومیگیرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  6. -
    زهرا هاجری گفته:
    مدت عضویت: 2192 روز

    خدایا ما به تو ایمان آوردیم و بقیه کارها با تو!! چقدر آرامش مریم جون وقتی شما حرف میزنین قابل ستایشه. استاد من بعد از آشنایی با شما سعی میکنم واقعا نشانه ها را جدی بگیریم حتی اگر اون کلام از زبان یک بچه باشه. خداوند حتی اگر بخواد با در و دیوار با ما حرف میزنه.استاد چقدر کلمات شما پر قدرته و اشک تو چشای من حلقه میزنه. توحید و توحید و توحید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    اميرحسین گفته:
    مدت عضویت: 3205 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ی مهربان

    خب بریم سراغ نکات کلیدی این فایل: پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی

    نکته اول که خانم شایسته عالی بیان کردن (در مورد کنسل شدن سفر استاد عباسمنش به ایران)، در مورد مدار ها بود که گفتن وقتی با جایی هم مدار نباشی، مهم نیست چقدر دوست داری بری اونجا یا چقدر پافشاری میکنی، جهان اجازه نمیده بهت

    دنیا دنیای مدار هاست، شما جایی هستی که با اتفاقات و شرایط اونجا هم مدار هستی

    دوباره تکرار کنیم: وقتی شما با فضایی هم فرکانس نباشی، حتی اگه خودتم بخوای بری توی اون فضا، جهان نمیزاره، وقتی تفاوت فرکانسی شما با یک جمعی، با یک گروهی، با یک منطقه ای خیلی زیاد باشه

    یعنی فرکانست خیلی خوب باشه ولی فرکانس اونجا خیلی بد باشه یا برعکس فرکانست خیلی بد باشه و فرکانس اونجا خیلی خوب باشه، حتی اگه بخوای هم جهان نمیزاره بری اونجا

    به قول قران الطیبات للطیبین..

    جهان نمیزاره به اون سمت بری، حتی اگه خودت اراده کنی

    و شما استاد واقعا میخواستید برید ایران و واقعا هم چمدون بستید و بلیت گرفتید اما کنسل شد توسط جهان

    نکته ی بسیار مهم:

    وقتی ما روی خودمون کار میکنیم، ما هدایت میشیم به شرایط، به آدم ها، به موقعیت ها و مکان هایی که بهترن و باعث آرامش بیشتر ما میشن….باعث شادی و لذت بیشتری میشن…

    وقتی روی خودمون کار نمیکنیم، هدایت میشیم به آدم ها موقعیت ها و شرایطی که احساس بدتری تجربه کنیم…

    روی خودمون کار کنیم، روی باورهامون کار کنیم، تمرکز کنیم روی نکات مثبت و نعمت ها و چیزایی که میخوایم اتفاق بیفته، احساس خوبی داشته باشیم، سپاسگزار باشیم و دیگه کاری نداشته باشیم

    بزاریم جهان کارش رو انجام بده و وقتی روی خودمون کار میکنیم جهان هرجا مارو ببره اونجا جای خوبیه

    و هرجا نزاره بریم، اون جا جاییه که نباید بریم، وقتی که روی خودمون کار میکنیم

    فقط روی خودمون کار کنیم و سمت خودمون رو انجام بدیم و مطمئن باشیم طبق قانون، وقتی روی خودمون کار میکنیم، وقتی شخصیت قوی تری داریم، وقتی روی عزت نفسمون کار میکنیم، وقتی سپاسگزار تر هستیم، وقتی روحیه بهتری داریم، ما توسط جهان با نشونه ها و هدایت ها به جاهای بهتر هدایت میشیم

    این کار همیشه ی خدائه و همیشه داره انجامش میده… هر لحظه افراد و گروه ها از هم تفکیک میشن…

    و به قول استاد عباسمنش که دیدگاه من با دیدگاه اکثریت مردم ایران خیلی فرق داره و من باور دارم که عوامل بیرونی هیچ تاثیری نداره و هیچ ربطی به رهبر و حکومت و کشور نداره زندگی من… تمام زندگی من توسط خودم رقم میخوره…

    خودت داری زندگیت رو رقم میزنی، اگر که نگاهت رو عوض کنی عوامل بیرونی هیچ تاثیری نداره روی تو…

    تو باید روی خودت کار کنی و اگه اینکارو کنی جهان تورو هدایت میکنه به جاهای بهتر و شرایط بهتر

    هیچ عامل بیرونی در کار نیست و “نیاز نیست با هیچ چیزی بجنگی”…. این جمله بنظرم خیلی مهمه… برای تغییر شرایطت نیاز نیست با چیزی یا کسی یا حکومتی بجنگی… برای رسیدن به خواسته هات اگه بجنگی، تو هدایت میشی به جنگ بیشتر… هدایت میشی به سمت نازیبایی و ناخوشی بیشتر… هدایت میشی به سمت افراد جنگ طلب و ناخوش و عصبی..

    به قول خانم شایسته هرقت استاد توی آموزه هاش میخواد قوانین رو توضیح بده میگه: تمام اتفاقات زندگی شما “بدون استثنا” توسط خودتون خلق میشه، با باورها و کانون توجهتون

    و روی این بدون استثنا خیلی تاکید داره استاد عباسمنش…

    یعنی هر تجربه ای که وارد زندگی من میشه، خالقش منم، مسئولیتش بامنه، هرچیزی که وارد تجربه ی من میشه مسئولش منم… هیچ کس دیگه ای مسئول نیست…

    حتی اگه دو نفر جلوی چشم ما باهم نزاع و درگیری ایجاد کنن، حتی دیدن این اتفاق دلیلش خود ما هستیم… خالقش ماییم…

    نکته ی بعدی اینه که وقتی ادم از خدا طلب هدایت میکنه و رها میکنه خودش رو و به خدا میگه خدایا منو به مسیری ببر که لذت ببرم، همزمانی ها و هدایت های خیلی جالب و عجیبی مثل تجربه ی شما رخ میده براش

    برسیم به جایی که از خدا بابت هرچیزی هدایت بخوایم، بدونیم که عقل ما از ورودی هایی که گرفته تشکیل شده و بسیار محدوده…

    بزاریم خدا مارو هدایت کنه و تجربه های لذت بخشی داشته باشیم… این موضوع هدایت توی هرچیزی هست، توی کسب و کار، توی روابط، توی زندگی روزمره و هرچیز دیگه ای

    بازم تکرار کنم: برسیم به جایی که از خدا بابت هرچیزی هدایت بخوایم، هرچیزی، هرچیزی

    باید کاملا ذهنمون رو خاموش کنیم تا هدایت بشیم، یموقع هست که از خدا هدایت میخوایم ولی ته ذهنمون هم دلمون میخواد فلان اتفاق خاص رخ بده و هرجوری شده میخوایم هدایت رو وصل کنیم به اون تا بهش برسیم

    نباید اینجوری باشه و باید کاملا رها باشیم و ذهنمون رو خالی کنیم

    اینجوری مانع هدایت میشیم…

    باید جوری هدایت بخوایم و بگیم هررررررچیزی پیش بیاد خیره و هرچیزی بشه همون اتفاق خوبه هست و بسپاریم که خدا هدایت کنه…

    همیشه قلبمون رو باز کنیم برای هدایت و بشنویم هدایت رو و از خدا بخوایم ظرف مارو بزرگ کنه برای دریافت هدایت ها

    چون خدا همیشه و هر لحظه داره میگه ولی ممکنه ما نشنویم

    از خدا بخوایم گوش مارو شنوا و قلب مارو باز کنه و ذهن منطقی مارو خاموش تر کنه برای درک هدایت…

    برای هرچیزی هدایت بخوایم…

    و خداوند کارش هدایت ماست، به شرطی که ایمان بیاریم بهش، اون بقیه کارارو انجام میده

    خودش گفته برماست هدایت کردن و منم که اجابت کننده هستم… خدا وظیفش اینه اصلا

    به شرطی که ایمان بیاریم

    واقعا مغز ما هیچی نمیدونه در مورد مسائل و موضوعات مختلف… هرچیزی شنیده باور کرده، و 99 درصد ورودی هاش در مورد موضوعات اشتباه و ناقصه

    بهترین کار اینه به قول شما استاد که از خدا بخوایم و به اون بگیم مارو هدایت کنه… روی شونه ی اون بشینیم…

    من خودم خیلی روی مغزم و تحلیل هام حساب میکنم… و خیلی اوقات به نتیجه نرسیده… واقعا ما نمیدونیم چی برای ما خوبه و در هر لحظه به چی نیاز داریم…

    ولی خدای بینهایت میدونه چی مناسب ما هست برای لذت و برای پیشرفت…

    باید رها کنیم و از اون هدایت بخوایم تا مارو رشد بده…

    اگر بهش ایمان بیاریم هدایت میکنه….

    اصلا روی مغزمون حساب نکنیم واقعا… به نتیجه نمیرسه….

    تمام زندگی ما دست خودمونه… شرایط بیرونی و پدر مادر و دولت و کشور تاثیری نداره

    ولی ما روی خودمون و باورهامون کار میکنیم، وقتی ورودی مثبت میدیم، وقتی صبح تا شب به نکات مثبت توجه میکنیم، وقتی احساس خوبی داریم و آرامش داریم… وقتی رضایت داریم از خودمون و عاشق خودمونیم، و وقتی این مسیر رو ادامه میدیم، خدا مارو هدایت میکنه به جاهای بهتر و عالی تر… هدایت میکنه به ادم های بهتر، به شرایط بهتر… اصلا مهم نیست و نمیخواد که جامعه رو و ادم هارو عوض کنیم…اصلا لازم نیست با چیزی بجنگیم…

    هرکسی بجنگه نابود میشه… هرکسی دنبال جنگ و درگیری باشه، درگیری دنبالش میاد… فکر نکنیم اگه زدیم نابود کردیم ادم های نامناسب و منفی و شرایط منفی رو، دیگه زندگیمون خوب میشه، امکان نداره همچین چیزی…

    ما در مدار ها زندگی میکنیم، اگه دنبال جنگ و دعوا و درگیری باشیم در مداری قرار میگیریم که دعوا و جنگ و درگیری هست اونجا، شرایط و ادمهای اون مدار هم دنبال این داستانها هستن…

    هیچکس هیچوقت با جنگ و درگیری خوشبخت نشده که هیچ، بدبخت هم شده

    هیچکس با جنگیدن به صلح نرسیده… هیچکس با جنگیدن به آرامش نرسیده…

    هرکسی دنبال جنگ و درگیری هست، تا اخر عمرش در همین شرایط میمونه تا نابود بشه، مگر اینکه تغییر کنه

    استاد چقدر این صحبت هاتون آرامش بخشهکه نیاز نیست با چیزی “مبارزه” کنیم، خیلی ها از جمله خودم چون فکر میکنیم برای بهبود شرایط باید ادمها و شرایط منفی رو نابود کرد و یا با ادمهای بد جنگید و از سمتی بیشتر وقت ها هم زورمون نمیرسه به شرایط بیرونی و ادم ها منفی، مستاصل میشیم و احساس بشدت بدی به ما دست میده…. احساس ناتوانی و خشم و تنفر بهمون دست میده، چون قانونش رو نمیدونیم

    اما قانون اینه که روزی زیبایی ها تمرکز کن، از الله هدایت بخواه، احساس خوبی داشته باش، باورهات رو درست کن، خدا تورو درمداری قرار میده که همین چیزارو میبینی… آرامش رو میبینی، افرادی رو میبینی که در صلحن با تو و جهان، افراد ارزشمند و زیبا و خوب، شرایط خوب، محیط خوب، لذت و آسانی و شادی…

    مبارزه نیاز نیست… خدا مارو هدایت میکنه به هرچیزی که توجه کنیم بهش…

    قانون اینه

    قانون دنیا قانون مدار هاست… مدار مدار مدار مدار

    به زیبایی ها توجه کنی میری تو مدارش

    به منفی ها توجه کنی میری تو مدارش

    قانون اینه

    قانون جهان با توجه و باور ما شکل میده زندگی مارو… نه با زور و بازو و جنگ و انقلاب بیرونی

    دنبال جنگ باشی به جنگ های بی انتها هدایت میشی

    دنبال صلح و آرامش و زیبایی باشی به زیبایی و صلح و آرامش بی انتها هدایت میشی

    نباید نگران عوامل بیرونی و منفی ها باشیم… قانون رو اگه درست درک کنیم نگرانی از بین میره… قانون اینه اگه روی زیبایی ها متمرکز باشی و حالت خوب باشه و باورهای خوبی داشته باشی، به مسیرهایی و شرایطی هدایت میشی که حال خوب و افراد خوب و شرایط عالی نتیجشه…

    وقتی روی خودمون کار میکنیم نباید نگران منفی ها باشیم که مبادا بیاد تو زندگیمون…

    چیزی وارد زندگی ما میشه که بهش توجه کنیم و متمرکز باشیم روش…

    چیزی وارد زندگیمون میشه که باهاش همفرکانس شده باشیم قبلش….

    هیچ چیزی بدون اجازه ی تو وارد زندگیت نمیشه…این کار هر لحظه انجام میشه…

    ورودی مناسب= خروجی مناسب….

    همه چیز ساده هست… نگران نباش… خودت رو تبدیل کن به شخصیت زیبابین، اونوقت زیبایی ها میاد تو زندگیت

    هرچیزی که نمیخوای، باهاش نجنگ، فحش نده، اعتراض نکن، توجه نکن بهش، روت رو کن یه سمت دیگه

    بهش توجه نکن

    و سعی کنیم نعمت ها و زیبایی ها رو بهشون توجه کنیم…

    خداوند هدایت کننده و اجابت کنندست… به درخواست های فرکانسی تو جواب میده…

    وقتی میجنگی و دوست داری درگیر بشی، جهان آدمهایی رو برات میاره که اوناهم دوست دارن باهات درگیر بشن…

    آدمهای خشن، ادم های ناراحت، ادمهایی که در صلح نیستن با خودشون همدیگه رو جذب میکنن… این قانونشه…

    وقتی تمرکز میکنیم روی نکات مثبت و خواسته هامون، و ذهنمون رو کنترل میکنیم و کانون توجهمون روکنترل میکنیم، “فازغ از اینکه قوانین دولت ها چیه و اون بیرون چخبره” ما هدایت میشیم به خواسته هامون، هدایت میشیم به چیزی که میخوایم… کاری به جامعه نداریم و اصلا مهم نیست

    باید خودمون رو درست کنیم… وقتی خودمون رو درست کنیم جهان مارو به جاهای درست و زیبا هدایت میکنه…

    مثل داستان نوح و داستان لوط و بنی اسرائیل… که در زمان مناسب هدایتشون کرد به مکان مناسب

    وقتی محیط اونا منفی بود یا منفی شد، خدا اونارو هدایت کرد مکان دیگه…

    این قاعده ی جهانه، این قانون جهانه، این مشیت جهانه…

    زندگی ما دست هیچکس نیست، زندگی ما دست خودمونه… تحت فروانرواییِ تنها فرمانروای دنیا

    استاد من بعد چند سال عضویت در سایت شما و استفاده از فایل های شما، باورتون شاید نشه، انگار همین الان یک ذره درک کردم و باور کردم و اصلا انگار تازه شنیدم این قانون مدار هارو انگار تا همین الان که این فایل رو گوش دادم نمیدونستم این قانون رو… یک آرامش و احساس زیبایی درونم شکل گرفته الان که خیلی لذتبخشه… و بخاطر مرور قانون مدار ها بود که توی این فایل شنیدم…

    خیلی جالبه

    استاد الان یک حسی دارم که انگار دارم وارد دنیای جدیدی میشم… وارد مدار جدیدی میشم…همچین حسیه… انگار شرایط قبلی خواب و خیال بوده و دارم تازه متولد میشم… همچین حسی دارم الان… واقعا استاد تکامل چقدر مهمه… اگه صد سال در موردش صحبت بشه بازم کمه… تکامل واقعا مهمترین چیز در این مسیره… درک این قوانین، درک توحید، درک مدارها و درک خدا، بشدت نیاز داره به طی شدن تکامل… واقعا چی عجیبیه این قانون تکامل… خیلی مهمه…

    واقعا بینظیر بود این فایل… واقعا از شما متشکرم استاد.. ممنون از شما و از خانم شایسته ی عزیز…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      نسرين خالقي گفته:
      مدت عضویت: 1606 روز

      سلام اقای ادیبی عزیز ،

      این و این متن زیبای شما هم هدایت و پاسخی به درخواست خودم بود ، من در پی تغییر شغلم هستم و چند جا هم اقدام کردم ، دلیل تغییر برای پیشرفت و رشد خودم می دانستم البته تا حدی این هست ولی با دقیق شدن در خودم متوجه شدم من مدنی است به واخواته ها و ما زیبا یی های محل کارم توجه دارم به مشکلی که با یک همکار دارم توجه دارم ، کار و محیطی که زمانی ارزو داشتم در ان کار کنم .با این فایل و متن شما و همزمان گوش دادن به قدم ۶ دوره ١٢ قدم که اون هم در مورد هدایت هست ، متوجه شدم من از خدا هر روز میخوام من را هدایت کنه ولی ته دل انگار یک جورایی به خواسته چسبیدم . از امروز تلاش می کنم رها باشم و فقط زیبایی همکاران و محل کار را ببینم و تلاش می کنم دست خدا را باز بگذارم تا من را به زیبایی بیشتر به افراد موحد بیشتر هدایت کند .

      سپاس از شما و امیدوارم هر لحظه شادتر و ثروتمند تر باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      محمد حسن زاده گفته:
      مدت عضویت: 3416 روز

      سلام به برادر نازنین وتوحیدی خودم امیر حسین عزیز

      خیلی تحسینت میکنم به خاطر درک عمیقت از قوانین.

      چقدر لذت بردم از کامنتت خیلی کامل توضیخ دادی احسنت .سپاسگزارم

      واقعا چه باور خوب وقدرتمندیه که خدا در هر لحظه در خال هدایت ماست.و همونطور گه گفتی کافیه رها باشیم

      سمت خودمون انجام بدیم ،خداوند قطعا سمت خودش رو دقیق انجام میده و ما به مسیر خواستمون لاجرم هدایت میشیم. اولش سخته (تکامل) ولی هر بار که رها میشیم وبعد نتایج میاد ایمانمون به قوانین بیشتر میشه

      و دفعه بعد یکم راحتر رها میکنیم وبه خدا توکل میکنیم .وهر چقدر این مسیر تکرار میشه ایمان بیشتر ونتایج بزرگتر میشه .از خدا میخوام که هممون رو توی این مسیر ثابت قدم نگه داره .آمین . سپاسگزارم

      در پناه رب العامین باشی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2309 روز

    خدای من، نمیدونم باید چی بگم

    اولش ک تو بهت بودم

    اشک از چشمام سرازیر شد

    من هنوز هم بهت زده میشم وقتایی ک تو انقدر وااااضح باهام حرف میزنی

    اصلا انگار صورت منو میگیری رو به روت که نگات کنم و باهام حرف میزنی…

    برامون خلوت درست کرد

    همه رفتن و من تنها موندم تو خونه

    باهاش صحبت کردم،همه چیو بهش گفتم

    بلند شدم ک برم سر کارام و دفتر کوچولوم رو گذاشتم رو میز کنار بقیه، اومدم شوینده رو از تو کمد بردارم ک چشمم افتاد به برگه رویی دفتر کوچولو ک گذاشته بودم رو میز

    تو اون برگه فقط یه جمله نوشته شده بود(ماه ها پیش خودم نوشته بودم، حرف های پروردگارم رو)

    اون یه جمله این بود:

    «فقط اجازه بده. بزار که هدایتت کنم»

    نمیدونم چی باید بگم….

    من هنوز سرشار میشم از لحظاتی ک اینطور باهام حرف میزنی….

    خدای من،خدای من، خدای من…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2309 روز

    به نام پروردگاری که هدایت گر است

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته گل

    واقعا عجـــــب فایل پر محتوایی، خودش میتونه یک دوره باشه. من بعضی فایل هارو به عنوان یک دوره کوتاه و جامع نامگذاری میکنم. این فایل هم یکی از اون هاست.

    نکته دیگه اینکه، واقعا جهان، جهان هم فرکانسیه، حتی در مورد دیدن یک فایل. من این فایل رو ماه هاست ک دارم، اما ندیدمش.

    یادمه یکی دوماه بعد اینکه فایل رو گرفتم، یه موضوعی برام پیش اومد که خیلی بهمم ریخت، آشفته بودم. به خودم جواب درست رو در مقابل نجواهای ذهنم میدادم ولی به خوردم نمیرفت، صدای نجواها بلند بود. یه مقدار خودم رو آروم کردم، گفتم من باید تلاش کنم تا بیام توی مسیر، من باید تلاش کنم. و یکم آروم تر شدم و بعد هدایت شدم به این فایل ک توی گوشیم بود. پلی کردم و مشغول تماشا شدم، یکهو، اونجا که خانم شایسته گفتن: وقتی که شما در مدار یک اتفاق یا جایی نباشی، مهم نیست چقدر تلاش کنی و دلت بخواد ک اونجا باشی، جهان نمیزاره!» و این حرف زنگ خورد تو همه وجودم و آروم شدم… این حرفی بود ک داشتم به خودم میزدم و ذهنم مقاومت میکرد. حالا خانم شایسته داشتن میگفتنش. میخواستم فایل رو برگردونم که دوباره گوشش کنم ک استاد همین صحبت رو بازتر گفتند! خدای من فوق العاده بود. من آروم شدم… خیلی آروم و بعد به خواسته ام هدایت شدم.

    دیشب من بی انرژی شدم، منتظر و بی تاب یک خواسته، یه جوری ک همش منتظر داشتن اون خواسته بودم، آرامش درونی نداشتم… گفتم خدایا چیکار کنم؟ هدایت شدم ب سایت، مرا به نشانه ام هدایت کن رو زدم و هدایت شدم به این فایل… میدونید، موضوعی ک درباره اش بیتاب شده بودم همون موضوع چندماه پیش بود… و دوباره همین فایل…. عظمت خدا…

    قسمت اول متن انتخابی انگار برای من بود… من نیاز به یک انقلاب درون خودم داشتم. یک انقلاب از جنس خودارزشی، توحید، تکیه به خدا و رها بودن. از جنس اینکه بهش بگی من اینو میخوام، نمیدونم چطور، تو خودت بدش و با اعتماد بری لذت ببری، از جنس اینکه من فلان تجربه رو میخوام ولی اونقدر از دستا و نعمت خدا مطمئن باشبک حتی نگی با کیو کجا، بگی خودت بچینش برام و سفارشت رو وااااقعا رها کنی تا برسه و خودت با عشق از فرصت زندگی تو جهانت لذت ببری.اونجا ک استاد گفتن باید وقتی میگی هدایتم کن دیگ واقعا رها کنی نه اینکه ته دلت خودت یه چی بخوای و هدایت هارو وصل کنی ب اون…. من داشتم این کارو میکردم. من داشتم اصرار میکردم و خواسته ام انگتر هر لحظه داشت از من دور تر میشد. میگفتم خدایا میسمرم به خودت، الخیر فی ما وقع، هرچی پیش بیاد همون خوبه اس ولی رفتارم این نبود… این فایل، وقتی داشتم میشنیدمش حالم خیلی خوب بود، آروم شدم، گفتم الان ک تموم بشه، بازم برمیگردم ب حالت قبل، و اونجا بود ک حرف استاد تو گوشم زنگ خورد، فایل ها رو بزارید تو گوشتون صبح تا شب گوش کنید. حرفای آقا رضا عطارروشن، ک میگفتن مدام در حال گوش کردن فایل ها بودن… منم باید این کارو میکردم.

    وقتی استاد داشتن درباره این صحبت میکردن ک خدایا من به تو تکیه میکنم و رو مغزم حساب نمیکنم و میخوام تو هدایتم کنی، اونجا ها ک درباره این میگفتن ک تو اصلا لازم نیست کاری کنی، تو توجه کن به زیبایی ها، بابا هدایت میشی ب اتفاقات خوب…. میخواستم دوباره برگردونم فایل رو و تا دوباره این حرف های استاد رو گوش کنم، همون موقع استاد گفتن فیلم قطع شده بوده و درباره اون موارد مریم بانو بهشون گفتن دوباره صحبت کنید. خب آخه همین یه همزمانی چقدر عالی بود…. من میخواستم دوباره این حرف ها رو گوش بدم، گوشی استاد اون موقع ضبط نکنه، بعد دوباره ادامه بدن و اتفاقا از اونجا ک من میخوام تکرار بشن حرف ها…. خدایا شکرت.

    نشانه مهم دیگه ام این بود ک، وقتی متن انتخابی رو خوندم، گفتم برم نماز بخونم و بیام، تو نماز، با همه جودم اون قسمت سوره حمد رو خوندم، اهدنا الی صراط المستقیم…. وتو قنوتم گفتم، خدایا خودت کمکم کن بتونم ذهنم رو کنترل کنم.و استاد تو فایل به زیبایی تمام با همین سوره دعا کردند برای همه. و من فهمیدم این فایل چقدر برای منه.

    من تو شرایطی دوباره به همین فایل هدایت شدم ک داشتم از همون موضوع رنج میبردم. به قول استاد، تو تاوقتی مسئلتو حل نکنی ک نمیتونی ازش رد شی! مسئله من خودم بودم، مسئله من این بود ک میدونستم کجاهامشکل دارم اما نمیرفتم حلش کنم…. و تکرار این اتفاق و اون احساسات و اون حالات بهم گفت ک باید تغییره رو تو خودت ایجاد کنی. نمیتونی انتظار نتیجه متفاوت داشته باشی وقتی اساسی رو خودت کار نکردی. البته دیدم بهبودم رو، بهتر شده بودم، خیلی بهتر، ولی هنوز کار داشتم و دیگ نباید از کار کردن رو اون جنبه خودم فرار کنم

    خدایا سپاسگزارم بابت هدایتت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1621 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه دوستان خوبم

    چقدر فایل خوب معرفی وا گاهی دوازده قدم را برای ما خانم شایسته توانست توضیحات خوبی ارائه بدهد و بابت تمام زحمت هایی که خانم شایسته برای تدوین این فایل ها میکشند واقعاً تشکر کنم و قابل تحسین است

    ما چگونه بتوانیم فکر خدارا بخوانیم اگر به درک قوانین زندگی پی ببریم و باورهای محدود کننده را شناسایی کنیم چیزی که بچگی برای ما سوء برداشت ها و ترمز های قوی را نصب کرده ایم که خداوند و ثروت را بتوانیم در کنار هم قرار دهیم

    چون ما قبلا مسئول خوشبختی خودمان هم نیستیم و لایق زندگی با کیفیت نداشته بودیم که همه اینها شرک هستندو اگر روی آن کار کنیم به آرامش بیشتری می توانیم برسیم وارتباط خوبی با خداوند داشته باشیم اما ماموریت این محصول تماما توحید است که تمام اتفاقات را خودم رقم می‌زنم و بپذیرم که تغییر را خودم می توانم به وجود بیاورم

    دوازده قدم توضیح کلام خداوند در قرآن از جزء اصول و آداب و راهنمایی خلق زندگی ما می باشد مخصوصا نعمتهایی که خداوند مسخره ما کرده اگر منطق را با نگاه خداوند اصلاح کنیم در خود مان کار کردن با ذهن و باورها را تمرین کنیم می‌توانیم فکر خدا را بخوانیم وباور فراوانی و لیاقت در ذهنمان ایجاد کنیم و این شناخت خداوند احساس لیاقت را در ما می تواند محکم قدم برداریم برای موفقیت های زندگی

    خیلی ممنون خانم شایسته بابت این فایل ارزشمند و گاهی نابتون

    در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: